راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!
📍 این جلسه ادامه گام ۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅
نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامهای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️
چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟
اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…
همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهنمون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو میگیره.
در این جلسه میآموزیم:
چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯
تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:
«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سالها با این سوال درگیر بودم! 🌀
با رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓
در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق میشدم!
چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی میدونست و لاغری براش عجیب بود.
یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجهای ماندگار نمیگیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃♂️🥗.
چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️
تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری میکنی لاغر نمیمونی؟!
چرا یه مدت رژیم میگیری، ورزش میکنی، کلی زحمت میکشی… اما بازم برمیگردی سر خونه اول؟! 😩
دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!
یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همونطور که طبیعت راه خودش رو میره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه میده.
نمیتونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامهریزی کنی!
🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش میخوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون میجنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر میشه…
اگه واقعاً میخوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.
✋ هر بار که به بدنت نگاه میکنی، به جای اینکه بگی: “من همینهام دیگه!”
باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقتهست!”
همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک میده و آرومآروم انتظار چاقی رو ازش پاک میکنه. 🧽🧠

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی
راستشو بخوای، همهی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که میگن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…
اینا فقط یه نقابن 😶
چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، اینهمه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمیاومد.
🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه
وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راههای مختلف به ما هشدار میده:
زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبهنفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…
یعنی داره فریاد میزنه: «این حالت طبیعی من نیست!»
اما مشکل کجاست؟ 🤔
مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!
یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قویتر از ته ذهنمون میگه:
«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیهس، نه تو!»
و اینجاست که افکار لاغری، مثل یه جرقهی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش میشن 🔥💨
یه اعتراف مهم 😓
منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم میاومد یا از دیدن وزنم کلافه میشدم، تصمیم میگرفتم که دیگه تمومه!
میگفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمیخورم، همه چی تموم!»
ولی چند روز بیشتر دووم نمیآورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق میدید، قویتر بود.
🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار میکرد:
«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانوادهت چاقن»، «سنت بالاست»…
همهی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!
حالا چی کار کنیم؟ 🌱
اگر واقعاً میخوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی
باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقتهست.
باید ذهنت رو قانع کنی که:
✅ لاغر شدن ممکنه
✅ من میتونم متفاوت باشم
✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟
«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آیندهی جسممون رو چاق پیشبینی میکنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاقتر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاقتری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!
شاید بگی: «مگه من پیشگوام؟!» 😅
ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی میکنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.
و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگوییها ناخودآگاهیه!
😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیشبینی میکنه، نه لاغر؟!
دلیلش خیلی سادهست:
چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقیمون به ذهنمون دادهایم.
مثلاً:
- «چاقی من ارثیه»
- «من چون کمتحرکم چاقم»
- «بدنم سوختوسازش پایینه»
- «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
- «من عین خالهم چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
- «من عاشق شیرینیام، نمیتونم لاغر شم»
- «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…
📌 این جملهها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آیندهی ما رو چاق پیشبینی میکنه!
🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!
حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته میشی و میگی: «دیگه بسه! میخوام لاغر شم!»
خیلی هم عالیه 👏
اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظهایه.
در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سالها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بیقدرت و ضعیفه 😕
💡 اگه میخوای این «انتظار چاقی» رو با یه برنامه کامل و تمرینهای عملی از ذهنت پاک کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ جواب روشن این سؤال؛ در ادامه هم توی گام ۸ سراغ «چرا چاق میشویم؟» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.89 از 179 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

گام ۷: تغییر انتظار چاقی
به نام خدا.
ماجرای تشدید چاقی ما بیشتر از آنجایی شروع شد که هر روز از خود پرسیدیم:
چرا لاغر نمی شم؟
چرا چاقم؟
چرا آب می خورم هم چاقم؟
یا اینکه چطور چاقی را از بین ببرم؟
چطور دیگر چاق نباشم؟
یا مدام خودمان را در آینه نگاه کردیم و گفتیم وای چقدر چاقم!
روی ترازو رفتیم و گفتیم ولی چقدر چاقم!
لباس پوشیدیم گفتیم چقدر چاقم!
موقع غذا خوردن،موقع خوابیدن، موقع بیدار شدن، موقع راه رفتن،موقع کتاب خواندن،موقع عروسی، موقع هر مجلسی،موقع دریافت دیپلم افتخار یا حتی موقع تماشای فیلم طنز و کمدی، گفتیم: «وای چقدر چاقم!»
خلاصه که نگذاشتیم یک آب خوش از گلوی خودمان پایین برود!
بعد انتظار داریم دو روزه هم لاغر بشویم که زهی خیال باطل!
وقتی یاد بگیریم آگاهانه دیگر به خود بر چسب نزنیم، وقتی یادبگیریم احساس خوب به لاغری داشته باشیم، وقتی یاد بگیریم به لاغری و تناسب اندام در هر فردی توجه کنیم، وقتی توانایی لاغری و تناسب اندام خود را باور داشته باشیم، وقتی توی کوچه و خیابان به این و آن انگ چاقی نزنیم؛ آن وقت می توان گفت که بله! یک تغییراتی در حال صورت گرفتن است حتی خیلی ریز و زیر پوستی!
دوستان و خودِ عزیزم! بیاید از این به بعد به لاغری و تناسب اندام فکر کنیم. سوال های چرا و چگونه ای بپرسیم که جوابش به لاغری و تناسب اندام منجر می شود نه چاقی بیشتر! هر چه سوال از ذهن خود بپرسید ذهن در همان راستا پاسخگوست!
اگر بپرسیم چرا چاقم؟ چرا لاغر نمی شم؟!خواه نا خواه باعث تثبیت باور های محدود کننده ی چاقی می شویم چون پیش فرض این سوالات بر مبنای چاق بودن است!
اگر بپرسیم چگونه از شر چاقی خلاص شوم که دیگر بدتر!چون به طور کلی سوالِ چگونه، جوابش موقعی به ذهنمان می رسد که ما چراییِ درستی داشته باشیم یعنی وقتی پیش فرضِ سوال درست باشد(که در این سوال ذکر شده هم پیش فرض درست نیست)، بعد باور داشته باشیم و احساس خوب به لاغری داشته باشیم، سپس بعد از یک مدت احساسِ خوب به لاغری، باور به لاغری تقویت می شود و آنگاه چگونه هم به تدریج متوجه خواهیم شد و راهکارهایی مثل انواع اصلاح سبک غذایی خود به خود به ذهنمان می رسد یا … نه اینکه به زور و اجبار صدباره لاغر شویم و دوباره چاق!
پس در یک کلام بیاید چراهایمان را بر مبنای لاغری و تناسب اندام و سلامتی بگذاریم! و باور کنیم که لاغری و تناسب اندام حق طبیعی ماست!
خیلی ممنون و متشکرم.
نشان های دریافت شده
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به همه دوستان
من همیشه تو ذهنم برای لاغر بودن باید سختی کشید و همیشه باید یا تو رژیم باشم یا تحرکم زیاد باشه به همین دلیل تا زمانی که رژیم میگرفتم یا ورزش انجام میدادم لاغر میشدم به محض رها کردن روشها چاقی من هم برمیگشت چرا؟
چون که من چاقیم رو از خانواده مادرید به ارث بردم.
من باردار شدم و هر کسی باردار بشه کلا جسم تغییر میکنه و بالطبع چاقی بیشتر و اینکه این چاقی همیشگی هست،
هر چه قدر سنم بالاتر میره وزنم بیشتر میشه و این وزن دیگه پایین آوردنش سخت هست.
من غذا رو کامل نمیجوم و تند تند غذا رو قورت میدم پس چاقی من طبیعی هست.
به خوردن شیرینی خیلی علاقه دارم پس من باید چاق باشم.
من غذای سرخ کردنی خیلی دوست دارم پس چاق شدنم طبیعی هست
من از هیچ غذایی بدم نمیآید و هرچیزی می خورم پس من چاق میشم
من به ذهنم با این دلایل منطقی چاقی رو برای خودم طبیعی کرده ام همسرم متناسب هست و طبیعت خودش رو لاغری میدونه و همیشه میگه یا چاق نمیشن یا حتی اگر دو کیلو چاق بشم خیلی سریع این دو کیلو کم میشه،من بدنم چاق نمیشه و برای عروسی خودمون میخواست چند کیلو اضافه کنه هر غذایی هر مکملی خورد نتونست وزن اضافه کنه چون قبل از اینکه اون خوراکی یا مکمل رو بخوره عقیده داشت و میگفت که این هم برای من فایده نمیکنه در حالی که من تو فکر و ذهنم این بود که مگه میشه چاق نشد منو دست انداخته، در حالی که الان میفهمم همسرم تو ذهنش لاغری رو طبیعت خودش قرار داده اما من چاقی رو طبیعت خودم قرار دادم خانواده همسرم همگی متناسب هستند حتی پدر و مادرشون لاغرند اما فقط یک خواهرشون چاق هست پس ارثی بودن در واقع غیر منطقی هست یا در خانواده خودم همه خواهرهام متناسب هستند همه میگن به خانواده مادرت کشیدی چرا این ارث فقط به من رسیده؟ عمو و زن عموم هر دو متناسب هستند اما پسرعموهام و دخترعموم چاق هستند
اگر بارداری باعث چاقی میشه پس چرا همه دوستانم وخواهرهام و همه اطرافیانم بعد از بارداری کاملا متناسب هستند
سن بالا باعث چاقی هست مادربزرگ خودم با وجود سن بالا کاملا متناسب بود یا مادر بزرگ دیگه ام جوانتر بود کمی چاق بود اما حالا لاغرتر شده
با وجود چاقیم اما همیشه تو ذهنم بوده که اگر رژیم یا ورزش رو منم خیلی زود لاغر میشم و همین طور هم میشد و من می تونستم در مدت خیلی کم به لاغری دست پیدا کنم که همه اطرافیان با دیدنم شوکه میشدن.
من مدت یک سال حتی با رها کردن چند ماهه لاغری با ذهن، مثل قبل به لاغرتر کردن زیاد فکر نمی کردم در حالی که قبلاً همیشه فکر این بودم که کی رژیم رو شروع کنم تا لاغر بشم یا وای ورزش نمی کنم چاق میشم و می بینم که با وجود ورزش نکردن و رژیم نگرفتن در این مدت وزنم مثل قبل زیاد نشده پس این نشون میده که ذهن من داره لاغری رو یاد میگیره مثل همه کارهایی که تا حالا انجام دادم مثلا من مدتها قبل دوره برنامه نویسی و طراحی سایت رو گذروندم و حتی مدتی هم مشغول کار بودم اما ده سال بود که دیگه کار نمی کردم و در نظر خودم همه چیز یادم رفته بود ولی یکی از اشنایانمون نیاز به سایت داشت و از من خواست که براش طراحی کنم اولش مردد بودم که همه چیز یادم رفته، اما قبول کردم و بعد از شروع کار دیدم که همه مراحل کار تو ذهنم هست و به راحتی این کار رو انجام دادم پس ذهن من توانایی یادگیری رو داره و اگر چیزی رو کامل یاد گرفته باشم پاک شدنش از ذهنم محال هست.
نشان های دریافت شده
ما دو نوع قانون داریم یک قانون طبیعی مثل روئیدن گندم از گندم و جوشیدن آب در دمای ۱۰۰درجه که هیچ تغییری در آن نمیتوان ایجاد کرد ولی ما گل های رزی را دیده ایم که سیاه هستند و آن به دلیل قانون بدیهی هست که ما در روند یک قانون طبیعی اختلال ایجاد میکنیم
لاغری هم یک امر طبیعی برای انسان است چون انسان متناسب به دنیا میاد ولی با وارد کردن فرمل های ذهنی چاق کننده خود راچاق میکنه افکاری مثل ارثی بودن چاقی من یا اینکه من آب هم میخورم چاق میشم یا چربی های من مقاوم شده باعث شده چاقی برای من منطقی بشه و برای من امری طبیعی و دیگه من به دنبال اصلاح این باورها نباشم
ولی من با پا گذاشتن در مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم که اگه من بارها از روشهای دیگر تناسب اندان نتیجه نگرفتم دلیل بر بی اراده بودن من نیست بلکه من ثابت کردم که اراده ای قوی را دارم ولی مسیری که من میرفتم اشتباه بوده و اگر هم نتیجه ای حاصل میشد به این دلیل که افکار چاق کننده در ذهن ما چاقی رو یک امر طبیعی جلوه میدادند و از طرف دیگه سختی و محدودیت این برنامه ها راه رو برای ما سخت میکرد و ما کم آورده و مسیر را رها میکردیم
در تمام دورانی که من با روشهای مختلف سعی در رسیدن به تناسب اندام داشتم فکر من براین بود که من استعداد چاقی دارم و چاقی من ارثیه و همینطور بدنم در مقابل رژیم مقاومه
این افکار باعث سخت شدن دوچندان مسیر برای من شده بود و هر بار فکر میکنم این اراده قوی من بود که تا حدود زیادی حتی به تناسب اندام نزدیک شدم
همانطور که من سالها قبل در خیاطی مهارت پیدا کردم و الان هم یه یاد دارم همانطور که من آشپزی و شیرینی پزی را یاد گرفتم و چشم بسته هر غذایی رو میپزم همانطور هم فرمول های لاغری رو یاد میگیرم و به ذهن ناخودآگاه خود میسپارم و به تتاسب اندام دائمی میرسم
من توانمنم
نشان های دریافت شده
سلام من زمانی که خیلی چاق بودم هیچ لذتی اززندگی نمیبردم وهمیشه درحال کلنجارباخودم بودم ازیک طرف پرخوری ازطرفی دنبال یک راهی برالاغری تااینکه متوجه شدم تیرویددارم وتحت نظردکترشدمتاحدودی ازچاقیم کم شد ولی بازچاق میشدم وزنم نزدیک نودمیشد زانوهام دردمیگرفت اززیادی وزن وهمیشه نگاه وحرف اطرافیان برام عذاب اوربودرفتن باشگاه واستفاده ازدستگاه لاغری موقتی بوداینانمیتونست برامن کارسازباشه همیشه توذهنم منطق چاق بودن حکمفرمابود واصلا چیزی بعنوان لاغری وجودنداشت نزدیک دوساله بطوراتفاقی بالاغری ذهن اشناشدم وتاحدودی متوجه شدم ارث وبیماری نمیتونه عامل چاقی باشه بلکه مغزم وذهن ناخوداگاه نقش مهمی دارن باجایگزین کردن فرمول درست فرمول اشتباه وانباشته شده ذهنم روتغییربدم چربی های بدنم همش بخاطر اشتباهات خودم انباشته شده بود نه عوامل ارث یابیماری والان به لطف خدا ذهنم یادمیگیره ازغذا نترسم واونوعامل چاقی ندونم چشام یادمیگیره حریص نباشه ودهن ناخوادگاه یادمیگیره چجوری بامنطق درست فرمول سازی کنه ومن یک فردمتناسب بشم وخیلی خوشحالم واحساس ارامش دارم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام وقت بخیر
گام ۷ تغییر انتظار چاقی
نظر من تا قبل ورود به سایت تناسب فکری
انتظار چاقی در ذهنم بسیار قوی بود یعنی فقط فکر میکردم با یک روشی باید یکم لاغر شوم که سبک بشم اونم تا مدت کوتاهی و مطمئن بودم که من لاغر بشو نیستم و هیکل برای چاقی ساخته شده طبیعی هست من چاق باشم هر کی هم میگفت بهش میگفتم طبیعت جسم من چاقی هستش و خودمو راحت میکردم از سر ناراحتی هم میگفتم
برای همین بود از هر روشی استفاده میکردم ماندگار نبود و دوباره چاق میشدم اما الان من با آموزش لاغری با ذهن لاغری را طبیعی جسم خودم میدونم خدا در بدو تولد منو متناسب آفرید ولی من با شنیده ها و دیده ها کم کم جسم خودم را از حالت طبیعی آن خارج کردم و چاق شدم ولی الان میخوام به طبیعت جسم خودم که لاغری هست برگردم و من تا متناسب شدنم راهی نمانده هر روز ادامه میدم و استمرار دارم و لاغری را طبیعی جسم خودم میدونم و لاغری و لاغر تر میشم .
به امید موفقیت همه ی عزیزان
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکی ست.
همانطور ک استاد فرمودن،بعضی از موارد در زندگی و جهان هستی برای ما قانون و طبیعت هست و بعض موارد هم بدیهی ست.مثلا اینکه ما به طور طبیعی هر روز خورشید رو میبینیم و شب هم تاریکی رو میبینیم.ما ب صورت طبیعی هر روز نفس میکشیم ب صورت طبیعی و نرمال داریم اطرافمون طبیعت رو میبینیم ک توی فصل بهار همه جا سبز میشه و درخت و گل و گیاهان زنده میشن و توی فصل پاییز و زمستون زرد و خشک میشن و میمیرن.اینا برای جهان هستی طبیعی هستن بدن ما هم طبیعی و نرمال آفریده شده و عکسای نوزادی و کودکی من مصداق این حرف هست چون کاملا وزن نرمال داشتم ولی از یجایی ب بعد ب خاطر دیدگاه و نظرات اطرافیانم سیر طبیعی بدن من عوض شد و من شروع ب اضافه وزن کردم.من برای خودم منطقی کردم ک باید چاق بشم چون خانواده م چاق هستن،من طبیعی و منطقی کردم ک باید هر آنچه برام میارن و توی ظرف غذام هست باید بخور حتی وقتی گرسنه نیستم و حالم از غذا بد میشه،چون گناه داره،چون خدا اسراف کردنو دوس نداره،چون غذای مهمونیه یا غذای مامان پزه یا چون الان برنج گرون شده پس هرچی درست میکنیم رو باید بخوریم و دور ریز نباید داشته باشیم.باید هرچی اضافه میاد از غذا ها رو تا آخرش خورد،چون این مهمونیا و این تنوع غذایی یکجا رو شاید حالا حالاها نشه ببینیم این سفره های رنگی،چون غذا خوردن و با اشتها خوردن حس خوبیه چون غذا دور هم خوردن خیلی میچسبه حتی اگر سیر باشی بازم مزه میده،چون آدم سیر شصت تا لقمه میتونه بخوره،این چ منطقیه اخه؟؟؟چرا آدمی ک سیر هست و میل نداره باید شصت تا لقمه بخوره؟؟؟چون یاد گرفتم که سالاد بدون سس و یا غذا بدون نوشیدنی اصلا ارزش نداره،چون یاد گرفتم ک من تحرکم کمه همش توی خونه یا محل کار هستم پس لایق چاق شدنم،اینا منطق هایی هست ک الان ب ذهنم خطور کرد و نوشتم ولی از الان ب بعد تمام تلاشمو میکنم ک منطقی کنم ک آدم سیر حتی نباید ی دونه برنج بخوره چون ن غذا مزه میده و ن نیازی هست ک ب بدن قشنگم آسیب بزنم.میخوام منطقی کنم ک من چاق نباید بشم چون لاغر و متناسب متولد شدم.من طبیعی و نرمال باید باشم مثه همه ی آدمای طبیعی و نرمال.
میخوام منطقی کنم و ب خوردن و نخوردن فکر نکنم میخوام ب این مدام فکر نکنم ک فلان غذا یا فلان کار منو چاق میکنه،میخوام منطقی کنم ک اندازه نگهدار ک اندازه نکوست.
نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم به استاد عطار روشن عزيز
گام ۷: تغییر انتظار چاقی
چالش ذهن چاق
خلاصه درس استاد : چون ذهنم نميزاشت اين مطالب مهم رو درك كنم بنابراين خلاصه نويسي كردم تا بتونم از روش بخونم تا بهتر بشينه توي مغزم
وقتي ديدم ذهنم داره شيطوني ميكنه براي درك اين مطالب ، فهميدم اين مطالب از اونايي هستن كه قراره يك سيمان هايي را بشكنن توي مغزم
جهان هستي مجموعه اي از قوانين است و اين قوانين ثابت هستن
ما درباره قوانين ثابت جهان هستي شك و ترديد نداريم مثلا ما درباره قانون جاذبه هيچ شكي نداريم
ذهن ما بطور طبيعي اين قانون رو پذيرفته
نكته
هر چيزي رو كه مغز ما بطور طبيعي بپذيره ، مخالفش رو نميتونه بپذيره
1)طبيعي قانونه
2) بديهي انتظار ماست
طبيعي اينه كه درخت سيب، سيب سالم داشته باشه…و اين بديهي نيست و ما انتظار نداريم درخت سيب ، سيب ناسالم داشته باشه
اگر مريض ميشيم ، اين طبيعي نيست ولي براي ما بديهيه كه مريض بشبم
اگر ما تلاش مي كنيم براي لاغر شدن و لاغر نميشيم فقط
دليلش اينه در مغز ما جاي چاقي و لاغري عوض شده
لاغري براي ما بديهيه و چاقي طبيعيه براي ما
چطور؟
يك فرد چاق، اطمينان داره به چاقيش به همين دليل هر روشي استفاده كنه براي لاغري با اطمينان نيست و اون كارو انجام داديم و گفتيم ببينيم آخرش چي ميشه
به اندازه اي كه چاق شدن براي ما طبيعي بوده ، لاغر شدن تلاشي بي فايده ست
در مغز يك فرد متناسب، متناسب بودن طبيعيه
انقدر چاقي براي ما طبيعي جلوه ميكنه كه به راحتي ميگيم آب هم بخوريم چاق ميشيم
طبيعت بدن ما اينه كه متناسب باشم
چرا؟
چون اينهمه آدم سالم هستن و متناسب
طبيعت درخت اينه كه سالم باشه
چرا ؟
چون اينهمه درخت سالمن
جاذبه همه جا جاذبه ست
چطور ميتونيم براي مغز تعريف كنيم لاغري طبيعيه؟
اول بايد منطق هايي كه براي چاقي داريم يكي يكي تغيير بديم
2) يه عده اي براشون منطقيه شيريني باعث چاقي ميشه عده اي اصلا اينو قبول ندارن و اصلا هم با خوردن شيريني چاق نميشن
بايد نمونه هايي را پيدا كنيم كه متضاد اون منطق هاي چاقي ماست
بايد به تفاهم با خودمون برسيم و اصلا نبايد با كسي كاري نداشته باشم
3) ممكن منطق من اين باشه كه سوخت و ساز بدن من پايينه، بايد منطق هايي رو پيدا كنم كه مخالف اينو ميگه
4)يا منطق من ميگه چون كار من پشت ميزبه من چاق ميشم ، بايد منطقي پيدا كني كه هستن افرادي كه پشت ميز ميشينن و لاغر هم هستن
قدم اول پيدا كردن منطق براي چاقي و اصلاح اون
قدم دوم بوجود آوردن منطق لاغري
منطقي اينه كه من لاغر باشم
وقتي منطق ما تغيير كنه جسم ما خود به خود تغيير ميكنه
وقتي اين منطق را بوجود مي آريم انتظار ما از چاقي ميره به سمت لاغري و خود به خود لاغر ميشيم
من اگر بخوام لاغر بشم بايد چيكار كنم
نكته بسيييييار مهم : تا زمانيكه كارهايي بايد براي لاغر شدن انجام بدم زياد هستن ، و بر خلافش فك ميكنم چاقي من نيازي به تلاش نداره و خود به خود چاق ميشم ، منطق من چاقيه …مغز من به سمتيه كه كار براش راحت تره
وقتي براي انجام يه كاري نياز به فكر نداريد يعني انجام اون كار براي شما منطقيه
چرا تا حالا لاغر نشدی؟
و اما برداشت من از اين درس:
منطق من درباره چاقي اينه كه :
من باور كرده بودم كه ژنتيك من به مامانم نزديكه و كلا فرم بدنم مثل اونه پس چاقي من منطقيه
منطقي بود براي من وقتي كرب و هيدرات ميخورم چاق ميشم
منطقي بود براي من بستني و عسل و معجون چاق ميكنه
منطق من ميگه سه وعده غذا خوردن باعث چاقيه
منطق من تحرك نداشته باشي چاق ميشي
به لطف بودن در اين سايت خلاف اين منطق ها رو پيدا كردم و نشون ذهنم دادم و توي همين مدت كم كه اينجا دارم فايل ميبينم ، ذهن من داره تغيير ميكنه و حتي اضافه يه قاشق سالاد رو نميتونم بخورم مني كه قبلا سه بشقاب سالاد ميخوردم بعدم غذا ميخوردم …يعني ذهنم انقدر راحت سالاد رو ميپذيرفت و هر چقدر بود ميخورد، الان يه قاشق اضافه مياد نميتونم بخورمش
بعد از غذا خوردن انقدر سير ميشم كه ياد غذا ميوفتم حالم بد ميشه
چيزي كه هيچ وقت اين حس رو نداشتم
هميشه بعد از غذاي اصلي فكر ميكردم به وعده بعدي كه چي درست كنم ، الان اصلا نميتونم وقتي سيرم به غذا فكر كنم و ببينم حالا براي وعده بعدي چي درست كنم
تغييرات طوريه كه خودم دارم تعجب ميكنم
چون با توجه به آموزه هاي اين فايل ، فهميدم كه ته ذهن من اين بوده كه ژنتيك من مثل مامانمه و محكومم به چاقي و خوب ذهن هميشه از اون برنامه اي كه براش راحت تر هست پيروي ميكنه
مثال ساده اش اينه كه ما موقع رانندگي روزمره از محل كار تا خونه، نيازي به گوگل مپ نداريم ولي وقتي ميخواهيم بريم يه جاي جديد از گوگل مپ استفاده ميكينم .چون ذهن ما قفل ميكنه موقعي كه چيزي براش بديهي نباشه…
نكته بسيار جالب اينه كه من هميشه ميديدم كه راحت لاغر ميشم…به محض اينكه در يك رژيمي وارد ميشدم سريع لاغر ميشدم…الان ميفهمم كه سيستم بطور طبيعي اينه كه من متناسب باشم …و به محض اينكه خودم يه قدم بر ميداشتم ، جهان قدم هاي بعدي رو برام برميداشت…اما از اونجاييه كه ما انسانيم و اختيار داريم …و از اونجايي كه با همين اختيار قبلا ورودي هايي به مغز داديم ، جهان در برابر همون ورودي هاي قبلي ما كوتاه مياد….الان متوجه شدم اگر هر روز تمرين انجام بدم و با اين كار به جهان بگم و نشون بدم من دوست دارم متناسب باشم من لياقت دارم متناسب باشم ، بعد از مدتي كه جهان هستي ممارست من رو ببينه من رو ميندازه توي يه سيكل راحت كه اصلا نيازي به تلاش من نيست و ديگه طبيعيه من ميشه لاغر و متناسب بودن…
همسرم ميگه بايد كمتر غذا بخوري…بايد ورزش كني… ولي واقعيت اينه كه من خودم بدتر از همه عالم به خودم ميگم چاق …چون من كه مهاجرت كردم و اصلا با كسي زياد رفت و آمد ندارم فاميل و دوستي هم به اون شكل ندارم اينجا….پس اين خودم هستم كه دارم خودزني ميكنم
مرحله دوم:
قطعا كه بدن من توانايي لاغر شدن را دارد …بارها و بارها و بارها اين كار را انجام داده ام و لاغر شده ام انقدر اين كار راكرده ام كه دو سه سايز لباس توي كمدم هميشه دارم …بطور ميانگين سالي يه بار اين كار را كرده ام
رانندگي
آشپزي
نقاشي
سواد خواندن و نوشتن
بعضي حركات ورزشي
شنا
همانطور كه استاد در قسمت هاي پيشين گفتن، لاغري هم يك علم است و همانطور كه چاقي را آموختيم ، اكنون بايد لاغري را بياموزيم…و مثل هنرهاي ديگري كه ياد گرفتم و هيچ وقت فراموششون نكردم ، لاغري رو هم به اميد الله ياد ميگيرم و ملكه ذهنم ميشه
از استاد عزيز بي نهايت سپاسگذارم به خاطر اين فايل ارزشمندد
نشان های دریافت شده
سلام فهیمه جان خنده م گرفت اون قسمت که گفتی دوسه سایز لباس تو کمد داری باورت میشه من از سایز چهل تا پنجاه دو برای همشون لباس دارم از مانتو شلوار بگیر تا شومیز و لباس مجلسی و لباسهای طبیعتگردی 😁
نشان های دریافت شده
سلام به روي ماهت
اين هم از شگفتي هاي ما هست كه همه سايز لباس توي كمدمون داريم …به اميد روزي كه سالهاي سال تا وقتي زنده ايم فقط يه سايز دلخواهمون لباس داشته باشيم
نشان های دریافت شده
سلام استاد ..من سالیان سال همیشه دنبال رژیم گرفتن بودم .وباشنیدن اینکه متابولیسم بدنت پایینه که بهقول خودتون از کجا وباچه آزمایشی اینو ثابت کردن.چاقی روبرای خودم طبیعی کرده بودم.وهزلران دلیل مثل این.و خوشحالم که با این سایت آشنا شدم
نشان های دریافت شده
چاقی طبیعی نیست
توی این دنیا همه چیز به صورت درست و سالمش طبیعیه، برای بدن هم متناسب بودن طبیعیه، ولی برای یه ذهن چاق، چاقی طبیعی است، و چون براش طبیعی است دنبال دلایل مختلف برای چاقیه.
در لاغری با ذهن جای اینها عوض میشه، باید بتوانیم برای خودمان منطقی کنیم که چاقی طبیعی نیست (ارثی نیست، با قرص چاق نمیشیم، با کم تحرکی چاق نمیشیم، …) پس موارد متضاد اینها را پیدا میکنیم، مثلا افرادی که زیاد غذا میخورند لاغرند, یا پشت میز نشینن لاغرن، یا بی تحرکند لاغرند و …
پس منطقیاش اینه که من متناسب باشم.
متناسب شدن برای من منطقی است و من منتظر متناسب شدنم. من منتظر اینم عکس یک هیکل متناسب را بگیرم و به دوستان دیگرم هم سن بدهم که متناسب بودن طبیعی است و منتظر تناسب اندام باشند.
سلام و درود
فایل خیلی عالی استاد قرار دادن
من هم نمونه های زیادیی دیدم که استاد اشاره کردن قبلاً که از روش های نادرست استفاده میکردم خیلی خیلی از دوستان رو میدیدم که باشگاه میان برای اینکه بدنشون پر بشه ولی هر چقدر تلاش نیکردن هیچی که هیچی من هم میگفتم چرا اینا تغییر نمیکنن واقعا چرا
برام جای تعجب داشت تغییر نکردنشون
همه چیز روی منطق ذهن یا فرمول
اگه منطق ذهنم این باشه من آدم شلخته ای هستم بیرون کاملا مشهود و مشخص
آدم بد پوشی هستم کاملا بیرون مشخص میشه
دنیا دقیقا آینه بیرون ماست هر چی تو مغزت کاشته بشه بیرون درو میشه
استاد نمیدونم چطوری تشکر کنم ازتون بابت این مطالب با اینکه توی مسیر لاغری هستم
واقعا میگم خدایا چقدر این مطالب ارزشمند لاغر شدن توی این مسیر کوچیک کوچیک کوچیک هست یعنی لاغری حداقلی هست که هر کی نداشته باشه از تنبلی و کاهلی خودشه
چقدر توی این مسیر ما میتونیم روابط مون با خدا بهتر کنیم
چقدر درامدمون رو میتونیم افزایش بدیم
چقدر میتونیم حالمون رو بهتر کنیم که این حال خوب از همه مهم تره
واقعا ممنونم❤️