0

انتظار چاقی، دشمن پنهان لاغر شدن! (گام ۷)

چرا لاغر نمیشم؟
اندازه متن

راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!

📍 این جلسه ادامه گام ۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅

نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامه‌ای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️

چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟

اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…

همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهن‌مون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو می‌گیره.

چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯

تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:

«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سال‌ها با این سوال درگیر بودم! 🌀

با رژیم‌های سخت، ورزش‌های طاقت‌فرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓

در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق می‌شدم!

چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی می‌دونست و لاغری براش عجیب بود.

🧠✨ پژوهش‌های روان‌شناسی نشون می‌دن که خیلی از باورها و رفتارهای ما از طریق ذهن ناخودآگاه کنترل می‌شن. ذهن ناخودآگاه اطلاعاتی مثل «من چاق هستم» یا «لاغر شدن برام سخته» رو ذخیره می‌کنه و بعد طبق همون اطلاعات، آینده ما رو پیش‌بینی می‌کنه 📉.

یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجه‌ای ماندگار نمی‌گیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃‍♂️🥗.

چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️

تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری می‌کنی لاغر نمی‌مونی؟!

چرا یه مدت رژیم می‌گیری، ورزش می‌کنی، کلی زحمت می‌کشی… اما بازم برمی‌گردی سر خونه اول؟! 😩

دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!

یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همون‌طور که طبیعت راه خودش رو می‌ره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه می‌ده.

نمی‌تونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامه‌ریزی کنی!

🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش می‌خوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون می‌جنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر می‌شه…

اگه واقعاً می‌خوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.

✋ هر بار که به بدنت نگاه می‌کنی، به جای اینکه بگی: “من همینه‌ام دیگه!”

باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقته‌ست!”

همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک می‌ده و آروم‌آروم انتظار چاقی رو ازش پاک می‌کنه. 🧽🧠

راز لاغر نشدن

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی

راستشو بخوای، همه‌ی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که می‌گن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…

اینا فقط یه نقابن 😶

چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، این‌همه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمی‌اومد.

🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه

وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راه‌های مختلف به ما هشدار می‌ده:

زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبه‌نفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…

یعنی داره فریاد می‌زنه: «این حالت طبیعی من نیست!»

اما مشکل کجاست؟ 🤔

مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!

یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قوی‌تر از ته ذهنمون می‌گه:

«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیه‌س، نه تو!»

و این‌جاست که افکار لاغری، مثل یه جرقه‌ی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش می‌شن 🔥💨

یه اعتراف مهم 😓

منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم می‌اومد یا از دیدن وزنم کلافه می‌شدم، تصمیم می‌گرفتم که دیگه تمومه!

می‌گفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمی‌خورم، همه چی تموم!»

ولی چند روز بیشتر دووم نمی‌آورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق می‌دید، قوی‌تر بود.

🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار می‌کرد:

«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانواده‌ت چاقن»، «سن‌ت بالاست»…

همه‌ی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!

حالا چی کار کنیم؟ 🌱

اگر واقعاً می‌خوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی

باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقته‌ست.

باید ذهنت رو قانع کنی که:

✅ لاغر شدن ممکنه

✅ من می‌تونم متفاوت باشم

✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

انتظار چاقی

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟

«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آینده‌ی جسممون رو چاق پیش‌بینی می‌کنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاق‌تر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاق‌تری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!

شاید بگی: «مگه من پیشگو‌ام؟!» 😅

ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی می‌کنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.

و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگویی‌ها ناخودآگاهیه!

😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیش‌بینی می‌کنه، نه لاغر؟!

دلیلش خیلی ساده‌ست:

چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقی‌مون به ذهنمون داده‌ایم.

مثلاً:

  • «چاقی من ارثیه»
  • «من چون کم‌تحرکم چاقم»
  • «بدنم سوخت‌وسازش پایینه»
  • «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
  • «من عین خاله‌م چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
  • «من عاشق شیرینی‌ام، نمی‌تونم لاغر شم»
  • «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…

📌 این جمله‌ها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آینده‌ی ما رو چاق پیش‌بینی می‌کنه!

🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!

حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته می‌شی و می‌گی: «دیگه بسه! می‌خوام لاغر شم!»

خیلی هم عالیه 👏

اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظه‌ایه.

در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سال‌ها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بی‌قدرت و ضعیفه 😕

💡 اگه می‌خوای این «انتظار چاقی» رو با یه برنامه کامل و تمرین‌های عملی از ذهنت پاک کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ جواب روشن این سؤال؛ در ادامه هم توی گام ۸ سراغ «چرا چاق می‌شویم؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 269 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.89 از 179 رای

https://tanasobefekri.net/?p=9249

269 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

269 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار لیلا فرزانه
      ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ ۰۸:۱۶
      مدت عضویت: 817 روز
      امتیاز کاربر: 61136 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 996 کلمه

      به نام خدا

      من چندین بار وزن خوبی کم کردم و همیشه هم به خودم اطمینان داشتم که میتونم لاغر باشم ولی ایمان داشتم که نمیتونم در وزن دلخواهم بمونم چون اعتقاد داشتم که من ارث چاقی دارم توی خانواده مادری و پدریم بیشترشون اضافه وزن داشتن و خانواده خودم هم ، همگی بعد از ازدواج چاق بودیم و چون بارها بعد از رژیم و کاهش وزن باز چاق شدم ، انتظار چاقی دوباره در من طبیعی بود و گاهی که نا امی میشدم ، میگفتم چرا منی که ارثی چاق میشم ، سوخت و ساز بدنم کمه و محکوم به چاقی هستم اینقدر برای لاغری دست و پا میزنم و از خودم نا امید میشدم و مدتی رو میگفتم بی خیال چاقی ، از خوردنت لذت ببر ، آخه چه لذتی بالاتر از خوردن در دنیا وجود داره ، چرا خودم رو از این لذتی که حقمه محروم کنم ، ولی طولی نمیکشید که با یه تلنگر باز تو فکر میرفتم و از خودم و از جسم چاقم متنفر میشدم و تصمیم دوباره برای لاغری میگرفتم.

      همیشه لاغر شدن برام خیلی سخت بود ولی به خودم اطمینان داشتم که من اراده بالایی دارم و مثل دفعات قبل که موفق بودم و لاغر میشم ، اینبار هم لاغر میشم و فکر میکنم چون اولین باری که برای لاغری اقدام کردم ، نتیجه خیلی خوبی گرفتم این موفقیت همیشه در ذهن من بود و به من امید میداد ولی اگه دفعه اول شکست میخوردم و هیچ کاهش وزنی نداشتم ، شاید دیگه هیچ وقت تلاشی نمیکردم ، بگذریم از اینکه این لاغریها پایدار نبود و دلیلش هم مسیر نادرستی بود که من میرفتم.

      همیشه از خواهرام میشنیدم که ما ژنتیکی چاقیم ، چرا خودت رو خسته میکنی ، چرا اینقد به خودت سختی میدی .  توی ذهن من رفته بود که برای لاغری باید حتما رژیم گرفت و ورزش کرد و من هم بیشترین تلاشم رو روی این دو مورد میزاشتم ولی یکی از خواهرام همیشه میگفت هر کی رژیم گرفته باز چاق شده و این منو ناراحت میکرد .بعضی وقتهام بهم میگفتن چرا تو با این همه پیاده روی تغییری نمیکنی و من با خودم فکر میکردم ، راست میگن حتما سوخت و ساز بدنم پایینه و بدنم در برابر این همه پیاده روی من هم مقاومت میکنه و اجازه کاهش وزن به من نمیده.

      با وارد شدن به مسیر لاغری با ذهن توانایی های گذشته من به من یادآوری شد ، همیشه توی درس خوندن خیلی خوب بودم و نمرات خوبی میگرفتم ، من در شرایط سخت تونسته بودم خیاطی رو یاد بگیرم و خیاط حرفه ای بشم و از این راه کسب درآمد کنم ، من تونسته بودم توی پخت نون و کیک مهارت پیدا کنم و همه از شیرینی و کیک هایی که میپزم تعریف میکنند ، روزی که ازدواج کردم با اینکه خیلی کم آشپزی کرده بودم ولی به خوبی همه جور غذایی میپختم ، از روزی که ازدواج کردم به خاطر شغل همسرم بیشتر کارهای خونه با منه و مدیریت خوبی داشتم ، توی تربیت بچه هام موفق بودم و خدا رو شکر بچه های خوبی تربیت کردم و ……..

      و توانایی دیگرم لاغر شدن بوده که بارها به خودم اثبات شده ، بارها اقدام به لاغری کردم و موفق بودم کاری که حتی خواهرم یک بار هم نتونست و تن به عمل اسلیو معده داد و الان شاهد نتایج این اشتباه بزرگ او هستم و خدا رو شکر میکنم که من این اشتباه رو مرتکب نشدم و تن به تیغ جراحی ندادم ، چون آرزوم بود و با خودم میگفتم من نمیتونم جلو خوردنم رو بگیرم و اگه عمل کنم عملا نمیتونم بخورم و دیگه راحت میشم و لازم نیست نگران باشم و به زور خودم رو مجبور به نخوردن کنم.

      در این مسیر به من یادآوری شد، که من  انسان توانمندی هستم که کارهای بزرگی رو تونستم انجام بدم و بارها هم به تناسب رسیدم یا نزدیکش شدم ولی مسیرم اشتباه بوده ، برای من چاقی طبیعی بود و برای همین همیشه بعد از هر بار لاغری انتظار چاق شدن رو داشتم .

      چند ماهه که پسرم باشگاه میره و میگه همه بهم میگن لاغر هستی ، دوست دارم کمی وزن بگیرم و عضله سازی کنم ، برای این کار چندین مکمل هم مصرف کرده ولی گاهی که روی ترازو میره میگه دو کیلو فقط اضاف کردم و میگه نمیدونم چکار کنم و من اون لحظه جواب سوالش رو داشتم و بهش گفتم چون تو فکر میکنی نمیتونی چاق بشی و فقط به همین جمله بسنده کردم ، چون میدونستم که حرفهام رو نمیفهمه ، ولی برای خودم این نمونه واضحی بود از اینکه اگه چیزی برای ما طبیعی باشه دیگه تغییر دادنش سخته.

      ولی من همیشه از خداوند میخواستم که راه درست رو به من نشون بده و به مسیر لاغری با ذهن هدایت شدم و اینجا بود که فهمیدم باید منطق خودم رو برای چاقی و لاغری عوض کنم ، قانون طبیعی برای من اینه که متناسب باشم ، اگه چاقی من ارثی بود چرا بعضی از دختر عموهام دختر خاله هام لاغرند و بعضی چاق ، چرا چاقی من به بچه هام نرسیده و پسرم هر چی تلاش میکنه چاق نمیشه ،  چرا بسیاری از افرادی که سوخت و ساز بدنشون رو پایین میدونستند و با لاغری با ذهن متناسب شدند و این سوخت و ساز پایین اونها رو دوباره چاق نکرد.

        من متناسب به دنیا اومدم و خداوند تناسب رو برای من قرار داده و این خودم بودم که با افکار و باورهای اشتباهی که در ذهنم بود چاقی رو برای خودم طبیعی کرده بودم و میگفتم من محکوم به چاقی هستم .

      امروز اطمینان دارم که مسیر لاغری با ذهن تنها راه و درست ترین راه لاغریه که منو به لاغری ماندگار میرسونه ، چون برای من با دلیل و برهان واضح شد که من محکوم به لاغری هستم ولاغری برای من یک حق طبیعیه و من باید لاغر بشم و در لاغری بمونم ، اینجا ریشه و منشا اضافه وزن من درمان میشه و وقتی مشکل من ریشه کن بشه اون مشکل دیگه برنمیگرده و من به لاغری پایدار دست پیدا میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا
      ۱۴۰۳/۰۶/۱۵ ۲۱:۳۸
      مدت عضویت: 817 روز
      امتیاز کاربر: 61136 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 333 کلمه

      ما دو نوع قانون داریم یک قانون طبیعی مثل روئیدن گندم از گندم و جوشیدن آب در دمای ۱۰۰درجه که هیچ تغییری در آن نمیتوان ایجاد کرد ولی ما گل های رزی را دیده ایم که سیاه هستند و آن به دلیل قانون بدیهی هست که ما در روند یک قانون طبیعی اختلال ایجاد میکنیم 

      لاغری هم یک امر طبیعی برای انسان است چون انسان متناسب به دنیا میاد ولی با وارد کردن فرمل های ذهنی چاق کننده خود راچاق میکنه افکاری مثل ارثی بودن چاقی من یا اینکه من آب هم میخورم چاق میشم یا چربی های من مقاوم شده باعث شده چاقی برای من منطقی بشه و برای من امری طبیعی و دیگه من به دنبال اصلاح این باورها نباشم

      ولی من با پا گذاشتن در مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم که اگه من بارها از روشهای دیگر تناسب اندان نتیجه نگرفتم دلیل بر بی اراده بودن من نیست بلکه من ثابت کردم که اراده ای قوی را دارم ولی مسیری که من میرفتم اشتباه بوده و اگر هم نتیجه ای حاصل میشد به این دلیل که افکار چاق کننده در ذهن ما چاقی رو یک امر طبیعی جلوه میدادند و از طرف دیگه سختی و محدودیت این برنامه ها راه رو برای ما سخت میکرد و ما کم آورده و مسیر را رها میکردیم

      در تمام دورانی که من با روشهای مختلف سعی در رسیدن به تناسب اندام داشتم فکر من براین بود که من استعداد چاقی دارم و چاقی من ارثیه و همینطور بدنم در مقابل رژیم  مقاومه 

      این افکار باعث سخت شدن دوچندان مسیر برای من شده بود و هر بار فکر میکنم این اراده قوی من بود که تا حدود زیادی حتی به تناسب اندام نزدیک شدم

      همانطور که من سالها قبل در خیاطی مهارت پیدا کردم و الان هم یه یاد دارم همانطور که من آشپزی و شیرینی پزی را یاد گرفتم و چشم بسته هر غذایی رو میپزم همانطور هم فرمول های لاغری رو یاد میگیرم و به ذهن ناخودآگاه خود میسپارم و به تتاسب اندام دائمی میرسم

      من توانمنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم