راستشو بخوای، خیلی از ماها بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کردیم 😩، رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، عرق ریختیم… ولی آخرش چی؟ نتیجه خاصی نگرفتیم!
در حالی که برای چاق شدن هیچ تلاشی نکردیم 😅
نه رژیم خاصی گرفتیم، نه برنامهای چیدیم، نه زحمتی کشیدیم… خیلی خودجوش و راحت چاق شدیم! 🍕🍰🛋️
چرا برای لاغری باید بجنگیم، ولی چاقی بدون زحمت میاد سراغمون؟
اینجاست که بحث مهم “انتظار چاقی” وسط میاد…
همون چیزی که ناخودآگاه تو ذهنمون جا افتاده و داره جلوی لاغر شدنمون رو میگیره.
چرا لاغر نمیشم؟ تقصیرِ «انتظار چاقی»ه! 🤯
تا حالا چند بار این سؤالو از خودت پرسیدی که:
«واقعاً چرا لاغر نمیشم؟!»

من که خودم سالها با این سوال درگیر بودم! 🌀
با رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا، گرسنگی دادن به خودم… اما بازم خبری از لاغری نبود 😓
در عوض چاق شدنم خیلی راحت بود! هیچ تلاشی نکردم، هیچ فکری نکردم، اصلاً نخوام هم چاق میشدم!
چرا؟ چون ذهنم «انتظار چاقی» داشت! یعنی ناخودآگاهم چاقی رو طبیعی میدونست و لاغری براش عجیب بود.
یعنی اگه در ناخودآگاهمون انتظار چاقی ثبت شده باشه، هرچقدر هم تلاش کنیم، نتیجهای ماندگار نمیگیریم ❌. برای تغییر واقعی در وضعیت جسمی باید اول محتوای ذهن ناخودآگاه رو تغییر بدیم، نه اینکه فقط دنبال رژیم و ورزش باشیم 🏃♂️🥗.
چرا چاقی برات طبیعی شده ⚖️
تا حالا به این فکر کردی که چرا هر کاری میکنی لاغر نمیمونی؟!
چرا یه مدت رژیم میگیری، ورزش میکنی، کلی زحمت میکشی… اما بازم برمیگردی سر خونه اول؟! 😩
دلیلش اینه که توی ذهن ناخودآگاهت، چاقی برات طبیعی شده!
یعنی ذهنت باور داره که “تو آدم چاقی هستی” و همونطور که طبیعت راه خودش رو میره، ذهن هم مسیر خودش رو ادامه میده.
نمیتونی جلوی انتظار چاقی رو بگیری مگر اینکه از ریشه، ذهنتو دوباره برنامهریزی کنی!
🔁 همه کسایی که فقط با رژیم و ورزش میخوان لاغر شن، دارن با طبیعت خودشون میجنگن. و معلومه که این جنگ، خیلی وقتا به شکست منجر میشه…
اگه واقعاً میخوای لاغر شی، اول باید چاقی رو از حالت طبیعی ذهنی خودت خارج کنی.
✋ هر بار که به بدنت نگاه میکنی، به جای اینکه بگی: “من همینهام دیگه!”
باید با خودت بگی: “نه! این بدنِ واقعی من نیست! این اضافه وزنه یه حالت موقتهست!”
همین تغییر نگاه، ذهنو قلقلک میده و آرومآروم انتظار چاقی رو ازش پاک میکنه. 🧽🧠

جنگ نابرابر ذهنی! ⚔️ افکار لاغری در برابر انتظار چاقی
راستشو بخوای، همهی ما ته دلمون دوست داریم لاغر باشیم. حتی اونایی که میگن: «من چاق بودنمو دوست دارم» یا «چاق بودن سبک زندگی منه»…
اینا فقط یه نقابن 😶
چون اگه چاقی واقعا خوشایند بود، اینهمه دردسر و ناراحتی و خجالت و فشار ذهنی باهاش نمیاومد.
🧠 طبیعت بدن انسان تناسب و سبکیه
وقتی بدنمون اضافه وزن داره، مدام داره از راههای مختلف به ما هشدار میده:
زانو درد، خستگی زودهنگام، اعتمادبهنفس پایین، استرس، نگاه سنگین آدما…
یعنی داره فریاد میزنه: «این حالت طبیعی من نیست!»
اما مشکل کجاست؟ 🤔
مشکل اینه که با وجود این همه تمایل به لاغر شدن، انتظار چاقی هنوز توی ذهنمون فعاله!
یعنی چی؟ یعنی هرچقدر فکر لاغر شدن بیاد توی ذهنمون، هنوز یه صدای قویتر از ته ذهنمون میگه:
«تو همیشه چاق بودی، لاغر شدن واسه بقیهس، نه تو!»
و اینجاست که افکار لاغری، مثل یه جرقهی کوچیک، توی طوفان «انتظار چاقی» خاموش میشن 🔥💨
یه اعتراف مهم 😓
منم بارها بعد از اینکه از خودم بدم میاومد یا از دیدن وزنم کلافه میشدم، تصمیم میگرفتم که دیگه تمومه!
میگفتم: «از فردا رژیم، ورزش، دیگه شام نمیخورم، همه چی تموم!»
ولی چند روز بیشتر دووم نمیآورد… چون اون صدای درونی که هنوز منو چاق میدید، قویتر بود.
🧠 اون صدای ذهنی که مدام تکرار میکرد:
«تو همیشه همین شکلی بودی»، «لاغر شدن خیلی سخته»، «همه خانوادهت چاقن»، «سنت بالاست»…
همهی اینا یعنی چی؟ یعنی انتظار چاقی!
حالا چی کار کنیم؟ 🌱
اگر واقعاً میخوای لاغر بشی، باید اول این انتظار ذهنی رو تغییر بدی
باید با تکرار، تصویرسازی، آگاهی و تمرین یاد بگیری که چاقی تو طبیعی نیست، یه حالت موقتهست.
باید ذهنت رو قانع کنی که:
✅ لاغر شدن ممکنه
✅ من میتونم متفاوت باشم
✅ انتظار چاقی دیگه توی ذهن من جایی نداره

🤔 انتظار چاقی یعنی چی اصلاً؟
«انتظار چاقی» یعنی توی ذهنمون داریم آیندهی جسممون رو چاق پیشبینی میکنیم. یعنی حتی قبل از اینکه واقعا چاقتر بشیم، توی ذهنمون تصویر چاقتری از خودمون ساختیم و باورش کردیم!
شاید بگی: «مگه من پیشگوام؟!» 😅
ولی واقعیت اینه که ذهن ما همیشه داره پیشگویی میکنه؛ مخصوصاً درباره خودمون و بدنمون.
و بدتر اینکه بیشتر وقتا این پیشگوییها ناخودآگاهیه!
😩 چرا ذهنمون آینده رو چاق پیشبینی میکنه، نه لاغر؟!
دلیلش خیلی سادهست:
چون ما کلی اطلاعات منفی درباره خودمون، بدنمون و چاقیمون به ذهنمون دادهایم.
مثلاً:
- «چاقی من ارثیه»
- «من چون کمتحرکم چاقم»
- «بدنم سوختوسازش پایینه»
- «بخاطر داروهایی که خوردم چاق شدم»
- «من عین خالهم چاقم، دیگه کاریش نمیشه کرد»
- «من عاشق شیرینیام، نمیتونم لاغر شم»
- «هر بار رژیم گرفتم نتیجه نگرفتم» و…
📌 این جملهها همون اطلاعاتیه که ما به ذهنمون دادیم و ذهن هم بر اساس همینا میاد آیندهی ما رو چاق پیشبینی میکنه!
🧠 اما یه تصمیم لاغری… کافی نیست!
حالا فرض کن یه روز از چاقی خسته میشی و میگی: «دیگه بسه! میخوام لاغر شم!»
خیلی هم عالیه 👏
اما بدون… اون تصمیم فقط یه فکر لحظهایه.
در مقابل کوهی از دلایل ذهنی که سالها چاقی رو برایت توجیه کرده، اون فکر لاغر شدن خیلی بیقدرت و ضعیفه 😕
💬 چرا لاغر نمیشم؟! اینجاست که جواب روشن میشه
چون توی ذهنت:
- چربیهات کهنهن و نمیرن
- چربیهات سفتن و فقط با ورزش سنگین میرن
- انرژی نداری، پس ورزش نمیتونی بکنی
- طبع بدنیت فلانه و لاغر شدن برات سخته و…
این منطقهای شخصی که ذهنمون ساخته، باعث میشن پیشفرض ذهن همیشه این باشه که:
«تو لاغر نمیشی!»
و این میشه همون انتظار چاقی.
✅ راه حل چیه؟
منم دقیقاً مثل تو، سالها این سوال رو تو ذهنم داشتم: چرا لاغر نمیشم؟
تا اینکه با انجام تمرینات «دوره ورود به سرزمین لاغرها» متوجه شدم باید انتظار چاقی رو از ذهنم پاک کنم.
شروع کردم به تغییر دادن این اطلاعات منفی، شروع کردم به ساختن باورهای جدید و مثبت درباره لاغری
و نتیجه؟ 🤩 ذهنم کمکم پیشگوییهاشو عوض کرد!
یعنی دیگه به جای تصور یه آیندهی چاق، شروع کرد به ساختن تصویر منِ لاغر، منِ متناسب!
بدون رژیم، بدون سختی… با ذهنم شروع کردم تغییر کردن 💫
🟢 حالا نوبت توئه…
اگه بتونی «انتظار چاقی» رو بشناسی و تغییرش بدی، اولین قدم بزرگ به سمت لاغری رو برداشتی.

🔁 تغییر فرمولهای ذهنی چاقی
ببین دوست خوبم، یکی از بهترین راهها برای اینکه از انتظار چاقی بیایم بیرون، اینه که ذهنمون رو با شواهد جدید روبهرو کنیم.
یعنی چی؟ یعنی نشونش بدیم: «ببین، آدمایی مثل من بودن که چاق بودن، اما تونستن با ذهنشون لاغر بشن!» 😍
👀 وقتی ما تصاویر و نتایج افرادی رو میبینیم که با استفاده از لاغری با ذهن تونستن شگفتی ساز بشن به آرزوی تناسباندام برسن، یه اتفاق مهم توی ذهنمون میافته:
ذهن میگه:
«اوه! پس میشه! واقعاً میشه لاغر شد بدون رژیم و سختی!» و این یعنی یه قدم بزرگ برای تغییر فرمولهای چاقی ذهن 💥
🎧 گوش کن، باور بساز
برای اینکه بهتر بتونی با مفهوم انتظار چاقی آشنا بشی و یواشیواش این انتظار رو از ذهن ناخودآگاهت پاک کنی، برات یه فایل آموزشی عالی آماده کردم.
تو این فایل درباره این صحبت میکنم که:
- اصلاً چطور چاقی برامون طبیعی شده؟
- چطوری ذهن ما چاقی رو حق مسلم خودش میدونه؟
- و مهمتر از همه: چطور میتونیم این فرمول ذهنی رو تغییر بدیم؟
✅ پیشنهاد میکنم بارها و بارها این فایل رو گوش بدی.
هر بار که گوشش بدی، یه لایه جدید از ذهنت باز میشه و یه تیکه از انتظار چاقی پاک میشه 💫
🌱 یادت باشه تغییر ذهنی، مثل رشد یه دونهست؛ باید بهش نور و آب و توجه بدی تا کمکم از خاک بزنه بیرون و شکوفه بزنه.
و این شکوفهها همون لحظههاییه که حس میکنی: «وااای! دارم بدون زور زدن، لاغر میشم!» 🌟
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای تغییر منطق مغزی درباره انتظار چاقی داشتن باید مراحل زیر را دنبال کنید.
مرحله اول:
با پاسخ دادن به پرسشهای مطرحشده میتونید به فرمولهای ذهنی که منطق مغز شما درباره چاقی رو ساخته، پی ببرید. بنابراین توصیه میکنم با دقت و به صورت انشایی به این سؤالها پاسخ بدید:
- چرا تا حالا لاغر نشدی؟
- اگر با رژیم یا ورزش لاغر شدی، چرا دوباره چاق شدی؟
- نگرش تو درباره لاغر شدنت چیه؟ راحت لاغر میشی یا سخت؟
- چه دلایلی از دیگران درباره چاق بودن خودت شنیدی؟
مرحله دوم:
برای ایجاد انتظار لاغری، باید منطقی به خودت ثابت کنی که بدنت توانایی لاغر شدن و لاغر موندن رو داره. حالا با دقت و به صورت انشایی به سؤالهای زیر جواب بده:
- با توجه به دفعاتی که لاغر شدی، اثبات کن که بدن تو توانایی لاغر شدن داره.
- چیزهایی که قبلاً یاد گرفتی و هنوز یادت هست رو بنویس (مثل تعمیرات، موسیقی، نقاشی و …).
- با توجه به توانایی یادگیریات به خودت ثابت کن که: اگر لاغر بشم، میتونم برای همیشه لاغر بمونم.
🎥 نکته مهم: از محتوای ویدیوی آموزشی تمرین بساز و در بخش نظرات سایت، تمرینی که باید انجام بدی رو بنویس.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.86 از 158 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
ما دو نوع قانون داریم یک قانون طبیعی مثل روئیدن گندم از گندم و جوشیدن آب در دمای ۱۰۰درجه که هیچ تغییری در آن نمیتوان ایجاد کرد ولی ما گل های رزی را دیده ایم که سیاه هستند و آن به دلیل قانون بدیهی هست که ما در روند یک قانون طبیعی اختلال ایجاد میکنیم
لاغری هم یک امر طبیعی برای انسان است چون انسان متناسب به دنیا میاد ولی با وارد کردن فرمل های ذهنی چاق کننده خود راچاق میکنه افکاری مثل ارثی بودن چاقی من یا اینکه من آب هم میخورم چاق میشم یا چربی های من مقاوم شده باعث شده چاقی برای من منطقی بشه و برای من امری طبیعی و دیگه من به دنبال اصلاح این باورها نباشم
ولی من با پا گذاشتن در مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم که اگه من بارها از روشهای دیگر تناسب اندان نتیجه نگرفتم دلیل بر بی اراده بودن من نیست بلکه من ثابت کردم که اراده ای قوی را دارم ولی مسیری که من میرفتم اشتباه بوده و اگر هم نتیجه ای حاصل میشد به این دلیل که افکار چاق کننده در ذهن ما چاقی رو یک امر طبیعی جلوه میدادند و از طرف دیگه سختی و محدودیت این برنامه ها راه رو برای ما سخت میکرد و ما کم آورده و مسیر را رها میکردیم
در تمام دورانی که من با روشهای مختلف سعی در رسیدن به تناسب اندام داشتم فکر من براین بود که من استعداد چاقی دارم و چاقی من ارثیه و همینطور بدنم در مقابل رژیم مقاومه
این افکار باعث سخت شدن دوچندان مسیر برای من شده بود و هر بار فکر میکنم این اراده قوی من بود که تا حدود زیادی حتی به تناسب اندام نزدیک شدم
همانطور که من سالها قبل در خیاطی مهارت پیدا کردم و الان هم یه یاد دارم همانطور که من آشپزی و شیرینی پزی را یاد گرفتم و چشم بسته هر غذایی رو میپزم همانطور هم فرمول های لاغری رو یاد میگیرم و به ذهن ناخودآگاه خود میسپارم و به تتاسب اندام دائمی میرسم
من توانمنم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
من چندین بار وزن خوبی کم کردم و همیشه هم به خودم اطمینان داشتم که میتونم لاغر باشم ولی ایمان داشتم که نمیتونم در وزن دلخواهم بمونم چون اعتقاد داشتم که من ارث چاقی دارم توی خانواده مادری و پدریم بیشترشون اضافه وزن داشتن و خانواده خودم هم ، همگی بعد از ازدواج چاق بودیم و چون بارها بعد از رژیم و کاهش وزن باز چاق شدم ، انتظار چاقی دوباره در من طبیعی بود و گاهی که نا امی میشدم ، میگفتم چرا منی که ارثی چاق میشم ، سوخت و ساز بدنم کمه و محکوم به چاقی هستم اینقدر برای لاغری دست و پا میزنم و از خودم نا امید میشدم و مدتی رو میگفتم بی خیال چاقی ، از خوردنت لذت ببر ، آخه چه لذتی بالاتر از خوردن در دنیا وجود داره ، چرا خودم رو از این لذتی که حقمه محروم کنم ، ولی طولی نمیکشید که با یه تلنگر باز تو فکر میرفتم و از خودم و از جسم چاقم متنفر میشدم و تصمیم دوباره برای لاغری میگرفتم.
همیشه لاغر شدن برام خیلی سخت بود ولی به خودم اطمینان داشتم که من اراده بالایی دارم و مثل دفعات قبل که موفق بودم و لاغر میشم ، اینبار هم لاغر میشم و فکر میکنم چون اولین باری که برای لاغری اقدام کردم ، نتیجه خیلی خوبی گرفتم این موفقیت همیشه در ذهن من بود و به من امید میداد ولی اگه دفعه اول شکست میخوردم و هیچ کاهش وزنی نداشتم ، شاید دیگه هیچ وقت تلاشی نمیکردم ، بگذریم از اینکه این لاغریها پایدار نبود و دلیلش هم مسیر نادرستی بود که من میرفتم.
همیشه از خواهرام میشنیدم که ما ژنتیکی چاقیم ، چرا خودت رو خسته میکنی ، چرا اینقد به خودت سختی میدی . توی ذهن من رفته بود که برای لاغری باید حتما رژیم گرفت و ورزش کرد و من هم بیشترین تلاشم رو روی این دو مورد میزاشتم ولی یکی از خواهرام همیشه میگفت هر کی رژیم گرفته باز چاق شده و این منو ناراحت میکرد .بعضی وقتهام بهم میگفتن چرا تو با این همه پیاده روی تغییری نمیکنی و من با خودم فکر میکردم ، راست میگن حتما سوخت و ساز بدنم پایینه و بدنم در برابر این همه پیاده روی من هم مقاومت میکنه و اجازه کاهش وزن به من نمیده.
با وارد شدن به مسیر لاغری با ذهن توانایی های گذشته من به من یادآوری شد ، همیشه توی درس خوندن خیلی خوب بودم و نمرات خوبی میگرفتم ، من در شرایط سخت تونسته بودم خیاطی رو یاد بگیرم و خیاط حرفه ای بشم و از این راه کسب درآمد کنم ، من تونسته بودم توی پخت نون و کیک مهارت پیدا کنم و همه از شیرینی و کیک هایی که میپزم تعریف میکنند ، روزی که ازدواج کردم با اینکه خیلی کم آشپزی کرده بودم ولی به خوبی همه جور غذایی میپختم ، از روزی که ازدواج کردم به خاطر شغل همسرم بیشتر کارهای خونه با منه و مدیریت خوبی داشتم ، توی تربیت بچه هام موفق بودم و خدا رو شکر بچه های خوبی تربیت کردم و ……..
و توانایی دیگرم لاغر شدن بوده که بارها به خودم اثبات شده ، بارها اقدام به لاغری کردم و موفق بودم کاری که حتی خواهرم یک بار هم نتونست و تن به عمل اسلیو معده داد و الان شاهد نتایج این اشتباه بزرگ او هستم و خدا رو شکر میکنم که من این اشتباه رو مرتکب نشدم و تن به تیغ جراحی ندادم ، چون آرزوم بود و با خودم میگفتم من نمیتونم جلو خوردنم رو بگیرم و اگه عمل کنم عملا نمیتونم بخورم و دیگه راحت میشم و لازم نیست نگران باشم و به زور خودم رو مجبور به نخوردن کنم.
در این مسیر به من یادآوری شد، که من انسان توانمندی هستم که کارهای بزرگی رو تونستم انجام بدم و بارها هم به تناسب رسیدم یا نزدیکش شدم ولی مسیرم اشتباه بوده ، برای من چاقی طبیعی بود و برای همین همیشه بعد از هر بار لاغری انتظار چاق شدن رو داشتم .
چند ماهه که پسرم باشگاه میره و میگه همه بهم میگن لاغر هستی ، دوست دارم کمی وزن بگیرم و عضله سازی کنم ، برای این کار چندین مکمل هم مصرف کرده ولی گاهی که روی ترازو میره میگه دو کیلو فقط اضاف کردم و میگه نمیدونم چکار کنم و من اون لحظه جواب سوالش رو داشتم و بهش گفتم چون تو فکر میکنی نمیتونی چاق بشی و فقط به همین جمله بسنده کردم ، چون میدونستم که حرفهام رو نمیفهمه ، ولی برای خودم این نمونه واضحی بود از اینکه اگه چیزی برای ما طبیعی باشه دیگه تغییر دادنش سخته.
ولی من همیشه از خداوند میخواستم که راه درست رو به من نشون بده و به مسیر لاغری با ذهن هدایت شدم و اینجا بود که فهمیدم باید منطق خودم رو برای چاقی و لاغری عوض کنم ، قانون طبیعی برای من اینه که متناسب باشم ، اگه چاقی من ارثی بود چرا بعضی از دختر عموهام دختر خاله هام لاغرند و بعضی چاق ، چرا چاقی من به بچه هام نرسیده و پسرم هر چی تلاش میکنه چاق نمیشه ، چرا بسیاری از افرادی که سوخت و ساز بدنشون رو پایین میدونستند و با لاغری با ذهن متناسب شدند و این سوخت و ساز پایین اونها رو دوباره چاق نکرد.
من متناسب به دنیا اومدم و خداوند تناسب رو برای من قرار داده و این خودم بودم که با افکار و باورهای اشتباهی که در ذهنم بود چاقی رو برای خودم طبیعی کرده بودم و میگفتم من محکوم به چاقی هستم .
امروز اطمینان دارم که مسیر لاغری با ذهن تنها راه و درست ترین راه لاغریه که منو به لاغری ماندگار میرسونه ، چون برای من با دلیل و برهان واضح شد که من محکوم به لاغری هستم ولاغری برای من یک حق طبیعیه و من باید لاغر بشم و در لاغری بمونم ، اینجا ریشه و منشا اضافه وزن من درمان میشه و وقتی مشکل من ریشه کن بشه اون مشکل دیگه برنمیگرده و من به لاغری پایدار دست پیدا میکنم.