0

ترس از لاغری؛ مانع پنهان کاهش وزن ذهنی (گام ۶۹)

ترس از لاغری
اندازه متن

🌿 تصور کن سال‌هاست دنبال لاغر شدن هستی… رژیم گرفتی، ورزش کردی، بارها از غذاهایی که دوست داشتی گذشتی… حالا یه جمله به گوشت می‌رسه که می‌گه:

«لاغر شدن ترس دارد و با ترس، لاغر نمی‌شوی!»

شاید تو هم مثل من، اولش مات و مبهوت بمونی… بگی: مگه می‌شه؟ من همیشه آرزوی لاغر شدن داشتم، چطور ممکنه ازش بترسم؟! 🤔

اما واقعیت اینه که ترس از لاغری دقیقاً همین‌قدر پنهان و زیرپوستیه. یه باور خیلی مخفی توی ذهن ناخودآگاه‌مونه که باعث می‌شه همیشه یه قدم مونده به موفقیت، عقب بکشیم.

ترس از روبرو شدن با موفقیت

😅 شاید اولش خنده‌دار به نظر برسه، اما واقعاً بعضی وقتا از موفق شدن می‌ترسیم!

ترس از موفقیت

🔍 اگه یه نگاهی عمیق‌تر به گذشته‌مون بندازیم، می‌بینیم که خیلی جاها خواسته‌ای داشتیم، اما یه چیزی توی وجودمون نمی‌ذاشت سمتش بریم…

یه صدای کوچیک که می‌گفت: اگه بری جلو، چی می‌شه؟ واقعاً می‌تونی؟!

🎓 شاید همیشه عاشق ادامه تحصیل بودی، اما فقط تصور نشستن توی کلاس، یا رفتن به یه شهر دیگه، باعث می‌شد دلت بلرزه و از خیرش بگذری…

🏠 یا شاید همیشه رویای زندگی توی یه خونه بزرگ‌تر رو داشتی… اما فکر تمیز کردنش، خرج تعمیرات، یا حتی نگاه قضاوت‌گر همسایه‌ها، اون‌قدر ذهنتو مشغول کرده که ترجیح دادی همون خونه کوچیک رو نگه‌داری.

🧠 این‌ها همه نمونه‌هایی از ترس از روبرو شدن با موفقیت هستن…

ترسایی که نمی‌ذارن وارد دنیای جدیدت بشی، دنیایی که هم دوستش داری و هم ازش می‌ترسی!

حالا بذار یه مثال خیلی آشنا بزنم:

🌟 ترس از لاغری هم از همین جنسه…

در ظاهر می‌خوای متناسب بشی، لباس‌های قشنگ بپوشی، راحت حرکت کنی… اما درونت پر از نگرانیه:

  • نکنه با لاغری صورتم زشت بشه؟
  • نکنه همسرم منو دیگه نخواد؟
  • لباس‌های قبلیم چی می‌شن؟

🌀 این فکرها نشونه ترس از لاغریه همون ترس پنهانی که جلوی موفق شدن رو می‌گیره…

نقش ترس در پیشرفت نکردن

🔒 بعضی وقت‌ها آدم حس می‌کنه یه نیروی نامرئی داره جلوشو می‌گیره… انگار هرچی تلاش می‌کنی، زور می‌زنی، برنامه می‌ریزی، بازم یه چیزی نمی‌ذاره بری جلو…

منم دقیقاً همین حس رو داشتم.

🚘 سال‌ها بود دلم می‌خواست یه ماشین بهتر داشته باشم… یه ماشینی که هم شیک‌تر باشه، هم راحت‌تر. اما در عین حال، یه صدای کوچیک توی ذهنم همیشه می‌گفت:

– هزینه‌هاش زیاده!

– همه نگاهت می‌کنن!

– نکنه کسی حسودی کنه یا چشم بزنه؟

– با این ماشین بری بازار، همه فروشنده‌ها گرون‌تر حساب می‌کنن!

😬 این فکرها اون‌قدر قوی شده بودن که عملاً نمی‌ذاشتن به خواسته‌م برسم.

حالا متوجه شدم که اون گفتگوهای ذهنی، همون ترس از موفقیت بود… همون چیزی که اجازه نمی‌داد حتی به آرزوهام نزدیک بشم!

🎯 دقیقاً مثل ترس از لاغری!

وقتی لاغر شدن رو به عنوان یه آرزو در ذهنت داری، ولی در ناخودآگاهت پر از ترس و شک و تردید نسبت به لاغری هستی، هیچ‌وقت نمی‌تونی آزادانه جلو بری.

مثل اینه که با یه پا روی گاز و یه پا روی ترمز رانندگی کنی!

از خاطرات رژیم‌های سخت، شکست‌های قبلی، تجربه‌هایی که بهت گفتن لاغری مساوی رنج کشیدنه… یا حتی ترس‌های عمیق‌تر مثل:

– اگه لاغر شم، صورتم زشت میشه!

– اگه لاغر شم، همه لباس‌هام برام گشاد میشه!

🛑 همه این ترس‌ها مثل دیوارهای نامرئی جلوی موفقیت رو می‌گیرن.

اما خبر خوب اینه که وقتی این دیوارها رو بشناسی، می‌تونی با ذهن آگاهت ازشون رد بشی… و اون‌وقته که ترس از لاغری از بین میره و مسیر واقعاً برات باز می‌شه ❤️

ترس از لاغری

ترس از لاغری

توی ناخودآگاه ما ترس از لاغری یه مانع پنهانه… یه ترسی که شاید هیچ‌وقت بهش فکر نکردی، اما مثل یه سد بزرگ جلو راهته.

🧩 بیشتر آدم‌هایی که اضافه وزن دارن، تجربه‌های زیادی از رژیم، ورزش، قرص، دمنوش، عطاری و هزار روش دیگه رو داشتن.

اما هر بار بعد از کلی سختی، وزن که کم می‌شه، خیلی زود برمی‌گرده… و همین تکرارِ امید، زحمت، شکست باعث می‌شه ذهن ما به لاغر شدن، یه تصویر پر از درد و ناراحتی بچسبونه. 😣

یعنی لاغر شدن = سختی کشیدن، محرومیت، گرسنگی، زجر، شکست!

و نتیجه‌ش چی می‌شه؟

✅ ذهن ناخودآگاه برای محافظت ازت، جلوی لاغر شدنت رو می‌گیره!

چون توی ناخودآگاهت لاغری مساویه با رنج، پس بدن با تمام قدرت می‌گه:

❌ “من نمی‌خوام لاغر شم، چون می‌ترسم دوباره اذیت بشم!”

🌪️ اینجوریه که ترس از لاغری مثل یه سایه مخفی توی ذهن می‌مونه… نه‌تنها باعث می‌شه اضافه وزنت بمونه، بلکه هر بار که می‌خوای شروع کنی، یه احساس دلهره و مقاومت سراغت میاد.

  • باز باید غذامو جدا کنم؟ 😔
  • بازم قراره بهم سخت بگذره؟
  • اگه لاغر شم، نکنه صورتم زشت بشه؟
  • نکنه همسرم دیگه منو نخواد؟

🧠 همه این فکرها، مصداق کامل ترس از لاغری هستن… ترسی که ریشه‌ش به تجربه‌های تلخ گذشته‌ت برمی‌گرده، اما الان داره آینده‌ت رو هم خراب می‌کنه.

انگیزه لاغری

🧠 تجربه‌ای الهام‌بخش برای روبرو شدن با ترس از لاغری

یکی از تأثیرگذارترین بخش‌های مسیر لاغری با ذهن، خوندن نوشته‌ها و تجربه‌های هنرجوهاییه که دقیقاً با همون ترس‌هایی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنن که شاید تو هم همین حالا درگیرش باشی…

📖 نوشته‌های صادقانه‌ی اون‌ها کمک می‌کنه تا ترس‌های پنهان ذهنی‌مون رو بهتر بشناسیم، مخصوصاً ترس از لاغری که یکی از مخفی‌ترین و در عین حال قوی‌ترین مانع‌های لاغر شدنه.

در ادامه، نوشته‌ی یکی از دوستان خوبمون در دوره‌ی «ورود به سرزمین لاغرها» رو می‌خونی که به زیبایی نشون می‌ده چطور آگاهی، می‌تونه ترس‌ها رو روشن کنه و امید رو جایگزینش کنه:

“لاغر شدن ترس دارد و با ترس، لاغر نمی‌شوید!”

این جمله عمیقاً من رو به فکر فرو برد… 🤔 مگه می‌شه منی که سال‌هاست دنبال لاغری‌ام، ازش بترسم؟! اما وقتی فایل آموزشی اون روز رو گوش دادم 🎧✨، فهمیدم چقدر ذهنم زیر پوستی درگیر این ترسه.

حالا می‌دونم که خواستن کافی نیست؛ چون خواسته‌ها توی ذهن خودآگاهم هستن 🧠، ولی موانع اصلی، مثل ترس از لاغری، توی ناخودآگاه من پنهان شده بودن… 🕵️‍♀️

مثلاً ترس داشتم که اگه لاغر شم، صورتم زشت می‌شه 😬… یا همسرم دیگه منو دوست نداشته باشه 💔… یا لباس‌های قبلیم برام بی‌استفاده بشن 👗❌!

اما وقتی این باورها رو بررسی کردم 🔍، دیدم هیچ‌کدومشون واقعی نیستن ✅. من قبلاً هم لاغر بودم و زیبا 🌸✨… و عکس‌های شگفتی‌سازها 📸 اینو ثابت می‌کنه که لاغری چهره‌ی آدم رو شادتر، زیباتر و جوون‌تر می‌کنه 🌟.

درباره همسرم 💑، به این نتیجه رسیدم که اگر من رو واقعاً دوست داشته باشه، در هر حالتی دوستم داره 💕؛ مهم احساسی هست که از خودم دارم 🌈.

و درباره لباس‌ها؟ 👚👖 خب، همیشه می‌تونم لباس‌های جدید و دلخواه برای اندام متناسبم تهیه کنم 🛍️ و از پوشیدن‌شون لذت ببرم 😍.

الان با تمام وجودم حس می‌کنم دارم سبک می‌شم 🕊️… حتی اگه هنوز روی ترازو تغییری نیومده باشه ⚖️. چون بار ترس‌ها از ذهنم برداشته شده 🙌 و حالا با آگاهی 🌱، با آرامش 🧘‍♀️ و بدون ترس 🚀، مسیر لاغری رو ادامه می‌دم.

دیگه از خوردن نمی‌ترسم 🍽️😊… غذا خوردن برام عادی و لذت‌بخشه 🎉. و مهم‌تر اینکه به این باور رسیدم که بدن من توانایی لاغر شدن رو داره 💪✨، فقط کافیه مانع‌های ذهنی مثل ترس از لاغری رو کنار بزنم 🧩❤️.

🌟 نوشته‌ی این دوست عزیزمون به‌خوبی نشون می‌ده که آگاهی، شجاعت می‌آره… و اون آگاهی رو به بهترین شکل، می‌تونی در دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها تجربه کنی.

🗺️ این دوره دقیقاً طراحی شده تا کمک کنه ترس‌های پنهان ذهنی مثل ترس از زشت شدن، ترس از دیده نشدن، یا ترس از تغییر کردن رو شناسایی کنی، اصلاحشون کنی، و با ذهنی آزاد و آماده، وارد مسیر لاغری بشی — مسیری با لذت، نه با رنج!

اگر تو هم آماده‌ای که ترس‌هاتو رها کنی و با اعتماد و عشق، بدن متناسبت رو بسازی، این دوره یه قدم طلایی برای شروعه، یه راهکار اساسی برای رهایی از ترس از لاغری.

✍️ بخش تمرینی – عبور از ترس پنهان لاغری ذهنی

🧠 یکی از اصلی‌ترین موانع کاهش وزن ذهنی، فرمول‌های اشتباه ذهن درباره لاغریه. تا وقتی این فرمول‌ها شناسایی و اصلاح نشن، ذهن ناخودآگاه اجازه تغییر رو نمی‌ده.

تمرین‌های خودآگاهی مثل همین بخش تمرینی، دقیقاً طراحی شدن تا کمک کنن ترس از لاغری رو بشناسی، افکار پنهان رو بالا بیاری و به جای مقاومت ذهنی، همکاری ذهنی بسازی.

هر بار که تمرین می‌کنی، قدمی برمی‌داری برای تغییر ریشه‌ای و پایدار. تمرین کردن یعنی تغییر دادن برنامه ذهنی از اضافه وزن به متناسب شدن! 🌱

🔍 سؤالات خودشناسی:

  • نظرت درباره ترس از لاغری چیه؟ تا حالا بهش فکر کرده بودی؟!
  • تا حالا شده با اینکه می‌خواستی لاغر شی، یه چیزی درونت مانع بشه؟ اون چی بوده؟
  • کدوم بخش از تغییر بدن، بیشتر تو رو می‌ترسونه؟ (صورت؟ توجه دیگران؟ قضاوت اطرافیان؟)
  • فکر می‌کنی چرا در ناخودآگاهت، لاغری با رنج و ترس گره خورده؟
  • چه تجربه‌هایی باعث شدن ذهن تو لاغر شدن رو مساوی سختی و شکست بدونه؟
  • اگر همین فردا لاغر بشی، چه افکاری ممکنه تو رو نگران یا مضطرب کنه؟
  • باورهایی که جلوی کاهش وزن ذهنی تو رو گرفتن، چی هستن و از کجا اومدن؟

💬 دعوت به عمل:

اگه می‌خوای واقعاً تغییر کنی، فقط خوندن مقاله‌ها کافی نیست! ✨

👣 ازت دعوت می‌کنم همین الان قلم و کاغذ برداری، پاسخ سؤالات بالا رو بنویسی و اگه دوست داشتی، در بخش نظرات همین مقاله با ما و دیگر همراهان مسیر کاهش وزن ذهنی به اشتراک بذاری.

تو نمی‌دونی ممکنه نوشته‌هات برای چند نفر نوری بشه در تاریکی ترس‌هاشون… ❤️

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.62 از 63 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=19369
137 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ملکه عشق
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۱ ۱۱:۲۷
      مدت عضویت: 2094 روز
      امتیاز کاربر: 10813 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,096 کلمه

      خدایا از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده 

      چشم بینا و قلب آگاه و دلی بیدار بده 🙏

      عرفان یعنی شناخت 😉

      سلام و درود بر دستان پر مهر خدا هر کجای عالم 

      دیشب که دآشتم تمرین این قسمت را می نوشتم خب  فکر کردم من الآن دیگه ترسی از لاغری ندارم ولی همین که خوابیدم در خواب دونه دونه کدهای ترس من از رسیدن به خواسته هام و البته جواب پرسشهای چندماهه ام برام باز شد و خواستم این آگاهی هارا باشما دوستان خوبم به اشتراک بزارم🍃🌸

      مدتی پیش پیجی برای نشر آگاهی در اینستا درست کردم و البته به نیت اینکه هم نشر آگاهی باشد و هم درآمدزایی و از اول هم گفتم با دیگران معامله نمی کنم و حمایت هم از کسی درخواست نمی کنم والبته فالواینگ هم باید صفر باشد که ایمان فعال خود را نشان دهم و انتظار داشتم خیلی سریع این پیج چندکا بشه ولی نمی شد هر چه تصور می کردم و البته تکنیکهایی به کار می گرفتم نمی شد و برام عجیب بود که افرادی در طی سه ماه پر بازدید شدند!؟….خیلی ترسها و نگرانیهایی داشتم که خودم به سمتشون حمله می کردم هرروز و هرروز و اما….نشُد که نشد ….و بعد از چندین ماه شاکی از خدا برگشتم به زندگی خودم و رها کردم و متوجه نمی شدم چرا نشد!؟…..

       من از اینکه شناخته بشم می ترسیدم محتوای تولیدی من کاملا تجربه شخصی ام بود و البته مخالف بود با تمام شرطی شدگی های ذهن از حکومت و خانواده ولی ……من ادامه می دادم با مقاومتی شدید تولید محتوا می کردم و نشر آگاهی و فشار سهمگینی را متحمل می شدم با خودم میگفتم چرا گفتن حقیقت انقدر باید سخت باشه !؟….یعنی هرکی حق گفته عذاب کشیده ؟!…دیدم اینم یک آموزش رسانه ای بوده از کودکی حق گفتن یعنی شکنجه?!….

       ومن سعی داشتم با تمام این سیاهی لشکر دست و پنجه نرم کنم !….اما……ترس از قوانین حکومت یا انتقاد یا….ترس از مشهور شدن و نوعی تو چشم بودن مانع من می شد تا جائیکه مدتها در عذاب این بودم تا حجم بالایی از این ترسها را حل کنم می دانستم که همه توهم هستند ….ولی نمی دونم انگار یک قانون تکاملی باید اجرایی می شد!…..من سعی داشتم بپرم مرحله آخر و اینو بیرونی نشون می دادم اما درونی سیاه لشکر بود اووووووو….

      همیشه از خدا شاکی بودم و دیشب متوجه شدم که من ترس از موفقیت داشتم ولی جالبه که با اینکه الآن متوجه شدم اما انگار این مسیر برای من نیست و دوسش ندارم !…

      ولی یک عالمه تجربه کسب کردم اعتماد به نفسم ،توانمندیهام و چگونگی ارتباط با فالور یا پیدا کردن چند دوست نوری یا سنجش ایمان خودم و یا شناخت ترسهام و اینکه به لطف خداوند حمایت و حفاظت شدم و بودنم کنار مردم و نشر آگاهی حتی اگر یک نفر حالش خوب شده  باشه یا تکونی خورده باشه عاااالیه 😍  

      و اما امروز از خودم پرسیدم من از لاغری می ترسم !؟عمیییق 😇

      گفت نه !،.،یک تصویر شاد جوان و زیبا پر اشتیاق در ذهنم به وجود آمد اما پرسیدم که چرا چاقم هنوز؟!گفت می خوری !…گفتم خب باید بخورم پس نخورم؟!…گفت اضافه می خوری !…گفتم خوردن چاق نمی کنه !….فکرمن چاق می کنه …..

      دقت کنید ….

      وقتی من اضافه تر می خورم با درد شکم یا سنگینی مواجه میشم وقتی در جسم واکنشی به وجود میاد ذهن به دنبال دلیل هست که چرا اینطور شده !؟اینجا من خرابش می کنم درد داره چون زیاد خوردم جدال میشه خودتخریبی چرا زیاد خوردی !؟چرا جلو خودتو نمیگیری و بگو مگوها میشه احساس عذاب وجدان احساس بد و بلافاصله تصویر ذهنی چاق به وجود میاد و البته خلق و توجه به چاقی!…اما من گفتم باید نقطه سیری در ذهن و جسم من قوی باشه و قطع کن اعلام بشه !….که دیگه دلم نخواد بخورم و شنیدم گفت حق با شماست و تقاضا کردم و حتما عرضه می شود👌

      من چندروزی بود که حالتهای جسمی ام تعادل نداشت و من یک فرمول ذهنی مخرب دارم مریض میشی بخور بارها از والدین و پزشکان شنیدم آب و مایعات بخور میوه جات و سبزیجات بخور دمنوش بخور و ذهن من فقط بخور را پذیرفته است وشدیدا می خورم !…

      با خودم فکر کردم که به وقت بیماری بدن هوشمند و شفاگر من داره سعی می کنه که بهبود رخ بده وداره ترمیم و بازسازی می کنه خب من چیکار دارم باهاش می کنم !؟…می خورم و می خورم به خاطر ایگوی ذهنی ام ….و کار بدنم را چندبرابر می کنم یعنی باید توان مضاعف بزاره برای اضافه خوردنهای من یعنی خودم دارم در روند بهبود بیماری خودم اختلال ایجاد می کنم از طرفی ذهنم به خاطر بیماری خودش کلی نجوا داره نجوای اختلال و نبود سلامتی و البته انتظار از دیگران و بروز حس مظلومیت منم میام با بگومگوهای زیادی که از فشار معده و پرخوری به وجود اومده نجواهای ذهن را چندبرابر می کنم و البته روح کاملا در عذاب است چون وجود ما سه بخش هست جسم و ذهن و روح و زمانیکه دوبخش در اختلال باشند روح هم آسایش نداره و نتیجه میشه طول درمان طولانی ……چرا خوب نمیشم !؟خدا کجاست !؟….شاید به همین دلیل کودک که بودیم وقت بیماری میل به خوردن نداشتیم اورجینالش همین بود ولی بزرگ شدیم و آموزش دیدیم که باید بیشتر بخوریم!؟…باید بنوشیم ….آب چون عنصر اولیه و هوشمند و حیاطی است برای بدن و سلامتی وجودش ضروریست و بیشتر افراد چاق تشخیص تشنگی از گرسنگی را ندارند!…و به جای آب غذا می خورند!…،

      خدایا متأسفم

      لطفا مرا ببخش 

      سپااااسگزارم 

      عاااااشقتم ❤️❤️❤️

      🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

      و اما …..من چرا از لاغری می ترسم ؟!…

      تغییر رفتارها …..

      من پرخوری می کنم (می خورم )یک فرد متناسب به اندازه نیاز بدنش می خوره (می خوره)پس محدودیتی نیست می خوریم  ..من ریزه خواری دارم (می خورم )اما لذت نمیبرم چون احساس گرسنگی واقعی را نچشیدم !…..اما یک متناسب به وقت نیازش می خوره (می خوره )و روحش پروا میشه چون گرسنگی را احساس کرده …..پس هیچ محدودیتی نیست ….من آزادم هر چیزی دوست دارم بخورم و (می خورم)متناسب هم هر چیزی که دوست داره (واقعا علاقه داره و البته انتخابش همیشه یکی هست را می خوره )پس می خوریم !…. .پس هیچ منع و محدودیتی نیست !…من با حرص و ولع می خورم (می خورم )رفتاری حیوانی زشت و ناپسند و البته متناسب با طمأنینه و آرامش می خوره !….می خوره( ولی رفتاری انسانی و در جایگاه شأن الهی خودش)پس ما می خوریم !…..هیچ منعی نیست ….

      ترسهای من به لطف و اراده الله مهربانم و استاد پر مهر تبدیل با آزادی و ایمان شدند 

      خدایا سپاسگزارتم 

      خدایا عاااااااشقتم ❤️❤️❤️

      هم مسیری هایم ما برای عشق و آزادی خلق شده ایم 

      آسمان بار امانت نتوانست کشید 

      قرعه فال به نام من دیوانه زدند

      عشق ❤️در وجود ما جاریست و هر حصاری را در هم می شکند ….

      مانا و پایدار باشید 🌻🌻🌻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۰ ۲۲:۳۵
      مدت عضویت: 2094 روز
      امتیاز کاربر: 10813 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,209 کلمه

      شروع یک حس شگفت انگیز 

      سلام و درود بر استاد زنده دل و دوستان علاقه مند به خودسازی

      لاغر شدن ترس دارد و با ترس لاغر نمی شوید !…

      خیلی عجیبه ما از موفق شدن می ترسیم یعنی در سطح افکارمون دوست داریم متناسب باشیم یا ثروتمند یا مشهور و حتی روابطی عااشقانه را تجربه کنیم اما در ناخودآگاه ما اطلاعاتی ذخیره شده است که موفقیت ما مساوی میشه با سختی و درد و رنج شاید تردشدن و تنهایی و شاید دوری از خدا ..

      و در نهایت تصمیم نهایی را ناخودآگاه ما رقم می زنه یعنی وظیفه خودش میدونه از ما محافظت کنه نسبت به اطلاعاتی که ما خودمون با توجه به تجربیاتمون یا آموزشهامون در طول زندگی به ذهنمون دادیم !…

      خیلی از افراد علاقه مند هستند که به کشورهای دیگری مهاجرت کنند و این افراد دو دسته می شوند :دسته اول افرادی هستند که بسیار تلاش می کنند و کارهای مقدماتی را انجام می دهند و اتفاقا در مورد مهاجرت هم صحبت می کنند ولی در ناخودآگاهشون ترس از شرایط ناشناخته ای دارند دوری از کشورخودشون یا بستگان یا روبرو شدن با فرهنگ و زبان جدید یا احساس تنهایی در کشور جدید …وهر چقدر تلاش کنند بی نتیجه است .

      و اما دسته دیگر افرادی هستند که شاید در کارهای مقدماتی هم تلاش کمتری کرده باشند ولی با ترسهای خود قبلا روبرو شدند و افکارسطحی فکرشون و علاقه مندیهاشون را با باورهاشون هماهنگ کردند و به راحتی مهاجرت می کنند و حتی ممکنه ازشون دعوت هم بشه …

      افراد زیادی دوست دارند ثروتمند باشند ولی ترس دوری از خدا یا به هم خوردن روابطشون یا دردسرهای زیاد یا خستگی یا ورشکستگی و غیره مانع از ثروتمندیشون می شود… 

      و ما قراره در مسیره آموزش ذهنی افکار خود را شناسایی کنیم و بیایم تفکرات خود را به صورت نوشتاری روی کاغذ تخلیه کنیم و مرحله به مرحله بررسی کنیم که ما ناخواسته یا ناآگاهانه چه موانعی برای موفقیتهای خود در ذهنمون الگوسازی کردیم و بعد در فضای ذهنمون بین اون افکار مانع بذرهایی از فرمولهای صحیح و باورهای توحیدی را بکاریم 🌱و هرروز با یادگیری آموزه ها این فضای جدید را گسترش بدهیم و به طور خود به خودی توجه ما متمایل میشه به سمت لاغری و انتخاب آگاهانه ما شکل می گیره برای خلق رویامون …

      خیلی از افراد چاق با توجه به تجربیایی که از روشهای قبلی لاغری دریافت کردند علاقه دارند لاغر شوند اما ترس از محدودیت غذایی دارند چون بارها در رژیمهای مختلف منع غذایی داشتند یعنی در ناخودآگاهشون ترس از دست دادن یا نوعی محدویت وجود داره !یعنی نباید بستنی بخورم ؟!یعنی نباید شکلات و یا فست فود استفاده کنم ؟!…،

      برای افراد دیگر فشار و سختی ورزش و پیاده روی های طولانی نوعی یادآوری لاغری است و احساس رنجش می کنند …یا سختی بیداری در صبح زود نوعی مقاومت در ذهنشون به وجود میاره و افرادی هم از نظرات دیگران در مورد تغییرات جسمی خود ترس دارند ترس از زشت شدن و لاغرشدن صورت و دستانشون یا ترس از پیر شدن پوست یا پیدایش خطوطی روی صورت و بدنشان و این ترسها به نوعی یک باور قوی و خطرناک هستند که مانع لاغری می شوند !…

      من پارسال که برای اولین بار در این دوره شرکت کردم ترس از زشت شدن صورت و دستهامو یا شل و آویزون شدن پوستم را داشتم که البته طی سالها از مادرم اینو شنیده بودم بارها تکرار می کرد و این اتفاق را برای خودش رقم می زد و اما من با تجزیه و تحلیل فکری طی مدتی به لطف خداوند اصلاحش کردم عکسهای لاغریمو آوردم دیدم من خیلی زیباتر بودم و طبق قانون سلولسازی جسم من تا آخر عمرم ترمیم و بازسازی و کلاژن سازی را داره و البته از نظر دیگری باور دارم هر چقدر به خود حقیقی ات نزدیکتر میشی یعنی فرمولهای ذهنیت هم سو با ذات الهی میشه هرروز زیباتر و جوانتر میشی و این موضوع را بارها در خودم تجربه کردم و در هر تولدآگاهانه حتی چشمانم شفاف تر می شود…و دیدن دوستان در آلبوم شگفتی سازان و خود استاد هم که سند معتبریست برای لاغری=زیبایی ترس دیگرم هم این بود که نکنه من لاغر بشم بخوام لباسهایی باز و تحریک کننده بپوشم و از خدا دور بشم یا بخوام خودنمایی کنم و فخرفروشی شاید هم مغرور!..

      این هم یک آموزش ذهنی از خانواده خیلی مذهبی ام بود که طی سالها با من بود و خدا را شکر خیلی بهتر پذیرفتم که ارتباط ایمانی انسانها با خداوند با توجه با مخزن ذهنیشون و البته حس قلبیشون صورت میگیره نه طرز پوشش آنها …ترس دیگر من این بود که دیگه نباید برم مسافرت چون مسافرت منو چاق می کنه و البته فکر می کنم هنوز ته ذهنم هست باید اصلاح بشه و در کل چون در ذهن ما رفتارهای چاقی لذت بخش بوده مثلا خوردن یک پاستیل در لحظه آنی احساس خوبی به ما منتقل می کرده ذهن نمی خواد لذتش را از دست بده اما چون پروسه لاغری زمان بر هست ذهن ترجیح میده نقد رو بچسبه و تشویقمون کنه به سمت چاقی😨 !…

      اما ما در طول مسیر با آموزشهای لاغری با ذهن متوجه لذتهای ماندگار و البته مسیر آسون لاغری با ذهن شدیم و فقط باید توجه به آموزه ها داشته باشیم 

      لاغری با ذهن هیچ محدودیت و سختی نداره!…

      قراره ما به یک آزادی عمل برسیم لاغری با رنج و سختی که خودش عذابه !،.

      در مسیر لاغری با ذهن ما یادمیگیریم چطور آزادی عمل در رفتارمون داشته باشیم هیچ مواد خوراکی قرار نیست از زندگیمون حذف بشه یا قرار نیست کاری برای لاغری مثل تردمیل و دمنوش و …اضافه بشه فقط قراره لذت باشه و یادگیری و شناخت خود و دوستی باخود …من سالهای بسیاری از روشهای قبلی تلاش کردم برای لاغری ولی نتیجه ماندگار نداشتم فکر می کنم که الآن هم می ترسم نتیجه ماندگار نداشته باشم …البته خیلی بهتر شدم و متوجه شدم که طبق قانون وقتی محتوای ذهنیم بشه لاغری خودبه خودی لاغر میشم یک باور خوب از قدیمها دارم از پزشکها شنیدم اگر فردی در یک وزن بتونه یکسال بمونه مثلا۵۸کیلو که وزن لاغری و تناسب ایده آلش باشه بدنش اون وزن را براش الگو میکنه و لاغریش ماندگار میشه ولی موضوع این بود که من نمیتونستم در روشهای سخت و دشوار قبلی  استمرار داشته باشم و یک سال در وزن ایده آلم بمونم.

       …

      لاغری با ذهن یک مسیر لذت بخشه که آزادی همراهشه نوعی حس ارزشمندی و عزت نفس و دوست داشتن خود حق انتخاب برای مصرف خوراکی و لباسهایی که موردعلاقمون هستند در سایزها و رنگهای مختلف …اعتماد به نفس و حاضر شدن در جمع ها و ابراز خود به جهان رضایتمندی از خود و پیرامون زندگی همسفر شدن با انسانهایی که خودشون آگاهانه خالق زندگی فوق العاده ای برای خودشون هستند و شادی و آرامش پایدار البته همسو شدن با کائنات و قرار گرفتن در جایگاه اصلی خود که در شآن الهی ما و حالت اورجینال و طبیعی ماست ✨صلح و عشق …..

      ترس از موفقیت یک باور قوی و مخفی است که در ذهن تمام افراد نسبت به خواستشون وجود داره که باید شناسایی بشه و مورد بررسی قرار بگیره  و اصلاح بشه و این روند طی گام به گام آموزهای ذهنی به راحتی صورت می گیره !…افکار در سطح و در عمق ذهن همسوباشند نتیجه موفقیت آمیز میشه 😍

      سپاس از استاد عزیز و هدیه آگاهی های مروارید گونه 

      🍃🌸🍃🌸🍃🌸

      دوستان عزیز همواره در مسیر شجاعت و رویارویی با ترسهای مخفی خود پیش قدم و موفق باشید 🦋✨ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم