مدتی غذا نخوردید 🍽️، رژیم گرفتید 🥦، شام را حذف کردید 🚫🍲، ولی روی ترازو عددی که میخواستید را ندیدید! 😳
این شرایط باعث ایجاد سوالی در ذهن ما میشود که: «چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟!»
ما همیشه فکر میکنیم نخوردن یعنی لاغری ⛔⚖️، اما واقعیت این است که ذهن ما داستان دیگری دارد 🧠✨.
در این مقاله میخواهیم با هم بررسی کنیم 📖🔍 که چرا با وجود نخوردن، لاغر نمیشویم و چطور قدرت ذهن میتواند ما را حتی در نبود غذا، چاقتر کند! 🌀
چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟ 🤔 واقعاً دلیلش چیه؟
تا حالا چند بار با خودت گفتی: «دیگه برنج نمیخورم!» «شیرینی رو حذف میکنم!» یا «از فردا روزی یه ساعت میرم ورزش!»
ولی با اینکه همه این کارها رو کردی… هنوزم لاغر نشدی! یا شاید یه مدت کم کردی ولی خیلی زود برگشتی به وزن قبل (یا حتی بیشتر 😞).

واقعاً چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! این سوال خیلیهاست.
خب، بذار یه نکته مهم بهت بگم👇
میلیاردها آدم روی زمین هستن که نه رژیم میگیرن، نه ورزشکار حرفهایان، اما همیشه متناسب میمونن! 😮
پس قطعاً یه جای کار اشتباهه… شاید اصلاً عامل لاغر شدن، اون چیزایی نباشه که فکر میکردیم!
شاید وقتشه یه بار برای همیشه ریشهی اصلی ماجرا رو پیدا کنی — یعنی ذهنت 🧠💡
واقعاً چی عامل لاغر شدنه؟ چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟ 🤷♀️🍽️
سالها با اضافه وزن دست و پنجه نرم میکردم… 😓
۳۵ سال از عمرم گذشت و همیشه یه سایه سنگین به اسم چاقی همراه من بود.
چیزی نبود که فقط روی بدنم اثر بذاره، رو اعتماد به نفس، لباس پوشیدن، مهمونی رفتن، حتی حالِ دلمم تأثیر داشت. 😞
همه جا میشنیدم:
🔸 “خوردن باعث چاقیه!”
🔸 “هرچی میخورم چاق میشم!”
اما عجیبترش این بود که خیلیها، درست مثل من، میگفتن:
“چرا نمی خورم لاغر نمیشم!” 🤯
هر بار که تصمیم میگرفتم لاغر شم، اولین چیزی که به ذهنم میرسید رژیم گرفتن بود.
❌ سرخکردنی نه 🍞 نون خیلی کم 🍚 برنج ۸ تا ۱۰ قاشق 🥗 سالاد و سبزیجات جایگزین همه چی!
و البته که نصیحتها هم همیشه آماده بودن:
“کمتر بخور!” و “هر روز یه ساعت ورزش کن!” 🏃♀️ اما یه چیزی رو هیچوقت نفهمیده بودم…
اگه این نسخهی کلاسیک «کمتر خوردن + بیشتر ورزش کردن» جواب میداد، چرا این همه ساله که افراد چاق هنوز چاقن؟!
واقعیت تلخ اینه که بیشتر برنامههای لاغری رو افرادی نوشتن که خودشون هیچوقت چاق نبودن! 🙃
و خب طبیعیه که درک درستی از ذهنیت و شرایط افراد چاق ندارن.
🧠 ذهن ما خیلی قدرتمنده، و چیزی که تو ذهنمون باورش داریم، توی بدنمون اتفاق میافته.
وقتی با خودمون تکرار میکنیم: “اگه بخورم، چاق میشم!”
حتی فکر کردن به غذا خوردن هم میتونه ما رو در مسیر چاقتر شدن قرار بده!
چون ذهن ما فرق بین واقعیت و خیال رو نمیفهمه! 🤯
با این آگاهی بهتر می شه درباره این ابهام ذهن که چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 🧐 توضیح داد.
جوابش سادهست: چون ما سالها با ذهنمون برنامهریزی شدیم که خوردن باعث چاقیه، حتی اگه فقط در حد فکر باشه!
من خودم بارها تجربه کردم که بدون تغییر در غذا خوردنم، چاقتر شدم!
همون حجم غذا، همون سبک زندگی… ولی بدنم سنگینتر میشد. تا جایی که باورم شده بود:
“آب هم بخورم چاق میشم!” 💧➡️⚖️
اما وقتی با ذهنم آشنا شدم و فهمیدم همه چیز از اینجا شروع میشه، مسیرم عوض شد… ✨
اگه تو هم هنوز نمیدونی چرا نمی خورم لاغر نمیشم، شاید وقتشه یه نگاه عمیقتر به ذهن و باورهات بندازی. 🧠💫

چی باعث میشد من هی چاقتر بشم؟ 😟
با خودم بارها فکر کرده بودم: من که نه بیشتر میخورم، نه سفرهمون رنگینتر شده… پس چرا هر سال دارم چاقتر میشم؟! 🤔
جوابش چیزی نبود که تو بشقابم باشه… بلکه چیزی بود که تو ذهنم تکرار میشد! 🧠💭
- ☁️ ترس از چاقتر شدن
- ☁️ تنفر از اندامم
- ☁️ نگرانی از عدد ترازو
- ☁️ فکرای تکراری مثل: “نکنه دوباره چاق شم!” “لباسم تنگ شده، یعنی بازم چاق شدم؟”
اینا چیزایی بودن که مثل یه فایل صوتی، مدام تو ذهنم پخش میشدن. و همینا بودن که بدون اینکه غذام بیشتر شه، منو چاقتر و سنگینتر میکردن! ⚖️
ذهنمون یه قدرت فوقالعاده داره… و وقتی بارها و بارها یه فکر خاص رو تکرار کنیم، فرقی نداره واقعیه یا نه؛ ذهن اون رو تبدیل به واقعیت میکنه. ✨
برای همین هم هست که خیلی از ماها با اینکه رژیمیم، بازم برامون سواله که:
“چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟!”

چرا غذا میخورم چاق میشم؟ 😩
یکی از فکرایی که سالها باهام بود، این بود که: “غذا باعث چاقی منه!” واقعاً باور داشتم که هر چی میخورم، مستقیم میره میچسبه به پهلو و شکمم! 😅
در حالی که یه عالمه آدم متناسب رو میدیدم که همون چیزایی رو میخورن که من میخورم… ولی اونا همچنان لاغر و خوشاندامن! 🤷♀️
همیشه تو ذهنم میچرخید:
🔸 چرا من هرچی میخورم چاق میشم ولی اونا هرچی میخورن، همونطور لاغر میمونن؟!
🔸 و بدتر از اون: چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩
شنیده بودم که بعضی از آدمای متناسب فقط با دو سه روز بینظمی تو غذا خوردنشون، راحت وزن کم میکنن.
در حالی که من با چند هفته سختگیری و رژیم فقط یه ذره تکون میخوردم… اونم اگر خوششانس بودم! 🙃
🤔 این همه تفاوت برای چی؟ چرا یه غذا برای من چاقکنندهست، ولی برای اونا نه؟
واقعاً چرا من غذا میخورم چاق میشم، ولی اونا نه؟
چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩 ولی اونا نمی خورن لاغرتر میشن؟!!
جواب این سوالا تو ذهنم پنهون بود… ذهنی که باور کرده بود: “غذا = چاقی”

✨ معجزهای به نام لاغری با ذهن
وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، کمکم جواب همه اون سوالای بیپاسخ توی ذهنم رو پیدا کردم. 🤯
جواب همهشون یک چیز بود: قدرت ذهن!
تنها فرق من با آدمهای متناسب که چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩 ولی اونها نمی خورن و لاغر میشن این بود که ذهنم جور دیگهای فکر میکرد. 🤔
دیدگاه من نسبت به غذا و چاقی با آدمهای متناسب فرق داشت و همین کافی بود تا اونا هر چی دلشون میخواست بخورن و همچنان خوشفرم بمونن، ولی من با خوردن فقط چند تیکه پیتزا حس میکردم چاقتر شدم! 🍕😩
🧠 هر وقت فکری تکراری دربارهی غذا و چاقی توی ذهنت میچرخه، مغز شروع میکنه همون فکر رو توی بدن نشون دادن!
درست مثل یه نقاش که فقط با نگاه کردن، یه تصویر میکشه… مغز هم با فکرهای تکراری، شروع میکنه فرم بدن رو ساختن. 🎨
یعنی: اول تصویر ذهنی ساخته میشه، بعد بدن شکل میگیره.
🧩 حالا نکته مهم اینه: وقتی فقط رژیم میگیریم، داریم با رفتارمون تغییر ایجاد میکنیم، اما ذهنمون تغییر نمیکنه!
برای همینه که رژیمها فقط یه مدت کوتاه جواب میدن، ولی موندگار نیستن 😤
تا وقتی همون باورهای قبلی در ذهنمون وجود دارند، همیشه از اینکه چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! متعجب خواهیم شد.
اما وقتی یاد بگیری ذهن رو تغییر بدی، اون وقته که معجزه اتفاق میافته… معجزهی واقعی لاغری با ذهن 💫🧘♀️💖
📚 نظر علم درباره نقش ذهن در لاغری چیه؟
تحقیقات نشون داده که طرز فکر درباره غذا و باورها درباره بدن تأثیر مستقیمی روی متابولیسم و واکنش بدن به غذا دارن!
✅ در یک مطالعه در Yale University، به دو گروه از افراد نوشیدنی مشابه داده شد. به یک گروه گفتن این نوشیدنی «پرکالری و چاقکننده» هست، به گروه دیگه گفتن «رژیمی و سالم» هست.
در حالی که محتویات دقیقاً یکی بود! 😲
اما بدن افرادی که باور کرده بودن نوشیدنی پرکالریه، هورمون گرسنگیشون (گرلین) بهشکل متفاوتی ترشح شد.
یعنی فقط باور ذهنی، عملکرد هورمونی رو تغییر داد!
🧘♀️ جمعبندی
پس اگه تو هم بارها رژیم گرفتی، اما تهش بازم به خودت گفتی: پس چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩
بدون که پاسخ توی ذهنته… نه توی بشقاب غذا! 🍽️
لاغری با ذهن یعنی تغییر دادن نگاهت به غذا، به بدنت، به خودت…
من اینو با گوشت و پوست و استخونم لمس کردم… و حالا میخوام تجربهم رو با تو به اشتراک بذارم 💛
بارها دیدن این آموزش میتونه یه جرقه باشه برای پیدا کردن جواب سوال چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک بهتر موضوع چرا نمی خورم لاغر نمیشم، بعد از خواندن متن و دیدن ویدیوی آموزشی، دیدگاه خود را به صورت شرح انشایی بنویسید و حتما به سوالات زیر پاسخ دهید:
- 🔹 تفاوت نگرش «ترس از چاقتر نشدن» و «لاغر شدن» چیست؟
- 🔹 وقتی به تلاشهای قبلی خود فکر میکنید، متوجه میشوید که هدف اولیه شما برای شروع رژیم یا ورزش لاغر شدن بوده، اما در طول مسیر نگرش شما بیشتر روی چاقتر نشدن متمرکز بوده. چرا؟
- 🔹 وقتی غذایی را نمیخوردید، آیا دلیلش ترس از چاقتر شدن بود یا تلاش برای لاغر شدن؟
- 🔹 وقتی ورزش میکردید، آیا هدف اصلیتان ترس از چاق شدن بود یا لاغر شدن؟
- 🔹 با توجه به این درک، فکر میکنید تلاشهای قبلی شما بیشتر با شوق لاغر شدن بوده یا ترس از چاقتر نشدن یا چاق ماندن؟
- 🔹 حالا تصور کنید که در وضعیت متناسب هستید، نگرش شما درباره مواد غذایی، ورزش، قدرت چاقی غذاها و همیشه متناسب بودن چگونه خواهد بود؟
💡 توصیه مهم: ذهن شما با تصاویر ذهنی کار میکند؛ پس با فکر کردن به وضعیت متناسب، تصویر ذهنی لاغر شدن را قویتر کنید.
حالا تمرین خود را بنویسید و در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید تا همه با هم در مسیر چرا نمی خورم لاغر نمیشم رشد کنیم و به نتیجه برسیم! 💬✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.23 از 109 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
با عرض سلام
استاد خسته نباشیدواقعا فایل خوب و پر باریه من که خیلی لذت بردم دقیقا برای من ضبط شده عادتهای غذایی من خیلی تغییر کرده و مدتها است که این سئوال برام مطرح شده که چرا اثرش رو در جسمم نمی بینم و حالا مطمئن شدم که هنوزذهن من مقاومت می کنه و نسبت به مواد غذایی حساسه و هنوز به فکر چاقی هستم البته من پیشرفت زیادی داشتم و قبلا احساس می کردم دارم چاقتر میشم ولی حالا مدتیه که فکر می کنم چاقتر نمی شم و گاهی اوقات مطمعنم که دارم لاغر میشم که البته هنوز کم اتفاق میفته که این احساس رو داشته باشم ولی به مرور بیشتر میشه ویکی از دلایلش عدم اعتماد به نفسه و مرتب به خودم میگم این روش روی دیگران اثر داره ولی روی من نه ولی زود این فکر رو از سرم بیرون می کنم و به خودم میگم صبور باش و ادامه بده شاید دیرتر نتیجه بگیری ولی حتما به نتیجه دلخواه میرسی .دیروز کامنت دوستی رو خوندم که نوشته بود زمانی که فکر میکرده لاغرتر شده در مهمونی دوستاش بهش گفتن چاقتر شده و با ناراحتی روی ترازو رفته که ثابت کنه اشتباه می کنن ولی با کمال ناباوری دیده که عقربه ترازو وزن بیشتری رو نشون داده وخیلی ناراحت شده و با ناامیدی به استاد پیام داده که چه کنم و استاد فقط گفته ادامه بده و دوباره دوره رو تکرار کرده و با پشتکار بیشتری تمرین انجام داده و تکرار و تکرارو تکرار و خیلی زود نتیجه گرفته و حالا هر کس می بینتش بهش میگه خیلی لاغرتر شدی و خیلی خوشحال بود و من هم خیلی روحیه گرفتم و تصمیم گرفتم که با پشتکار بیشتری فایل گوش بدم و تمرین و تکرار کنم . یکی از چیزهایی که باعث میشه ذهنم مقاومت کنه اینه که استاد و دوستانی که نتیجه گرفتن می گن نمی دونیم چه اتفاقی افتاد فقط دیدیم که بدون هیچ تلاشی داریم لاغر میشیم و برای ذهن من یکم باورش سخته و همش از خودم می پرسم مگه میشه و مرتب دارم دلیل میارم که میشه مثل کسانی که بیماری ها رو با قدرت ذهن شکست دادن و یا کسانی که کارهایی رو انجام دادن که بقیه محال می دو نستن ولی باز ذهنم مقاومت می کنه که با تمرین زیاد این باور غلط رو تغییر میدم و در این دوره ها ما هنر جو ها با کمک هم و استاد باید به نتیجه دلخواه برسیم باگذاشتن کامنت و به اشتراک گذاشتن تجربیات خودمون به امید موفقیت
ممنون دوست عزیز
به امید موفقیت
نشان های دریافت شده
سلام وقت بخیراستادگرامی
ممنونم ازفایل عالی وپرمحتواتون
شمافرمودیدکه به غذافکرنکنیدوقتی وقتش رسیدیه چیزی میخوریدوهمونطورکه گفتیدخودبه خوداصلاخودم نمیدونم چطوری ولی توجهم ازروی غذاهابرداشته شده ونگرشم خیلی متفاوت ترشده الان این سوالادارم که میگیدفکراصلی رادرنظربگیریدخوب اصولابه این فکرمیکنیم که چی بپزم ومیخوام بدونم اینم باعث میشه که توجهمون بیشتربشه وچطوربایدتغییرش بدیم ؟
ممنونم ازراهنماییتون🙏
نشان های دریافت شده
این فایل منوکمی گیج کرد احساس میکنم گیج می زنم افراد چاق خوردن چاق شدن اگر نمی خوردن که چاق نمی شدن نه نه صبر کن خوردن به چاقی ربطی نداره افراد چاق خیلی غذاهارو تجزیه تحلیل میکنند خیلی برای خودشون خوردن را سخت میکنند اخرشم زیاد تر ازحد معمول میخورن بابا راحت بخورید راحت باشید در لحظه بخورید به غذاهایی که قراره بخورید فکر نکنید .تو لحظه غذا بخورید. غذاهارو دسته بندی نکنید. به نوع غذا توجه نکنید به چربی غذا توجه نکن. تجزیه نکن .بسه توروخدا. غذا بلای جان چاق ها شده تا کی باید ذهن رو درگیر چی خوردن چطور خوردن کی خوردن کجا خوردن بکنیم. بدبخت ذهن رو درگیر خوردن کردیم بابا راحت باش .بزار ذهن از غذا وخوردن آزاد بشه .تو نمی زاری ذهن کارشو کنه برای ذهن خط ومشی تعیین میکنی .ذهن گیج شده با خودش میگه این دیگه کیه بابا خسته شده .ذهن خودش کارش رو بلده خواهشا از سر راه ذهن برو کنار راحتش بزار چقدر به ذهنت عذاب میدی اخه .جان مادرت زندگی تو بکن چیزهای مهمی غیر غذا هست برو چیزهای دیگرو تجزیه کن. اگر دنبال تجزیه تحلیل چیز دیگه بودی الان دانشمند بودی. بسه دیگه. من دیگه نمی تونم عمرم تباه شد. بابا خودتو دریاب. به چیزهای دیگه توجه کن بحث و عوض کن کانال غذارو عوض کن خسته نشدی واقعا خسته نشدی .مغزم هنگ کرده واقعا دیگه تحمل این همه افکار بیهوده در مورد غذا رو نداره تو ذهنت غذا رو غول کردی به خدا غذا برای خوردنه .با غذا راحت باش بهش گیر نده به چیزهای دیگه گیر بده دست از سرش بردار بزار ذهنت هوایی بخوره ذهنتو خالی کن بزار نفس بکشه ذهنت داره خفه میشه از دست تو .
نشان های دریافت شده
من هم اولين باري كه فايل رو گوش دادم هنگ كردم چون تا اون موقع فكر مي كردم پرخوري باعث چاقي مي شه بعداز شنيدن حرفاي استاد چندساعتي در موردش فكر كردم وديدم بااينكه يك سال بيشتره تو دوره ام اما هنوز اين فرمول ذهني در من رنگ ولعاب داره پس هنوز خيلي راه مونده تاهدف وبايد بيشتر روش كار كنم وبه قول شما بايد بزاريم اين ذهن بيچاره هوا بخوره واز قيد وبند غذا ازادش كنيم و بيشتر در زمينه هاي ديگه كه ميتونه زندگي مارو متحول كنه بكارش بگيريم .درود بر شما
چی بخوریم چی نخوریم ؟خبلی درمورد خوردن در ذهن ما حرف هست و ما رو در گیر کرده .
نگرش ما باید در مورد خوردن تغییر کنه و به یه ثباتی برسه .
خوردن واقعا چه نقشی در وضعیت جسم ما داره ؟
منم همیشه با کنترل خوردن میخواستم لاعر بشم و به دنبال هیچ راه و روش دیگه نبودم پس هر جوری بود خوردن رو کم میکردم شام نمیخوردم یا سرخ کردنی نمیخورم و یا شیرینی و … نمیخوردم و یا این اواخر که رژیم داشتم از دکتر تغدیه اونجا به من گفته میشد چه چیزهایی ممنوع هست چه چیزهایی ازاد هست مثلا سالاد و سبزی آزاد بود وه منم خیلی وقت ها تلافی رزیم رو با خوردن سالاد در میوردم و وقتی من رژیم رو کنار میزاشتم اون همه زیاده روی در خوردن سالاد رو با چیزهای دیگه جبران میکردم چون دیگه به هردلیلی رژیم نبودم و انگیزه برای خوردن سالاد نداشتم و حرص و ولعم تو خیلی از چیزا که محدود بود رو با خوردن زیاد در مواقع غیر رزیم جبران میکردم خود من بارها دوران بارداریم یه فرصت بود تا تلافی رزیم و نخوردن هام رو در بیارم و تازه کلی هم فرمولهای دیگه داشتم که به جای دو نفر بخور و زیاد بخورم که واقعا زیاده روی میکردم در خوردن .
و همینا باعث میشد من در مدت کوتاهی چاقتر میشدم و همین ها فرمولهای ذهنی من رو خراب میکنه چون اسم سالاد ازاد بود و کالری هم نداشت و منم زیاد میخوردم در واقع به همون حس خفگی که میگفتیم سیری در دوران رزیم با سالاد میرسیدیم بعدا که رزیم نبودم به همین صورت دلم میخواست زیاد بخورم تا به سیری و همون خفگی برسیم و بگم سیرم اما این دفعه با مواد غذایی دیگه که تمام دوران رزیم از اونها محروم بودیم و حرص و ولعشون رو پیدا میکنیم اما دیگه در مواقعی که رزیم نیستم با مواد عذایی دیگه میخوام این پیعام رو یا این حس رو بگریم که در اون مواقع هم احساس سیری ما که مثل الا نبوده با حس خفگی و شکم درد و … اینا بوده و همین باعث میشد ما در زمان کوتاهی چاقتر بشیم
من باید نگرشم به خوردن بهتر بشه و کار این دورها همین هست .
من قبلا که رزیم بودم بارها میگفتم که این غدا رو بخورم خیلی چاق میشم یا این موقع بخورم خیلی چاق میشم . و وقتی میخوردم همش عداب وجدان و سرزنش داشتم بعد از خوردنش و یا خیلی وقتها فلان عدا رو نخوردم که چاقتر نشم پس چه نخورم یا بخورم دلیلیش این بوده که چاق نشم و اگر یه چیزی نخوردم خوشحال بودم که نخوردم و میگفتم پس چاقتر نمیشم . منم قبلا که رزیم بودم اینطور بودم که تفکیک میکردم چی بخورم یا چی نخورم اگر این رو خوردم چاق میشم و یا بهتر این رو نخورم که چاقتر نشم والان که در این مسیرم خیلی فکرم عوص شده و اون ترسم خیلی کمتر شده و چون استمرار دارم در این مسیر اگاهی ها رو مرتب مرور میکنم با حال خوبی عدا میخورم و معمولا هم این افکار من خیلی کمتر سراع من میان ولی بعصی وقتها ادم هایی در اطراف من هستن و اونها هنوز به دنبال رزیم و لاعری و ورزش هستن و اینقدر با وسواس و دقت میخورن که من واقعا تعجب میکنم که منم اینطور بودم و باورم نمیشه و اونجا هست که تفاوت خودم با بقیه رو میبینم که جقدر راحت میخورم ولدت میبرم بدون استرس و همچنان هم دارم متناسبتر میشم اما اون افراد روز به روز چاقتر و محدودتر در خوردن میشن و اونجا هست که به این روش بیشتر ایمان میارم .
و این افراد نمیخورن که چاق نشن و نمیگن نمیخورم که لاعر بشم نه میگن نمیخورم که چاق نشن به نطر من استاد داخل یه فایلی گفتن که هم توجه کردن داریم و هم توجه نکردن داریم اما این افراد در هر دو مرود دارن به چاقی توجه میکنن هم اون موقع که عدا ی خاصی رو خوردن و ترسیدن همش میگن ما خوردیم الان چاق میشیم وای کاش نمیخوردم این فرد داره به چاقی توجه میکته اونجا هم که نمیخوره از ترس اینکه چاقتر نشه بازم داره به چاقی توجه میکنه که نخورم وگرنه وزنم اینقدر میره بالا و من چاقتر میشم و …در صورتی که باید توجه و تمرکز ما بر لاغری باشه که به اون برسیم و اون رو در جسممون نمایان کنیم گفتیم که ما به هر چیزی تو جه کنیم همون رو وارد زندگی خودمون میکنیم میخواد خوشمون بیاد میخواد خوشمون نیاد اگه دوستش نداریم توجه نکنیم .
و این جا موصوع تغییر جملات نیست که بگیم خوب جمله ام رو تغییر میدم و دیگع این حرف رو نمیزنم که چاق نشم نه موصوع اینجا نگرش ما هست و هدف ما این هست از سطح بالاتر به این موصوع نگاه کنیم و اصلا تمرکز ما بر جملات نیست و ذهن ناخوداگاه با جملات ما کاری ندارد به احساس ما که ترس و نگرانی از چاق شدن داریم و نگرش و انتطار ما از خودمون کار داره و اگر من نخورم که چاقتر نشم و یا خوردم که چاق میشم در هر دو حالت من انتطارم این هست که من چاق میشم و من باید نخورم که چاق نشم و این انتطار و احساس و نگرش ما و یا همین فرمولهای دهنی به همین راحتی تغییر پیدا نمیکنه مگر استمرار داشته باشیم و در این مسیر باشیم که نگرش و انتطار ما تغییر پیدا کرده باشه
یه مثال برای تغییر نگرشم :
من کنار همین افراد رزیم دار که باشم و درمورد چاقی و لاعری که حرف میزنن و همش به دنبال حذف یه سری چیزها مثل نون و برنج و شیرینی هستن و برعکس میگن باید پروتیین و ..بخوری من به خدا خندم میگیره و اصلا دوست دارم فریاد بزنم که این راهش نیست منم اینکار رو کردم ولی الان برعکس شده هر چی میخوام حتی چیزهایی که چندین سال جرات نکردم بخورم رو به راحتی میخورم مثل کره و مربا و تخم مرع سرخ شده داخل روعن و کیک و شیرینی و … شام دلخواهم نه اون چیزهای رژیمی و بد مزه و …. خیلی هم متناسبتر م شدم و دوست دارم بهشون بگم همه چیز بخورین اما بعصی افکار رو وانتطارها و فرمولها رو حذف کنید از ذهنتون نه غداها رو و اصلا اینقدر این حرفهایی که میزنن برام خنده دار و غیر پذیرفتنی هست که از جمع جدا میشم اگه شرایط باشه میرم دور ی میزنم تا حرفشون تموم بشه و برمیگردم چون از من قبول نمیکنن هم حرفی نمیرنم .
پس تغییر نگرش نسبت به موصوع لاعری این هست که فقط ب باید در این راه با استمرار باشیم .
من خودم اون وقتا خیلی از چیزا رو نمیخوردم ولی لاعرتر نمیشدم که هیچ چاقتر هم میشدم و بارها شده بود در حین ورزش و رزیم من وزنم بالاتر میرفت و همیشه با نگرانی و با ترس به همه میگفتم که ای کاش دیگه در این وزن بمونم و چاقتر نشم ولی هی هر ماه چند کیلو اصافه میکردم و دوباره هی میترسیدم و میگفتم هر چیزی رو که باید نخورم که نمیخورم پس کاش چاقتر نشم به همه میگفتم چیکار کنم وزنم نره بالا چه ورزشی بکنم که چاقتر نشم و تمام توجه و تمرکزم این بود که من نمیتو نم لاعر بشم پس حداقل چاقتر نشم ولی چون انرژی میدادم فکر و با احساس که همون فرکانس چاقی میدادم و ارتعاش چاقی میدادم و چاقی رو دریافت میکردم و جهان کاری نداره که من چاقی رو دوست دارم یا ندارم جواب توجه و تمرکز من رو به چاقی برام میفرستاد با چاقی بیشتری که من دریافت میکردم .
پس تغییر نگرش من هست که نتیجه رو رقم میزنه .
پس عداها مقصر چاقی ما نیستن افکار ما مقصر هستن و ما رو چاق یا لاعر میکنن.
و ما یاد گرفتیم کاری با عدای مورد نیاز خودمون نداشته باشیم و اون که نیاز بدن ما هست و تمام حرف ما با اون اصافه خوردنها هست و باید اونها رو تغییر بدیم .
ما باید هم ذهن و هم عملکرد رو تغییر بدیم و نباید فقط روی عملکرد کار کنیم پس اول ذهن رو تغییر میدیم و بعد عملکرد تغییر میکنه .
وقتی نگرش من این باشه نخوردم که چاقتر نشم و خوشحال باشم که نخوردم بپرس از خودت چرا نخوردی ؟؟؟همون چرا هست که نتیجه رو رقم میزنه برای شما در واقع ما باید ببینم در لایهای زیری دهن ما در اعماق دهن ما چه فکری هست نه اینکه بر زبان ما چی میاد خیلی وقتعا هست که افکار ما با گفتار ما همسو نیست و همون افکار ما نتیجه رو رقم میزنه مثلا :من در گفتار میگم من لاعر میشم و لی در سطح افکار صدایی میشنوم که شتر در خواب بیند پنبه دانه
پس همین همسو نبودن باعث میشه ما نتیجه رو چاقی ببینم .
.
به فکرهای پشت عمل خودتون توجه کنید
که اگر میری مهمانی و نمیخوری و از شب فکر میکنی چطور رفتار کنی و چی بخوری و چی نخوری ببین چرا این فکر رو کردی و این تصمیم رو گرفتی ؟؟؟ همیشه باید علت رفتار رو تعییر بدهی و کاری به رفتار نداشته باشین .
پس نتیجه میگریم تمام این نخوردنها و چطور خوردنها و چی رو چطور بخورم ابپز بخورم و یا سرخ شده و یا چند برش از چی بخورم و یا شب بخورم یا طهر بخورم و یا کالری شماری کردن و محاسبه کردنها و برچسب زدن به عداها و تفکیک اونها از هم همه ی اینها توجه به چاقی هست و ما رو به چاقی بیشتر سوق میده باید این خوردن اینقدر برای ما بدیهی و ساده و بدون فکر و استرس و ترس و نگرانی باشه و یه فعالیت مثل سایر فعالیتهای جسمم ما باشه مثل نفس کشیدن و پلک زدن که ما لاعر بشیم و باید اتوماتیک در ما انجام بشه مثل تمام متناسبها که هر چی بخوان در هر زمانی میخورن و اصلا کاری به این افکار و نگرانیها ندارن ما گرفتار افکار شدیم .
چاقها همیشه با وسواس و دقت عدا انتخاب میکنن و میخورن اما نتیچه چافی بیشتر هست و اما لاعرها بیخیال میخورن و متناسبتر هم میشن پس تفاوت در افکار ما هست نه در عمل ما اصلا ما از خیلی متناسبها کمتر میخوریم اما چرا چاقیم چون فکرهای پشت رفتار ما علط هست که باید اون رو درست کنیم که جرا نمیخوریم ؟؟؟همون باید تعییر کنه و درست بشه و من با دوره و استمرار و گوش دادن تمام فرمولهای دهنی رو باید تعییر بدهم .
و اصلا کاری به مواد غذایی ندارم و باید نگرشم تغییر کنه .
و من هنوز اطرافیان رو میبینم که لاعری رو با نخوردن و بدو بدو کردن و محدودیت داشتن میبینن و من اصلا همچین نگرشی که ندارم هیچ خندم هم میگیره و به یاد اون وقتهای خودم میفتم که چه زجر و سختی میکشیدم و نتیجه با حالای خودم از زمین تا اسمان فرق داشت .
نشان های دریافت شده
با سلام تا این لحظه یکبار فایل را دیده ام و فقط یک جمله ی استاد در ذهن من مرور شد در این چند ساعت که وقتی نتیجه بگیری پشیمان میشی از اینکه چرا زودتر باور نکردی ، چرا زودتر اقدام نکردی و…..
من این پشیمان شدن را در جنبه هایی دیگر مثل درس خواندن خییلی تجربه کردم مثلا یک موضوعی را کاملا بلد بودم اما از اعتماد به نفس پایین یا بیانش نکردم و یا به یکی دیگه گفتم و نمره اش را هم دیگری به دست آورده.
من سال 97 وارد دوره شدم قبلش هم با دوره ی رایگان نتایج عالی گرفتم و با استفاده از دوره 3 سایز و چند کیلو که دقیق نمیدانم کم کرده ام .اما از یک جایی تغییر جسمی من متوقف شد احساسم عاالی بود و هرروز سعی میکردم عالی تر هم باشه ، بیشتر روزها رفتار غذایی درستی داشتم و و از خودم راضی بودم و هستم هرروز تمرین انجام دادم ، نظراتم رو نوشتم ،نظرات دوستانم را خواندم ، شبنم سازی کردم و به حرف های بقیه بی اهمیت بودم، عجله ای نداشتم و فقط ادامه دادم با حال خوب اما با گذشت ماهها جسم من هیچ تغییری نکرده وحتی یکی دو نفر هم گفتند که انگار داری دوباره حجیم میشی یا حواست باشه یکم چاق شدی…با شنیدن این حرف ها حالم بد میشد اما سریع به سایت میام و با چندتا مطلب یا یک فایل حالم دوباره و خیلی سریع خوب میکنم اما خوب راستش این سوال ته ذهنم پیش میاد که پس نتیجه ی این همه تلاش من چرا به دستم نمیرسه ؟ کجا نشتی داره که حاصل کارهای من داره هدر میره؟ از استادم نپرسیدم چون خودشون گفتند در فایلی که سوال پرسیدن کمکی نمیکنه…. .با وجود انگیزه ، اشتیاق، امید و استمرار من اما نتیجه در جسمم تجلی نمیکنه و واقعا منو سردرگم کرده خلاصه چند ماه دنبال این حلقه ی گمشده هستم که حتما من زمانی داشتمش چون اون اوایل من نتیجه ی عالی گرفتم و خیلی مشتاقم که فایل حلقه ی گمشده را ببینم و استفاده کنم و پازل متناسب شدنم رو به لطف خدا کامل کنم.من میدونم کهاین روش نتیجه میده و تنها راه حداقل برای شخص من برای لاغری همیشگی همین راه هستش خیلی هم دوستش دارم چون هم آسونه هم به من انرژی و آرامش میده اما نمیدونم واقعا چی شد که تغییرات من آهسته یا خیلی آرام شد چون بعد از یک سال و نیم انتظار کاهش وزن داشتن خیلی بی راه نیست و نمیشه اسم عجله هم روش گذاشت.
نمیدونم چرا این ها را نوشتم چون واقعا از جستجو برای پیدا کردن این حلقه خسته شدم اما خوشحالم که فایل جدید جواب خواسته ی من هستش و انشاالله مسیر تناسب من هم به همواری و نتیجه ی بخشی سابقش و حتی خیلی بهتر برگرده .
سلام دوست عزیزم قطعا استاد بهترین راهنما برای شما هستند و من کوچکتر از اینم که نظر بدهم اما من با توجه به تغییرات جسمی خودم چیزی رو که متوجه شدم میگم امیدوارم برای شما هم مفید باشه و شاید جواب حلقه گمشده شما باشه طی سالها تلاش و مداومت از راههای مختلف خودم برای کسب نتیجه تناسب اندام در مدتی که در حال آموزش تناسب فکری هستم تغییرات شگفت انگیزی در روح و جسمم هر روز در حال شکل گرفتنه دوست خوبم ما هر روز برای رسیدن به هدفمون باید یه سری کارها رو انجام بدیم و یه سری کارها رو انجام ندیم مجموع این انجام دادن و انجام ندادن باید کفه ترازوی لاغری و تناسب فکریش سنگینتر باشه مثلا بخوام توضیح بیشتر بدم من خودم هر روز ساعتها به جای وب گردی در سایت هستم و مثل معتادی که در حال ترکه و باید جلسات ترک اعتیادش و بره مدام وصلم به سرچشمه تا فرکانسهای چاقی و بتونم مهار کنم موقع غذا خوردن با تمرکز بالا و توجه به رفتار شخص متناسب غذا میخورم و مدام در ذهنم کار میکنم تا یه سری عادات غلط گذشتم مبادا تکرار بشه چون ما ذره ذره و لقمه لقمه چاق شدیم و اصلا متوجه نشدیم الانم ممکنه شما به مرور درجه سیری ات تغییر کرده و متوجه نشدی که جسمت متوقف شده وگرنه این بدن هوشمند ما قطعا اگر اصولی و به قدر نیاز مصرف کنه به سمت تناسب میره مگر اینکه خیلی کمتر مصرف کرده باشیم که گمان قحطی به جسم دست داده باشه یا به مرور لقمه لقمه به درجه سیری اضافه شده باشه و با اندازه گیری جسم و مقایسه اون و حرفهای دیگران ما نباید ثمره تلاشمون و هدر بدیم قطعا پیشرفتی که شما داشتید و استمرارتون بسیار قابل تحسینه برای من و مطمئنم نباید نا امید بشید بلکه یک بازنگری مجدد بر رفتار و باید و نبایدهاتون داشته باشید به دور از زاویه صد در صد موفقیت در انتظار شماست براتون بهترینها رو آرزو دارم
سلام دوست عزیز
طبق وعده خداوند هر درخواستی پاسخ داده می شود
درخواست شما قبل از آنکه به صورت نوشتن مطرح شود پاسخ داده شده است و به زودی به دست شما خواهد رسید
اگر باور کنیم چه قدرتی در خلق کردن خواسته هامون داریم خیلی کار ساده تر و لذت بخش میشه
سلام استادعزیز من تقریبا اشنایی باسایت سما رو باید بگم برمیگرده به همین دوره کرونا وقرنطینه البته از همون تقریبا اردیبهشت امسال که دیگه همه اون مکانهایی که من به خاطر لاغر شدنم میرفتم بسته شد مثل باشگاه ودکتر رژیم ووقت بیشتری رو صرف ماندن در خونه میکردم ووقت بیشتری پیدا کردم که بیشتر فایل هارو بخونم وگوش کنم الان تقریبا روز یک تا دوساعت فقط اختصاص دادم به همین کار وواقعا برام خیلی خوب بود البته بگم من برای لاعری وارد سایت شدم ولی الان در مراحل دیکه زندگی ام موفقتر شدم وهرفایلی رو گوش میدم حتی اگه برای لاعری هست من توی دیگه مراحل زندگی ام استفاده میکنم واونجا اتفاقا بیشتر جواب گرفتم چرا؟؟خودم جوابش رو میگم چون من تقریبا از اول تولد چاق بودم البته نه از اون چاقها اضافه وزن داشتم و از دوره راهنمایی دیگه مسئله برام مهم شد واز اون وقت به بعد هر روز وهر ساعت فکرم مسعول این مسئله بوده چون هر روز ما باید برای رفع نیاز بدنمان بخوریم روزی دست کم سه دفعه پس هر روز من با این مسئله درگیر بودم وورودیهایی که من بابت این مسیله وارد ذهن خودم کرده ام از هر مسئله دیگه زندگی ام بشتره مثلا چی کالری اش چه قدره چی قند داره چی چربی داره از همین مطالب وورودی های بیخودی که من ذهنم رو پر کرده ام ویک فرد متناسب اصلا خودس رو درگیر این چیزها نمیکنه ولی ما چا قها بیستر وقتمون قبلا پرداختن به همین موضوعات بوده پس حالا فهمیدید چرا مسایل دیگه زندگی راحتر با این فایلها حل مبسه چون ورودی های اضافه در مورد مسئله مورد نطر کمتر بوده وتازه مدت زمان کمتری رو صرف فکر کردن اون موصوع در قدیم میکردم مثلا اگه دلم میخواست ماشین شاستی داشته باشیم حالا یک فکری میگروم ورد میشد دیگه در همین حد بود وبرام زیاد حیاطی نبود رسیدن بهش ولی چاقی خیلی برام مهم تر بود پس بیشتر فکرم مشعول بود ولی حالا که یاد گرفتم توسط این فایلها که میشه من به زندگی بهتری دست پیداکنم دیگه الان دارم تمرکز میکنم وفکر میکنم با این تفاوت که یاد گرفتم از همون ابتدا چطوری درست فکر کنم چطور باورسازی کنم چطور احساس خوب در خودم بوجود بیارم وهزاران باور درست که از این فایلهای استاد یاد گرفتم ولی در مورد چاقی از ابتدا راه رو نادست رفتم باور ها وفرمولهابم همه نادرسته ومعلومه که زمان بیشتری میبره تامن بیام این هارو اصلاح کنم وباور واعتقاد درستی جایگزین کنم پس زمان بیشتری میبره ولی در موارد دیگه زندگی ام نه چون از همین ابتدا باور هایم درسته وفرمولهاب درستی داره سر جای خودش قرار میگیره ومن هر روز دارم محصول این باورهای درستم رو زودتر الز لاعری ام میبینم خدارو شکر ودر مورد چاقی ام هم فقط یک کلمه میگیم خدارو شکر که الان به این مرحله رسیدم که بدون هیچ ترسی وبدون درگیری ذهنی هرچی رو دوستدارم میخورم وفقط وفقط به ندای بدنم گوش میدم هر وقت گفت بابا بسه من دیگه سیرم تو چه خبرته دیگه نمیخورم حالا یک روز بدنم دوست داره بیشتر بخوره میخورم یک روز دوست داره تا ادان معرب جز چایی چیزی نخوره میگم باسه هرچی تو بگی دلش میخواد شیرینی بخوره میگم باشه معلومه قند ت افتاده پس بریم باهم شیرینی بخریم ومیخوریم واحساس لدت میکنم بچه ها بدن ما با ما دشمن نیست اون بیشتر از نیازشم نمیخواد چشم هم نداره که بگی چشمهاش گرسنه است اون فقط در حد نیازش میخوره بهش اطمینان کنید اون از جای درستی دستور میگیره از جایی دستور میگیره که نفس مارو دستور میده به قلبمون دستور میده پس خاطر تون جمع بهش اطمینان کنید ولی هنوز من فرمولهای اشتباه زیادی دارم ولی خیلی هایش باهمین فایل وفایل قبلی داره درست میسه الان فهمیدم هیچ ماده عدایی ومقدار وحتی نحوه خوردن که خیلی هامون فک میکنیم چون تند تند میخوریم چاقیم این ها هیچ کدوم روی بدن ما اثر چاقی ندادن فقط فکری که از باورهای نادست ما میاد و در ما موقع خوردن احساس ترس ونگرانی بوجود میاره فقط باید اون باور رو درست کنیم بعد فکر مون عوص میسه واحساس مون ودراخر رفتار درستی از ما سر میزنه .من خودم رو خیلی گرفتار رفتارم نکردم چون میدونم تقصیری نداره اول باید باورم رو درست کنم وبعد رفتارم خودش درست میشه رفتار نتیجه است نتیجه من نمیتونم عوضکنم مگه باور واحساس رو عوص کنم نتیجه خودش عوص میشه استاد من این چیزهایی رو که درحصور شما گفتم فقط نتیجه گوش دادن به فایلهای رایگان شما بوده وبس هنوز توانایی خرید فایلهای دیگه رو ندارم ولی مطمئنم که خدا راه خرید رو بدام هموار میکنه میخواستم بدونید فایلهای رایگانتونم خیلیل خیلی پر باره لا اقل برای من که خیلی خوب بوده وتقریبا زندگی ام در همین مدت تکون اساسی خورده که به چشم میاد خدار وشکر هزار بار که با این سایت وشما ودوستان اشنا شدم خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
آفرین به شما! چقدر نوشته تون سطحش بالا بود. فایلهای رایگان هیچ چیزی کمتر از دوره ها نداره هر فایلی استادمیزارن واقعا عالیه اگر بچه ها قدرشو بدونن. هر کس توانایی مالی داره من توصیه میکنم حتما دوره رو بخرن ولی اگر فعلا مقدور نیست بیان از همین فایلها شروع کنند. تو دوره آدم دلش قرص تر میشه که داره قدم به قدم داره یاد میگیره دوره منسجم تره واینکه باید برای رسیدن به چیزی بهاش رو پرداخت کرد .من خودم یه مدت رایگان گوش دادم خوبم رفتارم تغییر کرده بود ولی رها کردم چون پول کافی نداشتم بعدش که پول دستم اومد اصلا نتونستم صبر کنم حس قوی منو تشویق به خریدن دوره میکرد ومن خریدم. الان که فکر میکنم میگم کاش تو همان فضا می موندم تا پول برسه گوش میدادم هر چند وقت طول میکشید اشکال نداشت ولی قطع نمیکردم چون من خیلی دقیق گوش میدادم ونکته نکته یادداشت برداری می کردم اگر با همون احساس به دوره وصل میشدم خدا می دونه چقدر نتایج عالی تری میگرفتم چون استمرارم قطع نمیشد میدونید وقتی فایلها رو رها میکنید مثل این
شروع کنید. موفقیت در رهانکردن هست. هست که مسیر
شروع کنید رفته رو بر می گردید وباید از اول
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیزم و دوستان خوبم
اینجا در سیدنی ساعت ۱۰ دقیقه به ۱ صبح هست ساعت ۱۰ رفتم که بخوابم ولی تا ساعت ۱۲ دیدم خوابم نمیبره آمدم آشپزخانه یک مقدار غذا خوردم چون احساس گرسنگی میکردم اصلا هم به اینکه الان چه وقت خوردنه فکر نکردم و با احساس خوب غذایم را خوردم و لذت بردم بعد موبایلم را باز کردم و دیدم شما این فایل را گذاشتید خیلی خوشحال شدم و با ذوق و شوق آنرا دیدم و چقدر آگاهی بدست آوردم و لذت بردم 👏👏👏👏
هر وقت می بینم فایل جدیدی گذاشتید مثل اینکه یک هدیه زیبا به من داده شده است خیلی خیلی خوشحال میشم از اطلاعاتی که دریافت میکنم از دیدن چهره خندان و مهربان و کلمات دلنشین تان احساس شادی و نشاط و آرامش میکنم که چقدر صمیمانه و دلسوزانه اطلاعاتی که به ما برای رسیدن به هدفمان کمک میکند در اختیارمان قرار میدهید 🙏🙏🙏👏👏👏
من هیچ دوره آموزشی ندیدم که اینجور افرادی که از آنها استفاده میکنند ساپورت شوند و اینجور بطور مرتب فایلهای جدید در اختیارشان قرار داده شود اینقدر فایلهای رایگان که واقعا ارزشمند هستند در اختیار علاقه مندان قرار داده شود
من از طرف خودم و تمام دوستانی که انتخاب شده خدای مهربانمان هستند که در این دوره ها شرکت کرده اند از شما استاد عزیزمان تشکر میکنم که چه زندگی هایی را تغییر دادید و چه دلهایی را که شاد کردید و امید به زندگی بهتر داشتن دادید ممنونیم 🙏🙏🙏😊😊😊
الان ساعت یک و بیست دقیقه صبح شد بهتره برم بخوابم ☺☺☺😍😍😍
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
من از بچگی چاق بودم به طوری که در عکسها ی کودکیم هم مشهود است و همیشه این باوراشتباه را قبول داشتم که چاقی من ارثی است در حالی که چند نفر از خواهر و برادرهایم متناسب بودند و همه به من میگفتند که به عموهایت رفتی و واقعا هرروز که عموهایم را میدیدم چاق تر میشدند درحالی که پدر خدابیامرزم خیلی متناسب بودند . من چندین سال با رژیم چند کیلو کم میکردم و الان من در سن 47 سالگی با چهار فرزند هستم که فقط اضافه وزن را دردوران بارداری داشتم و به مدت 15 سال است که بعد از دوران شیردهی به وزن ثابت 100تا 105 کیلو می رسیدم یک روز به طور اتفاقی در آذر ماه سال 1401 طی یک برنامه ای در اینترنت با رژیم لاغری آشنا شدم ویک دوره از ان را خریداری کردم . من به مدت 5 ماه 10کیلو وزن کم کردم که از این بابت خیلی خوشحال هستم و به قول استاد شاید خداوند به طریقی من را به این سایت لاغری با ذهن آشنا کردندکه دیگر رژیم های سخت نگیرم و اصلا من از این موضوع خبر نداشتم .من در بدترین بحران در محیط کارم بودم که به لطف خداوند با این سایت آشنا شدم که با دیدن و گوش دادن این فایلها مسیر زندگی من عوض شد. انشالله بتوانم متناسب شوم و به وزن ایده ال خودم برسم و ثابت بمانم.یک اتفاق خیلی خوب برای من افتاد من سه چهارروز پیش با خانواده به گردش در طبیعت رفتم و همیشه برای بالا رفتن از کوه باید از همسرم کمک میگرفتم برای اولین بار توانستم بدون نفس نفس زدن و کمک از دیگران از کوهی بالا بروم و به طبیعت نگاه کنم و این واقعا برای من شگفت انگیز بود . و الان دوره 12گام را تمام کردم و خیلی خوشحال شدم که فهمیدم چاقی من ارثی نیست و می توانم به تناسب اندام برسم در گام سیزدهم سرزمین لاغرها هستم . انشاالله با یاری خداوند متعال بتوانم این مسیر را طی کنم . استاد هنوز بعضی مواقع ترس از خوردن بعضی از غذاها و یا چقدر خوردن برای چاقی ضرر دارد به سراغم میآید که با گوش دادن به این فایل بسیار زیبا به من کمک کرد که بتوانم جواب درستی به این فکر بدهم
بازم ممنون از شما استاد گرانقدر که تجربیات خود را به دیگران ارائه دادید . بازم ممنون
سلام و درود
لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید
به اشتباه دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید
با تشکر