مدتی غذا نخوردید 🍽️، رژیم گرفتید 🥦، شام را حذف کردید 🚫🍲، ولی روی ترازو عددی که میخواستید را ندیدید! 😳
این شرایط باعث ایجاد سوالی در ذهن ما میشود که: «چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟!»
ما همیشه فکر میکنیم نخوردن یعنی لاغری ⛔⚖️، اما واقعیت این است که ذهن ما داستان دیگری دارد 🧠✨.
در این مقاله میخواهیم با هم بررسی کنیم 📖🔍 که چرا با وجود نخوردن، لاغر نمیشویم و چطور قدرت ذهن میتواند ما را حتی در نبود غذا، چاقتر کند! 🌀
چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟ 🤔 واقعاً دلیلش چیه؟
تا حالا چند بار با خودت گفتی: «دیگه برنج نمیخورم!» «شیرینی رو حذف میکنم!» یا «از فردا روزی یه ساعت میرم ورزش!»
ولی با اینکه همه این کارها رو کردی… هنوزم لاغر نشدی! یا شاید یه مدت کم کردی ولی خیلی زود برگشتی به وزن قبل (یا حتی بیشتر 😞).

واقعاً چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! این سوال خیلیهاست.
خب، بذار یه نکته مهم بهت بگم👇
میلیاردها آدم روی زمین هستن که نه رژیم میگیرن، نه ورزشکار حرفهایان، اما همیشه متناسب میمونن! 😮
پس قطعاً یه جای کار اشتباهه… شاید اصلاً عامل لاغر شدن، اون چیزایی نباشه که فکر میکردیم!
شاید وقتشه یه بار برای همیشه ریشهی اصلی ماجرا رو پیدا کنی — یعنی ذهنت 🧠💡
واقعاً چی عامل لاغر شدنه؟ چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟ 🤷♀️🍽️
سالها با اضافه وزن دست و پنجه نرم میکردم… 😓
۳۵ سال از عمرم گذشت و همیشه یه سایه سنگین به اسم چاقی همراه من بود.
چیزی نبود که فقط روی بدنم اثر بذاره، رو اعتماد به نفس، لباس پوشیدن، مهمونی رفتن، حتی حالِ دلمم تأثیر داشت. 😞
همه جا میشنیدم:
🔸 “خوردن باعث چاقیه!”
🔸 “هرچی میخورم چاق میشم!”
اما عجیبترش این بود که خیلیها، درست مثل من، میگفتن:
“چرا نمی خورم لاغر نمیشم!” 🤯
هر بار که تصمیم میگرفتم لاغر شم، اولین چیزی که به ذهنم میرسید رژیم گرفتن بود.
❌ سرخکردنی نه 🍞 نون خیلی کم 🍚 برنج ۸ تا ۱۰ قاشق 🥗 سالاد و سبزیجات جایگزین همه چی!
و البته که نصیحتها هم همیشه آماده بودن:
“کمتر بخور!” و “هر روز یه ساعت ورزش کن!” 🏃♀️ اما یه چیزی رو هیچوقت نفهمیده بودم…
اگه این نسخهی کلاسیک «کمتر خوردن + بیشتر ورزش کردن» جواب میداد، چرا این همه ساله که افراد چاق هنوز چاقن؟!
واقعیت تلخ اینه که بیشتر برنامههای لاغری رو افرادی نوشتن که خودشون هیچوقت چاق نبودن! 🙃
و خب طبیعیه که درک درستی از ذهنیت و شرایط افراد چاق ندارن.
🧠 ذهن ما خیلی قدرتمنده، و چیزی که تو ذهنمون باورش داریم، توی بدنمون اتفاق میافته.
وقتی با خودمون تکرار میکنیم: “اگه بخورم، چاق میشم!”
حتی فکر کردن به غذا خوردن هم میتونه ما رو در مسیر چاقتر شدن قرار بده!
چون ذهن ما فرق بین واقعیت و خیال رو نمیفهمه! 🤯
با این آگاهی بهتر می شه درباره این ابهام ذهن که چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 🧐 توضیح داد.
جوابش سادهست: چون ما سالها با ذهنمون برنامهریزی شدیم که خوردن باعث چاقیه، حتی اگه فقط در حد فکر باشه!
من خودم بارها تجربه کردم که بدون تغییر در غذا خوردنم، چاقتر شدم!
همون حجم غذا، همون سبک زندگی… ولی بدنم سنگینتر میشد. تا جایی که باورم شده بود:
“آب هم بخورم چاق میشم!” 💧➡️⚖️
اما وقتی با ذهنم آشنا شدم و فهمیدم همه چیز از اینجا شروع میشه، مسیرم عوض شد… ✨
اگه تو هم هنوز نمیدونی چرا نمی خورم لاغر نمیشم، شاید وقتشه یه نگاه عمیقتر به ذهن و باورهات بندازی. 🧠💫

چی باعث میشد من هی چاقتر بشم؟ 😟
با خودم بارها فکر کرده بودم: من که نه بیشتر میخورم، نه سفرهمون رنگینتر شده… پس چرا هر سال دارم چاقتر میشم؟! 🤔
جوابش چیزی نبود که تو بشقابم باشه… بلکه چیزی بود که تو ذهنم تکرار میشد! 🧠💭
- ☁️ ترس از چاقتر شدن
- ☁️ تنفر از اندامم
- ☁️ نگرانی از عدد ترازو
- ☁️ فکرای تکراری مثل: “نکنه دوباره چاق شم!” “لباسم تنگ شده، یعنی بازم چاق شدم؟”
اینا چیزایی بودن که مثل یه فایل صوتی، مدام تو ذهنم پخش میشدن. و همینا بودن که بدون اینکه غذام بیشتر شه، منو چاقتر و سنگینتر میکردن! ⚖️
ذهنمون یه قدرت فوقالعاده داره… و وقتی بارها و بارها یه فکر خاص رو تکرار کنیم، فرقی نداره واقعیه یا نه؛ ذهن اون رو تبدیل به واقعیت میکنه. ✨
برای همین هم هست که خیلی از ماها با اینکه رژیمیم، بازم برامون سواله که:
“چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟!”

چرا غذا میخورم چاق میشم؟ 😩
یکی از فکرایی که سالها باهام بود، این بود که: “غذا باعث چاقی منه!” واقعاً باور داشتم که هر چی میخورم، مستقیم میره میچسبه به پهلو و شکمم! 😅
در حالی که یه عالمه آدم متناسب رو میدیدم که همون چیزایی رو میخورن که من میخورم… ولی اونا همچنان لاغر و خوشاندامن! 🤷♀️
همیشه تو ذهنم میچرخید:
🔸 چرا من هرچی میخورم چاق میشم ولی اونا هرچی میخورن، همونطور لاغر میمونن؟!
🔸 و بدتر از اون: چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩
شنیده بودم که بعضی از آدمای متناسب فقط با دو سه روز بینظمی تو غذا خوردنشون، راحت وزن کم میکنن.
در حالی که من با چند هفته سختگیری و رژیم فقط یه ذره تکون میخوردم… اونم اگر خوششانس بودم! 🙃
🤔 این همه تفاوت برای چی؟ چرا یه غذا برای من چاقکنندهست، ولی برای اونا نه؟
واقعاً چرا من غذا میخورم چاق میشم، ولی اونا نه؟
چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩 ولی اونا نمی خورن لاغرتر میشن؟!!
جواب این سوالا تو ذهنم پنهون بود… ذهنی که باور کرده بود: “غذا = چاقی”

✨ معجزهای به نام لاغری با ذهن
وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، کمکم جواب همه اون سوالای بیپاسخ توی ذهنم رو پیدا کردم. 🤯
جواب همهشون یک چیز بود: قدرت ذهن!
تنها فرق من با آدمهای متناسب که چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩 ولی اونها نمی خورن و لاغر میشن این بود که ذهنم جور دیگهای فکر میکرد. 🤔
دیدگاه من نسبت به غذا و چاقی با آدمهای متناسب فرق داشت و همین کافی بود تا اونا هر چی دلشون میخواست بخورن و همچنان خوشفرم بمونن، ولی من با خوردن فقط چند تیکه پیتزا حس میکردم چاقتر شدم! 🍕😩
🧠 هر وقت فکری تکراری دربارهی غذا و چاقی توی ذهنت میچرخه، مغز شروع میکنه همون فکر رو توی بدن نشون دادن!
درست مثل یه نقاش که فقط با نگاه کردن، یه تصویر میکشه… مغز هم با فکرهای تکراری، شروع میکنه فرم بدن رو ساختن. 🎨
یعنی: اول تصویر ذهنی ساخته میشه، بعد بدن شکل میگیره.
🧩 حالا نکته مهم اینه: وقتی فقط رژیم میگیریم، داریم با رفتارمون تغییر ایجاد میکنیم، اما ذهنمون تغییر نمیکنه!
برای همینه که رژیمها فقط یه مدت کوتاه جواب میدن، ولی موندگار نیستن 😤
تا وقتی همون باورهای قبلی در ذهنمون وجود دارند، همیشه از اینکه چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! متعجب خواهیم شد.
اما وقتی یاد بگیری ذهن رو تغییر بدی، اون وقته که معجزه اتفاق میافته… معجزهی واقعی لاغری با ذهن 💫🧘♀️💖
📚 نظر علم درباره نقش ذهن در لاغری چیه؟
تحقیقات نشون داده که طرز فکر درباره غذا و باورها درباره بدن تأثیر مستقیمی روی متابولیسم و واکنش بدن به غذا دارن!
✅ در یک مطالعه در Yale University، به دو گروه از افراد نوشیدنی مشابه داده شد. به یک گروه گفتن این نوشیدنی «پرکالری و چاقکننده» هست، به گروه دیگه گفتن «رژیمی و سالم» هست.
در حالی که محتویات دقیقاً یکی بود! 😲
اما بدن افرادی که باور کرده بودن نوشیدنی پرکالریه، هورمون گرسنگیشون (گرلین) بهشکل متفاوتی ترشح شد.
یعنی فقط باور ذهنی، عملکرد هورمونی رو تغییر داد!
🧘♀️ جمعبندی
پس اگه تو هم بارها رژیم گرفتی، اما تهش بازم به خودت گفتی: پس چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩
بدون که پاسخ توی ذهنته… نه توی بشقاب غذا! 🍽️
لاغری با ذهن یعنی تغییر دادن نگاهت به غذا، به بدنت، به خودت…
من اینو با گوشت و پوست و استخونم لمس کردم… و حالا میخوام تجربهم رو با تو به اشتراک بذارم 💛
بارها دیدن این آموزش میتونه یه جرقه باشه برای پیدا کردن جواب سوال چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک بهتر موضوع چرا نمی خورم لاغر نمیشم، بعد از خواندن متن و دیدن ویدیوی آموزشی، دیدگاه خود را به صورت شرح انشایی بنویسید و حتما به سوالات زیر پاسخ دهید:
- 🔹 تفاوت نگرش «ترس از چاقتر نشدن» و «لاغر شدن» چیست؟
- 🔹 وقتی به تلاشهای قبلی خود فکر میکنید، متوجه میشوید که هدف اولیه شما برای شروع رژیم یا ورزش لاغر شدن بوده، اما در طول مسیر نگرش شما بیشتر روی چاقتر نشدن متمرکز بوده. چرا؟
- 🔹 وقتی غذایی را نمیخوردید، آیا دلیلش ترس از چاقتر شدن بود یا تلاش برای لاغر شدن؟
- 🔹 وقتی ورزش میکردید، آیا هدف اصلیتان ترس از چاق شدن بود یا لاغر شدن؟
- 🔹 با توجه به این درک، فکر میکنید تلاشهای قبلی شما بیشتر با شوق لاغر شدن بوده یا ترس از چاقتر نشدن یا چاق ماندن؟
- 🔹 حالا تصور کنید که در وضعیت متناسب هستید، نگرش شما درباره مواد غذایی، ورزش، قدرت چاقی غذاها و همیشه متناسب بودن چگونه خواهد بود؟
💡 توصیه مهم: ذهن شما با تصاویر ذهنی کار میکند؛ پس با فکر کردن به وضعیت متناسب، تصویر ذهنی لاغر شدن را قویتر کنید.
حالا تمرین خود را بنویسید و در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید تا همه با هم در مسیر چرا نمی خورم لاغر نمیشم رشد کنیم و به نتیجه برسیم! 💬✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.23 از 109 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
باسلام به هم گروهي هاي عزيزم واستادم
به نظر من ريشه فكر كردن خيلي مهمه بخاطر اينكه اگه من
با سالاد خوردن بخوام حالت سير شدن بهم بده افراط در خوردن سبزيجات كنم ذهن من خيلي خوشحاله كه تونسته موفق بشه ودر اصل فعل خوردن انجام دادم حالا محتويات چي هست مهم نيست
مهم اينه من به سالاد هويت دادم
ًحس سيري ازش گرفتم زمزمه هاي ذهن و راج منم اروم ميشه
ولي در حالي كه كنجايش معده من بزرگتر شده
واثرخيلي بدي در من ايجاد شده
متاسفانه ما چاق ها همش در حال گول زدن خودمونيم
ًهمش براي خودمون دليل تراشي ميكني وخودمون راضي كنيم
ولي من از صحبت هاي متوجه شدم
فكر مون بايد اصلاح كنيم به اندازه نياز بخوريم
هم به بدنمون اسيب نزنيم وهم به پول جيبمون
وسعي كنيم ريشه تفكرمون درست كنيم واين سوال از خودمون بكنيم
ايا وافعا نياز هست اين مواد غذايي رو با اين حجم بخورم
وجواب سوال بديم من مطمئنم خودبه خود به خوددر حد نيازمون داخل بشقاب مون ميريزيم
به غذا ها وسالا. ها ونوشيدني ها هويت نديد
برچسب نزنيد
الان واقعا نياز داريد بخوريد بخوريد
سوال وجواب هاي براي خودتون طرح نكنيد
مثلا. خاصيت داره حيف خوشمزه است خراب ميشه وهزاران سوال وجواب دهن طرح ميكنه
فقط سعي كنيد از اين سوال وجواب ها خارج شويد
فقط در مورد حجم كشيدن غذا از خودتون سوال كنيد
واقعاً لازم هست اين مقدار بخورم
به مرور زمان ياد ميگيريم با حجم كمتري از غذا در بشقابمون روبه رو شويم
من خودم در اين زمان كوتاهي با اين سايت اشنا شدم
تقريبا خوردنم نسبت به قبل نصف شده
واصلا وسوسه خوردن نميشم وخيلي وقت ها مثل متناسب ها چند قاشق هم توي بشقابم ميمونه 😂😂
خيلي حس خوبيه
تا دونه اخر غذاتو نميخوري وحس سيري داري ودست از غذا ميكشي
اميدوارم اين حس خوب هر روز بيشتر بيشتر بشه 👌🏽
واقعا صحبتمون درباره زیاد سالادخوردن درست بود در مدتی که رژیم میگرفتم یا سعی میکردم که چاق تر نشوم با خوردن زیاد سالاد حجم زیادی از معده رو پر میکردم که کمتر غذا بخورم اما یه ساعت بعد از غذا به طور شدیدی گرسنه میشدم و با ولع دنبال خوراکی و غذا میرفتم و در مجموع از اون مقدار غذای مورد نیازم که اگه وقت غذا میخوردم سیر میشدم خیلی بیشتر خورده بودم
به نام خداوند زیباییها
سلام استاد عزیزم و دوستان همگام
سالهای زیادی که با روشهای نادرست و من در آوردی خودم برای کسب نتیجه لاغری با روح و جسمم وارد یه نبرد جانانه میشدم تماما ذهنم چاق بود اکثر اوقات چون از لاغر شدن نا امید شده بودم حالا دیگه رژیم و کنترل میکردم تا چاقتر نشم در تمام اون احوالات همیشه ذهن من دنبال چاقی و کسب نتیجه بوده دنبال این بودم دیگران تاییدم کنند مرتب وزن و سایز میگرفتم یا لباسهای زمانهای لاغریم و تست میکردم ببینم چقدر دیگه مونده تا مثل آخرین بار لاغر شدنم بشم تمام حواسم به خوردن و غذاها بود میرفتم تو اینستا و … پختن غذاهای مختلف و یاد میگرفتم یا اصلا غذا خوردن مستر تسترها رو نگاه میکردم وای واقعا چه رفتارهای غلطی داشتم از خوراکی ها وحشت داشتم نه که نخورم میخوردم ولی با ترس چاقی بعضی چیزها رو هم درست نمیکردم چون فکر میکردم چاقتر میشم مثلا کتلت توی خونه ما جز غذاهای ترسناک بود چون چرب بود من نقطه گشنگی و سیری نداشتم اصلا گشنه نمیشدم چون مدام در حال خوردن بودم ،احساس سیری هم برای من معنایی نداشت چون میخوردم تا یا تموم بشه اون ماده غذایی یا دیگه در حال انفجار باشم و غذا و خوراکی که میدیدم تا اونو نمیخوردم آروم و قرار نداشتم هر روز بیشتر از روز قبل از خودم و لاغر شدنم نا امید تر میشدم و مدام خودم و با جملات اشتباه گول میزدم با افکار غلط دنبال پنهان کردن اشتباهاتم بودم تا اینکه به لطف خداوند با این سایت هدایت شدم با گوش دادن با فایلها و خوندن کامنتها کلی نگرشهام تغییر کرد و کم کم این تغییر نگرش وارد رفتارم شد و جسمم داره شگفت انگیز تغییر میکنه تغییر نگرش ما درباره چاقی این نیست که چیزی نخوریم بلکه باید از هر چیزی که دوست داریم خودمون و محروم نکنیم و فقط به قدر رفع حوس و قطعا نیاز جسممون استفاده کنیم لاغری با ذهن نه معنی اش اینه تو مدام بگی اینو نمیخورم چون عله اونو نمیخورم چون بله و برای خودت رژیم اختراع کنی ویا
یا فکر کنیم حالا هر چی بخوایم بدون استرس بخوریم و حالا چنتا فایلم گوش بدیم و دیگه لاغر میشیم نه لاغری با ذهن یعنی درست فکر کردن و درست تر رفتار کردن من قطعا در اول راهم و سعی میکنم بیشتر اوقاتم و توی سایت باشم تا فضای ذهن چاقم نگرشهام و رفتارم و تحت الشعاع قرار نده من یقین دارم تنها راه قطعی و درست رسیدن به آرزوی تناسب اندامم همین مسیر تناسب فکریه پس پیش به سوی موفقیت خدایا پناهم باش مثل همیشه عمرم
خدارا شاکرم که توانستم گام چهادرهم از زمین لاغرها را گوش کتم و چقدر استاد دقیق به نکاتی توجه کردند که واقعا ما افراد چاق ذهنمان با آنها درگیر است و اصلا به آنها توجه نمیکنیم . مثل نداشتن کالری برای سالاد و زیاد خوردن برای جلوگیری از خوردن غذاهای کالری دار که نمیدانستیم همین باعث افزایش پرخوری در افراد چاق میشود .
دقیقا وقتی گفتید که باید نگرش خود را با تمرین و استمرار و گوش دادن به فایلها تغییر بدهیم این هم برای من جالب بود.به عنوان مثال اگر این فایل را گوش نداده بودم که یک نفر از دوستان ورزش میکرده و الان که انجام نمیده درذهنش هست که با ورزش نکردن لاغر نمیشه و این نگرش باعث میشده که فرد لاغر نشه
و همچنین در این فایل متوجه شدم که بدن ما به دو صورت عمل میکند
1- بخش مورد نیاز بدن = با لذت خوردن و بدون استرس
2- بخش اضافی بر بدن = وقتی که بدن علامت سیری را داد که ما آن اضافه را نخوریم و ما توجهی نکردیم و بعد از پرخوری خود را سرزنش کردیم پس باید نگرش خودمان را تغییر بدهیم
و یا وقتی استاد گفتند که ذهن و عملکرد باید با هم باشند ما باید بیشتر روی ذهنمان کار کنیم تا عملکرد خودش اصلاح بشه برایم خیلی جالب بود
و یا باید رفتارمان را تغییر بدهیم و همچنین علت تغییر رفتارمان را پیدا کنیم مثلا اگر ما از خوردن چیزی ترس داریم علت آن را پیدا کنیم و برای رفع آن تلاش کنیم .
من از تاریخ 1402/03/08 متعهد شدم هرروز یک فایل را گوش دهم و نکات آن را یادداشت برداری و در بخش نظریات هم نظر خودم را تایپ کنم . دیروز در یک مراسمی چند نفر از خانمهای فامیل من را دیدند همگی به اتفاق گفتند چقدر لاغر شدی و این انگیزه برای من بود و اول از همه هم میپرسند چه رژیمی و چند کیلو و درچه مدت لاغر شدی وقتی من بهشون گفتم رژیمی در کارنیست و نه ورزش میکنم و همه چیز میخورم و اصلا روی ترازو نمیروم و فقط تمرینات ذهنی داره بقول استاد که گفتند اطرافیان ما را مسخره میکنند گفتند اینها همش الکیه کم خوردی لاغر شدی و وقتی گفتم سایت داره و فایلها رایگان بیشتر تعجب کردند و حرفم را با تعجب تایید کردند و همان جا خدا را شکر کردم که به قول استاد ما از طرف خداوند برگزیده شدیم که دراین مسیر قرار بگیرم و هرکس که برگزیده نشده باشد اصلا در این مسیر قرار نخواهد گرفت .
از استاد عزیز ممنون و سپاسگزارم که فایلهای بسیار ارزشمند و مفید و با نکات بسیار ریز برای ما قرار میدهند . بازم ممنون
سلام به استاد عزیزم
من الان هرچی بخورم اصلااا به کالریش فکرم نمیکنم و این یک رفتار جدید
اتفاقا خواهرم جدیدا از رژیم و لاغری رو میگف ک دوستش گرفته و لاغر شده حالا اینکه لاغر تا کی قراره لاغر بمونه خدا عالم…
خلاصه میگف منم قراره رژیم اونو بگیرم استفاده کنم ازش
همون لحظه اومد تو ذهنم م واقعا من دیگه به رژیم غذایی هیچ اعتقادی ندارم و چقد مسخرس برام
منی ک قبلا ذهنم کالری شمار بودا
خخخ
و خیلی از این رفتار و از وضعیت جدیدی ک توش قرار گرفتم راضیم
این جاده لاغری این جاده شکست ترس هام و این لذت غذا خوردن و لذت بردن از زندگی
منو همسرم کلا زیاد نمیریم بیرون یا کلا سفارش نمیدیم ک پیک برامون غذای فسفودی بیاره
نکه بدمون بیاد نه کی از فسفود بدش میاد ولی باشه میخوریم نبودم نبود خیلی تک و توک پیش میاد سفارش بدیم یا بیرون برا خرید رفته باشیم غذای فسفودی بخوریم
ن اینکه ب خاطر این باشه ک برچسب چاقی دارن
کلا نمیریم زیاد سمتش ب صورت ناخودآگاه مصرف نوشابه ام همینطوره مهمونی ب مهمونی اونم فاصله زمانی زیاد
و این رفتار ب بچمم قطعا انتقال داده میشه بچه هرچی ما بخوریم میخوره دیگه حالا شاید بچه ها بیشتر پیتزا دوس داشته باشن
فقط موندم گیر کردم تو این ورزش
نمیدونم چرا از ذهنم پاک نمیشه و چطور این قضیه رو حلش کنم برا خودم
از ی طرف همسرم ناراحت میشه نرم باشگاه از ی طرفم دوس دارم برم انرژی میگیرم حس خوبی میده بهم
ولی ولی اماا
داشتم با خودم فکر میکردم میگفتم ی روز باشگاه ی روز با دوستم میرم بدمینتون بازی میکنم پس من اگه اینطوری پیش برم حتما شکمم تخته تخت دیگه اخرشه دیگه این همهه قراره کالری بسوزونم
😂😂🤣🤣🤣
نمیدونم شاید ورزش کردن و سخت هم ورزش کردن و عرق ریختن برام لذت بخشه
و اینکه ب ذهنم یه جوابی میدم اینکه تحرک دارم به به چقد خوبه
😂😂😅
شاید لاغری رو دارم برا خودم سختش میکنم
یا نگاه من وقتی ک نمیرم باشگاه ب انداممه بیشتر زوم میکنم روش ☹️
مشکل من اینه میدونم راه چیه
شمام الگوی منی تو بی تحرکی لاغرم هستین
ولی نمیتونم انگار این یکی رو پیاده کنم تو ذهنم یا افکار شوهرم نمیزاره
بهم اعتماد نداره یا کلا ب کارای ذهنی هیچ علاقه ای نداره باورم نداره
حالا من دارم به این فکر میکنم که اگه ی روزایی باشه که من بخوام ورزش نکنم مثل دوران بارداری
دیگه همسرم نمیتونه بگه برو ورزش که چون دلیل موجه دارم ک نکنه بچه بیوفته فلان …
خب اون موقع میتونم بهتر لاغری با ذهن رو پیاده کنم
خب چند روز پیش ی کامنتی گذاشته بودم مبنی بر اینکه احساس میکنم دوباره دارم برمیگردم ب حالت قبل و یادم رفته بود انگار که باید تو این مسیر صبور باشم و اصلا عجله نکنم برا تغییر سایز ،ک داشتمشم
من حس میکنم تو قسمت شکم دو قدم الی چهار قدم فاصله دارم با شکم تختی داشتن برا همین شکممو میدم تو میگم خدایا فقط مشکل همین یه خردستا 😂😂
و باید تو گوش دادن فایل ها بیشتر اراده نشون بدم و علاقه نشون بدم و یا ساعت و وقتی رو تعیین کنم برا گوش دادن ب فایل ها
امیدوارم ب زودی با خودم کنار بیام
مرسی ک از وقتی ک برا ما میزارین استاد عزیزم
سلام و درود
آموزشهات رو ادامه بده و باشگاهم اگه دوست داری بری مانعی نداره
چون اگه نرفتن باشگاه باعث ایجاد مشکل و احساس نگرانی بشه پس بهتره بری که آرامش داشته باشی و از آموزشها استفاده بهتری کنی
نشان های دریافت شده
سلام
ازبس تو سایت کامنت نوشتم وتمامی ذهنیتهام رو رو کردم دیگه چیز جدیدی یادم نمیاد .
جز اینکه برام مطلبی جالب بود خاستم منتشر کنم اونم اینکه وقتی مثلا میوه میخورم مثل سیب . زردآلو و … چون قبلن شنیدم که میوه لاغر میکنه بعضی اوقات که احساس میکنم زیاده روی کردم اصلا عذاب وجدان نمیگیرم و بی خیال رد میشم .یا همینطور سالاد و ….
و فکرکنم اینم یه فرمول غلطی تو ذهنم هست که میوه لاغر میکنه . وباعث میشه من پرخوری کنم و این رفتار نادرست رو داشته باشم .
والبته این رفتارم هم به خاطر داشتن خاطرات زیبا وعلاقم به بعضی میوه هاست . مثلا خودمان درخت از گیل داریم والان فصلش هست و گاها من تا یک کیلو هم در طول روز میخورم
چون یادمه که قبلنا تو اینترنت خونده بودم ازگیل لاغر میکنه و حس خوبی بهم میداد و همون حس رو بایستی با منطق قوی رد کنم .
خوب اگه ازگیل لاغر کننده بود چرا من اون سالها ازگیل که چه عرض کنم آب لیمو ترش رو گاها خالی میخوردم روزی چندین لیوان . پس چرا لاغر نشدم .
مطمنم شدم که از این به بعد به هر مطلبی که تو اینترنت نوشته شده اعتماد نکنم .
آخه مگه اونهایی که این آگاهیها رو منتشر میکنن خودشان چاق بودن و با ازگیل یا لیمو ترش و … لاغر شدن که اومدن اینطوری تو سایتها منتشر کردن .
وخدا میدونه چه کدهای نادرستی رو به ذهنمون منتقل کردیم .
قبلنا محیط خانواده واجتماع بود که فرمولهای ذهنی فابریکی ما رو خط خطی کرد حالا رسانه و اینترنت که دیکه سنگ تموم گذاشتن .
اگه یه کم حواسمون جمع نباشع میشیم یه اجتماعی از مردم بیمار افسرده .
خدایا شکرت که به موقع به سمت این آگاهیهای ناب هدایت شدم .
تشکر از استاد عالیقدر بابت انتشار مطالبی که خودشان اول امتحان کردن جواب گرفتن بعد منتشرش کردن و خدمت بزرگی به همنوعان خودشان کردن .
نشان های دریافت شده
سلام دوست من ،متناسب خانم شاد ،
اولا آفرین به شما که اینقدر کامنت می نویسی برای دوستانت ..دوم اینکه بله به نکات خوبی اشاره کردی … در حال حاضر اینترنت و رسانه ها کانون نشر باورهای جدید یا بزرگنمایی باورهای قدیمی راجع به هر چیزی هستن منجمله چاقی و لاغری
ما عادت کردیم که هر چی رسانه ها و سایتها میگن گوش بدیم و باور کنیم و اصلا دنبال تحقیقات و راستی آزمایی نیستیم ..
همونطور که سالهای زیادیست داد سخن از غذاها و خوراکی های چاق کننده می دن خوراکی های لاغر کننده هم اختراع کردن ،غیر از قرص و دمنوش ،فلان میوه لاغر کننده اس ، یا دو وجهیه شب بخوری چاق میشی ، صبح ناشتا بخوری لاغر میشی ،
اصلا یکچیزای عجیب و غریبی ، گاهی میگم واقعا چقدر ما ساده و زود باور بودیم و باور کردیم هر چرندیاتی برای چاقی و لاغری به خوردمون دادن ، ،
کافیه فایل شما چاقید یا اضافه وزن دارید رو بنا به توصیه استاد گرامی ، هر هفته گوش بدیم و برامون کامل جابیفته که چاقی غیر از اضافه وزنه …و اضافه وزن محصول چاقیه نه علت و برای از بین بردن یک بیماری سراغ ریشه باید رفت ،،، …اگر کسی تب کنه فوری آزمایش می گیرن ببینن علت تب چیه …چون تب یکنشانه اس و برای پایین آوردنش باید علت واقعی رو در بدن جستجو کرد که حتی ممکنه علت جسمی هم نداشته باشه و روحی و روانی باشه …
برای تغییر یک باور فقط باید به آگاهی که جنبه مخالف اون باوره بارها توجه کنیم و تبدیلش کنیم به گفتگوی ذهنی ، تا عوض بشه …
چاقی دستپخت ذهنمنفی بافه ،و به این راحتیا ازش نمیگذره ،پس فقط با استمرار در آموزش و یادآوری باورهای درست با ادله و منطق میشه شکستش داد یعنی بشگنیم و کمرنگش کنیم ….فقط همینه تنها راهش
نشان های دریافت شده
سلام استاد… من دقیقا این فایل رو سه چهار ماه قبل نگاه کردم و اون موقع همسرم فایل های شمارو برام روی فلش دانلود میکرد و من توی تی وی روزها نگاه میکردم. ولی هیچ دیدگاهی نمیزاشتم و حتی مطالب قبل از فایل هارو هم نمیخوندم… خیلی فایل به این طریق دیدم تا اینکه یه روز یه فایل ازتون دیدم که نگاه کردن، نوشتن و گوش کردن هرسه همزمان معجزه میکنه. ازاون روز تصمیم جدی گرفتم که گام به گام از سایت و مطالبش استفاده کنم و پیش برم و هرفایل رو مطالبشو بخونم، دیدگاه دوستانو مرور کنم و خودم هم دیدگاه بزارم… و شروع کردم دوباره به تماشای فایل های رایگان و یکی یکی و به ترتیب نگاه کردم و دیدگاه گزاشتم… و الان سه ماهه دارم کلی اگاهی جدید کسب میکنم، و وقت مفیدمو که چهار ماه قبل به بطالت میگزروندم، دارم الان ازش به نحو احسن استفاده میکنم. و عجله ای هم برای تموم کردن فایل ها ندارم.. هرروز اختصاص دادم به یکی دوتا فایل انگیزشی برای تغییر زندگی و لاغری… خداروشکر که کلی نتیجه مثبت گرفتم از همه لحاظ.. از لحاظ روحی. جسمی. ذهنی و فکری کلی تغییر کردم و حالم صدبرابر از قبل بهترشده …الان دیدن دوباره این فایل خیلی برام تازه گی داشت و انگار اولین باربود دارم گوش میکنم. و کلی اگاهی ها دوباره در ذهنم مرور شد و در خاطرم و ذهنم ثبت شد. من هم دقیقا همین رفتار رو داشتم که خیلی وقت ها عادت کرده بودم نون پنیر میخوردم. و شرایط چون جوری بود که همسرم تا ساعت 5سرکاره،از ناهار خبری نبود و به محض رسیدن همسرم، ما شام و ناهارمون یکی میشد. من طبق عادت چن وقت نون پنیر میخوردم و خیلی دوست داشتم و کنترل شده هم میخوردم اما اثری از لاغری نبود. چون پشت خوردن نون پنیر، ترسم از بیشتر خوردنش بود و چاق تر شدن. و جالب اینه که تافردا شب همون ساعت من غذا نمیخوردم اما عادت به خوردن تنقلات داشتم. و هرجا مینشستم به همه میگفتم من بانون پنیر چاقم اگه غذا بخورم خدامیدونه چی بشم..حتی گاهی با اکراه مجبور بودم غذایی که دوست ندارم و میلی به خوردنش ندارم رو بخورم و اتفاقا بیشتر از همیشه میخوردم، چون خلا غذای مورد علاقم مثل پیتزا و فست فودرو، باخوردن زیاد نون پنیر یا تخم مرغ پر میکردم.. همه ی این طرز تفکر اشتباهم، سال های سال با کوله بار چربی و سنگینی وزن به همراه داشت. که خداروشکر الان از شر این تفکرات غلط خلاص شدم و کلی تفکر تازه و جدید و البته درست رو در ذهنم پرورش دادم و ازشون استفاده میکنم. خیلی موضوع جالبی هست که بهتون بگم، یه دوستی دارم که خیلی متناسبه و هم قد خودمم هست. چون اطرافیانم هم چاق هستن هروقت دورهم جمع میشدیم، طبق معمول از چاقی و رژیم و لاغری و ترس از خوردنامون حرف میزدیم و همیشه میگفتیم به دوستم که تو بااینکه مثل گاو میخوری ولی چاق نمیشی، ولی مااین همه کنترل شده غذا میخوریم از تو چاق تریم.وکلی بهش حسودی میکردیم بخاطر قد بلند و اندام متناسبش و اون به من میگفت چون من اهل تنقلات نیستم و فقط غذا میخورم چاق نمیشم. و دلایل خودشو داشت برای تناسب اندامش… اینقدر این دورهمی ها و صحبت ها در گروه چتمون تکرار میشد تااینکه همین هفته پیش که بعد از چن ماه دورهمی داشتیم، متوجه شدم همون دوستم که بین ما ازهمه متناسب تروخوش اندام تر بود و اضافه وزنی نداشت، شکمش خیلی بزرگ شده و الان درگیر کوچیک کردن شکمشه بااینکه هیچ تغییری در خوردن دوستم اتفاق نیفتاده و طبق قبل غذا میخوره … ومن برعکس اون کلی تغییر جسمی داشتم، خیلی جالبه که فرمول های ذهنی غلط ما در اون زمان، در ذهن دوستم اینقدربه طور ناخودآگاه مرور شده و با هربار دورهمی و چت گروهی که باهم داشتیم،ذهنش درگیر شده بااین فرمول ها. که اون بااینکه هیچ وقت 30سال چاق نمیشد، الان شکم کرده و چاقیش تجمع کرده در قسمت شکمش و ازاین موضوع الان رنج میبره و دنبال راه حله اب کردن شکمشه…فرمول چاقی خیلی خطرناکه و در معرض هر فرد لاغری قرار بگیره و مرور بشه در ذهنش، اونو به طور ناگهانی چاق میکنه، حتی اگه اون فرد هیچ وقت چاقی رو تجربه نکرده باشه. همونطور که فرمول های لاغری اگه در فرد چاق که هیچ امیدی به لاغری نداره، مرور بشه و ثبت بشه در ذهنش، فرد چاق به طور شگفت انگیزی لاغر میشه، طوری که اصلا متوجه لاغر شدنش و تغییر جسمش نمیشه و یهویی متوجه میشه که شگفتی ساز شده….. خداروشکر میکنم منم دراین سه ماه هرروز کلی فرمول لاغری در ذهنم مرور میکنم و دارم ازشون نهایت استفاده رو میکنم. اما خدا به دوستم رحم کنه که چاقیش تاکجا ادامه خواهد داشت و خودش هم خبر نداره…. عمرتون بابرکت استاد…. یاعلی
سلام وقت بخیر 🌷
این فایل بسیار فوق العاده بود ،نظرات دوستان رو خوندم که بتونم ازشون بهره بیشتری ببرم واقعا اگر برای هر کاری قبلش لااقل یک دقیقه فکر آگاهانه بشه شاید کمتر اشتباه کنیم معمولا ما آدمها فکر کردن رو بیشتر برای کارهای خیلی مهم زندگیمون میگذاریم واینو نمیدونیم که برای کوچکترین کارها فکر کردن میتونه چقدرزندگی رو راحت کنه ، به شرط اینکه افکار درستی داشته باشیم همین موضوع در ظاهر ساده خوردن که مشکلات خیلی بزرگی برای ما افراد چاق بدنبال داشته اگر قبل از عمل خوردن اون فکر پشت خوردن درست باشه هیچوقت ما به همچین مشکلاتی برخورد نمیکردیم من تقریبا از ۲۰ سال قبل در باره یه خانم شنیدم که با هم اشنایی دوری داریم ،بامراجعه به دکتر تغذیه وگرفتن رژیم مقدار زیادی وزن کم کرده بود ،همه درباره تغییرات ظاهریش صحبت میکردن ومن از اونجا توجهم به اندامم جلب شد و تا حالا دیگه به معنای واقعی یه آب خوش از گلوم پایین نرفت ترس از خوردن مدام همراهم بود که چرا اینو خوردم وهمیشه به زور جلو خودم رو میگرفتم که خوراکی مورد علاقم رو نخورم ومقدار نخوردهام خیلی بیشتر از خوردنهام بود در این سالها شاید مهمترین مسئله زندگیم چاقیمبود وحالا که به اون سالها فکر میکنم چقدر بی نتیجه زندگی رو به خودم حروم کرده بودم وبه طبع درروندزندگی اطرافیانم هم تاثیر گذاشته بودم مثلا هر روز به دنبال خرید وسایل سالاد وسبزی خوردن بودم وچقدر با حسرت به سفره وغذایی نگاه میکردم که خودم پخته بودم ولی مجبور به خوردن سالاد بودم ویا اینکه اگر چند لقمه ای هم غذا میخوردم اینقدر باهاش سبزی خوردن میخوردم که سیر بشم تا مدتها از سالاد وسبزی خوردن متنفر میشدم وهمه این افکار نادرست واون خاطرات بد رو به دلیل نا اگاهی خودم میدونم وخودم رو سرزنش نمیکنم از وقتی با دوره اشنا شدم لذت بردن از غذاها رو درک کردم وبا این فایل زیبا بیشتر فهمیدم که استاد چی میگن وکلمه به کلمه ش راه رو برامهموارتر کرد که فکر پشت هر عمل مهم نه خود عمل به تنهایی،اگر فقط عمل به تنهایی باشه وتوجه به افکار نباشه در بهترین حالت اضافه نشدن وزن ودر همون اندام موندن رو بدنبال داره یه مثال میزنم که تاثیر افکار رو برای خودم روشنتر کنم یکی از دوستانم اضافه وزن زیادی پیدا کرده بود دلیلش رو پیاده روی نکردن میدونست بعد از اینکه مدتی پیاده روی های زیادی انجام میداد وزنش به میزان قابل توجهی کم شد وبر این عقیده بود که خوردن باعث چاقی نمیشه و خوردنش هم همیشه زیاده البته نمیخوام بگم که این افکار درسته چون این دوستم هم باید مدام ورزش وپیاده روی کنه واگر روزی نتونه پیاده روی انجام بده مطمئنا باز دچار اضافه وزن خواهد شد پس تنها راه موندگار لاغری با ذهن هست ،خوشحالم که تونستم تا حدود زیادی افکار درست رو جایگزین افکار نادرست کردم وقتی که به اندازه نیازم بخورم وغذاها رو تفکیک نکنم که کدوم چاق کننده تره واز قبل برای خوردن نقشه نکشم ومواظب افکارم باشم وبه جای انجام کارهای بیهوده وقتم رو با گوش کردن به فایلها بگذرونم مطمئنا نتایج فوق العاده ای رو کسب میکنم همونطور که تا حالا نتایج فکری ورفتاری بسیار خوبی رو کسب کردم خدارو سپاسگزارم که در بدترین شرایط فکری وجسمی من رو هدایت کرد واز استاد عزیزم متشکرم که با اموزشهای عالی من روآگاه کردن 💖💖💖💖💖🌷🌷🌷🌷🌷
سلام اقا حامد افرین به این عزم وارده قوی شما که استمرار داشتی وشگفتی ساز شدی موفق باشیوخیلی خوشحال که ی نوجونی تو سن شما تونسته اینکار رو بکنه معمولا نوجونها این مسائل ذهنی جدی نمیگیرن وبهش اعتقادی نداره تبریک میگم به خود شما وپدر مادر گرامی افرین افرین احسنت به شما دوست عزیز نمیدونی من چقد خوشحالم که شما به وزن ایده الت رسیدی ایشالا درتمام جهات زندگیتم موفق باشی
با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان شگفتی سازم
استاد منم عاشق خنده هاتونم😂😂
من خاطره چندانی از تناسب اندامم ندارم فقط یادم هست تا ۱۱ سالگی خیلی لاغر بودم و مادرم به شدت من و خواهر دوقولوام را تهدید و تمسخر میکرد، چاقی ما از راهنمایی شروع شد و از ۱۹ سالگی کاملا هویدا بود تا الان که من ۳۱ سال دارم .. کاری در زمینه رژیم و ورزش نبود که من نکرده باشم.. چه رژیم های سخت و اعصاب بهم ریزی بودن… خوب یادمه که من ۸ کیلومتر را هر روز میدویدم یا بسبار سریع راه میرفتم،، بدتر از همه زمانی بود که به خانه بر میگشتم واقعا عذاب بود چون قرار بود بعد از این همه ورزش سخت فقط ۱ کف دست نان و کمی غذا و ۱ کاسه سالاد بخورم و بدتر از آن چیزی را که حقم بوده است را با ترس چاق تر نشدن بخورم… عذاب روحی آن به مراتب سخت تر از چاق شدن است… من دانشجو هستم و در خوابگاه زندگی میکنم.. من تنها چاق طبقه ام هستم. کنار هم شام یا نهار میخوریم… باورم کنید بارها مقایسه کردم که من چقد اضافه تر از دوستانم میخورم.. شاید و شاید نهار ها من ۴ یا ۵ قاشق و شام شاید ۲ یا ۳ لقمه اضافه تر بخورم… ولی فکر نمیکنم این مقدار تفاوت باعث ۲۰ کیلو اضافه وزن شه!!؟؟ من از آنها شیرینی کمتر میخورم، فست فود به ندرت میخورم و… چرا من باید چاق باشم و آنها متناسب؟؟ یجای کار خراب.. اون طرز تفکر ما نسبت به غذاست… همش فکر میکنیم خوردن غذا باعث ماست از بس که رسانه ها و خانواده و اطرافیان به ما گفتن… همه چی به انتظار ما برمیگرده.. وقتی هر چی میخوری حتی برای نیازت، فکر میکنی چاق میشی، نتیجه میشه ۲۰ کیلو اضافه وزن… ولی به لطف پروردگارم مسیر زندگی ام به یاری استاد عزیزم(که زیباترین لبخند دنیا رو دارن، نمیتونم نگم😉) تغییر اساسی پیدا کرد.. میل به خوردنم کم شده.. مثل سابق به فکر خوردن نیستم، چون یاد گرفتم هر زمان و به اندازه نیازم هر غذایی دلم خواست بخورم و اینکار باعث از بین رفتن ترسم نسبت به غذا شده است.. مطمئنم که در این مسیر زیبا و روح پرور به همه اهدافم میرسم.. چون اگه من نرسم کی قرار برسه؟؟؟