0

چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟ راز پنهان ذهن در چاقی (گام ۱۴)

چرا نمی خورم لاغر نمیشم
اندازه متن

مدتی غذا نخوردید 🍽️، رژیم گرفتید 🥦، شام را حذف کردید 🚫🍲، ولی روی ترازو عددی که می‌خواستید را ندیدید! 😳

این شرایط باعث ایجاد سوالی در ذهن ما می‌شود که: «چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟!»

ما همیشه فکر می‌کنیم نخوردن یعنی لاغری ⛔⚖️، اما واقعیت این است که ذهن ما داستان دیگری دارد 🧠✨.

در این مقاله می‌خواهیم با هم بررسی کنیم 📖🔍 که چرا با وجود نخوردن، لاغر نمی‌شویم و چطور قدرت ذهن می‌تواند ما را حتی در نبود غذا، چاق‌تر کند! 🌀

چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟ 🤔 واقعاً دلیلش چیه؟

تا حالا چند بار با خودت گفتی: «دیگه برنج نمی‌خورم!» «شیرینی رو حذف می‌کنم!» یا «از فردا روزی یه ساعت می‌رم ورزش!»

ولی با این‌که همه این کارها رو کردی… هنوزم لاغر نشدی! یا شاید یه مدت کم کردی ولی خیلی زود برگشتی به وزن قبل (یا حتی بیشتر 😞).

چرا نمی خورم لاغر نمیشم

واقعاً چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! این سوال خیلی‌هاست.

خب، بذار یه نکته مهم بهت بگم👇

میلیاردها آدم روی زمین هستن که نه رژیم می‌گیرن، نه ورزشکار حرفه‌ای‌ان، اما همیشه متناسب می‌مونن! 😮

پس قطعاً یه جای کار اشتباهه… شاید اصلاً عامل لاغر شدن، اون چیزایی نباشه که فکر می‌کردیم!

شاید وقتشه یه بار برای همیشه ریشه‌ی اصلی ماجرا رو پیدا کنی — یعنی ذهنت 🧠💡

واقعاً چی عامل لاغر شدنه؟ چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟ 🤷‍♀️🍽️

سال‌ها با اضافه وزن دست و پنجه نرم می‌کردم… 😓

۳۵ سال از عمرم گذشت و همیشه یه سایه سنگین به اسم چاقی همراه من بود.

چیزی نبود که فقط روی بدنم اثر بذاره، رو اعتماد به نفس، لباس پوشیدن، مهمونی رفتن، حتی حالِ دلمم تأثیر داشت. 😞

همه جا می‌شنیدم:

🔸 “خوردن باعث چاقیه!”

🔸 “هرچی می‌خورم چاق می‌شم!”

اما عجیب‌ترش این بود که خیلی‌ها، درست مثل من، می‌گفتن:

چرا نمی خورم لاغر نمیشم!” 🤯

هر بار که تصمیم می‌گرفتم لاغر شم، اولین چیزی که به ذهنم می‌رسید رژیم گرفتن بود.

❌ سرخ‌کردنی نه 🍞 نون خیلی کم 🍚 برنج ۸ تا ۱۰ قاشق 🥗 سالاد و سبزیجات جایگزین همه چی!

و البته که نصیحت‌ها هم همیشه آماده بودن:

“کمتر بخور!” و “هر روز یه ساعت ورزش کن!” 🏃‍♀️ اما یه چیزی رو هیچ‌وقت نفهمیده بودم…

اگه این نسخه‌ی کلاسیک «کمتر خوردن + بیشتر ورزش کردن» جواب می‌داد، چرا این همه ساله که افراد چاق هنوز چاقن؟!

واقعیت تلخ اینه که بیشتر برنامه‌های لاغری رو افرادی نوشتن که خودشون هیچ‌وقت چاق نبودن! 🙃

و خب طبیعیه که درک درستی از ذهنیت و شرایط افراد چاق ندارن.

🧠 ذهن ما خیلی قدرتمنده، و چیزی که تو ذهنمون باورش داریم، توی بدنمون اتفاق می‌افته.

وقتی با خودمون تکرار می‌کنیم: “اگه بخورم، چاق می‌شم!”

حتی فکر کردن به غذا خوردن هم می‌تونه ما رو در مسیر چاق‌تر شدن قرار بده!

چون ذهن ما فرق بین واقعیت و خیال رو نمی‌فهمه! 🤯

با این آگاهی بهتر می شه درباره این ابهام ذهن که چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 🧐 توضیح داد.

جوابش ساده‌ست: چون ما سال‌ها با ذهنمون برنامه‌ریزی شدیم که خوردن باعث چاقیه، حتی اگه فقط در حد فکر باشه!

من خودم بارها تجربه کردم که بدون تغییر در غذا خوردنم، چاق‌تر شدم!

همون حجم غذا، همون سبک زندگی… ولی بدنم سنگین‌تر می‌شد. تا جایی که باورم شده بود:

آب هم بخورم چاق می‌شم!” 💧➡️⚖️

اما وقتی با ذهنم آشنا شدم و فهمیدم همه چیز از اینجا شروع می‌شه، مسیرم عوض شد… ✨

اگه تو هم هنوز نمی‌دونی چرا نمی خورم لاغر نمیشم، شاید وقتشه یه نگاه عمیق‌تر به ذهن و باور‌هات بندازی. 🧠💫

چی باعث می‌شد من هی چاق‌تر بشم؟ 😟

با خودم بارها فکر کرده بودم: من که نه بیشتر می‌خورم، نه سفره‌مون رنگین‌تر شده… پس چرا هر سال دارم چاق‌تر می‌شم؟! 🤔

جوابش چیزی نبود که تو بشقابم باشه… بلکه چیزی بود که تو ذهنم تکرار می‌شد! 🧠💭

  • ☁️ ترس از چاق‌تر شدن
  • ☁️ تنفر از اندامم
  • ☁️ نگرانی از عدد ترازو
  • ☁️ فکرای تکراری مثل: “نکنه دوباره چاق شم!” “لباسم تنگ شده، یعنی بازم چاق شدم؟”

اینا چیزایی بودن که مثل یه فایل صوتی، مدام تو ذهنم پخش می‌شدن. و همینا بودن که بدون اینکه غذام بیشتر شه، منو چاق‌تر و سنگین‌تر می‌کردن! ⚖️

ذهنمون یه قدرت فوق‌العاده داره… و وقتی بارها و بارها یه فکر خاص رو تکرار کنیم، فرقی نداره واقعیه یا نه؛ ذهن اون رو تبدیل به واقعیت می‌کنه. ✨

برای همین هم هست که خیلی از ماها با اینکه رژیمیم، بازم برامون سواله که:

“چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟!”

چرا نمی خورم لاغر نمیشم

چرا غذا می‌خورم چاق می‌شم؟ 😩

یکی از فکرایی که سال‌ها باهام بود، این بود که: “غذا باعث چاقی منه!” واقعاً باور داشتم که هر چی می‌خورم، مستقیم میره می‌چسبه به پهلو و شکمم! 😅

در حالی که یه عالمه آدم متناسب رو می‌دیدم که همون چیزایی رو می‌خورن که من می‌خورم… ولی اونا همچنان لاغر و خوش‌اندامن! 🤷‍♀️

همیشه تو ذهنم می‌چرخید:

🔸 چرا غذایی که بقیه رو چاق نمی‌کنه، منو راحت چاق می‌کنه؟

🔸 چرا من هرچی می‌خورم چاق می‌شم ولی اونا هرچی می‌خورن، همون‌طور لاغر می‌مونن؟!

🔸 و بدتر از اون: چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩

شنیده بودم که بعضی از آدمای متناسب فقط با دو سه روز بی‌نظمی تو غذا خوردنشون، راحت وزن کم می‌کنن.

در حالی که من با چند هفته سخت‌گیری و رژیم فقط یه ذره تکون می‌خوردم… اونم اگر خوش‌شانس بودم! 🙃

🤔 این همه تفاوت برای چی؟ چرا یه غذا برای من چاق‌کننده‌ست، ولی برای اونا نه؟

واقعاً چرا من غذا می‌خورم چاق می‌شم، ولی اونا نه؟

چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩 ولی اونا نمی خورن لاغرتر میشن؟!!

جواب این سوالا تو ذهنم پنهون بود… ذهنی که باور کرده بود: “غذا = چاقی”

✨ معجزه‌ای به نام لاغری با ذهن

وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، کم‌کم جواب همه اون سوالای بی‌پاسخ توی ذهنم رو پیدا کردم. 🤯

جواب همه‌شون یک چیز بود: قدرت ذهن!

تنها فرق من با آدم‌های متناسب که چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩 ولی اونها نمی خورن و لاغر میشن این بود که ذهنم جور دیگه‌ای فکر می‌کرد. 🤔

دیدگاه من نسبت به غذا و چاقی با آدم‌های متناسب فرق داشت و همین کافی بود تا اونا هر چی دلشون می‌خواست بخورن و همچنان خوش‌فرم بمونن، ولی من با خوردن فقط چند تیکه پیتزا حس می‌کردم چاق‌تر شدم! 🍕😩

🧠 هر وقت فکری تکراری درباره‌ی غذا و چاقی توی ذهنت می‌چرخه، مغز شروع می‌کنه همون فکر رو توی بدن نشون دادن!

درست مثل یه نقاش که فقط با نگاه کردن، یه تصویر می‌کشه… مغز هم با فکرهای تکراری، شروع می‌کنه فرم بدن رو ساختن. 🎨

یعنی: اول تصویر ذهنی ساخته می‌شه، بعد بدن شکل می‌گیره.

🧩 حالا نکته مهم اینه: وقتی فقط رژیم می‌گیریم، داریم با رفتارمون تغییر ایجاد می‌کنیم، اما ذهنمون تغییر نمی‌کنه!

برای همینه که رژیم‌ها فقط یه مدت کوتاه جواب می‌دن، ولی موندگار نیستن 😤

تا وقتی همون باورهای قبلی در ذهنمون وجود دارند، همیشه از اینکه چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! متعجب خواهیم شد.

اما وقتی یاد بگیری ذهن رو تغییر بدی، اون وقته که معجزه اتفاق می‌افته… معجزه‌ی واقعی لاغری با ذهن 💫🧘‍♀️💖

📚 نظر علم درباره نقش ذهن در لاغری چیه؟

تحقیقات نشون داده که طرز فکر درباره غذا و باورها درباره بدن تأثیر مستقیمی روی متابولیسم و واکنش بدن به غذا دارن!

✅ در یک مطالعه در Yale University، به دو گروه از افراد نوشیدنی مشابه داده شد. به یک گروه گفتن این نوشیدنی «پرکالری و چاق‌کننده» هست، به گروه دیگه گفتن «رژیمی و سالم» هست.

در حالی که محتویات دقیقاً یکی بود! 😲

اما بدن افرادی که باور کرده بودن نوشیدنی پرکالریه، هورمون گرسنگی‌شون (گرلین) به‌شکل متفاوتی ترشح شد.

یعنی فقط باور ذهنی، عملکرد هورمونی رو تغییر داد!

🧘‍♀️ جمع‌بندی

پس اگه تو هم بارها رژیم گرفتی، اما تهش بازم به خودت گفتی: پس چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩

بدون که پاسخ توی ذهنته… نه توی بشقاب غذا! 🍽️

لاغری با ذهن یعنی تغییر دادن نگاهت به غذا، به بدنت، به خودت…

من اینو با گوشت و پوست و استخونم لمس کردم… و حالا می‌خوام تجربه‌م رو با تو به اشتراک بذارم 💛

بارها دیدن این آموزش می‌تونه یه جرقه باشه برای پیدا کردن جواب سوال‌ چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای درک بهتر موضوع چرا نمی خورم لاغر نمیشم، بعد از خواندن متن و دیدن ویدیوی آموزشی، دیدگاه خود را به صورت شرح انشایی بنویسید و حتما به سوالات زیر پاسخ دهید:

  • 🔹 تفاوت نگرش «ترس از چاق‌تر نشدن» و «لاغر شدن» چیست؟
  • 🔹 وقتی به تلاش‌های قبلی خود فکر می‌کنید، متوجه می‌شوید که هدف اولیه شما برای شروع رژیم یا ورزش لاغر شدن بوده، اما در طول مسیر نگرش شما بیشتر روی چاق‌تر نشدن متمرکز بوده. چرا؟
  • 🔹 وقتی غذایی را نمی‌خوردید، آیا دلیلش ترس از چاق‌تر شدن بود یا تلاش برای لاغر شدن؟
  • 🔹 وقتی ورزش می‌کردید، آیا هدف اصلی‌تان ترس از چاق شدن بود یا لاغر شدن؟
  • 🔹 با توجه به این درک، فکر می‌کنید تلاش‌های قبلی شما بیشتر با شوق لاغر شدن بوده یا ترس از چاق‌تر نشدن یا چاق ماندن؟
  • 🔹 حالا تصور کنید که در وضعیت متناسب هستید، نگرش شما درباره مواد غذایی، ورزش، قدرت چاقی غذاها و همیشه متناسب بودن چگونه خواهد بود؟

💡 توصیه مهم: ذهن شما با تصاویر ذهنی کار می‌کند؛ پس با فکر کردن به وضعیت متناسب، تصویر ذهنی لاغر شدن را قوی‌تر کنید.

حالا تمرین خود را بنویسید و در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید تا همه با هم در مسیر چرا نمی خورم لاغر نمیشم رشد کنیم و به نتیجه برسیم! 💬✨

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.23 از 109 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=23967
> 121 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Marjan
      ۱۴۰۳/۰۵/۱۲ ۱۵:۵۳
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,629 کلمه

      سلام استاد روزتون بخیر.خیلی سپاسگزارم باید این فایل و مقاله فوق العاده.عالی هستن.خدا قوت بهتون.

      چندتا نکته برای خودم:

      ✓درباره خوردن کلی حرف و حدیث هست تو ذهن ما.

      ✓ترک عادت:بعد از خوردن میگیم ای وای خوردم اینو الان چاق تر میشم.مدام این فکر مرور میکنیم:-چرا اینو خوردم؟

      ✓توی ذهن خودمون غذایی که خوردیم رو ارتباط مستقیم میدیم به چاق تر شدن.

      ✓خیلی اوقات نخوردیم.و دلیل نخوردنمون این بوده که:چاق تر نشم.

      ✓چه وقتایی که میخوریم و چه وقتایی که نمیخوریم تمرکز ذهن ما روی چاق شدن.

      ✓من اینو نمیخورم که چاق نشم.

      ✓این فکر و این دیدگاه کمکی نمیکنه به لاغر شدن

      ✓اون فکر و کلام شما برمیگرده به نگرشی که شما در خودت داشتی از قبل.

      وقتی ناخوداگاه این فکر در ذهنت مرور میشه موقع غذا خوردن که:من چاق تر میشم یعنی اینکه انتظارت از خودت رو داری مرور میکنی.انتظارت از خودت چاق تر شدنه.

      حتی وقتی ماده غذایی رو نمیخوری و مرور میکنی با خودت که من نخوردم که چاق تر نشم:بازم داری انتظارت از خودت رو مرور میکنی.بازم انتظارت چاق تر شدن خودته.

      ✓راه حل:نگرشمون درباره خودمون و درباره چاقی باید تغییر کنه.چطور؟ استمرار

      ✓نگرش درباره لاغری باید تغییر کنه

      ✓غذا خوردن و رژیم نبودن اذیتم میکنه.چرا؟ چون نگرشم درباره لاغر بودن و چاقی اشتباهه.چون نگرشم اینه: لاغری فقط با رژیم و تحرکت بدست میاد،حالا که رژیم ندارم اذیتم.فکر میکنم این تغییر نگرشا لاغرم نمیکنه.

      ✓چون نگرش اینکه:چون رژیم و تحرک ندارم لاغر نمیشم، خیلی قوی تر از این اموزش هاست یه مانع این وسط میمونه و برای نتیجه گرفتن این مانع باید برداشته بشه.

      ✓تو ذهنت اینه کار اصلی رو انجام ندادم.رژیم ندارم و تحرکم ندارم.پس لاغر نمیشم. من انتظار لاغر شدن ندارم به خاطر این نگرش.

      ✓حلقه اصلی:این حلقه ی انتظار باید به وجود بیاد.

      ✓غذاها مقصر چاقی من نیستن که حالا بیام حذفشون کنم و نخورم.

      راه حل نخوردن به خاطر اینکه غذاها دلیل چاقی من هستن راه حل درستی نیست.

      ✓تمایلات خود به خود تغییر میکنه بدون اینکه دلیلش بدونی.

      ✓در لاغری با ذهن:تمرکزتون روی نگرشی که درمورد عملکردتون دارین باشه.نه فقط عملکردتون .

      ✓ترس وجود داره در نگرش ها و عملکرد های ذهن چاقی افرین

      ✓چرا اینو نمیخام بخورم؟ اون چرا نتیجه رو رقم میزنه

      ✓مرور خاطرات خوب و بعد ترغیب شدن به خوردن

      ✓از قبل تعیین نکنید چه چیزیو باید بخورم چه چیزیو نباید بخورم.

      ✓به خودتون اعتماد کنید :من هر موقع گرسنه شدم تصمیم میگیرم چه چیزی بخورم

      ✓چرا از قبل تعیین کنم. از قبل تعیین نکنید چه رفتاری داشته باشید.

      ✓من چی باید بخورم.چطوری بخورم.از فردا این طوری باید بخورم.

      ✓اصلا سعی کنید به خوردن فکر نکنید: اجازه بدید هر موقع قرار به خوردن بود اون موقع تصمیم بگیرید چه رفتاری داشته باشید

      ✓زرنگ باشید به فکر اصلی توجه کنید.به اون ریشه.:به فکری که پشت عملتون هست توجه کنید نه عملتون

      ✓چرا نمیخوری؟چه فکری داری که نمیخوری.چه ترسی داری که نمیخوری: اون رو درست کن

      ✓من باید اینطور رفتار کنم: ببین چرا داری اینطور فکر میکنی اون فکر اصلی داره تغییرات رو در شما ایجاد میکنه.اون عمل هیچ تاثییری در تغییر شما و نتیجه پایانی نداره.

      ✓پشت صحنه رفتارهات رو تحلیل کن.

      ✓با تغییر رفتار نتیجه نمیگیری اگر دنبال نتیجه ای علت رفتار باید تغییر کنه.

      ✓به رفتارت توجه نکن.چرا فکر میکنی یجور خاصی باید بخوری یه مواد خاصی باید بخوری.چرا فکر میکنی مقدارش باید تعیین کنی.

      ✓به این فکر میکنی اینو بخورم چی میشه .اینو نخورم چی میشه.

      ✓ما گرفتار افکاریم.

      ✓چرا لاغر نمیشم؟:چون میخام چاق تر نشم

      ✓این خوردن من رو چاق میکنه_اینو نخوردم که چاق نشم: باید فکرای پشتش رو درست کنی. دستکاری کردن این رفتار چیزیو درست نمیکنه.

      ✓خود به خود خیلی نگرش ها درست میشن با گوش کردن اموزش ها

      ✓توجهتو به سایز و ضاهرت نده.فقط ادامه بده. یهو تغییرات میبینی.

      ✓در ذهن همه ما خوردن با چاق شدن ارتباط مستقیم دارد. همچنین نخوردن را عامل چاق تر نشدن می دانیم.در هر دو مورد تمرکز ما بر چاقی است.براب همینه نمیخوریم ولی لاغر نمیشیم‌

      ✓غذا و ورزش کردن عامل لاغر شدن نیست

      ✓بارها شنیده بودم که خوردن باعث چاقی می شود و بارها از اطرافیانم شنیده بودم که هرچی می خورم چاق میشم ولی وقتی نمی خورم لاغر نمیشم.

      ✓کمتر خوردن و بیشتر فعالیت کردن نسخه ای است که بارها برای همه افراد چاق در جهان صادر شده است

      ✓قدرت ذهن و تمرکز بر چاقی و احساس ترس از چاق تر شدن و تنفر از چاقی و همه افکار مشابه باعث چاق تر شدن من می شد بدون اینکه مقدار یا تنوع غذایی من تغییر کنه.تکرار تعدادی فکر برای مدت طولانی برای چاق تر شدن کافی است.

      ✓بسیاری از افراد چاق عقیده دارند که غذاها عامل چاقی آنها هستند. در صورتی که انسانهای متناسب زیادی از همین مواد غذایی می خورند اما لاغر هستند

      ✓تنها تفاوت من با افراد متناسب در محتویات ذهنی ام بود.

      ✓شاید شما هم مثل من بارها بخاطر خوردن فلان غذا احساس چاق تر شدن کرده اید.

      بخاطر یک شب شام خوردن در مهمانی احساس چاق تر شدن کرده اید.

      بخاطر خوردن یک بستنی یا چند برش پیتزا احساس خطر چاق تر شدن کرده باشید

      ✓آنچه ما احساس می کنیم ارتباطی به ماده غذایی ندارد بلکه بخاطر نگرش و تعریفی است که از آن ماده غذایی در مغز ما ذخیره شده است.

      ✓اطلاعات مربوط به مواد غذایی در مغز ما ذخیره شده اند.

      هر بار که آن اطلاعات را مرور می کنید و به احساس چاق تر شدن می رسید در واقع تصویری مجازی در ذهن خود ایجاد می کنید که چاق تر شده اید.مغز هم با توجه کردن به آنچه در ذهن نقش می بنند به شکل دادن جسم می پردازد.

      ✓اطلاعات مغزی به صورت تصاویر مجازی در ذهن ایجاد می شوند، سپس مغز آن تصاویر را به واقعیت زندگی ما تبدیل می کند.

      ✓در ذهن همه افراد چاق خوردن یک غذا می تواند باعث چاق تر شدن آنها شود. همچنین آنها اعتقاد دارند که نخوردن یک غذا می تواند مانع چاق تر شدن آنها شود.

      یعنی در هر دو حالت خوردن و نخوردن توجه و تمرکز روی چاق شدن و نشدن است.

      در این بین هیچ ردپا یا اثری از لاغری مشاهده نمی شود.

      شاید به ظاهر ما برخی مواد غذایی را نمی خوریم که لاغر شویم اما در واقع هدف ما از نخوردن، چاق تر نشدن است نه لاغر شدن.

      ✓این موضوع را می توان با توجه کردن به دلیل نخوردن های خودمان به راحتی متوجه شویم.

      اگر هربار که به هر دلیلی غذایی را نمی خوریم از خودمان سوال می کردیم چرا من این غذا را نمی خورم؟

      ✓فکر اصلی که در پس همه نخوردن های ما وجود دارد چاق تر نشدن است نه لاغر شدن.

      ✓همواره تمرکز ما بر روی چاقی بوده است و به همین دلیل هیچوقت پایدار لاغر نشده ایم.

      ✓اگر غذایی را نمی خوردید به این دلیل بود که اگر می خوردید لاغر نمی شدید یا چاق میشدید.

      اگر ورزش می کردید به این دلیل بود که عقیده داشتید اگر ورزش نکنید لاغر نمیشی یا چاق میشی.

      ۱- نمیدونستم اما الان متوجه شدم معمولا کارهایی که میکنیم و تصمیمایی که میگیریم از این تفکر میاد که من چاق تر میشم پس بیا جلوشو بگیریم تا چاق تر نشیم.حالا که فکرشو میکنم این تو ذهنم میگذره: من که لاغر نمیشم اینطوری حداقل اینو نخورم یا تحرک داشته باشم تا چاق تر نشم حداقل‌.تا اوضاع بدتر نشه‌. تو ذهنم اینه :لاغر شدن که به این راحتیا نیست.وقتی خودمو تو شرایط سخت و فشرده بزارم لاغر میشم‌.الان فشاری روم نیست.الان لاغر شدنی در کار نیست پس برای اینکه چاق تر نشم اینو نخورم.نگرش من و تمرکز من جلوگیری از چاق تر شدنه .پس تو ذهن من تصویر چاقی وجود داره و تمرکز من روی چاقیه.تو ذهن من واقعیت وجودی من چاقیه.خودمو متناسب نمیدونم.

      ۲-همیشه چون از بد شدن اوضاع و وضعیتی بدتر میترسیدم شروع میکردم رژیم گرفتن.وقتی ام متناسب بودم چون باورم این بود که بدن من چاق میشه تلاش میکردم رعایت غذایی داشته باشم.موقع رژیم و تلاش فیزیکی تمرکزم روی لاغری نبود.تمرکزم این بود که نکنه لاغر نشم چاق بمونم.نکنه چاق تربشم.وقتی ام متناسب بودم از وضعیتم لذت نبردم.چون نگران این بودم چاق بشم و چون نمیتونستم همیشه تو رژیم باشم یا نمیتونستم همیشه رعایت و کنترل کنم با مصرف هرچیزی خارج از رژیم انتظار چاق تر شدن داشتم.رژیم کاری کرد که حتی با یک لقمه نان خارج از رژیم من مطمعن بودم چاق میشم.یا مطمعن بودم با خوردن همین یک تکه نان من دیگه لاغر تر نمیشم.الان که رژیم نیستم و همه چیز میخورم حتما این تو ذهنمه که:من که رژیم نیستم حالا چاق ترم نشم لاغر نمیشم.من که یروز کم میخورم یه روز زیاد و هیچ برنامه غذایی منظمی ندارم پس چطور ممکنه لاغر بشم.ذهنم هنوز تو رژیمایی که داشتم مونده‌.فکر میکنم غذا باید کنترل بشه هر روز مقدار مشخصی مصرف بشه.هنوز تو ذهنمه که این مقدار مصرف چاق کنندست.این نوع ماده غذایی چاق کنندست.با این میزان مصرف و این ماده غذایی نمیشه لاغر شد.نمیشه چاق تر نشد.نمیشه متناسب موند.

      ۳-نگرشی در باره مواد غذایی ندارم.غذا و هر تنقلاتی که میشه خورد مثل هوا میمونند.همونطور که هوا رو نفس میکشم و به زنده بودن ادامه میدم و هیچ ضرری بهم نمیرسه.غذاهم مثل هوا و اکسیژن میمونن برای بدنم.

      ۴-ورزش خوبه.بدن ادم رو قویتر میکنه.باعث عضله سازی و فرم گرفتن بدن میشه.خیلی به ادم روحیه و حال خوب میده.لذت بخشه.

      ۵-به چاق کننده بودن مواد غذایی تا به حال فکر نکردم.اطلاعاتی راجب غذاها ندارم.یه چیزایی شنیدم اما اهمیتی نداشتن برام و الان یادم نمیاد.نه مضراتشون میدونم نه کالری هاشون.فقط فواید چندتاشونو شنیدم.نمیدونم چه تاثییری میزارن و چطوری ممکنه چاق کنن.

      ۶-بدنم که همیشه حتی نسل به نسل به یک شکل کار میکنه و چند سال یک بار فعالیتش تغییر نمیکنه.غذاهاهم که همیشه مواد سازندشون یکیه و تغییر نمیکنه.پس بدن من همیشه در حالت متناسب و ثبات هست.

      ۷-در حالت متناسب: فکرم خالی از غذا و چاقی و لاغری و بدنم هست. صبحا که چشامو باز میکنم و شبا قبل خواب فکری راجب غذا و بدنم و چاقی ندارم.از قبل برنامه ای ندارم چه چیزی بخورم.چه رفتاری داشته باشم.به چیزایی که خوردم و رفتار هایی که داشتم فکر نمیکنم. در ذهنم کلمه چاقی تکرار نمیشه.نگرانی راجب جسمم وجود نداره.وقتی متناسبم نگرانی ندارم درباره لاغر شدن. 

      در وضعیت متناسب اصلا فکر نمیکنم به لاغر شدن چون لاغر هستم.فکر نمیکنم به چاقی چون لاغر هستم.فکر نمیکنم به غذاها و تغییر غذاها و رفتارای خودم چون لاغر هستم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار servehchopani_1
      ۱۴۰۳/۰۴/۲۶ ۰۲:۲۸
      مدت عضویت: 2262 روز
      امتیاز کاربر: 40413 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 214 کلمه

      به خداوند بخشنده مهربان سلام استاد گرامی ودوستان سایت تناسب فکری گام چهاردهم: میخورم چاق میشم نمیخورم لاغر نمیشم تو ذهن همه ی  افراد چاق به خوردن ارتباط دارد ما خیلی موقع ها فکر میکنیم باورزش کردن وکم خوردن لاغر می‌شویم غذا ورزش عامل لاغری نیستند کم تر خوردن زیادفعالیت داشتن نتیجه جز چاقی نیست چون تمرکز ما چاقی هست افراد چاق فکر می‌کنند می‌توانند بارژیم ورزش لاغر شوند ولی یک دلیل اشتباه هست اصلا نمیتواند با این روش ها لاغر شد نمی‌توان بدن روناچار کردکم بخور چون ولعش زیاد به خوردن  دارد. ذهن مااصل بدل روتشخص نمیدهداون موقع ما غذا میخوریم نمی‌دانید چه میخوریدبنابرین فکر کردن به غذاحتی نخورده شود فرد رامیتواند درمعرض چاقی قرار دهیدچور ذهن ما نمیفهمد که این فکر درحال مرور کردن آن هستیم فقط فکر هست چون در ذهن افراد چاق خوردن برابر چاقی محسوب می‌شود وقتی به خوردن غذا فکر میکنی برای ذهن شما این افکار به منزله خوردن است.چرا افراد چاق عقیده دارند چرا میخوریم چاق میشم نمیخوریم لاغر نمیشم به روند گذشته خود فکر کنید. برای شما واضح می‌شود چگونه باقدرت ذهن چاق شده اید پس میتوانم با قدرت ذهن هم لاغر شویم اونم بانگرش وافکاروعملکرد درست وبا استمرار داشتن تکرار کردن ودراین مسیرماندن وعجله نداشتن واحساس خوب به موفقیت می‌رسیم به امید خدا سپاس فراوان. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 19 کلمه

      با سلام به نام الله یکتا 

      تغییر نگرش ما سبب لاغری میشود 

      نه جملات ما تغییر نگرش سبب تغییر اعمال میشود 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 224 کلمه

      بزرگی هست در عالم خدا نام که دل با یاداومیگیردآرام

      سلام خدمت استادعزیزودوستان هم مسیر

      من هم تلاشهایی که در گذشته داشتم رو که 

      الان بهشون فکر میکنم اره همشون ترس داشتیم

      به ظاهر برای لاغرشدن اقدام کردیم ولی فکر 

      عملکرده که مهمه و اون رفتارها یی که از ما سر

      میزنه همشون ترس از چاق تر نشدن هست 

      اگه حواسم نبود یه کوچولو پام لیز میخورد

      چند لقمه اضافه می خوردم ،نشخوارها شروع 

      میشد که هر چی رژیم گرفتی بر باد رفت الان 

      بر میگرده هر چی کم کردی تو اینکاره نیستی 

      بابا و….

      من ودر حالت متناسب به مواد غذایی اینطوری

      فکر می کنم که همه مواد غذایی خلق شده اند

      که من ازشون استفاده کنم و خدارو شکر کنم 

      اگر هم زیاده رویی پیش بیاد اصلا اشکال نداره 

      مواد غذایی قدرتی نداره که منو چاق کنه این 

      مرور افکار منه که من رو دچار مشکل میکنه

      نگرش من در مورد ورزش کردن اینه که 

      ورزش کردن باعث ترشح یک سری هورمون ها

      در بدن من شادی و حال خوب و رو برای من 

      به ارمغان میاره ،و باعث سلامتی من میشه 

      اینکه من رو لاغر یا چاق کنه نه در این باره 

      قدرتی نداره ،مواد غذایی برای بدن انسان 

      ضروری هست هر روز باید به اندازه به بدنمون

      سوخت برسونیم ،و این الزامی هستش و باعث میشه

      من همیشه متناسب و شاد به زندگیم ادامه بدم 

      ممنونم از استاد بابت این همه انرژی که گذاشتید 

      و ما هر وقت این حرفاتون رو گوش کنیم اون انرژی

      مثبت رو ازتون میگیرم.🌺🌺🌺🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلی
      ۱۴۰۳/۰۴/۱۳ ۱۷:۴۷
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 420 کلمه

      به نام خدا

      خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن حرکت کنم….

      یک کلام اینکه نگرش باید تغییر کنه. باید با مواد غذایی آشتی کنیم و نگاهمون مهربانانه باشه. نباید به مواد غذایی چپ چپ نگاه کنیم. یادمه وقتی متناسب بود همه چی میخوردم ولی به اندازه. روی هیچ کدوم برچسب نمیزدم. نمی گفتم اگه شب پلو بخورم چاق میشم. غذای چرب و چیل بخوریم وزنم بالا میره. اگه عصرونه بخور چاق میشم….. اتفاقا گاهی وقتها بیشتر هم میخوردم تا چند کیلو اضافه کنم ولی دریغ از یک کیلو اضافه کردن. گاهی اوقات اگه کم میخوردم چند کیلو کم میکردم.  اون زمان از خوردن نمی ترسیدم. راحت، بدون مشکل میخوردم. ولی چند سال بعد به محض چند کیلو اضافه کردن، از همه چی ترسیدم. حتی آب خوردن بعد غذا. بر چسب زدن به هر غذایی که بوجود اومد. 

      الان که یادم میاد، با خودم میگم چقد اشتباه کردم. تا چند سال قبل من همه چی میخوردم، نگران نبودم. ولی بعد اضافه وزن، هر روز نگران چاق تر شدنم بودم. نمی خوردم تا چاق نشم. در واقع من هر روز با رژیم، به خودم یادآوری می کردم تو چاق میشی. تو اگه رژیم رو کنار بزاری حتما چاق میشی، چون خودت میگی غذاها چاقت میکنه. ماها فقط نهایت دو ماه رژیم بودیم. هر بار با رژیم و ورزش یه سری عادتهای اشتباه هم به اشتباهات قبلیمان اضافه میشد. پرخوری در میوه و سبزی جات. ما عادتهای غذاییمان رو تغییر دادیم. تبدیل به یک پرخور شدیم، با حس بد نسبت به هر مواد غذایی. می تونم بگم ما با خوردنمون کلی فکر غلط میخوریم. فکرهای که هیچ سندی نداره. الان میگم بخور تو چی کار داری. فکر نکن به غذاها. هر وقت احساس کردی نیاز داری بخور. اونقد خودتو جلوی آینه نگاه نکن. سایز نگیر. وزن نکن. بزار رفتارهات شبیه سابق برگرده. بزار هر روز بگی کاش چند کیلو اضافه کنم. هر روز استخون تر میشم. این ترس از مواد خوراکی هنوز در درون ماست. نمی تونیم بگیم الان با دیدن این کلیپ، ترس ما تموم شده. زمانی متوجه میشیم،این ترس تموم شده، که سر  سفره،  غذایِ بدون ترس بخوریم….. با آرامش بخوریم و لذت ببریم

      همه چی از افکار ما شروع میشه. اتفاقا این چند وقت برام سوال بود که چرا من بعد هر فایل دچار چالش میشم. هر چقدر جلوتر میرم، حسم بهتر میشه و افکار چاق کننده رو بهتر میشناسم. پر قدرت ادامه میدم. الان که اینجا هستم، حسم خوبه، سنگینی حس نمی کنم. حتی خودمو هم متناسب میببنم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۰۴/۰۶ ۱۶:۲۳
      مدت عضویت: 827 روز
      امتیاز کاربر: 11056 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 277 کلمه

      سلام و درود بر استاد 

      من در دوره لاغری ثبت نام کردم ودارم تمرینات رو انجام میدم 

      واقعا وقتی حدود یک ماهه پیش خودم میفتم با خودم میگم چرا من آنقدر ناآگاه بودم ذهن من داشته بامن چیکار می‌کرده ومن فقط با ور های غلط و در زندکی خودم اجرا میکردم 

      چرا باید من با نوشته و دست خط دیگری غذا میخوزدم ساعت معین غذای معین یعنی اندازه لقمه غذایی که من قرار بود میل کنم باید کسی دیگه ای برام آندازه میکرفت ومن هیچ نقشی نداشتم و حتی با اون مقدار کم خوردن وسانت کردن نون و قاشق کردن برنج و غیره حتی لاغر هم نمی‌شدم وباز هم فرد چاقی بودم

      چون من در ذهنم فقط به این فکر میکردم که چی بخورم چاق نشم چی نخورم که چاق نشم آخه این همه تامل در باره این موضوع اصلا به چه درد من میخورد من که تمام عمرم در رژیم بودم وبازهم تمام عمرم چاق بودم

      به لطف خدای مهربان وقتی به سمت لاغری با ذهن و آشنا شدن با استاد عطا روشن هدایت شدم 

      تغییر کردم تمام باورهای من درست شد گاهی اوقات بیشتر از اون چه که در فایل ها می‌شنوم با خودم پرسش و پاسخ میکنم و بهش فکر میکنم و برای خودم دلیل میارم و به نتیجه میرسم 

      یعنی قدرت ذهنم اینقدر بالا رفته که 

      با تمام وجود این صحبت‌ها رو در ک میکنم وبعش ایمان دارم وباور ش دارم 

      واقعا نوشتن برام سخته‌نمی تونم روی ورق بیارم چون ا‌نچه که یاد گرفتم بقدری زیاد هست که قادر به نوشتن نیست برام چون من فقط ذره ای از این مطالب میارم تومتن بقیه اش توی ذهنم هست و کلمه پیدا نمیکنم برای توصیفش در این حد تغییر در من ایجاد شده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Reza
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۸ ۱۶:۱۳
      مدت عضویت: 1264 روز
      امتیاز کاربر: 26236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 403 کلمه

      خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

      خدایا تو هدایتم کن تا بتوانم بنویسم

      چقدر عالی توضیح دادید که به اون فکری توجه کنیم که باعث انجام کاری میشه

      زمان های زیادی در رژیم بودم و از مواد غذایی برای لاغری و چاقی استفاده میکردم میخوردم چاق میشدم نمیخوردم بازم چاق میشدم چون توی فکرم مدام داشتم نقشه خوردن را میکشیدم حدود ۶ ماه در رژیم شدید خودم را قرار دادم و تنها روز ازادم جمعه ها بود ولی همون روز ازاد هم از ترس اینکه چی بخورم که تموم زحمت اون یک هفته را به باد ندهد بازم رعایت میکردم حدود چند ماهی به همین سبک گذشت تا جایی که خسته شده بودم از رژیم ولی دنبال بهانه ای برای خوردن میگشتم و وقتی هم چیزی بخواهی راهش هم پیدا میکنی شنیدم که هفته ای یکبار استراحت خوبه چون باعث شوک میشه و بدن گول میخوره و چربی سوزی بیشتر و اون یک روز هم هیچ چیزی نمیخوردم فقط خودم را مجاز کرده بودم کمی نون خشک میتونم بخورم اون هم طبق بند و تبصره و اینکه صبحانه املت با روغن کم درست کنم که یک طعم و مزه ای هم بگیره و یا نهار ساندویچ بخورم ولی همین هم پر از عذاب وجدان برام بود چون شنیده بودم که این همه رژیم میگریم یه روز اگه ادامه ندی هر چی رشته ای پنبه میشه 

      از طرفی این میل به خوردن اینقدر زیاد بود و از طرفی هم ترس و ناراحتی از خوردن که هر چه تلاش کردم از بین میره 

      در طول روز واقعا گشنه ام میشد ولی شروع به خام خواری میکردم 

      یه جوری کرفس میخوردم که هر کسی میدید میگفت چطوری میتونی این همه کرفس بخوری و من با افتخار میگفتم تو رژیم هستم و جزیی از وعده غذایی ام هست و تازه بیشتر هم توهم بهم داده میشد که با ولع بیشتری استفاده کنم چون میدیدم دیگران نمیتونند ولی من چقدر با اراده ام و میتونم 

      ولی حال بعد از گذشت این چند سال میبینم هر کاری میکردم داشتم تلاش میکردم از ترس چاقی و از ترس اینکه لاغریم را از دست ندهم ولی فایده ای نداشت چون افکارم تغییر نکرده بود در جمع همه در حال خوردن و من با افسوس و حسرت نگاه میکردم ولی برای اینکه کم نیارم اون غذای رژیمی خودم را استفاده میکردم 

      به قول شما استاد فکر پشت پرده چیست 

      بجای اینکه در عمل انجام شده خودم را قرار دهم بهتره کمی با خودم خلوت کنم و بدانم برای چی میخوام لاغر بشم 

      هدفم چیه  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۳ ۱۶:۰۸
      مدت عضویت: 1136 روز
      امتیاز کاربر: 67820 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,157 کلمه

      به نام خدای مهربانم 😇🙏

      باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همراهم🙋‍♀️😍

      گام ۱۴ : می خورم چاق میشم ،نمی خورم لاغر نمیشم 🤔

      افراد چاق، متأسفانه چاقی رو ربط می دهند به خوردن و لاغر شدن رو به نخوردن ولی با نخوردن هرگز لاغر نشدن ولی درباره خوردن که باعث چاقی هست به راحتی موفق شدن ولی درباره نخوردن که باعث لاغری هستش موفق نیستن چون در زمان های که نمی خورن در ذهنشان این مرور میشه که با نخوردن چاق تر نمی شن وکلا توجه اونه بر چاقی هستش واحساس و انتظار اونها چاق شدن هستش 

      تنها عامل لاغر شدن داشتن نگرش لاغری هستش و انتظارمان از خودمون  لاغری باشه مثل افراد متناسب اونها خوردن فقط برای رسیدن به سیری وگرفتن انرژی برای ادامه دادن به زندگی می دونن اصلا تصور چاقی از خوردن ندارن

      پس من هم  لاغری رو به نخوردن و چاقی رو به خوردن ربط نمیدم وخوردن رو فقط عامل گرفتن انرژی برای بدنم می دونم وبرای زنده بودن سلولهای بدنم لازم وضروری هستش که غذا بخورم وخوردن روبرای رفع احساس گرسنگی به سیری میدونم وهر گز خوردن رو ربط نمی دم به چاقی

       بلکه اون احساس بد از چاقی هستش که ربطش دادم به خوردن و باورم شده که من مقصر نیستم این خوردن بوده که من رو چاق کرده در صورتی که من مقصر بودم که چاقی رو باور کردم ودر فکرم و ذهنم توجه به چاقی داشتم ودر آخر ربطش می دادم به خوردن در صورتی که در کل جهان همه افراد لاغر هم در حال خوردن هستن چرا اونها چاق نمیشن چون فکری که من نسبت به غذاها و عمل خوردندارم انها اون افکار رو ندارن و بدونه فکر منفی از مواد غذایی متنوع استفاده می کنن وبرای تمام سالهای زندگیشون متناسب باقی می مانن

      ولی من چون خوردن رو به چاقی ربط داده بودم حتی اگر چیزی هم نمی خوردم بازم لاغر نمی شدم از آنجا که ذهنم اصل از بدل تشخیص نمیده بنابراین فکر کردن به غذایی که حتی خورده نمیشه می تونه فرد رو در معرض چاقی قرار بده چون مغزم در حال مرورافکار چاقی بودوحتی  نخوردن غذا برای ذهن فرقی با خوردن نداره واصل واز بدل تمایز قائل نیس و توجه وفکر من رو غذا نخوردن وخوردن بوده و احساسم رو در گیر این افکار کرده بودم و ذهنم من نمفهمه که این یک فکر که در حال مروروچون خوردن رو به چاقی ربط داده بودم و ذهنم فکر رو از اصل خوردن تشخیص نمیده باز من رو به سمت چاقی سوق می ده 

      چه چیزی عامل لاغر شدن هستش ؟

      فکر نکردن به خوردن نخوردن غذاها و تغییر نگرش در ذهن 

      فکر نکردن به موانع لاغری مثل افراد لاغر هیچ فکراشتباهی در باره غذا نداشته باشیم 

      چه چیزی باعث چاق تر شدن است ؟قدرت ذهنم رو وقتی در راستا توجه و تمرکز بر چاقی واحساس ترس واز چاق تر شدن وتنفر از چاقی وهمه افکار مشابه باشه  باعث چاق تر شدن میشود بدون این که مقدار یا تنوع غذایی من تغییر کنه 

      تکرار تعداد فکر برای مدت طولانی برای چاق تر شدن کافی است 

      چرا غذا می خورم چاق میشم؟تنها تفاوت من با افراد متناسب در محتویات ذهنی  ام بود دیدگاه و نگرش من درباره چاقی با افراد متناسب تفاوت داره وهمین عامل کافی بودتا آنها از هر غذایی که دوست دارن می خوردن وهمیشه متناسب بودن واما من بارها به خاطر خوردن احساس بد داشتم وفکر می کردم زیاده روی کردم 

      آنچه که احساس می کنیم ارتباطی به مواد غذایی نداره بلکه بخاطر نگرش!وتعریفی است  که از آن ماده غذایی در مغز ما ذخیره شده است هر بار اطلاعات نادرست درباره مواد غذایی رو مرور کنیم به احساس چاق تر شدن رسیده در واقع تصویر مجازی در ذهن خود ایجاد می کنید که چاق تر شده اید مغز ما هم با توجه کردن به آنچه در ذهن نقش!می بندد به شکل دادن جسم می پردازد و رفتارهای ما توسط مغز برنامه ریزی می شود اما مغز تحت تاثیر ذهن است 

      در موضوع لاغری با ذهن توجه وتمرکز من باید به نگرشم باشه نه به عمل کردم 

      وقتی چیزی نمی خورم باید از خودم بپرسم چرا نمی خورم ؟اگر برای چاق تر نشدن باشه فایده ای نداره چون با عمل کرد می خوای چاق تر نشوم پس هرگز لاغر نمیشوم پس برای لاغر شدن باید نگرشم نسبت به خوردن، نخوردن به کل عوض کنم مثل افراد متناسب خوردم برای گرفتن انرژی بدن و رفع گرسنگی هستش ونخوردنم به خاطر میل نداشتم و سیر بودنم باشه نه هیچ چیز دیگه

       قبل از گرسنگی تعیین نکنم چه چیزی بخورم ونخورم هر زمانی که احساس گرسنگی کردم در همون زمان هرچیزی که دوست دارم رو با احساس خوب میل کنم 

      به رفتارم توجه نکنم چجوری بخورم چی بخورم کی بخورم چه مقدار بخورم از چی بخورم بلکه به علت این طرز رفتار باید توجه کنم که چرا این رفتار قبل از زمان خوردن در ذهنم مرور میکنم وبعد با روبرو شدن با غذاه اجرا می کنم ولی فرد متناسب اصلا این افکار و نداره ودر لحظه روبرو شدن با غذا رفتار درست رو بر حسب نیاز بدنش از خودش نشون میده واگر هم زیاد روی کنه وحس خوبی نداشته باشه اصلا فکر چاقی رو درذهنش نداره وهر گز چاق هم نمیشه 

      ما گرفتار افکار مون هستیم تا گرفتاررفتارهای ناجالب مون فرد متناسب همیشه لاغر و فرد چاق همیشه چاق هستش و تفاوت در طرز فکر ماست نه عمل آخر 

      نگاه رو باید از جسم برداشت وهدف تغییر نگرشمون هستش 

      تفاوت نگرش ترس از چاق تر شدن و لاغر شدن را بنویسید ؟دو نوع نگرش در این سوال مطرح شده وهر کدوم هم دو نوع خروجی دارن 

      نگرش ترس از چاق تر نشدن هرگز به لاغری نمی رسه وفقط با رژیم وورزش جلوی چاق تر نشدن رو میگیره چون بیشترین انتظار از خودش اینکه می تونه جلوی چاق تر نشدن برای مدت کوتاهی بگیره وهر گز انتظار لاغر شدنش رو نداره و باور نمی کنه که میشه لاغر شد ولی کسی که نگرشش!لاغری هست بدون هیچ تلاشی لاغری رو تجربه می کنه چون انتظارش از جسمش لاغری هستش!هرگز باورش نمیشه که اون روزی چاق بشه پس تفاوت در نگرش و تمرکز و انتظار شون است 

      تلاشهای قبلی شما برای لاغر شدن با ذوق وشوق لاغر شدن بوده است یا ترس از چاق تر شدن یا چاق ماندن ؟ ترس از چاق تر شدن و چاق  ماندن بود و اصلا امید نداشتم که شکم تخت گذشتم رو دوباره تجربه  کنم ولی اکنون امیدم انتظارم از خودم تجربه دوباره  لاغری در شکمم هستش

      نگرش من درباره مواد غذایی در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود ؟  مواد غذایی فقط برای دادن انرژی به بدن هستن و همگی سالم و مقوی هستن ومن فقط برای رفع گرسنگی  و ادامه حیات بدنم از آنها استفاده می کنم از اونها می خورم تا زنده باشم 

      نگرش!من در باره ورزش کردن در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود ؟ورزش رو برای احساس خوب انجام میدم برای لذت بردن و ساخت بدنی ورزیده و سالم 

      نگرش من درباره همیشه متناسب بودن در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود؟من همیشه در این شرایط خواهم ماند ودر صورتی لاغر هستم وهر گز چاق نمی شم چون نگرشم درست شده 

      خدایا شکرت🙏🏻🙏🏻🙏🏻😇

      سپاس فراوان از استاد عزیزم 🙏🏻❤🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 440 کلمه

      باسلام 

      .خوردن فقط برای کسب انرژی لازم و برای زنده موندن ما در ما بوجود آمده،مثل ضربان قلب که برای زنده موندن ما طراحی شده ،مثه پلک زدن ،مثل تنفس.

      اما تفاوت اینها با خوردن در غیر ارادی بودنشون هست،این که ما نمی‌توانیم تصمیم بگیریم نفس نکشیم پلک نزنیم غیر ممکنه،

       خوردن ارادی هست، اما هضم غذا و احساس گرسنگی و سیری ارادی نیست و ما نمی‌توانیم در هضم غذا و احساس گرسنگی و تشنگی دخالتی بکنیم مگر بوسیله خوردن !

      باید  ما به بدنمون اجازه بدیم با احساس سیری هم مثه پلک رفتار بکنه و همینطور که ما در پلک زدن دخالتی نداریم اجازه ندیم در حس سیری بدن هم دخالت کنیم،ما با زیاد خوردن و یا کم خوردن در این احساس سیری دخالت می کنیم و می‌خواهیم این احساس رو کنترل کنیم،غافل از اینکه فقط خوردن به اراده ماست و ما باید کنترلش کنیم و احساس سیری و گرسنگی دست ما نیست .

      ما باید بتونیم در این احساس دخالتی نکنیم و بلافاصله بعد از رسیدن به حس سیری دست از غذا بکشیم و یا تا زمانی که گرسنه هستیم به خوردن ادامه بدیم و مابقیش رو بذاریم به عهده بدن !

      و با زیاد خوردن و کم خوردن کار بدنمون رو مختل نکنیم.

      پس من از این لحظه به بعد سعی میکنم نسبت خوردن هم بی تفاوت باشم، همون‌طور که نسبت به کارهای غیر ارادی بدنم بی تفاوت هستم .و فقط زمانی که گرسنه میشم یا سیر میشم به خوردن و نخوردن فکر کنم .

      البته فکر نکردن و بی تفاوتی نسبت به کاری که تصمیم میگیری بهش بی تفاوت باشی خیلی کار سختی هست،و احتیاج به تمرین زیادی داره، 

      وقتی در مورد نگرش خوردن و چاق شدن تو این فایل خوندم یادم اومد که در مورد قانون جذب و کارایی ذهن یه جا شنیدم که با ده ثانیه تمرکز و فکر کردن به قره‌قروت بزاق دهان ترشح میشه بدون اینکه قره ثروتی در کار باشه!

      اما اگه ده بار بگیم قره قوروت یا بنویسیم قره قوروت اتفاقی نمیافته،مگه اینکه خوردن اون رو تصور کنیم و روی مزه ش تمرکز کنیم .

      رابطه خوردن و چاقی هم به همین صورته وقتی غذا میخوریم بعدش اگه مدام به این فکر کنیم که این غذا باعث چاقی میشه و آنقدری فکر ما واقعی باشه که احساس عذاب وجدان هم بکنیم ،قطعا چاق می‌مونیم در مورد لاغری هم به همین صورت اگر ما معتقد شده باشیم که این غذا برای دریافت انرژی هست نه چاق شدن و ما لاغر می موندیم و لاغر میشیم .

      پس فقط به حرف نیست که با گفتن ده بار یا نوشتن ده بار «من لاغر میشوم»لاغر بشیم .

      اصل اون نگرش و دیدگاه هست که روی مغز و ذهن تاثیر می‌ذاره نه تکرار چند تا واژه ساده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 242 کلمه

      بنام خدای یکتا

      باز هم اول از همه جا داره از خدا تشکر کنم که منو با این مسیر آشنا کرد .

      من قبلا برای لاغری خودم خیلی کارها کردم از جمله ورزش رژیم و دمنوش ولی یادمه که در کنار انجام این کارها تا چیزی که میخواستم بخورم  به این فکر میکردم که نکنه اینو بخورم چاق بشم نکنه اینو بخورم و الان ورزش کردم بی فایده بشه نکنه اینو بخورم تاثیر  دمنوش رو از بین ببره خیلی دغدغه داشتم روی خوردن مواد غذایی و همینا باعث میشد که من اگرم لاغر میشدم لاغریم موندگار نبود ولی از زمانی که با لاغری با ذهن آشنا شدم فهمیدم که ما اصلا نباید از مواد غذایی بترسیم نباید ازاندازه ای برای خودمان تعیین کنیم فقط و فقط باید به افکار و نگرشمون برای استفاده از آن گوش بدهیم فقط فکر نکنیم با گفتن حرفای مثبت میتوانیم لاغر شویم نه اینطور نیست اصلا اصلا مواد و خوراکی ها چاق کننده نیستن و فقط ما خودمون از فکری که درباره اونا میکنیم باعث تاثیر آنها بر جسم خود میشویم اگر دقت کنیم افراد متناسب اصلا مواد و میزان غذا خوردن برای خودشون اصلا انتخاب نمیکنن و بدون دغدغه و ترس از همه ی مواد استفاده میکنن و ما هم باید یاد بگیریم که ترس از خوردن نداشته باشیم فقط به ذهنمون در مورد خوردن چیزی گوش بدیم همین کافیه .و بازهم جا داره ازشما استاد عزیز که همراه ما هستید در این مسیر دلنشین تشکر کنم 😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم