در ذهن همه ما خوردن با چاق شدن ارتباط مستقیم دارد. همچنین نخوردن را عامل چاق تر نشدن می دانیم.
به همین دلیل متعجب هستیم که چرا می خورم چاق میشم، اما نمی خورم لاغر نمیشم؟!
نکته جالب اینکه در هر دو مورد تمرکز ما بر چاقی است.
عامل لاغر شدن را پیدا کنید
افراد چاق زیادی در جهان هستند که تصور می کنند برای لاغر شدن باید مقدار کمتری غذا بخورند یا از یه نوع خاص فقط بخورند و همچنین هر روز ورزش کنند تا لاغر شوند این در حالی است ک میلیارها انسان متناسب هر روز ورزش نمی کنند یا بر اساس دستور العمل های نوشته شده غذا نمی خورند.
بنابراین غذا و ورزش کردن عامل لاغر شدن نیست که البته همه ما این عقیده را هم داریم چون بارها رژیم گرفتیم و به اندازه کافی ورزش هم کرده ایم اما لاغر نشدیم یا اگر هم مقداری لاغر شدیم خیلی سریعتر از زمانی که صرف لاغر کردن کردیم دوباره چاق شدیم.
پس برای لاغر شدن باید به دنبال عامل و دلیل دیگری باشیم که تا کنون بهش توجه نکردیم. به عبارتی باید عامل لاغر شدن را کشف کنیم.
چه چیزی عامل لاغر شدن است؟
سال های زیادی از عمرم را درگیر اضافه وزن و تلاش برای لاغر شدن بودم. سابقه 35 ساله من در چاقی سبب شد تا تمام جنبه های زندگی من تحت تاثیر چاقی قرار بگیرد.
در آن سال ها بارها شنیده بودم که خوردن باعث چاقی می شود و بارها از اطرافیانم شنیده بودم که هرچی می خورم چاق میشم ولی وقتی نمی خورم لاغر نمیشم.
هربار که برای لاغر شدن اقدام می کردم اولین راهکاری که به نظرم می رسید رژیم گرفتن بود.
- برای مدتی سعی می کردم غذای سرخ کردنی نخورم
- مقدار نان را به حداقل می رساندم
- برنج را حداکثر 8 تا 10 قاشق می خوردم
- بیشتر سعی می کردم با خوردن سالاد و سبزیجات مقداری از وزن و سایز خودم را کم کنم.
هربار که توسط دیگران به خاطر چاقی مورد نصیحت قرار می گرفتم، اولین راهکار آنها این بود که کمتر غذا بخورم و راهکار دوم هر روز یک ساعت ورزش کنم.
کمتر خوردن و بیشتر فعالیت کردن نسخه ای است که بارها برای همه افراد چاق در جهان صادر شده است اما نتیجه ای از این نسخه تکراری به دست نیامده است.
متاسفانه متولیان لاغر شدن افراد چاق انسانهایی هستند که خودشان لاغر هستند و هیچ درک و شناختی از چاقی ندارند بنابراین تنها راهکاری که به نظرشان می رسد کنترل غذا خوردن یا تعیین مقدار و نوع مواد غذایی است.
به همین دلیل است که سالهای زیادی است انواع برنامه های رژیمی برای کمک به لاغر شدن افراد چاق ایجاد شده است که ماهیت همه آنها رژیم گرفتن است اما به شکل های بی نهایت متنوع این برنامه را ارئه می کنند.
نکته اصلی و مهم این است که فرد چاق با رژیم گرفتن نمی تواند لاغر شود چون حتی اگر غذایی که برای او تعیین شده است را بخورد اما در ذهنت تمایل و علاقه به خوردن غذایی دارد که دوست دارد بخورد اما اجازه خوردن ندارد.
از آنجا که ذهن ما اصل را از بدل تشخیص نمی دهد بنابراین فکر کردن به غذایی که حتی خورده نمی شود می تواند فرد را در معرض چاقی قرار دهد چون ذهن ما نمی فهمد که این فکری که در حال مرور کردن آن هستیم فقط یک فکر است و غذایی خورده نشده است.
چون در ذهن افراد چاق خوردن برابر با چاقی محسوب می شود وقتی به خوردن یک غذا فکر می کنید برای ذهن شما این افکار به منزله خوردن است و خوردن هم در ذهنتان برابر با چاقی است پس فرایند چاق تر شدن تنها با فکر می تواند انجام شود. به همین دلیل است که بسیاری از افراد چاق عقیده دارند چرا می خورم چاق میشم اما نمی خورم لاغر نمیشم؟!
اگر به روند گذشته خود فکر کنید این موضوع برای شما واضح می شود که چگونه با قدرت ذهنتان چاق شده اید.
همه افراد چاق این تجربه را دارند که در شرایطی که برنامه غذایی آنها تغییر نکرده است چاق تر می شدند یعنی برای من به این شکل نبود که به مرور غذا خوردن من بیشتر شده یا تنوع غذایی من گسترده تر شود بلکه با همان غذایی همیشگی به همان مقدار و تنوع من به مرور چاق تر می شدم. به همین دلیل من عقیده پیدا کرده بودم که آب می خورم چاق میشم.
چه چیزی باعث چاق تر شدن من می شد؟
من که نه مقدار غذایم را بیشتر کرده بودم و نه تنوع سفره غذای خانه ما بیشتر شده بود پس چرا هر سال چاق تر می شدم؟
قدرت ذهن و تمرکز بر چاقی و احساس ترس از چاق تر شدن و تنفر از چاقی و همه افکار مشابه باعث چاق تر شدن من می شد بدون اینکه مقدار یا تنوع غذایی من تغییر کنه.
تکرار تعدادی فکر برای مدت طولانی برای چاق تر شدن کافی است.
چرا غذا می خورم چاق میشم
بسیاری از افراد چاق عقیده دارند که غذاها عامل چاقی آنها هستند. من هم عقیده داشتم هر چی می خورم چاق میشم در صورتی که انسانهای متناسب زیادی از همین مواد غذایی می خورند اما لاغر هستند.
همیشه برایم سوال بود:
چرا غذایی که دیگران را چاق نمی کند به راحتی مرا چاق می کند؟
چرا من هرچی می خورم چاق می شم اما دیگران هرچی می خورن لاغر هستند؟! از طرفی چرا نخوردن های من باعث لاغری من نمی شود! اما بارها از افراد متناسب شنیده بودم که بخاطر فقط دو سه روز بهم خوردن نظم غذا خوردنشان لاغر شده اند.
به این عبارت دقت کنید:
به همان سرعتی که من چاق تر می شدم افراد متناسب لاغر تر می شدند و به همان کندی که من لاغر می شدم آنها به وزن و سایز قبلی خود بر می گشتند.
واقعا چرا؟ چرا این همه تفاوت بین دو انسان باید وجود داشته باشد؟
معجزه لاغری با ذهن
به لطف خدا با قرار گرفتن در مسیر لاغری با ذهن به مرور پاسخ همه سوالات و ابهامات ذهنی ام درباره چاقی و لاغری را پیدا کردم و آن چیزی نبود جز قدرت ذهن.
تنها تفاوت من با افراد متناسب در محتویات ذهنی ام بود.
دیدگاه و نگرش من درباره چاقی با افراد متناسب تفاوت داشت و همین عامل کافی بود تا آنها از هر غذایی که دوست دارند می خوردند و همیشه متناسب بودند اما من بارها بخاطر فقط چند تکه خوردن پیتزا چاق تر شده بودم!
شاید شما هم مثل من بارها بخاطر خوردن فلان غذا احساس چاق تر شدن کرده اید.
- بخاطر یک شب شام خوردن در مهمانی احساس چاق تر شدن کرده اید.
- بخاطر خوردن یک بستنی یا چند برش پیتزا احساس خطر چاق تر شدن کرده باشید.
آنچه ما احساس می کنیم ارتباطی به ماده غذایی ندارد بلکه بخاطر نگرش و تعریفی است که از آن ماده غذایی در مغز ما ذخیره شده است.
توجه به این نکته بسیار مهم و تاثیرگذار است.
اطلاعات مربوط به مواد غذایی در مغز ما ذخیره شده اند.
هر بار که آن اطلاعات را مرور می کنید و به احساس چاق تر شدن می رسید در واقع تصویری مجازی در ذهن خود ایجاد می کنید که چاق تر شده اید.
همانگونه که یک نقاش با نگاه کردن به یک صحنه آن را روی بوم نقاشی می کند. مغز هم با توجه کردن به آنچه در ذهن نقش می بنند به شکل دادن جسم می پردازد.
به عبارت خیلی ساده تر، اطلاعات مغزی به صورت تصاویر مجازی در ذهن ایجاد می شوند، سپس مغز آن تصاویر را به واقعیت زندگی ما تبدیل می کند.
درک تفاوت بین ذهن و فکر سبب می شود تا در مسیر لاغری با ذهن نتیجه عالی کسب کنیم.
رفتارهای ما توسط مغز برنامه ریزی می شود اما مغز تحت تاثیر ذهن است.
به همین دلیل است که اگر ما تصمیم بگیریم تغییری در برنامه غذایی یا مقدار خوردن خود ایجاد کنیم آن تصمیم بعنوان دستوری در مغز ایجاد می شود و سپس به رفتار و عمل ما تبدیل می شود.
این تغییر که به صورت دستی توسط ما اعمال شده است تاثیری بر ذهن ما ندارد و باعث تغییر تصاویر مجازی ذهن ما نمی شود به همین دلیل است که رژیم گرفتن باعث لاغری همیشگی ما نمی شود.
نتیجه رژیم گرفتن چیست
همه ما تجربه رژیم گرفتن را داریم. خیلی وقت ها در زمانی که در رژیم هستیم اما همچنان عقیده داریم که غذا می خورم چاق میشم چون در ذهن ما دیگر مقدار غذا اهمیت ندارد بلکه عمل خوردن مهم و چاق کننده شده است.
در مدت رژیم ما خیلی از مواد غذایی که قبلا می خوردیم را دیگر نمی خوریم اما به همان اندازه که خوردن آن مواد غذایی باعث چاقی ما می شود نخوردن آنها باعث لاغری ما نمی شود.
علت این تفاوت در عملکرد مواد غذایی در بدن ما به محتویات ذهنی ما درباره خوردن و نخوردن غذاها ارتباط دارد.
در ذهن همه افراد چاق خوردن یک غذا می تواند باعث چاق تر شدن آنها شود. همچنین آنها اعتقاد دارند که نخوردن یک غذا می تواند مانع چاق تر شدن آنها شود.
یعنی در هر دو حالت خوردن و نخوردن توجه و تمرکز روی چاق شدن و نشدن است.
در این بین هیچ ردپا یا اثری از لاغری مشاهده نمی شود.
شاید به ظاهر ما برخی مواد غذایی را نمی خوریم که لاغر شویم اما در واقع هدف ما از نخوردن، چاق تر نشدن است نه لاغر شدن.
این موضوع را می توان با توجه کردن به دلیل نخوردن های خودمان به راحتی متوجه شویم.
اگر هربار که به هر دلیلی غذایی را نمی خوریم از خودمان سوال می کردیم چرا من این غذا را نمی خورم؟
به وضوح مشخص می شد که تقریبا در همه موارد دلیل ما برای نخوردن هر غذایی ترس از چاق تر شدن بوده است نه لاغر شدن.
فکر اصلی که در پس همه نخوردن های ما وجود دارد چاق تر نشدن است نه لاغر شدن.
حتی شاید بارها شما تصمیم گرفته اید از طریق اجرای فلان برنامه رژیمی لاغر شوید و اتفاقا به خوبی آن برنامه را اجرا کرده باشید اما به این نکته توجه کنید:
- دلیل اینکه لیستی از غذاها مجاز برای خوردن تنظیم می شود چیست؟
- دلیل اینکه مقدار خوردن در هر وعده غذایی با قاشق یا ترازو تعیین می شود چیست؟
به وضوح مشخص است که دلیل اصلی این است که خوردن غذاهای دیگر یا مقدار بیشتر از آنچه تعیین شده است باعث چاق تر شدن ما می شود.
واضح است که در برنامه های رژیمی نیز تمرکز بر روی چاق تر نشدن است.
“دقت کنید”
درست است که برنامه رژیمی تنظیم شده به منظور لاغر شدن است اما از آنجایی که لیست غذاهای مجاز برای خوردن بسیار کمتر از غذاهای غیرمجاز است پس به این معناست که در ذهن ما یا فرد تنظیم کننده برنامه رژیمی احتمال چاق شدن افراد بسیار بیشتر از لاغر شدن آنان است چون تنوع غذاهای چاق کننده به مراتب بیشتر از غذاهای لاغر کننده هستند.
این طرز برخورد و تجربه هایی که ما از تلاش های خود برای لاغر شدن داریم واضح می کند که همواره تمرکز ما بر روی چاقی بوده است و به همین دلیل هیچوقت لاغر نشده ایم.
اهمیت درک تفاوت بین نگرش ما درباره چاقی و لاغری و عملکرد ما برای لاغر شدن سبب شد که تجربه خود در مسیر لاغری با ذهن را با دوستانم از طریق این فایل آموزشی به اشتراک بگذارم.
اطمینان دارم دیدن بارها این فایل آموزشی سبب تغییر در نگرش شما نسبت به موضوع چاقی و لاغری خواهد شد و نتیجه تغییر نگرش شما تغییر جسم شما خواهد بود. چه بخواهید چه نخواهید.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک محتوایی آموزشی چرا می خورم چاق میشم اما نمی خورم لاغر نمیشم بعد از خواندن نوشته و تماشای ویدیوی آموزشی درک خود از آگاهی دریافت شده را به صورت شرح انشایی بنویسید و دقت کنید در نوشته خود به سوالات زیر پاسخ دهید.
- تفاوت نگرش ترس از چاق تر نشدن و لاغر شدن را بنویسید.
اگر به تلاش های قبلی خود فکر کنید متوجه می شوید که در ابتدا هدف شما برای شروع به رژیم گرفتن یا ورزش کردن لاغر شدن بوده است اما نگرش و تفکر اصلی شما در هر روز از مدت رژیم یا برنامه ورزشی تلاش برای چاق تر نشدن بوده است.
چرا که اگر غذایی را نمی خوردید به این دلیل بود که اگر می خوردید لاغر نمی شدید یا چاق میشدید.
اگر ورزش می کردید به این دلیل بود که عقیده داشتید اگر ورزش نکنید لاغر نمیشی یا چاق میشی.
به همین دلیل به محض رها کردن رژیم یا ورزش نکردن دوباره چاق می شدیم چون دلیل و عامل چاق نشدن خود را رها کرده بودیم. با توجه به درکی که از این مطلب دارید بنویسید که:
- تلاش های قبلی شما برای لاغر شدن با ذوق و شوق لاغر شدن بوده است یا ترس از چاق تر نشدن یا چاق ماندن؟
فکر کردن به متناسب بودن به ایجاد تصاویر جدید ذهنی لاغر شدن کمک میکند بنابراین سعی کنید تصور کنید شما در وضعیت متناسب هستید و با بودن در وضعیت متناسب به سوال زیر پاسخ دهید.
- نگرش من درباره مواد غذایی در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.
- نگرش من درباره ورزش کردن در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.
- نگرش من درباره قدرت چاقی غذاها در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.
- نگرش من درباره همیشه متناسب بودن در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.15 از 71 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
سلام استاد روزتون بخیر.خیلی سپاسگزارم باید این فایل و مقاله فوق العاده.عالی هستن.خدا قوت بهتون.
چندتا نکته برای خودم:
✓درباره خوردن کلی حرف و حدیث هست تو ذهن ما.
✓ترک عادت:بعد از خوردن میگیم ای وای خوردم اینو الان چاق تر میشم.مدام این فکر مرور میکنیم:-چرا اینو خوردم؟
✓توی ذهن خودمون غذایی که خوردیم رو ارتباط مستقیم میدیم به چاق تر شدن.
✓خیلی اوقات نخوردیم.و دلیل نخوردنمون این بوده که:چاق تر نشم.
✓چه وقتایی که میخوریم و چه وقتایی که نمیخوریم تمرکز ذهن ما روی چاق شدن.
✓من اینو نمیخورم که چاق نشم.
✓این فکر و این دیدگاه کمکی نمیکنه به لاغر شدن
✓اون فکر و کلام شما برمیگرده به نگرشی که شما در خودت داشتی از قبل.
وقتی ناخوداگاه این فکر در ذهنت مرور میشه موقع غذا خوردن که:من چاق تر میشم یعنی اینکه انتظارت از خودت رو داری مرور میکنی.انتظارت از خودت چاق تر شدنه.
حتی وقتی ماده غذایی رو نمیخوری و مرور میکنی با خودت که من نخوردم که چاق تر نشم:بازم داری انتظارت از خودت رو مرور میکنی.بازم انتظارت چاق تر شدن خودته.
✓راه حل:نگرشمون درباره خودمون و درباره چاقی باید تغییر کنه.چطور؟ استمرار
✓نگرش درباره لاغری باید تغییر کنه
✓غذا خوردن و رژیم نبودن اذیتم میکنه.چرا؟ چون نگرشم درباره لاغر بودن و چاقی اشتباهه.چون نگرشم اینه: لاغری فقط با رژیم و تحرکت بدست میاد،حالا که رژیم ندارم اذیتم.فکر میکنم این تغییر نگرشا لاغرم نمیکنه.
✓چون نگرش اینکه:چون رژیم و تحرک ندارم لاغر نمیشم، خیلی قوی تر از این اموزش هاست یه مانع این وسط میمونه و برای نتیجه گرفتن این مانع باید برداشته بشه.
✓تو ذهنت اینه کار اصلی رو انجام ندادم.رژیم ندارم و تحرکم ندارم.پس لاغر نمیشم. من انتظار لاغر شدن ندارم به خاطر این نگرش.
✓حلقه اصلی:این حلقه ی انتظار باید به وجود بیاد.
✓غذاها مقصر چاقی من نیستن که حالا بیام حذفشون کنم و نخورم.
راه حل نخوردن به خاطر اینکه غذاها دلیل چاقی من هستن راه حل درستی نیست.
✓تمایلات خود به خود تغییر میکنه بدون اینکه دلیلش بدونی.
✓در لاغری با ذهن:تمرکزتون روی نگرشی که درمورد عملکردتون دارین باشه.نه فقط عملکردتون .
✓ترس وجود داره در نگرش ها و عملکرد های ذهن چاقی افرین
✓چرا اینو نمیخام بخورم؟ اون چرا نتیجه رو رقم میزنه
✓مرور خاطرات خوب و بعد ترغیب شدن به خوردن
✓از قبل تعیین نکنید چه چیزیو باید بخورم چه چیزیو نباید بخورم.
✓به خودتون اعتماد کنید :من هر موقع گرسنه شدم تصمیم میگیرم چه چیزی بخورم
✓چرا از قبل تعیین کنم. از قبل تعیین نکنید چه رفتاری داشته باشید.
✓من چی باید بخورم.چطوری بخورم.از فردا این طوری باید بخورم.
✓اصلا سعی کنید به خوردن فکر نکنید: اجازه بدید هر موقع قرار به خوردن بود اون موقع تصمیم بگیرید چه رفتاری داشته باشید
✓زرنگ باشید به فکر اصلی توجه کنید.به اون ریشه.:به فکری که پشت عملتون هست توجه کنید نه عملتون
✓چرا نمیخوری؟چه فکری داری که نمیخوری.چه ترسی داری که نمیخوری: اون رو درست کن
✓من باید اینطور رفتار کنم: ببین چرا داری اینطور فکر میکنی اون فکر اصلی داره تغییرات رو در شما ایجاد میکنه.اون عمل هیچ تاثییری در تغییر شما و نتیجه پایانی نداره.
✓پشت صحنه رفتارهات رو تحلیل کن.
✓با تغییر رفتار نتیجه نمیگیری اگر دنبال نتیجه ای علت رفتار باید تغییر کنه.
✓به رفتارت توجه نکن.چرا فکر میکنی یجور خاصی باید بخوری یه مواد خاصی باید بخوری.چرا فکر میکنی مقدارش باید تعیین کنی.
✓به این فکر میکنی اینو بخورم چی میشه .اینو نخورم چی میشه.
✓ما گرفتار افکاریم.
✓چرا لاغر نمیشم؟:چون میخام چاق تر نشم
✓این خوردن من رو چاق میکنه_اینو نخوردم که چاق نشم: باید فکرای پشتش رو درست کنی. دستکاری کردن این رفتار چیزیو درست نمیکنه.
✓خود به خود خیلی نگرش ها درست میشن با گوش کردن اموزش ها
✓توجهتو به سایز و ضاهرت نده.فقط ادامه بده. یهو تغییرات میبینی.
✓در ذهن همه ما خوردن با چاق شدن ارتباط مستقیم دارد. همچنین نخوردن را عامل چاق تر نشدن می دانیم.در هر دو مورد تمرکز ما بر چاقی است.براب همینه نمیخوریم ولی لاغر نمیشیم
✓غذا و ورزش کردن عامل لاغر شدن نیست
✓بارها شنیده بودم که خوردن باعث چاقی می شود و بارها از اطرافیانم شنیده بودم که هرچی می خورم چاق میشم ولی وقتی نمی خورم لاغر نمیشم.
✓کمتر خوردن و بیشتر فعالیت کردن نسخه ای است که بارها برای همه افراد چاق در جهان صادر شده است
✓قدرت ذهن و تمرکز بر چاقی و احساس ترس از چاق تر شدن و تنفر از چاقی و همه افکار مشابه باعث چاق تر شدن من می شد بدون اینکه مقدار یا تنوع غذایی من تغییر کنه.تکرار تعدادی فکر برای مدت طولانی برای چاق تر شدن کافی است.
✓بسیاری از افراد چاق عقیده دارند که غذاها عامل چاقی آنها هستند. در صورتی که انسانهای متناسب زیادی از همین مواد غذایی می خورند اما لاغر هستند
✓تنها تفاوت من با افراد متناسب در محتویات ذهنی ام بود.
✓شاید شما هم مثل من بارها بخاطر خوردن فلان غذا احساس چاق تر شدن کرده اید.
بخاطر یک شب شام خوردن در مهمانی احساس چاق تر شدن کرده اید.
بخاطر خوردن یک بستنی یا چند برش پیتزا احساس خطر چاق تر شدن کرده باشید
✓آنچه ما احساس می کنیم ارتباطی به ماده غذایی ندارد بلکه بخاطر نگرش و تعریفی است که از آن ماده غذایی در مغز ما ذخیره شده است.
✓اطلاعات مربوط به مواد غذایی در مغز ما ذخیره شده اند.
هر بار که آن اطلاعات را مرور می کنید و به احساس چاق تر شدن می رسید در واقع تصویری مجازی در ذهن خود ایجاد می کنید که چاق تر شده اید.مغز هم با توجه کردن به آنچه در ذهن نقش می بنند به شکل دادن جسم می پردازد.
✓اطلاعات مغزی به صورت تصاویر مجازی در ذهن ایجاد می شوند، سپس مغز آن تصاویر را به واقعیت زندگی ما تبدیل می کند.
✓در ذهن همه افراد چاق خوردن یک غذا می تواند باعث چاق تر شدن آنها شود. همچنین آنها اعتقاد دارند که نخوردن یک غذا می تواند مانع چاق تر شدن آنها شود.
یعنی در هر دو حالت خوردن و نخوردن توجه و تمرکز روی چاق شدن و نشدن است.
در این بین هیچ ردپا یا اثری از لاغری مشاهده نمی شود.
شاید به ظاهر ما برخی مواد غذایی را نمی خوریم که لاغر شویم اما در واقع هدف ما از نخوردن، چاق تر نشدن است نه لاغر شدن.
✓این موضوع را می توان با توجه کردن به دلیل نخوردن های خودمان به راحتی متوجه شویم.
اگر هربار که به هر دلیلی غذایی را نمی خوریم از خودمان سوال می کردیم چرا من این غذا را نمی خورم؟
✓فکر اصلی که در پس همه نخوردن های ما وجود دارد چاق تر نشدن است نه لاغر شدن.
✓همواره تمرکز ما بر روی چاقی بوده است و به همین دلیل هیچوقت پایدار لاغر نشده ایم.
✓اگر غذایی را نمی خوردید به این دلیل بود که اگر می خوردید لاغر نمی شدید یا چاق میشدید.
اگر ورزش می کردید به این دلیل بود که عقیده داشتید اگر ورزش نکنید لاغر نمیشی یا چاق میشی.
۱- نمیدونستم اما الان متوجه شدم معمولا کارهایی که میکنیم و تصمیمایی که میگیریم از این تفکر میاد که من چاق تر میشم پس بیا جلوشو بگیریم تا چاق تر نشیم.حالا که فکرشو میکنم این تو ذهنم میگذره: من که لاغر نمیشم اینطوری حداقل اینو نخورم یا تحرک داشته باشم تا چاق تر نشم حداقل.تا اوضاع بدتر نشه. تو ذهنم اینه :لاغر شدن که به این راحتیا نیست.وقتی خودمو تو شرایط سخت و فشرده بزارم لاغر میشم.الان فشاری روم نیست.الان لاغر شدنی در کار نیست پس برای اینکه چاق تر نشم اینو نخورم.نگرش من و تمرکز من جلوگیری از چاق تر شدنه .پس تو ذهن من تصویر چاقی وجود داره و تمرکز من روی چاقیه.تو ذهن من واقعیت وجودی من چاقیه.خودمو متناسب نمیدونم.
۲-همیشه چون از بد شدن اوضاع و وضعیتی بدتر میترسیدم شروع میکردم رژیم گرفتن.وقتی ام متناسب بودم چون باورم این بود که بدن من چاق میشه تلاش میکردم رعایت غذایی داشته باشم.موقع رژیم و تلاش فیزیکی تمرکزم روی لاغری نبود.تمرکزم این بود که نکنه لاغر نشم چاق بمونم.نکنه چاق تربشم.وقتی ام متناسب بودم از وضعیتم لذت نبردم.چون نگران این بودم چاق بشم و چون نمیتونستم همیشه تو رژیم باشم یا نمیتونستم همیشه رعایت و کنترل کنم با مصرف هرچیزی خارج از رژیم انتظار چاق تر شدن داشتم.رژیم کاری کرد که حتی با یک لقمه نان خارج از رژیم من مطمعن بودم چاق میشم.یا مطمعن بودم با خوردن همین یک تکه نان من دیگه لاغر تر نمیشم.الان که رژیم نیستم و همه چیز میخورم حتما این تو ذهنمه که:من که رژیم نیستم حالا چاق ترم نشم لاغر نمیشم.من که یروز کم میخورم یه روز زیاد و هیچ برنامه غذایی منظمی ندارم پس چطور ممکنه لاغر بشم.ذهنم هنوز تو رژیمایی که داشتم مونده.فکر میکنم غذا باید کنترل بشه هر روز مقدار مشخصی مصرف بشه.هنوز تو ذهنمه که این مقدار مصرف چاق کنندست.این نوع ماده غذایی چاق کنندست.با این میزان مصرف و این ماده غذایی نمیشه لاغر شد.نمیشه چاق تر نشد.نمیشه متناسب موند.
۳-نگرشی در باره مواد غذایی ندارم.غذا و هر تنقلاتی که میشه خورد مثل هوا میمونند.همونطور که هوا رو نفس میکشم و به زنده بودن ادامه میدم و هیچ ضرری بهم نمیرسه.غذاهم مثل هوا و اکسیژن میمونن برای بدنم.
۴-ورزش خوبه.بدن ادم رو قویتر میکنه.باعث عضله سازی و فرم گرفتن بدن میشه.خیلی به ادم روحیه و حال خوب میده.لذت بخشه.
۵-به چاق کننده بودن مواد غذایی تا به حال فکر نکردم.اطلاعاتی راجب غذاها ندارم.یه چیزایی شنیدم اما اهمیتی نداشتن برام و الان یادم نمیاد.نه مضراتشون میدونم نه کالری هاشون.فقط فواید چندتاشونو شنیدم.نمیدونم چه تاثییری میزارن و چطوری ممکنه چاق کنن.
۶-بدنم که همیشه حتی نسل به نسل به یک شکل کار میکنه و چند سال یک بار فعالیتش تغییر نمیکنه.غذاهاهم که همیشه مواد سازندشون یکیه و تغییر نمیکنه.پس بدن من همیشه در حالت متناسب و ثبات هست.
۷-در حالت متناسب: فکرم خالی از غذا و چاقی و لاغری و بدنم هست. صبحا که چشامو باز میکنم و شبا قبل خواب فکری راجب غذا و بدنم و چاقی ندارم.از قبل برنامه ای ندارم چه چیزی بخورم.چه رفتاری داشته باشم.به چیزایی که خوردم و رفتار هایی که داشتم فکر نمیکنم. در ذهنم کلمه چاقی تکرار نمیشه.نگرانی راجب جسمم وجود نداره.وقتی متناسبم نگرانی ندارم درباره لاغر شدن.
در وضعیت متناسب اصلا فکر نمیکنم به لاغر شدن چون لاغر هستم.فکر نمیکنم به چاقی چون لاغر هستم.فکر نمیکنم به غذاها و تغییر غذاها و رفتارای خودم چون لاغر هستم.