مدتی غذا نخوردید 🍽️، رژیم گرفتید 🥦، شام را حذف کردید 🚫🍲، ولی روی ترازو عددی که میخواستید را ندیدید! 😳
این شرایط باعث ایجاد سوالی در ذهن ما میشود که: «چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟!»
ما همیشه فکر میکنیم نخوردن یعنی لاغری ⛔⚖️، اما واقعیت این است که ذهن ما داستان دیگری دارد 🧠✨.
در این مقاله میخواهیم با هم بررسی کنیم 📖🔍 که چرا با وجود نخوردن، لاغر نمیشویم و چطور قدرت ذهن میتواند ما را حتی در نبود غذا، چاقتر کند! 🌀
چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟ 🤔 واقعاً دلیلش چیه؟
تا حالا چند بار با خودت گفتی: «دیگه برنج نمیخورم!» «شیرینی رو حذف میکنم!» یا «از فردا روزی یه ساعت میرم ورزش!»
ولی با اینکه همه این کارها رو کردی… هنوزم لاغر نشدی! یا شاید یه مدت کم کردی ولی خیلی زود برگشتی به وزن قبل (یا حتی بیشتر 😞).

واقعاً چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! این سوال خیلیهاست.
خب، بذار یه نکته مهم بهت بگم👇
میلیاردها آدم روی زمین هستن که نه رژیم میگیرن، نه ورزشکار حرفهایان، اما همیشه متناسب میمونن! 😮
پس قطعاً یه جای کار اشتباهه… شاید اصلاً عامل لاغر شدن، اون چیزایی نباشه که فکر میکردیم!
شاید وقتشه یه بار برای همیشه ریشهی اصلی ماجرا رو پیدا کنی — یعنی ذهنت 🧠💡
واقعاً چی عامل لاغر شدنه؟ چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟ 🤷♀️🍽️
سالها با اضافه وزن دست و پنجه نرم میکردم… 😓
۳۵ سال از عمرم گذشت و همیشه یه سایه سنگین به اسم چاقی همراه من بود.
چیزی نبود که فقط روی بدنم اثر بذاره، رو اعتماد به نفس، لباس پوشیدن، مهمونی رفتن، حتی حالِ دلمم تأثیر داشت. 😞
همه جا میشنیدم:
🔸 “خوردن باعث چاقیه!”
🔸 “هرچی میخورم چاق میشم!”
اما عجیبترش این بود که خیلیها، درست مثل من، میگفتن:
“چرا نمی خورم لاغر نمیشم!” 🤯
هر بار که تصمیم میگرفتم لاغر شم، اولین چیزی که به ذهنم میرسید رژیم گرفتن بود.
❌ سرخکردنی نه 🍞 نون خیلی کم 🍚 برنج ۸ تا ۱۰ قاشق 🥗 سالاد و سبزیجات جایگزین همه چی!
و البته که نصیحتها هم همیشه آماده بودن:
“کمتر بخور!” و “هر روز یه ساعت ورزش کن!” 🏃♀️ اما یه چیزی رو هیچوقت نفهمیده بودم…
اگه این نسخهی کلاسیک «کمتر خوردن + بیشتر ورزش کردن» جواب میداد، چرا این همه ساله که افراد چاق هنوز چاقن؟!
واقعیت تلخ اینه که بیشتر برنامههای لاغری رو افرادی نوشتن که خودشون هیچوقت چاق نبودن! 🙃
و خب طبیعیه که درک درستی از ذهنیت و شرایط افراد چاق ندارن.
🧠 ذهن ما خیلی قدرتمنده، و چیزی که تو ذهنمون باورش داریم، توی بدنمون اتفاق میافته.
وقتی با خودمون تکرار میکنیم: “اگه بخورم، چاق میشم!”
حتی فکر کردن به غذا خوردن هم میتونه ما رو در مسیر چاقتر شدن قرار بده!
چون ذهن ما فرق بین واقعیت و خیال رو نمیفهمه! 🤯
با این آگاهی بهتر می شه درباره این ابهام ذهن که چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 🧐 توضیح داد.
جوابش سادهست: چون ما سالها با ذهنمون برنامهریزی شدیم که خوردن باعث چاقیه، حتی اگه فقط در حد فکر باشه!
من خودم بارها تجربه کردم که بدون تغییر در غذا خوردنم، چاقتر شدم!
همون حجم غذا، همون سبک زندگی… ولی بدنم سنگینتر میشد. تا جایی که باورم شده بود:
“آب هم بخورم چاق میشم!” 💧➡️⚖️
اما وقتی با ذهنم آشنا شدم و فهمیدم همه چیز از اینجا شروع میشه، مسیرم عوض شد… ✨
اگه تو هم هنوز نمیدونی چرا نمی خورم لاغر نمیشم، شاید وقتشه یه نگاه عمیقتر به ذهن و باورهات بندازی. 🧠💫

چی باعث میشد من هی چاقتر بشم؟ 😟
با خودم بارها فکر کرده بودم: من که نه بیشتر میخورم، نه سفرهمون رنگینتر شده… پس چرا هر سال دارم چاقتر میشم؟! 🤔
جوابش چیزی نبود که تو بشقابم باشه… بلکه چیزی بود که تو ذهنم تکرار میشد! 🧠💭
- ☁️ ترس از چاقتر شدن
- ☁️ تنفر از اندامم
- ☁️ نگرانی از عدد ترازو
- ☁️ فکرای تکراری مثل: “نکنه دوباره چاق شم!” “لباسم تنگ شده، یعنی بازم چاق شدم؟”
اینا چیزایی بودن که مثل یه فایل صوتی، مدام تو ذهنم پخش میشدن. و همینا بودن که بدون اینکه غذام بیشتر شه، منو چاقتر و سنگینتر میکردن! ⚖️
ذهنمون یه قدرت فوقالعاده داره… و وقتی بارها و بارها یه فکر خاص رو تکرار کنیم، فرقی نداره واقعیه یا نه؛ ذهن اون رو تبدیل به واقعیت میکنه. ✨
برای همین هم هست که خیلی از ماها با اینکه رژیمیم، بازم برامون سواله که:
“چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟!”

چرا غذا میخورم چاق میشم؟ 😩
یکی از فکرایی که سالها باهام بود، این بود که: “غذا باعث چاقی منه!” واقعاً باور داشتم که هر چی میخورم، مستقیم میره میچسبه به پهلو و شکمم! 😅
در حالی که یه عالمه آدم متناسب رو میدیدم که همون چیزایی رو میخورن که من میخورم… ولی اونا همچنان لاغر و خوشاندامن! 🤷♀️
همیشه تو ذهنم میچرخید:
🔸 چرا من هرچی میخورم چاق میشم ولی اونا هرچی میخورن، همونطور لاغر میمونن؟!
🔸 و بدتر از اون: چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩
شنیده بودم که بعضی از آدمای متناسب فقط با دو سه روز بینظمی تو غذا خوردنشون، راحت وزن کم میکنن.
در حالی که من با چند هفته سختگیری و رژیم فقط یه ذره تکون میخوردم… اونم اگر خوششانس بودم! 🙃
🤔 این همه تفاوت برای چی؟ چرا یه غذا برای من چاقکنندهست، ولی برای اونا نه؟
واقعاً چرا من غذا میخورم چاق میشم، ولی اونا نه؟
چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩 ولی اونا نمی خورن لاغرتر میشن؟!!
جواب این سوالا تو ذهنم پنهون بود… ذهنی که باور کرده بود: “غذا = چاقی”

✨ معجزهای به نام لاغری با ذهن
وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، کمکم جواب همه اون سوالای بیپاسخ توی ذهنم رو پیدا کردم. 🤯
جواب همهشون یک چیز بود: قدرت ذهن!
تنها فرق من با آدمهای متناسب که چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩 ولی اونها نمی خورن و لاغر میشن این بود که ذهنم جور دیگهای فکر میکرد. 🤔
دیدگاه من نسبت به غذا و چاقی با آدمهای متناسب فرق داشت و همین کافی بود تا اونا هر چی دلشون میخواست بخورن و همچنان خوشفرم بمونن، ولی من با خوردن فقط چند تیکه پیتزا حس میکردم چاقتر شدم! 🍕😩
🧠 هر وقت فکری تکراری دربارهی غذا و چاقی توی ذهنت میچرخه، مغز شروع میکنه همون فکر رو توی بدن نشون دادن!
درست مثل یه نقاش که فقط با نگاه کردن، یه تصویر میکشه… مغز هم با فکرهای تکراری، شروع میکنه فرم بدن رو ساختن. 🎨
یعنی: اول تصویر ذهنی ساخته میشه، بعد بدن شکل میگیره.
🧩 حالا نکته مهم اینه: وقتی فقط رژیم میگیریم، داریم با رفتارمون تغییر ایجاد میکنیم، اما ذهنمون تغییر نمیکنه!
برای همینه که رژیمها فقط یه مدت کوتاه جواب میدن، ولی موندگار نیستن 😤
تا وقتی همون باورهای قبلی در ذهنمون وجود دارند، همیشه از اینکه چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! متعجب خواهیم شد.
اما وقتی یاد بگیری ذهن رو تغییر بدی، اون وقته که معجزه اتفاق میافته… معجزهی واقعی لاغری با ذهن 💫🧘♀️💖
📚 نظر علم درباره نقش ذهن در لاغری چیه؟
تحقیقات نشون داده که طرز فکر درباره غذا و باورها درباره بدن تأثیر مستقیمی روی متابولیسم و واکنش بدن به غذا دارن!
✅ در یک مطالعه در Yale University، به دو گروه از افراد نوشیدنی مشابه داده شد. به یک گروه گفتن این نوشیدنی «پرکالری و چاقکننده» هست، به گروه دیگه گفتن «رژیمی و سالم» هست.
در حالی که محتویات دقیقاً یکی بود! 😲
اما بدن افرادی که باور کرده بودن نوشیدنی پرکالریه، هورمون گرسنگیشون (گرلین) بهشکل متفاوتی ترشح شد.
یعنی فقط باور ذهنی، عملکرد هورمونی رو تغییر داد!
🧘♀️ جمعبندی
پس اگه تو هم بارها رژیم گرفتی، اما تهش بازم به خودت گفتی: پس چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩
بدون که پاسخ توی ذهنته… نه توی بشقاب غذا! 🍽️
لاغری با ذهن یعنی تغییر دادن نگاهت به غذا، به بدنت، به خودت…
من اینو با گوشت و پوست و استخونم لمس کردم… و حالا میخوام تجربهم رو با تو به اشتراک بذارم 💛
بارها دیدن این آموزش میتونه یه جرقه باشه برای پیدا کردن جواب سوال چرا نمی خورم لاغر نمیشم؟! 😩
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک بهتر موضوع چرا نمی خورم لاغر نمیشم، بعد از خواندن متن و دیدن ویدیوی آموزشی، دیدگاه خود را به صورت شرح انشایی بنویسید و حتما به سوالات زیر پاسخ دهید:
- 🔹 تفاوت نگرش «ترس از چاقتر نشدن» و «لاغر شدن» چیست؟
- 🔹 وقتی به تلاشهای قبلی خود فکر میکنید، متوجه میشوید که هدف اولیه شما برای شروع رژیم یا ورزش لاغر شدن بوده، اما در طول مسیر نگرش شما بیشتر روی چاقتر نشدن متمرکز بوده. چرا؟
- 🔹 وقتی غذایی را نمیخوردید، آیا دلیلش ترس از چاقتر شدن بود یا تلاش برای لاغر شدن؟
- 🔹 وقتی ورزش میکردید، آیا هدف اصلیتان ترس از چاق شدن بود یا لاغر شدن؟
- 🔹 با توجه به این درک، فکر میکنید تلاشهای قبلی شما بیشتر با شوق لاغر شدن بوده یا ترس از چاقتر نشدن یا چاق ماندن؟
- 🔹 حالا تصور کنید که در وضعیت متناسب هستید، نگرش شما درباره مواد غذایی، ورزش، قدرت چاقی غذاها و همیشه متناسب بودن چگونه خواهد بود؟
💡 توصیه مهم: ذهن شما با تصاویر ذهنی کار میکند؛ پس با فکر کردن به وضعیت متناسب، تصویر ذهنی لاغر شدن را قویتر کنید.
حالا تمرین خود را بنویسید و در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید تا همه با هم در مسیر چرا نمی خورم لاغر نمیشم رشد کنیم و به نتیجه برسیم! 💬✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.23 از 109 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
سلام استاد روزتون بخیر.خیلی سپاسگزارم باید این فایل و مقاله فوق العاده.عالی هستن.خدا قوت بهتون.
چندتا نکته برای خودم:
✓درباره خوردن کلی حرف و حدیث هست تو ذهن ما.
✓ترک عادت:بعد از خوردن میگیم ای وای خوردم اینو الان چاق تر میشم.مدام این فکر مرور میکنیم:-چرا اینو خوردم؟
✓توی ذهن خودمون غذایی که خوردیم رو ارتباط مستقیم میدیم به چاق تر شدن.
✓خیلی اوقات نخوردیم.و دلیل نخوردنمون این بوده که:چاق تر نشم.
✓چه وقتایی که میخوریم و چه وقتایی که نمیخوریم تمرکز ذهن ما روی چاق شدن.
✓من اینو نمیخورم که چاق نشم.
✓این فکر و این دیدگاه کمکی نمیکنه به لاغر شدن
✓اون فکر و کلام شما برمیگرده به نگرشی که شما در خودت داشتی از قبل.
وقتی ناخوداگاه این فکر در ذهنت مرور میشه موقع غذا خوردن که:من چاق تر میشم یعنی اینکه انتظارت از خودت رو داری مرور میکنی.انتظارت از خودت چاق تر شدنه.
حتی وقتی ماده غذایی رو نمیخوری و مرور میکنی با خودت که من نخوردم که چاق تر نشم:بازم داری انتظارت از خودت رو مرور میکنی.بازم انتظارت چاق تر شدن خودته.
✓راه حل:نگرشمون درباره خودمون و درباره چاقی باید تغییر کنه.چطور؟ استمرار
✓نگرش درباره لاغری باید تغییر کنه
✓غذا خوردن و رژیم نبودن اذیتم میکنه.چرا؟ چون نگرشم درباره لاغر بودن و چاقی اشتباهه.چون نگرشم اینه: لاغری فقط با رژیم و تحرکت بدست میاد،حالا که رژیم ندارم اذیتم.فکر میکنم این تغییر نگرشا لاغرم نمیکنه.
✓چون نگرش اینکه:چون رژیم و تحرک ندارم لاغر نمیشم، خیلی قوی تر از این اموزش هاست یه مانع این وسط میمونه و برای نتیجه گرفتن این مانع باید برداشته بشه.
✓تو ذهنت اینه کار اصلی رو انجام ندادم.رژیم ندارم و تحرکم ندارم.پس لاغر نمیشم. من انتظار لاغر شدن ندارم به خاطر این نگرش.
✓حلقه اصلی:این حلقه ی انتظار باید به وجود بیاد.
✓غذاها مقصر چاقی من نیستن که حالا بیام حذفشون کنم و نخورم.
راه حل نخوردن به خاطر اینکه غذاها دلیل چاقی من هستن راه حل درستی نیست.
✓تمایلات خود به خود تغییر میکنه بدون اینکه دلیلش بدونی.
✓در لاغری با ذهن:تمرکزتون روی نگرشی که درمورد عملکردتون دارین باشه.نه فقط عملکردتون .
✓ترس وجود داره در نگرش ها و عملکرد های ذهن چاقی افرین
✓چرا اینو نمیخام بخورم؟ اون چرا نتیجه رو رقم میزنه
✓مرور خاطرات خوب و بعد ترغیب شدن به خوردن
✓از قبل تعیین نکنید چه چیزیو باید بخورم چه چیزیو نباید بخورم.
✓به خودتون اعتماد کنید :من هر موقع گرسنه شدم تصمیم میگیرم چه چیزی بخورم
✓چرا از قبل تعیین کنم. از قبل تعیین نکنید چه رفتاری داشته باشید.
✓من چی باید بخورم.چطوری بخورم.از فردا این طوری باید بخورم.
✓اصلا سعی کنید به خوردن فکر نکنید: اجازه بدید هر موقع قرار به خوردن بود اون موقع تصمیم بگیرید چه رفتاری داشته باشید
✓زرنگ باشید به فکر اصلی توجه کنید.به اون ریشه.:به فکری که پشت عملتون هست توجه کنید نه عملتون
✓چرا نمیخوری؟چه فکری داری که نمیخوری.چه ترسی داری که نمیخوری: اون رو درست کن
✓من باید اینطور رفتار کنم: ببین چرا داری اینطور فکر میکنی اون فکر اصلی داره تغییرات رو در شما ایجاد میکنه.اون عمل هیچ تاثییری در تغییر شما و نتیجه پایانی نداره.
✓پشت صحنه رفتارهات رو تحلیل کن.
✓با تغییر رفتار نتیجه نمیگیری اگر دنبال نتیجه ای علت رفتار باید تغییر کنه.
✓به رفتارت توجه نکن.چرا فکر میکنی یجور خاصی باید بخوری یه مواد خاصی باید بخوری.چرا فکر میکنی مقدارش باید تعیین کنی.
✓به این فکر میکنی اینو بخورم چی میشه .اینو نخورم چی میشه.
✓ما گرفتار افکاریم.
✓چرا لاغر نمیشم؟:چون میخام چاق تر نشم
✓این خوردن من رو چاق میکنه_اینو نخوردم که چاق نشم: باید فکرای پشتش رو درست کنی. دستکاری کردن این رفتار چیزیو درست نمیکنه.
✓خود به خود خیلی نگرش ها درست میشن با گوش کردن اموزش ها
✓توجهتو به سایز و ضاهرت نده.فقط ادامه بده. یهو تغییرات میبینی.
✓در ذهن همه ما خوردن با چاق شدن ارتباط مستقیم دارد. همچنین نخوردن را عامل چاق تر نشدن می دانیم.در هر دو مورد تمرکز ما بر چاقی است.براب همینه نمیخوریم ولی لاغر نمیشیم
✓غذا و ورزش کردن عامل لاغر شدن نیست
✓بارها شنیده بودم که خوردن باعث چاقی می شود و بارها از اطرافیانم شنیده بودم که هرچی می خورم چاق میشم ولی وقتی نمی خورم لاغر نمیشم.
✓کمتر خوردن و بیشتر فعالیت کردن نسخه ای است که بارها برای همه افراد چاق در جهان صادر شده است
✓قدرت ذهن و تمرکز بر چاقی و احساس ترس از چاق تر شدن و تنفر از چاقی و همه افکار مشابه باعث چاق تر شدن من می شد بدون اینکه مقدار یا تنوع غذایی من تغییر کنه.تکرار تعدادی فکر برای مدت طولانی برای چاق تر شدن کافی است.
✓بسیاری از افراد چاق عقیده دارند که غذاها عامل چاقی آنها هستند. در صورتی که انسانهای متناسب زیادی از همین مواد غذایی می خورند اما لاغر هستند
✓تنها تفاوت من با افراد متناسب در محتویات ذهنی ام بود.
✓شاید شما هم مثل من بارها بخاطر خوردن فلان غذا احساس چاق تر شدن کرده اید.
بخاطر یک شب شام خوردن در مهمانی احساس چاق تر شدن کرده اید.
بخاطر خوردن یک بستنی یا چند برش پیتزا احساس خطر چاق تر شدن کرده باشید
✓آنچه ما احساس می کنیم ارتباطی به ماده غذایی ندارد بلکه بخاطر نگرش و تعریفی است که از آن ماده غذایی در مغز ما ذخیره شده است.
✓اطلاعات مربوط به مواد غذایی در مغز ما ذخیره شده اند.
هر بار که آن اطلاعات را مرور می کنید و به احساس چاق تر شدن می رسید در واقع تصویری مجازی در ذهن خود ایجاد می کنید که چاق تر شده اید.مغز هم با توجه کردن به آنچه در ذهن نقش می بنند به شکل دادن جسم می پردازد.
✓اطلاعات مغزی به صورت تصاویر مجازی در ذهن ایجاد می شوند، سپس مغز آن تصاویر را به واقعیت زندگی ما تبدیل می کند.
✓در ذهن همه افراد چاق خوردن یک غذا می تواند باعث چاق تر شدن آنها شود. همچنین آنها اعتقاد دارند که نخوردن یک غذا می تواند مانع چاق تر شدن آنها شود.
یعنی در هر دو حالت خوردن و نخوردن توجه و تمرکز روی چاق شدن و نشدن است.
در این بین هیچ ردپا یا اثری از لاغری مشاهده نمی شود.
شاید به ظاهر ما برخی مواد غذایی را نمی خوریم که لاغر شویم اما در واقع هدف ما از نخوردن، چاق تر نشدن است نه لاغر شدن.
✓این موضوع را می توان با توجه کردن به دلیل نخوردن های خودمان به راحتی متوجه شویم.
اگر هربار که به هر دلیلی غذایی را نمی خوریم از خودمان سوال می کردیم چرا من این غذا را نمی خورم؟
✓فکر اصلی که در پس همه نخوردن های ما وجود دارد چاق تر نشدن است نه لاغر شدن.
✓همواره تمرکز ما بر روی چاقی بوده است و به همین دلیل هیچوقت پایدار لاغر نشده ایم.
✓اگر غذایی را نمی خوردید به این دلیل بود که اگر می خوردید لاغر نمی شدید یا چاق میشدید.
اگر ورزش می کردید به این دلیل بود که عقیده داشتید اگر ورزش نکنید لاغر نمیشی یا چاق میشی.
۱- نمیدونستم اما الان متوجه شدم معمولا کارهایی که میکنیم و تصمیمایی که میگیریم از این تفکر میاد که من چاق تر میشم پس بیا جلوشو بگیریم تا چاق تر نشیم.حالا که فکرشو میکنم این تو ذهنم میگذره: من که لاغر نمیشم اینطوری حداقل اینو نخورم یا تحرک داشته باشم تا چاق تر نشم حداقل.تا اوضاع بدتر نشه. تو ذهنم اینه :لاغر شدن که به این راحتیا نیست.وقتی خودمو تو شرایط سخت و فشرده بزارم لاغر میشم.الان فشاری روم نیست.الان لاغر شدنی در کار نیست پس برای اینکه چاق تر نشم اینو نخورم.نگرش من و تمرکز من جلوگیری از چاق تر شدنه .پس تو ذهن من تصویر چاقی وجود داره و تمرکز من روی چاقیه.تو ذهن من واقعیت وجودی من چاقیه.خودمو متناسب نمیدونم.
۲-همیشه چون از بد شدن اوضاع و وضعیتی بدتر میترسیدم شروع میکردم رژیم گرفتن.وقتی ام متناسب بودم چون باورم این بود که بدن من چاق میشه تلاش میکردم رعایت غذایی داشته باشم.موقع رژیم و تلاش فیزیکی تمرکزم روی لاغری نبود.تمرکزم این بود که نکنه لاغر نشم چاق بمونم.نکنه چاق تربشم.وقتی ام متناسب بودم از وضعیتم لذت نبردم.چون نگران این بودم چاق بشم و چون نمیتونستم همیشه تو رژیم باشم یا نمیتونستم همیشه رعایت و کنترل کنم با مصرف هرچیزی خارج از رژیم انتظار چاق تر شدن داشتم.رژیم کاری کرد که حتی با یک لقمه نان خارج از رژیم من مطمعن بودم چاق میشم.یا مطمعن بودم با خوردن همین یک تکه نان من دیگه لاغر تر نمیشم.الان که رژیم نیستم و همه چیز میخورم حتما این تو ذهنمه که:من که رژیم نیستم حالا چاق ترم نشم لاغر نمیشم.من که یروز کم میخورم یه روز زیاد و هیچ برنامه غذایی منظمی ندارم پس چطور ممکنه لاغر بشم.ذهنم هنوز تو رژیمایی که داشتم مونده.فکر میکنم غذا باید کنترل بشه هر روز مقدار مشخصی مصرف بشه.هنوز تو ذهنمه که این مقدار مصرف چاق کنندست.این نوع ماده غذایی چاق کنندست.با این میزان مصرف و این ماده غذایی نمیشه لاغر شد.نمیشه چاق تر نشد.نمیشه متناسب موند.
۳-نگرشی در باره مواد غذایی ندارم.غذا و هر تنقلاتی که میشه خورد مثل هوا میمونند.همونطور که هوا رو نفس میکشم و به زنده بودن ادامه میدم و هیچ ضرری بهم نمیرسه.غذاهم مثل هوا و اکسیژن میمونن برای بدنم.
۴-ورزش خوبه.بدن ادم رو قویتر میکنه.باعث عضله سازی و فرم گرفتن بدن میشه.خیلی به ادم روحیه و حال خوب میده.لذت بخشه.
۵-به چاق کننده بودن مواد غذایی تا به حال فکر نکردم.اطلاعاتی راجب غذاها ندارم.یه چیزایی شنیدم اما اهمیتی نداشتن برام و الان یادم نمیاد.نه مضراتشون میدونم نه کالری هاشون.فقط فواید چندتاشونو شنیدم.نمیدونم چه تاثییری میزارن و چطوری ممکنه چاق کنن.
۶-بدنم که همیشه حتی نسل به نسل به یک شکل کار میکنه و چند سال یک بار فعالیتش تغییر نمیکنه.غذاهاهم که همیشه مواد سازندشون یکیه و تغییر نمیکنه.پس بدن من همیشه در حالت متناسب و ثبات هست.
۷-در حالت متناسب: فکرم خالی از غذا و چاقی و لاغری و بدنم هست. صبحا که چشامو باز میکنم و شبا قبل خواب فکری راجب غذا و بدنم و چاقی ندارم.از قبل برنامه ای ندارم چه چیزی بخورم.چه رفتاری داشته باشم.به چیزایی که خوردم و رفتار هایی که داشتم فکر نمیکنم. در ذهنم کلمه چاقی تکرار نمیشه.نگرانی راجب جسمم وجود نداره.وقتی متناسبم نگرانی ندارم درباره لاغر شدن.
در وضعیت متناسب اصلا فکر نمیکنم به لاغر شدن چون لاغر هستم.فکر نمیکنم به چاقی چون لاغر هستم.فکر نمیکنم به غذاها و تغییر غذاها و رفتارای خودم چون لاغر هستم.