مدتی غذا نخوردید 🍽️، رژیم گرفتید 🥦، شام را حذف کردید 🚫🍲، ولی روی ترازو عددی که میخواستید را ندیدید! 😳
📍 این جلسه ادامه گام ۱۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
این شرایط باعث ایجاد سوالی در ذهن ما میشود که: «چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟!»
ما همیشه فکر میکنیم نخوردن یعنی لاغری ⛔⚖️، اما واقعیت این است که ذهن ما داستان دیگری دارد 🧠✨.
در این مقاله میخواهیم با هم بررسی کنیم 📖🔍 که چرا با وجود نخوردن، لاغر نمیشویم و چطور قدرت ذهن میتواند ما را حتی در نبود غذا، چاقتر کند! 🌀
در این جلسه میآموزیم:
چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟ 🤔 واقعاً دلیلش چیه؟
تا حالا چند بار با خودت گفتی: «دیگه برنج نمیخورم!» «شیرینی رو حذف میکنم!» یا «از فردا روزی یه ساعت میرم ورزش!»
ولی با اینکه همه این کارها رو کردی… هنوزم لاغر نشدی! یا شاید یه مدت کم کردی ولی خیلی زود برگشتی به وزن قبل (یا حتی بیشتر 😞).

واقعاً چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟! این سوال خیلیهاست.
خب، بذار یه نکته مهم بهت بگم👇
میلیاردها آدم روی زمین هستن که نه رژیم میگیرن، نه ورزشکار حرفهایان، اما همیشه متناسب میمونن! 😮
پس قطعاً یه جای کار اشتباهه… شاید اصلاً عامل لاغر شدن، اون چیزایی نباشه که فکر میکردیم!
شاید وقتشه یه بار برای همیشه ریشهی اصلی ماجرا رو پیدا کنی — یعنی ذهنت 🧠💡
واقعاً چی عامل لاغر شدنه؟ چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟ 🤷♀️🍽️
سالها با اضافه وزن دست و پنجه نرم میکردم… 😓
۳۵ سال از عمرم گذشت و همیشه یه سایه سنگین به اسم چاقی همراه من بود.
چیزی نبود که فقط روی بدنم اثر بذاره، رو اعتماد به نفس، لباس پوشیدن، مهمونی رفتن، حتی حالِ دلمم تأثیر داشت. 😞
همه جا میشنیدم:
🔸 “خوردن باعث چاقیه!”
🔸 “هرچی میخورم چاق میشم!”
اما عجیبترش این بود که خیلیها، درست مثل من، میگفتن:
“چرا نمیخورم لاغر نمیشم!” 🤯
هر بار که تصمیم میگرفتم لاغر شم، اولین چیزی که به ذهنم میرسید رژیم گرفتن بود.
❌ سرخکردنی نه 🍞 نون خیلی کم 🍚 برنج ۸ تا ۱۰ قاشق 🥗 سالاد و سبزیجات جایگزین همه چی!
و البته که نصیحتها هم همیشه آماده بودن:
“کمتر بخور!” و “هر روز یه ساعت ورزش کن!” 🏃♀️ اما یه چیزی رو هیچوقت نفهمیده بودم…
اگه این نسخهی کلاسیک «کمتر خوردن + بیشتر ورزش کردن» جواب میداد، چرا این همه ساله که افراد چاق هنوز چاقن؟!
واقعیت تلخ اینه که بیشتر برنامههای لاغری رو افرادی نوشتن که خودشون هیچوقت چاق نبودن! 🙃
و خب طبیعیه که درک درستی از ذهنیت و شرایط افراد چاق ندارن.
🧠 ذهن ما خیلی قدرتمنده، و چیزی که تو ذهنمون باورش داریم، توی بدنمون اتفاق میافته.
وقتی با خودمون تکرار میکنیم: “اگه بخورم، چاق میشم!”
حتی فکر کردن به غذا خوردن هم میتونه ما رو در مسیر چاقتر شدن قرار بده!
چون ذهن ما فرق بین واقعیت و خیال رو نمیفهمه! 🤯
با این آگاهی بهتر میشه درباره این ابهام ذهن که چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟! 🧐 توضیح داد.
جوابش سادهست: چون ما سالها با ذهنمون برنامهریزی شدیم که خوردن باعث چاقیه، حتی اگه فقط در حد فکر باشه!
من خودم بارها تجربه کردم که بدون تغییر در غذا خوردنم، چاقتر شدم!
همون حجم غذا، همون سبک زندگی… ولی بدنم سنگینتر میشد. تا جایی که باورم شده بود:
“آب هم بخورم چاق میشم!” 💧➡️⚖️
اما وقتی با ذهنم آشنا شدم و فهمیدم همه چیز از اینجا شروع میشه، مسیرم عوض شد… ✨
اگه تو هم هنوز نمیدونی چرا نمیخورم لاغر نمیشم، شاید وقتشه یه نگاه عمیقتر به ذهن و باورهات بندازی. 🧠💫

چی باعث میشد من هی چاقتر بشم؟ 😟
با خودم بارها فکر کرده بودم: من که نه بیشتر میخورم، نه سفرهمون رنگینتر شده… پس چرا هر سال دارم چاقتر میشم؟! 🤔
جوابش چیزی نبود که تو بشقابم باشه… بلکه چیزی بود که تو ذهنم تکرار میشد! 🧠💭
- ☁️ ترس از چاقتر شدن
- ☁️ تنفر از اندامم
- ☁️ نگرانی از عدد ترازو
- ☁️ فکرای تکراری مثل: “نکنه دوباره چاق شم!” “لباسم تنگ شده، یعنی بازم چاق شدم؟”
اینا چیزایی بودن که مثل یه فایل صوتی، مدام تو ذهنم پخش میشدن. و همینا بودن که بدون اینکه غذام بیشتر شه، منو چاقتر و سنگینتر میکردن! ⚖️
ذهنمون یه قدرت فوقالعاده داره… و وقتی بارها و بارها یه فکر خاص رو تکرار کنیم، فرقی نداره واقعیه یا نه؛ ذهن اون رو تبدیل به واقعیت میکنه. ✨
برای همین هم هست که خیلی از ماها با اینکه رژیمیم، بازم برامون سواله که:
“چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟!”

چرا غذا میخورم چاق میشم؟ 😩
یکی از فکرایی که سالها باهام بود، این بود که: “غذا باعث چاقی منه!” واقعاً باور داشتم که هر چی میخورم، مستقیم میره میچسبه به پهلو و شکمم! 😅
در حالی که یه عالمه آدم متناسب رو میدیدم که همون چیزایی رو میخورن که من میخورم… ولی اونا همچنان لاغر و خوشاندامن! 🤷♀️
همیشه تو ذهنم میچرخید:
🔸 چرا من هرچی میخورم چاق میشم ولی اونا هرچی میخورن، همونطور لاغر میمونن؟!
🔸 و بدتر از اون: چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟! 😩
شنیده بودم که بعضی از آدمای متناسب فقط با دو سه روز بینظمی تو غذا خوردنشون، راحت وزن کم میکنن.
در حالی که من با چند هفته سختگیری و رژیم فقط یه ذره تکون میخوردم… اونم اگر خوششانس بودم! 🙃
🤔 این همه تفاوت برای چی؟ چرا یه غذا برای من چاقکنندهست، ولی برای اونا نه؟
واقعاً چرا من غذا میخورم چاق میشم، ولی اونا نه؟
چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟! 😩 ولی اونا نمیخورن لاغرتر میشن؟!!
جواب این سوالا تو ذهنم پنهون بود… ذهنی که باور کرده بود: “غذا = چاقی”

💡 اگه احساس میکنی با وجود کمخوری هم لاغر نمیشی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همین فرمول ذهنی رو هدف میگیره.
✍️ حالا بریم سراغ این معجزه؛ در ادامه هم توی گام ۱۵ سراغ «اگر از خودت انتظار لاغر شدن داری» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.23 از 109 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با سلام من هم برام سوال شده بود که آیا با تغییر جملات میشه یک تغییری ایجاد کرد ولی خیلی خوب توضیح داده شد که متوجه شدم و عالی بود !فهمیدم که ایجاد تغییر نگرش با تغییر جملات نیست بلکه درباره تغییر فکر کردن هست من وقتی یک غذایی رو میخوام بخورم مهمه که ببینم چرا میخوام بخورم واگر نمیخوام بخورم چرا نمیخورم ؟ واینجاست که نگرش من معلوم میشه وبا استمرار داشتن در گوش کردن فایلها والبته عمل کردن به اونها تغییر نگرش به آرامی اتفاق میافته
من حدودا یکماه وچند روزه که وارد این روش شدم و واقعا تغییرات رو در دیدگاهم متوجه شدم درسته که هنوز اونقدر این تغییرات زیاد وبزرگ نیست ولی مهم اینه خودم متوجه تغییراتم شدم یکی از تغییراتم که خودم لذت میبرم اینه که دیگه نمیتونم پرخوری کنم اصلا جزو فکرم شده نه برای اینکه چاق نشم نه !!!بلکه پشت پرخوری نکردنم این نگرشه که بیشتر از این میل ونیاز ندارم😍
و من بسیار خوشحالم از این تغییر نگرشم وبابت این تغییرات خدارو شکر میکنم واز استاد هم متشکرم
نشان های دریافت شده
سلام فرزانه هستم گام ۱۵از صد گام ،در گذشته من روشهای مختلفی رو برای لاغر شدن استفاده کردم و انتظار لاغر شدن در من متناسب با هر روشی که میگرفتم متفاوت بود مثلا در رژیم فستینگ میگفتم خب من در روز ۸ساعت اجازه دارم غذا بخورم و خیلی کم میخورم نان و برنج و سیب زمینی و قند اینا رو هم حذف میکردم و از خودم انتظار لاغری داشتم یا در خام گیاه خورای میگفتم وعده های من سبزیجات و میوس معلومه که لاغر میشم یا زمانای که ورزش میکردم میگفتم من ساعتها میام ورزش میکنم من دارم چربی سوزی میکنم معلومه که باید لاغر شم برای بقیه روشها هم به همین شکل انتظارات من برای لاغر شدن متفاوت بود و قسمت دارک داستان اینجا بود که به محض رها کردن هرکدوم از اون روشها وزنی که به سختی و در مدت زمان زیادی کم کرده بودم سریع برمیگشت و نا گفته نماند الان که بهش فکر میکنم اون لحظه ها که رژیم یا ورزش رو رها میکردم دقیقا از خودم انتظار چاق شدن دوباره داشتم .موارد زیادی در گذشته بوده که من انتظار چاقی از خودم رو داشتم مثلا تو مراسمای خاص از قبلش من اماده بودم که مثلا تو شب یلدا من حتما چاق میشم ،یا وقتی میخواستم برم مسافرت ،نوروز و تعطیلاتش و خیلی جاهای دیگه من از خودم انتظار چاق شدن رو داشتم این انتظار فقط برای مراسما نبود زمانای که خیاطی میکردم یا دستیار دندان پزشک بودم و یه تایمی رو مینشستم و فعالیتم کم بود این انتطار و داشتم از خودم زمانای که پیاده رویی و وباشگاه رفتن نداشتمم همینطور اما الان تو مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم یه روش متفاوت و جذاب نسبت به روشهای قبلی که انجام دادم واقعیتش نمیدونم تا چه حد این روش و خوب فهمیدم و اصلا نگاهی که دارم درست هست یا نه چون مدت کمی تو این مسیر هستم و میدونم خیلی مونده که یاد بگیرم از این روش بی نظیر با این حال تغییرات زیادی در رفتار من ایجاد شده احترامی که به خودم میزارم،دوست داشتن خودم اینکه خودم و بدنمو سرزنش نکنم ن بابت اضافه وزن نه بابت غذا و خوراکی های که میخورم ،اینکه اگاهانه به افکاری که تو ذهنم میاد توجه میکنم دیگه خوراکیا رو تفکیک نمیکنم .در ابتدا راحتی این روش منو جذب خودش کرد اینکه همه چی بخورم رژیم و ورزش نیازی نیست و لاغر میشم اما هرچی میگذره چیزای قشنگتری از این راه منو جذب خودش میکنه برای همین عاشق این روش شدم ،بنظر من حالا که تو این مسیر قرار گرفتم باید یکسری کارها رو انجام بدم که از خودم انتظار لاغر شدن رو داشته باشم اینکه مطالب سایت رو کاملا و با دقت بخونم و گوش کنم حتی شده چندبار،دیدگاه های مختلف رو بخونم داخل گروه تلگرام فعالیت داشته باشم و با دوستای گلم تبادل نظر داشته باشم به افراد متناسب نگاه کنم و ازشون یاد بگیرم رفتارهاشونو در برخورد با مواد غذایی ،اگاهانه به افکاری که تو ذهنم میاد توجه کنم ،خودمو دوست داشته باشم شاد باشمو هرروز روی اگاهی خودم کار کنم با مطالعه کتابای مختلف گوش کردن به پادکستهای که دوست دارم ،به اندازه نیازم غذا بخورم زمانهای که سیرم دیگه نگم پول دادم حیفه بریزم حیفه یا بیشتر بخورم دوست دارم این غذا رو بلکه همونجا دست بکشم از غذا خوردن،امروز که خواب موندم و نرسیدم تمرینم و طبق روال هرروز ارائه بدم تمام ذهنم اینجا بود زودتر برم خونه تمرینمو انجام بدم حتی سرکار سه بار فایل گام ۱۵رو گوش کردم مطالب داخل سایت هم خوندم ،الانم که رسیدم خونه با همون لباسا دست به قلم شدم و برام اولویتم انجام تمرینم بود و بعدشم ضبط ویس برای تلگرام با این وجود معلومه که از خودم انتظار متناسب شدن دارم چون تو این راه قدم برداشتم و دارم تلاش میکنم ، براتون آرزوی بهترینا رو دارم دوستای قشنگم ممنونم که وقت گذاشتین و نوشته منو خوندین
نشان های دریافت شده
سلام فرزانه هستم،گام ۱۴از صد گام ،من چند سال پیشم اتفاقی فیلمای ۱۲گام رو دیدم ولی اون موقع اصلا نمیفهمیدم حرفای استاد رو ته تهش فقط میگفتم آها این روش لاغری با ذهنه خب دیگه ذهنم منو لاغر میکنه پس عملکردم این وسط چی میشه!!برای همین من حتی خواهر و برادری که اضافه وزن دارن هم دارم ولی اصلا بهشون معرفی نمیکنم چون باید خودت توی این مسیر قرار بگیری و من باور دارم از طرف خدا تو اوج ناامیدیام دعوت شدم به این راه ،من الان آگاه شدم که تمام روشهای که قبلا رفتم برای لاغر شدن توش تاکید داشتم به چاقتر نشدن و لاغر نشدن چون تمام نگاه و هواسم به خوردن مواد غذایی بود حتی الانم تو این چند روز گاهی اوقات ذهنم به این سمت رفته مثلا دیشب نودل درست کردم با مرغ و سبزیجات بعد نودل شو کم ریختم خواستم بکشم تو بشقاب و بخورم این فکر توی سرم اومد خوبه خب نودلش کمه برای من که دارم لاغر میشم ولی همون لحظه مراقب بودم و کنترل کردم چون من آگاه تر شدم نسبت به روز اولم و میدونم یه روزی میرسه که این افکار دیگه تو سر من نمیاد همین افکار و داشتم که هیچ وقت متناسب نشدم مثلا در گذشته نوشابه نخوردم و میگفتم من نوشابه نمیخورم چون چاق کنندس و این فقط جلوی چاقتر نشدن منو گرفته ،خیلی خیلی مهمه که نگرش و عملکرد من در یک راستا و مسیر باشه و این در لاغری با ذهن اتفاق میفته،نگرش من در وضعیت متناسب به این شکل است که تمام مواد غذایی خوراکیا همگی برای استفاده بشر هستن و من در صورت تمایل از هر کدام که دوست داشتم مصرف میکنم و این نگاه رو ندارم که چیپس ،نوشابه ،بستنی ،سرخ کردنی،فست فود و….منو چاق میکنن
هر زمانی که بدنمون به هر کدوم نیاز داشت در اختیارش قرار میدم بدون ذره ای احساس بد یا عذاب وجدان مصرف میکنم،و نگاهم در گذشته راجب ورزش کردن این بود که باید برم خودمو بکشم اینقدر رو تردمیل بدوم و عرق کنم تا لاغر شم اما از این ب بعد بخوام ورزش کنم فقط و فقط برای حال خوب خودمه چون بعد ورزش کردن که دوش میگیرم بدنم یه حس سبکی خوبی داره برای به دست اوردن اون حس خوشایند ورزش میکنم ،برای اینکه عضله های قوی تری داشته باشم و ورزش کردن رو برای مراقب از جسم سالمم که خدا به من بخشیده انجام میدم .مواد غذایی هیچ قدرتی در چاقتر کردن من یا لاغرتر شدن من ندارن اون قدرت و من با افکارم به اونا میدم ،مثلا همیشه تصورم این بود که آب کرفسمنو لاغر میکنه
آب کرفس و با اون مزه بدش دماغمو میگرفتم میخوردم
که منو لاغر کنه
آخه این چکاری بود با خودم کردم
منو ببخش فرزانه 😔نگرش من درباره همیشه متناسب بودن به این شکله که من همه چی میخورم هیچ چیزی رو حذف نمیکنم فقط هرزمان که حس کردم سیرم خوردن یک هوسه یا تعارفم میکنن برای خوردن خوراکی میلی ندارم نمیخورم ومراقب نوع نگرش افکارم خییییییلی هستم
و اگاهانه به افکاری که سراغم میاد نگاه میکنم ،ممنونم ازتون که وقت گذاشتین و نوشته منو خوندین🙏🙏
نشان های دریافت شده
سلام به همگی
واقعا من پشیمونم که یک سال تو سایت بودم و فقط متن ها رو میخوندم و فایل ها رو گوش نمیکردم و خوب الان وقتی فایل ها رو گوش میدم چقدر همه چیز برام واضح میشه
تنها خصوصیت بد من که اینجا به دردم خورد لجبازیم هست که باعث شد در سایت بمونم و استمرار داشته باشم چون همون اول گفتم من با ذهنم لاغر میشم
استاد ازتون ممنونم و از خدا میخواهم که به زندگیتون برکت بدهد
خدایا شکرت ۲۲۰
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان.
دوباره سلام. بریم سراغ تمرین.
۱,تفاوت نگرش ترس از چاق تر نشدن و لاغر شدن را بنویسید:خب در نگرش ترس از چاق تر نشدن بازهم تمرکز روی چاقی هست مثلا من اینو نمیخورم که چاق نشم ولی اگر یک روز اونو خوردم قطعا چاق خواهم شد پس تمرکز روی چاقی هست ولی وقتی تمرکز روی لاغر شدن باشد دیگه ترس از خوردن مواد غذایی نداری چون میدونی مواد غذایی تو را چاق نخواهند کرد واکنش تو در مقابل ان ها نتیجه را رقم خواهد زد. لاغر شدن راحته اگر تمرکز بزاریم روی لاغر شدن.
۲,تلاش های قبلی من گاهی برای چاق تر نشدن بود گاهی برای لاغر شدن اما وقتی ریشه ای نگاه میکنم من ورزش کردم و رژیم گرفتم تا از این بیشتر چاق نشوم خخخخ پس روی چاقتر نشدن تمرکز داشتم
۳,نگرش من در وضعیت متناسب درمورد مواد غذایی اینگونه هست که هیچ مواد غذایی انسان را چاق نمیکند من برای بقا و سلامتی و زنده موندن نیاز دارم از مواد غذایی استفاده کنم پس به اندازه نیازم هر نوع ماده غذایی را که خواستم استفاده میکنم و نگران چاق شدم نیستم چون به اندازه نیاز استفاده کردم نه بیشتر.
۴,درمورد ورزش کردن هم اگر میخواهم بدنم خوش فرم تر باشه ورزش میکنم اما برای متناسب شدن نیازی به ورزش کردن ندارم چون من با ورزش کردن چاق نشدم که با ورزش کردن لاغر بشوم.
۵,غذاها قدرت چاقی ندارن واکنش من در مقابل انها مرا متناسب یا چاق میکند.
۶,متناسب بودن بسیار راحت و آسان هست. من دیگر نگران وضعیت خودم نیستم نگرشهای من به سوی متناسب شدن رفته است با خیال راحت تا اخر عمرم از متناسب بودن لذت میبرم.
۷,تمرین از فایل ویدیویی:وقتی به چیزی نیاز دارم بخورم چیزی که دوست دارم را بخورم از ده روز جلوتر فکر چی بخورم نباشم و زمانش که رسید تعیین کنم چی بخورم چی نخورم. به اندازه نیاز بخورم چیزی که دوست دارم را بخورم.
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام استاد عزیز و همه دوستان. فایل بسیار زیبایی بود که من تا وسطا گوش دادم و نکته برداری کردم. چند روزی باید وقت بزارم و این فایل را چندین بار گوش بدم و با خودم مرور کنم تا بتونم نگرشم را در این موارد هم تغییر دهم.ادامه فایل موند برای فردا. اما چندتا نکته.
نگرش درست:من به اندازه نیازم غذا میخورم.من درست رفتار میکنم تا لاغر و متناسب بمونم.
وقتی چیزی را میخواهیم بخوریم یا نخوریم به فکر پشت اون عمل نگاه کنیم نه خود اون عمل.چیزی که دوست داریم بخوریم نیاز ما هست نه چیزی که از قبل تعیین کردیم.اجازه بدیم وقتی گرسنه هستیم تصمیم بگیریم چه چیزهایی را بخوریم و چه چیزهایی را نخوریم. تغییر نگرش با استمرار در مسیر لاغری با ذهن هست. باید ذهن و عملکرد با هم تغییر کند عالم بدون عمل یا عملگرای بدون علم نباشیم. خدایا شکرت بابت این همه آگاهی ناب
نشان های دریافت شده
سلام همیشه ماترس ازچاقترشدن باخوردن یک سری ازخوراکی ها ونوشیدنی ها داشتیم وهنوزم کمرنگ هست توافکارما خوردن پیتزارو فست فودهاروترس داشتم وعامل چاقترشدن میدونستم هربارکه میخوردم خیلی ترس داشتم چندکیلووزنم اضاف میشه وچجوری بایدبسوزونم یا شیرینی ونوشابه ودلسترهمه ایناروترس داشتم ومیگفتم باخوردنشون چاقترمیشم ازبس ترس داشتیم همین نمیزاشت لاغربشیم بجای لاغری به سمت چاقی صعودمیکردیم درگذشته تلاش میکردم لاغربشم اونم بارژیم وورزش ودمنوش ولی برعکس ازبس فکرچاقی توذهنم بودبیشترچاق میشدم لاغری درحدچندکیلواونم زودبرمیگشت اززمان اشنایی بالاغری باذهن نگرشم تغییرکرده ترس ازخوردن ها وغذاها وخیلی چیزاتغییرکرده ودیگه اون افکارچاق کننده کمرنگ شده راحترمیخورم دیگه سراغ ورزش نمیرم چون فقط به جسم فشاراوردنه واسیب دیدنه نباید ترس داشته باشیم بایدبادیدن فایل هرروزتکرارش کنیم تابشه عادت فرمول مغز تغییرکنه وجایگزین فرمول متناسب شدن بشه دنبال رژیم وورزش نباشیم اگه تواین مسیرقدم برداشتیم ثابت بمانیم نه هم لاغریدبادهن درکنارش روشهای دیگرامتحان کردن هیچ تاثیری نداره وما نیایم قبل رفتن به جایی مثل رستوران ویامهمانی تعیین کنیم چی بخوریم درصورتی نگرش برعکس وبیشتربه سمت پرخوری پیش میریم بزاریم بریم وتواون شرایط باشیم وگرسنه بشیم بعدتصمیم بگیریم یا دنبال خوردن سالاد نباشیم چون هیچ تاثیری بررولاغری نداره ایناهمش افکارچاق کنندست تالاغرکننده
نشان های دریافت شده
این فایل پر از نکات عالی بود دقیقا جاهایی که من گیر داشتم رو بیشتر از قبل برام روشن و دقیق کرد برام
وقتی همه چیز مسیر مشخص هست اشتباهات ما یکی یکی و هر روز کمتر میشن.
پاسخ به سوالات و تمرینات باعث شد من از نگاه خود متناسبم زندگی رو ببینم و این یک راهنماست برای من تمام مسیر طرز فکر نسخه ی متناسب خودمو چراغ راهم میکنم .
خود متناسب من هیچ ترسی از هیچ غذایی نداره هر چی بخواد رو با لذت و بدون ترس میخوره به اندازه مصرف میکنه بدون این که خودش بدونه فکرش درگیر خوردن و نخوردن نیست چون این اموزش ها از بس تکرار شدن در عمل براش مثل اب خوردن داره انجامشون میده بدون فکر قبلی و به صورت کاملا ناخود آگاه .
خود متناسب من اگر قرار باشه ورزش کنه فقط برای تنوع و تفریح و خوشگذرونی هست با همسن و سالاش بره باشگاه یا استخر و خوش بگذرونند فقط همین .
خود متناسب من اصلا کالری و این چیزارو چک نمیکنه و از شیرینی ها نمیترسه چون اونها هم مثل بقیه غذا ها و تنقلات به اندازه مصرف بشن خیلی هم لذت بخش هستن .
خود متناسب من هیچ ترسی درباره ی چاق شدن نداره رفتاراش و عملکردش و افکارش همه متناسب هست و مطمئن هست که همیشه متناسب میمونه چون دیگه با ترساش روبرو شده و آگاه هست و به اون تاریکی که قبلا درش بود و وقتی یه بار با ترست روبرو بشی دیگه نمیتونه تو رو توی دام بندازه اون قوی هست و با افکارش یکی نمیشه .
همیشه در هر تلاش من برای لاغری در گذشته که بسیار هم زیاد بودند هدف من فقط و فقط پایان دادن به احساس خجالت و شرمی بود که از بدنم داشتم در هر تلاش من فقط دوست داشتم شبیه دیگران باشم و اینقدر درشت نباشم . فقط برای همین و چون خیلی به نظر دیگران درباره ی خودم اهمیت میدادم مدام در حال مقایسه جا و بی جای خودم با دیگران و اطرافیانم بودم و فقط آزار میدیدم از این مقایسه هیچ لذتی در کار نبود .
و این احساس شرم حتی در متناسب ترین حالات من همیشه همراهم بود چون ذهن من تغییر نکرده بود . گرچه هنوز این احساس زیرکانه همراه من هست و بسیاری از جاها حسش میکنم اما امروز وقتی به علت تلاش های قبلی خودم فکر کردم تنها چیزی که به ذهنم رسید همین بود . درستش میکنم و به طور ویژه ای روش کار میکنم .
این جسم من هست من این کار رو باهاش کردم خودم به این شکل درش آوردم دمش گرم خیلی هم خوب سالم موند و تحمل کرد و از الان به بعد نیازی به خجالت نیست خودم درستش میکنم ولی تا زمانی که این اضافه وزن و اثرات اون هست من با جسمم مهربان خواهم بود و سعی میکنم خجالت نکشم ازش .
چون من به هیچ احدی هیچ چیزی بدهکار نیستم من نه به کسی تناسب اندام بدهکارم نه زیبایی نه هیچی چه اهمیتی داره که دیگران چه نظر و فکری راجع به بدن من دارند . ذره ای برام مهم نیست . اصلا من زشت و درشت باشم خب و دیگران منو تایید نکنند و دوست نداشته باشن خب چه تاثیری در زندگی من داره من که دارم راه خودمو میرم .
من هرگز نمیتونم فکر دیگران رو عوض بکنم این یک تلاش بیهوده هست برای چیزی که من هیچ کنترلی روش ندارم .
از نکات مهم دیگه در فایل این بود که خوردن و نخوردن مهم نیست مهم اون فکری هست که پشت اینهاست و ما رو واردار به عمل میکنه اون مهمه اون باید تغییر کنه تغییر از گفت و گوهای ذهنی ما اتفاق می افته و این گفت و گوی ذهنی فقط به این شیوه تغییر میکنه که شما اطلاعات قبلی اش رو به چالش بکشی و ردشون کنی و بهش بفهمونی که داره اشتباه میکنه بعد بیای بگی این درسته موضوع اینه وقتی بهش یاد دادی اونم طرز صحبت کردنش در هر چیزی باهات عوض میشه این صدا که همیشه در پس زمینه ذهن ما هست این خیلی مهمه این باید آموزش ببینه و عوض بشه پس حواسمون بهش باشه .
با تشکر فراوان از استاد عزیز سپاس از این همه آگاهی و لطف
نشان های دریافت شده
به نام خدای بخشنده و هدایتگر
سلام به همه دوستان
ترس از چاق تر نشدن یکی از اولین فکرهای بود که من رو ترغیب به گرفتن رژیم های سخت و طاقت فرسا می کرد به محض اینکه یکی از لباسهام تنم نمیشد یا یکی از اطرافیانم بهم گوشزد میکرد که داری چاق میشی اولین فکرم این بود که وای از این بیشتر چاق بشی چی و بعد اون شروع میکردم به کم خوردن غذاهایی که دوست داشتم چون معتقد بودم که غذاهایی رو که دوست دارم بیشتر از بقیه غذاها میخورم و اون حرص و ولعی که برای خوردن غذاهای دلخواهم داشتم واقعا مغزم رو منفجر میکرد مخصوصا وقتی میدهیم کسی داره از اون غذاها میخوره دیگه واقعا عذاب بود بعد رسیدن به تناسب اندام دلخواهم وای نگم که مثل قحطی زده ها بود غذای مورد علاقه ام رو سه وعده هم میخوردم اصلا سیرمونی نداشتم
بعضی از وقتها که میخواستم مثلا به خودم سخت نگیرم رژیم نمی گرفتم و میخواستم با ورزش لاغر کنم طوری ورزش میکردم که خودم انگار یه زندانی هستم و انواع شکنجه های ورزشی رو برای خودم در نظر میگرفتم و وقتی آموزشهای ورزشی رو نگاه میکردم همش تو ذهنم این بود که طرف ببین چه با لبخند و به راحتی داره حرکات رو انجام میده اما چرا برای من عذابه؟ این فایل آگاهی خیلی خوبی بهم داد که من برای تناسب اندام آماده نبود افراد متناسب ورزش رو برای لاغر شدن انجام نمیدن و بیشتر به عنوان تفریح و در بعضی هم برای سلامتی جسمشون انجام میدن
کالری شماری که وضعیت ذهنم رو اونقدر خراب کرده که موقع غذا خوردن اصلا به نیاز بدنم توجه نمیکنم و میگم اگه نون مثلا از این مقدار بیشتر بخوری یعنی زیاد خوردی در حالی که شاید اون موقع نیاز بدنم بیشتره یا کمتره یا روغن غذا نباید بیشتر از این مقدار باشه در حالی که فردی که متناسب هست نگاه نمیکنه چقدر خورده یا کالری غذا چقدر هست وقت غذا باید بهترین کیفیت رو داشته باشه و به حد نیازشون میخورن به اینکه از غذاشون بمونه یا بعداً از این غذا گیرشون میاد بخورند یا نمیاد فکر نمیکنن
برای تناسب اندام همیشگی باید افکار و رفتارم تغییر بکنه و نمیدونم کی این اتفاق میافته اما با تغییراتی که این مدت داشتم میدونم قطعی هست پس این راه رو ادامه میدم هر چند ممکنه مواقعی دلسرد بشم اما دوباره بر میگردم تا بالاخره به افکار دلخواهم برسم
به نام خدا
برداشت من به طور کلی از این قسمت:
«ما چاق ها همیشه به فکر چاقی هستیم چه غذا بخوریم چه غذا نخوریم!»
بله داده های چاقی موجب چاقی بیشتر و بیشتر می شود یا در بهترین حالت باعث ماندن در همان وزنی می شود که هنوز هم اضافه وزن است!
ما چاق ها هر بار که رژیم لاغری گرفتیم در اصل مشکل از ذهن مان بوده که لاغر نشدیم چون مدام در احساس بد و محرومیت به سر می بردیم و روزی صد بار خودمان را وزن می کردیم و حرص می خوردیم و می گفتیم من آب بخورم هم چاق می شم!
ما چاق ها به زور و به سختی می خواستیم به وزن متناسب برسیم که نمی شد! چون شبانه روز در حال فرستادن ارتعاشات چاقی بودیم و به خیال خوش خودمان فکر می کردیم که داریم به لاغری وتناسب اندم فکر می کنیم!
بیشتر افکار ما چاق ها از این نوع بودند:
«چقدر چاق شدم!»
«نکنه چاق بشم!»
«من چاقی رو نمی خوام!»
«چیکار کنم چاقیم از بین بره؟»
«چطور چاق نباشم؟»
«این غذا، چاق کننده است؟»
«آیا این غذایی که خوردم چاق کننده بود؟»
«چاق شدم؟»
و همیشه از یک چیز حرف می زدیم و فکر می کردیم:
بله! چاقی! چاقی و چاقی!
افراد لاغر اما برچسبی به غذا ها نمی زنند!
افراد لاغر همیشه داده های لاغری به ذهنشان می دهند!
افراد لاغر حس خوبی به لاغری و غذا ها دارند!
افراد لاغر نگران چاق شدن نیستند!
افراد لاغر از لاغری نمی ترسند!
افراد لاغر، متناسب بودن را حالت طبیعی بدن می دانند!
لاغرها، مدام و مدام درباره ی اینکه وای چاق نشوم، حرف نمیزنند!
لاغرها انگار که یک عدد ذهنی یا یک تصویر کلی از لاغری شان داشته باشند، همیشه ی خدا به همان وزن و تصویر متناسب خود هستند یا اگر دو سه کیلو اضافه کنند باز هم نا خودآگاه به همان وزن متناسب بر می گردند!
افراد لاغر به تناسب اندام خود احساس خوب دارند و چاقی را عامل امنیت نمی دانند!
لاغر ها همیشه یک چیز ورد زبانشان هست و به یک چیز فکر می کنند و باور دارند:« من لاغرم و همیشه لاغر و متناسب می مانم! لاغری آسان است و متناسب بودن،حالت طبیعی بدن است» پس توجه هر جا باشد انرژی هم همانجاست و ذره ذره هر توجه و ارتعاش کم کم تبدیل به یک سیستم ناخودآگاه باور می شود!
ما باید کم کم انقدر به تناسب اندام و لاغری ارتعاش و عشق و توجه و احساس خوب بفرستیم و در همین جهت گام برداریم که باور ما هم همانند باور های ناخودآگاه افراد متناسب بشود تا وقتی خواستیم الکی لقمه ی اضافه برداریم با خود بگوییم:« من که الان سیرم، من الان میل ندارم غذا بخورم، من متناسب و سلامت و زیبا بودن رو دوست دارم»
ممنون و متشکرم.