مدتی غذا نخوردید 🍽️، رژیم گرفتید 🥦، شام را حذف کردید 🚫🍲، ولی روی ترازو عددی که میخواستید را ندیدید! 😳
📍 این جلسه ادامه گام ۱۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
این شرایط باعث ایجاد سوالی در ذهن ما میشود که: «چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟!»
ما همیشه فکر میکنیم نخوردن یعنی لاغری ⛔⚖️، اما واقعیت این است که ذهن ما داستان دیگری دارد 🧠✨.
در این مقاله میخواهیم با هم بررسی کنیم 📖🔍 که چرا با وجود نخوردن، لاغر نمیشویم و چطور قدرت ذهن میتواند ما را حتی در نبود غذا، چاقتر کند! 🌀
در این جلسه میآموزیم:
چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟ 🤔 واقعاً دلیلش چیه؟
تا حالا چند بار با خودت گفتی: «دیگه برنج نمیخورم!» «شیرینی رو حذف میکنم!» یا «از فردا روزی یه ساعت میرم ورزش!»
ولی با اینکه همه این کارها رو کردی… هنوزم لاغر نشدی! یا شاید یه مدت کم کردی ولی خیلی زود برگشتی به وزن قبل (یا حتی بیشتر 😞).

واقعاً چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟! این سوال خیلیهاست.
خب، بذار یه نکته مهم بهت بگم👇
میلیاردها آدم روی زمین هستن که نه رژیم میگیرن، نه ورزشکار حرفهایان، اما همیشه متناسب میمونن! 😮
پس قطعاً یه جای کار اشتباهه… شاید اصلاً عامل لاغر شدن، اون چیزایی نباشه که فکر میکردیم!
شاید وقتشه یه بار برای همیشه ریشهی اصلی ماجرا رو پیدا کنی — یعنی ذهنت 🧠💡
واقعاً چی عامل لاغر شدنه؟ چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟ 🤷♀️🍽️
سالها با اضافه وزن دست و پنجه نرم میکردم… 😓
۳۵ سال از عمرم گذشت و همیشه یه سایه سنگین به اسم چاقی همراه من بود.
چیزی نبود که فقط روی بدنم اثر بذاره، رو اعتماد به نفس، لباس پوشیدن، مهمونی رفتن، حتی حالِ دلمم تأثیر داشت. 😞
همه جا میشنیدم:
🔸 “خوردن باعث چاقیه!”
🔸 “هرچی میخورم چاق میشم!”
اما عجیبترش این بود که خیلیها، درست مثل من، میگفتن:
“چرا نمیخورم لاغر نمیشم!” 🤯
هر بار که تصمیم میگرفتم لاغر شم، اولین چیزی که به ذهنم میرسید رژیم گرفتن بود.
❌ سرخکردنی نه 🍞 نون خیلی کم 🍚 برنج ۸ تا ۱۰ قاشق 🥗 سالاد و سبزیجات جایگزین همه چی!
و البته که نصیحتها هم همیشه آماده بودن:
“کمتر بخور!” و “هر روز یه ساعت ورزش کن!” 🏃♀️ اما یه چیزی رو هیچوقت نفهمیده بودم…
اگه این نسخهی کلاسیک «کمتر خوردن + بیشتر ورزش کردن» جواب میداد، چرا این همه ساله که افراد چاق هنوز چاقن؟!
واقعیت تلخ اینه که بیشتر برنامههای لاغری رو افرادی نوشتن که خودشون هیچوقت چاق نبودن! 🙃
و خب طبیعیه که درک درستی از ذهنیت و شرایط افراد چاق ندارن.
🧠 ذهن ما خیلی قدرتمنده، و چیزی که تو ذهنمون باورش داریم، توی بدنمون اتفاق میافته.
وقتی با خودمون تکرار میکنیم: “اگه بخورم، چاق میشم!”
حتی فکر کردن به غذا خوردن هم میتونه ما رو در مسیر چاقتر شدن قرار بده!
چون ذهن ما فرق بین واقعیت و خیال رو نمیفهمه! 🤯
با این آگاهی بهتر میشه درباره این ابهام ذهن که چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟! 🧐 توضیح داد.
جوابش سادهست: چون ما سالها با ذهنمون برنامهریزی شدیم که خوردن باعث چاقیه، حتی اگه فقط در حد فکر باشه!
من خودم بارها تجربه کردم که بدون تغییر در غذا خوردنم، چاقتر شدم!
همون حجم غذا، همون سبک زندگی… ولی بدنم سنگینتر میشد. تا جایی که باورم شده بود:
“آب هم بخورم چاق میشم!” 💧➡️⚖️
اما وقتی با ذهنم آشنا شدم و فهمیدم همه چیز از اینجا شروع میشه، مسیرم عوض شد… ✨
اگه تو هم هنوز نمیدونی چرا نمیخورم لاغر نمیشم، شاید وقتشه یه نگاه عمیقتر به ذهن و باورهات بندازی. 🧠💫

چی باعث میشد من هی چاقتر بشم؟ 😟
با خودم بارها فکر کرده بودم: من که نه بیشتر میخورم، نه سفرهمون رنگینتر شده… پس چرا هر سال دارم چاقتر میشم؟! 🤔
جوابش چیزی نبود که تو بشقابم باشه… بلکه چیزی بود که تو ذهنم تکرار میشد! 🧠💭
- ☁️ ترس از چاقتر شدن
- ☁️ تنفر از اندامم
- ☁️ نگرانی از عدد ترازو
- ☁️ فکرای تکراری مثل: “نکنه دوباره چاق شم!” “لباسم تنگ شده، یعنی بازم چاق شدم؟”
اینا چیزایی بودن که مثل یه فایل صوتی، مدام تو ذهنم پخش میشدن. و همینا بودن که بدون اینکه غذام بیشتر شه، منو چاقتر و سنگینتر میکردن! ⚖️
ذهنمون یه قدرت فوقالعاده داره… و وقتی بارها و بارها یه فکر خاص رو تکرار کنیم، فرقی نداره واقعیه یا نه؛ ذهن اون رو تبدیل به واقعیت میکنه. ✨
برای همین هم هست که خیلی از ماها با اینکه رژیمیم، بازم برامون سواله که:
“چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟!”

چرا غذا میخورم چاق میشم؟ 😩
یکی از فکرایی که سالها باهام بود، این بود که: “غذا باعث چاقی منه!” واقعاً باور داشتم که هر چی میخورم، مستقیم میره میچسبه به پهلو و شکمم! 😅
در حالی که یه عالمه آدم متناسب رو میدیدم که همون چیزایی رو میخورن که من میخورم… ولی اونا همچنان لاغر و خوشاندامن! 🤷♀️
همیشه تو ذهنم میچرخید:
🔸 چرا من هرچی میخورم چاق میشم ولی اونا هرچی میخورن، همونطور لاغر میمونن؟!
🔸 و بدتر از اون: چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟! 😩
شنیده بودم که بعضی از آدمای متناسب فقط با دو سه روز بینظمی تو غذا خوردنشون، راحت وزن کم میکنن.
در حالی که من با چند هفته سختگیری و رژیم فقط یه ذره تکون میخوردم… اونم اگر خوششانس بودم! 🙃
🤔 این همه تفاوت برای چی؟ چرا یه غذا برای من چاقکنندهست، ولی برای اونا نه؟
واقعاً چرا من غذا میخورم چاق میشم، ولی اونا نه؟
چرا نمیخورم لاغر نمیشم؟! 😩 ولی اونا نمیخورن لاغرتر میشن؟!!
جواب این سوالا تو ذهنم پنهون بود… ذهنی که باور کرده بود: “غذا = چاقی”

💡 اگه احساس میکنی با وجود کمخوری هم لاغر نمیشی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همین فرمول ذهنی رو هدف میگیره.
✍️ حالا بریم سراغ این معجزه؛ در ادامه هم توی گام ۱۵ سراغ «اگر از خودت انتظار لاغر شدن داری» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.23 از 109 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
واقعا این کاملا درسته کل مدت رژیم برای هر خوردن حواسمون بود نکنه یک لقمه بیشتر بخوریم کالری دریافتی بالاتر بره و لاغر نشیم تفکر غالب پشت این بود که من که لاغر بشو نیستم پس لااقل با نخوردن لاغر کنم. من که استعدادم چاقیه من که تا یه چیزیو بخورم چاق میشم. من که با یه هفته خوردن یکی دو کیلویی که با هزار زحمت با رژیم و پیاده روی کم کردم رو براحتی میتونم دوباره اضافه کنم پس نخورم بهتره حتی تا همین الان هم من این طرز تفکر رو داشتم خب درسته لاغری با ذهن کار میکنم اما باید مراعات کنم و.. تا یه خورده وزنم بیاد پایین. این یه فکر هست که با زرنگی تمام قایم شده بود و من نمی دیدمش… اصلا انگار موضوع اون ارتباط هست که ذهن با خوردن و چاقی بهش رسیده و این یک طرز تفکر بسیار قوی در من هست یعنی بیشتر از این که من فک کنم چاقیم ارثی هست من چاقی رو عامل پرخوری های خودم میدونستم و فک میکردیم چون این عادت در کل خانواده هست پس ما خانوادگی پرخور و تند خور و در نتیجه چاقیم… اما پشت پرده میگه عامل پرخوری های زیاد من این هست که من اول از همه طی سالها باور داشتم انسان چاقی هستم و لاغر بشو نیستم هی با رژیم لاغر کردم متوجه شدم که مشکل از میزان خوردن هست و چون هزار بار رژیم گرفتم و مقداری کاهش وزن داشتم این باور در من بسیار قوی شده اما هرگز نمونه هایی رو دور برم ندیدم که اندازه من می خوردند اما لاغرند متناسبند خب اگر قرار هست خوردن مساوی با چاقی باشه پس همه افرادپرخور باید چاق بشن و اگر قرار نیست چاق کنه پس من چرا چاقم و فرد دیگه ای با میزان خوراک من لاغر هست… اگر قانونه و مطلق و غیر قابل تغییره پس باید برا همه صدق کنه درصورتی که صدق نمیکنه در همه افراد…. من فکر میکنم این تفکر قدیمی تر از رژیم گرفتن هست انگار بزرگتر های ما نگران این بودن که چاق نشن با پرخوری خواهر من بسیار لاغر بود خودش میگه بعد از اینکه در دانشگاه دو واحد تغذیه پاس کرد نگرانی هاش شروع شدن خواهر من کسی هست که همیشه برای بیش از حد لاغر بودنش در مدرسه و بین همسن و سالاش مورد تمسخر قرار میگرفت بعد از پاس کردن واحد تغذیه توی دانشگاه اون نگران چاق تر شدن شد و این نگرانی رو با خواهر های کوچکتر از خودش در میون گذاشت و هی اونها رو سرزنش کرد برای خوردن و در نتیجه اونها هم که تا اون زمان متناسب بودن چاق شدن بعد از سن دبیرستان و واقعا چقدر خانواده تاثیر میزارن روی تفکر غالب و ترس های آدم…
تلاش من برای لاغر شدن بود برای ذوق لاغر شدن برای تجربه ی دوباره ی این حس زیبا اما در آن واحد ذهنی پر از ترس داشتم که خدایا با اینکه میدونم نمیشه با این که من همیشه چاقم پ امکان نداره لاغر بشم و بمونم تا ابد ولی تلاش میکنم چون دارم تحقیر میشم بخاطر وزنم و جسه ام بیشتر از همه توسط خودم تحقیر میشم تا دیگران یه سری چیزا تو ذهن من هست برای اینکه قابل قبول باشم من با تمام اون ها به دلیل چاقی کلی فاصلا دارم
می دونم که نسبت به خودم سختگیر بودم اما الان اینو میدونم قبلا اینطور فک می کردم رسانه عجب دخترای خوشگل بامزه ای نشون می ده چقد خوش هیکل هستن و اینستاگرام رو تا باز میکنی همه متناسبند 90 درصد متناسبند با این سطح فشار هر روز زندگی می کردیم استاندارد هامون این افراد بودن و هر روز و هر لحظه من حسرت خوردم…الان این میزان حسرته یه خورده کمتر شده چون امیدوار هستم که بهش میرسم….
من متناسب در وضعیت های زیر چکار میکنه؟
من اگر متناسب بشم نگرشم درباره ی غذا ها اینطور خواهد بود: ازشون نمیترسم از هیچکدوم هر وقت دلم بکشه شیرینی میخورم هر وقت دلم بخواد با لذت پیتزا میخورم سمبوسه یا هر چیزی که بخوام رو میخورم… من بیشتر دقت میکنم به لذت بردن از غذا هر چیزیو نمیخورم انتخاب میکنم کدوم بهتره کدوم طبق میلم هست همونو میخورم به خیلی چیزا نه میگم و نمیخورمشون برای شیرینی عذاب وجدان نیستم برای غذا خوردن احساس خوبی دارم نه احساس بدی غذا ها رو تفکیک نمیکنم طبق میلم میخورم حتی اگر گرسنه باشم صرفا برای پر کردن شکمم نمیخورم چیزیو که واقعا میخوام میخورم ذهنم مشغول خوردن نیست هر وقت موقعیتش پیش بیاد تصمیم میگیرم نگران این نیستم که برم بیرون گشنه نشم از گرسنگی نمیترسم میدونم یه حسه و برطرف میشه و موقع گرسنگی استرس نمیگیرم میل ندارم رو زیاد میگم فقط به اندازه میخورم غذام صد در صد کمتر شده ارومترمیخورم هیجان ندارم موقع خوردن نخوام نمیخورم بخوام میخورم
نگرش من درباره ورزش کردن در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.
ورزش نمیکنم دوسش ندارم ولی میدونم اگر ورزش کنم از همون ثانیه اول داره کالری اب میشه برام از همون ثانیه اول من دارم انرژی صرف میکنم حتی اگر پنج دقیقه باشه روی من تاثیر داره و در ضمن بدون ورزش هم من متناسب هستم اصلا به ورزش احتیاجی ندارم مگر اینکه دیگه واقعا بهش علاقه داشته باشم فقط در اون صورت انجامش میدم و هرگز برای لاغری انجامش نمیدم.
نگرش من درباره قدرت چاقی غذاها در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.
بدن من اینقدر شگفت انگیز و خفن هست که بدونه چقدر از غذا ها رو جذب کنه و چقدرش رو دفع کنه چقدر لازم داره
تازه مکانیسم هایی وجود داره که نه ما نه دانشمندا هیچ خبری ازش نداریم و توی محیط ازمایشگاه اصلا قابل اندازه گیری نیستن مثل هوش و شعور و ذهن هر سلول دربدن اما وجود دارن ما میدونیم که بدن ما سلول های ما یه سری کارها رو خودشون انجام میدن به صورت اتوماتیک که ما متناسب باشیم فقط کافیه بیخیال نگرانی ها و ترس هامون بشیم دست برداریم از باور های اشتباهمون و با باور های غلطمون توی کار بدنمون که متناسبه اختلال ایجاد نکنیم تنها کاری که باید بکنیم اینه که فکرا و باور های غلط رو بزاریم کنار….. هیچ کس هیچی نمیدونه با تمام دستاورد ها ما بازم درمورد بدنمون خیلی کم میدونم با این اطلاعات ناقصمون چرا باید اینقدر پافشاری کنیم روی باور هامون
متاسفانه ما با سیلی از اطلاعات غلط احاطه شدیم رسانه دکتر خانواده و همه ی دنیا داره میخنده به این حرفا افراد اگاه کمی وجود دارن که لاغری با ذهن رو درک میکنند خب با این همه اطلاعات غلط ما نیاز داریم روزانه با اطلاعات درست سر و کار داشته باشیم که ما رو توی مسیرمون نگه داره و این به نظرم تمومی نداره دنبال پایانش نباشیم اما اما از یه جایی به بعد دیگه اطلاعات لاغری قوی تر و سریعتر خواهند بود و کار خیلی راحتتر از اینی که هست میشه
امروز من صبح بیدار شدم زولبیا رو دیدم اصلا و ابدا ترغیب نشدم به خوردنش من قبلا خیلی میخوردم همین هفته پیش ولعی داشتم بهش که نگو چایی رو تلخ خوردم چون دلم شیرینی نخواست بعدش گفتم میرم سرکار و حتما گرسنه خواهم شد به خودم گفتم نباید نگران این موضوع باشم یک ساعت بعدش درحالی که داشتم فایل امروز رو گوش میکردم نون و پنیر اوردم بخورم و یه کم خوردم و نمیدونم چی شد خود به خود سفره رو جمع کردم حس کردم دیگه کافیه بدون هیچ مقاومتی خدایی تغییر یعنی این چقدر سالم با لذت حالم خوبه ولعی نیست و خوشم میاد از این شرایط نسبت به روز اول واقعا پیشرفت عالی داشتم روز اول همینجوری شروع کردم بدون انگیزه با کلی ولع و حس بد از خوردن شیرینی جات و دم به دقیقه دستم یه چیزی بود و مشغول خوردن بودم اینا یعنی تغییر سالم و ریشه ای….
با تشکررررررر فررررراوان از همه 💜💛💙💚
نشان های دریافت شده
همیشه رژیم ها وورزشهایمان اینگونه بود که لاغربشم ولی بسمت این میرفت که چاق نشم یه وقت یا حداقل ثابت بمونم وچاقترازاین نشم
درابتدا با ذوق وشوق که نه بافشار فقط بفکر لاغرتربشم بوده ولی ناخودآگاه میرفتیم باافکارمون بسمت که دیگه چاق نشم میرفت
نشان های دریافت شده
با سلام و درود خدمت استاد عطار روشن
بابت آگاهیهایی که در اختیارمون قرار دادید بسیار سپاسگزارم
که بتوانیم با توکل بر خدا در این مسیر هر روز بهتر از دیروز پیشترفت کنیم
۱۲ اسفند روز ۱۶ از دوره صدگام مسیر لاغری با ذهن
تفاوت نگرش ترس از چاق تر نشدن و لاغر شدن را بنویسید.
ترس باعث توجه و تمرکز بر روی اون موضوع چاقی یا لاغری میشه
و منجر به احساس چاقتر یا لاغر تر شدن میشود
و این احساس
باعث
ایجاد تصویر چاقتر و یا لاغرتر شدن در ذهنمان می شود
مانند نگاه کردن به تصویر بوم نقاشی و تصویر آن در ذهن ما نقش می بندد
و به جسم شکل می دهد
ورزش کردن را عامل لاغری نمیدونم بلکه عاملی برای تحرک و سلامتی و شادابی می دونم .
با آموزش لاغری با ذهن و انجام تمرین و استمرار تغییر در باورهای چاق ذهن ناخوداگاه به باورهای لاغری
به تناسب ماندگار می رسم .
ترس از چاقی و ترس از خوردن باعث فکر کردن به چاقی و تصویر چاقی در ذهن ثبت میشود و چون ذهن نمی تونه اصل و از بدل تشخیص بده
دستور صادر می کنه و مغز فرمان رفتارها و ایجاد عادت منجر به چاقتر شدن ما می شود
نشان های دریافت شده
با سلام الویت من در زندگی داشتن احساس خوب و بالابردن کیفیت زندگی ام هست و لذت بردن از موفقیت های کوچک و پایدار بودن در مسیری که انتخاب کردم
با توجه به فایل هایی که این چند روز گوش دادم به این نتیجه رسیدم که فقط به چاقی فکر میکردم چه میخوردم و چه نمیخوردم وقتی ذهن چاق باشد حتی فکر کردن یا تصویر غذاها هم ما را در سیکل چاق شدن قرار میده. اساسی ترین نکته این بود که وقتی من در ذهن به خوردن فکر میکنم برای ذهن مثل این میمونه که دارم غذا میخورم واین باعث چاقی من میشده و من اصلا نمیدونستم حتی ترس از چاقی فکر کردن به چاقی سرزنش کردن خودم توجه به برچسب های غذاها یا جدا کردن غذاها با تمام این کارها داشتم ذهن خودم را چاق تر میکردم.
اگر ما یه فکری را به مدت طولانی در ذهن داشته باشیم و بهش احساس هم اضافه کنیم به واقعیت تبدیل میشه مثلا من اب هم میخوردم چاق میشدم چونکه ذهن من اصل را از بدل تشخیص نمیده و چاق شده و هر چی که بخورم باعث چاق شدن من میشه
ما فقط با یکسری جملات تاکید ی نمیتونیم نگرش خودمون را تغییر بدیم تا به انچه می خواهیم برسیم باید در این راه استمرار و تکرار و تمرین داشته باشیم فایل گوش بدیم به نکات مثبت توجه کنیم تجربیات دیگران را بخوانیم نشخوار های ذهنی را مرور نکنیم که باعث حال بد ما بشه چافی رو مرور نکنیم به حس سیری و گرسنگی توجه کنیم به غذاها برچسب چاق کننده و لاغر کننده نزنیم این کارها رو هر روز داشته باشیم
نگرش ها را باید ارام ارام تغییر داد وقتی ما دست از توجه به چاقی برداریم و اموزش ببینیم خود بخود نگرش ما عوض میشه من فهمیدم که حتی مرور خاطرات هم باعث میشه به چاقی فکر کنم ولی اگه بخوام از مرور خاطرات نترسم باید اگه دلم چیزی خواست اندازه نیاز میل کنم. نباید از قبل تصمیم بگیرم چی بخورم یا نخورم در لحظه باشم هر وقت گرسنه شدم به اندازه میل کنم اندازه تعیین نکنم برای هر کسی نقطه سیری فرق میکنه و تعریف شده هست پس من باید خودم را با دیگران مقایسه نکنم شاید وزمان تعیین نکنم در مسیر باشم جواب خواهم گرفت.
نشان های دریافت شده
سلام به همه همراهان و استاد روشن عزیز
من امروز این فایل رو بارها گوش دادم تلگرام رو حذف کردم کانال های بیهوده رو حذف کردم اینستا رو تو چند تا پوشه گزاشتم تا کمتر ببینم و برم و تمام گروه هایی مال آشپزی نمیدونم رژیم ورزش بود رو پاک کردم و متعهد شدم ک هر روز بارها فایل هارو گوش بدم و تکرار کنم و زمانم رو مدیریت کنم تا بیشتر توسایت باشم و ایرپاد خریدم تا بیشترتکرار کنم و با تمرکز بیشتر گوش بدم و میدونم ک با تکرار و تمرکز حتما از بند چاقی رها میشم و برای همیشه متناسب میمونم
من الان فقط ب لاغر ها توجه میکنم ترس از غذاها ۹۵٪حل شده آرامش ذهنی دارم توجهم از آینه متر و ترازو برداشته شده و با صبر حتما نتیجه میبینم غذا خوردنم عادی شده و امروز یک کوچولو حس های زمان لاغریم رو تجربه کردم و یه حس عجیب آشنا بود و امیدوارم ک این حس خوب متناسب بودن هر روز بیشتر و بیشتر بشه وکلی باهاش ذوق کنم
نگرش من ب مواد غذایی در زمان متناسب بودن چجوری خواهد بود ؟من مواد غذایی رو فقط وقتی یادم میافته ک احساس گرسنگی کنم و همه اون مواد برای من خنثی هستند و برای تامین انرژی روزانه خواهند بود من دیگه به مزیت یا مضر بودن مواد اصلا فکر نمیکنم هر چی میل داشته باشم میخورم و مراقب سبکی معده هستم
نگرش من ب ورزش در زمان متناسب بودن ؟
مطمئنا ورزش باعث پر انرژی بودن و شادابی میشه و انجامش برای شاد بودن عالیه اما باعث لاغری نمیشه
نگرش من در مورد قدرت چاق کنندگی غدا ها در زمان متناسب بودن ؟
خب غذا ها هیچ قدرتی برای چاق کردن یا لاغر کردن رو ندارن و اگه به اندازه نیاز بدن خورده بشن مفید هستن
نگرش من در مورد همیشه متناسب ماندن در زمان متناسب بودن ؟
خداوند من رو متناسب خلق کرده و طبیعت من تناسب هست و برای راهنمای استفاده از مواد غذایی نقطه سیری و گرسنگی رو در ذهن من حک کرده و من طبق همونا غذا رو ب راحتی مصرف میکنم و همیشه متناسب هستم
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
من امروز به این نتیجه رسیدم که هیچ ماده غذایی چاق کننده نیست این رفتار و نگرش نادرست و استفاده نابجا من هست که باعث تغییر وضعیت جسمم میشه زمانیکه من افکار چاقی بشناسم و تا وقتی که نشانه های گرسنگی در من ایجاد نشده غذا نخورم و زمان خوردن هم فقط از غذا لذت ببرم و آرام غذا بخورم و وقتی که سیر شدم دست از غذا بکشم قطعا متناسب خواهم شد. پس این افکار و اعمال من در رابطه با مواد غذایی که منو چاق میکنه نه ماده غذایی.
من سالها بود چیزی به اسم احساس گرسنگی تجربه نکرده بودم و اگر کسی می گفت گرسنه مه من برام قابل درک نبود من اکثر مواقع از روی عادت غذا خوردم بدون اینکه گرسنه باشم و جالب اینکه از سر اجبار آشپزی می کردم چون گرسنه نبودم یا از اون ماده غذایی می ترسیدم که منو چاق کنه ولی الان با شوق غذا درست می کنم تغییر همین یک عادت در من باعث شده که اولا از غذا لذت ببرم دوم اینکه در یک ماه من از ۹۲ کیلو به ۸۹ کیلو برسم ☺️
خدایا هزار بار شکرت❤️
سلام دویت عزیز تبریک میگم خیلی عالیه ان شاءالله بزودی سگفتی ساز بشی👋👋
نشان های دریافت شده
سلام ممنونم دوست عزیز 🌹
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان.
سلام استاد عزیز،اول اینکه فایل صوتی هنگام پخش دچار قطعی و وصلی میشود،چندجایی صدا پخش نمیشود ولی فایل جلو میره و یکدفعه از ادامه وصل میشود.
دوم در فایل ویدیویی گفتید سالاد رفتار پرخوری را در من ایجاد میکرد، با مرور این حرف یادم اومد که من تو رژیم کیتو فستینگ مجاز بودم مثلا در کل روز دو ساعت سه ساعت مجاز بودیم هرچی از مواد غذایی مجاز هرچقدر دوست داشتیم و میل داشتیم بخوریم بعد از ترک این دوره این عادت در من ایجاد شده بود که مثلا اگه همیشه در ساعت یک تا سه بعد از ظهر همه چیز میخوردم توی این ساعت یا کلا در طول روز اینجور بودم که خب غذا میخورم میوه میخورم چایی میخورم و…. دیگه تا چند ساعت چیزی نمیخورم،خخخخ این عادت اشتباه را به لطف خدای مهربان امروز با مرور این فایل شناسایی کردم و از امروز دیگه حواسمو جمع میکنم که بر حسب این عادت رفتار نکنم. با خودم میگم زهرا این برای زمانی بود که تو دوره رژیم بودی و نگرانی از خوردن داشتی که اگه الان نخوری و زمانت تموم بشه دیگه نمیتونی چیزی بخوری و گرسنه میمونی ولی الان دیگه اون رژیم و دوران تموم شده تو هرموقع گرسنه بودی مجاز هستی هرچی دلت خواست به اندازه بخوری چون بدنت نیاز داره پس نگران نباش و این عادتو بزار کنار هرموقع گرسنه شدی خیالت راحت هرچی دوست داشتی بخور،قربونت برم دختر نازنین.
خدا را شکر که این عادتم را شناسایی کردم.استاد سپاس از شما
نشان های دریافت شده
سلام باگوش دادن به این فایل شایدچندبارگوش دادم ومتوجه شدم نگرش هام اشتباه بوده همیشه تایک غذایی روخوردم فوری توذهنم یک ندایی زمزمه میشد چاق کنندست توچاق میشی چراخوردی ومن عذاب وجدان میگرفتم یا فلان غذارونمیخوردم وای چاق کنتدست درموردچیپس وپفک هم همینجوربود میگفتم بخورم چاق میشم یافست فود هم همینجور خیلی درگیربودم بانگرش اشتباه مغزی ولی درروش ذهنی خیلی اصولی بمایادمیده به تناسب اندام برسیم وازغذاهیچ ترس نداشته باشیم ولی دراین روش هم نباید ازیک سری کلام بخوایم استفاده کنیم برا لاغری اصلا تاثیرنداره همش یک حرفه ولی اموزش ها بماکمک میکنه تابه هدفم برسیم ذهن ناخوداگاه اصلا به این جملات کارنداره فقط نگرش هست که باعث میشه به سمت چاقی پیش بریم بایدهرروزفایل گوش کنیم وتمرکزداشته باشیم به گفته های استاددرفایل وحل تمرین وازمهمتر اجرا تکنیک ها ازهمه مهمتره ونبایدهی به جسم خودمون نگاه توایینه چشم برداریم وقتی خواستیم چیزی رونخوریم بایدتوجه کنیم چرا نمیخوریم درواقع چرا مهمه وبقول استادتوهمون لحظه تصمیم بگیریم که چی بخوریم یانخوریم ازقبل تصمیم نگیریم وبخوردن فکرنکنیم
نشان های دریافت شده
سلام نبایدروغذابرچسب زد وازغذا ترس داشت غذاها قدرت ندارن ماروچاق کنن یا لاغرکنن یافکرکنیم توذهن این نگرش باشه فلان غذاکه میخورم چاق نمیشم نیست یابخوایم تاخرخربخوریم نیستم بایدشیوه درست رفتاری درموردلاعری بکاربگیریم تودرولن چاقی میگفتن سالادزیادبخوریدلاغرمیکنه این افکارکاملا اشتباهه یا باگفتن جملاتی که باعث لاغری بشه اونم اشتباهه بایدمسیردرست رویادبگیریم درموردشیرینجات وفست فودها نگرش باید تغییرکنه به سمت چاقی فکرمونونبریم به نجوای ذهنی توجه نکنیم وچشم از جسم خودبرداریم ذهن ناخوداگاه به این عبارت تاکیدی توجه نداره وباان کلمات تغییرکنه نگرش که مانسبت به غذاها داریم چاقی اتفاق میفته ونخوردن بعضی چیزاهم باعث لاغری نمیشه همش برمیگرده به نگرش ما تغییرنگرش باگوش به فایل وتکرار ومدام این روش انجام دادن باعث میشه کلی افکارتغییرمیکنه قبل اشنایی سایت فکرمیکردم حتمابایدورزش کنم تالاغربشم ولی نگرشم تغییرکرده وورزش نمیکنم سایزهم کم کردم ویادگرفتیم نقطه سیری وگرسنگی رو به اندازه نیاز بدن میخوریم وقتی ماچیزی رودوست نداریم بخوریم اون چرانخوردن مهم هست نه نگرش اون چیزی که دوست داریم بخوریم بااحساس خوب بخوریم خیلی خوبه باعث حال خوبی مامیشه مانباید بخوردن فکرکنیم همیشه ازقبل درموردچیزی تصمیم نگیریم همون لحظه تصمیم بگیریم همیشه بایدفکراصلی تغییرکنه نه عمل اصلی
نشان های دریافت شده
سلام طبق گفته ها دراین فایل وقتی میگفتن سالادبخوریدمعده روپرمیکنه باعث میشه کمترغذابخورید یامیگفتن سردیجات چاق کنندست وفست فودوکله پاچه وماکارونی وسس ها شیرینی ها چاق کنندست وترس داشتیم ازخوردن یانمیخوردیم بازم نگرش چاقی بود درذهن ما یاخرما چاق کنندست کوکوسبزی کالریش بالاست یااش کلا بااین افکارها درگیربودیم ولی وقتی باسایت تناسب فکری اشناشدیم نگرش مادرمورد غذا عوض شده هیچ ترسی ونگرانی ازغذاهانداریم نگرش ماتغییرکرده