0

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟ راز پنهان ذهن در چاقی (گام ۱۴)

چرا نمی خورم لاغر نمیشم
اندازه متن

مدتی غذا نخوردید 🍽️، رژیم گرفتید 🥦، شام را حذف کردید 🚫🍲، ولی روی ترازو عددی که می‌خواستید را ندیدید! 😳

📍 این جلسه ادامه گام ۱۳ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

این شرایط باعث ایجاد سوالی در ذهن ما می‌شود که: «چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟!»

ما همیشه فکر می‌کنیم نخوردن یعنی لاغری ⛔⚖️، اما واقعیت این است که ذهن ما داستان دیگری دارد 🧠✨.

در این مقاله می‌خواهیم با هم بررسی کنیم 📖🔍 که چرا با وجود نخوردن، لاغر نمی‌شویم و چطور قدرت ذهن می‌تواند ما را حتی در نبود غذا، چاق‌تر کند! 🌀

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟ 🤔 واقعاً دلیلش چیه؟

تا حالا چند بار با خودت گفتی: «دیگه برنج نمی‌خورم!» «شیرینی رو حذف می‌کنم!» یا «از فردا روزی یه ساعت می‌رم ورزش!»

ولی با این‌که همه این کارها رو کردی… هنوزم لاغر نشدی! یا شاید یه مدت کم کردی ولی خیلی زود برگشتی به وزن قبل (یا حتی بیشتر 😞).

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم

واقعاً چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! این سوال خیلی‌هاست.

خب، بذار یه نکته مهم بهت بگم👇

میلیاردها آدم روی زمین هستن که نه رژیم می‌گیرن، نه ورزشکار حرفه‌ای‌ان، اما همیشه متناسب می‌مونن! 😮

پس قطعاً یه جای کار اشتباهه… شاید اصلاً عامل لاغر شدن، اون چیزایی نباشه که فکر می‌کردیم!

شاید وقتشه یه بار برای همیشه ریشه‌ی اصلی ماجرا رو پیدا کنی — یعنی ذهنت 🧠💡

واقعاً چی عامل لاغر شدنه؟ چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟ 🤷‍♀️🍽️

سال‌ها با اضافه وزن دست و پنجه نرم می‌کردم… 😓

۳۵ سال از عمرم گذشت و همیشه یه سایه سنگین به اسم چاقی همراه من بود.

چیزی نبود که فقط روی بدنم اثر بذاره، رو اعتماد به نفس، لباس پوشیدن، مهمونی رفتن، حتی حالِ دلمم تأثیر داشت. 😞

همه جا می‌شنیدم:

🔸 “خوردن باعث چاقیه!”

🔸 “هرچی می‌خورم چاق می‌شم!”

اما عجیب‌ترش این بود که خیلی‌ها، درست مثل من، می‌گفتن:

“چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم!” 🤯

هر بار که تصمیم می‌گرفتم لاغر شم، اولین چیزی که به ذهنم می‌رسید رژیم گرفتن بود.

❌ سرخ‌کردنی نه 🍞 نون خیلی کم 🍚 برنج ۸ تا ۱۰ قاشق 🥗 سالاد و سبزیجات جایگزین همه چی!

و البته که نصیحت‌ها هم همیشه آماده بودن:

“کمتر بخور!” و “هر روز یه ساعت ورزش کن!” 🏃‍♀️ اما یه چیزی رو هیچ‌وقت نفهمیده بودم…

اگه این نسخه‌ی کلاسیک «کمتر خوردن + بیشتر ورزش کردن» جواب می‌داد، چرا این همه ساله که افراد چاق هنوز چاقن؟!

واقعیت تلخ اینه که بیشتر برنامه‌های لاغری رو افرادی نوشتن که خودشون هیچ‌وقت چاق نبودن! 🙃

و خب طبیعیه که درک درستی از ذهنیت و شرایط افراد چاق ندارن.

🧠 ذهن ما خیلی قدرتمنده، و چیزی که تو ذهنمون باورش داریم، توی بدنمون اتفاق می‌افته.

وقتی با خودمون تکرار می‌کنیم: “اگه بخورم، چاق می‌شم!”

حتی فکر کردن به غذا خوردن هم می‌تونه ما رو در مسیر چاق‌تر شدن قرار بده!

چون ذهن ما فرق بین واقعیت و خیال رو نمی‌فهمه! 🤯

با این آگاهی بهتر می‌شه درباره این ابهام ذهن که چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! 🧐 توضیح داد.

جوابش ساده‌ست: چون ما سال‌ها با ذهنمون برنامه‌ریزی شدیم که خوردن باعث چاقیه، حتی اگه فقط در حد فکر باشه!

من خودم بارها تجربه کردم که بدون تغییر در غذا خوردنم، چاق‌تر شدم!

همون حجم غذا، همون سبک زندگی… ولی بدنم سنگین‌تر می‌شد. تا جایی که باورم شده بود:

“آب هم بخورم چاق می‌شم!” 💧➡️⚖️

اما وقتی با ذهنم آشنا شدم و فهمیدم همه چیز از اینجا شروع می‌شه، مسیرم عوض شد… ✨

اگه تو هم هنوز نمی‌دونی چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم، شاید وقتشه یه نگاه عمیق‌تر به ذهن و باور‌هات بندازی. 🧠💫

چی باعث می‌شد من هی چاق‌تر بشم؟ 😟

با خودم بارها فکر کرده بودم: من که نه بیشتر می‌خورم، نه سفره‌مون رنگین‌تر شده… پس چرا هر سال دارم چاق‌تر می‌شم؟! 🤔

جوابش چیزی نبود که تو بشقابم باشه… بلکه چیزی بود که تو ذهنم تکرار می‌شد! 🧠💭

  • ☁️ ترس از چاق‌تر شدن
  • ☁️ تنفر از اندامم
  • ☁️ نگرانی از عدد ترازو
  • ☁️ فکرای تکراری مثل: “نکنه دوباره چاق شم!” “لباسم تنگ شده، یعنی بازم چاق شدم؟”

اینا چیزایی بودن که مثل یه فایل صوتی، مدام تو ذهنم پخش می‌شدن. و همینا بودن که بدون اینکه غذام بیشتر شه، منو چاق‌تر و سنگین‌تر می‌کردن! ⚖️

ذهنمون یه قدرت فوق‌العاده داره… و وقتی بارها و بارها یه فکر خاص رو تکرار کنیم، فرقی نداره واقعیه یا نه؛ ذهن اون رو تبدیل به واقعیت می‌کنه. ✨

برای همین هم هست که خیلی از ماها با اینکه رژیمیم، بازم برامون سواله که:

“چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟!”

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم

چرا غذا می‌خورم چاق می‌شم؟ 😩

یکی از فکرایی که سال‌ها باهام بود، این بود که: “غذا باعث چاقی منه!” واقعاً باور داشتم که هر چی می‌خورم، مستقیم میره می‌چسبه به پهلو و شکمم! 😅

در حالی که یه عالمه آدم متناسب رو می‌دیدم که همون چیزایی رو می‌خورن که من می‌خورم… ولی اونا همچنان لاغر و خوش‌اندامن! 🤷‍♀️

همیشه تو ذهنم می‌چرخید:

🔸 چرا غذایی که بقیه رو چاق نمی‌کنه، منو راحت چاق می‌کنه؟

🔸 چرا من هرچی می‌خورم چاق می‌شم ولی اونا هرچی می‌خورن، همون‌طور لاغر می‌مونن؟!

🔸 و بدتر از اون: چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! 😩

شنیده بودم که بعضی از آدمای متناسب فقط با دو سه روز بی‌نظمی تو غذا خوردنشون، راحت وزن کم می‌کنن.

در حالی که من با چند هفته سخت‌گیری و رژیم فقط یه ذره تکون می‌خوردم… اونم اگر خوش‌شانس بودم! 🙃

🤔 این همه تفاوت برای چی؟ چرا یه غذا برای من چاق‌کننده‌ست، ولی برای اونا نه؟

واقعاً چرا من غذا می‌خورم چاق می‌شم، ولی اونا نه؟

چرا نمی‌خورم لاغر نمیشم؟! 😩 ولی اونا نمی‌خورن لاغرتر میشن؟!!

جواب این سوالا تو ذهنم پنهون بود… ذهنی که باور کرده بود: “غذا = چاقی”

💡 اگه احساس می‌کنی با وجود کم‌خوری هم لاغر نمی‌شی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همین فرمول ذهنی رو هدف می‌گیره.

✍️ حالا بریم سراغ این معجزه؛ در ادامه هم توی گام ۱۵ سراغ «اگر از خودت انتظار لاغر شدن داری» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 121 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.23 از 109 رای

https://tanasobefekri.net/?p=23967

121 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

121 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مژگان نوحی
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۱ ۱۲:۳۳
      مدت عضویت: 784 روز
      امتیاز کاربر: 9480 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 683 کلمه

      سلام استاد  روشن عزیز ،چراغ امید بخش راه من و سایر دوستان 

      استاد بخدا من همه ی فایلها رو میخونم انجام میدم و نتیجه هم گرفتم و کلی لاغر شدم 

      استاد در میان حرفاتون من به یاد آوردم برعکس بعضی وقتا هم من موقع رژیم یسری چیزها رو می‌خوردم چون فکر میکردم خوردن اونها لاغر کننده ست 

      مثل دو لیوان آب ولرم با لیمو ترش اول صبح ،مثل خوردن آب کرفس که وقتی دماغمو می‌گرفتم و بزور میخوردمش ولی میدونستم لاغر می‌کنه و ازش انتظار لاغری داشتم 

      مثل خوردن شیر و جو دوسر پرک با دارچین  ازش انتظار لاغری داشتم مثل خوردن تخمه چیا و خاک شیر و تخم شربتی و زنجفیل و دارچین و پروتئین بیشتر که از همه ی اینها من انتظار لاغری داشتم 

      و در مورد سالاد کاملا باهاشون موافقم و همین الآنم من این اشتباه رو داشتم و اصلاحش میکنم 

      من چون فکر میکنم معده ی ما واقعا گشاد هست اولش باید حجم زیادی سالاد و هویج بخوریم تا این پر بشه 

      من همین الان هر روز مقدار زیادی سالاد و هویج هم خورد میکنم جلوی دستم میزارم تا میان وعده ها ،قبل مثلا ناهار یا شام خوردن بخورمشون تا معده مو پر کنه و من با مقدار کمتری غذا سیر بشم 

      خوب چیزی که الان متوجه شدم این حرص و ولع من به خوردن بیش از حد نیاز بدنم به سالاد و کاهو و هویج است طوری که شاید اصلا نیاز به اینهمه نباشه و با یکمش هم من سیر بشم پس چرا من اینهمه سالاد میخورم بحدی که دست و پاهام یخ میزنه

      پس فهمیدم فکر پشت این سالاد خوردن من اشتباهه من برای چاق نشدن دارم میخورم و این طرز فکر اشتباه عملکرد اشتباهی بهمراه داره طوری که اگه بروز سالاد نباشه بعدها احتمالا من با حجم زیاد غذا یا میوه این پرکردن معده رو جبران خواهم کرد 

      فهمیدم نگرشم فکر ذهنم رو در مورد نخوردن بعضی غذاها با استمرار اصلاح کنم 

      مثلا همین پریروز ما ناهارهم لازانیا داشتیم هم مرغ 

      و من مرغ رو ترجیح دادم و خوردم 

      الان باید نگرشم این باشه که من لازانیا رو نخوردم چون میخواستم لاغر بشم من هر دو غذا رو دوست داشتم ولی تمایلم به خوردن پنیر پیتزا در مواد غذایی تغییر کرده راستش

      میلم دیگه به پنیر پیتزا نمی‌کشه واسه همین مرغ با برنج رو ترجیح دادم از طرفی هم هر وقت فیله مرغ با برنج میخورم خوب سیر میشم و میمونم 

      پس بعضی وقتا که به خوردن بعضی چیزا نه میگم باید ذهنم یاد بگیره بخاطر اینکه نخوردن اون مثلا پیتزا بخاطر لاغر شدنه ،نه از ترس چاق شدن 

      من قبلنا بیشتر مواقع با توجه به رژیم ها و نخوردن بعضی مواد غذایی فقط بخاطر ترس از چاق کنندگی شون اون چیز رو نمی‌خوردم 

      خوب الان یاد گرفتم باید بخاطر لاغر شدن و تغییر دید لاغری به نخوردن بعضی مواد غذایی که میلم هم نمی‌کشه نگاه کنم و لذت متناسب شدن از نخوردن رو هر دفعه تجربه کنم نه ترس چاق شدن رو 

      مثلا الان ۲۷ روزه من میلی به بستنی ندارم ناخواسته این تغییر میل در من رخ داده و من نمی‌دونم از کجا اومده ولی در هر صورت من اصلا میلی به خوردن بستنی ندارم 

      الان من اصلا فکر نمیکنم چون بستنی چاق کننده ست پس من نباید بستنی بخورم 

      نه من اصلا به چاقی کنندگی بستنی فکر نمیکنم فقط میلی به خوردنش ندارم 

      الان جدیدا میلم به خوردن کاهو و هویج با سس بیشتر شده چون 

      احساس میکنم داره به لاغر شدنم کمک میکنه حال خوبی بعد خوردنش بهم دست میده از طرفی هم سالاد سزار کلا دوست دارم و از درست کردنش هم لذت میبرم 

      ولی خوب مثلا سبزی خوردن هم چیز خوبیه ها ولی چون اندازه سالاد میلم به خوردنش نمیره و پاک کردن و شستنش برام خوشایند نیست سمتش نمیرم 

      الان کاری رو میکنم که میلم می‌کشه و با لذت انجام میدم و در تمام مدت هم تمرکزم رو لاغری و تناسب اندامم هست نه چاق کنندگی مواد و ترس از چیزی 

      من الان از هیچ ماده غذایی نمی‌ترسم فقط میلم دیگه بهشون نمی‌کشه 

      مژگان ۴۳ ساله پر از آرامش روحی و جسمی و احساس خوب و عملکرد و نتیجه عالی در مسیر لاغری با ذهن 

      هفت کیلو به بالا تو این ۲۷ روز تقریبا کم کردم البته حدس میزنم بشدت لاغر شدم کاملا محسوسه این لاغری 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۳ ۱۳:۴۰
      مدت عضویت: 2619 روز
      امتیاز کاربر: 21568 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,078 کلمه

      گام 14 از 100گام 

      میخورم چاق میشم  نمی‌خورم لاغر نمیشم 

      با سلام خدمت استاد عزیزم و همراهان گرامی 

      تیتر این گام  خیلی منو به فکر فرو برد  یادمه همیشه از خوردن غذا ها میترسیدم لب به شیرینی و شکلات نمیزدم  بستنی نمی‌خوردم  چون اعتقاد داشتم که کالری بالایی دارند بیشتر سعی میکردم تو رژیم باشم  چون میترسیدم چاق بشم  اعتقاد ام این بود اگر این غذا را بخورم چاق میشم  و واقعا هم چاق میشدم. یادمه ی زمانی مجبور شدم عمل مهمی را برای یک بیماری انجام بدم و مدت 6ماه از ورزش منع شدم آن موقع به علت ترس از چاقی غذا های پر کالری نمی‌خوردم اما حتی یک کیلو هم لاغر نشدم و باورم این بود که رژیم بدون ورزش جواب نمیده تا ورزش نکنم لاغر نمیشم. به هرحال چه می‌خوردم و چه نمی‌خوردم ترس از چاقی و تمرکز بر چاقی نمی‌گذاشت من لاغر بشوم  و دوباره با هزار جون کندن. ورزشهای سنگین و رژیم های سخت خودمو لاغر میکردم اما همچنان عادی زندگی کردن مانند یک فرد متناسب بر دلم میماند چون کار من همیشه در رابطه با ورزش بود و رژیم هم جز برنامه کاری من بود طبق معلومات و آگاهی های آن زمان که همه این دو عامل را عامل لاغری می‌دانستند من هم همین عقیده را داشتم اما خوب هم می‌دانستم که هر گاه این دو عامل را کنار بگذارم چاق میشوم. که چاق هم شدم  پس با هدایت خداوند به سایت  تناسب فکری راهنمایی شدم و آنجا بود که فهمیدم عامل لاغر شدن نه ورزش است نه رژیم چرا ,،،،  چون زمانی میشود لاغر شد که واقعا لاغری ماندگاری باشد نه این که بعد از مدتی که روش مورد. نظر را کنار بگذاری باز هم چاقتر از قبل بشوی  اشکال کار کجاست که این همه افراد متناسب بدون ورزش و رژیم متناسبند اما ما که همش به دنبال لاغر شدن از روشهای مختلف بودیم باز هم چاقیم. در تناسب فکری متوجه شدم اشکال ما از ذهن ماست ذهنی که مدتها تحت تاثیر اطلاعات پیرامون ما بوده و آگاهی های متفاوت از چاق نشدن و لاغر شدن بدست آورده  حالا این ذهن بدون این که خودمان متوجه بشویم چاق شده و اضافه وزن را در جسم ما بوجود آورده  وقتی فهمیدم که ذهن من باعث چاقی من شده است خواستم بیشتر ذهن و قدرت ذهن را بشناسم دوره های استاد را تهیه کردم و روی دوره ها کار کردم اوایل خیلی درک نمی‌کردم اما با ادامه دادن به درکی بالاتر از لاغر شدن رسیدم خیلی جالبه.  من برای لاغری در دوره ها شرکت کردم اما در تمام جنبه های دیگر زندگی هم پیشرفت کردم دیدگاه ام به زندگی تغییر کرد و موفقیت های دیگری بدست آوردم که اگر سالها تحصیل میکردم نمی‌توانستم به آن موفقیت ها دست پیدا کنم   ذهن و قدرت ذهن را از طریق حرفهای روان استاد شناختم و عامل چاقی و لاغری را پیدا کردم بله عامل چاقی و لاغری. عامل خوشبختی  وبدبختی  عامل ثروت و فقر. و تمام عوامل دیگر در زندگی ما ذهن ماست  تمام موفقیتها و شکست‌های ما در زندگی ما ذهن ماست چیزی که خیلی ها باور ندارند چون به آن سطح از آگاهی نرسیدند. دوست من خوشحال باش که الان اینجا هستی  چون تو آگاه شدی و هدایت خداوند ترا به اینجا آورد تا بیشتر  بهتر آگاه شوی 

      بارها رژیم های متنوعی در سرتاسر دنیا منتشر شد و افراد چاق زیادی از این رژیم ها پیروی کردند ولی بازهم بعد از رها کردن چاقتر از قبل رژیم شدند  من بارها که نه سالها در رژیم بودم و همیشه پیروی از منوی رژیم داشتم  ولی غذایی را دیگران میخورند و من با حسرت نگاه میکردم.  میگفتم نه میل ندارم  ولی واقعا میل داشتم دوست داشتم از آن غذا بخورم الان متوجه هستم چه ظلمی سالها به خودم کردم یک خاطره آیی که دارم  این است که برای دوره مربیگری بین المللی  به کشور انگلیس  رفتم دوتا هدف داشتم  یکی گرفتن مدرک  یکی دیدار برادرم و خانواده اش بعد از هشت سال دوری. من مدت 6ماه انگلیس بودم. اما حتی یک بار از شکلات های آنجا نخوردم شاید بگم صدها مدل نان دارند حتی یک لقمه از آن نانها که به نظر خوشمزه هم بودند نخوردم  انواع و اقسام چیس ها ی متنوع شیرینی شکلات  خوراکی های که واقعا دوست داشتم بخورم  و نخوردم  حسرت همه هم به دلم ماند. ولی همان موقع تو ذهن ام مزه اشون احساس میکردم مثلا فلان شکلات حتما شبیه اینه که خودمون هم تو ایران داریم. اگر می‌دانستم چه بخورم و چه به آن فکر کنم هردو تاثیر در چاقی من خواهد داشت بلاشک می‌خوردم و آنقدر خودم را زجر نمی‌دادم درسته آن موقع با این رژیم های سخت و ورزشهای سنگین  موفق به دریافت مدرک شدم  اما بعدش چی هیچی وقتی تمام اش را کنار گذاشتم این همه اضافه وزن پیدا کردم. اما همین اضافه وزن در جدید تناسب فکری را به روی من باز کرد. که باعث این همه دریافت آگاهی شد 

      چاق شدن هیچ ربطی به خوردن ندارد اما چه جور خوردنی   خوردنی که مورد نیاز بدن باشد از هر نوع مواد غذایی  هیچ وقت باعث چاقی نمیشود اما اضافه بر نیاز بدن است  که چاقی را بوجود میآورد  به افراد متناسب توجه کنید. هیچ وقت چاق نمی‌شوند چونکه ذهن آنها براساس پیش فرضشون عمل می‌کنه وقتی سیر میشوند و ذهن استاد میدهد حتی لقمه آیی اضافه نمی‌توانند بخورند آنها هیچ ترسی از مواد غذایی ندارند تمام مواد غذایی در ذهن آنها یکسان است  جدا نمی‌کنند این کالری اش بیشتره اون قندش بیشتره. هرچه را دوست دارند در زمان احتیاجشان به مواد غذایی میخورند و آرامش ذهنی در این قضیه دارند اما یک فرد چاق ترس از چاقی داره نفرت از چاقی داره  نگرانی از چاقتر شدن داره    و همین باعث اضافهذوزنش میگردد بله ما اینجوری چاق شدیم با قدرت رهنمون چاق شدیم و فقط با قدرت ذهن امون میتوانیم دوباره لاغر شویم 

      در لاغری با ذهن به معجزه آیی برخورد میکنیم که متوجه میشویم  ذهن میتواند آگاهی های اطراف را جمع کند و از آن فرمول بسازد. و مغز که تحت تاثیر ذهن و فرمول‌های ذهنی است دستوراتی را بوجود میآورد که خواسته های ذهن را برآورده کند  و این قانون برای تمام جنبه های زندگی ما صدق میکند و فتارهای ما را میسازد  عملکرد های مارا شکل میدهد. 

      حالا به این نتیجه رسیدیم که هیچ رژیمی و ورزشی نمی‌تواند تا ابد مارا لاغر نگه دارد و فقط از طریق  تغییر فرمول‌های ذهنی  میتوانیم به لاغری دست پیدا کنیم  و آن هم با آموزش صحیح  قدرت ذهن را افزایش میدهیم و از راه صحیح به لاغری میرسیم 

       با تشکر سهیلا عظیمی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۷:۱۲
      مدت عضویت: 821 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 122 کلمه

      سلام درگدشته من زمانی که ازدکتربرنامه رژیمی میگرفتم سعی میکردم طبق برنامه اجراکنم ولی اونقدرحرص وولع من زیادبودباعث میشد پرخوری کنم عذاب وجدان بگیرم یک روزروزازادداشتم وانوباپرخوری خراب میکنم رفتن روترازوحالموبدترمیکردمیگفتم خوب ۳کیلوکم کردم‌پس بخورم ودوباره چاقی برمیگشت نسبت به غذا ها ترس داشتم همیشه افکاربدتوذهنم بودباخوردن غذا وهی توذهنم نشخوارذهنی داشتم یا قبل غذا چای سبزبخورم که لاغر میکنه بدترافت فشارمیگرفتم حتی ازفست فودهابعنوان غذاهای چاق کننده توذهنم بود یا خیلی وابسته به شیرینی بودم هیچ وقت توذهنم افکرلاغرکننده نبود وهمین باعث چاقی من بودولی اززمانی که من بالاغری ذهن اشناشدم به لطف خدا خیلی کمک کرده تایه مقداری ازاون افکار ازذهنم پاک بشه ومیخوام یادبگیرم باذهن ومتناسب بشم وبراهمیشه تکرارکنم نه مقطعی بخوادباشه این روش خیلی توهمه مراحل زندگی تاثیرمیزاره 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم حیدری
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۶ ۱۶:۴۳
      مدت عضویت: 2090 روز
      امتیاز کاربر: 64683 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 264 کلمه

      بنام خدا 

      میخورم چاق میشم 

      نمیخورم لاغر نمیشم 

      واقعیتی بود که برا منم همیشه سوال بود که هم با خودم و هم به اطرافیان میگفتم بابا من چیزی نمیخورم اما چاق میشم کلافه بودم از نخوردن و از اینکه به قول استاد قبل غذا یخ مدتی سالاد میخوردم که سیر بشم و زیاد غذا نخورم ا همین طور هم بود سالاد شکمو پر می‌کرد و گاهی هم من قبل غذا چند لیوان آب میخوردم و دیگه زیاد غذا نمیخوردم اما خوب بدن من ضعیف میشد انرژی نداشتم بی حوصله بودم مادرم بهم غر میزد که چرا این کار را میکنی ضعیف شدی میگفت آدم درخت نان و آب هست تو وقتی نمیخوری چطور میخوای سر پا باشی و منم اشتباه میکردم وقتی داشتم به غذایی که دوست داشتم فکر میکردم و یا سر سفره میدیدم و نمیخوردم داشتم چاقی را قوی‌تر میکردم برا همین لاغر نمی‌شدم و استاد مثال دوستی را زد که هنگام برگشت از پیاده روی کیک و قهوه مورد علاقه خودشو می بینه و نمیخوره و برعکس میاد خونه بجاش کالباس و پنیر میخوره اونم اشتباه کرده اگه همون قهوه کیک و می‌خورد بهتر بود چون با این کار از چاقی ترسیده و نخورده من از این به بعد وقتی خواستم کمتر بخورم میگم که میخوام مثل افراد متناسب رفتار کنم میخوام درست رفتار کنم و کمتر میخوردم نه اینکه از ترس چاقی نخورم چون اینا فرمول های اشتباه هستن و در طول این مدت ما را چاق کردن و ما با قرار دادن فرمول های صحیح جسم خود را به حالت اولش که متناسب بودن است برگرده .با سپاس فراوان از استاد عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۲ ۰۷:۴۰
      مدت عضویت: 1342 روز
      امتیاز کاربر: 13170 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,004 کلمه

      به نام خداي هدايتگرم 

      سلامي گرم به استاد عطار روشن عزيز

      گام ۱۴: می خورم چاق میشم، نمی خورم لاغر نمیشم!

      همين اول فايل بگم اين فايل رو هم چندين بار گوش كردم و حالا دارم براش كامنت مينويسم

      ميتونم درباره اين فايل بگم ، اگر همين يه دونه فايل رو يك فردي با اضافه وزن هر روز گوش بده و هر روز بهش فكر كنه و درباره اش يه اقدام عملي بكنه با اطلاعاتي كه ازش بدست مياره ، ميتونم به جرات بگن كل مسير تناسب فكري رو رفته….خيلي فايل پر محتوايي هست.

      در لاغري با ذهن ،هم زمان هم روي ذهن كار ميكني هم روي عملكردت.

      چقدررررر نكته جالبي بود براي من اينكه چه چيزهايي بخوريم لاغر بشيم و سالاد كه كالريش صفر هست موجب ميشد من انقدر سالاد ميخوردم كه معده ام منفجر ميشد بعدشم شروع ميكردم غذا ميخوردم اين وسط هم ذهنم هي ميگفت نه بابا چيزي نخوردي كه بيشترش سالاده 

      …بخور بابا

      و من تا دم مرگ و دل درد ميرفتم

      و نكته بسيار بسيار مهم بعدي يه غذايي رو ميخوري چاق ميشي همون غذا رو نخورديم  شايد چاق نشديم ولي لاغر هم نشديم..

      تا حالا به اين موضوع اينجوري نگاه نكرده بودم

      انقدرررر براي من اين موضوع پيش اومده و انقدررررر مثل اون دوستتون رفتم جاش چيزي رو كه دوست نداشتم در حد دل درد خوردم

      اي واااي من چقدر جفا كردم به خودم

      چقدر خودمو گول ميزدم 

      چي فكر كرده بودم درباره خودم

      هدف تغيير جملات نيست

      هدف فكر كردن به تصميم قبل از خوردن هست

      من از اين فايل فهميدم بايد هميشه به يه استپ قبل از غذا خوردن فكر كنم در حالتي كه اضافه وزن دارم . و اگر ميخوام متناسب بشم بايد به يه استپ بعدش فكر كنم.{{استاد : هيچ فرد متناسبي رو نمي بينم كه از قبل فكر كنه چي بخوره چه جوري بخوره }}

      يعني چي؟

      وقتي اضافه وزن دارم و يه چيزي رو ميخورم نبايد از اون چيزي كه ميخورم ترس داشته باشم يا نبايد با باورهاي قبلي اون غذا رو بخورم …چون اگر با اين نگرش ها بخورم ، انتظارم از خودم چاق تر شدن هست …همون كاري كه قبلا ميكردم …..قبلا هم ميرفتم تولد كيك ميخوردم و هي به خودم ميگفت واااي چقدر منو چاق خواهد كرد…يا برعكسش ميرفتم تولد و خودم رو توي فشار ميزاشتم و كيك نميخوردم شايد چاقتر نميشدم ولي لاغر تر هم نمشدم چون اون نگرش داشت كار خودش رو ميكرد{{{ نخوردن با فكر ، همون خوردن با فكر هست}}}…و اون نگرش در جايي ديگه مي آمد و نخوردن من رو جبران ميكرد با يه خوراكي ديگه …زرنگ نبودم كه فكر كنم چرا از كيك خوردن ميترسيدم ..بلد نبودم فكر اصلي رو درست كنم …پشت صحنه رفتارهاي خودم رو بلد نبودم تحليل كنم..علت رفتارم برام باورهاي غلط جامعه بود..

      حالا اگر ميخوام متناسب بشم ،  نبايد به اون نگرش هاي قبلي فكر كنم …بلكه بايد به اهداف مهم ترم فكر كنم …مثل هر آدم متناسبي كه اصلا هيچ نگرشي درباره غذاها نداره ولي براش مهمه كه متناسب باشه تا هميشه با اعتماد به نفس همه جا ظاهر بشه …يا براي يه آدم متناسب مهمه كه انرژيش بيشتر باشه تا به اهداف بزرگترش برسه ..يا يا يا يا….

      خيلي فلسفه سنگيني داشت اين بخش.

      نگرش

      خيلي وقتا ما يه چيزيا رو ميخوريم و نگرانيم كه اونو خوردم چاقتر ميشم …و خيلي بيشتر از اونا  خيلي وقتا ما يه چيزي رو نميخوريم و خوشحاليم كه نخورديم و چاقتر نميشم ولي چون در هر دوش ترس وجود داره همونم ترسه نميزاره لاغر بشي…با نخوردن ممكنه چاق تر نشي ولي لاغر تر هم نميشي…

      چرا من اينو نميخورم ؟

      اون چرا داره كار ميكنه

      اين بحث نگرش منو ياد ماه رمضون انداخت…زماني كه روزه ميگرفتيم و نميخورديم و زماني كه افطار ميكرديم در حد دل درد ميخورديم….سحر ها انقدر ميخورديم كه نگو…و اصلا نگرش درستي از بحث روزه نداشتيم…

      • تلاش های قبلی شما برای لاغر شدن با ذوق و شوق لاغر شدن بوده است یا ترس از چاق تر نشدن یا چاق ماندن؟

      تلاش هاي قبلي من صد درصد با ذوق و شوق لاغر شدن بوده ولي چون با ترس نميخوردم …لاغر هم ميشدم ولي لاغر نمي موندم…

      اون ترس مثل يك فنري كه فشرده اش ميكني بلاخره يه جا رها ميشه و وقتي رها ميشه به جايي خيلي دورتر پرتاب ميشه 

      دقيقا مثل زماني كه رژيم ميگرفتم و هي ترس روي ترس ميزاشتم و بلاخره فنر رها ميشد و چاقتر از قبل ميشدم و فنر دورتر از جاي قبلي رها ميشد و من چاقتر از قبل ميشدم

      از قبل تعيين نكنيد چه چيزي بايد بخورم چه چيزي نبايد بخورم انقدر به خودتون مسلط باشيد و انقدر به خودتون اطمينان داشته باشد كه هر وقت گرسنه شديد تصمصم بگيريد چه چيزي بخوريد

      شما براي كدوم نياز بدنتون تعيين كرديد كه من بايد چه رفتاري داشته باشم 

      براي تنفس تعيين مي كنيد كه مثلا ميخواهيد بريد كوه ميگيد در فلان ارتفاع ضربان قلبم چقدر باشه؟؟؟ !!!!

      خدا رو شكر كه هدايت شدم به اين آگاهي ها

      استاد : سعي كنيد به خوردن فكر نكنيد

      هر وقت كه قرار به خوردن بود اون و قت تصميم بگيريد

      نكته طلايي:

      افراد چاق خييييييلي بيشتر از افراد متناسب حواسشون هست چي بخورن چي نخورن…ولي افراد متناسب اصلا اهميت نميدن چي بخورن چي نخورن …طرز فكر افراد متناسب با طرز فكر افراد چاق از زمين تا آسمون فرق داره…

      هر چقدر رفتار رو دستكاري كنيم نتيجه نميگيريم …به فكر پشت اون رفتار بايد توجه كنيم.

      مثالي به ذهنم رسيد ، وقتي ميخوام برم پياده روي توي پارك يا كوه يا جنگل فقط به پياده روي فكر مي كنم ولي در مسير عرق ميريزم ..احتمالا از بالاي كوه ويو جالبي ببينم..هواي لطيفي در جنگل و پارك استشمام خواهم كرد و بعدشم هي به خودم ميبالم كه رفتم پياده روي و اعتماد به نفسم هم بيشتر ميشه 

      اينهمه در حاليه كه من اولش فقط يه تصميم گرفتم برم پياده روي …به هيچي ديگه فكر نكردم و لي يه عالمه نتيجه ديگه داشت برام..

      فكر نكردن درباره مواد غذايي و حساس نبودن به مواد غذايي و فقط پيروي كردن از فلسفه تناسب اندام فقط به اين دليل كه متناسب به دنيا اومدم پس لياقت دارم تا ابد در تناسب اندام زندگي كنم…انقدر نتايج شگفت انگيز ديگه به همراه داره …كه نا خود آگاه حساسيت نسبت به كالري غذاها و چربي غذاها و فلام و بهمان …بي جلوه ميشه 

      سپاس استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۱ ۲۳:۲۹
      مدت عضویت: 793 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 236 کلمه

      سوالات استاد:

      _نگرش من درباره مواد غذایی در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود._نگرش من درباره ورزش کردن در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود._نگرش من درباره قدرت چاقی غذاها در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود._نگرش من درباره همیشه متناسب بودن در وضعیت متناسب چگونه خواهد بود.

      جوابهای من:

      ✓اکنون که در مسیر لاغری با ذهن قدم برمی‌دارم میدانم که همه چیز نعمت خداوند است. من حق دارم از هر چیزی که خدا به من عطا کرده بهترین استفاده را ببرم اما نباید زیاده روی بکنم . اکسیژن اطراف من زیاد هست من به اندازه نیاز خودم وارد ریه هام میکنم. ( خودم برای مثالم کیف کردم 😬)✓بدن سالمی که خداوند به من عطا فرموده بسیار ارزشمند است. همه روزه صبح و شب در خدمت منه و کار خودش رو به بهترین نحو انجام میده پس فکر کنم مستحق این باشه که من با ورزش کردن اون رو سالم و سرحال نگه دارم و با تحرک حتی به روانم هم آرامش بدم. همیشه گفتم یکی از بهترین درمان های غیر دارویی افسردگی ورزش است.

      ✓غذا تا وقتی که در زمان درست و به مقدار لازم استفاده بشه تنها انرژی بخش است برای جسم و جان من. و تمام!

      ✓اینکه قرار است با روش لاغری ذهنی که نه هزینه ای دارم و نه بار سنگینی بر من تحمیل میکنم به تناسب اندام برسم و به صورت مادام العمر آن را حفظ کنم سبب میشود تا تمام وجود را شور و شعف و شادی فرا بگیرد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۱ ۲۳:۱۹
      مدت عضویت: 793 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 148 کلمه

      چند مورد از چیزهایی که این جلسه یاد گرفتم:

      1. رفتارم خیلی افتضاح تر از متناسب ها نیست! چه بسا در میزان توجهی که به مقدار غذا داشتم صدها برابر فردی متناسب دقت می‌کردم
      2.  مال گول بعضی حرف ها را می‌خوردیم. استاد مثال کالری پایین سالاد و زیاده روی خودشون و دوستان‌شون در مصرفش رو زدن. کاملا یاد خودم افتادم که تا حد دل درد سالاد می‌خوردم که پر بشم که کم بخورم!
      3.  لازم نیست کل روز دغدغه ی خوردن نخوردن داشته باشی. هر وقت گرسنه شدید نعمت خدا فت و فراوان هست. 
      4. ما به دستشویی رفتن و تنفس و ضربان قلب و چه می‌دونم حتی آب خوردنمون کل روز فکر نمی‌کنیم پس چرا غذا دغدغه ای شده که از صبح تا شب باهاش درگیرم!

      ۵.هدف تغییر جملات نیست. نمیشه من بشینم سر غذا هرچی می‌خورم بگم وای من دارم لاغر می‌شم!

      و اما جمله ی طلایی استاد:

      نخوردن با فکر همون خوردن بدون فکره !

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۶/۲۱ ۲۳:۰۹
      مدت عضویت: 793 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 198 کلمه

      این گام از صد گام بسیار پربار بود و من واقعاً به جای اینکه خودم چیزی بگم ترجیح میدم چند تا از جملات استاد رو تکرار کنم چون واقعاً این جملات و این حرف‌ها برام حیرت آور بود باورم نمی‌شه که من می‌تونستم با فکر کردن به غذا هم چاق بشم. 

      ✓ از آنجا که ذهن ما اصل را از بدل تشخیص نمی دهد بنابراین فکر کردن به غذایی که حتی خورده نمی شود می تواند فرد را در معرض چاقی قرار دهد چون ذهن ما نمی فهمد که این فکری که در حال مرور کردن آن هستیم فقط یک فکر است و غذایی خورده نشده است!

      ✓ در  ذهن افراد چاق خوردن برابر با چاقی محسوب می شود وقتی به خوردن یک غذا فکر می کنید برای ذهن شما این افکار به منزله خوردن است و خوردن هم در ذهنتان برابر با چاقی است پس فرایند چاق تر شدن تنها با فکر می تواند انجام شود. به همین دلیل است که بسیاری از افراد چاق عقیده دارند چرا می خورم چاق میشم اما نمی خورم لاغر نمیشم؟!

      ✓اطلاعات مغزی به صورت تصاویر مجازی در ذهن ایجاد می شوند، سپس مغز آن تصاویر را به واقعیت زندگی ما تبدیل می کند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مینا
      ۱۴۰۳/۰۵/۲۷ ۱۶:۵۸
      مدت عضویت: 916 روز
      امتیاز کاربر: 6520 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 111 کلمه

      سلام من از این فایل یاد گرفتم هروقت می خوام چیزی بخورم چاق می‌کنه یا چاق نمی کنه و این همان تله 

       بود چون دوباره تمرکز رفت روی چاقی و لاغری کلا ناپدید شد 

      فکر می کنم باید تمرکز ذهنم را ببرم سمت وقتی که متناسب هستم و می خواهم چیزی بخورم.چون در زمان متناسب بودن نمی‌ترسم که چاق تر نشم.برای ورزش هم همینطور دیگه ورزش را برای چاق نشدن انجام نمی دهم بلکه برای حال خوب خودم انجام می دهم.

      در زمان متناسب بودن من از مواد غذایی نمی‌ترسم حتی بهش فکر هم نمی کنم به اندازه نیاز بدن میخورم و پا میشم.در آن زمان فقط به چی دوست دارم فکر می کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار 💖نرگس💖
      ۱۴۰۳/۰۵/۱۶ ۱۴:۲۶
      مدت عضویت: 928 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 665 کلمه

                به نام پروردگار زمین و آسمان

      سلام

      انشالله که حال همه خوب خوب باشه

      من امروز چی درک کردم از این گام؟!

      من فهمیدم که زمانی که نمی‌خورم و میگم می‌خوام چاق نشم با زمانی که می‌خورم و میگم که الان چاق میشم هیچ تفاوتی با هم نداره چون در هر دو موضوع تمام تمرکز من بر روی چاقی هست

      هدفمونم این نیست که فقط جمله رو عوض کنیم و بگیم نه من غذا نمی‌خورم که لاغر بشم

      با تغییر جمله نگرشی که توی ذهن ما هست تغییر نمی‌کنه

      بلکه همین جمله ما نتیجه نگرش و باورهایی که توی ذهن ما هست

      که ما اون‌ها را به زبون میاریم و حالا اگه بخواهیم تضاد اون چیزی که توی نگرش ما هست رو به زبون بیاریم چیزی رو عوض نمی‌کنه

      ما چیزی رو میگیم که باورش داریم و نگرشمون همونه

      پس اول باید نگرش ما تغییر کنه و بعد جمله حقیقت رو به زبون بیاریم

      و تغییر نگرش در این سایت احتمال شدنیه

      چون اگه نگاه کنی می‌بینیم که از اول مسیر تا الان بعضی از نگرش‌های ما تغییر کرده

      واقعا هم همینجوره

      من واقعاً مطمئنم که چاقی ارثی نیست و عادتی هست وقتی بقیه اینطور حرف می‌زنن کامل می‌فهمم که چه نگرش اشتباهی دارند و به خودم میگم که نه این ها دارن اشتباه می‌کنن

      چون من نگرشم تغییر کرده و این نگرش فقط با حرف زدن تغییر نکرده

      ما باید ببینیم که تمرکزمون روی چی هست

       باید به فکری که پشت عملمون هست توجه کنیم نه به خود اون عمل

      پس وقتی که نمی‌خوایم چیزی رو بخوریم باید از خودمون بپرسیم که چرا نمی‌خوایم بخوریم تا جواب این چرا نشونمون بده که چه نگرشی در ذهنمون هست

      ما با نگرشمون به غذا قدرت میدیم

      بیایم این قدرت رو به خودمون بدیم

      ما توی اون همه رژیم و تلاش‌هایی که می‌کردیم ترسمون این بود که چاق‌تر نشیم

      یعنی به عبارتی زندگی معمولی خودمون را چاق شدن دیده بودیم و اگر غذایی رو می‌خوردیم می‌گفتیم که خب طبیعیه چاق بشیم ،اگر هم نمی‌خوردیم می‌گفتیم که نخوردیم که چاق نشیم

      شاید به این نیت که می‌خوایم لاغر بشیم رژیم می‌گرفتیم اما بیاین روراست باشیم

      واقعا مگه غذا نمی‌خوردیم نمی‌گفتیم که اگه زیادتر بخوریم چاق می‌شیم اگه به اندازه بخوریم چاق نمی‌شیم؟!

      خیلی کم پیش میومد که بگیم اگه نخوریم لاغر می‌شیم اصلاً برامون سخت بود که این عبارت رو به کار ببریم چون توی ذهنمون همش می‌گفتیم که مگه میشه لاغر بشیم؟!

      و توی ذهنمون این حک شده بود که کلاً خوردن عامل چاقی هست

      خلاصه کلام اینکه ترس ما فقط و فقط چاق‌تر نشدن بود نه لاغر شدن

      و الان که فکر می‌کنم تلاش‌های من برای این بود که چاق نشم

      هیچ وقت با ذوق و شوق رژیم نگرفتیم چون همیشه ترس داشتیم و به خاطر ترسمون اقدام کردیم

       وتوی تمام اون رژیم‌ها تمرکز ما روی چاقی بود

      و حالا که فهمیدم اون همه کار که انجام می‌دادم هیچ کدوم برای لاغر شدن نبود چون با ذوق و شوق نبود و حالا فهمیدم که اون کارها از ترس بود

      می‌خوام حالا با ذوق و شوق لاغر بشم

      دیگه می‌خوام زندگی معمولی خودم رو لاغر شدن بدونم چون پیش فرض منه و بایدِ من لاغر بودن هست

      من متناسب دیگه غذاها رو چاق کننده نمی‌بینم بلکه برای قدرت گرفتن و انرژی گرفتن برای ادامه زندگی می‌بینم ،یک نعمت الهی و لذت بخش و یک عامل حیاتی میبینم

      من متناسب ورزش رو به چشم کاری برای انرژی گرفتن و لذت بردن و نشاط 

      برای بودن کنار دوستان و استفاده مفید از اوقات فراغت

      برای قدرتمند کردن و توانمند کردن جسم خودم می‌بینم نه برای وزن کم کردن

      من متناسب قدرتی در غذا نمی‌بینم که من رو چاق کنه بلکه غذا فقط به من انرژی می‌بخشد تا من با وجود الله مهربانم که به من قدرت زندگی کردن داد زیست کنم

      من متناسب زندگی معمولی خودم رو متناسب می‌بینم چون دلیلی نمی‌بینم که چاق باشم

      چون می‌دونم پیش فرض من لاغری هست و چاقی برای جسم من یک حالت غیر طبیعی به حساب می‌آید

      و حالا یک تمرین عالی که می‌تونم برای همیشه انجامش بدم اینه که بیام و لاغری رو زندگی کنم و نگرش‌هام رو نسبت به تناسب اندام و همه چی تغییر بدم

      و این واقعیت است

      الحمدالله که باز هم آگاه‌تر شدم

      ممنونم استاد

      حق نگهدارتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم