تا حالا شده یه کاری رو با کلی ذوق و انگیزه شروع کنی، اما بعد یه مدت، اون کار برات تکراری و خستهکننده بشه؟ 😑 با این حال، نمیتونی ترکش کنی؟ انگار یه نیرویی هست که هی تو رو وادار به ادامهش میکنه؟
اگه این حس برات آشناست، باید بدونی اسم این پدیده میتونه «اعتیاد» باشه. مخصوصاً وقتی پای خوردن وسطه، یه نوع خاصی از اون شکل میگیره به اسم: اعتیاد به غذا 🍩🍕🍟
اعتیاد به غذا یعنی چی؟ 🤔🍫
اعتیاد به غذا یعنی وقتی یه نفر دیگه نمیتونه جلوی خودشو بگیره و هی میخوره، حتی وقتی واقعا گرسنه نیست.

این فقط یه اشتهای زیاد یا پرخوری ساده نیست، یه رفتار تکرارشونده و خارج از کنترله که آدمو به سمت خوردن میکشونه… حتی وقتی دلش نمیخواد بخوره! 😣
و حالا جالبترین قسمت ماجرا! 😳👇
تحقیقات علمی، مخصوصاً مطالعهای از دانشگاه Yale درباره نقش مغز در مقیاس اعتیاد به غذا نشون داده که مغز بعضی از افراد، نسبت به بعضی غذاها (مثل شیرینی، چیپس، فستفود یا بستنی) درست مثل مغز یه معتاد به مواد مخدر واکنش نشون میده!
یعنی چی؟
یعنی خوردن یه قاشق بستنی یا یه تیکه شکلات میتونه همون قسمتهایی از مغز (مراکز پاداش یا reward system) رو فعال کنه که مواد مخدری مثل کوکائین یا هروئین فعال میکنن! 😱🍩
این یعنی اعتیاد به غذا یه موضوع جدی و علمیه، نه فقط یه بهونه برای پرخوری.
اعتیاد یعنی وقتی بدن و ذهن یه آدم برای ادامه زندگی عادیش به یه ماده یا یه رفتار خاص وابسته میشن. حالا اگه اون ماده یا رفتار در دسترس نباشه، بدن و ذهن شروع میکنن به نشون دادن علائم محرومیت یا همون خماری. 😵
شاید شنیدن اصطلاح اعتیاد به غذا برات اولش خوشایند نباشه، چون خب ما همینجوری هم کلی قضاوت و برچسب از جامعه بابت چاقی شنیدیم… حالا یکی دیگه هم اضافه بشه؟ 😔
ولی بیاین صورت مسئله رو پاک نکنیم… چون این “اعتیاد به غذا” واقعاً وجود داره، واقعاً ذهن و جسم ما رو درگیر میکنه، و اگه درست بهش نگاه نکنیم، فقط عمیقتر و ریشهدارتر میشه!

اعتیاد به غذا: پنهان، رایج و تشویقشده! 😳🍟
نکته عجیبه ماجرای اعتیاد به غذا اینه که برعکس اعتیاد به مواد مخدر که تو همهی دنیا باهاش برخورد قانونی میشه، واسه این یکی نهتنها مجازاتی وجود نداره، بلکه کاملاً آزاد، دردسترس و حتی تحسینشدهست! 😅
یعنی چی؟ یعنی کافیه یه دور توی شهر بزنی…
رستورانا، شیرینیفروشیها، فستفودها، بیلبوردها، حتی استوریهای اینستاگرام و تبلیغات تلویزیون…
همهچی شده ویترینِ غذاهایی که مغز آدم رو وسوسه میکنه 🤤
🍩 اونور یه معتاد باید قاچاقی بره دنبال مواد، اینجا یه فردی که معتاد به غذاست، فقط کافیه گوشیشو دربیاره، چندتا کلیک کنه، غذا دم در خونشه!
و حالا چرا اعتیاد به غذا اینقدر خطرناکتره؟
- 🔹 چون هیچکس به چشم یه اعتیاد واقعی بهش نگاه نمیکنه
- 🔹 چون پنهان و نرمال جا زده میشه
- 🔹 چون کسی جلودارش نیست و از هر طرف تشویق میشی به بیشتر خوردن
و وقتی چاق میشیم، تازه زنجیره عوارض شروع میشه:
- ❗ فشار خون بالا
- ❗ دیابت نوع دو
- ❗ بیماریهای قلبی
- ❗ مشکلات مفصلی
- ❗ و حتی اختلالات روانی مثل اضطراب، افسردگی و اعتمادبهنفس پایین 😔
همهی اینا فقط بهخاطر اینه که مغزمون یه مسیر شرطیشده رو پیدا کرده:
- «ناراحتی؟ بخور!»
- «استرس داری؟ بخور!»
- «حوصلهت سر رفته؟ بخور!»
- «حتی خوشحالی؟ جشن = خوردن!» 🎉🍰
📚 مطالعات علمی (مثل تحقیق منتشرشده در Frontiers in Psychology) نشون میده که اعتیاد به غذا از لحاظ اثرگذاری روی مغز، بهطرز شگفتانگیزی شبیه اعتیاد به مواد مخدره.
یعنی مغز ما نسبت به قند، چربی و نمک دقیقاً همونجوری واکنش میده که به کوکائین یا نیکوتین میده! 😱
پس دیگه وقتشه که این اعتیاد پنهان رو جدی بگیریم… چون اگه بهش آگاه نشیم، یه عمر اسیرش میمونیم!

تنوع مواد غذایی = تنوع مواد اعتیادآور 🤯🍕
وقتی به اعتیاد به غذا بهعنوان یه نوع اعتیاد واقعی نگاه کنیم، تازه میفهمیم که دنیای غذا چقدر پر از محرکها و وسوسههاییه که مثل مواد مخدر عمل میکنن.
فکر کن! 🤯
اگه مواد مخدر رو چند مدل بیشتر نیست (مثلاً الکل، نیکوتین، کوکائین و…)
ولی تو دنیای غذا؟
- هزاران مدل شیرینی
- صدها نوع چیپس و پفک
- بستنیهایی با طعمهای عجیب و غریب
- سسهای چرب و ترکیبهای فوقالعاده اعتیادآور 😋
🔻 این یعنی چی؟
یعنی تنوع مواد غذایی اعتیادآور خیلی بیشتر از مواد مخدره!
و ترکیب این تنوع با راحتی در دسترسی باعث شده سرعت چاقی تو دنیا مثل موشک بره بالا 🚀
اما یه سوال مهم:
اگه ما تو دورههای تناسب فکری میگیم غذا ذاتاً عامل چاقی نیست، پس چرا الان داریم از «مواد غذایی چاقکننده» صحبت میکنیم؟ 🤔
جواب اینه:
🍔 تا زمانی که یه فرد معتاد به غذا، از ته دل باور داره که “غذا باعث چاقی منه”
و در عین حال احساس میکنه نمیتونه جلوی خوردنشو بگیره… اونوقت تنوع بالا و دسترسی آسون به این غذاها = زمین خوردن دوباره و دوباره 😞
🧠 یعنی مشکل اصلی درون ذهن ماست، نه توی خود غذا!
برای همینه که خیلیا با وجود همین دنیای رنگارنگ و وسوسهگر، همچنان متناسب و سالم زندگی میکنن.
✅ پس نکته کلیدی اینه:
اول باید اون “ذهنیت چاقکننده” نسبت به غذا اصلاح بشه که این فرایند با استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز به خوبی انجام میشه.

چطوری چاقی تبدیل شد به اعتیاد به غذا؟ 😳🍩
یه زمانی، غذا خوردن یعنی چی؟ یعنی فقط وقتی بدنمون نیاز داشت، یه چیزی میخوردیم. به اندازه، ساده، بدون دردسر.
ولی یواشیواش این رفتار طبیعی، تحت تأثیر کلی باور اشتباه و آموزش نادرست، رفت زیر خاک و یه چیز دیگه جاشو گرفت: اعتیاد به غذا.
🍕 از کجا شروع شد؟
از جایی که کارخونههای مواد غذایی، با طراحی بستهبندیهای جذاب، اندازههای مصرف شخصی، تنوع بالا و کلی تبلیغ رنگارنگ، مغز و ذائقه ما رو نشونه گرفتن. اونم نه با یه تیر، با یه ارتش کامل! 😅
🎯 ما هم که هنوز تهمون یه غارنشین حریصه، وارد فروشگاه یا مهمونی که میشیم، چشممون شکار میکنه، دستمون میخره، ذهنمون مجوز میده و معدهمون همهچی رو جا میده!
و اینطوری بود که کمکم، اعتیاد به غذا مثل یه ویروس پنهان، بینمون پخش شد.
👪 از خونه شروع شد
وقتی مامانبابا برای اینکه بچهشون “قویتر” بشه، هی بهش غذا دادن، وقتی برای اینکه ساکت شه، با شیرینی و پفک سرگرمش کردن، وقتی جایزهها شد خوراکی و نوشابه،
یه ذهن کوچیک یاد گرفت که:
📌 غذا = عشق 📌 غذا = شادی 📌 غذا = پاداش 📌 غذا = فرار از درد
🎉 حالا بزرگتر که شدیم، چی شد؟
تا یه ذره ناراحت میشیم، میریم سراغ یخچال، تا استرس داریم، یه چیزی باید بخوریم.
خوشحالیم؟ بزن بریم بیرون، یه چیزی بخوریم، دورهمی، سینما، سفر، تفریح = خوردن خوردن خوردن 😵💫
🎯 نکته اینجاست که:
هیچکس نمیاد ما رو بابت این رفتار “بازخواست” کنه! نه قانون، نه خانواده، نه جامعه
برعکس! همه جا داره بهمون میگه: “بخور! خوش بگذره!”
و اینطوری، اعتیاد به غذا شد تنها اعتیادی که نه تنها ممنوع نیست، بلکه تشویق هم میشه! 😶🌫️
🧠 تازه تحریکات حسی هم به کمکش اومدن
صدای ترد چیپس، بوی نون داغ، رنگ شیرینیها، بافت خامه، طعم قهوه…
و این یعنی: حتی اگه گرسنه هم نباشی، مغزت میخواد بخوره! 🤯

راه نجات چیه؟ قانونهای شخصی برای رهایی از اعتیاد به غذا 👇
تحقیقات نشون داده با تمرین ذهنآگاهی، تصویرسازی ذهنی، و تغییر باورها درباره غذا میتونیم اعتیاد به غذا رو کنترل و حتی درمان کنیم.
مغز انعطافپذیره. یعنی همونطور که یاد گرفته با غذا حال خوب کنه، میتونه یاد بگیره با چیزهای دیگه هم حال خوب کنه 🧠🌱
پس بیاین با هم یه تصمیم بگیریم:
از امروز، من مسئول رابطهم با غذا هستم. نه تبلیغات، نه خاطرات کودکی، نه عادتهای غلط.
✨ اما اگه میخوای این تغییر رو سریعتر و اصولیتر تجربه کنی، بهترین قدم استفاده از دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغزه.
این دوره مثل یه نقشه عملیه که بهت کمک میکنه فرمولهای اشتباه ذهنیت رو بازنویسی کنی، craving یا همون ولع غذایی رو کنترل کنی، و به آزادی واقعی از اعتیاد به غذا برسی.
این بار، تنها نیستی… این دوره همراه توئه برای شروع یه زندگی تازه. 🌈
✍️ تمرین آموزشی | گام عملی برای شناسایی اعتیاد به غذا 🍩
حالا که متن و ویدیوی آموزشی این جلسه رو دیدی، وقتشه دستبهقلم بشی و خودت رو در آینه رفتارهای غذاییات ببینی.
لطفاً به سوالات زیر توی بخش نظرات جواب بده 👇
- فکر میکنی اعتیاد به غذا چطوری به شکل پنهان اما جدی وارد زندگی ما شده؟ آیا واقعاً چاقی میتونه یه نوع اعتیاد باشه؟
- چه وقتهایی تحت تأثیر تبلیغات، مهمونی، خانواده یا اطرافیانت، بیدلیل و بینیاز غذا خوردی؟ مثال بزن!
- نظرت درباره تأثیر مکانهایی مثل رستورانها، اپلیکیشنهای سفارش غذا، یا تبلیغات تلویزیونی در گسترش اعتیاد به غذا چیه؟
- تا حالا شده چون پول غذا رو دادی، خودتو مجبور به خوردن کل غذا کنی؟ یا چون سهم تو بوده، تا تهش رو بخوری؟ بنویس چی باعث این رفتار شده 🧠
🎥 از ویدیوی آموزشی ایده بگیر و یه تمرین مخصوص به خودت طراحی کن!
اون تمرین رو هم توی بخش نظرات با ما به اشتراک بذار تا بقیه هم ازش استفاده کنن 💬🧡
👇 منتظرم که تمرینت رو توی بخش نظرات ببینم! 📝💬🧠
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.13 از 184 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



باعرض سلام خدمت استاد عزیز شباهت اعتیاد با چاقی این است که هر دو به چیزها و کارهایی که به مرور تکرارمیشود عادت میکنیم و این باعت معتادی ما میشود و من همیشه قبلا موقعه خورد ن باید تمام چیزهای داخل ظرفم را میخوردم چون فکر من این بود که همه چیز داخل ان را باید تمام کنم و فکر بعد از ان را اصلا نمیکردم و بعضی وقت ها که بیرون غذا میخوردیم من غذاهای زیادی میخوردم چون اول بابت خوشمزه بودن ان دوم بابت ان پول داده بودم و برای خودم هم میگفتم بخور مگه چند ماه یگبار که بیشتر نیست هر روز که نمیخوری و این ذهن من بیشتر به من تلقین خوردن. را یاد میداد واین ذهن من همیشه موفق بود و چیزهایی که به ضرر و زیان من بود بیشتر نشان میداد انشاالله بتونم به کمک ذهن خود تلقین های خوبی را انجام دهم
نشان های دریافت شده
بنام خداوندمهربان
سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن
گام ۱۰:چاقی اعتیاد آسان است.
اعتیاد یک حالتی است که فرد به علت روانی یا استفاده کردن مواد شیمیایی، طبیعی دچار ضعف اراده خودش در کنترل تکرار اعمال خودش می شود.
حالا این ضعف اراده، بیماری نیستش اما بخاطر عوارضی که به سیستم عصب مرکزی فرد بوجود می آورد مانند یک بیماری بشمار می آید.
این بیماری با بوجود آمدن اختلال در کنترل بر سیستم رفتار-پاداش باعث ادامه دار اون رفتار می شود.
اعتیاد بیماری اصلی هستش که بخاطر ادامه دادن وتکرار کردن
پیش رفته و کشنده می شود.
وقتی بخواهیم اعتیاد را تعریف کنیم شباهت اون با رفتار خودمان که دچار چاقی هستیم می شود.
چون بدن فردی که بخاطر انجام دادن فعالیتهای عادی خودش با یک ماده یا یک رفتار مخصوص وابسته بشه تعریف می شود. وقتی اون ماده که نیاز بدن است در اختیار قرار نگیره یا با انجام دادن رفتاری که فرد معتاد به اون وابسته است امکان نداشته باشه نتیجه اش ایجاد علائم خماری یا محرومیت هستش. اون فرد به استفاده کردن مواد مخدر اعتیاد پیدا می کند و افراد چاق به موادغذایی اعتیاد پیدا می کنند.
واین اعتیادی که ما برای موادغذایی پیدا کردیم خطرناکتر از هر نوع اعتیاد هستش چون اولش ما با لذت وشادی انجامش می دهیم و روز به روز دچار چاقی میشویم واین اعتیاد در تمام جنبه های زندگیمان اثر گذار می شود.
ما هر موقع که تصمیم گرفتیم که شروع کنیم به ترک این اعتیاد ولی نشده.
من خودم اولش نمی دانستم که من هم معتاد هستم اون هم اعتیاد به مواد غذایی. ولی حالا در این گام فهمیدم که من بدون اینکه بفهمم معتاد شده بودم در حالی که از معتاد ها بشدت بدم می آمد نگو که خودم هم به موادغذایی اعتیاد پیدا کرده بودم.
حالا فرق من، چاق با فرد معتاد در این است که چاقی من تخریبش خیلی زیاد تراز اعتیادی که اون فرد به موادمخدر دارد.
چون این اعتیاد تمام زندگیمان را تحت الشعاع قرار داده و این خودش یک نوع اعتیادی بود که ما به راحتی پذیرفته بودیم.
این اعتیاد داشتن به موادغذایی را اصلآ برایش اهمیت قائل نیستند که بخواهند برایش راه کاری را قائل شوند مانند موادمخدر.
افرادی که به موادمخدر اعتیاد دارند بخاطر اعتیادشان باید دور از چشم مردم باشند و در سوراخی بچپند تا به توانند اون مواد را استفاده کنند.
ولی افرادی که چاق هستند و به موادغذایی اعتیاد دارند خیلی خوشحال در یک مکان زیبا و شکوه مند وبا افتخار مشغول به مصرف موادغذایی می کنند و خیلی هم شاد و خوشحال از کار خودشان لذت می برند و این اعتیاد به موادغذایی روز به روز داره گسترش پیدا می کند. و سن چاقی داره هر روز کمتر و کمتر می شود و به فرزندان کوچک هم سرایت می کند.
حالا برای سیگار کشیدن محدودیت قرار دادهاند مانند بیمارستانها. رستورانها. و خیلی از اماکن عمومی دیگر، اما برای چاقی اصلآ محدودیتی وجود ندارد حتی تشویق هم می کنند.
افراد چاق وقتی می خواهند جایی بروند اولین کارشان گشتن به دنبال غذاخوری. رستوران. سوپرمارکت هستند که مبادا گشنه بمانند.
وخیلی ها بخاطر این اعتیاد همیشه تعارفاتی به همدیگر می کنند که چرا نمی خوری حالا یه چیزی بخور تعارف نکن. حالا یه بار اومدی اون هم می خواهی نخوری. و این را احترام به مهمان می دانیم و حالا که در این مسیرزیباقرارگرفتم می فهمم که اعتیاد خیلی سنگینی داشتم و حالا دارم ترک می کنم.
چند هفته قبل دخترم اسباب کشی داشت من که اون جا بودم و کمک می کردم خانواده شوهرش هم بودند دو روز ما اون جا بودیم وکمک می کردیم من شبها اصلآ میل به خوردن شام نداشتم و نمی خوردم و برادر شوهرش گفتند که تو چرا نمی خوری تو همیشه چیزی نمی خوری این همه کار کردی گرسنه نشدی و من گفتم که اصلآ اشتها ندارم میلم نمیکشه که چیزی بخورم ووقتی خودم رو اینطوری می بینم که خیلی راحت بخوردن غذا نه می گویم بدون اینکه چشمم دنبالش باشه یا بخوام فیلم بازی کنم می گویم میل ندارم خیلی خوشحال میشم و به خودم افتخار می کنم و خیلی عالی دارم دراین مسیر زیبا پیش میروم و از این تغییرات فوق العاده خودم خوشحال هستم و در یک مسیر زیبا و پر از شگفتی قدم گذاشتم و جلو می روم و شکرگزار خداوندمتعال هستم که من رو به این سایت هدایتم کرد خدایا شکرت.
واین طبیعت رفتار یک انسان طبیعی است ودرست ترین راه برای تمام انسانها هستش اگه بخواهد به چاقی اهمیت بدهد ولی با تأسف باید گفت که هیچ کس به چاقی اهمیت نمی دهد درست است که خیلیها از چاقی متنفر هستند اما وقتی اعتیاد پیدا کردند دیگه نمی توانند جلوگیری کنند چون هیچ کس نمی داند که قدرت تخریب چاقی چند برابر موادمخدر است.
وما ها که از کودکی چاق هستیم این چاقی روبه ما آموزش دادند و ما یاد گرفتیم و حالا نباید تقصیر را به گردنشان بیاندازیم چون آنها هم اطلاعات و آگاهیهایی کافی و درستی نداشتند چون همه چاقی را قبول کردند و طبیعت بدنشان می دانستند.
وخیلی ها هستندکه فرزندانشان را تشویق بخوردن می کنند و سرشان را با خوردن گرم می کنند
دختر خودم هميشه وقتی می خواست به پسرش غذا بدهد تلویزیون را باز می کرد تا بتواند سرش را گرم کند تا راحتتر بهش غذابدهد و حالا که دوازده سالش شده عادت کرده و هر موقع که بخواهد غذا بخورد باید تلویزیون رو باز کنه و غذایش را بخورد با این که دخترم تلاش می کرد که غذای زیادی بهش بده. شربتهای اشتها آور بهش می داد تا اشتهاش زیاد بشه و کمی تپل بشه ولی اصلآ موفق نشد چون حالا هم قدش بلند شده وهم اندام متناسبی داره و می دانم که این نوه من هم ذهنش و هم فکرش درست کار می کنه چون هرموقع که گرسنه باشه می خوره و وقتی سیر بشه اصلآ دیگه لب به غذا نمی زند
و حالا می فهمم که فکر وذهن درست کار کند اصلآ اعتیادی صورت نمی گیرد ما باید هر موقع که گرسنه باشیم بخوریم و وقتی سیر شدیم دست از خوردن برمیداریم و اون هم باید به اندازه نیاز بدنمان غذا بخوریم
چون هیچ فرد متناسبی حرص و ولع به خوردن ندارد و همیشه به اندازه نیاز بدنشان غذا مصرف می کنند ولی ما که معتاد به موادغذایی داشتیم نمی توانستیم جلوی خودمان را بگیریم.
وحالا بودن دراین سایت به ما یاد داد و میدهد که آگاهانه رفتار کنیم و افکار درستی داشته باشیم چون راهی که ما در پیش گرفته ایم بهترین و درست ترین راه است.
حالا وقتی دیدگاه دوستان را میخونم می بینم خیلی ها می نویسند که خیلی به فرزندانشان اصرار می کردند که غذاهایشان را کامل بخورند اما اصلآ یادم نمیاد که به بچه هام اصرار کنم که حتما باید غذاهایشان را بخورند فقط یک بار می گفتم که بیاید غذا بخورید اگه می اومدن میخوردن اگه نمی آمدند سفره را جمع می کردم واصلا اصرار نمی کردم
وحالا فهمیدم که کار درستی انجام می دادم چون حالا هر دو فرزندم متناسب هستند واز این بابت خوشحال هستم و اون هم بخاطر این بود که خودم چاق بودم و نمی خواستم اون ها هم چاق باشند.
وحالا اینجا هستم تا آگاهی و اطلاعات درستی را دریافت کنم و از این اعتیاد خانمانسوز دور شده و فاصله بگیرم
استاد واقعا ممنون ومتشکرم که اول خودتان به آگاهی رسیدیدو بعد ماهارا آگاه کردی قدردان زحماتتان هستیم
وبخاطر هدایت شدنم به این مسیر شکرگزار خداوندمتعال هستم خدایاشکرت یا حق
به نام خداوندم که عاشق او هستم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات اعتیاد به چاقی
به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
من شاد و پر انرژی به دنبال جستجوی تحقق رویاهای خودم هستم .
من عاشق فایل قدیم این گام بودم که ظاهرا استاد اون رو برداشتن اما مطمعنم فایل جدید این گام هم بسیار پر بار و عالی هست
در این گام با ربط دادن صفتی جدید به نام (اعتیاد ما به مواد خوراکی ) به ما چاق ها چقدر برامون این قضیه ناراحت کننده و تکان دهنده هست .حقیقتا حالم از هر چی چاقی و چاقها هست بهم میخوره .شاید هم دلم برای همه چاق ها و خودم میسوزه نمیدونم یا شاید هم نگران تمام افراد چاق هستم و ….
هرچقدر در این دوره ها شنیدم با چاقی شخصیتم تخریب شده روابطم بدم شده و ناتوان و افسرده و بیمار و فلان شدم کافی نبود تا این که اینجا شنیدم ما چاقها معتاد هستیم یعنی استاد با موشکافی و نگاه دقیقی که به این قضیه چاقی و لاغری دارن خیلی راحت ما رو متوجه عمق فاجعه ی چاقی کردند . من همینجا از استاد سپاسگزارم بله من هنوزم کم و بیش گاهی اوقات اعتیاد به مواد خوراکی رو در وجودم میبینم
و می بینم که میخوام خیلی راحت این اعتیاد رو به بچه هام هم منتقل کنم اما اگاهم و هر گز این کار رو نمیکنم .
من ار زمانی که دچار چاقی شدم چاقی رو نپذیرفتم و همیشه دنبال راهی برای از بین بردن اون بودم و چون راهم نادرست بود به جای از بین بردنش اون رو در وجودم قویتر میکردم .و اما خیلی از چاق های اطرافم بودند که همیشه میگفتن بابا بی خیال بزار بخورم مگر چقدر زنده هستم و هیچ وقت به دنبال لاغری نبودن مگر با گذشت زمان در سن بالا به توصیه ی پزشک مجبور به لاغر شدن کردن..
چاقی همیشه برای جسم ما عوارضی داره چه ما بخواهیم چه نخواهیم اون چاقی به جسم ما اسیب میزنه و علاوه بر اینکه به خود اون فرد اسیب میزنه بلکه برای اطرافیان هم باعث دردسر و مشکل میشه و تاره این چاقی به نسل بعد اون آدم هم اسیب میزنه و اونها رو هم چاق میکنه .
هیچ وقت در هیچ جامعه و مکانی دیده نشده که به والدین یاد بدهند که فرزندانشان چطور با مواد غدایی برخورد کنن که چاق نشن واما به هر چیز دیگه ای توجه میشه بجز این مورد مثلا بارها در مدارس همایش میزارن در مورد ریشه کن کردن اعتیاد به مواد مخدر و یا اعتیاد به فضای مجازی و ….
اما باید آگاه باشیم چاقی اعتیادی آسان و فراگیر هست از طرف جامعه که هیچ کس به اون توجه نداره مثلا بارها ما والدین در مورد تربیت بچه ها و انجام اعمال مذهبی و مصرف سیگار و دخانیات و .. به بچه هامون سخت گیری کردیم و نزاشتیم بچه ها در این مسیر های نادرست بیفتند اما هیچ وقت به دنبال این نبودیم که فرزندانمون رو از چاقی نجات بدیم چون چاقی در ذهن ما چیز خاص و بدی نیست باعث سرافکندگی ما نیست و یا .چون چاقی از طرف جامعه پذیرفته شده هست .ما نگران نشدیم
افرادی که دنبال تهییه کردن مواد مخدر هستند و معتاد هستند متوجه هستن که در مکان عمومی و یا در فضای بسته مصرف اون محدودیت داره اما افراد چاق هرگز برای مصرف مواد غذایی محدودیت ندارن و تازه هر چقدر مواد خوراکی بیشتر بخرن و یا در رستورانها بیشتر سفارش بدن از شما بیشتر تشکر میشه و به شما احترام بیشتر گذاشته میشه .
خیلی جاها هستند در جامعه که انگیزه ی بیشتر در خوردن برای چاق ها به وجود میارن مثلا ساندویچ بمبی و پیتزا متری و یا همبرگر ستونی و …..و این بزرگ کردن سایز غذاها امتیازی هست که اون رستوران مشتری هاش رو نگه داره .ما نباید گول این بیشتر کردن سایز مواد خوراکی رو بخوریم چون این ترفندی هست برای چاقتر کردن چاق ها اتفاقا چند وقت پیش جایی بودم و صحبت این بود که انواع مرغ سوخاری در فلان جا کیلویی به فروش میرسه و خیلی به صرفه هست و من هم چون بچه ها دوست دارن یه لحظه گفتم چه خوب حتما میرم فلان جا که بخرم در حالی که بچه هام ری اکشن نشون ندادن و این نشون میده من بازم فریب این حرفها رو خوردم که به دام اعتیاد مواد مخدر خوراکی بیفتم .
سن چاقی هر روز کمتر و کمتر میشه و هیچ کس به دنبال منع اون نبست
تبلیغات تلویزیونی و یا بیلبوردها برای مواد غدایی با افراد لاغر درست میشن اما مشتری ها اونها افراد چاق هستند .و افراد متناسب رو در حالتی نشون میدن که هرگز خودشون تکرار اون عادت در روز ندادن مثل خوردن چای با بیسکوییت .افراد لاغر این عادت رو ندارن اما چاق ها این عادت رو دارن اینها اتفاقی نیست .
فردی که اعتیاد داره برای مصرف مواد مخدر نمیشه همه جا اقدام کنه اما چاق ها در هر مکانی میتونن اقدام کنن و تازه تشویق و ترغیب میشن برای بیشتر خوردن و تهدید میشن برای نخوردن که نخوری ناراحت میشم افراد معتاد هر گز ساعتها وقت نمیزارن که به همدیگه سیگار تعارف کنن اما چاق ها ساعتها وقت میزارن و بهم خوراکی تعارف میکنن.چقدر این اخلاق در خانواده ی ما مرسوم هست که باید به مهمان خیلی خوراکی و مواد عذایی تعارف کرد و این تعارف زیاد مساوی هست با احترام زیاد به اون شخص مهمان و اما الان دیگه من دوست ندارم به سبک گذشته زندگی کنم .چون نمیخوام عامل گسترش چاقی و رواج اعتیاد چاقی باشم
من اگر خودم تغییر کنم اطرافیانم هم تغییر میکنن خصوصا فرزندانم . من باید به جای خیلی از نگرانی ها برای اینده ی فرزندانم باید برای چاقی اونها نگران باشم
چاقی بدتر از اعتیاد به مواد مخدر ما رو ددرگیر میکنه و همیشه ما تمایل به خوردن مواد خوراکی داریم .
چاقی همه چیر یک انسان رو مثل سلامتی شخصیت و اعتماد به نفس و سبک زندگی و روابط رو تحت شعاع قرار میده پس با بودن در این مسیر باید ما متوجه نتیجه های عالی اون باشیم
حالا که هیچ کس در اطرافم به فکر وضع قانونهایی برای رهایی از اعتیاد به مواد خوراکی نیست خودم برای خانوادم و خودم قانون هایی رو میزارم که هرگز فرزندانم و خودم معتاد به مواد خوراکی نباشیم مثلا :
شادی در خانواده ی ما دور میز غذا جمع شدن نیست بلکه تماشای یک فیلم مناسب یا یک بازی مهیج یا یک تفریح بیرون از خونه هست .
به موقع حوصله سر رفتن من باید کتاب بخونم یا فایل گوش کنم و یا به یک مکانی که دوست دارم برم و لذت ببرم .
در موقع سیری به راحتی از خوردن لقمه های اضافه دوری کنم چون اونها باعث ضعیف شدن من در مقابل مواد خوراکی میشن .
هر وقت فرزندانم و همسرم میل به غدا داشتن بخورن و من هیچ وقت هیچ کس رو مجبور به خوردن نباید بکنم .
من حق تعارف کردن هیچ مواد غذایی رو به هیچ کس حتی مهمان هام ندارم پس میزارم راحت خودشون در صورت نیاز هر چی که میخوان بردارن .
من برای تفریح کردن و سفر کردن به دنبال خوردن و جمع اوری مواد خوراکی نیستم بلکه با عشق به دنبال لذت بردن از اون مکان و فضا و بودن با خودم و بقیه هستم .
من چاقی رو به نسل بعد انتقال نمیدم من هرگز خودم رو اسیر و وابسته ی مواد عذایی نمیکنم و برای تمرین عملی این قضیه باید منتطر باشم تا به خوبی گرسنه بشم و در اون حالت گرسنگی به اندازه نیازم غدا بخورم .و به محض گرفتن پیعام سیری اون رو رها کنم .
من فروغ سعی،میکنم از اعتیاد به مواد خوراکی پاک پاک باشم .
بنام خدای خوبم.
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز.
من قبل از اینکه حتی به این گام روبرو بشم قبلا به مامانم میگفتم من انگار آدم معتادی که وقتی مواد بهش نمیرسه عصبی میشه و حوصله حرف زدن نداره منم وقتی ۵ دقیقه از وقت غذا خوردنم میگذره اونقدر عصبی میشم که حتی صدای بقیه آزارم میده و وقتی با غذا مواجه میشم اونقدر میخورم که میخوام بترکم و بهونه خوبی هم برای خوردنم دارم چون از وقت خوردنم گذشته خیلی اساسی خوردم و داداشم میخنده میگه الکی نگو خودتو قانع کنی من وقتی از غذا خوردنم میگذره بدتر بی اشتها میشم و زده میشم و یکی از شباهت چاقی با اعتیاد همین بهانه آوردن و فرار کردن از واقعیت هست آدم معتاد هم وقتی بهش میگی چرا این کارو میکنی حالا هر نوع موادی ۹۰ درصدشون میگن که میخوایم غم و غصه هامون یادمون بره بعضی ها میگن ما برای فلان درد تفریحی میکشیم یا خیلیا که حسابی درگیر شدن میگن که فلان رفیقم خرابم کرد فلان و بیسار و وقتی بهشون میگی ترک کن خودتو رها کن از این عذاب میگن که من دیگه گرفتار شدم ترک کردنش سخته اگه ترک کنم میمیرم جونی برامون نمیمونه یا اینکه ما که این همه سال مواد کشیدیم اینم چند سال دیگم روش این حرفا و رفتارها در مورد چاقی هم صدق میکنه کسی که چاق شده اولا که دلایل خودشو داره که همش بهانه های ببخشید مزخرف هست مثل ارثی بودن ژن مادری یا پدری داریم سوخت و ساز پایینی داریم متابولسیم بدنمون پایینه و هرچیزی میخوریم به جای انرژی به چربی تبدیل میشه نمیدونم دیگه خیلی تحرک نداریم همش کارمون پشت میز هست تیرویید یا استرس رو بهانه خوردنشون میکنم من خودم بهانه خیلی الکی که نیاوردم این بود که بابا من قدم کوتاه وگرنه خیلی نمیخورم که چون نما میده چاقیم به همین دلیل هست زمانی که چاق ها منظورم اونایی که چیزی از لاغری با ذهن نمیدونن یا اصلا قصد لاغر شدن ندارن و میخوان این عذاب اندام نامتناسب رو تحمل کنند ازشون میپرسی که چرا لاغر نمیکنی خیلی وزنت رفته بالا میگه یک ماه رژیم گرفتم دیدم جواب نمیده بیخیال شدم بابا ما که این همه سال خوردیم این چند سال دیگه هم بذار چاق بمونیم حداقل با حسرت نخوردن اون چیز تایید که لذت میبریم نمیریم خاله خودم همیشه میگه من که چه بخورم چه نخورم چاق هستم لاغرم نمیشم پس میخورم تا به دلم نمونه و زورم بیاد یا بابای خودم با اینکه متناسب هست ولی وقتی بهش میگم نمک نخور زیادی خوب نیست فشار خون میگیری میگه بابا بیخیال پدر بزرگت همیشه خدا روحش شاد میگفت که بخورم و بمیرم بهتر از بشینم و ببینم و این ضرب المثل همیشه توی ذهن بابای من مونده چون پدرم زیاد اسم خدابیامرز پدربزرگم رو میارورد و خوردن خودشو قانع میکرد یا یکی از آشناهام همیشه هر زمان ازش بپرسی چرا یکمی وزنت رو پایین نمیاری میگه چاقیم رو دوست دارم باهاش مشکلی هم ندارم در صورتی که نشستن و بیدار شدن براش خیلی سخت هست و وقتی با این صحنه مواجه میشیم و میبینه میگه بخاطر قرص های قند و چربی که میخورم نابود شدم ضعیف شدم و عمرا به چاقی خودش ربطش نمیده و کلا یکی از شباهت های بارز چاقی و اعتیاد همین فرار کردن از واقعیت و زندگی کردن با عذاب هست چاق ها میدونن چاقی بهشون فشار میاره ولی بازم پرخوری میکنند معتادها عاصی شدن از دست این مواد و نابود شدن خودشون رو توی آینه بارها شاهد هستن اما بازم مصرف میکنند و از حس و حال اون لحظه لذت میبرن.
من یادم میاد رژیم بودم از اون رژیم های من درآوردی و حسابی هم وزن کم کرده بودم و رفتیم به یه جشن تولد و وقتی همه کیک میخوردن اونم بعد از خوردن شام منم میگفتم نمیخوام بخورم و فردا صبحونه میخورمش میگفتن بابا با یه تکه کیک که دو کیلو اضافه نمیکنی بعدم تو که رژیم بودی شامی نخوردی بخور بابا اون شب رو به خودت زهر نکن یا پارسال به افتتاحیه یک فست فود دعوت شده بودیم با همسرم و غذای که دادن هزینه ای بابتش از ما نگرفتن و یک جور جشن بود که من و همسرم بعد از گرفتن غذا به یک مکان سر سبز رفتیم تا نوش جان کنیم همسرم که شروع به خوردن کرد چون واقعا گرسنه بود و من مقداری از غذا رو خوردم و احساس کردم که سیر شدم اما همسرم بهم گفت نریزی دور همین غذا رو اگه میخواستیم پول بدیم نفری فلان قیمت برامون آب میخورد از غذای مفت هم میگذری و من با اینکه به شده سیر بودم انگار یکی توی ذهنم میگفت هنوز جا داری یکم دیگه بخور و با بی میلی یکمی دیگه هم خوردم و بقیش رو به همسرم دادم و بعد از خوردن متاسفانه تا سه روز حالا تهوع و معده درد شدید داشتم و مدام به شوهرم میگفتم تقصیر تو بود گفتی بخور حیفه و اونم میگفت اسلحه که نذاشتم رو سرت فقط گفتم حیفه میتونستی بیاریش خونه و بعدا بخوری یا یادمه رفته بودیم عروسی و یکی از فامیل ها غذای فرزندش اضاف اومد و وقتی دید نمیتونه اونو به خونه ببره یعنی ظرفی نداشت که بریزه داخلش گفت که مجبورم خودم بخورمش حیفه میخوایم شاباش بدیم زورم میاد دست نزده ولش کنم من بهش گفتم جا داری میخوری من شام خودمم تا آخر نخوردم آخه خیلی برنجش داخل ظرف زیاد بود داشت با لذت میخورد ولی گفت که آره پولش رو دادم تو هم اضافیش رو بخور مگه چقدر دیگه تو بشقابت مونده تو رستوران هم بری اینقدر پول غذات نمیشه که شاباش دادی یا توی خانواده همسرم شام خورده بودیم و تعارف شیرینی کردن نمیدونم دقیقا چه مناسبتی بود فکر میکنم روز مرد بود و من اونقدر برنج و خورشت خورده بودم که علاوه بر بقول شما حس سیری رو متوجه شده بودم به حالت فشار شکم رسیده بودم و جایی برای خوردن شیرینی حتی یک تکه نداشتم و اصرار خانواده همسرم که بابا یه تکه شیرینی هم تو دهن آب میشه بخور پشتش هم آب کن تا بره پایین اینو با حالت خنده هم میگفت و من در نهایت با اینکه جا نداشتم خوردم ولی هرچقدر به همسرم اصرار کردن نخورد یعنی شیرینی رو برداشت اما توی بشقاب رهاش کرد و خیلی قاطع به همه گفت من شام خوردم و سیرم و من اون موقع نمیدونستم این یعنی ذهن لاغر و خوردن من یعنی ذهن چاق الان که یادآور شدم و مرور کردم متوجه شدم که چقدر با حرفای دیگران ترغیب به خوردن بیشتر و بیشتر شدم.
تبلیغ هایی که چه توی فضای مجازی الان میشه بلاگرها تبلیغ میکنند یا فود بلاگر ها با خوردن های مسخرشون تبلیغ رستوران کسی رو میکنند و چه تبلیغ هایی که توی تلویزیون از انواع تنقلات و خوراکی ها میشه و مثلا بین تماشای فیلمی پیام های بازرگانی های کشور ایران نسبت به کشورهای اروپایی که بیشتر تبلیغ از اندام کمربند و کفش های لاغری هست بیشتر در تبلیغ های داخلی از هایپر مارکت های رنگارنگ گفته میشه و ترغیب برای خریدن با قیمتی مناسب تر از فلان فروشگاه که من زیاد دیدم و چیزی که من برداشت کردم با دیدن این فایل و توجه به اطراف غذا خوردن که هیچ پرخوری هم کار بسیار پسندیده و خوبی هست از دید جامعه و بیشترین ضربه رو به افراد چاقی که اطلاعی از این موضوع اعتیاد پرخوری خود ندارند میزنه اگر پرخوری پسندیده نبود این همه تبلیغ های متعدد چه در فضای مجازی چه در تلویزیون و حتی جدیدا بنرهایی که در بیلبورد های جاده های اصلی و بزرگ راه ها زده میشه و با زدن شدن اسم رستورانی مطرح و شکلی از سرآسپز با ساندویچ یا ظرف غذا در دستش که اتفاقا اون آقا در طرح بنر هم چاق هست توجه خیلی ها رو جلب میکنه و خیلی ها ترغیب به رفتن و تست از غذاهای اون رستوران یا فست فود میکنه و از نظر من جامعه ای متناسب خیلی زیبا تر از جامعه ای هست که افراد اون به دلیل اعتیاد چاقی و مصرف زیاد جان خود را با مشکلات قلبی چربی و قند خون از دست بدن یا اگه هم از دست ندن زمین گیر میشن که هیچ فرقی با مردن نداره و این تبلیغ هایی که به شدت برای یک فرد چاق بهتر بگم فردی با ذهن چاق وسوسه کننده است تاثیرش روی نسل های دیگر گذاشته میشه به گفته حرف زیبای شما در فایل های گذشته وقتی شخصی خودش متناسب باشه ذهنی متناسب داشته باشه باعث میشه نسل ما بعد خودش رو که شاید صدها نفر باشه از چاقی و اعتیاد چاقی نجات بده مگه ماها که چاق شدیم با حرفای اطرافیان و خانواده ای که ذهن چاق و جسمی چاق تر داشتن به این وضع نرسیدیم این خودش اثبات میکنه که اگر جامعه ای تلاش برای اعتیاد چاقی مانند بقیه مسائل بکنه کشوری شاداب تر و سالم تر خواهد داشت مریضی ها ۹۰ درصدشون از چاقی هست باشگاه های که هزاران چاق میرن فقط به این دلیل که لاغر بشن نه برای سلامتی کشور کره زیباترین اندام ها رو در بین زنان و مردانش میشه مشاهده کنی خصوصا در جوان ها که علاوه بر اینکه اندامی بسیار تراشیده و لاغر دارند خیلی هم در زمینه ورزش فعال هستن و عمر زیادتری طبق آماری که اطلاع دارم دارند شاید در اون کشور هم چیزی به اسم اعتیاد چاقی وجود نداشته باشد اما روش درست زندگی کردن رو بلد هستند.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربون چاقی اعتیادی آسان اما خطرناک
چاقی یه جور اعتیاد ،اعتیاد به یه سری رفتارها و عادت ها که ما رو از تناسب اندام خارج کرده
اولین بار وقتی شنیدم چاقی یه جور اعتیاد خیلی بهم برخورد. گفتم همین مونده بود که بهمون عنگ اعتیاد رو هم بزننولی هی که تو این مسیر پیش رفتم فهمیدم آره درست چاقی اعتیاد،اعتیادی که کسی جدیش نمیگیره خانواده ها چیز بدی برای بچه شون نمیبینن و توی جامعه پذیرفته شده
برای خیلی چیزا تو جامعه قانون میزارن اما آیا برای چاقی هم قانونی هست که اگر انجامش ندی جریمه بشی این جسمی که خدا در اختیارم قرار داده من مسئولش هستم آیا به اندازه کافی مراقبش هستم ؟
وقتی پیام دوست عزیز رو در انتهای متن خوندم گفت چرا من برای جسم خودم قانون نزارم باید برای خودم قانون بزارم وقتی میخام یه چیزی رو از روی هوس بخورم به خودم بگم آیا الان واقعا نیاز بدنم؟آیا واقعا گرسنه هستم ؟باید صادقانه به خودم جواب دادم اگر گرسنه هستم که میخورم نوش جونم و لذت میبرم ولی اگر گرسنه نیستم نمیخورم و از نخوردنم لذت میبرم یه قانون دیگه ای که باید سعی کنم بهش عمل کنم اینه که برای فرار از استرس و فشار روحی نباید چیزی بخورم باید با تغییر زاویه دیدم با دیدن چیزای زیبا این کارو کنم این یکی از بهترین قوانین به نطرم اگر من اعتیاد بیارم به این موضوع که من با خوردن خودمو آروم میکنم اونوقت تو جاهایی که عصبی میشم و دسترسی به مواد غذایی ندارم نمیتونم آروم بشم ولی اگر این وابستگی رو از خودم جدا کنم ک بگم من هر جایی عصبی شدم فقط وفقط باید با تغییر زاویه ی دیدم و تمرکز بر زیبایی ها خودمو کنترل کنم اونوقت جایی که مواد غذایی هم نباشه من میتونم خودمو کنترل کنم مادر من از وقتی که یادمه چاق بود و من هروقت بهش میگفتم چرا مادر من لاغر نمیکنی میگفت مهم نیست برام دنیا دو روز تا اینکه سنش رفت بالا و زانو و درد و کمر درد امانش رو برید چندین دکتر رفت همشون نظرشون این بود که خیلی وزنت رفته بالا خانوم و مادرم اونجا رژیم رو شروع کرد ۱۵ کیلو هم کاهش وزن داشت ولی من که با این مسیر آشنا بودم میدونستم برمیگرده و همینطور هم شد حالا که بهش میگی لاغر کن میگه من رژیم امتحان کردم فایده نداشت ولی خودم الان میدونم که چقدر استرس بیشتر شده چون بازم زانو دردهاش زیاد شده ولی دیگه اراده ای برام رژیم گرفتن هم نداره شباهتش مثل معتادی میمونه که خیلی درگیر مواد شده و دیگه کاری برای ترک کردن هم نمیکنه آنقدر که غرق در مواد کشیدن شده وقتی بهداین فکر میکنم که چاقی یهداعتیاد که هیچکس جدی نمیگیره و پذیرفته شده بیشتر انگیزه میگیرم که این مسیر رو ادامه بدم چون واقعا برام خیلی خفت بار که عنگ اعتیاد هم بهم زده بشه پس باید متعهد بشم که به قوانینی که برای خودم وضع کردم پایبند باشم
شباهت چاقی با اعتیاد تو چاقی ما به یه سری عوامل بیرونی وابسته هستیم مثل مواد غذاییتو اعتیاد هم به یه عامل بیرونی مثل مواد تو چاقی ما حال خوب رو گره میزنیم به مواد غذایی و خوردنتو اعتیاد هم حال خوب رو گره زدیم به موادتو هر دوتاشون وقتی ما وابسته ی عامل بیرونی هستیم قدرتی در تغییرش نداریم اما وقتی حال خوب رو از درون پیدا میکنیم دیگه به هیچ کدوم از این عوامل وابسته نیستیم
سلام و درود
لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید به اشتباه دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید
با تشکر
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان 🦋
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی سایت تناسب فکری .
گام دهم: چاقی اعتیادی آسان است.
اعتیاد حالتیه که در اون شخص به خاطر مصرف مواد شیمیایی طبیعی، دچار ضعف اراده توی کنترل تکرار اعمال خودش میشه،هرچند که این ضعف اراده بیماری نیست،ولی به خاطر اون عوارضی که بر سیستم عصب مرکزی شخص ایجاد شده، به عنوان یه بیماری در نظر گرفته میشه.
این بیماری یا ایجاد اختلال توی کنترل بر سیستم رفتار_ پاداش، باعث تکرار اون رفتار میشه.اعتیاد یک بیماری اصلی، پیش رونده و کشنده است،این عارضه، یه نوع ارتباط تسکین دهنده با یک ماده روانگردان یا تاثیرگذار بر ذهنه،و یا رفتاریه که ما رو در برابر میل بیش از حد، ناتوان میکنه.
اعتیاد مثل یه حالتیه که در اون بدن انسان برای انجام فعالیتهای عادی خودش، به یک ماده یا یک رفتار خاص وابسته میشه،که وقتی هم اون ماده مورد نیاز در اختیار بدن قرار نمیگیره، یا انجام اون رفتاری که شخص معتاد بهش وابسته شده، امکانپذیر نمیشه،نتیجه اون باعث علائم خماری یا محرومیت میشه.
یک فرد معتاد به مصرف کردن مواد مخدر اعتیاد داره،و یک فرد چاق هم به مصرف مواد غذایی اعتیاد پیدا کرده،چاقی عوارض زیادی داره، که حتی شاید خطرناکتر از هر نوع اعتیاد دیگهای باشه،
اونی که به مواد مخدر اعتیاد داره خیلی بیشتر از کسی که به مواد غذایی اعتیاد داره تحت فشار برای ترک کردنه،و این آزادی توی رفتار کسی که اضافه وزن داره، اعتیادش رو خطرناکتر از هر نوع اعتیاد دیگهای میکنه.
افراد معتاد برای دور هم جمع شدن باید دنبال یک جای مخفی و دور از چشم مردم باشن،ولی افراد چاق توی بهترین مکانها، به صورت آشکار همدیگه رو ملاقات میکنن، و در معرض اعتیاد بیشتر به چاقی قرار میگیرن.
افراد معتاد همیشه از سمت خانواده و جامعه ترغیب و تشویق به ترک کردن و یا حتی تهدید هم میشن،ولی افراد چاق همیشه در معرض تشویق و ترغیب برای چاقتر شدن هستن.
فرد معتاد برای تهیه مواد مورد نیازش باید به مکانهای خاصی بره،اما یه فرد چاق همیشه در چند قدمی موادی هست که اونا رو عامل چاقی خودش میدونه.
هر روز هم داره فرصت مبتلا شدن به اعتیاد چاقی بیشتر، و امکان مبتلا شدن به اون هم افزایش پیدا میکنه.و امروزه ما در هر جایی هم که باشیم میتونیم به راحتی به هر نوع ماده غذایی، به هر اندازه که بخواهیم دسترسی داشته باشیم.
اگه چاقی رو نوعی اعتیاد آسون در نظر بگیریم،تنوع مواد غذایی که باعث چاقی یا همون اعتیاد به مصرف بیرویه میشه، بسیار بیشتر از تنوع مواد مخدره،
نکته نگران کننده اینه که ترکیب تنوع بینهایت مواد غذایی، با آسون شدن دسترسی به اونا، باعث افزایش سرعت چاقی در جهان شده،
تا وقتی که توی ذهن افراد چاق، خوردن غذا عامل چاقی باشه، و از طرفی هم فرد چاق عقیده اش اینه که نمیتونه اشتهاش رو کنترل کنه،پس زیاد شدن تنوع مواد غذایی و همچنین آسون شدن دسترسی به مواد غذایی، میتونه زمینه ساز گسترش چاقی باشه،چون از قبل توی ذهن فرد چاق، نگرش چاق کننده بودن غذاها وجود داره،ولی با توجه به همه این گستردگی تنوع مواد غذایی و آسون شدن دسترسی به مواد غذایی، همچنان انسانهای زیادی در جهان در وضعیت تناسب اندام و سلامتی کامل زندگی میکنن،پس موضوع مهم اول اون نگرشی هست که درباره چاقی و عوامل ایجاد کننده اون در ذهن افراد ایجاد شده،بعد هم تنوع و آسون شدن دسترسی به مواد غذایی، از اهمیت برخوردار میشه.
چطور چاقی به اعتیاد تبدیل شد؟؟
انسانها از پیش فرضهای خودشون برای غذا خوردن که بر اساس نیاز و به مقدار مورد نیازشون بود، تحت تاثیر آموزشها و رفتارها و باورهای غلطشون فاصله گرفتن،
همچنین تنوع مواد غذایی،نوع بستهبندی،تعیین کردن میزان و مقدار بستهبندی فردی،و تبلیغات توسط کارخانههای تولید مواد غذایی با نشانه گرفتن و تحریک ذائقه انسان ها شدت پیدا کرد.و این فراوانی و قابل دسترس بودن مواد غذایی ما رو حریص کرد که هر آنچه بینیم بخریم و بخوریم،و این باعث رشد و گسترش سریع چاقی در جهان شد،خوردن بیش از حد نیاز و پرخوری عمل زشتی به حساب نمیاد و توی مهمونیها، پذیرایی کردن با تنوع مواد غذایی،و توی رستورانها تنوع منو غذایی،مهر تاییدی به این عمل زده،در حالی که باید پرخوری در اذهان عموم کاری بسیار ناپسند جلوه داده بشه.
خیلی از والدین هم هستن که با اصرار کردن، جایزه دادن به خوردن بیشتر، تشویق برای سلامتی و قویتر شدن، سرگرم کردن بچه ها هنگام بهانهگیری، باعث نفوذ چاقی به سنین پایینتر شدن،
سرگرم شدن و تفریح کردن با خوردن، با وجود سیری و عدم احساس نیاز جسمی با رفتن به رستوران، گردش، سفر، رفتن به سینما، تجمعات خانوادگی،همه اینها باعث ایجاد فرمول ذهنی، خوردن برابر با شادی و سرگرمی شده.
پناه آوردن به مواد غذایی، برای فراموش کردن عصبانیت، خشم، شکست، و آروم شدن هم یکی از عوامل رشد و گسترش اعتیاد چاقی بین انسانها شده،
تحریک پذیری بر اساس حواس پنجگانه، دیدن، شنیدن، بوییدن، لمس کردن و چشیدن، بدون توجه کردن به علت خوردن، هم به گسترش چاقی سرعت بخشیده.
و همچنین نبودن هیچ مجازات و ضمانت اجرایی برای این اعتیاد پرخوری از طرف خانواده، جامعه و دولتها باعث شده که نه تنها کسی با چاقی برخورد نکنه،بلکه به شکل گستردهای مورد حمایت و تشویق برای اعتیاد به چاقی قرار بگیریم.
پس الان که فهمیدم برای پرخوری کردن خط قرمز و قانون و ممنوعیتی وجود نداره،و انسان پرخور مثل یک معتاد به مواد مخدر، ویک مجرم آزاد و خطرناک برای امانتش یعنی جسمش هست و داره با پرخوری بدنش رو پارکینگ انواع بیماریهای خطرناک میکنه، و به خواسته پروردگارش که هدفش از خلقت اون شادی و احساس عالی هست توجهی نمیکنه و الهامات فرشته درونش رو نادیده میگیره.باید خودم سریعا قانون و محدودیتی برای خودم وضع کنم،باید در صورت گرسنگی واقعی، به اندازه نیاز جسمم بخورم،و به محض سیر شدن، دست از غذا بکشم،از غذا خوردنم لذت ببرم،اصراری به زیاد خوردن خودم و دیگران نداشته باشم،توجه کمتری به مواد غذایی داشته باشم،
برای لذت و سرگرمی و برای فرار از فشار و استرس، چیزی نخورم، همیشه قبل از خوردن هر چیزی از خودم بپرسم که چرا میخوام اینو بخورم؟؟بعد هم اگه گرسنه نبودم نخورم، و از نخوردنم لذت ببرم،بدونم که من در جاده تندرستی و لاغری ثبت نام کردم و عضو کمپین حفاظت از بدن پاک هستم،هنگام خوردن اگه خواستم زیادهروی کنم به یاد اندام زیبای خودم در ایستگاه آخر نوار زمان لاغری بیفتم و دست از خوردن بکشم و بدونم که من در زمره افراد متناسبم،و خداوند انتهای کوچه آغوشش رو جهت رسوندنم به آرزوم باز کرده،تا بشم احسن الخالقین،اون چه هدفش از خلقتم هست.
چرا باید لاغری با ذهن رو یاد بگیرم؟؟وقتی که اهمیت یک موضوعی در ذهنم پررنگ بشه اونوقت، تمایل بیشتری پیدا میکنم برای اینکه به اون موضوع رسیدگی کنم.
خیلی از افراد هستن که دیگه چاقی رو پذیرفتن و میگن ما دیگه چاقیم، کاریش نمیشه کرد، ژنتیکه،چند بارم تلاش کردم نشده، اصلاً کسی تا حالا نتونسته لاغر بشه، و پذیرفتن که دیگه همیشه چاق میمونن،باید این موضوع رو بدونم که چاقی یه سری عوارض و مسائلی رو برای فرد چاق به همراه میاره،خیلی از افراد هستن که سالهای زیادی رو اضافه وزن داشتن،هرگزم به این فکر نکردن که باید لاغر بشن، یا یه فکری واسه خودشون بکنن، جوری هم حرف میزدن که همینه دیگه، مگه آدم چند سال زنده است، بزار خوش باشیم،ولی همین افراد وقتی پا به سن میذارن، یا یه مشکلی براشون پیش میاد و به پزشک مراجعه میکنن،اولین چیزی که پزشک بهشون میگه اینه که باید وزنت رو بیاری پایین،اونجا تازه با موضوع اهمیت اضافه وزن مواجه میشن،ولی باز به خودشون نمیگرن و کاری نمیکنن،شاید هم یه تلاشی بکنن،ولی وقتی میبینن نتیجهای نمیده،در نهایت فراموش میکنن،تا باز مشکلشون جدیتر میشه و دوباره تکرار میشه و به پزشک مراجعه میکنن،پزشک هم میگه که باید یه فکری به حال خودت بکنی،هرچقدر اضافه وزنت بیشتر شده، مشکلت بیشتر شده،هر چقدر چاقتر بشی، این چاقی داره سرعت مشکلت رو افزایش میده، بدنت رو تخریب میکنه، اونوقت دیگه زنده نمیمونی،مگر اینکه یه فکری به حال خودت بکنی و وزنتو کم کنی،و این افرادی که سالها به فکر لاغر شدن نبودن و هر وقت هم صحبت از لاغری میشد مسخره میکردن،در اون سن بالا و با اون وزن، متعهد میشدن که هر روز پیادهروی کنن، مقداری از وزنشون رو کم کنن،تصمیمی که شاید سالها قبل میتونستن بگیرن و خیلی راحتتر میتونستن به نتیجه برسن رو مجبور میشدن با تحمل رنج و سختی فراوان بگیرن،چون دیگه پای مرگ وسط بود،
چاقی برای خود فرد یه سری عوارض و مشکلات رو به وجود میاره،چه بخواد، چه نخواد.چه به فکر باشه، چه نباشه،بالاخره چاقی گریبانش رو میگیره،هر کسی به هر اندازهای که بخواد نسبت به وضعیت چاقی خودش بی تفاوت باشه بالاخره یه روزی میرسه که مجبور میشه برای وضعیت خودش اهمیت قائل بشه و یه کاری رو انجام بده.
مسئله مهمتر اینه که اون چاقی فقط به خود فرد صدمه نمیزنه، درسته خود فرد رو دچار یه سری مشکلات و مسائل میکنه،اما همه اطرافیان اون فرد رو هم درگیر میکنه که باید ازش نگهداری کنن، حمایتش کنن، مراقبت کنن،و این چاقی و بیتفاوتی اون فرد، باعث میشه که نه تنها برای خودش مشکل به وجود بیاد، بلکه برای اطرافیانش هم مشکل ساز میشه،تاثیر بد بعدی اون اینه که به احتمال خیلی زیاد فرزندان، نوهها و زنجیره حیات این خانواده هم با مشکل اضافه وزن مواجه خواهد شد،چون عادتها و نگرش پدر خانواده، مادر خانواده، به فرزندان و اطرافیانش هم منتقل میشه،پس اهمیت لاغر شدن جنبههای مختلفی داره،برای سلامتی خودمون لازمه،برای اینکه بتونیم تجربههای بسیار متفاوتی در زندگی داشته باشیم لازمه،
برای اینکه اعتماد به نفسمون رو به دست بیاریم لازمه،برای اینکه نسل خودمون رو اصلاح کنیم، نسل بعد از خودمون رو اصلاح کنیم، واقعا لازمه که بخواهیم زنجیره چاقی رو قطع کنیم.
اما این موضوعی که بسیار ضروری و مهمه از طرف جامعه، از طرف دولت، از طرف سیستم بهداشت و درمان خیلی مورد توجه قرار نمیگیره و خیلی براش کاری انجام نمیدن،خیلی هشدار داده نمیشه،تذکر داده نمیشه،راهکار داده نمیشه.
چرا به این شکله،؟؟چون چاقی از نظر عموم جامعه چیز خاصی نیست، یه چیز پذیرفته شدهاست. در حالی که بسیار خطرناکتر از هر موضوعیه که جامعه روی اون تمرکز داره و میخواد حلش کنه،ما سالها توی رسانهها، فیلمها، سریالها، دیدیم و شنیدیم درباره پیشگیری از اعتیاد و مبارزه با اعتیاد،که خیلی هم تمرکز روی اینه که اعتیاد رو ریشه کن کنن،اما هیچ وقت در مورد چاقی همچین برنامههایی نیست،همچین برنامهریزی بلند مدت و واکنشی از سوی سران حکومتی، موسساتی که دستاندرکارن، همچین برنامههایی برگزار نمیشه که با چاقی برخورد کنیم،چرا؟؟چون چاقی پذیرفته است،چاقی یک اعتیاد بسیار آسون، فراگیر و پذیرفته شده از طرف جامعه است.
خیلی از خانوادهها هم مراقبت زیادی از فرزندانشون میکنن که دوستای اونا کی هستن، با کی میرن، با کی میان،مواظبن که اونا مبادا به سمت مصرف سیگار برن،یا در مورد مسائل دینی، خیلی مراقبت میکنن که چه جور نماز بخونن، چه جور روزه بگیرن،ولی در مورد وضعیت تناسب اونها راهکار و مبارزهای صورت نمیدن،حتی در خیلی از موارد به اقداماتی که فرزندان برای لاغر شدن انجام میدن، و حتی اگه بچه هاشون هم میخوان لاغر بشن واکنش میدن،و یا ناراحت میشن و سرزنششون میکنن که من خستهام، نمیتونم،حوصله ندارم برای تو غذای جدا درست کنم،فایده نداره،چند بار میخوای رژیم بگیری،تو اهل رژیم نیستی،تو اراده نداری،چرا این برخورد رو با اونا میکنن؟؟برای اینکه در مورد چاقی چیز بدی نشنیدن،پذیرفته شده براشون،هیچ مسئلهای نداشتن با وضعیت چاقی فرزندشون و حتی وضعیت چاقی خودشون.
خیلی موقعها توی اماکن عمومی میبینیم یه سری تابلوها میزنن و اخطارهایی میدن،کنار رودخانهها که شنا ممنوعه، خطر مرگ داره،توی جادهها پیوسته علائم هشدار دهنده راهنمایی و رانندگی رو میبینیم،خطر سقوط، خطر ریزش کوه، خطر لغزنده بودن جاده ،خیلی جاها هم تابلوهای خطر برق گرفتگی ،خیلی جاها به انسانها هشدار میدن که مراقب باشید اینجا میتونه براتون خطرناک باشه،اما هیچ جایی تابلویی نیست برای خطر چاقتر شدن، خطر چاق کنندگی، خطر بدتر شدن وضعیت جسمی،چرا ؟؟چون چاقی از طرف جامعه پذیرفته شده است.
افرادی که میخوان مواد مخدر مصرف کنن باید یه سری مراقبتهایی رو انجام بدن، راهکارهایی رو باید بلد باشن تا بخوان به مواد مخدر برسن،یا حتی برای مصرف سیگار هم یه سری محدودیتها هست که هر جایی نمیتونن سیگار مصرف کنن،اما هرگز برای مصرف بیرویه مواد غذایی محدودیتی نیست،تازه تشویق هم میکنن،مثلاً اگه به یک سوپرمارکت مراجعه کنیم، هر چقدر بیشتر مواد غذایی بخریم، تازه مورد احترام بیشتری هم قرار میگیریم،هر چقدر بیشتر از رستورانها غذا سفارش بدیم، هر چقدر غذای بیشتری از رستورانها بخوریم، تازه تشویق بیشتر هم میشیم،تشکر بیشتر از ما میشه،به ما احترام بهتر گذاشته میشه،خدمات بهتری به ما میدن،اغذیه فروشیها، رستورانها، دائماً به فکر اینن که به چه شکل میتونن مواد غذایی بیشتری رو به مشتریها عرضه کنن،یا چالشهایی رو ایجاد میکنن،چالش خوردن همبرگرهای ستونی، یک متری، پیتزاهای متری،و خیلی دنبال راههایی هستن که انگیزه خوردن بیشتر رو در افراد به وجود بیارن و هیچ وقت هم مورد سرزنش یا نکوهش، یا جریمه یا اخطار قرار نمیگیرن و کار بسیار پسندیده و بازاریابی مفیدی هست،کتابها نوشته شده، دورهها برگزار میشه که چطور افراد رو ترغیب کنن به خوردن بیشتر،به مصرف بیشتر،که چطور مشتری خودت رو نگه داری که هر بار گرسنه شد حتماً سراغ تو بیاد.
چطور مواد غذایی بیشتری به مشتری بفروشی،چطور اگه مشتری اومد چند قلم سفارش داد شما چند قلم دیگه هم اضافهتر به اون بفروش،و خیلی آموزشهای جهانی داره فروش بیشتر،و هیچ وقت فروشگاهها مورد سرزنش قرار نمیگیرن که چرا در جهت بیرویه کردن مصرف،یا بیشتر از حد مصرف کردن داری تلاش میکنی.
و چاقی اعتیادیست که بسیار آسون داره در جامعه، در کل دنیا گسترش پیدا میکنه،به آرومی و با شادی و لذت، افراد چاق روز به روز دارن چاقتر میشن،و یه سری افراد دارن به چاقها ملحق میشن، و سن چاقی داره هر روز کمتر و کمتر میشه و این در حالیه که جامعه، هیچ واکنشی نسبت به گسترش چاقی به شکلی که نسبت به مسائل دیگه در جامعه واکنش میده،هیچ واکنشی نسبت به وضعیت چاقی نداره،هیچ محدودیتی نیست،هیچ قانونی وضع نشده،تازه تشویق هم میشه،تبلیغات همه در راستای تحریک افراد چاقه.
هیچ ماده غذایی برای افراد متناسب تبلیغ نمیشه،و اگه دقت کنیم بازیگران صحنههای تبلیغات مواد غذایی، افراد متناسب هستن،اما مصرف کنندگان این محصولات افراد چاقن،چرا افراد چاق رو در صحنههای فیلمبرداری محصولات غذایی واردنمیکنن؟؟به خاطر اینکه اگه یه فرد چاقی رو نشون بدن که در حال خوردن فلان ماده غذایی هست که داره تبلیغ میشه،افرادی که اضافه وزن دارن از خوردن اون ماده غذایی خوششون نمیاد، میترسن.
چرا ؟؟چون اون ماده غذایی با این چاقی در ارتباط قرار میگیره و اونا در ذهنشون تصور میکنن که خوردن این ماده غذایی باعث چاقی شده ،پس هرگز از افراد چاق در تبلیغات مواد غذایی استفاده نمیشه و همیشه افراد متناسب رو در حالتی نشون میدن که در حال تکرار عادتیه که هرگز خودش نداره.
و اگر دقت کنیم میبینیم، تبلیغاتی که داره خوردن بیسکویت رو با چای تبلیغ میکنه،خوردن عصرانه، کیک، کلوچه، بیسکویت، و هر چیزی رو با چای خوردن تبلیغ میکنه،افرادی دارن اون صحنهها رو بازی میکنن که هرگز خودشون این عادت رو ندارن،هرگز خودشون با چای بیسکویت و کیک نمیخورن،اما همه افراد چاق عادت دارن حتماً با چاییشون یه چیزی بخورن،حالا بیسکویته، کیکِ، شکلاتِ، نباتِ.یه چیزی حتماً باید باشه،باید بدونیم که اینا اتفاقی نیست،اینا برنامهریزیهاییه برای رشد و گسترش اعتیاد چاقی،اعتیادی که بسیار آسونه،پذیرفته شده است،و جامعه داره تلاش میکنه که چاقی رو گسترش بده.
در حالی که یه حرکتهای خفیف و پراکندهای هم صورت میگیره که مثلاً یه حرفهایی زده بشه که مراقب چاقی باشید،اما در مقابل تبلیغات و تلاشی که صنایع و رستورانها و هر چیزی که مربوط به مواد غذایی و همچنین صنایعی که در جهت لاغری افراد چاق تلاش میکنن، اینها دائماً دارن تلاش میکنن تبلیغات بیشتری داشته باشن،محصولات بیشتری رو بفروشن به افراد چاق،و این در حالیه که هیچ اشتباهی هم بر اونا نیست،هیچ خطایی هم بر اونها وارد نیست، هیچ جریمهای براشون در نظر گرفته نمیشه،چون نگاه کلی جامعه به چاقی یک نگاه دوستانه است،یک اعتیاد دوستانه و پذیرفته شده است که به آسونی داره گریبان افراد جامعه رو میگیره که خیلی هم عواقب بدی داره.
اونی که اعتیاد داره برای مصرف موادش نمیتونه هر جایی اقدام کنه،گوشه گیر و منزوی میشه،چون نمیتونه هر جایی مصرف کنه، نمیتونه وسط یک مهمونی عمومی، شروع کنه مواد مصرف کردن،اما همه افراد چاق، هر جایی میتونن اقدام کنن برای چاقتر کردن خودشون، برای بیروی مصرف کردن مواد غذایی،تازه تشویق هم میشن به بیشتر خوردن، بهشون اصرار هم میشه که بیشتر بخورن، تهدید هم میشن که اگه نخورید من ناراحت میشم، باید بخوری.و این اعتیادیه که به صورت احترام متقابل داره گسترش پیدا میکنه،هرگز شاید توی مهمونیها مواد مخدر به همدیگه تعارف نکنن، اصرار نکنن که باید سیگار بکشی، باید مواد مصرف کنی،اما به آسونی، ساعتها و هزاران نفر انرژیشون رو صرف تعارف کردن به همدیگه میکنن برای بیشتر خوردن.
پس باید مراقب چاقی باشم،باید لاغر شدن رو یاد بگیرم،باید لاغر شدن برام اینقدر مهم باشه که نه تنها زندگی خودم رو دگرگون کنه،بلکه نسل منو هم تغییر بده،تاثیر روی خانواده بزارم،روی فرزندان و اطرافیانم بزارم،بدون اینکه بخوام بحث کنم،یا اصرار کنم،همین که خودم تغییر کنم، خود به خود اطرافیانم هم با دیدن من تغییر میکنن.
پس چاقی رو جدی بگیرم،شاید در جامعه اهمیتی براش قائل نیستن،اما باید خیلی بیشتر از اینکه نگران این باشم که فرزندم مبتلا به اعتیاد نشه،یا اینکه نگران باشم آینده شغلیش چی میشه،یا اینکه نگران باشم با کی داره رفت و آمد میکنه،درسته که اینها مهم هستن،ولی خیلی بیشتر از اون برای وضعیت سلامتی و تناسب اندام فرزندم و خودم نگران باشم، و مراقبت کنم و اقدام کنم برای یادگیری لاغری با ذهن.
همیشه به این فکر کنم که چرا درباره چاقی هیچ محدودیتی اعمال نمیشه،و توی زندگیم حواسم باشه و ببینم که کجاها تابلوهایی زدن که اخطار دادن ویه چیز خطرناکی رو اومدن اعلام کردن که نزدیک نشید، نوار کشیدن، تابلوهای خطر نصب کردن،و مثال پیدا کنم از تمرکز جامعه بر موضوعهایی که شاید خیلی هم فراگیر نیست و اهمیت نداره و در مقابل بیتوجهی جامعه بر موضوع چاقی که اینقدر اهمیت داره و شخصیت و بنیان و رشد و گسترش فکری و نبوغ و خلاقیت و همه چیز فرد رو داغون میکنه.
الان که قدم در مسیر لاغری با ذهن گذاشتم، وقتی که نتایج عالی بگیرم، وقتی ذهنم رو با آموزشهای صحیح در مسیر متناسب شدن هدایت کنم، و نتیجش رو در جسمم، در روحیم، در احساسم، در اعتماد به نفسم، در جنبههای مختلف زندگیم ببینم،اون وقت بیشتر درک میکنم که خودم رو از دام چه اعتیادی رها کردم.
شاید یک فردی رو اگه بفهمن معتاد شده کلی براش ناراحت بشن، دوست داشته باشن بهش کمک کنن،یا اینکه یه فرد معتاد رو ببینن که جسمش داره فرسوده میشه، حالتهاش خاصه، بلافاصله متوجه میشن و شاید توی ذهنشون حتی نگاه تحقیرآمیز هم بهش داشته باشن،ولی توی چاقی درسته که فرد به حالت معتاد نمیرسه،به اون حالت خماری نمیرسه،اما خیلی بدتر از اعتیاد به مواد مخدر، فرد رو درگیر خودش میکنه،تمایل ما به خوردن خیلی شدیدتر از تمایل یه فرد به مصرف مواد مخدره،تمایل ذهن چاق به خوردنِ بیشتر،برای تنوع در خوردن،خیلی بیشتر از ذهن یک فرد معتاد برای مصرف مواد مخدره ،چاقی همه چیز آدم رو تحت الشعاع قرار میده،سلامتی، شخصیت، اعتماد به نفس، موفقیت، سبک زندگی، ارتباط با دیگران، همه چیز انسان رو تحت تاثیر قرار میده.
سپاسگزارم از شما استاد عزیزم🙋🏻♀️🙋🏻♀️💖💖🌼🌼🦋🦋
نشان های دریافت شده
یادمه چند ساله پیش ک درگیر رژیم و وزن کم کردن بودم،همسرم بهم گفت چرا باید با خوردن وزن کم کنی وقتی کم بخوری یا اصلا نخوری چاق نمیشی و من در جواب بهش گفتم بابا من مثه ی معتادم ک میخوام مصرف نکنم ولی مغزم فرمون میده ک مصرف کن ،حیفه دیگه گیرت نمیاد یا اگه نخوری غذا حیف میشه خدا قهرش میگیره،ولی الان ب لطف خدا یاد گرفتم ک فراوانی مواد غذایی هست و اگر مهمونی و عروسی و عزا و … برم غذا فراوونه واگه اونجا نخورم خودم توی خونه ب راحتی درست میکنم و ب نظرم این باحالترین و زیباترین باوری هست توی این دوره ها یاد گرفتم.الهی شکر.
سلام و درود
سوال اول: استاد عطارروشن به اندازه کافی شباهت های بین اعتیاد و چاقی رو گفتن، اونقدر کامل که جا برای حرف بیشتری نزاشتن ولی منم از خیلس وقت پیش این حس رو داشتم که چاقی و ولع زیاد خوردن یه نوع اعتیاده و شاید خیلی سخت تر از اعتیاد واقعی باشه عواقبش
سوال دوم: به خونه ی خاله ی مامانم رفته بودیم و ایشون به خاطر مهمون نوازی عالی که داشتن به جای ۵ نفر برای غذا برای ۱۰ نفر غذا میپختن و اصلا توجه به این نمیکردن که چقد خوردی مدام تعارف و اینکه مرگ من بخور نکنه دستپختمو دوست نداری و نظیر این ها
سوال سوم: در تبلیغات و حتی بسته بندی خوراکی ها با رنگ طرح و تازه و خوشمزه نشون دادن مواد غذایی سعی در تحریک خریدار برای فروش ماده غذایی خود میکند
سوال چهارم:خونه ی مامان بزرگم اینکه غذات اضافه بیاد خیلی رفتار زشتیه و خیلی وقت ها مجبور بودم به زور غذا و تا اخرش تموم کنم،خیلی وقت ها به دوستام میگفتم یه غذا بگیریم و اونا قبول نمیکردن و من مجبور میشدم یه غذای کامل برای خودم بگیرم و بدوم اینکه حواسم باشه همه ی اون رو تموم کنم، یا اینکه همیشه بدم میومد از غذام تو کافه چیزی اضافه بیاد به خاطر همین همش رو میخوردم یه وقتایی حتی به زور
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همگام
با آگاهی که امروز به لطف خداوند کسب کردم تازه متوجه شدم در چه دام وحشتناکی افتادم و با تمام وجودم از خداوند خواستم که من و تمام دوستان همگامم و همه انسانهای چاق و از دست این مافیاها نجات بده چقدر تاسف باره که عده ای در جهان آمدند و علیه هم نوعان خودشون انواع و اقسام ویروسها و بیماری ها و چاقی و اعتیاد به مواد مخدر و غیره رو ساختن و چقدر تاسف بار تره که انسانهای شریفی بدلیل عدم آگاهی و آموزش لازم در این دامها افتادند و آن خون آشامهای خودخواه شروع کردند به نابودی و دگردیسی نسل بشری ؛وقتی نگاه میکنیم کسانی که اعتیاد به مواد مخدر دارند همیشه از ترک اعتیاد گریزان هستند در حالی که از اعتیاد خود به سطوح آمدند و دنبال راه چاره ای برای نجات خود هستند دلیل این گریزان بودن آنها آموزشهای غلطی است که طی فیلمها و سریالها و جامعه به آنها داده شده که همیشه فرد معتاد را به قل و زنجیر میکشند و به تخت میبندند و زندانی اش میکنند تا پاک شود و ترک کند و این ذهنیت ساخته شده از آموزشهای غلط یک مقاومت ذهنی در شخص معتاد بوجود می آورد که مانع ترک اعتیاد او میشود در رابطه با موضوع اعتیاد چاقی وضع از این هم خرابتر است مواد غذایی به وفور در دسترس است و در جامعه پذیرفته شده است این اعتیاد و حتی تشویق ها هم وجود دارد آموزشی وجود ندارد آگاهی وجود ندارد یعنی به طور مطلق تصور کنید انسانی در وسط قرار دارد و دور تا دور او چاههای عمیق کنده شده طوری که نمیتواند از هیچ سمتی خودش را نجات دهد در حالی که برای ادامه زندگی و بقای خودش حتما باید از روی این چاهها عبور کند اما او عاجز مانده لاغری با ذهن و آموزشهای آن ابزار و آموزش ساخت پل را میدهد تا بتوانیم از روی این خندقهای بلا عبور کنیم
لاغری را در ذهن ما به غول هفت سر دست نیافتنی تبدیل کرده اند در مغز ما حکاکی کرده اند که لاغری مساوی است با نخوردن با ورزش با دارو با جراحی با زجر با فشار و کدام انسانی است که ذهنش رنج و فشار همیشگی را بپذیرد به طور قطع هر رژیم و فشاری دوره ای است و مسلما رها میشود این مافیاهای چاقی مدام در حال تحریک افراد چاق برای مصرف بیشتر مواد غذایی هستند مدام در حال آموزش تنها راهکارهای تناسب اندام که همان رژیم و ورزش و …..است هدایت میکنند آنها خوب میدانند که چه مواد غذایی اعتیاد آوری تولید کرده اند چرا باید ما یکباره هوس چیز شیرین بکنیم آیا چیزی جز این است که ما را معتاد کرده اند؟ آیا غیر از این است که اینها همه برنامه ریزی شده است؟نگاه کنید خودشان ویروس کرونا را ساختند خودشان واکسنش را به زور با ایجاد ترس درمردم تزریق کردند خدا میداند چه مافیایی در بین بود در این سالها با ما بازی کردند علاوه بر هزینه های سرسام آور روزانه زندگی باید هزینه لوازم بهداشتی مثل ماسک و الکل و…. درمانهای دارویی و رنج بیماری و وحشت هم به زندگی انسانها وارد کردند این نمونه بارز مافیا بود آیا باز هم ما افراد چاق میخواهیم خودمان را به خواب بزنیم؟و اجازه بدهیم از ما سو استفاده کنند آیا ما برای این خلق شده ایم ؟
رسیدن به تناسب اندام نیازمند تناسب فکری است در مسیر تناسب فکری به مرور زمان عادات اعتیاد آور به شکل خود خواسته و راحت کنار گذاشته میشود تناسب اندام آن راه زجرآور که سالها به ما یاد داده اند نیست تناسب اندام یعنی همینجا یعنی با آرامش و بدون وحشت بدون محدودیت بدون فشار جسمی به طبیعت جسم خودمون برسیم لاغری آسانترین کار دنیاست اگر و اگر و اگر از راه اصولی خودش که به طور یقین تناسب فکری است اتفاق بیفتد نمیدانم چگونه شکر این هدایت را به جا بیاورم الهی شکرت که مرا انتخاب کردی تا در مسیر درست انسانیت قرار بگیرم تا از قربانی شدن نجات پیدا کنم من همیشه دلم برای معتادها میسوخت و دوست داشتم به آنها کمک کنم ولی همسرم میگفت اینها کسانی هستند که اول از هر چیز به بدن خودشان رحم نکرده اند و کسی که به خودش رحم نکرده لیاقت دلسوزی و کمک ندارد و او که خودش به خودش رحم نکرده به دیگران هم رحم نمیکند و حقش است امروز فهمیدم من هم دقیقا همینم با مصرف بی رویه مواد غذایی خودم به خودم رحم نکرده ام من هم یک معتادم و چقدر برای خودم تاسف خوردم چقدر حالم بد است همسر من انسان متناسبی است با بدنی ورزشکاری و جذاب او و سایر افراد متناسب همیشه به انسانهای چاق به دید آدمهای خنگ و خرفت نگاه میکنند و دیدگاهشان این است که اگر عقل داشت با جسم خودش این کار را نمیکرد و چاق نمیشد من در تمام این سالها تلاش کردم از راههای مختلف متناسب شوم تا نشان دهم خنگ و خرفت نیستم این سرنوشت من است که چاق باشم گویا میخواستم همسرم و خودم را گول بزنم که این فریب دادن هم فقط از یک معتاد بر می آید و بس
خدا را شکر میکنم که امروز به این آگاهی دست یافتم من میخواهم تلاش کنم از دام این اعتیاد رها شوم من میتوانم من قدرت ترک پرخوری را دارم من میتوانم در برابر فشار جامعه و تشویق به خوردن بگویم میل ندارم من میتوانم در زمان نیاز بدنم فقط در حد رفع نیاز جسمم از نعمات خداوند بدون ترس و بدون تفکیک مواد غذایی استفاده کنم من هر روز در مسیر تناسب اندام یک گام موفق برمیدارم من شگفتی ساز خودم و دیگران خواهم شد استاد عزیزم ممنونم بخاطر آگاهی های خوب شما الهی به امید تو
سلام استاد صبحتون بخیر و پراز شادی
سلام همراهان گلم الهی در مسیر لاغری روز ب روز موفقتر باشید
استاد واقعا چقد حرفاتون منطقیو روی حساب هست اره واقعا چرا هیچ کس چاقی رو خطر اعلام نمیکنه چرا انقد این خوردن ها برامون مهم شده….مسافرت میخایم بریم اول ب فکر وعده های غذایمون هستیم …مهمونی میخایم بریم تو فکریم ک چی میخاد درست کنه بخوریم ….مهمون میخاد تنها چیزی ک ب رهنمون میرسه اینه ک وای حالا چند نوع غذا بپزم چی درست کنم ک جدید باشه …انگار کل زندگی ما رو نوع خوردن و مقدار خوردنه تشکیل داده حتی یکبارم ب این فک نمیکنیم ک توی مهمونی امشب چ بازی گروهی کنیم ک سرگرم بشیم …
استاد خداروشکر میکنم ک هیچوقت چاقی برام یه عادت یا حالت عادی نشد و از زمانی ک خودمو یه فرد چاق دیدم همیشه دنبال راههای متناسب شدن بودم و همین خودش جای شکر داره ک هیچوقت نتونستم با چاقی کنار بیام….
وچقدر استاد دلم میخاد مبحث تناسب اندام توی مدارس مورد بحث قرار بگیره اگه من توانایی تصمیم گیری داشتم صددر صد این قانون رو عملی میکردم…
استاد ما همیشه در معرض نقاب بودیمو هستیم چ از طرف رسانه ها مغازه ها شرکت ها و همچنین اطرافیان….
بقول شما استاد تمام این تبلیغ هایی ک انجام میشه همه آدم های متناسب و خوش اندام رو میارن در صورتی ک این خلاف واقعیته و من مطمعنم تمام خانواده های صاحب شرکت های مواد غذایی همه افرادی هستن ک خیلی ب اندام و چهرشون اهمیت میدن ….
و یه مورد توی اطرافیان ک خودم دیدم این بود ک یکی از اقوام نزدیکم هروقت بحث چاقی و رژیمو خسته شدن از چربی بدن میشد میگفت ولکنید انقد خودتونو اذیت نکنید حالا فرض کنید لاغر شدید خب ک چی کجارو میخاید بگیرید….استاد چن ماه بعد خودشو همسرش با رژیم کتوژنیک نزدیک ب ۲۵کیو کم کردن😂😂
ینی من اون لحظه بود ک نقاب چهرشو دیدم و امروزم توسط شما نقاب چهره ی افراد سودجو رو متوجه شدم ….
استاد روز ب روز ایمانم ب شما محکمتر میشه و خوشحالم ک توی این مسیر زیبا هستم
روزوروزگارتون خووووش