🔙 اگه هنوز مقدمه ورود به ضمیر ناخودآگاه برای لاغری رو نخوندی، پیشنهاد میکنم اول اون رو بخونی تا با فضای این مسیر آشنا بشی.
🔙 اگه هنوز مقدمهی ورود به ضمیر ناخودآگاه برای لاغری ذهنی رو نخوندی، پیشنهاد میکنم اول از اونجا شروع کنی.
خوش اومدی به شروع یکی از شیرینترین و تأثیرگذارترین سفرهای زندگیت:
✨ ورود به دنیای ذهن ناخودآگاه!
همونطور که برای رسیدن به یه مقصد خاص، انتخاب مسیر درست خیلی مهمه، توی مسیر تغییر اندام و سبک زندگی هم انتخاب تصویر ذهنی برای لاغری دقیقاً همون مسیره که ما رو به نتیجهی دلخواهمون میرسونه. 🧭💪
📸 ذهن ما یه قدرت عجیب داره؛ وقتی تصویر درستی از خودمون توی ذهنمون بسازیم، کمکم اون تصویر میتونه تبدیل بشه به واقعیت زندگیمون.
پس اینجاست که تصویر ذهنی برای لاغری میشه اولین و مهمترین قدم برای شروع یه تغییر واقعی… 🌱
🧠 ذهن تصویری و نقش آن در لاغری
اگه تا حالا با خودت فکر کردی که چرا وقتی به یه خاطره فکر میکنی، تصویرش واضح جلوی چشمت میاد، باید بدونی که این همون خاصیت ذهن تصویری ما انسانهاست.
ذهن ما عاشق تصویره! 🤩 یعنی بیشتر اطلاعات رو نه با کلمه و عدد، بلکه با تصویر و نمادهای بصری نگه میداره. همینه که باعث میشه تصویر ذهنی برای لاغری تبدیل بشه به یه ابزار قدرتمند برای تغییر بدن و رفتار ما.

🖼️ خاطرات، آینده و تصویر ذهنی
حتماً برات پیش اومده که یه خاطره قدیمی رو یهو به یاد بیاری… با تمام جزئیات تصویریش. این یعنی مغز ما حافظه تصویری خیلی قویای داره! و درست به همین شکل، میتونه آینده رو هم تصویرسازی کنه.
اما نکته مهم اینه که:
🔸 اگه در ذهنمون آینده رو با اضافهوزن بیشتر تجسم کنیم، احساس ترس و ناامیدی پیدا میکنیم.
🔸 اگه آینده رو با اندام متناسب و حال خوب تصویر کنیم، احساس انگیزه، امید و انرژی پیدا میکنیم. ✨
اینجاست که تصویر ذهنی برای لاغری تبدیل میشه به یه کلید طلایی برای برنامهریزی ذهن ناخودآگاه.
🌦️ ذهن مثل ایستگاه هواشناسی عمل میکنه
ذهن ما خیلی شبیه ایستگاههای هواشناسیه! همونطور که ایستگاه هواشناسی با اطلاعات فعلی آبوهوا، شرایط روزهای آینده رو پیشبینی میکنه، مغز ما هم با توجه به اطلاعات فعلی جسم و افکارمون، آینده رو در قالب تصویر ذهنی میسازه. 🛰️🧠
پس اگه دائم با ترس از چاقتر شدن زندگی کنیم، ذهن ناخودآگاه ما دقیقاً همون مسیر رو دنبال میکنه… چون اون فقط طبق تصاویر کار میکنه، نه منطق یا آرزوها!
🔍 مرور گذشته و ترس از آینده
وقتی کسی اضافهوزن داره، معمولاً ذهنش دو تصویر اصلی رو میسازه:
۱. تصویر گذشته: “اون زمانی که لاغرتر بودم… کاش برمیگشتم به اون روزا” 😢
۲. تصویر آینده: “نکنه بدتر بشم؟ چقدر ممکنه چاقتر بشم؟” 😟
هر دو این تصاویر، میتونن باعث حسرت یا اضطراب بشن؛ اما اگه ما آگاهانه تصمیم بگیریم که یک تصویر ذهنی مثبت برای لاغری بسازیم، ذهن ناخودآگاه به جای ترس و غم، وارد فاز همکاری و پشتیبانی میشه. 🧘♀️💖
📚 گزیده علمی مرتبط:
مقاله منتشر شده در مجله Frontiers in Psychology توضیح میدهد که تصویرسازی ذهنی منظم میتواند تاثیر مستقیمی بر انگیزه، عملکرد و رفتارهای مرتبط با تناسب اندام همیشگی داشته باشد.

🖌️ انتخاب الگو برای نقاشی ذهن
یه لحظه تصور کن مغزت مثل یه نقاش حرفهایه! 🎨🧠
نقاشی که بر اساس اون تصویری که تو از خودت در ذهنت ساختی، شروع میکنه به ترسیم شرایط جسمیات… چه متناسب، چه چاق.
تا حالا به خوبی دیدی که این نقاش (یعنی مغزت!) چطور تونسته شرایط چاقترت رو به تصویر بکشه.
🔍 این یعنی مغزت فقط به اون چیزی پاسخ میده که تو براش تصویر کردی… نه آرزوهات، نه حرفات، فقط تصویر ذهنی برای لاغری یا چاقی!
🤖 مغز ما، هوش مصنوعی درونی
شاید این روزها با عکسهایی روبهرو شده باشی که با هوش مصنوعی ساخته شدن و خیلی واقعی به نظر میان.
خب، مغز ما دقیقاً همین کار رو میکنه! 😮 فقط با یه تفاوت مهم:
🧠 اون نسخهی پیشرفتهتر و واقعیتری از هوش مصنوعی داره که نهتنها شرایط فعلی، بلکه تمام خاطرات و سابقه زندگیت رو در نظر میگیره و ازش تصویرسازی میکنه.
و حالا میفهمی چرا معمولاً نگران چاقتر شدن هستی… چون:
- وضعیت الان رو داری میبینی 📍
- خاطرات چاقتر شدن قبلی رو هم توی ذهنته 📂
مغزت همه اینارو ترکیب میکنه و میگه: “خب، پس تصویر آینده هم چاقتره!” 😱
🧭 وقتشه مسیر تصویر ذهنی برای لاغری رو عوض کنیم
حالا که میدونی مغزت قراره بر اساس تصاویری که بهش میدی، جسمت رو طراحی کنه، پس باید حواست باشه چه الگویی براش میفرستی!
❌ وقتی وضعیت فعلی بدنهمون چاقه یا نامناسبه، نمیشه از همین وضعیت برای ساختن تصویر ذهنی متناسب استفاده کرد.
✅ بهترین کار اینه که یه الگوی مناسب و قابلباور انتخاب کنیم تا مغز بتونه با استفاده از اون، تصویر جدیدی برای جسممون طراحی کنه. 🧩✨
پس از این به بعد، تصویر ذهنی برای لاغری رو با آگاهی و انتخاب آگاهانه بساز… چون این نقاش ذهنی تو منتظر یه الگوی جدید و الهامبخش از طرف توئه!
انتخاب تصویر ذهنی مناسب:
👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه دوم: بارگزاری تصویر ذهنی، جادوی لاغری با ذهن.
👉 برای ادامه مسیر، وقتشه بری سراغ جلسه دوم: بارگزاری تصویر ذهنی، جادوی لاغری با ذهن.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.35 از 171 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدا
با سلام خواستم دوباره این تمرین را انجام دهم . من در گذر زمان رد پاهای زیادی از ذهن ناخوداگاه دیدم .چیزهایی که میخواستم و چندسال بعد به عینه در میامد ولی چیزهای دیگری میخواستم ولی به واسطه ی باورهایی که مانع خواسته ی قلبی من میشد ، باعث میشد ، تصویر دیگری از جنس متضاد آن باور در زندگی من نمایان شود . از جنس افکاری بود که ما با پذیرفتنشان الان خودمان را رقم زدیم و من بیش از پیش به این سیستم خلقت آگاهی دارم ولی در مرحله ای هستم که ایمانم را نشان میدهم . چون من متناسب هستم و متناسب بودن خانه ی من است . اگر همرنگ جماعت ببینم و فکر کنم و حرکت کنم ، تجربیات مشابهی را خلق میکنیم .
– چرا فکر میکنی می تونی به تناسب اندام تصویری که انتخاب کردی برسی؟!
چون لایقش هستم و غریزی من لاغر هستم . اگر اتفاقی برای جسم من افتاده و من تصویری را که نمیخواهم میبینم ، چون باورهایی در کودکی در من شکل گرفت که قدرت ان از خواسته ی اگاه من بیشتر بود و من تصویری را به نمایش میذاشتم که باور قلبی من بود . وقتی نوزاد بودیم ، همه ی ما در رنج نرمال بودیم و رفته رفته اطلاعاتی را پذیرفتیم که تصویر چاق شدن به من میداد . یادم میاد وقتی سه سالم بود به واسطه ی رفتارهایی که خانواده با من میشد و پیام هایی که با من میشد من چاق بودن خود را پذیرفتم و اون حس بد را در کودکی در درونم قبل از اینکه در جسمم نمایان بشه ، در لحظه زندگی میکردم و فرمانروای خلق ها هم این تصویر را در بیرون خلق کرد . مشکل ذهن ما این است که برای حل معضل چاقی به دنبال راه حلی بیرونی هستیم ولی چاقی ما بدون هیچ دلیلی و با گذر زمان در جسم ما نمود پیدا کرد . من باور دارم اگر به تصویری گرایش داریم ، هر عکسی که تمایل برای ان بودن را داری ، صدای خداست و ما به واسطه ی خوداگاهمان و دلیل و برهانی که می اوریم و تصمیماتی که با توجه با تجربیات گذشته مان میگیریم و اینده را براساس شرایط الانمون در اینه و تجربیات گذشته تداوم میدیم و ان را دور از دسترس میبینیم و باید از یک جایی این چرخه را باطل کنی . من استخوان بندی ظریف و ریزی دارم و میدانم در تناسب اندام شبیهه ان میشوم ، چون ان تصویر را دوست دارم و به واسطه ی علاقه ی من و استمرار من در تمرکز و توجه من به آن و میزان باورپذیری من ، زمین و زمان به هم گره بخورند من ان شرایط را میبینم . ذهن ناخوداگاه اصل را از بدل تشخیص نمیده و من چیزهایی که در گذشته زمانی ارزوم بوده ، در گذشته ی نزدیک تجربه کردم ، بدون انکه از قبل بدانم چگونه؟! . من مانعهای ناکام بودن در خلق جسم لاغرم که ذاتا لاغره را متوجه شدم والان درک میکنم چه مانع هایی از جنس فکر من مانع تجلی ان خواسته میشد و مرا اگاهتر از قبل کرد و نگرش متفاوتتری نسبت به خودم و زندگیم پیدا کردم . من به خواسته م میرسم ، چون خواسته ی خداهم برای من همین است ، چون اگر نبود ، هرگز به دل من راه نمیفتاد و من میدانم زمانی ان شرایط را تجربه خواهم کرد . یک کت و شلوار سیاه با کمر باریک و دختری تنومند و با اعتماد به نفس را میبینم که به واسطه ی افکار امروزم و در اینده ای نزدیک بخشی از من خواهد شد و من ان جسم را پذیرفتم و بی صبرانه منتظر هستم .
۲- احساس شما از بودن در تناسب اندام تصویری که انتخاب کردی چیست؟
من لاغریم را قبل از اینکه در جسم دیده بشه میبینم و احساس میکنم ، انقدر ان تصویر در ذهنم تکرار شده که گویی بخشی از من شده ، با اعتماد به نفس تر به بیرون میروم ، لباس های رنگ روشن میپوشم ، به فکر مهمانی رفتن و دیده شدن هستم و از برقراری ارتباط مثل قدیم مقاومت ندارم . من هم مثل متناسبهای دیگر در لحظه در بودن در ان فضا لذت میبرم بدون انکه ذهنم درگیر چاقی ولاغری باشد و چون از مسیرهای قبلی هفته ها فاصله گرفته ام ، ذهن من که به واسطه ی رژیم چون دهان را محدود میکردم ، از چشم ، گوش ، بو ، فکر صدایش برای خوردن بلندتر بود والان گویی در حال ترمیم است و واکنش درستی به مواد غذایی میدهد . الان صدای سیری خیلی خیلی بلند تر از حواس دیگرم هست و چون همه چی هرزمان بخواهد دم دستش هست ، و چون باورهای غلط که ترس را در بدن من طنین می انداخت در زندگیم به دوردستهای افکار م رفته ، همه چی با من در صلح است و چون در صلح هستم تمام واکنش ها ی افراطی من در لحظه خیلی کمرنگ شده و توجه من به مواد خوراکی عادی تر شده . من حتی برنامه ریزی برای خریدن لباسهایی که به تنم به واسطه ی ذهنم ان جسم خلق شده برنامه ریزی میکنم و در زمان مناسب میخرم . دیگر خودم را سایز نمیکنم . هروقت در جلوی اینه قرار میگیرم ، پذیرش متفاوتتری میبینم و نقاطی از زیبایی و انحنا و چیزهایی میبینم که قبلا نمیدیدم و حتی برعکس ان که از جنس چاقی و زشتی بود میدیدم و الان حس میکنم من خیلی چاق نبودم ها و گویی تصورم بوده ! و ذهنم در بیرون کلی افراد متناسب میبیند که نشان دهد در دنیا کلی ادم متناسب وجود دارد و کلی تغییرات که در جهت خلق خواسته شه . من چیزهایی که بیان کردم در رویام نیست ، الان در ان وضعیت هستم و زمانش که برسه چون از درون تغییر کردم و درحال تغییر کردنم ، به مرور در جسمم هم پدیدار میشه و این قانون طبیعته .
۳- بازخورد اطرافیان وقتی شما رو با تناسب اندام تصویر انتخابی مشاهده می کنند چیست؟
مادرم از زیبایی و متناسب بودن من لذت میبره و باورش نمیشه که فکر تنها مشکل این معضل بوده و به راه من ایمان میاره و تغییر میکنه . برادرم که در بحبوحه ی این اطلاعات تبلیغاتی است ، قبل از اینکه به واسطه ی پذیرفتنش باعث بشه خلق اضافه وزن را تجربه کند ، به واسطه ی تجربه ی من مجبور نیست به این دام بیفته وسالها در جنگ باشه . هر جا میروم به واسطه ی تغییراتی که کرده ام متعجب میشوند و باورشان نمیشود ولی انها خبر ندارند که من همرنگ جماعت نشدم و فکرم را از همرنگ جماعت بودن به فکری که خودم میخواهم تغییر داده ام و به دنبال این هستند که من چه کاری کردم که این قدر تغییر کرده ام ، هرچی میخواهم میخورم و در لحظه خوشحالم و زیبا هم دیده میشوم . این مسیریست که انتخاب کردم و بهش ایمان دارم و باور دور از دسترسی نیست و تمام متناسب ها این گونه فکر میکنند و من انتخاب کردم که یکی از ان ها باشم ، نه با زور و فشار بیرونی ، چون هیچ متناسبی در جنگ با جسمش نمیبینیم ، هیچ متناسبی را نمیبینیم که محدودیت خوراکی به هدف پایین بودن وزنش را داشته باشد و با همه چیز در صلح هست ، کودکان هم اینطور هستند و ما به کودکان رفتار متفاوتتری را یاد میدهیم و ما زمانی ان کودک بودیم و پیدایش ما غریزی لاغر بود . فقط کافیه انتخاب کنیم که چه تصویری را برای بودن میخواهیم و من چیزی که در فطرتم هست را از کائنات درخواست کرده ام و من از درون تغییر کرده ام ولی افراد توجیه و دلایلی که می اورند ساخته ی ذهن انهاست ، چون فکر میکنند راه حل در بیرون از ان ها قرار دارد و به این واسطه دنبال خواسته هایشان در بیرون هستند و همیشه از خدا در خواست میکنند که چرا من به خواسته ام نمیرسم ولی فلانی میرسد ! دقیقا تفاوت نگرش در این است !
هوالرزاق
جواب سئوال اول
چون من قبلا هم دراین وزن بودم پس براحتی به این وزن میرسم ومن لایق تناسب وزیبایی هستم من کاری برای اضافه وزن نکردم پس برای رسیدن به این وزن هم نیازی به کاری نیست وبراحتی به ایده آلم میرسم
جواب سئوال ۲
خیلی لذت بخشه و هیکلی هست که خیلی دوست دارم
جواب سئوال ۳
چه قدرزیباتروجوون ترشدی .اصلا سنت بهت نمیاد
آفرین تو توهمه کارها پشتکارداری وبه هرچی میخوای براحتی میرسی
نشان های دریافت شده
به نام خدا
ذهن ما قدرت فوق العاده برای انجام هر کاری را دارد الان به جهان اطراف خودم که نگاه میکنم میبینم نسبت به چند سال قبل چقدر عوض شده هر بار از خیابان های اصلی و یا حتی فرعی رد میشم میبینم یک ساختمان جدید داره ساخته میشه و مغازه های جدید با دکورهای جدید در حال فروش هستند و چقدر ماشین ها بهتر شدند اول تو خیابان ها یا پراید بود یا پیکان یا ۴۰۵ ولی الان ماشین های خارجی و ماشین های چینی به قدری زیاد شدند که کاملا چهره ی شهر نبست به ده سال قبل عوض شده آیا نمیشه من آرزو هم نسبت به چند قبل خودم کمی عوض شوم؟؟
بزرگترین سرمایه من ذهن من و افکار من است من باید سرمایه گذاری رو از خودم شروع کنم چه در زمینه لاغری و تناسب اندام ، چه در زمینه سلامتی و چه درهر زمینه اگر من بهتر شدن رو از خودم شروع کنم نتایج خیلی بهتر میشود که من خودم را ضعیف بدونم و بخواهم مثلا یک نفر از بیرون به من بگه بیا و در این شغل سرمایه گذاری کن تا پولدار بشی، پولدار که نمیشم هیچ همان سرمایه رو هم از دست میدهم و برای من ناراحتی و ضعف و تکرار فعل نشدن و نتوانستن در من بارها بارها تکرار میشود.
در لاغری من بارها با استفاده از رژیم و باشگاه وزنم رو کم کرده ام و دوباره برمیگشت و من وقت و سرمایه رو در مسیر لاغری از دست میدادم و نتیجه هم برای کوتاه مدت میداد ولی ماندگاری نداشت.
ولی اگر کاری خودجوش باشد و از درون ما علاقه ایجاد شود آنچنان ذهن همراهی میکند که نتایج به مراتب هزاران برابر از روش های بیرونی میدهد، شاید روش های بیرونی اول کار خیلی بزرگ نشان بدهند ولی مثل یک تیکه یخ بعد از گذشت چند مدت آب میشود و نتیجه از بین میرود ولی در مسیر ذهنی اول کار هیچ نتیجه رو نمیبینی ولی وقتی در مسیر باشی و ادامه بدهی آنچنان نتایج بزرگ و ماندگار میشوند و رشدهای تصاعدی میشوند که ما را شگفت زده میکند و فقط لبخند میزنیم و خدا رو شکر میکنیم و دوباره ادامه میدهیم زیرا مسیر موفقیت ها لذت بخش است و تکرار آنها نیز باعث خوشحالی میشود.
من این تمرین رو در دوره ورود به سرزمین لاغرها انجام دادم و اول تصویر رو انتخاب کرده ام و دادم بیرون برام چاب کردند و هم چسبوندم به جزوه و هم به آینه میز آرایشی ام و هر روز میدیم و واقعا خودم رو لایق این تناسب اندام میدیدم و از اینکه یک نفر تونست لاغر بشه و اطرافیان رو میدیدم که خیلی ها بدون انجام ورزش و رژیم لاغر و متناسب هستند و بعد از بودن در مسیر لاغری با ذهن و کسب آگاهی جدید کم کم افکار و نگرش ام با انجام تمرینات به سمت لاغری رفت و انتظارم از خودم لاغری شد و از کی لاغر شده ام نمیدونم فقط از واکنش اطرافیان فهمیده ام که لاغر و متناسب شده ام و این خوبی مسیر لاغری باذهن که نه نیاز به زمان دارد و نه مقدار خود ذهن جسم را به زیباترین شکل ممکن طراحی میکند و ما فقط،از نتیجه لذت میبیریم.
من الان رفتم مانتو فروشی و به فروشنده گفتم که این کت و شلوار زیبا رو به من بدهید که برم پرو کنم و من کت و شلوار قرمز رنگ با کمربند زیبا رو پرو کرده ام رو به آینه و چقدر به تن من نشست و چقدر من خوشحال هستم که اینقدر لاغر و متناسب شده ام و خوشحال هستم و با خوشحالی اومده ام از اتاق پرو بیرون و این کت و شلوار زیبای سایز ۳۸ رو خریده ام و شوهرم بهم زنگ زد که آرزو شب دعوتیم مهمانی آماده شو که با هم شب بریم مهمانی و من هم اون کت و شلوار زیبا رو با کمربند میبندم و یک شال سفید و صورتی رو سر میکنم و میرم در مهمانی همین که وارد مهمانی شده ام همه با تعجب و خوشحالی من رو نگاه میکنن و میگن آرزو چقدر خوشتیپ و لاغر شدی، هم عروس بزرگم میگه آرزو اگه سنت رو نمیدونستم میگفتم ۱۸ یا ۱۹ ساله هستی و من لبخند میزنم و تشکر میکنم و روب مبل میشنم و دختر عمه ام که چند سال ندیدمش اومد مهمانی و وقتی من رودید میگه دختر چقدر تغییر کردی چقدر،جوانتر و شاداب تر شدی و چقدر خوشتیپ تر و لاغرتر و متناسب شدی به خدا سن داره برای تو برعکس عمل میکنه و هی جوانتر میشه و آخرش به من راز لاغری ات رو نگفتی و من فقط،میخندم و تشکر میکنم و چقدر این احساس زیبا که در یک جسم زیبا هستم و خدا رو شکر میکنم که در این تناسب اندام جدید هستم و از این هجرت چقدر خوشحال هستم که به سرزمین لاغری و سلامتی و جوانی و شادابی وارد شده ام.
نشان های دریافت شده
سیزدهم سپتامبر بیست بیست و چهار
سپاسگزار خداوندی هستم که همواره من را حمایت و هدایت میکند
سلام و درود به دوستان و همراهان مسیر رشد و پیشرفت
توی این بیست و چهار ساعتی که این جلسه را گوش کردم مدام تصویر انتخابی ام جلوی ذهنم می آمد حتی وقتیکه داشتم کارهای خانه را مبکردم ناخوداگاه و بی اختیار یاد اون عکس می افتادم و اذعان میکنم که مشابه این تمرین را در دوره لاغری انجام دادم ولی احساس خوبی نداشتم و بعد از مدتی آن تمرین را رها کردم و دیشب هم همان نجواها می آمد سراغم که اینکار جواب نمیده و اصلا نمیتوانم بهش برسم حتی وقتیکه اومدم به سوال اول پاسخ دادم اولین جوابم این بود که اصلا به این تصویر نمیرسی
ولی
به خودم گفتم چرا اینجوری فکر میکنی شاید شد شایدم نشود ولی در هر حالت من چیزی را از دست نداده ام پس امتحانش میکنم و بعد جوابهای مختلفی برایم امد
در طی روز هم بارها که اون تصویر یادم می آمد احساسی که وقتی به اون تناسب اندام رسیدم را لمس میکردم و درک میکردم و ناخودآگاه لبخند میزدم
سوال اول: چرا فکر میکنی که میدونی به تناسب اندام تصویری که انتخاب کرده ای برسی؟
بخاطر اینکه من دارم از ساده ترین و سریع ترین و راحت ترین راه برای لاغری استفاده میکنم. برای اینکه من لیاقت متناسب شدن را دارم چون دارم برای رسد شخصی ام زمان میگذارم و مثل بقیه وقتم را در شبکه های اجتماعی و فیلم دیدن تلف نمیکنم قطعا طبق سیستم جهان هستی من پاداش خواهم گرفت همانطور که یکبار کلی وزن کم کردم الان هم دوباره میتوانم حرکت کنم و بسمت تناسب اندام دلخواهم حرکت کنم.
همانجوری که خودم باور نداشتم ولی لاغر شدم و خانه خریدم و ماشین خریدم الان هم دوباره معجزات خداوند فراتر از انتظارم رخ میدهد و متناسب تر میشوم. همین تکه های اضافی کمربند را که میبینم یعنی اینکه یکبار شده و باز هم میشود
چون من نفس میکشم براحتی چربی های اضافی ام می سپرد و لاغر میشوم.
سوال دوم : احساس شما از بودن در تناسب اندام تصویری که انتخاب کردی چیست؟
احساس ارزشمندی و لیاقت میکنم به خودم و کاری که انجام داده ام افتخار میکنم احساس قدرت دارم احساس میکنم که توانایی انجام هر کاری را دارم و اعتماد بنفس بالایی دارم. احساس میکنم که خلیفه خداوند در روی زمین هستم. احساس میکنم که همه دوستم دارند خیلی بیشتر از قبل.
سوال سوم: بازخورد اطرافیان وقتی شما را با تناسب اندام تصویر انتخابی مشاهده میکنند چیست؟
بهم میگویند عجب خوشتیپ تر شده ای! بهم میگویند آفرین دمت گرم و ازم راز موفقیتم را میپرسند و بهم میگویند چقدر هدفمند و منضبط شده ای و اینکه خیلی راحت لباسشان رنگ شاد و زیبا میپوشم و خودم را از اینکه در ایینه میبینم لذت میبرم
دیشب تمرین را انجام دادم ولی نتوانستم کامنت بنویسم. امروز که رفته بودم خرید دوستی را دیدم که یکسال بود ندیده بودمش. خودش بدنساز حرفه ای هست و بهم گفت چقدر لاغر تر و فیت تر شده ای!
و من بسیار از شنیدن این جمله لذت بردم
یعنی خداوند خیلی خیلی سریع تر از اونچه که فکر میکردم بهم پاسخ داد.
بیصبرانه منتظر جلسه بعدی هستم
منتظر خبرهای عالی من باشید
شاد و رو به رشد باشید
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوستان همراه
درپاسخ به سوال اول که چرافکرمیکنم میتونم این اندام زیبا رو داشته باشم؟
چونکه خداوند در قران میفرماید انا علینا للهدی وظیفه من هدایت کردن کردن است .
هدایت کردن به سمتی که من میخام .
وشرطش فقط ایمان و باور هست که من باید درخودم ایجادکنم .
من وقتی کلی الگو که همان تصاویر شگفت انگیزان هست خصوصا استاد عزیز که خداوند انها راهدایت کرد به سمت خواسته متناسب شدنشان .
پس من رو هم هدایت میکنه .کافیه فقط من هم باورهای درست رو تو ذهنم ایجاد کنم ودیدگاه ذهنم شبیه دیدگاه خدایی بشه .
۲ احساس من در بودن در تصویر دلخواهم :
شادی . سبکبالی . راحتی . احساس اعتماد به نفس بالا و خودباوری . احساس رهایی و آزادی و آرامش،و جوانی و سرزنده گی و… است
۳ . احساس اطرافیانم اما
اینجا پاشنه آشیل من بود منی که همش شخصیت دلسوز و غمخوارو عداب جدان و احساس گناه و احساس قربانی شدن داشتم و الان هم دارم و البته دارم روخودم کارمیکنم .
باعث میشد وقتی تا حدود زیادی وزن کم میکردم و خواهرام که اضافه وزن دارند و وقتی من لباس شاد میپوشیدم نگاه خیره کنتده ای به من دارند وهمش میگفتند خوش به حالت لاغری.
منم واقعیتش یکبار مچ خودم رو گرفتم گفتم از این به بعد پیش اینها که خونمون میان اینطوری لباس شاد نپوشم اونها ارزششون پیش شوهراشون کم میشه و من دارم بااین کار خودنمایی میکنم واحساس گناه میاد سراغم .
بهتره یه کم رعایت کنم و خودنمایی نکنم . خوب اونها دلشون میخاد واز طرفی ارادشو ندارند بهتره عادی باشم تا به چش نیام .
وقتی خوب درونم رو واکاوی کردم دیدم بله از کودکی بهمون یاد دادند از رسانه از جامعه از خانواده که درست نیست کسی چیزی داره خودنمایی کنه و از انسانیت به دوره .
حتی یادم میاد از سوپری محلمون گوشت میخریدیم میگفتیم داخل پلاستیک مشکی بزار تا کسی که توانایی مالی نداره دلش نخواهد و ما گناه نکنیم .
مدرسه گفتن طلا دستتون نزارید عده ای ندارند و دلشون میافته وگناه داره .
تازه متوجه شدم که چرا من حس خوبی به طلانداشتم وندارم .
بعد اینکه اون روز تو خونمون در مورد چاقی خواهرم صحبت میشد من حس بدی میگرفتم . انگار خواهرم داشت ذهنی باهام صحبت میکرد حالا یه لاغرشدی چرا اینقده خودنمایی میکنی و لباس شاد میپوشی .
وکم کم احساس کردم که رفتار غداییم ارام ارام عوض شد و کم کم دوباره احساس گرسنگی وضعفم بیشترشد و کم کم دارم به سمت اصافه وزن حرکت میکنم .
مدتی تو فکر بودم دوباره باورهامو آوردم وسط . خدایا مسیر که درسته وشکی توش نیست . باورهام که همینه . پس نشتی کارم کجاست .؟!
من مدتی هست دارم روی روابط کارمیکنم و کم کم به لطف الهی تونستم این باور مخرب احساس گناه وعذاب وجدان و… رو که هم جلوی پیشرفت ورودی مالی . تناسب اندام . روابط رو گرفته رو شناسایی کنم البته فقط چند روزه که شناساییش کردم .
وهرچقدر مثال برای ذهنم میاوردم که نگاه همه ما انسانها به یک اندازه به نعمتهای خدا دسترسی داریم و من که جای اونها رو نگرفتم من باورهامو درست تر کردم و نتیجه گرفتم و الان استاد در خانواده چاق تونسته لاغر بشه مگه گناهی کرده مگه دلی شکونده . بلکه تونست الگوی اینهمه افرادی بشه که آرزوی متناسب شدن داشته ودارند .
اما به هرحال نجواها و رزومه های من تو دلسوزی بی نهایتند چون تو خونه وقتی میخاستن بگن من چه ویژگی دارم که خوبه . میگفتند مهربانی و دلسوزی .
وبارها تحسین شدم که کسی که غمخوار مردم هست جایگاه بهشت است .
تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی
کسی باشکم سیر بخوابد درحالیکه همسایه اش گرسنه باشد اون فرد مسلمان نیست .
وبه نظرم ذهن من با اهرم رنج ولذتی که سالیان سال براش تعریف کردم که دلسوزی معنوی هست و به خدا نزدیک میشم و خودخواهی معنوی نیست و از خدا دورمیشم . دوباره داره منو هل میده به سمت اضافه وزن .
منم دارم سعیمو میکنم که بتونم بامنطق های قوی باور صحیح رو جایگزین کنم تا بدنم دوباره مسیر درستش رو بره به یاری خدای توانا .
تشکر از خدای مهربان بابت هدایتم به این سایت توحیدی
تشکر از استاد عزیز بابت آموزشهای بی بدلیل شان و
تشکر از همه دوستان که کامنتهای زیبایشان خیلی بهم در روند متناسب شدن کمک میکنه .
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز هیچ وقت چنین جیزی رو نشنیده بودم ک در چاق بشی ب خاطر دلسوزی اما خود این بزرگترین مانعی هس ک ب لطف خدا شناسایی کردی تبریک میگم واین رو بدون تو مسئول لاغری وچاقی بقیه نیستی بلکه خود اونها مسئول خودشونند چرا از این دیدگاه نگا نمیکنی ک اونها با دیدن تو انکیزه بگیرند تا متناسب بشن
جوری زندگی کن لدت ببری برای دیگران زندکی نکن هرکی بازی خودشو داره
ب این نجوای ذهنی بگو من قصدم اذیت خواهرام نیس من فقط میخوام جوری زندگی کنم ک دوس و منم هزاران بار ک تصویر سازی میکنم ذهنم میگه چ فایده تو نمیتونی چنین لباسی بپوشی بخاطر حرف دیگران اما من تصمبم گرفتم برای خودم زندکی کنم و جوری ک دوس دارم میخوام باشم اینجوری حداقل پیش خودم حسم خوبه ک زندکی کردم
هرکسی مسئول خودشه
تو مسئول طرز فکر دیگران نیستی من مسئول طرز فکر عقاید دیگران نیستم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
چه دلنوشته زیبایی
****جوری زندگی کن که لذت ببری برای دیگران زتدگی نکن
هرکی بازی خودشو داره ****
ممنونم که برام نوشتی .
برای شما هم تناسب اندام زیبا رو آرزومندم وامیدوارم تصویر شما رو هم در شگفت انگیران ببینم .
سلام و درود فراوان
به نامخدای لاغری و متناسبم
از خدای مهربان و بی نظیر و استاد بزرگوارم بسیار ممنونم بابت این فایل شگفت انگیز .
انتخاب تصویر ذهنی انتخابی
موضوع این فایل بسیار عالی و شگفت انگیز و پاسخ به سوال من که چرا نمیتونم در ذهنمتصویر لاغری از خودم داشته باشم؟ که به لطف خدا با این دوره به این مهارت یعنی تصویر سازی لاغری خودم می رسم .
خیلی خوشحالم از شروع این دوره و باز هم زبانم قاصر از شکرگزاری و سپاس !!
سوال اول
چرا فکر میکنی که میتونی به تناسب اندام تصویری که انتخاب کردی میرسی؟
من یقین دارمبه تناسب اندامی که در این تصکیر به عنوان الگو ی ذهنم انتخاب کردم میرسم چون برای رسیدن به این تصویر که هدف من هست راه درست رو به لطف خدا انتخاب کردم یا بهتره بگم خدای مهربان و بی همتا من رو برای رسیدن به هدفم یعنی تناسب اندام و لاغریام به مسیر درست یعنی سایت تناسب فکری و لاغری با ذهن هدایت کرد تا با آموزش زبلن لاغری بتونم به اندام دلخواه و لاغرم برسم
من میتونم به اینتصویر و الگوی ذهنی لاغری ام برسم چون دارم دوره لاغری با ذهن رو سپری میکنم چون دارم آموزش و آگاهی رو که کسب میکنم به آن عمل کنم
و دلیل مهم دیگه ای که من رو به باور رسیدن به این تصویر دسونده اینکه استاد عزیز یادآوری کردن
ذهن ما اصل رو از بدل تشخیص نمیده
ذهن ما اصل رو از بدل تشخیص نمیده
دهن ما اصل رو از بدل تشخیص نمیده
و من کاقعا با یاذاوری این موضوع خوشحال شدم
و به خودم گفتم اگه واقعا این یک جمله رو همیشه تکرار کنی و ملکه ذهنت بشه و باورش کنی
آیا شکی برای موفق شدنت می مونه ؟ با همین یک جمله برو جلو و به هدفت برس
من فقط!و فقط با آموزش های سایت میتونم به هدفم برسم باید و باید و باید تمرکز کنم .من میتونم تمرکز کنم ایمان دارم به خودم اما خب موانع ذهنی رو باید زود به زود بردارم نه اینقدر دیر !! نه چند روز یک بار باید هر روز باشه باید این موانع رو هر روز بردارم نه چند روز یک بار !!! مثلا این فایل گرانبها رو استاد عزیز چند روز فرصت دادن و گفتند که حداقل ۱۵۰ نفر باید دیدگاهشون رو بنویسند تادفایل بعدی بارگزاری بشه خب من علیرغم اینکه ارزش و بهای این فایل رو میدونستم و میدونستم که فقط و فقط هدیه ای ست از طرف خدا برای من فرستاده شده امروز تونستم کامنت رو بنویسم پس معلومه که هر روز تو سایت هستم اما تمرکز اصلا ندارم و موانع رو بسیار بسیار دیر دور میریزم .
نکته بسیار مهم دیگه که بقین دارم به این تصویر انتخابی میرسم باور قدرت و توانایی مغز هست
من هیچ وقت با این نگرش به مغز نگاه نکرده بودم در واقع به قدرت مغز فکر نکرده بودن یه چیز عادی بوده و طبق آموزشهای محیط و پیرامون پیش رفتم اگه بخوام شگفت انگیز بشنم و به هدفم برسم باید قدرت مغز و ذهن ناخودآگاه رو در مسیر درست بکار بگیرم تا الان قدرتشون رو در مسیر آموزشهای قبل بوده !!!!
من به توانایی خودم با بودن در سایت ایمان آوردم فقط باید عمل کنم تا به شکوفایی برسه.
پاسخ سوال ۲
وقتی به تناسب و بع این تصویر انتخابی رسیدم از اعتماد به نفس فوق العاده ای برخوردار هستم و همین اعتماد به نفس بالا باعث میشه که من در بسیاری از کارها موفق بشم و احساس خوبی داشته باشم . اعتماد به نفس بالایی که از این تناسب اتدام به دست میارم من رو به ثروت و به یک انسان شاد و به روابط عالی با همسر و بچه هام و اطرافیان می رسونه . همین اعتماد به نفس بالا باعث میشه احساس خستگی مزمن نداشته باشم بو روابطم با خدای مهربان روز به روز بهتر و نزدیکتر میشه همین اعتماد به نفس بالا که از تناسب اندامم به دست اوردم من رو به تنام خواسته هام میرسونه .
پاسخ سوال ۳
استاد در این لحظه هیچ احساسی نسبت به بازخورد دیگران ندارم فقط میدونم از کسب موفقیت و رسیدت به اتدام ایده ال همسر و بچه هام خیلی خوشحال میشن و بازخورد این موفقیتم اول برا خودم و بعد برای هنسر و بچه هام هست
نشان های دریافت شده
با سلام و درود خدمت استاد عطار و بابت این آگاهی که در اختیارمون قرار دادید سپاسگزارم
و بهترینها را از خداوند برایتان آرزومندم
این فایل من را یاد شعر حصرت مولانا می اندازه
ای برادر تو همان اندیشه ای
مابقی خود استخوان و ریشه ای
که تایید بر اینه که اندیشه تمامموجودیت ماست
و ما قدرت داریم با اندیشه زندگیمان را تغییر دهیم.
و
با قدرت تصویرسازی و تکرار آن اطلاعات از خوداگاه به ناخوداگاه انتقال بدیم.
تا فرمان از ناخوداگاه صادر بشه
چرا فکر میکنی می تونی به تناسب اندام تصویری که انتخاب کردی برسی؟!
اگر اون فرد در تصویر رسیده پس من هم می توانم . و از طرفی وقتی با قدرت ناخوداگاه ذهن آشنا شدم یقین دارم وقتی فرمولها و کدهای در ناخواداگاه ذهن را با تمرین و تکرار از طریق قسمت منطق خوداگاهمون تغییر بدم ،
و تصویر فرد متناسب را در ناخواداگاهم ثبت بشه
فرمانی که از این قسمت صادر میشه بدون سختی فیزیکی منو به سمت تناسب می برد.
پس این ایمان دارم که می توانم به تناسب اندام تصویری که انتخاب کردم برسم.
فقط آموختن راه استفاده از ناخوداگاه و تکرار و تمرین
و استمرار قطعا من به این تناسب می رساند.
۲- احساس شما از بودن در تناسب اندام تصویری که انتخاب کردی چیست؟
وای چه احساس خوب و عالی که نمی توانم برایتان وصف کنم.
احساس رهایی و آزادی .
از شادی در پوست خودم نمی گنجم
که تمام شد. اون همه دغدغه ها که سالهای سال هست همراه من هست.
هیچوقت آسوده نبودم و
احساس شرم و گناه ،از داشتن اضافه وزن و نداشتن تناسب یکطرف،
احساس عذاب وجدان از خوردن غذا و ترس چاق شدن و نرسیدن به تناسب از طرف دیگه
که به هر دری زدم که به خواستم برسم
نشد
و اگر هم با سختی فیزیکی و جسمی به تناسب می رسیدم همراه آن با احساس خوب نبود و همیشه ترس از دست دادن تناسب منو رها نمی کرد.
و بعد از چند سال دوباره دچار اضافه وزن بر می گشت
و دوباره احساس شرم و گناه که نتونستم کمتر بخورم و بیشتر فعالیت کنم
و دوباره شکست خوردم
و احساس بی ارادگی بهم دست میداد
و تسلیم می شدم
که نمی تونم این اضافه وزن را ازدست بدم
و به تناسب برسم
ولی حالا
احساس سبکبالی تمام وجودمو گرفته به راحتی حرکت می کنم
و هر لباسی که دوست دارم می خرم و می پوشم
و دوباره منتطر زمان کاهش وزن و تناسب نمیشم که لباس بخرم
و امروز و فردا نمی کنم.
و بی درنگ لباس را می خرم
و بدون ترس از مدل و اندلزش
و وجودم سرشار از شادی و سپاسگزاری شده
که شکر به خواسته ی چند ین و چند سالم رسیدم.
احساس پیروزی و موفقیت که نمیشه وصفش کرد .
راحت شدن از نگاه تحقیر آمیز آدمهای سمی که متناسب نیستم
و وقتی خودم را در آینه میبینم عذاب نمی کشم
۳- بازخورد اطرافیان وقتی شما رو با تناسب اندام تصویر انتخابی مشاهده می کنند چیست؟
وای برق شادی در چشمان همسرم که زیباتر شدم
و تناسب اندامم به من زیبایی و جذابیت داده
و مانند اویل ازدواج خوش اندام شدم
مادر و پدرم هم خوشحال میشوند که تناسب پیدا کردم و حالم خوبه و شادم
از حال خوبم برق شادی تو چشماشون میبینم
و تعجب افرادیکه برای تحقیر گوشزد میزدند که چاق شدی
و حالا سوال براشون ایجاد شده که چکار کردم
ا که بدون رژیم و ورزش سخت ولی به تناسب رسیدم
و حتی ازم سوال می کنند راستش را بگو چکار کردی
که تونستی بعد سالها به تناسب برسی
و من شاد و خوشحال و شکرگزار خدا و استاد در دلم که به راز تناسب رسیدم
و دیگه نگران از دست دادن تناسب و حرفهای دیگراننیستم
نشان های دریافت شده
باسلام خیلی خیلی ممنون از استاد عزیزو رها جان عزیزانی ک من شرمنده کردن و ب مطلبم امتیاز دادند…
نشان های دریافت شده
سلام۱_من این روش را باور کردم چون دارم آموزش میبینم قبلا لاغر میشدم ومشکل یویو چاق ولاغر میشدم چون روش غلط بود ولی الان دارم آموزش صحیح واصولی می بینمدارم عادتامو عوض می کنم ذهنمو آموزش می دم و مطمئنم غذا ها برا تامین انرژی مورد نیاز بدن هستن باعث چاقی نیستن۲_ بادیدن عکسم حس ناب لاغری بهم دست میده اینکه می تونم تا آب حفظش کنم چون کنترلش دست خودم وذهنم هست وبهم اعتماد به نفس میده واینکه هروز دارم لاغر تر می شم واز دیدن خودم توی آینه لدت می برم۳_ وای چقدر عوض شدی از چه روشی استفاده کردی کدوم باشگاه رفتی رزیمت چی بود راستشو بگوچقدر خوش هیکل شدی چقدر لباسهای توی تنت قشنگه
نشان های دریافت شده
ب نام خالق زیباییها
وقتی داشتم فایل این قسمت رو گوش می دادم نمیدونم ک چرا ناخودآگاه اشک از چشمانم سرازیر می شد.
من از اول فایل تا آخر فایل ک گوش کردم یکسره اشکم می ریخت.نمیدونم چرا وافعا نمیدونم،شابد وصف حال مشترک خودم هروقت از زبان استاد می شنوم ناخود آگاه احساساتی می شوم.
مخصوصا اگر افرادی دوروبرم باشند ک اونها مدام مارو سرزنش می کردند من وقتی این صحبتها رو می شنوم خیلی حس خوشحالی برام داره که افرادی هستند ک با ما حس مشترک دارند.و البته الان تمام اون احساسات بد و ناراحت کننده رو دور ریختند وب جایش ب تناسب و تمام احساسات خوب رسیدند.
من هم تصویر مورد نظرم رو روی صفحه گوشیم هم صفحه قفل گوشی قرار دادم.و هروقت صفحه گوشی رو باز می کنم این تصویر رو می بینم البته یکم انتخاب تصویر برام سخت بود چون می خوام لباس این تصویر هم مورد علاقه ام باشه.
۱_ ب این دلیل فکر می کنم ک من ب این تناسب اندام ک در تصویر هست می رسم چون بازها وبارها وبارها وزنم رو کم کردم ودرسته ک کامل کامل لاغر نشده بودم ولی کلی وزن کم کرده بودم،پس باز هم باید ب اون مرحله برسم،درسته ک همین الان هم زیبا هستم ولی وقتی ب این مرحله برسم خیلی خیلی سالمتر وزیباتر هم می شوم.
چون خداوند من را سالم وزیبا افرید خداوند من را قشنگ،خوشگل و متناسب افرید بخاطر اینکه خداوند من را زشت و نامتناسب نیافرید چون خدواند همه مخلوقاتش را زیبا افرید همه آفریدگان خداوند زیبا هستند.
پس تناسب حق من است زیبایی حق من است سلامتی حق من است پس حق من است ک زیبا باشم وزیبا زندگی کنم،تناسب در وجود من است پس من دوباره باید ب آن برسم من باید ب آن برسم وحتما باید ب آن برسم و می رسم.
۲_احساس من از بودن در این تناسب اندام،وای چ احساسی بگم،دارم پرواز می کنم،مثل پرنده سبک بال شدم دیگه اون سنگینی رو بدن من نیست من سبک شدم من راحت شدم دیگه ازون دردهای طاقت فرسا دیگه ازون دردهای اعصاب خراب کن خبری نیست دیگه از دردهای ک فکر نمی کردم روزی تمومی پیدا کنه خبری نیست خدایا شکر خدایا شکرت.ازینکه انواع لباسهای متنوع با رنگهای مختلف می پوشم خدایا شکرت ازینکه اعتماد ب نفس بالاتری پیدا کردم خدایا شکرت،ای خدا جونم ازینکه اطرافیانم هم خیلی خوشحال شدند خدایا شکرت ازینکه راحت میتونم خریدهام انجام بدم خدایا شکرت.
ازینکه دیگران دیگه بخاطر چاقیم من مسخره نمی کنند ازینکه خیلی راحت میتونم خرید کنم خیلی خوشحالم.
ازینکه خیلی راحت میتونم پیاده روی کنم خیلی خوشحال هستم.ازینکه میتونم خودم رو از شرایط بد از حال بد از محیط ناخوشایند و ناراحت کننده سریع دور کنم تا حالم خوب شه.
۳_باز خورد اطرافیان،مادرم خیلی خیلی خوشحال هست خدارو شکر میکنه شب وروز خدارو شکر می کنه وبرای سلامت بودن من خیلی دعا میکنه،مادرم خیلی نگران من بوده،من ازینکه می بینم مادرم خیلی خوشحال هست ازینکه می بینم نگرانیش از بابت من حل شده بی انداره خوشحالم ازینکه با سالم شدن ومتناسب شدن من یکی از آرزوهای مادرم برآورده شده خیلی خیلی خوشحالم(اینجا بازم اشک درو چشمم حلقه بسته)خدایا شکرت خدایا شکرت ک مادرم سالم شدن من رو دیده،خدایا شکرت.
خواهرم خیلی خوشحال هست پدرم خیلی خوشحال شده منم خیلی خوشحال هستم ک دیگه اون گوشه و کنایه هارو ازونها نمی شنوم.وای زن عموم من دید خیلی تعجب کرد گفت:مریم چقد لاغر شدی چقد خوب شدی چقد خوشگل شدی.خاله ام یکی از خاله هام ک من خیلی از دیدنش ترس داشتم وقتی من رو دید او هم خیلی تعجب کرد کفت:مریم خودتی یا یک نفر دیگه هستی؟چقد خوب و خوشگل شدی،گفتم نه خاله جان خود خودم هستم مریم هستم.
جایی رفتم و برحسب اتفاق چنتا از پزشکانی ک ب شدت روحم رو آزار داده بودنددیدم فکر کنم اونها من نشناختند یا نخواستند بشناسند ولی من ب اونها گفتم من میشناسین گفتند ب جا نمیارم،شاید یکی از بیماران من بوده باشی ولی دقیق یادم نمیاد،گفتم من همون بیماربودم ک اومده بودم پیش شما و اضافه وزن داشتم وشما خیلی بهم حرف زده بودین وگفتی اگه این مدل رژیم نگیری تا دو سال دیگه می میری.من همون بیمار شما هستم.گفت جدی می گی از تعجب خیلی بهت زده شده بود.
گفتند خوب من بخاطر خودت این حرف زدم خوب رژیم گرفتی رعایت کردی خوب خیلی عالی شدی.دیگه.
گفتم بله ولی من بارژیم شما پیش نرفتم من با روش و کار خودم پیش رفتم…