🔙 اگه هنوز جلسه دوم: بارگزاری تصویر ذهنی رو نخوندی، پیشنهاد میکنم اول اونو کامل کنی.
🧠✨ تجسم لاغری با قدرت تخیل یعنی استفاده از یه موهبت خدایی که همیشه همراهمونه: تخیــل!
تصور کن شبها قبل از خواب، چشمهات رو ببندی و خودتو با اندامی متناسب، سبک و رها ببینی… درست مثل یه رویا که توی بیداری هم ممکنه. 🌙💫
خدا این قدرت رو تو وجودت گذاشته، تا هر لحظه که بخوای بتونی ازش برای ساختن یه نسخه جدید از خودت استفاده کنی.
و حالا وقتشه از این هدیه الهی برای رسیدن به آرزوی تناسب اندامت استفاده کنی… 🕊️💖
🌌 قدرت تخیل؛ پلی به دنیای لاغری ذهنی
تا حالا شده شب، وقتی سرت رو روی بالش میذاری و کمکم از دنیای واقعی جدا میشی، یه تصویر واضح از خودت توی اندامی متناسب و دلخواه ببینی؟ ✨
تو اون لحظهای که به خواب عمیق فرو میری، در واقع ذهنت داره وارد قلمروی ناخودآگاه میشه؛ جایی که همهچیز برنامهریزی میشه. 📡🧠
همین لحظهها، طلاییترین زمان برای تجسم لاغری با قدرت تخیل هستن.
ذهن ناخودآگاهت فقط طبق برنامه عمل میکنه؛ نه سؤال میپرسه، نه قضاوت میکنه، نه شک میکنه. هرچی رو که توی تخیلت باور کنی، همون رو دنبال میکنه… چه برای چاق شدن باشه، چه برای متناسب شدن! 🌀
⚖️ تو انتخاب میکنی؛ به نفع خودت یا به ضرر خودت؟
واقعیت اینه که سالهاست از قدرت تخیلت استفاده کردی، اما نه برای لاغری… برای چاقتر شدن!
هر بار که خودتو ناتوان تصور کردی، هر بار که گفتی «من همیشه چاق میمونم» یا «من از این هیکل خستهم»، تصویر ذهنی چاقی رو محکمتر کردی. 🧱
حالا وقتشه از همین قدرت برای ساختن یه تصویر تازه استفاده کنی:
📌 تصویری از یه بدن سالم، سبک، متناسب، پرانرژی!
اینجاست که تجسم لاغری با قدرت تخیل تبدیل میشه به یکی از قویترین ابزارهای تو برای تغییر واقعیت فیزیکیت.
🔁 چرا فقط تلاش فیزیکی کافی نیست؟
شاید رژیم گرفتی، ورزش کردی، قرص خوردی…
اما تا وقتی تصویر چاقی توی ذهنت فعاله، هر کاری کنی به نتیجه نمیرسی. چون تخیل، خیلی قویتر از اراده لحظهایه.
همه اون شکستها فقط بهخاطر یه چیز بودن: تصویر ذهنی تغییر نکرده! 🖼️
هیچ رژیمی، تصویر ذهنی رو عوض نمیکنه. هیچ باشگاهی قدرت تخیل تو رو برنامهریزی نمیکنه. این کار فقط از درون تو برمیاد!

🧳 تخیل؛ سفری بیمرز به سوی تناسب
انیشتین یه جمله معروف داره که میگه:
«علم محدوده… اما تخیل بیمرزه!» 🌍✨
و حالا این واقعیت برای تو هم صدق میکنه.
💡 شرایط بدنی الانت، فقط نتیجهی تخیلهای دیروزه.
و اگه الان تصمیم بگیری تصویر لاغری رو توی ذهنت جایگزین کنی، آیندهات همون شکلی خواهد شد.
🚀 از رؤیا تا واقعیت؛ فقط با استمرار
اگه اضافه وزن داری، اما همچنان با آموزشهای لاغری ذهنی همراهی میکنی، یعنی تو در حال ساختن رؤیای تناسب خودتی.
و اگه از تجسم لاغری با قدرت تخیل بهصورت مستمر استفاده کنی، بدن تو نمیتونه تغییر نکنه…
📈 تغییر حتمیه، چون تصویر ذهنی جدید داره دائماً بهش فرمان میده!
توضیحات تجسم لاغری
فایل صوتی را با دقت گوش کنید.
👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه چهارم: برنامه ریزی منطق ذهنی برای لاغری.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.49 از 111 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
با سلام
اولین باری که استاد تصویر ورود به سرزمین ناخودآگاه رو گذاشت .برام جالب بود شب و تاریکی و دری که انسان دیگه رو وارد ذهن میکرد .
الان که استاد میگه تجسم رو هنگام خواب انجام بدین اون تصویر داره برام واضح میشه .
شبهای اول با فایل تجسم میکردم بعضی مواقع خوب بود بعضی مواقع تصاویر مضحک میدیم بعضی وقتها ذهنم فرار میکرد سر مساله ی که درگیرش بود میخواست فریب ام بده که آره من دارم اونها رو برات حل میکنم .
ولی دو شبه تجسمم به نیمه نرسیده خوابم میگرفت .اول ناراحت شدم چرا نمی تونم تا آخر تجسم کنم ولی از اونجایی که دارم یاد میگیرم هیچ چیز بد و منفی برام وجود نداره .گفتم خیلی هم خوب انجام میدی .شبهای قبل برات ناآشنا بوده هی با اکراه میخواستی وارد ذهن بشی ولی الان وارد شدی و تصویررو به ناخودآگاه سپردیش .
مگه خودت به دانش آموزات نمیگی وقتی یک مساله خیلی ذهنتون رو درگیر میکنه برین بعدی ولی ناخودآگاهتون داره اون مساله قبلی رو حل میکنه .اینم همینه دیگه .تصویر متناسبتون خودآگاه میده به ناخودآگاه .برای همون آرامش میگیری و میخوابی ، خیالتم راحته کار رو دست خوب کسی سپردی .
یاددته دو ماه پیش سر یک مساله در مواقع متفاوت ، قلبم بهم میگف انجامش ندم ولی نادیده اش گرفتم درست هر سه بار اذیت شدم .بعد که قضیه رو حلاجی کردم دیدم ناخودآگاه ام بهم گفته نکن ولی من نشنیدم .
اینحا هم دست ناخودآگاهه بهش اعتماد کن .
نمیدونم چراا ماها که برخلاف میل جامعه داریم پیش میریم اینقدر جلومون مانع میتراشن .منی که به کسی کار ندارم دارم از اون دروازه ذهنم افکار مثبت میفرستم و دلم نمیخواد منفی راه بدم .
مادرم یک آدم نازنینییه که توی زندگیش مصایب ناگوار زیادی دیده ، معتقده نباید رنگ روشن بپوشه نباید بخنده ، انگار بخنده آدمها میگن چه آدمییه بعد ۲۰ سال از مرگ عزیرانش شاده .
مرتب اخمهاش در همه و ناله میکنه و الانم که درگیر بیماری زیادی شده .وقتی پیشش میری واقعاا سطح انرژیت پایین میاد البته اگه یکی از خواهرام که معمولا خیلی باهم حرف میزنن باشه که دیگه واویلااا .دوتایی تادلتون بخواد ذهنشون پراز افکار منفییه .
آبجی دیگه ام با من هم مسیر شده هرچه تلاش میکنه فایده ایی نداره هرچی میگه حرفهای منفی نزن نگوو دکترم خوب نیست اینکه بهترین دکتر و جراح مشهده هرکی عمل کرده خیلی خوبه .فایده نداره که نداره .
منکه چون میدونم تا کسی تو مدارش نباش و اینکه چند بار گفتم بی فایده بوده هیچی نمیگم .
باور کنید یک عمل ساده پیش بهترین جراح و بیمارستان خصوصی رفته ولی بازم ۷ ماهه هنوز خوب نشده بااینکه دوستش همین عمل رو پارسال توی شهرمون پیش یک دکتری که خیلی معروف نیست انجام داد و سر دوماه میگه عالییه عالیم .
ولی دوست مامانم فوق العاده مثبته و از همه چیز تعریف میکنه از زندگیش از بچه ها از …
مامانم میگه شانس داره ولی من میدونم قضیه چیه .دروازه ذهن اون دوتا بازه حالا اون با افکار مثبت مادرم با افکار منفی .
میدونم شرایط مادرم یکسان نیست ولی میتونه از چیزهای که داره شکرگزاری کنه .مثلا فرزندانش که همگی خوبن یا سلامتی اعضای که داره .
شوهرمم همینطوره مثل مادرم عقیده داره نباید از چیزی تعریف کنی چون برعکس میشه .
مرتب اخبار رو دنبال میکنه .تازگی گیر داده به من که تو آخرش با اینهمه نوشتن و فایل گوش دادن دیونه مبشی .خخخ
برای اینکه راحت باشم صبح زود فایل گوش میدم که خوابه وبعد توی خونه با هندفری که نبینه چکارمیکنم ادامه فایلها رو گوش میدم.
خداروشکر دارم ارتش یک نفره میشم میدونم آخرش روی همه تاثیر میذارم .همینکه دعواهای چند سال پیشمون توی خونه نیست .همینکه به خیلی خواسته هام رسیدم .
بااینکه هیچ چیزی نفروختم فقط ۵۰۰میلیون داشتیم تونستیم یک طبقه خونه امون رو تکمیل کنیم نمیدونم چطورییه ولی شد خونه ایی که خیلی بزرگه و اون چیزییه که توی رویاهام بود .
ناخودآگاه پول میامدبااینکه من و شوهرم کارمندیم و طبق باورهاا درآمدمون محدوده .
اگه جلوشو با ذهنم نمیگرفتم خیلی زودتر درست میشد .تازه همون موقع یک دناپلاس به اسمم درآمد .اونم بدون اینکه خبری ازش داشته باشم .خواهرم با گواهینامه من ثبت نام ماشین برای خودش میکرد چندین بار ثبت نام کرد دید اسمش درنمیاد رهاش کرد ماشین خرید .
جالبه سه روز بعد از خرید ماشین خواهرم ، بهم پیامک شد که دناپلاس به اسمت درآمده .توی این مدت عمرمم یک سیخ کبریت به اسمم در نبامده بود.خخخ
استاد واقعاا همه ی،زندگی امو رو مدیون شما هستم .
من موقع خواب جنگ روانی داشتم اینقدر از حرفهاا دلم میگرفت که هی تکرارشون میکردم هی این حرفهاا بیشتر وبدتر میشد .
منکه نمیدونستم دارم خودم اینها رو جذب میکنم .
الان کلی با دو سال پیشم فرق کردم .
دو سال پیش با وجود اینکه هنوز خوب احساسمو مثبت نگه نمیداشتم اینقدر بازخورد مثبت گرفتم از ساخت خونه بزرگ ،خرید ماشین ، خرید وسایل خونه ، گوشی عالی …
قبلا اینهاا هرکدومش رویاایی بیش نبود که اصلاا خودمو لایق اش نمیدونستم .
ولی الان دارم برای خیلی بیشتر وبهترر تلاش میکنم .
من عاشق تناسب امم .خیلی خوب شدم دروغ میگم اگه بگم برام مهم نیست .ولی توی این مسیر فهمیدم من خیلی آسیب دیدم دارم اونها رو ترمیم میکنم دارم خود درونی امو وگره های و موانع رو باز میکنم .
با حل اینها و تجسم تصویر متناسب حتما حتما متناسب میشم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
چه کامنت خوب و آموزنده و پر انرژی ای
قشنگ معلومه کلی وقت و با استمرار روی خودتون کار کردین که صحبت هاتون آنقدر عمیق و عالی است
بهتون تبریک میگم بابت موفقیت ها و ان شالله این موفقیت ها ادامه دار است.
چقدر خوب که می نویسید و باعث احساس بهتر، امیدواری و انگیزه استمرار در ما میشوید.
از شما متشکرم
نشان های دریافت شده
عالی بود لذت بردم خدا را شکر انشالله روز به روز برکات بیشتری به زندگیتون بباره چه جالب من هم مثل شما یک ارتش یک نفره هستم و اینکه من هم مادرم حرف منفی زیاد میزنند.
خدا را شکر که توی این راه اینقدر موفق شدی.
دقیقاً شنیدن فایلها برای هم فقط به قصد لاغری نیست و خیلی چیزها یاد گرفتم و خیلی زخمها رو درمان کردم.
نشان های دریافت شده
سلام عزیزم
خوشحالم که لذت بردین .
موفق باشید
نشان های دریافت شده
به نام خدای متخیل
منم دوست داشتم به خاطر عوض کردن حالم بیام بنویسم .یک اتفاقی افتاده که فعلا دوست ندارم در موردش بگم و شاید برای من سخت باشه باورش که خودم تخیل گردم ولی باید بپذیرم و تسلیم باشم.
ما هر چیزی که تو این زندگی داریم تخیل کردیم شاید باورش برامون سخت باشه ولی تجسمش کردیم خیال پردازی کردیم مثل آنه شرلی من عاشق کارتون آنه شرلی هستم اون دختر قدرت تخیل قوی داشت اون ساعتها در خیال به سر میبرد اون دختر کوچولو تو کارتون نمونه بارز استفاده از تخیل در زندکی هست اون به هر چی در تخیلاتش بود رسید به نظرمن اون کارتون بهترین کارتون هست از نظر من چون به قدرت تخیل انسان اشاره میکنه من عاشق آنه هستم اون مکان زندگیش رو تخیل کرد ودقیقا به اونجا هدایت شد اون دختر شادی بود اون تخیل میکرد واز زندگی لذت میبرد منم دوست دارم مثل آنه شرلی باشم در تخیلاتم دوست دارم مثل اون تخیلهای قوی و واضح داشته باشم اون دختر عاشق رویا پردازی بود وازین قدرتش به نحو احسن استفاده کرد اون با اینکه کارتون هست ولی من عاشق اون دختر هستم ولی اون براي من نمونه انسان واقعی هست نه مجازی.
منم دوست دارم آینده ام رو مثل آنه تجسم کنم که کجا میخوام زندگی کنم چه اندامی داشته باشم با چه ادمهایی زندکی کنم من قدرت تخیل رو دوست دارم ودوست دارم ازین به بعد در رویا غرق بشم
من دوست دارم تخیل خوب ومثبت داشته باشم چیزهای زیبا رو تخیل کنم من دوست دارم روابط عاشقانه ی زیبا وبا احترام رو تخیل کنم من دوست دارم بارداری سرشار از حال خوب و لذت رو خیال پردازی کنم من دوست دارم فرزند پسری زیبا و دوست داشتنی وسالم رو رویا پردازی کنم
من دوست دارم آینده ای زیبا در تخیلاتم برای خودم بسازم.
من یک شهر رویایی ومکان زیبا رو برای زندگی رویا پردازی میکنم
من دوست دارم فراوانی وبرکت رو در رویاهام بسازم
من عاشق رویاهای خوبم من عاشق زندگی رویایی ام من عاشق خدای رویایی خودم هستم
من عاشق تخیلات لاغری زیبا هستم من در تصوراتم خودم رو یک زن رویایی وزیبا ومتناسب وجوان وخنده رو تصور میکنم من خودم رو سالم تصور میکنم من خودم را یک متناسب شاد شاد 70 کیلویی تصور میکنم
من خودم رو انسان عاشق وزیبابین تصور میکنم
من خودم را یک مادر باردار خوشحال و متناسب تصور میکنم
من خودم را یک زن شاداب وباطراوت وجوان تصور میکنم
من تصویرهای شیطانی را از ذهنم پاک میکنم و آگاهانه برای خودم تخیلات زیبا را متصور میشوم
من راه رفتن با عزت نفس واعتماد به نفس را تخیل میکنم
من زیبایی و تناسب وخوش تیپی رو تجسم میکنم
من خودم را یک پرنسس زیبا و متناسب تجسم میکنم
من خودم را یک عروس زیبا و جوان تصور میکنم
من زیبایی را تجسم میکنم من لاغری را تجسم میکنم
من در زندگی تا به الان هر چه تجسم کردم رسیدم واگر نرسیدم به اندازه کافی تجسم را قدرت نبخشیده ام
من دختر زیبا وسالمم رو خودم در تخیلاتم تجسم کردم همواره دوست داشتم دختری زیبا داشته باشم تا موهایش را شانه کنم ولباس بلند به او بپوشانم واو برای من دلبری کند
دخترم را طوری تجسم کرده بودم که همه در خیابان اتوبوس از او عکس میگرفتند و لپش را میکشیدند .
دختری را تصور کردم که زرنگ وباهوش وبا استعداد واستقلال هست وزبانزد فامیل
من الان دوست دارم فرزند پسر زیبا وسفید روی وسالم وخندان ومتناسب اصل را رویا پردازی کنم دوست دارم عاشق پسر باشم در رویاهایم دوست دارم پسرم انسان موفق ومعنوی باشد دوست دارم فرزندم مستقل باشد و با من وپدرش وخواهرش مهربان باشد من پسری بینظیر که قوه ی تخیل عالی داشته باشد رو تصور میکنم.
من پسری زیبا و رویایی را تصور میکنم
من همسر مهربان و وفادار و خوش اخلاق واهل کار را خودم تصور کردم
یادمه من با اینکه برای کنکور درس میخواندم شبها ازدواجم را تصویر سازی میکردم و من به راحتی هم لاغر شدم هم کنکور ارشدقبول شدم وهم همسرم رو جذب کردم وهم یک شهر بهشتی وزیبارا برای خودم تصویر کردم و به همه شان رسیدم .
من همسر کاری را تجسم کردم وحالا همسرم صب تا شب سر کار هست و اهل فعالیت ولی دیکه الان دوست دارم مردی را تصور کنم که اهل کار هست ولی برای خودش و خانواده اش هم وقت دارد.
من از تضادهای زندگیم تخیلات زیبا بیرون کشیدم
دوست داشتم طعم عشق ومهربانی را بچشم وبا جذب همسرم طعم عشق را چشیدم .
من دوست داشتم عشق و مهربانی نثار دخترم کنم وبا تجسم دختر زیبایم عشق ومحبت را به دخترم چشاندم من چون دختر بودم مادرم عشق را از ما محروم کرد برا همین دختر خواستم تا به دختر کوچولو تنهای کودکیم طعم عشق ومحبت را بچشانم
دوست داشتم طعم زندگی در طبیعت زیبا را بچشم و شهر زیبا و بهشتی کارتون بچه های کوه آلپ را تجسم کردم وبا ازدواج به شهر زیبا مهاجرت کردم.
من طعم زندگی در کلبه ی چوبی را هم تجسم کردم در خیالم از کودکی با دید کارتون پرین که مدتی در کلبه ی کنار رودخانه زندگی میکرد وماهی میگرفت و بالاخره یک روزی به این رویا میرسم ما دوسال پیش برا مسابقه مدرسه دخترم یک کلبه ی چوبی زیبا درست کردیم که برنده شد در منطقه واین نشان از نزدیک شدن به این رویای کودکی وجوانی من هس
من میتوانم رویای لاغری رو به واقعیت تبدیل کنم همانطور که بقیه اتفاقات عالی زندگیم رو به واقعیت تبدیل کردم
من لاغری وزیبایی را هم به واقعیت تبدیل میکنم
من میتوانم چون بارها توانستم من یک متناسب 70 کیلویی شاد شاد خواهم شد من به قدرت تخیل خودم ایمان دارم.
نشان های دریافت شده
سلام الهام عزیز
چقدر کامنت تون زیبا و عالی بود
من که واقعا از خواندش لذت بردم و وقتی میخواندم هم ذهنم رفت توی تخیل و هم یک لبخند بزرگ روی لبم نشسته بود. خیلی خیلی ازت ممنونم که به من هم ایده دادی.
نشان های دریافت شده
سلام لیلای عزیزم
ممنونم ازت خوشحالم که دیدگاهم را دوست داشتین. براتون آرزوی موفقيت وسربلندی دارم.
نشان های دریافت شده
این چند روز یه مقداری حال و احوال خوبی نداشتم که من کاملاً تابلو میشم چون مثلا فعالیتم توی سایت یا گروه تلگرام کم میشه…
اما خواستم از قدرت عادت براتون بگم…
دیروز ظهر حالم خوب نبود اومدم دراز بکشم انقدر مغزم عادت کرده به اندام ایده آلم فکر کنم ناخودآگاه به یاد اون افتادم…و خب تو بهتر شدن حالم نقش داشت.
و دومین چیز اینکه این مدت خب خیلی حالم خوب بود اصلاً تو آسمونا بودم … بعد من عادت داشتم همیشه وقتی حالم خوب بود رژیم رعایت کنم ورزش کنم بعد وقتی حالم بد میشد کلاً دیگه همه چیز رو ول میکردم از اونور بوم میافتادم که پرخوریهای شدید میکردم همشم هله هوله
ورزش و کلاً ول میکردم…
زمانی که لاغری با ذهن شروع کردم ته ذهنم همهاش این ترسو داشتم که اگه یه روزی حالم بد بشه دیگه این همه انرژی مثبت نداشته باشم نکنه برگردم به اون دیفالت مغزیم که میگه بخور تا آروم شی …
و جالبه الان دارم خودم رو رصد میکنم میبینم همه کاری کردم به جز پرخوری !
از دوش گرفتن و قدم زدن و آهنگ گوش دادن و دعوا و به خود رسیدن تا حرف زدن با تراپیست و گریه کردن و ژورنالینگ و همه چی! ولی پرخوری نکردم و این یک علامت خیلی خیلی خوبه !
که وسط اشکهام یک لبخند شیرین روی لبم میاد
درسته الان دچار یک چالشی توی زندگیم شدم
اما یکی از بزرگترین چالشهای زندگیم رو پشت سر گذاشتم و به این خود کنترلی رسیدم که به جای پرخوری در هنگام ناراحتی یا عصبانیت پناه ببرم به چیزهای دیگه.
استمرار …
حتی وقتی که روحیه ی خوبی ندارم دارم لاغری با ذهن رو ادامه میدم.
نشان های دریافت شده
سلام و درود مری خانم
خوشحالم که چالشی رو با موفقیت پشت سر گذاشتید
و ممنون که به ما دلگرمی دادید با این کامنت پر بارتون
خود کنترلی که داشتید
من رو هم خوشحال کرد
که در شرایطی نادلخواه، به دادمون میرسه با فایل های ارزشمند این سایت
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
وای بعد از گوش کردن و انجام تمرین دوازده قدم اینو انجام میدم چه ترکیب فوق العاده ای شده واقعا حالم خیلی خوبه انگار تو رویا هستم خدایا شکرت استاد ممنون
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت دوست عزیزم زهرا خانم
خیلی خوشحال شدم که ترکیب دو دوره آنقدر در روحیه شما تاثیر گذاشته که انگار در رویا هستی براتون بهترینها رو آرزو دارم و امیدوارم همیشه حالتون در بهترین و بالاترین حد خودتون باشه
نشان های دریافت شده
سلام
اومدم یه چیز بگم و برم سراغ پرسیدن سه سوال از خودم و گوش دادن به فایل تخیل و تجسم.
آقا من هر شب که میخوام سوال اول رو از خودم بپرسم، که چرا فکر میکنی به تناسب این عکس (که من عکس دو سه سال پیش خودم است) میرسی؟
واقعا هیچی ندارم بگم جز اینکه اون وزن خود کنه و همیشه توی همون وزن و هیکل بودم، ولی نمیدونم چی شد که یهو توی دو سال ۲۰ کیلو به وزنم اضافه شد. واقعا من توی این دو سال نه پر خوری شدم، نه ورزشی رو قطع کردم (همیشه فرد پر تحرک و کوهنوردی بودم) نه داروی جدیدی مصرف کردم و …
واقعا واقعا من برای افزایش وزنم هیچ دلیل قانع کننده ای ندارم. فقط و فقط میتونم بگم چاقی من کاملا ذهنی بوده، وگرنه من پرخور نشدم.
انقدری که من سر اضافه شدن بی دلیل وزنم به این اعتقاد پیدا کردم که چاقی و لاغری کاملا ذهنی است که نیاز به هیچ دلیل و برهان دیگه ای ندارم.
من باور دارم و اطمینان دارم که اضافه وزن من کاملا ذهنی بوده و با همین فرمون (تناسب فکری) باید به حالت نرمال خودش برگرده.
نشان های دریافت شده
شرایط جسمی فعلی تان نتیجه تخیل شما در گذشته بوده است
وای عجب جمله ای، ممکنه از شرایط جسمی الانمون راضی نباشیم و به خاطرش ناراحت باشیم، ولی نکته خوشحال کننده اش اینه که شرایط آینده جسم و انداممون هم نتیجه تخیل حال حاضر ماست، پس باید خوشحال باشیم که دست خودمونه و میتونیم به راحتی با تخیل کردن (البته میگم راحت، ولی اینم همچین راحت نیست، یه هفته است دارم سعی میکنم که همین تخیل رو انجام بدم) به اندام دلخواهم تغییرش بدم.
چقدر خوبه که جبری در کار نیست و همه چیز دست خودمونه، چقدر خوبه که ارثی در کار نیست و اندام ما حاصل تفکر خودمونه و میتونیم همین الان برای تغییرش اقدام کنیم.
من دوست دارم امشب یک آرامش و یک تجسم عالی از اندام متناسب خودم داشته باشم و در بهترین احساس نسبت به خودم به خواب برم و در ذهن ناخودآگاه رو به روی آگاهی های مفید باز کنم.
من متناسبم چون متناسب بودن آسان ترین کار دنیاست. من متناسب به دنیا آمدم و متناسب به زن کیدقشنگم ادامه میدم.
خدایا به امید تو
سلام دوست عزیزم درست میفرمایید وضعیت ما حاصل افکار گذشتمون هست واز الان که تصمیم گرفتیم افکارمون رو تغییر دهیم قطعا نتیجه هم متفاوت از اینی که هستیم خواهد بود به امید روزی که بیایم واز متناسب شدنمون برای بچه ها بنویسیم
نشان های دریافت شده
سلام و درود ليلا جان
ما خيلي خوشبختيم كه اين دوره را داريم و ميتونيم هر شرايطي كه نادلخواه هست رو تغيير بديم اوليش همين شرايط جسميمون هست
شاكر خداوندي هستم كه ما رو خالق زندگيمون قرار داد.
به اميد موفقيت هممون
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانم
سلام به استاد عزیزم و دوستان همراهم
چقدر عالی بود اجرای گفته های شما وجای درک و فهم و عمل بیشتری از طرف من هستش تا نتیجه بهتری بگیرم من چند شب دارم تجسم می کنم و کمی برام سخت که خودم رو تجسم کنم چون یک عمر در حال تجسم دیگران در ذهنم بودم و اتفاقات منفی رو داشتم تجسم میکردم واز وجود با ارزشم غافل بودم و انقدر تلاش واستمرار می کنم تا بتونم از قدرت تجسم استفاده کنم به نفع خودم بعد چند روز تجسم کردن دیشب خواب استاد عریزم رو دیدم که من داشتم با ها شون صحبت میکردم و ایشون باز هم من رو راهنمای کردن و مطمئنم من موفق میشم واین خواب هم برام نشونه ی خوبی هستش که در مسیر درست هستم ودر تمام ابعاد زندگیم من شگفتی ساز میشم
به امید خدا
سپاس فراوان از استاد عزیزم
نشان های دریافت شده
سلام زهره جانم
بهتون تبريك ميگم براي پيشرفتتون اينكه خواب استاد رو ديديد يعني داريد درست كار ميكنيد كه در خواب هم درباره قوانين حرف ميزنيد
براي هممون اولش سخت بود اون تن زخم خورده مون رو بياريم متناسب ببينيم
ولي خدا رو شكر تونستيم
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان
ما قراره با تصور کردن و تخیل کردن از موقعیت و شرایط فعلی بیایم بیرون، چون این شرایط چیزی نیست جز افکار و تصورات و تخیلات قبلی مون.
پس ما می خوایم از شرایط الان بیایم بیرون و بریم توی جهانی که دوستش داریم، انگار جلوجلو به خواسته هامون دستیابی پیدا کردیم و توی اون شرایط داریم زندگی می کنیم و لذت می بریم.
وای که چقدر دوست داشتنیه. فکرش رو بکن که 20 کیلو از باری که داری حمل می کنی رو زمین گذاشتی و حسابش رو بکن چقدر سبکبار و چابک می تونی توی کوهپیمایی حرکت کنی و به راحتی قدم برداری، اگه لازم شد دست به سنگ بشی، مجبور نیستی کلی وزن اضافه رو بکشی بالا، یه وزن نرمال داری که اتفاقا دست و بازوت هم اندازه کشیدن اون وزن قدرت داره، چون همه چیز روی اصوله. پای ما تحمل وزن نرمال ما رو داره، دست ما تحمل آویزون شدن وزن نرمال ما رو داره، قلب ما برای وزن نرمال ما راحت خون رسانی می کنه، میزان هوای هر نفس کشیدن برای وزن نرمال ماست، پس در دنیای تناسب اندامم، بدن من خیلی راحت و بی دغدغه داره به بهترین نحو کار خودش رو انجام می ده.
با این تناسبی که الان تجسم کردم، تمام لباس هایی که خریدم و هنوز حتی امتحانشون هم نکردم و توی کمده بهم می شه. فکر کن اون سارافون طوسی قشنگ که از بازار رضا خریدم و هنوز حتی اتیکتش رو نکندم و با یه زیرسارافونی بپوشم، وااای اون به اندازه کافی قشنگ هست، دیگه توی اندام زیبای من فکر کن که چقدر قشنگ می شه.
یا اون شلوار سبز رنگ قشنگ که خریدم و هنوز مانتویی نداره که باهاش بپوشم، راحت می تونم با اون مانتوی راه راه سبزه که بهم کوچیک شده بپوشمش و از ترکیب این دوتا خیلی خیلی خوشم میاد.
خلاصه که از این بازی شادی حسابی دارم لذت می برم.
خدایا شکرت که با متناسب شدن اندامم، یاد می گرفتم که هر چیزی رو می خوام می تونم با جادوی تجسم کردن به دستش بیارم.
نشان های دریافت شده
سلام ليلا جان
منم توي شرايط شما هستم موقع تجسم ميبنم كه اين همه لباسي كه دارم و هنوز اتيكتش روشون هست اندازم شدن و انقدررر ذوق ميكنم اونجا كه استاد ميگه تناسب اندارم رو حس كن.
به اميد موفقيت هممون
هوالرزاق
سلام خدمت استادگرامی
استادمن خیلی تصویرسازیم ضعیف بود تقریباسال ۹۸بادوره تناسب آشناشدم واونجاتصویرسازی رویادگرفتم
اماخیلی به خودم فشارمیوردم
اماکم کم یادگرفتم
اولیل خوابم میپرید 😅
امابه مروریادگرفتم وبااون حالت خوابم میبرد
امایادنگرفتم که بایدعادت من بشه وازدوره دورشدم
اما خوشحالم که دوباره بانحوه بهتری میتونم این تصویرسازی روانجام بدم
خیلی عالی بودباصدای شما ومیخوام که عادت کنم بدون صداتصویرسازی کنم
نشان های دریافت شده
سلام مرجان جان
منم درباره تصوير سازي زياد شنيده و خونده بودم ولي جديش نگرفته بودم
اما مدتي هست كه دارم جدي انجامش ميدم ، آرامشم و اميدم بيشتر شده
ترس ها و نگراني ها از همه آرزوهام كمتر شده كه هميشه ميگفتم اگر نرسم بهشون چي…
به اميد موفقيت هممون
سلام عزیزم الحمدلله که تواین مسیرعالی هستید
این مسیرنشدنداره
نشان های دریافت شده
سلام به خدایی که به ما قدرت تکلم و تعقل و تجسم و تفکر داده.
خدایا ببین ما با این نعمت هات چه می کنیم. همین قدرت تکلم که بهمون دادی رو برای گفتن از نعمت ها و زیبایی هات کنیم با بشینیم در مورد مسائل روزمون غر بزنیم. باهاش شکرگزار خدا باشیم یا غیبت کنیم و در مورد چیزی که حرصمون رو درآورده حرف بزنیم. از این قدرت تکلممون برای صحبت با دوستان هم مدارمان در مورد خواسته هامون و اهدافمون و هیکل رویایی مون صحبت کنیم یا در مورد ظلم های فلان رئیس یا کارهای لج دربیار دیگران.
همین قدرت تجسم رو کجا استفاده می کنیم؟ دست خودمونه. ازش در تجسم یک اندام زیبا با ظاهری قشنگ و لباس هایی زیبا استفاده کنیم که قشنگ ما رو می بره توی یه رویای زیبا و احساسمون رو خوب می کنه، یا بیایم درباره حرف فلان فرد که بهمون زده و تموم شده رفته تجسم کنیم که اگه اینو می گفتم این می شد و اگه بعدا اینو بگم چی میشه. همش همون صحنه قبل رو مجدد بازسازی و تجسم می کنیم و بعد هم می گیم چرا مسائل من تموم شدنی نیست.
به نظرم آگاهی های این دوره فقط برای تناسب نیست، می شه توی کل مسیر زندگی ازش استفاده کرد.
ما داریم یاد می گیریم تجسم کنیم و از این قدرت تجسم در رسیدن به خواسته هامون استفاده کنیم، برعکس قبل که از تجسم برای بازسازی صحنه قتل استفاده می کردیم. هر چیز که پیش میومد تا چندین روز بهش فکر می کردیم و صحنه رو تجسم می کردیم و واکنش های دیگه ای که می تونستیم داشته باشیم رو صحنه سازی می کنیم. همین یه نکته که فهمیدیم تجسم چقدر مهمه، باعث می شه دست به عصا تر هر چیزی رو تصور کنیم. و در مرحله بعد آنچه می خواهیم که در حال حاضر تناسب اندامه تصور کنیم.
حالا چرا ما به راحتی نمی تونیم تصور کنیم؟ چون خودمون رو الان از اون هیکل که داریم تجسم می کنیم دور می بینیم و فکر می کنیم شرایط ما قراره همین طوری باقی بمونه، ما همش به هیکل الانمون فکر می کنیم، و فکر می کنیم شرایط الانمون موندگار و ابدیه، به خاطر همین خیلی وقتها از تجسمی که می کنیم خیلی احساسمون درگیر نمی شه. چون انگار واقعی نمی دونیمش. ولی باید بدونیم هیچ شرایطی توی این دنیا ابدی و همیشگی نیست و ما با تغییر باورها و ذهنیتمون و تغییری که بعدش در رفتارمون ایجاد می شه (به صورت خود به خود) می تونیم شرایط جدید را برای خودمون رقم بزنیم. اگه به این قدرت تغییر باور و ایمان داشته باشیم با خیال خیلی راحت تری تجسم می کنیم و از این بازی جالب کمال لذت را می بریم.
نشان های دریافت شده
سلام و درود ليلا جان
دقيقا چيزي كه گفتيد رو قبول دارم
بايد دست به عصا تر حرف بزنيم
مواظب چيزهايي كه ميشنويم باشيم
چون همونطور كه استاد توي صد گام دارن توضيح ميدن هر چي ميشنويم و ميبينيم بعد از تكرار يواش يواش تبديل به نا خودآگاه ما ميشن.
موفق باشيد