0

جلسه سوم: قدرت تخیل لاغری

تصویر لاغری ذهنی ذهن ناخودآگاه قدرت تخیل
اندازه متن

🔙 اگه هنوز جلسه دوم: بارگزاری تصویر ذهنی رو نخوندی، پیشنهاد می‌کنم اول اونو کامل کنی.

🧠✨ تجسم لاغری با قدرت تخیل یعنی استفاده از یه موهبت خدایی که همیشه همراهمونه: تخیــل!

تصور کن شب‌ها قبل از خواب، چشمهات رو ببندی و خودتو با اندامی متناسب، سبک و رها ببینی… درست مثل یه رویا که توی بیداری هم ممکنه. 🌙💫

خدا این قدرت رو تو وجودت گذاشته، تا هر لحظه که بخوای بتونی ازش برای ساختن یه نسخه جدید از خودت استفاده کنی.

و حالا وقتشه از این هدیه الهی برای رسیدن به آرزوی تناسب اندامت استفاده کنی… 🕊️💖

🌌 قدرت تخیل؛ پلی به دنیای لاغری ذهنی

تا حالا شده شب، وقتی سرت رو روی بالش می‌ذاری و کم‌کم از دنیای واقعی جدا می‌شی، یه تصویر واضح از خودت توی اندامی متناسب و دلخواه ببینی؟ ✨

تو اون لحظه‌ای که به خواب عمیق فرو می‌ری، در واقع ذهنت داره وارد قلمروی ناخودآگاه می‌شه؛ جایی که همه‌چیز برنامه‌ریزی می‌شه. 📡🧠

همین لحظه‌ها، طلایی‌ترین زمان برای تجسم لاغری با قدرت تخیل هستن.

ذهن ناخودآگاهت فقط طبق برنامه‌ عمل می‌کنه؛ نه سؤال می‌پرسه، نه قضاوت می‌کنه، نه شک می‌کنه. هرچی رو که توی تخیلت باور کنی، همون رو دنبال می‌کنه… چه برای چاق شدن باشه، چه برای متناسب شدن! 🌀

⚖️ تو انتخاب می‌کنی؛ به نفع خودت یا به ضرر خودت؟

واقعیت اینه که سال‌هاست از قدرت تخیلت استفاده کردی، اما نه برای لاغری… برای چاق‌تر شدن!

هر بار که خودتو ناتوان تصور کردی، هر بار که گفتی «من همیشه چاق می‌مونم» یا «من از این هیکل خسته‌م»، تصویر ذهنی چاقی رو محکم‌تر کردی. 🧱

حالا وقتشه از همین قدرت برای ساختن یه تصویر تازه استفاده کنی:

📌 تصویری از یه بدن سالم، سبک، متناسب، پرانرژی!

اینجاست که تجسم لاغری با قدرت تخیل تبدیل می‌شه به یکی از قوی‌ترین ابزارهای تو برای تغییر واقعیت فیزیکی‌ت.

🔁 چرا فقط تلاش فیزیکی کافی نیست؟

شاید رژیم گرفتی، ورزش کردی، قرص خوردی…

اما تا وقتی تصویر چاقی توی ذهنت فعاله، هر کاری کنی به نتیجه نمی‌رسی. چون تخیل، خیلی قوی‌تر از اراده لحظه‌ایه.

همه اون شکست‌ها فقط به‌خاطر یه چیز بودن: تصویر ذهنی تغییر نکرده! 🖼️

هیچ رژیمی، تصویر ذهنی رو عوض نمی‌کنه. هیچ باشگاهی قدرت تخیل تو رو برنامه‌ریزی نمی‌کنه. این کار فقط از درون تو برمیاد!

🧳 تخیل؛ سفری بی‌مرز به سوی تناسب

انیشتین یه جمله معروف داره که می‌گه:

«علم محدوده… اما تخیل بی‌مرزه!» 🌍✨

و حالا این واقعیت برای تو هم صدق می‌کنه.

💡 شرایط بدنی الانت، فقط نتیجه‌ی تخیل‌های دیروزه.

و اگه الان تصمیم بگیری تصویر لاغری رو توی ذهنت جایگزین کنی، آینده‌ات همون شکلی خواهد شد.

🚀 از رؤیا تا واقعیت؛ فقط با استمرار

اگه اضافه وزن داری، اما همچنان با آموزش‌های لاغری ذهنی همراهی می‌کنی، یعنی تو در حال ساختن رؤیای تناسب خودتی.

و اگه از تجسم لاغری با قدرت تخیل به‌صورت مستمر استفاده کنی، بدن تو نمی‌تونه تغییر نکنه…

📈 تغییر حتمیه، چون تصویر ذهنی جدید داره دائماً بهش فرمان می‌ده!

توضیحات تجسم لاغری

فایل صوتی را با دقت گوش کنید.

👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه چهارم: برنامه ریزی منطق ذهنی برای لاغری.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 270 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.49 از 111 رای

https://tanasobefekri.net/?p=45124

270 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

270 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار شادی
      ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۰:۳۵
      مدت عضویت: 2506 روز
      امتیاز کاربر: 16141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 119 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی ودوستان عزیزم

      تجسم لاغری شب گذشته من،دیشب وقتی شروع کردم به تجسم ودیدن خودم در در اندام متناسب،دیدم لباس مشکی با تور تقریبا نارنجی رنگی رو به تن داشتم،این همون لباسی بود که برادر ۷،۸،سال پیش بهم هدیه داده بودومن هنوز اون رو نپوشیدم وتوی ساک گذاشتم ،کنار یه عالمه لباس دیگه که اونها رو هم هرجاکه میرفتم میخریدم ،به امید روزی که لاغر بشم،دیدم اون لباس رو تنم کرده بودم وبا یه شلوار مشکی کشی داشتم تو خونه راه میرفتم وخیلی راحت وآسون بدون اینکه از زانودرد شکایت کنم کارهای خونم رو انجام میدادم

      تجسم قشنگی بود در تمام اون لحظات لبخند روی لبم بود حتی الانم که دارم تایپمیکنم دارم لبخند میزنم،خیلی حس خوبی دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 29 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار مریم حیدری
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۴:۵۰
        مدت عضویت: 2057 روز
        امتیاز کاربر: 62303 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 25 کلمه

        سلام دوست خوبم انشالله که حتما به اون تصویر انتخابی خودت میرسی و اون لباس قشنگ را میپوشی حتما با تکرار درست میشه موفق باشی 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۱:۵۸
        مدت عضویت: 769 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 36 کلمه

        سلام شادی عزیز، چقدر خوب تجسمتون رو می نویسید، یک نکته جالب اینکه، نه تنها خودتون لبخند روی لبتون میاد، من هم که داشتم می‌خواندم و حتی الان که دارم پاسخ میدم، لبخند روی لبهامه 🥰

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۱:۴۷
        مدت عضویت: 2276 روز
        امتیاز کاربر: 21600 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 74 کلمه

        سلام دوست عزیز

        این جمله از کامنت رو که نوشته بودید«یه عالمه لباس دیگه که اونها رو هم هرجاکه میرفتم میخریدم ،به امید روزی که لاغر بشم،»

        واقعا منم این مدلیم کشوهای کمد پر از شلوارهایی جذب هستش به امید اینکه یه روزی لاغر بشم ولی چونکه انتظار م برای لاغری همراه با احساس بد بود و اضطرار و با ترس متناسب نمی‌شدم ولی ایشالا با استمرار تو این سایت و کنترل ذهن به نتیجه برسیم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۰۷:۰۱
      مدت عضویت: 769 روز
      امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 136 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و دوستان گرامی

      من یک تجربه دیگر را هم در زمینه تاثیر این تمرینات ذهنی و آگاهی ها در کوهنوردی بگم.

      من معمولا هر هفته که به کوهنوردی میرم هم از طبیعت و زیبایی ها لذت میبرم و هم به نیست تحرک و برداشتن قدم های بیشتر و خسته کردن خودم برای کم کردن وزن میرفتم و حتی وقتی جایی خیلی زیبا بود، بعد از چند دقیقه نشستم به هدف تحرک بیشتر شروع به ادامه مسیر میکردم، اما دیروز چون می‌دانستم و اطمینان داشتم که برای یک اندام متناسب نیازی نیست خیلی تحرک شدید داشته باشی و به قول معروف خودت را بکشی، از زیبایی ها و طبیعت استفاده دو چندان کردم و دیگه هدف اصلی مدفقط رفتن و تحرک بیشتر نبود.

      خدا رو شکر که به این مسیر وارد شدم

      و ممنون از استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 26 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار مری خانمی
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۳:۰۷
        مدت عضویت: 760 روز
        امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 60 کلمه

        وای لیلا خانم چه خوب چه تجربه ی جالبی ‌…. دقیقا من هم همین طور شدم… تجربه ی لذت بردن از چیزهایی که قبلا بهش فقط دید ابزاری داشتم…

        الان از طعم غذا لذت میبرم حتی چند شب پیش رفتیم ساندویچ خوردیم. 

        من هم مثل شما یاد گرفتم وقتی راه میرم لذت ببرم نه فقط کالری سوزی باشم. دیدگاه جالبی بود 👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۲:۲۱
        مدت عضویت: 2276 روز
        امتیاز کاربر: 21600 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 82 کلمه

        سلام 

        به خانم کشاورز

        آره منم مثل شما یه مدتی فکر میکردم پیاده روی و تحرک باعث لاغری میشه حتی تو خونم هم پیاده روی میکردم تو سالن یک تا دو ساعت پیاده روی اتفاقا لاغر هم می‌شدم ولی وقتی به نتیجه می‌رسیدم دیگه پیاده روی رو کنار میزاشتم و یا موقعیتی پیش نیومد که دیگه نمی‌تونستم و دوباره برمی گشتم به حالت اضافه وزن قبلی ولی حالا به کمک این سایت انشالله این باورها اصلاح بشه و فقط تو این مسیر قدم برداریم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار لیلا کشاورز
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۰۷:۵۶
          مدت عضویت: 769 روز
          امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 99 کلمه

          سلام خدمت آقای شهبازیان

          من به منظور تناسب وزن و البته به منظور تمرین پشتکار در ادامه دادن یک روتین، روزانه 5000 قدم رو باید پر می کردم و نصفی از اوقات شب شده بود و هنوز قدم ها رو نرفته بودم و شده بود تا 3000 قدم هم توی خونه راه برم و بیشتر بدوم البته. از روزی که وارد سایت شدم برای تداخل نکردن آگاهی ها و برای اینکه از ذهنم خارج کنم که پیاده روی عامل لاغریه دیگه اون روتین رو دنبال نکردم و هر چقدر که راه رفته باشم برام اوکیه و قدم شماری نمی کنم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۶:۳۳
          مدت عضویت: 2267 روز
          امتیاز کاربر: 46736 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 145 کلمه

          حسن آقا دوست عزیز و هم مسیرم در این  راه زیبا و شگفت انگیز سلام….

          از کامنتی که برام گذاشته بودی خیلی ممنونم.. اینجا هم پاسخ خوبی به این دوستمون دادید…یک مطلبی به ذهنم رسید که بگم خدمتتون 

          از استاد گرامی شنیدم که فرمودند شما از هر روشی که به نظرتون درست هست و باهاش لاغر می‌شید خوبه اما به شرطی که بتونید برای همیشه تا آخر عمرتون ادامش بدید   وقتی ما روشی رو انتخاب می‌کنیم که باهاش لاغر بشیم اما از همون اول می‌دونیم که نمی‌تونیم این راهو تا آخر بریم یا اینکه ممکنه موانعی پیش بیاد و سد راه بشه پس این روش مناسب کاهش وزن پایدار نخواهد بود…

          ورزش خیلی خوبه پیاده‌روی خیلی خوبه اما اگر به منظور کاهش وزن ازش استفاده بشه روش خوبی نمی‌تونه باشه و چیزی نمی‌گذره که تمام زحماتمون  به هدر خواهد رفت…

          با سپاس و قدردانی از شما دوست عزیز….

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۱۹:۲۹
      مدت عضویت: 2267 روز
      امتیاز کاربر: 46736 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 927 کلمه

      به نام خدا و عرض سلام….

      اولین تجربه تجسم شبانه لاغری من…..

         »»»»»»»»»»»««««««««««

      • دیشب وقتی حسابی خوابم گرفت و می‌دونستم به رختخواب برم ۱۰ دقیقه دیگه به خواب عمیق فرو میرم فایل صوتی مدیتیشن لاغری رو پلی کردم چون تنها بودم نیازی به ابزار برای گوش دادن نداشتم و مستقیم از خود گوشی استفاده کردم با چند تنفس عمیق در عالم خیال فرو رفتم…

      خود لاغرم رو مشاهده کردم ترجیح دادم با پوشش تصویر انتخابیم به خیابان برم کفش‌های لژدار مشکیمو پوشیدم بندهاش راحت بسته شد جلوی کفشم به اندازه سه انگشت باز بود که من خیلی از این مدل کفش خوشم میاد مخصوصاً وقتی که  شلوار راسته پوشیده باشم و الان دقیقاً اون مدلی رو داشتم تجربه می‌کردم که عاشقش بودم……. چند لحظه جلوی آینه نصب شده روی جاکفشی  ایستادم و با دقت خودمو نگاه کردم   اولین بار بعد از سالیان طولانی می‌خواستم با این فرم لباس کفش و بدنی متناسب بیرون برم.. کیف برنداشتم کلید گوشی و کارت بانکیمو در جیب کتم گذاشتم  از خونه خارج شدم و با خوشحالی کلید آسانسور رو زدم یک طبقه پایین رفت ایستاد خانم همسایه خانم رسول پور ساکن واحد 6 داخل آسانسور شد و در بسته شد با خوشحالی و خنده و هیجان زیادی گفت وای خانم باقری چقدر شیک کردی می‌بینم که لاغرم شدی راستی چقدر تغییر کردی چقدر این کت و شلوار بهت میاد وای خدا چقدر شکمت صاف و تخت شده چیکار کردی دختر چند وقتیه که ندیدمت حالا که می‌بینمت از تعجب نمی‌دونم چی بگم یالا بگو چه کار کردی با خودت ؟ بعد خندید وگفت‌ حیف  الان وقتش نیست بعداً میام خونتون یا تو بیا خونه ما درباره لاغر شدنت بهم توضیح بده طفلی خواهرم خیلی چاقه هر کاری تا حالا کرده نتونسته لاغر کنه  خیلی غصه می‌خوره پاک ناامید و افسرده شده میگه دیگه نمی‌دونم باید چه کار کنم . خانم باقری تو رو خدا کمکش کن آخه چند ماه پیش تو خودت اینجوری به این خوبی و خوش اندامی نبودی چه جور شد یهویی  اینقدر  تغییر کردی ؟ 

      من با چهره گشاده و قلبی مملو از شور و شادی بهش گفتم من ذهنی لاغر شدم هیچ برنامه رژیمی و ورزشی نداشتم هیچ قرص و دمنوشی هم نخوردم میام آدرس سایتی که آموزش‌هاش منو لاغر کرد رو بهتون میدم خواهرت باید بره در این سایت ثبت نام کنه که رایگانم هست و لاغر شدن رو یاد بگیره….

      وقتی داشتم این حرف‌ها رو به خانم رسول‌پور می‌گفتم چشماشو ریز کرده بود ‌لبهاشو به هم فشار می‌داد و ناباورانه به حرفام گوش می‌داد…و من از دیدن تغییرات چهره خانم رسول‌پور چقدر  لذت بردم به یاد یک جمله از میثاق نامه افتادم که هر روز جلو آینه می‌گفتم من زیباترین مخلوق خداوند هستم و همه از دیدن من شگفت زده می‌شوند  و حالا به شکل واقعی  این  موقعیت رو‌جلو‌  روم‌  می دیدم و چقدر احساسم از این یادآوری عالی شد از خوشحالی دلم ضعف رفت به خودم گفتم خودتو کنترل کن به خودت مسلط باش حالا کجاشو دیدی از این به بعدو داشته باش …یک شکلات از جیبم درآوردم و به دهان گذاشتم تا شیرینی این لحظه رو بیشتر  به کامم بنشونم . لحظه بعد هر دو از آسانسور خارج شدیم و به سمت درب خروجی حرکت کردیم و از هم خداحافظی کردیم وارد کوچه امون شدم ( کوچه شهید فاطمی )  اول صبح بود و کوچه خلوت …  …همینجور که آهسته آهسته می‌رفتم به سر کوچه رسیدم افسانه دوستم  رو دیدم 

      با حالت هیجان زده دست منو گرفت و کشید گفت وایسا ببینم چند وقته ندیدمت الان که می‌بینمت از این رو به اون رو شدی توی این چند ماه چه اتفاقی افتاده چقدر شیک و خوش اندام شدی  ناقلا نکنه پول مول جور کردی رفتی جراحی زیبایی شکم…قبلنا چند بار بهم گفتی که بالاخره پول جور می‌کنی و این شکمه رو با جراحی  صاف می‌کنی…

      از خنده غش کردم دستاشو بین دست‌هام گرفتم گفتم افسانه جان این چه حرفاییه که می‌زنی پولم کجا بود اگر هم پول داشتم هرگز برای جراحی شکم اقدام نمی‌کردم اون موقع که این حرفا رو بهت زدم عقلم درست کار نمی‌کرده لاغری رو هنوز ذهنی کاملاً یاد نگرفته بودم ولی وقتی یاد گرفتم خیلی به سرعت روی دور لاغری افتادم و اینم نتیجش که داری می‌بینی….

      افسانه با تعجب گفت منو سر کار می‌ذاری ؟ ایول  بابا  دمت گرم  ما با هم این حرفارو‌ داشتیم  ؟  لاغری ذهنی دیگه چیه تو رو خدا جوک نگو…. گفتم نه به خدا جوک کدومه واقعیت را دارم میگم خدا ازم نگذره اگه بخوام واقعیت رو نگم…دوباره گفت برو بابا  خوشت اومده اول صبحی سر به سرم بزاری  …

       چهره جدی به خودم گرفتم گفتم باورم نمی‌کنی نکن   مشگل خودته  اصلاً مهم نیست  یه روزی به درستی حرف من پی می‌بری حالا کار دارم می‌خوام برم جایی…فعلاً خداحافظ…. دیگه حرفی نزد و فقط با نگاه متعجب من رو دنبال کرد تا من کوچه رو رد کردم و به سمت خیابان اصلی چهارراه عنایتی قدم زنان به حرکتم ادامه دادم  توی  دلم می‌گفتم خدایا شکرت که این لحظات رو دارم تجربه می‌کنم… این لحظات مسرت بخشه…. یاد استاد عطار روشن افتادم و در دل و زبان ستایشش کردم و از اینکه شاگردیشو کردم به خودم افتخار دادم….

      خیابان حال و هوای خوبی داشت مامور شهرداری با ماشین آبپاش خیابان رو آبپاشی کرده بود و تمیز بود بعضی از مغازه‌ها هنوز بسته بودند به چهارراه رسیدم و یک تاکسی جلوی پام نگه داشت گفتم میرم میدان بهشت سر نازی‌آباد و سوار شدم صندلی عقب نشستم دو تا خانم چاق هم حضور داشتند اما من به راحتی کنار اون‌ها در اون دو وجب جا تونستم که بشینم در این لحظه هم حس عالی تناسب اندام وجودم رو پر کرد….

      داستان‌های تجسم شبانه ادامه دارد….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 65 از 13 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار الهام خضرلو
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۳:۳۲
        مدت عضویت: 2586 روز
        امتیاز کاربر: 5988 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 52 کلمه

        شهربانوی عزیز 

        تصویر سازی رو عالی انجام دادین ولی چرا زود شکلات خوردین دیگه شما متناسب شدین این حرکت از شما بعید بود من واقعا خنده ام گرفت زود از کیفتون شکلات در بیارین بعدشم هنوزم تو کیفتون موقع بيرون رفتن شکلات بزارین.  استیکر خنده 

        اینم محض خنده وشوخی براتون نوشتم 

        موفق باشی شهربانوی متناسب 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۶:۲۰
          مدت عضویت: 2267 روز
          امتیاز کاربر: 46736 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 159 کلمه

          سلام به روی ماه شما الهام خانوم 

          ممنون که نظرتو برام نوشتی…عزیزم اتفاقاً مخصوصاً از خوردن شکلات در فیلمنامه‌ام نوشتم خواستم بگم که من یک متناسبم و از خوردن چیزهایی که معروفن به چاق کننده بودن دیگه نمی‌ترسم و این حرفا رو قبول ندارم.. دیگه در ذهن من اینا چاق کننده نیستند و به مقدار خیلی کم گاهی اوقات هیچ اشکالی نداره خوردنشون  . من گاهی در کیف  یا جیبم شکلات میزارم من هنوز به خوردن آب خالص عادت نکردم و اگر یک موقع‌هایی آب بخورم به خاطر تشنگی نیست بلکه آگاهانه اقدام به خوردن آب می‌کنم و مزه دهنم  بعد از نوشیدن آب خوشایندم نیست یک شکلات کوچیک  دهنم می‌ذارم برای عوض شدن مزه‌اش…

          در لاغری با ذهن خوردن هیچ ماده غذایی ممنوعیت نداره زمانی که در این فیلمنامه لباس پوشیدم و بیرون رفتم صبحانه نخورده بودم    🙂   و با خوردن یک شکلات هم مزه دهنم عوض شد هم شیرینی اون لحظه ارو بیشتر احساس کردم…

          قربانت    شهربانو 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار مری خانمی
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۳:۱۰
        مدت عضویت: 760 روز
        امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 24 کلمه

        اینقدر خوب تصویر سازی کرده بودید که اصلا حس نمی‌کردم دارم چیزی میخونم بلکه فکر کردم دارم مو به مو میبینمش. خدا رو شکر 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۱:۳۹
        مدت عضویت: 2276 روز
        امتیاز کاربر: 21600 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 39 کلمه

        سلام

        به استاد عزیز

        سلام به خانم شهربانو

        تصویر سازی رو عالی انجام دادی منم همزمان با خواندن کامنت شما تصویر رفتارها و حرکات  مجسم میشد خیلی خوب و روان تصویر سازی کردی 

        به شما تبریک میگم 

        موفق و خوش اندام و متناسب باشید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار متناسب موفق
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۰۷:۲۷
        مدت عضویت: 2030 روز
        امتیاز کاربر: 15689 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 20 کلمه

        سلام خیلی عالی توضیح دادین طوری که من داشتم ادای خانم رسول پور رو در میاوردم .

        موفق باشی شهربانو جون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۶:۴۲
          مدت عضویت: 2267 روز
          امتیاز کاربر: 46736 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 79 کلمه

          دوست عزیزم متناسب موفق سلام ممنون از اینکه زحمت کشیدی و نظرتو نوشتی 

          یاد یه چیزی افتادم خندم گرفت  آخه بنده خدا خانم رسول‌پور با من صمیمی نیست و هیچ وقت توی آسانسور و این طرف و اون طرف با من همکلام نشده به جز یک سلام علیک به عنوان همسایه…

          اما من توی فیلمنامه‌ام اون رو خیلی صمیمی نشون دادم  خوب عالم خیال محدودیت نداره و هر چیزی رو میشه در اون وارد کرد حتی اگر واقعیت نداشته باشند….

          ارادتمندت شهربانو

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۰۶:۳۵
        مدت عضویت: 769 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 38 کلمه

        سلام شهربانوی عزیز

        چقدر قشنگ بود تصویر سازی تون

        واقعا لذت بردم

        انگار من هم اونجا بودم

        یاد قدیم ها که رمان می‌خواندیم بخیر 

        قلمتون هم خیلی خوبه

        حتی اونجا که شکلات رو گذاشتید دهنتون گفتم چرا یه شکلات به خانوم همسایه ندادین 🤭

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۶:۳۸
          مدت عضویت: 2267 روز
          امتیاز کاربر: 46736 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 74 کلمه

          سلام لیلا جان دوست عزیزم 

          ممنون از نظر خوبت که برام فرستادی و لبخند به روی لب‌های من آوردید گفتم عجب دختر نکته سنجی هستی من فیلمنامه می‌نویسم اما حرفه‌ای نیستم و به   بعضی از جزئیات توجه نمی کنم  که باید لحاظ می‌کردم آره درستش این بوده که به خانم رسول‌پور هم تعارف کنم  🙂

          ولی فکر کنم اون اصلاً به فکر شکلات خوردن نبود فقط داشت به حرف‌های من فکر می‌کرد  🙂 

          قربان شما شهبانو

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار سحر
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۰۵:۱۱
        مدت عضویت: 1134 روز
        امتیاز کاربر: 12566 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 29 کلمه

        سلام شهربانو جان 

        عالی بود واقعاً لذت بردم و من از همین الان تناسب اندامی را که با عشق به این زیبایی تجسمش میکنی را بهت تبریک می‌گویم مبارکت باشد🌹❤️🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار فهيمه
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۲۳:۵۲
        مدت عضویت: 1309 روز
        امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 45 کلمه

        سلام و درود شهربانو جان 

        چقدر دوست داشتم اينطوري سناريو نوشتيد …ميدونم سناريو نويسي يكي از قوييييييترين تكنيك هاست ولي نميدونم چرا انقدر سختمه و تنبلي ميكنم براي انجامش

        با اين روند از قبل به شما تبريك ميگم كه به روياتون رسيديد چون اين روش خيلي جوابه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار فاطمه ملکی
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۲۳:۲۹
        مدت عضویت: 911 روز
        امتیاز کاربر: 1335 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 32 کلمه

        سلام دوست عزیز واقعا لذت بخشو عالی تجسم میکنی ازت ممنونم که انقدر قشنگ توضیح دادی که آدم بتونه به‌راحتی از شما ايده بگيره براي تجسم هاش واقعا عالی بود 👍 👍 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار شادی
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۲۲:۱۵
        مدت عضویت: 2506 روز
        امتیاز کاربر: 16141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 31 کلمه

        سلام،خانم باقری جان چقد قشنگ توصیف کردید،من لحظه به لحظه باشما بودم حتی به خودم اومدم دیدم دارم وقتی بادوستتون صحبت میکنید لبخند میزنم،خیلی ممنون که این قدر قشنگ توضیح دادید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۲۳:۳۹
          مدت عضویت: 2267 روز
          امتیاز کاربر: 46736 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 73 کلمه

          سلام شادی جان بهم انرژی دادی خیلی متشکرم من ذاتاً خیال پرداز خوبی هستم تا   قبل از آموزش‌های استاد گرامی راجع به لاغری خیال پردازی این چنینی نکرده بودم   اما این چندمین باره که سعی کردم  تجسمی داشته باشم  شبیه فیلمهای کوتاه مستند ….

          شاید اگر در دوران تحصیل استعدادیابی می شدم  حالا در جایگاه اجتماعی دیگه ای بودم ….

          از توجه و اظهار لطف شما نازنین خیلی انرژی خوبی گرفتم  خیلی سپاسگزارم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار سحر
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۲۱:۰۳
        مدت عضویت: 1203 روز
        امتیاز کاربر: 63892 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 32 کلمه

        سلام دوست عزیزم 

        چقدر از خوندن نوشته شما و تصویرسازی تون لذت بردم خیلی عالی بود تمام توضیحاتتون مثل فیلم از جلوی چشمام گذشت🫂

        عالی بود بهترین نتایج رو براتون آرزو دارم دوست عزیزم❤😘🙏🏻

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۲۳:۴۴
          مدت عضویت: 2267 روز
          امتیاز کاربر: 46736 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 60 کلمه

          سحر جان  سلام 

          عزیزم خیلی خیلی از حسن نظر شما ممنونم …

          انسان از کودکی به رویا پردازی علاقمنده و این علاقه فطری و طبیعیه  خداوند در نهاد  ما آدمها  به ودیعه  گذاشته که مثل خودش  انچه می خواهیم را خلق کنیم ..

          توکل به لطف الهی که با حمایتها و آموزشهای بی بدیل استاد عزیزمون  رویای لاغری خودمون را  خلق کنیم 

          دوستدارت  شهربانو 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۱۸:۰۶
      مدت عضویت: 2267 روز
      امتیاز کاربر: 46736 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 651 کلمه

      به نام خدا و عرض سلام …….

      دوره ضمیر ناخودآگاه  …..

      دیدگاه  دوم ….

      برداشت من از نکات ضروری قدرت تخیل   

             »»»»»»»»»«««««««««««

      ــ  فضای ذهنی تخیلات من فقط مختص خودمه و نباید شرایط دیگران را در این فضا وارد کنم چون مسیر تحقق آرزومو مسدود می‌کنم …توجه به مسائل و شرایط زندگی دیگران غیبت کردن و بدگویی از اونها و گفتگو درباره شرایط ناراحت کننده مسیر تحقق آرزومو می‌بنده و مسدود می‌کنه…

      ــ  تخیل من باید همسو با خواسته من  باشه نه ناخواسته ها ی من ….. تخیل شبانه لاغری دقیقاً اون کاریست که باید انجام بدم  و دقیقاً منطبق بر خواسته من هست…

      ــ  وقتی درباره چاقی صحبت کنم یا بهش فکر کنم به شکل بارز و واضحی از قدرت تخیلم به ضرر خودم استفاده می‌کنم پس دربارش صحبت و فکر  نمی‌کنم…. قبلاً هر وقت در جمع خانواده یا دوستانم قرار می‌گرفتم  از چاقی و لاغری زیاد صحبت می‌شد به هم راهکار می‌دادن و این کارشون باعث گسترش احساس چاقی در من می‌شد اما الان خیلی وقته که به خودم اجازه نمی‌دم راجع به چاقی خودم یا دیگران حرفی بزنم و به شکل واضحی متوجهم در جمع خانواده یا دوستان از این صحبت‌ها نمیشه و من خیلی راحتم….

      ــ  هنگامی که به افکاری که نباید تحقق پیدا کنند فکر کنم در حال پر کردن فضای تخیل خودم هستم پس هرگز نباید به این افکار بپردازم و توجه نشون بدم اگر در طی روز زمانی که بیدار هستم فضای تخیل خودم رو با این افکار  و‌صحبت‌ها پر کنم دیگه نمی‌تونم قبل از خواب به تخیل لاغری بپردازم چون فضا پر شده در فضایی که پر شده نمی‌شه چیز جدیدی وارد کرد….. درسته که به فرموده استاد افکار و تجسمی که به دنبالش ساخته و پرداخته می‌شه در بیداری اتفاق میفته و در ناخودآگاه تاثیر نداره اما فضای خوداگاه رو اشغال می‌کنه و جایی برای تجسم شبانه نمی‌مونه  …… 

      ــ قدرت تخیل من درباره تناسب اندام ایده‌آل فقط به باور خودم نیاز داره و بس….. من باور دارم که تخیل شبانه درباره اندام متناسب من رو لاغر می‌کنه چون دقیقاً با همین روش قبلاً چاق شدم.. اما تا جایی که یادم هست هیچ وقت در سال‌هایی که لاغر بودم و دوست داشتم که چاق بشم و در طی روزبا  خانم‌های چاق ارتباط می‌گرفتم و سوال می‌کردم و در ذهنم ذخیره می‌کردم اما هیچگاه به هنگام استراحت شبانه خودم رو در قالب آدم‌های چاق نمی‌دیدم  یعنی به فکرم نمی‌رسید که خودم رو در قالب یک زن چاق در تصور و خیال ببینم  بلکه فقط خود اون‌ها رو در افکارم  و  تخیلم می‌دیدم…. شاید یکی از عواملی که باعث شد خیلی دیر چاق بشم همین بوده که نمی‌تونستم خودم رو در قالب چاق و‌قلمبه  تصور کنم…و البته با آگاهی‌هایی که در سالیان اخیر به دست آوردم یکی از دلایل دیر چاق شدن من این بوده که چاقی طبیعت فطری بدن انسان‌ها نیست یک معضل است یک بیماری است که با دست خودمان  با افکا  و رفتارمان  در وجودمان پایه ریزی می‌کنیم… خوب که  دقت می‌کنم می‌بینم من در طی پروسه زمانی ۲۰ ساله فقط سالی یک کیلو وزن بهم اضافه می‌شده  و این نشون میده که چقدر جسم من و ذهن من با چاقی مخالف بوده و مقاومت می‌کرده  اما زمانی که موانع ذهنی لاغر شدن از بین میره به طور میانگین میشه در ماه ۲ الی ۵ کیلو هم وزن کم کرد. و این نشون میده که سیستم بدن ما چقدر مشتاق لاغر شدنه….

      ــ   با مرور شکست‌ها در تلاش‌های قبلی برای لاغر شدن و دوباره چاق شدن قدرت تخیل رو به ضرر خودمون فعال خواهد کرد پس  خاطره این شکست‌ها و دوباره چاق شدن‌ها رو نباید بازخوانی و مرور کنیم…..

      ــ  نباید به شرایط فعلی خود فکر کنیم در غیر این صورت قدرت تخیل جهت لاغر شدن بی اثر میشه. به آنچه هستیم نباید اصلاً توجه کنیم. یادمون باشه که شرایط فعلی نتیجه تخیل ذهنی  ما در گذشته بوده پس به نجواهایی که قدرت خیال پردازی ما رو با توجه وضعیت فعلی به مسخره می‌گیره نباید توجه کنیم……

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۲:۳۰
        مدت عضویت: 2276 روز
        امتیاز کاربر: 21600 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 78 کلمه

        سلام به شما دوست گرامی

        بله واقعا درست میگی شما 

        من که کل روز رو به زیاد شدن وزن و متناسب نبودن و هی چاق میشم لباس بهم نمیشه یسره ۹۵درصد فکر و ذکرش همش این چاق شدن جلوی چشمم بود حتی گاهی ذهنم خاموش بود خودم تعجب میکردم چرا این خاموشه نکنه بیشتر دارم چاق میشم یعنی کلا تو این گردش باطل داشت می‌چرخید ولی حالا خدارو شکر خیلی بهتر شده حداقل یخورده حواسم بهش هست

        موفق و متناسب باشید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۰۶:۴۱
        مدت عضویت: 769 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 64 کلمه

        سلام شهربانوی عزیز

        چقدر اون بخش می‌تونه بهمون کمک کنه که: در طول روز هم غیبت و بد گویی و صحبت درباره دیگران نداشته تا مسیر تخیل مون مسدود نشه.

        این امر هم باعث تخیل بهتر و نتیجه گرفتن میشه، هم باعث میشه کلی عادت ها و رفتارهای بد مثل بدگویی و غیبت و کنجکاوی در زندگی دیگران ترک بشه.

        از کامنت تاثیرگذار شما بسیار لذت بردم.

        متشکرم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۶:۴۵
          مدت عضویت: 2267 روز
          امتیاز کاربر: 46736 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 18 کلمه

          عزیزم لیلا خانم کشاورز ممنون از کامنتت خوشحالم که دیدگاه من براتون مفید فایده بوده 

          دوستتون دارم   ….

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۱۷:۵۴
      مدت عضویت: 847 روز
      امتیاز کاربر: 24410 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 48 کلمه

      وای استاد من این روزا عجیب حس مانکن بودم دارم خیلی بهم خوش میگذره با اینکه هنوز تغییر جسمی نداشتم ولی خیلی عالیه خدا را شکر همش جلو آینم با لباس و بی لباس خودمو پذیرفتم با خودم کنار اومدم و همه چیز عالیه عالی خدا را شکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار شهربانو باقری
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۲۳:۵۷
        مدت عضویت: 2267 روز
        امتیاز کاربر: 46736 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 31 کلمه

        به به زهرا خانم .  مانکن بودن  عجب حس خوب و قشنگیه ….مهمتر از هر چیز همین احساسه  که حرف اول رو می زنه درموفقیت …

        درودبر شما و احساس قشنگت …

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۱۷:۰۱
      مدت عضویت: 769 روز
      امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 151 کلمه

      سلام مجدد

      ما امروز در برگشت از کوهپیمایی، ابتدای جاده چالوس رفتیم فروشگاه کارخانه جمانه، یک مجتمع بزرگ پر از انواع محصولات حنانه و کلی نان های مختلف، یه جورایی شهر نان. دوستم اول از همه رفت سراغ نان جو های دو آتشه و نان جو خرید. من که کلا خیلی به نان علاقه داشتم، دیگه هیچ علاقه ای به خرید نان جو یا نان های رژیمی نداشتم، یعنی انگار قضیه برام حل شده بود، که ما نیاز نیست برای متناسب بودن غذاهای خاص و رژیمی یا نان های جو و سبوس و … بخوریم. من با خیال راحت یک بسته نان دو آتشه یزدی خریدم و مطمئنا از خودم به اندازه این نون به اندازه کافی لذت میبرم و این نون مولد کلی انرژی مصرفی خوب برای بدن منه.

      این دوستی با مواد غذایی خوشمزه و خداحافظی با غذاهای رژیمی، نتیجه کار کردن روی سیستم عامله، روی ذهنه.

      ممنونم از استاد خوبم

      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 32 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۲:۳۹
        مدت عضویت: 2276 روز
        امتیاز کاربر: 21600 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 130 کلمه

        سلام خانم کشاورز

        ای درست گفتی یسره تو مخمون کرده بودن سنگک خوبه لواش نخورید نون سفید نخورید نون تیره بخورید نون بخورید جو خالص باشه نونی بخورید گندم کامل داشته باشه من به خیلی از کسایی که نون میپزن دقت کردم بالی ۹۰درصد لاغر نی قلیون اونقدر لاغر هستن که نگو چه کارگر نانوایی لواشی چه سنگکی چه بربری همشون لاغر ولی فقط اینایی که سود میبرن از این تفکرات یسره به ما میگن لواش چاق می‌کنه سنگک زود هضم میشه انگاری معده تشخیص میده الان سنگک اومده راحت شدم وای لواش اومد دهنم سرویس چطوری هضم کنم بزار چربیش کنم نون جو بهتره ویا هزار و یکی حرف و حدیث دیگه باید به خودم تعهد بدم دیگه بازیچه دست افکار ساختگیه این رایانه ها کذب نباشم.

        موفق و متناسب باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار لیلا کشاورز
          ۱۴۰۳/۰۷/۰۲ ۰۷:۴۴
          مدت عضویت: 769 روز
          امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 128 کلمه

          سلام و روز بخیر

          دقیقا دقیقا. انقدر به غذاها و خوراکی های بیچاره شخصیت دادن که خودشون هم باورشون نمی شه. من لاغر ترین آدمهایی که می شناسم اصلا حتی به خودش زحمت نمی ده بره نانوایی و فقط همیشه نان لواش از سوپری می خره. اونم نان لواش سفید سفید. بعد افراد بینوا که اضافه وزن دارن و دنبال خواندن مطالب به ظاهر مفید هستند همش یا توی صف سنگک باید بایستن یا برن از نونوایی های خاص نان تیره و چاودار و جو و … بخرند. نانی که انقدر سبوس داره گلو رو زخم می کنه. پنیری که اصلا نمک نداره. طفلکی ها یه عمر خودشون رو از مزه خوب و شور پنیر محروم می کنن.

          خلاصه که خوب دارن خواسته و ناخواسته مردم رو گول می زنن.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار شهربانو باقری
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۰۰:۲۴
        مدت عضویت: 2267 روز
        امتیاز کاربر: 46736 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 316 کلمه

        سلام دوست عزیز خانم لیلا کشاورز…

        عزیزم شما دقیقاً حرف منو زدی ما نیاز نداریم برای متناسب شدن غذای خاص با برچسب رژیمی بخوریم هیچ نیازی نداریم …..این حرفا برای فریب ما بود  شرکت‌های تجاری مواد غذایی و‌ کارشناسانشون این نظریه‌ها رو القا کردن مگه آدم‌های لاغر طبیعی نان جو می خورن که لاغر  بمانند … ماشا الله خوراکشون کاملاً عادی و طبیعی است…

        یک فکری اخیراً در ذهن من خیلی می‌چرخه و با من حرف می‌زنه می‌گه اگه تو می‌خوای ذهنی لاغر بشی هیچ وقت نباید گرسنه بمونی و گرسنگی بکشی و سیستم بدنت رو تحت فشار قرار بدی هر وقت گرسنه شدی غذا بخور هله هوله نخور غذاهای بی‌ارزش یا کم ارزش نخور اتفاقا  غذای خوب و مقوی  بخور تا توان داشته باشی خوب فکر کنی و خوب بنویسی و خوب کار کنی و خوب انرژی بدی…انرژی بگیر انرژی بده اینجوری در وضعیت تعادل قرار می‌گیری و لاغر میشی اینقدر نگران  نقطه سیری هم نباش سیری یک حسه که می آد چه تند بخوری چه کند  اصلا اینا مهم نیست گرسنه ای ؟ضعف داری ؟ داره ذهنت درگیر کمبود انرژی میشه ؟با خیال راحت هر چی دوست داری بخور سیری که اومد توقف کن با همین  شیوه رفتاری و انجام تجسم  شبانه  لاغر میشی … در روش لاغری با ذهن  از کسی تقلید نکن دنبال حذف هیچ وعده غذایی هم نباش…هر کسی سیستم خاص بدنی خودشو داره و هیچکس مثل هیچکس نیست تو منحصر به فردی همه چیزت منحصر به فرده پس خودت باش و در شیوه غذا خوردنت از کسی تقلید نکن حتی از استاد خودت….. استاد مردی است با نیازهای خاص بدن یک مرد  تو ببین ناخوداگاه  خودت  چه تصمیمی برات می گیره توجه کن و  زبان بدن خودت رو نادیده نگیر  اگر می خوای به مصرف آب بیشتر عادت کنی  به خودت فشار نیار از کم شروع کن یواش یواش بیشترش کن 

        دیگه چی می خوای از این بهتر …

        دوست خوبم از شما سپاسگزارم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار لیلا کشاورز
          ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۲:۰۴
          مدت عضویت: 769 روز
          امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 103 کلمه

          سلام مجدد به شهربانی عزیزم

          همون‌طور که از خواندن کامنت های شما لذت میبرم، داستان به کامنت هم بسیار عالی است.

          دقیقا، آنقدر غذاهای رژیمی رو توی ذهن و چشم و گوش ما کردند که باید کلی زحمت بکشیم تا به حالت عادی برگردیم. تازگی ها و در این چند سال اخیر حتی به میوه ها هم رحم نکردند و میوه که همیشه منبع ویتامین و مواد غذایی خوب بوده رو به عنوان دشمنان چاق کننده آدمها شناساندن.

          خلاصه که باید خودمون رو از این القائات پاک کنیم و به ندای درونی خودمون و نیاز واقعی بدنمون توجه کنیم.

          ممنون که خواندید و ممنون که پاسخ دادین.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۱۶:۵۶
      مدت عضویت: 769 روز
      امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 281 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خودم

      من ۳۴ روزه توی سایتم، هنوز به طور مشهود سایز کم نکردم ولی میتونم بگم چه زیرسازی خوبی داره انجام میشه، چون افکارم، واکنش هام و رفتارم خیلی عوض شده.

      نه اینکه بخوام سعی کنم یا جلوی خودم را بگیرم ها، خود بخود. اصلا همین که افراد در مورد چاقی و لاغری حرف میزنن، یا نسبت به مواد غذایی گارد میگیرن، یا به مواد غذایی بیچاره برچسب میزنن، آنقدر توی همین چند روز مطالب برام درونی شده که حرف هاشون برام بی معنی شده، مثل حرف افرادی که از حقیقت ماجرا بی خبرند، البته من بهشون واکنشی نشون نمیدم، چون حق دارن، چیزی که دیدن و شنیدن و باور کردن همین بوده.

      امروز که رفته بودیم کوه نوردی و پیک نیک، صبحانه مفصلی درست کردیم، املت آتیشی و در کنارش صبحانه های دیگه مثل پنیر و خرما و … من املت رو که خوردم بعدش هیچ علاقه ای به خوردن بقیه چیزها نداشتم، نه که بخوام جلوی خودم رو بگیرم ها، اصلا به سمتشون کشیده نشدم. حتی موقع خوردن صبحانه، با اینکه کلی کوهنوردی و پیاده روی کرده بودیم، اصلا ولع نداشتم.

      بعدش هم که هر چند دقیقه یک بار دوستان به هوای پایین اومدن فشار یا خستگی و … خوراکی های مقوی مثل خرما یا مغز یا … می‌خوردند من واقعا نیازی بهش احساس نمی‌کردم. قشنگ از نخوردن خودم لذت می‌بردم و این خیلی عالی بود.

      انگار با ولع نداشتن و اصلا علاقه نداشتن به خوردن غذای اضافه یک کلاس درونی در خودم حس کردم. من هیچ وقت دنبال این نبودم جلوی کسی باکلاس جلوه کنم، ولی با این حالت خودم، پیش خودم احساس کردم خیلی با کلاسم، و همین که خودم بدونم و باور کنم کافیه 🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 29 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار حسن شهبازی
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۲:۵۲
        مدت عضویت: 2276 روز
        امتیاز کاربر: 21600 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 103 کلمه

        سلام به خانم کشاورز

        منم چند وقته که تمرکزی تو سایت هستم از موقعی که این دوره شروع شد واقعا تغییرات خیلی خوبی داشتم یکبار ناهار می‌خوردم یه قاشق تو بشقاب مونده بود واقعا دیگه نتونستم بخورم واقعا گلوم قفل کرد و نزاشت پایین بره و گذاشتم کنار اصلا هم دلم نسوخته که قراره بریزم بیرون و یا اینکه چند ساعت چیزی نخوردم ولی ذهنم می‌گفت برو یه چی بخور الان وقت خوردنه ولی اون وجه هوشیارم که توسط آموزه های این سایت تغییر پیدا کرده خیلی آروم نشسته بود و می‌گفت نمی‌خواد بدنت نیاز ندارد خیلی آروم و ریلکس بودم.

        موفق و متناسب باشید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۱۴:۳۵
      مدت عضویت: 2267 روز
      امتیاز کاربر: 46736 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 542 کلمه

      به نام خدا و عرض سلام …….

      دوره ضمیر ناخودآگاه  …..

      دیدگاه  اول  ….

      قدرت تخیل  لاغری  …..

             »»»»»»»»»«««««««««««

      تخیل و خیال پردازی موهبتی است خدایی قدرتی است بدون محدودیت که فقط در زمان خواب عمیق شبانه می‌تونیم به محدوده آن وارد شده تا دستوراتی  از طرف خداوند  به ما ابلاغ  بشه….

      ذهن ناخودآگاه توسط ذهن خودآگاه برنامه‌ریزی می‌شه تا به شکل خودکار عمل کنه وقتی از نظر اطلاعاتی شارژ بشه خود به خود کارهایی انجام میده که ربطی به عملکرد ما نداره ما آزادیم که هر جور که می‌خواهیم به سود یا ضرر خود از این قدرت استفاده کنیم  و این بستگی به سطح آگاهی در ذهن خودآگاه ما داره …..تا به حال ناآگاهانه از این قدرت به ضرر خود استفاده کرده چاق شدیم  اما  اکنون می توان آگاهانه به نفع خود استفاده کرد و لاغر شد. 

      اینکه من نوعی به آرزوی لاغری خودم می‌رسم یا نمی‌رسم ارتباط مستقیم به استفاده از قدرت تخیلم داره. 

      تنها دلیل چاق شدن انسان‌ها شکل‌گیری تصویر چاقی در قوه تخیل اون‌هاست ولا غیر.  با توجه به این آگاهی خط بطلان می‌کشیم به اهمیت خورد و خوراکمان وقتی همه چیز به تصویرسازی در ناخودآگاه مربوط می‌شه چه اهمیتی داره که من چی می‌خورم چقدر می‌خورم چه چیزی می‌خورم…وقتی خورد و خوراک اهمیت خودش رو در ذهن ما از دست میده تازه می‌رسیم به فرمان‌های پیش فرض مغزی این فرمان‌ها رو فعال می‌کنیم و دیگه از خوردن نمی‌ترسیم …با احساس خوب غذا میل می کنیم به اندازه می خوریم و خودمونو به پرخوری و اضافه خوری متهم نمی کنیم  و این میشه رمز لاغری …..

      ما به دلایل  واهی  تصویر  چاقی رو در خود آگاه ساختیم سپس با توجه مکرر و مستمر به چاقی خود و دیگران و  به حرف‌های آدم‌های چاق خصوصا در هنگام خواب این تصاویر را به ناخودآگاهمان منتقل کردیم و به سادگی چاق شدیم. 

      قدرت تخیل و تصویرسازی بسیار بسیار قوی‌تر از تلاش من برای لاغر شدنه من وقتی نتونم تصاویر چاقی ذهنم رو تغییر بدم هر چقدر تلاش کنم برای لاغر شدن هیچ نتیجه‌ای برام حاصل نمی‌شه.

      تصاویر چاقی ذهنم رو نمی‌تونم با هیچ رژیم و ورزش و دارویی به شکل فیزیکی تحت تاثیر قرار بدم…

      اینشتاین جمله‌ای داره که نشون میده تخیل اهمیتش از علم خیلی بیشتره :

      ایشون میگن دانش محدوده اما تخیل نامحدوده و می‌تونه به سرتاسر جهان سفر کنه..

      با توجه به این مهم که شرایط جسمی فعلی من نتیجه تخیل من در گذشته است پس حالا باید برای متناسب یا لاغر شدن ، تخیل لاغری در ذهنم ایجاد کنم…هرگاه موفق بشم از قدرت تخیل استفاده کرده و تصویر لاغر و متناسب خودم رو خصوصا قبل از خواب بارها ببینم احساس کنم و لذت ببرم به این ترتیب خود به خود بدون تحمل رنج و سختی لاغر می‌شم. وقتی این آگاهی رو باور کنم خورد و خوراک از درجه اهمیت ساقط می‌شه و دیگه بهش فکر نمی‌کنم به این ترتیب راه فعال شدن فرمان‌های پیش فرض مغزی برای غذا خوردن یا نخوردن را فعال می‌کنم. 

      لاغر شدن با قدرت تخیل و ذهن آنقدر ساده است که از شدت سادگی قابل باور برای خیلی‌هامون نیست هرگاه برای خلق رویای لاغری در استفاده از آموزش‌های لاغری ذهنی استمرار داشته باشم و با قدرت تخیل تناسب اندام دلخواهم را تجسم کنم و در این کار هم مداومت داشته باشم بی‌شک و تردید شگفتی ساز خواهم شد….

      به امید شگفتی ساز شدن خودم و دوستانم……

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۰۶:۴۷
        مدت عضویت: 769 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 74 کلمه

        سلام

        واقعا من وقتی فکر میکنم هیچ دلیلی برای اضافه وزن دو سال اخیرم پیدا نمیکنم بجز دلایل ذهنی.

        من که نه پرخور شدم نه از فعالیتم کم شده و نه دچار بیماری شدم که دارو مصرف کنم.

        تماما با استفاده از قدرت ذهن بوده و بعد برچسب ش رو بر مواد غذایی زدم.

        دقیقا همون یه که شما گفتید، اگر من این آکاهی را باور کنم مواد غذایی و خورد و خوراک از درجه اهمیت ساقط میشه.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۱۶:۵۷
          مدت عضویت: 2267 روز
          امتیاز کاربر: 46736 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 184 کلمه

          لیلا جان سلام دقیقاً همینطوره که می‌گید هر چقدر خورد و خوراک چه از نظر نوع مواد غذایی و چه از نظر مقدار و چه از نظر زمان مصرف شدنشون اهمیتش رو  در  ذهن ما  از دست بده   به  فرمولهای پیش فرض مغزی برای مدیریت انرژی بدن دسترسی کامل‌تری پیدا می‌کنیم  به رفتار غذایی متناسب‌ها هم نزدیک میشیم… و می‌تونیم انتظار بیشتری از خودمون برای لاغر شدن داشته باشیم…

          از وقتی که وارد دوره ضمیر ناخودآگاه شدم و به تمرین تجسم پرداختم اتفاق جالبی که برام افتاده خوردن از نظر من بی‌اهمیت‌تر شده چه اهمیتی داره چی می‌خورم کی می‌خورم و و چقدر می‌خورم البته نه اینکه بخوام آگاهانه سو استفاده کنم پرخوری یا زیاده‌روی کنم احساس می‌کنم که کنترل انرژی بدنم به دست ناخودآگاه افتاده و این تاثیر همان تجسم شبانه است با اینکه تازه شروع کردیم این عادت رو پایه گذاری کنیم اما تاثیرات خوبش رو دارم متوجه می‌شم… مهم همان تجسم اندام متناسب شبانه است  که که در صورت استمرار و ثبتش در ناخودآگاه همه چیز حل میشه و لاغری ما به آسان‌ترین شکل محقق خواهد شد

          از شما دوست عزیز سپاسگزارم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مری خانمی
      ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۱۳:۲۸
      مدت عضویت: 760 روز
      امتیاز کاربر: 4645 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 113 کلمه

      دوستان عزیزم سلام من هم مثل خیلی از شما وقتی که شب‌ها قبل از خواب فایل استاد رو گوش می‌دادم وسطش خوابم می‌برد. البته که خواب شیرینی بود ولی خب بلند می‌شدم خاموش می‌کردم و می‌رفتم ادامه خوابم. 

       و حالا چند روزه که ظهرها که بین حالت خواب و بیداری هستم یعنی خواب عمیق نمیرم و هوشیارم اما مغزم واقعاً داره استراحت می‌کنه به فایل استاد گوش میدم. 

      این کار برام خیلی خیلی لذت بخشه چون اون تصور و اون آرامش فایل دست به دست هم میدن و یک انرژی و امید مضاعفی رو به من میده. خیلی حس خوبی می‌گیرم. 

      و چون تصاویر بسیار خوبی رو تصور می‌کنم خستگی روز هم از تنم بیرون میره. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 12 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۱ ۰۶:۵۰
        مدت عضویت: 769 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 47 کلمه

        سلام

        من هم هر شب خوابم میبره، عصرها که از سر کار میام و دراز میکشم فایل رو میذارم و باهاش تصویر سازی میکنم. خیلی احساساتم درگیر میشه. ضمن اینکه تنفس های عمیق اول کار کلی آدم رو در حالت آرامش قرار میده که روی نتیجه مطمئنا موثره.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۱۰:۳۹
      مدت عضویت: 1696 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 855 کلمه

      به نام خدا 

      سلام

      دیشب وقتی خوابیدم لبخند اومد رو لبهام چون داشتم تو ذهنم به تصویر زیبای اندام متناسبم نگاه می کردم و حس خوب لذتبخشش رو احساس کردم ،خدایا شکرت .

      ۱ـ با خودم گفتم مطمئنی به این اندام زیبا میرسی ؟گفتم آره حتما ،چون من هر روز دارم لاغری رو یاد می گیرم مثل یه زبان جدید ، دارم آموزش می بینم ،آگاهی های مربوط به لاغری با ذهن داره هر روز در مغزم جای میگیره ، بیشتر و بیشتر میشن ،در مقابلش اون آگاهی ها و فرمولهای اشتباه و چاق کننده چون مرورش نمی کنم ازش استفاده نمی کنم ،کمرنگ و کمرنگ تر میشن ،دارن محو میشن .مثل اینه که در وجود من دو شخصیت باشه ، یه شخصیت چاق که سالها بوده با افکار اشتباه و یه شخصیت جدید ، متناسب ، جذاب ، زیبا ، سبک ، سالم ، سرحال ، باکلاس ، خوش بین ،مثبت اندیش ، با عزت نفس ، با اعتماد بنفس ، باارزش ، با لیاقت و همه چیز تمام و در حال رشد .هنوز اون قدرت واقعی رو کسب نکرده کم کم داره قدرتمند میشه در مقابل شخصیت قبلی ،توانمند میشه و یواش یواش حرف حرف شخصیت متناسبم خواهد بود .من دارم با عشق بهش رسیدگی می کنم ، تشویقش میکنم ، بهش توجه می کنم ، تا ذهن ناخوداگاهم متوجه این تمرکز و توجه من بشه و گسترشش بده و شخصیت متناسب من تصمیمات رو در تمام لحظات زندگیم بگیره برای هر کاری و این باعث میشه جسم من اون اندام ایده آل رو برای همیشه داشته باشه .

      ۲ـ الان که اون اندام کاملا متناسب رو‌ دارم ، چه حسی دارم ؟من در بهترین شرایط زندگیم هستم ، هیچ وقت اونقدر لحظات زیبا و دلنشینی نداشتم ، خدایا شکرت .وقتی خودم رو در آینه میبینم به خودم میگم آفرین ،واقعا جذاب و خوش اندام هستم و غرق در لذت و شادی میشم .خیلی خوبه که اعتماد بنفس اونقدر زیاد شده که شاد شاد شدم .لذت میبرم از اینکه کارهام رو خیلی راحت بدون درد در کمترین زمان انجام میدم .افکار منفی در ذهنم بسیار کم شده و افکار مثبت همیشه در ذهنم هست .کنترل ذهن پیدا کردم .

      ۳ـ بازخورد دیگران چگونه بود وقتی من رو دیدند ؟همسرم شوکه شد ، خیلی براش جالب بود که من با قدرت ذهن خودم تونستم به وزن ۶۵ کیلوگرم برسم ،گفت واقعا جذاب تر شدی ، خیلی این لاغری بهت میاد ،مبارکت باشه .مامانم وقتی من رو دید اشک شوق از چشمانش جاری شد و گفت خدایا شکرت به آرزوی دیرینه ام رسیدم ،  به سلامتی به تناسب اندام رسیدی ،گفت عزیزم خیلی زیباتر شدی .زینب دوست گفت تبریک میگم ،من به قدرت ذهن ایمان داشتم ، خوشحالم برات ، چقدر خوبه که این همه سایز و وزن کم کردی .

      ✓✓✓وقتی وارد خونه ی مامانم شدم ، خانوادمون همه نشستن بودند ، با تعجب به من نگاه کردند و خیلی براشون جالب بود وقتی اندام زیبای من رو دیدن با اون کت سفید و شلوار آبی روشن ،گفتن آفرین چیکار کردی با خودت  به ما هم بگو ،منم لبخند اومد روی لبهام و با خوشحالی رفتم پیششون ، شروع کردیم به بازی کردن ، هیچ وقت اونقدر از دورهمی لذت نبرده بودم ، اصلا توانی که داشتم بخاطر این وزن ایده آلم بود ، لباسهام اذیت نمی کرد ، نشست و برخواستم مثل آب خوردن راحت بود و کلا یه آدم دیگه ای شدم . 

      خوشحالم به خودم می بالم بخاطر این اندام ایده آلم ،(جالبه خودش مثل شعر شد : )

      رفتم سفره رو چیدم و با خیال کاملا راحت ، بدون ترس و استرس از غذا با آرامش به اندازه ی نیازم خوردم .بعد با همسرم رفتیم به مغازه ای که تازه شلوار جدید با پیرهن های خوشکل آورده بود ،رفتم اتاق پرو شلوار رو که پوشیدم برعکس گذشته یه سایز بزرگ بود برام و با تعجب و خوشحالی از همسرم خواستم بهشون بگه که یه سایز کوچکتر بیارن ،آورد و پوشیدم ، با اون پیرهن آبی رنگ و جذاب ،عکسش رو گذاشتم رو پروفایلم ،شما هم میبینید ، که چقدر تغییر کردم و لباسها به تنم زیبا شدن .وقتی اومد بیرون  چشمم به اون دامن کوتاه و تاب نیمتنه افتاد و فوری بردم پرو کردم و همونجا بود که اشک از چشمانم جاری شد ، با خودم گفتم خدایا شکرت این منم ، تا این حد اندامم جذاب شده ، چقدر این دامن کوتاه و نیمتنه بهم میاد و لذت می‌بردم از دیدن خودم  در آینه اتاق پرو ، به همسرم گفتم خیلی بهم میاد ،اونم حساب کرد و رفتیم .تو راه خونه بودیم که دوستم رو از دور دیدم با ذوق و تعجب من رو نگاه می کرد ،رسید بهم گفت لامصب چیکار کردی با خودت ، خدا شاهده یه ۱۰ سالی جوانتر شدی  ،چقدر زیباتر شدی ، آفرین ،بگو ببینم …منم انگشتم رو کنار سرم گذاشتم گفتم همه ی راز و رمزهای لاغری اینجاست و بعد با خوشحالی خداحافظی کردیم .اومدیم خونه با دخترم بازی هایی انجام دادیم که اون دوست داره ،پر تحرک و خیلی لذت بردیم و بعدش سریع خونه رو جارو کردم و لذت بردم از این سرعت عملم.✓✓✓

      ✓خداوندا سپاسگذارم برای تمام نعمت هایی که بهم دادی✓

      ✓استاد بزرگوارم ممنونم برای این آموزشهای عالی و بی نظیرتون✓

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 40 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار لیلا کشاورز
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۱۷:۰۵
        مدت عضویت: 769 روز
        امتیاز کاربر: 6115 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 101 کلمه

        سلام نشمیل عزیز

        مثل همیشه کامنت شما بسیار جالب و کامل و تاثیر گذار بود.

        واقعا هر چی میگذره به اون شخصیت متناسب ، جذاب ، زیبا ، سبک ، سالم ، سرحال ، باکلاس ، خوش بین ،مثبت اندیش ، با عزت نفس ، با اعتماد بنفس ، باارزش ، با لیاقت و همه چیز تمام و در حال رشد داریم نزدیک میشیم، بدون اینکه مستقیما بخواهیم چیزی رو در خودمون و در ظاهر و رفتارمون تغییر بدیم. با آموزش نرم و مستمر به ذهن ناخودآگاهموم اینها خود به خود دارن پیش میان و خدا رو از این بابت شکر میکنم 🥰

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار نشمیل قادری آذر
          ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۲۱:۵۳
          مدت عضویت: 1696 روز
          امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 31 کلمه

          سلام عزیزم 

          سپاسگذارم از لطف شما 

          آره شکر خدا داریم بهترین ها رو بدست میاریم با لاغری با ذهن ،

          تنها با تکرار و استمرار در مسیر عالی مون .

          در پناه خداوند باشید .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار سکینه
        ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۱۵:۴۹
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        سلام دوست عزیزم چقد زیبا احساستو بیان کردی لذت بردم از خدا میخوام که به آرزوی دلت برسی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار نشمیل قادری آذر
          ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۲۱:۴۶
          مدت عضویت: 1696 روز
          امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 17 کلمه

          سلام هم مسیر گرامیم 

          لطف دارید 

          سپاسگذارم برای دعای خیرتون 

          منم بهترین ها رو از خداوند برای شما می خوام 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14