🔙 اگه هنوز جلسه پنجم: توجه ذهنی به لاغری رو نخوندی، پیشنهاد میکنم اول اونو کامل کنی.
🌟 وقتی با دل و ذهنت آرزوی لاغر شدن رو به ناخودآگاه میسپاری، همهچی بستگی داره به اینکه چقدر این مسیر رو برات آسون و طبیعی تصور میکنی.
✨ اگه بتونی لاغر شدن رو مثل یه اتفاق ساده و شیرین ببینی، مثل پوشیدن لباس دلخواهت توی یه روز آفتابی، ناخودآگاهت هم راحتتر باهات همراه میشه.
💫 هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن یعنی هم باورت بگه میشه، هم قلبت حسش کنه!
🍃 اونوقت بدنت هم با شادی وارد مسیر تناسب میشه، نه با فشار و اجبار…
🌀 راز لاغری همین سادگیشه؛ فقط کافیه طبیعی بودنش رو بپذیری.
💭 باور نکردی؟ بدنت هم باور نمیکنه!
🧠 اگه هنوز ته دلت فکر میکنی لاغر شدن کار سختیه یا فقط مخصوص آدمای خاصه، باید بدونی این همون باوره که مثل یه مانع جلوی تغییر بدنتو گرفته.
هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن از همینجا شروع میشه: اینکه توی ذهنت، لاغری رو ممکن، ساده و طبیعی بدونی.
❌ وقتی ذهن میگه «نمیتونم»، بدن هم همراهی نمیکنه.

🔑 نقطه شروع تحول، همونجاست که هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن شکل میگیره.
یعنی چی؟ یعنی باید لاغری رو توی ذهنت ممکن، طبیعی و در دسترس بدونی… درست مثل نفس کشیدن 🌬️
🍃 مهم نیست چند ساله با اضافه وزن دست و پنجه نرم میکنی، چند بار رژیم گرفتی یا چند سالته…
تا وقتی تصویر ذهنیات از خودت یک آدم چاق و شکستخوردهست، ذهنت هم همون رو به بدنت منتقل میکنه.
🌈 ولی بهمحض اینکه با تمام وجود باور کنی که «لاغری برای منم ممکنه»، اتفاق شگفتانگیز میافته:
هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن فعال میشه!
و ذهن ناخودآگاهت شروع میکنه به ساختن یه نسخهی جدید از تو:
👗 تویی که لباس دلخواهتو با لبخند میپوشی…
👣 با سبکی قدم میزنی…
😍 توی آینه به اندامت نگاه میکنی و از خودت لذت میبری!
🌀 وقتی این تصویر توی ذهنت تکرار بشه، حس لاغر بودن قویتر میشه، منطق قدیمی و منفی عقب میره و ذهن و بدنت با هم یکی میشن.
🎯 این یعنی شروع واقعی مسیر لاغری؛ جایی که دیگه لازم نیست خودتو مجبور کنی، چون بدنت خود به خود در مسیر درست حرکت میکنه.
💖 یادت نره: هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن نهتنها ممکنه، بلکه تنها راه لاغریِ موندگار و بدون رنج همینه!

جنگ بین منطق و احساس رو تموم کن تا بدنت همراهت بشه!
🧠 تا وقتی داری این مطلب رو میخونی یعنی یه صدای درونت هست که میگه: «لاغر شدن طبیعیه، شدنیه، برای من هم ممکنه!» ✨
اگه این حس درونت نبود، نه اینجا بودی، نه مسیر لاغری ذهنی رو انتخاب میکردی.
ولی چی باعث میشه با وجود این ایمان درونی، هنوز نتیجهی دلخواهت رو نگرفته باشی؟ 🤔
💥 دلیلش یه ناهماهنگی پنهانه؛ احساس درونت باور داره که لاغری طبیعیه، ولی منطقت هنوز گیر کرده به باورهایی مثل:
- چاقی ارثیه 😕
- سنم بالاست 😓
- تحرکم کمه 🚶♀️
- غذا رو نمیتونم کم کنم 🍕🍟
و این ناهماهنگی درست مثل کشیدن دو طرف یه طناب میمونه. بدنت نمیدونه باید کدوم سمتو انتخاب کنه!
🌈 اما خبر خوب اینه: وقتی بتونی هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن رو بسازی، جادو اتفاق میافته…
✨ اول باید ذهنتو مشغول فکر کردن به لاغر شدنت کنی. نه با زور، نه با استرس… با عشق و آرامش!
با تمرینهایی مثل پاسخ دادن به پرسشهای ذهنی روزانه، ذهنت کمکم به مسیر لاغری عادت میکنه.
🌙 بعد باید «تجسم شبانه» رو وارد بازی کنی؛ یعنی هر شب قبل خواب، خودت رو در اندامت ایدهآل تصور کنی. لباس مورد علاقت رو پوشیدی، داری توی آینه به خودت لبخند میزنی… 😍
🌀 این تصویرسازی باعث میشه احساس لاغر بودن، واقعی و زنده بشه؛ تا جایی که حس طبیعی بودن لاغری، منطق قدیمی و محدودکنندهات رو کنار بزنه.
🧩 نتیجه؟ ذهن ناخودآگاهت دیگه برنامه چاقی رو تکرار نمیکنه. چون تصاویر چاقی که سالها درش ذخیره شده بودن، با تصاویر جدید و دلخواهِ تو جایگزین شدن.
🍃 حالا دیگه بدنت آمادهست که نه فقط وزن کم کنه، بلکه به تعادل و تناسب پایدار برسه… چون ذهن و احساست در یک مسیرن 💖

💓 احساس لاغری؛ جرقهای که بدنتو روشن میکنه!
🧠 لاغر شدن فقط یه خواسته نیست، یه احساس درونیه. تا وقتی توی دلت حس میکنی لاغری برای تو عادی نیست یا دور از دسترسه، ذهن ناخودآگاهت هم اون رو نمیپذیره.
یعنی چی؟ یعنی حتی اگه هزار تا رژیم بگیری یا ساعتها ورزش کنی، اما احساس لاغری توی وجودت نباشه، بدنت واکنشی نشون نمیده… مثل یه قفل که کلید اشتباهی بهش خوردی 🔒
🍃 از اونور هم یادت باشه:
همه ما بارها و بارها احساس چاقی رو تجربه کردیم.
- وقتی لباسمون تنگ شد 😕
- وقتی توی آینه خودمونو سنگینتر دیدیم 😞
- یا حتی وقتی از نگاه دیگران احساس چاقی کردیم 👀 و نتیجه؟ بعدش واقعاً چاقتر شدیم!
📌 حالا وقتشه این فرمول رو برعکس کنیم!
یعنی قبل از اینکه جسممون تغییر کنه، احساس لاغری رو بسازیم و به ناخودآگاهمون انتقال بدیم.
✳️ این همونجاست که هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن اتفاق میافته و مسیر تغییر شروع میشه.
🌙 هر شب، یه تصویر ذهنی بساز از خودت با اندامی متناسب.
لباس مورد علاقهت رو پوشیدی، داری توی جمع میخندی، سبک و رها قدم برمیداری…
✨ حالا بذار این تصویر بره به عمق ذهن ناخودآگاهت.
📅 و هر روز، با پرسشهای ذهنی لاغری، این حس رو بیشتر و بیشتر در خودت گسترش بده.
🌀 به محض اینکه این احساس به ناخودآگاهت برسه، رفتار، انتخابها و حتی میلهات به شکل خودبخودی شروع به تغییر میکنن. بدون اجبار، بدون زور.
🎯 یادت نره: قبل از اینکه لاغر بشی، باید احساس لاغری رو در خودت بیدار کنی… اونوقته که رؤیای تناسب اندامت طبیعی و شدنی میشه!
طبیعی بودن لاغری
فایل صوتی هماهنگی ذهن و احساس برای لاغر شدن را با دقت گوش کنید.
👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه هفتم: بیدارسازی نیروی لاغری درون.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.71 از 82 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
به نام عشق مطلق هستی❤️❤️❤️
سلام و عشق نثار استاد بیهمتایم و عاشقان لاغری
سپاسگزارم استاد جان واقعاً آگاهی این جلسه تیر خلاص رو زد به منطق و باورهای مخرب ما و دوباره این اصل را به ما یادآوری کرد که همه چیز دست خودمونه و ما خالق زندگیه خودمان هستیم بنابراین برای رسیدن به هر آرزویی فقط کافی است موجود بودنش را با تمام وجودمان احساس کنیم و توی تخیلاتمون باهاش زندگی کنیم و طوری رفتار کنیم که احساس کنیم واقعاً بهش رسیدیم و داشتنش برامون عادی بشه و وقتی احساس کنیم اونو داریم توی زندگی واقعی مون براحتی خلق میشه و من بارها و بارها به تکرار در زندگیم بطور ناخودآگاه این اصل رو در خیلی موارد تجربه کردم اما به اهمیت و قدرتش توجهی نداشتم و آگاهی این جلسه ضمن یادآوری این اصل این نکتهٔ کلیدی را توی مغزم حک کرد که کل قانون خداوند برپایهٔ راحتی و آسانیه و این منطق منه که آسان بودن خدا را برای ما سخت جلوه میدهد و من اگر بتوانم همین یه اصل را خوب بفهمم و درکش کنم، براحتی میتوانم خدا را به هر آنچه که میخواهم تبدیل کنم. به همین سادگی به همین آسانی
یادمه سالها پیش موقعی که توی یک خانهٔ یک طبقه زندگی میکردم داشتن این خونه ای که الان توش زندگی میکنم را آرزو کردم و شبها موقع خواب شروع میکردم به رویا پردازی یه خونهٔ دو طبقهٔ بزرگ با نور و روشنایی فراوان و وسایل شیک و مدرن توی یکی از خیابانهای اصلی و در کوچه ای آرام با همسایه هایی خوش قلب و مهربان … و آنموقع وقتی به برادرم گفتم میخوام این خونه رو بفروشم و با پولش یه همچین خونه ای بخرم بهم خندید و گفت سحر توچقدر خوش خیالی این خونه قدیمیه و تو با پولش شاید بتونی یه آپارتمان بخری اما من خونه رو فروختم و برای تخلیه از خریدار دو ماه مهلت گرفتم و بچه هام مرتب سرزنشم میکردند که چرا خونه رو فروختی با این پول یا باید یه آپارتمان کوچیک بخریم یا باید بریم مستاجری اما من به حرفشون گوش نمیدادم و هر بنگاهی میرفتم میگفتم من یه خونهٔ دو طبقه با این شرایط میخوام اون بنده خداها هم که فکر میکردند من پول کافی برای خرید دارم خونه های دو طبقه زیادی نشونم دادند اما هیچ کدام مورد پسندم نبود و یک ماه به همین منوال گذشت و دیگه همهٔ اطرافیانم سرزنشم میکردند و برادرم با تمخسر میگفت شتر در خواب بیند پنبه دانه … اما من بدون اینکه قانون را بدانم دلم قرص بود که به این خونه میرسم دو هفتهٔ دیگر هم گذشت و من وقت چندانی نداشتم و خانه هایی را که میدیدم مورد پسندم نبود و اصلاً به این توجه نمیکردم که پولم برای خرید خونهٔ ایده آلم کمه و فقط تمرکزم روی این بود که خونهٔ مورد نظرم را پیدا کنم و دیگه تقریباً هیچ بنگاهی نمونده بود که من سر نزنم و بچه ها هم مرتب غر میزدند و میگفتند مگه خونه بزرگ خریدن باین پول شوخیه و توی همین اوضاع و احوال یکی از دوستانم که میدانست من دنبال خونهٔ دوطبقه میگردم بهم زنگ زد و گفت پسر خاله ام بخاطر شرایط شغلیش مجبور شده بره یه شهر دیگه زندگی کنه و قصد داره آپارتمانی که نزدیک محل کارش هست رو بخره و از صاحب آپارتمان مهلت گرفته تا بتونه خونه شو بفروشه برای همین خونهٔ دو طبقه اش رو زیر قيمت میفروشه و وقتی با دوستم برای بازدید خانه رفتم دیدم این خانه بزرگتر و زیباتر از اون چیزیه که من تجسم میکردم و چون به پول برای خرید خونهٔ مورد نظرش نیاز داشت حاضر شد به همون مبلغی که من داشتم خونه رو بفروشه و من با ذوق و شوق فردای آنروز خونه رو قولنامه کردم و قرار شد هفتهٔ بعدش همزمان با سند زدن پول آن را پرداخت کنم و بچه ها هم تعجب کرده بودند و هم خوشحال بودند که یه همچین خونه ایی رو با مبلغ کم خریدیم دو روز بعدش از بنگاه تماس گرفتند و گفتند یه مشتری برای خونه پیدا شده که حاضره ضمن مبلغ پشیمون کرد با قيمت بیشتری خونه رو بخره و صاحب خونه هم راضی شده و این خبر روی پسر کوچیکم سهیل که آنموقع سال اول دانشگاه بود خیلی تاثیر گذاشت و با ناراحتی گفت مامان سحر ما شانس نداریم گفتم ما نیازی به شانس نداریم چون ما خدا رو داریم و همون خدایی که این خونه رو تا این مرحله رسونده بقیهٔ شم خودش درست میکنه و روز بعد صاحبخانه زنگ زد و گفت امکانش هست قبل از آماده شدن سند برای انتقال، پول خونه رو بریزی به حسابم گفتم چطور شما که میخواستی خونه رو با مبلغ بیشتر بفروشی گفت درسته ولی طرفه معامله پولش آماده نیست و گفته یه ده روزی طول میکشه تا بتونم پول خونه رو تهیه کنم و از این طرفم برای آپارتمانی که میخوام بخرم مشتری پیدا شده و صاحب آن گفته اگه امروز و فردا نتونی پول آپارتمان رو جور کنی اونو میفروشم به مشتری جدید و به این ترتیب من صاحب خانهٔ رویایی ام شدم و با عشق و شوق فراوان شروع کردم به نقاشی و طراحی خانه ام و زیباترین و مدرن ترین وسایل را برای آن تهیه کردم و تبدیلش کردم به بهشت کوچکی که هر کس وارد خانه ام میشود فقط تحسین میکند و الان که چندین ساله توی این خانه زندگی میکنم عادت هر روزم شده که برای داشتنش با حس خوب شکرگزاری کنم و حتی همسایه هایم هم کپی برابر اصل همون همسایه هایی هستند که توی تخیلات داشتنشون رو احساس میکردم و بقول استاد عزیزم مهم نیست که از نظر دیگران و منطق من امکان پذیر نیست مهم اینه که من دوست دارم خواستهٔ مورد علاقه مو تجربه کنم
نشان های دریافت شده
سلام سحر خانم عزیز چقدر کامنتتون زیبا ودلنشین بود،یکی از آرزوهای من اینه که یه خونه خوب با امکانات خوب بخرم،ازین به بعد توی تجسم هام وخواسته هام همیشه یاد داستان شما میافتم،وبرای ذهن خودم امکان پذیر میکنم وعادیسازی میکنم،وبهش میگم چون سحر خانم رسیده به خواستش پس منم میتونم برسم،ممنون از کامنت قشنگتون
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز و مهربانم
بسیار ممنون و سپاسگزارم از محبت قلبی و ابراز احساسات زیبایتان و خیلی خوشحالم که تجربهٔ خانه خریدن من انگیزهٔ شما دوست عزیزم برای رسیدن به خانهٔ دلخواهت را بیشتر کرده و مطمئن باش که بهش میرسی به شرط اینکه، به چرا و چطوریش فکر نکنی و فقط تمرکزت را بگذاری روی شرایط و امکاناتی که دوست داری خانهٔ ایده آلت داشته باشد و با حس خوب تجسمش کنی و امیدوارم براحتی خانه ای فراتر از انتظارت را جذب کنی و زیباترین خاطرات را در آن تجربه کنی👌💖
نشان های دریافت شده
سلام
خداروشکر تونستید خونه دلخواهتون رو بخرید و از زندگی کردن داخلس لذت ببرید امیدوارم تناسب رو هم با تجسم بدست بیارید و لذتتون چندین برابر بشه
نشان های دریافت شده
سلام دوست خوبم بسیار از لطف و محبت شما سپاسگزارم امیدوارم شما هم بزودی در خانهٔ رویایی خودتان ساکن شوید و براحتی به تناسب اندام ایده آل و هر آنچه دوست دارید برسید
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی
چرا من باید بتونم لاغر بشم؟ روی چه حسابی؟
چرا لاغری برای من امکان پذیره؟
من میخوام به وزن ۵۸ کیلو برسم، چون وقتی در این وزن بودم از نظر خودم در بهترین شرایط بودم.
برام امکان پذیره چون قبلا این وزن رو داشتم و فقط کافیه راهی که اومدم رو برگردم عقب.
چون وزن ایده آل و متناسب من اینه، این دنیا هم که بر اساس تناسبه، اگر یک هزارم هم نسبت ها در فیزیک به هم بخوره، کار این دنیا ساقط میشه، پس تناسب طبیعیه.
میتونم ۵۸ بشم و برام امکان پذیره، چون همین الان سهم ۵۸ هستم و فقط چندین کیلو روش گوشت و چربی اضافه اومده که رفتنیه. من الان ۵۸ رو در درون خودم دارم، فقط باید سیقلش بدم.
امکان پذیره چون برای یه عالمه آدم انجام شده. فقط کلی دوست عکسشون توی شگفتی سازان هست و مطمئنا کسایی که نتیجه گرفتن چندین برابرند.
شدنیه چون خیلی ها با کار کردن روی ذهن ناخودآگاهشون به خیلی چیزها رسیدن که تناسب اندام در مقابل اونا خیلی راحته.
امکان پذیره چون احساسم میگه این راه درسته، چون از وقتی اومدم توی این مسیر، احساسم و حالم و وجدانم کلی به آرامش رسیدن، پس این مسیر درسته.
لاغری با ذهن برای من امکان پذیره، چون از همین راه، یعنی ذهنی وزنم زیاد شده، کافیه ذهنم را درست کنم و راهی که رفتم را برگردم.
امکان پذیره چون من الان نقطه سیری خودم رو تشخیص می دم و به همون میزان غذا میل میکنم، و اون هم صرف انرژی مورد نیاز بدنم میشه، پس چیزی برای اضافه وزن باقی نمیمونه.
خیلی دلیل هست که لاغری امکان پذیره، و برای من امکان پذیره، و باور پذیره. من که بی صبرانه انتظارش را میکشم.
نشان های دریافت شده
سلام لیلا جان ،واقعا امکان پذیره چون استاد تمام شرایطی رو که یه آدم میتونه برا چاقی داشته باشه رو داشتن والان تونستن از همین مسیر لاغر بشن وبه تناسب برسن،فقط باید به شدنش امیدوار باشیم ،نه به نشدنش،تا لیز نخوریم
نشان های دریافت شده
فاطمه جان سلام،چقدر کامنت محکم ومنطقی بود،یعنی یه جواب محکمه پسند بود ،کامنتتون رو سیو میکنم جزو علاقه مندیهام تا همیشه داشته باشمش،واقعا ارزش چندین بار خوندن رو داره،ممنونم از کامنتی که گذاشتید
نشان های دریافت شده
سلامی دوباره
یعنی اگر بپرسن تنها دلیل منطقی کردن متناسب شدن با ذهن چیه من به جرات میگم این کامنته
باید طلایی فنی همیاری هر چی مدال بود میگرفتی بسکه برای من جالب و منطقی بود اگر کل بچه های این دوره پاسخ میدادن به کامنتتون بازم کم بود.
چقدر ذوق زده شدم خوندم کامنتتون رو سپاس فراوان
نشان های دریافت شده
سلام به شما
لذت بردم نه لذت بردم
چقدر فوق العاده نوشتید
موقع خوندن احساس متناسب شدن کردم انگار در جا وزنم متناسب شد خیلی منطق های عالی اوردید بابا چقدر خوب توضیح دادید یه لحظه ذهنم وایساد متوقف شد و گفت همینه اصل همینکه گفتی چقدر مدارتون بالا رفته که اینقدر ساده و منطقی نوشتید .
زندگی روزانم تجسم شدکه راحتر متناسب بشم
یعنی راحترین کار لاغری با ذهن هستش
یعنی دیگه رفت تو ناخوداگاه که انجام بدم
کامنتتون رو باید هزار بار خوند تا حک بشه تو افکارم
خیلی خیلی خیلی سپاسگزارم.
نشان های دریافت شده
سلام و درود خدمت استاد و فاطمه جان عزیز شگفتی ساز تمرینتون و برداشتتون عالی بود خیلی لذت بردم از خوندن دیدگاهتون و خیلی تاثیر گذار بود برای منم خیلی شیوا و رسا
ایول داری خیلی درک مطلب بالا بود و به شدت تاثیر گذار متشکرم دوست عزیز خیلی چسبید دوست عزیزم فاطمه جان کاملا طبیعیه و آسون که یک شگفتی ساز محشری موفق و موید باشی عزیز دلم بهت تبریک میگم و احسنت
سلام و درود
از خوندن نوشته شما لذت بردم
این نوشته و طریقه منطقی کردن رفتار و افکار درست فوق العاده است
(چرا وقتی بخوام فقط زمانی که احساس گرسنگی داشته باشم سراغ غذا برم باید برام غیر طبیعی باشه؟!!)
خیلی عالی از مثال های مشابه و پرتکرار در زندگی روزمره برای منطقی کردن رفتار صحیح استفاده کردید.
متشکرم
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام
✓ بسیار سپاسگذارم از استاد بزرگوارم که جلسه ی ششم رو هم واسمون گذاشت 🙂 ✓
امروز با دقت فایل رو گوش دادم و در دفترم نکات مهم رو یاداشت کردم ، در روزهای آینده بعد از اینکه مجدد بهش گوش دادم در موردش در دیدگاهم می نویسم .
روز ۱۴
۱– متناسب بودن چه حسی داره؟
۲- از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟
۳- چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی؟
۴- چه تغییری در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده میکنی؟
۵- چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟
متناسب بودن بهترین حس تمام طول زندگیم بوده .متناسب بودن بهم حس آزادی و رهایی از افکار مربوط به چاقی و خوردن میده .متناسب بودن بهم حس قدرتمندی و تسلط بر افکار مربوط به ذهن و زندگیم میده .متناسب بودن حس سبکی ، سلامتی،جذابیت ،جوانی،زیبایی، خوش اندامی،اعتماد بنفس،عزت نفس، اراده ، ارزشمندی و لیاقت بهم میده .
از اینکه عاشق خودم شدم و وقتی خودم رو میبینم خیلی خوشحال میشم و میگم این منم در این اندام زیبا و متناسب ، خدایا شکرت ، لذت میبرم .از اینکه تا این حد اعتماد بنفس پیدا کردم و هیچ نگرانی ندارم ، لذت میبرم .از اینکه خودم رو لایق بهترین زندگی می دونم لذت میبرم .از اینکه کاملا متناسب شدم و الان ۶۵ کیلوگرم هستم لذت میبرم .از اینکه هر لباسی در هر رنگی که دلم بخواد می تونم بپوشم لذت میبرم .از اینکه سبک و سلامت شدم و راحت کارهام رو در تایم کمتری انجام میدم لذت میبرم .
همسرم ، مادرم ، دوستم زینب ، برادرانم ، خواهرم و خواهرزاده هام همه خونه بودند وقتی من وارد شدم خیلی تعجب کردند و گفتند آفرین نشمیل چقدر زیباتر شدی ، لاغری خیلی بهت میاد ، عالیه که این همه سایز کم کردی ، لباسها خیلی به تنت زیبا شدند ، بهت تبریک میگیم .
نگرشم خیلی عوض شده ، دیگه اون فرد گذشته نیستم ، شخصیتم مثل یه فرد کاملا متناسب با رفتار غذایی صحیح و افکار صحیح شده .خیلی کم اهمیت میدم به خوردن .
[ مثلا همین امروز همسرم چون سرماخوردگی داشت ، ازم خواست برم پای سیب براش بخرم از قنادی معروفمون ، گفت میل داره ،منم گفتم اگر نرم خیلی بهتره ، قبلا هم باهاش قرار گذاشته بودم زمانی که خودش میل به خوردن شیرینی داره دیگه من رو نفرسته و خودش اقدام کنه .اگر هم پیشنهاد از طرف من بود خودم میرم .میدونستم واسه یه کاری میره بیرون گفتم پس از همونجا برو هر چی میل داری بخر ،خوشحالم که من نرفتم ،اتفاقا بعد یکی دو ساعت خودش هم نرفت و گفت دیگه میل ندارم 🙂 ]
افکار منفی رو راحت تر رها می کنم و خوشبختانه مثبت اندیش شدم .
اینکه هر روز تمریناتم رو عاشقانه انجام بدم .اینکه خوردنم فقط براساس نیاز بدنم و گرسنگی واقعی باشه و به محض سیری دست بکشم از خوردن .اینکه تجسم کنم آرزویم را .مهمترین مطلب اینه که لاغر شدن رو آسان و راحت ببینم و کاملا برام طبیعی باشه که لاغر بشم.
{خدایا شکرت }
« استاد گرامیم ممنونم »
نشان های دریافت شده
سلام به نشمیل خانم
کامنتت اینقدر طلایی بود که لذت بردم و منو برانگیخت رفتم کامنت نوشتم
واقعا از شما سپاسگزارم بخاطر کامنت هایی فوق العاده ای که مینویسید.
نشان های دریافت شده
سلام هم مسیر گرامی
لطف دارید ، خوشحالم که دیدگاهم رو جالب نوشتم ،
امیدوارم هممون بهترین نتایج رو بگیریم و شگفتی ساز بشیم .
نشان های دریافت شده
با سلام
خدمت استاد عزیز
و دوستان هم مسیر
راحت ترین کار لاغر شدن هست چرا راحته
چونکه راه و روش راحت ترین کار که چاقی بود رو بلد هستیم میلیون ها بار در هر ثانیه شبانه روز تمرین کردیم که چاق بشیم ناخوداگاه خواستیم چاق شیم و توجه کردیم چاق شیم و بصورت خیلی نرم و باحوصله چاق شده بودیم ،پس باید برعکس عمل کنیم و حالا توجه کردن به متناسب بودن رو خیلی نرم و میلیون ها بار تو ذهنمون مرور کنیم تا اول چاقی استب بشه و بعد روند متناسب بودن شروع بشه ،فقط خبر خوب اینکه چونکه متناسب بودن راه درست و خداپسندانه هستش خیلی زودتر از زمانی که چاق شدیم به نتیجه میرسه چرا اینو میگم چونکه از زمانی که این دوره رو استارت زدم تغییرات خیلی واضحی تو بدنم تو ذهنم تو افکارم رخ داده و نتیجه هر روزم داره شگفت انگیز تر میشه دو سه روز پیش از پله های محل کارم میرفتم بالا چند تا پله رو میپریدم خیلی سبکتر شده بودم قشنگ احساسش میکردم و چقدر ذوق زده میشدم و قشنگی این مسیر اینکه به خودم خیلی روحیه میدم به خودم خیلی انرژی میدم حتی اگر یکی بگه شکم داری با بی توجهی خیلی راحت و بدون مقاومت از ذهنم میزارمش کنار و به کارم ادامه میدم .
از استاد عزیز خیلی سپاسگزارم که نحوه درست فکر کردن رو به من یاد داد و مثل یه رفیق خوش اخلاق و خنده رو داره پا به پای من میاد.
سلام استاد
در مورد تجسم کردن تصاویر لاغری قبل از خواب دقیقا زیاد طول نمیکشه چون بعد از چند دقیقه یا خواب می روم ویا افکار دیگری جای آن را می گیرد بایدبا دقت و توجه بیشتر این کار را انجام دهیم تا توجه ما بین جسم و روح و ذهن بیشتر شود و ذهن ناخودآگاه ما این کاررا یاد بگیرد که تصاویر از متناسب بودن ما در ذهن را ذخیره کند که به صورت الگوی ذهنی فردا بتواند ازآن استفاده کنیم
ما باید لاغر شدن را در ذهن خود آسان کنیم حالا در هر وزنی باشیم . چون اگر لاغر شدن در ذهن ما به صورت یک باور خوب و شدنی در نیاید ما هرگز لاغر نخواهیم شد .ما هرگز نباید چگونه و چطور لاغر شدن خود را در ذهن مرور کنیم و از خود سوال کنیم من چطور این ۵۰ کیلو اضافه وزن را باید از بین ببرم چون وقتی از خود سوال می کنیم ذهن منطقی ما جواب می دهد که تو نمی توانی ، سخته ، این روش هم مثل روشهای دیگه رها می کنی ، و…
اگر از خودمان سوال نکنیم و با اطمینان بگوییم من ۱۰۰ درصد از این روش لاغر می شوم چون تا الان که فرد شجاعی بودم و این مسیر را رها نکردم و نتایج بسیار خوبی علاوه بر لاغری در دیگر امورات زندگی کسب کردم پس لاغری برای من آسان است و من باید با افکار اینکه من لاغر میشوم در این مسیر بمانم فقط دو تا شرط داره یک عجله نکنم دو طبق تعهد هرروز در این مسیر باشم و تمرینات را با درک بالا انجام دهم
در روش لاغری با ذهن ایجاد هماهنگی بین احساس لاغر شدن به آسانی با منطق غیرعادی بودن لاغر شدن رمز موفقیت و شگفتی ساز شدن است
ما باید ابتدا لاغری با ذهن رابا تصویری که قبلا داریم در ذهن تجسم کنیم تا ورودی برای ذهن ناخودآگاه ما باشد و داشتن احساس خوب یکی از رمزهای موفقیت ما در این مسیر است اگر برای داشتن هر آرزویی احساس ما شاد و خوب نباشد و نتوانیم آن آرزو را در ذهن ناخودآگاه با احساس خوب تجسم کنیم هرگز به آن آرزو نمی رسیم و برای رسیدن به آن آرزو نباید از خود و خداوند سوال کنیم چطور و چگونه من می توانم با این درآمد به خواسته های خود برسم چون ما فقط باید آرزو کنیم و دیگر به چطور و چگونه برآورده شدن کار نداشته باشیم
من قبل از خواب برای متناسب شدن تصویری را در ذهنم دارم که می خواهم به آن برسم با همان ظاهر تجسم کنم رفتم مهمانی و چقدر از اطرافیان تشویق می شوم و چقدر از داشتن چنین جسمی من لذت می برم و یا با همین ظاهر عالی برم خرید و لباسهای زیبا بخرم و یا در منزل با این ظاهر عالی تمام کارهای خانه و خودم را به راحتی انجام می دهم در این بین چقدر احساس ما عالی می شود و چقدر خوشحال هستیم که من در این شرایط هستم و با این کار یک هماهنگی همزمان بین روح و جسم و ذهن ایجاد می شود و این قبول کردن این باور باعث می شود این واقعیت زندگی ما شود
ما باید دراین مسیر فقط به احساس خود توجه کنیم که همیشه شاد باشد و با اطمینان به اینکه من هم مثل دیگر دوستان لاغر می شوم در این مسیر بمانم و هر شب قبل از خواب تصویر لاغری را که دوست داریم در ذهن خود تجسم کنیم و از فرشته ی درون خود غافل نشویم و هرروز با او صحبت کنیم و از کمک بخواهیم که دراین مسیر مارا کمک و یاری کند ووقتی بدانیم کسی هست که در این مسیر پشت و پناه ما باشد احساس قوی داریم و با احساس بهتری مسیر را ادامه می دهیم و موفق می شویم چون احساس خوبی داریم و دراین مسیر استرس و یاس دگر جایی ندارد
چطور وقتی ما می خواهیم بعضی از چیزها را داشته باشیم باور اینکه من آن چیز را می خواهم باور پذیر است و به راحتی آن را بدست می آوریم مثل خرید بعضی از لوازم شخصی در کمترین مدت
پس ما باید لاغر شدن را یک چیز طبیعی بدانیم و احساس شادی از این لاغر شدن داشته باشیم و با این لاغری در ذهن زندگی کنیم و این احساس باعث تقویت لاغری در ذهن ناخودآگاه ما میشود و ما کم کم و به آسانی لاغر می شویم
چون لاغر شدن آسانترین کار دنیاست
نشان های دریافت شده
سلام واقعا لاغری آسانترین کار دنیاست،این که فرمودین نباید سوال کنیم چجوری۵۰ کیلو رو کم کنم چون ذهن سریع جواب میده تو نمیتونی،درسته فقط باید عجله نکنیم ودر مسیر باشیم،ممنون از کامنت پر محتواتون
سلام شادی خانوم
ممنون از شما بابت پاسختون چون اشتیاق را برای ادامه دادن دراین مسیر زیاد میکند با بودن دوستان هم مسیر
دقیقا افرادی دراین مسیر موفق و شگفت انگیز میشوند که اضافه وزن را برای خود سخت و دشوار نبینند و با کم جلوه دادن مقدار اضافه وزن برای ذهن ان را کاری اسان درنظر بگیرند تا ذهن نیز متناسب شدن را به عنوان یک نقشه ذهنی برای خود ترسیم کند و طبق این نقشه و بدون عجله کردن مسیر را ادامه بدهد
پس لاغر شدن با ذهن آسانترین کار دنیاست
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز وهم مسیران جان دل
خوب وقتی تیتر موضوع جلسه ششم رو با متنش مطالعه کردم بنظرم موضوع تکراری می آمد واین در ذهنم تداعی شد که در مورد این موضوع آگاهیه نسبی دارم وکمی اطلاعات دراین زمینه دارم و مخصوصا طبیعی جلوه دادن خواسته ایی برای خودم و ذهن خودم
ودر زمینه تناسب استاد خیلی صحبت کرده بودند که سخت نگیرییدلاغری هیچی نیست چاقی خودش بار شو میبنده ومیره خیلی راحت وآسون وجمله مشهور لاغر شدن آسانترین کار دنیاست
اما راستش وقتی فایل روکامل ودقیق گوش دادم اصلا حکایت فرق کرد واینکه استاد به این خوبی وروشنی توضیح کاربردی وپایه ایی رو دادند که کلا زمان وتایم رسیدن به خواسته از لحظه درخواست تا اجابتش بستگی به طبیعی بودن وباور پذیری ما دارد واین یک جمله کلیدی شاهکار وبینظیر بود که درواقع هرآنچه در ذهن ما امکان رسیدن به آن خواسته طبیعی آسان قابل دسترس باشد زمان رسیدن کوتاه وکوتاهتر خواهد شد ونکته مهم چطوروچگونه وبراساس چه منطق وشرایطی را باید رها کرد چون ذهن منطقی وخودآگاه به این راحتی کوتاه بیا نیست وشمارو به چالش میکشه حتی مسخرتون میکنه که چی میگی یا بقول بچه های امروز چی میزنی واینجاست که میبایست با انتقال بیش ازحد و مستمر تصویر و خواسته ها در زمانهای مختلف ومناسب به ذهن ناخودآگه ذهن منطقی را تسلیم کنیم که آرام آرام آن را بپذیردوکوتاه بیاید دیگر کار حل است زیاد جدی نگیرییم طبیعیش اینه که من متناسب باشم و بوده ام ودوباره خواهم شد خیلی راحت مگه کاری داره اینهمه آدم متناسب مگه آپولو هوا کردن یا اصلا زحمتی میکشن منم خیلی راحت و زیبا و عزتمندانه متناسب میشم
بدون هیچ تقلایی
امان از این اعتمادواطمینان نکردن به خدا هر چی میکشیم از این عدم اطمینان و اعتماد بخداست
سال ۹۵ در تدارک خرید وتعویض خونه بودم یعنی در محله ایی خونه خریدم که اصلا از ۱۰۰متریش هم رد نمیشدم که پول من کجا اینجا کجا اصلا جرات نداشتم به املاکیها بگم که تو این محله خونه داری بعدها فقط یادم افتاد سال۸۴که دراین محله مستاجر بودم هرزگاهی ازذهنم میگذشت که یعنی میشه منم اینجا خونه بخرم بله شد اونم بطرز معجزه آسایی شد
یا اینکه همین چندروز پیش ماشینم رو تعویض کردم فردی که بنظرم فرشته آسمانی بود مبلغ قابل توجهی از تتمه پول ماشین رو که مانده بود باهام کنار اومد بدون هیچ چشمداشتی و هیچ کارمزدی که در خریدوفروش ماشین اینروزها کاریست طبیعی
چی بگم اماافسوس که مافقط چندروز ولحظه ایی این الطاف و معجزات رو بیاد میارییم وذوق وشوق دارییم وسپاسگزارییم
بعد میریم سر خط اول که چجوری مگه الکیه مگه میشه روچه حسابی و الی آخر
مهربان استاد تشکر ویژه بابت همه زحماتی که میکشید وآگاهیهای نابی که ارائه میکنید سپاس سپاس سپاس
نشان های دریافت شده
سلام
وقت بخیر
ممنون از کامنت زیبا و آگاهی بخش شما
دقیقا همین هست که گفتید، ما خیلی زود یادمون میره چه نشدنی هایی برای ما شدنی شد و چه معجزاتی در زندگی برامون رخ داد. و بعد معجزات بعدی را خیلی نشدنی و دور از ذهن میدانیم.
میخواهیم ولی امکان پذیر نمیدونیم، میگیم روی چه حسابی قراره بشه؟! روی همون حساب که تا بحال خواستیم و شده.
نشان های دریافت شده
سپاس خانم کشاورز
نشان های دریافت شده
ممنون از لطف شما 🙏🙏
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی جناب عطار روشن
فایل این جلسه رو گوش دادم آگاهیهایی که در این جلسه به ما منتقل کردید حقیقتاً ارزش طلا و دلار و سکه داره حرفهاتون برام کاملاً باورپذیره…
از اینکه در این فایل از انیمیشن لاغری صحبت به میان آوردید خیلی خوشحال شدم …من انیمیشن سازی رو در چند دیدگاه تا حالا تهیه و تنظیم کردم و فرستادم خودم که احساس خیلی خوبی از این نوشتهها پیدا میکنم بازخوردی که از دوستانم میگیرم هم این رو تایید میکنه یعنی این احساس خوب به آنها هم منتقل میشه …
دانستن این آگاهی که ناخودآگاه ما کاری به منطق ما در زمان تصویرسازی و ساخت انیمیشنهای ذهنی نداره جای بسی امیدواریست تصویرسازیها و تجسمهای شبانه میتونه بر منطق ذهنی غلبه کنه و اونا رو از اعتبار خارج کنه..
و چیزی که جالب توجه است در تصویرسازیهای ذهنی اینه که اگر به این کار مداوماً ادامه بدیم اون تصاویر کم کم تبدیل میشن به منطق ذهنی در بیداری .. یعنی زمانی که بیدار هستیم و ذهن منطقی شروع به کار میکنه به تدریج رسیدن به اهداف ذهنی باورپذیر میشه و امکان اجرایی شدنش پذیرفته میشه…و این همان معجزه ذهن تصویری انسانه ذهنی که خلاقه و میآفرینه و غیر ممکنها رو ممکن میسازه آگاهی های این فایل جای کار ونوشتن چندین دیدگاه دیگه رو داره…انشالله در طی روزهای آینده ارسال خواهد شد…
نشان های دریافت شده
سلام خانم شهربانوی عزیز
نظر من هم راجع به این جلسه همین است.
خیلی آگاهی بخش و مهمه. من تمام ویس را پیاده سازی کردم و میخوام بارها بخوانم، همین طور که میخوام فایل را بارها بشنوم. به نظرم این جلسه خیلی مهمه و ما میتونیم توش به خیلی مهارت ها دست پیدا کنیم.
من که منتظر نظرات و برداشت های متفاوت شما هستم 🥰
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم خانم لیلا کشاورز
از حسن نظرت نسبت به دیدگاهم خیلی ممنونم
بعد از شنیدن فایل این جلسه و خوندن متن اون به نظرم رسید که چندین دیدگاه رو باید به ثبت برسونم اما متاسفانه کارهایی پیش آمد کرد که نتونستم به این ایده عمل کنم اما دیروز موفق شدم که دیدگاهی بنویسم با نزدیک به ۳۰۰۰ کلمه و به این ترتیب چند نظر رو یکجا کردم و فرستادم…. امیدوارم مفید بوده باشه…. سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
لاغر شدن امری ساده و طبیعی است
احساسمون میگه لاغری طبیعیه
منطقمون میگه لاغری تو غیر طبیعیه، روی چه حسابی باید لاغر بشی؟ مگه رژیم گرفتی یا ورزش کردی؟
حالا کاری که باید بکنیم اینه که منطقمون رو با احساسمون هماهنگ کنیم.
چه دلایلی میتونیم برای منطق نازنینمون بیاریم؟
چطور بهش ثابت کنیم که لاغر شدن به راحتی خوردن یه سیبه. یه سیب برمیداری، با پوست بهش گاز میزنی و تا آخر بالذت میخوریش. خیلی سخت بود؟! لاغری مثل همینه. باید به منطقمون ثابتش کنیم که لاغری طبیعیه و چون طبیعیه رسیدن بهش هم طبیعیه و شدنیه و آسانه.
برای لاغر شدن ما باید احساس لاغری را جایگزین احساس چاقی کنیم، چون در چاق شدن هم اول احساس ما چاق شده و بعد مغز دستور داده جسم هم باهاش هماهنگ بشه. پس ما باید احساس لاغری را در خودمون ایجاد کنیم و استمرار داشته باشیم تا ذهن متقاعد بشه که به جسم فرمان لاغری بده.
چه منطقی میتونیم برای امکان پذیری لاغری بیاریم؟
اینکه ما اصلا از قبل لاغر بودیم، مثلا اگر الان ۷۶ کیلوایم و میخوایم ۵۸ کیلو بشیم، ما قبلا توی این وزن بودیم، ما مطمئنا قبلا توی وزن ۵۸ بودیم، پس بودن ما توی این وزن غیرممکن نیست و کافیه به قبل خودمون برگردیم.
چرا لاغری امکان پذیره؟
چون اون همه دوستان شگفتی ساز قبلا اقدام کردن و بدون زجر کشیدن و گرسنگی کشیدن لاغر شدن. حتی یکی از دوستان رو دیدم که ۶۰ کیلو وزن کم کرده بود، از ۱۵۰ به ۹۰. شدنی بوده که شده دیگه. اونا که از فضا نیومدن.
دیگه چه دلیل منطقی ای میشه آورد؟!
برم بیشتر فکر کنم و باز فایل رو گوش کنم.
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز
و تشکر ویژه برای آپلود کردن فایل جدید
من گفتم اگر کسی کامنت نذاره، خودم ۲۵ کامنت باقی مانده را به مرور میذارم تا هم مطالب برای خودم درونی تر بشه هم به حد نصاب برسه، صبح که دیدم قسمت جدید شروع شده کلی خوشحال شدم 🥰
من فایل صوتی رو گوش کردم و چقدر برام جالب بود، دوست نداشتم تموم بشه. من میخوام تناسب ذهنی رو یاد بگیرم تا سایر موفقیت های ذهنی رو یاد بگیرم، چون الگوی ذهن یکیه.
استاد یه جمله قشنگی گفتند که طولانی بود ولی اینش یا نه که فاصله ما با آرزوهامون به اندازه آیه که چقدر داشتن اون آرزو رو باور پذیر بدونیم و من توی زندگی خودم واقعا به این رسیدم. به قول استاد من که خودم این رو تجربه کردم دیگه ازش مطمئنم، حالا بذار همه مردم بگن غلطه.
من مطمئنم که میزان رسیدن به آرزوهامون برابر باور پذیر بودن اون آرژو برای ماست.
یعنی اینکه برای خود لیلا چقدر باور پذیره. خیلی وقتها ما خیلی خواسته ها رو باورپذیر میدونیم، ولی نه برای خودمون، برای دیگران. مثلا الان که استاد میگن من یه خونه با وسایل گیرم اومد، من باور میکنم میگم خب گیرتون اومد، ولی باز اگه بخوام یه خونه با وسایل برای خودم داشته باشم، این خواسته برام باورپذیر نیست، میگم آخه چطوری؟ من که درآمدم معلومه، قیمت خونه های محل هم که مشخصه، آخه چطوری؟ ارثی هم که بهم نرسیده. این در حد خواب و خیاله.
ما باید در خودمون احساس لیاقت رسیدن به خواسته مون رو داشته باشیم. باید بدونیم که ما لایق یک بدن متناسبیم.
لایق یک وزن نرمالیم، چرا که قلب ما برای یک وزن نرمال طراحی شده، ما لایق اینیم که با یک قلب سالم زندگی کنیم. پاهای ما برای یک وزن نرمال طراحی شده، نه اینکه بیست کیلو اضافه بار رو برای همیشه تحمل کنه. پای من لایق تحمل وزن طبیعیه. من لیاقت دارم با سبکبالی حرکت کنم و راه برم. من برای بارکشی آفریده نشدم.
چرا باید شبانه روز بی مزد و مواجب ۲۰ کیلو بار رو با خودم حمل کنم؟!
متناسب بودن طبیعیه چون خدا همه چیز رو متناسب آفریده و در همه علوم تناسب رو رعایت کرده. وگرنه آنقدر علوم پیشرفت نمیکردند و آذمی با خیال راحت هواپیما رو نمی فرستاد توی هوا یا فضا پیما رو توی فضا.
ما به تناسب در محیط اعتقاد داریم این تناسب در جسم ما هم طبیعیه و اگر الان به هم خورده، اگر درست رفتار کنیم به جای خودش برمیگرده.
برم متن رو بخوانم
من به این درس خیلی خوشبینن 🥰
نشان های دریافت شده
سلام به شما دوست گرامی
تو این قسمت کامنت که نوشته بودید:
استاد یه جمله قشنگی گفتند که فاصله ما با آرزوهامون به اندازه آیه که چقدر داشتن اون آرزو رو باور پذیر بدونیم و من توی زندگی خودم واقعا به این رسیدم. به قول استاد من که خودم این رو تجربه کردم دیگه ازش مطمئنم، حالا بذار همه مردم بگن غلطه.
دقیق نوشتید تا متناسب بودن برامون باور پذیر نباشه ،شدنی نیست من تو رژیم گرفتن قبلیم واقعا میدونستم جواب میده خیلیم دقیق جواب داد و از اون موقعی که باور پذیریم دچار مشکل شد تو رژیم دوباره وزنم برگشت به حالت قبل ولی اون حس باور داشتن تو لاغری رو یادمه چطور بود الان تو تناسب فکری اون حالت باور پذیری در وجودم داره فعال میشه و بدون برگشت به حالت قبلی یعنی چاقی
تناسب فکری خوبیش اینکه وقتی نهادینه بشه دیگه فکرهایی که تو رژیم های قبلی داشتیم نداریم چونکه همه چی میخوریم و مقاومتی تو فکرمون ایجاد نمیکنیم.
نشان های دریافت شده
سلام خدمت شما
ممنون که کامنت را خواندید.
دقیقا من که به این قضیه رسیدم، فقط باید خودمون رو آسان کنیم، همه چیز آسانه. این ماییم که سختش کردیم توی ذهنمون.
ان شالله به زودی تصویر شما را در شگفتی سازان میبینیم.