خیلیها وقتی دلیل چاقیشون رو میپرسیم، سریع میگن: «ارثیه دیگه! از مامانبابام بهم رسیده!»
اما واقعیت اینه که یکی از اصلیترین دلایل چاقی در جامعه، نه ژنها، بلکه عادت های چاق کنندهایه که کمکم، بیصدا، از دلِ سبک زندگیمون رشد کردن.
این عادتها، نتیجهی یهسری افکار و باورهای پنهانی هستن که ناخودآگاه ما رو سمت رفتارهایی میبرن که وزنمون رو بالا و بالاتر میبرن.
😅 چاقی ارثیه یا یه عادت پنهون؟
تا اسم چاقی میاد، خیلیا فوری میگن:
🗣️ «ما خانوادگی چاقیم، دیگه کاریش نمیشه کرد!»
اما یه سوال ساده:
🧐 واقعاً چاقی ارثیهست؟ یا پشت این جمله، یه باور پنهون خوابیده که اصلاً حواسمون بهش نیست؟

بلکه از همون عادت های چاق کنندهای میاد که نسل به نسل، نه از طریق DNA، بلکه از طریق طرز فکر و سبک زندگی منتقل میشن!
💬 یکی از همراهای عزیز ما تو بخش نظرات مقاله «چرا لاغر نمیشم؟!» یه نکته عالی گفته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
💡 این نشون میده چاقی خیلی وقتا نتیجهی اون باورهاییه که باعث شکلگیری عادت های چاق کننده میشن.
پس اگه من میخوام لاغر بشم، باید اول از همه منطق چاقی ذهنم رو شناسایی و اصلاح کنم.
✍️ مثلاً وقتی هنوز ته ذهنم این فکر هست که:
«اگه اینو بخورم، چاق میشم» یعنی هنوز خودمو متناسب نمیبینم، حتی اگه ظاهرم لاغر بشه…
📌 پس اولین قدم برای ساختن یه بدن متناسب اینه که منطق ذهنیمون رو از چاقکننده به لاغرکننده تغییر بدیم.
🧠 قدرت ذهن در لاغر شدن؛ جادویی که واقعیتر از همیشهست!
هنوز خیلیا باور نمیکنن که میشه با قدرت ذهن لاغر شد!
تا بهشون میگی «با ذهنت لاغر شو»، یهجوری نگات میکنن انگار گفتی:
🍲 «با فکر کردن قرمهسبزی درست کن!» 😄
ولی واقعیت اینه که علم امروز درباره ذهن، دیگه اون چیزای خشک و تئوری تو کتاب درسی نیست!
مطالعهای در مجله علمی Obesity نشون داده که فقط باور داشتن به اینکه فعالیتهای سادهمون (مثل خونهداری یا پیادهروی) نوعی ورزشه، میتونه باعث کاهش وزن بیشتر بشه! 😲
🔁 این یعنی چی؟ یعنی ذهن ما واقعاً داره رو بدنمون اثر میذاره!
چیزی که بهش باور داریم، چیزی که هر روز تو ذهنمون تکرار میشه، داره مستقیم نتیجهٔ فیزیکی میسازه…
حالا یه سوال مهم این وسط پیش میاد:
🤷♀️ اگه قدرت ذهنی همهمون یکیه، چرا بعضیا لاغرن و بعضیا چاق؟
🧩 پاسخ سادهست: چاقی، نتیجهی عادت های چاق کنندهست!
همون رفتارهایی که بارها و بارها انجامشون دادیم، تا جایی که دیگه حتی بهشون فکر هم نمیکنیم…
مثل چی؟
- 🍿 خوردن بیاختیار موقع تماشای سریال
- 😖 پرخوری وقتی استرس داریم
- 🍽️ تموم کردن غذا، حتی وقتی سیر شدیم
- 🎁 جایزه دادن به خودمون با شیرینی و شکلات
🧠 ذهن ما این رفتارها رو با تکرار یاد گرفته؛ چون ذهن عاشق تکراره!
💡 ولی خبر خوب اینه که همونطور که ذهن این عادت های چاق کننده رو یاد گرفته، میتونه درست برعکسش رو هم یاد بگیره:

🔄 ایجاد عادت های چاق کننده؛ همهچی از ذهن شروع میشه
ما معمولاً فکر میکنیم چاق شدن فقط به خاطر زیاد خوردنه… ولی واقعیت یه چیز دیگهست!
🎯 چاقی از ذهن شروع میشه.
همهچی از اون لحظهای شروع میشه که یهسری افکار پنهونی، آرومآروم تو ذهنمون جا خوش میکنن.
🧠 افکاری که کمکم تبدیل میشن به تصاویر ذهنی چاقی…
مثلاً خودتو تو آینه تصور میکنی با یه لباس تنگ، دنبال اشکال میگردی، یا همیشه احساس میکنی اضافهوزنت زیاده.
اینجاست که یه اتفاق مهم میافته:
ما ناخودآگاه، انتظار چاق بودن رو تو ذهنمون ثبت میکنیم 😕
و ذهن، برای اثبات این انتظار، یهسری رفتار طراحی میکنه که با تکرار شدن عادت های چاق کننده رو ایجاد می کنند.
- 🍪 خوردن بدون گرسنگی
- 😣 ریزهخواری موقع استرس
- 🍕 پرخوری از ترس اینکه “شاید دیگه گیرم نیاد!”
- 😔 حس گناه بعد از خوردن که خودش باعث پرخوری بعدی میشه!
با دقت به نکات این جلسه، متوجه میشی که این عادت های چاق کننده دقیقاً چطوری تو ذهن ما شکل گرفتن…
و مهمتر از اون:
چطور میتونی آرومآروم، این عادتها رو با عادتهای متناسبکننده جایگزین کنی 💚

دلیل اصلی چاقی
چاقی نتیجه عادت های چاق کننده است که خودشان محصول تکرار رفتارهای چاقکننده هستند. 🤔
این رفتارها به واسطه افکار چاقکنندهای شکل میگیرند که نگرشهای ما را نسبت به زندگی و بدن خودمون ایجاد میکنه. 💭
در حقیقت، دو نوع نگرش داریم:
۱. نگرش ضعیفکننده 💔
۲. نگرش قدرتدهنده 💪
وقتی به هر دلیلی فکر میکنید که لاغر شدن تنها از طریق تغییر در مصرف مواد غذایی به دست میاد، تمرکز شما از ذهن و قدرت درونیتون برداشته میشه و به مواد غذایی منتقل میشه. 🍔
یعنی، در این شرایط، قدرت متناسب بودن رو از خودتون میگیرید و به غذا میدید. در نتیجه، این نگرش در شما شکل میگیره که “نوع و مقدار مواد غذایی که مصرف میکنیم، تعیینکننده وضعیت جسمی ماست.” 😞
اگه از هر فردی که اضافه وزن داره بپرسید چرا چاقی؟ احتمالا جوابش اینه که: “چون نمیتونم خوردنم رو کنترل کنم.” 🤷♀️
همه افرادی که اضافه وزن دارن، این باور رو دارن که توانایی کنترل اشتهاشون رو ندارند و نمیتونن به اندازهای که بدنشون نیاز داره غذا بخورند. 🍕
حالا سوال اینجاست: این نگرش چطور میتونه به لاغری منجر بشه؟ 🤨
قطعا این نگرش باعث چاق شدن فرد خواهد شد. 😔
تفاوت نگرش افراد چاق و لاغر
تنها تفاوت واقعی بین افراد چاق و لاغر، تفاوت در افکار و نگرش آنها درباره خودشان است. 🧐
هیچ انسان لاغری به خودش نمیگوید که توانایی کنترل غذا خوردن ندارد. همچنین، هیچکدام از آنها عقیده ندارند که غذایی که میخورند باعث چاقیشان خواهد شد. 🍽️
نگرش عمومی جامعه این است که افراد چاق به دلیل پرخوری و نداشتن فعالیت بدنی چاق شدهاند.
اما حقیقت این است که ما اغلب افرادی را میشناسیم که به مراتب بیشتر از ما میخورند و حتی فعالیت روزانه آنها کمتر از ما است، ولی همیشه متناسب باقی میمانند. 🤔
این تفاوت میان واقعیت زندگی افراد چاق و لاغر و نگرش غالب جوامع درباره چاقی، نشاندهنده این واقعیت است که با وجود پیشرفتهای زیاد بشر در زمینههای مختلف، هنوز نگرشهای اشتباه و نادرستی درباره چاقی وجود دارد. 💡
این تفاوتهای ذهنی و نگرشی به وضوح نمایانگر این است که برای رسیدن به تناسب اندام، تغییر در نگرشها به اندازه هر روش دیگر اهمیت دارد. 🙌
تغییر نگرش اولین قدم برای لاغر شدن
برای لاغر شدن، اولین قدم تغییر نگرش ما درباره لاغری است.
باید نگرش خود را نسبت به تحت فشار قرار دادن جسم با برنامههای رژیمی و ورزشهای سنگین تغییر دهیم و بپذیریم که تغییر محتوای ذهن و نگرش ما نسبت به لاغری مهمترین عامل تغییر عادت های چاق کننده است. 🧠
مهمترین اقدامی که باید انجام دهیم این است که نگرش خود درباره چاقی و مواد غذایی را همانند افراد متناسب اصلاح کنیم. 💡
وقتی افکار و نگرش خود را تغییر دهیم، به تدریج واکنشهای رفتاری ما نیز همسو با رفتارهای افراد متناسب خواهد شد. 💪
این تغییرات ذهنی و رفتاری وقتی به اندازه کافی تکرار شوند، بهطور خودکار باعث متناسب شدن جسم ما میشوند. 🔄✨
⏳ لاغری نه تنها یک تغییر جسمانی است، بلکه اولین گام، تغییر در نگرش و باورهای ذهنی ما است!
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت های چاق کننده
آگاهی از تفاوت عادتهای خود با افراد متناسب به ما کمک میکند تا درک بهتری از دلیل چاقی خود داشته باشیم و به همین دلیل پذیرش مسئولیت چاقی سادهتر و منطقیتر خواهد شد.
مرحله اول:
برای این منظور لازم است با دقت و شرح انشایی سوالات مطرح شده را پاسخ دهید.
- عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته میشود؟
- عادت های چاق کننده چه نوع عادتهایی هستند؟
- لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است.
به این نکته توجه کنید که هیچ عادتی به خودی خود چاقکننده نیست بلکه زمانی یک عادت به چاقکننده تبدیل میشود که نگرش شما درباره آن عادت این باشد که: من این عادت را دارم و به این دلیل چاق هستم یا نمیتوانم لاغر شوم.
بعنوان مثال من عادت داشتم با وعدههای غذایی نان میخوردم و تصور میکردم نان خوردن با غذا باعث چاقی من شده است. بنابراین من عادت خوردن نان با غذا را عامل چاقی خود میدانستم.
مرحله دوم:
نگرش شما درباره عبارت “میـــل نـــدارم” چیست؟ آیا از این عبارت استفاده میکنید؟ در طی روز نسبت به تعارف دیگران چقدر میتوانید از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید؟
اگر به راحتی و به دفعات از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنید انجام این مرحله از تمرین برای شما ضروری نیست اما اگر نسبت به استفاده از این عبارت احساس ناتوانی میکنید حتماً با دقت تمرین این قسمت را انجام دهید.
چرا برخی افراد به راحتی از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنند اما شما از این عبارت استفاده نمیکنید؟
سعی کنید از این لحظه در طی روز یا در مراسمات و مهمانیها اگر احساس سیری داشتید نسبت به تعارف دیگران یا تمایل ذهن خود برای خوردن از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید.
ضمناً شرح دهید که بعد از استفاده از عبارت “میـــل نـــدارم” چه احساسی داشتید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.14 از 287 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
عادت های چاقی چطور در من شکل گرفت؟؟؟
ذهن چطور مسائلی را به موضوعی ربط میدهد؟؟؟
حدود چند ماهی که بخاطر شرایط کاری با برادر خانمم همکار هستیم و تحت تاثیر او در موقع نهار و یا شام قرار گرفته بودم به صورت ناخوداگاه
اما چطور؟؟؟
یکی از دلایلش بخاطر همنشینی با این شخص که به خاطر نوع شخصیتش من تحسینش میکنم در بعضی از موضوعات و الگو قرار دادنش برای خودم خود به خود این رفتارش هم در من داشت اثر می گذاشت متوجه بودم که رفتار غذاییم داره تغییر میکنه ولی یه جورایی انگار کنترلی نمیتونستم کنم چون در ذهنم این شخص الگویی قرار گرفته بود که تموم کارهاش داشت روم تاثیر میگذاشت حتی در نوع برخوردش با آدمها که سبک شخصی خودش را داشت و حتی نوع افکارش
چون ۲۴ ساعته با هم در تماس بودیم
متوجه بودم که در رفتار و افکارم داره تغییر ایجاد میشه و داشت به نوعی عادتم میشد اونم ناخوداگاه
در موقع غذا خوردن هم همین طور بود
خیلی تلاش کردم که بتوانم این را برای ذهنم متوجه اش کنم که به شخص توجهی نکنه و توجه من فقط به نوع عملی که مورد تاییدم هست باشه چون میتونه این شخص عوض بشه و کسی دیگه ای باشد
تا حدی داشت برام تاثیر گذار میشد که ترس از خوردن هم داشت در من ایجاد میشد
پس برای من یکی از راه های چاقی ام الگو برداری ام از آدمها بود و تاثیرپذیرشون که فکر میکنم این عامل بزرگترین عامل در زندگیم بود چون تفکیک فکری نمیکردم
ولی با تمرین و تکرار که هر چیزی سر جای خودش و طبق اونچه که باید باشد باید انجام پذیرد.
و بزرگترین استدلالم و منطقی که توانستم راحت از این فکر و برداشت الگوی نادرست گذر کنم این بود که با خودم گفتم اگر افکار و رفتار و عملکردش در موضوع تناسب درست بود نتایجش متفاوت بود
و متوجه شدم که هر لحظه ورودی ها وارد میشوند من میتونم بیشتر روی خودم کار کنم و خوشحالم که توانستم سریع وارد عمل بشم و با آموزش هام به مسیر برگردم و امروز به این نتیجه بسیار محکم رسیدم که هیچ کس و هیچ چیز نمیتواند تاثیر گذار باشد مگر اینکه خودم مسیر را براش باز کنم
عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته میشود؟
به رفتاری که فرد در هر حالتی انجامش میده عادت گفته می شود . این رفتار در مرور زمان با تکرار متوالی بخشی از شخصیت فرد می شود و در ناخوداگاه ثبت میشود.
عادت های چاق کننده چه نوع عادت هایی هستند؟
تکرار افکار و باور های اطراف ، پرخوری و ریزه خواری ، خوردن تنقلات و شیرینی جات ، تند تند غذا خوردن و …
لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است
ریزه خواری: در مواقعی که خونه ام و کاری برای انجام ندارم دنبال خوراکی میگردم و تا پیدا نکنم و بخورم نمیتونم کار دیگه رو انجام بدم مثلا چند هفته پیش خیلی کشمش میخوردم راه میرفتم یک مشت کشمش میخوردم تندتند و بدون فکر کردن فقط میخوردم ، دوست دارم عصر ها چای و کیک یا بیسکوئیت بخورم : چای تلخ دوست دارم ولی برام شده عادت که باید حتما عصر با چای تلخ چیز شیرینی بخورم اگر نخورم نمیتونم روی کارام تمرکز کنم، علاقه زیادی به شرینی جات دارم : بعضی وقتا دست خودم نیست ناخوداگاه شدیدا هوس شیرینی میکنم و تاحالا نشده به شیرینی نه گفته باشم ، بعضی وقتا علاقه به خوردن تنقلات دارم : بعضی وقتا دوست دارم پفک یا چیپس بخورم نه به مقدار زیاددر حدی که با کسی شریک بشم ،تندتند غذا میخورم : وقتی غذامو تموم میکنم بقیه تازه نصفه های غذاشون هستند یا بچه تر که بودم با بقیه همسن هام وقتی تنقلات یا بستنی میخوردیم من زودتر از همه تموم میکردم و بقیه واقعا تعجب میکردند، پرخوری عصبی : آدم به شدت پرخاشگری هستم و با وجود رژیمم عصبی تر هم شدم و اکثر وقتا مخصوصا جدیدا از حرص تنقلات یا شیرینی میخورم یا موقع غذا با عصبانیت فقط میخورم و دوست دارم دوباره و دوباره بخورم .
برای هر عنوان از لیست عادت های چاق کننده خود نمونه هایی پیدا کنید که این عادت را دارند اما لاغر هستند.
خواهرم همیشه درحال خوردن است نه در مقادیر کم و غذا های سالم بلکه همیشه درحال ریزه خواری است مثلا درحال تلویزیون دیدن است یهو بلند میشه میره چیزی میخوره و دوباره برمیگرده ، عصر ها یک ماگ چای به علاوه انواع کیک و بیسکوئیت می اورد تا همه تمام نشوند بیخیال نمیشود یا اکثر وقتا درحال خرید تنقلات است و همه را باهم میخورد و به کم خوردن قانع نیست ، دیشب دقیقا ۵ دقیقه قبل از شام بود که دوتا شیرینی نسبتا بزرگ خورد انتظار داشتم شام نخورد اما شام حجم زیادی خورد یا هیچ وقت از شیرینی خوردن و شکلات دست نمی کشد با اینکه من در مواقعی واقعا میل ندارم بخورم ، خیلی میخوابد اما همچنان لاغر است . من فقط خواهرم را مثال زدم اما چندیدن نفر دیگر را میشناسم همینگونه اند.
منم از عبارت میل ندارم استفاده میکنم و مشکلی که من دارم این است اکثر اوقات میل ندارم چیزی بخورم اما آن مواقع که میل دارم نمیتوانم خوردن ام را کنترل کنم و بعد از خوردن هم نمیتوانم افکارم را کنترل کنم و مدام با خودم تکرار میکنم الان چاق میشم . مواقعی که شدیدا جذب کاری میشوم به هیچ وجه میل ندارم چیزی بخورم .
هر کاری که در اثر تکرار زیاد به صورت ناخودآگاه انجام شود را عادت می گویند .
عادتهایی که در اثر تکرار باعث چاق شدن ما شدند.
مثه عادت ریزه خواری که من دارم و باعث میشه بعد از سیر شدن به خوردن ادامه بدم.
عادت قند بزرگ خوردن ،من آنقدر دوست دارم قندی که با چایی میخورم بزرگ باشه که اگه توی قندون قند بزرگ نباشه دوتا قند توی دهانم میذارم.
کلمه میل ندارم و نمیخوام رو هم که من استفاده میکنم.
الان که دقت میکنم زمانی که متناسب بودم از این جمله بیشتر استفاده میکردم
نشان های دریافت شده
سلام بر خداوند سیستمی کامل چهان هستی
سلام بر استاد عطار روشن
عادت چست. وجطور وربه وجودمیاد وچطور باهش من جاق شدم
به کارهای که هی من پشت هم انجام میدم اصلا نیاز نیست بهش فکرکنم عادت گفته میشه
ذهن برای انجام هرکاری باید کلی انرژی مصرف کنه تا اون کاره انجام بشه و برای کمکردن این مصرف اگه من کاری رو بهش توجه کنم وبخوام اون توزمان بلندمدت هی تکرارکنم ذهن این کاره من رو به یی عادت تبدیل میکنه که طبق اون عادت من رفتارمیکنم وکارم به انرژی خیلی کمی نیاز داره مثل آب خوردن طبق یی عادت من اون کاره روانجام میدم
برای من کلی عادت داشتم که با تکرار. اون عادتها طی سالهای زیادمن دچارچاقی بیش ازحد شدم
اولین عادت ابن بود وفتی از خواب بیدار میشدم فوری باید صبحانه درست میکردم جه گرسنه بودم چه نبود طبق عادتم صبحانه میل میکردم بازم ظهر نهارخاضر بود . توساعت ۱۲ باید اون مصرف میکردم طی زور هرچیز که تومنزل بود باید بدون در نظر کرفتن گرسته بودن یا نبودن مصرف صورت میگرفت با تکرار پشت هم این عادت خوردن برام نه زمان و نه مکان اهمیت نداشت فقط ،نیت خوردن بود انکرار عادت به جویدن پیدا کرده بودم این برام دلنشین بود بعضی زمان خودم هی می گفتم دل درگرفته روحم این کاره رو اصلا فبول نداشت ولی قدرت ذهن براون غلبه داشت وکاره باتکرار بارها ابن حالت من بود دچار آضافه وزن کرد بعضی ازعادتهای من تونگاه حالا یی پرخوری اجباری شده بود
نه مزه ونه طمع برام اون اهمیت نداشت خوردن تا حد دل درد اگه غذایی بود این عادت به شکل وحشناکی ادامه داشت خوردن بی کنترال به تعدا زیاد حتی داغ ماهی داغ داغ صبرنداشتم سرد بشه ازدروغن داغ با فوت زیاد اون سرد کرده سریع میخوردمانکار کسی قرار بود ازمن بگیره انقدرکه حال بد میشد ازاین شکل خوردن ولی هیچ کنترالی بهش نداشتم حتی به خوردن سهم دیگران نیز داشتم شده بودغذا رو زیاددرست کنم خود اثر خوردن خودم کم نیاد به ابن شکل عادتهای من با درست کردن همون غذا به شکل همون الکوی که توذهن بود هی تکرار می شد وابن روبه شکرخدا دیگه ندارم جقدرازنداشتم همین عادت دارم لدت میبرم سهم هیج کسی رو میل نمیکنم ازته مونده دست خورده هیج کس استفاده نمی کنم کلی برای این عادت داشتم برای سرفه جویی برای گناه نداشتن وبرای نیت شفا گرفتن از غذایی نذری خلاصه کلی دلیل الکو برای خوردن رو از خودم گرفتم فکر تظر ونتیت گرسنه بودن هست اگه بودم مصرف بکنم واگه کرسنه نیستم اجازه مصرف به خودم ندم
چند روزپیش همسر ساندویج میخوره کمی ساندویجش مونده بود نمیتواست بخوره به من تعارف زده بخورم اول اصلا ازاین حرکت خوشم نیومد بعد وفتی نگاه به ته مونده غذاش روم حالم واقعا بد شدفوری اون دور ریختم طبق کاره افرادمتناسب رفتار کردم آنها به همین شیوه رفتار و عمل میکنن خیلی خوشحال هستم که من درست مثل اون افراد رفتارکردم اگه فبلا بودجتما میخورم غذای همسرم بو ولی اون روز با نگاه به اون غذا حالم واقعا بد شد تازه اصلا ازتعارقش خوب نیمده فبلا میگفت همسر با من تعارف که نداره من باهش ندارم باشه حتما عمل خوردن صورت میگرفت ولی یادگرفتماگه قرار من فردی متناسب بشم باید طبق الکویب طدهنی اونوافراررفنارکنم اویل اون انجاممبدادم له سکل تمرین ولی حالا ذهنم اون انجاممیده نه من این بسباردل نشینتر هست که ذهنم داره به شکل اتوماتیک خودش برکشت میکنه خدایا برای قوانینی که خودت توذهن من قرا داده بودی من اون رو ازهم پاشیدم خرابش کردن خالا داره به شکل اصلا خودش کارش انجام میده تشکروسپاس بی کران
برای هم دست اودری من خودم وبسیار تشدیق میکنم وچون با این کاره حسم درحال خوبش باقی مونده خودم راهنمای خودم برای ادامه اینمسبر میدنمتومسیرهستم کارم رو انجام میدم تشویقبرای خودم از طرف خودم هست پس من به رشد خودم وپشرفت خودمدارم تلاش میکنم خداوند داره کاره خودش رو به شکل که بوده انجام میده ولی من درکی ازش نداشتم حالا نگاه ودرک تغییر کرده انجام میده پس من دارم با همسویی خیلی بهتری روانجام میدم
خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق. نگه دارتون
به نام خدای مهربانم
سلام به استاد عزیز و دوستان عزیز
عادتی که من دارم اینه که شب به خاطر شرایط زندگیم و شغلی که منو همسرم داشتیم دیر میرسیدم و تازه اقدام به درست کردن غذا میکردم و ساعت ۱۲ شام میخوردم با باحجم زیاد و این رو یه عادت بد میدونم و چاقی من به همین خاطر هست درصد بالایش
عادت بدی من این که صب که بیدار میشم میلی به صبحانه ندارم و نمیخورم تا ۲ که وقت خوردن ندارم و بعد سه و چهار با حجم خیلی بالای غذا میخورم چون واقعا به این باور میرسم که گرسنم شده و سر درد میگیرم و فشارم میوفته بد اخلاق میشم .
و وقتی گرسنم میشه دیگه غذا برام مهم نیست چی باشه هر چی باشه با وله فقط شکمم پر بشه .
و همیشه با خودم که همکارهای لاغرم رو میبینم با حجم خیلی کم و بدون استرس غذا میخورن و حتی دو قاشق از،غذاشون ته ظرفشون میمونه ومیگن میل ندارم تعجب می کنم و نمیفهممشون
عادت بدی که دارم این که بشقاب رو تا جای که جا داره پر میکنم از،برنج و و خورشت خیلی مهم نیست چی باشه اصلا طعمع غذا مهم نیست چون هیچ وقت لذت خوشمزه بود ن رو حس نمیکنم فقط میخوام سیر باشم که سر درد و فشارم نیوفته و فقط برنج که سیرم میکنه .
استاد عزیز من فایلتون رو چند بار گوش کردم و عادت هارو نوشتم اما متوجه نشدم چطور باورم رو نسبت به این که غذا خوردن و سیر نبودنم موجب سر درد و حال بدی من نمیشه عوض کنم .
چطور باور هامو عوض کنم نه فقط در بحث لاغری تو طول روز،آنقدر باورهای اشتباه دارم که دوس دارم عوض بشه که بتونم زندگیم رو عوض کنم .؟
ممنون از سایت خوبتون ممنون که بدون هیچ هزینه ای این سایت رو در اختیار ما گذاشتید امیدوارم که بتونم به نتيجه دل خواهم آرامش درونی برسم و تلاش میکنم و میرسم .
سلام خدمت استاد عزیز
تمرین آموزشی جلسه چهارم
عادت ها مجموعهی رفتار های تکرار شونده هستند که بر اساس باورهای ما ایجاد میشود. خود باورها بر اثر تکرار افکار و گفت و گوهای ذهنی به وجود میآید که آن هم از ورودیها میآید.عادتهای چاق کننده عادتهایی هستند که براثر باورهایی به وجود میآیند که نتیجهی آن چاقی است.
عادتهای چاق کنندهای که من در خودم شناسایی کردم:
من میخوام حتما غذام تموم شه حتی اگر سیر شده باشم میگم حیفه غذا حروم میشه و بقیشو میخورم. با این حال یکی از دوستان هم وقتی باهاش هستم دیدم که غذاش رو تموم میکنه و میگه نمیخوام غذام اضافی بیاد ولی متناسب هستند.
حتی اگر سیر باشم اگر غذایی رو ببینم که دوست دارم میخورم.
عادت ریزه خواری در مورد خوراکی هایی که دوست دارم داشتم یعنی کنترلی روی خودم نداشتم و هی از اون خوراکی میخوردم.
عادت کرده بودم که حتما همراه قهوه و چای شیرینی و بیسکوییت بخورم. بعضی از دوستانم هر وقت که دیدمشون موقع چایی خوردن اون رو با شیرینی میخوردم ولی متناسب بودن.
در مهمانی و تولد و جشن ها میگفتم مگه چقدر پیش میاد این شرایط پس هی شیرینی و هله هوله میخوردم. خب با دیدن بقیهی افراد در مهمانی دیدم که اونها هم از خوراکیهای در جشن استفاده کردن.
عادت کرده بودم هر زمان که بیرون میرم یه چیزی بخرم بخورم حتی اگه گرسنه نبودم.
در مورد عبارت میل ندارم ، اگر چیزی رو که بهم تعارف میکنن دوست نداشته باشم نمیخورم یا حتی اگر سیر باشم معمولا نمیخورم ولی باز میخوام بیشتر روی این موضوع دقت کنم.
هفتهی قبل دوستم دسر شکلاتی درست کرده بود و من چون تازه شام خورده بودم و سیر بودم گفتم میل ندارم.
با اینکه روی میز خونه مون چندین نوع بیسکویت و شیرینی هست یا بستنی هم در خونه داریم اما من چون میل ندارم نخوردم.
نشان های دریافت شده
سلام و درود به شما استاد گرامی و دوستان همراهم
چقدر این فایل جالب و آموزنده بود و اطلاعاتی به ما در مورد کارکرد و نقش ذهن در اضافه وزن داده شد
عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته میشود ؟
عادت مجموعه رفتار هایی است که برای مدت زمان قابل توجه ای تکرار شده است
عادت میتواند مخرب باشد مثل عادتهای چاقی و بالعکس میتواند مفید باشد مثل عادتهایی که باعث پیشرفت شخص در امورات مختلف زندگی میشود
اگر به موفقیت یک ورزشکار دقت کنیم متوجه می شویم که عادت تمرین کردن همیشگی باعث موفق بودن او شده است
در مورد عادتهای چاق کننده ما اول اطلاعاتی در مورد چاقی از طریق شنیده ها و دیده هایمان وارد مغزمان میکنیم و زمانیکه این اطلاعات را باور کنیم آنوقت است که تبدیل به نگرش و انتظار ما از خودمان میشود
این انتظارات در ما رفتارهایی مطابق با خودش ایجاد میکند
تکرار زیاد آن رفتارها عادت را بوجود می آورد
آنوقت است که جسم خودش را تغییر میدهد تا با عادت ما هماهنگ شود و نتیجه این تغییر چیزی نیست به جز دچار اضافه وزن شدن
حالا ما میتوانیم با دانستن این قدرت ذهن راه برعکس را برویم و عادتهای لاغر کننده در خودمان ایجاد کنیم تا جسم ما خودش را با آن مطابقت داده و به سمت لاغری پیش برود
برای اینکار ابتدا باید باورهای مخرب چاق کننده را در خودمان اصلاح کنیم به این صورت که مثالهایی پیدا کنیم که آن باورها را رد میکنند
اصلاح باورها منجر به اصلاح رفتار و درنتیجه اصلاح عادتها خواهد شد
من علاقه شدیدی به شیرینی جات دارم و تا زمانیکه باور و نگرش من این بود که شیرینی چاق کننده است با خوردنش دچار پشیمانی و سرزنش کردن خودم میشدم و انتظار چاق شدن در من بوجود می آمد و در نتیجه این انتظار به واقعیت تبدیل می شد
اما الان با آموزشهایی که در دوره های لاغری با ذهن دیده ام این نگرش را ندارم و برایم جالب است که از شدت علاقه ام به شیرینی جات هم کم شده است و هر وقت هم که میل به خوردنش پیدا میکنم با خیال راحت و لذت فراوان از آن مصرف میکنم و اصلا هم احساس پشیمانی بعد از خوردن به من دست نمیدهد
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
عادت ها چگونه در ما به وجود میان؟ عادت ها از تکرار یک فکر ساده و مرور کردن اون به وجود میان . اگر ما چاق هستیم تکرار یه سری عادت های باعث چاقی ما شدن وقتی ما باور میکنیم که چاق شدن ما طبیعیه باعث به وجود اومدن یه سری عادت چاق کننده در خودمون میشیم که انتظار ما از خودمون رو برامون به وجود میاره . باور طبیعی بودن چاقی مون باعث به وجود اومدن و تکرار عادت هایی میشه که ما اون ها رو عامل چاقی میدونیم یعنی همه چیز براساس باور ماست . مثلا من وقتی چاق شدن برام عادی بشه به دنبال اون عادت خوردن شیرینی زیاد که باز باور دارم که باعث چاقی میشه در من به وجود میاد یا باور اینکه علاقه زیاد به برنج باعث چاقی میشه موجب مصرف زیاد برنج در من میشه که در نهایت چاقی رو در من به وجود بیاره اون چیزی که من باورش دارم و تصویرش در ذهنم به وجود اومده . خیلی از افراد متناسب رو میبینم که برنج و شیرینی استفاده میکنن ولی چاق نمیشن چون اصلا باوری در مورد چاق کنندگی مواد غذایی ندارن . در واقع ذهن مون از باورهای خودمون بر علیه خودمون استفاده میکنه به همین خاطره که استاد بارها روی این موضوع رو تاکید میکنن که هیچ مواد غذایی خاصیت چاق کنندگی نداره وقتی این باور در ما به وجود بیاد که هیچ چیز باعث چاقی نمیشه درواقع چاقی رو خلع سلاح کردیم دیگه ابزاری نداره که با استفاده از اون مارو چاق کنه و به مرور زمان همه این عادت ها رو که عامل چاقی میدونستیم از بین میرن چون دیگه باورهای ما تغییر کرده و وقتی باور ما تغییر کنه رفتار و عادتهایی که مال باور قبلی بودن از بین میرن و رفتار و عادت های متناسب با باور جدید در ما به وجود میاد وقتی باور ما لاغر شدن باشه و اونو حالت طبیعی خودمون بدونیم به طور خودبه خود رفتارهایی که اونا رو متناسب کننده بدونیم در ما به وجود میاد همه چیز باور ماست .
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیز م و دوستان همراه
گام چهارم
عادتهای چاق کننده
عادت چیست ؟ یک فکر ساده است که براثر تکرارشدن به عادت تبدیل میشود
همین فکر ساده چاقی در ذهنم بارها تکرار میشود و این تکرار شدن تبدیل به عادت شده و چاقی را در من پررنگ تر کرده وقوی کرده است هر زمان که گرسنه هستم میام چیزی می خورم زود یک فکر این که نکنه چاق شوم وزیاد روی میکنم واز لاغری فاصله بگیرم و بیشتر از نیازم می خورم
درصورتی که من فقط وعدهای غذای می خورم زیاد روی نمیکنم مثل دوگفگیر غذا ولی مدونم مانع لاغر من’عادت کردن وتکرار فکر چاقی مانع لاغری منشده و باید باور این که من هم درمسیر لاغری هستم چه بخوام چه نخوام لاغر میشم رابیشتر تکرار کنم تاتبدیل به باور بشه۴
عادتهای چاقی ازتکرارواکنش هایمادربرابرمواد غذایی ایجادمیشوند
به رفتاری عادت گفته میشود که بیش ازچندباردر روز تکرار شود
‘ عادتهای چاق کننده
۱-ازتکرارواکنشهای من دربرابر مواد غذایی ایجاد میشود و دلیل این واکنش ناجالب به خاطر باور چاقی که در من طبیعی شده
ایجاد شده واین باور که چاقی براثر سزارین ودلایلی چون سفت بودن چربی .بی تحرکی .در خانه بودن .بالا رفتن سن ……..را مانع لاغری ندانم و تکرار این ها در ذهنم باعث’ تکرار عادتهای چاقی درمنشده است
مثل تندتندخوردن ریز خواری در من تبدیل به عادت شده
خوب خیلی ها همین رفتار را دارند ولی لاغر هستن چون آنها فکر چاقی ندارن وهر بار این کار رامی کنند افکار چاقی رادر ذهن مرور نمی کنن که نگنه چاق شوم اصلا این حرف به ذهنشان وارد نمیشود چون به چاقی توجه نمی کنن فقط لاغری میشناسن و درباره لاغر تر شدن حرف میزنن
ولی من دلیل تغییر نکردن شکمم به سمت لاغر ی را فهمیدم چون هنوز فکر میکنم غذا من روچاق کرده نه باور چاق شدن هنوز باورم که لاغر شدن راحت است قوی نشده اگه قوی میشد نباید بار خوردن غذااین فکر که نکنه زیاد خوردم در صورتی که گرسنه بودم ودرحد سیر شدن می خورم پس بیشتر باید عادت فکر کردن درباره لاغری داشته باشم باید در ذهنم لاغر شدن راحت بدونم ناامید نشم
من زیاد ازکلمه من میل ندارم استفاده میکنم چون وقتی سیر هستم اصلا از گلویم پایین نمی ره وراحت رد میکنم حالا هر چی می خوادباشه
سپاس گذارم استاد برای دادن این آگاهی خیلی باید رو ی عادت فکر کردن درمسیر خواسته ام لاغری اس توجه کنم نه به ناخواستها خدایا کمکم کن تا کنترل کنم ذهنم تا بدست بیارم جسم سالم مو🙏❤🌹
نشان های دریافت شده
سلام دوباره ب روی ماه همگی
من ی عادتی ک باعث اضافه وزنم هست ک الان فهمیدم اینه ک صبح ب محض بیدار شدن باید صبحونه بخورم،ولی امروز صبح با این آگاهی اصلا و ابدا میل ب خوردن نداشتم و ب این نتیجه رسیدم ک این حرف ک از بچگی بهمون گفته شده ک باید صبحونه رو کامل بخوری و یا بچه ها باید حتما صبحونه بخورن تا انرژی داشته باشن ی حرفه ی باوره اشتباهه،من میخوام این باور رو تصحیح کنم و ب خودم میگم هروقت بیدار شدی و هر چند ساعت از بیدار شدنم گذشت و هروقت میل داشتم برم ی صبحونه ی مناسب و سیرکننده ن چاق کننده بخورم.با خوندن مطالب و گوش دادن ب این فایل از امروز بیشتر میخوام توجه کنم ک چ وقت گرسنه هستم و همون موقع و برای رفع نیازم غذا یا خوراکی بخورم،امروز توی محل کارم ساعت ۱۱ صبح ی گرسنگی مختصر پیدا کردم و ی نصفه کروسان خوردم اونم توی دو مرحله،با چایی هم فقط ی کاکائو کوچولو خوردم،ناهار هم با اینکه غذام زیاد اومده بود توی بشقاب ولی نخوردم کامل چون ی دلیل داشتم و اونم این بود ک مییییییییللللللللل ندددداااااششششتتتتتمممنن،اگر همین ی جمله رو بتونم بکنم ملکه ی ذهنم و ب وقت سیری الکی حرص نزنم ب راحتی میتونم وزنم بیارم پایین با تغییر باورم با تغییر طرز فکرم.خدایا شکرت ک راهنمایی م کردی ب این سایت تا باورهای اشتباهم یکی یکی پیدا کنم.