خیلیها وقتی دلیل چاقیشون رو میپرسیم، سریع میگن: «ارثیه دیگه! از مامانبابام بهم رسیده!»
اما واقعیت اینه که یکی از اصلیترین دلایل چاقی در جامعه، نه ژنها، بلکه عادت های چاق کنندهایه که کمکم، بیصدا، از دلِ سبک زندگیمون رشد کردن.
این عادتها، نتیجهی یهسری افکار و باورهای پنهانی هستن که ناخودآگاه ما رو سمت رفتارهایی میبرن که وزنمون رو بالا و بالاتر میبرن.
😅 چاقی ارثیه یا یه عادت پنهون؟
تا اسم چاقی میاد، خیلیا فوری میگن:
🗣️ «ما خانوادگی چاقیم، دیگه کاریش نمیشه کرد!»
اما یه سوال ساده:
🧐 واقعاً چاقی ارثیهست؟ یا پشت این جمله، یه باور پنهون خوابیده که اصلاً حواسمون بهش نیست؟

بلکه از همون عادت های چاق کنندهای میاد که نسل به نسل، نه از طریق DNA، بلکه از طریق طرز فکر و سبک زندگی منتقل میشن!
💬 یکی از همراهای عزیز ما تو بخش نظرات مقاله «چرا لاغر نمیشم؟!» یه نکته عالی گفته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
💡 این نشون میده چاقی خیلی وقتا نتیجهی اون باورهاییه که باعث شکلگیری عادت های چاق کننده میشن.
پس اگه من میخوام لاغر بشم، باید اول از همه منطق چاقی ذهنم رو شناسایی و اصلاح کنم.
✍️ مثلاً وقتی هنوز ته ذهنم این فکر هست که:
«اگه اینو بخورم، چاق میشم» یعنی هنوز خودمو متناسب نمیبینم، حتی اگه ظاهرم لاغر بشه…
📌 پس اولین قدم برای ساختن یه بدن متناسب اینه که منطق ذهنیمون رو از چاقکننده به لاغرکننده تغییر بدیم.
🧠 قدرت ذهن در لاغر شدن؛ جادویی که واقعیتر از همیشهست!
هنوز خیلیا باور نمیکنن که میشه با قدرت ذهن لاغر شد!
تا بهشون میگی «با ذهنت لاغر شو»، یهجوری نگات میکنن انگار گفتی:
🍲 «با فکر کردن قرمهسبزی درست کن!» 😄
ولی واقعیت اینه که علم امروز درباره ذهن، دیگه اون چیزای خشک و تئوری تو کتاب درسی نیست!
مطالعهای در مجله علمی Obesity نشون داده که فقط باور داشتن به اینکه فعالیتهای سادهمون (مثل خونهداری یا پیادهروی) نوعی ورزشه، میتونه باعث کاهش وزن بیشتر بشه! 😲
🔁 این یعنی چی؟ یعنی ذهن ما واقعاً داره رو بدنمون اثر میذاره!
چیزی که بهش باور داریم، چیزی که هر روز تو ذهنمون تکرار میشه، داره مستقیم نتیجهٔ فیزیکی میسازه…
حالا یه سوال مهم این وسط پیش میاد:
🤷♀️ اگه قدرت ذهنی همهمون یکیه، چرا بعضیا لاغرن و بعضیا چاق؟
🧩 پاسخ سادهست: چاقی، نتیجهی عادت های چاق کنندهست!
همون رفتارهایی که بارها و بارها انجامشون دادیم، تا جایی که دیگه حتی بهشون فکر هم نمیکنیم…
مثل چی؟
- 🍿 خوردن بیاختیار موقع تماشای سریال
- 😖 پرخوری وقتی استرس داریم
- 🍽️ تموم کردن غذا، حتی وقتی سیر شدیم
- 🎁 جایزه دادن به خودمون با شیرینی و شکلات
🧠 ذهن ما این رفتارها رو با تکرار یاد گرفته؛ چون ذهن عاشق تکراره!
💡 ولی خبر خوب اینه که همونطور که ذهن این عادت های چاق کننده رو یاد گرفته، میتونه درست برعکسش رو هم یاد بگیره:

🔄 ایجاد عادت های چاق کننده؛ همهچی از ذهن شروع میشه
ما معمولاً فکر میکنیم چاق شدن فقط به خاطر زیاد خوردنه… ولی واقعیت یه چیز دیگهست!
🎯 چاقی از ذهن شروع میشه.
همهچی از اون لحظهای شروع میشه که یهسری افکار پنهونی، آرومآروم تو ذهنمون جا خوش میکنن.
🧠 افکاری که کمکم تبدیل میشن به تصاویر ذهنی چاقی…
مثلاً خودتو تو آینه تصور میکنی با یه لباس تنگ، دنبال اشکال میگردی، یا همیشه احساس میکنی اضافهوزنت زیاده.
اینجاست که یه اتفاق مهم میافته:
ما ناخودآگاه، انتظار چاق بودن رو تو ذهنمون ثبت میکنیم 😕
و ذهن، برای اثبات این انتظار، یهسری رفتار طراحی میکنه که با تکرار شدن عادت های چاق کننده رو ایجاد می کنند.
- 🍪 خوردن بدون گرسنگی
- 😣 ریزهخواری موقع استرس
- 🍕 پرخوری از ترس اینکه “شاید دیگه گیرم نیاد!”
- 😔 حس گناه بعد از خوردن که خودش باعث پرخوری بعدی میشه!
با دقت به نکات این جلسه، متوجه میشی که این عادت های چاق کننده دقیقاً چطوری تو ذهن ما شکل گرفتن…
و مهمتر از اون:
چطور میتونی آرومآروم، این عادتها رو با عادتهای متناسبکننده جایگزین کنی 💚

دلیل اصلی چاقی
چاقی نتیجه عادت های چاق کننده است که خودشان محصول تکرار رفتارهای چاقکننده هستند. 🤔
این رفتارها به واسطه افکار چاقکنندهای شکل میگیرند که نگرشهای ما را نسبت به زندگی و بدن خودمون ایجاد میکنه. 💭
در حقیقت، دو نوع نگرش داریم:
۱. نگرش ضعیفکننده 💔
۲. نگرش قدرتدهنده 💪
وقتی به هر دلیلی فکر میکنید که لاغر شدن تنها از طریق تغییر در مصرف مواد غذایی به دست میاد، تمرکز شما از ذهن و قدرت درونیتون برداشته میشه و به مواد غذایی منتقل میشه. 🍔
یعنی، در این شرایط، قدرت متناسب بودن رو از خودتون میگیرید و به غذا میدید. در نتیجه، این نگرش در شما شکل میگیره که “نوع و مقدار مواد غذایی که مصرف میکنیم، تعیینکننده وضعیت جسمی ماست.” 😞
اگه از هر فردی که اضافه وزن داره بپرسید چرا چاقی؟ احتمالا جوابش اینه که: “چون نمیتونم خوردنم رو کنترل کنم.” 🤷♀️
همه افرادی که اضافه وزن دارن، این باور رو دارن که توانایی کنترل اشتهاشون رو ندارند و نمیتونن به اندازهای که بدنشون نیاز داره غذا بخورند. 🍕
حالا سوال اینجاست: این نگرش چطور میتونه به لاغری منجر بشه؟ 🤨
قطعا این نگرش باعث چاق شدن فرد خواهد شد. 😔
تفاوت نگرش افراد چاق و لاغر
تنها تفاوت واقعی بین افراد چاق و لاغر، تفاوت در افکار و نگرش آنها درباره خودشان است. 🧐
هیچ انسان لاغری به خودش نمیگوید که توانایی کنترل غذا خوردن ندارد. همچنین، هیچکدام از آنها عقیده ندارند که غذایی که میخورند باعث چاقیشان خواهد شد. 🍽️
نگرش عمومی جامعه این است که افراد چاق به دلیل پرخوری و نداشتن فعالیت بدنی چاق شدهاند.
اما حقیقت این است که ما اغلب افرادی را میشناسیم که به مراتب بیشتر از ما میخورند و حتی فعالیت روزانه آنها کمتر از ما است، ولی همیشه متناسب باقی میمانند. 🤔
این تفاوت میان واقعیت زندگی افراد چاق و لاغر و نگرش غالب جوامع درباره چاقی، نشاندهنده این واقعیت است که با وجود پیشرفتهای زیاد بشر در زمینههای مختلف، هنوز نگرشهای اشتباه و نادرستی درباره چاقی وجود دارد. 💡
این تفاوتهای ذهنی و نگرشی به وضوح نمایانگر این است که برای رسیدن به تناسب اندام، تغییر در نگرشها به اندازه هر روش دیگر اهمیت دارد. 🙌
تغییر نگرش اولین قدم برای لاغر شدن
برای لاغر شدن، اولین قدم تغییر نگرش ما درباره لاغری است.
باید نگرش خود را نسبت به تحت فشار قرار دادن جسم با برنامههای رژیمی و ورزشهای سنگین تغییر دهیم و بپذیریم که تغییر محتوای ذهن و نگرش ما نسبت به لاغری مهمترین عامل تغییر عادت های چاق کننده است. 🧠
مهمترین اقدامی که باید انجام دهیم این است که نگرش خود درباره چاقی و مواد غذایی را همانند افراد متناسب اصلاح کنیم. 💡
وقتی افکار و نگرش خود را تغییر دهیم، به تدریج واکنشهای رفتاری ما نیز همسو با رفتارهای افراد متناسب خواهد شد. 💪
این تغییرات ذهنی و رفتاری وقتی به اندازه کافی تکرار شوند، بهطور خودکار باعث متناسب شدن جسم ما میشوند. 🔄✨
⏳ لاغری نه تنها یک تغییر جسمانی است، بلکه اولین گام، تغییر در نگرش و باورهای ذهنی ما است!
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت های چاق کننده
آگاهی از تفاوت عادتهای خود با افراد متناسب به ما کمک میکند تا درک بهتری از دلیل چاقی خود داشته باشیم و به همین دلیل پذیرش مسئولیت چاقی سادهتر و منطقیتر خواهد شد.
مرحله اول:
برای این منظور لازم است با دقت و شرح انشایی سوالات مطرح شده را پاسخ دهید.
- عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته میشود؟
- عادت های چاق کننده چه نوع عادتهایی هستند؟
- لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است.
به این نکته توجه کنید که هیچ عادتی به خودی خود چاقکننده نیست بلکه زمانی یک عادت به چاقکننده تبدیل میشود که نگرش شما درباره آن عادت این باشد که: من این عادت را دارم و به این دلیل چاق هستم یا نمیتوانم لاغر شوم.
بعنوان مثال من عادت داشتم با وعدههای غذایی نان میخوردم و تصور میکردم نان خوردن با غذا باعث چاقی من شده است. بنابراین من عادت خوردن نان با غذا را عامل چاقی خود میدانستم.
مرحله دوم:
نگرش شما درباره عبارت “میـــل نـــدارم” چیست؟ آیا از این عبارت استفاده میکنید؟ در طی روز نسبت به تعارف دیگران چقدر میتوانید از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید؟
اگر به راحتی و به دفعات از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنید انجام این مرحله از تمرین برای شما ضروری نیست اما اگر نسبت به استفاده از این عبارت احساس ناتوانی میکنید حتماً با دقت تمرین این قسمت را انجام دهید.
چرا برخی افراد به راحتی از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنند اما شما از این عبارت استفاده نمیکنید؟
سعی کنید از این لحظه در طی روز یا در مراسمات و مهمانیها اگر احساس سیری داشتید نسبت به تعارف دیگران یا تمایل ذهن خود برای خوردن از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید.
ضمناً شرح دهید که بعد از استفاده از عبارت “میـــل نـــدارم” چه احساسی داشتید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.14 از 287 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام بر استادِ عزیز و گرامی ?
اول اینکه بی نهایت ازتون سپاسگزارم بابت فایلهای فوق العادتون ، دوم اینکه استاد یه سوالی برام پیش اومده … شما گفتین یکی از عادتهاتون این بوده که با چایی حتما باید کلوچه میخوردین ، منم کم و بیش این عادتو دارم یعنی اگه باشه میخورم … نباشه هم مهم نیست برام ، اما همین عادت که اگه باشه میخورم ، بنظرتون غلطه ؟ یعنی کلا با چایی اصلا نباید چیزی بخورم چون یه عادتِ اشتباه حسابه ؟
نشان های دریافت شده
سلا م به استاد عزیزم وشما عزیزانی که مطالب مرا میخوانید.
راستش من دوره لاغری با ذهن را با جان و دل تمام کرده ام و دوباره شروع کرده ام دوره رایگان و دوره پاکسازی چاقی ذهن را دوباره مرور میکنم. و جا دارد اینجا از استاد عزیزم که اینهمه مطالب را واقعا ساده و جامع در اختیار ما گذاشتن تشکر و قدر دانی بکنم و از خدای عزیزم سپاسگزارم که بعد از سالها جستجو مرا به این راه هدایتم کرد. امروز که فایل رایگان ۴ را گوش میدادم یاد باورهای غلط خودم افتادم, شاید من بیش از ۵ بار این فایلها را در طی دورهام گوش داده بودم ولی باورهای اشتباهم را به این واضحی پیدا نکرده بودم. باورهای اشتباه و غلط من در طی ۲۰ سال چاقیم. چون من بعد از ازدواج چاق شدم.
1-باور اینکه بعد از ازدواج تو هم چاق میشی. این چیزی بود که زمانیکه ۲تا خواهرام بعد از ازدواج که چاق شده بودن هی بهم میگفتن.
2-باور اینکه بعد از زایمان مخصوصا سزارین همه چاق میشن.
3-باور اینکه در دوره حاملگی چون آب میان بافتی زیادی در بدنم بود و دکترم همیشه میگفت اینا چاقی نیست وآبه و بعد از زایمان همه میره و منی که در زمان لاغریم اگر یک قاشق اضافه میخوردم بالا می اوردم, یواش یواش با یک باور اشتباهی که پزشکم به من القا کرد خوردنم بیشترو بیشتر شد
4-باور افسردگی بعد از زایمان و کم کاریه تیروئید.
5-باور سردردهای میگرنی, که فکر میکردم هر موقع سر دردگرفتم حتما باید زود بخورم وگرنه سردردم بیشتر میشه.
6-باور اینکه استرس و عصبانی میشدم غدامو میخوردم بدونه اینکه مزشو بفهمم. و هزاران باورهای غلط دیگه ای که اکنون که با کمک استاد عزیزم همه اینها را شناسایی کردم خودم خندم میگیره و اکنون همه این موانع را یکی یکی سعی میکنم بزارم کنار. وقتی عصبانی هستم سعی میکنم چیزی نخورم. همیشه یاد یه فایله استاد میوفتم که میگه چرا عصبانی هستی میخوری چرا چند تا نفس عمیق نمیکشی, چرا اصلا اب نمیخوری؟ چرا اینقدر میخوری?به خودت دقت کردی چقدر میخوری؟ و با خنده به خودم میگم معلومه استاد عزیزم که باید دقت بکنم و دیگر نمیخورم و حتی باور کنید امروز من دیگه مرجان چندماه پیش هم نیستم, که زود عصبانی بشمو بخورم. از همه شما و استاد عزیزم که وقت گداشتید و موضوعات و باورهای اشتباهی که مرا ۲۰ سال اسیرو زندانیه خودش کرده بود قرار دادیدبینهایت ممنون و سپاسگزارم. و انشا الله بزودی زود عکس شگفتی سازم را در گروه میگدارم. همین که جوانه های تناسب در من روئیده ,میدانم که بعد از آنش بسرعت انجام میشه. دوستداره همه شما عزیزانم هستم.
سلام به همگي
من دو هفته هست كه با اين سايت آشنا شدم و خيلي تفكرمن رو نسبت به چاقي خودم تغيير داد و متوجه شدم چاقي يك مساله اي خارج از وجود من نيست كه روش هيچ كنترلي نداشته باشم من از سن خيلي پايين اضافه وزن داشتم و هميشه همراه من بوده و الان كه فكر ميكنم عادت هاي اشتباه هميشه همراه من بوده و باورهاي خيلي غلطي داشتم هميشه و الان كه متوجه شدم ديدم اين باور هاي غلط متاسفانه باعث شده در همه جنبه هاي زندگيم تاثير بگذاره از جمله :
درس خوندن باعث چاق شدن ميشود
خستگي درطول روز باعث پرخوري مخصوصا در انتهاي روزو درنهايت چاقي
هيجانات مثبت و منفي و استرس در من باعث پرخوري ميشود
دو هفته درماه و قبل از عادت ماهانه پرخوري درمن ايجاد ميشود
شام خوردن باعث چاقي ميشود
سر كار رفتن و شب بيداري ( من پزشك هستم و دركارم مجبوربه شيفت هستم) منجربه خستگي و صددرصد چاقي ميشود
حتي مهمون داشتن كه خسته ميشوم باعث پرخوري ميشود
مسافرت و مهماني باعث چاقي ميشود
ورزش كردن باعث افزايش اشتها و درنهايت چاقي بيشتر من شده است
باور به اينكه من اگر كنترل كس ديگري و يا نگاه كسي روم نباشه نميتونم خوردنم رو كنترل كنم و حتما هر جايي برم چاق ميشم مثل رستوران مهموني و حتي تنها بودن در خونه
بعد ازسن سي سالگي سوخت و ساز پايين مياد و اينقدر لاغري سخت ميشه كه تقريبا نشده همين كه ثابت باشي عاليه
بارداري و ازدواج صد درصد باعث چاقي ميشود
من ديگه نميتونم كم خوري كنم چون با نخوردن سر درد ميگيرم شب خوابم نميبره لرزش پيدا ميكنم و …
اين باورهاي اشتباه باعث ميشود كه در اين سالهاي اخير وضعيت بدتري پيدا كنم و از طرفي ترس از كار كردن درس خوندن و كارهاي عادي و روزمره به علت ترس ازچاقي بيشتر داشته باشم
عادت هاي اشتباه من:
هيچ غذا و خوراكي اي رو نميتونم تقسيم كنم براي دفعات بعد و هر چيزي كه جلوي من هست و يا در يخچال هست انگار من رو صدا ميزنند كه من رو بخور و تا ته بايد تموم كنم كه خيالم راحت بشه كه تموم شده و ديگه بهش فكر نكنم ذهنم همش درگيره اون غذا ميمونه مخصوصا در مهماني ها يا خودم مهموني بدم و يا رستوران وقتي هم نخورم خيلي اوقات با حسرت بهش فكر ميكنم اگر در دسترس باشه بدون اينكه بفهمم سريع همش رو ميخورم
خيلي تند و نجويده غذا ميخورم
اصلا طمع غذا رو نميفهمم و چون سير نميشم و يا حتي بعد ازسيري با ديدن ديس غذا نميتونم دل بكنم
براي چشيدن غذا بارها بايد بخورم تا طعمش رو بفهمه زمان آشپزي هر قاشق براي يك طعم مثلا ترشي شوري شيريني و …
ايستاده غذا خوردن درآشپزخانه و ناخنك زدن تا آماده بشه وسرميز بياد
احساس تشنگي نداشتن و همش به جاي برطرف كردن حس تشنگي و آب خوردن دريخچال باز كردن و غذا خوردن و ريزه خواري كردن
تمايل به خوردن غذاهاي ناسالم و كالري بالا جاي غذاهاي خوب مثل چيپس و پفك و كيك جاي ميوه
در مهماني ها اصلا نه نميتونم بگم حس ميكنم ديگه اون غذا گيرم نمياد و اين دفعه حالا يكباره اومدم مهموني كوووو تا دوباره بيام
چون ترس از شام دارم اكثرا ناهاررو خيلييي زياد ميخورم كه شام كمتر بخورم كه اكثرا هم شب ها خستم و باز به غذا پناه ميبرم
ريزه خواري
تنقلات و هر دفعه با چايي چيز شيرين خوردن
حتي وقتي سير هستم حتما با غذا نون ميخورم
وقتي سير هستم نه نميتونم بگم
با قاشق بزرگ و لقمه هاي بزرگ غذا ميخورم اصلا متوجه نميشم چقدر غذا خوردم انگار اون لحظه درون خودم نيستم و هيچ فكر و كنترلي نيست اصلا نميتونم با كسي تو غذا سهيم شم چون يكهو ميبينم خيلي از سهم خودم بيشتر خوردم و بعدش خيلي خجالت ميكشم زمانيكه خسته هستم و ذهنم آگاهانه كار نميكنه كه روي غذا خوردنم كار كنم هزار برابر ميشه اين حس و رفتار
همه نوع هيجانات با غذا كامل ميشود
بزرگترين علاقه و تفريح من غذا هست
غذا خوردنم از روي علاقه هست نه نياز بدن اصلا به غذا به جنبه ي نياز بدن فكر نميكنم و خيلي اوقات حس گرسنگي رو در طول روزها تجربه نميكنم و زودتر از نيازم به بدنم غذا ميدم هر چيزي كه ميدم
زمانيكه رستوران و مهموني ميرم از غذاهاي پر حجم و زياد استفاده ميكنم كه از اون فرصت پيش اومده به نحو احسنت بهره ببرم و بعد حس ناراحتي و عذاب وجدان برام ميمونه و پشيماني از رفتن
تنها هدف من از صبح خوردن و چي خوردن هست و فعاليت هام از ترس چاق شدن همه تعطيل شده و خودم رو ايزوله كردم كه توهر جا بري و با دوستات حتي بيرون بري چاق ميشي خسته ميشي كار خونه حتي زياد كني كه باز چاق ميشي در نتيجه منجربه بي هدفي و بي فعاليتي درمن شده وروز به روز اعتماد به نفس پايين تر و خود باوري كمتر ميشه و با اينهمه مدرك و تحصيل خودم رو محكوم به خونه نشستن كردم
من از وقتي با اين سايت آشنا شدم خيلي به اين اشتباهاتم پي بردم و همسرم يك الگوي تمام كمال فرد متناسب هست در هر زمينه اي و به عادت ها و رفتارهاش دقيق شدم و بهم كمك كرد و كنترل بهتري روي خودم پيدا كردم
سوالي كه از شما استاد عزيز داشتم من با توجه به اينكه ايران نيستم و تهيه دوره ي آموزشي برام مقدور نيست آيا از اين فايل هاي رايگان با توجه به توضيحاتي كه دادم و مشكلات ريشه اي و زمان طولاني از كودكي ميتونم بهره ي كافي ببرم ؟ البته تا اينجاي كار هم فوق العاده بوده و همين كه انسان اشتباهاتش رو بفهمه خودش بسيارررر قدم بزرگي هست ممنونم ازتون
نشان های دریافت شده
سلام استاد ، من یک سوال برام پیش امده ، شما گفتید که میزان غذا نمی توانه باعث چاقی بشه …… ولی توی عادت هایی که نام بردین ، پرخوری هم جز عادت چاقی بود …… چه فرقی باهم دارن ؟؟؟ چون خودتونم توی مثال ها گفتین که افراد لاغز زیادی هستن که بیشتر از ما غذا می خورن ولی لاغرن ….. یعنی ان فرد لاغری که بیشتر می خوره تا حد سیری می خوره ؟ اصلا تعریف پر خوری چیه ؟ این که وقتی حتی سیر هم هستی ولی بی دیلیل از روی عادت بخوری ؟؟؟؟ ………… و یک سوال دیگه این که من هر چقدر به خودم دقت می کنم عادت خاصی در خوردم نمی بینم که باعث چاقیم شده باشه ……… چون ریز خواری ندارم …. غذا هم بیشتر از حد سیری نمی خورم ……. کسی هم سیر باشم بهم چیزی تعارف کنه اصلا نمی توانم بخورم چون لذتی برام نداره …… البته زیاد اضافه وزن ندارم قدم ۱۶۰ و وزنم ۶۰ …… ولی ترس از غذا رو داشتم …. ویک عادت دیگه هم که دارم همیشه با غذا ماست و سالاد می خورم که به نظر خودم فکر نمی کنم ربطی داشته باشه چون از بچگی همیشه ماست می خوردم و کلا ماست دوست دارم …..
ممنونم پیشاپیش برای پاسخ تون ……
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز، ممنونم از پاسخ دهیتون وپیگیریتون????
نشان های دریافت شده
سلام به دوستان و استاد عزیزم
این جلسه واقعا خیلی عالی و بی نظیر بود …… و فکر می کنم نه تنها در مورد چاقی بلکه ر مورد تمام مسائل زندگی که که خیلی وقت ها خواستیم و تصمیم گرفتیم تغییرش بدیم ولی نتوانستیم و بعد خودمون سرزنش کردیم قابل استفاده است ………. در ارتباط با تمرین این جلسه وقتی به حرف های شما از جلسه پیش تا الان فکر کردم دیدم که من خوب همیشه این جوری بودم که هیچ وقت نمی توانستم غذام کامل بخورم و همیشه غدام می می موند می دادم یکی دیگه بخوره ……… ولی نمیدونمم دقیقا از کی این عادت در من تغییر کرد و من الان غذا کامل می خورم …….. خوشحالم که خیلی زود متوجه این رفتارم شدم و خدا بهم کمک کرد و نذاشتم ۱۰ ، ۲۰ کیلو اضافه وزن پیدا کنم …….. بعد به فکر بیافتم …. در ارتباط با عادت های غذایی نمی دونم دقیقا چه رفتاری دارم چون اهل ریزه خواری نیستم ……. فکر نمی کنم دچار پرخوری هم باشم ……. چون وقتی سیر میشم دیگه نمی خورم …… ولی ترس از مواد غذایی رو دارم …….. چایی رو هم همیشه با نبات می خورم نمی دونم حالا این ربطی داره یا نه ولی چون قند دوست ندارم با نبات می خورم ……… ولی یادمه ان موقعه که دانشجو بودم دزس که می حوندم حتما باید شکلات می خوردم چون فکر می کردم بدنم نیاز داره ….. که البته الان این جوری نیستم …….. البته هنوزر به شکلات علاقه دارم …. البته فقط شکلات کاکایئویی ولی این جوری نیستم که بگم هر روز می خورم ولی اگر شکلات داشته باشیم شاید روزی یکی یا دو تا شکلات بخورم …… ولی همیشه شکلات نداریم …….. در حال حاظر عادت دیگه ای یادم نمیاد……. ولی حتما باید عاد ت هایی دیگه هم باشن ……..البته یک تغییر دیگه هم توی این چند سال در رفتار هم داشتم که قبلا وقتی عادت ماهیانه میشدم اصلا میل به غدا خوردن نداشتم ولی الان دقیقا برعکس شدم و هر چقدر غذا می خورم حس ضعف دارم …… همش دوست دارم چیزی بخورم به ویژه چیزهای شیرن استدلال هم این بود خوب بدنم نیاز داره دیگه …….. چون دچار ضعف شده ……… فکر کنم باید بیشتر دقیق بشم تا متوجه عاددت های دیگه هم در رفتارم بشم
سلام به استاد عزیز و همه دوستانم
دیروز که برای بار سوم این جلسه و گوش کردم خیلیی بهتر درک کردم و برام جا افتاد موضوع باور و عمل کردن که اول باور ایجاد میشه و به طبع اون ناخودآگاه عادت هایی در ما به وجود میاد که جسممون و به باورمون نزدیک میکنه. و خیلی حس خوبی بود درک کردنش.
عادت های من قبلا پرخوری بود جوری که بیشتر اوقات بیشتر از حد سیری غذا میخوردم و توجهی به غذا خوردنم زیاد نداشتم .عادت ریزه خواری هم داشتم .بیشتر اوقات میان وعده نمیخوردم و وقتی به ناهار و شام می رسید چون خیلی گرسنه میشدم زیاد تر میخوردم . بعضی اوقات غذا خوردن برام به عنوان سرگرمی بود نه رفع گرسنگی .
ولی تو این دو هفته یا( شاید از چند روز قبلش) که تا اینجا فایل ها رو گوش دادم به اندازه سیر شدن میخورم و وقتی گرسنه میشم غذا میخورم . یکم رفته بودم تو حالت رژیم که سریع متوجه شدم و به خودم گفتم به اندازه نیاز بدنم میخورم نه بیشتر و نه کمتر و نمیخوام برای خودم خوردن چیزی رو منع کنم که حریص تر بشم به خوردنش. و نکته جالبش اینه که تو این دو هفته تو یکی دو قاشق اول کامل مزه غذا (یا چیزای دیگه که میخورم )و رو میچشم و لذت میبرم و قبلا هم شاید مزه غذا رو میچشیدم ولی الان خیلی بهتر و دقیق تر شده و بعدش تا سیر شدن غذا میخورم و نه پرخوری .
من ۱۱۵ کیلو وزنم هست و هرچقدر ورزش و رژیم و کار های مختلف کردم نتونستم از ۱۱۲ پایین تر بیام که اون هم یک روز دوباره بر میگشت ولی بعد از دیدن قسمت سوم انقدر باورم زیاد شد به این مطلب که مطمعا بودم درحال تغییرهستم و جالب اینجاس که وقتی خودم رو وزن کردم وزنم ۱۱۰ شده بود با اینکه باور داشتم ولی بازم نمیتونستم بفهمم چی شده اخه بعد از ۳ روز بیش از دوسال زحمتم به نتیجه رسیدم دست شما دردنکنه انشالله به وزن مورد نظرم برسم و ارزوی موفقیت برای همه
سلام
وقت بخیر جناب عطارروشن بنده قبل از اینکه با سایت شما آشنا بشم مورد ذهن خوش اندام رو در همایشی خیلی خیلی مختصر شنیدم و الان حدود ۱۵روزه که شروع کردم البته اینجا توضیحات خیلی ریز و دقیقتره در کل احیای خیلی بهتری دارم ولی موضوعی هست که تا گرسنه نشدی غذا نخور گاهی فاصله ی این گرسنگی برای من خیلی زیاد میشه مثلاً الان حدود ۴۰ ساعت بود که غذای خاصی نخورده بودم و فقط آب یا کمی سالاد و چند تکه میوه و الان دیگه فکر کردم ممکنه آسیب ببینم و مقداری غذا خوردم آیا این طبیعیه و همینطور ادامه بدم یا اینکه لااقل دو وعده غذا رو در روز میل کنم لطفا راهنمایی بفرمایید و مورد مهم دیگه اینکه همیشه سفارش به خوردن صبحانه شده ولی وقتی که گشنه نیستم یا میل ندارم چیکار کنم ؟؟؟؟؟
نشان های دریافت شده
سلام
من خیلی سریع غذا میخورم و وقتی که احساس سیری میکنم باز هم دوست دارم بخورم، حتی وقتی غذای بچها می ماند هم میخوردم که یه وقت دور ریخته نشه. خیلی به شیرینی علاقه داشتم طوری که بارها شده بود یک کیلو شیرینی تر تنها میخوردم و مدام به خودم تلقین میکردم که قندم افتاده و باید شیرینی بخورم و اگه نخورم اعصابم به هم میریزه.
ولی الان خدا رو شکر توانستم هم ظرف غذام رو کوچک کنم و هم آهسته غذا بخورم و وقتی احساس میکنم سیر شدم دیت از خوردن میکشم ول درباره شیرینی هنوز نتوانستم موفق شوم و امیدوارم با تمرین دادن ذهنم بر خوردن شیرینی هم تسلط پیدا کنم و کنترل شده مصرف کنم.
نشان های دریافت شده
من تا اينجا چهار جلسه از فايلهاي تصويري رو ديدم. من با اينكه در كل ادم چاقي نيستم. ولي هميشه مواقع استرس به ويژه موقعي كه امتحان دارم شديداً مجبورم شكلات و شيريني بخورم. چون احساس ميكنم مغزم به گلوكز نياز داره و راحتترين راه براي تأمين گلوكز خوردن شيريني هست با اينكه كاملا واقف هستم كه چقدر ميتونه افزايش ناگهاني قند خون براي بدن مضر باشه. جديدا به خاطر يك امتحان فقط توي مدت يك ماه ٨ كيلو وزن اظافه كردم. هميشه احساس ميكردم قند خونم كه پايين مي افته دچار سردرد و لرزش دستها و عرق كردن ميشم. الان هر وقت احساس ميكنم اين علائم داره شروع ميشه. يه مدت كوتاه تمركز ميكنم و به خودم ميگم بدنم ميتونه گلوكز مورد نيازش رو از چربي بدن تأمين كنه. همين چند دقيقه تمركز باعث ميشه كمتر نياز به ريزه خواري داشته باشم و در كنارش يه دمنوش معمولي يا چايي ميخورم. به نظرم تا حالا اين فايلهاي لاغري با ذهن خيلي كمك كننده بوده، واقعاً ادم رو به فكر ميندازه. من هميشه نگران بودم كه دوباره با يه استرس جديد چاق ميشم. الان بيشتر دارم روي اين تمركز ميكنم كه خودم ميتونم پرخوري ناشي از استرس رو كم كنم.
به نكته خيلي كليدي در مورد عادتها اشاره كرديد. من دارم سعي ميكنم عادتهاي بد رو شناسايي كنم و به جاش عادتهاي خوب رو جايگزين كنم كه البته خيلي هم كار آسوني نيست.
بايد اشاره كنم كه در مورد فرمولهاي ذهني باهاتون ١٠٠٪ موافقم. من خودم دستيار رشته روانپزشكي هستم و بايد بگم كه ثابت شده كه با رواندرماني ساختار مغز رو ميشه تغيير داد يا همين طور كه شما گفتيد فرمولهاي ذهني رو ميشه عوض كرد. هزار بار ممنونم از ويدئوهاي فوق العاده تون.
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استادمهربان ودوستان لا غری باذهن وخداراشکرمی کنم که مراودوستانم دراین راه یاری می کندواین راه بی دردسررا به ما نشان داد.دراین جلسه یاد گرفتم که رفتارهای اشتباه باعث عادتهای غلط ما میشودودر نتیجه باعث چا قی جسم ما مشود .یکی ازعادت کلوچه با دمنوش می خوردم ودرحد سیر شدن .دوم وقتی گرسنه میشدم تندتند غذا میخوردم .سوم تنها دوست ندارم غذا بخورم ومنتظر آمدن اهل خانواده می مانم وخیلی گرسنه میشم ودرنتیجه غذا زیاد می خو ردم.ودرضمن دریکی ازکتابهای طب سنتی خواندم که نوشته بود درقران آمده است نهار جز وعده غذایی نیست .ومن مدتی است نهار نمی خورم بجز روزهای جمعه وروزی که مهمان دارم یا برعکس.چهارم روزهایی که بادوستان پکنیک می رم غذا زیاد میخو م .وخدا راشا کرم ازروزی که فایلها را گوش می کنم .با ولع سرسفره نمی روم ومواظب رفتارم هستم .وبه راحتی می گویم میل ندارم.