لاغری با رژیم غذایی، رایجترین راهیه که بیشتر افراد چاق برای کم کردن وزن بهش پناه میبرن.
📍 این جلسه ادامه گام ۵ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
فرقی نمیکنه چند سالمونه یا چند بار تصمیم به لاغری گرفتیم، تقریباً همهمون حداقل یه بار با یه رژیم غذایی سخت، چالشهامون رو شروع کردیم… و خب بلافاصله هم فهمیدیم که چقدر سخته! 😩🥄
توی این مقاله میخوایم خیلی صادقانه و علمی دربارهی لاغری با رژیم غذایی حرف بزنیم؛ اینکه چرا با وجود تلاش زیاد، این روش اغلب ما رو به مقصد نمیرسونه و گاهی حتی دورترمون میکنه.
در این جلسه میآموزیم:
لاغری با رژیم غذایی؛ واقعاً جواب میده؟ 🤔🥦🏃♀️
اگه از هر آدمی توی این دنیا بپرسی: «به نظرت چجوری میشه لاغر شد؟» تقریباً مطمئن باش که جوابش یه چیزه:
باید بری سراغ رژیم غذایی و در کنارش هم ورزش کنی! تا شاید لاغر بشی 🍽️💪

فرقی هم نمیکنه از یه آدم چاق بپرسی یا یه آدم لاغر. خیلیها باور دارن که لاغری با رژیم غذایی و ورزش تنها راه نجاته! 😅
راستش این طرز فکر از یه جای خیلی قدیمی میاد. شاید قرنهاست که ذهن بشر با این ایده درگیره که برای لاغر شدن، باید کمتر بخوریم و بیشتر بدویم. 🕰️👣
و خب، اگه بخوایم منطقی نگاه کنیم، به نظر میرسه که حرف حسابیه. بالاخره کسی که اضافهوزن داره، طبیعیه که فکر کنه با کمخوردن و تحرک بیشتر میتونه به تناسب اندام برسه. 📉🏃♂️
اما پشت این تفکر یه باور خیلی قویتر خوابیده که خیلیها حتی بهش فکر نمیکنن:
ما از ته دل باور کردیم که چاقی یعنی زیاد غذا خوردن! 🍔➡️⚖️
و وقتی این باور ریشهدار تو ذهنمون شکل گرفته، طبیعیه که ذهنمون فکر کنه راه حلش هم سادهست: «بخور کمتر، لاغر شو!»
همینه که باعث شده خیلیها برای رسیدن به اندام ایدهآل، دلشون رو به لاغری با رژیم غذایی خوش کنن… حتی اگه بارها شکست خورده باشن. 🌀🥲

چرا لاغر نمیشم؟! 🤷♀️🥺
راستش خیلی وقتا دلیل اینکه لاغر نمیشیم، نه توی بدنمونه، نه توی ژن یا متابولیسم… بلکه ریشهش توی نگرش و افکاریه که نسبت به «لاغری با رژیم غذایی» داریم. 🧠🍽️
اگه یه نگاهی به آدمهایی بندازیم که اضافهوزن دارن و کلی رژیم گرفتن، میبینیم خیلیهاشون با اطمینان میگن که رژیم جواب نمیده! اما با این حال، باز هم میرن سراغ یه رژیم جدید، یه برنامهی غذایی تازه… چرا؟
چون دنیا از بچگی توی گوشمون خونده که:
اگه میخوای لاغر شی، باید بری سراغ رژیم غذایی گرفتن! 📋🥗
🔑 قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام واقعیه اینه که با خودت رو راست باشی و قبول کنی که:
❌ با لاغری با رژیم غذایی نمیتونی برای همیشه لاغر بمونی.
💡 اما چطور بفهمی واقعاً این باور توی وجودت نشسته؟
اون لحظهای که دیگه حتی فکری هم به رژیمهای غذایی نمیکنی… همون لحظهایه که بدونی راهتو پیدا کردی. ✨🛤️
اما یه نکته مهمتر هم هست: باید به رفتارهای روزمرهات نگاه کنی.
آیا هنوز با غذاها مثل یه رژیمباز حرفهای برخورد میکنی؟ 🙈 مثلاً هنوز کالری میشمری؟ با عذاب وجدان شیرینی میخوری؟ تهدلت از غذا خوردن میترسی؟ 😬
اگه جوابت «آره» باشه، یعنی هنوز ته دلت باور داری که «لاغری = رژیم»
و اینجاست که چرخهی تلخ شروع میشه…
✅ ممکنه یه مدت با رژیم، خودتو کنترل کنی و وزنت بیاد پایین…
اما به محض اینکه رژیم تموم شه، درست مثل فنر فشردهشدهای که رها میشه، وزنت با سرعت نور برمیگرده سر جاش! ⚡⚖️
🔥 پس دوست خوب من، اگه واقعاً دنبال یه تغییر واقعی توی بدنتی، اگه میخوای یه جسم تازه بسازی و یه زندگی نو شروع کنی…
از امروز یه قول مهم به خودت بده:
دیگه دنبال رژیم نباش! چون لاغری با رژیم غذایی فقط یه بازی باخت باخته! 🎭🚫
رژیم نهتنها به درد لاغری دائمی نمیخوره، بلکه باعث ناامیدی، سرخوردگی و کماعتمادبهنفسی هم میشه… و من اینو از تجربهی سالها چاقی خودم و هزاران آدمی که همراه تناسب فکری بودن با گوشت و پوست لمس کردم. ❤️👣
توی این آموزش باهات درباره تأثیر رژیمها، تجربههای تلخشون و راهکارهای واقعی برای لاغری پایدار حرف میزنم… با من همراه باش 🌱✨
🎯 حقیقت علمی پشت چرخهٔ معیوب لاغری با رژیم غذایی!
خیلی از ما فکر میکنیم اگه فقط یه رژیم غذایی خوب پیدا کنیم و مدتی رعایتش کنیم، میتونیم برای همیشه لاغر بمونیم. ولی علم میگه: لاغری با رژیم غذایی بهتنهایی، جواب بلندمدت نداره! 🚫🍽️
تحقیقات منتشرشده در مجله آمریکایی تغذیه بالینی نشون میدن:
📉 بیش از ۵۰٪ وزنی که با رژیم کم شده، در عرض دو سال برمیگرده!
📈 و بعد از ۵ سال، بیشتر از ۸۰٪ وزن کاهشیافته دوباره اضافه میشه!
یعنی چی؟ یعنی لاغری با رژیم غذایی شبیه یه دوچرخهثابته:
خیلی تلاش میکنی، ولی آخرش همونجایی که بودی وایسادی! 😤🚴♀️

شناسایی باورهای مخفی چاقی و اصلاح آنها 😍🧠
راستش یه چیزی هست که همهی ما خوب حسش کردیم…
اون کلمهی سنگین و محدودکننده: «رژیم لاغری» 😖
یه ترکیب ترسناک که بوی محدودیت، درد و رنج میده… نه آزادی، نه شادی!
من خودم سالها توی دام این باور افتاده بودم که:
اگه میخوای لاغر شی، باید بری سراغ لاغری با رژیم غذایی! 📉🍽️
❗و خب این باور غلط، کمکم توی ذهنم جا خوش کرد و تبدیل شد به یه دستورالعمل همیشگی برای لاغر شدن.
حالا فکر کن با همین باور بخوای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی… معلومه که نتیجه نمیگیری! چون ذهنت طبق همون فرمول قدیمی کار میکنه و هی تلاش میکنه دوباره پرتت کنه سمت یه رژیم جدید… 😩
🧠 ذهن ما همیشه طبق برنامهای که بهش دادیم عمل میکنه.
برای همینه که وقتی تصمیم میگیری رژیم بگیری، ذهنت شروع میکنه به طراحی سناریوهای لاغری با رژیم غذایی مختلف:
«از فردا شروع کن… امروزو بیخیال شو!»
«کمتر بخور… اصلاً بذار فلان چیزو با سالاد جایگزین کن!»
😵💫 این جنگهای ذهنی خستهمون میکنه!
نتیجهاش چیه؟ اینه که آخرش ذهن میبره و ما میبازیم… و بعد از هر باخت، یه چیزی توی ما میشکنه.
ارادهمون… اعتماد به نفسمون… باور به تواناییمون… 💔 و هر چی بیشتر شکست میخوریم، بیشتر به خودمون میگیم:
«من نمیتونم! من اراده ندارم!» 😔
✨ تنها راه موندگار برای لاغری، «لاغری با ذهن» هست.
وقتی اون فشار و اجبار رژیم رو از ذهنمون برمیداریم، یه اتفاق عجیب و دلنشین میافته:
🌈 با لذت غذا میخوریم… 😌 حرص و ولع از بین میره… 🍃 ترس از خوردن کم میشه… و کمکم رفتار غذاییمون برمیگرده به تعادل طبیعی بدنمون.
دیگه غذا خوردن یه نبرد نیست، یه لذت متعادل و آگاهانهست.

💡 اگه میخوای این باورهای پنهان چاقی رو با راهنمای کامل و تمرینهای عملی شناسایی و اصلاح کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ ترس از خوردن؛ در ادامه هم توی گام ۷ سراغ «انتظار چاقی، دشمن پنهان لاغر شدن» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.19 از 225 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام
من بارها رژیم گرفتم یادم یک بار نتیجه گرفتم ولی دوباره به وزن اول برگشتم
همیشه هر چیزی میخوردم در ذهن می گفتم که این غذا مرا چاق میکنه و فرمول مغزی من روی چاقی بود وعلت این بوده نه غذا خوردن
نشان های دریافت شده
رژیم یکی از برنامه های تناسب اندام بود که من هم مثل بقیه افراد چاق چندین بار در زندگی تجربه کردم ولی فهمیدم این کار هم برای من نتیجه ای نداشت .
هربار یک نفر باید برای من تعیین میکرد که چقدر بخورم کی بخورم .
در هر بار رژیم گرفتن با هزار بدبختی مقداری از وزنم کم میشد ولی به محض رها کردن دوباره همان آش و همان کاسه و من باز دنبال روشی دیگر بودم تا بتونم نتیجه دلخواهم رو به دست بیارم.
در تمام روزهای رژیم من هر روز لحظه شماری میکردم که رژیم تموم بشه و من بتونم هر چقد میخوام بخورم.
ولی این برنامه برای من نمیتونست کاری کنه چون از روی اجبار بود وبه جای اینکه به من حس خوب بده حال منو میگرفت.
رژیم به من میگفت بخور و کی بخور بدون اینکه بدونه آیا من واقعا گرسنه هستم یا نه . هر بار که سر سفره مینشستم خیلی دلم میخواست هر چقد دلم میخواد و از هر چی میخوام بخورم ولی اختیار من دست رژیم بود واو تصمیم میگرفت.
گذشت تا من قدم در راه لاغری با ذهن گذاشتم و فهمیدم این ذهن ناخودآگاه منه که باید طوری برنامه ریزی بشه که به طور خودکار کار خوردن منو به دست بگیره .
حالا فهمیدم که نقطه سیری و گرسنگی خودم بشناسم و با تکرار و تمرین خوب اون رو یاد بگیرم تا بتونم ناخوداگاه بدون دخالت نیروی خارجی غذا بخورم و متعادل باشم
ممنون از اطلاعات خوبتون استاد عزیز
نشان های دریافت شده
سلام من سال ها دنبال روشی بودم تابتونم جلوی پرخوری هاموبگیرم بگفته استاداصلاچشام سیرنبودبادیدن هرموادغذایی انگار هوسم بیشترمیشد دوست داشتم فقط بخورم انگاراین خوردن ها بهم لذت میداد من روزبه روزچاق وچاقترمیشدم باشگاه میرفتم ولی تنبل بودم دوست داشتم سریع ورزش کنم زودتمام بشه برم خونه بخورم یاهمیشه بدنم خسته ومن کسل بودم همش حس مریض بودن داشت انگارحس سیری رونمیفهمیدم رژیم ازدکارگرفتم انجام میدادم اکثراوقات خراب میکردم بیشترازبرنامه میخوردم وعذاب وجدان میگرفتم همیشه میگفتم من لاغرنمیشم نقطه سیری روتشخیص نمیدادم انگارفرمانی به مغزم صادرنمیشدولی به لطف خدا اشنایی بالاغری خیلی خوشحالم ازدست غول چراغ جادومثل رژیم راحت شدم غذاخوردنم اگاهانه شده وهیچ ترس ولعی ندارم دیگه پرخوری ندارم همچی میخورم بالذت وزندگی برام لذت بخش شده اعتمادبنفسم بالارفته انگارقدرتم بیشترشده خدایاشکرت
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام وقت بخیر
گام 6صد گام
تا قبل ورودم به سایت تناسب فکری مادر همه ی روشهایی که برا لاغری استفاده میکردم رژیم بود من همیشه تو رژیم بودم چون علاوه بر سایر عوامل که فکر میکردم چاقم کردن مواد غذایی بلد همه بود و رژیم میگرفتم کم هم میکردم ولی تا یکم رژیم و رها میکردم خودم هم میگفتم وای من این غذا را خوردم ۲ کیلو اضافه میکنم و همین طور میشد وضع من همین جور ادامه داشت تا با سایت تناسب فکری آشنا شدم و فهمیدم داستان چاقی من یه چیز دیگه هست مغزی هستش مغز دستور خوردن میده اصلا از رژیم های من کاری ساخته نیست مغز من محدویت نمیخواد هر مواد غذایی را که میدیدم حتی اگه سیر بودم اون دستور میداد که بخور ومنم میخوردم و هی چاقتر میشدم مغز که نمیدونست جریان چیه وقتی من میدیدم مواد غذایی را و ترس داشتم اون از افکار من دستور میگرفت و مرا ترغیب به خوردن میکرد .
اما الان که وارد سایت شدم دارم زبان لاغری را به مغزم یاد میدهم که مواد غذایی چاق نمیکنه و از خوردن نمیترسم مصرف مکمل چاق نمیکنه
ارث عامل چاقی نیست و خیلی فرمول های دیگه ووقتی مغز زبان لاغری را یاد بگیره جسم من هم یواش یواش لاغر خواهد شد
با آرزوی موفقیت برای همه دوستان
نشان های دریافت شده
روی این گام میخوام یک هفته بمونم. یعنی همین تمرین رو انجام بدم که:
«موفقیت و شکستهامون رو در طول روز از بابت به موقع و به اندازه خوردن ثبت کنیم.»
و
اینکه دنبال درونی احساس سیری و گرسنگی باشم .
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکی ست.امروز ب این نتیجه رسیدم ک من تحت آموزش ها تونستم چاق بشم مثه آموزش دیدن برای انگلیسی صحبت کردنه،وقتی بخوام چیزی رو یاد بگیرم باید آموزش و تکرار و انجام دادنش رو داشته باشم تا بتونم ب اون هدف برسم.
نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
با رژیم لاغری می توان لاغر شد؟
سلامي گرم به استاد عطار روشن گرامي
من از اين فايل ارزشمند چيزهاي زيادي ياد گرفتم و معماهايي براي من حل شد
نكته اول اينكه از آنجايي كه ذهن ما همه كاره ست ،
پس من اومدم براي خودم يه تشبيه ساختم از ذهن و ورودي هاي ذهن چون غذاي ذهن ورودي هاشه
و اون تشبيه اينه :
كمان، چله كمان، و هدف
كمان همون مغز من هست
چله كمان همون اطلاعات ورودي به مغز من هست و هدف هم كاملا مرتبط هست به همون اطلاعاتي كه بهش دادم و انتظارم از اون اطلاعات هست
وقتي من توي كمان مغزم ميام ميگم كه كالري ها فلان ، چاقي ارثيه ، چاقي مربوط به سن هست …چاقي مربوط ميشه به شيرينيجات ، كرب و هيدرات ها فلانن
و هي دارم چله كمان رو بيشتر ميكشم ، تيري كه توي كمان گذاشتم و هي دارم چله رو پر قدرت تر ميكنم با اطلاعاتي كه بهش ميدم چرا بايد انتظار داشته باشم تير من به لاغري اصابت كنه
خوب مشخصه كه با اون حجم از فشاري كه دارم به چله ميارم با اطلاعات چاقي ، تير من قطع به يقين به چاقي اصابت ميكنه
اين خيلي واضح شد براي من و كلا تمام عواملي كه توي ذهنم بود بي آبرو تر از قبل شد و هر بار با حل كردن يه فايل توي سرم ، لخت و عريان تر ميشن اين باورها
الان بيشتر قانون ذهن و ورودي هاش رو درباره تمام موضوع ها درك كردم استاد سپاس از شما
نكته مهم بعدي كه يه پله قبل از نكته اول هست
اونم باز دو بخش داره ورودي هاي مغز ما
مرحله قبل از اينكه اصلا ما كمان رو برداريم و هدفي رو تعيين كنيم بايد بريم سراغ ورودي ها
ورودي ها يا از طرف خانواده جامعه فرهنگ و چندين عامل ديگه وارد مغز ما ميشن كه خوب همون عوامل هم نتيجه دلخواه رو از ورودي ما ميگيرن
يا اينكه ما اينجا هدفمند تر و باهوشتر عمل كنيم و بياييم خودمون اون ورودي هايي رو انتخاب كنيم و وارد مغزمون كه ، از اون ورودي ها نتيجه اي رو كه ميخواهيم بگيريم نه اينكه بشيم عروسك خيمه شب بازي جامعه
نكته مهم بعدي حالا كه من انقدر خوراك به ذهنم دادم اونم داره مثل بچه خوب كارشو به درستي انجام ميده
حالا كه آگاه شدم به اينكه اين اضافه وزن من حاصل يه روز دو روز و يك سال دو سال نيست
چرا بايد انتظار داشته باشم الان كه ميخوام آگاهانه اطلاعات دلخواهم رو يا درباره چاقي لاغري يا در باره پول يا درباره روابط واردش كنم ، ذهن من همون ماه اول جواب بده و به من بگه باشه عزيزم من تمام اون فايل گنده اي كه درباره چاقي ساخته بودي رو ميزارم كنار و مياد به اين فايل لاغري كه دو صفحه اطلاعات توشه و خودتم هنوز باورش نداري عمل ميكنم
خنده دار نيس اين طرز فكر ما ؟؟!!!
پس اينجا مشخص شد بايد زمان بديم به تغييرات
حالا نكته مهم بعدي اينجا رو ميشه كه كليد طلايي ماست
آيا ما وقتي از اول تا آخر كه مثلا خورشت قرمه سبزي ميپزيم هي نگرانيم كه كي ميپزه؟
آيا ما هي ميريم در قابلمه رو باز ميكنيم و ميگيم اي بابا هنوز نپخته
آيا اگر كسي بياد و ما رو به شك بندازه و بگه مطمِني اين قورمه سبزيه بار گذاشتي نكنه قيمه باشه !!! آيا ما اونجا به شك مي افتيم كه نكنه قيمه بار گذاشتيم و خودمون خبر نداريم
نه
ما اين كارار و نمي كينم
ما چون ميدونيم چي توي قابلمه ريختيم و چون طبق فرمولي كه ميدونيم زمان پخت قرمه سبزي چقدر هست ، ديگه نه عجله ميكنيم و نه شك ميكنيم
قرمه سبزي رو بار ميزاريم و ميريم به بقيه كارهامون ميرسيم و لذت ميبريم سر وقتش قرمه سبزي ما هم جا افتاده و تمام
حالا يه نكته ديگه اين وسط براي من حل شد
اگر من از قدم اول تا آخر يه كاري رو خودم انجام بدم در مثال قرمه سبزي
آيا آخرش از روي دستور پخت خودم نت برداري ميكنم و ميگم نكنه يادم بره و دفعه بعدي بلد نباشم اين قرمه سبزي رو بپزم
نه
ما اين كارو نمي كنيم
چون به خودمون اطمينان داريم چون به اندازه كافي اعتماد به نفس داريم در پخت قرمه سبزي و كوه هم مار تكون نميده
حالا ربطش به اضافه وزن چيه
استاد توضيح داد ما حتي بعد از اينكه لاغر شديم لباس هاي زمان اضافه وزن رو نگه ميداريم چون باور نداريم به خودمون و ميگيم شايد چاق شديم دوباره
چرا اين فكرو ميكنيم چون خودمون با اطمينان او اطلاعات رو انتخاب نكرديم كه داريم وارد مغزمون ميكينم ….يكي گفته شيريني جات چاق ميكنه ما ازش قبول كرديم
يكي گفته سن فلان ما ازش قبول كرديم
ولي درباره قرمه سبزي ما تك به تك مواد اوليه رو با شناخت كامل انتخاب كرديم
به هميمن دليل براي دفعه هاي بعدي هم شك نميكنيم به اينكه شايد يادم بره
با اين روش لاغري با ذهن كه يكي يكي باورهاي قبلي رو بي آبرو ميكني و بي سند بودنشون رو ميپذيريم
ديگه راحت لباس هاي زمان اضافه وزن رو ميسپاري به خاطره ها
چون ميدوني چي توي اين سرت جا سازي كردي
ميدوني چه اطلاعاتي توي چله كمان گذاشتي و با اطمينان چله رو ميكشي
و تمام اين تئوري اينطوري كار ميكنه كه از وسط جايي كه تير رو از چله رها كردي ديگه نميتوني تغيير ش بدي
بايد از قبل هدف رو انتخاب ميكردي
زاويه اي كه بايد وايميستادي ، درجه كشش چله ، و اصلا با چه كماني چه چيزي شكار كني ، كمان بزرگ براي هدف بزگ كمان كوچك براي بچه خرگوشه كمان بزگ براي شكار شير ( همه اينا همون اطلاعاتي هست كه قبل از اينكه هدفي رو مشخصي كني و تير رو د ركمان بزاري بايد مشخص شده باشه )
نميشه با يه كمان كوچك و يك تير كوچك رفت به شكار شير
از قبل روشن كن چي ميخواهي شكار كني و بر اساس اون كمان و تيرت رو آماده كن
اين تمام اون چيزي بود كه من لازم دارم براي لاغري با ذهن
انتخاب كن با اطلاعات جامعه و براي اهداف جامعه ميخواهي زندگي كني
يا با اطلاعات خودت و براي اهداف خودت
استاد سپاس بي كران
نشان های دریافت شده
وااای فهیمه جان باور کن کلی کیف کردم لذت بردم از خواندن مطالبت چقدر خوب توضیح دادی چقدر به دلم نشست دمت گرم بازم برامون بنویس خیلی خوب مثال تیروکمان و چله رو توضیح دادی
با تمام وجودم حرفاتو درک کردم و منم مثل تو تو همین مسیر درست بلطف خدا قرار گرفتم و دارم حالشو میبرم و هر روز بدون عذاب لاغر میشم
خدایی چه کیفی میده قبلا چقدر ناآگاه بودیم خدایی و چقدر سختی به خودمون دادیم
خدایا شکرت 🙏 🌱 بخاطر این آگاهی با لذت و جاودان
نشان های دریافت شده
سلام و درود مژگان جانم
ممنون كه كامنت من رو خوندي و لطف داري به من
خودمم وقتي به اين درك رسيدم درباره باورها يه عالمه از گره هاي ذهنيم باز شد…و فهميدم استاد چي ميگه…و كل لاغري با ذهن رو درك كردم…تا قبلش هر چي توي كمان گذاشتيم به همون هدفي خورده كه بايد ميخورده …از الان به بعد بايد با اهداف جديد تيرهاي جديد در كمان بزاريم… دو مرحله مهم داره انتخاب اهداف
ساختن باورهايي قدرتمند در زمينه اهدافمون…هر چي باورها قوي تر باشن قدرت ارسال تير بيشتر هست بنابراين زودتر به هدف اصابت ميكنه
موفق باشي عزيزم
نشان های دریافت شده
ما میخواهیم رژیم بگیریم و لاغر بشیم در حالی که ذهنمون سالها تحت آموزش چاقی قرار گرفته. هنوز برای لاغر شدن آماده نیست، پی هر چقدر مغز ما با تمرین های از الان به بعد لاغر بشه، جسم هم لاغر میشه.
من غیر از یک ببار که به خاطر آموزش شنا وزن کم کردم، هیچ وقت وزنم رو به پایین نبوده و خدا رو شکر خیلی وارد رژیم خاصی نشدم ولی با رژیم های (کم خوری ها) مقطعی و پیاده روی سنگین هیچ از وزنم کم نشده.
نشان های دریافت شده
سلام به همه
جالب بود
توی رژیم میخوایم به بدنمون بگیم چه غذایی را چه مقدار و چه وقت بخوریم، میخواهیم از بیرون برنامه بدیم به رفتار جسممون. در حالی که فرمان از مغز صادر میشه، پس وقتی رژیم بگیریم باید جلوی فرمان مغز بایستیم و مقاومت کنیم که همیشه منجر به پیروزی مغزه.
پس به جای رژیم میریم سراغ متقاعد کردن مغز، اون هم از راه منطقی کردن این که اون چیزهایی که باعث میکردی باعث چاقیه واقعی نیست.
تصویر سازی درست کن و نگرش مغزت رو تغییر بده تا فرمانهایی منجر به متناسب شدن صادر کنه.
نشان های دریافت شده
سلام استاد امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشید
صحبت های نگار خانم عالی بود
من هم موقع رژیم واقعا سختی می کشیدم و دنبال راهی بودم که هم رژیم را رعایت کنم هم صدای مغزم را ساکت کنم.در رژیم من همه خوراکی بود ولی میزان و زمان داشت وسواس من روی میزان آن بود ووقتی غذا میخوردم حتی یک قاشق بیشتر من را روی چاقی متمرکز میکرد وقتی متناسب شدم مغزم مدام میگفت حالا که اندازه نمیگیری چاق میشی حالا که لاغر شدی زشت شدی واین برگشت من به چاقی را سریع تر کرد.در رژیم بدنم متناسب شد ولی مغزم چاق بود و حالا کاملا به این اطمینان رسیدم که این روش ها جواب نمی دهد بلکه فقط لاغری با ذهن بدن و مغز من را متناسب نگه می دارد و تلاش می کنم فرمول مغز را تغییر بدم واز کلک های مغز چاق نجات پیدا کنم.