شبهایی بود که از ذوق صبحونهی فردا خوابم نمیبرد. از روز قبل کیک شکلاتی یا خامه عسلی خریده بودم و دلم میخواست زودتر صبح بشه که شروع کنم به خوردن. صبحونه که تموم میشد، نیم ساعت بعد به ناهار فکر میکردم. ساعت ۹ چایی و کیک، ساعت ۱۱ یه چیز دیگه، ساعت ۱ ناهار. یعنی بخش بزرگی از فکر من در طول روز دربارهی غذا بود. امروز میدونم این فکرها همون فرمولهای چاقی بودن که هر روز در ذهنم تکرار میشدن.
این نوشته جلسه هفتم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه ششم (پرخوری عصبی) دیدیم که پرخوری یه عادت یادگرفتهست. در این جلسه میخوام دربارهی موضوعی صحبت کنم که هم در چاقتر شدن ما خیلی اثر داره و هم در لاغر شدن ما: توجه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:

🧠 در لاغری با ذهن برنامهی غذایی نداریم
تا امروز هر روشی که برای لاغری امتحان کردی، احتمالاً یه برنامهی غذایی یا ورزشی یا دارویی بوده که جسمت رو تحت فشار میذاشت. ولی در لاغری با ذهن ما هیچوقت برنامهی غذایی یا ورزشی نمیدیم. ما فقط برنامهی ذهنی میدیم.
یعنی با تمرینها و فایلهای آموزشی، فرمولهای جدیدی در ذهن ساخته میشه و مغز بر اساس اونها فرمانهای تازه صادر میکنه. بنابراین کسی که تا چند ماه پیش مدام به غذا فکر میکرد، کمکم میبینه که دستش کمتر سمت غذا میره. این محدودیت نیست؛ فرمولهای چاقی عوض شدن و رفتار خودبهخود تغییر کرده. فقط مثل وقتی که رژیم داشتی، اینجا هم تکرار و استمرار لازمه تا مغزت دستورهای جدید رو قبول کنه.
🔦 به هر چی توجه کنی، بزرگتر میشه
حتماً شنیدی که «به هر چیزی توجه کنی، همون در زندگیت گسترش پیدا میکنه». این قانون دربارهی چاقی هم درسته. وقتی زندگی خودم رو با این قانون بررسی کردم، دیدم سالهای خیلی زیادی به چاقی توجه کرده بودم.
بچهها معمولاً به اضافه وزنشون اهمیتی نمیدن؛ بازی میکنن و شادن. ولی از یه سنی به بعد، نظر دوستان و فامیل برامون مهم میشه و از همون موقع به چاقیمون توجه میکنیم. این توجه از جنس بدشه؛ یعنی به خود چاقی فکر میکنیم، نه به راه رها شدن از اون. حتی وقتی رژیم میگیریم یا باشگاه میریم، باز توجهمون به چیزیه که میخوایم از بین ببریم؛ یعنی چاقی.
🏀 زنگ ورزشی که تصمیمهام رو عوض کرد
کلاس اول راهنمایی، معلم ورزش گفت بین بسکتبال، بدمینتون و طنابکشی یکی رو انتخاب کنیم. من عاشق بازی با توپ بودم و بسکتبال رو انتخاب کردم. ولی نمیتونستم خودم رو از زمین بلند کنم و هیچ پرتابم تو سبد نمیرفت. بعد از پنج دقیقه هم به نفسنفس میافتادم. رفتم سراغ بدمینتون؛ اونجا هم نمیتونستم دنبال توپ برم. آخر سر رسیدم به طنابکشی و دیدم همهی بچههای چاق کلاس اونجان. تنها جایی بود که بچهها التماسمون میکردن «رضا، تو رو خدا بیا تو تیم ما». بعداً فهمیدم به خاطر وزنمه.
خیلی سادهترش اینه که اضافه وزن داشت جای من تصمیم میگرفت. دایرهی انتخابهام هر روز کوچیکتر میشد و من هر بار کاری رو انتخاب میکردم که احساس بدم کمتر بشه. یعنی از چاقی فرار میکردم و همین فرار، توجه من رو بیشتر به چاقی میکشوند.

🚫 چیزهایی که به خاطر چاقی از خودم گرفتم
من عاشق رنگ زرشکی بودم، ولی مادرم همیشه میگفت «رنگ تیره بپوش که لاغرتر نشونت بده». بنابراین رنگهای مورد علاقهم رو کنار گذاشتم. شنا رو هم خیلی دوست داشتم، ولی کمکم دیگه نرفتم چون خجالت میکشیدم با اون اندام برم تو آب. دوستهام رو هم از بین کسایی انتخاب میکردم که مثل خودم یا چاقتر از من بودن تا کنارشون احساس بدی نداشته باشم.
در مهمونیها وقتی غذا میخوردم، فکر میکردم همه دارن نگاهم میکنن و میگن «این چقدر داره میخوره». سعی میکردم کمتر بخورم، ولی باز حالم خوب نبود. همهی اینها یعنی توجه به چاقی. بنابراین یکی از مهمترین فرمولهای چاقی همین توجه دائمی به چاقیه.
⚡ چرا از یه جایی به بعد چاق شدن سریعتر میشه؟
فرض کن چاقی یه زوری داره و تو هم یه زوری داری. هر چی تو بیشتر احساس ضعف و ناتوانی کنی، فرصت بیشتری به چاقی میدی که بهت غلبه کنه. خیلی از اعضای سایت میگن «از یه جایی به بعد سرعت چاق شدنم بیشتر شد». دلیلش اینه که اونقدر خودشون رو محروم کردن، خجالت کشیدن و خودشون رو سرزنش کردن که حس ناتوانی در برابر چاقی در وجودشون شکل گرفت.
🖼️ چرا وزن کمشده دوباره برمیگرده؟
خیلیها برام مینویسن «یه زمانی ۲۰ کیلو کم کردم، ولی همهش برگشت». دلیلش اینه که حتی وقتی لاغر شده بودن، باز نگران چاق شدن بودن. یعنی جسمشون تغییر کرده بود، ولی تصویر چاق قبلی هنوز در ذهنشون بود.
من هم همینطور بودم. هر بار وزن کم میکردم، لباسهام گشاد میشد. مادرم خیاط بود. وقتی میگفتم «مامان این لباس رو برام تنگ کن»، میگفت «یه کم صبر کن ببینیم میمونی یا نه». حتی مادرم باور نداشت من در اون سایز بمونم. راستش خودم هم باور نداشتم.
ذهن ما کاملاً تصویریه و مغز تمام تلاشش رو میکنه که تو رو به همون تصویری برسونه که در ذهنت ساختی. بنابراین وقتی از رژیم و باشگاه خسته میشی و رهاشون میکنی، مغز آرومآروم همون دستورهای قبلی رو صادر میکنه و جسمت برمیگرده به همون تصویر چاق.
⏳ زمان رو از ذهنت بنداز بیرون
توجه به لاغری به سادگی توجه به چاقی نیست. چون شواهد چاقی همهجا هست؛ در آینه، در عکسها و وقتی از پله بالا میری. ولی لاغری هنوز نیست. بنابراین این کار زمان میبره.
خیلیها میگن «من باید تا عید لاغر بشم» یا «تا عروسی برادرم». تعیین زمان تو رو شکست میده. شرکتهایی که دمنوش و کمربند لاغری میفروشن دقیقاً از همین ضعف ما استفاده میکنن: «یه ماه مصرف کن، چند کیلو کم کن». بعد وقتی نتیجه نمیگیریم، به جای محصول به خودمون شک میکنیم. مگه وقتی چاق شدی برای خودت زمان تعیین کرده بودی؟ لاغری هم مثل چاقی باید زندگی بشه. اگه یک سال یا سه سال طول کشید، چه اشکالی داره؟

🌱 سه قدم برای توجه به لاغری
برای لاغر شدن لازم نیست کار جدیدی انجام بدیم. فقط لازمه کارهای اشتباهی که الان انجام میدیم رو متوقف کنیم. وقتی کارهای نادرست رو انجام ندی، خودبهخود درستها انجام میشن.
قدم اول: دیگه دربارهی چاقیت حرف نزن
خودم سالها سعی میکردم به همه ثابت کنم که «به خدا من چیزی نمیخورم. چاقیم ارثیه». چرا باید برای همه توضیح بدی؟ همین توضیح دادن یعنی توجه به چاقی. وقتی دربارهش حرف نزنی، بخشی از این توجه خودبهخود از بین میره.
قدم دوم: خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر
خیلیها جلوی آینه طوری میایستن که فقط صورتشون دیده بشه و عکس نمیگیرن. این یعنی فرار از خود. فکر کن به همسرت بگی «از دیدنت حالم به هم میخوره». رابطهتون بهتر میشه یا بدتر؟ جسمت هم همینطوره. وقتی ازش متنفری، انتظار نداشته باش ذهنت برای بهتر شدنش تلاش کنه.
پذیرفتن خودت آسون نیست. خودم خیلی طول کشید تا بتونم جلوی آینه بایستم و اذیت نشم. ولی هیچ غذایی به زور وارد دهنت نشده؛ تکتک لقمهها رو خودت برداشتی. پس جسمت رو بپذیر و باهاش حرف بزن: «میدونم این کار رو من باهات کردم. ولی میخوام فکرم و رفتارم رو تغییر بدم. تو هم کمکم کن».
قدم سوم: دربارهی لاغر شدن بنویس
یه جملهای دارم که دوست دارم به یادگار داشته باشی: «همون قدر که دست به غذا بودن تو رو چاق میکنه، دست به قلم بودن تو رو لاغر میکنه». وقتی دربارهی لاغری مینویسی، تمام توجهت به لاغریه. من موفقیتهام رو مدیون متناسب شدنم هستم؛ همین که امروز میتونم جلوی دوربین بشینم، به خاطر اعتماد به نفسیه که بعد از متناسب شدن به دست آوردم.
فرض کن چند سال گذشته و کاملاً متناسبی. بنویس این تناسب چه اثری در سلامتیت، روابطت، کارت و اعتماد به نفست گذاشته. نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛ ذهن تو اصل رو از بدل تشخیص نمیده و تجربهی اونها رو مثل خاطرهی خودت حساب میکنه. اگه صدایی در ذهنت گفت «حالا بعداً مینویسی»، بدون این همون مقاومت ذهنه. پس همین امروز بنویس.
اگه میخوای این مسیر رو قدمبهقدم و با تمرینهای کامل بری، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: توجهت رو از چاقی بردار ✨
جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس و نوشتههای بقیه رو هم بخون.
📌 مرحله اول: فهرست توجه به چاقی
یه فهرست بنویس از کارهایی که به خاطر اضافه وزن انجام ندادی. لازم نیست زیاد توضیح بدی؛ فقط بنویس تا خودت ببینی چقدر به چاقی توجه کردی:
- 👗 چه لباسها و رنگهایی رو نپوشیدی؟
- 🏊 چه کارها و تفریحهایی رو کنار گذاشتی؟
- 👨👩👧 چاقی چه اثری روی رابطهت با همسر و اطرافیانت گذاشته؟
- 💼 در شغل یا درس، کجا به خاطر وزنت خودت رو عقب کشیدی؟
📌 مرحله دوم: سه قدم رو شروع کن
- 🤐 بنویس قبلاً چطور دربارهی چاقیت حرف میزدی و از امروز با خودت عهد کن دیگه دربارهش حرف نزنی.
- 🤗 بنویس چه احساسی به جسمت داری. بعد چند کار کوچیک برای آشتی با جسمت بنویس؛ مثل پوشیدن رنگی که دوست داری، عکس گرفتن در مهمونی یا لبخند زدن به خودت در آینه.
- ✍️ داستان متناسب شدنت رو بنویس: فرض کن چند سال گذشته و متناسبی. این تناسب چه اثری در سلامتی، روابط، کار و اعتماد به نفست گذاشته؟
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت هشتم: اصلاح تصویر ذهنی چاق) میبینیم تصویری که از خودمون در ذهن داریم، چطور روی جسممون اثر میذاره و چطور میشه عوضش کرد.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
خانم مریم از تهران
خانم مژگان از تهران
۱. فرمولهای چاقی یعنی چی؟
یعنی برنامههایی که سالها در ذهن ما تکرار شدن و مغز بر اساس اونها فرمان خوردن و رفتارهای چاقکننده رو صادر میکنه. یکی از مهمترینهاش، توجه دائمی به خود چاقیه.
۲. توجه به چاقی چطور ما رو چاقتر میکنه؟
وقتی به خاطر چاقی خودت رو از لباس، تفریح و رابطه محروم میکنی و خودت رو سرزنش میکنی، احساس ناتوانی بیشتری پیدا میکنی و تصویر چاقتری از خودت در ذهنت میسازی. مغز هم تو رو به سمت همون تصویر میبره.
۳. چرا وزنی که کم کردم دوباره برگشت؟
چون جسمت تغییر کرده بود ولی تصویر ذهنیت هنوز چاق بود و نگران چاق شدن بودی. وقتی روش قبلی رو رها کردی، مغز دوباره دستورهای قدیمی رو صادر کرد.
۴. از کجا شروع کنم که به لاغری توجه کنم؟
سه قدم: دربارهی چاقیت با کسی حرف نزن، خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر، و دربارهی مزیتهای لاغر شدن بنویس. برای لاغری هم زمان تعیین نکن.
امتیاز 3.93 از 248 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











سلام هربار که برای لاغری کاری انجام دادم هیچ ذهنیتی در مورد لاغری نداشتم که چه اتفاقی میافته بدنم چه شکلی میشه یا لباس هام که تغییر میکنه یا نظر بقیه چی میشه فقط بدم میومد از اینکه چه چاقم فقط بار آخر که رژیم گرفتم چون همراهش ورزش هم میکردم و بعد ورزش جلوی آینه می ایستادم خودمو نگاه میکردم با خودم فکر می کردم خیلی بهتر میشه که لاغر بشم و این باعث مداومت کار شد ولی وقتی به وزن ایده آل رسیدم و رژیم را ترک کردم همش نگران بودم که دوباره چاق بشم و فکر می کردم که با هر لقمه غذایی که میخورم چاقتر میشم و بعد از چند ماه همون اتفاق افتاد و برگشتم به شرایط قبل البته من خیلی چاق نیستم کلا و لی همین اینقدر اضافه وزن هم نمیخوام داشته باشم میخام متناسب باشم همیشه بدون ترس از غذا خوردن یا ترس رژیم و غذا نخوردن یا اینکه الان این غذا را میخورم دوباره چاق میشم یا اگه غذا کم بخورم نیم ساعت دیگه دوباره گرسنه میشم از همه اینها خسته شدم
نشان های دریافت شده
باسلام
۱.چطورقبلادرموردچاقی صحبت می کردید؟
مدام بهانه آوردن و فرارکردن
مدام صحبت کردن و بحث رو وسط کشیدن
قبل از نصیحت بقیه توضیح دادن و مظلوم نمایی و تازه ی جوری توضیح میدادیم ک طرف قشنگ قانع بشه و علاوه بر خودت به بقیه هم بفهمونی من چاقم و دست خودمم نیست و سرنوشتمه و ژنتیکه و درهرحال کاری از دست من برنمیاد و به طور کلی بهانه آوردن.
۲.این حرف ها چه احساسی در شما ایجاد میکند؟
احساس مظلومیت .حقم رو خوردن.بیچاره بودن.ناتوانی و بی ارادگی .احساس سرخوردگی و تنفر .تنفر از خودم و جسمم و زندگیم نمیدونم چ شکلی توصیفش کنم ولی از درون خیلی حس بدی بهم دست میداد و انگار حالم از خودم بهم میخورد و فشار زیادی بهم وارد میشد.
تعهد نامه
من یلدا ملکوتی خواه از امروز ۱۶مهر ۱۴۰۴ متعد میشوم که دبگ هیچ وقت درمورد چاقی و اضافه وزنم صحبت نکنم🤚✔️
۳.چه احساسی نسبت ب بدن فعلیت داری؟
خیلی دوستش ندارم و گاخا از جلوی ایینه رفتن و عکس گرفتن یا دیدن خودم در عکس یا میترسم یا میخوره تو ذوقم و اصلا خوشم نمیاد
ولی یکم فکر کردم.یکم به حرف های شماهم فکر کردم و دیدم همینه که هست چاقی من چیزی هست که خودم ایجادش کردم ،برای منه،بدنه منه،و الانم فقط خودم هستم که میتونم تناسب رو ایجاد کنم و فقط باید از درست ترین و بهترین راه اقدام کنم و ادامه بدم بزرگترین پوئن مثبت من اینه ک این راهو پیدا کردم و بهش ایمان دارم.
۴.ایا نسبت به گذشته احساس بدتری پیدا کردید؟
نه واقعا نه از سالی که دردوره ها هستم دیگع هیچ وقت احساساتم شبیه گذشته نشد ،بالاو پایین زیادداشتم ولی شبیه به قبل اصلا نه ابدا
دیگ هیچ وقت اونقدرازخودم متنفر نشدم و از خودم بدم نیومد
من متعد میشوم شرایط فعلی خودم را با عشق ومهربانی بپذیرم و با جسمم آشتی کنم و دوسش داشته باشم .
۵.لاغری چه مزیت هایی برای من داره؟
به تناسب می رسم،به سلامتی میرسم،حالم خوبه،اعتماد ب نفسم میره بالا،خودمو بیشتر دوستدارم،میتونم ورزش مورد علاقمو ادامه بدم،لباس های چین دار و پفی که عاشقشم روبپوشم،راحت برم خرید بدون ترس استایلی که دوست دارم رو داشته باشم ،احساس متفاوت بودن نکنم ،احساس سبکی داشته باشم،بشم یلدایی که دوستدارم باشم.برسم به هدف ها و ارزوهایی ک دوستدارم و بسازم زندگیی رو ک میخوام.
۶.چه تاثیری بر سلامتی روحی و جسمی ات خ.اهد داشت؟
روحیه بسیاربالامیره و عالی میشه و حال دلم هم خوب میشه و اعتماد به نفسم و عزت نفسم بالا میره ،ازلحاظ جسمی هم به فرمی برسم کع دوست دارم میرسم،سبک میشم و زندگی رو زندگی میکنم.
۷درروابطت چه تغییری ابجاد مبکنه؟
به خاطر اینکه خودم رو خیلی بیشتر دوست دارم قطعا روی روابطم هم تاثیرمیزاره و روحیه بلاتری دارم و راحتتر ارتباط میگیرم و احساس بد و متفاوت بودن ندارم و روابطم بهتری میتونم داشته باشم
۸اعتماد به نفست چطور بالاتر میره؟وقتی سبک باشی،مدام احساس عذاب وجدان نداشته باشی،حالت بد نباشه،خودتو دوستداری،ازدیدن خودت لذت میبری،و همچین کاراکتریو مگ میشه دوست نداشت؟۹درسبک و کارت چه تحولاتی ایجاد می شود؟شادتر ،باانگیزه تر،سبک تر،بااعتماد ب نفس تر ۱۰چه تاثیراتی برامید و شادی زندگیت داره؟حال خوب،زندگی متفاوت و واقعی،لذت بخش و پیداکردن خودم و مسیرم و حال و آدمی که میخوام
لاغرشدن آسانترین کار دنیاست
ممنون از اگاهی های زیباتون
نشان های دریافت شده
با درود
از زمانی که رژیم ها شروع شد همیشه خودم را محدود می کردم و غافل از اینکه این محدودیتها بیشتر مرا به سمت چاقی هدایت می کرد به معنای دیگه توجه کردن به چاقی بود . از زمانی که احساس کردم وزن اضافه کردم رژیم ها و بعد ورزشها و هر روز دنبال روش جدید چون فکر می کردم شاید روش جدید بهتر باشه و به نتیجه دلخواهم برسم اما هیچ وقت اونون اتفاق نیفتاد و غافل از اینکه همه اینها یعنی توجه کردن به چاقی ،برای همین سالها در حسرت ۴۹ کیلو یی موندم و اکنون خوشحالم که در مسیر یادگیری هستم تا یاد بگیرم فرمولهای چاقی را شناسایی و کشف کنم تا به وزن دلخواهم برسم
چافی اصلا چیست ؟ عادتهای کوچکی که هر روز تکرار می کنیم و تکرار آنها به فرمولهای پنهانی چاقی تبدیل شده که سالهاست توذهن ما جا خوش کرده .فرمولهای چاقی که به صورت نا خودآگاه و اتوماتیک اجرا می شوند مثلا : به ماآموزش دادند که باید غذای بشقابتون را تموم کنید اگر نکنید اصرار است و خداوند اصراف کاران را دوست ندارد و موضوع بر اثر تکرار جزه شخصیت ما شده و اکنون باید بفمیم که این اصراف نیست بلکه با این کار سلامتی خود را از دست می دهیم که بسیار مهمتر است همی چند روز پیش یک قاشق تو بشقابم مونده بود که شوهرم گفت تمومش کن !گفتم :سیر شدم ترجیح می دم بیرون بریزم و این باور اشتباه بطور نا خودآگاه آشکار می شه و فرمان را به دستش می گیره و دستور می ده غذایت را تموم کن که اصراف نشه .اما من چون این آگاهی را بدست آوردم که اصراف نیست با خیال راحت گفتم به شوهرم که ان را بیرون می ریزم و نظرش را رد کردم
اگر غذا نخورید حالت بد می شه این هم یک فرمول اشتباه .خدا رحمت کند پدرم را همیشه می گفت غذا کم نخور که ضیعف می شی و بعد مریض می شی و حتی ماه رمضان هم اجازه نمی داد روزه بگیرم چون نگران سلامتی من بود
خوردن دسر بعد از غذا: این هم یک فرمول اشتباهی که همه می گفتند: مثلا بعد غذا شیرینی خوبه یا بعد از غذا چایی به هضم غذا کمک می کند
صبحت کردن در باره چاقی :بدترین مخرب
ذهن که شروع می کند به انتقاد کردن از جسمت مثل: چقدر اضافه شدم لباسها تو تنم خوشگل نیستد با این همه رعایت کردن و مواظب بودن چرا هیچ تغییری نمی کنم و این زمزمه ها مثل خوره ذهن من را می خوره و دگرگونم می کند خدا را شکر از وقتی در مسیرم این زمزمه ها کمتر شده یعنی تا شروع می کند با مثبت کفتن به جسم آن را رها می کنم
شوخی و مسخره کردن خودم با دیگران به خاطر اضافه وزن ! در این مورد من هیچ گونه تجربه ایی ندارم چون هیچوقت چاقی نبودم که اینگونه تجربه ای داشته باشم در عوض همیشه اطرافیانم از من می پرسیدند چطوره در این تناسب هستی باید به بقیه جواب می دادم که چطوره متناسب هستم و من هم می گفتم لاغر شدن خیلی سخته باید ورزش کنی که حسابی عرق کنید و همرا با ورزش باید رژیم های سختی بگیری که البته همین رفتار من ترس از چاقی بود و توجه به چاقی و این فرمول هم بد جوری در ذهن من جا خوش کرده و برای همین با اونون همه تلاش هیچوقت به وزن ایده الم نرسیدم و همیشه تا یکی را می دیدم که در وزن ایده الم است می پرسیدم چکار می کنید و حسرت می خوردم که چرا اونون می توند مگر چکار می کند که من نمی تونم این هم یعنی :توجه به چاقی از این لحظه تعهد می دهم که هیچ گونه زمزمه مخربی در ذهنم بابت بدنم نداشته باشم با خودم دوست باشم و خودم را همین طور که هست بپذیرم و از نگاه کردن به خودم لذت ببرم
چه احساسی نسبت به بدن فعلی تان دارید ؟ بدن فعلی ام را که نگاه می کنم گاهی خوشحال و خشنود می شم و اما گاهی بر عکس خوشحال نمی شم و کلی ایراد از بدنم می گیرم .همین جا همین الان مچم را گرفتم !این دیده من نسبت به نگاهم به خودم معلوم است که عیب در ذهن منه چون بدن من که همون بدن است چرا یک بار دوستش دارم و یکبار نه پس دوباره متعهد می شم که شرایط فعلی خودم را با عشق و مهربانی بپذیرم باهش گفتگو کنم و معذرت بخوام و با خودم آشتی می کنم و قول می دهم در هیچ شرایطی از بدنم دلگیر نشم و حرفهای مثبت بزنم
با پوشیدن لباس های دلخواهم به خودم انرژی مثبت بدم
با نگاه کردن به خودم در اینه لبخند بزنم و با گفتن حرفهای مثبت رابطه ام را با خودم تغییر بدم
لاغری چه مزیت هایی داره ؟اولین مزیت آن از نگاه کردن به خودم غرق در شادی و خوشحالی می شوم که باعث آرامش در روح و روانم می شه و هر لباسی تو تنم زیباست و هر رنگی در تنم زیباست اعتماد به نفسم را افزایش می دهد و عزت به نفسم را بالا می ببرد و این شاد و خوشحالی در سلامتی من ،چه روحی ،و چه فیزیکی ،نقش مهمی را ایفا می کند و همه اینها باعث رابطه بهتری در رابطه می شود و در کسب و کارم هم تاثیر بسزایی می زارد من خودم را در تناسب ایده الم بسیار شاد و خوشحال می بینم و از هر لحظه از زندگی لذت می ببرم . خدا را شکر که در مسیری هستم که باعث شادی و خوشحالی من می شود
خدایا از خودم سپاسگزارم
استاد سپاسگزارم
سلام عصرتون بخیر و خوشی
من همیشه در حال گفتن کلمات منفی در مورد خودم بودم بیشتر وقتمو تو آینه میگذروندم که این چه اندامیه داری چرا تو یه سانت هم کم نمیکنی یا لباس قدیمی هام نو نو منتظر هستن که من بپوشمشون و وقتی شکم و پهلوم توی لباس های جدید میفته کلا صرف نظر میکردم به دیدن لباس های قدیمی به شدت از خودم عصبانی میشدم و به خودم فحش میدادم تو خیلی بی اراده و ضعیفی میگفتم فلانی شانش داره هرچی میخوره تکون نمیخوره بعد من آب هم بخورم چاق میشم و این حرفا در من حس ناتوانی ناامیدی کم شانس بودن اعتماد به نفسم کلا صفر میشد و در نهایت باعث گریه افتادنم و استرس دقیقا زمانی که جشن یا مهمانی میشد که من الان چی بپوشم مامانم همیشه توصیه میکرد پارچه مشکی یا رنگ تیره بخریم بدیم خیاط یا آماده ای ها هم همیشه رنگ بسته بودن حسرت یه رنگ شاد دخترونه چسبان بدون افتادن شکم و زیرشکم و پهلو به دلم مونده بود و حس بی انگیزه ای بهم دست میداد و کلا از دختر بودنم پشیمون بودم ناامید و خسته
من، ندا، از این لحظه با آگاهی کامل متعهد میشوم که:
زبانم را تغییر دهم. به جای صحبت دربارهٔ چاقی، دربارهٔ سلامتی، انرژی و احساس خوب صحبت خواهم کرد. گله و شکایت را کنار میگذارم و با بدنم با احترام صحبت میکنم
همیشه توی همه حال از بدنی که دارم حس تنفر ناامیدی و بیهودگی دارم مدام توی سرزنش کردم بدنم هستم خصوصا وقتی لباسی که دوست دارم سایتم نباشه.توی گذشته بت اینکه بدم میومد از بدنم و شرایطی که دارم اما یکم بی تفاوت گذر میردم چون زیاد مهم نمیدونستم اما الان شرایط برام سخت تر شده خیلی بیشتر بهش فکر میکنم و حس بدتری نسبت به خودم دارم
من ندا عمادی از امروز با خودم قرار میگذارم که دیگه با بدنم قهر نباشم. بهش به چشم خونهای نگاه میکنم که همیشه ازم محافظت کرده. ممکنه این خونه تو ذهن من الان نیاز به کمی بازسازی داشته باشه، اما این دلیلی برای خراب کردنش نیست همین وضعیت فعلیام رو میپذیرم. این پذیرش به این معنی نیست که تسلیم شدم، بلکه یعنی دارم از نقطۀ الآن برای ساختن یک مسیر بهتر و سالمتر شروع میکنم. جنگیدن را تمام میکنم تا انرژیام را برای ساختن بذارم با خودم مهربان میشوم. به جای حرفهای زننده، با خودم مثل یک دوست خوب حرف میزنم.
برنامه عملی من برای این آشتی آینه که هر صبح تو آینه به خودم نگاه میکنم و با لبخند میگم: “صبح بخیر ندا امروز روز خوبیه. هفتهای یک بار، حتی اگر جایی نمیرم، بهترین لباس مورد علاقهم رو میپوشم و فقط برای خوشحال کردن خودم، یه کار خاص برای خودم میکنم مثلا میرقصم وقتی یه فکر منفی به سرم زد (مثلاً ای وای، بازم چاق شدم)، دستم رو روی قلبم میذارم یه نفس عمیق میکشم و میگم باشه، اشکال نداره.درست میشه.چون مسیرت درسته
حرف آخر: من باور دارم که تغییر واقعی از جایی شروع میشود که با خودمان مهربان باشیم. من از همین الان لایق این مهربانی هستم.
مرحله سوم پیشگویی
من ندا با بدنی لاغر و طبیعی لاغری باعث شده اعتماد به نفسم زیاد بشه دیگه وقتی تو جمع میشینم، خودم رو قایم نمیکنم.با افتخار حاضر میشم.دیگه از دیدن عکسهام فرار نمیکنم،بلکه ازشون لذت میبرم.حس میکنم میدرخشم.مردم به خاطر انرژی مثبت و اعتماد به نفس بالام بیشتر به سمت من جذب شدن. دیگه در مهمانیها ساکت و گوشهگیر نیستم.راحتتر دوست پیدا میکنم و روابطم عمیقتر میشه.چون نگران قضاوت بقیه نیستم بدنم سبکتر و قویتر شده. دیگه از بالا رفتن از پله نمیترسم. انرژیام بیشتر شده و صبحها با شادی بیدار میشم. دردهای بدنی کم شدن و حس میکنم جوانترم.میتونم برم خرید وبدون هیچ استرسی هر لباس رنگ شاد و سایز کوچیکی که دوس دارم رو بخرم و بپوشم.این،بیرونیترین نشانهٔ آرامش درونیمه.تو کارم با تمرکز بیشتر و انرژی بالاتری حاضر میشم. این حالت مثبتام ممکنه باعث بشه فرصتهای بهتری سر راهم قرار بگیره بزرگترین تاثیر مثبتش اینه که دیگه زندگیم رو یک جنگ دائمی با بدنم نمیبینم.حس میکنم یک سفر شاد و پر از امید رو شروع کردم هر روز با انگیزه بیشتری از خواب بیدار میشم و میدونم که برای چیزهای خوب ساخته شدم.
سلام و درود
این طریق انجام تمرین و استفاده از محتوای آموزشی فوق العاده است
به شما دوست عزیر تبریک میگم
انشاالله نتایج عالی میگیری
به همین طریق و سبک تمرینی ادامه بدید
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
ممنون استاد بابت توجهتون به محتوای من قطعا همینطور من در کنار آمورش های شما به بهترین ها میرسم و به زودی به مراحل خرید آموزش ها دست پیدا میکنم
سلام از فایل ۷
یه تعریف خیلی ساده و جزئ از قانون جذب اینه که به هرچیزی که توجه کنی باورش کنی و توی ذهنت بتونی تجسمش کنی میرسی بهش مهم نیست اونی که توی فکرت هست چیه خوشت میاد یا نمیاد مهم اون فکری هست که داری به کائنات میفرستی.
دقیقا ۴ سال پیش با وزن ۵۵ خودمو به حدی چاق میدیدم که انگار توی وزن الانم هستم واقعا داشتم خودمو با یه عالمه اضافه وزن تصویر سازی میکردم بدون این که از قانون جهان آگاه باشم .
با گذر زمان و افزایش رفتار های چاق کننده و افزایش وزن فکر چاقی در من بیشتر میشد و من همه جا سایه چاقی رو روی خودم تجربه میکردم مثلا از تجربه اولین خریدم که با فکر سایز ۴۴ رفتم آخرش سایز ۴۸ و خریدم یه صدای محکم توی ذهنم واییییی ۴ سایز بیشتر شدی .
یا زمانی که یه تایم زیادی و با همسرم پیاده میرفتیم نفسم بند می امد و میگفت بخاطر اضافه وزن و کم تحرک بودنته صدا چاقی باز در من بیشتر میشد
یا توی باشگاه که نگم هر حرکت ورزشی که انجام میدادم چاقی و بیشتر لمس میکردم .
من روزی چند بار چاقی و حس کردم لمسش کردم تصویر سازی کردم و باورش کردم و جهان ذهن هر چی که اسمشو بزاری تقدیم من کرد .
حالا که از قانون آگاهم راجب چیزی که ازش خوشم میاد و تکرار میکنم من جوری زندگی میکنم که انگار یه خانوم بیسار خوش اندام با وزن ۷۰ کیلو هستم با خودم هر روز راجب لاغری و زیبایی هام حرف میزنم خودمو تصور میکنم در جسمی که قبلا توش بودم .
من عاشق خودمم من عاشق اینم که لباس های رنگی رنگی تنم کنم عاشق اینم آزادانه بچرخم برقصم راه برم اصلا بدوم .
من عاشق اون لحضه هستم جلو اینه خودمو میبینم و لبخند رضایت میزنم
من عاشق اون لحظه هستم که همه قرار یه پریسا جدید و ببینن
من دیوانه وار منتظر زمانی هستم که بدون محدودیت هر لباسی که دلم بخواد و میخرم و میپوشم😍
من همین الانشم اون حس هارو دارم شاید اگه کسی جسم منو ببینه متوجه نشه ولی من در ذهنم با تمام سلول های بدنم دارم لاغری و سبکی و حس میکنم
لاغری زیباست و من عاشق زیبایی هستم🥰😍
سلام
انجام تمرینات جلسه هفتم
چطور قبلاً درباره چاقی صحبت میکردید؟
من خیلی وقت بود که درباره چاقیم با کسی حرف نمیزدم اصلا اما این چندماه اخیر چندباری با پارتنرم و مامانم و دوستم صحبت کردم و همون موقع هم دوست نداشتم صحبت کنم یا مثلا دیروز رفته بودم لباس بخرم و درمورد اینکه اعتماد به نفس ندارم لباس بخرم یا وقتی یچیزی اندازم نبود غصه میخوردم صحبت میکردم که دقیقا این حرفها توجه به چاقیه به هرحال من لباس خریدم این حرفهارا نمیزدم هم اتفاقی نمیوفتاد
فقط میخواستم حس بد خودمو تلطیف کنم و درواقع به بقیه بگم از من بدتون نیاد اگه چاقم و تایید بگیرم یا یکی دوباری در مورد میزان غذا خوردنم با پارتنرم صحبت کردم و این اصلا خوشایندم نبود مثلا گفتم مامان و بابام وقتی یکم غذام اضافه میومد دعوام میکردند و اینا و بنظرم لزومی نداره که کلا در مورد اینکه دلم میخواد چجوری غذا بخورم و غذا خوردنم و بدنم با کسی حرف بزنم آدمها چشم دارن خودشون میبینن من چرا باید هی توضیح الکی به بقیه بدم و به چاقی توجه کنم
این حرفها چه احساسی در شما ایجاد میکرد؟ خب حرف زدن درمورد چاقی اصلا حس خوبی به من نمیده قطعا به هیچکس نمیده چون چاقی چیزیه که هیچکس دوستش نداره و ما درموردش حرف میزنیم تا خودمون را تبرئه کنیم و از بقیه تایید بگیریم و این علاوه بر اینکه توجه به چاقیه اعتماد به نفسمون را هم از بین میبره چه اهمیتی داره که بقیه چی میگن یا چه فکری میکنن به هرحال این چاقی منه من دارم با این چاقی دست و پنجه نرم میکنم منم که بدنمو باید دوست داشته باشم نباید منتظر تایید بقیه باشم و بخوام خودمو بخاطر چاقیم پیش دیگران تبرئه کنم
خودم باید مسئولیت چاقیم را بپذیرم و تصمیم بگیرم که به اندام دلخواهم برسم و این خیلی قشنگ تر و شجاعانه تر از صحبت کردن با دیگران و دنبال تایید بودنه
پس من یه تصمیم مهم میگیرم که در مورد چاقی و غذا خوردن و هر مسئله ای که مربوط به چاقی میشه با هیچکس حتی پارتنرم و حتی مامانم صحبت نکنم
چه احساسی نسبت به بدن فعلیتان دارید؟
خب خیلی دوستش ندارم حتی دیروز که رفته بودم لباس بخرم خودمو توی لباسها زشت میدیدم و احساس میکردم لباسها منو چاقتر نشون میدن
ولی خب این خوب نیست بهتره با خودم آشتی کنم و خودمو دوست داشته باشم
آیا نسبت به گذشته احساس بدتری پیدا کردهاید؟
نه امروز و کلا این چندوقت که دوباره دارم دوره را انجام میدم حسم نسبت به بدنم خیلی بهتره و بدنم را بهتر میتونم بپذیرم
سپس متعهد شوید:
به نظرم مهمترینش اینه که وقتی خودمو توی آینه نگاه میکنم به خودم عشق بدم حتی بلند بلند به خودم حرفهای محبت آمیز بزنم و خودمو توی لباسهایی که میپوشم تحسین کنم
توی عکسهای مشترک راحت بایستم و سعی نکنم پشت بقیه قایم شم که اندامم دیده نشه
راحت از خودم عکس قدی بگیرم
لباسهای تمیز و قشنگ بپوشم و لباسهایی که دوست دارم را بپوشم و به خودم اهمیت بدم
هربار خودم را میبینم به خودم لبخند بزنم
لاغر شدن بهم اعتماد به نفس زیادی میده میتونم هر مدل لباسی که دلم میخواد را بپوشم و توی هرجمعی که حاضر میشم اعتماد به نفس داشته باشم و نظر دیگران را نسبت بهم تغییر میده
وقتی که لاغر بشم با اعتماد به نفس بیشتری ورزش میکنم لباسهای ورزشی میپوشم لباسهای مهمونی میپوشم بیرون میرم با دوستام میرم گردش و تفریح میکنم وقتی لاغر بشم راحتتر دوچرخه سواری میکنم راحت تر پیاده روی میکنم راحتتر از پله بالا پایین میرم وقتی لاغر بشم سبک تر میشم و ذهن و جسمم رها میشن وقتی لاغر بشم میتونم طبق سلیقه دلخواهو لباسهای موردعلاقم را بپوشم میتونم طبق سلیقه ام رنگهای دلخواهم را بپوشم میتونم برم استخر و از اندام زیبام لذت ببرم
وقتی لاغر بشم ذهنم آرومتر خواهد بود دیگه درگیر مساىل پیش پا افتاده نخواهد بود توی ارتباطاتاتم با آدمها بهتر و با اعتماد به نفس تر خواهم بود وقتی لاغر باشم میتونم کسب و کارم را گسترش بدم و نتایج خفنی بگیرم
در کل لاغری کلید تموم خوبیهای جهانه
خب چاقی یک بیماری هست و باعث هزارمدل بیماری توی بدن میشه تناسب اندام باعث میشه خیلی از دردهام کمتر بشن مثل دردهای کمرم درد زانوم خستگی مداومی که باهامه و فرز نبودنم
وقتی لاغر بشم رفلاکس معدم بهتر میشه دردهای قائدگیم کمتر میشن راحتتر میتونم فعالیتهای دلخواهمو انجام بدم بعد از نیم ساعت از دوچرخه سواری خسته نمیشم و میتونم ساعتها دوچرخه سواری کنم میتونم ساعتها پیاده ذوی کنم و بدنم در سلامت کامل قرار میگیره
وقتی که لاغر بشم روحیم خیلی بهتر میشه میتونم وقتهایی که حالم بده برم خرید و حالم خوب شه و در کل روحیه خیلی بهتری خواهم داشت خودمو خیلی بیشتر دوست خواهم داشت خیلی شادتر خواهم بود و احساس خوبی نسبت به خودم خواهم داشت
در کل فکر میکنم تناسب اندام تاثیر خیلی زیادی روی سلامت روح و جسمم داشته باشه
تناسب اندام باعث میشه که من توی روابطم اعتماد به نفس بیشتری داشته باشم و همین باعث میشه راحتتر و بدون شرم درخواستهام را بیان کنم باعث میشه به خودم برای انجام کارها اعتماد بیشتری داشته باشم باعث میشه در روابطم احساس بهتری نسبت به خودم داشته باشم
وقتی که خودم خودمو بیشتر دوست داشته باشم اعتماد به نفسم بیشتر میشه
وقتی میبینم که تونستم لاغر بشم میتونم به خودم برای انجام هرکاری تو دنیا بیشتر اعتماد کنم چون من با اعتماد به خودم و توانمندیهام لاغر شدم
خیلی تحولات خوبی رخ خواهد داد من توی حمع ها حس بهتری خواهم داشت و با اعتماد به نفس خیلی زیادی درخواستهام را بیان میکنم ،حرفهام را میزنم و منتظر نمیمونم بقیه تاییدم کنند ، با اعتماد به نفس زیادی کسب و کارم را گسترش میدم و خودم را پرزنت میکنم و تولید محتوا انحام میدم
بیشترین تاثیری که لاغر شدن توی زندگیم میزاره تاثیر روی امید و شادیمه
من مطمئنم که وقتی لاغر بشم خیلی شاد خواهم بود و خیلی روزهامو با عشق بیشتری میگذرونم امیدم به آینده خیلی بیشتر خواهد بود و زندگیم را با حس بهتری خواهم گذروند
من مطمئمم لاغری در همه جنبه های زندگی من تاثیرات مثبت زیادی خواهد گذاشت چون وقتی یبار لاغر شدم دقیقا در همه جوانب زندگیم پیشرفت کردم و موفق شدم و حالم بهتر بود
من سبک زندگیم قراره تغییر کنه
من سبک زندگیم قراره لاغری باشه
پس عجله ای براش ندارم قراره تا آخر عمر این سبک زندگی من باشه پس خودمو آزار نمیدم که زودتر لاغر بشم چون میدونم در انتهای این مسیر لاغری منتظر من ایستاده فقط باید ادامه بدم و به تاریخ اهمیتی ندم
خدایا شکرت که من را با این سایت فوق العاده آشنا کردی
خدایا شکرت
فریماه ازت ممنونم که با وجود همه ی مسائل سخت زندگی ، با وجود همه وسواس های فکری ، باوجود دندون درد و وسواس به دندون ، داری مسیرت را ادامه میدی و هرروز برای بهتر شدن خودت گام های موثر برمیداری من به خودم افتخار میکنم چون همیشه دارم برای بهبود شرایط خودم قدم برمیدارم و هرروز نسبت به دیروز بیشتر به خودم عشق میورزم
خدایا شکرت
ممنونم استاد
نشان های دریافت شده
💖 در پایان این بخش، یک تعهدنامه محکم بنویسید: از این لحظه به بعد هیچ حرفی درباره چاقی نمیزنم!من تعهد دادم و خدا رو شکر درباره ی این تعهدم تا حد زیادی تونستم موفق بشم و هر کی درباره چاقی و رژیم حرف میزنم من فقط فرمولهای جدید رو به خودم یادآوری میکنم و تمام تلاشم اینه که وارد بحث نشم.خدایا شکرت.
✍🏻 سپس متعهد شوید:
مثلاً:
🌟 توصیه: هر روز تمرین لبخند در آینه رو انجام بده تا رابطهت با خودت معجزهآسا تغییر کنه
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم.
لاغری حق من هست و من لایق لاغری هستم.
تاثیرات لاغری در زندگی من(این داستان بر فرض سه سال آینده و یک زهرای متناسب و عالی هست :زهرایی با وزن ۵۷کیلو،پوستی صاف و شفاف سینه هاس سبک و زیبا، قدی بلندتر شکم و پهلوهای تخت صاف میباشد)
سال ۲۰۲۸میلادی و۱۴۰۷شمسی: امروز من به خاطر موسیقی وارد کشور کره جنوبی شدم. از اونجایی که کره هایی خیلی به اندام و وزن اهمیت میدهند و معیارهای زیباییشون در این زمینه خیلی بالاست،وقتی منو دیدن همه درمورد اندام زیبای من پچ پچ میکردن. دو نفری که اومده بودن فرودگاه دنبالم، حسابی باهم صحبت میکردن و میگفتن خوشبحالش چه اندام زیبایی داره. حتی انقدر کوچولو و ریزه و میزه شدم که بادیگاردها همش میترسن که منو گم کنن. وقتی از فرودگاه خارج شدیم و سوار ون شدیم، راننده گفت:وای خانوم خوش امدید به کره،شما قطعا خیلی بین کره ای ها محبوب میشید چون اندام زیبایی دارید. وقتی رسیدیم به کمپانی و رئیس کمپانی اومد استقبالم لبخندی زد و گفت: شما یکی از معیارهای اصلی استخدام در کمپانی که داشتن چهره و اندام متناسب هست را دارید،واقعا عالی هستید. منم تشکر کردم. وقتی منو برد به کارآموزها معرفی کنه همه ازم میپرسیدند چه اندام لاغر و روفرمی داری. یکی از دخترها گفت:من فیلم های نوازندگی شما را دیدم،قبلا خیلی چاق بودید چجور الان چنین اندام زیبایی دارید؟؟ لبخندی زدم و گفتم:خب آدمها میتونند تغییر کنن مگه نه؟؟
حتی خانوم خدمتکار که کمی اضافه وزن داشت با شنیدن این حرف گفت:چجوری لاغری کردی و برای همیشه لاغر موندی من که هربار رژیم میگیرم دوباره چاق میشم. لبخندی زدم و گفتم:رژیم فایده نداره و دیگه حرفمو ادامه ندادم.
رئیس وقتی منو برد پیش گروه اصلی که قرار بود باهاشون همکاری کنم با دیدن من همه گفتن وای خیلی زیباتر و خوش هیکل تر از عکسات هستی. وای اندامت خیلی خیلی زیباتر از عکس هات هست. (منم تو دلم کیلو کیلو قند آب میشه).
وقتی اومدم تپ خیابونهای سئول قدم میزدم، همه توجهشون به بدن من و لباسهایی که به خاطر فرم عالی بدنم بسیار زیبا ایستاده بودن جلب میشید.
از اونجایی که اکثر فروشگاه ها تو کره سایز کوچک لباس دارن منم با خیال راحت از هر پاساژ و مغازه ای خرید میکنم. دوستان ایرانی مقیم در کره که باهم آشنا شدیم همشون حتی لاغرها هم از اندام زیبا و متناسب من صحبت میکنند.
زمانهایی که روی استیج دارم اجرا میکنم، وقتی تصویرمم را با لباسهای زیبا روی مانیتور بزرگ میبینم کیف میکنم و لبخند میزنم،حتی در فضاهای مجازی بیشتر از اینکه به خاطر هنر موسیقی ام معروف بشم بخاطر اندام متناسبم معروف شدم.
بخاطر سبکی وزنم نفس گیریم در سازهای بادی بهتر و پخته تر شده و پنج ساعت هم پشت سرهم بزنم خسته نمیشم.
جسمم چقدر سالمه و خبری از سوزش گردن نیست. کمرم مثل فنر هست.
حرکات رقص را به راحتی و بدون کوچکترین نگرانی انجام میدم.
من لایق داشتن این وزن زیبا و این اندام زیبا هستم.
نشان های دریافت شده
باسلام من با آموزشهای این قسمت متوجه شدم که:
هر چیزی رو که روش تمرکز بیشتری بکنم اون چیز برام پر رنگ تر میشه درست مثل زوم عکاسی که وقتی میخوام روی نکتهای از عکس دقت کنم روش زوم میکنم اون بزرگتر و پررنگ تر میشه
پس اگر بر روی چاق نشدن تمرکز کنم یعنی به ذهنم این پیام رو میدم که چاقی خوبه پس فرمولهارو بیشتر به کار ببر ومن رو به سوی چاق تر شدن هدایت کن!!!
با تصویر سازی از جسم چاقم یا ترسیدن از خوردن یا ترس از چاقتر شدن من پیغام تمرکز زوم روی چاقی رو برای ذهنم میفرستم!!!
وحالا راه حل درست برعکس رفتار کرده یعنی زوم بر روی لاغری و تناسب ،با تجسم جسم لاغر یعنی باید طوری زندگی کنم که انگار در حال حاضر در تناسب اندام رویایی خودم هستم🤩🤩
با تجسم جسم متناسب برای خودم و تغییر در رفتارهایی به مرور فرمولهای ذهنی من هم از چاقی به لاغری تغییر خواهد کرد و بصورت عادت در ذهنم شکل میگیره
حالا در این مسیر تغییر من باید آگاه باشم که تعیین زمان برای به تناسب رسیدن باعث استرس و دوباره تمرکز بر چاقی میشه پس ، ممنوع!!!!!!
مورد بعدی که باعث تمرکز ناخودآگاه من به چاقی میشه تنفر از چاقیه ،وبرای این مورد هم باید چاقی رو از افکار منفی خارج کنم ونکات مثبتی که از چاقی خود دارم رو برای خودم یادآوری کنم تا بتوانم به سمت لاغری حرکت کنم وچاقی را تنها یک سفر در مدتی از زندگیم بدانم
قبلاً من درباره چاقی خودم بارها به تمسخر و کنایه صحبت میکردم واگر کسی را میدیدم که توانسته به تناسب برسه وقبلا چاق بوده حسادت میکردم چرا من نه؟
یا افرادی که متناسب بودن رو حتما یک ایرادی پیدا میکردم که بگم اگه اون چاق نیست خوب این بدی رو داره
تا دلم خنک بشه!!!!
چون نتونستم لاغر بشم یک حس غمگینی و مجبور بودن تنفر از خودم وهر کس که متناسبه ناتوانی وتحت فشار بودن حسهای بدی بودن که اذیتم میکرد 😓😓😓
ولی خدارو شکر که با این آگاهی ها آشنا شدم واز حالا
متعهد میشم که دیگه درباره چاقی ام گله وشکایت نکنم
دیگه با شوخی وجدی چاقی خودم و دیگران رو مسخره نکنم
دیگه درباره لاغر نشدن صحبت نکنم
دیگه به افراد لاغر حسودی نکنم وحسرت لاغری رو نخورم
ومتعهد میشم شرایط فعلی بدنم رو با عشق و محبت بپذیرم ، با جسمم آشتی کنم و هر وقت جلوی آیینه میروم به خودم لبخند بزنم و حرفهای محبت آمیز ومثبت و انگیزشی به خودم بگم
من با رسیدن به لاغری میتونم از احساس سبکی وشادابی لذت ببرم میتونم با اعتماد به نفس وارد جمع بشم ودر عکسهای گروهی بدو وسواس که کجا بایستم که کمتر دیده بشم همراهی کنم
میتونم از آزادی انتخاب لباس لذت ببرم
میتونم از احساس توانمندی از ساختن زندگی جدیدم لذت ببرم و احساس شادی ولذت را در زندگیم حس کنم وپر انگیزه باشم تا کارهای تازه وجذابی را وارد زندگیم کنم
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم.
مزیت های لاغری:
کبد سالم و بدون چربی
قلب راحت و سالم تر
قند خون منظم
چربی خون منظم
ضربان قلب منظم
گردش جریان خون منظم
کمر سالم تر
گردن سالم تر
سینه سبک تر
موها پرپشت تر
بینایی بهتر
شنوایی قوی
پوست سفید و شفاف تر.
جسم زیباتر
اعتماد به نفس بیشتر
احساس خوب پایدارتر
لیاقت بیشتر
لاغری یعنی
پوشیدن لباس های رنگی
سن پایین تر نشون دادن
پوشیدن کفش پاشنه بلند بدون استرس
لاغری یعنی خودت و بقیه بیشتر تو را دوست دارن
لاغری یعنی سبک تر و شاداب تر
وقتی سبک باشی شادتری، میتونی بپری رو کول شوهرت وقتی لاغر باشی بیشتر از همیشه میدرخشی.
لاغر شدن و لاغر موندن راحت ترین کار دنیاست.
خدایا شکرت