✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.82 از 684 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
به نام خدای فراوانی ها
سلام و ارادت استاد درجه یک و دوستان همراه
میخوام یکبار لاغر بشم و تا ابد لاغر بمونم این ارزشمنده
تا حالا انقدر دقیق و جزئی ، ازین زاویه به حل مسائل نگاه نکردم
خدایا شکر بابت هدایت به این موضوع
به نتیجه کار نداریم ، علت رو بررسی کنیم
چرا چاق شدم ؟ چه باورایی دارم و دلیل این همه شکست تو رژیمایی که گرفتم چی بوده؟
هرچی هست برعکسش منو به سمت لاغری هدایت میکنه
اینجا از قانون عکس باید پیروی کرد
چرا چاق شدم ؟ چون زیاد میخورم ، پرخوری دارم ، همیشه تمایل دارم بخورم حتی اگر سیرم ، زود به زود گرسنه ام میشه ،
از کی چاق شدی؟ از دوران راهنمایی به شدت افزایش وزن پیدا کردم ، تو کلاسا همیشه جز چاق ها بودم و یادمه دوم دبیرستان ۸۲ کیلو بودم انقدر برام دردسر درست کرده بود که بفکر چاره شدم ، اون سال لباس فرم مدرسه سایزم پیدا نمیشد ، دچار رنج زیادی شدم که رفتم دکتر تغذیه و اولین بار رژیم رو شروع کردم
چه باورهایی دارم ؟ من آبم بخورم چاق میشم چون استعداد چاقی دارم ، برای همین باید کم بخورم تا وزنم کم بشه که صدها بار رژیم گرفتم وزن کم کردم ، ی مدت ثابت بودم ولی دوباره وزن برمیگشت
چه باوری مانع موفقیت منه ؟اینکه لاغر شدن سخته مخصوصا ۱ هفته اولش ، بعدش معده ام کوچیک میشه و عادت میکنم به کم خوری دیگه نمیتونم زیاد بخورم ، اراده ندارم نمیتونم رژیم رو نگه دارم و رعایت کنم باز وزنم برمیگرده
خوردن باعث چاقیه من میشه و همیشه میترسم بخورم
چه جالب الان که نوشتم چیزایی جدید کشف کردم
تازه میفهمم چه باگایی دارم
و باید به قانون عکس عمل کنم
اینکه خوردن باعث چاقی نمیشه ، خوردن ترس نداره ، ربطی به ژن و استعداد نداره ، لاغری آسونترین کار دنیاست ، پرخوری و بهم خوری عادت اشتباهیه ، راحت و بدون ورزش هم میشه لاغر شد
چقدر منو بفکر برد این موضوع که به نتیجه کار نداریم به چراها کار داریم از دل اونا چیزایی میاد که راه حلشونم میاد
خدایا شکرت بابت این آگاهی
استاد خدا خیرتون بده چه تلنگری به من زدید با نکات این جلسه
هنوز فک کنم کلی باور اشتباه از ذهنم میاد بیرون
سپاس فراوان بابت آموزه های ناب ، اصولی و منطقی
خدا قوت
سلام ب دوست عزیزم
منم با خوندن کامنت شما ذهنم بازشد
و یادم اومد زمانیکه دوست داشتم ب خاسته های قبلیم برسم اول با ذهنم شروع کردم و توی تنهایی خودم نقش بازی میکردم
ذهن فرق واقعیت از دروغ رو تشخیص نمیده
و این ایده رو من واسه بارداری هم بکار بردم الان یک لحظه کامنت شمارو خوندم یاد اون موقه افتادم باذخودم حرف میزدم و نقش خانمای باردار بازی میکردم شاید یکی میفهمید فکر میکرد دیوانه هستم اما من اینکارو کردم
و الان هدفی دارم ک بهم گفته شد همین ک کامنت شمارو خوندم بهم گفته شد نقش بازی کرذن رو انجام بده تا کم کم ذهنت باور کنه ک تو اینجوری هستی
شما هم برای لاغری میتونید ازش استفاده کنید ک مثلا یک خانم خوش اندام هستید و رفتید لباس سایز کوچک بخرید همه دارن ب شما میگن وای چقد خوشکل و لاغرشدین و ب خودتون بگید واو. من چقد خوش اندام شدم چقد سبک شدم
حسم گف الان ک ایده اش بهم داده شد واسه شماهم بگم
حتما شما در مدار تغییر واقعی هستید
شاد و پیروز باشید
دلایل چاقی من
کم کاری تیرویید
اینکه بدن من این مدلیه و باید همینجوری قبولش کنم و هیج جوره درست نمیشه
مشکل هورمونی و تنبلی تخمدان
داشتن استرس و داروهای که برای استرس و اعصاب و فشار مغز و سر دردهایم میخورم
کم تحرکی و اینکه هراز گاهی ورزش میکنم و بعد ورزش و رها میکنم.
بی خوابی،بدخوابی
اینکه برنج باعث چاقی میشه و ما هر روز داریم برنج میخوریم.
دلایلی که گفتم همیشه باعث آزارم شده و همیشه ذهنم رو درگیر کرده و همیشه مثل یه مانعی جلوی لاغری منو گرفته و بهم میگه تو حتی اگه لاغر هم بشی بازم برمیگرده چون با این مشکلاتی که داری امکان لاغری دائمی برات وجود نداره
دیگر دلایل چاقی که میتونم اضافه کنم
آب نخوردن
کم کاری روده هام
تند غذا خوردن
خوب نجویدن
بعد از گرسنگی شدید غذا خوردن
اهمیت ندادن به وعده های غذایی به خاطر چاقی
بعد از غذا بلافاصله دراز کشیدن
بیشتر تمرکز روی این غذا الان چاقم میکنه
یویو عمل کردن هی رژیم گرفتن هی بی خیال شدن
خوردن به بهانه تفریح
تمایل به خوردن شیرینی جات
موقع فکر کردن چیزی خوردن
با استرس غذا خوردن و لذت نبردن از غذا فقط به دلیل عذاب وجدان و نگرانی از چاقی
صبور نبودن در رسیدن به نتیجه
نگرانی از افتادگی پوست صورت
کمبود ویتامین ها در بدن
حیفه نمونه اسراف میشه در صورتی که در هر صورت اسراف که میشه
سلام فاطمه ترحمی هستم داستان چاقی من از جایی شروع شد که خواهرم وقتی ازدواج کرد بهم میگفت همسرش از لاغری خواهرم خوشش نمیاد و خواهرم دارو میخورد که چاق بشه منم هم کم سن و سال بودم فکر کردم من هم باید چاق باشم البته دختر لاغر لاغر نبودم ولی رو فرم و اندازه بودم منم شروع کردم یواشکی دارو خوردن که احساس کردم شکم دارم میارم بی خیال شدم ازدواج کردم و تحرکم کمتر شد و به خاطر اوضاع زندگی غذا خوردنم نامناسب باردار شدم و هی گفتن باید زیاد بخوری تا بچه تپل به دنیا بیاری خلاصه با فشار بالا بچه به دنیا اومد و من به خاطر فشار بدنم ورم شدیدی کرده بود و من تو بارداری ۲۵ کیلو اضافه وزن پیدا کردم برادر همسرم بعد زایمان که منو دید گفت زنداداش حتما باشگاه برو خیلی چاق شدی حرفش مثل پتک تو سرم فرود اومد چاقی شد خوره جونم دوران شیردهی هم کم غذا میخوردم هم رفتم رژیم دکتر کرمانی بعد رژیم بی رویه گرفتن جوری لاغر شدم که همه فکر کردن بیماری لاعلاج گرفتم دوباره حرف مردم و خسته شدنم از رژیم باز اضافه وزن هی ورزش میکردم هی رژیم بعد چند سال با گروه باراکا آشنا شدم که باعث شد ۱۴ کیلو کم کردم ولی باز خسته گی و لذت نبردن از غذا و … دمنوش گرفتم قرص لاغری هر چی که فکرشو کنید کلاسهای اداب غذا خوردن تا اینکه رژیم کتوگرفتم خیلی عالی لاغر شدم اما بعد دو سال خسته شدم غذا خوردن رو دوست داشتم کلا تصویر سازی ذهنیم عالی بود حتی در مورد غذایی صحبت میکردم شنونده وسوسه خوردن میشد طوری شده بود که در حین غذا خوردن عذاب وجدان میگرفتم
هم غذا میخوردم هم خودمو سرزنش میکردم واقعا خسته شدم و خودم به خودم میگفتم من فقط ذهن بیمار دارم وگرنه غذا کم میخورم ، سعی میکنم تمام وسایل ارگانیک باشن ولی همچنان مهمان ناخوانده دارم الان تصمیم جدی گرفتم تا ذهنم رو لاغر کنم و به خودم بقبولونم که لاغری آسانترین کار دنیاست
سلام و درود
به جمع شگفتی سازان خوش آمدید
از خوندن نوشته و تجربه شما احساس خوبی پیدا کردم و مطمئنم از این مسیر الهی نتایج عالی کسب می کنید.
منتظر خبرهای عالی شما هستم
سلام به همراهان عزیز سایت تناسب فکری من از سال 1404با لاغری با ذهن آشنا شدم و نتیجه های فوق العاده ای برام داشته من بار اول تونستم تو سه ماه 12کیلو کم کنم بدون هیچ ورزشی بار دوم 47کیلو کم کردم تو 4ماه عالی بودم هر لباسی دلم میخواست میپوشدم خیلی متناسب و خوب بودم ولی بازم گول خوردم ای کاش حرف مردم برام اینقدر مهم نبود میگفتن خیلی لاغری مثل معتادا شدی صورتت خیلی بده شده بخور و هزار حرف دیگه که منو وادار کرد به خوردن برای چاقی دوباره و من دلایل چاقیم از 1404/5/1
پرخوری .تند تند غذا خوردن . قطع شیر دهی .تیرونید کم کار .
الان شدم 75کیلو گرم ولی میخام کم کنم الآنم رو دوست ندارم . از اینکه به خاطر حرف مردم حتی نزدیکان خودم درجه یک ها سریع منصرف میشم و چاقی رو انتخاب میکنم بدم میاد از خودم اما اینسری دیگه اینکارو نمیکنم میام روی وزن 68به لطف استاد گرامی و خدای متعال
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیز
از بچگی چاقی من شروع شد از زمانی که منو با پسرعموی خودم وجه اشتراک هامو میگفتن ترس از خوردن افتاد تو جونم اینو نخور چاق میکنه اونو نخور چاق میشی برنج نخور نون کم بخور بعد از خوردن نخواب برنج کم بخور همراه برنج نون نخور و تمام این حرفهایی که فقط تو ذهنم ترس ها اومدن و صبح تا شب فقط ترس از چاقی تو ذهنم بود و یسره توجهم سمتش بود تا اینکه منو به اون چیزی که فکر میکردم خیلی راحت و اسون رسوند و چاق شدم.
باور اصلی من اینکه خوردن باعث چاقی میشه هر چی که وارد معده من میشه چاقم میکنه و حسابی ذهنمو مشغول خودش میکنه
پاشنه اشیل من همین ترس از چیزهایی که میره تو معده من هستش مانع موفقیتم میشه و نمیزاره لاغر بشم.
هر روزی که این فکر قویتر باشه اون روز چاقترم لباسام تنگتره شکمم گنده تره و حسابی بار عصبی و فکری شدیدی رو من هستش.
من کلا کم غذا هستم و اصلا هله هوله خور نیستم ولی فقط ترس هام از مواد خوراکی زیاده که گاهی وقتا اب زیادم میخورم ترسام شروع میشه تا این حد
🌟 به نام خداوند جان و خرد
🌟سلام و وقت بخیر 🌿💛
بدنم از ۱۷ سالگی شروع به چاق شدن کرد و مسیر طولانی و پرچالشی را طی کردهام. اولین رژیمی که گرفتم، حذف صبحانه و شام بود و فقط ناهار میخوردم. در ابتدا خیلی لاغر شدم و خوشحال بودم، اما بعد از مدتی تمام اضافه وزنم برگشت و وزنم از وزن اولیه چند کیلو بیشتر شد. هرچه بیشتر تلاش میکردم، کمتر نتیجه میگرفتم؛ هرچقدر کمتر میخواستم بخورم، بیشتر دلم میخواست بخورم. چیزهایی که در رژیم ممنوع بود، وسوسهام میکردند و کمکم تحرک کم شد و ریزهخواری تبدیل به عادت روزمرهام شد.سالها با خودم فکر میکردم اگر اراده داشتم، میتوانستم لاغر و زیبا باشم. همیشه فکر میکردم مقصر چاقی خودم هستم و زندگیام با چاقی گره خورده است، چون خانواده و اقوامم چاق هستند و من هم ژنتیکی چاقم و نمیتوانم لاغر شوم. مدتی فکر میکردم شاید کورتیزولم بالاست، اما بعد متوجه شدم که آنقدر استرس چاقی داشتم که بدنم هر روز بزرگتر میشد. هنوز هم هر وقت به این استرس فکر میکنم و به آن پر و بال میدهم، وزنم بالا میرود.چیزی که واقعاً مرا چاق کرد، رژیمهای متعدد و بسیار سخت بود. بدنی که کم میآورد از گرسنگی و ذهنی که فشار میآورد تا لاغر شوم، باعث شد نه تنها لاغر نشوم بلکه بزرگتر و چاقتر شدم. روزهایی بود که از گرسنگی فقط میخوابیدم اما باز هم ادامه میدادم و هیچ نتیجهای نمیگرفتم، چون فکر میکردم کمکاری کردهام.باورهای من درباره غذا، بدن و لاغری سالها مانع موفقیتم بودند. همیشه فکر میکردم آدمهای متناسب خیلی کم غذا میخورند، انسانهایی با اراده و نظم فوقالعادهاند و من یک آدم بیاراده و خسته هستم. همیشه فکر میکردم باید یکبار برای همیشه موضوع چاقی را تمام کنم و به لاغری برسم. باور داشتم که تنها با سختگیری، تلاش فراوان و عرق ریختن زیاد میتوانم لاغر شوم. اما همانطور که همیشه تجربه میشد، تا جایی توان داشتم و از یک جایی به بعد نمیتوانستم برنامهها و رژیمها را ادامه دهم. وزن کم شده دوباره باز میگشت و من باز چاق و چاقتر میشدم.تمام مدتی که رژیم بودم، فکر میکردم نمیتوانم لاغر شوم. باور داشتم دیگران کمتر از من تلاش میکنند و من بدنی با متابولیسم خیلی پایین دارم که وزنم کم نمیشود. همچنین فکر میکردم غذا برای من گناهآلود است و گرسنگی کشیدن فضیلت است. استرس اینکه فردا روی وزنه وزنم چقدر است و ترس از چاق شدن، واقعاً مانع لاغر شدن من بودند و انگار چاقی را در من سفتتر و ریشهایتر کردند. سالها به خودم و بدنم سخت گرفتم چون فکر میکردم تنها با سختگیری میتوانم به زیبایی و تناسب برسم.اما امروز، با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدهام و میفهمم که مسیر واقعی، مسیر آرامش ذهن و مهربانی با بدن است، نه سختگیری و ترس. متوجه شدم که بدن من وفادارترین دوست من است و اگر با او صلح کنم، وزن متناسب و سبک زندگی شاد به شکل طبیعی و بدون جنگ ایجاد میشود. 🌿💫من حالا هر روز با خودم مهربانم. غذا میخورم و از آن لذت میبرم، بدون ترس و گناه. بدنم را در آغوش میگیرم و به حرفهایش گوش میکنم. روزهایم را با شادی، حرکت و رقص پر میکنم و به بدنم اعتماد دارم که با آرامش و ذهنی مثبت، من را به مسیر تناسب و زیبایی هدایت کند. 💃✨با این باور و تمرین، دیگر خبری از استرس، مقصر دانستن خودم یا حس گناه نیست. سالها سختگیری و ترس از چاقی جای خود را به آگاهی، اعتماد و لذت بردن از مسیر داده است. اکنون هر قدمم، هر انتخابم، هر نفسم، مسیر من را به سمت سبکی، آرامش و زندگی شاد هدایت میکند. 🌟
سلام درود به استاد گرامی من قبل ازدواجم سایز بدنیم ۳۸ بودم و به خیالم نبود ولی وقتی ازدواج کردم کم کم اطرافیان خانواده اش همسرم رو میدین که اندامهای پر داشتند و غذا رو خیلی تند تند میخوردند و من چون کند میخوردم عقب میموندم و سفره به خاطر من تا نیم ساعت باز میموند و من معذب میشدم و مجبور بودم غذا رو بدون این که بجوم درست لقمه رو قورت میدادم و بعد برادر شوهرم ازدواج کرد و جاری بعداز ۳ سال بعد اومد به جمع ما ک۶ اندام پر داشت و من هم دوست داشتم مثل جاریم که ۸ سال از من کوچکتر بود اندام پر داشته باشم و خودم رو با او مقایسه میکردم و چون مورد توجه همه بود و من فکر میکردم اگر اندام پری داشته باشم و تپل تر از اونیدهستم مورد توجه قرار میگیرم و دوست داشتنی میشوم و دور شکمم شال میبستم تا شکم داشته باشم و همین با عث شد که بعداز سن ۴۵ سالگی با عث شده شکم دار شدم و یه دید گاه دیگه این که از جامعه گفته شده که آدم بعداز ۵۰ سالگی هم چاق میشیم و هم سلامتیمون کم کم از دست میدیم و ناتوان میشیم و بدن ضعیف میشه و بیمار میشه و از این جور ذهنیته…ا ولی قراره دیگه این ذهنیت رو پاک کنم و جایگزین باور درست لاغری و به اندام متناسب و سلامتی کامل و توانایی سالم داشته باشم
سپاس گزار که هدایت شدم به سایت تناسب فکر لاغری ذهن
سلام
از کی چاق شدی؟
من حدودا از ۱۵ سالگی به بعد و دوران دانشگاه مسیر تپل شدنم شروع شد البته خیلی آروم آروم جوری که متوجهش نبودم
یه مقدار دوران دبیرستان چاق شدم
یه مقدار دوران دانشگاه چاق شدم
یه مقداری هم بعد از عقد چاق شدم
و یه مقدار هم بعد از عروسی چاق شدم
خلاصه آروم آروم مسیر چاقی من جلو رفت و خودمم خیلی متوجهش نبودم
چون خیلی از دوستام تو دانشگاه هم هیکل من بودن
یا خانواده همسرم خانوم هاشون هم هیکل من یا چاق تر بودن در نتیجه واسم معضل نبود
البته دلم میخواست لاغر باشم ولی فکر میکردم که نمیشه …
هیچوقت هیچ اقدامی واسش نکردم
و تلاشی برای لاغر شدن نکردم
مثلا یادمه تو دوران دانشگاه با دوستام رفته بودم مانتو بخرم که سایزم ۴۲ بود
دوستم گفت خیلی بده سایزت ۴۲ هستا
اصلا نباید تو این سن مثلا ۱۹ سالگی به این سایز می رسیدی و بعدم هرجا میرفتیم مانتو بخریم تو تن من زیاد خوب نمی شد
چون اونا لاغر بودن و اندام متناسب ولی من تپل شده بودم
خلاصه با کلی دردسر یه مانتو خوشگل پیدا کردم… ولی یادمه موقع پرو مانتو ها خیلی احساس خجالت میکردم…
تا اینکه گذشت و عقد کردم چند ماه بعدش
تو این دوران عقد هم چاق شدم
جوری که همین مانتویی که اندازه ام بود و سایز ۴۲ بود هم دیگ تنگ شده بود…
احتمالا سایزم به ۴۴ رسیده بود .
بعدشم که ازدواج کردم و دیگ به اوج چاقی و سایز ۴۶ رسیدم…
تا اینکه درگیر به ویروس شدم و کلی وزن کم کردم
بعد اون ویروس دیدم چقدر قشنگ شدم
چقدر لباس ها راحت تو تنم میشینه
چقدر زیبا شدم
چقدر لاغری بهم میاد
چون یهو از سایز ۴۶ به سایز ۳۸ رسیدم و واقعا زیبا شده بودم هر چند که مضراتی هم واسم داشت این ویروس مثل ریزش مو و…
ولی یه فایده ی خیلی خوبی که داشت این بود که من فهمیدم میتونم لاغر بشم و با لاغری خیلی زیبا میشم و لباس ها عالی میشد توی تنم
اما این لاغری خیلی طول نکشید و وزن من باز بالا رفت ولی نمیخواستم مثل قبل چاق بشم
به خاطر همین شروع کردم به ایروبیک و ورزش توی خونه و مدام ورزش میکردم که لاغر بشم
لاغر هم شدم و خیلی خوب تونستم وزن کم کنم
ولی این لاغری خیلی دوامی نداشت و خیلی زود دوباره وزنم زیاد شد و حتی بیشتر از قبل چاق شدم
تا اینکه دیگ حسابی نا امید شده بودم که میخواستم رژیم های سخت غذایی رو امتحان کنم ولی خواهرم بهم سایت تناسب فکری رو معرفی کرد
بعد از اینکه وارد سایت شدم با محصولات رایگان تونستم به سایز ۳۸ برسم و حسابی خوشگل و خوش اندام بشم و الان که چند سال هست از اون ماجرا میگذره من تو شرایط نرمال موندم البته تا سایز ۴۲ دوباره تپل شدم
اخیرا هم تصمیم گرفتم ۵ الی ۱۰ کیلو وزن کم کنم و سایزم رو دوباره کم کنم
به خاطر همین جایی بهتر از سایت تناسب فکری سراغ نداشتم و باز هم وارد سایت فوق العاده ی تناسب فکری شدم
چه باور هایی باعث چاقی در من میشه ؟
منم مثل خیلی آدم ها خوردن رو عامل چاقی میدونم ورزش نکردن و پیاده روی نداشتن رو عامل چاقی میدونم
ازدواج و همسر رو عامل چاقی میدونم
بچه دار شدن و بارداری رو عامل چاقی میدونم
ولی…
همه ی ما میدونیم که برای ادامه ی حیات نیاز به غذا داریم و خوردن غذا نیاز قطعی بدن ماست و اگر قرار بود آدما با خوردن غذا چاق بشن نباید حتی یک فرد متناسب در جامعه وجود داشته باشه چون همه غذا میخورن و برای زندگی و ادامه دادن باید غذا بخوریم
خیلی از آدم ها چهار قدم هم راه نمیرن ولی همیشه لاغر هستن مثل خواهر خودم
کلا پیاده روی نمیکنه و راه رفتن رو دوست نداره هیچ ورزشی هم نمیکنه ولی خیلی متناسب مونده و حتی لاغر تر از نرماله
خیلی آدم ها هستن که در دوران بارداری و حتی بعد زایمان لاغر هستن
مثل دختر عمه خودم
بعد از یک ماه از زایمان دیدمش چنان متناسب و جذاب بود اندامش که حد نداشت
حتی یه ذره شکم هم نداشت
و خیلی از آدم ها که تازه بعد از ازدواج نه تنها چاق نمیشن بلکه لاغر هم میشن مثل خواهرم و دو تا خاله هام
راستی من یه باور غلط هم که الان کشفش کردم داشتم
خواهرم و خاله هام تپل بودن و بعد از ازدواج لاغر شدن
این موضوع واسه همه عجیب بود و خیلی ها میگفتن اینا حتما مشکلات دارن که لاغر شدن … بعد از ازدواج…
و حس خوبی به این موضوع نداشتم با اینکه من میدونستم اینا زندگی خوبی دارن ولی
من حتی نمیخواستم یک نفر احساس کنه که بعد از ازدواج شرایط خوبی ندارم که لاغر شدم پس هیچ اراده ای برای لاغری نداشتم و حتی هرکس بهم میگفت بعد از ازدواج لاغر میشی میگفتم نه من اینجوری نیستم
یه مشکل دیگ هم که وجود داشت که بعد ازدواج چاق تر شدم
ولع خوردن خانواده ی همسرم رو که می دیدم منم عادات غذاییم تغییر کرد و شبیه اونا پر خور شدم
ممنون از سایت عالی تناسب فکری
از استاد عطار روشن خیلی سپاسگزارم بابت این مطالب مفید
خدایا شکرت که باز هم درمسیر زیبای تناسب اندام قرار گرفتم
نشان های دریافت شده
باسلام وقتتون بخیر
بعد از شروع دوباره ۱۲ قدم و حضور در اینجا برای بار چندم
اول از همه باید بگم که خداروشکر که ابن مسیر درست هست همیشه هست برای برگشتن برای دورزدن از دور برگردون اول و افتادن درس مسیر صحیح برای بیرون اومدن از جاده خاکی و درجا نزدن .
من بازهم اینجام با چاقی اینجام و با این حال به خودم افتخار میکنم که اینجام چون من درجا نژدم ،چون برای خودم ارزش قائلم،چون برای خودم تلاش میکنم و خودم اولویتم ،چون برگشتم سر مسیر درست وشهامت استارت دوباره رو دارم با یک تفاوت این بار برای خودم و این بار برای همیشه .
تصمیم گرفتم به سوالاتتون شبیه به انشا و یک خلتصه کوچک از زندگی یعنی از بچگی و دوران چاقی و تا الان رو بنویسم و بعد اژ نوشتنش روی کاغذ یکم برای خودمم روشن شد
درسته من هیچ وقت رژیم رو قبول نداشتم ولی من برای خودم ارزش قائل بودم خودم برام مهم بودم و تاحد توانم تلاش کردم و این یعنی من با اراده ام من تواناییشو دارم
من یه تفاوت دارم با بقیه اونم اینکه بهم ثابت شده که من به راحتی بدون هیچ فشار و رژیمی میتونم لاغر بشم و بدن من این توانایی داره
و اینم از معجزات این روشهست که مثل اهن ربا من رو به سمت خودش میکشونه چون درست ترین مسیر و اولین شرطش اینه که خودتو باور داشته باشی .
من از دوران کودکی اضافه وزن داشتم یعنی حتی میگفتنددر دوران نوزادی هم بیشتر از حد یک کودک شیر میخوردم ولی بعد تا ۴ سالگی کاملا متناسب بودم و روند چاقی من از ۵.۶ سااگی شروع شد .علتی که به من میگفتند و چیزی که من خیلی شنیده بودم که باعث علت چاقی من هست خوردن بیش از حد خوراکی (کیک ،پفک و… است)و عدم تحرک .و این روند ادامه داشت با رفتن به انواع دکتر تغذیه که البت برای سوخت نشدن قدم رژیم های سختی نمیدادن،انجام انواع ورزش و رژیم های خانگی مث حذف شام و البت که هیچ وقت هم از رژیم ها نتیجه نگرفتم .
و این روند چاقی و زندگی به سبک یک فرد چاق یعنی
خوردن بیش از حد غذا،سیری در حد مرگ ،دقیقا مثل گفته خودتون دو حد سیری داشتم یا سیری یا خفگی و دل درد های زیاد به خاطر پرخوری بیش از حد و ترس از. فرار مواد غذایی 🫣😅،،تحرک صفر ،تنگ شدن لباس ها،نبودن لباس برای خرید چون سایزم پیدا نمیشد ،تفاوت جسمی فاحش با هم سالان ،خجالت کشیدن،مسخره شدن ،سنگین بودن ،نصیحت های بی موزد و گاها تحقیر شدن و آرزوی مرگ کردن به معنی واقعی کلمه چون اینها برای یک دختر تو اون سن واقعا سنگینه . و ….دقیقا زندگی به سبک یک فرد چاقی .
تا سن ۱۶ سالگی که چاقی به اوج خودش میرسه و من تمام حد و مرز های وزنی رو رد کردم و بعد از اون با دوزه تناسب فکری آشنا شدم و بعد از یک سال مقاومت و دیدن نتایج مادرم از دوره ها دوره را پذیرفتم و درمدت زملن کم بدون ورزش ،بدون رژیم و بدون هیچ کار اضافه ای متناسب شدم که خب البت متاسفانه درتله افکار گیر افتادم و به شدت لیز خوزدم و درگیر عجله با اهمیت بودن نظر دیگران یا حتی لاغری برای اثبات به بقیه شدم و شروع کزدم بترسم که نکنه چاق بشم ،از دوزه ها دور شدم ،یه سری باورهای قدیمی که من به سنشون رسیده بودم فعال شدن و مدام جلو ایینه به خودم میگفتم نکنه چاق بشم ،دارم چاق میشم و ترسیدم و شدیدا لیز خوردم و رفتم در نقطه اول با یک تفاوت من دیگه هیچ وقت مسیر دیگه ای رو قبول نکردم و برام منطقی نبود ،هیچ وقت به اون چاقی قبل از دوره برنگشتم ولی بعد از کم کردن وزن بعد از رژیم و ورزش معمولا دوبرابر برمیگشتم که خب این خودش هم باوری بود که بقیه هم داده بودن بهم دقیقا مثل یک سبک غذایی و رفتاری و باوری اشتباهم که مثل خانواده و اطرافیانم بوددرهرصورت من اینجام برای تغییر ،برای شروع دوباره برای ساخت یلدای جدید،هیچ اشکالی نداره از اول شروع میکنیم مهم اینه که شروع کنیم و مهم تر از اون این که از راه درست شروع کنیم .💪
خدایاشکرت که من دوباره اینجام .