0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.82 از 684 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
> 907 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم
      ۱۴۰۴/۰۶/۱۳ ۰۱:۲۷
      مدت عضویت: 2119 روز
      امتیاز کاربر: 505 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 378 کلمه

      سلام به استاد و همه دوستان

      من وقتی بدنیا امدم تقریبا متناسب بودم و از پنج سالگی تا حدودا 12 سالگی تپل بودم البته هر چه به سن بلوغ میرسیدم خوش اندام تر شدم ولی درطی این سالها مورد تمسخر پدرم یا گاها آشنا و فامیل قرار میگرفتم و لقب های فراوان به من دادند.

      حدودا به سن نوجوانی رسیدم به سایز 40 رسیدم به نطر خودم معمولی بودم ولی دوستانم میگفتند نسبت به ما تپل تری ،این واژه تپل در ذهنم بارها و بارها تکرار شد ولی الان که به اون دوران نگاه میکنم اتفاقاخیلی خوش اندام  بودم ولی همون واژه منو به سمت چاقی هدایت کرد .

      در 18 سالگی با آغاز ازدواجم و دوران عقد که باورهای امثال با ازدواج چاقتر میشی روز بروز تپل تر شدم و بعد از اون ایام خانه داری که چون شبها دیر خوابم می برد و بعدش تا لنگ ظهر میخوابیدم باور مسخره خواب چاق میکنه به سمت اضافه وزن وحشتناک پیش رفتم.

      بعد هم بارداری زایمان های فرزندانم .استفاده از قرص هورمونی ،افسردگی و …انگار خودم سناریو عادی بودن اضافه وزن رو یکی یکی در درونم طراحی کنم .

      پدرم قبلا چاق بود و عمه م هم همین طور و همه میگفتن تو به عمه ت کشیدی و…

      من متناسبترین دوران زندگی م رودردوران نوجوانی داشتم ولی الان عمیق فکر میکنم اندام متناسب داشتم ولی تکرار واژه تپل خیلی درونم پررنگتر بود

      ابن واژه باعت شد که ذهنیت چاقی رودر درونم پرورش بدم وبه لطف خدا از همون مسیر چاقی که دنبال کردم برعکس میکنم که به لاغری دست پیدا کنم.

      لاغری حق طبیعی منه ،من لایق لاغر شدن و سلامتی هستم.

      من الان 40 ساله م هست و باید سلامتی م رو کاملا بدست بیارم چرا باید دو تا کار میکنم کمر درد باسم یا  پادرد .فرزند کوچک من 5سال نیم داره چرا من بخاطر چاقی نتوانم باهاش راه برم و کلی از این چراها….

      به لطف و توکل بخدا امده م با استمرار در مسیر و با صبرشیرین کل زندگی م را درست کنم .

      چرا صبر شیرین ؟چون قراره اول ذهنیتم رو درست کنم و زمان بره ولی انجام میشه.

      خدای مهربانم برای هدایتم به این مسیر سازنده سپاسگزارم

      استاد ممنونم برای همه تلاش های روز افزونتون نوشته های در سایت که با ایموجی و …طراحی کردید ذوق و علاقه م نسبت به مطالعه شون بیشتر کرده است.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریماه
      ۱۴۰۴/۰۵/۱۸ ۱۰:۰۷
      مدت عضویت: 2073 روز
      امتیاز کاربر: 21688 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 814 کلمه

      چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟خب من پدرومادرم هردو چاق بودن و هنوز هم مسئله اصلی و اساسی خونه ما چاقیه و من هم ازشون چاقی را یاد گرفتم یادمه پنج شیش سالم بود و از چاق شدن میترسیدم و خیلی چیزهارا نمیخوردم و مامانم خوشحال بود که من از حالا دارم رعایت میکنم مثلا یبار پسرعمم داشت گز میخورد و من بهش گفتم نباید بخوری چون گز چاق می‌کنه و عمم گفت نه برای بچه ها اشکالی نداره و بعد کم کم وقتی وارد مدرسه شدم از کلاس دوم به بعد شروع کردم به چاق شدن و از همون موقع همش درحال انتخاب روش های مختلفی برای لاغر شدن بودم جوریکه من یادمه اولین رژیمم را در هشت سالگی گرفتم و سه روز فقط تونستم انجام بدم و اولین باری که باشگاه بدنسازی رفتم ده سالم بود یادمه بزرگتر که شده تابستونها هرروز میرفتم باشگاه بلکه کمی لاغر بشم و منتها نتیجه عکس میداد و من چاقتر میشدم دیگه اون اواخر دست به دامن کارهای عجیب شده بودم خوردن یه چیزهایی که با ماست قاطی میکنن میخورن و افشره لیمو و قرص و وزن کردن خودم با ترازوهای مخصوص که میزان چربی بدن را نشون میدن و همه ی این هاخلاصه خیلی اذیت بودم کل دوران نوجوانیم استرس چاقی را داشتم و اعتماد به نفسم به کل نابود بود هیچوقت توی دورهمی هایی که با دوستام داشتم بهم خوش نمیگذشت چون حس میکردم جذاب نیستم درست تو سنی که دلم میخواست جذاب باشم همش فکر میکردم جذاب نیستم و بخاطر بدنم هیچ کسی مخصوصا پسرا منو انتخاب نمیکننیادمه اون زمان به طور افراطی چیپس میخوردم تقریبا هرروز چیپس میخوردم و عاشق چیپس بودم خیلی برام جالبه که الان دیگه اون علاقه عجیب را به چیپس کاملا از دست دادم و بعد هم تیر آخر سال کنکور بود که خب برام منطقی بود که چاق بشم و خیلی چاق شدم بدنم پر ترک پوستی شد و حال روحی روانیم بعد کنکور وحشتناک بودو تابستون بعد کنکور شروع کردم به انجام دادن این دوره و حدودا هشت نه ماه طول کشید و من لاغر شدم خیلی لاغر شده بودم و حس و حالم خیلی تغییر کرده بود خیلی بیشتر خودمو دوشت داشتم ولی بازم انگار دلم میخواست لاغر تر بشم و هربار لباسی اندازم نبود خودمو سرزنش میکردم و با اینکه کلی لاغر شده بودم ولی خودمو هنوز چاق میدونستم ولی اعتماد به نفس پیدا کرده بودم مدت طولانی لاغر بودم فک میکنم به مدت یک سال و نیم لاغر موندم بدون اینکه هیچ کار خاصی بکنم در طول زندگی عادیم لاغر مونده بودم و بعد یه اتفاق خیلی ناراحت کننده ای که برای من بوجود اومد که اون اتفاق باعث شد من از خودم متنفر بشمخیلی شوکه شده بودم و برام وحشتناک بود اوایلش خودم نمیفهمیدم که چقدر اون اتفاق منو بهم ریخته یادمه چندروز اول ناراحت بودم و گریه میکردم ولی بعدش که دیگه گریه نمی‌کردم فکر میکردم حالم بهتر شده ولی اون شوک اساس منو ریخته بود بهم تمام اعتماد به نفسی که برام بوجود اومد را از بین برده بود و من نفهمیدم که چطوری از بهمن تا اردیبهشت یهو بمقدار زیادی چاق شدم درحالیکه خودم عمدا تغییری توی بدنم حس نمیکردم یکهو نردیک هشت سایز چاق شدم و فکر میکنم از شدت خود نادوستی دوباره چاق شدم و از شدت افسردگی دوباره عادتهای اشتباهم برگشته بودنهنوز هم اگه ازم بپرسن میگم اون اتفاق برام یکی از نقاط مهم زندگیم بودخلاصه که نمیخوام چاق شدنم را بندازم گردن اون اتفاق و بگم عاملش اون بود من باید سعی میکردم سریعتر بعد اون اتفاق خودمو جمع و جور کنم و وقتی کتوجه یکمی چاق شدنم میشدم دوباره سریع به این دوره برمیگشتم و خلاصه خیلی کارها میتونستم بکنم که نزارم دوباره چاق بشم و اصلا نیاید اعتماد به نفسم انقدر به یه اتفاق بیرونی وصل میبود که بتونه از ریشه منو بزنهالان بیشتر از یکسال داره از اون اتفاق میگذره و من حالم خیلی بهتره چند جلسه براش تراپی رفتم و اعتماد به نفسم را بازیابی کردم و الان اینجام تا دوباره برای همیشه لاغر بشم چون لاغری قشنگه و من اون زمان که لاغر بودم خیلی حس فوق العاده ای بود حاضرم هرچقدر نیازه تلاش کنم تا به اون حس فوق العاده دوباره برسم چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟

      من یه باوری که مانع موفقیتم میشه و البته الان دیگه کمرنگ شده دارم و اونم اینه که من بدنم ضعیفه و با ورزش قوی میشه و من نمیتونم از پس کارام بربیام بخاطر چاقی و فعالیت های کمی دارم

      در صورتیکه اینطور نیست در واقعیت من دارم یه زندگی عادی را میکنم و همه کارهام هم داره پیش میره درسته که چاقی بده و یجاهایی مانع زندگی عادی میشه ولی چاق بودن ربطی به ورزش نکردن نداره چون من یه عالمه دوست دارم که لاغرن و ورزش هم نمیکنن

      از همین الان بابت اندام فوق العاده ای که دارم خوشحال و سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار رویا دالوند
      ۱۴۰۴/۰۵/۰۸ ۲۱:۲۴
      مدت عضویت: 387 روز
      امتیاز کاربر: 490 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 131 کلمه

      به نام خدا 

      سلام خدمت شما عزیزان 

      چطور چاق شدی؟

      وقتی به دنیا اومدم چاق نبودم بلکه لپ داشتم به مرور زمان به دلیل تنهایی و تک فرزند بودن به پرخوری رو آوردم و در زمان نوجوانی پهلوهای من چاق شدن و مادرم میگفت ارثیه و به خانواده پدری رفتی و همچنین پدرم میگفت وقتی همسن تو بودم چاق بودم به مرور زمان لاغر شدم 

      در این چند سال ورزش کردم با اینکه وزنم کم شد به دلیل ورزش نکردن در مدت کوتاهی وزنم برگشت 

      چه باور هایی درباره غذا ،بدن، یا لاغری داری؟

      من همیشه فکر میکردم به این دلیل چاقم که پرخور و تنبل و ارثی بودن ولی زمانی که از طریق یکی از دوستان با سایت تناسب فکری آشنا شدم افکارم نسبت به چاقی  عوض شد و متوجه شدم به خاطر باورهای ماست …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatima
      ۱۴۰۴/۰۴/۱۷ ۰۱:۳۳
      مدت عضویت: 1160 روز
      امتیاز کاربر: 5630 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 331 کلمه

      به نام رب هدایتگرم

      سلام به استاد عزیزم و دوستانم در این سایت دوست داشتنی

      انشایی درباره چاقی. 

      من با قد ۱۵۸ و وزن ۶۴ اینجام. خب همین که این رو نوشتم یعنی میخوام بگم من خیلی چاق نیستم هاااا! ولی خودم با شکل بدنم مشکل دارم و دوست دارم لاغر تر باشم. ولی این هست که اصلا تو مگه چاقی؟!! خب، یه خواهر دارم ک ازمن بزرگتره ولی لاغرتر از منه، از بچگی هرجا میرفتیم فکر میکردن من بزرگترم و بهم میگفتن تپلی. من نرمال بودم ولی همیشه در مقایسه با خواهرم تپل نامیده میشدم. بزرگتر که شدم تو دوره دبیرستان، یه مدت قرص میخوردم براس جوش صورت که این قرصه موجب میشد چربی آب بشه، اون مدت من لاغر تر شدم جوریکه میتونستم لباس فرم مدرسا خواهرم رو بپوشم، قبلش مادرم مدام به من میگفت تپلی، پری، زشته فلان لباسو بپوشی، زشته فلان مانتو رو بپوشی تنگه فلانه. در حالی ک من مدام مورد مقایسه قرار میگرفتم وگرنه در مقایسه با هم کلاسی هام نرمال بودم. ولی خب همه اینا باعث میشد من بپذیرم ک تپلم! این حرفا ک اون خواهره اندامش مثل پدرم استخوانیه و من مثل مادرمم هم  بود. یه جوری ک تو شکل اندامت اینه دیگه. بعدشم هربار لاغر میشدم همه بم میگفتم نههههه لاغری بت نمیاد تپلی بهتزه فلانه و….. بابا مگه من تپلم؟؟! دوتا خواهر بزرگام برای لاغری خیلیرزحمت میکشیدن رژیم های سخت و ورزش سنگین. درحالی و اونا اصلا اونقدرا چاق نبودن ولی از گرفتار شدن ب وزن مادرم میترسیدن. خب پس برای لاغری زیاد نخور و ورزش و تحرک از عوامل بودن در ذهن من. تو دورا کنکورم من یکجا نشین بودم عملا. و کلی چاق شدم. البته اینم بگم که خوردن برای من جنبه لذت داره. من صرفا برای رفع گرسنگی غذا نمیخورم من برای تفریح و لذت میخورم و این شعارمه که غذا خوردن از لذت های بزرگ زندگی منه. و تا الانم همینه، موقعی که ناراحتم یا بهن ریختم غذا دوست دارن، یا موقعی ک میریم بیرون اگر چیزی نخورم انگار نمیشه! 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زیبا فریدونی
      ۱۴۰۴/۰۴/۱۱ ۱۳:۱۴
      مدت عضویت: 413 روز
      امتیاز کاربر: 360 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 43 کلمه

      سلام من حدود ۱ماه هست که از توی یوتیوپ مدیتیشن میکنم واحساس میکنم که حال روحی مو خیلی خوب کرده بعد با کانال شما اشنا شدم احساس میکنم من به وسیله مدیتیشن با شما ارتباط گرفتم وحتما نتیجه میبینم به امید خدا 🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار راضیه عارف
      ۱۴۰۴/۰۴/۰۷ ۲۳:۱۵
      مدت عضویت: 603 روز
      امتیاز کاربر: 735 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 218 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزر و بقیه دوستان 

      من قبلا از دواستفاده کردن و نتیجه هم گرفتم البته فقط ۵، کیلو اضافه وزن داشتن که البته خیلی برام زجر اور بود……ولی الان احساس کردن دوباره اون حس های بد نگران چاق شدن‌برگشته و تصمیم‌گرفته دوباره شروع کنم دوره رو……

      چرا چاق هستیم…..

      خوب عکسهلی بچگی وقتی تازه به دنیا اومدم نسبتا تپل بودم….اما رفته رفته که بزرگ شدم چاق نبودن و فقط لپ داشتم… اما از وقتی یادن میاد شاید دوره راهنمایی حس چاقی دهشتم با این‌که چلق نبودم چرا حس چاقی داشتم چون باوبقیه مقابسه میشدم مثلا دختر دایی من که از من لاغر تر بود و این باعث میشد حس چلقی داشته باشم و همش نگران باشم…..و با انداممممم مشکل داشته باشم….که یک دورهاییی این احساس بیشتز شد…..و باعث شد واقعا حس چاق بودن بکنم ….و همیشه ناراضی باشم و فکر میکنم تمرکز روی چاقی باعث چاق شدنم شد…..و الان دوباره حس کردم داره اون باورهای اشتباه برمیگرده و‌حس چاقی دارم همش و یا استرس میگرن وقتی چیزی می خورم…..یا یک‌عادتی که رفته بود برگشته که الکی دلم‌مخاد چیزی بخورم …انگار یک استرس پنهانی در وجودم….و‌با خوردن می خوان رفعش کنم ….یا برای استراحت فکر کنم باید بخورم…..یعنی اون باورهای که غذا و خوردن چاق گنندست و تمرکز روی چاقی و‌حس دارم چاق میشم برگشته…….و نمی خواهم احازه بدم‌بزرگ بشن…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۴/۰۳/۲۰ ۲۱:۴۹
      مدت عضویت: 809 روز
      امتیاز کاربر: 23440 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 258 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان.

      سلام استاد عزیز و همه دوستان. از خودم میپرسم حالا که من میدونم چاقی هیچ ربطی به عوامل بیرونی نداره پس چرا هنوز چاقم.

      چرا لاغر نمیشم. من که میدونم ارث عامل چاقی نیست کم تحرکی عامل چاقی نیست خوردن غذاها عامل چاقی نیست پس چی عامل چاقی هست؟؟ راستش اولین موردش اینکه من هنوز دوره ورود به سرزمین لاغرها را نخریدم پس طبیعی چاق باشم. عه اینم که یک عامل بیرونی شد. تو از فایلهای رایگان نتیجه بگیر بعد برو سراغ فایل خریدنی. دومیشم اینکه موارد بالا را میدونم اما آیا باور هم کردم. ایا مطمئنم که چاقی من به هیچکدوم از عوامل بستگی نداره. اصلا اگه باور کرده بودم که چاقی ارثی نیست باید نصف چاقی من ریخته میشد چون این بزرگترین دلیل همه ما هست. خب عیبی نداره بازم بیشتر فکر میکنم و بیشتر به خودم اثبات میکنم. مثلا چاقی من از کی شروع شد؟نمیدونم فقط میدونم که از زمانی که یادم میاد درگیر این اضافه وزن بودم حتی در زمان بچگی وقتی همه بدون روسری بازی میکردن مامانم منو بخاطر چاقی و سینه های بزرگم اجازه نمیداد بدون روسری تو کوچه باشم. راستش میدونم چاقی دیگه به ارث ربط نداره اما چطوری یک شبه باور کنم سینه های بزرگ من به مادربزرگ و عمه هام نکشیده بلکه حاصل باورهای اشتباه خودمه. کلی دلیل دیگع که بارها گفتم و نوشتم و میدونم که باید تکرار کنم ولی هرچی که هست حالا اون نمایندگی. را پیدا کردم و قراره عیب دستگاه جسمم پیدا بشه بی دردسر فقط با ادامه دادن. خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۴/۰۳/۲۰ ۱۸:۲۱
      مدت عضویت: 1220 روز
      امتیاز کاربر: 10005 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 417 کلمه

      سلام استاد 

      گوش دادن دوباره این فایل باعث شور و شوق در من شد. من وقتی دانستم این فایلها بروز رسانی شده بسیار خوشحال شدم من وقتی برای اولین بار این فایل را گوش دادم باورم نمی شد که کسی پیدا شود که دقیقا حرفهای دل ما را بزند چون افکار ذهن چاق در تمام دنیا یکی است و ووقتی متوجه شدم که میشه بدون رژیم و سختی لاغر شد بسیار خوشحال شدم و گفتم چقدر خوبه اگر از این روش جلو برم و بتوانم لاغر شوم و به آرزوی دیرینه خودم برسم 

      تمرینات 

      چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟

      من از وقتی یادم می آید چاق بودم و بارها با انواع رژیم وزن کم کردم و دوباره با تقویت فرمول‌های چاقی ، چاق شدم و چطور چاق شدم را اصلا به خاطر ندارم چون من از کودکی چاق بودم . از ابتدای کودکی شروع شده بود چون در عکسهای کودکی مشهود است . من سبکی برای چاق شدن نداشتم ولی فرمول‌های اشتباه که ما طایفه ارثی چاقیم . حتما فکر و نگرش نادرستی برای چاق شدن بوده چون من خودم را قربانی چاقی می دانستم و با این نگرش اصلا هنگام خوردن فقط به لذت توجه می کردم نه به پیام سیری

       چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن 

      من قبلا باورهای اشتباه زیادی داشتم ولی الان با آگاهی‌ها متوجه شدم که غذا بدون فکر چاقی ما را چاق نمیکنه و نخوردن و گرسنگی کشیدن با افکار چاقی مارا چاقتر می کند و تنها مانعی که می تواند مانع لاغر شدن در بدن ما شود همین افکار چاقی است که وقتی غذا بخوریم بعد خود را سرزنش کنیم و با همین افکار ذهن خود را به سمت چاقی بیشتر سوق می دهیم 

      من می خواهم یکبار دیگر۱۲ گام و ۱۰۰ گام را که بروز رسانی شده را مطالعه کنم و تمرینات آن را انجام بدهم انشاالله چون احساس بسیار خوبی هنگام انجام دادن این فایلها داشتم  خیلی از باورهای اشتباه قدیمی در ذهن من اصلاح شد و چقدر از نظر ذهنی به آرامش رسیدم و نصف وزن خودم را در طی یکسال از دست دادم . گاهی مواقع شیطان می خواهد من را به شک و تردید بیندازد که دوباره داری چاق میشوی ولی من با ایمان و اعتماد این مسیر را ادامه می دهم چون می دانم استمرار در این مسیر یعنی رسیدن به تناسب اندام .

      خدایا از تو ممنونم که من را به این مسیر هدایت کردی که بتوانم در تمام جنبه های زندگی پیشرفت کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Pary
      ۱۴۰۴/۰۳/۰۳ ۱۲:۳۸
      مدت عضویت: 683 روز
      امتیاز کاربر: 7590 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 410 کلمه

      بنام خداسلامهمه چیز برای من فوق العاده است من نگران هیچ چیز نیستمشروع مسیر لاغریمسیر لاغری همان مسیر چاقی است، فقط باید در جهت مقابل به حرکت خود ادامه دهیم .اولین باری که این جمله رو خوندم برام نامفهوم بود، چطور مسیر لاغری همان مسیر چاقی است فقط در جهت مخالف خیلی توجهم به این‌ جمله جلب شد و مسیر لاغری برای من رژیم و ورزش و دمنوش و کالری شماری و اینا بود و‌من هبچ کاری برای چاق شدنم نمی کردم و چاق و چاقتر میشدم این اطلاعات با این جمله کاملا متفاوت بود برام ولی در ادامه مسبر متوجه شدم که طبیعت ما لاغری است و هیچ لاغر فابریکی برای لاغر موندنش هیچگونه فعالیت یا کار خاصی رو انجام نمیده ، همونطور که من برای چاقیم کاری نمیکردم و آهسته و آرام چاق شده بودم انسانهای متناسبم هیچ زحمتی برای لاغر موندنشون نمی کنن اونجا بود که فهمیدم لاغری با ذهن یعنی آموزش صحیح ذهن با ورودی های مثبت تا ذهن از وضعیت چاقش خارج بشه و در وضعیت لاغری قرار بگیره در اینصورت من بدون هیچ رژیم و فعالیت خاصی لاغر میشم . فهمیدم که از اول در مسیر و جاده ی تناسب در حرکت بودم و یک جایی که خودم هم متوجه نشدم با توجه به موانع ذهنی از مسیر تناسب خارج شدم و حالا باید توجه به لاغری و‌نادیده گرفتن وضعیت الآنم بوسیله آگاهی های صحیح لاغری با ذهن موانع لاغری رو برطرف کنم تا به مسیر تناسبم برگردم فقط در این مسیر نباید عجله کنم و با شور و اشتیاق به مسیرم ادامه بدم . فقط در این. مسیر نباید عجله کنم و با شور و اشتیاق به مسیرم ادامه بدم. من مسئولیت چاقیمو به عهده گرفتم ، اول منکرش میشدم ولی حالا فهمیدم که خودم مسئول بودم و وقتی که حس مسئولیت رو داشته باشم سعی در برطرف کردنش میکنم و دیگه نمی گم منکه دوست نداشتم چاق بشم ، تقصیر این دلیل و اون دلیله. و من با هدایت خداوند متعالم به مسیر لاغری با ذهن هدایت شدم ، مسیری که منو از باورهای محدود کننده رها کرد ، مسیری که به من آموخته بدون رژیم و ورزش های سنگین هم میتونم لاغر بشم و امید رسیدن به هدف (لاغری) رو در من شعله ور کرده . مسیری که بهم آموخته با تغییر در نحوه تفکر و آگاهی  از عوامل موثر بر چاقی ، می توانم به راحتی به سمت لاغری حرکت کنم و این مسیر را برای همیشه ادامه دهم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره قادرنیا
      ۱۴۰۴/۰۲/۲۴ ۱۱:۲۱
      مدت عضویت: 642 روز
      امتیاز کاربر: 8665 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 225 کلمه

      با سلام من خوب یادمه از بچگی دایما می‌شنیدم که  تو خیلی شبیه عمه ات هستی! و متاسفانه اون خیلی چاق بود !!!!!!!

      بزرگتر که شدم حدودا بیست ساله کمی اضافه وزن گرفتم خانواده تشویقم میکردن که خوشگل شدی واگر کمی وزن کم میکردم نگران میشدن که چرا لاغر شدی نکنه مریض شدی!!!!!!

      ازدواج که کردم میگفتن همه بعد از ازدواج چاق میشن ومن هم کاملا قبول داشتم!!!

      باردار که شدم خیلی چاق شدم رسیدم به صد کیلو , همه میگفتن طبیعیه اصلا همه توی بارداری چاق میشن !!!

      بچه شیر میدادم میگفتن تو باید زیاد بخوری چون داری شیر میدی!!!

      آرتریت مفصلی گرفتم گفتن کورتون کلا چاق می‌کنه 

      فشارخون بالا گرفتم گفتن ، دارهای فشارخون تجمع آب میاره وچاقی نیست !!!!

      کم کاری تیروئید گرفتم گفتن اصلا یکی از علائم اون چاقیه نگران نباش طبیعیه!!!!

      خلاصه هر بار چاقتر میشدم برام کاملا طبیعی میکردن و این رو هم بگم همه اش رو خودم کاملا قبول داشتم و روز به روز هم چاقتر میشدم😓😓😓

      ومن باور داشتم که غذا باعث چاقی میشه کم تحرکی یکی از باورهای قوی من هست که باعث چاقی میشه و داروها ویکسری بیماریها وحتی ژن باعث چاقی میشه

      و من با آموزشهای این سایت تونستم یکسری از باورهامو ضعیف کنم مثل ژنتیک ،دارو ،بیماری ،غذاها، کم خوابی و… ولی باور تحرک رو هنوز خیلی باید روش کار کنم وهنوز محکم و قوی هست

      ولی مطمئن هستم که من میتونم وادامه میدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار عاطفه الی
        ۱۴۰۴/۰۴/۰۱ ۱۴:۵۱
        مدت عضویت: 584 روز
        امتیاز کاربر: 13765 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 58 کلمه

        سلام دوست عزیز 

        بدن ما همیشه در حال فعالیت هست اندام درونی مثل قلب کلیه مغز ماهیچه ها و….همه و همه همیشه در حال تحرک هستن پس حتی در خواب هم فعالیت بدن بالاست و چاقی ربطی  ب تحرک نداره من افراد زیادی رو میشناسم ک هرگز ورزش نکردن و همیشه خواب هستن و لاغرن و در آرزوی چاقی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم