✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 688 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
من ارث چاقی دارم تقریبا اکثر افراد خانواده ام اضافه وزن دارند.در کودکی بچه لاغر و بدغذایی بودم که مادرم دائم درحال خوراندن غذاهای پرکالری به من بود و دائم از بچه های خوش خوراک تعریف میکرد و حسرت تپلی من رو داشت.هروقت مشکلی داشتم با خوراندن خوراکی های خوشمزه یا مقوی سعی میکردند حالم رو بهتر کنند چه حسمی چه روحی.بعد از ازدواج هم کمی وزنم بیشتر شد بعد هم سه تا زایمان و بعد هر کدوم کمی بیشتر .فعالیت ورزشی و پیاده روی هم ندارم.تیروئیدم کم کار شده .خیلی خیلی پرخوری عصبی دارم تا وقتی غذایی با ناهار یا شام مانده در یخچال هست دائم به سراغش میروم و کم کم میخورم در واقع هیچ وقت احساس گرسنگی به سراغم نمی آید.تا وقتی سر سفره نشسته ام ذره ذره از غذاها میخورم.درصورتی که خوراکی به من تعارف شود حتی اگر میل نداشته باشم باز هم دست رد به خوراکی نمیزنم.باقیمانده غذای فرزندانم رو میخورم به بهانه ی اینکه غذا حرام میشود.خیلی تند و با عجله غذا میخورم و از خوردنم لذت نمیبرم.توجهی حتی اگر غذایی را دوست نداشته باشم وقتی سر سفره میشینم اون غذا رو میخورم.طبق وظیفه سر ساعت ناهار یا شام غذا میخورم.خلاصه اونکه بی دلیل و با دلیل میخورم😅😅😅😅
دلایل چاقی من :
از بچگی توپل بودم و از وقتی که یادم میاد برای گریه ها و بهونه هام بهم خوراکی و غذا میدادن تا آرومم کنن.از اون موقع تا همین الان هر موقع ناراحتم و مشکلی دارم با غذا و شیرینی خودمم رو آروم میکنم.همیشه دور و بریام سرزنشم کردن بخاطر چاقیم و من همیشه در حال رژیم و ورزش بودم بوسیله روشهای مختلف اما بعد از مدت کوتاهی دوباره وزن کم شده برمیگشت و حتی اضافه تر هم میشد.تو تمام مراحل زندگیم از جمله ازدواج و زندگی مشترکم به مشکل برمیخوردم و برای آرامشم رو به خوردن میاوردم.یکی از مواقعی که تونسته بودم به وزن ایده آلم برسم همه ازم تعریف میکردن اما بعدش که وزنم برمیگشت احساس میکردم هیچکی دوسم نداره و این موضوع روز به روز افسرده ترم میکرد و چاقیم رو بیشتر.
خاطره های خوبی هم دارم که اونها باعث چاقیم شده مثلا بابام وقتی خوشحال بود ما رو میبرد رستوران و همه خوشحال بودیم از کنار هم بودن و حرف زدن.مسئله دیگه پرخوری و تندغذا خوردن پدرم بود که من اینجوری یاد گرفته بودم غذا بخورم و اینطوری چاق بشم
امیدوارم روش شما بتونه بهم کمک کنه و به آرزوم یعنی وزن ایده آلم برسم
سلام خدمت ستاد گرامی و دوستان عزیز. من تا 20 سالگی خیلی لاغر بودم. اشتهام کم بود .ولی خیلی دوست داشتم یکمی تپلی بشم.اگه کسی اونموقع ها میگفت تپلی شدی خوشم میومد چون هیکل فقط استخونی دوست نداشتم.48 کیلو بودم.تو دوران دانشگاه چون با دوستام همیشه دورهم بودیم کم کم اشتام زیاد شد و من شروع به چاق شدن کردم. خوشم میومد توپل بشم اما دوست نداشتم شکم داشته باشم. اما دوستم میگفت ما مانکن نیستیم که.دختر یکمی شکم داشته باشه اشکال نداره. و من به این ترتیب کوتاهی کردم در آب کردن شکم.و هر ساله به وزنم اضافه میشه و من هرسال بیشتر عاشق غذا خوردن میشم.اون موقع همه اطرافیانم رو بخاطر چاقی سرزنش میکردم .ولی الان همون اطرافیان منو سرزنش میکنن.ولی کلا اهل رژیم گرفتن نیستم. و رژیم روحیمو خراب میکنه.الان 41 سالمه.شاید دو تا سه بار رژیم گرفتم.وموقع غذا خوردن به چاقی فکر نمیکنم. دوسال هم هست تیروئیدم کم کار شده. و بیشتر چاق شدم. طبعم سرده و این هم مزید برعلت چاقیم شده. الان وزنم 72 کیلو و استخوانبندی ریزی دارم.
علت چاقی من فکر کنم یکمی خودم دوست داشتم تپل تر باشم .چون خیلی استخونی بودم. البته حرفهای دیگران هم بی تاثیر نبوده.
از وقتی هم فهمیدم که تیروئیدم یکم کمکاره.احساس میکنم دارم چاقتر میشم
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز
چرا چاق شدی؟تا جایی که یادم هست در تمام دوران جوانی همیشه لاغر بودم که همه به من می گفتند خیلی لاغری بیشتر غذا بخور تا کمی گوشت بگیری و پوست شادابی داشته باشید.همه چی می خوردم بدون ترس و نگرانی و حتی بین سه وعده اصلی میوه و تنقلات هم بود و من همچنان لاغر بودم تا زمانی که ازدواج کردم و بر خلاف نظر همه هیچ تغییری نکردم.تا زمانی که دومین فرزندم متولد شد وبعد از آن یواش یواش وزن اضافه کردم و برام سوال بود که چرا اضافه کردم چون غذا خوردنم مثل همیشه بودوبا وجودی که تغییری در برنامهای غذایی من بوجود نیامده بود ولی مقدار کمی اضافه کردم تا اینکه به ۵۸ کیلو رسیدم و از آن به بعد رزیم ها -پیادهرویها -رفتن به سالن ورزش و سونا -دمنوش ها و چی بخورم چی نخوردم و…..شروع شد البته نا گفته نماند که هیچوقت از ۵۸ بالاتر نشدم بلکه با کارهایی که انجام می دادم کمتر می شدم ولی هیچوقت به وزن دلخواهم نرسیدم و حالا می فهمم که بخاطر فرمولهای اشتباه ذهن من بوده.
مطلب دیگه :زمانی که لاغر بودم موضوعی که ذهن مرا مشغول می کرد اینکه بعد از ازدواج اکثرا چاق می شونده یا بعد از تولد فرزند و باز به یک سن بالاتر که می رسند چاق تر و جاه افتاده می شوند و انگار این یک روند طبیعی بود که پیش می رفت و همه هم انرا قبول داشتندکه باید اینجوری باشد!ولی برای من هیچوقت رضایت بخش نبود اصلا دوست نداشتم در چنین شرایط و وضعیتی قرار بگیرم و دوست داشتم و فکر می کردم که می شه به همان شکل بمانم و خودم را هیچ گاه در اونون جایگاه نمی دیدم و حالا که با این سایت آشنا شدم متوجه شدم که همین افکار ذهنی من که دوشت نداشتم در شرایط و جایگاهی قرار بگیرم که چاقی باعث جاه اوفتادگی و ناسلامتی من بشه و شاید همین مسیله باعث شده که هیچوقت چاق نشوم یا تعریف دیگرش اینه که بذری که در ذهن من کاشته شده بوده ناقص بود برای همین خوب عمل نکرده و زیادی وزن اضافه نکردم.
منظور از بذر ناقص یعنی چه؟ بعنی بذر به دو حالت در ذهن من ثبت شده .۱-بذر ناقص:اطرافیان می گفتند خیلی لاغری بیشتر بخور تا کمی چاق بشی و شادابتر ۲-بذر سالم :که ذهنم هیچوقت دوست نداشت قبول کند که زمانی در شرایط و وضعیتی قرار بگیرم که بر اثر اضافه وزن جاه اوفتاده و مهمترین ناسالم باشم-و اعتقاد داشتم که می شه همیشه زیبا اندام و سالم باشم و این چون هیچ کدوم در ذهنم کامل و قاطع ثبت نشده نه زیاد چاق شدم ونه به وزن ایده الم رسیدم و خوشحالم که به این سایت هدایت شدم که بتوانم بدر ناقص را کاملا ریشه کن کنم و در عوض بذر سالم را پرورش دهم .ممنونم از استاد که این آگاهیها را در اختیار ما گذاشتند.
نشان های دریافت شده
چ چیزی باعث چاقی من شده یا علت چاقی من چیه؟ من ازوقتی یادمه نصبت ب دیگران یکم فرق داشتم و صورتم تپل بود اولاش ک همه مگفتن جقدر زیبا وفلان و همیشه دختر سفید توپر همیشه جذاب تر پسندیده تر نصبت به دیگر دختران بود تا کم کم چاقی من تو ذهنم بزرگتر میشد و میدیدم واقعا دیگه توپری داره ب چاقی تبدیل میشه کمی ورزش کردم و رزیم گرفتم و سریع لاغر شدم و همه دختر دایی هامم مگفتن هروز داری لاغر تر میشی تا اینکه رفتم باشگا و لاغر تر میشدم و تموم راه رو پیاده میومدم تااینکه تو باشگاه یک باور اشتباه دارد ذهنم شد ینی من قبولش کردم اینکه اگه باشگا دل کنم چاق میشم خلاصه باشگاه بسته شد و من نتونستم دیگه برم باشگا و هروز چاقتر شدم بعد ازونم بدنسازی رفتم و بازم چاقتر شدم تا جایی ک فکر مکردم ورزش منو چاق میکنه. بعد از مهاجرت من به اروپاو بعد از مدتی ک با دوستان تلفني صحبت مکردم هی مگفتن وای چقدر لاغر شدی و من هی بخودم میگفتم خوبه ک لاغر شدم وهروز این جمله رو میشندم و زوغ مکردم ک جقدر لاغر میشم و تا اینکه با ی دختر اشنا شدم ک اون ازمن لاغرتر بود و هی من بخودم میخوردم و میگفتم من درشتر اونم و شرو ب ورزش کردم ک هم اندازه ون بشم و تو ذهنم هی تمرار میشد وتوجهم ب چاقیم بود و متأسفانه چاقنر شدم با استاد اشنا شدم از دوره رایگان استفاده کردم و یادمه م قشنگ78، کیلو شده بودم و تصویر اون لحظه تو ذخنمه و خوشحالی ش ولی یگ احساس ترس از برگشتن این وزن تو من دوباره ایجاد شد و هی مترسیدم ک نکنه برگرده. بعد از جابجا یی من از اون محل زندگیم محدجه شدم ک خیلی دارم جاق میشم و اطرافیانم بهم گوشرد میکردن تاجایی من دوباره اومدم ب سمت استاد و تصمیم گرفتم دوره رو بخرم هفت ماهیی تو دوره بودم و ازون وضعیت هروز چاقتر شدن و اون حالت روحی م و ترس از لباس روشن واینه وزنه و….. الحمدالله من الان تو این وضعیت هستم که ده کیلو کم کردم با احساس عالی و هروز هم بهتر میشم در روابطم در زمینه تحصیل و زندگی روابطم با خانوادم ن تنها لاغری بلکه در هر جهت من بهتر شدم الان ک دوباره این سوال رو از خودم پرسیدم ک چرا چاقم فقط این در ذهنم بود که من انتظار صدرصد ازخودم لاغری نیست و هنوز کامل باور نکردم ک من میتونم لاغر بشم بااینکه نتیجه هم گرفتم تا حدودی ولی من بازم ادامه میدم و ایندفه میخام درست انجام بدم و امروز از دوره رايگان شروع کردم همینجور ک استاد میگه میخام پیش برم چون قبلا خیلی ب نحو احسن انجام نمیدادم و زیاد پیگر حسابی نبودم ولی الان شروع دوباره ست همین ک تنها باورم اینه ک انتطار م ازخودم لاغری نیست هنوز صدرصد ینی من خیلی نتیحه گرفتم و این باور هم رو به اتمام انشالله.
سلام به همگی و استاد عزیز
موضوع انشاء چرا من چاق هستم؟
من از دوره راهنمایی و زمانی که پریود شدم بدنم شروع به چاق شدن کرد همیشه در حال ورزش رژیم و دست کشیدن از خوردن غذاهای پر کالری شدم از رژیم کم کالری . دکتر کرمانی . کلینیک ایرانیان . طب سنتی .و طب سوزنی . لاغری با دستگاه حتی یک دوره هیپنوتراپی . انواع مدل های رژیم کم کالری . کتوژنیک و….بودم
پیاده روی .دوچرخه سواری .بدنسازی و ورزش در خانه همه رو امتحان کردم .سعی می کردم و لاغر می شدم ولی دوباره بعد چند ماه چون خسته می شدم به وزن قبلی و شایدم بیشتر بر می گشتم
علت های چاقی از نظر ذهنم
کاهش متابولسم بدن .بد و بی موقع غذا خوردن
ولع در خوردن . خوردن چیزهای شیرین و فست فود . کم تحرکی . پر خوری عصبی . سندرم متابولیک . و وقتی شروع می کردم به رژیم گرفتن عصبی شدن . افسرده شدن خسته و بی حال و رمق شدن . چشمم همیشه دنبال غداها می موند و تو مهمونی از همه کمتر می خوردم و سیر نمی شدم اگر یکم دسر می خوردم کلی عذاب وجدان می گرفتم و بعد مدتی خسته می شدم و کامل کناره گیری می کردم
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزم و دوستان شگفتی سازم من برای بار دوم است که دارم دوره میکنم لاغری با ذهن رو همون جور که قبلا گفتم من چیز زیادی از کودکیم یاد نمیاد جز یه حرفهایی که زن تپل قشنگتره جذاب تره …ومنم قشنگی هیکلی تو چاقی بیشتر میدیدم و از همون دوران راهنمایی ..دلم میخاست مورد توجه دیگران باشم و جذاب باشم ازم تعریف کنن و گذشت تا اینکه تو دبیرستان احساس میکردم چاقم و بخاطر چاقیم خیلی کارها نمیکردم مث بازی کردن تو مدرسه مث زنگ ورزش ازش فراری بودم تنها یه گوشه مینشستم و میگفتم اگه من شرکت کنم دوستام بخاطر من میبازن یا کسی من نمیخاد یارش باشم و خودم محدود محدوتر میکردم ولی تو فکرش نبودم که کاری کنم تا اینکه رسید به دانشگاه و تموم شد دیگه توجهه دیگران برام مهم شد ومنم شروع کردم کارهای مختلفی انجام دادن برای
لاغری وهمیشه میومدم با محدود کردن خودم سرزنش خودم ورزش ها سخت انجام دادن دمنوش های تلخ بی مزه خوردن میخاستم مانع چاقیم بشم وشکست میخوردم در صورتی که همچی ذهنی است ومن نمیدونستم میخاستم با فشار به جسمم نتیجه تغییر بدم و همیشه دانبال تغییر نتیجه بودم نه علت چاقی و بخاطر همینم شکست میخوردم و از خودم چاقیم متنفر بودم و کلی احساس بد داشتم و همه مشکلات زندگیم مقصر چاقی میدونستم و چاقی بخاطر مواد غذایی مخصوصا شیرینجات چربی ها برنج نان سفید و کم تحرکی ارثی بودن طبیعی است من چاق بشم چون رژیم نمیگیرم چون کنترل خودم ندارم چون ورزش نمیکنم کم میخابم واطلاعاتی که راجب مواد غذایی تو اینترنت ها میخوندم جامعه والدین دوستان کلا همه رو مقصر میدونستم من واسه همه اینها دلیل آوردم که اینها باعث چاقی من نمیشد ردشون کردم حالا میخوام باز موانعی که باعث لاغر نشدن من شده و خودم اینها عوامل چاقی خودم میدونم بنویسم من وزنم تغییری نکرده نسبت به دوماه پیش واین خودش یعنی تغییر چون من اگه همون روش ها قبلا انجام میدادم حتما چندکیلو اضاف میکردم و الان که تغییر نکردم یعنی دارم کارم درست انجام میدم جلو بیشتر شدن چاقیمو گرفتم و الان باید با استمرار تلاش وانجام تمرینات این تغییرات در جسمم مشاهده کنم حتما عواملی هستند که نذاشتن من لاغر بشم باید این عوامل موانع شناسایی کنم وبنویسم:
🙈یک همراه فیلم تماشا تلویزیون غذا خوردن درصورت پری هم باز مصرف میکنم وعادتم شده
🙊دو موقع غذا خوردن فکرم ذهنم به جای دیگه مشغول بودن و حواسم به خوردنم نیست وتا آخر غذا تموم بشه یا بشقابم تموم بشه میخورم و وقتی تمام شد بلند میشم
😐سه اگه چند روز فایل گوش ندم احساس میکنم چاق شدم و دارم اشتباه راه میرم وکلا دلسرد ناراحت میشم وباعث میشه بیشتر به چاقی توجه کنم و بگم آره دیگه من این کارو امروز نتونستم کنم باز چاق میشم
🙈چهار وقتی تمرین ها انجام میدم اگه استاد تهید ش نکنه و مدال بهم نده احساس بدی بهم دست میده و احساس میکنم بد دارم تمرین ها انجام میدم باید خیلی تلاش کنم و یجوری به خودم سخت میگیرم که اگه احساسسم بد بود باید حتما در روز یبار فایل گوش بدم و از کارهام بزنم و وقت بیشتری بزارم واسه گوش دادن انجام تمرینات و یجوری انگار مجبورم و میخام رفع تکلیف کنم واینم عامل چاقی خودم میدونم
😱پنجم اعتماد بنفس پایین خودکم بینی لایق ندونستن خودم و باور اینکه نمیتونم خیلی راحت لاغر بشم حتما باید زمان زیادی بگذره تا به نتیجه برسم و هر روز باید حتما فایل گوش بدم واینم عامل چاقیم میدونم
🙈شیشم زیاد خودم تو آینه نگاه میکنم و هر روز منتظر تغییرم و یه فایل گوش میدم منتظرم فرداش جسمم تغییر کنه
😐هفتم ناراحتی افسردگی احساس بد راجب حرفهایی که میشنوم راجب خودم مشکلات دیگران تحلیل کردن حرفها دیگران زود از کوره در رفتن اعصبانیت و تأثیر حرفها دیگران روی خودم که موجب احساس خیلی بد میشه کلا آرامشم بهم میزنه وتوجهم از هدفم برمیداره و موجب احساس ضعیف بودن ناتوانایی بهم دست میده واینم عامل چاقیم میدونم
🙈هشتم موقع لباس پوشیدن ترس از پوشیدن فلان لباس مثلا میخام پیاده روی کنم یا برم شهر فوری میگم شلوار پارچه ای بپوشم که چاقم اذیت نشم اگه لی بپوشم اذیت میشم بخاطر چاقیم و این خیلی برام در طول روز اتفاق میفته
🙊نهم منتظرم همیشه دیگران بگن بهم چقدر تغییر کردی چکار کردی این همه لاغر شدی وتشویقم کنن و دوستدارم دیگران بهم بگن لاغر شدی و مورد توجهشون قرار بگیرم و بعضی وقتها که خودم ازشون میپرسم آیا من لاغر شدم مورد تمسخر پوزخند دیگران یا نهه دیگران قرار میگیرم خیلی ناراحت میشم ومیگم شما اشتباه میکنید سر لج ولی تهه دلم دو دل میشم
🙈دهم وقتی دورم شلوغ میشه مهمون برامون میاد یا دوستم میاد غذا مورد علاقش درست میکنم وکنترلم از دست میدم زیاد میخورم وزیاده روی میکنم وکلا توجهم جای دیگه است
😕یازدهم بیشتر توجهم روی مسایل ومشکلات دیگران هست وتحلیل حرفها دیگران روی خودم و رفتارشون وفکر کردن و کلا بیشتر توجهم روی این چیزها و از هدفم دور شدن
😕دوازدهم دیگران مهمتر از خودم دیدن وعجله برای لاغر شدن برای جلب توجهه دیگران نیاز به لاغری وباور در ناتوانی خودم در لاغر شدن
من همه اینهارو عوامل چاقی خودم میدونم و در دوره قبلا هم گفتم کم تحرکی ورزش نکردن خاب کم مصرف شیرینجات فست فود نان سفید برنج ارثی بودن که اینها بازم واسه اینکه خودم دورش کنم وباورم قوی تر کنم که اینها هیچ دخالتی در چاقی من نداره اینجا مینویسم تا مرورش کرده باشم و باورم قوی کرده باشم که عوامل بیرونی هیچ نقشی در چاقی من نداره وهمچی ذهنی است و باید فرمول اشتباه شناسایی کرد وتشخیص داد و جاش فرمول ها صحیح باور ها صحیح بیاریم تا در مسیر لاغر شدن موفق شیم وباید اول از همه بپذیرم که همچی ذهنی است
با تشکر از استادخوبیها شاد پیروز باشید
من چندمین باره ک دارم این فایلارو گوش میکنم،و قبلا چیزی در سایت ننوشتم هر چند همیشه برا خودم مینوشتم ولی الان ک دارم نتیجه میبینم تصمیم گرفتم ک بیام و تو این دوره کردن بنویسم سالها اضافه وزن داشتم ومدام علت این اضافه وزن رو عوامل بیرونی میدونستم ،از بچگی بهم میگفتن ک استخون بندیت درشته،چون شبیه خونواده مادری هستی هر کاری بکنی مثل اونا میشی ،مامانم میگف معده ما بزرگه زیاد غذا میخوریم،و مدام از ادمای لاغر بد میگفتن ومیگفتن زشتن وب من میگفتن ک تو لپ داری خوشگلی بهت میاد،غذا بمونه گناه داره وناشکریه ،غذامو نخورم مریض میشم ضعیف میشم کسایی ک لاغرن رگ دستاشون زده بیرون وهمیشه مریضن ، با تمام این حرفها باز من دوست داشتم ک لاغر بشم از خودم خجالت میکشیدم ادمهایی رو ک میدیدم لاغرن ومیتونن لباسهای خوشگلی بپوشن حسرت میخوردم ،همیشه رژیم همیشه ورزش ،وحشت داشتم از اینکه تو خونه بمونم چون بالافاصله بقیه میگفتن ک چاقترشدی مدام صبح های زود میرفتم پیاده روی،و همیشه در رنج وعذاب بودم ،توی سر رسید سال ۹۸ صفحه اول نوشتم :خدایا ی بار برای همیشه لاغر بشم و لاغر بمونم ، دقیقا جمله ای ک در سر رسید نوشتم ،و باز اون سال بارها با روشهای مختلف سعی در رفع اضافه وزنم کردم ،سال ۹۸ داروهای گیاهی گرفتم،وسطا ورزش و رژیم های سخت،مدام ب خودم میگفتم باید ب چیزی ک نوشتی برسی،و اینکه از طرف کسی ک عاشقش بودم چن بار مورد شوخی و تمسخر هم قرار گرفته بودم با اینکه زیاد هم چاق نبودم ولی اینها منو بیشتر وادار کرده بود ک حتما باید لاغرشم،تا اینکه اخرای سال رو اوردم ب دمنوش ها،و دوره های قرنطینه شروع شد و مصیبت منم بدتر،مدام در استرس و اضطراب بودم و خونواده میگفتن ک بدتر میشی ک از طریق یکی از دوستام با سایت اشنا شدم،من طی ۷ماهه ک مدام دارم فایلارو گوش میدم،فایلای لاغری ،و تمام فایلای رایگان و استوری ها و … و ب تازگی تونستم بالاخره دوره رسیدن ب ارزوها با ذهن رو تهیه کنم، من تو این مدت خیلی دیدگاهم عوض شده فهمیدم ک مقصر خودمم نمیتونم در بیرونم چیزیو جستجو کنم نمیتونم خونواده مادریمو مقصر بدونم ،نمیتونم غذاها رو مقصر بدونم نمیتونم استرسمو مقصر بدونم نمیتونم تنبلی کردنمو و بی تحرکیمو یا خونه موندن و جلو تی موندن و …مقصر بدونم ،چون اگه اینجوری بود دوست منم باید مثل من میشد اونم مادرش چاقه اون هیچوق ورزش نکرده بیشتر مواقع تو خونه است، بس این چیه ک منو چاق کرده و اونو نه ، این ذهن منه این ترس از چاقی وغذاها بود ک منو چاقتر میکرد ،دوستم همیشه میگه من خر چی بخورم همینم ،در حالی ک من همیشه میگفتم من ابم بخورم چاقم ، و مهمتر از همه من فهمیدم ک بخاطر دیگران حالا تایید یا تشویق و یا جلب توجه وخواسته دیگران من نمیتونم لاغر بشم ،اصلا هیچ آرزو وخواسته ای بخاطر دیگران شدنی نیست ،ذهن من فقط برای من کار میکنه و دیگران براش مهم نیستن ،و با عجله و استرس ب خودم وارد کردن نمیتونم لاغری ماندگاریو داشته باشم ،مثل تمام سالهایی ک رژیم ودارو مصرف کردم و برای مدت کوتاهی لاغر شدم و بعد دوباره همون آشو همون کاسه،استاد درسته ک من فایل لاغری رو خریداری نکردم ولی با اشتیاق ۶ماه تو مسیرم و دارم تکرار میکنم هر روز لدت میبرم خیلی فکر میکنم و هر بار ی چیز اشتباهو در خودم پیدا میکنم و سعی در اصلاحش میکنم، ب غذا ها توجه نمیکنم. بقیه رو مقصر نمیدونم و حدود دو ماهی هست ک تاثیر در جسم من کاملا مشاهده میشه و همه اطرافیانم بهم میگن ک تو این اوضاع و خونه موندن چطوری داری لاغرمیشی،و من متوجه میشم ک بذر من داره جوانه میزنه ، با اینکه مدتی بخاطر مشکلات روحی کم کاری کردم ولی الان تصمیم دارم ب طور جدی از بذرم مراقبت کنم و تصمیم اولم نوشتن تو سایت بود و دور از انصاف دونستم ک بعد از این همه آگاهی هایی ک از شما گرفتم و دارم لذت میبرم و سایزمم خیلی فرق کرده ،نیام و اینجا ننویسم ،بازم ممنون از شما
سلام دوستان تمرین جلسه ۱ لاغری داستان چاق شدن من من از بچگی لاغر بودم تا سن ۱۲ سالگی یکم چاق شدم و دوباره سن۱۵ سالگی لاغر شدم تا ۲۱سالگی بچه اولم بدنیا اومد مثل بقیه ۷کیلو اضافه کردم بچه بدنیا اومد رفتم سر وزن اولم ۵۲کیلو گذشت تا سن ۳۱سالگی بچه دومم بدنیااومد از اولی باردای اضافه وزنم شروع شد شیر بخور بجای اب غذا به اندازه دو نفر باید بخوری خلاصه وقتی بچه بدنیا اومد شدم ۷۲ کیلو دیدم اینجوری نمیشه کلی مشکل داشتم لباسام تنگ بودن کلا بی تحرک شدم خوابم زیاد شد تنبل شدم اعتماد بنفسم از دست دادم خلاصه همه اینا علت چاقیم میدونستم حالا بقیه شو یادم نمیاد شروع کردم به دکتر رفتن ورژیم ورزش تو پارک پیاده روی کمر بند لاغری سونا خشک همه رو امتحان کردم اما چندان فایده نداشت خلاصه گذشت الان ۱۷ سال از اون موقع میگذره ومن هنوز لاغر نشدم فقط چند کیلویی کم شدم ۶۸کیلو رسیدمخوشبختانه ی روز تو گوگل دنبال چیزی میگشتم دیدم نوشته لاغری با ذهن جلسه ۵و۷ ۶و سریع بدون معطلی دانلود کردم وبعد دنبال جلسه ۱و۲و۳ گشتم دانلود کردم جلسه اول گوش دادم گفتم ای دیگه منو لاغر میکنه این همونی که من دنبالش بودم گوش دادم تمریناتشو انجام دادم مو به مو بعد لابه لای یکی از فایلها زندگی با طعم خدا هم استاد دربارش صحبت کرد رفتم فایلها دنلود کردم تقریبا باهم پیش رفتمخدا رو شکر به نتایج اولیه که استاد گفت رسیدم وچون نتونستم دوره تهیه کنم تصمیم گرفتم فایلهارو تکرار کنم تا ایشالا شرایط مهیا بشه الانم دوره فایل هستم وجلسه ۱۰زندگی بلطف خدا واستاد گرامی ارزو دارم که همه ما ی روزی عضو خانواده شگفتی سازان باشیم ایشالا والان چطور با سایت اشنا شدم میگم براتون من وقتی دخترم کلاس ۹ بودو باید تعیین رشته میکردبه یک دفتر مشاوره رفتم که دوستم مشاور بالینی بود اونجا با یک خانم زیبا خوشرو هر چی تعریف کنم کمه که درباره nlpصحبت میکرد اشنا شدم اومده بود اگه میشه کلاس بذاره نشد ورفت بعد من خیلی خوشم اومد ومشتاق شدم اومدم خونه تو گوگل جستجو کردم چیزی زیادی نیومد گذشت تا سه سال بعد که داشتم تو گوگل دنبال چیزی میگشتم که ِلاغری با ذهن دیدم بالا براتون توضیح دادم امیدوارم سرتونو درد نیوورده باشم داستان منم به دلتون نشسته باشه شاد باشید ودر مسیر متاسب شدن بهترین دعاییکه میتونم براتون از خدا بخوام
نشان های دریافت شده
با عرض سلام و وقت بخیر خدمت دوستان و استاد عزیز من از کودکی لاغر و متناسب بودم ولی سر سفره ، غذام رو خیلی اروم می خوردم وهمیشه مادرم با من دعوا می کرد که چرا انقدر اروم غذا می خوری همه غذاشون رو تموم کردن به جز تو تند تر بخور .مامانم همیشه بهم می گفت تو سر عمه کوچیکت رفتی و پاها و باسنت چاق میشه در اون زمان من خیلی متناسب بودم و جالبه که پدرم و عمه بزرگم خیلی لاغر بودن و این حرفها کم کم تو ذهن من ذخیره شد تا این که من ازدواج کردم و حامله شدم و به من گفتن که غذا زیاد بخور تا بچه ای سالم و درشت به دنیا بیاری و پسرم با وزن ۴ کیلو و۱۰۰ گرم به دنیا اومد ولی من همچنان چاق بودم و پدرم مرتب میگفت فرشته خیلی چاق شدی ومن ناحت می شدم و امیوارم بودم که شیر دادن به بچه باعث لاغری من بشه ولی یک سال گذشت و لاغر نشدم برای همین به باشگاه رفتم و فکر کردم چون شیر میدم اگه ورزش کنم حتما لاغر و متناسب میشم و در کمال تعجب خودم و اطرافیانم در عرض دو ماه ۱۳ کیلو وزن کم کردم در حالی که به اندازه خانمای دیگه ورزش نمی کردم و غذا هم زیاد می خوردم بعد از این کم کردن وزن زیاد صدای پدرم و شوهرم و مربیه ورزشم در اومد که خیلی لاغر شدی شورشو در اوردی و اجازه باشگاه رفتن به من ندادن و سه سال بعد هنوز چاق نشده بودم تا این که برای بار دوم حامله شدم و همون داستان بخور تا بچه ات سالمو درشت بشه تکرار شدولی این بار پسرم باوزن ۳/۵کیلو به دنیا اومد و من خیلی ناراحت شدم و فهمیدم که غدای زیاد فقط باعث چاق شدن خودم شده نه پسرم البته اضافه وزن من خیلی زیاد نبود ولی چون نمیتونستم لباسای قبل رو بپوشم از نظر خودم خیلی چاق بودم و از بچه گی اعتماد به نفس پایینی داشتم پس خیلی اذیت شدم دوست نداشتم به عروسی و مهمانی برم تا چند سال بعد با ۵ ماه روزه و پیاده روی باوجود کار خیلی زیاد ۸ کیلو کم کردم ولی به وزن دلخواهم نرسیدم ولی بهتر از قبل بودم تا این که چند سال بعد بر اثر فشار زیادی که برای انجام کارهای خونه و خرید بیرون و رسیدگی به درس بچه ها و راضی کردن خانواده همسرم به خودم اوردم کبدم به شدت صدمه دید و دکتر برای کنترل بیماری من کرتون زیادی تجویز کرد و به من گفت که این دارو به شدت چاق کننده اس و باید مراقب باشم که چاق نشدم ولی با وجود ورزش و تحرک زیاد هر دفعه به مطب دکتر می رفتم وزنم بیشتر از قبل شده بود تا این که وزنم به ۱۱۰کیلو رسید و من دیگه دارو مصرف نمی کردم و باز به فکر افتادم که با ورزش وزنم رو کم کنم و به باشگاه رفتم و خیلی سخت ورزش کردم و ۱۷ کیلو از وزنم رو در عرض ۶ماه کم کردم و در عرض چند سال وزنم از قبل هم بیشتر شد و زمانی که دیگه کاملا ناامید شده بودم از خدا کمک خواستم و خدا اجابت کرد و به طور اتفاقی به سایت هدایت شدم و الان نزدیک یک ساله دارم از دوره های ورود به سرزمین لاغر ها و پاکسازی ذهن استفاده می کنم و دوره ها تمام شده و تصمیم گرفتم دوباره از دوره رایگان استفاده کنم و نکات طلایی رو هم مرور کنم و دوباره دوره های خودم رو هم از اول تکرار کنم به امید تناسب اندام و سلامت کامل جسم و روح
سلام دوست عزیز.
دوباره خیلی خوش آمدید به دورههای ریگان گام به گام لاغری.
اول همه چیز سخت است اما با باور و استمرار پی در پی نهایت موفقیت حتمی است. شما خیلی قوی هستید الان هم به متناسب شدن نزیکین و بیشک متناسب میشوید
موفق باشید