✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 666 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام استاد عزیز
چاقی من از سن بلوغ شروع شد ودلیلش از قول دیگران ارث از خانواده مادری ام بودونصیحت دیگران رژیم داشته باش وورزش کن چون سلولهای چاقی را به ارث برده ایی
اما نمیدونم وقتی ازدواج کردم چاقی ام که در حد ۵یا۶کیلو بود برطرف شد اما بعد دوباره در ۲بارداریم خیلی چاق شدم وحرفی که همیشه من را آزار میداد اطرافیان بهم میگفتند هر کاری بکنی آخر مثل مادرت چاق میشی
آما چیزی که تا الان متوجه شده ام این است که چاقی من به خاطر تکرار عادتهای اشتباه بوده همیشه سعی کردم با خوردن خودم را آرام کنم یا برای سرگرمی بخورم
سلام خدمت استاد گرامی و همراهان عزیز
۱)به نظر بنده اینکه کنترل ندارم در مقدار خوردن و ریزه خواری یکی از مشکلات است
۲)احساس میکنم میزان کالری مصرفی بیشتر ازمیزان تحرکم میباشد
۳)از بچگی اضافه وزن داشته ام
۴)شیرینیجات خیلی دوست دارم
۵)هم پدرم هم مادرم اضافه وزن داشته اند
سلام و درودی مجدد به استاد عزیز و تمامی دوستان
امروز اومدم تا از دلایل چاقی ام بنویسم:
من درکل غذاها رو باعث چاقی ام می دونم،بدخوری هام که یا خیلی کم می خورم یا خیلی زیاد،حد وسط ندارم
اینکه ساعت ۳ که از سرکار میام،حتی اگه سیر سیر هم باشم،بازهم می خورم،احساس خستگی می کنم ولی بجای اینکه مستقیم بدم تو رختخواب و استراحت کنم،مستقیم میرم سر قابلمه و تند تند شروع می کنم به خوردن،بعضی وقتها هم هوس شیرینی جات و بستنی می کنم تو این تایم خستگی و میخورم…
از اونجایی که سالیان سال،مدام تو رژیم بودم و لب به شیرینی و بیسکویت و بستنی و… نمی زدم،الان چند ساله که دیگه نمی تونم به هیچ وجه جلوی خودمو بگیرم ،الان عاشق شیرینجات شدم و ذهنم برای اینکه دیگه اونها رو نخوره، بدجوری مقاومت نشون می ده…
پرخوری هام
و غذاخوردنهای احساسی ام،مخصوصا وقتی خسته هستم،خیلی ناراحتم یا خیلی خیلی خوشحالم،باعث چاقی من شدن..
همیشه برای کنترل وزنم،در حال ورزش بودم،اون هم ورزش های سخت،البته بی نهایت از ورزش کردن لذت میبرم و باهاش مشکلی ندارم،ولی فکر می کنم اگه روزی ورزش نکنم چاق می شم…
از رژیم گرفتن و همیشه رعایت کردن خسته شدم و الان که چند ماهیه همه چی رو ول کردم و خودم رو آزاد گذاشتم،دچار ۵،۶ کیلو اضافه وزن شدم،کلافه شدم و با تمام وجودم، فهمیدم که باید از درون تغییر کنم،باید دست به تغییر باورها و برنامه ریزی ذهنم بزنم،برای همینم هست که شکر خدای مهربان و یکتام به اینجا هدایت شدم…
هربار که رژیم می گرفتم و بدنم رو با محدودیتهای فراوان مواجه می کردم،بعد یه مدتی که خسته می شدم و ول میکردم،دوباره بدنم خیلی سریع به وزن اولیش،و حتی یکمی بیشتر بر می گشت و مدام و مدام احساس شکست و نتوانستن بهم دست می داد و خود همین ناامیدی و احساسات بد،منو میبرد برای پرخوری ها و بدخوری های بعدی…
و این روند معیوب همین طور تکرار می شد.
و در نظر من،این باور شکل گرفته که لاغرشدن،سخت ترین کار دنیاست،
حتی برای من کم کردن ۲،۳ کیلو ،عذاب دائمی ست و کاری نشدنی….واینکه یکی می گه من تونستم ۲۰ کیلو ،۳۰ کیلو کم کنم،ذهنم هنگ می کنه.
یکی دیگه از دلایل چاقی ام اینه که وقت کافی ندار برای غذا درست کردن و بعدشم نشستن و با آرامش و جویده جویده خوردن..همیشه سر پا و تند تند غذاها رو می بلعم.مخصوصا شب ها که تو خونه هستم،صبح و ظهر که سرکارم خب مجبورم روی صندلی،پشت میز بشینم ولی تو خونه،نمی تونم.
پس ننشستن و سر پا و تند تند خوردن،یکی از دلایل پرخوری ها و چاقیمه…
تمرکز بیش از حدم روی لاغر شدن و چاق بودن شکمم و مدام سرزنش خودم که تو عرضه درست خوردن و زیبا بودن رو نداری،باعث چاقی ام شده.
با گرفتن رژیم های مختلف،دستگاه گوارشی ام دچار مشکل شده،و رم معده و روده هام،بدجوری اذیتم می کنه و این ورم و حس بدی که بهم دست می ده،باعث میشه بیشتر و بدتر بخورم..
آخر شب ها که خسته هستم، اغلب دوست دارم چیزهای شیرین بخورم،بعضی وقتها احساس گرسنگی زیادی می کنم،بعضی وقتها هوس ها غالب میشن، وباعث می شه من چرت و پرتهای زیادی بخورم که دلیل چاقی ام شده…
وقتی می بینم اطرافیانم،همشون،خیلی راحت هرچی رو که دوست دارن می خورن،مخصوصا چیزهای هوس برانگیز،منم دلم خیلی می خواد و کنترلم رو ازدست می دم و می خورم و خب چاق میشم…
شب ها،از قیافه و موهام خیلی ناراضی ام و احساس زشتی می کنم و این دوست نداشتن خودم، خودش دلیل می شه که بیشتر و بدتر بخورم..
و اینکه شب ها زیاد می خورم،خیلی زیاد،و صبح ها میلی به صبحانه ندارم و نمی خورم،خودش دلیل پرخوری و چاقی برای من…
برای خوردن میوه و سبزی ،احساس تنبلی میکنم و نمی خورم…
وکم شدن میزان میوه و سبزیجات در برنامه غذایی ام،باعث شده خیلی برنامه ام نامطلوب و ناسالم بشه و تمایل به خوردن چیزهای بیخود بیشتر بشه،و چاقی بشه ارمغانش..
خونه مامانم و مادرشوهر،کنترل خیلی سخته و خیب چاقی…
قبلا روزی تا ۳ مرتبه اجابت مزاج داشتم الان که کمتر شده،فکر می کنم این مورد هم باعث اضافه وزنم شده..
و دلیل بسیار بزرگی که در ذهنم براش پیدا کردم و فکر می کنم دلیل خیلی خیلی مهمیه برام،نبودن عشقم تو زندگیمه،که انرژی و انگیزه عالی ازش می گرفتم،که اگه باشه اونقدر حالم،حسهام قشنگه که خودبخود لاغر میشم،خوش تیپ میشم،مثل قبلا
با نبودنش،انگار یه چیزی ازدست دادم،و نمی تونم زیبا باشم،ذهنم مدام می گه برای کی و برای چی میخوای زیبا باشی،قبلا انرژی و انگیزه داشتم و همیشه تلاش میکردم خوش تیپ و جذاب باشم،ولی الان برای چی؟
و این بزرگترین دلیلیه که در ذهنم براش پیداکردم..
وخدارو هزاران بار شاکرم که کمکم کرد این دفعه اصولی و ذهنی،دلایل اضافه وزنم رو متوجه بشم و دست به شیوه ای از لاغری بزنم که راه برگشت به چاقی وجود نداشته باشه و از مسیر راحت و لذت بخشی،پیش برم و انشالله به نتایج عالی برسم.
استاد عزیز بازهم از شما سپاسگزارم
پیروز و موفق باشید.🙏🙏🌹🌹🌹
سلام دوست عزیزم.آخرین جملاتت من رو خیلی اذیت کرد
افسوس خوردم که ما چقدر خودمون رو دوست نداریم و برای دیگران لاغر میکنیم.
خود منم که ادعا میکنم میخوام برای خودم لاغر بشم هم ته ته ته ذهنم برای دیگران لاغر میکنم.
اما کاش یاد بگیریم که دیگران حتی دو دقیقه هم به ما فکر نمیکنن! فقط همون لحظه که مارو میبین یه چیزی میگن،دل مارو میشکنن و بعد هم خدانگهدار………
اگه بدونیم آدما ثانیه ای به ما فکر نمیکنن و دائم به فکر خودشونن انقدر براشون وقت نمیذاشتم
الان خودِ ما نگرانیم که چرا.فلانی چاقه؟نه ما فقط به جسم خودمون فکر میکنیم و حرص میخوریم..
پس یاد بگیریم برای خودمون جسممون رو متناسب کنیم ..
به امید تفکر دوست عزیز
با عرض سلام و درود فراوان به استاد عزیزم و تک تک دوستان گلم در این مسیر زیبا و جدید لاغری
من ندا هستم و بی نهایت خوشحالم و شکرگزار خدا که منو هدایت کرد به ورود به این دنیای جدید و جواب خواسته های چندین ساله ی من رو به این زیبایی و قشنگی داد…
من بلطف خدا ۲ سال و نیم پیش با قدرت ذهن و قوانین الهی آشنا شدم و از همون اول که وارد دوره های بسیار عالی استاد عزیزم شدم،به دنبال کم کردن مقداری وزن و به آرامش رسیدن در غذاخوردن بودم…
یادم میاد از دوران راهنمایی،با این جمله از والدینم که ندا بسه دختر اینقدر نخور،چاق میشی…مدام روبرو می شدم؛ من دختر خوش اشتهایی بودم و هستم،عاشق خوردن،عاشق طعم خوب غذاهای متنوعم،لذت میبرم از طعم متفاوت غذاها،ولی از یه دورانی دچار کمی اضافه وزن شدم،بخاطر پرخوری هام.
و توی تقریبا ۳۰ سال،این باور قشنگ در من نهادینه شده که اصل و اساس چاقی یا لاغر شدن های من،بستگی کامل به غذاها داره،و من دارم نتیجه این باور رو در زندگیم می بینم، تا مقدار غذاهام کمی،فقط کمی بیشتر میشه،سریع چاق میشم،و اگه مقدارغذام و کنترل کنم و البته خیلی ورزش کنم،می تونم کمی کاهش وزن داشته باشم.
و یه باور دیگه که بدجوری در من نهادینه شده اینه که کاهش وزن سخت ترین کار دنیاست، من به سختی تمام فقط در پی کم کردن ۲،۳ کیلو وزنم همیشه بودم و هستم،و چون تو این کار موفق نمیشم اگه هم بشم،خیلی راحت در عرض یک هفته برمی گرده،برام یه کار غیرممکن و سخت شده…
واز اونجایی که باور دارم قانون جذب کار می کنه و نتایج عالی ازش گرفتم و تمام زندگی و رفتار و همه نتایج من،از باورها و افکارمه،تماما در پی این بودم که این دفعه،یه بار برای همیشه،با قدرت ذهنم،از درونم،با افکارم و کنترل کانون توجه ام،با استفاده از تمارینی که یاد گرفتم،خودم رو لاغر کنم،اما برام کار خیلی سختی بود و ذهنم مدام مقاومت می کرد و نمی تونستم تو این مورد،این کار رو عملی کنم…
خلاصه در پی این بودم و از خداوند میخواستم که منو هدایت کنه به کسی که تو این زمینه سررشته داره و استاده و می تونه کمکم کنه…که شکرخدا هدایت شدم به این سایت عالی،و اینقدر ذوق زده هستم که انشالله میخوام با تمام وجودم عالی و پرقدرت برم جلو و شگفتی بیافرینم…
من هیچ وقت اضافه وزن زیادی نداشتم و همیشه جز متناسب ها بودم،لاغر نبودم ولی متناسب و زیبا بودم شکرخدا
منتها با سختی کشیدن های بسیار،با کنترل خیلی زیاد جسمم،با ورزش کردن های سخت هر روزه،با مهمونی و مسافرت نرفتن،با کلی عذاب وجدان موقع خوردن و…همیشه وزنم رو کنترل می کردم،تا متناسب باشم،همیشه در عذاب و ناراحتی و سختی کشیدن بودم،و همیشه از خدا میخواستم که کمکم کنه در غذاخوردن به آرامش برسم و اینقدر عذاب نکشم. قبل از آشنایی با قانون جذب و افتادن در مسیر راحتی و لذت و کنترل ذهن،بدجوری دچار وسواس غذایی شده بودم،طوری که وضعیت روحی و جسمی و زندگی ام دچار اختلال شده بود که شکرخدا با مسیر جدیدی آشنا شدم و اونقدر حس و حالم عالی، اونقدر مسیر زیبا و آروم و پراز خلق خواسته هام بود که خودبخود و براحتی و بدون سختی ،بدون کنترل غذاخوردن،برای اولین بار وزن کم می کردم و از همه چی لذت میبردم، و اونجا متوجه شدم واقعا همه چیز از درون من و افکار و باورهای منه،و مسئولیت همه چیز با خودمه.
ولی دوباره چند ماهه دچار اختلال شدم و متوجه شدم که کامل یاد نگرفتم چه کارهایی باید انجام بدم برای لاغر شدن و حفظ وزن ایده آلم،و دوست دارم دراین مورد کامل و اصولی آموزش ببینم و تا ابد به آرامش زیبایی در این زمینه هم برسم.
از استاد عزیز،آقای عطار روشن بی نهایت سپاسگزارم ازاینکه در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفته اند و لطف کردند آموزش های لازم و عالی رو در این زمینه در اختیار ما هم قرار می دهند.
سپاس فراوان استاد عزیز بابت آموزش های عالی که با عشق در اختیار ما می گزارید.امیدوارم در تمامی زندگیتان شاد ،موفق و سعادتمند و ثروتمند باشید.
انشالله در کامنت بعدی،با تعهد و عشق و قدرت ،دلایل چاقی ام را می نویسم.
بازهم ممنون🙏🙏🌹🌹🌹
به نام خدای مهربانم
سلام استاد عزیز!
به لطف خدای مهربانم و شما امروز چهارمین قدم رو با سنشان شروع کردم .
چاقی من برعکس شما و خیلی از دوستان بر میگرده بعداز سن بلوغم ،نمیتونم بگم این ارثیه چون در فامیل پدری یا مادری اونقدر آدمهای چاق نداشتیم شاید یه عمه ام چاق بود اونم نه چاق خیلی زیاد ! وابی من بعد از سن بلوغ شروع به چاق شدن کردم مخصوصا از ناحیه بالا تنه این همیشه منو اذیت میکرد!
یکی دیگه از التهاب چاقیم رفتن زیاد به رستوران و غذای بیرون خوردن نبود تقریبا سه الی چهار بار در هفته! دوستان لاغری داشتم و با دیدن اونها که میخورن جوگیر میشدم پابه پاشون میخوردم! و نتیجه برای من چاقی بود افسردگی!!
یکی دیگه از چیزهایی که مطمئنم تو چاق شدنم بی تاثیر نبوده!! تند غذا خوردنم هستش !! من اینقدرتند و با ولع غذا میخوردم که حتی اجازه نمیدادم که مغز فرصت داشته باشه فرمان سیری بده!!! وقتی غذا تموم میشد تازه میفهمیدم چه اشتباهی کردم ! اما در حین خوردن لحظه ای دلم نیمیخواست به آروم خوردن فکر کنم و همیشه اطرافیانم بهم میگفتن تو از بس غذا رو نمیجوی چاق میشی….!!!
و یکی دیگه از علت های چاقی من !؟ خوردن احساسی غذا بوده!! میل به غذا نداشتم!! اما فقط از روی عادت میخواستم چیزی در دهانم بندازم!! حالا از شکلات گرفته تا میوه یا هر لقمه دیگه ای… که در انتها موقع خواب عذاب وجدانی زیاد از سنگینی بیش از حد داشتم !! وای این عذاب وجدان فقط برای لحظه ای بود که سیر بودم و سنگین! اما دوباره صبح که شروع میشد روز از نو روزی از نو…
اما تو این جهت ذوز من به خوردن احساسی خودم خیلی غلبه کردم! به ذهنم اجباری نکردم که تو نباید بخوری اتفاقا زمانی که دلم خواست به ذهنم گفتم تو آزادی میتونی بخوری چون دیگه رژیمی در کار نیست!! وقتی یه کوچول از خوشم برطرف میشد دیگه دلم نمیخواست بخورم! من نمیخوام به ذهنم دیگه. فشاری بیارم و درتنگنا و اجبار قرار بدم! بلکه بهش آموزش میدم هروقت که گرسنه بود و باید بخوره میتونه بخوره!! چون چاق نیست! چون به آدم لاغره که مثل همه آدمهای دیگه میتونه بدون قحطی فشار بخوره….!!!
این یه حس خوشاینده که سالها نداشتم که منم مثل خمه آدمهای خوش هیکل میتونم بدون دغدغه بخورم بدون فشار ! بدون عذاب وجدان ! اما درست بخورم…
با سپاس از شما استاد عزیز!
نشان های دریافت شده
به من گفتن که چاقی من به نوزادیم بر میگرده.وقتی یک ماهه بودم مادرم حامله میشه و من بدون شیر مادردر دوران جنگ بزرگ شدم.با فرنی و شیر برنج رقیق.و مادر بزرگم به من میگفت معدت را گشاد کردن با این کارها.
چاقی کودکیم را مادرم به بدون تحرکقودن ربط میداد و در دوران دبستان به من میگفتن چون هیلی غذا می وری چاقی.از دوران راهنمایی رژیم گرفتم و چون نتیجه هام مقطعی بود به من میگفتن که چاقیت ارثی عست و تلاشت بی ثمر.بعدها خودم به اطرافیان اثبات میکردم که صوخت و سازم کمه و استخوان بندیم درشت.و تا هفته پیش میگفتم که پرخوری عصبی باعث چاقی من شده.
از سختی های دوران کودکی تا حال حاضر ک دو فرزند دارم چیزی نمیگم چون خاطرات با دوستان مشترکه. صدها نوع رژیم و دکترهای مختلف و ورزش و باشگاه های جورواجور نتیجه هایی حوتاه مدت برای من داشت. باورهای اشتباه از طرف دیگران و خودم در ناخوداگاه من شکل گرفت که خود را ناتوان در تغییر بدانم و تسلیم تقدیر شوم
نشان های دریافت شده
به من گفتن که چاقی من به نوزادیم بر میگرده.وقتی یک ماهه بودم مادرم حامله میشه و من بدون شیر مادردر دوران جنگ بزرگ شدم.با فرنی و شیر برنج رقیق.و مادر بزرگم به من میگفت معدت را گشاد کردن با این کارها.
چاقی کودکیم را مادرم به بدون تحرک بودن ربط میداد و در دوران دبستان به من میگفتن چون خیلی غذا می خوری چاقی.از دوران راهنمایی رژیم میگرفتم و چون نتیجه هام مقطعی بود به من میگفتن که چاقیت ارثی هست و تلاشت بی ثمر.بعدها خودم به اطرافیان اثبات میکردم که سوخت و سازم کمه و استخوان بندیم درشت.و تا هفته پیش میگفتم که پرخوری عصبی باعث چاقی من شده.
از سختی های دوران کودکی تا حال حاضر که دو فرزند دارم چیزی نمیگم چون خاطرات با دوستان مشترکه. صدها نوع رژیم و دکترهای مختلف و ورزش و باشگاه های جورواجور نتیجه هایی کوتاه مدت برای من داشت. باورهای اشتباه از طرف دیگران و خودم در ناخوداگاه من شکل گرفت که خود را ناتوان در تغییر بدانم و تسلیم تقدیر شوم
سلام استاد گرامی
سلام دوستان متعهد
یکی از تفریحات من چرخیدن تو سایت و سرک کشیدن تو فایلهای متفاوت با اینکه دوره سرزمین لاغری تهیه کردم ولی امروز خواستم فایل های رایگان گوش کنم
در واقع اومدن به اینجا مثل این میمونه که به مدرسه دوران ابتداییم برم و یا اینکه به گذشته سر بزنم
اینجا نقطه شروع من بود جایی که به من امید داد اینکه میتونم دوباره لاغر شم
سلام خدمت شما همه دوستان عزیز
آقا من یک ایده ای به ذهنم رسید که با این روش که دارم برای لاغری پیش میرم برای ترک قلیون و سیگار هم پیاده کنم
چون قانون جهان هستی و سیستم عصبی همه ی ما انسان ها به یک شکله
من وقتی ۱۰ ۱۲ سالم بود چاق بودم
تقریبا از ۱۴ ۱۵ سالگی تا ۱۸ ۱۹ سالگی واقعا بدن متناسب و خیلی خیلی قشنگی داشتم
چون هرروز روزی ۳ ساعت با عشق ورزش میکردم و اونم ورزش سنگین و بعدش من تصادف کردم تصادفی که تا نزدیک ۳ ماه من با عصا بودم و از اون جا بود که چاقیم شروع شد و الان هم فک کنم کلا ۱۰ ۲۰ کیلو اضافه وزن دارم و چون بدن متناسب دوست دارم خداوند یکتا منا هدایت کرد به این سایت و این دوره
و دلالیل چاقیم را پرخوری زیاد ورزش نکردن میدونم فک کنم همین دوتا باشه
و قلیون هم از سن ۱۷ سالگی شروع به کشیدن کردم و الان چندساله که دارم میکشم و گاهی چند نخ سیگار
و خیلی دوست دارم ترک کنم و کلی روش را امتحان کردم ولی نشده و انشالله با همین روش لاغری با یاری الله ترک میکنم و میتونم بگم دلایل کشیدنم یکی از مهم ترین هاش
که فک کنم خنده داره به نظر برسه
اینکه من تفریح دیگری ندارم
واقعا یکی از پاشنه اشیل های منه
همگی در پناه الله یکتا
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
خوشحالم از اشناییون از فایلهای چالش من اینو نخوردم برای ترک عادات استفاده کنید حتما نتیجه می گیرید
موفق باشید
سلام الهام جان امیدوارم حالتون عالی عالی باشه
میخواستم بگم که با استفاده از چالش اینو نخوردم تونستم سیگار و قلیون را در یک کلام نیکوتین را ترک کنم به لطف هدایت الله یکتا و از ۳ اردیبهشت تا الان پاکم و با یاری خدا پاک هم میمونم
و بینهایت سپاسگزارم از کمک و پیشنهاد شما
سلام و وقت بخیر
علت چاقی من ،پرخوری عصبی کافی نبودن اعتماد بنفس و عزت نفس برای رویارویی با مشکلات بوده
یا اینکه مادر من محبت خودش رو با غذا نشون می دادن و خیلی رو این زمینه مخصوصا وقتی بچه بودیم نشون می دادن نو جوون که شدم،خیلی نهی می کرد و سرزنش می کرد اضافه نخورین ،اینجا هدف من می شد لجبازی و مخالفت با مادر ،
اینکه تمام نیازهای عاطفی خودم رو با خوردن جبران می کردم
آخه من از نظر عاطفی خیلی حساس بودم و ما خانواده گرمی نبودیم ،و خیلی روی خوبیهای هم تمرکز نداشتیم .بیشتر حالت قهر داشتیم
یکی دیگه می تونه ترس از گرسنگی باشه ،چون ما خانواده پرجمعیتی بودیم ،من وداداشم همیشه سرخوردن رقابت داشتیم
یکی دیگه این بود که وقتی ما احساس باهم بودن و محبت داشتیم که سر سفره بودیم و در بقیه حالات احساس تنها بودن می کردم ،بهترین و شادترین لحظات من با خوردن گره خورده بود .
این که ما یاد نگرفته بودیم از راهای دیگه هم می شه لذت برد ما بازی نمی کردیم ،تفریح نمی کردیم ،نمی خندیدیم .خیلی مسافرت نمی رفتیم
من خیلی اجتماعی نبودم که با تجربه های دیگه آشنا بشم و از نظر فکری رشد کنم ،برای جبرانش از لحاظ عرض و طول رشد کردم 😁
چالش و مشکل ازنظر من چیز بدی بود ،همیشه سعی می کردم ازش فرار کنم تا به استقبالش برم با خوردن .
احساس چیز بدی بود ،همش سعی می کردم احساسم رو حذف گنم ،با خوردن.
آخ آخ ،این مساله بخور اسراف نشه ،هم تا یادم نرفته بگم
،خدایی بیشترین درصد چاقی من رو تشکیل داده ،مخصوصا بعد ازدواج که مسوول آشپزخونه شدم
چشیدن غذا همان و ول و بی تربیت شدن کودک درون هم معزلی است.
و مساله دیگه ((حالا یه ذره ازینو بخور ،تا محروم نشی از لذتش ))،یه جور ارضای حس لذت و کنجکاوی با غذا
نشناختن خودو شناخت نیازهای واقعی .
خوردن تو زندگی من نه تنها منو از زیبایی های ظاهری محروم کرد ،بلکه منوبرای رسیدن به زیباییهای روح تاخیر انداخت
تمام