0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.81 از 666 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
900 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 919 کلمه

      ب نام خداوند هادی وهدایتگر 

      سلام ب عزیزان متناسبم

      مسیر لاغری ، مسیر لاغری از مسیر چاقی شروع میشود،

      مسیر چاقی من از کجا شروع شد؟؟؟ده دوازده ساله بود ی دختر متناسب با اندام ظریف ک مدتی بود مدام از اطرافیان میشنید ک هر روز ک بزرگتر میشه شبیه مامانش وخونواده مادری  میشه،از نظر بقیه من از شکل ظاهر شبیه مامان بودم ولی من در عالم بچگی مامانمو نگا میکرذم تپل بود،بعد مادر بزرگمو میدیدم ک پا درد اذیتش میکنه بخاطر چاقی وشکم بزرگ و فشار خون و کلی مشکلات چاقی اونوقتا مادر بزرگ مامانمم زنده بود واونم ی خانوم چاق ک به سختی وبا عصا راه میرف،من میرفتم جلو اینه خودمو نگا میکرذم از اندام هیچ شباهتی ب اونا نداشتم ولی چشای درشت عسلی صورت گرد و تمام اجرای صورتم مثل مامانم مامان بزرگم ومامان مامانبزرگم بود، بس یعنی منم قرار مثل اونا بشم ،مامانم میگف ماها معدمون بزرگه غذا زیاد میخوریم برا همون چاقیم ،سوخت وسازمون پایینه، هر کاری کنیم لاغر نمی‌شیم، نون چاقمون میکنه ،برنج ،سرخ کردنی ،شیرینیجات و ……. اونقدر امار غذاها بالا رفتع بود ک دیگه من باور کرده بودم ک ابم بخوریم ما اخرش پیشونی نوشتمون چاقیه ،و من هر لحظه خودمو ی فردچاق تصور میکردم و همیشه در عالم بچگی مگفتم هر چند خونواده مادری خوشگلن ولی کاش ب خونواده پدری میکشیدم حداقل هیچوق چاق نمیشدم ،من لاغر متناسب سال ب سال باورم قوی تر میشد ووزنم سنگین تر واطرافیان هم مدام تایید میکرذن ک اره شبیه تر میشی استخون بندیت درشته مثل اونا باید تو پر باشی وگرنه زشت دیده میشی الان بهتری چاق نیسی فقط تو پری و مدام از زیبایی های توپری و یه پر گوشت داشتن ومورد توجه جنس مخالف بود وادامه وادمه و ترس های من کاز همون اول بود ‌‌وشدتش بیشتر میشد وتمام مدت من خودمو محدود میکرذم غذا باعث چاقیه بس ب هر لقمه ام با وحشت توجه میکردم ،کم تحرکی،نوع خاصی از غذاها ،و من مدام ویتامینای بدنم کمبود داشت بعد ب شدت از قرص ویتامین میترسیدم چرا ک اطرافیانم کسایی بودن ک قرصای ویتامین میخوردن و باور کرده بودن م ورم بدن وچاقی میاره ومنم باورم میشد اونقدر این باور در من قوی شده ک الان ک یکسال ونیم در دوره هستم باز مینرسم والان چن باری ک مجبور شدم قرصای مکمل ومویتامین بخورم حس چاقی داشتم در حالی ک میدونم هیچ عاملی. از بیرون نمیتونه منو چاق کنه و همه چیز از ذهن من شروع میشه ب خودم میگم ببین فاطمه زنداداشات حتی امپول های ویتامین ومکمل استفاده میکنه هر ماه کلی قرص ولی خیلی خیلی لاغره ،چرااا چون اون باور کرده ک نمیتونه چاق بشه باور کرده مثل اب خوردن لاغر میشه ،یعنی با کلی تلاش خودشو دو سه کیلو چاق میکنه بعد بدون اینکه متوجه بشه ۴_۵کیلو لاغر میشه و میگه بدن من نمیتونه چاق بشه، دوست صمیمیم بدون  مکمل ها وقرص های ویتامین اصلا نمیتونه فعالیت کنه ولی تمام سالهایی ک میشناسمس متناسب بوده وتکون نخورده ،از ذهنم شروع شده چاقی بس باید از ذهنم لاغری رواغاز کنم براش با مهربانی وعطوفت تکرار کنم تکرار تکرار ،حتی جایی استرس گرف ترسید باید کنارش باشم وبهش نشون بدم ک اون باور از کجا اومده وتضادش چیه ، تمام زندگیم توجهم ب مقدار غذام بود چرا چون هزار بار شنیده بودم ک ماها زیاد غذا میخوریم ومعدمون بزرگع بس من ب زور جلو خوردنمو میگرفتم و از ی دختر اروم تبدیل میشدم ب ی ادم بی اعصاب بی حوصله ک مدام گلایه از وضعیتش وارثی ک از خونواده مادری بهش رسیده اونم چاقی ، در حالی ک پدر من هیچوق هیچ محدودیتی نداشت از هر چیز ک دلش میخواست میخورد ولی وقتی سیر میشد حتی ب اندازه ی دونه برنجم نمیتونس برداره،و همه ی تارفاتو رد میکرد هر چی ک بود براش مهم نبود در حالی ک مادرم بجز غذای خودش باقی مانده غذای بچه ها و ته قابلمه رودر میاورد و میگف ک معدمون بزرگه ، این روزا وقتی فک میکنم ک چرا سر سفره از بابام الگو برنمیداشتم چرا لاغری زندگی کردنو از اون یاد نمیگزفتم چرا توجه نمیکردم ،چون ذهن من باور کرده بود ک چون شبیه مادره نمیتونه مثل پدر باشه ومثل اون برخورد بکنه با موادغذایی،من تمام اون سالهایی ک در بیرون وب صورت فیزیکی دنبال روش های ناموفق لاغری بودم فقط کافی بود مراجعه کنم ب اصل وطبیعت خودم و باورهامو درست کنم ،من مدام ب زور و با فشار ب جسمم وزن کم میکردم و خیلی زود باز برمیگشتم ،و هر بار ک از روشی استقاده میکرذ کلی هم باورها مخرب و چاق کننده یاد میگرفتم وب ذهن میسپردم ،ک فلان غذارو فلان ساعت بخوری چاق میشی یا نخوری چاق میشی ،شام رو‌نخور صبونه روب زور هم ک شده بخور ،تحرکت کمه،وقتایی ک باشگا میرفتم ک واویلا بود ،خانوما اینقد ما بین تمرینات از چاقی و لاغر نشدن و پدر دراومدن برا لاغری میحرفیدن ک باور میکردم تا اخر عمر سرنوشتمون همینه ،،تولدی دیگر از ذهن و با ورد ب سایت تناسب فکری برام اغاز شد فهمیدم باعث همه ی این شرایط ووضعیت جسمی وروحی و هر چی ک در زندگیم هست خودمم ،زمانی ک قبول کردم و باورم کردم ک همه چی از خودم شروع شده اروم اروم شروع کردم ب تغییر وایمان دارم ک وقتی در مسیر باشم و نگرش ها و باورهای لاغری رو یاد بگیرم تکرار کنم، ب خودم نشون بدم ،عمل  کنم بدون اینکه سختی بکشم و حتی متوجه بشم بدنم ب سمت طبیعت خودش ک لاغری هست میره.

      یاالمحیی ای زندگی بخش تورو با هر نفس سپاس میگویم برای این زندگی جدید و پر از امیدو سلامتی و تناسبم خداا جونم شکررررت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      ۱۴۰۱/۰۳/۰۹ ۲۱:۴۲
      مدت عضویت: 2479 روز
      امتیاز کاربر: 4098 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 312 کلمه

      من چرا چاقم ؟

      علت چاقی من به نظرم خود کم بینی، عدم احساس لیاقت، عدم احساس خود ارزشی ،عدم احساس زیبایی اندام، نداشتن اعتماد به نفس ،عدم احساس فراوانی  در جهان و باور کمبود ،

      من دلایل زیادی دارم برای چاقی ترس از چاقی ترس از چاق تر شدن ترس از نگاه های دیگران ترس از حرفهای دیگران ترس از مسخره شدن ترس از تحقیر دیگران 

      ویک ترس شدید دیگه این که ترس از برگشت لاغری ترس از لاغر شدن ولی لاغر نماندن اینو تازه پیدا کردم خیلی به نظرم اذیتم میکنه ذهنم رو به درد میاره 

      میترسم لاغر بشم ولی لاغر نمونم خیلی وحشت دارم تا آخر عمر درگیر چاقی و عوارض آن باشم ترس از شکست ترس از نتیجه نگرفتن ترس از لاغر شدن و رها کردن مسیر و دوباره چاق شدن ترس از آینده ترس از فایل گوش ندادن وچاق وچاق تر شدن ترس از بیماری های چاقی 

      دلیل دیگه اینکه من پرخوری دارم باید غذام بازم کم بشه باید دیر گرسنه بشم پیام سیری رو رد میکنم چند لقمه اضافه می خورم .

       غذا های مقوی و طبیعی زیاد می خورم .صبحانه اغلب  غذای گرم میخورم .

      خوب فایل گوش میدم ولی عمل نمیکنم یادگیری عالی ولی عمل کرد ضعیف چون همش فکر میکنم تو دوره هام پس چاق نمیشم زیاد بخورم هم به خاطر دوره استفاده کردن هضم میشه میره ذخیره  نمیشه قدرت رو به دوره دادن

      حرص وطمع زیاد همون باور کمبود میشه 

      دلیل دیگه باور نکردن توانایی و قدرت لاغری خودم 

      سخت بودن لاغری تو ذهنم 

      عجله داشتن برای لاغر شدن غصه چاقی رو خوردن حسرت لاغری داشتن 

      همش جلوی آینه بودن وچک کردن خود سایز کردن خود 

      احساس بد به اندام خود 

      عجله عجله عجله 

      تمرکز بر چاقی ناراحتی از چاقی خود

      عدم تمرکز کافی بردوره فراز و نشیب زیاد 

      ناسپاسی به خاطر اندام خود در تمام طول چاقی خود ناراضی بودن از اندام خود ناشکری کردن دوست نداشتن خود گله شکایت از اندام وظاهر 

      کم کاری تیروئید  استخوان بندی درشت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zhrardamyyn6@gmail.co
      ۱۴۰۱/۰۳/۰۱ ۱۱:۱۴
      مدت عضویت: 1487 روز
      امتیاز کاربر: 345 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 307 کلمه

      به نام خدای مهربان سلام من از اوایل شروع شدن نوجوانی اضافه وزنم شروع شد همیشه دیگران به من طعنه میزدن همیشه از جمع ها فراری بودم هر بار که از مادرم سوال می‌پرسیدم اضافه وزن من بخاطر چیه چرا من چاقم مثلا دختر خاله یا دختر عمه من لاغرن بیشتر مواقع میگه اونا ارثیشونه یا میگه تو چاق نیستی فقط استخون بندیت درشته که این نشانه سلامتیت هست و همیشه اینو میگه که اونایی که لاغرن ضعیفن تو قوی هستی یا مثلا میگه نگاه کن دختر عموت لاغره اما ی کوچولو شکم آورده پس بخاطر مواد غذایی هست چون مواد نگهدارنده دارن و این باعث شکم آوردن میشه پس ما مقصر چاقی نیستیم یا هر وقت که تلاش به رژیم گرفتن میکردم میگفت تلاش بیخود میکنی ما ارثی و خانوادگی چاقیم من هر وقت از غذام کم کردم لاغر که نشدم هیچ چاق هم شدم مادرم همیشه میگه تحرکت کمه من همسن تو بودم همش طناب میزدم میدوییم اصلا روی زمین بند نبودم و من این حرفشو اصلا درک نمیکنم من که همیشه باشگاه میرم روزانه ورزش میکنم مسیر طولانی مدرسه رو پیاده میرم و میام مگه تحرک چیه غیر از این؟ چرا اینو میگه هر بار که کسي اضافه وزنمو به رخم میکشه کلی عذاب میکشم هر بار که توی جمع ها و مهمانی ها میرم هی میخوان منو نصیحت کنن منو مسخره کنن و همین باعث میشه که من همش دنبال راه فرار از حضور در جمع باشم من فکر میکنم مهم ترین علت چاقی من پرخوری باشه مواد غذایی که نگهدارنده دارن و موجب اضافه وزن میشن در خانواده ما همه افراد خانواده اضافه وزن دارن پس ارث نقش مهمی در چاقی من داره من فکر میکنم متابولیسم (سوخت و ساز) بدنم پایینه برای همین چاقم

      به امید متناسب شدن و رهایی از این همه فشار روانی من به این مسیر ادامه خواهم داد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abdolahporyas@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۲/۱۴ ۰۲:۰۰
      مدت عضویت: 1570 روز
      امتیاز کاربر: 6578 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 49 کلمه

      سلام استاد خسته نباشید و خدا قوت.بابت فایلهای رایگان بسیار سپاسگذارم .من دو ماه پیش با سایت اشنا شدم و تا حدودی هم نتیجه گرفته ام.اوایل در قسمت رایگان فایلهای صد گام هم بود ولی الان نیستش ایا کلا حذفش کردین یا برای من وجود ندارد؟؟
      ممنون از راهنمایی شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6571 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        سلام و درود
        دوره صد گام از سایت حذف شده
        از دوره آموزشی ۱۲ گام استفاده کنید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 0
          محتوای دیدگاه: 28 کلمه

          سلام و عرض ادب 

          راستش من تازه شروع کردم و قصد داشتم رایگانها رو استفاده کنم البته الان ۱۲ قدم هستم ۱۰۰ گام رو دیگه نمیشه رایگان استفاده کرد؟

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 6571 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 23 کلمه

            سلام و درود
            دوره ۱۲ گام در دوره ۱۰۰ گام گنجانده شده
            می تونید از دوره صد گام استفاده کنید.
            منتظر خواندن نوشته های شما هستم

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار moradisomaih20@gmail.com
        ۱۴۰۱/۰۲/۱۶ ۰۴:۴۰
        مدت عضویت: 1497 روز
        امتیاز کاربر: 1588 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 19 کلمه

        سلام منم مثل شما نتایج خوبی از فایلهای صد گام گرفتم اما نصفه نیمه شد وحذفش کردن نمیدونم چرا

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۱/۰۱/۲۰ ۱۷:۴۴
      مدت عضویت: 2420 روز
      امتیاز کاربر: 5080 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,316 کلمه

      سلام به همگی.

      من تقریبا نصف عمرم در تناسب بودم و نصف عمرم چاق بودم چون از دوران کودکی تا سن۱۷سالگی من  بسیار لاغر بودم و از سن  ۱۷سالگی تا ۳۴سالگی من در چاقی مطلق  بودم یا در حال از بین بردن چاقی در بدنم بودم اونم از طریق راه های اشتباه تا اینکه ۷سال آخر قبل از آشنایی ام باسایت خیلی با تعهد هر روز  ورزش سنگین و رژیم سنگین داشتم و تا حدودی متناسب بودم اما  اون همه محدودیت در غذا و زمان و …. حالم رو بد کرده بود و دیگه خسته شده بودم خصوصا که اندازه تلاشم نتیجه نمیگرفتم  تا اینکه با نهایت خستگی و در ماندگی با سایت آشنا شدم واقعا تصادفی البته  که باید بگم هدایتی آشنا شدم و زمانی که آشنا شدم برای رفع اضافه وزنم وارد این دوره ها شدم. اما کم کم عاشق  مسایل ذهنی و کنترل ذهن شدم و کلی دوره های عالی  و اساتید قابلی سر راه من قرار گرفتن که من خیلی راحت با این موضوعات آشنا شدم و نتایج بسیار عالی و قابل لمسی در زندگیم  الان دارم که همشون رو مدیون این راه هستم .

      و اما باید بگم برای تناسبم هیچ کار خاصی نکردم. فقط و فقط در این سایت بودم و فایلهای استاد رو گوش میکردم و مثل وحی منزل به همه ی اونها گوش میکردم و سعی میکر دم دقیقا مثل اونها عمل کنم تا حدی که من در یک روز  با یه مشورت استاد یک دفعه اون همه ورزش سنگین و جدی رو که فقط به خاطر لاغری میرفتم و اون همه مدل مختلف رژیم رو که روی  برگه داشتم  رو پاره کردم  و پیج کارشناس تغذیه ام رو انفالو کردم و تمام زمانهای ویزیتم رو زیر نظر ایشون کنسل کردم و فقط با آموزشهای رایگان جلو رفتم انگار دلم قرص  بود که این راه درسته این حرفها درسته .چون این اواخر  دوران رژیمم کلی سوال در ذهنم بود که چرا من این همه محدودیت غذایی دارم این همه رعایت غذایی دارم این همه فعالیت دارم ولی هی چاقتر میشم اما اطرافیان من خیلی راحت بدون هیچ تلاش همیشه لاغر هستن ؟ و کلی از این مدل سوالها داشتم که به محض اشنایی باسایت تناسب فکری همه ی کارهای گذشته رو کنار گذاشتم حتی غذاهای  هر روز من   که همیشه به خاطر رژیمم از خانواده جدا بود دیگه تغییر کرده بود ومثل همه می‌خوردم و همسرم همش نگران بود که چرا ؟؟  چون حتی من  در گذشته خیلی وقتها برای تفریح و پیکنیک با خانواده به خاطر رژیمم مجبور بودم غذای خاصی با  خودم ببرم یا تابه ی رژیمی ببرم و اونجا درست کنم اما ازوقتی وارد   این راه شدم بقیه می‌دیدن که مدتها هست من دیگه از این کارها نمیکنم تازه لاغر تر هم شدم و خیلی‌ها میپرسیدن  چی شده  ؟؟؟کار خاصی کردی ؟؟اما چون اون اوایل ذوق آشنایی باسایت رو داشتم به هر کی میرسیدم میگفتم و اما بهم میخندیدن و یا من رو مسخره میکردن و یا این راه رو مسخره میکردن  و من ناراحت میشدم اما من  دست ازتلاش برنداشتم  و راهم رو ادامه میدادم و هیچ چیز مانع از ادامه ی راه من نمیشد انگار حالم بهتر شده بود آرامشم بهتر شده بود. اطمینان از تناسب در من  به وجود اومده  بود  انگار مانعی سر راهم  برای رسیدن به هدفم نمی‌دیدم و خلاصه به لطف خداوند مقداری زیادی وزن و سایز  کم کردم و مدتها هست که دارم روز به روز متناسب تر میشم و بهتر میشم و اصلا حتی برای دقایقی نمی‌خوام به اون دوران وحشتناک رژیم و ورزش برگردم و حتی تا حالا نشده یه پیاده روی ساده  هم برای تناسبم کرده باشم و یا رژیم یک روزه  داشته باشم خیلی رها و آزاد دارم به تناسبم میرسم .

      من از وقتی  در سایت هستم بارها مرور کردم که چرا چاق شدم ؟؟؟؟از کی چاق شدم ؟؟؟ و این کار خیلی به من کمک کرده ته  من بهتر به تناسبم برسم .

      من در این مسیر یاد. گرفتم برای تغییر نتیجه ی نهایی عجله نکنم اول یه سری پارامترهای درونی رو باید تغییر بدم بعد خود به خود نتایج من تغییر میکنن و این رو خود من تجربه کردم و ایمان دارم اول خودم باید تغییر کنم شخصیتم باید تغییر کنه تا نتیجه ام تغییر کنه چون من لاغری رو برای به مدت خاص نمی‌خوام برای همیشه می‌خوام چون تناسب همیشگی برای من ارزشمند هست .

      من در گذشته هر کاری از دستم برمیومد در زمینه ی  رژیم و ورزش با هم انجام میدادم چون فقط قبول داشتم لاغری از این راه درست هست و هر راه دیگه به بدن آسیب میزنه بنابراین برای آخرین بار زیر نظر کارشناس تغذیه رفتم و انواع رژیم ها و انواع ورزش‌ها رو که میگفتن خوبه مثل ایستایس و ایروبیک وفیتنس  و زومبا و … رو  امتحان میکردم و اون اوایلش که بعد از بارداری دومم بود و حسابی چاق بودم من با چنگ و دندون تناسب رو  اززاین راه اشتباه به دست آوردم اما به خاطر چند باور غلط که  چون من دارو میخورم و…خیلی راحت ذهنم تغییر کرد و دیگه رسیدن به تناسب برام راحت نبود و هیچ رژیمی و ورزشی جواب نمی‌داد و من میخواستم سراغ دمنوش … برم  یا اینکه چون میدیم اطرافیان با قرص لاغر شدن میخواستم قرص تهبیه کنم چون باورم شده بود سرنوشت من اینه که من باید چاق بمونم و لاغری حق من نیست و کار سختی هست  و خلاصه و خسته و ناامید بودم و هیچ اعتمادی به خودم و رژیم و ورزشم نداشتم که میتونم لاغر بشم  تا  اینکه وارد این مسیر الهی  شدم  و مدتها هست به عشق لاغری من در این راه هستم .

      و اما جواب اینکه چرا من چاق بودم ؟؟

      من در گذشته فکر میکردم مواد غذایی چرب و پر کالری و سرخ شده و نشاسته ای باعث چاقی من هستن ‌‌

      خوردن شام های  سنگین . و یا اصلا شام خوردن باعث چاقی من هست 

      ازدواج باعث چاقی من هست 

      بارداری باعث چاقی من شده 

      سایز بزرگ داشتن به خاطر زایمان داشتن من هست 

      تحرک نداشتن باعث چاقی من هست .

      رفتن به مهمانی  باعث چاقی من هست .

      خونه مادرم هر شب رفتن و اونجا کلی خوراکی و غذا  موجود بودن باعث چاقی من هست.

      رفتن به سفر و تفریح ها و دور همی ها و …باعث چاقی من هست .

      من ماه رمضان و ایام عید و …رو دلیل چاقتر شدنم می‌دانستم .

      من کم کاری تیرویید  رو دلیل چاقی خودم میدونستم 

      من مشکل هورمونی و خوردن قرصهای خاص  رو دلیل چاقی خودم می‌دانستم .

       من  فست فودی  رفتن و رستوران رفتن های هر ماهم رو دلیل چاقی خودم می‌دونستم .

      من مواد غذایی خاص که خیلی خیلی در گذشته بهشون علاقه داشتم مثل چیبس و پفک و کرانچی که هرشب می‌خوردم رو عامل چاقی خودم میدونستم .

       من خوردن شیرینی و هر هوله و هوله خوردن و غذای چرب و … رو دلیل چاقیم میدونستم .

      و کلا تمام این افکار بعد از ازدواج در ذهن من به وجود اومدن و باعث چاقی من شدن چون من قبل ازازدواجم بازم فست فود می‌خوردم و هله هوله می‌خوردم و شام دیر وقت می‌خوردم و …‌ اصلا چاق هم نبودم اما بعد از ازدواجم  اینقدر از این حرفها به من گفتن  و من شنیدم که هر روز از روز قبل بیشتر در مسیر چاقی قرار گرفتم و اما این اواخر از زبان چندین پزشک شنیدم که به خاطر خوردن دو داروی مصرفی تو از این بیشتر چاق میشی باید مواظب باشی و اصلا باشنیدن این حرف  انگار من ، من قبلی نبودم و هر چقدر تا قبل از شنیدن  این حرفها وزن کم کرده بودم دیگه فایده ای نداشت و من به محض شنیدن اون حرفها از زبان پزشکان معتبری شروع به چاق شدن کردم. و هر روز چاقتر میشدم .

      اما خدا رو شکر الان در اندام بسیار عالی هستم که فقط یه ذره با تناسب دلخواهم فاصله دارم و  بسیار آگاهم که هیچ چیز بجز قدرت افکار و باورهای من باعث چاقی من نمیشه حالا رفتارهای درست و همسو هم  در رسیدن به هدفم بسیار به من کمک میکنن.

      خدا رو شکر برای این جسم عالی که دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۱/۱۷ ۱۸:۰۳
      مدت عضویت: 1950 روز
      امتیاز کاربر: 55983 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 340 کلمه

      بنام خدا 

      شروع دوره رایگان فایل اول 

      این دوره را چندین بار گوش کردم اما کامنت ننوشتم فقط تو دفترچه واسه خودم یادداشت کردم .

      مثل دوستانی که نوشتند چقدر رژیم مزخرف من درآوری را گرفتم چقدر غذاهای آب پز بودون روغن را خوردم چه ورزش‌های سنگینی برای آب شدن شکم و پهلو انجام می‌دادم هیچ تغییر هم نمیکردم همیشه اطرافیان میگفتن خیلی خوبی بالا تنه لاغری داری ولی شکم و پهلو ت ضایع هست چقدر ناراحت میشدم گاهی هم دیگه کفر میکردم که چرا من باید ایطور باشم و هر کاری میکنم هم لاغر نمیشم چند کیلو لاغر میکردم بعد بر می گشت از حرف دیگران که فلانی دوباره چاق شدی خسته شده بودم .

      و من با این دوره یاد گرفتم که اول عواملی که باعث چاقی من شده را لیست کنم مواردی از قبیل 

      خوردن زیاد چاقم کرده دختر به سن بلوغ رسید چاق میشه یا ازدواج آدمو چاق میکنه ،بارداری باید حسابی بخوری که بچه خوب رشد کنه اینا همه مواردی بود که من کاملا متناسب بودم و یا میگفتن دختر چاق و توپل خوشگلتره و دقیق همه ی اینا در من اتفاق افتاد .

      این عوامل چاقی من بود و اما مشکلات موقع ازدواج هیچ لباس عروسی اندازم نبود یکی را دادن خیاط گشاد کرد تا اندازم بشه و هیکلم اونی نبود که دوست داشتم بعد پا درد داشتم خیلی چقدر احساس سنگینی میکردم هیچ لباس خوشگلی اندازم نبود لباس سایز بزرگ چقدر زشت بودن خلاصه ایطوری سابها گذشت و تا سال گذشته دیگه با اینکه خیلی کم غذا میخوردم اما هر روز روی ترازو میرفتم اضافه میکردم کلافه درمانده ،عصبی هیچ خلق و خو نداشتم تو خونه تا اینکه توسط یه دوست که دوبار هم نوشتم داستانش را به این سایت هدایت شدم و خدا را شکر بی نهایت راضی هستم حدود ۷ سایز کم کردم اینو از شلوارهایم متوجه میشم وگرنه نه وزن میکنم و نه سایز چون وزن وسایل هم خودشون از موانع لاغری هستن پن تعهد بستم تا زنده هستم ادامه میدم و هرروز استمرار دارم .

      از شما استاد و خداوند که منو هدایت کردن بینهایت سپاس 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Vafraze12
      ۱۴۰۱/۰۱/۱۴ ۱۹:۲۵
      مدت عضویت: 2259 روز
      امتیاز کاربر: 18936 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 655 کلمه

      چگونه من چاق شدم.

       یادم می یاد من در سن راهنمایی کاملا متناسب بودم و زمانی که نامزد کردم کم کم به فکر چاقی افتادم نامزدی من خیلی طول کشید چون من درس می خواندم و زمانی که نزدیک مراسم عروسی شد خواهر بزرگم گفت باید خودتو چاق کنی چون آرایش عروست قشنگ می شه و دیگه اینکه فامیل داماد می فهمه که تو در خونه پدرت خیلی بهت خوش می گذشته که همش خوردی و خوابیدی خلاصه این طرز فکر خواهرم به من غالب شد و من بدون هیچ دلیلی آنرا پذیرفتم و سعی کردم چاق بشوم اولین فکرم مثل خیلی ها در چاق شدن این بود که باید تا می توانم بخورم خوردن غذا اولین راه حل من بود پس شروع کروم بزور می خوردم.

      البته این را اضافه کنم که ما خانواده پرجمعیت و فقیری بودیم و همیشه به اندازه کافی برای ما وجود نداشت و چون من فرمول خوردن را برای چاقی ساخته بودم باید می خوردم به خواهر بزرگم که ازدواج هم کرده بود گفتم ما که همیشه غذا نداریم که هی من بخورم چی کار کنم گفت نون خالی که همیشه هست همونو هی بخور  من دیدم پیشنهاد بدی نیست.

      من که فقط تو ذهنم ساخته بودم که بخورم و برام مهم نبود که چی بخورم فقط خوردن برای من مساوی شده بود با چاقی این را با تمام وجودم باور کرده بودم و شدم ماشین اثبات باورهام.

      خوردم و خوردم و چاق شدم طوری که هر کی منو می دید تعجب می کرد و بعضیها اصلا منو نمی شناختن.

      این بود ماجرای چاقی من 

      یکشب بعد نماز مغرب با تمام وجودم از خدا خواستم منو کمک کنه دیگه بریده بودم هیچ دمنوش و ورزشی در من جواب نمی داد از رژیم متنفر بودم خیلی مضطرب می شدم غافل از این بودم که همین استرس منو روز به روز چاقتر می کنه.

      یهو تو ذهنم انگار خداوند ندایی داد  رفتم گوشیمو برداشتم و توی گوگل می گشتم که با فایلهای ذهن ناخودآگاه و توانایی های آن آشنا شدم.

      رفتم توی آپارات و نوشتم ذهن ناخودآگاه کلی فیلم برام آمد از دانشمندان بزرگ چندین کلیپ از افراد مختلف را با گوش جان گوش می کردم.

      تا اینکه خدای مهربان دست مهربانش را به سوی من روانه کرد و من با فیلم استاد در آپارات اشنا شدم استاد داشتن یکی از قسمتهای دوره رایگان را توضیح می دادند من از بالای فیلم آدرس سایت را برداشتم و وارد سایت شدم.

      اول فایلهای رایگان را جون و دل گوش دادم خدای من اصلا خسته نمی شدم حتی کلمه به کلمه اون را می نوشتمو یک جزو تهیه کردم و می نوشتم تا تمرکز بیشتری داشته باشم .

      کم کم خداجونم به من در تهیه دوره ورود به سرزمین لاغرها کمک کرد و من شدم یکی از اعضای آن

      من با توضیحات اولیه استاد فهمیدم که همانطور که چاق شدم باید لاغر بشم .

      اگه فرمول من اون زمان خوردت=چاقی بود 

      الان باورم کاملا تغییر کرده و یتد گرفتم خوردن به اندازه نیاز بدن اصلا باعث چاقی نمی شه

      یاد گرفتم با همان روشی که چاق شدم می توانم لاغر بشوم.

      من باور کرده بودم که خوردن باعث چاقی می شه. این باور من بود.

      باور چیه؟

      تکرار مدام یک فکر

      فکر از کجا می یاد از درون ما که همان ذهن ماست.

      پس برای لاغری هم من باید از درون خودم شروع کنم به تغییر و پارامترهای بیرونی را کنار بگذارم.

      .من دیگه از غذا خوردن نمی ترسم خیلی راحت دارم به اندازه نیاز بدنم غذا می خورم.

      خیلی خوب وزن کم کردم روی ترازو نرفتم ولی به وضوح لباسهایم را می بینم که برایم گشاد شده اند .

      من دیگه به غذا به عنوان عامل چاقی نگاه نمی کنم.

      می دونم اول راهم و باید راه را ادامه بدهم .

      امروز اول ماه مبارک رمضان هست و من فقط یک بامیه و زلوبیا نصفه خوردم و سیر شدم آفرین به من چون قبلا تا ته بشقاب را می خوردم و هنوز چشمم دنبالشان بود .

      خدای مهربانم ممنونم ازت که استاد رضا عطا روشن را در مسیر زندگیم قرار دادی.

      استاد شما فوق العاده اید ممنونم از شما

      ۰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار arezooaghaie664@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۲/۲۰ ۰۷:۴۳
      مدت عضویت: 1554 روز
      امتیاز کاربر: 306 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,114 کلمه

      باسلام خدمت جناب اقای رضا عطار روشن و همچنین دوستان 

      روی ترازو رفتن و استرس و تحقیر دیگران و عصبی شدن و خودمو گول زدن بابت اینک اگ الان عصبی میتونی یه چیزی بخوری خودتو اروم کنی و تنبلی وخواستن اما عملی نکردن برنامه هام دلایل چاقیمن 

      راستش من از بچگی یه دفعه چاق شدم بیشتر تجمع چربی من توی شکموپهلو بود و دقیق یادمه که یازده ساله بودم که برچسب تو چاقی تو هم وزن یک زن سن و سال دار و بزرگترخودت هستی خورد روی پیشونی من یادمه به اون  زمان که این حرف برای من خیلی ناراحت کننده بود و منو فردی تنبل و چاق و چاق تر و بی حوصله و در عین حال نقاب شاد و شنگولی هم به صورت خودم زدم ,وحسرت خوردن اینک من چاقم و هم سن و سالهای من لاغرن از اون زمان روی دلم موند و خوب چون سن کمی داشتم هیچوقت به فکر رژیم و لاغری و ….نبودم وهمش خودمو با این موضوع که هم پدرمادرم تپلن و هم اینکه من حالا تو سن رشدم و باید تغذیه کنم تا خوب رشد کنم و حتما قدم بلند تر میشه و دیگه تپلی من به چشم نمیاد قانع میکردم و خوب پدر مادرم هم وقتی میدیدن من به خوراکی علاقه نشون میدم اصلا برام حدو مرز نمیزاشتن و از کلمه ی کمتر بخور تو خونمون ب هیچ عنوان استفاده نمیشد من توی خوردن مواد غذایی به شدت ازاد بودم و هر موقع ناراحت عصبی استرسی هیجانی چیزی بود مسکن و ارامبخش من تغذیه کردن بود اصلا هم برام کیفیت غذا و یا اینک الان چیه دارم میخورم ایا دوست دارم یا نه مهم نبود فقط میخواستم خودمو با خوردن اروم کنم گذشت گذشت گذشت تا ازدواج کردم و رسید زمانی که من باید لباس عروس متناسب با سایز و اندام خودم تهیه میکردم هرلباسی پوشیدم یا سایزم نبود یا اگه سایزم بود و میشد اندازم باب میل من نبود خلاصه لباسی که دوست نداشتمو تهیه کردمو پوشیدم مراسم برگزار شد و دو سه ماه اول ازدواجمون کسی نظری نداشت و خب طبیعتا نباید هم نظر میدادن در مورد وزن و قد و هیکل من یه روز رفته بودیم پارک و همه دورهم نشته بودیم ک شوهرم مادرشو صدا زدو گقت ببین اون دختره  چه کمر باریکی داره همونحابود ک من از حسادت داشتم سکته میکردم و فکر میکردم همسرم منو دوست نداره پس برای همین چشمش منو نمیبینه و منو نمیخواد اما فقط این موضوع تا یکساعت طول میکشید تا با روح و روانم بازی کنه خخخخخخ چون ب محض خوردن یادم میرفت و دوباره میشدم همون شخص سابق 

      گذشت تا شب عروسیم خاله ی بزرگترم جلوی اون همه مهمون وقتی همه ساکت شده بودن گفت خببببب بلاخره خرس جونمونم عروس شد و همه قهقه زدن و منم به اجبار لبخند تلخی تحویل مهمونا دادم و اون شب برای من بدترین شب عمرم بود به حدی که شام عروسی رو نخوردمو بهونه اوردم و زدم زیر گریه که همه فکر میکردن چون دم رفتنمه و میخوام خداحافظی کنم گریم گرفته خلاصه همه ی اینا تموم شدو چند ماهی ک از ازدواجمون میگذشت شوهرم گفت کاش لاغر بودی من انقدر از اندامت خوشم میومد حرفش بهم برخورد ک خوب منو اینجوری پسندیدی تو و همینجوری بودم از اول باید فکراتو میکردی و خلاصه دوباره دوستم نداره حتما من به چشمش نمیام حتما دلش با یه نفر دیگس تو ذهنم تداعی میشد تا اینک تصمیم گرفتم وقتی برای چکاپ قبل بارداری میرم بهداشت توی محل اول یه سر برم پیش دکتر تغذیه و خودم یواشکی شروع کنم پیش دکتر رفتمو ازم چند تا سوال کلیشه ای پرسید و یه کاغذ بهم داد که نوشته بود صب چقدر بخور اینو بخور اونو نخور دو هفته روی رژیم بودم و دیدم نه نمیشه من نمیتونم دل بکنم از مواد غذایی ک دوست دارم و تو خونمون به وفور هم یافت میشه خلاصه مسیر اشتباه در اشتباه من شروع شد و تصمیم گرفتم خودم رژیم بگیرم و محکم و پرقدرت برم جلو هر رژیمی که به ذهنتون خطور کنه من گرفتم هر چی

       به زور ده کیلو کم کردم و اندام خیلی زیبایی پیدا کردم به قدری که همه  مثال میزدن منو اما نه دیگ اراده برام مونده بود و نه جنبه مغزم بهم فرمان نمیداد که خب دارن تشویقت میکنن پس محکم تر برو جلو و ادامه بده شروع کردم به خوردن ودیگه هیچ اراده ایی نداشتم تو همین حین باردار شدم و بچه ی اولم سقط شد بازم استرس اینک من بچه دار نمیشم دیگ نکنه منم مثل کسایی باشم که نمیتونم مادر بشم هشت ماه خوردم و با خوردن خودمو اروم کردم تا دوباره با وزن هفتاد و هشت باردار شدم و انگار دریای راحتی صلح و ارامش به سراغم اومد و من هر روز به بهانه ی بارداری انواع و اقسام غذاها رو روانه بدن بیچارم میکردم و بر این باور بودم ک باید اندازه ی دو نفر بخورم زایمان کردم و دلم میخواست حالا که به دار شدم به اندام خوبی هم دست پیدا کنم چون دیده بودم و شنیده بودم که مثلا فلانی بعد زایمانش و بعد دوران شیر دهی فلان قدر وزن کم کرده و چه هیکلی بهم زده و خلاصه دوباره مسیر ها رو رفتم اینبار با لجاجت بیشتر پدر مادرمم همش منو دعوا مبکردن و میگفتن ماکه همه تپلیم چرا خودتو اذیت میکنی اصلا چاق نیستی در صورتی که فقط خودم میدونستم چه فشاری رو کمر و زانوهامه خلاصه دخترم شد هشت ساله و من هنوز که هنوزه نتونستم با این همه رژیم این همه مسیر چه درست چه غلط پیش برم و لازم به ذکره که چقدر خودم میدونم اراده دارمو و چقدر صبورم که هنوز نا امید نشدم و میخوام این غول چاقی که واسه خودم تو ذهنم ساختمش بزنم زمین چقدر وزن کم کردم و چه بازگشت های تلخ و بی مزه ایی رو تحمل کردم چقدر استرس روی ترازو رفتن چقدر خوشحال ولی در عین حال نارضایتی از خودم داشتم تا اینک خسته از همه جا از همه چیز با شما و این مسیر اشناشدم الان دیگ به ترازو و رژیمای مسخره دیگ فکر نمیکنم چقدر غذاهای بی مزه و بی کیفیت خورد این بدن بدبخت فلک زده ی بی زبون دادم و خودمو گول میزدم که اگ تا فلان تاریخ رعایت کنی انقدر از وزنت کم میشه و چه زمان و فرصت های خوب زندگیمو از دست دادم ولی ماهی رو هر وقت از اب بگیری تازس من به امید روزی این مسیر رو میخوام طی کنم که اخر مسیر همونی بشه که سالهاست ارزوشو دارم سلامتیموبدست بیارم  من میتونم و مطمئنم یه روزی با افتخار یه جایی از من یاد میشه و به گوش تمام کسایی که منو تحقیر کردن و پند و اندرز بیجا و بدموقع بهم دادن میرسه که من تونستم -آرزومند آرزوهای قشنگ  شما آرزو

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۴۰۰/۱۲/۱۴ ۱۳:۰۴
      مدت عضویت: 2160 روز
      امتیاز کاربر: 39516 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 790 کلمه

      عرض سلام و درود 

      علت اصلی چاقی بخاطر سپردن  تصویری ازچاقی  و اندامهای چاق با کلی امتیاز ی که ضمیمه اش کردیم در ذهنه  ……در حقیقت ما ذهنی چاق میشیم  پس ذهنی هم لاغر خواهیم شد .

      من تا قبل سی سالگی  لاغر و متناسب بودم البته چاق و توپول به دنیا اومدم اونقدر چاق که مادرم بنده خدا تا دم مرگ  رفته بود …عکس دوران نوزادیم هست که خاله و داییم منو دو نفری بغل کردن  …ولی تا سن قبل مدرسه به تدریج لاغر شدم  که تا سی سالگی  ادامه داشت …اما  به مدت ۱۰ سال قبل از چاق شدنم تصویری که از خانومای چاق در ذهنم نقش می بست محسنات و امتیازاتی که به اونا در سطح جامعه و خانواده قائل می شدن منو به این تله انداخت …یعنی ۱۰ سال  ناخواسته و به دور از آگاهی روی ذهن لاغرم کار کردم در حقیقت ……تا بالاخره  ذهن لاغر به یک ذهن چاق تغییر ماهیت داد…

      ولی جای بسی امیدواریه که تبدیل کردن ذهن چاق به لاغر  یک سوم و در مواردی خیلی کمتر از یک سوم‌ این مدت زمان می بره  بچه هایی بودن که  سه هفته از دوره گذشته شروع به ریزش سایز و وزن کردن …….. دیگه بستگی به همت هنر جو برای انجام تمرینات فکری روزانه  و درصد درگیری ذهنی نسبت به چاقی داره ….

      طبیعت جسم انسان به شکل فطری روی تناسب تنظیم شده و بدن گرایش به لاغر شدن و تناسب داره ….ولی  چاقی یک‌امر تحمیلی و غیر طبیعیه ……..ولی خوشبختانه با تمرین و ممارست قابل تغییره 

       زیاد می شنیدم که چاقها قوی هیکل و جوندارن ….صورتای پهن و پری دارن  که باعث میشه زیباتر به نظر بیان  سر و سینه پری دارن مث لاغرا  توخالی و کوچیک نیستن چاقا پولدارن لاغرا فقیر چون چیزی برای خوردن گیرشون نمی آد 

      یعنی دقیقا هر امتیازی به چاقها می دادن انگار یک‌امتیاز منفی در مقابل به لاغرا تعلق می گرفت …این بود که منم آرزوی چاق شدن کار دستم داد ….من الان آرزومه دوباره بشم ۶۵ کیلو و قطعا زمانی که شروع به چاق شدن کردم یک برحه ای از زمان در همین وزن بودم و لذتشو بردم ولی به تدریج سال به سال بیشتر شد  تا اینکه قبل کرونا به ۸۴ رسیدم  که خیلی ترسیدم ازاین عدد که روی ترازو  دیدم  که خوب باعث شد برای آخرین بار دست به اقدام از روشهای رایج بزنم رژیم کالری شماری  گرفتم همزمان باشگاه ثبت نام کردم  یک‌روز می رفتم باشگاه یکروز پیاده روی طولانی  قبل  اینا یکسری کپسول گیاهی کاهش اشتها از یه عطاری از مشهد برام آوردن که بعد از یکماه مصرف کردن دیدم بی فایده اس دل درد هم می شدم کنار گذاشتم  با رژیم کالری شماری و باشگاه  و پیاده روی ۲ کیلو و نیم کم کردم …که آمدن کرونا باعث شد باشگاه بسته بشه منم استرس رو بهانه کردم و گفتم نمی تونم به کمخوری ادامه بدم رها کردم بعد که به این سایت هدایت شدم .۸ ماه  در دوره عمومی بودم دوره ۱۲ گام رو تموم کردم و آرزوی خرید می‌کنم گام اول به دلم نشست  که موفق شدم از ۱۶ فروردین ۱۴۰۰ تحت آموزش در این دوره قرار بگیرم …خوشحال و راضیم چون قبلا از هر روشی می رفتم محال بود بتونم ۲_۳ ماه بیشتر  ادامه بدم ولی از این روش نتونستم دست بردارم و … طی یکی دو ماه آینده دوره  ارو تموم می کنم  تا اون موقع تقریبا نزدیک  یکسال میشه  که در دوره هستم‌و خدا خدا می کنم زودتر به دوره تکرار  برسم …. البته کل دوره گام اول ،بغیر از دوره تکرار  ۱۲ هفته اس  ……اگر کسی بتونه وقت کافی بذاره  و هر روز تحت آموزش یک فایل جدید قرار بگیره سه ماهه تموم  میشه و نکته های لاغری تماما گفته میشه و به یک‌جمع بندی ذهنی  خواهیم رسید … و اگر نکات عملی   رو پیاده کنیم در زندگیمون‌   قطعا نتایج جالب توجهی  خواهیم داشت …

      دوره سه ماهه برای من تبدیل شد به ۱۲ ماه چون سه ماه بنا به دلایلی کلا تعطیلش کردم  …که اصلا کار درستی نبود …می خوام بگم  قشنگ بچسبی به اصل دوره  و در دام تله های منفی باف نیفتی اینقدر آموزشها طولانی نمیشه  که بسیار شیرین و لذتبخش  هستن  اما همینجوری لاکپشتی هم که جلو آمدم‌اینقدر این مسیر بهم آرامش داده که لذتش از هر چیزی برام بالاتر و بیشتره …..من به تدریج دارم وزن کم می کنم بدون هیچ سختی …و نتایج عالی در جنبه های دیگه زندگیم داشته که اینجا مجالش نیست که بگم …..با همین حرکت لاک پشتی ادامه می دم تا یه روز که زیاد دور نیست  پرچم  سپید پیروزی رو بر قله تناسب اندام برافراشته خواهم کرد …….. و اصول تناسب فکری جزئی از زندگی من خواهد بود تا روزی که زنده هستم ….

      ◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇

      به امید نشر و گسترش هر چه بیشتر تناسب فکری در جهان 

      ◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇

      شهربانو  ۵۴ ساله از تهران‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۰/۱۲/۱۳ ۲۲:۵۲
      مدت عضویت: 2453 روز
      امتیاز کاربر: 22660 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 350 کلمه

      سلام 

      نمیدونم چرا بعد چند سال داشتن دوره سرزمین لاغرها به سراغ فایلهای رایگان امدم

      یادم همین روزهای سال بود که یک شب تو اتاق بچه ها خوابیده بودم و حالم یک جوری بود دنبال لاغری نبودم از بس رژیم گرفته بودم و بی نتیجه مونده بودم دیگه نه تنها انگیزه نداشتم ولی هدف هم نداشتم تصادفی فایل ها رو گوش دادم فایل مقدمه رایگان وای چه غوغایی در درونم شد

      مرده بدم زنده شدم      دولت عشق امدو من دولت پاینده شدم

      تا صبح هر دوازده فایل گوش کردم 

      و صبح تغییرها رو دیدم

      کتلت درست میکردم لب نمیزدم به راحتی 

      بعد یک هفته هر کی من میدید میگفت چه لاغر شدی

      دوره را تهیه کردم و لاغری زندگی کردم

      میخوام بنویسم چرا چاق شدم ولی نه مثل دوران جاهلیتم میخوام با ابن سطح از اگاهی بنویسم

      من چاق شدم چون باور کردم چاقم همین

      چاق شدم چون از الگوهای چاق زیادی که اطرافم بود الگوبرداری کردم

      و بعد چاقی اشتباهی که کردم این بود که از الگوهای لاغری الگو برداری نکردم بلکه به سراغ دکتر تغذیه و رژیم رفتم و ترسم از خوردن بیشتر و بیشتر شد 

      و چون کارشناس تغذیه گفت چاقی موضعی لاغر نمیشه ناامید تر شدم 

      الان که تو دوره هستم خیلی چیزها یاد گرفتم که به مرور برام الگو شد قانون شد باور شد یاد گرفتم با چاقی نجنگم و برای لاغری زمان تعیین نکنم خیلی سخت خیلی سخت برای لاغر شدن زمان تعیین نکنی مثلا نگی تا عید باید لاغر شم ولی نتیجه زمان تعیین کردن همین همین که روز به روز چاق و چاق تر بشی چون نمیتونی تو مسابقه زمان برنده شی

      یاد گرفتم از خوردن نترسم این مهم به راحتی به دست نمیاد انقدر باید کار کنی که برات فرقی نداشته باشی کدوی اب پز میخوری یا پیتزا هر دوش به اندازه نیازت میل کنی یاد گرفتم اگر ورزش میکنم برای سلامتی باشه نه لاغری یاد گرفتم خودم گول نزنم مثلا ورزش برای لاغری نکنم بعد بگم ورزش برای سلامتی انجام میدم خیلی چیزها یاد گرفتم که فراتر از دنیای لاغری و اینجا گنجایش بیانش نداره یاد گرفتم هیچ کس حق نداره حال کسی رو خراب کنه ممنون استاد به خاطر رسالتتون و تعهدتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا