«چطور میتوانم انگیزه برای کاهش وزن پیدا کنم؟» 🤔
این یکی از سوالات پر تکراری است که خیلیها از خود میپرسند، به خصوص کسانی که دلتنگ رسیدن به وزن ایدهآلشون هستند ولی حس میکنن انگیزه برای شروع رو ندارند. 💭
یادمه سالها وقتی اضافه وزن داشتم، همیشه فکر میکردم که برای کاهش وزن به انگیزه نیاز دارم، ولی این انگیزه همیشه از من دور بود.
🚶♀️ چیزی که برام عجیب بود این بود که بدون انگیزه هر روز چاقتر میشدم، اما وقتی نوبت به لاغر شدن میرسید، فکر میکردم باید یه انگیزه خیلی بزرگ داشته باشم تا بتونم شروع کنم. 😓
حالا که به گذشته نگاه میکنم، متوجه شدم که انگیزه برای کاهش وزن بیشتر از اینکه یک نیروی خارقالعاده باشه، به اراده و تصمیمات روزانه نیاز داره. 💪
انگیزه، مثل یک چراغ کوچیکه که باید هر روز روشنش کنی تا بتونی قدمهای کوچیک اما ثابت برداری. 🔥

دنبال انگیزه برای کاهش وزن 🎯
سی و پنج سال از عمرم با چاقی گذشت. توی این سالها هر روشی رو برای لاغری امتحان کردم: رژیمهای سخت، ورزشهای سنگین، دمنوشهای عجیب! ولی وقتی نتیجه نمیگرفتم یا وزنم برمیگشت، دیگه انگیزه برای لاغری نداشتم 😞
هر بار که میخواستم دوباره شروع کنم، یه چیزی کم بود… انگیزه!
اگه تو هم الان با ناامیدی داری تو گوگل میزنی:
- انگیزه برای کاهش وزن
- متن انگیزشی برای لاغری
- عکس برای انگیزه کاهش وزن
- انگیزه ندارم لاغر شم، چیکار کنم؟ 😩
- کتاب انگیزشی برای کاهش وزن 📚
بدون که منم اون روزها اینا رو سرچ میکردم… دنبال یه جرقه، یه تلنگر، یه دلیل برای شروع دوباره.
خیلی وقتا خودم رو قانع میکردم که «اگه با یکی دیگه شروع کنم، بهتر پیش میرم».
یا مثلاً با دوستانم گروهی رژیم میگرفتیم، ولی کافی بود یکی ول کنه، بقیه هم پشت سرش میرفتن! و همیشه یه بهونه آماده داشتیم: «تقصیر فلانی بود که زد زیرش!» 😅
انگیزه واقعی برای کاهش وزن از درون ما میجوشه. از اون نقطهای که میگی «دیگه بسه! باید یه کاری کنم برای خودم، برای بدنم».
جالبه بدونی خیلی وقتا خودِ چاقتر شدن میشه قویترین انگیزه برای کاهش وزن! 😬
اون لحظهای که دیگه لباسهات اندازهت نیست، بالا رفتن از پله برات سخت میشه، یا عکست رو که میبینی دلت میلرزه… همون لحظهست که میفهمی:
🧠 “وقتشه خودمو نجات بدم…”

استمرار در مسیر لاغر شدن ✨
📍 رسیدن به وزن دلخواه درست مثل سفر کردنه.
🔁 بارها شده افراد چاق با کلی امید و انگیزه برای لاغری شروع کردن،
اما چون نتونستن اون انگیزه رو نگه دارن و استمرار داشته باشن، خیلی زود برگشتن سر خونه اول. یا بدتر از اون، ناامید شدن از خودشون و گفتن:
«من نمیتونم لاغر شم… انگار این بدن همینه که هست!» 😩
اما بذار یه رازی رو بهت بگم…
🎯 انگیزه برای کاهش وزن چیزیه که باید از درونت بیاد. نه از ترازو، نه از لباس، نه از حرف مردم.
اگه انگیزهت از عشقی باشه که به خودت داری، اگه بدونی که داری برای سلامت و آرامش ذهن و جسمت تلاش میکنی، اون موقع حتی اگه سختی باشه، باز ادامه میدی.
🚀 باید استمرار داشته باشی، حتی وقتی انگیزه برای کاهش وزن پایین میاد.

🚗✈️ روشهای مختلف سفر لاغری
میخوای از چاقی حرکت کنی به سمت لاغری؟ خب مثل اینه که بخوای از یه شهر بری یه شهر دیگه…
اما سوال اصلی اینه:
🔹 میخوای با چی سفر کنی؟
🔹 با اتوبوس؟ با ماشین شخصی؟ یا یه پرواز راحت با هواپیمای فرست کلاس؟ 😎
همه ما یه راهی رو برای لاغر شدن امتحان کردیم.
📌 یکی با رژیم گرفتن 📌 یکی با ورزش 📌 یکی با قرص و دارو 📌 یکی با عملهای جراحی
📌 و یه عده هم با لاغری با ذهن…
اما چیزی که بین همهی این روشها مشترکه اینه که باید انگیزه برای کاهش وزن رو حفظ کنیم تا این سفر ناتمام نمونه! 💪
🍽️ رژیم گرفتن
اگه تا حالا با رژیم گرفتن سفر لاغریتو شروع کردی، احتمالاً میدونی که اولش شاید خوب پیش بره، اما بعدش… انگار بنزین ماشین تموم میشه!
چون خیلی وقتا انگیزه برای کاهش وزن توی این مسیر دوام نمیاره. و وقتی انگیزه میره، چی میمونه؟ یه عالمه وسوسه و حس شکست.
این مشکل مربوط به تو نیست، مربوط به روشییه که به انگیزهٔ درونی تو توجه نمیکنه. لاغری با ذهن میتونه فرق بزرگی بسازه ✨
🏋🏻♀️ ورزش کردن و روشهای فیزیکی
باشگاه رفتن، عرق ریختن، دویدن… همهاش عالیه، اما بازم یه سوال مهم: آیا انگیزه برای کاهش وزن رو داری که هر روز ادامه بدی؟
بدن وقتی شروع به تغییر میکنه که ذهن آماده باشه. اگه فقط جسمتو ببری باشگاه ولی ذهنت هنوز «چاق فکر» کنه، نتیجه موقتیه…
✨🧠 لاغری با ذهن
این یکی فرق داره… چون همه چی از درونت شروع میشه. اول از همه روی باورها و موانع ذهنی کار میکنی.
وقتی از درون تغییر میکنی، انگیزه برای کاهش وزن مثل یه شعلهٔ همیشگی تو وجودت روشن میمونه 🔥
هر روش لاغری یه سبک سفره…
🚍 رژیم، شبیه اتوبوسه. ارزونه، اما کند و گاهی خستهکننده.
🚗 ورزش مثل سفر با ماشینه، بسته به رانندگیت ممکنه عالی یا فرسایشی بشه.
✈️ ولی لاغری با ذهن؟ یه پرواز فرست کلاسه که هم لذتبخشه، هم سریعتر میبرتت مقصد…
فقط باید بدونی:
هر راهی موانع خودش رو داره، اما اگه از قبل بدونی ممکنه کجاها چالش پیش بیاد و چطوری انگیزه برای کاهش وزن رو حفظ کنی، هیچچیزی جلو راهت نمیایسته! 🚦
🌟 جمعبندی: مسیرت رو درست انتخاب کن!
اگه تا اینجای متن رو خوندی، یعنی یه چیزی درونت داره صدا میزنه… یعنی تو هم مثل خیلی از آدمهایی که خسته شدن از شکستهای پیدرپی، دنبال یه راه متفاوتی. یه راهی که انگیزه برای کاهش وزن رو در تو شعله ور کنه.
وقتی از درون تغییر میکنی، وقتی یاد میگیری چطور ذهنت رو دوباره برنامهریزی کنی، اون وقت لاغری تبدیل میشه به یه سفر شیرین، آسون و پر از لذت.
دیگه نیازی نیست به زور خودت رو کنترل کنی. دیگه لازم نیست با وسوسهها بجنگی.
چون ذهنی که با تو همراهه، همیشه مثل یه موتور قوی، انگیزه رو روشن نگه میداره 🚀
📍 دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقا برای همین منظور طراحی و ارائه شده. این دوره فقط یه «کلاس لاغری» نیست.
این یه سفره، یه پروازه به دنیایی که تا حالا تجربه نکردی. ✈️🌈
تو توی این سفر یاد میگیری:
✅ چطور ذهنت رو دوباره برنامهریزی کنی تا همیشه انگیزه داشته باشی.
✅ چطور بدون رژیم سخت یا ورزش اجباری، آرامآرام عادتهای سالم و پایدار بسازی.
✅ چطور جلوی وسوسهها رو بگیری، بدون اینکه احساس محرومیت یا شکست کنی.
✅ و از همه مهمتر، چطور توی مسیر لاغری، «حال خوب» رو همراه خودت داشته باشی.
نه قرصی هست، نه محدودیتی، نه عذابی… فقط تویی و ذهنت که تبدیل به قویترین همراهت میشه.
تصور کن… 🖼️
هر روز با انگیزه از خواب بیدار میشی، با لبخند لباس مورد علاقهت رو میپوشی، جلوی آینه میایستی و به جای ناامیدی، پر از عشق به خودت میشی. ❤️
این فقط یک رؤیا نیست، این مقصد سفر به سرزمین لاغرهاست.
🧠 این یه سفر ذهنیه… 🧭 اما مقصدش واقعیترین چیزیه که میتونی تجربه کنی: زندگی توی بدنی که عاشقشی.
پس الان وقت تصمیمه!
یا میتونی همونجا بمونی، توی «شهر چاقها» با همون چرخهی همیشگی شکست و ناامیدی… یا میتونی دستتو دراز کنی و بگی: «من آمادهم برای پرواز به سرزمین لاغرها!» 🌈✌️
انتخاب با توئه…
ولی یادت باشه: هیچوقت برای شروع یه سفر جدید دیر نیست ✨
✍️ تمرین آموزشی 📖
🎯 انگیزه برای کاهش وزن یکی از ارکان اصلی در مسیر موفقیت در لاغری با ذهن است. هر قدمی که در جهت یادگیری ذهنی برمیدارید، به حفظ و تقویت انگیزه شما کمک میکند.
🔥 زمانی که با اشتیاق تمرینات خود را در بخش نظرات مینویسید، نه تنها انگیزه برای کاهش وزن را در خود افزایش میدهید بلکه با ایجاد ارتباط با هممسیرها، در یک جریان انگیزشی قوی قرار میگیرید.
🌈 سرزمین لاغرها بهترین جایگزین برای گروههای انگیزشی پرهزینه و مقطعی است. اینجا شما به منبعی از انگیزه پایدار برای کاهش وزن متصل میشوید و آن را از درون خودتان میسازید.
✨ برای انجام تمرین امروز، ابتدا متن آموزشی را با دقت بخوانید و سپس ویدیوی مربوطه را تماشا کنید. بعد از آن با توجه به سوالات زیر، دیدگاه خود را به صورت شرح انشایی در بخش نظرات بنویسید:
- دیدگاه شما درباره انگیزه لاغر شدن چیست؟
- در گذشته چرا روشهای دیگر لاغری را ادامه ندادید؟
- آیا فکر میکردید برای انگیزه گرفتن به فرد یا گروهی نیاز دارید؟
- چرا انگیزههایی که از دیگران دریافت میکنیم، پایدار نیستند؟
- بهترین نوع انگیزه برای کاهش وزن چیست و چطور آن را بسازیم؟
📺 در ۱۶ دقیقه ابتدایی ویدیو، درباره روند لاغری توضیحات مهمی داده شده است. بعد از تماشای آن، روند لاغری با ذهن را از نگاه خودتان شرح دهید. این تمرین به شما کمک میکند تا انگیزه برای کاهش وزن را در ذهنتان نهادینه کنید.
💡 برداشت خود را درباره عجله نکردن برای لاغری و نحوه مواجهه با اشتباهات در مسیر کاهش وزن شرح دهید.
در پایان، یک تمرین ساده و کاربردی از مطالب ویدیوی آموزشی بسازید و در بخش نظرات بنویسید تا به صورت فعالانه روی انگیزه خود کار کرده باشید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.20 از 80 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام
مامانم امروز بهم گفتش برو آزمایش تیروید بده ببین برای چی اینقدر لاغر شدی؟
من بهش گفتم به خاطر کارکردن روی خودم هست واربین بردن اعتقادات قدیمی اشتباه .
البته یکیشو قبلا چون خیلی اصرار داشت که استادت چی میگه وچی جوری لاغر میشین منم بهش گفتم ودرمورد باور اشتباه کم تحرکی باعث چاق شدن میشه گفتم .
البته اون موقع هنوز کمی وزنم ریخته بود گفتم و اونهم اون موقع خوشحال شد .
ولی بازم میبینه ولی باور نمیکنه . چون میبینه نه ورزش ونه تحرک ونه رژیم دارم . وبنده خدا حق هم داره چون اون از مطالب ذهنی چیزی نمیدونه .
از بس این چند روزه میگه با خودم میگم نکنه واقعا بیمار شده باشم .😁
ولی خوب من همینو میخاستم متناسب شدن . و یادم میاد استاد هم دریکی ازفایلهاشون گفتند که خانوادش هم وقتی اون کلی از وزنش اومد پایین بهش میگفتن که بیمارشدی؟
من روی ذهنم باهمه نجواهای ذهنی در مسیر آموزشم منحرف نشدم وادامه دادم . اصلا اگه یک روز فایل گوش ندم انگار چیزی رو گم کردم .
همین امروز بود که از استاد گله کردم که چرا سایت رو درست نمیکنه چون دیروز بازم رفتم فایل گوش بدم میگه اتصال سرور قطعه. چون عصرها تایم رو گذاشتم برای لاغری با ذهن 🙃.
هنر متناسب شدن برای ما چاقها مثل هر هنر دیگه ای احتیاج به آموزش مستمر داره ومثل هر هنر دیگه ای درمسیر آموزش آزمون وخطا داره وباید با تکرار وتمرین مهارت لازم رو یاد بگیرم .
من خودم یه سری اشتباهاتی که دارم رو میام برای خودم تجزیه وتحلیل میکنم که ببینم علتش چیه که مثلا هر موقع پرخوری میکنم روی یک سری غذاهای خاصه مثل سیب زمینی سرخ شده ولی برای خورشت و... اشتباه پرخوری ندارم وقتی خوب زوم میکنم میبینم به به من از کودکی همش به مادرم میگفتم فقط خورشتت سرخ کردنی باشه واز قیمه و مرغ و … زیاد خوشم نمیاد .
و مرتب وقتی مامانم یه موقع هایی میگفت ناهار چی درست کنم من هنوز نظرمو نمیگفتم مامانم خودش میدونست که من عاشق سرخ کردنی هستم .
وچون این غذا رو من در ذهنم بیشتر بها میدادم ناخودآگاه موقع خوردن این غذا بیشتر میخوردم وفکر میکردم اشتباه پرخوری بوده است ولی برای چندین بار که روی همین یک غذا پرخوری میکردم دیگه متوجه شدم دلیل این رفتارم چیه؟ دیگه چند روزه همش به خودم میگم تمامی غذاها ارزش غذاییشون یکی هست و همه برای تامین انرژی بدن هست .
وغذایی به ویژگی خونساز . استخوان ساز و… نداریم .
چون یادم میاد از کودکی بهمون گفته شد شیر واسه استخوان بندی خوبه و این رو میلیون ها بارشنیدم و من این رو باور کردم وهرموقع شیر میخوردم یک سری تغییرات دربدنم اتفاق افتاد که الان دستهای پهن وپاهای پهن و.. دارم .
ولی الانا میلیونها بار به خودم میگم شیر هم مثل سایر موادغذایی هست وبرای سلامتی خوبه همین .
وچون سلولها هرچندوقت نمیدونم بعضی ها میگن هفتگی . بعضی ها هم میگن ماهانه خودشان رو بازسازی میکنن آنقدر این جمله که شیر و گوشت وجگر و… همه ارزششون یکی هست وبرای سلامتی مفید هست . رو برای خودم تکرار میکنم .
واونها رو دیگه در ذهنم خاص برای یه قسمت بدن نمیکنم و کم کم به این روند پیش میرم بعدش میام تغییراتشو رصد میکنم ببینم کی جواب میده .
هرچی هست که درجسممون میبینیم همه از افکار وباورهای ما سرچشمه میگیره . واگه هوشمندانه افکارمون رو تغییر بدهیم بدنمون هم تغییر میکنه .
سلام و درود
از خوندن نتایج و اشتیاق شما لذت بردم
آدرس سایت تناسب فکری به tanaobefekri.net تغییر پیدا کرده و اگه از این طریق وارد سایت شوید هرگز قطع نخواهد بود.
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر همه همسفران و سلام و درود بر استاد گرامی
امروز شنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۰ در روزهای پایانی سال خوشحال و مسرور از حضور در مسیر شادی آفرین تناسب فکری در انتظار سال نو هستم. سالی که مطمئن هستم با بهترینها در همان صحنه زندگی مواجه خواهیم شد و این یکی از زیباترین اموزش هایی است که در مسیر تناسب فکری یاد گرفتم و مشتاق هستم برای بهترینها اکنون که در این دوره به قدرت خودم در خلق اندام می بردم چرا برای خلق بهترین زندگی اقدام نکنم.
پیشاپیش سال نو مبارک باشد
استاد عزیزم ممنونم
خدای مهربانم سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
درود بر همراهان عزیزی که وقتی فکر میکنم تنها نیستم انگیزم دو چندان میشه و درود بر استاد بی اندازه فکور و مهربان
ایمان آوردم مسیری که خدا هدایتگر اون باشه قطعا راحترین و لذت بخش ترین مسیر ممکن هستش،وقتی بهش فکر میکنم ذهن تا چه بی اندازه قدرتمنده به این پی میبرم واقعا روح خدا در ما دمیده شده و از اویم
از زمانیکه در این مسیر پر برکت هستم چیزی جز حس خوشبختی و رضایت ندارم،اطرافیانم خصوصا همسرم میگه عاطفه تو چقدر عوض شدی من همیشه خندان بودم ولی اون شوق وجودی اون رضایت درونی ک خودش رو به دیگران منعکس کنه نبود،شکر درونیم خیلی بیشتر شده و این رو دوست دارم همیشه به دوستانم و خودم یاد آوری کنم که در چه مسیر شگفت انگیزی هستیم،اگر چاقی رو مبدا بدونیم و لاغری رو مقصد و موانع و فرمولهای ذهنی رو دست انداز و چاله چوله های جاده،ما در این مسیر به بهترین شکل ممکن یاد میگیریم که چطور فرمولهای اشتباه رو شناسایی و برطرفش کنیم،جی پی اسهای ما توسط فایلهای ارزشمند استاد روشنه و به بهترین تناسب اندام میرسیم.ما در طی سالهای چاقیمون فشارهای روانی رو در بدنمون انباشت کردیم که اصلا به خودمون و شرایط و حتی خدا حس خوبی نداشتیم،این رو باید باور کنیم ک چاقی ما دو سه هفته ایجاد نشده ک انظار داشته باشیم ی شبه لاغر شیم،منی که ۱۵سال ذهنم اینکه تو هیچ وقت نمیتونی میل نداشته باشی تو در هر شرایطی فقط میخوری،تو نمیتونی در مقابل غذا کنترل داشته باشی چه در مکانی خارج از خونت چه زمانیکه غذای مورد علاقت، خوب من حتی نباید انتظار داشته باشم ک دو سه ماهه خوب رفتار کنم،همین که تعداد رفتارهای صحیح من بیشتر از رفتارهای اشتباه هست من به موفقیت رسیدم،چاقی فراموش شدنی نیست ما زبان لاغری رو در کنار زبان چاقی یاد میگیرم بخاطر همین امکان اشتباه وجود داره و نباید بابت رفتار اشتباه خودمون رو سرزنش کنیم،وقتی ما از حسهامون(دیدن فایل تصویری،شنوایی و نوشتن) به طور همزمان استفاده کنیم به طور عالی هم نتیجه میگیرم و هرچقدر در این روش استمرار بورزیم نتیجش پیوستن به جمع شگفتی سازان هستش،هدف ما اینکه از کجا شروع کنیم و کجا برسیم،رفتار منی که چاقم با ی فرد لاغر متفاوته چون دستورات ذهنش با دستورات ذهن چاق فرق میکنه و اون تفاوت در نوع آموزشه،فرد لاغر تصویری که از خودش داره لاغری و تناسب اندامه و متناسب با همون تصویر رفتار میکنه،اما ی فرد چاق چون تصویرش چاقیه و اصولا خودش رو زشت و بد قواره و بی اراده میدونه نهایتشم چاقیه،همون که میریم جلو آینه حالمون بد میشه،ما در مسیر یاد میگیرم ۱- حق نداری در مورد خودت تصور اشتباه و زشت داشته باشی،بلکه باید تصویر زیبا و متناسب از خودت در ذهنت بسازی،من پارسال با همسرم نزدیک همین شبای عید بود میخواستم ی لباس بخرم اصلا گیرم نمیومد یا اگرم میومد اون هم خیلی به ندرت مناسب سن من نبود و خیلی زشت بود،ولی امسال باور کنید هر جا که پا میزارم تو فروشگاهها محاله لباسی پرو کنم سایزم نشه،میخواد از هر طرحو رنگی باشه چرا؟بخاطر اینکه پارسال تصویر خودم از خودم ی آدم بدقواره و چاقی که لباس گیرش نمیاد اما امسال یاد گرفتم که اصلا مهم نیست من چقدر چاقم،یا جلو آینه میرم از خودم لذت میبرم یا اگه برم پرو و لباس تنم نشه میخندم،چون تصویر ذهنمو تغییر دادم
۲-وقتی میل ندارم نمیخورم،من سرما خوردم و اصلا به غذا میل ندارم فقط آبمیوه و دمنوش میل دارم،همسر من باورش نمیشه میگه ناز نکن و ادای لاغر رو در نیار بشوخی،میگم واقعا میل ندارم در صورتیکه قبلا فرمول اشتباهم این بود که آدم سرما میخوره گشنش میشه من نه کرونا دارم نه ا میکرون،که بگم بی اشتهایی میاره
۳-برای من فرقی نمیکنه چه نوع غذایی باشه و در چه مکانی قرار دارم من در هر صورت من غذای به اندازه ی نیازم رو میخورم.بین انتخاب به اندازه خوردن و زیاد خوردن در هر مکانی فقط به ی تصمیم ما بستگی داره،تصمیم بگیری کدوم رو انتخاب کنی آرامش بعد خوردن یا عذاب وجدان؟
ما محکوم به چاقی نیستیم،حق ما متناسب بودنه پس این انتظار ایجاد میشه که ما باید لاغر بشیم و برای لاغری فقط کافیه استمرار داشته باشیم
با آروزی متناسب شدن برای تک تک همراهان عزیز
خداوند رو بی نهایت سپاسگذارم ک من رو به بهترین شکل ممکن هدایت کرد
استاد بابت همه زحماتت خالصانتون سپاسگذارم امیدوارم در مسیر برکت و روزی فراوان باشید
نشان های دریافت شده
سلام به همه
این فایل هم یکی از فایل های فوق العاده ایه که دوسش دارم
میدونین امروز چی پیدا کردم دفترچه ای پیدا کردم که سایزمو تو نوشته بودم در تاریخ بهمن پارسال، اومدم یه نگاه به سایز الانم انداختم دیدم وااااااااای چطور من منوجه این حجم از تغییر نشده بودم، چقدرررر آروم و بی سر و صدا فرمولهای مغزیم منو برگردوند سر جای قبلیم، تقریبا ده سانت اضافه کرده بودم تازه متوجه شدم که من چقدر پارسال این موقع لاغر بودم چقدر حیف که این مسیر و رها کرده بودم و تو کمتر از ۳ ماه چند سایز دوباره چاق شدم در صورتیکه اگر این استمراری که انقدر استاد ازش حرف میزنن و داشتم خدا میدونه چقدر اندامم الان زیباتر شده بود، چند دقیقه هنگ بودم چون میدونستم چاق شدم ولی نمیدونستم چند سانت، و این باعث شد یه تلنگر خیلی خیلی بزرگ بهم زده بشه که ببین چیکار کردی، فقط خدارو شکر کردم که یه ماه و نیمه برگشتم وگرنه مطمینم الان به وزن ۹۰ همون وزن قبل از دوره رسیده بودم، من هیچ زحمتی واسه این ۱۰،۱۲ کیلو چاق شدن نکشیدم باید همینقدرآسون لاغر بشم، یه چیز دیگه اینکه من هر وقت ارادم برای بهتر انجام دادن تمرینها بیشتر میشد تردمیل رو هم شروع میکردم منظم میزدم، دیدم ناخوداگاه ته ذهنم لاغری رو به حرکت کردن ربط میدم اومدم گفتم نه اگه بدنم انقدر هوشمنده نیاز به حرکت ندارم فقط نیاز به آموزش و انجام درست تمرینها دارم، تردمیلم استفاده میکنم ولی نه منظم هر وقت حسش بیاد اونم برای شادابی بدنم، چون من به اندازه کافی در حال پخت و پز و شستن و رسیدگی به فرزندم هستم همه اینها تحرکه و گفتم من باید بدون تردمیل لاغر شم، البته وقتی استادم برای فایل گوش کردن میرن منزل مادرشون و دیگه رو تردمیل گوش نمیدن متوجه این باور مخفیم شدم، استمرار استمرار استمرار تنها کلید موفقیته، لاغرا کل عمرشون دارن درست رفتار میکنن مال یه ماه و یه سال نیست منم باید کل عمرم درست رفتار کنم، استمرار تا آخر عمر
نشان های دریافت شده
جلسه ۶۰ تکرار
در لاغری استمرار داشته باشید
سلام وقت بخیر
سپاسگذار خداوند هستم برای بودنم در مسیرهای آگاهی، بریم برای یک فایل عالی دیگه
دیدن فایلهای تصویری تاثیر گذاری بیشتری داره بدلیل اینکه کانال بیناییو درگیر میکنه و باعث میشه از چندین کانال مطالب وارد مغز بشه،از اونجاییکه مغز ما تصویریه با تصویر متحرک بیشتر ارتباط برقرار میکنه
برای همین اساتید موفقیت اصرار دارن که برای خواسته ها سناریوی تصویری مثل یک فیلم بسازیم و هر روز در ذهن مرور کنیم ،دیشب داشتم کتاب ماوراءطبیعه شدن از دکتر جو دیسپانزا میخوندم که در مورد فیلم های ذهنی نوشته بود ،اینکه خواسته هامونو به شکل عکس و فیلم های واقعی تهیه کنیم، آهنگ روی فیلم بذاریم و حتی نوشته های مثبت هم زیر نویس اون فیلم باشه که با اون آهنگ و تصویر خیلی بهتر وارد مغز میشه
مثل اگهی های تبلیغاتی که از طریق چشم و گوش و احساس یه مطلبیو بصورت یک کلیپ تبلیغاتی القاء میکنن به مردم و بهترین زمانش هم زمانیه که هوا تاریک میشه دقیقا وقتی که ملوتونین در بدن تولید میشه و امواج مغزی پایین باشه و بسمت آلفا بره که همه ما یاد گرفتیم که مثلا قبل از خواب و بعد از بیدار شدن از خواب بهترین زمان مراقبه است
پس دیدن فایلهای تصویری یک خط قوی در مغز میندازه ،مثل زمانیکه یکی از اساتیدم حین آموزش دادن از دست و صورتش زیاد استفاده میکنه و هر چیزیو با مثال و بازی کردن نقش اون چیز آموزش میده ،منم حتما یکبار فایل هارو تصویری نگاه میکنم و جالبه وقتی همون فایلو صوتی گوش میکنم دقیقا به یاد میارم که استادم اون لحظه دست و صورتشو چجوری تکون داده بود
یا ما بیشتر جاهاییکه میریم یا افراد رو با تصویر به یاد میاریم پس دیدن ویدیو ها خیلی مهمه و برای تکرار فایلها میتونیم از صوتی استفاده کنیم
لاغری با ذهن یعنی تغییر فرمول های چاق کننده به لاغر کننده که در انتها دستورات مغزی تغییر خواهد کرد که باعث رفتارهای لاغر شونده خواهد شد که اون رفتارها باعث تغییرات جسمی میشن
که در همون ابتدا در بهتر شدن حال و احساس تاثیر بسیاری داره ، وقتی احساسات تعدیل میشه ،سیستم و مکانیزم بدن بسمت بالانس شدن حرکت میکنه و کم و کاستی ها توسط خودش رفع میشه
وقتی حالت خوبه اتفاقات زنجیره ای بهتر هم رخ میده و هر چقدر ادامه بدیم نتایج ریز ریز بوجود خواهد آمد و استمرار در ادامه دادن باعث میشه شبکه های نورونی و بیان ژن ها تغییر کنه ،تجمیع چندین تا تغییر باعث تغییرات بیرونی و جسمانی در ما میشه
حرص و ولع هم رفته رفته از مموری ذهن کمتر میشه اونم بخاطر آزادی و حق انتخابی که خواهی داشت اون حس کمبود و محدودیت ها برداشته میشه ،وقتی آزادی که هر آنچه دوست داریو با آرامش و بدون ترس استفاده کنی ،ولع اولین حسیه که از بین میره
وقتی آزادی که هر روز هر جایی دلت خواست غذا بخوری چه مسافرت ،رستوران یا مهمونی دیگه نمیترسی ،داری درس لاغریو آموزش میبینی و مطمئنی که میتونی تا مدت دیگه ای به زبان لاغری صحبت کنی مثل وفتیکه کلاس زبان رفتیم و مطمئن شدیم میتونیم انگلیسی صحبت کنیم و خیالمون برای مسافرت هامون راحت شد
زمانیکه از دیر وقت شام خوردن در زمانیکه گرسنه هستیم نترسیدیم یعنی کلمات لاغری داره در مغز ما ساخته میشه ،آخه قبلا هیچ کدوم از کلمه های لاغری در مغز ما وجود نداشت بجز کلمات چاقی
وقتی A B C D یاد گرفتیم تونستیم کلمات و جملاتشو بنویسیم و نوشتن برامون راحت شد ،به مرور هم کلمه های لاغری برامون آشنا تر شد و حالا میتونیم جمله های طولانی تریو بنویسیم که هر چقدر تمرین بیشتری داشته باشیم درک بالاتری از آموزش ها خواهیم داشت
همیشه معلم زبانمون بهمون میگفت بچه ها انقدر عجله نکنید برای قورت دادن مطالب ،زمان میبره تا زبانو یاد بگیرید ،میگفت بچه ها هم که به دنیا میان ۲ سال طول میکشه تا بتونن جمله هارو درست ادا کنن ،بذارید کلمات بشینه در مغزتون اونوقت خودبخود میتونید انگلیسی صحبت کنید
ما هم فعلا در حال کاشت لغات لاغری هستیم و به زودی به زبان لاغری شیکی صحبت میکنیم و لذت زبان جدید رو میبریم
آزادی به انسان آرامش میده ،چه جمله قشنگیه و تو هر جنبه ای که دوست داریم آزادیو تجربه کنیم کارسازه ،حق انتخاب حس ارزشمندی و لیاقت میده ،حس قدرت و توانمندی
از اونجاییکه ذهن هیچ وقت به ما نمیگه که چقدر تغییر داشتیم و دوست داره مارو در وضعیت قبلی نگه داره ،بهتره خودمون تغیبراتمونو به خودمون یادآوری کنیم
حتی اگر یکمی حالمون بهتر شده یادآوری کنیم یا یکمی ترس از مواد غذایی در ما کم شده یا به فرمان های جدید عکس العمل نشون دادیم ، وقتیکه به پیام گرسنگی و سیری مون توجه کردیم ، خودمونو تشویق کردیم ،خودمونو سرزنش نکردیم یا رفتارهامون با خودمون بهتر شده باشه
ترس از خوردن در ما کم شده باشه ،یکمی اعتمادبنفسمون بالاتر رفته باشه ،حسمون به خودمون دوستانه و عاشقانه تر شده باشه ،از حرف دیگران ناراحت نمیشیم مثل قبل ، نظرمون در مورد خودمون بهتر شده باشه و یادآوری همین اتفاقات خوب به ذهن مسیرهای جدیدی نشون میده که ببین ذهن عزیزم من میخوام تو همین تغییراتی که داشتم رشد داشته باشم پس زندگی منو تو اون مسیرها گسترش بده و از اونجایی که توجه هر جایی باشه ما بزودی اون جایگاهو تجربه خواهیم کرد پس این تمرین دست مارو میذاره تو دست هدف هامون
هر چقدر بیشتر در دوره تمرین و تکرار بمونیم درک ما بهتر میشه از آموزه هاییکه یاد گرفتیم و میتونیم ازشون در مسیر زندگی استفاده کنیم و زندگی با کیفیتریو برای خودمون بسازیم ،هر بار خطاهای ما کمتر و درصد عملکردهای صحیحمون بیشتر میشه و بهتره به اشتباهاتمون توجه نکنیم ،نقاط قوت خودمونو بشناسیم و نقاط ضعف خودمونو تقویت کنیم
الان معنی این جمله رو بهتر درک میکنم که منتظر لاغر شدن نباشیم ،انتظارمون لاغر شدن باشه ،قبلا با یک کوله بار سنگین چاقی ذهنی و فیزیکی عاجزانه و ناباورانه منتظر ۱۰۰ گرم لاغر شدن بودم اونم با ترس و لرز و نشدن ها ولی الان با تعویض کوله بار چاقی با لاغری و با یک عالمه اندوخته لاغری انتظارم لاغر شدنه و حق طبیعی خودم میدونم که لاغر بشم
مثل دیروز که من تو جاده برگشت به تهران بودم ،مطمئن بودم در جاده تهران هستم و انتظارم رسیدن به عوارضیه تهران بود ،الان هم انتظارم رسیدن به گیت ورودی لاغریه
اگر انتظارم لاغریه دلیل دارم چونکه در حال جمع آوری اطلاعات و توجهات لاغری هستم ،مراقب ورودی هام هستم ،تو هر جمعی قرار نمیگیرم ،در مورد چاقی با کسی بحث نمیکنم ،به کسی نمیگم چرا چاق شدی ،کسیو نصیحت نمیکنم ،واقعا سرم تو کار خودمه و دارم مسیرمو تک نفره میرم
خدارو شکر میکنم که متفاوت و بینظیر قدم به قدم دارم از محتویات ذهن قبلیم فاصله میگیرم و تلاش میکنم در غالب اون فرو نرم و مرتب خودمو بیدار از اون خواب زمستانی
نشان های دریافت شده
سلام
من این همه مدت تو این سایت فعالیت داشتم اما هر وقت یک فایل تکرار میکنم انگار ی درس جدید برام داره ی چیزدیگه ازش یاد میگیرم
لاعری با ذهن یک هنره باید یادش بگیریم باید ذهن اموزش بدم و خسته نشم من ی شبه این افکار وارد مغزم نکردم ۲۹ سال تداوم و تکرار داشتم پس باید ب خودم فرصت بدم فرصت دوباره برای زندگی کردن برای خلق خودم اینی ک اینجاس ساخت دست اینو اونه من باید ب خودم فرصت بدم ک اینبار خودم خدمو خلق کنم اونجوری ک دوس دارم
مرسی خدا جونم ک چنین فرصتی رو ب من دادی
برای لاغری باذهن باید استمرار داش بایددر مسیر بود
مثل این میمونه ک ی سفری شروع کنی مثلا پیاده میخوای بری زیارت از همون اولش شوق داری با اینک خسته میشی کم میاری ولی باز شوق داری برسی و بالاخره میرسی و میگی ارزش داش من اون لحظه رو میبینم قشنگ لمسش میکنم ک برسم ب اون لحظه بزنم رو شونم و بگم ارزش داش افرین ب تو و سجده شکر ب جا بیارم
من ایمان و باور دارم ب اول و اخر این مسیر
من زندم و زندگی میکنم اما برای من این ۲۹ سال زندگی چن ماهی ک توسایت هستم زندگی هس تولدی دوبارهس
خیلی خوشحالم ک اینجام من اینجاروبا هیچی عوض نمیکنم
من فهمیدم زندگی چیه خداچیه خودم چیم اصل زندگیه چیه
و از شما استاد عزیز ممنونم ک کنارمون هستید تا ما زندگی کردن یاد بگیریم بهترین علمی ک داشتم
من از خودم انتظار لاغری دارم چن دارم یادش میگرم و ازنتیجه مطمئنم
ادامه میدم اونقدر ک برسم
چن میدونم مسیرم درسته کارهای قبلی زود رها میکردم چن خسته کننده بودچن راحت نبود چن ارامش نداش ولی این راهو ادامه میدم چن ایمان دارم بهش چن ارامش داره احساس خوب داره قطعیت داره
من ک ب لاغری ب وزن۵۹ ک برسن ک ی زمانی تو اون وزن بودم و ردش کردن وقتی ب اون ایستگاه برسم راحتتر میتونم لباس بگیرم لباسهای رنگ شاد مناسب سن خودم از خریدن بدم نمیاد اعتماد ب نفسم بالا میره سلامتر میشم سبکتر میشم خوشحالتر میشم شادتر میشم من الان اینارو دارم نمیگم برسم ب اون اینارو اون موقع دارم ن
الانم شادم خوشحال ولی تو اون وزن وقتی ک بری لباس لارج و مدیوم سفارش بدی ی طعم دیگه داره میتونم شلوارهایی ک دوس دارم شلوار لی لباسهای خونگی زیبا و رنگی بپوشم پالتو و کاپشن های زیبا
جونتر ب نظرمیام سنمو نشون میدم ب هدفم میرسم
لباس مجلسی های زیبا و شیک میگرم
ب ارزوی خودم میرسم
من درحال هجرت از سرزمین چاقی ب سمت سرزمین لاغری هستم و این سفر خیلی جذابه خیلی شیرینه هر روز ی درس جدید برا من داره و من کیف میکنم ک دارم روحم ازادتر و رهاتر میکنم
همیشه از خدا میخواستم ارامش بهم بده شفا بده روحمو جسممو
و هدایت شدم ب بهترین مسیر
من درسته ن کامل و عالیم
ولی از نقطه شروعم خیلی عالیم
از اینک این مسیر شروع کردم و ادامه میدم ب خودم افتخار میکنم
ممنونم استاد ک بهترین درسها رو ب ما یاد میدید
نشان های دریافت شده
سلام بر عالم و آدم
درود بر جمع دوستان لاغر و پر انرژی
چرا برای لاغری باید استمرار داشته باشیم ؟
ما همیشه برای مسافرت رفتن آماده سفر میشیم و از لحظه ای که حرکت می کنیم شرایط متفاوتی را تجربه می کنیم که شبیه شرایط مبدا نیست و این یعنی ما حرکت کردیم و یه ذوقی داریم برای رسیدن به مقصدمون .
روش آموزش ذهنی هم به همین صورته که باید تغییراتی در شرایط ما به وجود بیاد که مطمئن باشیم درجا نمی زنیم و در مسیر حرکت هستیم .البته همیشه برای سفر کردن ما راه و روشی انتخاب می کنیم هواپیما یا قطار یا کشتی یا اتوبوس و شاید هم ماشین شخصی .
و اما راحتی سفر ذهنی ما که از چاقی شروع شده و به سرزمین لاغری ختم میشه با هواپیمای به روز و فول امکانات هست و از نظر لذت و راحتی انگار با ماشین خودمون داریم سفر می کنیم و در مسیر لاغری اگر آگاهی لازم برای برطرف کردن موانع ذهنی نداشته باشیم از مسیر خسته میشیم و شوق خود را از دست می دهیم .
پروسه یادگیری در هر چیزی به صورت دیدن و شنیدن و البته نوشتن و در نهایت تکرار و تمرین و استمرار انجام میشه .یک فرد بی سواد میبینه و میشنوه و البته مغز داره و همینطور دست اما نمی تونه بنویسه چون نوشتن را یاد نگرفته فرمول نوشتن و فرمان مغزی برای نوشتن براش صادر نمیشه چون آموزش ندیده است .
فرد چاق اول یک تصویر ذهنی چاق از خودش در ذهنش نقش بسته که اصلا ربطی هم به دیدن خودش در آینه نداره هر فردی یک تصویری از خودش و شخصیتش در ذهنش هست که میشه باورش به اونچه که فکر می کنه هست و با همون تصویر خودش را برای جهان تعریف می کنه !؟…و البته فرمول های چاقی هم در ذهنش وجود داشته و باهم ترکیب شدند و چاقی در جسمش پدیدار شده و البته ذهن آموزشهاشو نمی تونه فراموش کنه مثل زبان مادری که هرگز نمیشه فراموشش کرد ولی میتونیم زبان دیگری یادبگیریم و ما خیلی وقتها فکر می کنیم که باید از شر این چاقی خلاص بشیم انگار از بیرون به ما تحمیل شده و سعی داریم با تلاشهای فیزیکی از خودمون جداش کنیم پیکرتراشی و جراحی و لیزر و غیره …اما با این کارها نمیشه چاقی را فراموش کرد اون تا همیشه با ما هست و ما کاری بهش نداریم باشه سرجای خودش ما می خواهیم آموزش جدید ببینیم برای لاغری و با تکرار و تمرین و استمرار انتخاب زندگی خود را لاغری قرار دهیم .
افرادی هم هستند که به خاطر احساس ناتوانی و ضعف در مقابل چاقی که از روشهای قبلی لاغری به دست آوردند برای آموزش لاغری با ذهن اقدام نمی کنند و می گویند از سن ما گذشته یا سواد نداریم یا وقتشو نداریم …
کل ماجرا اینه که مثل هر کار دیگری ما آموزش میبینیم در آموزش هر چه از حواس بیشتری استفاده کنیم تمرکز بیشتری روی موضوع داریم و نتیجه یادگیری بهتره بنابراین دیدن فایلهای تصویری حواس چشم و گوش ما را متمرکز میکنه حالا اگر کاغذو قلمی هم باشه که برداشت خودمون را از قسمتهایی بنویسیم درواقع مغز و حس لامسه را هم به کار گرفتیم بعد از اتمام فایل هم که تمرین نو شتن داریم و تجزیه تحلیل فکری خوبی صورت میگیره نوعی تکرار برای ذهن است و این یک کار بسیار آسون و لذت بخشه ولی چون طی سالهای بسیاری ما برای لاغر شدن درد و فشار و رنج تحمل کردیم باورمون نمیشه انقدر آسون باشه فکر میکنیم باید با سختی و رنج نتیجه به دست بیاد ولی اینگونه نیست روشهای قبلی بیراهه بودن راه دره و کوه راه پرخارو خاشاک اما لاغری با ذهن مسیرش آسفالته مستقیم و هموار و پرنعمت .
خب حالا ما با گوش دادن فایلها به مرور تصویر ذهنیمون از خودمون عوض میشه چرا چون از روز اول به انتظار لاغر شدن وارد این مسیر شدیم و هرروز با تکرار و تمرین داریم این تصویر را در ذهنمون تکرار می کنیم همین تصویر لاغری در ذهنمون باعث میشه احساس بهتری داشته باشیم نوعی امید و شوق و انگیزه .پس اولین مرحله اینه که دیگه اضطراب و ترس از چاق تر شدن در ما کم میشه و مرحله دوم اینه که دیگه اون حرص و ولع خوردن قبل را نداریم چون ذهن از اسارت و محدودیت رها میشه و آزادی باعث آرامش میشه تو فکر کردن و تو خوردن چون می دونی بدون محدودیت هر غذایی را میتونی به اندازه نیازت بخوری ..و این یعنی حرکت که با استمرار شفاف تر میشه .
ما برای چاقی زمان نزاشتیم و تعهد هم ندادیم که مثلا تو سه ماه من ۲۰کیلو اضافه می کنم اصلا نفهمیدیم چی شد از کی شروع شد و به کجا رسید و چقدر هم شد !؟و چون مسیر لاغری بازگشت از چاقی هست برای لاغری هم زمان تعیین نمی کنیم باید خودبه خودی به زمان خودش صورت بگیره …
فقط کافیه ما اصل را یاد بگیریم و فرمان های مغز متفاوت میشه البته ممکنه ما اشتباهاتی داشته باشیم اما توجه روی عملکرد صحیحمون باید باشه و نتیجه را تعداد بیشتر عملکردها رقم میزنه حالا هرچقدر ما استمرار داشته باشیم با شوق در این مسیر حرکت کنیم و تمرین ها را بهتر انجام بدیم تعداد رفتار صحیح ما به مرور بیشتر میشه و نتیجه میشه لاغری که نمیشه از روزهای اول این انتظار را از خودمون داشته باشیم چون مدتها با چاقی زندگی کردیم و مغز ما انبوه از افکار چاقی هست و قدم به قدم با ادامه دادن درست میشه
منتظر لاغری بودن یعنی تلاش فیزیکی کردن و دست و پا زدن و تجربه نوعی درد و تمام کارهای نیمه کاره که ما سالیان سال برای لاغر شدن انجام می دادیم به خاطر منتظر بودن ما بود و انتظار همیشه با درد و رنج همراهه .اما انتظار لاغری از خودمون داشتن یعنی باور به توانمندی خود یعنی احساس قدرت و مسلط بودن بر شرایط فعلی جسم .
بعضی از دوستان درخواست تخفیف برای خرید میکنم دارند و خیلی ها ممکنه هزینه را هم داشته باشند ولی به خاطر شک و تردید می خواهند کمتر هزینه کنند که اگر نشد هم نشد دیگه …این یک قانونه تقاضا و عرضه حتما کسی که اولویت زندگیش لاغری باشه و براش مهم باشه از جون و دل این تقاضا را انجام میده و پول راهی پیدا میکنه که بهش برسه و این یک باور توحیدی و قوی هست که باید در خود تقویت کنیم تا با تقاضا پول به سمت ما جریان پیدا کنه و حتما اگر با رضایت دل با احساس خوب این هزینه را برای وجود خود بکنیم نتیجه عالی دریافت می کنیم و هرگز پشیمان نمی شویم .چقدر استاد عالی گفتند من طوری قیمت گذاشتم که هر کسی نتونه بخره !…خیلی خوشم اومد چون نوعی قدرت و احساس ارزشمندی در آدم ایجاد میشه که من باید بخرم .و صددرصد همینطوره قانون فیزیک که زمینی هست ارزش هر چیز را با پول میسنجه و این فایلها بسیار ارزشمند هستند و برای هر چیز ارزشمندی باید پول پرداخت بشه …البته بنده خود فقط از این دوره رایگان بسیار ارزشمند دارم استفاده می کنم و با خود می گویم چطور میتوانم این هدیه را جبران کنم ؟..چون در همین دوره حدود ۱۰کیلو از اضافه وزنم کم شده و البته من قبل آشنایی با استاد دوره های آموزش ذهنی تهیه کردم و بسیار هم عالی هستند و درواقع در مسیر تغییر و تحول هزینه کرده ام و البته که دوست دارم در دوره خصوصی استاد هم باشم و حتما به اراده و طریق و زمانی که خدا بخواهد این اتفاق می افتد و به لطف حق فعلا اینجا من در حرکتم .
برای لاغر شدن نیازی به پیاده روی نداریم و اینم یک فرمول ذهنی چاق هست و البته مانع لاغری که چون همیشه در روشهای قبلی به ما گفتند باید ورزش کنید الآن فکر می کنیم بدون ورزش نمیشه در واقع در طول این مسیر ما فقط به یک چیز نیاز داریم اون هم به کارگیری قدرت ذهن خودمون در جهت خواسته مورد نظرمون هست .اما اگر ورزشی نشاط آور هست برامون و پرانرژی و سرحالمون میکنه با این نیت و باور میتونیم انجام بدیم .
در کتاب نیمه تاریک وجود خانم دبی فورد اینطور نوشته بودند که آیا برای اهدافت برنامه ریزی روزانه و هفتگی و ماهانه داری ؟!اگر برنامه ای نداری در واقع خواسته تو یک تخیل و توهم هست همین باعث شد به فکر فرو برم که واقعا من باید هرروز برای خواسته هام کاری کنم که به خودم و جهان ثابت کنم من خواستار حقیقی هستم و اصلا شوخی ندارم شاید به خاطر همین سالهایی که از عمرم گذشتند هم کائنات با من بسیار شوخی می کرد و پیشرفت آن چنانی نداشتم ؟!..
معذل فکری افراد چاق این هست که عجول هستند به خاطر همین می خواهند بروند اتاق عمل بیان بیرون باربی شده باشند …اما با جراحی و پیکر تراشی نمیشه فرمول ذهنی چاق را تغییر داد یا باید یک عمر با شکنجه و اسارت زندگی کرد و یا باز مسیر چاقی صاف تر و پهن تر می شود و بعد از درد و رنج بسیار و پرداخت هزینه های گزاف همان آش می شود و همان کاسه !…
منم هنوز گاهی پرخوری دارم و این نشون میده فرمانهای مغزی من هنوز در مسیر چاق شدنم هست و حتما با تکرار و تمرین و استمرار درست میشه حالا قرار نیست نتیجه آموزش بشه قفل اندام دست و دهان من که نتونم بردارم و بخورم !..قراره خودبه خودی گرسنگی واقعی و نقطه سیری را بهتر درک کنم و قبلا که چاق بودم می دونستم نباید بخورم ولی دست خودم نبود و فرمان مغزم این بود و بیشتر از نیاز می خوردم اما الآن متوجه میشم و میتونم به راحتی تصمیم بگیرم که اضافه نخورم …
وقتی در مورد کاری و یا هدفی که داریم با کسی صحبت نمی کنیم انگار یه فضای دونفره برای خودمون داریم یک خلوت و یه حال خوب و بهتر در مسیر حرکت می کنیم اما اگر اطرافیان متوجه بشوند چون درک و آگاهی از آموزشهای ذهنی ندارند می شوند یک عامل منفی برای رشد ما که هرروز بگند چی شد پس؟!سر کاری ؟!تو لاغربشو نیستی ؟!و ماانع حرکت ما می شوند .
توجه کردن و خیره شدن به اندام چاق دیگران مثل شکم افراد خیلی خطرناکه… خیلی خطر ناکه….از خوردن سیانور هم خطرناک تره هر طور شده باید سریع حواسمون را متوجه چیز دیگری کنیم و یک کوچووولو سخته …اما من باید بتونم چون صحبت مرگ و زندگیه …
نگاه با احساس حسرت و نفرت به جسم خودمون هم کار را سخت می کنه هر نگاه بد یعنی یک عکس آتلیه ای روی تخته شاسی زدی از تصویری که بدت میاد روی دیوار خونه و هر بار یک تابلو داره اضافه میشه و با این همه تابلو نفرت آمیز چطور میشه تصویر ذهنی خوب و خوش اندام و زیبا و لاغر ایجاد کرد !؟…
میخوام تصویر افراد خوش اندام را روی صفحه گوشیم بزارم یا پرینت کنم به دیوار اتاقم حتی تصویر روزهای لاغری خودم باید در این تمرین موفق بشم تا خوراک ذهنم مشخص بشه !…
چقدر خوبه ادامه دادن …میخوام به عملکرد خوبم توجه کنم امروز تولد دخترم بود من به راحتی و به اندازه نیاز کیک خوردم و الآن اضافه کیک تو یخچاله و من آرومم خیلی آروم و این معجزه است من یک انسان متعهدم که میخوام جلوه حضور زیبای خدا باشم و به لطف.و عنایت یکدانه ام تا اینجای مسیر اومدم و ادامه میدم و نتیجه حتمی لاغری من فقط قسمتی از هدفم هست میتونم به خودم و جهان خیلی چیزها را ثابت کنم …اینکه قدرت و اراده خداوند در من همواره جاریست 🦋✨
با هم ادامه میدهیم ما یک خانواده ایم که باید آلبوم خانوادگیمون پر از تصویر شگفتی سازان باشه از تمام شهرهای ایران عزیزم و تمام نقاط جهان و نماینده هایی از تمام خانواده ها به امید حق 💪💪🍃🌸🍃🌸🍃🌸
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
این همه ساله که من با همسرم زندگی کردم هیچ وقت متوجه نشده بودم که فرمولهای ذهنی او اصلا عوض نشده و همیشه دست نخورده باقی مونده ولی من از بس مامانم اینها هی تکرار می کردن نخوری از دستت رفته ،گیرت نمیاد البته همیشه اینها رو شنیده بودم ولی منم بچه بودم تا قبل از زایمان اوکی بودم و این فرمولها همگی بعد از زایمان همگی فعال شدن .منم بعدا فکر می کردم این غذا همیشگی نیست مثلا حلوا همیشه نمی تونی من که بلد نبودم مامانم هم که درست نمی کنه دیگه ولی جایی می رفتیم مخصوصا ماه رمضونهای فکر من این بود که باید بخورم چون دیگه گیرم نمیاد این چند وقته من چند تا چیزی که اصلا درست نکرده بودم تا الان امتحان کردم و درست کردم و دیدم اره بابا کاری نداره همیشه چون شنیده بودم سخته این چیزها درست کردنش پس من نمی تونم ولی به خوبی تونستم با اینکه اولین بارم بود .
منم هنوز یه وقتا خوب عمل نمی کنم ولی ادامه دادم نمی دونم دیروز سلمونی بهم گفت که خیلی لاغر شدم ولی چند وقتیه شیطونه اذیت می کنه همش می گه تو دیگه لاغر نشدی همینجور مونده نمی دونم چیکار کنم هی محل نمی زارم ولی همش میاد و اذیت می کنه
لاغری و یاد گرفتم تا حدودی ولی چاقی هنوز هستش یادم نرفته ولی کمرنگ تر شده انتظارم از زندگی لاغر شدنه هیچ سختی نمی کشم کار خاصی هم نمی کنم الان هم بیشتر توجه می کنم به رفتار همسرم . اگر انتظار لاغری رو داشته باشیم نتیجه نمی گیریم مثل فشار اوردن به جسم با ورزش و رژیم .ولی هر روز دارم تمرین می کنم فایل گوش می دم
تغییرات مثبتم زیاد بوده ولی بعضی وقتا هم خوب عمل نمی کنم .فرمان سیری و می گیرم . حالا دیروز می خواستم دوره لاغری و شروع کنم دیدم باید از شنبه شروع کنم ایشالله در کنار این دوره .منم این چند روزه همش به فکر شکمم هستم می رم جلوی ایینه ولی هی فکرم و می برم به سمت یه چیز دیگه . وای خیلی خطرناکه باید مواظب باشم که چاقی و تقویت نکنم .
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام
از روزی که با سایت آشنا شدم چیزی دردل من میگفت که باید مدتها ادامه بدی و دوست داشتم
از فایل گوش دادن وچیزهایی که یاد میگرفتم لذت میبردم انرژی زیادی در من جریان یافته هرروز رو بعد از صبحانه هدفون میزارم روی گوشم و تاظهر که مشغول کارهام هستم فایل گوش میدم و گاهی دو یا سه بار یه فایل رو گوش میدم و بعد بین کارهام چند دقیق های میشینم و دیدگاهم رو مینویسم و اینجوری روزها رو پر انرژی تر شروع میکنم و زندگی من پر از لذت شده واقعا و من آدم دیگه ای شدم
تا قبل ازینکه با این مسیر آشنا بشم همیشه ازینکه کارهایی رو که برای خودم دوست داشتم انجام بدم و به خاطر بچه ها نمیتونستم انجام بدم ناراحت بودم و زندگی برام کسل کننده و پر از افسردگی بود و لحظه شماری میکردم برای خوابیدن تا راحت بشم ازونهمه مسولیتی که سرم ریخته بود بدون وقتی برای خودم
حتی این اواخر کاری که برای تخلیه روحی انجام میدادم قلیون کشیدن بود
انگار تنها کاری بود که میتونستم برای خودم انجام بدم و یه جورایی لج کردن با خودم وزندگیم بود
از زمانی که با این مسیر و کلا با این سایت آشنا شدم دیدم که کاری که من برای خودم میتونم انجام بدم استفاده از این سایته و انقدر از مطالبش لذت میبرم که گاهی که در طول روز وقت ندارم شب تا دو و سه بیدار میمونم تا بتونم استفاده کنم از مطالب و واقعا لذت بخش و آرامش بخشه مخصوصا برای منی که عاشق مطالب خود شناسی و روانشناسی بودم همیشه و از نظرم این مرجع از بقیه کتابها و آموزشهایی که دیدم فوق العاده کاملتر و واضحتر هست
من از روز شروع مسیر لاغری به خودم گفتم باید متعهد باشم و این تعهد رو دیدن و تکرار فایلها و نوت برداری و حفظ کردن فایلها میدیدم ولی وسط راه فهمیدم که دارم به خودم سخت میگیرم و بعدش فقط فایل گوش دادم و نوشتم و بقه شو سپردم به قدرت ذهنم و اراده خدا و طبیعت بدنم
و الان خیلی راحت ترم
نه اینکه پرخوری کنم!نه
ولی به زور جلوی خوردنم رو نمیگیرم و با آرامش غذا میخورم در وقت گرسنگی و سعی دارم از خوردن نترسم و عذاب وجدان نگیرم چون نعمتهای خدا برای سیر شدن و تامین انرژی بدن من هست ولی همیشگیه و من به اندازه میخورم هر موقع که میاز داشتم
نه از روی عادت نه از روی خوش گذرونی نه از روی ناراحتی نه برای قوی شدن ویا بهانه های دیگه
نه خودم و رها کردم ونه انقدر صفت گرفتم که اذیت بشم
خودم و دوست دارم و میخوام اونجوری که دوست دارم از زندگیم لذت ببرم از لباس پوشیدنم و تلاش برای رسیدن به هدفهام هر هدفی
من شروع به آموزش زبان کردم در همین روزها
تصمیم گرفتم ادامه تحصیل بدم و مهم نیست که سخت باشه انجام میدم و به هدفم که گرفتن مدرک روانشناسی هست میرسم به امید خدا
اتفاقا چه همزمان شد این فایل با درخواست امروز من
پس من درخواستم رو پس میگیرم استاد و معذرت میخوام
خدایا سپاس بابت حال خوبم
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان همراه! تغییر شرایط ما از چاقی به لاغری یک سفر است که مبدا آن چاقی و مقصد آن لاغری است. تنها تفاوتی که با بقیه سفرها دارد این است که به تلاش فیزیکی و قابل لمس، نیازی ندارد. البته ما چون تاکنون با تلاش فیزیکی میخواستیم این سفر را به مقصد برسانیم و ناموفق بوده ایم، شاید پذیرفتن آن در ابتدا برایمان سخت باشد.
برای لاغر شدن باید استمرار داشته باشیم. وقتی ما مقصدی را برای سفر انتخاب می کنیم به طریقه های مختلف مثلاً زمینی هوایی و دریایی می توانیم به مقصد برسیم. نتیجه در همه، نهایتا رسیدن به مقصد است. ولی بستگی به نوع انتخابی که انجام میدهیم، تجربیات متفاوتی را درک خواهیم کرد.
لاغری با ذهن از لحاظ راحتی و سرعت، مثل سفر هوایی با بهترین هواپیماها و صندلی وی آی پی است و به لحاظ لذت بردن از مسیر و آزادی، مثل سفر با بهترین ماشین شخصی می باشد.
همانطور که هر سفری ممکن است شامل مسائلی باشد و قبل از سفر باید آن مسائل را برطرف کنیم، باید مسائل لاغری با ذهن را که همان موانع ذهنی هستند را شناسایی و رفع کنیم.
این سفر با این موانع نه تنها لذت بخش نیست، بلکه باعث خستگی و دلسردی ما میشود. برای سفر لاغری باید آموزش ذهنی درست را یاد بگیریم. وقتی می توانیم از این فایل های آموزشی به خوبی نتیجه بگیریم، که تمام حواس مان را درگیر آموزش بکنیم. با چشم ببینیم با گوش بشنویم و با دست بنویسیم و به این ترتیب مغز مجبور است بیشتر با موضوع مورد آموزش درگیر بشود و تصاویر ذهنی بهتری برای ما بسازد و با تکرار و استمرار آن تصاویر را تثبیت کند.
تصویر ذهنی که ما الان از خودمان داریم، تصویر چاقی است و به همین دلیل حتی بدون نگاه کردن به آینه از خودمان بدمان می آید. ما چاقی را آموزش دیده ایم و به راحتی می توانید بر اساس آن رفتار کنیم اما کسی که چاقی را بلد نباشد هر کاری کند نمیتواند چاق شود. مثل کسی که خواندن و نوشتن را بلد نباشد و نمی تواند بنویسد چون آموزش ندیده و فرمولهای آن در ذهنش ثبت نشده است، بنابراین کسی که چاقی را بلد نیست با اینکه ابزار خوردن را مثل افراد چاق دارد، اما چاق نمی شود چون مغزش آموزش ندیده و از طرفی تصویر ذهنی چاق هم از خودش ندارد.
چاقی در مغز ما باقی میماند و فراموش شدنی نیست، فقط باید فرمول های لاغری را هم آموزش ببینیم و با تکرار لاغری را یاد بگیریم. همین طور که برای چاقی، سختی نکشیدیم برای لاغر شدن هم باید بدون هیچ رنج و سختی به نتیجه برسیم. و اگر تا حالا برای لاغری رنج کشیده ایم به این دلیل است که به بیراهه رفته بودیم.
با این که لاغر شدن آسان است اما به هر حال یکسری کارهایی باید انجام بدهیم. باید تمرین، تکرار و علاقه داشته باشیم. هر چیزی را که بیشتر عاشقش باشیم بیشتر برای رسیدن به آن تلاش میکنیم. همینطور که چاقی ما یک شبه اتفاق نیفتاده، پس برای لاغر شدن هم باید در حین استمرار داشتن، صبر و تحمل هم داشته باشیم. به مرور علایق ما تغییر میکند، چون انتظار رسیدن به یک مقصد جدید را داریم و در این مسیر اشتیاق در ما ایجاد میشود و باورمان هم این است که می توانیم لاغر شویم.
اولین نشانه تغییر تصویر ذهنی این است که اضطراب ما کمتر می شود و به جای آن امید و انگیزه برای لاغری در ما شکل میگیرد. دومین نشانه این است که حرص و ولع ما به مواد غذایی کمتر میشود، چون یاد گرفتیم که ما مستحق به چاق بودن، نیستیم و ذهن را از حالت اسارت خارج می کنیم. نتیجه این آزادی آرامش است و به طور کلی اختیار را خودمان دست میگیریم و اینطوری نیست که مثل قبل هیچ انتخابی نداشته باشیم و فقط محکوم به خوردن باشیم. از اشتباهات در این مسیر دلسرد و نگران نشویم چون نتیجه را تعداد رفتارهای صحیح تعیین میکند و با ادامه دادن تعداد های رفتارهای صحیح مان بیشتر میشود و تعادل به سمت رفتارهای صحیح کشیده می شود. پس نباید روی اشتباهاتمان تمرکز کنیم.
باید از خودمان انتظار لاغری داشته باشیم و به این ترتیب زندگی مان بر اساس انتظارمان تغییر خواهد کرد. هر اندازه لاغر شدن برایمان مهم باشد به همان اندازه اشتیاق برای رسیدن به آن خواهیم داشت.
باید وزن ایده آل مان را تصور کنیم و ببینیم اگر در آن وزن باشیم چه مزایایی برای مان دارد و چه احساسی خواهیم داشت؟
از تغییرات من در این دوره این است که امروز برای اولین بار نتوانستم تمام غذایم را بخورم و مقداری غذا در ظرف باقی ماند با این که حجم زیادی غذا هم نکشیده بودم و این باعث خوشحالی من شد.