«چطور میتوانم انگیزه برای کاهش وزن پیدا کنم؟» 🤔
این یکی از سوالات پر تکراری است که خیلیها از خود میپرسند، به خصوص کسانی که دلتنگ رسیدن به وزن ایدهآلشون هستند ولی حس میکنن انگیزه برای شروع رو ندارند. 💭
یادمه سالها وقتی اضافه وزن داشتم، همیشه فکر میکردم که برای کاهش وزن به انگیزه نیاز دارم، ولی این انگیزه همیشه از من دور بود.
🚶♀️ چیزی که برام عجیب بود این بود که بدون انگیزه هر روز چاقتر میشدم، اما وقتی نوبت به لاغر شدن میرسید، فکر میکردم باید یه انگیزه خیلی بزرگ داشته باشم تا بتونم شروع کنم. 😓
حالا که به گذشته نگاه میکنم، متوجه شدم که انگیزه برای کاهش وزن بیشتر از اینکه یک نیروی خارقالعاده باشه، به اراده و تصمیمات روزانه نیاز داره. 💪
انگیزه، مثل یک چراغ کوچیکه که باید هر روز روشنش کنی تا بتونی قدمهای کوچیک اما ثابت برداری. 🔥

دنبال انگیزه برای کاهش وزن 🎯
سی و پنج سال از عمرم با چاقی گذشت. توی این سالها هر روشی رو برای لاغری امتحان کردم: رژیمهای سخت، ورزشهای سنگین، دمنوشهای عجیب! ولی وقتی نتیجه نمیگرفتم یا وزنم برمیگشت، دیگه انگیزه برای لاغری نداشتم 😞
هر بار که میخواستم دوباره شروع کنم، یه چیزی کم بود… انگیزه!
اگه تو هم الان با ناامیدی داری تو گوگل میزنی:
- انگیزه برای کاهش وزن
- متن انگیزشی برای لاغری
- عکس برای انگیزه کاهش وزن
- انگیزه ندارم لاغر شم، چیکار کنم؟ 😩
- کتاب انگیزشی برای کاهش وزن 📚
بدون که منم اون روزها اینا رو سرچ میکردم… دنبال یه جرقه، یه تلنگر، یه دلیل برای شروع دوباره.
خیلی وقتا خودم رو قانع میکردم که «اگه با یکی دیگه شروع کنم، بهتر پیش میرم».
یا مثلاً با دوستانم گروهی رژیم میگرفتیم، ولی کافی بود یکی ول کنه، بقیه هم پشت سرش میرفتن! و همیشه یه بهونه آماده داشتیم: «تقصیر فلانی بود که زد زیرش!» 😅
انگیزه واقعی برای کاهش وزن از درون ما میجوشه. از اون نقطهای که میگی «دیگه بسه! باید یه کاری کنم برای خودم، برای بدنم».
جالبه بدونی خیلی وقتا خودِ چاقتر شدن میشه قویترین انگیزه برای کاهش وزن! 😬
اون لحظهای که دیگه لباسهات اندازهت نیست، بالا رفتن از پله برات سخت میشه، یا عکست رو که میبینی دلت میلرزه… همون لحظهست که میفهمی:
🧠 “وقتشه خودمو نجات بدم…”

استمرار در مسیر لاغر شدن ✨
📍 رسیدن به وزن دلخواه درست مثل سفر کردنه.
🔁 بارها شده افراد چاق با کلی امید و انگیزه برای لاغری شروع کردن،
اما چون نتونستن اون انگیزه رو نگه دارن و استمرار داشته باشن، خیلی زود برگشتن سر خونه اول. یا بدتر از اون، ناامید شدن از خودشون و گفتن:
«من نمیتونم لاغر شم… انگار این بدن همینه که هست!» 😩
اما بذار یه رازی رو بهت بگم…
🎯 انگیزه برای کاهش وزن چیزیه که باید از درونت بیاد. نه از ترازو، نه از لباس، نه از حرف مردم.
اگه انگیزهت از عشقی باشه که به خودت داری، اگه بدونی که داری برای سلامت و آرامش ذهن و جسمت تلاش میکنی، اون موقع حتی اگه سختی باشه، باز ادامه میدی.
🚀 باید استمرار داشته باشی، حتی وقتی انگیزه برای کاهش وزن پایین میاد.

🚗✈️ روشهای مختلف سفر لاغری
میخوای از چاقی حرکت کنی به سمت لاغری؟ خب مثل اینه که بخوای از یه شهر بری یه شهر دیگه…
اما سوال اصلی اینه:
🔹 میخوای با چی سفر کنی؟
🔹 با اتوبوس؟ با ماشین شخصی؟ یا یه پرواز راحت با هواپیمای فرست کلاس؟ 😎
همه ما یه راهی رو برای لاغر شدن امتحان کردیم.
📌 یکی با رژیم گرفتن 📌 یکی با ورزش 📌 یکی با قرص و دارو 📌 یکی با عملهای جراحی
📌 و یه عده هم با لاغری با ذهن…
اما چیزی که بین همهی این روشها مشترکه اینه که باید انگیزه برای کاهش وزن رو حفظ کنیم تا این سفر ناتمام نمونه! 💪
🍽️ رژیم گرفتن
اگه تا حالا با رژیم گرفتن سفر لاغریتو شروع کردی، احتمالاً میدونی که اولش شاید خوب پیش بره، اما بعدش… انگار بنزین ماشین تموم میشه!
چون خیلی وقتا انگیزه برای کاهش وزن توی این مسیر دوام نمیاره. و وقتی انگیزه میره، چی میمونه؟ یه عالمه وسوسه و حس شکست.
این مشکل مربوط به تو نیست، مربوط به روشییه که به انگیزهٔ درونی تو توجه نمیکنه. لاغری با ذهن میتونه فرق بزرگی بسازه ✨
🏋🏻♀️ ورزش کردن و روشهای فیزیکی
باشگاه رفتن، عرق ریختن، دویدن… همهاش عالیه، اما بازم یه سوال مهم: آیا انگیزه برای کاهش وزن رو داری که هر روز ادامه بدی؟
بدن وقتی شروع به تغییر میکنه که ذهن آماده باشه. اگه فقط جسمتو ببری باشگاه ولی ذهنت هنوز «چاق فکر» کنه، نتیجه موقتیه…
✨🧠 لاغری با ذهن
این یکی فرق داره… چون همه چی از درونت شروع میشه. اول از همه روی باورها و موانع ذهنی کار میکنی.
وقتی از درون تغییر میکنی، انگیزه برای کاهش وزن مثل یه شعلهٔ همیشگی تو وجودت روشن میمونه 🔥
هر روش لاغری یه سبک سفره…
🚍 رژیم، شبیه اتوبوسه. ارزونه، اما کند و گاهی خستهکننده.
🚗 ورزش مثل سفر با ماشینه، بسته به رانندگیت ممکنه عالی یا فرسایشی بشه.
✈️ ولی لاغری با ذهن؟ یه پرواز فرست کلاسه که هم لذتبخشه، هم سریعتر میبرتت مقصد…
فقط باید بدونی:
هر راهی موانع خودش رو داره، اما اگه از قبل بدونی ممکنه کجاها چالش پیش بیاد و چطوری انگیزه برای کاهش وزن رو حفظ کنی، هیچچیزی جلو راهت نمیایسته! 🚦
🌟 جمعبندی: مسیرت رو درست انتخاب کن!
اگه تا اینجای متن رو خوندی، یعنی یه چیزی درونت داره صدا میزنه… یعنی تو هم مثل خیلی از آدمهایی که خسته شدن از شکستهای پیدرپی، دنبال یه راه متفاوتی. یه راهی که انگیزه برای کاهش وزن رو در تو شعله ور کنه.
وقتی از درون تغییر میکنی، وقتی یاد میگیری چطور ذهنت رو دوباره برنامهریزی کنی، اون وقت لاغری تبدیل میشه به یه سفر شیرین، آسون و پر از لذت.
دیگه نیازی نیست به زور خودت رو کنترل کنی. دیگه لازم نیست با وسوسهها بجنگی.
چون ذهنی که با تو همراهه، همیشه مثل یه موتور قوی، انگیزه رو روشن نگه میداره 🚀
📍 دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقا برای همین منظور طراحی و ارائه شده. این دوره فقط یه «کلاس لاغری» نیست.
این یه سفره، یه پروازه به دنیایی که تا حالا تجربه نکردی. ✈️🌈
تو توی این سفر یاد میگیری:
✅ چطور ذهنت رو دوباره برنامهریزی کنی تا همیشه انگیزه داشته باشی.
✅ چطور بدون رژیم سخت یا ورزش اجباری، آرامآرام عادتهای سالم و پایدار بسازی.
✅ چطور جلوی وسوسهها رو بگیری، بدون اینکه احساس محرومیت یا شکست کنی.
✅ و از همه مهمتر، چطور توی مسیر لاغری، «حال خوب» رو همراه خودت داشته باشی.
نه قرصی هست، نه محدودیتی، نه عذابی… فقط تویی و ذهنت که تبدیل به قویترین همراهت میشه.
تصور کن… 🖼️
هر روز با انگیزه از خواب بیدار میشی، با لبخند لباس مورد علاقهت رو میپوشی، جلوی آینه میایستی و به جای ناامیدی، پر از عشق به خودت میشی. ❤️
این فقط یک رؤیا نیست، این مقصد سفر به سرزمین لاغرهاست.
🧠 این یه سفر ذهنیه… 🧭 اما مقصدش واقعیترین چیزیه که میتونی تجربه کنی: زندگی توی بدنی که عاشقشی.
پس الان وقت تصمیمه!
یا میتونی همونجا بمونی، توی «شهر چاقها» با همون چرخهی همیشگی شکست و ناامیدی… یا میتونی دستتو دراز کنی و بگی: «من آمادهم برای پرواز به سرزمین لاغرها!» 🌈✌️
انتخاب با توئه…
ولی یادت باشه: هیچوقت برای شروع یه سفر جدید دیر نیست ✨
✍️ تمرین آموزشی 📖
🎯 انگیزه برای کاهش وزن یکی از ارکان اصلی در مسیر موفقیت در لاغری با ذهن است. هر قدمی که در جهت یادگیری ذهنی برمیدارید، به حفظ و تقویت انگیزه شما کمک میکند.
🔥 زمانی که با اشتیاق تمرینات خود را در بخش نظرات مینویسید، نه تنها انگیزه برای کاهش وزن را در خود افزایش میدهید بلکه با ایجاد ارتباط با هممسیرها، در یک جریان انگیزشی قوی قرار میگیرید.
🌈 سرزمین لاغرها بهترین جایگزین برای گروههای انگیزشی پرهزینه و مقطعی است. اینجا شما به منبعی از انگیزه پایدار برای کاهش وزن متصل میشوید و آن را از درون خودتان میسازید.
✨ برای انجام تمرین امروز، ابتدا متن آموزشی را با دقت بخوانید و سپس ویدیوی مربوطه را تماشا کنید. بعد از آن با توجه به سوالات زیر، دیدگاه خود را به صورت شرح انشایی در بخش نظرات بنویسید:
- دیدگاه شما درباره انگیزه لاغر شدن چیست؟
- در گذشته چرا روشهای دیگر لاغری را ادامه ندادید؟
- آیا فکر میکردید برای انگیزه گرفتن به فرد یا گروهی نیاز دارید؟
- چرا انگیزههایی که از دیگران دریافت میکنیم، پایدار نیستند؟
- بهترین نوع انگیزه برای کاهش وزن چیست و چطور آن را بسازیم؟
📺 در ۱۶ دقیقه ابتدایی ویدیو، درباره روند لاغری توضیحات مهمی داده شده است. بعد از تماشای آن، روند لاغری با ذهن را از نگاه خودتان شرح دهید. این تمرین به شما کمک میکند تا انگیزه برای کاهش وزن را در ذهنتان نهادینه کنید.
💡 برداشت خود را درباره عجله نکردن برای لاغری و نحوه مواجهه با اشتباهات در مسیر کاهش وزن شرح دهید.
در پایان، یک تمرین ساده و کاربردی از مطالب ویدیوی آموزشی بسازید و در بخش نظرات بنویسید تا به صورت فعالانه روی انگیزه خود کار کرده باشید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.20 از 80 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام استاد روزتون بخیر و خوشی سلام به همه ی هم مسیری های عزیز
من نباید برای لاغر شدن عجله کنم.من نباید منتظر لاغر شدن باشم منتظر لاغر شدن یعنی من از لاغری دور هستم دوست دارم لاغر بشم ولی ازش دورم.
من انتظارم از زندگی لاغر شدن هست.وقتی در این مسیر با علاقه قدم برمی دارم تمرین میکنم علایق من عوض میشه انتظار لاغر شدن در من شکل میگیرد.وقتی به خاطر انتظار تکرار می کنم و تمرین انجام می دهم احساسم خوب میشه حرص و ولع ندارم درسته در مسیر اشتباه میکنم ولی سعی می کنم رفتار درستم بیشتر از اشتباهاتم باشه.
من باید لاغری را زندگی کنم.لاغری باید در سطح فکر و عمل در سطح گفتگو کردن هامون در سطح احساسمون و توجهاتمون باشه.
من هم دچار این مانع پرخوری هستم ولی نمیخوام داشته باشم.پرخوری من رو چاق نمی کنه ولی حالم رو بد میکنه لذت خوردن به اندازه نیاز ولاغری رو از من میگیره.من دوسش ندارم.ازامروز میخوام وقتی سیر شدم از کنار میز بلند بشم تا زبان چشمم کار نکنه.
به نظر من بهترین انگیزه همون انگیزه ای هست که از طرف خود آدم باشه من وقتی در ذهنم تصویر لاغر شدنم را می بینم انگیزه می گیرم.
لاغری من در روشهای قبل ماندگار نبود و من سختی زیادی در رسیدن به آن کشیدم.
من از اول هم نظرم روی انگیزه از جانب خودم بود چون شرایط هر فرد با فرد دیگر متفاوت هست و این شرایط را تغییر می دهد و در داشتن انگیزه خلل وارد می کند.
بهترین انگیزه استمرار در مسیر لاغری با ذهن با تصویر ذهنی متناسب از خودم هست.
با سلام خدمت استاد گرانقدر و هم شاگردی ها.
من این فایلو که دیدم چنتا نکته به ذهنم رسید گفتم بیام با شما هم به اشتراک بذارم. اولیش در مورد اون قسمتی بود که استاد گفتن یه عده از چاقی نفرت دارن و دوست دارن کلا بار و بندیلشو ببنده و از ذهنشون بره. من داشتم فک میکردم بلد بودن ناخواسته ی زبان چاقی چیز بدی نیست. مثل یه توفیق اجباری میمونه. مثل آدمی میمونه که دو تا زبون بلده. من خودم ترکم. کنکور که دادم دانشگاه تهران قبول شدم، بساطمو جمع کردم و ساکن خوابگاه دانشجویی شدم. یادمه اوایل که میخواستم فارسی صحبت کنم یه جاهایی ذهنم سخت بین دو زبان سویچ میکرد و باعث میشد مثلا بین صحبت کردن های فارسی، کلمه ترکی استفاده کنم و یا برعکس. حتی تو ادای یه سری کلمات شاید لهجه هم داشتم. خب این شاید اولش بد به نظر بیاد و برا بقیه خنده دار باشه ولی خودم که میدونستم این نشان از توانایی منه.چون من به دو تا زبان مسلط بودم و بقیه به یک زبان. این مشکلات گاه و بی گاه با گذشت زمان و استمرار من در صحبت کردن زبان فارسی کاملا از بین رفت و من الان قادرم هر دو زبان رو بدون مشکل و لهجه در هر لحظه ای که اراده کنم استفاده کنم. بلد بودن زبان چاقی هم همینه. شاید اوایل استفاده از زبان لاغری باعث ایجاد خطا در ما بشه و یه جاهایی با زبان لاغری قاطی پاتی بشه ولی با استمرار به زبان لاغری مسلط میشیم و همزمان با آن یک دانش اضافه (زبان چاقی) بیشتر از بقیه و انسانهایی که از اول متناسب بودن بلد هستیم. دیگه میتونیم یه موقعی اگر خدایی نکرده لیز خوردیم سریعا مچ خودمون رو سر بزنگاه بگیریم و بفهمیم داریم سویچ میکنیم رو زبون چاقی، یکی که واقف بر زبان چاقی نباشه تا بیاد بفهمه که چه اتفاقی داره تو ذهن و بدنش رخ میده ممکنه کلی وزن اضافه کرده باشه.
نکته دوم در مورد حرص و ولع غذا خوردن بود که صحبت شد. خواستم تغییراتی که در خوردم رخ داده بیان کنم. من قبل از آشنایی با دنیای لاغری ذهنی یه سری رفتارهایی داشتم. الان که بهشون فک میکنم خیلی زننده به نظرم میان. مثلا وقتی یه ذره گشنم میشد دست و پامو گم میکردم که وای الان چی بخورم. مثلا تا غذای رو گاز بخواد آماده بشه ممکن بود سرپایی اندازه یه وعده غذایی کامل نون و ماستی، نون و پنیری، میوه ای و … بخورم. تازه بعدش بشینم سر غذای اصلی و وعده دومم رو شروع کنم. الان که گشنم میشه خوشم میاد از اون حس گشنگی. چون وقتی با حس گشنگی و آرامش! غذا میخورم احساس میکنم غذا خیلی خوشمزه تر و لذیذتره. وقتی صبر میکنم و از خو بی خود نمیشم حس عزت نفس میکنم و به خودم مییبالم. برا همین ترجیح میدم با اولین علایم گشنگی سریع نپرم رو خوراکیا و صبر میکنم سر موقعیت مکانی و زمانی درست غذامو میخورم و لذتشو میبرم. تازه شیک تر و باکلاس تر هم هست و صد البته بیشتر در شان رفتار آدمی هست.
همین علاقه م به حس گشنگی باعث شده یه سری چیزا مثل میان وعده معنیشو برام از دست بده. نه اینکه بین وعده های اصلی چیزی نخورما، میخورم ولی وقتی واقعا گشنه م باشه. در گذشته با توجه به رژیم های غذایی که بهم داده شده بود بهم القا شده بود که بین دو وعده حتما باید سر یه تایمی یه چیزی به عنوان میان وعده خورده بشه و اگه نخوریم بدن سوخت و سازش پایین میاد یا بخاطر گشنگی سر وعده بعدی زیاد میخوریم و دچار پرخوری میشیم و یا دچار کمبود ویتامین میشیم ولی الان برام مهم نیست. معتقدم بدنم اگر نیاز به خوردنی، ویتامینی، سوختی داشته باشه خودش عاقله و زبون داره و نیازشو اعلام میکنه. لازم نیست من سر ساعت مشخصی بهش خوردنی برسونم که بدن عزیزم بیا بخور، ساعت میوه ست الان، تو خودت شعور نداری، نمیفهمی و من و دکتر تغذیه از بیرون بهتر میتونیم تشخیص بدیم که تو الان باید یه چیزی بخوری 🙂 امروز من گواه میدم که لاغری راحتترین کار دنیاست. بدن رو رها کنین خودش با نیازهای خودش پیش میره و متناسب میشه. کافیه جلو راهش مانع و اما اگر نچینیم.
نشان های دریافت شده
با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی
خدا رو شکر یه درک وآگاهی دیگه در مورد روند لاغر شدن ..روند این مسیر با بقیه روشها در لاغری خیلی فرق میکنه .با رژیم با جراحی با دمنوش با روزه با استیو معده .با نهار نخوردن و….
وبه قول استاد هر که در این سفر یه طریقی رو انتخاب میکنه وباید عواقب این کار رو بپذیره ..من خودم کادر درمانم واز نزدیک با این روشها آشنا هستم جراحی برداشتن چربی به علاوه پوست بدن درسته بعد از این عمل مقداری از وزن کم میشه وشاید پوست صاف تر کشیده تر میشه ..ولی من دیدم که بعد از این عمل احتمال آمبولی هست ..نمیگم برا همه ولی هست
وخواهر دوستم بعد از این عمل فوت شد ..دکتر خودمون لاغر شد از طریق جراحی ولی عفونت کرد وکلی اذیت شد..دباره هم تقریبا برگشت
من عمل اسلیو رو هم خودم تایید نمیکنم ..شاید برا افرادی که مجبورن خوبه ولی به نظرم دستکاری در بدن اصلا درست نیست…
رژیم هم که مسیر ناامیدی ..وچون نمیتونیم ادامه بدیم احساس بی ارزشی بی اراده بودن ..نالایق بودن …
به درد نخور بودن .به انسان دست میده وکلا روی تمام زندگی فرد هم تاثیر میزاره
واحساس خود کم بینی ودور شدن از چشم بقیه وجودی لباس پوشیدن که در جلوی چشم دیگران خوبتر به نظر برسم .واحساس اینکه من هیکلم رو دوست ندارم
ولی اینجا ما کاری به چاقی نداریم وتو مغز ما هست ومن با تمرین لاغری مثل آدمای متناسب یادش میگیرم
وکم کم مثل اونا فکر میکنم وارد دنیای لذت بخش لاغر ها میشم ..
احساسم رو از همین الان خوب میکنم با پذیرش چربیهای اضافه چون ندانسته خودم اینا رو خلق کردم حالا باید همینو برعکس کنم
مقاومتهای ذهن چاق رو میشناسم
زمزمه هارو میشناسم
به حرف ذهن چاق منفی باف گوش نمیدم
احساس سیری رو درک میکنم
اگه اشتباه کردم خودمو میبخشم
وخودمو نو این مسیر تشویق میکنم
منتطر شوهرم ودخترمو پسرم وکلای دیگه نیستم تا بهم انگیزه بدن خودم تو این مسیر عاشقانه با یه شوق وشوق میام وتو سایت میچرخم واقعا از نوشته های دوستان لذت میبرم..کلی ازشون یلد گرفتم واقعا دم همشون گرم چه اطلاعات نابی بهمون میدن از تجربیاتشون میگن
واقعا خدا رو شکر چه مسیر خوبی رو بهمون نشون دادی چقد راحته
حالا که ما با چاقی بیراهه رفتیم..ولی برا برگشت داریم از یه مسیر خوش آب وهوا وگل وبلبل واحساس آرامش
واحساس خوب لاغری قبل از نرسیدن
این مسیر رو هر روز ادامه میدیم ..بالاخره به مقصدم میرسم
خدا رو شکر
الهی شکر
ممنون از استاد
نشان های دریافت شده
ی چیزی ک دریافتم این ک من هنوز انگار ریشه های این هس ک لاغر بشم بهتره ب خاطر نگاه دیگران بخاطر گفته های دیگران ک چی میگن درمورد من در مورد اندام من
من خودمو مورد قضاوت قرار میدم چن ک دیگران فلان میگن انگارخودمو از نگاههای دیگران قائم میکنم این یعنی من خودنو بد میدونم این یعنی من این حس رو نسبت خودم دارم من بدم چن چاقم من زشتم چن چاقم اما این ی باور اشتبا ه جسم من شکل جسم تعیین کننده ارزش زیبایی نیس خوبی نیس
من خوبم حتی اگه چاق باشم من با ارزشم با جسم چاقم
من زیبام حتی زمانی ک چاقم من جذابم حتی زمانیک چاقم چیزیک تعیین کننده زیبایی وجذابیت هس باور تو نسبت بخودت هس ن وضعیت جسمت
هیچ کدوم اینها ربطی ب وضعیت جسمیت نداره هیچ عامل بیرونی تعیین کننده هیچ کدوم اینها نیس تو همیشه خوبی همیشه زیبایی همیشه عالی هستی هرکسی هر نظری داره براساس باور وفکری ک در ذهنش هس مهم نیس مهم نگاه تو نظر تو نسبت بخودته
نظر دیگران اصلا مهم نیس
نشان های دریافت شده
در دوران ک رژیم میگرفتم همیشه درکالری شماری هام تا اخر هفته خیلی عالی خودمو نگه میداشتم تا نخورم ولی تا ب اخر هفته میرسیدن انگار رها شدم دیگا چقدر پرخوری داشتم چقدر ب خودم اسیب میزدم وبعد میگفتم اشتباه کردم تموم شد زانوی غم بغل میگرفتم و شاید تا چندین هفته هم ول میکردم غصه میخوردم میگفتم من فلانم ک نمیتونم
هیچ وقت در مسیر رژیم اشتباه جایی نداشت برای من اشتباه کردن ب معنای تموم شدن بود
اما در مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم ادامه بدم با اشتباهم ادامه بدم ببخشم و اصلاح کنم اشتباه ب معنای تموم شدن نیس هر کسی اشتباه میکنه
ما باید خودمون رو تو مسیر ب سمت رفتارهای تناسب هدایت کنیم
در ذهنم این بود ک چرا افراد لاغر هم اشتباه میکنند ولی چاق نمیشند
بعد الان میبینم ک اونها اولا اشتباهاتشون رو گنده نمیکنند وقدرت خودشون رو بیشتر از او ن ی ذره اشتباههه میدونند درنتیجه اون اشتباهه حل میشه میره حتی اونها اون اشتباه رو ۵ دقیقه هم نمیبیند اما ما شاید تا هفته ها گیر ی اشتباه باشم
دوما اونها هیچ فکر درمورد اشتباهشون ندارند
اما ما برا رفتارمون هزارتا برچسب زدیم در نتیجه اون رفتاره ما رو میبره تو فاز چاقی
پس باید بدونیم ک در مغز وذهن ی فرد لاغر چاقی وجود نداره اما ما میخوایم لاغر بشیم چاقی رو هم بلدیم پس ب نطرمن ما باید رفتارهاییک حس چاقی بهمون میده ور انجام ندیم ن اینک در همون وحله اول همه چی حل میشه ن درمسیر رشد کنیم در مسیر بریم جلو با بخشش با درست کردن رفتار
رفته رفته رفتارهای صحیح از رفتارهای غلط ما بیشتر میشه مثل افراد لاغر فاز ما مثبت میشه اون رفتار قدرتی نداره اما اون حس ما اون نگرش ما باعث رقم خوردن چاقی میشه پس اگه رفتار درست بشه حس هم درست میشه اما الان ک رفتار اشتباه داریم باید رو ی حس مثبتمون هم کار کنیم تا فرصت یاد گیری وگذر رو بخودمون بدیم
ب ی عروسی دعوت شده بود م چن قرار بود ب ی شهر ک فاصله کمتری از ما داره بریم بعدمن گفتم لباسم چروک نشه نمیپوشم اونجا میپوشم همینک رسیدیم من لباسم پوشیدم در همون موقع زیپ لباس مجلسی من خراب شد درحالی سالم بود ومن حمله افکار منفی داشتم حالا چی میشه اینه بعد پیراهنم برنداشته بودم ک نیاز نیس وفلان
بعد مامانم ک شومیز برداشته بود اونو پوشیدم رفتم اصلا همه کساییک اونجا بودند خب من دوست داستم لبایم بپوشم برم جلو اما نبود
یعنی چراغی در ذهن من روشن شد ک دفعه قبلک میرفتم تو مهمونی تو مسیر گردنبد من قفلش شکست و من بدون گردنی رفتم واون موقع گفتم فریبا ارزش ب گردنبند نیس این باشه هم خوبه نباشه هم و احساس خودمو خوب کردم ورفتم کلی لدت بردم والانم همون چراغ تو ذهن من فعال شد احساستو بند لباس نکن اشکالی نداره ما نمیریم جلو میشینیم همین ک احساسم خوب شد ی لحظه نمیدونم چیشد من ب دختر عمم گفتم ک دامن اوردی باخودت گف ن وعروس عمم گف من ی لباس مجلسی دارم همراهم واون هم اونقدر لاغر منو نصف کنند اون میشه
بعد خب من بردم بپوشم خواهر خوشحالتر از خودم شد دیدم انگار ک برا من دوختنش انقدر زیبا ب تنم نشست اما شکمم زد بیرون لباسی ک داشتم جوری بود ک اصلا شکمم معلوم نبود اما تو این شکمم معلوم بود بعد گفتم فریبا انقدر میگی من خودمو دوس دارم در صلح با بدنم هستم پس کجا رف همون لحظه گفتم این شکم رو من ساختم وشکمم گناهی نداره وب کسی هم ربطی نداره من لباس نیستم ک کسی درمورد من نظر بده رفتم رقصیدم درا ون محلی یکی از دوستاهای دوران بچگیم بوداون لاغر بود وجوونتر دیده میشد و هی ذهنم میگف برو بشین الان میگه ببین فریبا چقدر چاقه امامن رقصیدم وبعد رفتم نشستم خدا بد جور هوای منو داش در اتفاق بدی برام افتاد ولی خدا پیراهن ولباس برام جور کرد ومن اونجا دیدم ک من هنوز باشکمم ب صلح نرسیدم اون حس ک زشته رو بهش دارم اما شکمم من حاصل خلق منه طبیعتش این نیس و درست میشه تو این مسیر من ساختمش با لذتم ساختمش الان دوسش دارم ومیخوام ب حالت طبیعی خودس برگرده واین نیس ک زیبایی من ارزش من رو شکمم داشتن ونداشتن تعیین کنه ن ب هیچ وجه من باشکممم زیبام با ارزشم حق لذت بردن دارم و جذابم جذابیت وزیبای انسان ب شکم داشتن ونداشتن نیس
ب اینک ک چقدر احساسش بند خودشه ن دیگران ن ب چیزهای بیرونی من همیشه در هر جسم وحالتی وموقعیتی با هرشرایطی حق زندگی دارم زیبام جذابم وجذابیت و زیبایی من تایید شده ب دست خداونده منه خدایی ک در اینجا من حمایتش فوق العاده دریافت کردم دراون شرایط انگارک من بازند ه بودم اما جور دیگه شد چن من احساسم خوب کردم وندای خداوندمو شنیدم
احساسمون رو بند چیزهای بیرونی نکنیم بند نگاه نظر دیگران نکنیم ما بدون هیچی هم زیبایم
با سلام
منتظر لاغری بودن یعنی اینکه لاغری بیرون از ما وجود داره و ما اون رو نداریم ،یعنی داریم دنبال یه چیزی میگردیم که در ما وجود نداره،
اما وقتی انتظار ما از خودمون لاغری هست یعنی لاغری در ماست و یه جایی در مغزمون پنهان شده و ما وظیفه داریم اون رو در جسممون نمایان کنیم .
همه انسانها در انجام کارهاشون مرتکب اشتباه میشوند .بید به این نکته توجه کنیم که ما ربات نیستیم که بهمون برنامه بدن و ما بدون کم و کاستی اجرا کنیم ،
ما انسانیم با خلق و خوی های مختلف و هیچ انسانی کامل مطلق نیست ،هیچ انسانی بدون اشتباه نیست.
باید یاد بگیریم خودمون رو ببخشیم اگر تونستیم خودمون خودمون رو ببخشیم ،میتونیم اشتباهات مون رو اصلاح کنیم وگرنه در در نجوای ذهنی و سرزنشهای مداوم غرق می شویم و روز به روز از هدفمون فاصله میگیریم .
ما اشتباهات مون نیستیم .
بهترین انگیزه لاغر شدن بنظر من اینه که انتظارمون از خودمون بعنوان انسان لاغری باشه .
وقتی از خودمون انتظار لاغری داریم مثل لاغرها رفتار می کنیم تا شبیه اونها بشیم،و به این صورت خودمون رو با لاغری و لاغرها هم مسیر می کنیم.
اما وقتی منتظر لاغری باشیم مدام در حال عجله کردن هستیم میخواهیم زودتر به لاغری دست پیدا کنیم و اینطوری اشتباهات مون رو زیاد می کنیم .
انگیزه لاغر شدن از درون ما بلند میشه و در صورتی که دیگران بخوان این انگیزه رو پر ما ایجاد کنن ،کوتاه مدت خواهد بود .
به نام خداوند مهربان همیشه حاضر عاشق پیشرفت ما،
و درود رحمت برکت نعمت ثروت هدایت رضایت عزت صداقت معرفت پیشرفت و آگاهی نور و سعادت و لذت و اسایشو آرامش خداوند جاری به هر لحظه زندگی شما استاد ارجمند و گرامی،
استاد اول اینکه ما خیلی ممنونیم شما آنقدر زحمت کشیدید و میکشید برای هر فایلتون و آموزشهای عالیتون واقعا آدم حس میکنه که چقدر صادقانه و قلبی هست و واقعا آدم میفهمه و با تمام وجود هم میپذیریم،خیلی ممنونیم واقعا استاد،کار اسونتر از لاغری با ذهن بقران ندیدم و نه شنیدم ؟!!!!!!!
و استادگرامی میخواستم بگم من میخوام:
سبک زندگی همیشگی در پیش بگیرم طبق فرمول لاغری با ذهن چرا ؟؟؟
چونکه تا آخر عمرم بهش وفاادار میتونم بمانم با ازادی با لذت به آسانی ،
با چاقی هم کاری ندارم اون یک فرمول برای افرادی که میخوان چاق بشن و باهاش در صلحم بدون مقاومت هستم و فقط وقتی میاد بدون مبارزه با صلح مشاهده اش میکنم مثل یک آدم بدون هیچ حسی بهش نگاهش میکنم تا،رد بشه و بره در فایلهای عقبی ذهنم و کمرنگ بشه، چون دیگه چاقی سبکی نیست که من بخوام باهاش تااخر عمرم بمانم ،
اما لاغریو دوستش دارم چرا؟؟؟
چونکه سبکی هست که میتوانم تا آخر عمر بهش وفادار بمانم و انجامش بدم چون برای من زیبایی ظاهری و درونی ا رمغان آورده تازه اول راهمو آنقدر حال خوب آخرش دیگه غوغا میکنه مطمئنم در همه زمینه های زندگیم ،
و این سبک برام قدرت ذهنی و نظمو تعهد میاره شور و نشاط میاره موتورمو روشن میکنه برای انجام موفق شدن در کارهای دیگه ام که مصمم باشم،
برام تعادل میاره و در همه چیز دیگه درست فکر میکنم درست عمل میکنم درست حرف میزنم همه چیم عالی شده حتی روابط اجتماعیم خوب شده متعادل شدم نه بیش از حد محبت میکنم نه کم لطفی میکنم متعادل محبت میکنم به اندازه احترام میزارم و در بحث لاغری با ذهن هم متعادل میخورم زمانیکه سیرم نمیخورم،
و حس قدرت و کنترل بهم میده،
ومن میتونم به این سبک لاغری با ذهن وفادار باشم،قدرت را دست خودم داده و حس میکنم برای خودم کافی عالی هستم،
چون تغییراتماز درونه دیگه نیاز نیست به کسی یا چیزی وابسته باشم یا کنترلم از بیرون باش و زندان بان ندارم دیگه کنترلگر ندارم دیگه،
خودم رو توانا میبینم در همه چیز به خدا ،
این تغییرات از درون ارزشمنده و داره شرایط موفقیت آمیز بیرونم را میسازه،.پس آهسته و پیوسته با لذت و متعهدانه پیش میرم تا آخر عمرم با بمباران کردن ذهنم و در فضا ماندن در سبک لاغری با ذهنم چه تصویری چه صوتی چه خواندن چه نوشتن چه در شنیدن چه مدام مرور مطالب مهم لاغری با ذهن و ایجاد انتظار لاغری و باور کردن ذهنم برای بدنم که دوست داره متعادل و متناسب باشه به طور طبیعی ،
و از الآنم شکر گزاری میکنم بخاطره اینکه خدا خواسته من لاغر باشم سالم باشم و متعادل رفتار کنم و قدرتمند و حس عالی داشته باشم از همه چیز لذت ببرم و موفق در همه چیزهای دیگه زندگیم باشم ،
یادگیری زبان جدید لاغری تمرین میخواد بهإ میخواد
منتهی با راحتی ،با آرامش ،با آزادی کامل ،با حس خوب برای من چون خدا اینو برام خواسته و من هدایت شده ام الهی شکرش،و طبق فرمایشات استاد از طریق :
۱دیدن۲ خواندن ۳نوشتن و۴شنیدن ۵ تکرار و ایجاد باور و با استمرار و ایجاد انتظار لاغری برام امکان پذیر شده و عمیقتر هم میشه با مرور زمان
و بعد از ته دل۶ با شجاع بودن
۷و اطمینان به ذهن قدرتمندم و خواسته خداوندم لاغری من حاصل شده و تمام الحمدالله.
و حتی اشتیاق علاقه من اصلا دیگه نیاز به تشویق از بیرون نداره و خود ب خود تعهدم زیاد شده به یادگیری زبان لاغری،
متوجه شدم درک کردم باور کردم موقع گرسنگی واقعی بخورم قبل سیر شدن دست بکشم دنبال هوس زودگذر نرم و متوجه شدم :
عامل بیرونی و تنوع طلبی تحت هر شرایطی اثر گذار نیستن یا خیلی کمتر شدن و آرامشی که پیدا کردم و حرص و ولعی که در من ناچیز شده و من به خودم گفتم تحت هیچ شرایطی البته غم نباش و انشالله همیشه خوشحالی باش فقط و فقط گوش بده ندای قلبت و ذهنت چی میگه :
باورتون میشه خود ذهنم تذکر بهم میده میگه:
نمیخوام بخورم، بستمه، نیازم تموم ،مگه چقدر باید بخوریم نه دلم نمیخواهد بخورم ممنونم تینا جانم؟
بعد مغزم در عمل و ذهنم میگه نمیخواد بخوریم چه خبره مگه رفتار عملی من بهتر شده
،اینم بگم از ده عمل مثلا هفت عمل خوب انجام میدم ولی ارامش دارم و خودمم مدام میبخشم و حرصم اما مثل قبل نیست و خودمو تشویق میکنم میگم دمت گرم چه تغییراتی کردی تو اینطوری نبودی اما الان احسنت بر تو تینا جانم ،
ک لا ولی سعیمو زیادتر کردم و خواهم کرد برای صلح با فرمول چاقی ذهن باهوشم و بسیار قدرتمند و با لیاقتم،و شجاع شدنم ،
من روزی هزار بار میگویم :
الهی شکر تا آخر عمر متناسب و متعادل و در مسیر آسان لاغری می مانم،
انتخابم در غذاها متناسب و سیریم زود شده،
توجه و تمرکز خود را روی تعداد کلی رفتارهای خوبم میگذارم ،
شکر گزاری که همیشه میگویم بله تینا جانم تو همین الانم لاغریت شروع شده چونکه حسش کردم دیدم تغییرات کوچک و بزرگمرا که لاغریم شروع شده ،
و این حس خوبمه که اون نعمت لاغریمو اورده نه ر سیدن به نعمت لاغری حس خوبو اول باید ما آمادگی و انتظار لاغری حس خوب لاغریو داشته باشیم و لمس کنیم حس کنیم ببینیم لاغریمونو و دیگه منتظر نمانیم ،
چون نعمت جاری ما فقط باید برداریمش،
از همین الان لاغری هم اومده ، به لطف الله شکر خدا،
و از مسیر لذت ببریم آسان بگیریم ،
خودمون را ببخشیم ادامه بدهیم ،
مثبت و زیبا ببینیم توجه و تمرکز و تکرار فقط بر لاغری زیبامون،
و اساس کل لاغری ما :
۱آزادی ذهنی و رهایی بخشش همیشگی خودمون ,
۲،پیشرفت و انتظار لاغری و یادگیری زبان لاغری به اسانی در مسیر پیشرفتمون مهم هی به نوک قله نگاه نکنیم هی نتیجه رو سریع نخوایم سرمون گیج میره سخت میبینیم و رها میکنیم پس قدمبه قدمارامارام هماهنگ با سرعت اختصاصی پیشرفت خودمان بریم جلو ،
و وقتی لذت از مسیر ببریم خود ب خود به قله هم میرسیم و نتیجه هم عالی میشه و به ما آسان میگذره،
۳و از همون اول امیدواری تا آخر همون لذذذذت و حس خوب و شکر گزار بمانیم
اصلا بابت اینکه کاریهایی داریم برای انجام دادن مثل لاغری و کلا مایه خوشحالی ما هست، خدایا شکرت چقدر این مسیر زیباست ،
آرامش تکامل و صبوری و ایمان به اینکه خداوندچقدر قدرتمند و حامی ماست خداوند و ل را ببریم یاد گرفتیم از طرز برخورد با احترام با خودمون ، واینکه ی اد گرفته این از درون با قدرت خودمون فقط لاغر شویم یاد گرفتیم لذت بردن رو و نیمه پر لیوان دیدن رو یاد گرفتیم اصول آموزش ذهن چیه ،
خدایا شکرت سعادت دو جهان را داری به ما میدهی ،
و استاد واقعا خیلی ممنونیم.
به نام خداوند پناه دهنده ام
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات انگیزه و استمرار لاغری
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام ۴۴ : انگیزه لاغرشدن خود راحفظ کنید
ما باید در طول مسیر لاغری با ذهن انگیزه خودمون رو حفظ کنیم حالا چطور میشه انگیزه رو حفظ کرد ؟ با مورد توجه قرار دادن تغییرات هرچند کوچیک و پیش پا افتاده در سطح افکار ، احساس ، رفتار و نگرش همون طوری که استاد در این فایل توضیح دادن که اگه در ۵۰ رفتار ما ۱۰ تاش درست شده باشه و ۴۰ تاش غلط باید به رفتارهای درست مون توجه کنیم وقتی تونستیم از ۵۰ رفتار غلط ۱۰ تاش رو درست کنیم یعنی به نسبت نقطه شروع پیشرفت داشتیم و اگه در ادامه دادن استمرار داشته باشیم به مرور تعداد رفتارهای درستمون بیشتر از رفتارهای اشتباه میشه و نتیجه ما رو تعداد رفتارهای درست ما رقم میزنه. همون جوری که ما وقتی به مدرسه می رفتیم در ابتدا که حروف الفبا و نوشتن رو یاد گرفتیم سراسر اشتباه بودیم و نوشتن برای ما سخت بود ولی هرچه به پایه های بالاتر رفتیم مهارت ما در نوشتن افزایش پیدا کرد و دیگه خطا در نوشتن تقریباً به صفر رسید فلسفه املا گرفتن و مشق نوشتن در مدرسه هم به نظر من همین بود که ما در نوشتن مهارت پیدا کنیم و تا پایه خاصی از ما در مدرسه املا میگرفتن و مشق مینوشتیم که مهارت نوشتن ما تقویت بشه و در ذهن ما تثبیت بشه و دیگه از پایه ای به بعد نیازی به املا گرفتن و مشق نوشتن نبود چون دیگه ما نوشتن رو به طور کامل یاد گرفته بودیم و دیگه میتونستیم به راحتی هر کلمه و جمله ای رو بنویسیم در واقع یادگیری ما به طور کامل انجام شده بود. حالا چطور آموزش زبان لاغری رو میشه به آموزش نوشتن نسبت داد ؟ ماهایی که تازه وارد سایت تناسب فکری شدیم مثل کلاس اولی میمونیم که در ابتدا مارو با الفبای لاغری آشنا کردن و برای مهارت پیدا کردن زبان لاغری باید تمریناتی که در سایت گذاشته میشه رو انجام بدیم ( مثل املا و مشق نوشتن در یادگیری نوشتن ) که همان طوری که ما هر چه بیشتر مشق می نوشتیم و پایه های بالاتر میرفتیم مهارت ما در نوشتن بیشتر میشد در آموزش زبان لاغری با انجام تمرینات و گام به گام جلو رفتن در زبان لاغری مهارت پیدا می کنیم و مثل نوشتن که در ابتدا پر از اشتباه بودیم و به مرور زمان به کمترین اشتباه رسیدم در زبان لاغری هم هرچه بیشتر جلو بریم تعداد خطاهای ما کم کمتر میشه و به مهارت زبان لاغری میرسیم و به واقعیت زندگی ما تبدیل میشه و اونو مثل نوشتن میتونیم بدون تمرکز خاصی انجام بدیم. همه مهارت ها به همین صورت هستند از آشپزی گرفته تا رانندگی و خیاط و آرایشگری و ……. وحتی چاقی که به مرور زمان مهارت انسان در اون ها بیشتر میشه و درصد خطا هم به طبع پایین میاد اگر با این دیدگاه مسیر رو ادامه بدیم و به تغییرات مثبت مون توجه کنیم هرچند از نظر خودمون کوچیک باشن که جا داره اینجا بگم که تغییرات بزرگ با انجام مجموعه ای از تغییرات کوچیک به وجود میان دیگه انگیزه مون رودر طول مسیر از دست نمیدیم ولی اگه اون تغییرات کوچیک رو نبینیم و فقط به اشتباهاتمون توجه کنیم مطمئناً انگیزه مون رو از دست خواهیم داد .