0

چگونه با خداوند صحبت کنیم (جلسه دوم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

گاهی وقت‌ها دلت می‌خواد بشینی و بی‌واسطه با خدا حرف بزنی ✨ همون‌جوری که با صمیمی‌ترین دوستت گپ می‌زنی. شاید برات سوال باشه چگونه با خداوند صحبت کنیم وقتی که نه صدایی از او می‌شنویم و نه زبان خاصی برای ارتباط لازم است؟ 🤔

حقیقت اینه که خداوند همیشه منتظر شنیدن دل ماست 💖، نه لحن رسمی می‌خواد و نه واژه‌های سخت. کافیست با زبان خودت، همون‌جوری که راحتی، احساساتت رو براش بگی. 🌿

تصور کن در سکوت شب، وقتی همه خوابیدن، تو با خدا نجوا می‌کنی و آرامشی عمیق مثل نسیم ملایم روی دلت می‌نشینه 🌙💫.

چگونه با خداوند صحبت کنیم 🙏✨

از همون کودکی به من یاد داده بودن که برای دعا کردن یا صحبت با خداوند باید حتماً به زبان عربی باشه.

برای همین همیشه دنبال دعاها و نوشته‌هایی به عربی می‌گشتم تا خواسته‌هام رو به خدا عرضه کنم 📜.
ولی راستش رو بخواید، از زبان عربی خوشم نمی‌اومد 😅.

چگونه با خداوند صحبت کنیم

فقط از سر اجبار سعی می‌کردم متن‌ها رو بخونم و حواسم باشه که تلفظم دقیق باشه؛ چون شنیده بودم یک اشتباه کوچیک توی فتحه و کسره می‌تونه کل معنی رو عوض کنه!
همین دقت و وسواس باعث می‌شد کمتر به سراغ دعا کردن برم، چون حوصله این همه سخت‌گیری رو نداشتم.

تا اینکه به لطف خدا 🌿 وقتی مسیر تغییر در زندگی‌م شروع شد، با یه حقیقت مهم درباره چگونه با خداوند صحبت کنیم روبه‌رو شدم: اینکه می‌تونم به زبان خودم، ساده و راحت، با خداوند صحبت کنم. باور کنید اولش برام عجیب بود! هم ذوق‌زده بودم، هم گیج 🤯.
نمی‌دونستم باید دقیقاً چی بگم یا چطور حرف بزنم.

چون تا اون موقع فقط دعاهای آماده رو تکرار کرده بودم، بدون اینکه معنی‌شون رو بفهمم. حالا که نوبت خودم بود تا با خدا حرف بزنم، انگار زبونم بند اومده بود 😶. هر جمله‌ای که می‌گفتم، سریع خودمو سرزنش می‌کردم:

«این چه حرفی بود؟! چرا اینو گفتی؟ چرا خودمونی حرف زدی؟ مگه نباید رسمی‌تر باشه؟» 🤦‍♂️

خیلی وقت‌ها شک و تردید می‌کردم که نکنه اشتباه می‌کنم. چون بارها شنیده بودم که صحبت کردن با خدا آداب خاصی داره و من هیچ اطلاعی از اون‌ها نداشتم.

اما چیزی که بالاخره بهم آرامش داد 🌸 این بود که فهمیدم خداوند فقط به زبان کلمات گوش نمی‌ده، بلکه به زبان دل و احساسات ما توجه می‌کنه 💖.
فهمیدم مهم نیست فارسی بگم یا عربی، رسمی باشه یا صمیمی؛ مهم اینه که دلم آروم باشه و با خدای خودم حرف بزنم.

از اون موقع، هر وقت بخوام با خدا ارتباط می‌گیرم، با زبان خودم و به هر شکلی که راحت‌ترم. نه استرس دارم و نه نگران اشتباه بودن حرف‌هام هستم. چون مطمئنم خداوند بی‌نهایت مهربون، صدای دل همه بندگانش رو می‌شنوه ✨.

پس اگر می‌خوای بدونی چگونه با خداوند صحبت کنیم، یادت باشه هیچ زبانی بهتر از زبان دل خودت نیست ❤️. هیچوقت با خدا از گله و شکایت‌ها نگو، همون‌جوری که احساس خوبی داری، باهاش حرف بزن و مطمئن باش می‌شنوه.

دعا و راز و نیاز

نقش احساس در گفتگو با خداوند 💖✨

وقتی صحبت از دعا و راز و نیاز میشه، بیشتر ما ذهنمون میره سمت کلمات: چه جمله‌ای بگم؟ مودبانه‌تر باشه یا صمیمی‌تر؟ عربی بگم یا فارسی؟ 🤔

اما حقیقت اینه که اصل ماجرا کلمات نیستند؛ اصل، احساس ماست.

تصور کن 🌿 وقتی با یه دوست خیلی صمیمی صحبت می‌کنی، اون بیشتر به لحن و حس پشت حرف‌هات توجه می‌کنه تا به خود کلمات. حتی اگه جمله‌هات ناقص یا ساده باشه، چون از دل اومده، تأثیر خودش رو می‌ذاره.

ارتباط با خدا هم همینطوره، با این تفاوت که خداوند بی‌نهایت عمیق‌تر و کامل‌تر از هر کسی، دل ما رو می‌شنوه ✨.

شادی، غم، امید، ناامیدی… همه این‌ها زبان مشترک بین انسان و خداست. خداوند نیازی به گوش برای شنیدن یا مغز برای تحلیل جمله‌ها نداره؛ او مستقیم با قلب و احساس ما ارتباط می‌گیره 💫.

پس وقتی از خودت می‌پرسی چگونه با خداوند صحبت کنیم، بدون که مهم‌ترین نکته اینه که با چه احساسی صحبت می‌کنی، نه با چه زبانی.

🔸 اگر با دلی پر از امید و آرامش دعا کنی، یعنی ایمان داری که خدا توان تغییر شرایطت رو داره.

🔸 اگر با حس ناامیدی یا اضطراب حرف بزنی، یعنی هنوز اعتماد قلبی‌ت کامل نشده.

این احساس درونی، همون معیار واقعی ایمان و توکل ماست. ایمان یعنی اینکه هر بار یاد خدا می‌افتی، دل‌ت سبک بشه، آروم بشه، لبخند روی صورتت بیاد 😊.

و توکل یعنی اینکه حتی وقتی شرایط بیرونی سخت و پرچالش باشه، درونت همچنان مطمئن باشی که خداوند همراهته 🌙🌸.

پس برای چگونه با خداوند صحبت کنیم مهم نیست چه جمله‌ای می‌گی؛ چه فارسی، چه عربی، چه ساده و چه شاعرانه. مهم اینه که از دل و با عشق بگی. 💖.

بررسی نگرش خود درباره خداوند 🔍✨

برای اینکه بفهمیم واقعاً چگونه با خداوند صحبت کنیم و ارتباطی عمیق‌تر با او داشته باشیم، قبل از هر چیز باید یه نگاه صادقانه به نگرش فعلی خودمون بندازیم. چون نوع نگاه و باوری که به خدا داریم، مستقیم روی کیفیت رابطه‌مون با او تأثیر می‌ذاره 🌿.

گاهی ما فقط چیزهایی رو درباره خدا شنیدیم، بدون اینکه واقعاً باورشون کرده باشیم. مثلاً همه‌مون بارها شنیدیم که “خداوند رزاق است” 🙏. اما سوال مهم اینه: آیا این جمله رو فقط شنیدیم یا واقعاً توی عمق وجودمون بهش ایمان داریم؟

اگه ایمان واقعی داشتیم، باید نشونه‌های رزق و روزی گسترده رو توی زندگی‌مون هم حس می‌کردیم 💰✨.

واقعیت اینه که خیلی وقت‌ها فقط به شکل زبانی خدا رو توصیف می‌کنیم: خدا مهربونه، خدا رزاقه، خدا توبه‌پذیره… ولی وقتی شرایط سخت پیش میاد، واکنش‌هامون نشون می‌ده که این‌ها بیشتر شنیده‌هامون بوده، نه باورهای ریشه‌ای ما 😔.

پس لازمه از خودمون بپرسیم:

  • وقتی می‌گم خدا مهربونه، آیا واقعاً در لحظه‌های سخت این مهربونی رو حس می‌کنم؟ 💖
  • وقتی می‌گم خدا روزی‌دهنده‌ست، آیا نگرانی‌هام رو درباره آینده رها می‌کنم یا همچنان پر از ترس و تردیدم؟ 😟
  • وقتی می‌گم خدا شنونده دعاهاست، آیا راحت و صمیمی با او حرف می‌زنم یا هنوز دنبال جمله‌بندی درست و رسمی هستم؟ 🤔

اینجا همون جاییه که باید تمرین کنیم نگرش‌هامون رو با واقعیت زندگی‌مون مطابقت بدیم. یعنی اگر چیزی رو درباره خدا شنیدیم و تکرار می‌کنیم، اثرش رو در زندگی واقعی هم ببینیم.

به مرور که این تطبیق اتفاق می‌افته، هم ایمانمون واقعی‌تر میشه و هم یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم بدون استرس، بدون اجبار به قالب‌های خاص و فقط با دل ساده خودمون 🌸.

این نگاه تازه باعث میشه ارتباط با خدا از یه وظیفه خشک و پر از ترس، به یه رابطه صمیمی و آرامش‌بخش تبدیل بشه 💫.

🌿 چگونه با خداوند صحبت کنیم (تمرین روزانه)

اگر تا حالا با خودت فکر کردی که چگونه با خداوند صحبت کنیم و به جواب درستی نرسیدی، بدون که تنها نیستی 🌿.

وقتی به خدا فکر می‌کنی، او بیشتر از همه به قلبت گوش می‌ده نه به واژه‌هایی که انتخاب می‌کنی.
یعنی مهم نیست لحن رسمی باشه یا دوستانه، طولانی باشه یا کوتاه؛ مهم اینه که از دل بیاد ✨.
اگر باور داشته باشی که خدا همیشه کنارت هست، متوجه می‌شی که هر لحظه می‌تونی با او صحبت کنی.

برای همین می‌خوام اینجا سه تمرین ساده و شیرین بهت معرفی کنم تا راحت‌تر یاد بگیری چگونه با خداوند صحبت کنیم و این ارتباط رو به بخشی از زندگی روزمره‌ات تبدیل کنی.

 

۱. یک دقیقه سکوت در آغاز روز ⏳✨

صبح که بیدار می‌شی، قبل از هر کاری چشماتو ببند و چند نفس عمیق بکش. در دل بگو: «خدایا! ممنونم که امروز رو به من دادی.» 🌸 همین گفت‌وگوی ساده شروعی عالیه برای حس کردن حضور خدا و یاد گرفتن چگونه با خداوند صحبت کنیم در طول روز.

۲. نجوای دوستانه در لحظه‌های عادی 💬💖

وقتی داری کارهای روزمره‌تو انجام می‌دی، مثل رانندگی 🚗، آشپزی 🍳 یا راه رفتن 🚶، چند جمله کوتاه با خدا بگو. لازم نیست رسمی باشه؛ مثل حرف زدن با دوست صمیمی بگو: «خدایا مراقبم باش» یا «ممنونم که کنارمی». این تمرین بهت کمک می‌کنه چگونه با خداوند صحبت کنیم رو به یک عادت روزانه تبدیل کنی.

۳. دفترچه سپاسگزاری شبانه 📓🌙

قبل از خواب چند خط توی دفترچه بنویس از چیزایی که امروز به خاطرشون شکرگزاری کردی 🙏. این کار مثل یه پلی می‌شه که روزتو با آرامش به پایان برسونه و با لبخند به خواب بری. همزمان یاد می‌گیری چگونه با خداوند صحبت کنیم حتی در سکوت شبانه و با قلبی پر از احساس.

🌸 نتیجه‌گیری: گفت‌وگو با خدا، پلی به آرامش و عشق بی‌پایان

وقتی یاد می‌گیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم، در واقع پلی می‌سازیم میان قلب پر از دغدغه‌های دنیایی‌مان و دریای بی‌کران آرامش الهی 🌊✨.

صحبت با خدا یعنی آزاد کردن دل از ترس‌ها و نگرانی‌ها، یعنی سپردن خودمان به منبع بی‌پایان عشق و رحمت.

هرچه بیشتر این ارتباط را تمرین کنیم، بیشتر حس می‌کنیم خداوند واقعاً نزدیک‌تر از هر چیزی است؛ از نفس کشیدن، از تپش قلبمان… 💓 و آن‌وقت است که زندگی رنگ دیگری می‌گیرد: سبک‌تر، روشن‌تر و پر از اعتماد و ایمان 🌈🌟.

پس بیایید از همین امروز، هر لحظه بهانه‌ای برای گفت‌وگو با خدا پیدا کنیم. چه در شادی و چه در غم، چه در آرامش و چه در آشوب.
چون حقیقت این است: وقتی خدا را در کنارمان حس کنیم و بدانیم چگونه با خداوند صحبت کنیم، هیچ کوهی از مشکلات نمی‌تواند جلوی ما بایستد ⛰️💪✨.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.94 از 386 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12200
416 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار bAraN
      bAraN
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۲ ۱۵:۰۹
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 161 کلمه

      سلام آقای عطار روشن من توی تالار تناسب اندام هستم همینطور توی کانال خدا هرگز دیر نمیکند واز سخنان شما استفاده میکنم وقتی گفتین دوره رایگان زندگی با طعم خدا رو گذاشتین با خودم گفتم حتما این دوره رو شرکت میکنم دوتا فایل شما رو گوش کردم راجب به فایل دوم شما خیلی فکر کردم دیدم واقعا همینطوره که شما میفرمایید ما هیچ اعتقادی ندارم و همیشه به ما گفتن خدا مهربان,بخشنده ست ولی همیشه در قبال چیزی که به ما میده چیز با ارزشی رو از ما میگیره و من دلم میخواد همین جا به خدای خودم که دارم باورش میکنم بگم من نمیخوام در قبال چیزی که میخوای به من بدی چیز با ارزشی رو ازم بگیری مگه تو نمیگی بزرگی , مهربانی ,بخشنده ای من از تو همه خوشی ها رو با هم میخوام و مطمعنم که تو الان به من لبخند میزنی و قبول میکنی میخوام اینو باور کنم و توی خودم تقویت کنم پس کمکم کن

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ش. ح
      ش. ح
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۲ ۱۴:۳۶
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 308 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان
      باسلام خدمت شما استاد عزیز.
      نمیدونم از کجا شروع کنم من در سن کودکی پدرم رو از دست دادم و از همون موقع بود که گفتم خدا منو دوست نداره چون پدرم رو از من گرفته. وقتی بچه های فامیل رو میدیدم که با پدرشون بازی یا صحبت میکنن خیلی حسادت میکردم و به یک گوشه میرفتم و بی اختیار گریه میکردم. مادر من هم سواد آنچنانی نداشتن که با من در مورد این موضوع صحبت کنن و من رو قانع کنن که همه دیر یا زود باید پیش خدا برویم.زندگی ماخیلی فقیرانه بود و من همیشه در کتاب مفاتیح الجنان و سایر کتابها دنبال دعایی برای رزق و روزی فراوان میگشتم. خیلی دعا خوندم ولی چون باور نداشتم تاثیر نداشت و با خودم میگفتم باید یک دعای بهتر پیداکنم.و بعد دعای دیگری که میخوندم با خودم میگفتم شاید این تاثیر کنه اصلا هیچ ایمانی نداشتم فقط میخوندم. نمازم رو هم همیشه از روی ترس از خدا میخوندم چون در کودکی در مورد جهنم خیلی چیزها به من گفته بودن همچنین در روضه ها که میرفتم خیلی در مورد جهنم صحبت بود برای همین من هم خیلی از خدا میترسیدم و باید اعتراف کنم بعضی وقتها که نماز نمیخوندم دیگه تا مدتی سمت نماز نمیرفتم چون با خودم میگفتم دیگه خدا نمیبخشدت و باید بری جهنم.و وقتی هم که دوباره شروع مبکردم به خوندن نماز خیلی توی نمازام توبه میکردم استاد عزیز الان میفهمم که خدا خیلی بخشنده هست خدا مهربونه من تا همین چند وقت پیش به خاطر گناهانی که در کودکی داشتم توبه میکردم و حالا میفهمم که خدا اون گناهامو خیلی وقته که بخشیده. خدارو هزاران بار شکر میکنم که این سایت و پیدا کردم و دارم چیزهای بهتری یاد میگیرم. میخواهم با کمک شما استاد عزیز زندگی با طعم خدا رو بچشم. و باز هم ممنونم از شما

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهسان
      مهسان
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۲ ۱۳:۳۱
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 420 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و دوستان خوبم
      من در مورد خدا شنیده بودم که خدا بزرگه، خدا مهربونه، خدا رزاقه، و…
      و گاهی اوقات بعضی افراد رو که می دیدم ثروتمند هستن، پیش خودم می گفتم پس حتما خدا این افراد رو خیلی دوس داشته و منو کمتر دوس داشته، و حق من اینه که من با حقوق کارمندی زندگی کنم و اونا با این ثروت زیاد.
      و در مورد خیلی چیزهای دیگه ای توی زندگیم اینجوری فکر می کردم.
      من همیشه با زبان فارسی و خیلی ساده با خدای خودم حرف می زنم، از وقتی که به سن تکلیف رسیده بودم مادرم همش بهم می گفت نماز بخون، و منم خیلی دوس داشتم که نماز بخونم ولی هر کاری می کردم که با نماز خوندم ارتباط خوبی با خدا برقرار کنم، نمی شد.
      من چهار ماه هست که با استاد آشنا شدم و در کانال خدا هرگز دیر نمی کند و کانال کاهش وزن عضو هستم و توی این مدت من خیلی چیزها یاد گرفتم و من بهترین معلم زندگی خودم رو پیدا کردم.
      من الان به این باور رسیدم که در هر طبقه ای که از جهان دارم زندگی می کنم واقعا حقم همینه چون همیشه به همین مقدار داشته هایی که در زندگی دارم قبلا بهشون فکر می کردم و احساس خوب نسبت بهشون داشتم.
      من همیشه دوس داشتم معلم بشم، اونم معلم تربیت بدنی، دوس داشتم ادامه تحصیل بدم و وقتی بهش فکر می کردم احساس خوبی داشتم،به خونه، به ماشین و… خیلی چیزهای دیگه ای که در زندگی الانم دارم.
      و یاد گرفتم که هر چیزی که در زندگی بخوام، می تونم بدست بیارم.و مطمئن هستم چیزهایی که الان برای من آرزو هستن در آینده برای من دست یافتنی هستن، چون با احساس خوب به همه آرزوهام فکر می کنم.
      من واقعا به این نتیجه رسیدم که در مورد خیلی چیزهایی که در زندگی جز آرزوهامون بودن ولی بهشون نرسیدم اینه که باور نداشیم که به این آرزوهامون می رسیم.
      یه روزی مادرم بهم گفت چرا ما که مسلمان هستیم و اینقدر نماز می خونیم، یه زندگی ساده، و معمولی زندگی می کنیم،روابط عاشقانه نداریم …ولی این خارجیها چه زندگیهای سطح بالایی دارن، خوب زندگی می کنن، روابط عالی دارن، من اون موقع فقط به حرفهای مادرم گوش دادم.
      من باور دارم که خداوند یک انرژیه که توی وجود تک تک ما هست، و با این شناخت جدیدم از خدا مطمئنم که در آینده زندگی خیلی بهتری رو تجربه می کنم.
      تشکر می کنم از استاد عزیزم و هرچی تشکر کنم واقعا کمه، و بهترین ایام رو برای دوستانم در دوره زندگی با طعم خدا رو خواهانم.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدی اسفندیار
      مهدی اسفندیار
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۲ ۱۱:۳۲
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 159 کلمه

      سلام ای خداوند دانا و توانا سلام استاد عزیز سلام دوستان
      از کودکی که ما چیزی یاد گرفتیم گفتن خدا بزرگ توانا وجود دارد خدا همه جا هست برای من سوال است که واقعا خداوند همه جا با من است واقعا هوای منو داره من واقعا 50 در صد از کارهای که انجام میدام نماز و روزه از روی ترس خداوند بوده که نکنه منو دیگه نبینه منو دوست نداشته باشه ولی واقا واقا خدا دوستم دارم خدا هروز بامنه کنارم دستمو میگیره بعضی مواقع من کم میارم گله میکنم از خدا ولی بعدش میبینم که واقا خوبی منو میخواد من بلد نیستم از خدا چطوری تشکر کنم موقعی که تنم سالم خانوادام کنارم کاره خوب دارم و… من فقط بلدم که تا کم بیار شکایت کنم ممنون از همتون که حرفهای منو گوش دادید من بلد نیستم خوب حرف بزنم ممنون از استاد که این موقیعت را به من داده تا با خدای عزیزم صحبت کنم ممنون

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهی
      طاهی
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۲ ۰۹:۴۵
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 82 کلمه

      اسلام بر دوستان عزیز وخوبم ممنونم از اینکه حرفهای خوبی فرمودید من خدارو اینطوری درگذشته می‌شناختم که خدا هرکس بیشتر دوست داشته باشه بیشتر مریضی وبلا سختی میده وخیلی مریضی کشیدم اما وقتی خدای واقعی رو شناختم فهمیدم که خدا خیلی به من قدرت داده اوضاع عوض شد ومن که هرروز باید دارو می‌خوردم الان علاوه براینکه دارو نمی خورم بلکه روز به روز سالمتر وجوانتر میشم لطفاً لینک کانال خدا هرگز دیر نمیکند بفرستید تا بتونم عضو بشم سپاسگزارم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ماه سا
        ماه سا
        ۱۳۹۷/۰۵/۰۲ ۱۷:۴۵
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        زندگی با طعم خدا
        محتوای دیدگاه: 237 کلمه

        سلام دوستان
        میخواستم تجربه ای که از ایمان داشتن به خدا داشتم رو واستون بنویسم تا هم تشکری باشه از خدا و هم شما سهیم باشید تو این تجربه
        چندسالی بود که علیرغم داشتن درآمد بالا دخلو خرجم با هم نمیخوند و مدام مشکلات مالی داشتم.
        یک شب با خدا حرف زدم و گفتم بهش ایمان دارم که کلید تمام ثروتهای دنیا بدست توست و مطمینم اگه به تو بسپارم‌مشکلم رو حل می کنی و نشونه ایمان داشتنم هم اینه که مقدار پس اندازی که دارم رو صرف ضروریات می کنم و مطمینم با وجود تو نیازی به پس انداز ندارم.
        با خرج کردن پس انداز و رفع نیازهای ضروری کم کم سروکله پول تو زندگیم پیدا شد و بطرز شگفت انگیزی در عرض ۶ ماه در ۳ مرحله ۳ تا ۶۰۰ تومن به حقوقم اضافه شد و شگفت انگیزتر از راه دیگه بودن کوچکترین زحمتی از طرف من و فقط با چند تلفن ۹۰۰ تومن به حسابم اومد.
        ولی من به خدا گفتم توقعم خیلی بیشتر هست ازش و توقع گنج دارم ازش چرا که اون مالک تمام معادن طلا و ثروتهای دنیاست و از خدا باید باندازه بزرگیش درخواست کرد.
        خلاصه خداوند باندازه ایمان هر کس بهش عطا می کنه و باید ایمانمون رو تو هر زمینه ای بهش ثابت کنیم‌
        خدایا ممنونم که نه فقط منو از فکر مشکلات مالی رها کردی بلکه تو این مدت کم و تو این وضع اقتصادی از معادن طلای دنیات بهم هدیه دادی.
        خدایا شکرت

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مه گنج‌
      مه گنج‌
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۲ ۰۲:۱۹
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 1,219 کلمه

      سلام خدای عزیزم سلام سلام سلام
      سلام استاد عزیزم سلام بر همه دوستان
      نمی دانم نوشته ام را از کجا آغاز کنم وبه کجا به پایان برسانم اما این رابگویم از وقتی خوب وبد را فهمیدم وفهمیدم خدایی هست همیشه برای من این سوال بود خدا چیه خدا کیه خدا چه شکلیه اصلا این خدا کجاست ؟ چرا این خدا هست ولی هیچ کس نمی تونه اونو ببینه ؟ وخیلی از چراهای دیگه چهل سال از چراهای من گذشت ولی جوابی پیدا نکردم فقط ایمان داشتم یه خدایی وجود داره که همه ی کارهای منو می بینه حرفهای منو میشنوه وهمیشه با منه وحتی دوتا فرشته رو هم همراه من کرده که تمام کارهای منو یادداشت کنن وباز چراهای دیگه در ذهنم ، خدا چطور همزمان می تونه به همه انسانها توجه کنه وکارهاشونو رو ببینه چطوری می تونه صدای همه ی بنده هاشو بشنوه خدا چه جوری روز قیامت با بنده هاش رفتار میکنه یکی مسحیه یکی مسلمانه یکی هندو و…. وخیلی از چرا های دیگه که با هر صفت خداوند برای من چراهای زیادی پیش می اومد بسیار دنبال جواب سوالهای خودم گشتم هیچ کس نمی تونست منو قانع کنه . حرفهای اونها رو می شنیدم وسر تایید تکان میدادم ولی جواب من نبود پس از چهل سال فقط خودم رو اینگونه آروم کرده بودم من وخدا مانند من وکامپیوتر هستیم من چون خالق کامپیوتر هستم واین وسیله رو اختراع کردم کامپیوتر هرگز نمی تونه نسبت به من فکر کند ودرک کند که من انسان ، چی هستم که توانستم کامپیوتری اختراع کنم که همه جوابهای منو میده ولی در مورد خلقت خودش نمی تونه تفکر کنه این جوابی بود که به من الهام شد در مورد خدا فکر نکن تو خدارا نمی توانی درکش کنی باور کنید هنوز اینقدر چراهایی دارم همه بی پاسخ هستن .من جسم مادی نمی تونم خدا رو درک کنم .ولی خیلی دوستش دارم خیلی هر چی تا الان ازش خواستم همه رو بدست آوردم یادم میاد بچه که بودم همیشه پول پیدا میکردم از پولهای سکه ایی گرفته تا کیف پر از پول اونموقع نمی فهمیدم حریان چیه . یادم میاد وقتی بهمون گفتن برای ارتباط با خدا نماز باید بخونی من خواهرم راکه از من کوچکتر بود را وادار میکردم بیاد کنار من بشینه ومن یک ملافه سرم میکردم به جای چادر نماز ومی ایستادم وخواهرم ذکرها وسوره ها رو می خوند ومن تکرار میکردم وبه حساب خودم نماز میخوندم وبه رکوع وسجود میرفتم .من واقعا از ته دلم میگم من واقعا به این انرژی مطلق یک حس دیگه ایی داشتم .با اینکه به من گفته بودن خدا قهاره خدا بندگانش رو روز قیامت به خاطر گناهها مجازات میکنه ولی انگار یه حس دیگه ایی به من میگفت خدا توابه خدا توبه بندگانش را می پذیره هربار گناه میکردم وخدارو فراموش میکردم دوباره می اومدم پیشش کلی عذر خواهی میکردم با زبان خودم با فارسی تو قنوت نماز باهاش حرف میزدم ولی باز می ترسیدم نکنه برای اینکار دوباره مجازات بشم گاهی اوقات در سجده نماز از خدا خواسته هامو بهش میگفتم ولی دوباره می ترسیدم نکنه دوباره خدا ناراحت بشه .خیلی از این مسائل رو دارم که بگم ومثال بزنم خیلی زیاد خیلی زیاد .من تمام زندگیم را مدیون عشق ومحبت خداوند میدانم من کسی هستم نمی تونم با افراد بالا سر کار کنم من تنهایی کار میکنم ۱۵ ساله که من کارمندم ولی کارمندی که خودم هم رئیسم هم مستخدم همه کاره خودم هستم اصلا از این موضوع ناراحت نیستم وناراخت هم نبودم خیلی ها به من میگفتن تو تنهایی تو اداره ات دیوانه نمیشی افسردگی نگرفتی من بهشون میخندیدم ومیگفتم لذتی داره که شما درکش نمی کنید اگر بخوام از چیزهایی که خداوند به من داده بگم نمی تونم نعمتهاشو نه بنویسم نه به یاد بیارم البته بگم در زندگیم خیلی گناه کردم ولی به خدا میگفتم خدایا از تمام این گناهان رهایم منو از افکار منفی نجات بده. لطف خدا شامل حالم شد زندگی پر از آرامشی دارم پر از عشق خدا. افکار منفی زیاد داشتم کلی باخودم کلنجار میرفتم آخرش خودم خودم رو آروم میکردم با گفتگوهای درونی که داشتم خودم رو آروم میکردم ودوباره به حالت اولم وبه حس خوب بر می گشتم باور کنید اگر بخوام بنویسم شاید یک کتاب هزار صفحه ایی بنویسم از خودم وگفتگوهای درونی وارتباط خودم با درونم .من مدت زیاد نیست که با استاد عطار آشنا شدم بهمن ماه سال گذشته بود که به پیشنهاد یکی از دوستانم برای رسیدن به تناسب اندام به من پیشنهاد داد شرکت کردم وقتی فایلهای رایگان استاد را گوش میدادم عاشق دوره هرگز خدا دیر نمی کند شدم وبه عشق این دوره در دوره تناسب فکری شرکت کردم اونجا بود که پاسخ خیلی از چراهای خودم را فهمیدم واینکه خداوند یک انرژی مطلق هست من کلا یکسری باورهای مختلفی با خانواده ام داشتم من اگر به کسی کمک میکردم بر این باور بودم که خدا از طریق من به بندگانش کمک می کنه یا از طریق من به اونها روزی میرسونه یا اینقدر از پول من زرق دیگر بندگانش هست وخیلی از باورهای دیگه حتی خیلی باورهای غلط مانند این روزی من همین قدره بیشتر از این خداوند برای من مقدر نکرده واینها نمونه های از باورهای من است ولی با این حال باور داشتم از هر جا باشه واز طریق مختلف من اگر به پول نیاز داشته باشم خداوند به می رسونه و واقعا می رسید از وقتی که با این گروه واستاد ودوره ها آشنا شدم فهمیدم واقعا من چقدر پیش خدا عزیزم خدا چقدر منو دوست داره وهمیشه حواسش به من هست روابطم با خدا چندین برابر شده نماز خوندن من سبک شخصی خودم هست کی چه موقع وچه جوری بخونم قبلا من نماز رو از روی ترس می خوندم که من روز قیامت توشه ایی ندارم ولی الان باهاش با عشق حرف میزنم عاشقانه بهش میگم دوستش دارم بعضی وقتا که دلم میگیره براش نامه می نویسم اگر هم سر سجاده حاضر میشم یه جور دیگه ایی نماز میخونم بعضی کلمه ها فارسی بعضی جاها عربی ازش درخواست میکنم بعضی شبا عشق بازی میکنم وراز ونیاز اصلا یه عالم دیگه ای برای خودم وخدای خودم ساختم شبا می خوابم بهش میگم تو نوازشم تا من بخوابم صبح هم خودت منو آروم بیدارم کن به خدا نمی دونم از چی بگم از کدوم رابطه ام با خدا همینکه من با خدا می تونم حرف بزنم بالاترین نعمت برای من هست باور کنید همصحبتی با خدا بزرگترین نعمت هست این نصیب هر کسی نمیشه .من ار خدا میخوام هرگز من جزو کسانی نباشم که از این گروه ودوره جدا بشم نمیخوام جدا شم از وقتی این جمله استاد رو شنیدم که گفت ممکنه بعضی از افراد از این گروه جدا میشن خیلی ناراحت شدم وفقط به فکر افتادم نکنه منم نتونستم . کل دوره خدا هرگز دیر نمی کند رو برای همین نتونستم به پایان برسونم ولی با این حال تا الان که هستم لطف خودش بوده وهست من میدونم خدا منو دوست داره ومواظب منه وخودش منو تا اینجا آورده بقیه اش هم با خودش قدم برمیدارم هر جا خسته شدم خودش منو روی دوشش میزاره ومی بره می رسونه خدایا خیلی دوستت دارم که اجازه دادی بنویسم استاد عزیز دوستان بزرگوار اگر نوشته ام طولانی شد باور کنید خدا خواست تمام اینهارو بنویسم اون میگه من می نویسم ببخشید اگر طولانی هست خدایا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم استاد عزیزم از شما هم بسیار سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مائده
      مائده
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۲ ۰۱:۴۳
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 83 کلمه

      باوره من مدتيه تغيير كرده به لطف خدا
      به اين باور رسيدم كه شكر گزاري خداوند،حتي قبل از رخداد اون چيزي كه ميخوام نتايج شگفت آوري داره!واااقعا شگفت آور،مهم تر از هر چيزي احساس خوب من در طول روز،در گذشته هم فقط شنيده بوديم شكر گزار خدا باش در هرحالي، ولي فقط به زبان بوده و احساسي در من تغيير نميكرد، ولي خداروشكر بعد از دوره خدا دير نميكند،شكر گزاري من باعث تغيير درونم ميشه،اين بزرگترين تغيير باور منه! و اثر گزارترين باور من

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار علی
      علی
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۱ ۱۹:۱۱
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 364 کلمه

      سلام خدای خوبی ها
      سلام دوستان عزیزم
      سلام استادعطارروشن
      سپاس دوباره به خاطرفایل جدیدوآگاهی هایی که دراین فایل بامابه اشتراک گذاشتید.
      خدای عزیزم من ازایام کودکی ازتو صفات نیکوی بسیاری شنیده ام
      امادلیل اینکه هیچ یک ازاین صفات نیکودروجودمن رخنه نکرده وبه اعتقادقلبی تبدیل نشده این است که من این صفات رافقط وفقط درکلام پدرومادرومعلمان ودوستان واطرافیانم نظاره گربوده ام ودرعمل هیچ یک ازاین صفات رادرزندگی هیچ کدام از این ها مشاهده نکرده ام.
      چقدرمن شنیدم که تو روزی رسانی،اماحتی یکبارهم درزندگی افرادی که اذعان به روزی رسان بودن تومیکردند،ندیدم که این صفت زیبای توبه عرصه ظهور رسیده باشد.
      من بارهاشنیدم که توبخشنده ای،امابارهامردمانی رادیدم که به خاطرکوچکترین خطاهاحتی عزیزترین کسان خودرامورد سرزنش قرارمیدادند.
      خدایامن درتمام این سالهافقط صفات زیبای توراشنیدم وبس
      و چون درعمل چیزی رامشاهده نکردم بنابراین باورنکردم صفات نیکوی تورا…
      به همین دلیل است که من هم درسخن اذعان به صفات نیکوی تودارم امادرعمل برابرباصفات نیکوی تورفتارنمی کنم.
      جناب عطارروشن راست گفتید که ریشه تمام مشکلات مادراین است که ماصفات نیکوی الهی راباورنکرده وبرطبق آنهاعمل ورفتارنمی کنیم،چون اگرباور میکردیم یقینادرعمل هم صفات الهی رابه نمایش میگذاشتیم.
      من تابه امروزفقط شنیده ام که خداوندروزی رسان است اماشواهدی که میتوانست این گفته رابه باورتبدیل کندرامشاهده نکرده ام.
      من بارهابه این موضوع فکر کرده ام که اگریگانه منبع رزق وثروت خداونداست پس چرامن روی انسان هاحساب بازمیکنم ویاچشم امیدم به دست افرادی است که غیرازخدا دستگیردیگری ندارندوالان پاسخ این سوال رایافته ام که من فقط شنیده ام که خداوندروزی وثروت میدهددرحالیکه هیچ یک ازاین صفات الهی راباورنکرده ام.
      من اکنون میدانم که خداوند ستارالعیوب است امادرعمل نمی توانم ازعیب دیگران چشم پوشی کنم
      من میدانم که خداوندبسیاربخشنده است امابه خاطرگناهان کوچک خودم رامدت هاسرزنش کرده واحساس گناه میکنم
      من میدانم که تنهاخداوندروزی رسان است امادرعمل چشم امیدبه هرکسی دارم غیرازخدا…
      واین دانستنی که به باورمنتهی نمیشودچگونه داردمرابه نابودی میکشاند.
      من امروزمیخواهم درمیان همه شماعزیزان بگویم که من تابه امروزهیچ یک ازصفات الهی رادرعمل ورفتارم بروزنداده ام اماکمرهمت بسته ام که بعدازاین باورکنم که تنهامنبع رزق وثروت خداونداست واین باوررا درعمل هم به عرصه ظهوربرسانم.
      من میخواهم باورکنم که خداوند برای من فقط خیروخوبی میخواهد واین باوررادرعمل هم به اجرابگذارم.
      درکل میخواهم مانندخدای عزیزم بخشنده باشم،غیرازاو به کسی امیدنبندم،فقط روی او حساب بازکنم ودرتمام لحظات زندگی ام،زندگی خداگونه ای داشته باشم وبه صفات نیکوی الهی ایمان قلبی داشته ودرعمل هم این صفات رادرخودم متجلی کنم.
      ممنون

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار shadi
        ۱۳۹۷/۰۷/۲۸ ۱۲:۵۵
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 395 کلمه

        سلام دوست گرامی .درود برشما بااین توضیح عالیتون . متاسفانه برای من هم همینطور بوده همیشه مثل نقل ونبات از دهان تمام اطرافیانم صفات خداوند رومیشنوم ک خداوند بخشندس. رزاقه و …. و این چندوقت اخیر ک برام طبیعی شده بود تعریف هایی ک از خدا از دیگران میشندیدم و عملی مطابق با همون گفتارنمیدیدم و برام یجور حکم تعارف های خنده دارمون رو داشت مثل وقتی ک فروشنده ها میگن قابلی نداره اما منتظر پرداخت پول ان . اما از این طرف هم اشتیاق خودم رو حس میکردم و میدیدم ک چقققد برای افرادی ک مطابق صحبت هاشون عمل میکنن احترام قاعلم و مشتاق ارتباط باهاشون و شنیدن گفته هاشون و دیدن رفتاراشون قرارمیگرفتم .همیشه شنیدم ک میگن خداونده ک از ابروی مومنش محافظت میکنه اما دیدم افرادی رو ک تا یکی تهدیدشون میکنه خودشونو میبازن و تن ب ذلت میدن فقط یباریادمه مخالف اینو توی ی فیلم دیدم ک خانومی میخواست ابروی ی فرد رو ببره اما اون اقا بدون هیچ ترس و مجادله ای با ارامش زیرلب میگفت ابروی من دست خداست ن بنده خدا و بدون اینکه اهمیتی ب ادامه صحبتای خانوم بده خیلی راحت تمرکزشو گذاشت روی زندگیش…. این اقامطابق صحبتش عمل کردو واقعا هم ابروش حفظ شد خیلی این حرف تو دلم نشست / یا وقتی ک تمام افراد مذهبی دنیا میگن مرگی وجود نداره اما وقتی یکی از عزیزانشون فوت میشه همشون غم سنگینی روحس میکنن و حتی افرادی هستن ک تمام زندگیشونو دگ رها میکنن و تا اخر عمرشون عزادارن این خیلی مسخرس درصورتی ک ی کلیپ دیدم از فردی ب اسم اشو که عارف بود و از مرگ باشادمانی صحبت میکرد و میگف مرگی وجود نداره شروعی دیگست توی اون کلیپ گفته بود وقتی من میمیرم هیچ کس نباید عزاداری کنه و ناراحت باشه .مرگ اوج شادیه باید بزنید و برقصید این بهترین اتفاق زندگی هرکسیه و واقعا هم بعدازمرگ ایشون شادی عمیقی رو حتی توی کلیپ حس کردم این اقا مطابق صحبتش عمل کرد / هستند کسانی ک مطابق حرفاشونن مطابق افکارشونن درسته تعدادشون کمه اما هستن. / تمام عشقم اینه تا مطابق گفته شما گفتارم عین عملم باشه و ما باشیم ک ب نسل های اینده و دیگران نشون میدن مطابق افکارمون بودن چقد ساده بوده و ما غافل از ان و در گمراهی اشکار بودیم . این دوره نقطه عطفه حس میکنم 🙂 موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سهیلا زلکی نژاد
      سهیلا زلکی نژاد
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۱ ۱۷:۴۴
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 441 کلمه

      سلام سلام به تمام دوستانم ?از بچگی از وقتی که تونستم حرفهای بزرگترا رو درک کنم خدابخشنده ?مهربان ?بزرگ?تو آسموناس?خدا نوره ?خدا نوره ما همه ی اینا رو مشنیدیم هم باور میکردیم هم برامون باورش سخت بود تا وقتی که بچه هستی همه چیز خوبه ولی وقتی بزرگ میشی ومیبینی که آرزو میکنی واز خدای بزرگ ومهربون میخایی ولی نمیشه برات کمی باور کرونی نیس چرا خدایی که مهربون چرا دعای ما رو اجابت نمیکنه ویا اینکه داستا نهایی در باره خدا که چطور افراد گناهکار رو مجازات میکنه وچه بلاهایی بر سرش میاره بیشتر ترس ووحشت بهمون دس میده هر وقت کسی میمره میگن ۴۰ نفر مومن براش دعا کنن نماز بخونن البته اگه ۴۰ نفر مومن باشن شب سختی رو در پیش داره ترس از مرگ در صورتی که انسان بعد از مرگ به ملاقات خدا میره اگه قراره خدا رو بیینیم چرا اینقد وحشت مگه ممکن خدای که مهربونه اینقد هم ظلم باشه بقیه ادیان همه میگن به دیدار خدا رفته تو بهشت منتظر ماس ?یا اینکه اگه یه تار مو تو بیرون باشه خدای خوب ومهربون تو رو بامو هاتو آویزیون میکنه وکلی شکنجه سخت چطور امکان داره خدای خوب و مهربون برای یک تار مو اینقد ما رو شکنجه کنه???????ولی من حالا میدونم ویقین دارم خدا در قلب منه همراه منه وصدای منو میشنو با هر زبانی نه صرفا عربی چون بعضی اوقات دعا هایی که خونده میشه عربی رو میخونم ولی ناخودآگاه توجهم جلب معنی فارسی میشه ومعنی رو میخونم شبهای احیا میینم همه گریه میکنن پیش خودم میگم یعنی همه اینا عربی رو متوجه میشن واقعا اینقد اونا به این زبون مسلط هستن یا فقط صرف اینکه گوینده گریه میکنه اونا هم گریه میکنن مسلما دومی دورسه من خودم خیلی وقته که سعی کردم که با خدای خودم به زبون خودم حرف بزنم ودعاها رو از روی معنی اونا بخونم چون اینقد بعضی از لغتها سخته که فکر میکنم شاید با کسره یا فتحه معنی اون اشتباه بشه ونتونم اون چیز رو از خدا دورس بخوام بخدا قسم هر وقت از ته دلم وبا تمام وجودم از خدای مهربونم چیزی میخام خیلی زود برآورده میشه چون با تمام وجود میخایم واحساس بدست آوردنشون حس میکنیم حالا هم امیدوارم که با زندگی به رنگ خدا طعم ومزه این زندگی خوب رو بیشتر بیشتر درک کنیم ودر تمام زندگی بکار ببندیم چه تو خونه چه دوستان وبرا تمام انسانها وبتونیم هر بهتر به خدا نزدیک بشیم ووقت عبادت با اونو با هیچ چیز عوض نکنیم وقلبمون سرشار از عشق به خدا بشه ??من هر روز مشتاقم تا ببینم درس جدید استاد چیه ویه راه تازه تر برای رسیدن بخدا رو تجربه کنیم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ندا
      ندا
      ۱۳۹۷/۰۵/۰۱ ۱۵:۱۲
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      زندگی با طعم خدا
      محتوای دیدگاه: 50 کلمه

      عرض ادب و سلام حضور استاد عزیز
      همیشه با ارتباطم باخدا بزبان عربی ،مشکل داشتم.دوست نداشتم تابع زبانی غیر از حتا زبان مادری خود باشم.من حتا دوست داشتم به ترکی با خدای خودم مرتبط شوم ،نه فارسی،چه رسد به عربی.
      حالا که این فایل ودیدم انگار از حصاری آزاد شدم.خیلی دلچسبم بود
      سپاسگزارم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم