0

لذت بردن از زندگی (جلسه چهارم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

این روزها خیلی از ما تمام عمرمون رو صرف این می‌کنیم که چیزهای بیشتری به دست بیاریم، از خونه بزرگتر گرفته تا ماشین بهتر. 🚗💰 اما آخرش چی؟

با اینکه کلی امکانات داریم، باز هم احساس آرامش و خوشبختی نمی‌کنیم. 😔

اینجا می‌خوایم در مورد یه چیز خیلی مهم صحبت کنیم: لذت بردن از زندگی. ✨

شاید وقتش رسیده که تمرکزمون رو از نداشته‌ها برداریم و ببینیم که خوشبختی واقعی همین الان، همینجاست. 💖
بیایید با هم یاد بگیریم چطور از زندگی‌مون لذت ببریم. 😊

توجه به بودن و زندگی کردن 🌿

مهم‌ترین موضوع در زندگی هر انسانی، “زندگی کردن” است. اما متأسفانه، بسیاری از ما کمتر از بهای واقعی‌اش به آن اهمیت می‌دهیم.

لذت بردن از زندگی

در دنیای پرسرعت امروز 🚀، پیشرفت‌های مادی و سرگرمی‌های متنوع به‌قدری زیاد شده‌اند که خیلی راحت می‌توانند ما را از اصل ماجرا دور کنند.

همین مسئله باعث می‌شود اصل زندگی که لذت بردن از زندگی است به حاشیه برود و در نهایت، احساس یأس و ناامیدی جای شادی واقعی را بگیرد.

ابزارها برای زندگی هستند، نه خود زندگی 🛠️

تمام امکانات و شرایطی که در اختیار داریم، صرفاً وسیله‌ای هستند تا به ما در لذت بردن از زندگی کمک کنند.
اگر این حقیقت ساده را فراموش کنیم، حتی داشتن بهترین شرایط هم نمی‌تواند شادی و رضایت ما را تضمین کند.

واقعیت این است که ثروت، موقعیت یا امکانات لوکس، فقط ابزارهایی برای آسان‌تر شدن زندگی‌اند، نه خود زندگی.

دام بزرگ “آینده‌گرایی” ⏳

یکی از اشتباهات رایج این است که لذت بردن از زندگی را مشروط به رسیدن به یک شرایط خاص می‌کنیم. مثلاً می‌گوییم: «وقتی فلان خانه یا ماشین را داشته باشم، تازه خوشحال می‌شوم.» این نوع نگرش ما را در تله‌ی آینده‌گرایی می‌اندازد.

نتیجه؟ همیشه در انتظار آینده‌ای هستیم که ممکن است هرگز نیاید، و همین باعث می‌شود از زمان حال که تنها دارایی واقعی ماست، محروم شویم.

البته داشتن آرزو و تلاش برای بهتر شدن فوق‌العاده است 💪، اما نباید فراموش کنیم که ارزش زندگی در همین لحظه‌های حال نهفته است.
با یاد گرفتن هنر لذت بردن از زندگی در اکنون، می‌توانیم حتی در مسیر رسیدن به اهداف، شاد و راضی باشیم.

هنر لذت بردن از زندگی 🌸

لذت بردن از زندگی فقط به معنای رسیدن به خواسته‌ها نیست؛ بلکه هنر دیدن زیبایی‌های کوچک روزمره است.
یک فنجان چای در آرامش، یک لبخند از صمیم قلب، یا حتی دیدن غروب خورشید… همه‌ی این‌ها می‌توانند برای ما منبعی از آرامش و شادی باشند.

تلاش برای بهتر شدن زندگی کاری مقدس و ضروری است 🙏، اما اگر آنچه را که نداریم، تبدیل به ملاک ارزشمندی خود کنیم، هرگز شادی را تجربه نخواهیم کرد.
هر انسانی ارزشی برابر دارد و اساس زندگی همه‌ی ما یکسان است؛ تنها شرایط بیرونی متفاوت است.

وقتی این حقیقت را بپذیریم، به‌جای مقایسه‌ی خود با دیگران، می‌توانیم تمرکزمان را بر لذت بردن از زندگی خودمان بگذاریم. این یعنی قدردان آنچه هستیم و استفاده از فرصت‌های همین لحظه.

لذت بردن از زندگی یک مهارت است؛ مهارتی که با تغییر نگرش و توجه به لحظه‌های ساده، می‌تواند شادی عمیق و پایدار به ما هدیه دهد.

آرامش واقعی راز لذت بردن از زندگی

آرامش واقعی؛ راز لذت بردن از زندگی 🌸✨

بر اساس تجربه‌ای که در طول زندگی‌ام داشته‌ام، به یک حقیقت عمیق پی بردم: گران‌قیمت‌ترین و ارزشمندترین چیزی که همه انسان‌ها در جست‌وجوی آن هستند، نه ثروت بی‌پایان است و نه موقعیت‌های اجتماعی درخشان؛ بلکه آرامش در زندگی است 🌿.

سلامتی هم بدون شک یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی است 🍃، اما وقتی آرامش درونی نباشد، حتی با داشتن جسمی سالم هم نمی‌توان طعم واقعی شادی را چشید.
آرامش زمانی پدیدار می‌شود که خداوند در قلب و روح ما حضور داشته باشد 🙏.

سال‌هاست که در دل تکرار می‌کنم:

«آرامش را تنها با خدا زیستن یافتم؛ هر زمان از او دور شدم، هیچ آرامشی نداشتم.» 😔

ثروت بدون آرامش، پوچ و خالی است 💰🚫

تجربه هنرجوی دوره خدا هرگز دیر نمیکند

شاید بسیاری از ما فکر کنیم داشتن ثروت، شهرت یا موقعیت اجتماعی بالاترین درجه خوشبختی است.
من هم زمانی در چنین شرایطی بودم. همسر سابقم فردی تحصیل‌کرده، ثروتمند و با پرستیژ اجتماعی بود 👔✨. ظاهر زندگی ما برای خیلی‌ها رویایی به نظر می‌رسید و بسیاری در دلشان به ما غبطه می‌خوردند 👀.

اما واقعیت پنهان چیز دیگری بود. او فردی ناشکر، بهانه‌گیر و نارضایتی دائمی داشت.
هرگز از زندگی و داشته‌هایش لذت نمی‌برد 😒. همیشه در حال مقایسه، گلایه و شکایت بود.
این انرژی منفی، کم‌کم مثل خوره به جان زندگی ما افتاد و آرامش را از بین برد.

من در دل بارها آرزو کردم:

«ای کاش در خانه‌ای ساده، اما با قلبی آرام زندگی می‌کردم.» 🕊️
زیرا ثروت و تجمل، بدون آرامش، به قفسی طلایی تبدیل می‌شود.

لحظه‌ای که همه‌چیز تغییر کرد 🌟

وقتی زندگی‌ام به نقطه‌ی ویرانی رسید، دیگر تکیه‌گاهی نداشتم جز خداوند. همان‌جا بود که او را به‌عنوان تنها منبع آرامش و سعادت واقعی پیدا کردم 💖.

از آن لحظه، همه چیز در زندگی من تغییر کرد ✨. انگار دنیای جدیدی برایم گشوده شد؛ معجزه‌ها یکی پس از دیگری رخ دادند. درست مثل گفته‌ی قدیمی که می‌گوید:

«با خدا باش و پادشاهی کن.» 👑

من تصمیم گرفتم همه‌ی داشته‌های مادی گذشته را رها کنم و خود را به دستان پرمهر پروردگار بسپارم 🙌.
در کمال شگفتی، خداوند زندگی‌ای به من عطا کرد که نه‌تنها آرام‌تر، بلکه بسیار پُرمعناتر و پربرکت‌تر از گذشته بود.

لذت بردن از زندگی با حضور خدا 🌷

از آن روز، لحظه‌ای از یاد خدا غافل نشدم. حتی در سخت‌ترین شرایط، تنها نام او را صدا می‌زدم 🌌. حضورش در قلبم، آن‌چنان آرامشی به من می‌داد که هیچ ثروت و موقعیت اجتماعی قادر به بخشیدنش نبود.

من روزهایی را گذراندم که در خانه‌ای خالی زندگی می‌کردم، اما هزاران بار خدا را شکر می‌کردم 🙏.
زیرا در همان خانه‌ی ساده، قلبم سرشار از آرامش بود. در حالی که زمانی بهترین خانه، ماشین و امکانات مادی را داشتم، ولی از درون خالی و بی‌روح بودم.

اکنون می‌دانم که خوشبختی در تجملات و دارایی‌های مادی خلاصه نمی‌شود. خوشبختی واقعی در این است که:

  • بدنی سالم داشته باشیم 🫀
  • ذهنی آرام و متعادل داشته باشیم 🧘‍♀️
  • و مهم‌تر از همه، عشق خدا را در دل خود زنده نگه داریم ❤️

این همان چیزی است که به ما کمک می‌کند تا طعم شیرین لذت بردن از زندگی را تجربه کنیم.

توصیه‌های عملی برای لذت بردن از زندگی 🌿✨

برای اینکه بتوانیم آرامش و شادی را به‌صورت واقعی تجربه کنیم، باید لذت بردن از زندگی را در عمل تمرین کنیم.
این کار تنها با تغییر نگرش اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه نیازمند ایجاد عادت‌های کوچک و مداوم است. در ادامه، چند راهکار ساده و مؤثر را مرور می‌کنیم:

🙏 شکرگزاری روزانه

یکی از عمیق‌ترین و مؤثرترین راه‌ها برای لذت بردن از زندگی، تمرین روزانه‌ی شکرگزاری است. شکرگزاری یعنی دیدن زیبایی‌ها و نعمت‌های کوچکی که معمولاً آن‌ها را نادیده می‌گیریم.

هر روز صبح یا شب، چند دقیقه وقت بگذارید و بابت سه چیز ساده یا بزرگ شکر کنید. می‌تواند هوای پاکی باشد که تنفس می‌کنید، صدای خنده‌ی یک عزیز، یا حتی توانایی راه رفتن و حرکت کردن.

این تمرین کوچک، ذهن شما را از «کمبود» به سمت «وفور» می‌برد و باعث می‌شود روزتان با حس آرامش و شادی آغاز شود 🌸.

⏳🌿 توجه به لحظه حال (Mindfulness)

یکی از دلایل اصلی از دست دادن احساس خوشبختی در زندگی، زندگی کردن در گذشته یا آینده است.
ذهن ما یا درگیر حسرت‌های گذشته می‌شود یا نگران آینده‌ای که هنوز نیامده است. اما راز شادی و آرامش، در «لحظه حال» نهفته است.

سعی کنید در کارهای روزمره حضوری آگاهانه داشته باشید:

  • هنگام غذا خوردن، طعم و بوی آن را با تمام وجود حس کنید 🍲
  • وقتی قدم می‌زنید، به صدای پرندگان و لمس نسیم روی پوست خود توجه کنید 🚶‍♀️🍃

این تمرکز روی لحظه حال، شما را از اضطراب و نگرانی رها کرده و آرامشی عمیق به همراه می‌آورد.

💖🕊️ بخشیدن خود و دیگران

کینه و دلخوری مثل بارهای سنگینی هستند که روی شانه‌هایتان می‌مانند و نمی‌گذارند از زندگی لذت ببرید. برای رسیدن به آرامش، باید یاد بگیریم ببخشیم؛ هم خودمان را بابت اشتباهات گذشته، و هم دیگران را بابت خطاهایشان.

بخشیدن به معنای تأیید اشتباهات نیست؛ بلکه به معنای رها کردن خود از اسارت ذهنی است. وقتی می‌بخشید، سبک‌تر می‌شوید و فضای قلبتان را برای شادی و آرامش باز می‌کنید 🌈.

🤝🌟 خدمت به دیگران

کمک کردن به دیگران، حتی در ساده‌ترین شکلش، یکی از ناب‌ترین راه‌های تجربه‌ی لذت بردن از زندگی است. وقتی به کسی یاری می‌رسانید، انرژی مثبتی می‌بخشید که چند برابرش به خودتان بازمی‌گردد.

این حس ناب شادی، با هیچ ثروت یا دارایی قابل مقایسه نیست. حتی یک لبخند به رهگذری غریبه یا دستگیری از یک فرد نیازمند، می‌تواند معنای عمیق‌تری از زندگی برایتان آشکار کند ✨.

🌳🌞 ارتباط با طبیعت

طبیعت بهترین معلم برای یادگیری لذت بردن از زندگی است. کافی است مدتی در کنار درختان، رودخانه‌ها یا کوه‌ها بگذرانید. آرامش و نظمی که در طبیعت می‌بینید، یادآوری می‌کند که زندگی در جریان است و باید از این فرصت زیبا بهره برد.

قدم زدن در پارک، تماشای آسمان و ابرها ✨ یا لمس یک برگ سبز، می‌تواند روح شما را تازه کند. هر بار که در دل طبیعت هستید، در واقع با خالق جهان ارتباط می‌گیرید؛ و همین ارتباط، طعم واقعی لذت و آرامش را به شما می‌بخشد 🌺.

✅ نتیجه اینکه: با شکرگزاری، حضور در لحظه حال، بخشیدن، خدمت به دیگران و ارتباط با طبیعت، می‌توانیم در هر شرایطی طعم واقعی لذت بردن از زندگی را تجربه کنیم.
این عادت‌ها کوچک به نظر می‌رسند، اما در عمل زندگی ما را متحول می‌کنند.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.22 از 184 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12247
266 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار عالیه هاشمی
      ۱۳۹۸/۰۸/۰۵ ۲۳:۱۰
      مدت عضویت: 2568 روز
      امتیاز کاربر: 6085 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1,843 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزم
      استاد شما با این فایلتون خیلی مسائل زندگیمو واسم روشن کردین
      خدایا شکرت که منو به این راه هدایت کردی
      در مورد سوال اولتون
      من هیچ وقت در مورد مسائل مالی گلایه و شکایتی از خدای مهربونم نداشتم تا حالا یادم نمیاد که مثلا پیش دوست آشنا یا مادر و خواهرم گله و شکایتی از وضع مالی داشته باشم همیشه توکل و باورهای عالی در زمینه پول و ثروت داشتم
      هیچ وقت نگرانی در این مورد نداشتم و توکل و اعتمادم به خدای مهربونم خیلی قوی بود آنقدر قوی بود که هیچ وقت شرایط اقتصادی مملکت نمی تونست اونو بلرزونه هر اتفاقی میفتاد قلب من نمیلرزید و دچار شک وتردید و استرس نمیشدم
      یادمه پسرم سه ماهش بود ما اون موقع ساکن کویت بودیم کارو بار شوهرم عالی بود و داشتیم اسباب کشی میکردیم من دست تنها با یک بچه کوچولو تمام وسایل زندگیو جمع کرده بودم قرار بود فرداش اسباب کشی کنیم خانه بسیار زیبایی گرفته بودیم تو منطقه بالا ،بزرگ و شیک و خوشحال بودیم ،شوهرم مغازه عمده فروشی در بازار قدیم کویت داشت اون بازار خیلی قدیمی بود ،همشون عمده فروشی بودن بازار به شکل یک دالان یا تونل بود که سقف چوبی داشت زیبا و قدیمی مثل بازار وکیل شیراز بود خلاصه اون روز شوهرم دیر کرد همیشه ظهر ساعتهای ۲ میمد خونه ولی اون روز ساعت ۴ شده بود و هنوز نیومده بود، و من هم تلفن نداشتم خبری ازش بگیرم ساعت ۴ بود آمد خونه دیدم سرتاپاشو دود گرفته و بوی هیزم میده حال و روزش خراب بود ترسیدم هر چی میگفتم چی شده جواب نمی داد خیلی ترسیده بودم
      دوپا نشست روی زمین و با دو دستش چندین بار زد توی سر خودش قلبم از جاش داشت کنده میشد گفتم چی شده فکر میکردم کسی مرده همون طور که داشت گریه میکرد گفت بدبخت شدیم بازار آتیش گرفت و مغازه ما و تمام جنسها پول دخل همه چیزمان سوخت و شروع به گریه کرد و با دستش میزد بر سر خودش
      یک دفعه قلبم آروم شد و خدارو شکر کردم که کسی چیزیش نشده
      دستشو گرفتم بلندش کردم گفتم خجالت بکش منو خیلی ترسوندی دور از جون فکر کردم کسی مرده ،
      بهش گفتم چرا این کار میکنی مگه چی شده پاشو خدارو شکر خودت سالمی چهار ستون بدنت سالمه قوی هستی دوباره کار میکنی
      خدا خودش بهتر و بیشتر از قبل بهمون میده نگران چی هستی
      و واقعا به این چیزهایی که میگفتم اعتقاد قلبی داشتم حتی یک ذره شک نداشتم
      شوهرم گفت من به درک تو رو با یک بچه سه ماهه چکار کنم تو باید برگردی ایران تا بتونم زندگیمونو جمع جور کنم تا دو روز دیگه باید خونه رو تحویل صاحبخونه بدیم کجا میتونیم بریم؟ من که دیگه پول ندارم باید اون خونه ای که گرفتیم رو پس بدیم
      گفتم تو نیاز نیست نگران ما باشی خدا کریمه همه چی درست میشه همه چیو واسمون درست میکنه
      تو مرد قوی هستی من میدونم میتونی، خدا همه چیو واسمون درست میکنه نگران هیچی نباش فقط دست از زاری بر دار از فردا برو دنبال یک مغازه، بسپار به خودش، همه چی درست میشه

      چون توکل کردیم به خدا و ناشکری نکردیم و گله شکایت نکردیم خدا همه چیزو واسمون درست کرد
      فردای اون روز یکی از دوستای مهربون شوهرم به طور اتفاقی از جریان ما خبر شد و یک انبار خالی داشت داد بهمون همه وسایل رو بردیم اونجا جا دادیم
      و آمد ما رو برد خونشون ۲۰ روز با مهربانی و روی خوش خونشون بودیم
      تا شوهرم تونست خودشو جمع جور کنه و یک آپارتمان کوچیک کرایه کرد یک مغازه هم گرفت و دوباره مشغول شد
      البته اینو هم بگم که شوهرم یک فامیل دور از طرف پدری ،اونجا داشت که خیلی به خساست معروف بود وقتی جریان ما رو شنید با کمال تعجبه شوهرم، به شوهرم سرمایه خوبی داد و گفت تو جلمشو داری اینو بهت میدم دوباره شروع کن و بعد یک سال پولمو بهم پس بده
      شوهرم اصلا باورش نمی شد و میگفت بدون اینکه من به این آدم با این خصوصیت رو بزنم خودش بهم زنگ زد و گفت عمران بیا سر مغازه کارت دارم و همون موقع پولو به حسابم ریخت

      و الحمدلله شوهرم هم مشغول کار شد و دوباره اوضامون خوب شد و بعد یک سال پول اون فامیل مهربون رو بهش پس داد
      هر کی می پرسید دوباره سرمایه‌ از کجا آوردی شروع کردی به کار شوهرم میگفت فلانی بهم داد، دهنشون وا می موند و باورشون نمی شد و می گفتن این آدم واسه هزار تومن خودشو میکشه چطوری به تو اینقدر پول بدون بهره داده
      کار خدا این جوریه دیگه شکی درش نیست ازش بخوای و بهش اطمینان کنی کاری میکنه که انگشت به دهان میمونی

      خدایا شکرت

      اینو تعریف کردم واسه دوستای عزیزم که شک و تردید رو کنار بزارن و به خدای مهربونشون اطمینان قلبی پیدا کنن
      خدای بزرگ و مهربونم همه جا تو قرآن گفته به خدا ایمان داشته باشین من به این کلمه خیلی فکر کردم همه فکر میکنن ایمان یعنی به جای آوردن واجبات دینی و هر چه تو نماز و دعا و قرآن (بدون توجه معنایش ) بخونی با ایمانتر و به خدا نزدیک تری
      اما من اینو قبول ندارم آخه چطوره که تو اینقدر مومن باشی که شبانه روز تو در حال خوندن دعا و مناجات باشی ولی وقتی مشکلی واست پیش آمد دیگه توکل معنی نداره دیگه خدا میره کنار انگار خدارو فقط برای دعا و مناجات میخوان و میبینن
      وقتی حرف از اطمینان به خدا میشه قلبهاشون می لرزه شک و تردید دارن نمیتونن بسپرن دست خدا ،به زبون میگن ما سپردیم دست خدا ولی تو قلبشون به گفتشون ایمان ندارن از اضطراب و استرس و دست به دامان این و اون شدنشون مشخصه از آرام و قرار نداشتنشون مشخصه
      ایمان مدام دعا و سنا خوندن نیست ایمان یعنی اطمینان به خدا یعنی وقتی سپردی به خدا شب راحت بتونی بخوابی قلبت آروم باشه و این خیلی قشنگه حس عالی بهت میده حس قدرت تو زندگیت که تو هیچ وقت در نمی مونی

      استاد عزیزم خیلی ممنون که چشمم رو به خیلی چیزها روشنتر کردین واقعا شما تو این فایل درست گفتیم وقتی از اون چیزی که داری لذت ببری و شکر گذار باشی در اون مسیر همیشه موفق هستی همیشه تو اون مسیر خیر و برکت برات میاد چون قانون خلقت رو رعایت کردی و من در همه موارد شکر گزار بودم هیچ وقت گله و شکایت نداشتم برای همین همیشه از نظر مالی خوب بودم همیشه تو کارام موفق و عالی پیش میرفتم
      ولی در یک مورد خوب نبودم و همیشه واسم سوال بود که چرا من نمیتونم مسیر درست رو تو این مورد پیدا کنم من در مورد روابطم با شوهرم خیلی اون طور که میخواستم موفق نبودم و همیشه واسم سوال بود که چطوری میتونم روابط ایده آلم رو با شوهرم بسازم از وقتی این دوره شگفت انگیز رو شروع کردم خیلی مسائل در این زمینه داره واسم روشن میشه و به جواب خیلی از سوالاتم دارم میرسم حالا میتونم درک کنم چرا من تو این مورد مشکل دارم
      از صحبتهای استاد اینو استنباط کردم که در هر موردی قانون اینه، اگه از آنچه داری راضی باشی و لذت ببری و خوب استفاده کنی و باورهای زیبا و خوب در اون مورد در ذهنت داشته باشی در اون زمینه هر چه بخواهی به شرط اینکه توکل واقعی به خدا داشته باشی بهت میده
      درسته؟
      و من الان میفهمم که چون در مورد مردها باورهای زیبا و خوبی نداشتم
      ( به خاطر رفتارهای پدرم که این باورها از اونجا نشعت گرفته) و به خاطر همین باورها نتونستم تو این زمینه به خدای مهربونم توکل کنم و ایمانم رو تو این زمینه قوی کنم ، و در همین راستا مدام گله و شکایت از رفتارهای شوهرم داشتم و همیشه تنها گله و شکایتی که در طول زندگی از زبان من میشد شنید در همین مورد بود
      خوب مسلمه که نمیتونم تو روابطم با شوهرم آنچه که دوست دارم و میخوام رو داشته باشم
      استاد ممنون که ذهنم رو روی این مسئله روشن کردین این مسئله همیشه ذهن من رو درگیر کرده بود که چرا من تو همه مسائل قوی عمل میکنم ولی تو این مسئله لنگ میزنم
      الان برام روشن شد
      خوب شوهر من هم یک انسانه و مثل همه آدما هم نکات خوب داره و هم نکات بد در واقع باید بگم هم اخلاقهایی داره که من دوست دارم و هم خلقیات داره که من دوست ندارم ولی من به جای اینکه شکر گزار خلقیات خوبش باشم و روی اونها تمرکز کنم مدام از خلقیات بدش گله و شکایت کردم و تمرکزم رو گذاشتم روی اونها و این از دو جنبه به ضرر من بوده و روز به روز شرایط رو بدتر کرده یکی اینکه چون تمرکزم روی منفیهای شوهرم بوده پس طبق قانون طبیعت منفیهای بیشتری رو از طرف شوهرم جذب کردم و اون خلقیات برام بیشتر و پر رنگتر شده
      و از جنبه دیگه چون از اصل این موضوع ( داشتن شوهری سالم که در کل مرد خوبیه اهل هیچی نیست با خداست، مهربونه ) راضی نبودم لذت نبردم و شکر گزاری نکردم خدا تو این زمینه به من بیشتر و بهتر نمیده چون من صلاحیتش نداشتم
      پس چند روزه تصمیم گرفتم که جنبه های مثبت شوهرم رو هر روز و هر روز به خودم یادآوری کنم و از زندگی کردن با شوهرم لذت ببرم و از خدای مهربونم واسه این شوهر خوب و مهربونم شکر گزاری کنم و توکلم رو به خدای عزیزم تو روابطم با شوهرم
      بیشتر و بیشتر کنم

      خدایا شکرت که این شوهر مهربان و خوش اخلاق رو قسمتم کردی
      شوهری خوش اخلاق، مهربون، دوست داشتنی تو کارها با غیرت و کار برعهده، دست خیر داره ، دست دلباز ، با خانوادم مهربونه منو دوست داره ، خداشناسه ، صادقه، ساده و بی شیله پیله ، سعی میکنه به همه کمک کنه ، پدر مهربون و خوبیه، دلسوز ، سالمه اهل چیزی نیست ، به فکر خانواده و زن و بچه هستش
      خدایا هزاران بار واسه اینکه این مرد مهربون رو قسمت من کردی شکرت شکرت
      خدایا شکرت واسه خونه زیبامون
      شکرت واسه پسر خوب و مهربون و دلسوزم
      خدایا شکرت واسه سلامتی که بهم دادی
      خدایا شکرت که شوهر و پسرم در صحت سلامتی کامل هستن
      خدایا شکرت واسه ماشین زیبامون
      خدایا شکرت واسه مادر شوهر و پدرشوهر و خواهر شوهرهای مهربونم
      خدایا شکرت واسه مادر و خواهر مهربونم
      خدایا شکرت که منو به مسیر لاغری با ذهن هدایت کردی شکرت که با استاد عزیزم آشنا شدم
      شکرت که منو به مسیر زیبای زندگی با طعم خدا هدایت کردی
      خدایا چقدر زندگی با طعم تو شیرین و لذت بخشه هر لحظه این زندگی واسم قشنگ و لذت بخشه خدایا چقدر دنیا جای قشنگیه از زمانی که این دوره رو شروع کردم زیبایی های اطرافم در چشمم زیبایزشون هزاران برابر شده
      خدایا واسه تمامی نعمت های قشنگی که بهم دادی شکرت
      خدایا شکرت که هدایتم کردی که ریشه مشکلم رو با شوهرم درک کنم و در مسیر اصلاحش پیش برم خدای مهربانم روابطم با شوهرم رو به دستان مهربانت میسپرم مطمئنم که در پناه حمایت الهی تو روز به روز عشق و محبتمون به هم زیاد و زیادتر میشه مثل لیلی و مجنون ❤❤❤❤❤❤❤❤ انشا الله

      ببخشید استاد مهربانم بازم متمم خییییلی طولانی شد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم