0

لذت بردن از زندگی (جلسه چهارم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

این روزها خیلی از ما تمام عمرمون رو صرف این می‌کنیم که چیزهای بیشتری به دست بیاریم، از خونه بزرگتر گرفته تا ماشین بهتر. 🚗💰 اما آخرش چی؟

با اینکه کلی امکانات داریم، باز هم احساس آرامش و خوشبختی نمی‌کنیم. 😔

اینجا می‌خوایم در مورد یه چیز خیلی مهم صحبت کنیم: لذت بردن از زندگی. ✨

شاید وقتش رسیده که تمرکزمون رو از نداشته‌ها برداریم و ببینیم که خوشبختی واقعی همین الان، همینجاست. 💖
بیایید با هم یاد بگیریم چطور از زندگی‌مون لذت ببریم. 😊

توجه به بودن و زندگی کردن 🌿

مهم‌ترین موضوع در زندگی هر انسانی، “زندگی کردن” است. اما متأسفانه، بسیاری از ما کمتر از بهای واقعی‌اش به آن اهمیت می‌دهیم.

لذت بردن از زندگی

در دنیای پرسرعت امروز 🚀، پیشرفت‌های مادی و سرگرمی‌های متنوع به‌قدری زیاد شده‌اند که خیلی راحت می‌توانند ما را از اصل ماجرا دور کنند.

همین مسئله باعث می‌شود اصل زندگی که لذت بردن از زندگی است به حاشیه برود و در نهایت، احساس یأس و ناامیدی جای شادی واقعی را بگیرد.

ابزارها برای زندگی هستند، نه خود زندگی 🛠️

تمام امکانات و شرایطی که در اختیار داریم، صرفاً وسیله‌ای هستند تا به ما در لذت بردن از زندگی کمک کنند.
اگر این حقیقت ساده را فراموش کنیم، حتی داشتن بهترین شرایط هم نمی‌تواند شادی و رضایت ما را تضمین کند.

واقعیت این است که ثروت، موقعیت یا امکانات لوکس، فقط ابزارهایی برای آسان‌تر شدن زندگی‌اند، نه خود زندگی.

دام بزرگ “آینده‌گرایی” ⏳

یکی از اشتباهات رایج این است که لذت بردن از زندگی را مشروط به رسیدن به یک شرایط خاص می‌کنیم. مثلاً می‌گوییم: «وقتی فلان خانه یا ماشین را داشته باشم، تازه خوشحال می‌شوم.» این نوع نگرش ما را در تله‌ی آینده‌گرایی می‌اندازد.

نتیجه؟ همیشه در انتظار آینده‌ای هستیم که ممکن است هرگز نیاید، و همین باعث می‌شود از زمان حال که تنها دارایی واقعی ماست، محروم شویم.

البته داشتن آرزو و تلاش برای بهتر شدن فوق‌العاده است 💪، اما نباید فراموش کنیم که ارزش زندگی در همین لحظه‌های حال نهفته است.
با یاد گرفتن هنر لذت بردن از زندگی در اکنون، می‌توانیم حتی در مسیر رسیدن به اهداف، شاد و راضی باشیم.

هنر لذت بردن از زندگی 🌸

لذت بردن از زندگی فقط به معنای رسیدن به خواسته‌ها نیست؛ بلکه هنر دیدن زیبایی‌های کوچک روزمره است.
یک فنجان چای در آرامش، یک لبخند از صمیم قلب، یا حتی دیدن غروب خورشید… همه‌ی این‌ها می‌توانند برای ما منبعی از آرامش و شادی باشند.

تلاش برای بهتر شدن زندگی کاری مقدس و ضروری است 🙏، اما اگر آنچه را که نداریم، تبدیل به ملاک ارزشمندی خود کنیم، هرگز شادی را تجربه نخواهیم کرد.
هر انسانی ارزشی برابر دارد و اساس زندگی همه‌ی ما یکسان است؛ تنها شرایط بیرونی متفاوت است.

وقتی این حقیقت را بپذیریم، به‌جای مقایسه‌ی خود با دیگران، می‌توانیم تمرکزمان را بر لذت بردن از زندگی خودمان بگذاریم. این یعنی قدردان آنچه هستیم و استفاده از فرصت‌های همین لحظه.

لذت بردن از زندگی یک مهارت است؛ مهارتی که با تغییر نگرش و توجه به لحظه‌های ساده، می‌تواند شادی عمیق و پایدار به ما هدیه دهد.

آرامش واقعی راز لذت بردن از زندگی

آرامش واقعی؛ راز لذت بردن از زندگی 🌸✨

بر اساس تجربه‌ای که در طول زندگی‌ام داشته‌ام، به یک حقیقت عمیق پی بردم: گران‌قیمت‌ترین و ارزشمندترین چیزی که همه انسان‌ها در جست‌وجوی آن هستند، نه ثروت بی‌پایان است و نه موقعیت‌های اجتماعی درخشان؛ بلکه آرامش در زندگی است 🌿.

سلامتی هم بدون شک یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی است 🍃، اما وقتی آرامش درونی نباشد، حتی با داشتن جسمی سالم هم نمی‌توان طعم واقعی شادی را چشید.
آرامش زمانی پدیدار می‌شود که خداوند در قلب و روح ما حضور داشته باشد 🙏.

سال‌هاست که در دل تکرار می‌کنم:

«آرامش را تنها با خدا زیستن یافتم؛ هر زمان از او دور شدم، هیچ آرامشی نداشتم.» 😔

ثروت بدون آرامش، پوچ و خالی است 💰🚫

تجربه هنرجوی دوره خدا هرگز دیر نمیکند

شاید بسیاری از ما فکر کنیم داشتن ثروت، شهرت یا موقعیت اجتماعی بالاترین درجه خوشبختی است.
من هم زمانی در چنین شرایطی بودم. همسر سابقم فردی تحصیل‌کرده، ثروتمند و با پرستیژ اجتماعی بود 👔✨. ظاهر زندگی ما برای خیلی‌ها رویایی به نظر می‌رسید و بسیاری در دلشان به ما غبطه می‌خوردند 👀.

اما واقعیت پنهان چیز دیگری بود. او فردی ناشکر، بهانه‌گیر و نارضایتی دائمی داشت.
هرگز از زندگی و داشته‌هایش لذت نمی‌برد 😒. همیشه در حال مقایسه، گلایه و شکایت بود.
این انرژی منفی، کم‌کم مثل خوره به جان زندگی ما افتاد و آرامش را از بین برد.

من در دل بارها آرزو کردم:

«ای کاش در خانه‌ای ساده، اما با قلبی آرام زندگی می‌کردم.» 🕊️
زیرا ثروت و تجمل، بدون آرامش، به قفسی طلایی تبدیل می‌شود.

لحظه‌ای که همه‌چیز تغییر کرد 🌟

وقتی زندگی‌ام به نقطه‌ی ویرانی رسید، دیگر تکیه‌گاهی نداشتم جز خداوند. همان‌جا بود که او را به‌عنوان تنها منبع آرامش و سعادت واقعی پیدا کردم 💖.

از آن لحظه، همه چیز در زندگی من تغییر کرد ✨. انگار دنیای جدیدی برایم گشوده شد؛ معجزه‌ها یکی پس از دیگری رخ دادند. درست مثل گفته‌ی قدیمی که می‌گوید:

«با خدا باش و پادشاهی کن.» 👑

من تصمیم گرفتم همه‌ی داشته‌های مادی گذشته را رها کنم و خود را به دستان پرمهر پروردگار بسپارم 🙌.
در کمال شگفتی، خداوند زندگی‌ای به من عطا کرد که نه‌تنها آرام‌تر، بلکه بسیار پُرمعناتر و پربرکت‌تر از گذشته بود.

لذت بردن از زندگی با حضور خدا 🌷

از آن روز، لحظه‌ای از یاد خدا غافل نشدم. حتی در سخت‌ترین شرایط، تنها نام او را صدا می‌زدم 🌌. حضورش در قلبم، آن‌چنان آرامشی به من می‌داد که هیچ ثروت و موقعیت اجتماعی قادر به بخشیدنش نبود.

من روزهایی را گذراندم که در خانه‌ای خالی زندگی می‌کردم، اما هزاران بار خدا را شکر می‌کردم 🙏.
زیرا در همان خانه‌ی ساده، قلبم سرشار از آرامش بود. در حالی که زمانی بهترین خانه، ماشین و امکانات مادی را داشتم، ولی از درون خالی و بی‌روح بودم.

اکنون می‌دانم که خوشبختی در تجملات و دارایی‌های مادی خلاصه نمی‌شود. خوشبختی واقعی در این است که:

  • بدنی سالم داشته باشیم 🫀
  • ذهنی آرام و متعادل داشته باشیم 🧘‍♀️
  • و مهم‌تر از همه، عشق خدا را در دل خود زنده نگه داریم ❤️

این همان چیزی است که به ما کمک می‌کند تا طعم شیرین لذت بردن از زندگی را تجربه کنیم.

توصیه‌های عملی برای لذت بردن از زندگی 🌿✨

برای اینکه بتوانیم آرامش و شادی را به‌صورت واقعی تجربه کنیم، باید لذت بردن از زندگی را در عمل تمرین کنیم.
این کار تنها با تغییر نگرش اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه نیازمند ایجاد عادت‌های کوچک و مداوم است. در ادامه، چند راهکار ساده و مؤثر را مرور می‌کنیم:

🙏 شکرگزاری روزانه

یکی از عمیق‌ترین و مؤثرترین راه‌ها برای لذت بردن از زندگی، تمرین روزانه‌ی شکرگزاری است. شکرگزاری یعنی دیدن زیبایی‌ها و نعمت‌های کوچکی که معمولاً آن‌ها را نادیده می‌گیریم.

هر روز صبح یا شب، چند دقیقه وقت بگذارید و بابت سه چیز ساده یا بزرگ شکر کنید. می‌تواند هوای پاکی باشد که تنفس می‌کنید، صدای خنده‌ی یک عزیز، یا حتی توانایی راه رفتن و حرکت کردن.

این تمرین کوچک، ذهن شما را از «کمبود» به سمت «وفور» می‌برد و باعث می‌شود روزتان با حس آرامش و شادی آغاز شود 🌸.

⏳🌿 توجه به لحظه حال (Mindfulness)

یکی از دلایل اصلی از دست دادن احساس خوشبختی در زندگی، زندگی کردن در گذشته یا آینده است.
ذهن ما یا درگیر حسرت‌های گذشته می‌شود یا نگران آینده‌ای که هنوز نیامده است. اما راز شادی و آرامش، در «لحظه حال» نهفته است.

سعی کنید در کارهای روزمره حضوری آگاهانه داشته باشید:

  • هنگام غذا خوردن، طعم و بوی آن را با تمام وجود حس کنید 🍲
  • وقتی قدم می‌زنید، به صدای پرندگان و لمس نسیم روی پوست خود توجه کنید 🚶‍♀️🍃

این تمرکز روی لحظه حال، شما را از اضطراب و نگرانی رها کرده و آرامشی عمیق به همراه می‌آورد.

💖🕊️ بخشیدن خود و دیگران

کینه و دلخوری مثل بارهای سنگینی هستند که روی شانه‌هایتان می‌مانند و نمی‌گذارند از زندگی لذت ببرید. برای رسیدن به آرامش، باید یاد بگیریم ببخشیم؛ هم خودمان را بابت اشتباهات گذشته، و هم دیگران را بابت خطاهایشان.

بخشیدن به معنای تأیید اشتباهات نیست؛ بلکه به معنای رها کردن خود از اسارت ذهنی است. وقتی می‌بخشید، سبک‌تر می‌شوید و فضای قلبتان را برای شادی و آرامش باز می‌کنید 🌈.

🤝🌟 خدمت به دیگران

کمک کردن به دیگران، حتی در ساده‌ترین شکلش، یکی از ناب‌ترین راه‌های تجربه‌ی لذت بردن از زندگی است. وقتی به کسی یاری می‌رسانید، انرژی مثبتی می‌بخشید که چند برابرش به خودتان بازمی‌گردد.

این حس ناب شادی، با هیچ ثروت یا دارایی قابل مقایسه نیست. حتی یک لبخند به رهگذری غریبه یا دستگیری از یک فرد نیازمند، می‌تواند معنای عمیق‌تری از زندگی برایتان آشکار کند ✨.

🌳🌞 ارتباط با طبیعت

طبیعت بهترین معلم برای یادگیری لذت بردن از زندگی است. کافی است مدتی در کنار درختان، رودخانه‌ها یا کوه‌ها بگذرانید. آرامش و نظمی که در طبیعت می‌بینید، یادآوری می‌کند که زندگی در جریان است و باید از این فرصت زیبا بهره برد.

قدم زدن در پارک، تماشای آسمان و ابرها ✨ یا لمس یک برگ سبز، می‌تواند روح شما را تازه کند. هر بار که در دل طبیعت هستید، در واقع با خالق جهان ارتباط می‌گیرید؛ و همین ارتباط، طعم واقعی لذت و آرامش را به شما می‌بخشد 🌺.

✅ نتیجه اینکه: با شکرگزاری، حضور در لحظه حال، بخشیدن، خدمت به دیگران و ارتباط با طبیعت، می‌توانیم در هر شرایطی طعم واقعی لذت بردن از زندگی را تجربه کنیم.
این عادت‌ها کوچک به نظر می‌رسند، اما در عمل زندگی ما را متحول می‌کنند.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.23 از 186 رای

https://tanasobefekri.net/?p=12247
267 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۶ ۱۳:۵۵
      مدت عضویت: 2527 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,157 کلمه

      جلسه ۴ 

      سلام و درود به همراهان عزیز و استاد گرامی

      خدارو شکر میکنم برای امروز و برداشتن  قدمی کوچک بسمت حال بهتر 

      من خودم جزء اون دسته از آدم هایی بودم که بسیار ناسپاس بودم، اصلا شناختی از خدا و خودم نداشتم و تصور میکردم من به این دنیا اومدم رنج ببرم و بعدش  بمیرم

      خدارو شکر با بودنم در مسیرهای آگاهی آرام آرام داره در من تغییراتی بوجود میاد ،شناختم نسبت به خودم و خداوند کمی بهتر شده ، الان دیگه غر و شکایت ندارم و فقط دارم در این مسیرها پیش میرم،از خدا هدایت خواستم و میدونم به اندازه اعتقادات درونیم هدایت خواهم شد

      در مورد زندگی کردن و لذت بردن اطلاعات خوبی نداشتم ،قبلا باور داشتم این دنیا جای ناامنیه ،بی معرفته و با من لجه ،خب با داشتن اونهمه کج فهمی هام ،حتما در همون مسیرها وارد میشدم 

      لذت بردن برای من تعریف های دیگه ای داشت ،اولا که موضوع لذت برای من اصلا تعریفی نشده بود و من خودمو محق لذت بردن نمیدونستم ،بعدها که بزرگتر شدم میشنیدم که برای لذت بردن باید چندین تا چیز داشته باشی ،مثل خونه ،ماشین خوب،کشور خوب ووو

      من نمیگم موارد رفاهی خوب نیستن ،برعکس من طرفدار ۱۰۰ درصدشون هستم ،موضوع مهمی که میخوام بگم اینه که من فکر میکردم با رسیدن به اونها باید لذت ببرم ،ولی وقتی به خیلی از خواسته هام رسیدم هم باز هم حالم خوب نبود

      و این مثل یک اعتیاد در درون من بود و هنوز هم هست که با تمریناتم دارم خودمو از اون افکار جدا میکنم ،من هر روز دارم سپاسگذاری میکنم برای تمام داشته هام ،ولی هنوز هم فکر میکنم اگر به فلان کشور برم‌ خیلی حالم بهتر میشه

      ولی اگر همین  الان از زندگی در تهران حالم خوب باشه هدایت میشم به اون کشور ، وقتی به خودم و آدم ها نگاه میکنم که سالهاست دارن ایران و شهر خودشونو میکوبونن و ازشون بیزارن ،وقتی اینهمه انرژی منفی اطراف خودشون ساطع میکنن ،چطور انتظار داریم شهر و کشورمون بهمون حال خوب انتقال بده؟

      انرژی از بین نمیره فقط از حالتی به حالت دیگه تبدیل میشه ،همین انرژی های ما میره میچرخه در جهان و به همون شکل نفرت برمیگرده بسمت زندگیمون

      اینهمه اسباب راحتی در زندگی داریم ،بدن سالم،صورت زیبا، بچه های خوب،خونه ،ماشین، عزت و احترام وووو خدایی کدوماشونو هر روز دیدیم ؟مشکل ما نداشتن نیست ،ندیدنه ،بعد فکر میکنیم اگر بنز بیاد تو زندگیمون دیگه همه چیز گل و بلبل میشه

      نه نمیشه ،مگه این خونه ای که داریم همون خونه ای نبود که ۱۰ سال پیش آرزوی داشتنشو داشتیم ؟ چرا الان حسمون توش خوب نیست ،چونکه دیگه خونمونو نمیبینیم فکر میکنیم بریم یه خونه بزرگتر حالمون خوب میشه

      پیشرفت خیلی خوبه ولی اگر همراه باشه با بینایی چشم و دل ،میتونه برامون بهشت بشه ،اینهمه سردرگمی که داریم که میخواییم با خرید کردن و اضافه کردن جبران کنیم ،جبران نمیشه، خانه از پای بست ویران است

      شناخت خود و خدا کمکمون میکنه که از بودنمون لذت ببرم ،از نفس به نفسمون کیف کنیم ، چشم هامونو باز کنیم ، با عکس هاییکه ذهنمون ۴۰ سال پیش ازمون گرفته و سیو کرده زندگی نکنیم‌

      گاهی بیشتر و دقیق تر  توی آینه خودمونو نگاه کنیم ،نه اون نگاهی که ذهنمون داره بهمون نشون میده ،نگاهی که خداوند به ما داره ،با غرور ،اینکه ما اشرف مخلوقاتش هستیم که یک جهان با تمام زیبایی هاش و ابزارهاش در خدمت ماست ،راستی ما کی هستیم که خداوند اینهمه برای ما ارزش قائل شده ؟

      فهمیدن همین جواب خودش میتونه دنیای مارو دگرگون کنه که ما کیستیم ؟ و رابطه خدا با ما چیست؟

      حالا ما وارد دنیای فراوانی ها شدیم که همه چیز به وفور هست و ما فقط باید حسمون خوب باشه، لذت ببریم ،شاد باشیم و کیف کنیم ،یه عالمه هم داشته داریم + اینکه هر آنچه رو هم که نیاز داشته باشیم از قبل خداوند برای ما مهیا کرده است 

      پس شروع کنیم به لذت بردن ،حس کردن ، دیدن،شنیدن،لمس کردن، سپاسگذار بودن ،خندیدن،رقصیدن 

      تا ۴ سال پیش من شخصیت گله مندی داشتم ،مدام غر میزدم و از همه چیز ناراضی بودم ،حرف زیبایی برای گفتن نداشتم ،هر چند دختر شوخ طبعی بودم و فقط اون لحظاتی که شیطونی میکردم دست از غر زدن برمیداشتم

      خودم یه پا مخبر خبرهای بد بودم ،تفریحم خریدن قسمت حوادث روزنامه  همشهری بود که اونم از خواهرم یاد گرفته بودم ،دیدن فیلم های حوادثی هم علاقه داشتم ،یه سریالی تو ماهواره پخش میکرد که در مورد سقوط هواپیماها بود منم طبق علاقه خواهرم دنبال کننده ش بودم ،به تازگی خواهرم گفت هنوز هم خودش با همسرش اون برنامه رو دنبال میکنن 

      مادرم همیشه میگفت فریده انقدر ناشکره خوبه خدا سالم گذاشتتش ، منم انگار بیشتر لجبازی میکردم ،آخه اونوقتا باور کرده بودم خدا باهام زاویه داره و میخواد اذیتم کنه منم دوست داشتم با خدا و جهان بی معرفتش بجنگم ،اون افکار باعث  اون درونیات و بیرونیات میشد دیگه ،باز هم من خدارو شکر میکنم که به اندازه ای که من افکار بد داشتم خداوند با من مهربانی کرد و زندگی به نسبت نرمالی داشتم 

      قبلا که اصلا دیدگاه قشنگی به زندگی ،جهان و دنیا نداشتم ،همیشه از خدا شاکی بودم که چرا منو چاق آفریده، در ایران آفریده ،در این خانواده آفریده ،منو زیباتر نیافریده ، در کل با همه چیز قهر بودم ،جهان و همه چیز هم با من قهر بودن

      احساس تعلق به هیچی نداشتم ،نه به زمین ،نه به بدنم،نه به خانواده ،نه به کشورم و نه به خدا و جهان ،دوست داشتم که اونجوری زندگی نمیکردم و مدام دوست داشتم جای دیگران بودم و از خودم بودن لذتی نمیبردم

      داشته های الان من که دوست دارم بیشتر بهشون توجه کنم ،بدن سالم و سلامت، چشم و ابروی سالم، قلب،ریه،کلیه،کبد،دست و پا،گوش،انگشت،موهای زیبا و بلند،افکار عالی، بینی زیبا،ناخن،پوست، رگ و ریشه، تنفس سالم،کل بدن سالم خدارو شکر

      بودن در مسیرهای لاغری با ذهن و لاغر شدنم براحتی ،بودن در مسیرهای آگاهی و اموزش مطالب ذهنی در تمامی زمینه ها،تغییرات درونی و بیرونی ، آرامش،سپاسگذارتر شدنم، شادی، حس امنیت،اعتمادبنفس و عزت نفس بالاتر، حس ارزشمندی،لیاقت و شایستگی

      شناخت خدا و خودم ، پذیرفتن خودم،عشق به خودم ،روابط بهترم با خودم و اطرافیانم 

      داشتن خونه خوب در منطقه خوب، داشتن ماشین، دوچرخه م، وسایل رفاهی منزلم ،داشتن بینهایت فایل های آموزشی ارزشمند، داشتن ۲ تا دختر زیبا و سلامت ،داشتن داماد خوب و با محبت ، داشتن پدر و مادر ،داشتن روابط عاطفی خوب، داشتن دوستان عالی ،مربی خوب ،کلاس هاییکه میرم و لذت میبرم 

      داشتن بخچال،گاز،لباسشویی،فرش،مبل،تخت،میزنهارخوری، tv، وسایل آشپزخونه

      تفریحاتی که دارم ،مسافرت هاییکه میرم ، داشتن خواهران مهربان و با محبت ، داشتن کوچه و محل خوب ، همسایه های خوب ، داشتن اتاق پر نور ،داشتن تراس که من عاشق تراس هستم ، داشتن پارکینگ ماشینم ، داشتن اساتید عالی 

      گوشی موبایلم ،سرفیسم ،وسایل تکنولوژی م ،اینترنتی که دارم ،آرامشی که الان دارم ،خوردن غذاها بدون ترس ،امنیتی که دارم ، احساس قدرتمندی و توانمندی هام ، حس عشقی که به دخترانم‌ دارم ، حس عشقی که اطرافیانم به من دارن و یه عالمه داشته که از نظر من مخفی هستن .

      سپاسگذار خداوندم که دارم تمرین میکنم برای تغییر نوع زاویه نگاهم به خودم به جهان به خدا و به اطرافیانم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۳ ۱۹:۳۶
      مدت عضویت: 2527 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 425 کلمه

      سلام وقت بخیر
      روز ۴۰تکرار
      معنای واقعی ناشکریو این مدت چشیدم،این روزا که برای یه نفس کشیدن ساده هم باید مراقب باشی،این دم وبازدمی که همیشه براحتی از کنارش گذشتیم،الان دوست داریم با آرامش یه نفس راحت بکشیم،راحت بیرون بریم،راحت خرید بریم ،در کل دلمون تنگ شده واسه آرامشی که داشتیم ولی متوجهش نبودیم،پارک وپیاده روی میرفتیم با غر غر، ورزش وباشگاه میرفتیم با تنبلی ونق ،همش بیرون بودیم ولذت میبردیم ولی سپاسگذارش نبودیم،دوستامونو براحتی میدیدیم،گردش میرفتیم،رستوران میرفتیم ،مسافرت میرفتیم،خوش میگذروندیم ولی همش ناسپاس بودیم،ناشکر بودیم ،حالا دلمون میخواد به هوای گذاشتن سطل زباله ،تا سر کوچه بریم،همش منتظریم بازم مثل قبل فقط زندگی عادی خودمونو داشته باشیم

      منم مثل خیلی از خانم های دیگه بسیاربسیار ناسپاس وناشکر بودم،همیشه در حال غر زدن بودم،چرا من چاق آفریده شدم،چرا من خوشگلتر زاییده نشدم با اینکه دختر نرمالی بودم،چرا آمریکا زندگی نمیکنم،چرا پولدارتر نیستم،چرا زندگی من خراب شد،چرا پدر ومادرم جدا شدن،چرا پدرم دوستم نداشت وچراهای زیادی داشتم که باعث وبانیشو خدا وخانواده میدونستم
      ۲سال ونیم پیش کتاب معجزه سپاسگذاری خوندم وشروع کردم به شکرگذاری ومسیرهای ذهنی بیشماری برای من باز شد ،کم کم حال وهوای من تغییر کرد،نعمت ها از در ودیواد واسم سرازیر میشد تو زندگیم ،ولی بازم قانون سپاسگذاری متوجه نمیشدم ،فقط انجامش میدادم،نمیدونستم چرا وقتی سپاسگذاری میکنم زندگیم بهتر میشه،درک درستی نداشتم،ولی آموزش دیدن رو ادامه دادم ،کتاب میخوندم،فایلهای اساتید بزرگ ایران ودنیارو گوش میدادم وتمرین میکردم واستمرار داشتم،و تکاملمو طی میکردم الان دفتر شکرگذاری‌ دارم ،صبح مینویسم وشب مجدد نوشته هامو تکرار میکردم و احساس میکنم وحالم عالی میشه

      برای داشتن بدن سالم وقوی خودم سپاسگذارم
      برای داشتن ۲تا دختر سالم ،خوب،صالح و دوست داشتنی سپاسگذارم
      برای داشتن پدر ومادر سالمم سپاسگذارم
      برای داشتن خواهرهای سالم وخانواده سالمم سپاسگذارم
      برای داشتن خونه بزرگ در محل خوب سپاسگذارم
      برای داشتن ماشین عزیزم سپاسگذارم
      برای داشتن وسایل منزلم سپاسگذارم
      برای داشتن یه عالمه فایل عالی از اساتید مهم دنیا سپاسگذارم
      برای بودن در مسیر لاغری با ذهن سپاسگذارم
      برای داشتن فایل لاغری با ذهن،خدا هرگز دیر نمیکند،پاکسازی لاغری،و گام سوم سپاسگذارم
      برای بودن در راه کنترل ذهن سپاسگذارم
      برای رفتن به کلاس رقصم ومربی عالیم سپاسگذارم
      برای رفتن به کلاس تنیس و مربی خوبم سپاسگذارم
      برای داشتن یک یار و دوست و همراه مهربان وعالی در زندگیم سپاسگذارم
      برای سفرهای زیادم به کشورهای لاکچری سپاسگذارم
      برای هدف ها وخواسته های قوی وقدرتمندی که تو ذهن وقلبم دارم ومطمئنم بهشون میرسم به کمک خداوند سپاسگذارم
      و خیلی موارد زیادی که دارم واگر بخوام بنویسم تا فردا طول میکشه
      مهم اصله ،که من هستم ،زنده ام ،بقول استاد ،مهم خودمم،اگر من نباشم هیچ چیزی بعد از من مهم نیست ،به بقیه خواسته هام میرسم با ساختن باورهای قدرتمندکننده وتوکل به خدا وتلاش خودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم