0

لذت بردن از زندگی (جلسه چهارم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

این روزها خیلی از ما تمام عمرمون رو صرف این می‌کنیم که چیزهای بیشتری به دست بیاریم، از خونه بزرگتر گرفته تا ماشین بهتر. 🚗💰 اما آخرش چی؟

با اینکه کلی امکانات داریم، باز هم احساس آرامش و خوشبختی نمی‌کنیم. 😔

اینجا می‌خوایم در مورد یه چیز خیلی مهم صحبت کنیم: لذت بردن از زندگی. ✨

شاید وقتش رسیده که تمرکزمون رو از نداشته‌ها برداریم و ببینیم که خوشبختی واقعی همین الان، همینجاست. 💖
بیایید با هم یاد بگیریم چطور از زندگی‌مون لذت ببریم. 😊

توجه به بودن و زندگی کردن 🌿

مهم‌ترین موضوع در زندگی هر انسانی، “زندگی کردن” است. اما متأسفانه، بسیاری از ما کمتر از بهای واقعی‌اش به آن اهمیت می‌دهیم.

لذت بردن از زندگی

در دنیای پرسرعت امروز 🚀، پیشرفت‌های مادی و سرگرمی‌های متنوع به‌قدری زیاد شده‌اند که خیلی راحت می‌توانند ما را از اصل ماجرا دور کنند.

همین مسئله باعث می‌شود اصل زندگی که لذت بردن از زندگی است به حاشیه برود و در نهایت، احساس یأس و ناامیدی جای شادی واقعی را بگیرد.

ابزارها برای زندگی هستند، نه خود زندگی 🛠️

تمام امکانات و شرایطی که در اختیار داریم، صرفاً وسیله‌ای هستند تا به ما در لذت بردن از زندگی کمک کنند.
اگر این حقیقت ساده را فراموش کنیم، حتی داشتن بهترین شرایط هم نمی‌تواند شادی و رضایت ما را تضمین کند.

واقعیت این است که ثروت، موقعیت یا امکانات لوکس، فقط ابزارهایی برای آسان‌تر شدن زندگی‌اند، نه خود زندگی.

دام بزرگ “آینده‌گرایی” ⏳

یکی از اشتباهات رایج این است که لذت بردن از زندگی را مشروط به رسیدن به یک شرایط خاص می‌کنیم. مثلاً می‌گوییم: «وقتی فلان خانه یا ماشین را داشته باشم، تازه خوشحال می‌شوم.» این نوع نگرش ما را در تله‌ی آینده‌گرایی می‌اندازد.

نتیجه؟ همیشه در انتظار آینده‌ای هستیم که ممکن است هرگز نیاید، و همین باعث می‌شود از زمان حال که تنها دارایی واقعی ماست، محروم شویم.

البته داشتن آرزو و تلاش برای بهتر شدن فوق‌العاده است 💪، اما نباید فراموش کنیم که ارزش زندگی در همین لحظه‌های حال نهفته است.
با یاد گرفتن هنر لذت بردن از زندگی در اکنون، می‌توانیم حتی در مسیر رسیدن به اهداف، شاد و راضی باشیم.

هنر لذت بردن از زندگی 🌸

لذت بردن از زندگی فقط به معنای رسیدن به خواسته‌ها نیست؛ بلکه هنر دیدن زیبایی‌های کوچک روزمره است.
یک فنجان چای در آرامش، یک لبخند از صمیم قلب، یا حتی دیدن غروب خورشید… همه‌ی این‌ها می‌توانند برای ما منبعی از آرامش و شادی باشند.

تلاش برای بهتر شدن زندگی کاری مقدس و ضروری است 🙏، اما اگر آنچه را که نداریم، تبدیل به ملاک ارزشمندی خود کنیم، هرگز شادی را تجربه نخواهیم کرد.
هر انسانی ارزشی برابر دارد و اساس زندگی همه‌ی ما یکسان است؛ تنها شرایط بیرونی متفاوت است.

وقتی این حقیقت را بپذیریم، به‌جای مقایسه‌ی خود با دیگران، می‌توانیم تمرکزمان را بر لذت بردن از زندگی خودمان بگذاریم. این یعنی قدردان آنچه هستیم و استفاده از فرصت‌های همین لحظه.

لذت بردن از زندگی یک مهارت است؛ مهارتی که با تغییر نگرش و توجه به لحظه‌های ساده، می‌تواند شادی عمیق و پایدار به ما هدیه دهد.

آرامش واقعی راز لذت بردن از زندگی

آرامش واقعی؛ راز لذت بردن از زندگی 🌸✨

بر اساس تجربه‌ای که در طول زندگی‌ام داشته‌ام، به یک حقیقت عمیق پی بردم: گران‌قیمت‌ترین و ارزشمندترین چیزی که همه انسان‌ها در جست‌وجوی آن هستند، نه ثروت بی‌پایان است و نه موقعیت‌های اجتماعی درخشان؛ بلکه آرامش در زندگی است 🌿.

سلامتی هم بدون شک یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی است 🍃، اما وقتی آرامش درونی نباشد، حتی با داشتن جسمی سالم هم نمی‌توان طعم واقعی شادی را چشید.
آرامش زمانی پدیدار می‌شود که خداوند در قلب و روح ما حضور داشته باشد 🙏.

سال‌هاست که در دل تکرار می‌کنم:

«آرامش را تنها با خدا زیستن یافتم؛ هر زمان از او دور شدم، هیچ آرامشی نداشتم.» 😔

ثروت بدون آرامش، پوچ و خالی است 💰🚫

تجربه هنرجوی دوره خدا هرگز دیر نمیکند

شاید بسیاری از ما فکر کنیم داشتن ثروت، شهرت یا موقعیت اجتماعی بالاترین درجه خوشبختی است.
من هم زمانی در چنین شرایطی بودم. همسر سابقم فردی تحصیل‌کرده، ثروتمند و با پرستیژ اجتماعی بود 👔✨. ظاهر زندگی ما برای خیلی‌ها رویایی به نظر می‌رسید و بسیاری در دلشان به ما غبطه می‌خوردند 👀.

اما واقعیت پنهان چیز دیگری بود. او فردی ناشکر، بهانه‌گیر و نارضایتی دائمی داشت.
هرگز از زندگی و داشته‌هایش لذت نمی‌برد 😒. همیشه در حال مقایسه، گلایه و شکایت بود.
این انرژی منفی، کم‌کم مثل خوره به جان زندگی ما افتاد و آرامش را از بین برد.

من در دل بارها آرزو کردم:

«ای کاش در خانه‌ای ساده، اما با قلبی آرام زندگی می‌کردم.» 🕊️
زیرا ثروت و تجمل، بدون آرامش، به قفسی طلایی تبدیل می‌شود.

لحظه‌ای که همه‌چیز تغییر کرد 🌟

وقتی زندگی‌ام به نقطه‌ی ویرانی رسید، دیگر تکیه‌گاهی نداشتم جز خداوند. همان‌جا بود که او را به‌عنوان تنها منبع آرامش و سعادت واقعی پیدا کردم 💖.

از آن لحظه، همه چیز در زندگی من تغییر کرد ✨. انگار دنیای جدیدی برایم گشوده شد؛ معجزه‌ها یکی پس از دیگری رخ دادند. درست مثل گفته‌ی قدیمی که می‌گوید:

«با خدا باش و پادشاهی کن.» 👑

من تصمیم گرفتم همه‌ی داشته‌های مادی گذشته را رها کنم و خود را به دستان پرمهر پروردگار بسپارم 🙌.
در کمال شگفتی، خداوند زندگی‌ای به من عطا کرد که نه‌تنها آرام‌تر، بلکه بسیار پُرمعناتر و پربرکت‌تر از گذشته بود.

لذت بردن از زندگی با حضور خدا 🌷

از آن روز، لحظه‌ای از یاد خدا غافل نشدم. حتی در سخت‌ترین شرایط، تنها نام او را صدا می‌زدم 🌌. حضورش در قلبم، آن‌چنان آرامشی به من می‌داد که هیچ ثروت و موقعیت اجتماعی قادر به بخشیدنش نبود.

من روزهایی را گذراندم که در خانه‌ای خالی زندگی می‌کردم، اما هزاران بار خدا را شکر می‌کردم 🙏.
زیرا در همان خانه‌ی ساده، قلبم سرشار از آرامش بود. در حالی که زمانی بهترین خانه، ماشین و امکانات مادی را داشتم، ولی از درون خالی و بی‌روح بودم.

اکنون می‌دانم که خوشبختی در تجملات و دارایی‌های مادی خلاصه نمی‌شود. خوشبختی واقعی در این است که:

  • بدنی سالم داشته باشیم 🫀
  • ذهنی آرام و متعادل داشته باشیم 🧘‍♀️
  • و مهم‌تر از همه، عشق خدا را در دل خود زنده نگه داریم ❤️

این همان چیزی است که به ما کمک می‌کند تا طعم شیرین لذت بردن از زندگی را تجربه کنیم.

توصیه‌های عملی برای لذت بردن از زندگی 🌿✨

برای اینکه بتوانیم آرامش و شادی را به‌صورت واقعی تجربه کنیم، باید لذت بردن از زندگی را در عمل تمرین کنیم.
این کار تنها با تغییر نگرش اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه نیازمند ایجاد عادت‌های کوچک و مداوم است. در ادامه، چند راهکار ساده و مؤثر را مرور می‌کنیم:

🙏 شکرگزاری روزانه

یکی از عمیق‌ترین و مؤثرترین راه‌ها برای لذت بردن از زندگی، تمرین روزانه‌ی شکرگزاری است. شکرگزاری یعنی دیدن زیبایی‌ها و نعمت‌های کوچکی که معمولاً آن‌ها را نادیده می‌گیریم.

هر روز صبح یا شب، چند دقیقه وقت بگذارید و بابت سه چیز ساده یا بزرگ شکر کنید. می‌تواند هوای پاکی باشد که تنفس می‌کنید، صدای خنده‌ی یک عزیز، یا حتی توانایی راه رفتن و حرکت کردن.

این تمرین کوچک، ذهن شما را از «کمبود» به سمت «وفور» می‌برد و باعث می‌شود روزتان با حس آرامش و شادی آغاز شود 🌸.

⏳🌿 توجه به لحظه حال (Mindfulness)

یکی از دلایل اصلی از دست دادن احساس خوشبختی در زندگی، زندگی کردن در گذشته یا آینده است.
ذهن ما یا درگیر حسرت‌های گذشته می‌شود یا نگران آینده‌ای که هنوز نیامده است. اما راز شادی و آرامش، در «لحظه حال» نهفته است.

سعی کنید در کارهای روزمره حضوری آگاهانه داشته باشید:

  • هنگام غذا خوردن، طعم و بوی آن را با تمام وجود حس کنید 🍲
  • وقتی قدم می‌زنید، به صدای پرندگان و لمس نسیم روی پوست خود توجه کنید 🚶‍♀️🍃

این تمرکز روی لحظه حال، شما را از اضطراب و نگرانی رها کرده و آرامشی عمیق به همراه می‌آورد.

💖🕊️ بخشیدن خود و دیگران

کینه و دلخوری مثل بارهای سنگینی هستند که روی شانه‌هایتان می‌مانند و نمی‌گذارند از زندگی لذت ببرید. برای رسیدن به آرامش، باید یاد بگیریم ببخشیم؛ هم خودمان را بابت اشتباهات گذشته، و هم دیگران را بابت خطاهایشان.

بخشیدن به معنای تأیید اشتباهات نیست؛ بلکه به معنای رها کردن خود از اسارت ذهنی است. وقتی می‌بخشید، سبک‌تر می‌شوید و فضای قلبتان را برای شادی و آرامش باز می‌کنید 🌈.

🤝🌟 خدمت به دیگران

کمک کردن به دیگران، حتی در ساده‌ترین شکلش، یکی از ناب‌ترین راه‌های تجربه‌ی لذت بردن از زندگی است. وقتی به کسی یاری می‌رسانید، انرژی مثبتی می‌بخشید که چند برابرش به خودتان بازمی‌گردد.

این حس ناب شادی، با هیچ ثروت یا دارایی قابل مقایسه نیست. حتی یک لبخند به رهگذری غریبه یا دستگیری از یک فرد نیازمند، می‌تواند معنای عمیق‌تری از زندگی برایتان آشکار کند ✨.

🌳🌞 ارتباط با طبیعت

طبیعت بهترین معلم برای یادگیری لذت بردن از زندگی است. کافی است مدتی در کنار درختان، رودخانه‌ها یا کوه‌ها بگذرانید. آرامش و نظمی که در طبیعت می‌بینید، یادآوری می‌کند که زندگی در جریان است و باید از این فرصت زیبا بهره برد.

قدم زدن در پارک، تماشای آسمان و ابرها ✨ یا لمس یک برگ سبز، می‌تواند روح شما را تازه کند. هر بار که در دل طبیعت هستید، در واقع با خالق جهان ارتباط می‌گیرید؛ و همین ارتباط، طعم واقعی لذت و آرامش را به شما می‌بخشد 🌺.

✅ نتیجه اینکه: با شکرگزاری، حضور در لحظه حال، بخشیدن، خدمت به دیگران و ارتباط با طبیعت، می‌توانیم در هر شرایطی طعم واقعی لذت بردن از زندگی را تجربه کنیم.
این عادت‌ها کوچک به نظر می‌رسند، اما در عمل زندگی ما را متحول می‌کنند.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.23 از 186 رای

https://tanasobefekri.net/?p=12247
267 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۱/۰۸/۱۳ ۱۴:۳۳
      مدت عضویت: 2271 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,097 کلمه
      • با سلام خدمت استاد عزیزم ودوستان 
      • استاد من این دوره رو سه سال پیش گذروندم اما این دفعه که میگذرونم خیلی بیشتر درک میکنم وتازه فهمیدم که چقدر دوره عالی وگفت انگیزی بی‌نظیر محشر خارق‌العاده ست حرف نداره یه دنیا ممنون بابت این دوره  
      • من این فایل گوش دادم واقعا زنده شدم یه تلنگر بزرگی برای من بود من واقعا به اون نیاز داشتم  من الان دارم دوره اصلاح پرخوری میگذرونم ومرحله اول ورود به سرزمین لاغرها رو هم گذروندم اما یهو  یه حسی به من می‌گفت این دوره رو بگذرون من  یادم رفت اومدم قسمت باشگاه تناسب فکری دوباره این ایده داده شد من سریع اقدام کردم خیلی خوشحالم که شروع کردم چون واقعا نیاز داشتم به این تلنگر بزرگ 
      • استاد من این کارو انجام دادم نشستم اول سالی یادم نمیاد چه سالی بود ولی حداقل ده سال پیش بوده خیلی وقت پیش نوشتم آرزوهامو لای قرآن گذاشتم ویه سری هم روی بادکنک نوشتم اول با گاز پر کردم بعد نوشتم آخر شب که همه خواب باشن فرستادم تو آسمون ودور شدن اونو نگاه میکردم آرزوهام میگفتم وخیلی خوشحال بودم خیلی حالم خوب بود ولی دیگه یادم رفت متوجه نشدم چی شد به کدوم آرزوم رسیدم 
      • تمرین اول 
      • من خیلی ناشکری کردم واصلا نمیدونستم وبعد نبودم که باید از زندگیم راضی باشم وبابتش سپاسگزاری کنم حالا گاهی هم سپاسگزاری میکردم 
      • من وقتی فکر میکنم از بچگی به پدرم هر چی میگفتم بخر نمیخرید میگفت پول ندارم من هم غر میزدم میگفتم ای خدا این چه زندگی برای من درست کردی واینجوری من روی خواستههام خط میکشیدم یا پولهام جمع میکردم وخودم میخریدم مثل کفش ولباس 
      • بعد جوان که بودم با مادرم خیلی بحث میکردم غر میزدم 
      • بعد ازدواج که کردم خیلی ناسپاسی میکردم دائم دعوا داشتم با همسرم چون خواهرهاش خیلی تو زندگی من دخالت میکردن اش نخورده وذهن سوخته بود وکلی گله وشکایت میکردم 
      • بعدها که بچه دار شدم همسرم عادت بدی داشت البته الانم داره که وقتی بچه کار زشتی میکنه پشت اون در میاد ومن مادر و خارج ذلیل وحقیر کوچیک وبی ارزش میکنه که چرا بچه رو دعوا کردی یا کتک زدی  من خیلی ناراحت میشدم غر میزدم 
      • بعد دولت گفت ماشینهای فلان از رده خارج میشن همسر من ترسید سریع رفت ماشینشو فروخت من بهش گفتم نفروشی حالا تا اقدام کنن طول میکشه ولی فروخت ما هم از ماشین عمران معاش میکردین ورشکست شد من کلی غر میزدم که حرف گوش نکردی 
      • بعد یه سری افراد اومدن تو زندگیمونو بازم پول مارو خوردن منم موقع دعوا از فرصت استفاده میکردم سرزنشش میکردم غر میزدم خوب خیلی شرایط بدی بود ما به نون شب هم محتاج بودیم 
      • بعد خونه داشتم با جاریم شریک بودیم خیلی اذیت میشدین خیلی غر زدم و کسی هم نمیخرید طوریکه همسرم با قیمت خیلی کمتر فروخت 
      • بعد خونه داشتم ۷۰ متر بازم غر میزدم اج این چه خونه ای که دارم هر چی تمیز میکنم انگار نه انگار جای کمی داشتم 
      • الانم گاهی گله وشکایت میکنم که بابا روغن چقدر گرونه برنج چقدر گرونه من نمیتونم خوب بخرم باید نیم دونه بخرم کلی غر میزدم 
      • الانم موقع غذا درست کردن کلی غر میزنم ای بابا کوفت هم پیدا نمیشه تو این خونه غذا درست کنم 
      • بعد بابت پول ندادن همسرم به من هم غر میزنم که پول نمیده من چکار کنم و‌…
      • ومن بخاطر بی شغلی هم کلی غر میزنم با خودم اگه شغل داشتم خودم درآمد داشتم منت کسی رو نمی‌کشیدم 
      • والان یه خط قرمز پر رنگ میکشم 
      • میگم اینا مال قبلنا بوده من دیگه انسان آگاهی شدم وتصمیم میگیرم دیگه گله نکنم من از امروز تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۱ متعهد میشوم که دیگه سعی کنم گله وشکایت نکنم وقدر زندگیم و زنده بودنم بدونم 
      • چطور اینکه هر صبح که بیدار میشم از خداوند سپاسگزاری کنم که یه فرصت ۲۴ ساعته دیگه به من داد تا زندگی کنم بخاطر زنده بودنم بخاطر سلامتی بخاطر  سلامتی تک تک سلول‌های بدنم بخاطر حالخوبم بخاطر احساس خوبم سپاسگزار خداوند متعال باشم 
      • تمرین اول که چقدر ارزش داشته‌های میدونستی 
      • من قبلنا یه مبلی داشتم که خیلی وقت بود خریده بودم ودیگه داغون شده بود ویه مبل دیگه داشتم که فردی میخواسته بندازه دور من آوردم استفاده کنم  هر وقت چشام می‌افتاد به مبلها غر میزدم که ای بابا اینکه داغون شده اونم که یارو انداخته دور تو چرا رفتی آوردی خلاصه کلی خودم سرزنش میکردم غر میزدم ونمیدونستم باید ارزش اونو بدونم فقط غر میزدم 
      • بعد من دوتا میز عسلی دارم که خیلی قدیمی تقریبا اولین میز عسل‌های که تولید شد من خیلی غر میزدم میگفتم بندازش دور کهنه است قدیمی عابری آدم میبره ولی الان همون دوتا میز عسلی عصای دست من شده من دفترهای روی اونها میذارم تمرین مینویسم. 
      • بعد من بخاطر کابینت‌های قدیمی فلزی هم کلی غر میزدم که اینا فلزی دیگه از مد افتاده وهمسرش میگفت گرون من نمیتونم عوض کنم ومنم خیلی گله میکردم ولی الان که آگاهی کسب کردم این فایل گوش دادم میبینم اگر این کابینت فلزی نبود من چقدر تو سختی بودم باید ظرفا رو تو کارتن میپیچیدم یه گوشه از خونه میذاشتم وباعث آزارم میشدن چقدر خوب خدایا که همین کابینت فلزی قدیمی کهنه هست خدایا شکرت .
      • من بخاطر شیر آلات خونه هم خیلی غر میزنم چون دائم آب رفت دارن همسرم میگه خریدش گرونه جنسش هم خوب نیست همون مغزی هایی که از قبل ده الی بیست سال پیش داره هی سر هم میکنه ومیذاره یه مدت خوب میشه دوباره آب رفت شروع میشه 
      • تمرین دوم 
      • من تو زندگیم خیلی چیزا دارم که اگر بهشون توجه کنم خیلی ارزش سپاسگزاری دارن 
      • پدرومادر خواهرهام  خانواده‌ام همسرم فرزندانم موبایلم وجود خودم سلامتی سلامتی اعضای خانواده‌ام حال خوبم احساس خوبم سلامتی تک تک سلول‌های بدنم 
      • وجود همسرم که اگه نباشه من خیلی دچار مشکل چقدر خوبه که هست 
      • سرویس قابلمهام یخچال م کمد لباسهام اگه نباشه من جایی برای گذاشتن لباس ندارم چقدر خوبه که هست 
      • مبلهای نو که دارم فرش نو که خریدم تختم خونه ای که دارم که اگه نباشه من دچار مشکل میشم نگرانی هر سال بابت چطور خونه پیدا کنم خونه گرونه اسباب کشی هزینه حمل هزینه بنگاه و…خدا رو شکر که خونه دارم و
      • خیلی چیزای دیگه که اگه نباشن من دچار مشکل میشم موبایلم سلامتی خودم وخانواده یخچال ماشین لباسشویی گاز  شهری واتاق گاز و…. 
      • خدایا شکرت که هستن  اینو بگم که الان دوسه روزه که این فایل گوش دادم سعی میکنم از هر چی استفاده میکنم به هر چیزی دست میزنم بابتش سپاسگزار خداوندم باشم مثلا میخوام غذا درست کنم میگم خدایا شکر که گاز شهری دارین خدایا شکر که اجاق گاز دارم وخدای شکر بخاطر قابلمه بخاطر نمک وبرنج بخاطر حالواحساس خوبم که میتونم غدا درست کنم  
      • ومجنون استاد که این دوره رو تهیه کردید وباعث شدید من از اون استفاده کنم وآگاهی کسب کنم بتونم با خدای خودم دوست باشم بتونم قدر زندگیم قدر وسایلی که دارم قدر زنده بودنم بدونم  ممنونم یه دنیا ممنون 
      •  
      •  
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۱/۰۸/۱۲ ۰۰:۴۷
      مدت عضویت: 2271 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 147 کلمه

      سلام دوست عزیزم اولش خیلی  خوشحال شدم که حد اقل یکی تو زندگیش همه چیز داره بعد از اخلاق همسرتون گفتید خیلی ناراحت شدم به نظر منم عاقلانه ترین کارو انجام دادید چون زندگی با این افراد فایده نداره نمیشه که تغییرش داد وباید یه عمر سوخت وساخت وخیلی خیلی خوشحال شدم که یه زندگی عاشقانه باهمسر وفرزندانتون دارید آرزو خوشبختی براتون دارم 

      واینکه مسیحی هستید هیچ اشکالی نداره هر کس به طریقی خدای خودشو پیدا میکنه من قبل از اینکه عضو سایت بشم هیچ دینی نداشتم یه مدت تلوزیون شبکه مسیحیان میدیدم عاشق اون دین شدم که چقدر آدمها شون باعشق از ته قلبشون از اعماق وجودشون میگن عیسی یا مریم مقدس یه مریم مقدس میگن هزار تا از کنارش میریزه ودین خیلی خوبیه مبارکتون باشه 

      وخوشحالم که با خدای خودتون عشق میکنید واز با او بودن لذت می‌برید آرزو دارم همیشه در کنار اون به آرامش برسید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abolhasanifarzane1
      ۱۳۹۹/۰۸/۰۴ ۱۵:۴۶
      مدت عضویت: 2271 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 177 کلمه

      سلام من فرزانه هستم جلسه چهارم زندگی با طعم خدا وقتی فکر میکنم میبینم که من اصلا برای زندگی ارزش قئل نیستم واصلا فکر بهزندگی نمیکنم امااما بهزنده بودن خیلی خیلی توجه دارم چون دوتا دختر دارم که به من نیاز دارن ودوست نداشتم بچه هام بیمادری تجربه کنن خیلی سخته من کلا ادم غر غرویی نیستم صبر میکنم اما جونم که به لبم برسه دیگه زمین وزمان و بهم میدوزم تصورم از زندگی این بودکه اگه با فلانی ازدواج میکردم بهتر بود وانقد سختی نمیکشیدم مرحله دوم اگر بخوام از زندگیم لیست بگیرم هر چیزی که دور وبرم هست از مبل قدیمی ا فرش وحتی دیوار جای شکر کزاری داره هزار هزار بار چیزهایی مهمی هم هستن که برای اونها هر چی شکر کنم کمه من زنده بودن خودم وخانواده ام سلامتی خودم وخانواده ام بچه ها پدرو مادر همسرم خواهرهام فرزندانشون خلاصه زیاد نمیتونم همشو بشمورم واگه خدای نکرده وزبونم لال نباشن خیلی سخته من تا حالا برای زندگیم ارزش قائل نبودم اما از این به بعد به لطف خدا واستاد ارزش قائل میشم ایشالا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم