تا حالا به این فکر کردی که آیا واقعاً تغییر سرنوشت امکانپذیره؟ 🤔
شاید مثل من سالها این باور رو داشتی که زندگیت از قبل تعیین شده و چارهای جز پذیرفتن نداری. اما یه روز یه جرقه💡 تو ذهنت روشن میشه و میفهمی که داستان یه چیز دیگهست!
اینجا میخوام از تجربهی خودم بگم، از اینکه چطور باورهای قدیمی رو شکستم و فهمیدم که کلید اصلی برای ساختن زندگی دلخواه، توی دست خودمه. پس اگه تو هم دنبال یه راه تازه هستی، با من همراه شو!
🌟 سرنوشت چیست؟ از ابهام تا تغییر سرنوشت
موضوع سرنوشت همیشه یکی از مبهمترین دغدغههای ذهن من بود. 🤯

از یه طرف از شرایط زندگیام راضی نبودم، و از طرف دیگه میترسیدم نکنه نارضایتی من از این وضعیت باعث قهر خدا بشه. همین ترس باعث میشد خیلی وقتها سکوت کنم و همهچی رو به حساب تقدیر بذارم.
مدام از اطرافیانم میشنیدم: «هرچی خدا بخواد همونه. وظیفه ما فقط صبر و شکرگزاریه.» 🙏
اما یه سوال عمیق همیشه تو ذهنم میچرخید:
«پس چرا هرچی خدا برام خواسته، بیشتر مشکل و سختی بوده؟ چرا شادی، موفقیت یا ثروت برای من نخاسته؟» 😔
مادرم سعی میکرد با این جمله منو قانع کنه: «شاید خدا میدونه اگه بیشتر پول داشته باشی، به دردسر میفتی. پس بهتره همونقدری که داری برات خوبه.»
ولی ته دلم همیشه یه حس قوی بود که میگفت: «نه! من میتونم بیشتر داشته باشم. من میتونم دست به تغییر سرنوشت بزنم.» 💪✨
وقتی بیشتر وارد مسیر رشد شدم و با آدمهای مختلف صحبت کردم، دیدم خیلیها هم مثل من همین سوال رو دارن. اینکه آیا سرنوشت واقعاً از قبل نوشته شده یا میشه تغییرش داد؟
اینجا بود که فهمیدم موضوع تغییر سرنوشت خیلی بزرگتر از تصور منه و حتی توی گوگل هم کلی آدم دنبال جواب این سوالن:
- 🔎 آیا سرنوشت انسان از قبل تعیین شده است؟
- 🔎 نقش خداوند در سرنوشت انسان چیست؟
- 🔎 تفاوت تقدیر و سرنوشت چیه؟
- 🔎 آیا دعا یا تغییر اسم میتونه باعث تغییر سرنوشت بشه؟
این همه جستجو نشون میده که مسئله سرنوشت و امکان تغییر سرنوشت برای خیلیها یه معمای حلنشدهست.
در تعریف سنتی، سرنوشت یعنی مجموعهای از اتفاقات از پیش تعیینشده، چیزی مثل خطی که از قبل نوشته شده باشه 📝. بعضیها هم میگن زندگی ما درست مثل درخته: همونطور که روند رشد یک درخت از قبل مشخصه، زندگی انسان هم همینطوره و قابل تغییر نیست. 🌳
اما واقعیت اینه که این مقایسه یه جای کارش میلنگه! بله، ما مثل درخت یهسری محدودیتهای طبیعی داریم؛ مثلاً همهمون باید نفس بکشیم یا غذا بخوریم. ولی برعکس درخت، انسان یه توانایی فوقالعاده داره: قدرت انتخاب.
ما میتونیم بارها و بارها شرایط بیرونیمون رو تغییر بدیم، جای زندگیمون رو عوض کنیم، مسیر شغلیمون رو بسازیم یا حتی احساس درونیمون نسبت به زندگی رو عوض کنیم. 🌈
این یعنی انسان بارها میتونه تصمیم بگیره و با هر انتخاب تازه، دست به تغییر سرنوشت خودش بزنه. سرنوشت یه نوشته سنگی نیست که هیچوقت پاک نشه؛ بلکه یه دفتر بازه که هر لحظه میتونیم صفحه جدیدی بهش اضافه کنیم. 📖✨
خیلی وقتها ما فکر میکنیم شرایط بیرونی همهچیزو تعیین میکنه: خانوادهای که توش به دنیا اومدیم، شهری که زندگی میکنیم یا حتی گذشتهای که داشتیم. ولی واقعیت اینه که همه اینها فقط نقطه شروعه، نه پایان کار. تغییر سرنوشت از جایی آغاز میشه که ما تصمیم میگیریم قربانی شرایط نباشیم. 🌅
تصور کن جلوی یه چهارراه ایستادی 🚦. مسیرها از قبل مشخص شدن، اما این تویی که انتخاب میکنی کدوم سمت بری. شاید راهی که انتخاب کردی سختتر باشه، پر از سربالایی و سنگلاخ، اما در نهایت میتونه تو رو به مقصدی برسونه که همیشه دلت میخواست.
همونطور هم، موندن در مسیر آسون و تکراری شاید راحت باشه، اما در نهایت تو رو همونجایی نگه میداره که الان هستی.
پس تغییر سرنوشت فقط یک شعار نیست، یک عمل روزانهست. با هر فکر جدید، با هر تصمیم کوچک، با هر قدمی که خارج از عادتهای قدیمی برمیداریم، داریم سرنوشت تازهای مینویسیم.
این یعنی سرنوشت ما نه تقدیر اجباریه و نه نوشتهای تغییرناپذیر؛ بلکه داستانی در حال نوشتنه که قلمش در دست خودمونه. ✍️✨

🌈 تغییر سرنوشت من
از وقتی فهمیدم که سرنوشت من از قبل نوشته نشده و مجبور نیستم تا آخر عمر شرایط سخت زندگیمو تحمل کنم، یه حال و هوای تازه وارد دنیام شد ✨.
انگار کسی پنجرهای رو به روم باز کرد و نوری جدید توی زندگیم تابید. پر از شور و شوق شدم برای تجربهی شرایط بهتر، و همین باعث شد زمان زیادی رو صرف مطالعه، تحقیق و تمرینهای ذهنی کنم تا بفهمم واقعاً چطور میشه دست به تغییر سرنوشت زد. 📚💭
به لطف خدا، قدم به قدم شرایط زندگی من تغییر کرد 🙏. اولین نشونههای تغییر سرنوشت من، تغییر در احساسات و شادی درونیم بود.
جالب اینجا بود که اوضاع بیرونی هنوز خیلی فرق نکرده بود، اما من به طرز شگفتانگیزی آرامش عمیقی رو تجربه میکردم 😌💖.
راز این آرامش چی بود؟ باور کردن امکان تغییر سرنوشت. همون لحظهای که باور کردم میتونم زندگی بهتری داشته باشم، همهچی تغییر کرد.
🌟 من باور کردم که خودم خالق شرایط زندگیام هستم.
🌟 من باور کردم که خدا مسیر زندگیمو از قبل قفل نکرده.
🌟 من باور کردم که اختیار دارم هرجور که میخوام زندگی کنم.
🌟 من باور کردم که فرصت تغییر سرنوشت برای همه انسانها وجود داره.
این باور به من اطمینان داد که میتونم هرطور که دوست دارم زندگی کنم، و همین اعتماد، آرامشی درونی ساخت که هیچ شرایط بیرونی نمیتونست خرابش کنه 🌿✨.
📖 مثال واقعی از تغییر سرنوشت
یادمه یه دورهای اوضاع مالی من خیلی سخت بود 💸. هرچی کار میکردم، آخر ماه باز هم چیزی ته جیبم نمیموند. اون روزها مدام میگفتم «قسمت من همینه دیگه، خدا نمیخواد بیشتر داشته باشم.»
اما وقتی با مفهوم تغییر سرنوشت آشنا شدم، تصمیم گرفتم این جمله رو برای همیشه از ذهنم پاک کنم. به جای اینکه بگم “قسمت من اینه”، شروع کردم به گفتن: “من میتونم شرایط مالیمو تغییر بدم.”
همین تغییر نگاه باعث شد دنبال یادگیری مهارتهای جدید برم، کارهای تازهای امتحان کنم و حتی از فرصتهایی استفاده کنم که قبلاً اصلاً نمیدیدم 🚀.
چند ماه بعد، اولین تغییرات مالی شروع شد. نه اینکه ناگهان ثروتمند بشم، ولی دیگه اون حس درماندگی و بیپولی مدام باهام نبود. حس میکردم کنترل زندگیم بیشتر دست خودمه، و این همون آغاز تغییر سرنوشت من بود.
پس یادت باشه: اولین قدم برای هر تغییری، باوره. وقتی باور کنی امکان تغییر سرنوشت وجود داره، زندگی کمکم خودش رو با باورهات هماهنگ میکنه ✨🌍.

🚀 سه گام طلایی برای تغییر سرنوشت
خیلی از ما سالها منتظر معجزه میمونیم تا زندگیمون بهتر بشه، اما واقعیت اینه که معجزه واقعی وقتی اتفاق میفته که خودمون دست به کار بشیم. ✨ برای شروع مسیر تغییر سرنوشت فقط کافیه این سه گام ساده رو جدی بگیری:
گام اول: باور کن که میتوانی! 💖
بسیاری از افراد فکر میکنن سرنوشت تغییرناپذیره و دنبال راههای خرافی مثل دعانویسی یا جادو میرن 🤦♀️.
اما واقعیت اینه که هیچ قدرت بیرونی نمیتونه سرنوشتت رو تغییر بده مگر اینکه از درون باورت رو تغییر بدی.
باور داشتن مثل یه چراغه که مسیر راه رسیدن به خواستهها رو روشن میکنه.
گام دوم: مسئولیت زندگیات را بپذیر 💪
وقتی مسئولیت کامل زندگیتو بپذیری، دیگه قربانی شرایط نیستی.
به جای سرزنش دیگران، از خودت بپرس: «من چه نقشی در این شرایط دارم؟» 🤔
این پذیرش تو رو به خالق آیندهات تبدیل میکنه و کلید اصلی تغییر سرنوشتت میشه.
گام سوم: اقدام کن و شکرگزار باش 🙏
باور و پذیرش مسئولیت فقط شروع کاره. باید وارد عمل بشی 🏃♀️، حتی با قدمهای کوچیک.
اگه میخوای ثروتمند بشی مهارت جدید یاد بگیر، اگه روابط بهتر میخوای روی ارتباطاتت کار کن.
همزمان شکرگزاری رو فراموش نکن؛ چون انرژی مثبت رو به زندگیت جذب میکنه و مسیر راه رسیدن به خواستهها رو هموارتر میکنه. 🌟
✨ در نهایت، یادت باشه تغییر سرنوشت یه اتفاق یکشبه نیست. اما وقتی این سه گام رو جدی بگیری، کمکم میبینی که مسیر زندگیت درست همونطور که میخواستی داره تغییر میکنه. 🌍
نتیجهگیری ✨
سرنوشت چیزی نیست که از قبل برای همیشه نوشته شده باشه و تو هیچ نقشی در تغییرش نداشته باشی.
همونطور که دیدیم، سه گام ساده اما قدرتمند—باور داشتن، پذیرش مسئولیت، و اقدام همراه با شکرگزاری—میتونن سرنوشتت رو به شکلی عمیق تغییر بدن. 🌱
اما اگه میخوای این مسیر رو بهصورت اصولی، عمیق و همراه با راهنمایی دقیق طی کنی، لازمه نگرشت نسبت به مفهوم سرنوشت دگرگون بشه.
استفاده که دورهی ارزشمند «خدا هرگز دیر نمیکند» میتونه زندگیت رو متحول کنه. 💎
این دوره بهت یاد میده:
- چطور باورهای محدودکننده درباره سرنوشت رو کنار بذاری.
- چطور با ذهن و باور صحیح، شرایط جدید خلق کنی.
- چطور حتی در سختترین شرایط، امید و آرامش درونیت رو حفظ کنی.
- و مهمتر از همه، چطور تغییرات شگرف و پایدار در زندگیت ایجاد کنی.
یادت باشه، تغییر سرنوشت یک انتخابه. تو میتونی همین امروز تصمیم بگیری که به جای ادامهی زندگی در چارچوبهای تکراری گذشته، مسیر تازهای رو بسازی. 🚀
اگر آمادهای خالق زندگی جدیدت باشی، این فرصت رو از دست نده. دورهی «خدا هرگز دیر نمیکند» میتونه نقطهی شروعی باشه برای همهی تغییراتی که مدتها دنبالش بودی. 🌈
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.29 از 150 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
ادامه نوشته قبلی
من متوجه شدم دلم میخواد زندگیم طعم های خوشمزه تری چون ثروت وآرامش عشق خوشبختی وسلامتی رو به جای طعم های فقر استرس ونگرانی بیکسی وتنهایی وبدبختی ومریضی رو تجربه کنم بعد با خودم اومدم نگاه کردم دیدم خب همش دارم درزندگی
مثلا ۱۰ درصد ثروت دارم ۲۵ درصد آرامش ۳۰ درصد عشق ۳۰ درصد خوشبختی و۸۰ درصد سلامتی
حالا میخوام ارتقاشون بدم
من متوجه شدم برای سلامتی حق کامل خودم میدونم سالم باشم برای همینم ۸۰ ۹۰ درصد سالمم واون چند درصد کمم درنوسان بیشتر مواقع ۱۰۰ کمتر مواقع این رقم که سرمایی میخورم چند سال یکبار یا عملی میکنم ودوران نقاهت یا خلاصه اونقدر کم کم که حتی بقیه هم میگن بهم توریستی امنیت قویه بچه بودی تغذیه ات خوب بود الانم تغذیه ات درسته وخلاصه جهان هم منو لایق سلامتی میدونه
عشق وآرامش وخوشبختی هم درصد کمتری به خودش اختصاص داده ولی به لطف خدا واین دوره روز به روز به درصدش اضافه میشه دیروز فهمیدم به نسبت ۴ هفته پیش که وارد این سایت شدم دوباره درصد خوشبختی وآرامش وعشق م بالاتر رفته استاد جان من تازه متوجه شدم فقط راز افزایش درصد طعم های مورد علاقه درزندگی ادامه دادن هر روز این سایت ورها نکردن وتبدیل ش کردن به حق طبیعی و۱۰۰ درصد خودمون مثلا من دراوج مشکلاتم هم حق طبیعی سلامتی رو برای خودم قائل بودم ودرصد بالایی سلامتی داشتم هرچند اونم به ۶۰ ۷۰ درصد کاهش پیدا کرده بود اما بازم همیشه میگفتم اگه چیزی ندارم سالمم
درمورد ثروت هم همینطور من کمتر برای خودم داشتنش حق قائل شدم پس کمتر داشتمش
جدیدا فهمیدم باید بیشتر خودم دارا بدونم باید به خودم یادآوری کنم ثابت کنم که چقدر ثروتمند
من همسری بسیار مهربان دارم که هر روز شبانه روز برای من زحمت میکشه پول درمیاره وتمام سعیش میکنه تا منو تامین مالی کنه درسته که فعلا شغل ندارم که پولزا باشه اما همین الانش با همسرم یه خونه خریدیم که نصفش برای من ووامش تموم شه ۶ دونگش به اسمم میخوره وهمین الانش ۴ ۵ میلیارد پولش یعنی شما حساب کنید یه کارمند یا کارگر ماهی ۳۰ ملیون هم که کار کنه ماهی ۱۰ تومن پس انداز کنه سر سالش میشه ۱۲۰ ملیون پس انداز که به عبارتی ده سال کارش میشه ۱۲۰۰ ۶ دونگ خونه من معدل ۲۰ ۳۰ سال کار یک فرد درصورتی که خانه دار بودم این خودش نعمت وثروت که دارم
میخوام به خودم ودنیا بگم ببین عزیزم گاهی بیخودی احساس بدبختی میکنی بیخودی احساس فقر میکنی تو همچین هم فقیر نیستی یعنی اصلا فقیر نیستی ثروتمندی اگه خوب دقت کنی میبینی ۲ میلیارد م که پول خونه ات باشه تو ۲۰ سال پس انداز هر سال جلوتر از اون کارمنده ای
بعد یخ النگو دارم ۳۰ ۴۰ تومن پولش خداروشکر من تواین شرایط دارمش خداروشکر کلی وسایل خونه دارم از یخچال ساید وگاز فر دار وماشین لباسشویی ماکروفر فرش تخت بوفه دراور وکلی ظرف کلی لباس عطر لوازم آرایش
خداروشکر دومیلیون پس انداز دارم شکر ماهی ۴۴۰ تومن هر ماه به حسابم میاد شکر
خدایا شکرت من خیلی ثروتمند م مادر وپدرم ازم حمایت کردن خونشون دارم یک سال زندگی میکنم ویه قرون پول شارژ ندادم اجاره خونه ندادم فقط ماهی ۷ ۸ تومن خورد وخوراکمون شده اونم بابام نگفت باید بخری من وهمسرم اصرار کردیم بخریم چون هم من حامله بودم ونیاز به تقویت وگوشت خوردن زیاد ویتامین بالا داشتم هم نمیخواستیم کمک حالشون نباشیم
خداوند هزار بار شکر ما حتی امسال یک مسافرت مشهد هم رفتیم که ۶ سال زندگیمون همچین سفری نرفتیم هتل مجانی جور شد و۱۰ تومن پول بلیط هواپیما دادیم ودوتایی کیف کردیم چقدر راحت رفتیم چقدر رویایی بود سفرمون سوغاتی خریدیم شکر وحتی من اونجا برای عروسی برادر شوهرم که آخر این ماه لباس مجلسی خریدم با یک قیمت فوق العاده ارزون وبسیار شیک وعالی
خداروشکر میبینم من خیلی ثروتمند م یه دختر سالم وخوشگل دارم به دنیا میارم یک آشنای دکتر داریم که دوست جوانی مادرم رفتم پیشش وقبول کرده منو سزارین کنه خداروشکر مهربان خیلی پول ویزیت هم دیگه ازم نمیگیره بهترین بیمارستان تهرانم منو داره عمل میکنه الهی شکر حواسش به من وبچم مثل عقاب هست خدایا شکرت مت چقدر ثروتمند بودم وخبر نداشتم
من اونقدر ثروتمندم که هرچی بخوام برام فراهم میشه درزمان خیلی خیلی کوتاهی مثل معجزه
مثلا دیروز درآرامش با ماشین خیلی راحت وخوب با دوتا راننده خوب وآرام رفتم سنوگرافیمم واومدم همسرم مثل پروانه دورم میچرخه که راحت باشم فقط کافیه لب تر کنم دارو میخوام وسایل مراقبتی میخوام بهداشتی میخوام خوراکی میخوام لباس میخوام آرایشی میخوام اصلا یه وضعی جلو جلو به فکر منه ومیخره که گاهی یادم میره ازش بخوام
تعجب میکنم همینکه به دلم میاد میخره
استاد جونم تازه فهمیدم چقدر من ثروتمندم پس از امروز با احساس ثروتمندی بیشتری بلند میشم زندگی میکنم به خودم میرسم از خودم مراقبت میکنم عادت های ثروتمند تر شدن بیشتری رو زندگی میکنم هر روز بیشتر به دندانم میرسم چون میلیاردها دندان هایی سالم وسفید وجهانی مدام خوشبو دارن بیشتر نظافت میکنم بیشتر به پوستم کرم میزنم وموهامو شونه کرده ویراسته تر نگه میدارم عطر میزنم
لباس هامو بهتر نگه میدارم از امروز میخوام شروع کنم به لبه گیری واتوشون به مراقبت ازشون به ترمیم وبازسازیشون به ارزش قائل شدن برای لباسهام میخوام با شکر کردنم با بهتر زندگی کردنم به دنیا فریاد بزنم با تک تک سلول هام با احساس عالی من هر روز لایق تر وبا ارزش ترم نسبت به داشتن ثروت بیشتر این حق طبیعی منکه درهرشرایطی از این جامعه دراین دنیا ۹۰ تا صد درصد من ثروت داشته باشم وثروتمند بمونم این حق طبیعی من که ۹۰ تا صد درصد درهرشرایطی خوشبخت بمونم این حق طبیعی من ۹۰ تا صد درصد آرام وخوشحال بمانم این حق طبیعی منکه درهر شرایطی دراین کشور ودنیا من روابط عاشقانه داشته باشم ۹۰ تا صد درصد روابطم با اطرافیان ودنیام سرشار از مهر وعشق ومحبت باشه این حق طبیعی منکه که درهر شرایط ۹۰ تا صد درصد سلامتی داشته باشم وسالم بمونم
خدایا شکرت برای دانایی برای آگاهی برای اینهمه نعمتی که هر روز درهای رحمتت باز کردی ومثل باران برسر من میباره الهی شکر هر روز وهرلحظه منو درپرتو رحمت ثروت وآرامش وخوشبختی وسلامتی خودت بیشتر وبیشتر قرار میدی بیشتر نصیبم میشه بیشتر خیس میشم زیر این بارون عالی ولذت بیشتری میبرم وبیشتر بدست میارم هر لحظه هر روز هر ماه وهر سال از زندگیم الهی شکرت ممنونم برای همه چی عاشقتم وممنونتم
خیلی خیلی خوشحالم که از امروز از این لحظه من اینقدر خودم خوشبخت وآرام وثروتمند وسلامت وشاد میبینم خداجونم شکرت شکر
نشان های دریافت شده
سلام سلام استاد جان خوب وعزیز خودم،امیدوارم که چطورتون عالی باشه
امروز کلی نوشته های دوستان خوندم فایل گوش کردم که لذت بردم
اما میخوام حال وهوای امروزمو بگم براتون امروز از صبح گفتم میخوام هر روز درمسیر باشم روزمو شروع کردم چند روزی بود که دکترم کد پیگیریمو نمیداد با خودم میگفتم امروز که همسرم خونست خیلی خوب میشد کد پیگیریمو داده بود ومیرفتم سونومو انجام میدادم جالب که امروز صبح زود برام فرستاد خیلی خوشحال شدم به همسرم گفتم وقت بگیر بریم
دوسه جا زنگ زد مدام میگفت نمیشه ولی دفعه آخر خانوم اپراتوری گفت الان میایین بیایین کنسل شده یکی وما هم گفتیم بله ورفتیم همسرم مدام میگفت نمیشه اسنپ نمیاد ولی درکمال تعجب یه ماشین پژو پارس تمیز با یک راننده خیلی خوب وآرام اومد وجوری رانندگی کرد که احساس خوش آرامش وراحت کردم حتی پولشم کم شد
خلاصه رسیدیم تصویر برداری رفتیم بهمون گفتن معطلی داره
همسرم کلافه شد ورفت داروخانه ولی من نوشته های دوستان خوندم ولذت بردم همسرم اومد وبهم گفت دوتا عادت بد داری اینارو ترک کن درشان یه خانم نیست
منم خیلی راحت پذیرفتم واونم خوشحال شد حتی احساس کردم چقدر بهم اهمیت میده میخواد من بینقص باشم وامروز تلاش کردم کمتر تکرارش کنم وبالکل کنارشون بگذارم
خلاصه قبل اذیت شدنم رفتم وبه پذیرشش گفتم من حامله ام جایی هست من دراز بکشم تا نوبتم بشه دختر پشت پذیرش با استرس گفت نه نمیدونم ولی دختر کناریش گفت صبر کن بپرسم آقایی رو صدا زدن مرد آرومی بود خیلی مهربان گفت بله اتاق ۴ خالی دراز بکشید ومن نیم ساعتی اونجا دراز کشیدم
موقع دراز کشیدن نوشته ها روخواندم
به خودم فکر کردم که چقدر آروم شدم اتاق سفید وخالی تصویر برداری مثل ذهن من خالی وسفید شده بود
برام جالب بود که فکرای خوب میکردم
بهم الهام شد که هرچیزی رو که بخوای بهش برسی باید لیاقتش داشته باشی کاری کنی که ارزشمند بشی
مثلا ثروت خیلی دوست داری ببین ثروتمندان چطورین
ما همش فکر میکنیم خیلی لاکچرین کلی پول خرج میکنن
مدام پارتی میرن لباس های گرون میپوشن غذاهای لاکچری میخورن سفرهای آنچنانی واصلا پراز امکانات ونور وکلفت خونشون
اما نه
اشتباه نکنید
واقعیت اینکه
فردی مثل رونالدو با اون همه ثروتش تو خونش لباس راحتی تمیزواتوکردش میپوشه که شاید خودش اتو کرده پسبرای وسایلش ارزش قائل
زنش آشپزی میکنه یا خودش تا غذا سالم وباب طبعش بخوره
حمام میره وبه نظافتش میرسه هر روز هرروز به پوستش کرم میزنه واز مو پوست خودش محافظت میکنه دندانش میشوره مرتب
خونش خوب نگه میداره وبرای یک دلار یک دلارش ارزش قائلقائل
حتی تولد بچش یه کیک معمولی گرفته بود وپنج ۶ نفری تو حیاط خونشون جشن گرفتن
ولذت باهم بودن حریم خصوصی رو بیشتر از جشن های آنچنانی دیدن
میدونید چیه واقعیت اینکه لیاقت ثروتمند شدن به خوب زندگی کردن ولذت بردن از زندگی با هرچیدارید
به خودم گفتم من ده تا کرم دارم یدونه نمیزنم لباس هامو اتو نمیکنم هر روز حمام نمیکنم عطر نمیزنم
ورزش نمیکنم واز خودم مراقبت نمیکنم
اینا کارایی که باید بکنم توجه به خودم وقتی خودم لایق بهتر ببینم وقتی زندگیم بهتر کنم دنیا هم بهترش بهم میده
چطوری بهم پول بیشتر بده وقتی باهمین لباس هام مثل کهنه برخورد میکنم
یعنی من لیاقتش ندارم همینارم داشته باشم این چیزی نیست که من میخوام ولی همین به جهان میگم
جالب بود خیلی امروز خیلی عالی هم برگشتیم با راننده پژو پازسی که اونم خوب بود تازه متوجه شدم چقدر جالب واکنش نشون نمیدم به چیزایی که بقیه رو استرسی میکنه
برام عجیب شده چرا حرص میخورن نگرانن فکرو خیال میکنن
وقتی
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم
امروز یک روز جدید پس باید کارای جدید انجام داد قدری بهتر از دیروز عمل کرد وبیشتر وبهتر زندگی کرد من ایمان دارم به خدا درهر زمینه ای پس شروع میکنم با یاد خودش که تنها کس من درجهان
من طعم ثروت میخوام طعم آرامش مالی طعم امنیت طعم خوشبختی طعم آرامش طعم روابط خوب با دیگران طعم آرامش در خوردن طعم تناسب اندام طعم زیبایی طعم ماشین خوب خونه خوب وهمسایه های خوب وساکت وبی آزار طعم زندگی خوب وطعم به آرامش رسیدن روحم طعم خوشحالی طعم موفقیت وخلاصه کلی طعم های خوب ولذید دنیا
با خودم گقتم خب چقدر این طعم ها رو درطول روز میچشی در طول زندگیت بعد کمی فکر دیدم که طعم فقر میچشم چون گلایه از وضعیت مالیمون دارم مدام وقبلا ها توی اخبار ورسانه هاهم فقر ونداری رو دنبال میکردم اما خداروشکر دست از سر این چیزا برداشتم که یه مقداری اوضاع مالیمون بهتر شده اما هنوزم گله از قسط های بینهایت واشتباهات مالیمون دارم نمیگم اشتباه نکردیم من وهمسرم ولی بیشتر از حدش گاهی شکایت میکنیم از شرایطمون به حدی که این اواخر خودم مثل پرنده زخمی به درودیوار قفس بدبختی میکوبیدم فکر میکردم اینجوری من نجات پیدا میکنم اما نجات که پیدا نکردیم هیچ خودم واعصابمو داغون کردم به حدی که امروز صبح به محض بیدار شدن از خواب اسید معده ام پاشید توی دهنم چیزی که تا حالا تجربش نکرده بودم طوری که به خودم گفتم ببین چه بلایی سر خودت اوردی اما از امروز همه چیز عوض شده ومن دیگه نمیخوام به این چیزا فکرو توجه کنم به جاش طعم لذیذ سلامتی وبه طعم ثروت وآرامش مالی فکر میکنم طعم دیگه ای که هر روز بهش فکر میکردم گله وشکایت از بقیه بود و درست رفتار نکردنشون بامن که منو بسیار آزار میداداما حالا دیگه نمیخوام این طعم تجربه کنم چه رفتارشون افراد اطرافم عوض کنن چه نه دیگه بهش فکر نمیکنم به جاش تمرکزمو میگذارم روی خوبی هاشون هر چند اندک اینجوری خودم خوشحال ترم کسی که متوجه نمیشه ولی من بهتر زندگی میکنم
طعم دیگه چاقی که مدام بهش توجه میکردم حتی این ۱۰ ماهیم که دراین سایت بودم مدام شکم وپهلو وباسن وران هامو برانداز میکردم حالا بعضیا گیر میدن به یک نقطه از بدنشون مثلا بعضیا شکمشون آزارشون میده اما من به طور ناخودآگاه دنبال جاهای ناخوشایندم میگشتم اما از میشه گفت دیروز تصمیم گرفتم همه چیز عوض کنم وامروزم دارم عملیش میکنم یک لباسی پوشیدم که معلوم نباشه اندامم درش وهر بار که از جلوی آینه رد میشم بیشتر به چشمام نگاه میکنم واحساس سبکی شکمم همین که حس سبکی میکنم لبخند میزنم وبا خوشحالی از جلوی آینه عبور میکنم دو سه روزیه با همسرم تصمیم گرفتیم دوتایی اون تمرین معروف استاد انجام بدیم به فقط زمان گرسنگی غذا بخوریم وبه محض سیری دست بکشیم از غذا به لطف آموزه های استاد عزیزم تا حد زیادی موفق شدیم والان دوسه روزیه داریم با موفقیت واحساس سبکی روزهامونو زندگی میکنیم
حتی ایده های جدیدی هم به ذهنمون خطور کرده که بسیار دلچسب مثلا قبلا من غذا جوری میپختم که دوروز ازش بخوریم معمولا هم اضافه میومد ومجبور میشدیم گاهی تا سه روزم ازش بخوریم همیشه این تفکر داشتم غذا پختن منو چاق کرده چون بوی غذا منو تحریک میکنه اما به طور ناخودآگاه تصمیم گرفتیم هر روز فقط برای همون روز غذا بپزم به مقدار کمتر به تازگی متوجه شدیم دووعده غذای اصلی برامون کافیه یعنی صبحانه میخوریم ویک وعده دیگه حتی بدون گرسنگی
یعنی میدونین استاد قبلا اصلا واقعا گرسنه نمیشدیم بیشتر حوصله مون سر میرفت میگفتیم خب یه چیزی بخوریم خب اگه تایم دوازده یا یک بود ناهار میخوردیم وعصر بود شام وگاهی همسرم شبا خوابش نمیبرد با شکم پر الان متوجه شدیم که ما خیلی مواقع گرسنه نبودیم خیلی خوراکی ها رو هدر دادیم تازه من فکر میکردم نه من اصلا هبچ چیزو دور نمیریزم
ولی واقعا اینجور نبود خودمون کرده بودیم سطل آشغال پریروز رفته بودم بازار روز کمی گوجه فرنگی احتیاج داشتم بخرم دیدم یک خانم جوان وچاق شاید چیزی بالغ بر ۷ کیلو انگور خریده بود وبا یک هندوانه بزرگ به طوری که به سختی حملش میکرد اونقدر انگورا سنگین بود که هندوانه رو پس داد وکلی هم پولشون شد با خودم گفتم آخه اینهمه انگور میخوای چی کار حتی اگه مهمان هم داشته باشی ده نفرم بازم یک نوع میوه که جالب نیست ولی کاملا مشخص بود که خرید خونشون بود البته کاری به قضاوت مردم ندارم ولی توی دلم گفتم ببین دقیقا فرمولای چاقیش اینجور مجبورش کردن زیاد بخره منم قبلا اینطور بودم میرفتم خرید واویلا بود اونقدر میوه وسبزی وخوراکی و…میخریدم که انگار میخوام یک هفته یک محله رو شام وناهار وصبحانه مهمانی بدم با میان وعده ومیوه
الان متوجه میشم که چقدر پول اصراف میکردم وخرج چیزایی میکردم که بیشترشو دور میریختم همیشه میوه مونده سبزی مونده وبعضیاشم به زور فریزری میکردم تا بلکه بعدا بخوریمشون کلا انگار از قحطی وزندان فرار کرده بودم
حالا پولش بماند با چه زحمتی میاوردمشون با ماشین وبیماشین بعدشم میرفتم کلی راه میرفتم که اضافات که خوردمو بسوزونم به قول خودم
حالا میفهمم که چقدر دراشتباه بودم حالا وقتی میرم خرید مینویسم دقیقا چی میخوام دیگه تو خونه ما سبزی ومیوه وخوراکی مونده مصرف نمیشه دیگه انبار مواد غذایی نداریم دیگه غذا اضافه نمیاد ویخچالم خالی وتمیز ومرتب شده هر وقت بخوام چیزی کمی میخرم ومیخوریمش
ودوباره میخرم واین باعث شده بهتر بخوریم با کیفیت تر بخوریم وبه اندازه بخوریم
اینا همگیشون نشات گرفته از افکار نادرست من داشت که فکر میکردم اگه یخچالم پر نباشه تا خرخره من آدم بدبختی هستم اما الان بدبختی رو در مونده خوری اصراف ودور ریختن پولم بابت مواد غذایی فاسد شده وبهینه استفاده نکردن از سرمایه هامون میدونم
به قول شخصی متناسب که میگفت من هیچ وقت خودمو برای مهمون سرزده آماده نمیکنم مهمون سرزده خونش پای خودش چه برسه به غذاش خلاصه که قسمت بود این پاراگراف ۳ بار بنویسم تا متوجه شم چقدر درست باورهای غلطی که به ما بارها گفتن باید برای مهمون سرزده آمادگی کامل داشته باشی
هر چه مفصل تر بهتر مثلا همیشه توی خونت شیرینی کیک وکلوچه میوه به میزان فراوان غذاهای فریزری وآماده وهزار تا اطعمه واشربه آماده داشته باشی
یه دوست داشتم خیلی متناسب بود خیلی زیبا بود وجذاب وهمیشه خوشتیپ وخواستنی دردوران دانشگاه متاهل بود ومن مجرد بهم همیشه میگفت هیچ وقت چیزی که امروز وفردا نمیخوریش نخر پول هدر دادن اون موقع ها میگفتم چقدر خسیس وچون نمیخوره اینقدر لاغر مونده ولی چون خیلی دوستش داشتم ومهربون بود یه روز ازش پرسیدم چرا اون حرف بهم زدی آمنه جان
بهم گفت ببین شوهر من اوایل گز میخرید ومیگذاشت توی خونه که مهمون میاد کلی میوه میخرید که مهمون میاد سرزده آبرومون میره روزها میگذشت ومهمون نمیومد به طوری که گزها وشیرینی های خشک بیات وسفت میشدن ومیوه ها مونده وخراب ومنم با جعبه مینداختمشون دور توی سطل آشغال وقتی همسرم میومد خونه دعوامون میشد وهمیشه میگفت چرا دور ریختی کلی پولشونو داده بودم ومیگذاشتی با چای خودمون میخوریم
منم هر بار بهش میگفت مگه ما آشغال خوریم گز سفت که دندونمو بشکونه رو نمیخورم یا شیرین بیات شده رو وحتی میگفت با اینکه میوه خیلی دوست دارم اما بارها شده بود که به خاط ترس از خراب شدن یک طالبی یا هندونه رو تنهایی خوردم تا چند روز دل درد ودلپیچه رو تحمل کردم
بعد این ماجرا دیگه این کارو نمیکنیم به جاش پول کنار میگذاریم اونم یه پول زیاد با اینکه نیاز نیست اما چون همسرم ترس از آبرو ریزی جلو دوست وآشنا داره هر ماه حدالقل ۵۰۰ هزار تومن کنار میگذاریم که آخر هر ماه من میرم وبرای خودم لباس ووسایل مورد نیازمو میخرم وکلیم کیف میکنم
امروز حدود ۷ سال از اون روزا میگذره ولی من امروز به حرفای اون دوست متناسبم رسیدم که وقتی پول بگذاری کنار خیلی راحت تری اگه خونت همیشه تمیز باشه حتی اگه یک ساعت وقت داشته باشی میتونی بری بیرون وهر چی لازمه بخری وبیای
جالبه ها ذهنم عجب راهکارهایی میده
من امروز به این نتیجه رسیدم که بیام طعم هایی رو دوست دارم بردارم چرا خجالت میکشم یا میترسم
چرا طعم هایی که دوست ندارمو برمیدارم من مهمم پس کاری که خوشحالم میکنه رو انجام میدم
طعم دلچسب ثروت انتخاب میکنم
از امروز راجب ثروت مندان مستند میبینم کیف میکنم به وسایل داخل خونم که نماد ثروت توجه میکنم به دارایی هام توجه میکنم به به خداروشکر که اینهمه نماد ثروت دارم میرم وپیداشون میکنم ولذت میبرم
من از امروز طعم تناسب اندام انتخاب میکنم
به نماد های تناسب اندام درجهان توجه میکنم عکس ها ومستندای مانکن ها رو نگاه میکنم خودمو مانکن میبینم وبه قسمت های بدنم که مشابه مانکن هاست دقت میکنم مثلا من ساعد دست بسیار متناسبی دارم وهمینطور انگشتان دست وپای متناسب زیبا ومتناسبی
همینطور صورت متناسب وزیبایی وگردن متناسب وحتی شانه ها ی متناسبی من پس تناسب اندام درخودم دارم پس باید بیشتر بهشون توجه کنم تا گسترش پیدا کنه چون طعم لذت بخش متناسب شدن واقعا جذاب به به خیلی خوشمزست
طعم روابط خوب انتخاب میکنم با دیگران وآرامش درروابطم
خب اینم راهکار داره به خوبیای آدمهای اطرافم توجه کنم تا حسم نسبت به آدمها بهتر بشه مثلا خب بهم زنگ میزنن اطرافیانم وحالمو میپرسن هر چند وقت یکبار
نشان های دریافت شده
با سلام فایل۶
چه طعم هایی دوست دارم تجربه کنم وچه طعم هایی الان درزندگیم وچه تغییراتی کردم
این تمرین بخش های مختلفی داره اول بگم که من عاشق طعم خوشبختیم عاشق طعم ثروتم میخوام طعم سلامتی رو هم خودم هم همسرم بچشیم عاشق طعم متناسب شدنم عاشق طعم آرامشم عاشق طعم امید وامنیتم در جامعه ام عاشق طعم لذت بردن از زندگیمم عاشق طعم شادی ونشاطم والان طعم های فقر وطعم مریضی طعم عدم امنیت از شرایط مالی اقتصادی جامعه تا عدم امنیت داخلی وبرون مرزی رو دارم تجربه میکنم دارم طعم بدبختی دیگران وفقر ومشکلات دیگران تجربه میکنم که اصلا دوستش ندارم البته به لطف خدای مهربان واستاد عزیزم الان طعم شادی رو خیلی بیشتر تجربه میکنم طعم روابط خوب با همسرمو بیشتر تجربه میکنم طعم متناسب شدن بیشتر تجربه میکنم طعم اعتماد به نفس وخودباوری رو بیشتر دارم تجربه میکنم وطعم ایمان وباور داشتن به خداوند رو دارم بیشتر از قبل تجربه میکنم من دلم میخواد با تمام وجودم فقط طعم هایی که دوست دارمو تجربه کنم ودیگه چیزی رو که دوست ندارم اصلا نچشم 😍🥰