0

تغییر سرنوشت (جلسه ششم)

زندگی با طعم خدا
اندازه متن

تا حالا به این فکر کردی که آیا واقعاً تغییر سرنوشت امکان‌پذیره؟ 🤔
شاید مثل من سال‌ها این باور رو داشتی که زندگی‌ت از قبل تعیین شده و چاره‌ای جز پذیرفتن نداری. اما یه روز یه جرقه💡 تو ذهنت روشن میشه و می‌فهمی که داستان یه چیز دیگه‌ست!

اینجا می‌خوام از تجربه‌ی خودم بگم، از اینکه چطور باورهای قدیمی رو شکستم و فهمیدم که کلید اصلی برای ساختن زندگی دلخواه، توی دست خودمه. پس اگه تو هم دنبال یه راه تازه هستی، با من همراه شو!

🌟 سرنوشت چیست؟ از ابهام تا تغییر سرنوشت

موضوع سرنوشت همیشه یکی از مبهم‌ترین دغدغه‌های ذهن من بود. 🤯

تغییر سرنوشت

از یه طرف از شرایط زندگی‌ام راضی نبودم، و از طرف دیگه می‌ترسیدم نکنه نارضایتی من از این وضعیت باعث قهر خدا بشه. همین ترس باعث می‌شد خیلی وقت‌ها سکوت کنم و همه‌چی رو به حساب تقدیر بذارم.

مدام از اطرافیانم می‌شنیدم: «هرچی خدا بخواد همونه. وظیفه ما فقط صبر و شکرگزاریه.» 🙏

اما یه سوال عمیق همیشه تو ذهنم می‌چرخید:

«پس چرا هرچی خدا برام خواسته، بیشتر مشکل و سختی بوده؟ چرا شادی، موفقیت یا ثروت برای من نخاسته؟» 😔

مادرم سعی می‌کرد با این جمله منو قانع کنه: «شاید خدا می‌دونه اگه بیشتر پول داشته باشی، به دردسر میفتی. پس بهتره همون‌قدری که داری برات خوبه.»

ولی ته دلم همیشه یه حس قوی بود که می‌گفت: «نه! من می‌تونم بیشتر داشته باشم. من می‌تونم دست به تغییر سرنوشت بزنم.» 💪✨

وقتی بیشتر وارد مسیر رشد شدم و با آدم‌های مختلف صحبت کردم، دیدم خیلی‌ها هم مثل من همین سوال رو دارن. اینکه آیا سرنوشت واقعاً از قبل نوشته شده یا میشه تغییرش داد؟

اینجا بود که فهمیدم موضوع تغییر سرنوشت خیلی بزرگ‌تر از تصور منه و حتی توی گوگل هم کلی آدم دنبال جواب این سوالن:

  • 🔎 آیا سرنوشت انسان از قبل تعیین شده است؟
  • 🔎 نقش خداوند در سرنوشت انسان چیست؟
  • 🔎 تفاوت تقدیر و سرنوشت چیه؟
  • 🔎 آیا دعا یا تغییر اسم می‌تونه باعث تغییر سرنوشت بشه؟

این همه جستجو نشون می‌ده که مسئله سرنوشت و امکان تغییر سرنوشت برای خیلی‌ها یه معمای حل‌نشده‌ست.

در تعریف سنتی، سرنوشت یعنی مجموعه‌ای از اتفاقات از پیش تعیین‌شده، چیزی مثل خطی که از قبل نوشته شده باشه 📝. بعضی‌ها هم می‌گن زندگی ما درست مثل درخته: همون‌طور که روند رشد یک درخت از قبل مشخصه، زندگی انسان هم همین‌طوره و قابل تغییر نیست. 🌳

اما واقعیت اینه که این مقایسه یه جای کارش میلنگه! بله، ما مثل درخت یه‌سری محدودیت‌های طبیعی داریم؛ مثلاً همه‌مون باید نفس بکشیم یا غذا بخوریم. ولی برعکس درخت، انسان یه توانایی فوق‌العاده داره: قدرت انتخاب.

ما می‌تونیم بارها و بارها شرایط بیرونی‌مون رو تغییر بدیم، جای زندگیمون رو عوض کنیم، مسیر شغلیمون رو بسازیم یا حتی احساس درونی‌مون نسبت به زندگی رو عوض کنیم. 🌈

این یعنی انسان بارها می‌تونه تصمیم بگیره و با هر انتخاب تازه، دست به تغییر سرنوشت خودش بزنه. سرنوشت یه نوشته سنگی نیست که هیچ‌وقت پاک نشه؛ بلکه یه دفتر بازه که هر لحظه می‌تونیم صفحه جدیدی بهش اضافه کنیم. 📖✨

خیلی وقت‌ها ما فکر می‌کنیم شرایط بیرونی همه‌چیزو تعیین می‌کنه: خانواده‌ای که توش به دنیا اومدیم، شهری که زندگی می‌کنیم یا حتی گذشته‌ای که داشتیم. ولی واقعیت اینه که همه این‌ها فقط نقطه شروعه، نه پایان کار. تغییر سرنوشت از جایی آغاز میشه که ما تصمیم می‌گیریم قربانی شرایط نباشیم. 🌅

تصور کن جلوی یه چهارراه ایستادی 🚦. مسیرها از قبل مشخص شدن، اما این تویی که انتخاب می‌کنی کدوم سمت بری. شاید راهی که انتخاب کردی سخت‌تر باشه، پر از سربالایی و سنگلاخ، اما در نهایت می‌تونه تو رو به مقصدی برسونه که همیشه دلت می‌خواست.
همون‌طور هم، موندن در مسیر آسون و تکراری شاید راحت باشه، اما در نهایت تو رو همون‌جایی نگه می‌داره که الان هستی.

پس تغییر سرنوشت فقط یک شعار نیست، یک عمل روزانه‌ست. با هر فکر جدید، با هر تصمیم کوچک، با هر قدمی که خارج از عادت‌های قدیمی برمی‌داریم، داریم سرنوشت تازه‌ای می‌نویسیم.
این یعنی سرنوشت ما نه تقدیر اجباریه و نه نوشته‌ای تغییرناپذیر؛ بلکه داستانی در حال نوشتنه که قلمش در دست خودمونه. ✍️✨

تغییر سرنوشت

🌈 تغییر سرنوشت من

از وقتی فهمیدم که سرنوشت من از قبل نوشته نشده و مجبور نیستم تا آخر عمر شرایط سخت زندگیمو تحمل کنم، یه حال و هوای تازه وارد دنیام شد ✨.

انگار کسی پنجره‌ای رو به روم باز کرد و نوری جدید توی زندگیم تابید. پر از شور و شوق شدم برای تجربه‌ی شرایط بهتر، و همین باعث شد زمان زیادی رو صرف مطالعه، تحقیق و تمرین‌های ذهنی کنم تا بفهمم واقعاً چطور میشه دست به تغییر سرنوشت زد. 📚💭

به لطف خدا، قدم به قدم شرایط زندگی من تغییر کرد 🙏. اولین نشونه‌های تغییر سرنوشت من، تغییر در احساسات و شادی درونیم بود.
جالب اینجا بود که اوضاع بیرونی هنوز خیلی فرق نکرده بود، اما من به طرز شگفت‌انگیزی آرامش عمیقی رو تجربه می‌کردم 😌💖.

راز این آرامش چی بود؟ باور کردن امکان تغییر سرنوشت. همون لحظه‌ای که باور کردم می‌تونم زندگی بهتری داشته باشم، همه‌چی تغییر کرد.

🌟 من باور کردم که خودم خالق شرایط زندگی‌ام هستم.

🌟 من باور کردم که خدا مسیر زندگیمو از قبل قفل نکرده.

🌟 من باور کردم که اختیار دارم هرجور که می‌خوام زندگی کنم.

🌟 من باور کردم که فرصت تغییر سرنوشت برای همه انسان‌ها وجود داره.

این باور به من اطمینان داد که می‌تونم هرطور که دوست دارم زندگی کنم، و همین اعتماد، آرامشی درونی ساخت که هیچ شرایط بیرونی نمی‌تونست خرابش کنه 🌿✨.

📖 مثال واقعی از تغییر سرنوشت

یادمه یه دوره‌ای اوضاع مالی من خیلی سخت بود 💸. هرچی کار می‌کردم، آخر ماه باز هم چیزی ته جیبم نمی‌موند. اون روزها مدام می‌گفتم «قسمت من همینه دیگه، خدا نمی‌خواد بیشتر داشته باشم.»

اما وقتی با مفهوم تغییر سرنوشت آشنا شدم، تصمیم گرفتم این جمله رو برای همیشه از ذهنم پاک کنم. به جای اینکه بگم “قسمت من اینه”، شروع کردم به گفتن: “من می‌تونم شرایط مالیمو تغییر بدم.”

همین تغییر نگاه باعث شد دنبال یادگیری مهارت‌های جدید برم، کارهای تازه‌ای امتحان کنم و حتی از فرصت‌هایی استفاده کنم که قبلاً اصلاً نمی‌دیدم 🚀.

چند ماه بعد، اولین تغییرات مالی شروع شد. نه اینکه ناگهان ثروتمند بشم، ولی دیگه اون حس درماندگی و بی‌پولی مدام باهام نبود. حس می‌کردم کنترل زندگیم بیشتر دست خودمه، و این همون آغاز تغییر سرنوشت من بود.

پس یادت باشه: اولین قدم برای هر تغییری، باوره. وقتی باور کنی امکان تغییر سرنوشت وجود داره، زندگی کم‌کم خودش رو با باورهات هماهنگ می‌کنه ✨🌍.

مراحل تغییر سرنوشت

🚀 سه گام طلایی برای تغییر سرنوشت

خیلی از ما سال‌ها منتظر معجزه می‌مونیم تا زندگیمون بهتر بشه، اما واقعیت اینه که معجزه واقعی وقتی اتفاق میفته که خودمون دست به کار بشیم. ✨ برای شروع مسیر تغییر سرنوشت فقط کافیه این سه گام ساده رو جدی بگیری:

گام اول: باور کن که می‌توانی! 💖

بسیاری از افراد فکر می‌کنن سرنوشت تغییرناپذیره و دنبال راه‌های خرافی مثل دعانویسی یا جادو می‌رن 🤦‍♀️.
اما واقعیت اینه که هیچ قدرت بیرونی نمی‌تونه سرنوشتت رو تغییر بده مگر اینکه از درون باورت رو تغییر بدی.
باور داشتن مثل یه چراغه که مسیر راه رسیدن به خواسته‌ها رو روشن می‌کنه.

گام دوم: مسئولیت زندگی‌ات را بپذیر 💪

وقتی مسئولیت کامل زندگی‌تو بپذیری، دیگه قربانی شرایط نیستی.
به جای سرزنش دیگران، از خودت بپرس: «من چه نقشی در این شرایط دارم؟» 🤔
این پذیرش تو رو به خالق آینده‌ات تبدیل می‌کنه و کلید اصلی تغییر سرنوشتت می‌شه.

گام سوم: اقدام کن و شکرگزار باش 🙏

باور و پذیرش مسئولیت فقط شروع کاره. باید وارد عمل بشی 🏃‍♀️، حتی با قدم‌های کوچیک.
اگه می‌خوای ثروتمند بشی مهارت جدید یاد بگیر، اگه روابط بهتر می‌خوای روی ارتباطاتت کار کن.
همزمان شکرگزاری رو فراموش نکن؛ چون انرژی مثبت رو به زندگیت جذب می‌کنه و مسیر راه رسیدن به خواسته‌ها رو هموارتر می‌کنه. 🌟


✨ در نهایت، یادت باشه تغییر سرنوشت یه اتفاق یک‌شبه نیست. اما وقتی این سه گام رو جدی بگیری، کم‌کم می‌بینی که مسیر زندگی‌ت درست همون‌طور که می‌خواستی داره تغییر می‌کنه. 🌍

نتیجه‌گیری ✨

سرنوشت چیزی نیست که از قبل برای همیشه نوشته شده باشه و تو هیچ نقشی در تغییرش نداشته باشی.

همون‌طور که دیدیم، سه گام ساده اما قدرتمند—باور داشتن، پذیرش مسئولیت، و اقدام همراه با شکرگزاری—می‌تونن سرنوشتت رو به شکلی عمیق تغییر بدن. 🌱

اما اگه می‌خوای این مسیر رو به‌صورت اصولی، عمیق و همراه با راهنمایی دقیق طی کنی، لازمه نگرشت نسبت به مفهوم سرنوشت دگرگون بشه.

استفاده که دوره‌ی ارزشمند «خدا هرگز دیر نمی‌کند» می‌تونه زندگی‌ت رو متحول کنه. 💎

 این دوره بهت یاد می‌ده:

  • چطور باورهای محدودکننده درباره سرنوشت رو کنار بذاری.
  • چطور با ذهن و باور صحیح، شرایط جدید خلق کنی.
  • چطور حتی در سخت‌ترین شرایط، امید و آرامش درونی‌ت رو حفظ کنی.
  • و مهم‌تر از همه، چطور تغییرات شگرف و پایدار در زندگی‌ت ایجاد کنی.

یادت باشه، تغییر سرنوشت یک انتخابه. تو می‌تونی همین امروز تصمیم بگیری که به جای ادامه‌ی زندگی در چارچوب‌های تکراری گذشته، مسیر تازه‌ای رو بسازی. 🚀

اگر آماده‌ای خالق زندگی جدیدت باشی، این فرصت رو از دست نده. دوره‌ی «خدا هرگز دیر نمی‌کند» می‌تونه نقطه‌ی شروعی باشه برای همه‌ی تغییراتی که مدت‌ها دنبالش بودی. 🌈

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.30 از 149 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=12273
244 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار السا فرزانه
      ۱۴۰۲/۰۱/۲۸ ۱۹:۱۳
      مدت عضویت: 1424 روز
      امتیاز کاربر: 104969 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 23 کلمه

      استاد عزیز با عرض پوزش فراوان، دیدگاه مربوط به جلسه ی هفتم رو اشتباها مجدد در جلسه ی ششم درج و ارسال کردم.🙏🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار السا فرزانه
      ۱۴۰۲/۰۱/۲۸ ۱۹:۱۰
      مدت عضویت: 1424 روز
      امتیاز کاربر: 104969 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 805 کلمه

      🌹به نام دوست داشتنی ترین و مهربان ترین خدای بی نهایتی که تا کنون شناختم 🌹

      درود و احترام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر 💮🌸

      خدا رو شکرگزارم که هر روز طعم شیرین تر و تازه تری خداشناسی، خودشناسی، شادی و تناسب اندام رو در زندگیم  تجربه میکنم و رازهای تازه ای می اموزم💮

      🌺راز اول این جلسه: 

      هر چی رو الان در زندگی تجربه میکنیم ، قبلا بهش فکر کردیم، باورش کردیم، و بارها از طریق صحبت کردن راجع بهش، طعم ش رو چشیدیم…. هربار که درباره موضوعی نادلخواه، یا مشکلات مون با خودمون یا دیگران حرف میزنیم، هربار که از شادی هامون و احساسات خوب مون حرف میزنیم، باعث میشیم طعم ش در زندگی مون واقعی شه. 

      بنا بر این راز،  خداوند هیچ چیز رو برای هیچ کس رقم نمیزنه، نه چاقی رو برای چاق ها، نه لاغری رو برای متناسب ها، نه ثروت رو برای ثروتمندها، نه فقر رو برای ضعیفان، نه خوشی و شادی رو برای عده ای، نه غم رو برای عده ای دیگر….

      این خود ما افراد هستیم که با توجه و تمرکزمون، با حرف هامون، به سیستم جهان هستی و خداوند هر لحظه اعلام امادگی میکنیم که آغوش مون برای دریافت و چشیدن چه طعمی از زندگی بازه… 

      اینو بارها با خودمون تکرار کنیم، اونقدر راجع بهش صحبت و فکر کنیم تا بخشی قوی و پررنگ از باور های ما بشه.  چون به نظرم یک باور قوی در فرهنگ و خداشناسی ماست که خداوند برای بنده هاش طبق یه سری صلاح و مصلحت هایی که خودش خبر داره و اگاهه و  بنده هیچ دخالتی در اون انتخاب ها نداره، یه چیزهایی رقم میزنه و افراد رو دسته بندی میکنه.و سرنوشت رو ، وقایع رو، کم و بیش نعمت ها رو  طبق سلیقه ش انتخاب میکنه برای هر کس. 

      🌺راز دوم: 

      خداوند در نیکی ها ، سریع الجوابه، اما در منفی ها از لطف و رحمت خاص و عام خودش مهلت میده تا ما به خودمون بیایم و به سمت خواسته هامون حرکت کنیم. 

      این مورد رو من چند وقت پیش در سوره یونس در تفسیر  ترجمه یکی از آیه ها خوندم. و به نظرم چون خداوند تمام جهان و هستی رو از روی عشق و رحمت افریده ، و عشق هم مثبته، شاده، قشنگه، چون پایه و اساس جهان عشق و شادیه، خداوند بیش از ما طالب شادی و خوشبختی ماست و به این دلیل در آنچه به شادی ها فکر و باور میکنیم، در آنچه از شادی و نعمت ها ازش میخوایم، سریع الجوابه.

      🌺راز سوم: 

      خداوند به ما نزدیکترینه و تمام هستی رو از روی عدل و بطور منظم با دیسیپلین خاصی آفریده. 

      بنابراین به اندازه ای که خدا رو بشناسیم و نزدیکی ش رو باور کنیم، به اندازه ای که به سمت شناخت واقعی و درست خداوند در مسیر و حرکت باشیم، و نظم و عدالت جهان رو بشناسیم، از نعمت و شادی و خوشبختی بهره مند میشیم. از طرف خداوند و جهان، هیچ تصمیمی برای هیچ کس گرفته نمیشه که چقدر نعمت و ثروت و خوشبختی داشته باشه. تمام انتخاب ها و سفارش ها، توسط خود ما تعیین میشه، از طریق افکار و باورها و احساساتمون، از طریق مدار توجه مون. 

      🌺راز چهارم: 

      ذهن قدرت تشخیص اصل از بدل رو نداره، در حدی که حتی نمیتونه بین صحنه ی واقعی شادی یا غم  و تماشای شادی یا غم، تفاوت قائل بشه، به همین دلیله که وقتی صحنه ی شاد یا طنزی در تلویزیون می بینیم باهاش میخندیم، یا اگه صحنه ی فیلم غمگینی ببینیم گریه مون میگیره بدون اینکه اتفاق غمگینی برامون افتاده باشه! یا در مرور خاطرات طنز میخندیم بدون اینکه اون لحظه در اون صحنه باشیم. 

      بنابراین وقتی درباره طعمی می شنویم، تصورش می کنیم, معادلسازی و شبیه سازی می کنیم تو ذهن مون  و داشتن ش رو تصور می کنیم، برای ذهن انگار که تمام این تصویرسازی ها واقعی هستن، در نتیجه افرادی که مدام به شادی ها فکر میکنن و خوبی ها رو در ذهن شون مرور می کنن، به هدف هاشون خوش بینن و رسیدن به هدف هاشون رو تصویر سازی میکنن، ذهن شون به عنوان اصل می پذیره. 

      خدایا شکرت زندگی با طعم تو، شناخت عمیق تر و صحیح تری از تو چقدر شیرینه…🌈

      خدایا شکرت زندگی با طعم تندرستی و تناسب اندام ایده ال چقدر قشنگه…🌈

      خدایا شکرت زندگی با طعم ثروت و فراوانی و رفاه چقدر دلنشینه….🌈

      خدایا شکرت زندگی با طعم خونه نوساز در بهترین منطقه شهر چقدر جذابه…🌈

      خدایا شکرت زندگی با طعم سفرهای متنوع چقدر هیجان انگیزه…🌈

      خدایا شکرت زندگی با طعم خریدهای مختلف و قشنگ چقدر روحیه انگیز و شادی بخشه….🌈

      خدایا شکرت  زندگی با طعمی خانواده ای شاد و صمیمی و تندرست چقدر آرامش بخش، زیبا و شورانگیزه….🌈

      خدایا شکرت زندگی با طعم شغلی دلخواه در محیطی دوستانه و همکارانی عالی و مثبت اندیش چقدر انرژی بخش و دلنشینه….🌈

      خدایا شکرت زندگی با طعم نور آگاهی درآکادمی تناسب فکری در کنار استاد عزیزم و دوستان شگفتی ساز هم مسیر چقدر روحیه انگیز، پرشور، پر نور، زیبا، و اعجاب انگیزه 🌈

      الهی به امید تو 🌹💮

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار السا فرزانه
      ۱۴۰۲/۰۱/۲۷ ۰۹:۱۱
      مدت عضویت: 1424 روز
      امتیاز کاربر: 104969 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 592 کلمه

      درود مجدد استاد عزیز و دوستان 💮

      بعد از نوشتن و دیدگاهم یک تجربه اموختم که دوست داشتم باهاتون درمیون بگذارم. 

      چند ساله که اوایل بهار قمری میاد توی گلدون هایی که توی بالکن گذاشتم لونه میسازه و  تخم میگذاره. و دیگه به محیط خونه م خو گرفته و احساس ارامش میکنه. 

      الان داشتم از پشت پنجره نگاهشون میکردم. یه قمریه و دو تا جوجه هاش که دو روز پیش سر از تخم بیرون اوردن. 

      قمریه در کمال ارامش کنار جوجه هاش توی گلدون نشسته بود. و اطراف رو نگاه میکرد…

      با خودم گفتم السا  نگاهشون کن ، این قمری ها چقدر به خداوند ایمان دارن، چقدر خدا رو رزاق و حامی میدونن…

      اومده توی جایی که نمیشناسه نمیدونه امنیت داره لونه بسازه و تخم بذاره یا ادمها اذیت میکنن و لونه شو خراب میکنن، واسه خودش نشسته در ارامش کامل لونه شو ساخته، تخم گذاشته، اصلا خیالش هم نیست که بعدش چی میشه.. 

      بعد تمام ساعت های شبانه روز روی تخم هاش میشینه، بدرن نگرانی از رزقش، ذره ای استرس اینو نداره اگه امروز چیزی برای خوردن نداشته باشم تکلیفم چی میشه، اینده م چی میشه، اینده جوجه هام چی میشه، 😁

      و همیشه هم رزقش میرسه، سیر میشه! هم خودش هم جوجه هاش…

      در حالیکه من انسان با ذهنم تمام لحظاتم و شادیم فدای نگرانی فردا و فرداهام میشه ، تو شرایطی که خدای من، با خدای این قمری یکیه! 

      جوجه هاش رو هم با نهایت رهایی و استقلال بزرگ میکنه…

      نه منتی بر سر بچه هاش داره که : من زندگیمو جوونیم رو فداتون کردم. من بخاطر شماها خطر به جون خریدم. من بخاطر شماها تو این زندگی موندم 😁

       من شماها رو به دنیا اوردم تا عصای پیری و کوریم باشین بخاطر ن  زندگیم و تنهایی پیریم باشین. من زحمت شماها رو کشیدم، من شیره  ی جانم رو به شماها دادم…

      هیچ نگرانی هم بابت سلامت و اینده جوجه هاش نداره، در عین حال که مراقب شونه و از خطر محافظت شون میکنه. اما هیچ استرسی براشون نداره. 

      اونوقت ما ادمها چقدر از این حرفها از طرف پدر مادرها به فرزندان شون می شنویم. یا حتی ممکنه خود ما هم گفته باشیم این حرفها رو، و یا در اینده وقتی پدر یا مادر شدیم بگیم. 

      چقدر نگران سلامتی و اینده ی بچه هامونیم..

      چقدر به بچه هامون وابستگی و احساس مالکیت داریم، جز دارایی هامون میدونیم شون و همیشه یه بند ناف محکم و ضخیم از روح مون به روح بچه هامون میگذاریم وصل بمونه.. 

      چقدر توقع داریم ازشون.

      چقدر سلطه گری داریم و دوست داریم با استانداردهای ما بزرگ شن و به سبکی که دوست داریم زندگی و رفتار کنن. 

      بحثم رو هنجار ها و خط قرمزها و بی قید وبندی  اصلا نیست. 

      منظورم وقتهایی هست که از حد تعادل عبور میکنیم و ارامش خودمون و فرزند رو بهم میزنیم. 

      چقدر دیدیم پدر مادر هایی که نهایت فداکاری و جانفشانی رو برای بچه هاشون کردن، خودشون هیچ لذتی از زندگی نبردن بخاطر اینکه پدر یا مادر شدن، و بعد یه جایی که دیره به خودشون میان که ای وای من زندگیم رو فدا کردم بدون اینکه خودم ازش چیزی بفهمم و شروع میکنن به برون فکنی و منت بر سر بچه هاشون گذاشتن و توقع داشتن که  ما بخاطر شماها هیچی از زندگی نفهمیدیم….! 

      خدا رو شکر که در طبیعت اینهمه اگاهی و درس برای اموختن هست. 

      خدا رو شکر که ما در مسیر اگاهی قرار گرفتیم و داریم نگاه صحیح رو یاد می گیریم.

      خدا رو شکر که دوره های شما استاد عزیز باعث روشن بینی و روشن ضمیری ما به روی حقایق شد. 

      *دوستان عزیزم تا میتونیم به طبیعت فکر کنیم، در طبیعت باشیم، و ازش درس بیاموزیم که طبیعت شگفت اتگیز و جهان هستی زیبا، سرشار از حکمته. 💮❤️💮

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار السا فرزانه
      ۱۴۰۲/۰۱/۲۷ ۰۸:۴۶
      مدت عضویت: 1424 روز
      امتیاز کاربر: 104969 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,152 کلمه

      🌷به نام خدای بی نهایت و گستراننده و مهرآفرین🌷

      درود و احترام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر 💮

      خدا رو سپاس که هر روز در دوره های استاد عزبز رازهایی تازه و جدید درباره زندگی زیبا و جهان شگفت انگیز میفهمم 

      رازهایی که در این جلسه آموختم: 

      *راز اول: زندگی رنج نیست، و رنج ها پاداش ما در زندگی نیستن و  ادمهای خوشبخت که زندگی های آرامی دارن طرد شدگان خداوند نیستن، و پاداش ها هرچه هست در این دنیاست.  

      و اتفاقا حق طبیعی ماست در این جهان با ارامش و شادی و لذت زندگی کنیم. چیزی که همیشه خلافش رو به ما اموختن. و سالهای اخیر هم این موج احساسی در جامعه بین افراد راه افتاده و من بسیار زیاد از همکاران و اطرافیانم میشنوم که رنج رو تقدیس میکنن! و ساعت ها و روزها در مزایای رنج فلسفه بافی میکنن. حتی چند سال پیش (قبل تر از اینکه دوره های استاد رو شرکت کنم و مدارم خیلی جالب نبود) یکی از همکاران من که شغل دومش تهیه پادکست هست ، یک سری پادکست های طولانی در این مورد تهیه کرده بود. و به من گفت گوش بده نظرت رو بگو. من هم غافل از اینکه موضوع پادکست هاش چیه، و نپرسیدم، نشستم پای پادکستهاش ….  و امیدوارم همیشه تجربه ی خوب برای همه پیش بیاد …. 

      گوینده با یک ژست فلسفی و روشنفکری عمیق، به قدری این موضوع رو تجزیه تحلیل میکرد که من فقط تونستم حدود ده دقیقه گوش کنم ، تا دو سه روز حالم بد بود. و همش به این فکر میکردم که در رنج چه نکته جالب و مثبتی هست که اینگونه تقدیس میشه؟! به نظرم حتی اسمش هم حال خوبی ایجاد نمیکنه. و بزرگترین لطفی که میتونیم به خودمون کنیم اینه که اولا با عنوان تضاد ازشون یاد کنیم، دوما نگاهمون این باشه که این تضاد بخاطر محتوای ذهنی و کانون توجه و تمرکز من در زندگیم بوجود امده ، و البته وظیفه ش این هست که به من یک آلارم بده که باید محتوای ذهنم رو مثبت تر کنم و کمک کنه به وضوح برسم ، و زیبایی و خوشبختی بیشتری در زندگی تجربه کنم. 

      *راز دوم، راز فراوانی و گستردگی جهان هست. که هر روز و هر لحظه جهان و تمام انچه در اون هست، گسترده میشن ، تنوع میگیرن، و خداوند از رحمت و مهربانیش به ما اجازه یصد در صد و کامل داده تا از اینهمه فراوانی ، هر چه دوست داریم آزادانه و بی محدودیت انتخاب کنیم، خداوند ما رو محدود نکرده و هیچ چیز برای ما از پیش تعیین نکرده، ما اختیار تام داریم تا هرچه دوست داریم از نعمتهای گسترده جهان انتخاب کنیم. 

      *راز سوم: توکل و ایمان ما به خداوند  باید همیشگی باشه اگر میخوایم که در زندگی همیشه خوشبخت و شاد باشیم و از برکت ها و نعمت ها بهره مند باشیم. توکل و ایمان ما محدود به وقتی که خواسته ای داریم، یا وقتی به خواسته ای رسیدیم نباشه. همیشه هر لحظه در هر قدم از زندگی مون ایمان و توکل درست و شایسته داشته باشیم 

      *راز چهارم: ما به هرچه توجه و تمرکز میکنیم، جهان از همون سفارش به ما تحویل میده. و اونچه تعیین کننده ست توجه  و باور ماست نه فکر ما. مثلا خیلی از ما فکرمون اینه که خدا رزاق و بخشنده ست. اما توجه مون به مشکلات مالی و بار گناهان و احساس عذاب وجدان مونه… فکر ما اینه که خدا کمک مون میکنه، اما توجه ما بر نگرانی برای فردا و فراداهامونه. 

      پس صرفا فکر کافی نیست، توجه مهمه. این مهمه که به چه چیزایی باور داریم؟ کدام ویژگی های خدا رو ایمان داریم؟ دقیقا همونو دریافت میکنیم، و این عین عدالت خداوند در جهان هستیه.

      پس بین باور و توجه ما ، و اونچه طالبش هستیم باید تعادل باشه تا طعمش رو بتونیم بچشیم. 

      بنابراین من که دوست دارم طعم های:  -ثروت -خوشبختی -زندگی راحت  -سلامتی و تناسب اندام   -موفقیت شغلی -شادی  -سفر و گردش  رو تجربه کنم باید توجهم بر : 

      فراوانی و داشته هام، توانایی هام، علاقه به شغلی که الان دارم خوبی ها و قشنگی های محیط کارم همکارانم ، باشه تا بتونم به طعم هایی که میخوام برسم. 

      و تا وقتی در ذهنم نگران هزینه هام و آینده ی مالی زندگیم هستم، نگران شرایط اقتصادی جامعه، نگران کم و بیش شدن ساعت های کاریم و پروژه های تحقیقاتیم هستم، طبیعتا نمیتونم طعم ثروت و فراوانی رو تجربه کنم. تا وقتی در ذهنم از تنهاییم ناراحتم، نمیتونم طعم داشتن یک رابطه ایده ال رو بچشم. تا وقتی در ذهنم تمرکزم روی نداشته م هست و اونچه ندارم به چشمم پررنگ تر از هزاران هزاران موهبتی که دارم هست، نمیتونم در زندگیم فراوانی و خوشبختی و ارامش رو تجربه کنم. 

      خب من مدت زیادی هست پیوسته و هر روز در مسیر هستم، و نمیگم همیشه و صد درصد که قطعا یک ادعای اغراق آمیزه ، اما با اطمینان میگم در 70-60 درصد مواقع تسلط به افکار و درونم دارم و نسبت به پیش از دوره بسیار محتوای ذهنیم مثبت تر و قوی تر شده خدا رو شکر، اما باز هنوز اونقدری که باید محتوای ذهنم مثبت نشده تا اونچه ایده الم هست تجربه کنم که البته یک فراینده و جهش نداره.  اما از دیشب که دارم به تمرین دوم فکر میکنم متوجه شدم که همچنان بخشی از ذهنم علیرغم تمام ایده ال هام ، درگیر این موارد هست که باید مدار توجه م رو تغییر بدم: 

      نگرانم بابت اینده شغلیم، رونق کارم، و در ذهنم حساب کتاب ساعت های کارم رو دارم که نکنه کمتر شه ، نکنه کارم کم شه ، اگه رونق نگیره هزینه هام و پلن هام رو چیکار کنم…

      گاها گله و شکایت های پنهان عجیبی از شرایط فعلیم دارم که خودم وقتی متوجهش میشم از خلاقیت منفی باف متعجب میشم که چطور میتونه انقدر نرم و زیرپوستی ذهن رو با خودش به سرزمین گله شکایت ها ببره در حالیکه من فکر میکنم دارم با خودم مثبت فکر میکنم😂

      هنوز رضایت کافی از شرایط فعلیم ندارم و از اونچه الان هستم خوشحال کامل نیستم. چون فکرم درگیر نتیجه ست و در تلاشم به ثمره های بیشتر و بهتر برسم که معنای این تمرکز بر نتیجه اینه که به رضایت و شادی منطقی و درست و کافی از شرایط فعلیم نرسیدم. و عزت نفس کافی ندارم تا بتونم خودم رو بی قید و شرط و بدون داشته ها و خواسته هام ارزشمند بدونم. 

      خداروشکر ، مرسی استاد عزیز باعث شدید با این تمرین  در اعماق باورها و محتویات ذهنم کند و کاو کنم و به سطحی درونی تر و لایه های زیرین تر باورهام دست پیدا کنم، به شناخت بیشتر از خودم برسم، و این رویارویی با درون و خود واقعیم چقدر با شادی و احساس خوب اتفاق افتاد. با خود درونیم روبرو شدم در حالیکه میخواستم اونو مثبت تر کنم. 

      من در این تمرین با احساس عالی درحالیکه نگاهم به خواسته های درست و منطقیم معطوف بود روبرو شدم، در صلح و شادی کامل. مثل قرارگرفتن در منبع نور و روشنایی. 

      الهی همیشه نور به قلب و زندگی تون بتابه 🌟🌞

      همت و دعای نیکان بدرقه ی راه تون 💮🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم