تا حالا به این فکر کردی که آیا واقعاً تغییر سرنوشت امکانپذیره؟ 🤔
شاید مثل من سالها این باور رو داشتی که زندگیت از قبل تعیین شده و چارهای جز پذیرفتن نداری. اما یه روز یه جرقه💡 تو ذهنت روشن میشه و میفهمی که داستان یه چیز دیگهست!
اینجا میخوام از تجربهی خودم بگم، از اینکه چطور باورهای قدیمی رو شکستم و فهمیدم که کلید اصلی برای ساختن زندگی دلخواه، توی دست خودمه. پس اگه تو هم دنبال یه راه تازه هستی، با من همراه شو!
🌟 سرنوشت چیست؟ از ابهام تا تغییر سرنوشت
موضوع سرنوشت همیشه یکی از مبهمترین دغدغههای ذهن من بود. 🤯

از یه طرف از شرایط زندگیام راضی نبودم، و از طرف دیگه میترسیدم نکنه نارضایتی من از این وضعیت باعث قهر خدا بشه. همین ترس باعث میشد خیلی وقتها سکوت کنم و همهچی رو به حساب تقدیر بذارم.
مدام از اطرافیانم میشنیدم: «هرچی خدا بخواد همونه. وظیفه ما فقط صبر و شکرگزاریه.» 🙏
اما یه سوال عمیق همیشه تو ذهنم میچرخید:
«پس چرا هرچی خدا برام خواسته، بیشتر مشکل و سختی بوده؟ چرا شادی، موفقیت یا ثروت برای من نخاسته؟» 😔
مادرم سعی میکرد با این جمله منو قانع کنه: «شاید خدا میدونه اگه بیشتر پول داشته باشی، به دردسر میفتی. پس بهتره همونقدری که داری برات خوبه.»
ولی ته دلم همیشه یه حس قوی بود که میگفت: «نه! من میتونم بیشتر داشته باشم. من میتونم دست به تغییر سرنوشت بزنم.» 💪✨
وقتی بیشتر وارد مسیر رشد شدم و با آدمهای مختلف صحبت کردم، دیدم خیلیها هم مثل من همین سوال رو دارن. اینکه آیا سرنوشت واقعاً از قبل نوشته شده یا میشه تغییرش داد؟
اینجا بود که فهمیدم موضوع تغییر سرنوشت خیلی بزرگتر از تصور منه و حتی توی گوگل هم کلی آدم دنبال جواب این سوالن:
- 🔎 آیا سرنوشت انسان از قبل تعیین شده است؟
- 🔎 نقش خداوند در سرنوشت انسان چیست؟
- 🔎 تفاوت تقدیر و سرنوشت چیه؟
- 🔎 آیا دعا یا تغییر اسم میتونه باعث تغییر سرنوشت بشه؟
این همه جستجو نشون میده که مسئله سرنوشت و امکان تغییر سرنوشت برای خیلیها یه معمای حلنشدهست.
در تعریف سنتی، سرنوشت یعنی مجموعهای از اتفاقات از پیش تعیینشده، چیزی مثل خطی که از قبل نوشته شده باشه 📝. بعضیها هم میگن زندگی ما درست مثل درخته: همونطور که روند رشد یک درخت از قبل مشخصه، زندگی انسان هم همینطوره و قابل تغییر نیست. 🌳
اما واقعیت اینه که این مقایسه یه جای کارش میلنگه! بله، ما مثل درخت یهسری محدودیتهای طبیعی داریم؛ مثلاً همهمون باید نفس بکشیم یا غذا بخوریم. ولی برعکس درخت، انسان یه توانایی فوقالعاده داره: قدرت انتخاب.
ما میتونیم بارها و بارها شرایط بیرونیمون رو تغییر بدیم، جای زندگیمون رو عوض کنیم، مسیر شغلیمون رو بسازیم یا حتی احساس درونیمون نسبت به زندگی رو عوض کنیم. 🌈
این یعنی انسان بارها میتونه تصمیم بگیره و با هر انتخاب تازه، دست به تغییر سرنوشت خودش بزنه. سرنوشت یه نوشته سنگی نیست که هیچوقت پاک نشه؛ بلکه یه دفتر بازه که هر لحظه میتونیم صفحه جدیدی بهش اضافه کنیم. 📖✨
خیلی وقتها ما فکر میکنیم شرایط بیرونی همهچیزو تعیین میکنه: خانوادهای که توش به دنیا اومدیم، شهری که زندگی میکنیم یا حتی گذشتهای که داشتیم. ولی واقعیت اینه که همه اینها فقط نقطه شروعه، نه پایان کار. تغییر سرنوشت از جایی آغاز میشه که ما تصمیم میگیریم قربانی شرایط نباشیم. 🌅
تصور کن جلوی یه چهارراه ایستادی 🚦. مسیرها از قبل مشخص شدن، اما این تویی که انتخاب میکنی کدوم سمت بری. شاید راهی که انتخاب کردی سختتر باشه، پر از سربالایی و سنگلاخ، اما در نهایت میتونه تو رو به مقصدی برسونه که همیشه دلت میخواست.
همونطور هم، موندن در مسیر آسون و تکراری شاید راحت باشه، اما در نهایت تو رو همونجایی نگه میداره که الان هستی.
پس تغییر سرنوشت فقط یک شعار نیست، یک عمل روزانهست. با هر فکر جدید، با هر تصمیم کوچک، با هر قدمی که خارج از عادتهای قدیمی برمیداریم، داریم سرنوشت تازهای مینویسیم.
این یعنی سرنوشت ما نه تقدیر اجباریه و نه نوشتهای تغییرناپذیر؛ بلکه داستانی در حال نوشتنه که قلمش در دست خودمونه. ✍️✨

🌈 تغییر سرنوشت من
از وقتی فهمیدم که سرنوشت من از قبل نوشته نشده و مجبور نیستم تا آخر عمر شرایط سخت زندگیمو تحمل کنم، یه حال و هوای تازه وارد دنیام شد ✨.
انگار کسی پنجرهای رو به روم باز کرد و نوری جدید توی زندگیم تابید. پر از شور و شوق شدم برای تجربهی شرایط بهتر، و همین باعث شد زمان زیادی رو صرف مطالعه، تحقیق و تمرینهای ذهنی کنم تا بفهمم واقعاً چطور میشه دست به تغییر سرنوشت زد. 📚💭
به لطف خدا، قدم به قدم شرایط زندگی من تغییر کرد 🙏. اولین نشونههای تغییر سرنوشت من، تغییر در احساسات و شادی درونیم بود.
جالب اینجا بود که اوضاع بیرونی هنوز خیلی فرق نکرده بود، اما من به طرز شگفتانگیزی آرامش عمیقی رو تجربه میکردم 😌💖.
راز این آرامش چی بود؟ باور کردن امکان تغییر سرنوشت. همون لحظهای که باور کردم میتونم زندگی بهتری داشته باشم، همهچی تغییر کرد.
🌟 من باور کردم که خودم خالق شرایط زندگیام هستم.
🌟 من باور کردم که خدا مسیر زندگیمو از قبل قفل نکرده.
🌟 من باور کردم که اختیار دارم هرجور که میخوام زندگی کنم.
🌟 من باور کردم که فرصت تغییر سرنوشت برای همه انسانها وجود داره.
این باور به من اطمینان داد که میتونم هرطور که دوست دارم زندگی کنم، و همین اعتماد، آرامشی درونی ساخت که هیچ شرایط بیرونی نمیتونست خرابش کنه 🌿✨.
📖 مثال واقعی از تغییر سرنوشت
یادمه یه دورهای اوضاع مالی من خیلی سخت بود 💸. هرچی کار میکردم، آخر ماه باز هم چیزی ته جیبم نمیموند. اون روزها مدام میگفتم «قسمت من همینه دیگه، خدا نمیخواد بیشتر داشته باشم.»
اما وقتی با مفهوم تغییر سرنوشت آشنا شدم، تصمیم گرفتم این جمله رو برای همیشه از ذهنم پاک کنم. به جای اینکه بگم “قسمت من اینه”، شروع کردم به گفتن: “من میتونم شرایط مالیمو تغییر بدم.”
همین تغییر نگاه باعث شد دنبال یادگیری مهارتهای جدید برم، کارهای تازهای امتحان کنم و حتی از فرصتهایی استفاده کنم که قبلاً اصلاً نمیدیدم 🚀.
چند ماه بعد، اولین تغییرات مالی شروع شد. نه اینکه ناگهان ثروتمند بشم، ولی دیگه اون حس درماندگی و بیپولی مدام باهام نبود. حس میکردم کنترل زندگیم بیشتر دست خودمه، و این همون آغاز تغییر سرنوشت من بود.
پس یادت باشه: اولین قدم برای هر تغییری، باوره. وقتی باور کنی امکان تغییر سرنوشت وجود داره، زندگی کمکم خودش رو با باورهات هماهنگ میکنه ✨🌍.

🚀 سه گام طلایی برای تغییر سرنوشت
خیلی از ما سالها منتظر معجزه میمونیم تا زندگیمون بهتر بشه، اما واقعیت اینه که معجزه واقعی وقتی اتفاق میفته که خودمون دست به کار بشیم. ✨ برای شروع مسیر تغییر سرنوشت فقط کافیه این سه گام ساده رو جدی بگیری:
گام اول: باور کن که میتوانی! 💖
بسیاری از افراد فکر میکنن سرنوشت تغییرناپذیره و دنبال راههای خرافی مثل دعانویسی یا جادو میرن 🤦♀️.
اما واقعیت اینه که هیچ قدرت بیرونی نمیتونه سرنوشتت رو تغییر بده مگر اینکه از درون باورت رو تغییر بدی.
باور داشتن مثل یه چراغه که مسیر راه رسیدن به خواستهها رو روشن میکنه.
گام دوم: مسئولیت زندگیات را بپذیر 💪
وقتی مسئولیت کامل زندگیتو بپذیری، دیگه قربانی شرایط نیستی.
به جای سرزنش دیگران، از خودت بپرس: «من چه نقشی در این شرایط دارم؟» 🤔
این پذیرش تو رو به خالق آیندهات تبدیل میکنه و کلید اصلی تغییر سرنوشتت میشه.
گام سوم: اقدام کن و شکرگزار باش 🙏
باور و پذیرش مسئولیت فقط شروع کاره. باید وارد عمل بشی 🏃♀️، حتی با قدمهای کوچیک.
اگه میخوای ثروتمند بشی مهارت جدید یاد بگیر، اگه روابط بهتر میخوای روی ارتباطاتت کار کن.
همزمان شکرگزاری رو فراموش نکن؛ چون انرژی مثبت رو به زندگیت جذب میکنه و مسیر راه رسیدن به خواستهها رو هموارتر میکنه. 🌟
✨ در نهایت، یادت باشه تغییر سرنوشت یه اتفاق یکشبه نیست. اما وقتی این سه گام رو جدی بگیری، کمکم میبینی که مسیر زندگیت درست همونطور که میخواستی داره تغییر میکنه. 🌍
نتیجهگیری ✨
سرنوشت چیزی نیست که از قبل برای همیشه نوشته شده باشه و تو هیچ نقشی در تغییرش نداشته باشی.
همونطور که دیدیم، سه گام ساده اما قدرتمند—باور داشتن، پذیرش مسئولیت، و اقدام همراه با شکرگزاری—میتونن سرنوشتت رو به شکلی عمیق تغییر بدن. 🌱
اما اگه میخوای این مسیر رو بهصورت اصولی، عمیق و همراه با راهنمایی دقیق طی کنی، لازمه نگرشت نسبت به مفهوم سرنوشت دگرگون بشه.
استفاده که دورهی ارزشمند «خدا هرگز دیر نمیکند» میتونه زندگیت رو متحول کنه. 💎
این دوره بهت یاد میده:
- چطور باورهای محدودکننده درباره سرنوشت رو کنار بذاری.
- چطور با ذهن و باور صحیح، شرایط جدید خلق کنی.
- چطور حتی در سختترین شرایط، امید و آرامش درونیت رو حفظ کنی.
- و مهمتر از همه، چطور تغییرات شگرف و پایدار در زندگیت ایجاد کنی.
یادت باشه، تغییر سرنوشت یک انتخابه. تو میتونی همین امروز تصمیم بگیری که به جای ادامهی زندگی در چارچوبهای تکراری گذشته، مسیر تازهای رو بسازی. 🚀
اگر آمادهای خالق زندگی جدیدت باشی، این فرصت رو از دست نده. دورهی «خدا هرگز دیر نمیکند» میتونه نقطهی شروعی باشه برای همهی تغییراتی که مدتها دنبالش بودی. 🌈
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.30 از 144 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
وقت شما بخیر عزیزان
واقعا همیشه فکر و باور ما این بود که اومدیم سختی بکشیم و اومدیم امتحان بدیم همیشه همونطور بوده همه ما رو گناهکار می دونستن با این حرفهاو به قول شما هم حرف از پاداش آخرت بود و به این دلیل می گن هر کی به خدا نزدیکتر باشه خدا سختی بهش می ده و پاداش بیشتری می گیره در آخرت
بعضی ها هم فکر می کنن هر چی مشکلاتشون بیشتر باشه بیشتر به خدا نزدیکن و حالا می فهمیم که همه این افکار اشتباه هستش
من هم خیلی نگاهم تغییر کرده البته هنوز گله و شکایت می کنم نمی دونم از موقعی که این موضوع گله و شکایت اومده وسط نمی دونم من تا حالا متوجهش نبودم یا الان بیشتر توجه می کنم بهش ولی به کسی شکایت نمی کنم گاهی تو ذهن خودم ولی بازم یاد گرفتم به طعمهای خوبی که دوست دارم تجربه کنم توجه می کنم و حرفهای بی خودی نمی زنم ولی حرفهای بی خودی خیلی می شنوم اصلا اگه مردم این حرفها و بهم نزنن و خبر ندن انگار دیگه هیچ حرفی ندارن مثلا دیروز مادرم داشتن می گفتن خالت مریض شده بود اینجور اونجور من حرف تو حرف اوردم نزاشتم دیگه ادامه بده و امروز همکارم شنیدی اینطور اونطور من هم بهش گفتم من اخبار و اینا گوش نمی دم بهتره تو هم این چیزها و گوش ندی بهت استرس می ده
دوست دارم یه جوری باشم که اطرافیانم همش چیزهای خوب و بگن
من الان دوست دارم اطرافیانم حرفهای خوب بزنن و نه چیزهای منفی و ناراحت کننده .
آرامش داشته باشم ، طعم دوستی با خدا رو تجربه کنم
خدا رو شکر یه سری طعمهای که قبل نوشته بودم و تجربه دارم می کنم یا بهتر شدن خیلی از قبل
و شکایت سعی می کنم نکنم و همه چیز و بپذیرم فقط نمی خوام الان اطرافیانم هی چیزهای بی خودی بگن و زیاد می شنوم سر کار مخصوصا
نشان های دریافت شده
برداشت از فایل ۶ زندگی با طعم خدا ؛؛؛؛
احساسی که از این فایل داشتم خیلی خوب بود وتصمیم من این است که دیدگاه خودم را ارتقا بدم ونسبت به گذشته با دید باز تری به خدا نگاه کنم همیشه خدا را مثل کسی که گرز وچوب آتشین در دست داره وما هر اشتباهی بکنیم یک گرز یا چوب بر سر ما میزنه وخدا دوست داره ما رنج بکشیم تا بتوانیم در آخرت شاد وخوشحال باشیم خدایی که برای ما ساختند ومن این خدای ساخته شده افکار یک آدم مریض را دوست ندارم من خدایی را دوست دارم که آدم وحوا را از اول در بهشت قرار داده وحتی وقتی که آن دو اشتباه کردند واز دستور خدا سرپیچی کردند آنها را از بین نبرد وبه آنها رحم وشفقت کرد وبرای تجربه بهتر زندگی آنها را به زمین آورد تا انسان بتواند خودش تجربه کند واز زندگی دوباره داده شده اش لذت ببرد واحساسش همیشه خوب وشاد باشد اگر ما که انسان هستیم خودمان اشتباه کنیم و زندگی را به غلط بپییمایم این دیگر تقصیر خدا نیست خودمان اشتباه کردیم وباید تاوان اشتباه خودمان را خودمان بدهیم تا راه درست را پیدا کنیم خدای مهربان بارها راه درست را جلوی پای ما میگذارد اگر فرصتی به شیطان ندهیم تا با نجواهاش راه درست مارا خراب نکند صد در صد با لطف خدا به اهداف عالی دست پیدا میکنیم بارها در زندگی به مشکلات برخورد کردیم اگر لطف خدا وایمان به خدا نبود حال وروز ما الان چگونه بود ؟ پس باید همیشه ایمان و توکل به خدا داشته باشیم خدا رحمان و رحیم است خودش وعده پیروزی انسان را داده بر شیطان اگر به یاد خدا باشیم وایمان به خدا داشته باشیم پس دیگر چرا باید نگران باشیم باید مثل کودکان که نگران هیچ چیزی در زندگی نیستند وبطور ناخودآگاه ارتباطشون با خدای رحمان قوی و نیرومنده باشیم جهان در تمام موارد دسته بندی دارد حالا باید ببینم که میخواهیم در کدام لاین حرکت کنیم خدای رحمان که از پدر ومادر هزاران مرتبه برای ما مهربانتر است این اختیار را به ما داده که هرچه را دوست داریم برداشت کنیم حالا این دیدگاه ماست که ببینم از چی بیشتر دوست داریم ناراحتی را دوست داریم سختی را دوست داریم فقر را دوست داریم افسردگی را دوست داریم چاقی را دوست داریم چه چیزی را دوست داریم تا خداوند مارا به آن هدایت کند اگر من خوشبختی را دوست دارم ثروت را دوست دارم شادی را دوست دارم خوشی را دوست دارم لاغری را دوست دارم باید به این دوست داشتن ها توجه کنم وایمان به خدا داشته باشم که خواسته های من داده میشه باید دوست داشتن و توجه داشتن با هم هم سو باشد تا به آن خواسته رسید خدای رحمان ورحیم فرصتی را در زمین بما داده که فقط یک بار برای ما پیش میاید واز این فرصت عالی که انسان به صورت جسم وروح وذهن برای یک بار (این سه باهم هستند ) باید کمال استفاده را برد تا به آگاهی های معنوی ومادی برسیم وراه کمال را بپیماییم همانطور که پیامبر (ص) فرموده که یک ثانیه این دنیا را به اخرت نمیدهم روایتی که به صلاح خیلی ها نبود که گفته وتکرار شود چرا پیامبر عزیز این حرف را زد فقط به خاطر این که انسان برای یک بار با جسم وروح وذهن اش متولد میشود وبرای یک بار در زمین زندگی میکند وحق انتخاب دارد در عالم قبل که عالم ذرع بوده تمام کارها روتین بوده ولی در زمین حق انتخاب داری تا راه کمال را پیدا کنی در نهایت باید طعمهای خوب را در زندگی تجربه کرد تا خدا ما را به رساندن به طعمهای خوب هدایت کند ویک مورد دیگر کلام است و فکر که باید تعقییر کند مراقب کلام وفکر خودمان باشیم از سختی و مشکل و غم وغصه برای خودمان فکر نکنیم وحرف نزنییم چون کائنات به احساس ما کار دارد که موقع این افکار ویا صحبت در باره آن برای ما پیش میایید صد در صد آن موقع احساس خوبی نداریم وهمین حس بد برای ما باعث میشود کائنات هم از همان به ما هدیه بدهد پس افکار و کلاممان را عوض کنیم بقول استاد سهراب سپهری چشمها را باید شست وجور دیگر دید سپاس از استاد عزیز ودوستان آگاهم
سلام
فایل جلسه ۶ زندگی با طعم خدا
هرفایلتون جالب ترومهم تر واثر گذارتر از فایل قبلی هست و تمام حقایق زندگی ما روبیان میکند.
احساس ما از گفته ها وشنیده ها ودیده ها شکل میگیرد وتعیین کننده تصمیمات ما درزندگیمون هست .هرچه را که به ان فکر کنیم ودرذهنمون پرورش بدیم بوسیله ان فکر کائنات وجهان هستی رودعوت به دادنش به ما میکنیم .در دوره دبیرستان مسیر زندگیم بوسیله اتفاقاتی که درجامعه رخ داد تغییر کردو پذیرفتن عقایدی که دروسایل ارتباط جمعی ومدرسه وجامعه اشاعه داده میشد باعث فاصله افتادنم با خانواده ودوستان واشنایان وفامیل وکلا جامعه شد
به هرحال دوران جوانی احساسات برعقل غلبه داره و این خصوصیت من رو درمسیری که اسم ورسمش درست بود ولی اجرای ان انحراف زیادی ازمسیر اصلی راداشت رودرجریان یادگیری واموزشهایی عقاید جامعه ان روز قرارداد که دران ساده زیستن ودور بودن از استفاده نکردن از زیباییها و نعمتهایی که برای شادی ولذت انسان افریده شده راشامل میشد و بطور ناخواسته برخلاف روند زندگی عادیه خانوادگیم قرارگرفتم .همین تغییر باعث جدا شدنم ازهمه ودورماندن از جمع ودورهم بودن و دورشدن از اجتماع شد.بااینکه شاغل بودم ولی تنهایی ودوری ازهرهیاهو ودرارتباط نبودن زیادم با همه روانتخاب کرده بودم. سرم به زندگی خودم ورسیدگی به امور خانه وهمسر وفرزندانم ومهیا کردن هرچه بهتر ارامش واسایش وموفقیت وسلامتی برای انها بود.این جداشدن اصابت ترکشهای موثر اطرافیانم رودرزندگیم به همراه داشت تاانجا که میشد صبور بودم وغصه ها وعقده ها وکینه های تحقیر امیزشون و رفتارهای انها رو که توان جواب دادن یا مقابله باهاشونو نداشتم درخودم میریختم ودرهنگام انجام کارهای خانه مرتب رفتاروگفتاروعملکردهای نامناسب انهارو درذهنم مرور میگردم حتی گاهی درموردشان باهمسرم وفرزندانم صحبت میکردم
تمام اینها ملکه ذهنم شده هروز تقریبا تمام وقت باراین احساسات منفی و نشخوارهای ذهنیمو بدوش میکشیدم .بااینکه زندگیمتوسط خوبی داشتم ودرمسیر موفقیت بودیم اما ناراضی بودم واحساس خوب خوشبختی نداشتم همه اینها باعث قرارگرفتن همه دریک سمت ومن وهمسر وفرزندانم درسمت دیگر بودواثرات بد این عقاید وافکار روز بروز در زندگیمون بیشتر خودشو نشون میداد . تحمل این رفتارها وصبر کردن براساس عقید ه ام از اموزشهای قبلی که بردن اجر دراخرت وداشتن پاداش اخروی ومورد امتحان خدا بودن بود باعث شده بود ناراحتی ها روتحمل کنم وخودم را راضی کنم برای وعده ها وپاداش اخرت وگله وشکایت بین خودم وهمسر وفرزندانم بماندواز داخل هممون نابود بشیم ولی به دیگران تعرض نکنیم. مسیری پرازدردورنج وغم وغصه وناراحتی رو می رفتم که بطور عمیق مفهوم خوشبختی و لذت بردن از نعمت درکنارهم بودن خودم وهمسر وفرزندانم ونداشتن مشکل بین خودمون وارامش موجود در زندگیمون رو که زبانزد همه بودیمو ازم گرفته بود.ان افکار وعقاید باعث شکاف وفاصله روز بروز بیشتردرارتباطات وصمیمیتهای ما با اطرافیانمون میشد وطعم بد ناهمواری رو درزندگیمون تجربه میکردیم
همه انها جزء طعم های بدی بود که در ذهنم پرورانده بودم و انعکاس تجربیات تلخ واثرات نامطلوب اونها مرتب درزندگیم جریان داشت بخصوص در ثمره تلاش وموفقیت عزیزانم .
عبادت وحرف زدن با خدا وگریه وزاری والتماس از خدا برای ارامشم وموفقیت عزیزانم را زیاد انجام میدادم غافل از اینکه قرارنیست معجزه ای رخ بده وپیدا نکردن مسیر وخالی نکردن ذهنم از افکار نادرست باعث مشکلاتم است وباتغییر افکار ودوری از افراد وعقایدی که باعث بوجود امدن مشکلاتم شده وعوض کردن مسیر زندگیم درراه درست وهمسو شدن محتویات ذهنم بامنبع هستی وتوکل بر اوباعث می شه نتایج وتجربیات عالی درزندگیم پیدا بشه .
به گفته شما اگر لطف خداشامل حالمون نمیشد ما ازبین میرفتیم رحمت ولطف خداست که گله وشکایت وقهر ماروندیده میگیرد وفرصت برگشت به ما میدهد. گوش دادن به این فایلتون من رو متوجه کرد که طعم های خوب زندگی یعنی چی .چند سال پیش یکی از فرزندانم که کتاب راز رو خوند ودنبال مطالعه قانون جذب رفت مرتب تاکید می کرد که در مکانها ومحیطهای ناراحت کننده حضور پیدا نکنید .باافراد غمگین وپر مشکل وناامید کننده روبرو نشید انقدر به فکر دیگران ومشکلاتشون نباشید و……. که اینها در ذهنتون جا میگیره ودر زندگیتون نمود میکنه اما ما توجهی نداشتیم ومیگفتیم ادمها باید خیرشون بهم برسه تا دعای خیرشون توراه بچه ها وزندگیشون بیاد
خداوند همیشه منبع خیرو نیکی بوده وهست .عیب از ماهست که برای جذب خواسته هایمان نمی دانیم چگونه عمل کنیم وافکارمان را چگونه درجهت صحیح تغییر دهیم .درتمام مدتی که درغم واندوه وناراحتی وافسردگی واظطراب وسردرگمی که تفرقه ودوری همه را بدنبال داشت راتجربه وزندگی می کردم درواقع طعم های تلخی را که درذهنم کاشته بودم ومرتب انها را مرور وموردتوجه خودم قرار میدادم ایینه زندگیم شده بودند وهمیشه نمود میکردند.در ظاهر ودرزبان امید به موفقیت وپیشرفت وباهم بودن داشتم اما درواقع دردورنج وصبر بی ثمر وبدردنخور وتنهایی را درذهنم ذخیره کرده بودم .همینطور که گفتید استاد همه ما استاد جذب ناراحتی وغم واندوه وبدبختی ونارضایتی هستیم
🌹واما انجام تمرین اول :طعم هایی رو که دوست داریددرزندگی تجربه کنید ویا خواسته هایی را که میخواهید تجربه کنید را بنویسید : الف )طعم های خوب
۱—بعداز اتمام تحصیلاتم بسیار علاقه به شاغل بودن وداشتن درامدی که قسمتی از هزینه های زندگی رو کمک باشم داشتم وهمینطور به ان فکر میکردم ودرپی ان تلاش میکردم برای شاغل بودن یکسال طول کشید طعم شاغل بودن وکارکردن بیرون از منزل راتجربه کردم وخوشحال بودم که مسئولیت پذیری بیشتر ی در زندگی را بردوش دارم وتجربه داشتن فکر وذهنیت خوب را بدست اوردم .
۲—- در ذهنم برای رفتن به سفر مکانها وشهرهای مختلف داخل کشور در زمان تعطیلی یا مرخصی برنامه ریزی میکردم واین حال وهوا رو هم در خانه انتقال میدادم و بچه ها باشور واشتیاق منتظر رفتن به سفر وبرنامه ریزی برای هرچه بهتر وبیشتر استفاده از این لحظات با هم بودن میکردند که خاطرات خوب وشیرینی ولذت بخشی رو برای هممون بجا گذاشت که این هم یکی دیگر از تجربه داشتن فکر خوبه.
۳—- تربیت اصولی ورشد صحیح وسلامتی وصادق وراستگو ودرستکار شدن فرزندانم برایم بسیار مهم بود به همین دلیل دراین زمینه هم مطالعه زیاد میکردم وهم از تجربیات افراد موفق دراین زمینه استفاده میکردم وهم در دنیای مجازی اموزشهایی که داده میشد بررسی میکردم وچون در ذهنم به این طعم خوب ولذت بخش مرتب فکر میکردم با لطف خدا نتایج خوبی بدست اوردم وفرزندانی از همه جهت عالی دارم که زبانزد همه هستند.
۴—– بهنگام خرید خورد وخوراک وپوشاک ومایحتاج زندگی درذهن وفکرم همیشه به دنبال خوب ترین بودم که دراین قسمت هم وفور وبرکت وبهترین در زندگیم وجود داشت
۵—– توجه واحترام وپذیرش خانواده ها واقوام وخویشان ومهمان وپذیرایی مناسب از انها از دیگر ذهنیات خوبمون بود که بسیار مورد توجه خودم وهمسر و عزیزانم می بود وبه همین دلیل همیشه دراین مورد بهترین بودیم که خاطرات خوبی راهم برای انها وهم ما برجای گذاشت .
۶—– دراوایل زندگی تهیه خانه مستقل در ذهنم وفکرم مرتب موج میزد و با پیگیری وتلاش به لطف خدا زمینی تهیه کردیم وکم کم ان راساختیم وطی مدت کوتاهی صاحب خانه شدیم وطعم شیرین خانه داشتن ومستقل بودن را چشیدیم .
۷ —— توجه به روحیه شاد همسر وفرزندانم در ذهنم باعث چشیدن طعم عالی رفتن به طبیعت دراخر هفته واستفاده از هوای تازه ومطلوب وشارژشدن افراد خانواده برای شروع هفته ای باانرژی بیشتر میشد.
۸ —–اول هر برج که حقوقم را میگرفتم مقدار کمی از ان را طلا خرید میکردم تا ذخیره ای برای خریدن خانه وماشین وفرش و…..لوازم موردنیازمون باشه که درست برای همین موارد همه رو فروختم وطعم لذت بردن واستفاده صحیح از خریدن طللاها بعنوان ذخیره را بردم .
۹ —– بااینکه همسرم مدام ماموریت بود اما زمانی که در کنارمون بود نهایت سعی ام رابرای فراهم کردن ارامش واسایش او وفرزندانم را میکردم و در ذهنم برنامه ریزی برای خوشحالی وارامش انها بسیار مهم بود که باعث چشیدن طعم شیرین خوشحالی و همبستگی ودورهم بودن ووابسته شدن ما به هم ودوست داشتن واحترام متقابل بود.
۱۰ —– هروقت وسیله یا چیزی می خواستیم بخریم واقعا بدون اینکه فکرش رابکنیم از راههای مختلف هزینه اش تهیه میشد.🌹 واما تمرین شماره دو در طول روز از چه چیزهایی شکایت میکنید و یا انها را در ذهنتان مرور می کنید :ب)طعم های بد زندگی
۱—– طعم بد اینکه چرا به کسانیکه دوستشان دارم واحترام میگذارم ومحبت میکنم درمقابل از انها بدی وازار وناراحت کردنم را میبینم.
۲—– طعم بد کنترل نکردن ذهنم که مرور ویاد اوری خاطرات بد گذشته واسیب زدن به حال خوبم بود.
۳—– طعم بد نداشتن حس خوب در طول روز .
۴—— طعم بد منفی گرایی واندیشه های منفی ونشخوار های ذهنی وبدنبال داشتن انرژی منفی
۵ —– گله وشکایت از کم رنگ شدن توکل به خدا و چشیدن طعم بدتوجه نداشتن به نعمتهای خدا وناسپاسی انها
۶ —— طعم بد اعتماد نداشتن به دیگران وایجاد سوء ظن نسبت به انها دراثر پیدا کردن تجربه های بدی که از رفتار وگفتار وبرخورد انها دیدم
۷ —— نبخشیدن وسخت گیر بودن نسبت به خودم
و کسانی که از انها بدی دیدم ودلگیر هستم که باعث ایجاد طعم بد مدام سرزنش کردن وعذاب وجدان ونفرت وکینه در وجودم میشود .
۸ —— دلسوزی برای همه وتوجه به مشکلات وناراحتیهای دیگران ومرور انها در ذهنم طعم بد انعکاس سختیها وتلخیها وایجاد مشکلات ودوری از ارامش را درزندگیم بوجود اورده .
۹ —- طعم بد قهر کردن وجدا شدن ازهمه بعلت عدم تواناییم برای به موقع دفاع یا مقابله با رفتار ها ویا گفتارهای دیگران
۱۰ —— واز همه مهمتر مدام حسرت و افسوس خوردن بر گذشته ای که قابل جبران نیست و طعم بد دلتنگی وشکایت از خودم وخدا ونداشتن توکل بر او وندیدن توانمندیهای خدا ونامیدی در زندگی را برایم داشت .
۱۱ —— فکر کردن وتوجه به عدم توانمندی رساندن واضح وروشن مفهوم ومنظور صحبتهایم که طعم بد سوء برداشت از حرفهایم برای شنونده وسوء استفاده دیگران از این موقعیت به نفع خودشان و باعث بیشتر شدن مشکل وبدتر شدن حال وزندگیم میشد را برایم بدنبال داشت .
هرچه جلوتر می رویم وفایلهای بعدی رو گوش میکنم بیشتر متوجه مسیرهای اشتباه می شوم ویاد میگیرم برای ورودبه طعم های خوب وپیدا کردن احساس رضایت وشادی باید درمورد چیزهایی که دوست نداریم ونسبت به انها احساس بدی در ما وجود دارد نه فکر کنیم نه حرف بزنیم ونه بشنویم ونه ببینیم ونه ارتباط برقرار کنیم تا بتوانیم نا خواسته ها وانرژیهای منفی را در وجود وزندگیمان تجربه نکنیم .
باید بین ورودیهای ذهن و خواسته هایمان هماهنگی ایجاد کنیم وازورود افکار منفی با ذهنمان جلوگیری کنیم وبا تمرکز وتوجه واستمرار روزانه برانجام انها بتوانیم طعمهای خوب ولذت بخش را در زندگیمان تجربه کنیم که البته کار اسانی نیست ونیاز به توجه وپیگیریه مداوم ومرتب در طول روز دارد.
🌲از خدا میخواهم نداشتن احساس گناه وسبک بال بودنم را ورهایی کامل از انرژی های منفی که دست وبالم رابرای حرکت وتکامل وچشیدن طعمهای عالی ولذت بردن از زندگی کردن وزنده بودنم را میگیرد .از خدا می خواهم عالی ترین وبهترین از هرچه افریده اوست ومورد درخواست من وهمسر وعزیزانم است را به وفور وبه خیرو صلاحمان وبه زودی بدستمان برساند
نشان های دریافت شده
با سلام فایل۶
چه طعم هایی دوست دارم تجربه کنم وچه طعم هایی الان درزندگیم وچه تغییراتی کردم
این تمرین بخش های مختلفی داره اول بگم که من عاشق طعم خوشبختیم عاشق طعم ثروتم میخوام طعم سلامتی رو هم خودم هم همسرم بچشیم عاشق طعم متناسب شدنم عاشق طعم آرامشم عاشق طعم امید وامنیتم در جامعه ام عاشق طعم لذت بردن از زندگیمم عاشق طعم شادی ونشاطم والان طعم های فقر وطعم مریضی طعم عدم امنیت از شرایط مالی اقتصادی جامعه تا عدم امنیت داخلی وبرون مرزی رو دارم تجربه میکنم دارم طعم بدبختی دیگران وفقر ومشکلات دیگران تجربه میکنم که اصلا دوستش ندارم البته به لطف خدای مهربان واستاد عزیزم الان طعم شادی رو خیلی بیشتر تجربه میکنم طعم روابط خوب با همسرمو بیشتر تجربه میکنم طعم متناسب شدن بیشتر تجربه میکنم طعم اعتماد به نفس وخودباوری رو بیشتر دارم تجربه میکنم وطعم ایمان وباور داشتن به خداوند رو دارم بیشتر از قبل تجربه میکنم من دلم میخواد با تمام وجودم فقط طعم هایی که دوست دارمو تجربه کنم ودیگه چیزی رو که دوست ندارم اصلا نچشم 😍🥰
فایل زندگی با طعم خدا جلسه ششم :
مقدمه:
به نظر من ما میتوانیم از زندگی خودمان رضایت داشته باشیم. هر کجا و با هر کسی یا کسانی زندگى میکنیم میتوانیم از زندگیمون رضایت داشته باشيم. رضایت قلبی ما از زندگی احترام ما به خداوند است برای شکرگزاری از زحمات و نعمتهای بی وفور او در اطراف ما. این امر در عین حال باعث رضایت و خشنود ی ما از زندگی خواهد شد و ما بیشتر از زندگیمان لذت میبریم. ما بیشتر علاقه مند میشویم و اصول اخلاقی را رعایت میکنیم و در نهایت جامعه را تغییر خواهیم داد.جامعه اخلاقی جامعه ایست که در ان افراد با میل و رضایت اصول اخلاقی را رعایت کنند. 😇
طعمهایی که من دوست دارم تجربه کنم :
۱. طعم با خدا بودن در هر ثانیه
2. طعم مهربان بودن افراد اطرافم
3. طعم صادق بودن دیگران با من
4. طعم احساس خوب داشتن در هر لحظه
5.طعم زندگی خوش از صبح تا شب
6.طعم لبخند در هر ثانیه
7. طعم شادی مداوم
8.طعم زندگی در هر لحظه با خدا وند متعال
9.طعم مثبت اندیشی مداوم
10. طعم کارمند دایمی بانک
11. طعم سلامتی تا اخر عمر
12.طعم امید
13.طعم لاغری و تناسب اندام
14. طعم ازاد ی در فکر و تفكر
15. طعم اعتماد به نفس در هر ثانیه
16. طعم خانه داشتن
17. طعم دوست داشتنی بودن
18. طعم احترام متقابل از افراد
19. طعم توکل داشتن به خدا در هر کاری
20. طعم دعا در درگاه خدا در هر روز
21. طعم سپاسگزار بودن در هر ثانیه
22. طعم عشق به خودم
23. طعم شور و اشتياق در هر قدمی به سمت نزدیکی به خدا
24.طعم خدمت به خلق
25. طعم رضایت و خشنودی در خدمت به خلق خدا
26. طعم شیرین حس ششم داشتن و مدد از فرشته درونی
27. طعم تمرکز در زمان حال
28. طعم قدرت درونی
29. طعم صبر و شکیبایی در هر کاری
30.طعم روابط اجتماعی قوی
31. طعم پرواز در خیال و بیخیالی و عدم نگرانی
32. طعم ثروت زیاد
33. طعم سکوت در مواقع لازم
34. طعم ورزش هفتگی بخصوص یوگا و شنا
35.طعم امنیت خاطر و امنیت مالی و جانی
36. طعم داشتن ماشین شاسی بلند
37. طعم فتح قله کوه و قله های موفقيت ديگر
طعمهایی که در ذهنم جستجو کردم و به انها دست یافتم که انها را در ذهنم دارم :
ا. طعم کارمند خوب بودن
2. طعم شاگرد خوب بودن
3. طعم مادر خوب بودن
4. طعم تفریح و خوش گذران بودن
5. طعم برنامه ریز بودن
6. طعم شوخ طبعی و بذله گویی
7. طعم صداقت و روراستی و شفافیت زیاد
8. طعم لبخند
9.طعم عشق به خانواده
10. طعم شنوننده خوب بودن
11. طعم داشتن وسواس در تمیزی و سازماندهی
12. طعم داشتن وجدان در هر کاری
13. طعم مشورت و شفقت
14. طعم تحصیل
15. طعم شیرین یادگیری در هر کاری تا اخر عمر
16. طعم ریاست و مدیر بودن در خانه و محل کار
17.طعم خشم
18. طعم سفر زیاد رفتن
19. طعم رفتن به کوه و پیاده روی کردن
20. طعم گله و شکایت
21. طعم ارتباطات قوی
22. طعم کار با تکنولوژی
23. طعم موفقيت طلبی
24. طعم روحیه هنری و رمانتیک
25. طعم مهر طلبی
26. طعم معرفت زیاد و وفا جویی و وفا خویی
27. طعم زیبای تغییر در امور مثبت
28. طعم صلح طلبی
29. طعم وفاداری
30. طعم سازگار ی و از خود گذشتگی
31. طعم برون گرا بودن و تعارفی نبودن
33. طعم کمال گرایی و عالی طلبی
34. طعم دقت
35. طعم نظم و انظباط
36. طعم مطالعه
37. طعم مدیتیشن
38. طعم پر انرژي بودن
39. طعم پر تلاش بودن
40. طعم پشتكار در هر کاری
41. طعم قدرت طلبی
42. طعم روحیه حساس داشتن
باعرض سلام وآرزوی شادی
من دوست دارم طعم باخدابودن را بیشتر تجربه کنم
دوست دارم طعم مادرشدن را بچشم
طعم رابطه زیبا ودوستانه بابچه های شوهرم رابه زیبائی تجربه کنم
دوست دارم رابطه زیبا وصمیمی بین مادرم وزن برادرم را تجربه کنم
وزندگی بدون دغدعه فکری آینده وگذشته را ازذهنم پاک کنم وامروزم را باعشق تجربه کنم
دوست دارم رفتار همسرم بدون جانبگیری به افرادخاص باشد وشخصیتی قوی وباوری قویتر داشته باشد ومتبت اندیش شود
اما الانم چیزی که هست من زیاد هرس خانوادم رامیخورم
با اینکه هرکسی فکر وذهنش طرز زندکیش را تعیین میکند ومن نمیتوانم کاره ازپیش ببرم
وقبلا زیاد به بچه دارشدن فکر میکردم ودغدغه ی زندگیم بود
اما الان فیمیدم که نباید به خواسته چسبید وباید مراحل تکامل هرچیزی طی شود
به امید شادی بیشتر عشق بیشتر وفراوانی
عاشقتونم
در مشکل بودن یعنی با خدا هستیم و اگر بدون مشکل و ناراحتی باشیم یعنی از خدادور هستیم اینم یه باور غلط دیگه که از بچگی به ما گفتن و ما باور کردیم یعنی من خودم به شخصه یه جاهایی این باور رو داشتم اگر یه مدت خودم یا بچهام مریض نمیشدن میگفتم نمیشه چرا همش خوبیم عجیبه و چون منتطرش میموندم سریع مریضی رو میدیدم
و یه باور مخرب دیگه این بود که تو هر چقدر کار خوب و نیک کنی پاداش اون کار رو در اون دنیا میبینی و در این دنیا که اصلا خبری نیست
و بارها شده بود خودم یه کار خیری کردم یا حتی یه قران ساده خوندم و گفتم ذخیره ای باشه برای اخرتم یا هر کار دیگه که به قول خودمون کار ثوابی بوده گفتم برای اخرتم هست
من میخواهم نگاهم رو به خدا تعییر بدهم
و تا عمل نکنم و تجربه نکنم تاثیری نداره
و باید همیشه عمل کنم نه برای مدتی و خداوند میگه همیشه باید ایمان و تو کل باشه نه برای مدتی .
حتی اگر نتیجه گرفتی نباید دیگه ولش کنی چون اگر ولش کنی همه چیز برمیگرده به شرایط قبلیمون .
این جهان مثل یه رستوران میمونه که بری داخلش و به تو یه منو میدن با دسته بندیهای منطم که وقتی ما رفتیم تو رستوران راحت بتونیم سفارش بدهیم چون دسته بندی شده منو
جهان هم دسته بندی شده و طعم هاش دسته بندی هستن اگر من به دنبال طعم غم و غصه باشم نمیتونم طعم خوشحالی رو بچشم و یا به دنبال طعم فقر باشم نمیتونم طعم ثروت رو بچشم و … واین خیلی اهمیت داره که من تشخیص بدهم داخل این جهان به دنبال چه طعمهایی هستم درسته من به دنبال طعم سلامتی هستم به دنبال طعم تناسب هستم به دنبال طعم ثروت هستم و یا طعم روابط عاشقانه هستم ولی باید ببینم باورهای من و اعتقادات من چی هستن با این افکار من همسو هستن یا نه ؟
مثلا من بارها گفتم خداوند شفا دهنده هست ولی اگر به بیماری گرفتار شدم و یا اطرافیانم گرفتار شدن خیلی زود ناامید شدم که نه خوب نمیشه یا اینکه چیکار کنم که به سلامتی برسیم و یا اینکه خود الان من با این دورها خیلی افکارم تغییر کرده ولی میخوام ببینم با اون باورهام و اعتقاداتم همسو هستن یا نه و فکر کنم هنوز خیلی باید کار کنم که کانلا در هماهنگی قرار بگیرین مثلا بارها شنیدم خخداوند هدفش از خلقت انسان بودن در اسایش و ارامش و سلامتی و ثروت و … هست که باید هم در این دنیا تجربه کنه هم در اون دنیا ولی هنوزم یه جاهایی میگم خدا که همه چیز رو با هم به کسی که نمیده حتما باید یه جای کار بلنگه و همه چیز با هم امکان نداره و اینجوری ناهماهنگی بین افکار و باورهام باعث میشه به نتیجه ی دلخواهم و افکارم نرسم مثل این هست که من برم داخل رستوران و من طعم پیتزا رو دوست داشته باشم ولی چلوکباب رو سفارش بدم مطمعنم دیگه طعم پیتزا رو نمیچشم وطعم چلو کباب رو میچشم
در واقع من خوب متوحه شدم که ما ادمها مثل یه اهنربای قوی میمونیم که به راحتی هر چیز ی رو در اطرافمون جدب میکنیم و اصلا قدرت دفع نداریم و اصلا این قانون جذب که اینقدر در موردش حرف میرنن خیلی راحته و برای همه
جذب اتفاق میفته و اما ما باید به دنبال یادگیری باشیم که چطور یه سری چیزها و ناخواستها و منفی ها رو جدب نکنیم ؟همش برمیگرده به توجه ما و در واقع توجه و تمرکز ما بر روی هر چیز ی بره همون رو جدب میکنیم و درست که من یه سری چیزا مثل ثروت رو دوست دارم ولی اگر همش به فقر و نداری و نبود و … توجه کنم فقر و جدب میکنم در صورتی که ثروت رو دوست دارم و یا اینکه میخوام به یک شکل دیگه این جدب رو در دنیای اطرافم توصیح بدهم که :
فرض کنم ذهن من مثل یه کامپیوتر هست که داخلش پوشه پوشه هست و داخل هر پوشه یه سری اطلاعات هست و من اگر اطلاعات یه سری از پوشه ها رو بیشتر بخونم و مرور کنم و به اونها تو جه کنم ذهن من اونها رو برای من به واقعیت تبدیل میکنه و اصلا کاری نداره من دوست دارم یا ندارم اون بر اساس بیشترین تکرار اطلاعات هر پوشه اون پوشه رو برای من بازخوانی میکنه حالا من سلامتی رو دوست درم ولی مدام افکار بیماری و مریصی رو مرور میکنم و اخبار مریصی رو دنبال میکنم و در موردش حرف میزنم پس اون مریصی بر خلاف دوست داشتنم که سلامتی هست سراغ من میاد
اینجور که زندگی انسانها بر اساس افکار و باورهاشون بسیار متفاوت هست و هر کس زندگی خودش رو تجربه میکنه در یک کشور یا شهر یا خونه با یک امکانات ولی نتیجهای متفاوت
پس به دنبال جذبهای خوب یا همان طعم های خوب باشید که همان فکر های شما هست ولی باید ببینیم از چه چیزهایی در طول روز گله و شکایت میکنید که این گله و شکایت شما همان مرور کردن و توجه کردن شما به ناخواستها هست که باعث میشه شما جذبشون کنید و از خواستها و دوست داشتنهات فاصله بگیری
مثلا :من دوست دارم فرزندم همه غذایی بخوره ولی بارها شده از نخوردنش و بد غذایی اش گله و شکایت کردم و کار رو بدتر کردم
من دوست دارم روابطم با همه عالی باشه ولی بارها شده که از فلانی گله و شکایت کردم و یا رفتارش رو خوشم نیومده و غر زدم
من دوست دارم با همسرم روابطم عاشقانه باشه ولی پیش اومده از چیزی عصبانی بشم و گله و شکایت کنم و روی اون رفتار تمرکز کنم و در موردش با خودم حرف بزنم
من دوست دارم همیشه سلامت باشم ولی بارها شده از کمر درد و یا دست درد و یا زانو درد گله و شکایت کردم و غر زدم
من دوست دارم متناسب باشم ولی بارها شده از جسمم و یا خوردنم گله و شکایت کردم و عر زدم من ثروت رو دوست دارم ولی بارها شده از فقر و نداری گله و شکایت کردم
من دوست دارم شاد باشم و در ارامش ولی بارها شده از افسردگی و حال بد و … حرف زدم
من دوست دارم خوشبخت و موفق باشم ولی بارها شده از بدبختی دیگران و شکستهای اونها حرف زدم
من دوست دارم طعم فرزندان موفق و درسخوان و رو تجربه کنم ولی بارها شده از یه کار فرزندم ی گله کردم یا از بچهایی که موفق نبودن حرف زدم و توجه کردم
من دوست دارم سالین سال مادرم و پدرم رو در کنارم سلامت ببینم ولی بارها افکار خیلی بد که اگر نباشن چه میشه رو مرور کردم
من دوست دارم طعم ماشین خارجی رو امتحان کنم ولی بارها به اینکه هزینه نگهداریشون خیلی بالاهست و قیمتهاشون خیلی گرون شدن و .. توجه میکنم و حرف میزنم
من دوست دارم طعم حرف زدن های عالی و آگاهی دهنده و مثبت و تاثیر گدار رو تجربه کنم ولی بارها شده روی یه گفت و گوی بد که حالا از قبلا خودم بوده و دوستش ندارم توجه میکنم و مرورش میکنم
و این مرور کردنهای افکار من و توجه کردنهای من هستن که نتیجه رو برای من رقم میزنن و من اون طعم رو وارد زندگیم میکنم هر چند که چیز دیگه ای دوست داشتم ولی جهان بی نهایت طعم داره و هر کدوم رو که استمرار داشته باشم به من داده میشه
با نا را حتی در طعم بد دیگران با گله و شکایت کردن اون طعم بد و با مرور کردن اون طعم بد با پیگیری اخبار بد و حوادث بد و یا فیلم و سریالهای بد و یا اهنگهای بد و یا ترس داشتن از فلان طعم بد و یا…. ما به راحتی اونها رو وارد زندگیمون میکنیم
و من برای خودم و دیگران به زندگی شاد و و آرام در اوج سلامتی و ثروت میخواهم
نشان های دریافت شده
با سلام .بخش اول تمرین که دوس دارم از زندگی چه طعم هایی رو تجربه کنم ؟ طعم خوشبختی .طعم آرامش .طعم با خدا بودن .طعم رابطه خوب با همسر داشتن طعم ثروت طعم سلامتی
بخش دوم تمرین هر روز در ذهنم به چه چیرایی توجه میکنم و گسترششون میدم اینه که به شدت به گرانی فکر میکنم و دربارش حرف میزنم این که اخر برج چجوری خرجمو برسونم کم نیارم اینکه اجاره خونه رو با بدبختی جور میکنم هیچوقتم اخر ماهها کم نیاوردم همه کارام و قسط ها انجام شده ولی نمیدونم چه مرضی هست که اینقدر نگرانم .میگم به خدا توکل میکنم اما با رفتارام نشون میدم که دروغ میگم به خدا توکل میکنم چون رفتارم عکس این رو نشون میده همش احساس ناراحتی دارم .خوشحال نیستم .به چاقی م فکر میکنم شروع میکنم به نق زدن
امیدوارم با شروع این دوره قشنگ که بازم مطمعنم خدا منو به این مسیر هدایت کرده که دیدگاه منو نسبت به همه چی عوض کنه
نشان های دریافت شده
قسمت دوم تمرین ،طعمهایی که بهوش توجه می کنم ،مشکلات ومصیبت هایی که برای دوستانم اتفاق افتاده،بیماری کرونا ،طعم مریض شدن ویا مشکل سلامتی داشتن دخترم ،طعم قرزدن درمورد خواب سبک دخترم در روز وخیلی بیدار شدن درشب برای خوردن شیر وطعم دردگرفتن وخسته شدن دستم بخاطر اون،طعم اینکه تمام وقتم رو برای دخترم می زارم ،قرزدن درمود بعضی از عادت های همسرم مثل عجول وبی صبر بودنش ووسواسی بودنش واینکه بیش از حد روی من وبچه ها حساسه ومارو از بیرون رفتن از خونه منع می کنه واینکه نمی زاره با بچه ها به دیدن خانواده ام پدرومادرم برم،قرزدن از دست کارگرهای خونه جفتی که روزی بیست بار دررو می زنن ویه چیزی می خوان وباعث سلب استراحت وخواب من ودخترم شدن،قرزدن ونگران بودن درمورد آتاری کردن پسرم بادوستاش که نکنه چیز بد یادبگیره وروی درس خوندنش تاثیر بذاره
نشان های دریافت شده
قسمت اول تمرین،طعم هایی رو که می خوام تجربه کنم ،طعم شادی ،سلامتی ،خوشبختی ،خونه بزرگتر ،پول بیشتر ،ماشین بهتر،فرزند بیشتر،روابط عاشقانه تر باهمسر،روابط بهتر بافرزندان واطرافیان ،آرامش درونی ،نزدیکی وشناخت بهتر وبیشتر از خدا که از همه طعمها برام مهمتره چون بااون به همه ی چیزهایی که می خوام می رسم