✨ تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی مثل عینکیست که روی چشمهایمان میزنیم! 🕶️
📍 این جلسه ادامه گام ۲۶ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
یعنی چی؟ یعنی فرمولهای ذهنی مثل فیلترهایی هستند که طرز دید ما به خودمون و دنیای اطرافمون رو شکل میدن. 👀 این فیلترها اونقدر قدرتمندند که میتونن انتظارهای ما رو بسازن؛ انتظارهایی که مثل قطبنما مسیر زندگیمون رو تعیین میکنن. 🧭
پس وقتی نگرشمون رو با فرمولهای ذهنی مثبت و درست پر کنیم، داریم عملاً مسیر زندگیمون رو با دست خودمون میسازیم! 💪✨
در این جلسه میآموزیم:
تاثیر فرمولهای ذهنی
حتما با عملکرد عینک آشنایی دارید.
اگر شما عینکی با شیشههای آبی رنگ بر چشمان خود بزنید همه دنیا را به شکلی میبینید که رنگ آبی آن غلیظتر از دیگر رنگ هاست و اگر عینکی با شیشههای رنگ قرمز به چشمان خود بزنید دنیای قرمز رنگی را خواهید دید.
دلیل آن تغییر کردن رنگ دنیا نیست بلکه تاثیری است که شیشههای رنگی بر نوری که از دنیا به چشمان شما میرسد میگذارند.

وقتی نوری که به چشمان شما میرسد به واسطه شیشههای رنگی تغییر رنگ میدهد، تصویری که توسط شما دیده میشود غیرطبیعی و به رنگ آن شیشه خواهد بود.
تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی 🧠⚖️
فرض کنید ذهن ما مثل یک عینک رنگی باشد که دنیا را از پشت آن میبینیم. 👓 وقتی این عینک شیشه رنگی دارد، هر چیزی که میبینیم رنگ همان شیشه را میگیرد.
در ذهن یک فرد چاق، فرمولی مانند «چاقی من ارثی است» ذخیره شده است.
این مثال روشنی از تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی است؛ یعنی هرچقدر هم تلاش کند، چون این فرمول در ذهنش فعال است، ذهنش به گونهای برنامهریزی شده که نتیجه نمیگیرد و در نهایت همان چاقی برایش شکل میگیرد.
✋💭 تلاش جسمی به تنهایی کافی نیست، چون سرنوشت واقعی توسط فرمولهای ذهنی رقم میخورد، نه فقط رفتارهای ظاهری.
مثال دیگر تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی فرمول «خوردن باعث چاقی میشود» است که تقریباً در ذهن همه افراد چاق ثبت شده است.
این فرمول آنقدر قدرتمند است که میتواند باعث شود فرد تا همیشه چاق بماند و حتی وزنش افزایش یابد! 🍔🚫
دقیقاً مثل وقتی که عینک شیشه رنگی روی چشم میگذاری و همه چیز به رنگ همان شیشه دیده میشود، فرمولهای ذهنی هم دید ما به دنیا و غذا را تغییر میدهند.
وقتی باور داشته باشی «خوردن باعث چاقی است»، حتی نگاه کردن به غذا هم باعث میشود ذهنت آن باور را پررنگتر کند و آنجاست که تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی شرایط چاقی را برایت بسازد. 👀🍽️
مثال نان و باورهای ذهنی 🍞❌✅
مثلاً کسی که باور دارد «نان خاصیت چاقکنندگی دارد»، هر بار که نان میخورد انگار این فرمول ذهنی را در ذهنش پررنگتر میکند و پیشاپیش قبول کرده که چاق میشود! 🤯 این دقیقا نمونهای از تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی است.
اما واقعیت چیست؟ خیلیها نان میخورند و همیشه متناسب هستند. این یعنی خود نان باعث چاقی نمیشود، بلکه باور و فرمول ذهنی ما درباره آن است که میتواند چاقمان کند.
اگر از افراد متناسب درباره نان بپرسیم، میبینیم نگاهشان به نان و غذای کلی کاملاً متفاوت است. آنها نان را منبع انرژی، لذت و سیر شدن میبینند؛ در حالی که فرد چاق آن را به عنوان یک عامل چاقکننده باور کرده است. 🍞❤️ vs 🍞😟
راز تفاوت بین افراد چاق و متناسب چیست؟ 🕵️♂️
وقتی که مواد غذایی یکسان است، پس چرا برخی چاق میشوند و برخی نه؟
تنها تفاوت، فرمولهای ذهنی است که در ذهن هر فرد ذخیره شده. ذهنی که پر از باورهای محدودکننده و منفی باشد، باعث چاقی و ماندگاری آن میشود.
جالب است بدانید حتی وقتی به غذا نگاه میکنید، بدون اینکه بخورید، ذهنتان افکاری را مرور میکند که از همان فرمولهای ذهنی ناشی میشود. 👁️💭 این یعنی تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی بسیار عمیقتر از آن چیزی است که فکر میکنیم!
نتیجهگیری 🌟
اگر میخواهیم وزن خود را تغییر دهیم، باید اول تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی را شناسایی و اصلاح کنیم. چون این فرمولها مسیر زندگی و وضعیت جسمی ما را تعیین میکنند.
مثل اینکه عینک شیشه رنگی را برداریم و دنیای واقعی را همانطور که هست، ببینیم و باور کنیم. 👓💡

تاثیر فرمولهای ذهنی بر عملکرد ذهنی و جسمی 🧠✨
از بچگی عاشق کلوچه با چای بودم. 🍪☕ مادرم تو پختن کلوچههای خانگی مهارت خاصی داشت و همیشه چند مدل مختلف کلوچه در خانه بود. خوردن کلوچه با چای برای من یک لذت بینظیر بود!
اما در ذهنم فرمولی نادرست شکل گرفته بود: «کلوچه چاقکننده است.» 😔 این باور اشتباه نمونهای از تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی بود که مثل یک برچسب روی کلوچه چسبیده بود و هر بار که کلوچه میخوردم، مطمئن بودم دارم چاقتر میشوم.
وقتی رژیم میگرفتم، تلاش میکردم کلوچه نخورم، ولی به محض اینکه رژیمم تمام میشد یا عصبی میشدم، اولین چیزی که سمتش میرفتم همان کلوچه بود! 🍪😅
حتی وقتی از جلوی مغازه کلوچهفروشی رد میشدم و بوی کلوچهها به مشامم میرسید، ذهنم همزمان به لذت خوردن کلوچه و هم به چاقکننده بودنش فکر میکرد؛ نمونهای واضح از تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی در زندگی روزمره.
این دو فکر متناقض، دقیقاً نتیجهی فرمولهای ذهنی اشتباهی بودند که در ذهنم ذخیره شده بودند. 💭⚔️
این تجربه نشون میده که فرمولهای ذهنی چقدر روی رفتار و حتی احساسات ما تاثیر میگذارند؛ طوری که حتی وقتی کاری نمیکنیم، فقط فکر کردن به آن موضوع، واکنشهای ذهن و بدن ما رو شکل میده.

تاثیر فرمولهای ذهنی بر چاقی: داستان من و دوستم 🍪🧠
✍️ حالا بریم سراغ این داستان؛ در ادامه هم توی گام ۲۸ سراغ «یادگیری زبان لاغری» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.23 از 87 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام
چقدر عالی تاثیر فرمولهای ذهنی رو به شکل فیلترهای رنگی که روی دوربین قرار گرفتن نشون دادین 👌👌👌👌 بارها شنیده بودم که باورها هستن که نتیجه ما رو در قسمتهای مختلف رقم میزنن و این باورها مثل عینکی هستن که به چشم مغز ما زده شدن ولی تا به حال اینقدر واضح و شفاف و دقیق اینو درک نکرده بودم دست مریزاد استاد👏👏👏
موضوعی که خیلی نظر منو جلب کرد این بود که این فیلترها خییییییلی کوچیک بودن ولی روی کل نتیجه تاثیر داشتن فرمولهای ذهنی ما حتی از اینها هم کوچیکترن ولی واقعا چقدر تاثیر گزارن باورهای ما در موضوع چاقی به صورت ارثی بودن چاقی،چاق کننده بودن انواع غذاها و خوراکیها،علاقه شدید ما به شیرینیها ،سوخت وساز پایین ما،بیماریهایی مثل کم کاری تیرویید،کم تحرکی ،و.. بقیه فرمولها هر کدوم مثل یک فیلتر جلوی ذات و طبیعت ما که تناسب هست قرار گرفتن و موضوع جدی تر اینه که هیچ کدوم از ما فقط یه فرمول نداریم که تازه همون یه دونه نتیجه رو تغییر میده اخخخخخ که انبوهی از این فرمولها رو داریم که ترکیب اونا با هم باعث شده همچین جسمی رو خلق کنیم الان که بهش فکر میکنم با این حجم از فرمولهای اشتباه خییییییلی هم اوضاع خراب نشده و به لطف خدای مهربان این چاقی به قدری در تمام جسم تقسیم شده که باز هم درکل قابل قبوله🙏
و کاری که لاغری با ذهن میکنه اینه که با منطقی کردن طبیعی بودن لاغری برای همه ما و شناسایی فیلترهای مختلف و شناختن اونا به عنوان یه فرمول که منجر به نتیجه چاقی شده لایه لایه اونا رو کمرنگ میکنه و از جلوی ذهن ما برمیداره و فرمولهای تناسب رو جاشون میذاره و با مثالهای مختلف ریشه اونا رو محکمتر میکنه و نتیجه هم چه بخوای چه نخوای میشه تناسب اندام🤩🤩🤩🤩
در مثال قطار استاد گفتن حرکت دادن واگنهای سنگین به نیروی زیادتری احتیاج داره و زمان بیشتری هم میبره ولی وقتی این واگنهای سنگین راه بیفتن و توی ریل صحیح قرار بگیرن هم سرعت بالاتر میره و هم در زمان کمتری مسافت بیشتری طی میشه
و این روند برای همه کساییکه دارن روی ذهن کار میکنن اتفاق می افته ولی در تک تک آدمها از نظر زمان و مقدار نتیجه متفاوته ولی خبر خوب اینه که “دیر وزود داره ولی سوخت وسوز نداره”🎁🎁🎁
با گوش دادن فایلها انگار قطعه های گمشده این پازل سر جاشون قرار میگیرن و ما کم کم متوجه میشیم چرا چاقیم؟ چرا لاغر نمیشیم؟ چرا ورزش میکنیم اونم سخت اونم طولانی مدت اونم مدلهای مختلف ولی نتیجه یا کمه یا موقته یا اصلا نیست… چرا افراد لاغر همیشه لاغرن؟ چرا از همه انواع نعمتهای خوردنی مصرف میکنن بازم لاغرن؟ چرا توی یه خانواده یا فامیل اینهمه آدم چاق وجود داره ؟ هزاران چراب دیگه که به مرور جواب همه شون رو پیدا میکنیم…واقعا خیلی لذت بخشه برای خودم که مثل کشف قسمتهای مختلف یه غار میمونه که هر چی جلوتر میری زیباتر و عجیب تر میشه😍😍😍
نشان های دریافت شده
سلآمممم😊امیدوارم حالتون عالیییی ،،روزاتون خوشش و در مسیر لاغری من باشید مثل همیشه🙏
گام ب گام رسیدیم ب گام بیست وهفتم از مسیر لاغری من (فرمول های ذهنی وتاثیر چاقی)
👣👣بریم شروع کنیم برای شرح این فایل فوق العاده 😍👌
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
تمام باورها مثل عینکی هستند ک ما بر چشمانمان زدیم ..باور – باورهاااا🤔🤔
با دیدن و گوش کردن این فایل برای هزارمین بار ب من ثابت شد ک نقش باور در هر جنبه از زندگیم چقدر مهم و تاثیر گذار است ،باورها تشکیل دهنده ی افکار ، رفتار ، ما هستند ذهن من باور میکنه هر چیزی ک باورش باشه و این طبیعیه….پس باید پرش کنم از باورهای درست ، افکار درست ،عادتهای درست ،،،
🔴عینک باورهای من خیلی تیره و تار بود .عینکی بود ک نمیشد ازش زیبایی ها رو دید ، نمیشد ازش لذت و آرامش رو دید ، نمیشد باهاش زندگی کردن ها رو دید .عینک باورهای من پر بود از نامیدی ، رنج ، سختی ، عذاب ، سیر بودن از زندگی ، از خودم ، از همه حتی زنده بودن ،،، عینک باورهای من علاوه بر تیره تار بودن محدود بود ، محکوم بود ،،محکوم ب چاقی
محکوم بود ب چاقی ک تا همیشه باید با من همراه بود ، محکوم بود ب هروز و همیشه رژیم گرفتن ، محکوم بود ب همیشه ورزش کردن و نتیجه نگرفتن ، عینک باورهای من عینکی بود خودم بر چشمانم زدم و کورم کرد ..کورم کرد و ندیدم ک منم توانایی هایی دارم ، کورم کردو نذاشت بفهمم ک منم ی روزی اعتماد ب نفسی داشتم ، عینک باورهای من منو از خودم از زیبایی های خودم از قوی بودنم ، از لذت بردن از زندگی از آرامش داشتن دورم کرد…ذهنم ، جسمم ، افکارم ، باورهام همه و همه از بدو تولد متناسب بود،خودم ذهنم رو بیمار کردم بر اثر ی سری افکار ، دیده ها و شنیده ها ،لذت ها خوشی ها،،شاید اونموقع ک من داشتم برای چاقی تلاشی میکردم از نوع ناخواسته اش بازم ذهنم شاید داشته ی جوری ی جایی من رو منصرف میکرده ک ب خودم بیام چون چاقی من ی دفعه ای ، یک شبه نبوده…ووقتی ک من بی توجه بودم ذهنمم گفته من ک سعی خودم رو کردم نشد حالا ک خودش دوست داره چاق بشه من تمام تلاشمو میکنم تا من و ب خواسته ی ناخواسته ام برسونه …🔴
من باور هایی رو در وجودم شکل دادم ک حتی کوچکترین لذت منو ب چاقی میکشوند..من باورها رو شکل دادم و با بی توجهی بباور ها دنبال حل مسئله بودم..حل مسئله ای ک خودم بوجودش اورده بودم و یادم نبود ک چ ها کردم ب خودم ….اما میرفتم یقه خدا و بقیه رو میگرفتم ک چراا من ؟؟چرا چاقی باید ارثی باشه برای من ؟؟چرا باید پرخوری چاقی من باشه ؟؟چرا بی تحرکی باید باعث چاقی من بشه ؟؟یقه خدا رو میگرفتم ک خداا مگ چیکارت کردم ک من چاقم ؟؟؟چ گناهی کردم ک چاقمم؟؟غافل ازینک هیچ کس و هیچ چیز جز خودم ، جز خوده خودم باعث و بانی ش نبوده و نیست ،،
جالبه خدایی ک من ب ناحق یقه اش رو میگرفتم برای چاقیم ..چاقی ک اصلا دراون نقشی نداشت بازم گفت بیا بنده ی من و هدایتم کرد ب مسیری ک متوجهم کنه مقصر همه چی خودمم باید بدونم خودم همه کاره ام ..خودم این ذهن رو دست کاری کردم ..خودم تنظیمات خودکارش رو ب تنظیمات دستی ذخیره کردم…حالا باید اول یاد بگیرم ک خودمو ریست کنم…اما ریست ما با ریست گوشی ی تفاوتی داره..ریست گوشی همه چی پاک میشه مثل روز اول.اما ریست ما همه چی پاک نمیشه باید یاد بگیریم ک اون افکار و باورهای اشتباهمون رو کمرنگ و کمرنگتر کنیم ..و یاد بگیریم ک فرمول های صحیحی رو جایگزین کنیم (انشاءالله)
من عینک باهر رنگی بزنم دنیای اطرافم رو همون رنگی میبینم در صورتی ک اطرافم این رنگی نیست و این عینک رنگی همون فرمول های چاق کننده هستندمثلا من بگم چاقی من بخاطر پر خوریه دیگ نتیجه رو رقم میزنه حتی زمان هایی ک من پر خوری نمیکنم ..و دیگ برای من فرقی نمیکنه اطرافم چ رنگیه چون من عینک رو زدم و باهمون عینک نگاه میکنم و اطرافم رو میبینم و باز تمام باورها مثل عینکی هستند ک ب چشمانمان میزنیم..
ذهن من از خودش چیزی نداره اون توجه ب افکار من میکنه مثلا من قبل از خوردن نون هیچ باوری ندارم همین ک میخام اون نون رو بخورم پیش خودم میگم ک این نون منو چاق میکنه اینجاست ک ذهن تحلیلش میکنه و اون مقدار نون شروع میکنه منوب چاق کردن.
خب حالا ک متوجه شدم ک فرمول های چاقی چطور بوجود میاد اول باید عینک تیره و نارم رو بردارم .و ببینم واقعیت امر اونی نیست ک تا حالا میدیدم و دیدمو از هر جنبه اززندگی تغییر بدم …در حال حاضر دید من روی افکار چاقیم هست ک آنها رو شناسایی کنم و تغییر بدم ب افکار فرمول لاغری…و این کار فقط و فقط در مسیر لاغری با ذهن امکان پذیر است.
فرمول های چاقی من قبل از مسیر لاغری با قدرت ذهن این بود ک :::پرخورم ، بی تحرکم ، ورزش نمیکنم ، شیرینی جات ها فست فودها روغن ها همه چاق کننده اند در حالی ک هیچ مواد غذایی نقشی در چاق شدن من نداشتن و من فقط ازاستفاده از مواد غذایی باعث چاقی خودم شدم..ورزش کردن تاثیری در لاغری من نداشته بلکه ورزش حتی میتونه چاقی رو پرنگتر کنه ، وباعث چاقتر شدن بشه و حالا من یاد گرفتم ک در مقابل افکار و باورهای چاق کننده افکار و باورهای صحیحی رو جایگزین کنم و بادید بهتری ب اطرافم نگاه کنم و اززیبایی های زندگی و اطرافم لذت ببرم در حین آرامش..
شاید در اول راه مسیر لاغری من نتیجه پرنگ نباشه و اصلا نتیجه ای کسب نکنیم اما با تمرین ، تکرار ، استمرار ، اشتیاق ، عمل ب آموزش ها و یادگیری ها و تایید حرفهای استاد در طی طول این مسیر شگفت انگیز و تک و بی نظیر با تغییر دادن فرمول و ایجاد فرمولهای درست نتیجه خیلی عالی و پرنگ و بزرگ برای ما بوجود میاد…فقط نباید نامید باشیم . چون هروز چاقی همراه ما است ، و چون کسی بهمون نمیگه داری لاغر میشی و شاید برعکسش اتفاق بیفته ک بگن چاقتر شدی من نباید خودمون رو ببازیم و نامید بشیم ک اینم نشد…ما نباید کم بیاریم و جا بزنیم اگ ی کمی دیرتر ب نتیجه رسیدیم چون باور هر کس با خوده فرد و اون ریشه بستگی داره…حتی بعضی از باورها باور کرده اند ک تواین مسیر میشه نتیجه گرفت اما خود فرد ی ک باورش باور کرده هنوز ب اون درک نرسیده و دنبال روش های رژیم وورزش میرن در حالی ک ازینجا نتیجه گرفته ان….و بنظر من این حق الناسه …چون اینجا نتیجه گرفته و ترس از برگشتن اون وزن و سایز رو داره….و دوباره میره سراغ روش های قبل ک برنگرده در حالی ک این برگشت و وزن و سایز لیاقتشه..چون داره چاقی رو برای خودش برای ذهنش پرنگ و پرنگتر میکنه.. انشاءالله ک ما جزو توبه کنندگان حقیقی باشیم دراین مسیر….
ب امید موفقیت همگی و سپاس فراوان از شما استاد عزیز.دمتون گرم ک بااشتیاق و انگیزه برای ما وقت میگذارید..نگاه پراز عشق خدا بدرقه ی تمام مراحل موفق زندگیتون🙏😍🌹
نشان های دریافت شده
سلام لحظه هاتون متعالی
فرمول های ذهنی باعث افکار و رفتار ما می شوند و در تمام جنبه های زندگی موثر هستند
و مانند فیلترهای رنگی عمل می کنند که به حقیقت یک رنگ دیگر می بخشند و حقیقت را پشت پرده ای پنهان می کنند ما در تمام سالهای زندگیمون نااگاهانه با توجه به موضوعاتی و گفتگوی درونی با خودمون فرمولهای ذهنی زیادی درست کردیم که تمام انها باعث مشکلات و درد و رنجهایی در زندگی ما شدند دنیا زیباست سرتا سر عشق و محبت و پول و فراوانی و سلامتی و زیبایی و این یعنی درک یکتایی ولی وقتی من فقر و چاقی و دزدی و غیره میبینم یعنی دارم یک عینک اشتباهی به چشمم میزنم همون که دنیام رو کدر می کنه پر از ترس و ناامیدی و اونجا خدام میشه دوتا خدایی که هم زیباست و هم زشت ؟!و ادامه مسیر معلومه بیراهه و دورشدن از حقیقت محض ..منم سالها این فرمول رو داشتم خوردن چاق می کنه ..تکرار این حرف و شنیدنش از اطرافیان یک طرف و حرف پزشکی که گفت خانم هرچیزی از این گلو بره پایین چاق می کنه یک طرف دیگه البته که همیشه می خوردم و حتی بیشتر از نیاز اما با ترس و با شکایت و گله ….اما این اواخر یک فرمول ذهنی دیگه هم ایجاد شده بدنم استپ می کنه الان چندروزه میگم مگه زمین موقع چرخیدن استپ داره یا یک گیاه در روند تکاملش و جهان پویا و در حال حرکته چرا باید بدن من استپ کنه ؟یا اینکه من در روشهای دیگر لاغری بعد از مدتی که میرفتم روی ترازو و نتیجه خوب رو میدیم به جای شوق بیشتر بی انگیزه می شدم و انگار رسیدم خط پایان/ نمی دونم انگار خیالم راحت می شد و باز اضافه وزنم و رفتارم تغییر می کرد اینو نمی دونم چرا ؟!و الان دوست ندارم برم ترازو و از استاد میخوام راهنمایی کنند🙏منم از پزشکان یک لیست غذا دریافت می کردم که ممنوعه بود ..و وقتی به زود جلوی خودمو میگرفتم که مصرف نکنم بعد از چند روز انقدر عصبی می شدم که یهو میرفتم سر شیشه مربا و قاشق قاشق میخوردم سعی می کردم مواد غذایی ممنوعه خریداری نشه یا در یخچال قایمشون کنم جلو چشمم نباشند…اما ذهنم خیلی خوب جاشو می دونست و بهشون فکر می کرد و لذت میبرد و بزاق دهانم ترشح می شد و من سیر می شدم .
خدا را شاکرم که هدایتم کرد به این مسیر و یک هادی خوب پا به پام هست تا به رهاایی برسم و اون روی حقیقی زندگی رو ببینم .
اگاهی های ناب و شادی های بی دلیل و روز افزون نصیبتون 🍃🌸
نشان های دریافت شده
واسه شروع هرتغییری شیطان میاد دست به کار میشه چون شیطان 😈 دشمن قسم خورده انسان است و قسم خورده از هر راهی استفاده کنه واسه گمراه کردن انسان ها در هر شرایطی و دوست نداره انسان پیشرفت کنه وقتی ما شروع میکنیم به تغییر شیطان میاد با نجواها ذهنی هر دقیقه بهمون گوش زد میکنه که لاغر بشو اصلا نیستی تو توانایی لاغری نداری و کلی هم دلیل میاره که منصرفت کنه از این مسیر و این از کلک ها شیطان است واسه ضربه زدن به انسان ها باید اینجا ایمان بیاریم به خودمان به توانایی که داریم به خداوند ایمان بیاوریم که هیچوقت ما رو سر مسیر اشتباه قرار نمیده و ماهدایت شده خداوندیم به این مسیر و با تمام وجود ایمان بیاریم به این مسیر و شروع کننده باشیم ومطمعن باشید موفق میشد
وحالا که شروع کردیم و باور کنیم که این مسیر بهترین روش برای رسیدن به لاغری است
حالا باید این موانع لاغری برداریم از جلو راهمان
حالا این موانع چی هستند همان باور ها و انتظارات و فرمول ها اشتباه ما هستند که با توجه حرفها خانواده اطرافیان رسانه دوستان در ذهن مان یه زمانی ثبت شده هستند و شده این شرایطی که الان داریم یعنی فرمول ها ذهنی که قبلا در مورد چاقی خواسته یا نخواسته در ذهن مان ثبت کردیم شده آینده ما که الان هست و تلاش ما هیچ تاثیری نداره فقط فرمول ها ذهنی هستند که آینده مارو رقم میزنند در مورد همه جوانب زندگی نه فقط چاقی و لاغری همچی مارو فرمول ها ذهنی مون رقم زدند. . .
واقعیت زندگی ما این چیزهایی که الان داریم با آنها سرکله میزنیمنیستندبیکاری فقر بیماری بدشانسی سرنوشت من اینه من از خانواده فقیری بهدنیااومدمتااخرعمرممفقیرخواهمموندم من چاقم من کسی دوستنداره این چیزها واقعیت ما نیستند اینها همه براساس فرمول هاییهستند که ما خودمان بهذهنمونمیدیم ونتیجه اشممیشه چیزی که انتظارداریم باور داریم
شاید اینجا جاشنباشهولی واقعا این گام خیلی منبهفکرفروبرد ووقتیداشتممیدیدمفایل رو تو ذهن به صدادراومدکه چقدرخداوند عادل است واقعا این باجون دل پذیرفتم با این گام میدونی چرا عادل است چون به ما این همه نعمت داده بدون منتبعد یه نعمت فوق العاده به ما انسان ها داده که به هیچ موجود دیگه ای نداده به نام ذهن بعد توانایی به این ذهن داده بندهام هرچی باور کردن انتظار داشتن ای جهان هستی هرچی بندهام خواستن وظیفه داری براشون آماده کنی نگاه همچی دست خودمون است اگه الان اون شرایط ایده آل نداریم خودمان مقصر هستیم یعنی خداوند همیشه بهترین ها برای ما میخواد ولی ما بنده ها چی از صبح تا شب چسپیدیم به ناشکری کردن پول نیست همه دزدن فلانی دیدی اون کار کرد خدا مارو نمبینه من چاقم اصلا دیگه لاغر نمیشم من خدا فراموش کرده دوستان در طول روز واقعا چندبار خداوند شکر میکنیم بابت اینکه همچی داده دست خودمون خداوند میگه تو چی میخواه بنده من فقط بگو من بهت میدم بعدش ما میایم به بنده ها خدا میخواهیم مشکلات مارو حل کنن مارو دوست داشته باشن درصورتی که ما هیچی از این قدرت درون خودمان نمیفهمیم دوستان بیاییم از این جعل نادانی رها کنیم خودمان رو اگه تو الان چاقی بخاطر افکار خودت است تو میترسی از خوردن شیرینی میگی چاق کننده است و باور کردی قرص میخوردی میگی این فلان دکتر گفته اشتها زیاد میکنه ورزش نمیکنی میگی طبیعی است من چاقم شبها برنج میخوری صد بار بعدش خودت سرزنش میکنی اینها باورها تو است بعد میگی چرا من این همه تلاش میکنم لاغر نمیشم جهان هستی براساس باور ها و انتظارات پاسخت میده نه تلاشت برو آمریکا عمل جراحی کن باز همونی برمیگردی به همون جسم قبلا چرا چون فرمول ها ذهنی تو باید تغییر کنه تا شرایط پیرامون تو تغییر کنه
هیچ علمی بالاتر از علم خداوند نیست خداوند خیلی مارو دوست داره که این ذهن فوق العاده برای ما خلق کرده که کل بشر با تمام امکاناتش جمع بشن نمیتونن ذره ای خلل در این روند ذهنی به وجود بیارن ما حرف همه رو که بنده ها خداوند است باور میکنیم و شدیم این شرایط الان زندگی خودمان ولی حرف خداوند باور نداریم که میگه بنده ها من به من ایمان بیاورید ایمان بیاورید نه اینکه برو مسجد بساز روزه بگیر نماز بخوان نهه اینها اعمالی است واسه آرامش خودت تو وقتی به توانایی خودت به ذهنت ایمان بیاوری ویکی من دیگه این شرایط نمیخوام من شرایط واقعی وجود خودم میخوام که شادی خوشبختی آرامش عزت نفس اندام ایده آل کار ثروت رفاه خوش اخلاقی مهربانی دوست داشتن خودت وبقیه بخشش مهر ورزی است وقتی بگی من این شرایطی که خداوند برای من آماده کرده فقط من خودم اومدیم موانعی برای خودم درست کردم و از این نعمت ها محروم شدم و الانم خودم آره خودم با ایمان به خودم به قدرت درونم که همان ایمان به خداوند است شروع میکنم به تغییر فرمول ها زندگی در همه جوانب و بعد نتیجه اش خواهم دید اول راه شاید یکم راه ناهموار سخت باشه ولی ادامه بده مطمعن باش خداوند بهترینها رو برای تو مهیا کرده و راه صحیح ادامه بده این همه سال به خودت خانوادت خدای خودت ظلم کردی چون خداوند درست نشناختی چون خودت قدرت خودت نشناختی و چشمت فقط شرایطتت دید شیطانم بیکار نموند وشروع کرد شرایط برای تو سخت کردن و گمراه شدی ولی الان دیگه فهمیدی راهکار چیه حرکت کن حتی اگه یکماه از عمران باقی مونده باشه در مسیر صحیح حرکت کنی لذتی میبری که در طول عمرت حسرت یک ثانیه اش میخوردی
اگه تا الان نتونستی لاغر بشی چون فرمول ها ذهنت اشتباه بوده فرمول ها تغییر بده آرام آرام تغییراتت شروع میشه نتیجه یه شبه دو شبه نخواه چون الان دیگه فهمیدی عجله کردن کلک شیطان است راه سخت نشان دادن کلک شیطان است گول نخوریم بیاییم تغییر کنیم خداوند مارو هدایت کرده شک نکنید موفق خواهید شد فقط انتخاب کنید راه صحیح رو آموزش ببینید تمرین کنید و این عینک چاقی رو از روچشماتان بردارید واقعیت وجود خودتان ببینید واقعیت وجود طبیعی خودتان رو ببنید ایما آوردن به خداوند یعنی شکر نعمت ها خداوند وسکر نعمت ها خداوند یعنی درست استفاده کردن از نعمت ها خداوند
هیچ مواد غذایی قرص ورزش دمنوش باشگاهی عمل جراحی مارو لاغر نمیکنه چون اصلا اینها مارو چاق نکردن که لاغر کنن همچین برمیگرده به خودمان و فرمول ها ذهنی خودمان دوستداری همچی به شکل ایدهآل تغییر کنه اول خودت نگرشت فرمول ها ذهنت باورهای انتظارات تغییر بده بعد خیلی راحت آسان بدون یذرع سختی همچی ایدهآل میشه ،🤗🙂😊😌ببخشید اگه زیاد حرف زدم خواستم تاکید کنم همه این شرایط جسمی روحی مالی عاطفی رابطه خودمان با خانواده دوستان خداوند همش نعشت گرفته از فرمول های است که خودمان در ذهن مان ثبت کردیم و تنها کسی هم که میتونه شرایط الان مارو تغییر بده خودمان هستیم فقط کافیه تو باورهات افکارت فرمولهات تغییر بدی دیگه بقیش به طور سیستم حله اصلا حل شده حسابش کن چون سیستم خداوند واسه همه افراد یکسان عمل میکنه و هر آنچه بخواهیخداوندبهت میده فقطنههبگی من لاغری میخام ولی تو ذهنت از غذا خوردن بترسی از قرص خوردن بترسی از ورزش نکردن بترسی بگی من چاق میشم اینجوری چاق میمونی چون خداوند خالف وعده عمل نمیکنه هرآنچه باور تواست آیندت میسازه پس اول فرمول اشتباه ذهنت تغییر بده بقیش بسپار به جهان هستی واست جوری اندامت رقم بزنه که تو خوابم نبینی
تشکر از استاد عزیزم بابت این همه آگاهی خوب واقعا از شما ممنونم که مارو آگاه میکنید به این همه نعمت خداوند مث این میمونه یک نابینا شفا دادین من که به شما میگم استاد خلق معجزها متشکر از همه دوستان نازنینم در این مسیر فوق العاده
نشان های دریافت شده
وقت بخیر عزیزان
من که چند وقتی هست که در این مسیر هستم از اول هم باور کرده بودم وقتی که با فایلهای رایگان آشنا شدم قبل از اینکه گوش بدم نمی دونم چرا باور کرده بودم که این همون راهیه که می خوام و می تونه منو به هدفم برسونه
تمام این فیلترهای ذهنیم بر طرف شدن خدا رو شکر با همون رایگان من ۶ پوند کم کردم تو سه ماه که قبلا باید خودم و می کشتم برای این کم شدن
و در اصل این فرمولها نتیجه و رقم می زنه نه اون تلاشی که ما می کنیم و به جسم فشار میاریم
این مثال حرف دکتر منو یاد خالم انداخت که یادمه ما بچه بودیم مامانم اینا که حرف می زدن می گفتن چون خالم کورتون می خوره ،کورتون آدم و چاق می کنه و…. و من همیشه اینو یادم بود
پس جهان بر اساس فرمولهای ذهنی هر فردی براش عمل می کنهذو برنامه ریزی می کنه مسیرش و
نشان های دریافت شده
فرمولهای ذهنی وتاثیر آن در نه تنها در چاقی بلکه در تمام زندگی ما نقش پیدا میکنه مثلا وقتی من مسولیت چاقی خودم را نپذیرم وچاقی را مربوط به دنیای بیرون از خودم بدونم صد در صد مسولیت های دیگه مثل روابط فقر بیکاری وغیره را هم در مورد خودم نمیپذیرم از وقتی میثاق نامه را هروروز تکرار میکنم این مسولیت چاقی را کاملا پذیرفتم ودر کنارش مسولیت تمام کارها ورفتارهای خودم را نیز پذیرفتم باور های اشتباه همان عینک های رنگی هستند که وقتی به چشم میزنبم دنیای اطراف ما هم طبق رنگ آنها غیر واقعی میشود باید برای واقعی ودرست شدن دنیامون این عینک های رنگی را برداریم در واقع باورهای درست را که آموزش میبینم جایگزین باورهای اشتباه کنیم تا دنیای درون وبیرون ما واقعی شود با سپاس از استاد عزیزمون ودوستان متناسبم
نشان های دریافت شده
با سلام
چقدر عالی وفوق العاده الان تازه متوجه حرف اون بزرگوار میشم که میگفت اگه شما بگید شب درست میگید واگه من بگم روز منم درست میگم مهم دیدگاه ماست که از جنبه ای میبینیم دنیارو همه درست میگن چون فیلتری که به چشم ذهنشون دارن همه چیز معنی دار میکنه حدود ۱۵ سال قبل دکتری به من قرصی داد برای افسردگی وبهم گفت که حسابی ورزش کن که چاقت نکنه ومن بسیار چاق شدم حتی با وجود ورزش های سخت ویک ماه پیش که رفتم پیش دکتری برای هورمونم هام دکتر گفت این قرص چاقت میکنه میخوای ندم وروش دیگری برای بهبودت انجام بدیم ومن با اطمینان گفتم نه شما نگران نباشید من مراقبم وقتی با خودم ار مطب اومدم بیرون با اطمینان به خودم گفتم هیچ قرص ودارویی من رو چاق نمیتونه بکنه تنها پرخوری وخوردن درحالی که گرسنه نباشم من رو چاق میکنه وقرص به این ریزی حتی در سی سال توان افزایش یک کیلو چربی را هم دربدن من نداره چون اصلا چربی نداره وکلی خندیدم که چطور دکتر مملکتم با باورهای غلط شست وشو مغزی داده شده 🤣🤣ذهن من باور میکنه هر چیزی که باورش باشه واین طبیعیه پس من پرش میکنم ار باورهای درست ورفتارهای درست وعادت های درست به طبع آن یه چیزی بگم خدا خیلی خیلی دوستمون داره یعنی من که عاشقش ومطمینم بقیه کسانی رو هم که هدایت شدن به اینجارو هم همین طور حالا چرا چون آدم های بسیار کمی زندگی میکنن واقعا دو روز پیش جایی بودم وبه عین دیدم که ۹۵ درصد آدم های جمع زندگی نمیکردن فقط زنده بودن ووقت گذرونی میکردن کاری که منم قبلا همین طوری بودم همه از گرفتاری ها ومشکلات حرف میزدن همه از چاقی ودردسراش همه از عذابی که از رژیم وورزش های سخت از کارشون که چقدر سخته وحقشون داده نمیشه واز همه مهم تر از فرسایش روحشون در دوران کرونا برام خیلی جالب بود من در دوران کرونا مخصوصا این ۴ماه به حدی بهم خوش گذشت وطعم زندگیرو با تمام وجودم چشیدم که بعضی وقتا میترسم کرونا بره وخوشی وراحتیم بره😂😂البته اینکه شوخی بود چون ترس بیمعنیه من کرونا هم که بره دیگه بلدم چطور زندگی کنم ولذت ببرم بلدم چطور برای خودم وقت بگذارم بلدم چطور برای خودم ارزش قائل بشم وکلی چیز فوق العاده دیگه که جلوی رومه من قرنطینه رو به فرصت تبدیل کردم فرصت ساختن خودم فرصت آموزش ویادگیری فرصت خودسازی وحتی انسان قوی تر زیبا تر ومتناسب تری شدم اکثر آدمهای اون جمع میگفتن که ازوقتی قرنطینه شده چاق تر شدن ووقتشون همش به بطالت میگذرونن با فیلم وتخمه وهله هوله وآشپزی ولی من دراعماق وجودم بسیار خوشحال بودم که من از تک تک لحظاتم استفاده کردم من هر روز با خواندن میثاق نامه تک تک کلمات روی روحم حک میکنم وروی دیوار جسمم مینویسم ونقاشی میکنم وهر روزم متفاوت از روزدیگه شده وهرروز خداوند مهربان منرو بیشتر از قبل ار نعمات وبرکاتش منتفع میکنه شکر خدای مهربان ودوست داشتنی خودمو بابت همه چیزایی که به من عطا کرده وخواهد کرد
فایل “تاثیر فرمولهای ذهنی در چاقی “:
در طول این مدتی که در این دوره شرکت کرده ام ،کاملا واضح و مبرهن است که محتوا و فرمولهای ذهنی من که از اموزشها ی دوره تاکنون کسب کرده ام ، کاملاً با خود گذشته خودم ،متفاوت است.
اينقدر این فایل کامل و جامع بود که من بیشتر نميتونم راجع بهش بنویسم. نشان دادن فیلترهای ابی و قرمز بسیار بجا و مناسب بود. 🙏🙏🙏
من هم گام به گام به سمت خلق رویام قدم بر میدارم و زندگی جدیدی رو تجربه میکنم و اصلا برام مهم نیست چقدر تا ایده ال شدن فاصله دارم.
وقتی من میخوام از جایی که هستم به جایی که میخوام حرکت کنم شیطان اون رو خیلی بزرگ میکنه ولی نباید من تسلیم و نااامید بشم چون چند سال پیش من در شرایط ایده ال خودم بودم و از دستش دادم و حالا دوباره به دستش میارم با پشتکار و تعهد و آموزش و علاقه
اتفاقا دیشب خونه ی مامانم بودم و از اطرافیانم شنیدم که خیلی لاغرتر شدم و دیگه بسه رژیم ولی من دقیقا مثل الان شما استاد که داخل فایل خندیدین ،خنده ای خیلی شیرین داشتم که من رژیم نیستم اخه هر چی که بخوام میخورم فست فود میخورم کلوچه میخورم شیرینی مخصوص خودم رو میخورم و چیپس و پفک میخورم و برای یه لحظه به قدرت ذهنم داشتم فکر میکردم که ما انسانها عجب قدرتی داریم خدا رو شکر و چقدر عالی که در این مسیرم و واقعا هر چی که خواستم خوردم و فعالیت خاصی هم حتی یه پیاده روی ساده هم نداشتم و متناسب تر هم شدم و مرور این افکار باعث شد که ایمانم به این روش بیشتر بشه .
اصلا دلایل اصافه وزن شما مهم نیست مهم اینه که ذهن شما در این مسیر قرار بگیره و باور کنید که میشه با قدرت ذهن لاعر شد .
وبرای باور پذیرتر شدن این که ما میتونیم از این روش لاغر بشیم مشاهده ی اندام متناسب دوستانی هست که نتیجه گرفتن و استاد عزیز که در این مسیر هست و هر دفعه که فایل و لایو میزارن با چند وقت قبل خودش بسیار تفاوت واضح و قابل لمسی در جسمشون و چهره ی ایشون پیدا هست .
من هم بارها رژیم سخت و ورزش سخت داشتم وخیلی عالی تا ۳۵ کیلو و بیشتر هم کم کردم اما متاسفانه دوباره برگشته وحالا میفهمم که نتیجه رو سعی و تلاش من در نخوردن ومحدویتهای غذایی و فعالیتهای ورزشی سنگین من رقم نمیزده نتیجه رو ذهن چاق من رقم میزده که مملو از فرمولها و تصاویر چاقی بوده و من رو چاق میکرده .
مثال :
من عینکی با هر رنگی بزنم دنیای اطرافم رو همون رنگی میبینم در صورتی که واقعیت اطرافم این رنگی نیست و این عینکهای رنگی همون فرمولهای ذهنی من هستن مثلا من بگم چاقی من ارثی هست دیگه نتیجه رو این فرمول رقم میزنه و کاری ندارم اطراف من چه رنگی هست من دیگه عینک رو به چشمام زدم و با همون عینک نگاه میکنم و اطرافم رو میبینم
پس تمام باورها مثل عینکی هستن که ما بر چشمان خودمون میزنیم به فرض من بگم من اب هم بخورم چاق میشم دیگه مهم نیست چقدر نمیخورم یا میخورم من به راحتی چاق میشم حتی اگه اب بخورم .
فرمول ذهنی کاری نداره واقعیت چی هست ما با اون فرمولهای ذهنی زندگی میکنیم و نتیجه رو میبینم.
من اگه فرمولهای ذهنی رو تغییر بدم دیگه اون عینک چاقی رو از روی ذهنم برداشتم و ذهنم لاغری رو میبینه و به سمت متناسب شدن حرکت میکنه و اون واقعیت رو میبینه
پس ما به خاطر اون فرمولهای ذهنی بوده که با وجود تلاشهای زیاد اما موفق نشدیم و شکست خوردیم و دوباره چاق شدیم .
در آدم های چاق فرمولهای چاقی هست که نتیجه رو رقم میزنه که همون چاقی بیشتر هست
فرمولهای ذهنی که من قبلا در ذهنم داشتم نمیزاشت رژیم و ورزش جواب بده و نتیجه با اون همه تلاش برای من در اون زمان چاقی بیشتر بود.
وقتی من با عینک آبی به چشمم دنیا رو نگاه کنم همه جا ابی میشه و دقیقا این عینک ابی همون فرمولها و تصاویر چاق کننده در ذهن ما هست و نتیجه اصلا به اون شکل که ما میخواستیم نمیشد و ما خسته میشدیم و این فرمولها از کودکی و از اطرافیان و جامعه و پزشکان و ..به ما داده میشد و من خودم از اون دسته افرادی بودم که بسیار عالی رزیم و ورزش رو داشتم در کنار هم اجرا میکردم و ۳۵ کیلویی هم کم کردم و در ماه های اخر رژیمم که مجبور به دادن ازمایشی شدم و متو جه شدم دو مشکل دارم هم کم کاری تیرویید و هم یه مشکل هورمونیه دیگه دارم که متاسفانه هم پزشکم و هم اطرافیانم میگفتن وای خیلی سخته که تو لاغر بشی و تازه میگفتن با مصرف این داروها تو چاقتر هم میشی و من هم ترس و نگرانی از چاقتر شدن داشتم و بیشتر تلاش میکردم و رژیم و ورزش رو سختتر میکردم اما نتیجه بر عکس چاقی بیشتر شد برای من و اصلا انگار منی نبودم که تا یه هفته پیش لاعر و متناسب بودم و تازه کاهش وزنم داشتم و هر چقدر بیشتر تلاش میکردم نتیجه کمتر میگرفتم و اونجا بوده که به خاطر حرف پزشکان عزیزم فرمو لهای ذهنی من تغییر کرده . و باورهای من تغییر کرده بود که طبیعی من چاق بشم .
و من باید فرمولهای غلط رو شناسایی کنم و به جای اونها فرمولهای صحیح رو جایگزین کنم
مثلا:لاغر شدن خیلی سخت و رنج آور هست (باور غلط)لاعر شدن آسانترین کار دنیا هست (باور درست ) و من مثال میارم برای این باور که بپدیرم مثل نفس کشیدن و پلک زدن مثل سلولسازی و گردش خوون و رشد مو و رشد ناخن و …. به همین راحتی در جسم من لاعری اتفاق میفته .
فرمولهای ذهنی باید درست باشه و این باعث میشه نتیجه از تلاش بیشتر باشه .
شاید در اول راه تناسب فکری نتیجه پر ررنگ نباشه ولی در طول مسیر با تغییر کردن فرمولها و ایجاد فرمولهای درست نتیجه خیلی عالی و پرررنگ و بزرگ میشه .
طریقه ی فرمول سازی صحیح این هست که حرفهای استاد رو درک و تایید کنیم و برای اون حرفها مثال پیدا کنیم و مثال بزنیم .
(لاعر شدن خیلی اسان و راحت هست ) و درون من با این حرف هماهنگ هست و میپدیره و میگه آفرین ادامه بده و تو میتونی تغییر کنی و این همون ایمان به توانایی خودم هست که میتونم تغییر کنم و خدا من رو حمایت و هدایت میکنه .
.
نشان های دریافت شده
باعرض سلام خدمت استادخوبم ودوستان متناسبم ،واقعا اینذهن انسانوفرمولهای ذهنی چظه قدرتی دارن من تاقبل از این اطلاعی ازشوننداشتم وتازه می فهممم خیلی از چیزهایی که توی دورانتحصیل توی درس بینش اسلامی می گفتن انسان مختار آفریده شده وتفاوتش باحیوان درقدرتاختیارشه بعداز طرفی دیگه می گفتن اگه این کارو بکنی و..در قیامت باید جوابگو باشی و خیلی چیزهای دیگه ای که من بشخصه از ترس دست از پا خلاف کردن همیشه محدویت رو حس می کردم واگه یه ذره چیزهای بیشتری رو دوست داشتم ومی خواستم احساس گناه می کردم چون اطرافیانم من رو زیاده خواه عنوان می کردن وچیزه بدیه پس باید توقعمون روپایین نگه می داشتم وخیلی چیزهای دیگه درطول زندگیم اشباه دریافتشون کرده بودم به قولی عینک دودی چشم گذاشته بودم واونجوری دنیا پیرامونم رو میدیدم وقضاوت می کردم ولی الان خوشحالم که اون عینک رو از چشمم برداشتم ودارم کم کم دنیای بیرون رو اونجوری که خدا خلق کرده وباید باشه رو کم کم بهتر می بینم