تصور کن یه روز صبح از خواب بیدار میشی، جلوی آینه میری، و با لبخند به خودت نگاه میکنی. حس سبکی توی بدنته، لباسهات قشنگ رو تنت نشستن، و مهمتر از همه، ذهنت آرومه… دیگه اون فکرای همیشگیِ “چی بخورم که چاق نشم؟” یا “چرا باز زیادهروی کردم؟” توی سرت نیست. 😌
📍 این جلسه ادامه گام ۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
این دقیقاً همون چیزیه که با قانون رهایی قراره تجربهاش کنی. لاغری، بدون زور و فشار، بدون رژیمای سفتوسخت، فقط با رها کردن! 🎈
در این جلسه میآموزیم:
لاغری با قانون رهایی یعنی چی واقعاً؟ 🤔🌿
تا حالا شده احساس کنی توی یه چرخه تکراری افتادی؟

شروع یه رژیم، چند روز تعهد، بعد یه لغزش کوچیک… و بعدش احساس گناه، رها کردن، و دوباره برگشت به پرخوری؟ 😔
اگه آره، بدون که تنها نیستی! خیلی از ماها این مسیر رو بارها و بارها رفتیم…
ولی حالا وقتشه که یه مسیر جدید رو امتحان کنیم:
مسیر لاغری با قانون رهایی.
📌 قانون رهایی یعنی چی؟
قانون رهایی یعنی بذاری بدنت خودش کارشو بکنه؛ یعنی به جای اینکه همش بخوای کنترلش کنی، بهش اعتماد کنی…
بدن تو هوشمنده؛ خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی!
اون دقیقاً میدونه کی گرسنهست، چی لازم داره، و کی باید متوقف بشه.
لاغری با قانون رهایی یعنی اینکه به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دست آشتی بدی.
یعنی دیگه لازم نباشه هر لقمه رو با عذاب وجدان بخوری… لازم نباشه هر بار که غذا میخوری، ذهنت درگیر کالری، چربی، یا وزن فرداست!
💡 تصور کن داری پشت میز غذا نشستی… یه غذای خوشمزه جلوت هست، بدون احساس گناه، بدون عجله، بدون فکرهای اضافی.
آروم میخوری، با لذت، با احترام به خودت.
بدنت یه جایی بهت سیگنال میده: «کافیه دیگه، سیر شدم.»
و تو همون لحظه قاشق رو زمین میذاری. نه از ترس چاقی، بلکه چون واقعاً دیگه نیازی نیست.
🔁 این یعنی بازگشت به حالت طبیعی.
به اون نسخه از خودت که هنوز ذهنش با رژیمهای سخت و ترازو و ممنوعیتها خراب نشده بود.
اون نسخهای که غذا خوردنش با حس خوب همراه بود، نه با عذاب وجدان.
✨ لاغری با قانون رهایی بر اساس دو اصل ساده کار میکنه:
- گوش دادن به صدای بدن
- دوستی با خودت، بهجای کنترل خودت
رها کردن یعنی به خودت یاد بدی که لذت بردن از غذا و سبک بودن میتونن با هم باشن.

چرا رژیم گرفتن دیگه جواب نمیده؟ 😤
چون رژیم گرفتن یعنی کنترل… و مغز ما از کنترل خوشش نمیاد!
وقتی خودتو محدود میکنی، ذهن ناخودآگاهت میره سراغ ذخیرهسازی. یعنی با هر رژیم، مغزت یه آلارم میفرسته که: «اوووه… دوباره قحطی شروع شد! سریع ذخیره کن!» 😵💫
نتیجه؟ همش فکر غذا، پرخوری، خستگی، شکست و در نهایت بازگشت به نقطه صفر.
مطالعات نشان دادهاند که رژیمهای محدودکننده میتوانند به افزایش فعالیت در نواحی پاداش مغز منجر شوند، که باعث میشود غذاهای پرکالری جذابتر به نظر برسند.
بنابراین، به جای جنگیدن با بدنمون، بیایید باهاش آشتی کنیم و بهش گوش بدیم.
لاغری با قانون رهایی یعنی رها کردن کنترل وسواسگونه و بازگشت به حالت طبیعی بدن؛ همون حالتی که قبل از اینکه ذهنمون با رژیم و کالری و ترازو خراب شه، وجود داشت.
بیایید با عشق و احترام به خودمون غذا بخوریم و از این سفر لذت ببریم. 💖🍽️
حالا لاغری با قانون رهایی چی کار میکنه برات؟ 🕊️✨
وقتی وارد دنیای لاغری با قانون رهایی میشی، دیگه خبری از محدودیت و کنترل و جنگیدن با غذا نیست! 😌
اینجا یه سفر عاشقانهست… بین تو و بدنت 💞
تصور کن یه روز از خواب بیدار میشی، صدای بدنت رو میشنوی، با لبخند میری سراغ صبحونه، بدون استرس کالری یا وسواس ترازو… فقط با عشق! 😍🍳☕
با لاغری با قانون رهایی یاد میگیری که:
✅ به صدای واقعی بدنت گوش بدی – یعنی بفهمی کی واقعا گرسنهای و کی فقط ذهنت دنبال حواسپرتیه. 🍽️🧠
✅ وقتی سیر شدی، راحت و بدون عذاب وجدان غذا رو کنار بذاری – چون دیگه نیازی به تموم کردن بشقاب از روی اجبار یا ترس نداری. 😌🥗
✅ از غذا لذت ببری، بدون اینکه حس گناه خفهات کنه – چون تو داری با آگاهی و عشق غذا میخوری، نه با ترس. 🍰💕
✅ به جای سرزنش خودت، خودتو در آغوش بگیری – یعنی یاد میگیری از بدن فعلیت خجالت نکشی، بلکه بهش افتخار کنی و ازش مراقبت کنی. 💖🪞
✨ لاغری با قانون رهایی یعنی برگشتن به یه سبک زندگی که با آزادی، شادی و هماهنگی با بدنت ساخته شده—not با زور و اجبار و استرس.

تصویرسازی ذهنی؛ جادوی لاغری با قانون رهایی! ✨🧠💫
یکی از معجزههای واقعی در مسیر لاغری با قانون رهایی، همین تصویرسازی ذهنیه.
ذهن ما فرق بین واقعیت و تصور رو خوب تشخیص نمیده، پس چرا از این ویژگی طلایی استفاده نکنیم؟ 😍🎯
بیا با هم یه تمرین خیلی خاص انجام بدیم… آمادهای؟
(البته اول بخون، بعد اجرا کن! 😉)
👁️ چشمهات رو ببند و…
🌟 تصور کن خودت رو توی لباسی که عاشقشی – شاید یه مانتوی خوشدوخت، یا یه لباس مجلسی خاص – درست همونی که همیشه دلت میخواست بپوشی ولی حس نمیکردی «اندازهاش هستی»…
✨ حالا خودت رو وسط یه جمع دوستانه یا یه مهمونی پر از نور و موسیقی ملایم ببین… داری با اعتماد به نفس راه میری…
لبخند به لبت، بدنت سبک و آزاد، چشمها برق میزنن…
همه تحسینت میکنن، ولی مهمتر از اون، تو خودتو تحسین میکنی! 😌💃
اون حس سبکی رو با تمام وجودت احساس کن… هم جسمت سبک شده، هم قلبت آرومه.
و این یعنی چی؟
یعنی بدنت داره با ذهن تصویر جدیدی میسازه… تصویری که درش لاغری با قانون رهایی، نهتنها ممکنه، بلکه لذتبخشه!
📌 علم هم ثابت کرده که تصویرسازی ذهنی، درست مثل تمرین واقعی روی مغز اثر میذاره.
یه تحقیق جالب در مجله Psychology Today میگه وقتی ما چیزی رو بهصورت ذهنی تصور میکنیم، همون نواحی از مغزمون فعال میشن که در هنگام تجربه واقعی اون اتفاق فعال میشن. (منبع: Psychology Today)
💡 اگه میخوای این تصویرسازی ذهنی و «قانون رهایی» رو با راهنمای کامل و تمرینهای عملی دنبال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ یه نکته خیلی مهم؛ در ادامه هم توی گام ۱۰ سراغ «اعتیاد به غذا» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.17 از 148 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

درود و خداقوت
گام نهم :
لاغرشدن را رها کنید تا لاغر شوید 😍
موضوع مهم این فایل ما گاهی اوقات در به شرایطی قرار میگیریم که از اون شرایط راضی نیستیم ما زمانی که از یه شرایط راضی نباشیم به دنبال تعغیر ان میرویم
من امروز از شرایط جسمی و چاقی و اضافه وزنم راضی نیستم که به دنبال لاغری هستم و چون این شرایط رو دوست ندارم به دنبال تعغیر میرم و تلاش میکنم ما زمانی مسعله ای مشکل میشود به دنبال تعغیر میرویم
و امروز که در مسیر لاغری قرار گرفتم همان مشکل چاقیبا من هست و من نباید توقع داشته باشم که خیلی زود یه تعغییر خیلی زیاد ایجاد شود و اگر در این مسیر توقع داشته باشم که سری به نتیجه برسم چون تعغییر زیاد در روزهای اول وجود ندارد باعث نا امیدی من میشود
زیاد توجه به چاقی زیاد وزن کردن زیاد سایز اندازه زدن منو خسته میکنه اینکه یه نقطه پایان برای لاغری خود بزارم و زمان بردن برای رسیدن به نقطه پایان ممکنه منو نا امید کنه
نقطه پایانی نباید وجود داشته باشه من باید مطمعن بشم از مسیری که قدم گذاشتم و باورش کنم این مسیر لاغری به ذهن من رو به موفقیت میرسونه پس موفقیت من باید همان تعغیرات من باشد نه نقطه پایان مثلا رسیدن به وزن ۵۵ کیلو گرم
اینکه من هربار خودم رو وزن کنم هربار با یه ترازو قبل از صبحونه اینا توجه من رو بیشتر به سمت چاقی میبرد
چرا که من هدف خودم را یه عدد خاص میدانستم برای همین گاهی اوقات یا ترازو عدد کم به من تشون میداد من میگفتم اوکی اشکال نداره امروز زیاده روی کنم یا عدد زیاد نشون میداد که باز باعث نا امیدی و شکست میشد میگفتم این روش به من جواب نمیده و ….باز دچار پرخوری میشدم و باز من و به سمت چاقی سوق میداد
من در نسیر لاغری با ذهن باید هدف خودم رو تعغیرات به وجود امده بزارم و میزان تعغییر من از زمان نقطه شروع تا به الان همون میشه موفقیت .چاقی در ذهن ماست نه در نوع و میزان مواد غذایی و چه ۳ کیلو اضافه وزن داشته باشیم چه ۳۰ کیلو باید ذهن و هثعادات و رفتارو تعغییر داد
و در مسیری قدم بزاری که ذهنت رو با خودت همرا ه کنی
لاغری رو باید رها کنم تا لاغر شوم : از اندام خودم ناراحت نشم .خودمو وزن نکنم ترس از خوردن نداشته باشم .ورزش صرفذ برای لاغرشدن انجام ندهم خودمو روی چند بار سایز نزنم از مسیری که در ش قرار گرفتم و انتخاب کردم باورش کنم .بهش اعتماد کنم .و از این مسیر لذت کامل ببرم
و میزان موفقیتم رو بسنحم با میزان تعغیراتم
موفقیت رسیدن به نقطه پایان نیست صرفا به عدد یه رقمی که در ذهنم معلوم کردم بلکه میزان تعغیراتم همون موفقیت های من است 🌺
در مسیر لاغری با ذهن باید تمام توجهم به تعغیراتم باشد نه به مقصد نهایی و پایانی 👌👌
لاغر شدن رو رها کنید تا لاغر شوید 😍
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوبم
یکی از موضوعاتی رو که باید به اون توجه داشته باشیم تا در این مسیر لیز نخوریم رو میخواییم مورد بحث قرار بدیم .
هر کسی که مشکل داره میخواد تغییر کنه پس اگر تو در مسیر لاعر شدنی حتما چاقی برای تو مشکلاتی درست کرده که میخوایی تغییر کنی .
هر وقت میخوایی مساله ای رو تغییر بدی حتما به مشکل برخوردی که میخوایی تغییر کنی .و حالا باید فاصله ی بین شروع تغییر کردن تا رسیدن به مقصد رو مدیریت کنی .چرا ؟؟چون مشکل چاقی هر روز با تو هست در حالی که تو داری هر روز تلاش میکنی که لاغر بشی و اما هنوز تو تغییر زیادی نکردی پس فرد احساس میکنه لاغر بشو نیست .و ناامید میشه .
اگر هر روز بگی کی من تغییر میکنم و این چند کیلو رو کم میکنم و به اون چاقی و اضافه وزنت توجه کنی خسته میشی .
هدف تو الان چی هست ؟؟؟ که کاملا لاعر بشی و دقیقا هدف تو اون نقطه ی پایان هست و اون با عجله به دست نمیاد و این میتونه حال تو رو بد کنه .
به نقطه ی پایان هدف فکر کردن باعث میشه که خسته بشی و ناامید بشی .
در ثروتمند شدن هم موضوع همینطور هست فرد همیشه عجله داره اما باید به تک تک تغییرات کوچیکت در مسیر نگاه کنی .و اونها رو ببینی و به خودت اونها رو یادآوری کن تا به اون تغییرات بزرگ برسی .
دقیقا من هم جز اون دسته هستم که شاید نمیدونم ۵ یا ۶ کیلو ،شایدم کمتر باید کم کنم دقیق نمیدونم و بعضی وقتها نجوای منفی دارم که میگه پس چرا دیگه کم نمیشه انگار استپ شده ولی نمیزارم این نجوای منفی حالم رو بد کنه و با صدایی بلند تر بهش جواب میدم هیچ چیز در جهان در حالت ساکن نیست همه چیز در حال تغییر هست و طبق این آموزشها و انجام تمرینات من هم در مسیر صحیح هستم و دارم به اندازه میخورم و رفتار میکنم و درست فکر میکنم و باور دارم لاغری حق من هست و من کلی افکار و باورهای جدید و همسو با هدفم دارم مثلا لاغری آسان هست و ….پس به زودی متناسب فوق العاده ای میشم .
من هدفم لاغر شدن هست و یک و سال و نیم هست که دارم روی خودم کار میکنم و البته در این مدت شاید ۷ کیلو و یا ۸ کیلو کم کردم شایدم بیشتر بازم دقیق نمیدونم و کلی عادت و رفتارهای من تغییر کرده و دیگه فروغ چند سال قبل نیستم و تمام رفتارها و افکار و باورهای من تغییر کرده .ولی هنوز اون ایده آل کامل نشدم و همین شاید یه روزهایی کمی من رو خسته می کنه ولی سریع به خودم میگم بابا گذشته ی خودت رو به یاد بیار که چقدر تغییر کردی و وقتی خودم رو با یک سال پیش خودم که تازه وارد سایت شدم مقایسه میکنم میبینم خیلی عالی شدم ولی وقتی منفی باف میاد من رو ناامید کنه همش میگه نگاه دخترت کن چقدر لاغر و من هم اگر گول بخورم و خودم رو با دخترم مقایسه کنم میبینم هنوز چاقم ولی باید مچ منفی باف رو بگیریم و بگم تو میخوایی من لیز بخورم و به زمین بیفتم نه خیر اشتباه کردی من پر توان و بدون لیز خوردن مسیرم رو ادامه میدم باید بارها به خودم بگم بابا قبلا همین مقدار وزن رو که الان تونستم کم کنم و اینقدر جمع و جور بشم با بدبختی هم نمیتونستم کم کنم اما حالا به راحتی و خیلی آسون اون رو کم کردم و هر که من رو میبینه میگه خیلی لاغر شدی و خودم از روی لباسهام متوجه شدم کلی تغییر کردم ولی دقیق نمیدونم چه مقدار هست چون وزن نکردم و اما منفی باف میخواد با مقایسه کردن خودم با افراد لاغر من رو ناامید کنه اما من هرگز ناامید نباید بشم و بارها گفتم و حالا هم دوباره میگم باید خودم رو با گدشته ی خودم مقایسه کنم و میبینم کلی تغییرات داشتم و یه ادم دیگه شدم و خیلی آزادی و تناسب و حال خوب و ارامش،و شادی و اعتماد به نفس و …. با هم به دست آوردم که اینها کم چیزی نیستن و تازه اگر امیدوار باشم و به این چاقی که همراه من هست توجه نکنم و به قول استاد اون رو رها کنم چاقی از بدن میره خیلی راحت و به جاش لاغری در من به وحود میاد پس دیگه هر گز خودم رو با هیچ فرد لاغری مقایسه نخواهم کرد مهم ذهن من هست که من هر روز دارم روی اون کار میکنم و اون داره لاغر تر میشه و کسی اون رو نمیبینه اما من خودم متوجه میشم چقدر تغییر کرده آخه خیلی زود به نقطه ی سیری میرسم خیلی دیر گرسنه میشم از پرخوری بدم میاد از اون سنگینی بعد از غدا بعدم میاد حرص و ولع ندارم و دیگه در مقابل غذاها ضعف ندارم وووووو من هر روز از بودن در این مسیر لذت میبرم و از بودن در دوره ی آموزشی لذت میبرم و به خوبی تمرینات رو دارم انجام میدم و از نتیجه ی خودم راضیم و خوب میدونم تک تک حرفهای استاد درسته و من باید به همه عمل کنم تا لاغر بشم.و اگر جایی خطا داشته باشم به جای اینکه ناراحت بشم سریع میگردم ببینم ذهنم چه فکری داشته که من رو وادار به پرخوری کرده و سعی میکنم فرمول صحیح جایگزین کنم مثلا امشب کمی پرخوری داشتم چون ظهر غذا رو دوست نداشتم و زیاد غدا نخوردم حالا گرسنه نبودم اما دلچسب من نبود با سه چهار لقمه ولش کردم و یه جورایی انگار دلش میخواست در شام تلافی کنه و بگه اخه تو که ظهر چیزی نخوردی حالا بیشتر بخور و اما من باید بگم ظهر هم اون مقدار میتونستم بخورم و دیگه سیر بودم و فقط پرخوری نکردم و کارم درست بوده و شب هم باید به اندازه نیاز بخورم نه اینکه بیشتر بخورم مگر معده ی من محل ذخیره ی غدا هست من باید از روی نیاز بخورم ووقتی سیر شدم اون رو رها کنم .
جواب استاد به سوالهای بچه ها :
*چربی سازی رو باید متوقف کنید :نه با حذف روغن در غدا نه خیر با به اندازه خوردن مواد غدایی و آنچه که دلت میخواهد .و اصلا مواد غذایی رو نباید تفکیک کنید .
*معز وقتی فرمان خوردن میده شما باید اجرا کنی و اما وقتی رژیم داری معز فرمان رو صادر میکنه ولی شما اجرا نمیکنی و اینطور با خودت درگیر میشی و خیلی مشکلات به وجود میاد .
باید خوب روی خودت کار کنی و ادامه بدی تا موفق بشی .
بارها بگو هر روز هر چی دوست دارم میخورم اما من با بودن در مسیر لاغری رفتارم تغییر کرده .و من لاغر تر دارم میشم
شام برنج میخورید ؟؟؟از نظر استاد و حتی من شاگرد بسیار سوال مسخره ای هست و لاغری با ذهن هیچ محدودیتی نداره هر چی دلت میخواد بخور و غذاها رو تفکیک نکن .
من هم قبلا خیلی علاقه به خوردن چیپس و پفک داشتم و نقطه ضعف من بودن اما حالا دیگه اینطور نیستم و بسیار فرق کردم و نباشه هبچ موردی نیست و اصلا هوس نمیکنم و دیگه علاقمند نیستم مثل قبل حالا باشه هم می خورم مثلا دیشب در تولد بود و من یه مقدار کم خوردم و اون مقدار هم مثل گدشته به من لذت نمیده و انگار انچنان مشتاق خوردنشون نیستم برای همین دیگه زیاده روی نکردم و اونها رو رها کردم .
و درمورد عنوان فایل یه توضیح بدم اول به خودم که بازم یادم باشه تا در مسیر گول نجوای منفی ذهنم رو نخورم :
لاغر شدن رو رها کنید تا لاغر شوید یعنی از نقطه ی شروع کار تا پایان کار که لاغری ایده ال من هست و وزن ۵۹ کیلو هست نباید هر روز خودم رو برررسی کنم که آیا به اون نقطه ی دلخواهم رسیدیم یا نه ؟؟؟باید عجله نکنم باید حالم رو بد نکنم مدام خودم رو در آیننه و یا روی وزنه چک نکنم در لباسها به اندامهای چاقم توجه نکنم و کلی کار دیگه نکنم و به حاش به تغییرات جسمی که در این مدت کسب کردم توجه کنم و تمام توحهم رو روی اونها بزارم تا حالم و احساسم خوب بشه و به زودی به هدفم برسم و این یک هنر هست که من بتونم در راه رسیدن به هدف از اون چیزی که نمیخوام و هر روز با من هست توجه ام رو بردارم و به اون چیزی که هنوز در من به وجود نیامده توجه کنم و تصور کنم که دارمش اگر بتونم این کار رو بکنم به خوبی دارم مسیر رو کنترل میکنم
سلام خانم فروغ عزیز.
احساستون رو همراه با کلمات به من انتقال دادین و خیلی خوشحال شدم از ابن ریزبینی و مثال های زیبایی که زدیم
کلی اگاهی قشنگ وارد ذهنم شد و بسیار خوشحال هستم
به نام خالق هستي بخش
سلام به همه دوستان هم مسير و پرانرژي و انگيزه عزيزم
در متن نوشتاري گلم نهم يك جمله توجه من رو به خودش جلب كرد:
لاغري را رها كنيد، لاغر ميشويد.
در ابتدا اين جمله برام خيلي خوشايند بود و با خودم گفتم اين جمله تمام انگيزه من رو براي لاغري تكميل كرد اما كمي كه گذشت ذهنم ناخوداگاه درگير مفهوم واقعي اين جمله شد! كه يعني چي لاغري را رهاكنيد؟ چطوري رها كنيم ؟ ايا بايد كار خاصي انجام بدم؟ مني كه سالهاست دارم براي لاغري ميجنگم تا بدستش بيارم حالا چطوري رهاش كنم؟ و خلاصه كلي سوال ديگه در مورد مفهوم واقعيه اين جمله
از خود جمله، اهنگ جمله خيلي خوشم ميومد اما برام نامفهوم بود و ذهنم رو حسابي اشفته كرده بود.
خلاصه اينقدر رفتم و مطالب دوستان رو خوندم و ويس گوش كردم تا بدستش اوردم و چقدر اين جمله لذت بخش تر شد براي من
اما به لطف خدا و استاد عزيز و دوستان و با تمرين و تكرار خيلي از اين عادات و مقايسه كردنها رو دارم از دست ميدم و كنترل ذهنم رو به دست ميارم.
وياد گرفتم هيچكس الگوي من نيست!
من خودم هستم نه ديگري!
از موفقيت ديگران انگيزه بگيرم اما هرگز قياس نكنم.
خدايا شكرت كه من رو به اين مسير هدايت كردي و از لطف استاد گرامي كه دانش و تجربياتشون رو در اختيار ما ميگذارند واقعا ممنونم
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیرم 🌹🌹❤❤
نهمین روز کلاس درس رو شروع می کنم با این امید که دوباره مساله ای باعث وقفه ی من در راه رسیدن به آرزویم نباشد 🤲🤲
طبق روال هر جلسه ابتدا جزوه ی کلاس رو بررسی می کنم ،جزوه با این عنوان شروع شده :
لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید !
شروع متن جزوه درباره ی دوست قدیمی و دیرینه ی همه ی ماست، وزنه
چه صبح ها و عصر ها و شبها یی که با این وزنه سر کردیم
اول که از خواب پا می شدیم قبل از هر کاری خودمون رو وزن می کردیم چون می گفتن باید معده خالی باشه و وزن درست رو صبح نمایش میده ،ما هم هر چی به تن داشتیم می کندیم و می رفتیم رو وزنه به امید کاهش وزن
یکدفعه بعد از خوردن صبحانه ،باز بعد ناهار باز عصر دوساعت بعد ناهار ،تازه اگه یک غذایی می خوردیم مثل پیتزا یا یک بستنی یا کیک که به نظرمون خدای چاقی هستند باز بعد اونم خودمون رو وزن می کردیم وای خدای من چه کار عجیبی می کردیم.
البته صبح که بیدار می شدیم از بقیه موارد بهتر بود اگه شب قبل خلاف نداشتیم ،ولی بقیه موارد وزن بالا می رفت .
نتیجه چی بود یا خوش حال بودیم که کم شده و اجازه داریم یک کوچولو تخلف کنیم یا زیاد شده بود و غم و غصه و بدوبیراه شروع می شد اونم نتیجه اش پر خوری بود چرا که ولش کن، به جهنم، من دیگه نمی تونم لاغر بشم ،وای از بعدش نگید که باز پرخوری ونا امیدی یک جور دیگه حالمون و خراب می کرد .
خلاصه دوستی ما با وزنه همون دوستی خاله خرسه بود.
ضرر پشت ضرر .
نکته ی مهم :
میزان رضایت ما از عملکردمون نبود بلکه از نمایش یک عدد روی ترازو بود .
عددی که هیچ اعتباری نداشت ،کافی بود ترازو رو چند میلی متر جابه جا کنیم تا عددش تغییر کنه .
ترازو همیشه حال ما رو بد می کرد ،چرا ؟
چون به ما می گفت چقدر دیگه باید سختی بکشی و تلاش بیهوده کنی تا مثلا بیست کیلوی دیگه کم کنی .
ترازو هیچ وقت به من یاد نداد که آفرین به تو بخاطر گرم ،گرم ،از وزنهایی که با اراده ی راسخ خودت کم کردی،ترازو به من نگفت آفرین ،دمت گرم ،فقط یادآوری می کرد چند کیلو یا چند ماه دیگه مونده تا این راه سخت و دشوار رژیم رو تموم کنی و برگردی دوباره به حالت اولت یعنی چاقی .
مرور موفقیت ها در جزوه برام جذاب بود
موفقیت هایی که شاید باید هر روز مرور کنم تا بدونم کجا بودم ،از کجا و با چه حالی شروع کردم ،و الان کجام و حالم چطوره .
الان با نوشتن این مطالب به خودم ثابت کردم چقدر عملکرد خوبی داشتم و چقدر موفق بودم .👏👏
نکته ی مهم و آخرین نکته ی جزوه به من یاد میده که اگه هر روز خودم رو با هدف نهایی مقایسه کنم ،دلسرد و خسته و افسرده میشم ،اگه به توانایی هایی که بدست آوردم و لذت هایی که بردم فکر کنم پر از امید و انرژی برای ادامه ی راه میشم.
خداروشکر امروز استاد رو پر شور و نشاط مثل همیشه در کلاس درس حاضر می بینم .
استاد صحبتشون رو با فرمولی آغاز می کنند که می تونه عامل لیز خوردن همه ی ما باشه .
استاد میگن آدم ها وقتی دنبال تغییر یک عادت یا رفتار میشن که از اون عادت یا رفتارشون به تنگ اومدن و باهاش مشکل دارن .
دقیقا همین طوره الان که ما اینجاییم و به شدت دنبال تغییر چاقیمون به لاغریمون هستیم ،ما با چاقی مشکل داریم ،که اگه نداشتیم سعی در برطرف کردنش هم نداشتیم .
استاد میگن ،هر وقت شما شروع کنید به تلاشی برای رفع مشکلتون هر چی که باشه، اون مشکل با شما همراه است مثلا اگه می خوای مشکل مالی رو حل کنی خوب ،تا تصمیم بگیری که چک های برگشتیت پاس نمی شه یا حسابت پر پول نمی شه این نداری باهات هست تا بتونی کم کم راهی برای رفع مشکلت پیدا کنی.
الان که من و شما برای رفع مشکل چاقی اینجا هستیم باید بدونیم که مشکلمون ،همراهمون هست و تا تصمیم بگیریم لاغر نمی شیم ،پس باید این مسئله رو مدیریت کنیم با وجود چاقی و ناراحتی از این موضوع باید بتونیم گام های محکم و استواری برای رفعش برداریم .
اگه هر روزبه مشکلمون که همراهمون هست فکر کنیم تمام توان و انرژی ما رو برای ادامه ی مسیر می گیره ،بعد فشار چاقی افزایش پیدا می کنه و موفق نمی شیم .
استاد میگن :ادامه بدید ،ادامه بدید
با وجود تمام مشکلات، حرف دیگران ،بیماری ،درد ،همه و همه فقط باید ادامه بدی .
اگه مطمئن هستی این روش تاثیر داره این قدر باید بمونی و ادامه بدی تا تغییرات ایجاد بشه .
نکته ی مهمی که استاد بهش اشاره دارن و توی متن جزوه هم بود اینه که:
وقتی ما مسیر لاغری با ذهن رو شروع می کنیم ،هر کدوم از ما به اندازه های مختلف چاق هستیم و هر کدوم میزانی رو برای کاهش وزنمون در نظر داریم ،اگه ما در مسیر لاغری با ذهن به هدف نهایی و وزن ایده آلی که در ذهن داریم فکر کنیم و هر روز خودمون رو با اون هدف اندازه بگیریم دچار افسردگی می شیم و شاید خدای نکرده برگردیم یا دوباره بخوایم اشتباهات گذشته رو شروع کنیم تا خیلی سریع به وزن ایده آلمون برسیم ،با وجود اینکه می دونیم حتی اگه برسیم دوباره چاق خواهیم شد .
مهم ترین هدف زندگیمون این باشه که از دیروزمون بهتر باشیم و بهتر عمل کنیم .
استاد در پایان کلاس به چند سوال دوستان پاسخ دادن
که خلاصه ی برداشت های خودمو می نویسم .
یاد گرفتم که چربی سازی بدنم رو کنترل کنم ،چطوری ؟این طوری که اگه پرخوری کنی و زیاد تر از نیاز بدنت بخوری چربی سازی کردی پس با توجه به نیاز بدنم بخورم ،چربی ساخته نخواهد شد .
اراده خوردنم رو من نباید کم کنم بلکه ذهنم باید فرمول های جدید بسازه و به مغزم پیام متناسب بده و من هم طبق پیام مغزم عمل خواهم کرد .اگه الان اراده ام کمه چون مغزم داره فرمول اشتباه رو اجرا می کنه ،پس اگه به راهم ادامه بدم و فرمول های لاغری رو جایگزین کنم ذهنم فرمول لاغری داره به مغزم پیام درست میده و منم درست عمل می کنم .
اول حرص و ولع و خوردنشون کم شده بعد زیاد میشه ؟مشکلی که من این چند روز باهاش در گیر بودم که چرا این طوری شدم و دلیلی براش پیدا نکردم ،الان یاد گرفتم که اگه از سایت فاصله بگیرم ممکنه این مورد پیش بیاد ،یا نه اگه فاصله ای ندارم پس باید بی خیال این مساله باشم و فقط به راهم ادامه بدم خودش درست میشه .
کلاس امروز هم با آموزش های ناب و عالی مثل همیشه تموم شد و من نکات آموزنده رو بارها مرور می کنم تا بتوانم افکار جدید و بدنبال اون رفتار جدیدی کسب کنم .
استاد گرامی بسیار از شما سپاسگزارم 🙏🙏🌹🌹
دوستان و همراهان عزیز برای همه ی شما آروزی موفقیت دارم ❤❤
در پناه ایزد منان باشید .
سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد
گام نهم
لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید
استاد به نکته خیلی ظریفی اشاره کردید تا وقتی که من به نکات مثبت توجه میکنم عالی پیش میرم ولی وقتی به لاغر شدن توجه میکنم نا امید میشم اینکه ما روی ترازو نمیریم یکی از دلایل ادامه دادن این مسیر ولی توجه کردن به لاغری باعث میشه لیز بخوریم بد هم لیز بخوریم مثلا کی این لباسم که اویل عروسی اندازم بود اندازم میشه یا کی مثل فلان مدلینگ میتونم تیپ بزنم خوب اینها فاصله من زیاد میکنه تا اونچیزی که میخوام بشم پس پله پله رفتن بهترین روش پس نباید به هدف نهایی فکر کنیم باید از لحظه لذت ببریم
الان هم از لحظه ای لذت میبرم که برام اتفاق افتاد موقع نهار من خیلی خسته بودم و گرسنه ظرف کوچک اواردم که نجوایی درونی گفت ظرف بزرگ بیار انروز خیلی گرسنه هستی ولی بعد با خودم گفتم چه ربطی داره خوب ده تا کاسه کوچک میخورم که فقط همون یک کاسه رو خوردم و یک کاسه سالاد و به جایی رسیدم که خیلی از خوردن لذت نمیبردم با اینکه هنوز گرسنه بودم و سریع فهمیدم که گرسنه نیستم بلکه خسته بودم و این دو تا حس با هم قاطی شده بود تصمیم گرفتم بعد نهار دیگه کار نکنم استراحت کنم و اول دعاهای روزم خوندم و خستگیم در رفت و مطالعه روزانم و الان هم که تو صد گامم هم خستگیم در رفته و هم اینکه کاملا سیرم خوب اگر این لذت بخش نیست پس چی این خیلی لذت بخش حتی از تناسب هم بیشتر یادم که وقتی ویلای شمال بازسازی میکردیم خیلی زیاد میرفتیم و بچه ها هم به خاطر کرنا تو فضای مجازی درس میخوندن و من سعی میکردم از مسیر لذت ببرم الان با خودم میگم چه طوری حوصلم شد تا اون زمان طی بشع و ویلا کامل بشه پس در مسیر لاغری نیز اون چیزی که باعث میشه لیز نخوریم اینکه از مسیر لذت ببریم نتیجه خودش حاصل میشه زودتر از اونی که فکرش کنید
نشان های دریافت شده
بنام خداوندبخشنده ومهربان
سلام استادعزیز
سلام به همراهان گرامی سایت تناسب فکری
گام نهم
لاغرشدن رارهاکنیدلاغرمیشوید
درتمام سالهایی که چاق بودم با تمام روشهای گوناگونی برای اینکه لاغربشم اقدام میکردم
ویکی ازکارهایی که باید هرروزانجام میدادم وزن کردن خودم بود
صبح موقع بیدار شدن وشب موقع خوابیدن قبل وبعد خوردن موادغذایی. موقع بیرون رفتن وامدن به خونه وهمیشه چک میکردم که چه تغییراتی دروزنم ایجادشده
وازخیلی شنیده بودم که میگفتن اگه میخواهی ترازووزنت رادقیق نشان بده نبایدجایش راتعییربدهی وهمیشه جاش فقط اونجای بود که من میگذاشتم واجازه نمیدادم کسی جابجاش کنه
وخودم هم همیشه به همه تاکید میکردم که بایدجای ترازوثابت باشد که دقیق نشان دهد
وزنه هم برای اینکه حالم روخوب یا
بدکنه همیشه درحال بازی کردن بامن بود
یه موقعهایی که عددپایین رونشان میدادخوشحالم میکردویه موقعهایی
عدد بالا رونشان میدادحالم روخراب میکرددرسته میخواستم بروی خودنیارم اماامروزمفهمم که همیشه حالم رو خراب میکرد
استاد شمادرعرض یک ماه بخاطر مراسم عقدتان برای اینکه خوشتیب وخوش اصتیل باشین باگرفتن رژیم سخت دوازده کیلوگرم کاهش وزن داشتید
ومن هم برای اینکه فرزنددومم روبدنیابیارم درعرض سه ماه باسختی تمام بانخوردن.ورزش.وطناب زدن پانزده کیلوگرم کاهش وزن داشتم
جالب اینجاست که من زیاد چاق نبودم امادوتاکه سقط داشتم به من گفتن که باید کمی وزنم روپایین بیاورم
ومن بالاغرکردن خودم تونستم بارداربشم بخاطراینکه همیشه درحال
رژیم گرفتن بودم ویارسختی داشتم
چون ویتامینهای بدنم خیلی کم شده بود
ومن دراون 9ماه باسرم آمپول میموندم وحتی نتونستم یک بشقاب
پر غذا بخوریم ودرحامله گیم بخاطرغذانخوردن وزنم کم شده بود
امابعداززایمانم اون مقداروزن روکه در سه ماه کم کرده بودم درعرض چند ماه برگشت ودرعرض چندسال به صدوده کیلوگرم رسیدم
ومن همیشه درتلاش بودم که خودم رو
لاغرکنم وهرجااسمی از رژیم می اومد
زودگوشام تیز میشد که ببینم چکارباید بکنم تالاغربشم وهمیشه تلاشهام بی نتیچه بودومن هرروزچاقتروافسرده ترمیشدم
وقتی کمی لاغرمیشدم حالم خوب بودو وقتی فکرمیکردم که این لاغری
نمیمونه حالم بدمیشدوزودترازاونی که فکرمیکردم چاق میشدم
بقول استادچاقی بالذت بود بدون اینکه متوجه بشیم هرروزوهرماه آرام
آرام وباآرامش وآسایش وزنمان بالامیرفت
اما وقتی میخواستیم خودمان رولاغرکنیم چنان رنج و سختی بهمون
رومیاوردانگارمیخواستیم کوه جابجاکنیم
وقتی بهم میگفتن که سی یا چهل کیلوگرم اضافه وزن داری وباید درفلان مدت این وزن رو کم کنی احساس بدی پیدامیکردم
اما به لطف خداوند مهربان اززمانی که من دراین مسیرزیباقرارگرفتم وبه این مسیر هدایت شدم احساسم عالی شد
وباخودم فکرکردم که بهترین زیباترین روشی است که باید باشد
ومن در این مسیریاد گرفتم که لذت چاقی را به لذت لاغری تبدیل کنم
ورنج لاغری روبه رنج چاقی تبدیل کنم
لذت لاغری یعنی اینکه مابخواهیم دانه گندم رادرخاک گلدان بکاریم.
وبراش خاک مناسب تهیه کنیم وجای مناسب وباآب دادن به اندازه وبارسیدگی کردن درست سرازخاک دربیاوردوبه خوشه صدتایی گندم تبدیل بشه ورشد عالی داشته باشه
مثل ماهاکه بارسیدگی به خودمان با خوردن مواد غذای به اندازه وعوض کردن فرمولهای ذهنمان میتوانیم به
لاغرشدنمان کمک کنیم و ذهنمان ازچیزی که لذت ببره اون روخیلی راحت میپزیرد
وحالامیخواهیم لذت لاغری را به ذهنمان بدهیم تاذهنمان لاغری رابه جسممان تبدیل کند
ومابایددرمسیرلاغری باذهن همیشه توجه مان رابه تغییر خودمان باشه نه به مقصدمان.هرچقدرادامه دهیم بازلذتی که ازاین مسیرخواهیم داشت برایمان زیباست
من لاغری رامانندان دانه گندم درذهنم کاشته ام وبارسیدگی وبافرمولهای صحیح ذهنی که دارم ورشد کردنش رومیبینم.
ومادراین مسیرلاغری دهنی درک کردیم که موفقیت رسیدن به نقطه پایان یاوزن ایدال نیست بلکه اون فاصله ای است ازنقطه شروع درخوداحساس کردیم.
وقتی احساس میکنم که تغییرات عالی داشته ام وخودم روباروزهای اول مقایسه میکنم که چقدر تغییرکرده ام مانندغذاخوردنم که اولها خیلی پرخوری میکردم وباتغییر ریزه خواری که داشتم وهمیشه دنبال غذا بودم وهرچی پیدا میکردم میخوردم وحتی ناخنک زدن که هرچی روی گاز
میپختم بایدحتمآ ازاونهامیخوردم ازبین رفتن ومیبینم که تغییرات عالی داشتم واین موفقیت برایم بهترینه پس من دراین مسیری به موفقیت رسیدم وبازادامه میدم
ومن بودم دراین مسیردیگرنگران لاغرشدنم نیستم ومیدانم که ماننداون زمان که متوجه چاق شدنم نمیشدم وبه آرامی ویواش یواش چاق میشدم حالاهم باآرامش درونی ویواش یواش وبدون اینکه بفهمم لاغرمیشوم پس دراین هم موفق بودم
وهیچ ترسی از خوردن ندارم وزیاد هم نمیخورم واون اندازه که بدنم نیاز داره میخورم وخیلی خوشحالم که میتوانم ازخوردن هرچیزی لذت ببرم
من دراین هم موفق بودم.
من تغییری که درخودم ازنقطه شروع داسته ام مقایسه میکنم میبینم که چقدر دراین مسیر لاغری باذهن موفق بودم
ومن دراین مسیر توجه ام به تغییراتی است که کرده ام نه اینکه فکرکنم که کی به مقصد میرسم ولذت بردن ازاین مسیربرایمان زیباست
وماهمینطورکه ازمسیرلذت میبریم درحال تغییرات خود هستیم .متوجه خواهیم شدکه ازنقطه پایان گذشته ایم
وقتی به این طریق ازلاغرشدن لذت میبریم .نه اینکه که ازمقایسه شرائط خودباانچه که باید باشیم یادوست داشته باشیم.
ما فقط باید بیاموزیم وبایدتکرارکنیم وبه اموزشهایمان عمل کنیم
و گام به گام راهمان ومسیرمان راسپری کنیم
قانون رهای یعنی رهاکردن آنچه که ماراباقوانیین آفرینش ناهمسو میکند
چیزهای که به ما احساس ناتوانی میدهد باید انها رارهاکنیم
من تمام توجه ام را روی آموزشها وآموخته هامیگذارم که یکی از انهاتغییراست
ماهروقت که گرفتارمقایسه باشیم میدانیم که ذهنمان لذت بردن را کنار گذاشته وفرمولهای قبلی راتکرارمیکنیم که بجای لذت بردن درحال مقایسه هستیم.
وحالابازتکرارمیکنم وخودم هم این کار روانجام میدهم لاغرشدن رارهاکنیدتالاغرشوید
یادگیری یک پرسه ذهنی است ولاغری هم پرسه جسمی است پپس بایدلاغرشدن که یک پرسه جسمی است رورهاکنیم وبه یاد گیری وتکرارفرمولهای صحیح لاغریبپردازیم
تابه لاغری دائمی برسیم به امید اون روز باشکوه وشگفت انگیز
نشان های دریافت شده
با سلام
لاغر شدن رو رها کنید تا لاغر شوید.
من درحقیقت به لاغر شدن وابسته شده بودم . اینکه در طول روز مرتب فکرم اینه چقدر لاغر بشم خوبه . کی لاغر میشم . خودمو تو آینه چک میکنم . خودمو وزن میکنم . مواظب غذا خوردنم هستم که کم خوردم . زیاد خوردم .
استرس داشتم که اگه این روش جواب نده . مرتب سایزمو چک کنم . اینکه لحظات زیبای زندگی تمام هم وغمم لاغری باشه و بس. و شادی رو گره زدم به لاغری .
و این باعث شد که من شدیدا فوکس کنم به لاغری و وابسته شم و عجله داشته باشم برای لاغری .
عجله هم باعث میشد هرسری خودمو با وزن ایده آلم مقایسه کنم که چقدر باقی مونده تا مانکن بشم . وچون این مسیر صبر و حوصله و استمرار میخواد یه جاهایی خسته بشم . دلسرد بشم و اشتیاقم کم بشه .
من یادم میاد که چند سال پیش که همراه خانواده ام از اصفهان میخواستیم بریم شیراز . دو تا مسیر بود برای رفتن یه مسیر از سمت شهر و یه مسیر از کمربندی .
ما برای اینکه زودتر بریم و ترافیک نباشه تصمیم گرفتیم از کمربندی بریم . و همینطور که میرفتیم هرسری لب جاده تابلو رانندگی بود مثلا ۱۰۰۰ کیلومتر تا شیراز و یه کم میرفتیم ۸۵۰ تا . و یه کم دیگه ۸۳۰ تا و…. تا کم کم شد ۵۰ تا و..
من یادم میاد من هر سری این تابلو رو میدیدم و مسافتها رو میخوندم تا برسیم و انگار این مسیر برام یک روز راه بود و انگار تمومی نداشت و آخرش پشیمون شدیم که چرا از مسیر شهر نرفتیم که لااقل یه آبادی باشه و از مسیر لذت ببریم.
ما همش تو مسیر چشممان به تابلو بود که چقدر مونده و چون از مسیر لذت نمیبردیم باعث شد هممون احساسمان بد بشه وخسته بشیم .😔
مسیر لاغری با ذهن هم رو پیش خودم اینجوری فرض میکنم که اگه طی مسیر فقط به فکر نتیجه وزمانش باشم چون از مسیر لذت نمیبرم مسلما لیز میخورم و نمیتونم ادامه بدم .
من چند سال با جسمم می خاستم لاغربشم و نتونستم این بار میخام با ذهنم پیش برم تا به مقصد برسم و میخام از مسیرم لذت ببرم و کاری به نتیجه نداشته باشم و هرسری خودمو با سری قبل خودمو مقایسه کنم که چقدر به جلو حرکت کردم و چقدر از استرس هام و نگرانیهام و رفتارها و باورهای عوض شده و کم کم نتیجه دلخواه هم خودش از راه میرسه و نیاز نیست من روش زوم کنم .🙂
به قول شاعر . گر صبر کنی زه غوره حلوا سازی .
به نام خدای مهربان
سلام به همه ی عزیزان
خداوند رو سپاسگزارم که در مسیر لاغری با ذهن هستم چرا که این مسیر رویای متناسب شدن و ماندن را برایم محقق میسازد.
من از این فایل یاد گرفتم که نباید عجله کنم و با آرامش گام هارو یکی پس از دیگری ادامه بدم و از اینکه در این مسیر هستم سپاسگزار باشم…
من الان حدودا ۲ هفته ست که این مسیر رو به طور جدی شروع کردم و در طول این دو هفته بسیار از نتایج حاصل شده راضی هستم
البته منظور من از نتایج لاغر شدن نیست
منظور من تلاش برای عمل کردن به فرمول های لاغری است.
خداوند را شاکرم که دیگر بر سر سفره ی غذا حرص و ولع ندارم و غذایم را با آرامش میخورم و به محض سیر شدن دست از خوردن غذا میکشم…
قبلا اصلا به این گونه رفتار نمیکردم و حس میکردم تا جاییکه غذا تمام نشده باید بخورم
با این کار به بدنم و به تناسب اندامم ضربه ی جدی وارد شد و حالا که متوجه اشتباه خودم شده ام در حال تمرین برای یادگیری هنر لاغر شدن هستم.
باید تمام تلاشم را بکنم که وقتی گرسنه شدم بخورم و به محض اینکه سیر شدم به خوردن ادامه ندهم
باید تمام تلاشم را بکنم که غذایم را آرام آرام بخورم و از خوردن تک تک لقمه ها لذت ببرم.
باید بفهمم که جسم و بدن زیبای من با رفتار های اشتباه از متناسب شدن محروم میماند و حسرت پوشیدن لباس های زیبا در اوج جوانی در دلم میماند
من عاشق خودم هستم و این گونه تلاش میکنم تا هر روز به بهترین خودم نزدیک و نزدیک تر شوم
با تشکر از صحبت های گرانقدر استاد عزیز
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی 🌹فرق کسانی که اضافه وزن دارند با افراد متناسب در نوع رفتاری هست که انجام می دهند عید امسال دوتا دوست برای اولین بار شروع به نشوندن بذر در گلدان کردن دوست اولی خیلی اصولی کار کرد به اندازه کافی آب و نور و مواد مغذی به گلدونش داد بعد یه مدت خیلی سریع بذرش رشد کرد و هرروز داره بزرگ تر میشه و با همین سبک پیش بره بدون هیچ مشکلی به ثمر دهی میرسه وبدون هیچ سختی و خیلی راحت زندگیش میکنه اما دوست دومی یکم سهل انگاری کرد و درست به بذرش نرسید و متاسفانه به بذرش هرروز آب زیادی میداد بعد از یه مدتی هیچ علائمی از سر درآوردن بذر از خاک گلدانش ندید همین طوری منتظر موند که بذرش رشد کنه و جووونه بزنه اما چیزی که دید این بود که این سبک آبیاریش باعث شد آب در گلدانش بمونه و به لجن زار تبدیل بشن و باعث له شدن و نابودی بذر بشوندو هیچ اثری از بذرش نباشه🌹آره رفتار خیلی خیلی مهمه 🌹سرنوشت این دوتا بذر هم مثل زندگی افراد متناسب و ما هست ۰ ما هم تا قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری زندگیمون دقیقا مثل بذر دوم داشت طی میشد .ما هم هرروز داشتیم آب زیادی به بذر وجودیمون میدادیم اصلا تصمیم گیرنده برای خوردن ما نبودیم این مواد خوراکی بودند که برای ما تصمیم میگرفتن خب چون یک نفر هستم پس یک پاکت چیپس و پفک و یه بطری نوشابه و یه پیتزاو یک نفره باید بخورم اصلا به این فکر نمیکردیم که نیاز بدنی ما چی هست و بدن ما به چه موادمغذی نیاز داره که اصولی به خودمون برسیم و به اندازه نیازمون از خوراکی ها استفاده کنیم تا مثل همون بذر اول که نشانگر افراد متناسب هست راحت و آسوده زندگی کنیم و از زندگی لذت ببریم طبق یک سری باورهای اشتباه ذهنی که داشتیم هر روز اوضاع جسمی و به تبع جسم، روح و روانمون هم داغوون کردیم طوری که یقین پیدا کردیم که دیگه سرنوشت نهایی ما چاق بودن هست و دیگه لاغر نمیشویم در حقیقت چون رفتار غذایی ما اشتباه بود و زیاده روی کردیم در خوردن بالاخره جسم ما هم یک سری اصول و قوانین برای خودش داره وبه رفتار اشتباه غذایی ما واکنش نشون داد و باعث اضافه وزن ما شد. وقتی که اضافه وزنمون ما رو از خیلی چیزها مثل خوردن غذاهای لذیذ و رفتن به مهمونی ها و دورهمی ها و پوشیدن لباس های خوشکل و …محروم کرد به خودمون اومدیم و به جسم بیچاره ای که واسه خودمون ساختیم فشار آوردیم با نخوردن غذا که لاغر بشیم بعدشم که لاغر نشدیم خودمون رو ضعیف دونستیم که ما ناتوانیم و نمیتونیم لاغر بشیم غافل از اینکه ما بسیار توانمندیم و راه رو اشتباه رفتیم بلکه ذهن ما باید اول از فرمول های اشتباه چاقی پاک بشه بعد جسم مون ۰خدا رو شکر که روش صحیح رو یاد گرفتیم و به سمت لاغری حرکت کرده ایم😊
سلام دوست عزیز
چقدر از خوندن نوشته شما لذت بردم
چه مثال قشنگی زدید
رسیدگی زیاد به چاقی نه تنها ما رو لاغر نکرد بلکه باعث نابودی شخصیت، احساس، اعتماد به نفس و سلامتی ما شد
خدا رو شکر به همراه دوستان عالی در این مسیر هستم.
نشان های دریافت شده
سلام . شقایقم ☺️
برداشت من از گام ۹
من از روزی که بدنیا اومدم توپولی بودم ☺️و تا سن مدرسه زیاد درگیرش نبودم ، اما وقتی به مدرسه رفتم و در اونجا ، هم سن و سالا مو دیدم که از من لاغرتر بودن تازه فهمیدم چاقی یعنی چی .شاید کلاس دوم یا سوم ابتدایی بودم از همون موقع ها نارضایتی من از اندامم شروع شد . وقتی زنگای تفریح نمی تونستم خوب بدو م . یا اگر احیانا به یکی برخورد میکردم یا بحثم میشد اولین جمله ای که می شنیدم این بود
برو چاقالو 😁😁
البته الان میخندم اما اون وقتا واقعا عصبانی میشدم و شاید هم گریه میکردم و وقتی این مسئله رو به مادرم میگفتم ، می گفت بگو نون بابای خودمو میخورم . نون شما رو که نمیخوردم و همین کلام مادرم چه باور اشتباهی رو از همان سنین بچگی در ذهن من تزریق کرد نان چاق میکند . ❌❌ان هم نانی که من میخورم . اما یکی نبود که بگوید اخه نون که نونه پس چرا مرا چاق میکند و روی اکثریت همان دختران هیچ چاق کنندگی ندارد. خب بگذربم
برگردیم سر بحث خودمون ، لاغری را رها کنیید تا لاغر شوید
شاید اولش فکر ما کمی درگیر بشه که چگونه میشه لاغری را رها کرد و لاغر شد🤔🤔 مگر می شود همان اشتباهی که من سه سال پیش وقتی وارد این مسیر شدم و حتی کاهش خوبی هم داشتمو اما باز همان رها نکردن مرا در استپ و لیز خوردن قرار داد اما حتی ان موقع هم نمیدانستم که منظور از رهایی لاغری یعنی رها کردن رفتارهایی که ما تا اکنون برای لاغر شدن یاد گرفتیممثل روی ترازو رفتن ، چک کردن مدام خودمون در ایینه یا در عکس یا سایز کردن لباسها ، توجه داشتن به خوردنها ، و نوع غذایی که میخوریم . عجله داشتن در لاغر شدن یا زمان دادن مثلا تا فلان تاریخ ، یا مقایسه کردن خودمون با دیگران که دلیل اصلی لیز خوردن من و رسیدن به استپ بود ان زمان نمی دانستم که باید کاملا توجه ام را از روی جسم بردارم و فقط حواسم به ریشه ها در ذهنم باشد
آن زمان نمیدانستم که هر چقدر سر شاخه ها را هرس کنیم و ریشه و خاک خراب باشه باز برگهای زرد نصیبم میشود .
و الان به لطف خدای مهربان و استاد عزیز با گوش دادن همین گام ها چه اطلاعات صحیح لاغری در ذهنم ذخیره کردم .
من نمیدانستم که باید خودم را با خودم مقایسه کنم . مخصوصا در گروهی که بودیم وقتی کسی می آمد و میگفت من امروز اشتها نداشتم یا مثلا شلوار گرفتم سایز فلان من توجه م میرفت روی خودم پس چرا من اشتهام کم نشده . ❌پس چرا من هنوز نمی تونم فلان شلوار و که تنگم بود بپوشم ❌
نمیدانستم و درک نکرده بودم اینها همه رفتار است که نشات گرفته از ذهن چاق من بوده و چون هنوز فرمولای قبل درونش کار میکنه طبیعتا باید رفتارت هم همانگونه باشه
درک نکرده بودم که لاغری با ذهن یعنی تمرکزت روی فرمولای ذهنیت باشد نه رفتارت . باید ذهنت را از فرمولای چرب و چیلی چاقی پاک کنی نه نوع غذایت
یک عمر لاغری با جسم را تجربه کردیم و نتیجه شد همین جسم پس قطعا در این روش باید تمام تمرکز ما روی تغییر ماهیت ذهن از چاق به لاغر باشه
آن هم با تغییر فرمولها که طبیعتا اگر این مهم اتفاق بیفته رفتار هم خودبخود تغییر پیدا میکنه .
پس من باز به خودم یادآور میشوم چون ما هزاران بار رژیم گرفتیم و یک عمر به ما دیکته کردن که لاغری شما فقط از این راه رفتاری هست هنوز هم گهگاهی توجه ما به آن سمت کشیده میشه ❌
اما خدا رو شکر که اینبارچون در حال اموزش صحیح هستم میدانم که هر وقت توجه من داره میره سمت جسم بدانم که راهم غلطه و باید سریع توجه م رو بردارم و به سراغ فایلا و داده های صحیح لاغری میروم و جوانه ام را آبیاری میکنم و رسیدگی اش میکنم
و نکته ی اخر : توجه من دائما به روی خودم و عملکرد خودم هست چون نتیجه اصلا برایم مهم نیست .
چون ایمان دارم وقتی طرف اول معادله صحیح باشد صد در صد طرف دوم خودبخود درست میشود خودم را با یکی ، دو ماه پیش که تازه گام ها را شروع کردم مقایسه میکنم و می بینم کلی باورای صحیح لاغری اموختم . ترسم از خوردن خیلی کم شده . به ذهنم که توانایی لاغر کردن مرا هم دارد ایمان پیدا کرده ام . و از همه مهمتر عجله را کنار گذاشته ام و امروز با این فایل به این نکته پی بردم که خودم را با نقطه ی شروع خودم مقایسه کنم تا همیشه شاکر و قدردان و شاد و سر شار از انرژی باشم ممنون استاد ممنون ای ذهن خوب من که در حال لاغر شدن هستی
برای من دیگر لاغری یک رویا نیست چون بوی آن را همین الان هم استنشاق میکنم . از آن روزی که در مسیر زیبایش قرار گرفتمو خودم را لایقش دانستم
خدایا شکرت💚💚💚