0

زندگی با اراده خداوند (قسمت چهارم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در نوشته‌های قبلی درباره اراده انسان برای رسیدن به هرآنچه می‌خواهد در زندگی خود تجربه کند توضیح داده شد. همچنین درباره اراده خداوند که همه جهان هستی را تحت پوشش قرار داده است توضیحات کامل داده شد.

آزادی و اختیار انسان

زمانی که به موضوع اراده خداوند در شکل گیری هر موضوعی در جهان هستی پی بردم این سوال در ذهن من ایجاد شد:

چگونه انسان می‌تواند اراده و اختیار آزاد داشته باشد در حالی که اراده خداوند جسم، استعدادها، افکار، توانایی‌ها و هرآنچه مربوط به من است را مدیریت می‌کند؟!

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 54 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.30 از 121 رای

https://tanasobefekri.net/?p=29614

54 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

54 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      ۱۴۰۲/۰۶/۱۰ ۱۵:۱۳
      مدت عضویت: 1936 روز
      امتیاز کاربر: 7597 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,276 کلمه

      به نام خدای مهربان،

      زندگی با اراده خداوند قسمت چهارم

      چطور می‌تونم اراده و اختیار آزاد داشته باشم در حالی که اراده خداوند،جسم، استعدادها، افکار، توانایی‌ها و هر آنچه مربوط به من هست رو مدیریت میکنه.؟؟

      باید به تمام باورها و عقایدی که از گذشته درباره سرنوشت به من منتقل شده شک کنم،همونطور که سال‌ها به من گفته بودن که برای لاغر شدن باید رژیم بگیرم و ورزش کنم و الان که در سایت تناسب فکری هستم فهمیدم که تمام اون باورها اشتباه بودن و خودم میتونم از طریق قدرت ذهن و تغییر فرمول‌های ذهنی به تناسب اندامی که میخوام دست پیدا کنم.

      پس باید تمام دیدگاه‌ها و باورها رو که از قبل شنیدم باید تغییر بدم،دیدگاه‌هام در مورد سرنوشت، که گفتن حتماً خدا برام نمی‌خواد،یا سرنوشت من از قبل اینطوری نوشته شده که توی این شرایط باشم،پس باید دیگه به تموم باورها و عقایدی که از گذشته درباره سرنوشت به من منتقل شده شک کنم،همانطور که در مورد لاغر شدنم باورهای اشتباهی رو به من منتقل کرده بودن،و باید بدونم که تمام باورهایی که درباره ثروت، سلامتی و کسب و کار هم بهم گفتن اون‌ها هم اشتباه هستن،و سعی کنم به قدرتی که خداوند در وجودم قرار داده پی ببرم.

      رابطه بین اراده من و اراده خداوند چیه؟؟آیا اراده خدا بر اراده من برتری داره؟؟آیا من می‌تونم اراده خدا رو تغییر بدم؟؟ آیا اراده من و اراده خدا با هم برابرن؟؟

      اگه میخوام اراده خدا رو تجربه کنم باید شجاعت روبرو شدن با اونچه نمیدونم رو داشته باشم،چون زمانی میتونم زندگیم رو بر مبنای توانایی‌های درونیم تغییر بدم که شجاعت روبرو شدن با حقیقت رو داشته باشم، مبنای درک حقیقت احساس منه،و اگه از دریافت این آگاهی‌ها احساس خوب و آرامش درونی داشتم، یقین داشته باشم که اونچه که میخونم حقیقت جهان هستیه،و مایه خوشبختی در دنیا و آخرت میشه.

      اراده انسان و اراده خداوند در ظاهر با هم متناقض و در تضاد هستن،شاید هم در ذهن من به این شکل باشه که این دو با هم در تضاد هستن،چون اونچه از گذشته شنیدم حکایت از این داره که اراده خداوند سرنوشت منو رقم زده و من چاره‌ای جز اطاعت، صبر و بردباری ندارم،و بندگانی که به سرنوشتی که خدا براشون در نظر گرفته صبور باشن در آخرت به بهشت وارد میشن.

      برای اینکه بتونم این تناقض یا تضاد رو برطرف کنم باید بین اراده خودم و خداوند رابطه و پیوند ایجاد کنم،باید بدونم که دو عامل لایتناهی نمیتونن در کنار هم وجود داشته باشن،چون لایتناهی در صورتی لایتناهی هست که یکی باشه،اگه دو عامل باشن هر یک از لایتناهی‌ها با دیگری محدود میشه،پس از اونجایی که اعتقاد دارم خداوند لایتناهیه،پس عامل دیگه‌ای در کنار یا هم رده اون نمیتونه وجود داشته باشه،خداوند لایتناهیِ و آغاز و پایانی نداره، و نمی‌تونم برای اون حد و مرزی تعیین کنم،

      مثال فیزیکی و قابل لمسش هوا است، مثلاً نمی‌تونم هوای خونه رو به چند بخش هوای اتاق، هوای آشپزخونه، تقسیم بندی کنم،برای هوا نمی‌تونم مرز و محدوده ایجاد کنم،حتی نمی‌تونم بین هوای داخل و بیرون خونه حد و مرز تعیین کنم و اونا رو از هم جدا کنم.

      پس اگه اراده خدا در همه جا وجود داره، پس در ذهن و افکار من هم حضور داره، اراده خداوند در افکار و اراده شخصی من جریان داره،وقتی افکار خودم رو تغییر میدم و به جای توجه به اراده خداوند به معیارهای سنجش ارزشمندی خودم یعنی همون منیت‌ها توجه می‌کنم،ارتباطم با اراده خدا رو از دست میدم.

      اراده شخصی من میتونه در راستای اراده خدا و رشد و گسترش اون حرکت کنه و یا میتونه از اون فاصله بگیره و مشغول تفکر و تأمل درباره مسائل دنیای مادی بشه، وقتی که اراده شخصی من از اراده خدا فاصله میگیره، زندگی به کشمکش و ستیز تبدیل میشه،افکار منفی در ذهنم گسترده میشه و انرژی‌های منفی از طریقم در جهان پیرامونم جاری میشن.

      در این شرایط احساس ناامیدی، درماندگی، شکست و افسردگی می‌کنم و فکر می‌کنم هیچ راهی برای گریز از شرایط موجود ندارم و در نهایت به این نتیجه می‌رسم که خداوند زندگیم رو برام اینطوری رقم زده و سرنوشت من اینه.

      حقیقت دنیای مادی اینه که من به تنهایی نمی‌تونم چیزی رو خلق کنم یا بیافرینم.

      باید بدونم که همه ما آفریده خداوندیم و بدون اراده خداوند، قادر به خلق خواسته‌ها و آرزوهای خود نیستیم.

      اگر به واسطه شنیده‌ها و دیده‌هام از کودکی تا به امروز این عقیده در من شکل گرفته که برای ساختن زندگی باید سخت کوش باشم و با تقلا کردن زنده بمونم و زندگی کنم،به این معنیه که اراده شخصی من از مسیر اراده خداوند خارج شده و به جای مشارکت در گسترش و رشد اراده خدا، در حال تلاش و کوشش برای به ثمر رسوندن اراده شخصی خودم هستم،خلق کردن آرزوها و خواسته‌ها نیاز به نیروی لایتناهی داره و از اونجا که فقط یک نیروی لایتناهی در جهان وجود داره و اونم خداونده،پس من مجهز به نیروی لایتناهی نیستم،و بدون کمک گرفتن از نیروی اراده خدا، قادر به خلق کردن و آفریدن آرزوها و رویاهای خودم در زندگی نخواهم بود.

      اراده شخصی من اونچه رو که توسط اراده خدا آفریده شده رو در هم می‌آمیزه و به شکل خواسته که شامل آرزوهای مادی و آرزوهای غیر مادی هست دوباره در جهان مادی پراکنده میکنه،در این صورت اراده من در جهت و همسو با اراده خداوند و در گسترش و رشد جهان مادی مشارکت میکنه،انتخاب با منه که تصمیم بگیرم همسو و هم جهت با اراده خدا یا بر مبنای اراده شخصی زندگی کنم.

      اراده شخصی چیه؟؟اراده شخصی یعنی من می‌تونم انتخاب کنم با معنویت ارتباط داشته باشم یا نه،

      توی تموم سال‌هایی که برای تغییر زندگیم تلاش می‌کردم و نتیجه خاصی نمی‌گرفتم بر مبنای اراده شخصی خودم داشتم عمل می‌کردم،اراده شخصی من از زمان کودکی در حال شکل‌گیری بوده،مثل اون زمان‌هایی که از دیگران می‌شنیدم زندگی کردن سخته، باید تلاش کنی تا یه لقمه نون حلال داشته باشی،

      پول مثل چرک دست میمونه، اگه جمع بشه باعث درد سرت میشه،

      اگه می‌خوای تا آخر عمر خیالت راحت باشه باید کار دولتی داشته باشی.

      دنیا پر از آدم‌هاییه که میخوان سرت کلاه بذارن،باید خیلی مراقب باشی خدا برای هر کسی به اندازه خودش رزق و روزی در نظر گرفته و باید با تلاش کردن اونو به دست بیاری،و صدها جمله در قالب نصیحت و اندرز از کودکی در ذهنم ثبت شدن که اراده شخصی منو تشکیل دادن،و تموم این فرمول‌های تشکیل دهنده اراده شخصی در همه ما انسان‌ها به شکل‌های مختلفی در ذهنمون به وجود اومده،برای همینه که تلاشمون برای موفق شدن و خلق آرزوهامون نتیجه نمیده، چون همگی بر مبنای اراده شخصی خودمون تلاش می‌کنیم و از اونجایی که اراده شخصی همسو با اراده خداوند نیست،پس تلاش‌های من هم نتیجه مطلوب به همراه نداره.

      باید بدونم در تمام لحظاتی که مشغول تلاش بر مبنای اراده شخصی برای زندگی کردن هستم،اراده خدا به شکل روح لایتناهی در وجودم حاضره و آماده است تا به درخواستم برای ملحق شدن به خود جواب مثبت بده.

      من باید تصمیم بگیرم که می‌خوام بر مبنای اراده شخصی خودم زندگی کنم، یا بخشی از اراده خدا باشم،تصمیم بگیرم که می‌خوام بر مبنای اون چه بهم گفتن و می‌دونم زندگی کنم،یا می‌خوام به عنوان ابزاری در دست‌های خدا برای تحقق سرنوشتی که توسط اراده اون برام رقم میخوره زندگی کنم.

      اگه تصمیم بگیرم زندگی بر مبنای اراده شخصیم رو رها کنم و همسو با اراده خدا زندگی کنم به مرور تغییر و تحولات عظیمی در تموم جنبه‌های زندگیم ایجاد میشه،انگار خداوند مسئول تعمیر و مرمتِ خرابی‌های وجودم در جهان مادی میشه و اون وقت مسیر حرکت برای من واضح میشه،یعنی بدون اینکه بدونم به کجا میرم فقط حرکت می‌کنم و به هر اونچه که بهم گفته میشه عمل می‌کنم،و نتایج یکی پس از دیگری رقم میخوره و من همچنان ادامه میدم.

      پس از اونجا که روح الهی لامتناهیه و اراده خدا بر مبنای بی‌نهایت عمل میکنه، رشد و پیشرفت در تموم جنبه‌های زندگی حد و مرزی نداره و تا بی‌نهایت میتونه رشد و گسترش داشته باشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید