در نوشتههای قبلی درباره اراده انسان برای رسیدن به هرآنچه میخواهد در زندگی خود تجربه کند توضیح داده شد. همچنین درباره اراده خداوند که همه جهان هستی را تحت پوشش قرار داده است توضیحات کامل داده شد.
آزادی و اختیار انسان
زمانی که به موضوع اراده خداوند در شکل گیری هر موضوعی در جهان هستی پی بردم این سوال در ذهن من ایجاد شد:
چگونه انسان میتواند اراده و اختیار آزاد داشته باشد در حالی که اراده خداوند جسم، استعدادها، افکار، تواناییها و هرآنچه مربوط به من است را مدیریت میکند؟!
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.30 از 121 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدایی کل افرینش
سلام براستاد عطار روشن ودوستان هم مسیر
تا زمانی که با ارده خودم کاره کردم تلاش داشتم با فشار وزحمت زیاد دربیشترین زمان به وسیله های هم رسیدمدکه بعضی زمان با نگاه کردن بهش همون روزها اول شاد بود کم کم به شکل عادی شده دیگه اصلا برام اونتازکی رونداشت خودمتعجب میکردم من که اروزی داشتن این وسیله داشتم پس چرا حالا انقدر برام. عادی شده انکار اصلا من نبودکه حسرت داشتن این وسیله داشتم اگه اون حس بود تومدت کوتاه برام به شکل اول نبود باره وسایل خربد عوض کردم کاری کردن هنری رو اموزش دیدم اگه با ارده خدا همسو بود اون زمان نمی دوستم که این کاره ویا این خرید همسو با اراده خداوند انجام شده که زمان بیشتری توحس خوب براممونده تو هربرنامه که مربوط به لاغری بودم همیشه طبق تحقیق وپرسی خودم با اراده خودم یی روشی رو به دست می اوردم که اصلا با من وجودم من اون هم اهنگی مورد نیاز وجودم وجسم رو نداشت هرچی به خودم فشار میاودرم به شکل کامل تو زمان بلند مدت نمتواستم اون انجام بدم
بخش ارده شخصی وکلی منیت که من کشتم من پیدا کردم خیلها ازش نتیجه گرفتن پس درست هست این تازه ابراز میکرد که از اراده دیگران هم تایید گرفته باشم که من با منیت واراده خودم بهترین کار رو انجام دادم ازخدایی خودم تشکر میکردم که کمک کرده ولی واقعایت منیت بیشتردورنش بود تا احساس رضایت حس خوب اگه بود تو زمانکوتاه همه بخارشده از بین رفنه و هر روز کار برام سختر میشد تا اسون
تو بخش ازتباط هم به این شکل بود چون کلی اراده شخصی دورنش بود وتو افکار من بهترین عمل کرد دارم دیگران اشتباه میکنن من درست رفتاردارم ومنیت دورش زیاد بود حس کمک داشتن اون برای رضای خدا ولی ته اون رضایت ترسی بود که ازخدایی خودم داشتم که به این وسیله مودر رحمت خدایی عزیزم قرار بگیرم انقدر تو این بخش باوره و افکار و منیت و اراده شخصی حضور داشت که جای خیلی کمی برای اراده خدا باقی بود کارم هر روز هم سخترمشکلات هی بیشتر و کسترده ترمیشد برای خودم جای سوال بود من که فردی خدا ترس هستم عبادت میکنم نماز میخوانم چرا و انقدر تو مشکلات دارم دست پا میزنم هرکاری میکنم تعدادش هی افزایش پیدا میکنه تا کاهش
هی طبق یاد گرفته خودم با گریه التماس اشک از خدا کمک میخواستم من در رحمت با اراده و منبت خودم بسته بودم جاده ارسال رو مسدود کرده بودم لایقت خودم رو به شدت کاهش داده بودنم و هم زمان انتظار رحمت اون تو سطح خوب وکسترده داشتم
این درست تا زمان که تسلیم شود اون واقعی ازخودش با ایمانی بیشتر خواستم که راه نجاتی برای من در نظر بیگره به این مسیر هدایت شدم با اموزسهای و نوشته باوره ساز زندکی با اراده خدا ودوره با شکوه خدا هرکز دیرنمیکند ودوره زندکی با کمک خدا ونوشته دزندگی با طمع خدا
به ابعادی از خودم وخدایی خودم وچگونگی ارتباط با خالق رو تو حسی عالی وحال دل قویی احساس لایقت خوب ورارزشمندی و عدالت خدای عزیزم در مودرهربنده به شکل تازه بهش رسیدم
تازه متوحه شدم نه تنها تو بخش چاقی من کلی باوره اشتباه و کلی مانع و فرمولهای اشتباه دارم توبخش ایمان و پرستش خدا عزیزم همکلی مانع کلی باوره اشتباه رو به جشم ایمان وعبادت دارم همراه خودم نگه داشته تازه اصلا فبول نداشتم که اشتباه هست درست مثل جاقی که من تو اون بخش اصلا فبول نداشتم که من مقصر همه این وضعیت هستم کلی بهانه داشتم که بخاطر این بخاطر اون من فردی جاق هستم
بهانه های از اطراف طی سالهای زیاد شنیده کاملا فبول کرده با هر وعده غذا که مصرف میشد اینکد نویسی اشتباه رو باهش همراه کرده فرمان جاقی رو از ذهنم به جسم وارد میگردم تو بخش خدا شناسی به همین شکل بود کلی افکاردر رابطه با خدا داشتم که اگه بیمار باشی جای بهتری نزد خدا دارای نعمت بیماری برای ایمان نشانه خوبی هست که خدای عزیزم اون فرد رو دوست داره ومیخواد کناهش پاک بشه اون دنیا غذاب نکشه اصلا نعمت به اسم بیماری تو سیستم خدا نیست
تازه برای اون از خدایی خودم صبر در برابر درد رو طلب میکردم و جیزی که نبود و توذهنم من ایجادشده بود رو به خالق ارتباط میداد
وفتی این همه باوره رو برطرف کردم عبنک غبار گرفته خودم پاککردم نور کانرژی خدای خودم رو توقانونهای عالی سیپستمی با شکوه تازه به جشم من امد و من متوجه شدم این باوره اصلا اگه میخوام با خدای عزیزم در ارتباط باشم این دو بخش وحودی من با خدا باید همسو بشه نه مخالف هم کار کنن بخش ارده من اجازه انتخاب داده با اراده خودم کار کنه به چیزهای ناجیز دست رسی داشته و باشه که هیج کمک کننده نیست یا با اراه خدا همسو باشه انجام بده با اراده خدا هرانجه که و در توان هیج بنده نیست
برای من با ارتباط با خدای خودم همه مشکلات طی زمان به شکلهای اسون راحت برطرف بشه این ارتباط هی سطح کسترش پیدا میکنه حال حسم تو این ارتباط بسیار خوب و با کیقت هست وتو ابعاد دیگه خودش رو داره نشون میده که اصلا تو تصورات من نبود تو بخش کسب اگاهی فهم اگاهی تازه درک اون که تونگاه منکاره ده سال برای من طی این زمانکم. داره انجاممیشده ایده داده میشه کارم به خدایی خودم وارکزار میکنم به شکلی که اصلا تو خیال من امکان نداره به این راحتی انجام بشه و از انچه که تهیه میشه میاد منزل چنان شور شوق در من ایحادمیشه من برای عید وسایل برای منرل تهیه کردم پرده مبل لوستر چیزهای که چندسال بود با داشتن پول اصلا امکان نشد تهیه بشه
ولی امسال با کمترین هزینه تو وبهترینمکان با بهترین کیفت وارزترین قیمت وسایل امدخونه من هرروز وفتی به این وسایل نگاه میکنم انکار همین یی ساعت پیش اینها و امدن منزل من ازنگاه من اینها هدیه خدا برای من هست پس نگاهم برای دیدن هدیه خدا تازه هست هر روز جون با اراده من نبود با همسو شدن وربا اراده خدا و هربار که .خواستم از خونه خارج بشم گفتم خدایا من فقط دارم میرم تو خودت بهترنها رو برام اماده کردی من به همونجا راهنمایی میکنی وبه شکل عجب مکانی راحت با شرایط جسمی من همه این خریدها با خصور خودم وانتخاب مورد علاقه من انجام شد جون اراده خدا دورنش بودداز داشتن همه وسایل هروز دارم کیف میکنم بارها شده من قصد خرید نداشتم با خواهش من بردن کلی چرخیدن برای خرید خودشون من اصلا قصد خرید اون وسیله فبلا داشتنم اون روز تو افکار اصلا نبود چنان راخت اسون برام تهبه شده تو نگاه من انجام شده و امده منزل چون من همه سعی خودم گذاشتم که از اراده خودم ومنیت ته حد ممکن دورار بشمد وارتباط با خدای خودم رو هروز با بخش سپاس گزاری داشته باشم از هر انچه نعمت توکل وجودم اطرافم هست وقدر دوستن از سیستم افرینش قانوهای خلاقت فراوانی نعمت تو هر بخش ولی تو کامل ناباوری وسیله که نیازمن بود اون با کیفت وبا واسونی خریدشده امدم منزل من صحبت با خدایی خودم با کیقت بهتر حال حسی،عالتیری هرروز دلرم هرصبح با باز شدن جشم برای نگاه واون روزم کلی از خالقم تشکر وسپاس گزار هستم
من این ارتباط که هرورز داره بزرگتر میشه ازخدایی عزیزم که من در کنارش جای داده هدایت کرده حمایت میکنه کمک دارممیکنه که فهم بهتری از خالقم رو به دست بیارم باره ازش تشگروسپاسکزارم هستم
خدا پشت وپنا هتون یا حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام برخدایی که هرسلول وجودم ازقدرتش میگه وهر نفسم ازتوامندیش میگه وهرتپش قبلم از کارمدیش میگه وهر افکارانیرویی اردهاش میگه وهر شب روز اش از افریتش میگه
سلامبراقای عطاروشن وهم مسبرارده الهی
من ارده خدارو ت ارداواج به شکل واضح وخیلی قویی دیدم
من یی روز یی ۵ ماه فبل از ازداوجم یی شب تاسوا رقتم دنبال دسته یی خانمی درباره عروس یی خانواده صخبت میکرد به هم دیگه مبگفتن عروس فلانی خدا براش خواسته یی طبقه بهش دادن تا انجا زندگی کنه من چون ازمشکلات کسانی که منزل نداشتن اجاره نشین بودن کمی خبرداشتم همون لحظه ازخدا خواستم اگه قراره اردواج کنم کسی باشه که یا پیش مادرش زندگی کنه که یی واحدداسنه باشه من اونجا زندگی کنم ولی وفتی همسرم به خواستکادی من امد که ابنم ازدیدمن اراده الهی بود چون من یی روزیکه هیچ کاری توارایشگاه نداشتم دلم به شدت برای دوستانم تنک شد هرجه مادر خدا بیامرزگفت امروزنرو بزارفردا برو من گفتم قبلم بشدت برای دوستم تنک شده باید بره وفتی من رفتم ارایشگاه داشتم با دوستانم سوخی میکردم اول متو جه نشدم یی لحظه یی چشمی انکارمنو نکاه مبکنه برگشتم دبدم یی خانمی با دقت من نگته میکنه قبلم همون لحظه بشدت به تپش افتاد ودراخرمتوجه شدم این خانم برای دیدن دختران ارایشکاه امده پس اراده الهی بود ازدواجم چون من اون رور اصلا قصد رفتن با ارایشگاه ودیدن دوستم به هیچ وح نداشتم من برای ابن ارواج شرایط سختی رو پشت سر گذاستم واز با اگاهیکه کسب کردم متو جه شدم این ازدواح اراده الهی بود که انجام شد نه خواسته واراده من
حتی یی زمان من با مخالفت شدید برای انجام ابن امرداشتم زمین زمان به هم چسبید که این ازواج صورت گرفت برای خودم جای بسی تعجب بودکه چطور این امر صورت گرفت
وای امرور به خودم میگم خدا برای من اینگونه رفم زده بود ومن اون زمان میخو استم اراده خودم رو پیش ببرم ولی نشد وامروز از اینکه به اداره الهی جواب مثبت دادم خیلی خوشحال هستم چون من با ازدواجم کلی انزی واحساس معنوی زیادبه زندگیم وارد شد اگه ابن ازدواج صورت نمیگرفت ابن معنویت رو نداشتم
باره اراده الهی روباچشم خودم وبا حسم دیدم درک کردم ولی اون زمام متوجه ابن ارده به این شکل نبودم
شب گذشته همسر یی موضعی رو مطرح کر که برای من یی حواب بزرگی که توذهنم بود حوابش کامل گرفتم وفهمیدم همسر برای یی فردی ازخدا یی خواسته بزرگرو خواسته وان فرد با استفاده ازسابقه وکارکردن پیش همسرم باعث شده اون به خواسته که همسرم داشت برسه واین مسئله کسب کاره همسرمن رو حتی تا نابودی کشید ولی دوباره همسرم ازنوع شروع کرده وباره میگفت من برای این فرد بعدنخواستم چرا این اقا با یی سری کارهای که توکسب کار ازدید همسرم اشکال داره موفق شد
باره بچه که مریض میشدن ازخدا کممیخواستم که بهشون کمک کنه وشفا رو به بچه هام هدیه بده چندروزیهست که دختر بزرگم با همسر ونواه م مریض هستن امرور ازخدا خواستم که اونهاررو شفا داده وسلامتی جسم تنشون بهشون هدیه بده چون چندوفتی هست که ابن مریضی تومنزل دختر ریشه گرها واز یی شکل به شکل دیگه تغییر میکنه نمیدونم چه حکمتی تواین بیماری منزل دخترم هست که من اطلاع ندارم
امتحان دختر هست یا امتحان من که بازم خودم به ارده الهی بسپارم شاید من دارم ارده خو دم رو به اراده الهی جلوترمببنم
که خدا داره به من نشون میده که ابنجاهم اراده خداو ند جلوتد هست پس سکوت کرده رها میکنم تا خودخداوند با اراده خودش ابن وضعیت روبه نحواحسن درست کنه
هی دایم به دعاهستم که مریضی ازکل مردم رفع بشه ازفزنداان من هم رفع بشه امین با رب العالمبن
خدا پشت وپناهتون یاخق حق نگه دارتون