0

زندگی با اراده خداوند (قسمت سی و هفتم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

در دو قسمت قبل درباره چگونه به واقعیت تبدیل کردن اهداف در زندگی توضیح داده شد. در این قسمت درباره ارتباط با دیگران در پرتو صداقت و آرامش توضیح داده می شود.

اهمیت ارتباطات

در زندگی با افراد زیادی مواجه می شویم و ارتباطات از پرکاربردترین ملزومات زندگی است. بنابراین توجه به ارتباطات و تاثیر آن در زندگی می تواند از مهمترین موضوعات تغییر شخصیت و زندگی باشد.

ارتباطات تاثر مستقیم بر افکار ما می گذارند و از آنجا که افکار بر احساس تاثیرگذار است بنابراین می توان تاثیر ارتباطات را مستقیم بر احساس دانست.

هر موضوعی که بر احساس تاثیر می گذارد در شکل گیری سرنوشت ما اهمیت بسیار مهمی دارد بنابراین توجه به ارتباطات و مدیریت آن تاثیر مستقیم بر سرنوشت و تجربه ما در دنیای مادی خواهد داشت.

شاید در نگاه اول موضوع برقراری ارتباط با قدرت اراده خداوند برای رشد و گسترش زندگی در زمینه ارتباطات ما تاثیرگذار نباشد اما واقعیت این است که ارتباط ما با قدرت اراده خداوند تاثیر مستقیم و تعیین کننده بر ارتیاط ما با دیگران دارد.

برای بهبود کیفیت رابطه خود با دیگران در ابتدا باید رابطه تان با خودتان را بررسی کنید.

موضوع ارتباطات فقط مربوط به رابطه شما با دیگران نمی شود بلکه رابطه شما با خودتان را نیز شامل می شود. بنابراین در ابتدا لازم است رابطه خود با نزدیک ترین عضو یعنی خودتان را مورد بررسی قرار دهید.

در این مسیر شما پی خواهید برد که چگونگی رفتار دیگران با شما به چگونگی رفتار شما با خودتان بستگی دارد و از این طریق می توانید به دیگران آموزش دهید که چگونه با شما رفتار کنند.

دیگران به شیوه ای با شما رفتار می کنند که خودتان به آنها آموزش می دهید

در قسمت های قبل درباره مراقبت از گفتگوهایی که در ذهنتان با خودتان دارید توضیح داده شد.

یکی از بزرگترین موانع در سر راه برقراری ارتباط با مشیت الهی، افکار و اندیشه هایی در این باره هستند که دیگران از شما چه می خواهند یا انتظار دارند.

هرچه بیشتر بر این موضوع متمرکز شوید که: بسیار ناراحت کننده است که اعضای خانواده شما را نمی فهمند یا به شما احترام نمی گذارند، بیشتر عدم تفاهم و بی حرمتی را جذب خواهید کرد. چون به هر موضوعی توجه کنید، آن موضوع در زندگی شما گسترش می یابد. حتی زمانی که به موضوعات تهدید آمیز یا آنچه نمی خواهید در زندگی شما رخ دهد فکر می کنید.

بسیاری از انسانها تصور می کنند که قربانی شیوه زندگی اطرفیان خود هستند. آنها نگرش و سبک زندگی والدین، همسر، اطرفیان یا جامعه را دلیل مشکلات و ناخوشنودی خود می دانند.

اگر احساس قربانی بودن دارید باید افکار خود را تغییر دهید.

تاثیرگذارترین تمرین برای رهایی از احساس قربانی بودن در روابط این است که به جای تمرکز کردن بر رفتار دیگران بر آنچه خودتان انجام می دهید تمرکز کنید.

در واقع این شما هستید که با نگرش و افکار خود به دیگران آموخته اید که با شما چگونه رفتار کنند. آنها فقط درخواست خودتان را اجرا کرده اند و اکنون شما احساس قربانی بودن می کنید و این در حالی است که این نتیجه نگرش و افکار خودتان است نه رفتار و عملکرد آنها.

شاید درک این موضوع اندکی سخت و پیچیده باشد اما به مرور به واقعیت داشتن آن پی خواهید برد.

برای بهبود روابط خود با دیگران باید از بهبود روابط خود با خودتان شروع کنید.

هربار که در احساس سرافکندگی، سرزنش، ناامیدی، گله و شکایت، پشیمانی، حسرت، اظطراب، نفرت و هر احساسی که باعث به هم ریختن افکار و احساس شما می شود هستید باید به یاد بیاورید که اینجا دقیقا همان نقطه و زمانی است که باید رقتارتان با خودتان را تغییر دهید.

باید بتوانید با تغییر افکار و نگرش از شر احساس بد ایجاد شده رها شوید.

این تنها کاری است که برای تغییر ارتباط با خودتان باید بتوانید انجام دهید. این کار نیاز به تمرین و استمرار دارد اما هرچه بیشتر آن را تمرین کنید نه تنها به شکل ساده تری از شر افکار منفی رها می شوید بلکه به مرور کمتر از گذشته در شرایطی قرار می گیرید که احساس بد داشته باشید و بخواهید به صورت آگاهانه تلاش کنید از شر آنها خلاص شوید.

شاید این سوال در ذهن شما ایجاد شده باشد: چطور می توانم به دیگران آموزش دهم چگونه با من رفتار کنند؟!

پاسخ این است که فقط کافی است به گونه ای که دوست دارید آنها با شما رفتار کنند، با خودتان رفتار کنید.

اگر دوست دارید دیگران به شما احترام بگذارند باید به خودتان احترام بگذارید.

مرور افکار منفی و ماندن در احساس بد بالاترین بی احترامی به خودتان است.

فکر کردن به دیگران و درگیر احساس بد شدن به خاطر گفتار و رفتار دیگران نوعی بی احترامی به خودتان است.

شما حتی به خاطر فرزندانتان نباید خود را دچار احساس بد کنید. اگر کاری از شما ساخته است برای رسیدن به احساس عالی آن را انجام دهید اما اگر کاری از شما بر نمی آید حق ندارید خود را در احساس بد ناتوانی در انجام کمک کردن به آنها قرار دهید.

اگر به گفتار افرادی که موجب به هم ریختگی افکار و احساس شما می شوند پاسخ دهید در واقع بی احترامی آنها به خودتان را به شکل شدیدتری تکرار کرده اید و احساس بد بیشتری را تجربه خواهید کرد.

بنابراین پاسخ دیگران را ندادن را به معنای احترام گذاشتن به خودتان بدانید نه ضعف و ناتوانی در پاسخ دادن یا ساکت کردن دیگران.

روابط خانوادگی شما در ذهنتان شکل می گیرد

وقتی جشم تان را می بندید خانواده ی شما ناپدید می شوند. آنها به کجا رفتند؟ قطعا هیچ کجا

این تمرین به شما اثبات می کند تا پی ببرید که بستگان شما نیز به صورت افکاری در ذهن تان به وجود می آیند.

ذکر این نکته ضروری است که خداوند نیز در همان ذهنی که به وسیله آن می اندیشید حضور دارد.

همه افرادی که با شما نسبت دارند و همچنین خداوند همه به صورت عقیده هایی در ذهن تان هستند.

این افراد هر قدرتی که داشته باشند شما قدرت را به ایشان داده اید.

همانگونه که می توانید در ذهن خود برای خدا قدرت های متفاوتی قائل باشید.

همه چیز در ذهن شما شکل می گیرد و هرگز از گذشته شکل نگرفته است.

اگر عقیده دارید یکی از نزدیکانتان انسان خودخواهی است به این دلیل نیست که او توسط خداوند و از بد خلقت خودخواه خلق شده است. به این دلیل که شما صفت خودخواه را درباره او در ذهن خود ایجاد و تصبیت کرده اید، او در برخورد با شما به شکلی که از قبل تصور می کنید رفتار می کند. این در حالی است که او با افراد دیگر رفتار خودخواهانه ندارد.

آنچه را که در روابط تان اشتباه یا ناراحت کننده می دانید نشان دهنده طرز فکر و نگرش اشتباهی در درون شماست، زیرا به طور کلی هر ویژگی ای که در انسان دیگری می بینید بازتابی از افکار و نگرش درونی شماست.

چگونه روابط با دیگران را تغییر دهیم

به منظور تغییر بنیادین روابط خانوادگی و دوستانه خود باید ذهن تان را درباره ی آنها تغییر دهید و همچنین لازم است به مسئولیت روابط خود را به عهده بگیرید.

این نقطه دردناک موضوع بهبود روابط است. افراد بسیاری دوست دارند روابط آنها بهبود پیدا کند اما عقیده دارند رفتار طرف مقابل باید تغییر کند و این در حالی است که دقیقا برعکس این موضوع باید رخ دهد.

برای موفقیت در تغییر روابط تان باید بتوانید بپذیرید که خودتان منبع و منشاء اضطراب موجود در روابط تان هستید نه کسی که او را خشن، نفرت انگیز، حسود یا عصبانی خطاب کرده و عامل تنش در روابط خود می دانید.

با اندکی فکر کردن به رفتاری که دیگران با شما دارند متوجه خواهید شد که همیشه قبل از مواجه شدن با آن افراد یا قرار گرفتن در صحنه ارتباط، در ذهن خود درباره آن افراد و رفتارشان فکر و تصویرسازی کرده اید.

به عبارتی از قبل صحنه هایی که تصور می کردید رخ خواهد داد را در ذهنتان بازسازی و تماشا کرده اید.

شاید روابط پرطنشی با همسرتان داشته باشید. اگر اندکی فکر کنید متوجه می شوید که در بسیاری از مواقع قبل از روبرو شدن با او انتظار برخورد نامناسب را در ذهن خود ایجاد می کنید و زمانی که مورد بی احترامی قرار می گیرید برای شما پذیرفته است چون از قبل می دانستید که او همچین برخوردی خواهد داشت.

بی احترامی او را می پذیرید در حالی که خشم و نفرت درونی شما نسبت به او افزایش می یابد و با افزایش تنفر قدرت تصویرسازی شما در برخوردهای آینده قوی و قوی تر می شود.

در این شرایط گفتگوی درونی شما بر اشتباهات و رفتارهای نامناسب طرف مقابل متمرکز است و دقیقا همین اشتباه ساده سبب می شود روابط شما رفته رفته پرطنش تر و تحمل شرایط برای شما سخت تر شود.

اتفاقی که در ذهن افراد در موضوع روابط رخ می دهد به شرح زیر است:

1- در ابتدا درباره فرد مورد نظر افکار و نگرش نامناسب در ذهن مرور و سپس تصویرهای صحنه برخورد تنظیم و طراحی می شود.

2- در صحنه برخورد همواره فرد انتظار به واقعیت تبدیل شدن افکار و تصویرهای ذهنی خود درباره فرد مورد نظر را دارد. به عبارتی رابطه به شکل توام با استرس در جریان است.

3- برخورد نامناسب شکل می گیرد و رابطه مخدوش می شود و احساس بد در هر دو طرف شدت گرفته و سعی در متهم کردن یکدیگر می کنند.

4- رابطه به پایان می رسد و دو نفر از هم فاصله می گیرند اما افکار و نگرش منفی درباره رفتار و گفتار فرد در مدت ارتباط تا چندین ساعت در ذهن فرد مرور می شود.

5- نگرش و افکار درباره فرد مورد نظر تقویت شده و بیشتر از قبل باور می کند که فرد مورد نظر انسان نادرست با رفتار اشتباه است و این چرخه تکراری همواره ادامه پیدا می کند.

در هر شرایطی قرار دارید برای تغییر دادن آن باید از ذهن خود شروع کنید نه از تغییر انسان های اطراف خود.

باید تصمیم بگیرید توجه درونی و انرژی زندگی خود را بر موضوعات متفاوت متمرکز سازید و به آنچه باعث آزار و اذیت شما می شود توجه نکنید.

به اندازی ای که افکار و نگرش شما درباره روابط تان با اطرافیان تغییر کند، کمتر از قبل مورد آزار و اذیت، خشم، آسیب دیدگی یا افسردگی قرار می گیرید.

همواره در ذهن خود به این عبارت فکر و عمل کنید:

می خواهم با اعضای خانواده ام در آرامش به سر ببرم و صادق باشم.

سپس همین شرایط را تجربه خواهید کرد حتی اگر آن شخص به روش گذشته ی خود ادامه دهد.

با تغییر دادن ذهن خود، روابط تان را تغییر دهید

آرامش داشتن در ارتباط با دیگران فقط یک اندیشه است. اگر قصد کنید احساساتی واقعی و سرشار از آرامش را درون خود ایجاد کنید می توانید یاد بگیرید افکارتان را چگونه تغییر دهید.

هیچ کس بدون رضایت و اجازه خودتان نمی تواند شما را غمگین و ناراحت کند.

در تمام لحظاتی که از ارتباط با دیگران عصبانی و ناراحت شده اید شما خودتان انتخاب کرده اید که در حالت ناراحتی و عصبانیت قرار بگیرید. کسی شما را مجبور نکرده بود.

وقتی تصمیم می گیرید آرامش داشته باشید، به قرار گرفتن در انرژی های ضعیف رضایت نمی دهید. به مرور یاد می گیرید که چگونه خود را از شر انرژی های ضعیف رها کنید و وقتی در این کار به مهارت برسید، به صورت خودبخود انسانها تمایل به بودن با شما خواهند داشت و از بودن با شما احساس شان بهتر می شود و این را بارها از زبان دیگران می شنوید که: دوست دارم با شما باشم.

به عده ای از بستگان خود فکر کنید که به خاطر اضطراب، اذیت و آزار و غم و اندوهی که به شما وارد کرده اند سرزنش کرده اید. شما بر ویژگی هایی که دوست ندارید یا بر چگونگی رفتار آنها نسبت به خودتان متمرکز شده اید و روابط شما نیز همیشه به این شکل عذاب آور ادامه پیدا کرده است.

اکنون تصور کنید که با نگاه و نگرش جدید عمل می کنید.

به جای واکنش نشان دادن به رفتار و گفتار دیگران، بزرگ جلوه دادن اشتباه آنها یا به نمایش گذاشتن خشم و عصبانیت خود تصمیم می گیرید قرار گرفتن در میدان آرامش را انتخاب می کنید.

به خاطر داشته باشید که واکنش دادن به رفتار یا گفتار دیگران به شما کمک نمی کند تا در احساس آرامش قرار بگیرید بلکه به سرعت باعث گرفتار شدن شما در امواج منفی و هجور افکار تضعیف کننده می شود.

لازم به تذکر است که در این مواقع این فکر در ذهن افراد زیادی مرور می شود:

اگر پاسخ او را ندهم فکر می کند از او ترسیده ام یا نمی توانم جواب بدهم.

اگر با او برخورد نکنم تصور می کند من ضعیفم.

اگر او را سرجایش نشنانم، مجددا این رفتار خود را تکرار می کند.

هر توجیهی که برای رفتار مقابله به مثل خود داشته باشید اهمیتی ندارد چون شما در این شرایط در حال تمرکز بر آنچه هستید که دوست ندارید در زندگی شما رخ دهد.

قانون تمرکز می گوید بر هرچه تمرکز کنید در زندگی شما گسترش می یابد پس اهمیتی ندارد به چه بهانه ای در حال واکنش دادن به دیگران هستید، شما در این شرایط به شدت بر موضوع ناخوشایند پیش آمده تمرکز می کنید و توجه شما سبب می شود اتفاقاتی از این جنس بارها در زندگی شما رخ دهد.

اشتباه بعدی این است که افراد می گویند که من فلانی را سرجایش نشاندم و دیگر رفتار زشت خود را تکرار نکرد اما به این موضوع توجه نمی کنند که هربار فرد جدیدی رفتار یا گفتاری را به کار می برد که آنها باز هم باید تلاش کنند او را سرجایش بنشانند.

تصور کنید شما عقیده داشته باشید باید فردی که باعث برهم خوردن احساس و اعصاب شما می شود را سرجایش بنشانید، به نظر شما در طول عمر خود چند نفر از مردم کره زمین را می توانید سرجایشان بنشانید؟

قطعا تعداد زیادی نخواهد بود اما در مقابل عمر شما به پایان رسیده است و در تمام عمر مشغول غلبه بر انسان ها بوده اید.

پس اگر توصیه می شود نسبت به رفتار یا گفتار دیگران واکنش ندهید به این معنی نیست که حق به جانب اوست و شما مقصر هستید بلکه به این معنی است که برای خود احترام قائل شوید و با دیدن انسان هایی که برای خود و دیگران احترام قائل نیستند شما هم مانند آنها نشوید و به مسیر انتخابی خود که بودن در حالت آرامش و احساس خوب است ادامه دهید.

خداوند در قرآن کریم بارها به پیامبر توصیه می کند از مقابله کردن با آنان که ستم می کنند یا ناسزا و نافرمانی می کنند اعراض کن یا روی برگردان. به این دلیل که مقابله کردن با انرژی ضعیف باعث از بین بردن آن نمی شود بلکه آن را تشدید خواهد کرد.

من تا قبل از آشنایی با قدرت اراده خداوند، دیدارهای خانوادگی سبب دلهره و تشویش من می شد. هربار که قرار بود در جمع فامیل و نزدیکان حاظر شوم با نگرانی و غم و غصه برای دیداری که آن را نفرت انگیز و بی فایده می دانستم آماده می شدم.

همیشه هم پیش بینی هایم درست از آب در می آمد و آن جمع ها چیزی جز افکار پریشان و استرس چیزی برای من به همراه نداشت.

در همه آن ایام من بر آنچه که دوست نداشتم تمرکز می کردم و رابطه با دیگران را کسالت بار و تضعیف کننده می دانستم.

به تدریج که به قدرت اراده خداوند پی بردم و منیتم را کنار گذاشتم، مهربانی، پذیرش، عشق و حتی زیبایی را جایگزین نگرش قبلی خودم کردم.

به گونه ای که از قبل از حضور در مهمانی به موضوعات نفرت انگیزی که ممکن است رخ دهد فکر نمی کردم و اتفاقا خود را برای تجربه ای لذتبخش در این جمع خانوادگی آماده می کردم.

به جای تمرکز به آنچه از قبل درباره افراد حاظر در مهمانی می دانستم به اخلاق و رفتارهای نیکوی آنها توجه می کردم.

به جای یادآوری آزردگی هایی که برخی افراد برای من ایجاد کرده بودند به تاثیر مثبت آنها در برخی از روزهای زندگی ام فکر می کردم.

به این ترتیب به مرور روابط من با دیگران تغییر کرد و در اکثر مواقع در جمع هایی که حاظر هستم همه چی به خیر و خوبی پیش می رود و من از بودن در آن مکان و زمان احساس رضایت دارم.

همیشه به خودتان یادآوری کنید که:

من در همه شرایط همانی هستم که خودم انتخاب می کنم.

باید تصمیم بگیرید به معنای واقعی در آرامش بودن را انتخاب کنید. این چیزی نیست که بدون توجه و انتخاب به صورت خودبخودی برای شما به ارمغان بیاید.

شاید عده زیادی از اطرفیان شما تحت تاثیر قدرت اراده شخصی در ناهماهنگی و عدم آرامش درون باشند، آنها به صورت ناخودآگاه باعث انتشار و گسترش ناراحتی می شوند، قرار گرفتن در پرتو میدان منفی آنها نباید باعث برهم خوردن تصمیم شما برای بودن در وضعیت آرامش شود.

آرامش داشتن یک انتخاب است که در هر زمان که شرایط برهم خوردن آن فراهم می شود بار دیگر باید انخاب کنید که می خواهید در آرامش باشید.

به این ترتیب می توانید از گزند انرژی ضعیف انسانها در امان باشید.

برای جلوگیری از گسترش انرژی تضعیف کننده از ملحق شدن به آن باید خودداری کرد و این راهکاری است که بسیاری از انسانها از آن اطلاع ندارند و اتفاقا برخلاف آن عمل می کنند.

تصور کنید محلی آتش گرفته است و هر فردی آتش را مشاهده می کند مقداری بنزین به آتش اضافه کند.

نتیجه فراگیرتر شدن محدوده آتش سوزی می شود.

متاسفانه بسیاری از انسانها در مواجه شدن با افرادی که رد حال گسترش انرژی منفی هستند به جای واکنش ندادن و دور شدن از صحنه، وارد بحث و گفتگو می شوند تا فرد عصبانی و خشمگین را متقاعد کنند که اشتباه می کند یا رفتار زشتی را مرتکب شده است.

این عمل دقیقا مانند ریختن بنزین بر آتش است.

بهترین کار باقی ماندن در حالت آرامش و مراقبت از خود برای قرار نگرفتن در دام آتش است.

هر ارتباط و دیداری بخشی از زندگی شماست، همواره سعی کنید از بخش های مختلف زندگی خود برای رشد و گسترش قدرت اراده خداوند استفاده کنید.

در قسمت بعدی درباره راهکارهای باقی ماندن در حالت آرامش در مواجه شدن با میدان انرژی تضعیف کننده توضیح داده می شود.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.52 از 23 رای

https://tanasobefekri.net/?p=31862
11 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ط.ه
      1403/04/18 01:02
      مدت عضویت: 182 روز
      امتیاز کاربر: 4990 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 117 کلمه

      به نام خدای بزرگ و مهربان 

      ممنونم استاد عزیزم چقدر مطلب های خوبی رو گذاشتید چقدر به آدم انرژی میدن من که لذت بردم بارها شده خواستم برم جایی رفتار فرد مقابل رو پیش بینی کردم و رفتم همون بوده که خودم گفتم و خودم رو هم اینقدر اذیت کردم و روزگار خودم رو حروم کردم و رفت اصلا یادم نیست اون چی گفت و من چی گفتم فقط میدونم گذشت ولی به بدی 

      خدایا شکرت که ارتباط با دیگران رو برایم بهتر کردی خدایا ممنونم در این جا دارم خودم رو بهتر میشناسم 

      امروز در مقابل حرف همکارم خیلی خوب برخورد کردم خیلی ناراحت شدم از حرفش ولی نه به روش آوردم نه واکنش نشون دادم اینقدر راحت بودم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نادیا همتی
      1403/03/29 18:22
      مدت عضویت: 62 روز
      امتیاز کاربر: 3215 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 989 کلمه

      با سلام به نام الله یکتا

      اهمیت ارتباطات

      ارتباطات تاثر مستقیم بر افکار ما می گذارند و از آنجا که افکار بر احساس تاثیرگذار است بنابراین می توان تاثیر ارتباطات را مستقیمبر احساس دانست. برای بهبود کیفیت رابطه خود با دیگران در ابتدا باید رابطه تان با خودتان را بررسی کنید.

      دیگران به شیوه ای با شما رفتار می کنند که خودتان به آنها آموزش می دهید هرچه بیشتر بر این موضوع متمرکز شوید که: بسیارناراحت کننده است که اعضای خانواده شما را نمی فهمند یا به شما احترام نمی گذارند، بیشتر عدم تفاهم و بی حرمتی را جذب خواهیدکرد. حتی زمانی که به موضوعات تهدید آمیز یا آنچه نمی خواهید در زندگی شما رخ دهد فکر می کنید.به جای تمرکز رفتار دیگران برآنچه خودتان انجام می دهید تمرکز کنید. در واقع این شما هستید که با نگرش و افکار خود به دیگران آموخته اید که با شما چگونه رفتارکنند برای بهبود روابط خود با دیگران باید از بهبود روابط خود با خودتان شروع کنید.

      هربار که در احساس سرافکندگی، سرزنش، ناامیدی، گله و شکایت، پشیمانی، حسرت، اظطراب، نفرت و هر احساسی که باعث به همریختن افکار و احساس شما می شود هستید باید به یاد بیاورید که اینجا دقیقا همان نقطه و زمانی است که باید رقتارتان با خودتان راتغییر دهید. باید بتوانید با تغییر افکار و نگرش از شر احساس بد ایجاد شده رها شوید.

      این تنها کاری است که برای تغییر ارتباط با خودتان باید بتوانید انجام دهید. چطور میتوان به دیگران آموزش داد با من چطور رفتارکنند؟!

      پاسخ این است که فقط کافی است به گونه ای که دوست دارید آنها با شما رفتار کنند، با خودتان رفتار کنید. اگر دوست دارید دیگران بهشما احترام بگذارند باید به خودتان احترام بگذارید.

      مرور افکار منفی و ماندن در احساس بد بالاترین بی احترامی به خودتان است.

      فکر کردن به دیگران و درگیر احساس بد شدن به خاطر گفتار و رفتار دیگران نوعی بی احترامی به خودتان است.حتی بخاطر فرزندانتاننباید احساس خود را بد کنید تا جایی که میتوانید کمک شان کنید اگر به گفتار افرادی که موجب به هم ریختگی افکار و احساس شمامی شوند پاسخ دهید در واقع بی احترامی آنها به خودتان را به شکل شدیدتری تکرار کرده اید و احساس بد بیشتری را تجربه خواهیدکرد.

      روابط خانوادگی شما در ذهنتان شکل می گیرد همه چیز در ذهن شما شکل می گیرد و هرگز از گذشته شکل نگرفته است.

      اگر عقیده دارید یکی از نزدیکانتان انسان خودخواهی است به این دلیل نیست که او توسط خداوند و از بد خلقت خودخواه خلق شدهاست. به این دلیل که شما صفت خودخواه را درباره او در ذهن خود ایجاد و تصبیت کرده اید، او در برخورد با شما به شکلی که از قبلتصور می کنید رفتار می کند. این در حالی است که او با افراد دیگر رفتار خودخواهانه ندارد. هر ویژگی ای که در انسان دیگری میبینید بازتابی از افکار و نگرش درونی شماست.

      چگونه روابط با دیگران را تغییر دهیم باید ذهن تان را درباره ی آنها تغییر دهید و همچنین لازم است به مسئولیت روابط خود را به عهدهبگیرید. باید بتوانید بپذیرید که خودتان منبع و منشاء اضطراب موجود در روابط تان هستید نه کسی که او را خشن، نفرت انگیز، حسود یاعصبانی خطاب کرده و عامل تنش در روابط خود می دانید. با اندکی فکر کردن به رفتاری که دیگران با شما دارند متوجه خواهید شد کههمیشه قبل از مواجه شدن با آن افراد یا قرار گرفتن در صحنه ارتباط، در ذهن خود درباره آن افراد و رفتارشان فکر و تصویرسازی کردهاید. باشید. اگر اندکی فکر کنید متوجه می شوید که در بسیاری از مواقع قبل از روبرو شدن با همسرتان انتظار برخورد نامناسب را درذهن خود ایجاد می کنید و زمانی که مورد بی احترامی قرار می گیرید برای شما پذیرفته است چون از قبل می دانستید که او همچینبرخوردی خواهد داشت. در حالی که خشم و نفرت درونی شما نسبت به او افزایش می یابد و با افزایش تنفر قدرت تصویرسازی شما دربرخوردهای آینده قوی و قوی تر می شود.وقتی گفتگوی درونی شما بر اشتباهات و رفتارهای نامناسب طرف مقابل متمرکز است و دقیقاهمین اشتباه ساده سبب می شود روابط شما رفته رفته پرطنش تر و تحمل شرایط برای شما سخت تر شود. باید تصمیم بگیرید توجهدرونی و انرژی زندگی خود را بر موضوعات متفاوت متمرکز سازید و به آنچه باعث آزار و اذیت شما می شود توجه نکنید.

      با تغییر دادن ذهن خود، روابط تان را تغییر دهید در تمام لحظاتی که از ارتباط با دیگران عصبانی و ناراحت شده اید شما خودتانانتخاب کرده اید که در حالت ناراحتی و عصبانیت قرار بگیرید وقتی تصمیم می گیرید آرامش داشته باشید، به قرار گرفتن در انرژی هایضعیف رضایت نمی دهید. به مرور یاد می گیرید که چگونه خود را از شر انرژی های ضعیف رها کنید و وقتی در این کار به مهارتبرسید، به صورت خودبخود انسانها تمایل به بودن با شما خواهند داشت و از بودن با شما احساس شان بهتر می شود و این را بارها اززبان دیگران می شنوید که: دوست دارم با شما باشم. به جای واکنش نشان دادن به رفتار و گفتار دیگران، بزرگ جلوه دادن اشتباه آنهایا به نمایش گذاشتن خشم و عصبانیت خود تصمیم می گیرید قرار گرفتن در میدان آرامش را انتخاب می کنید. هر توجیهی که برای رفتارمقابله به مثل خود داشته باشید اهمیتی ندارد چون شما در این شرایط در حال تمرکز بر آنچه هستید که دوست ندارید در زندگی شما رخدهد. قانون تمرکز می گوید بر هرچه تمرکز کنید در زندگی شما گسترش می یابد برای خود احترام قائل شوید و با دیدن انسان هایی کهبرای خود و دیگران احترام قائل نیستند شما هم مانند آنها نشوید و به مسیر انتخابی خود که بودن در حالت آرامش و احساس خوباست ادامه دهید. به جای تمرکز به آنچه از قبل درباره افراد می دانستم به اخلاق و رفتارهای نیکوی آنها توجه می کردم. به تاثیر مثبتآنها در برخی از روزهای زندگی ام فکر می کردم. آرامش داشتن یک انتخاب است که در هر زمان که شرایط برهم خوردن آن فراهم میشود بار دیگر باید انخاب کنید که می خواهید در آرامش باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      1403/03/19 21:38
      مدت عضویت: 370 روز
      امتیاز کاربر: 10520 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 242 کلمه

      به نام خدای مهربانی ها

      سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همراهم 

      واقعا چه به موقع بود این آگاهی قبلا هم من از این نوع آگاهی ها رو دریافت کرده بودم ولی در عمل بیشتر اوقات فراموشم میشد وامروز چه همزمانی خوبی برام اتفاق افتاد راه کار اصلی برای بهبود خودم رو از خداوند هدیه گرفتم  خدایا شکرت حالم رو خوب کردی وراه راست رو به من نشون دادی حالا باید هواس جمع در این راه قدم بردارم وبه خوبی عمل کنم 

      باید اول از همه رابطم با خودم رو درست کنم باید در بهتر شدنم قدم جدی بر دارم و باید برای 3 خودم ارزش قائل باشم و جلوی افکار منفی در ذهنم رو بگیرم برای حال خوب خودم نباید رفتار دیگران در من تغییر احساسی بدی داشته باشه من باید پذیرا ی رفتار تمام انسان ها باشم باید بدونم آنها آزادن هر رفتاری داشته باشن ومن هم آزادم واکنش داشته باشم ومن اکنون واکنش آرام بودن وبی تفاوت بودن در برابر افکار منفی ورفتار منفی دیگران در خودم بلد میکنم باید افکار خوبی به همسرم و فرزندم داشته باشم باید از تجربیات گذشتم دست بردارم و توجه من باید به شخصیت خوب تمام انسانها باشه من دیگه هرگز در باره رفتار اشتباه عزیزانم فکری در ذهنم ندارم اصل فکر نمیکنم فقط خوبیهاشون رو تحسین میکنم 

      بدی در ذهنم جای نداره من شر رو در ذهنم حذف میکنم 

      وتمام جهان هستی سراسر خیر وخوبی عشق من این نگرش رو قبول دا رم 

      خدایا سپاس فراوان 

      استاد ممنونم   

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1403/01/24 21:37
      مدت عضویت: 454 روز
      امتیاز کاربر: 13270 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 452 کلمه

      سلام استاد 

      دقیقا این حرف شما درسته که دیگران با شیوه ای با شما برخورد می کنند که ما هم با آنها برخورد می کنیم 

      در محل کار یکی از همکاران که از یکی دیگر از استان‌ها آمده بود و بسیار متکبر بود و جالبه هر وقت با این افکار با او برخورد می کردم دقیقا این رفتار در او بیشتر تشدید می شد واین در حالی بود که با برخی از همکارانی که این عقیده را نداشتند اصلا با تکبر برخورد نمی کرد ولی همه می دانستند از خود راضی است و می گفتند اینجور بار آمده و امسال بازنشسته شد و جالبه خیلی ها خوشحال شدند که رفت در حالی که تا زمانی که بود فقط می گفتند با چند نفر اینجوری ولی بعد از بازنشستگی خیلی ها اعتراف کردند که ما سعی می کردیم به آن قسمت از رفتارش فکر نکنیم 

      چگونه روابط خود را با دیگران تغییر دهیم ؟ 

      ۱_در ابتدا درباره فرد مورد نظر افکار و نگرش نامناسب نداشته باشید 

      ۲_ در مورد هنگام برخورد به آن فکر نکنیم یعنی تصویر سازی نکنیم 

      ۳_رفتار نامناسب بر اثر تصویر سازی اتفاق خواهد افتاد 

      ۴_ فاصله و کینه و کدورت به خاطر رفتار نامناسب در ذهن و احساس ما شکل می گیرد 

      ۵_این نگرش در ما تقویت می‌شود که در مورد فرد مورد نظر درست فکر کرده بودم و بیشتر از او کینه بدل می گیریم  و این کار همین جور ادامه پیدا می کند برای افراد مختلف و شرایط متفاوت . 

      پس باید به این نکته توجه داشته باشیم 

      هیچ کس بدون رضایت و اجازه خودمان نمی تواند ما را غمگین و ناراحت کند.پس با تغییر افکار در ذهنمان احساس خود را خوب نگه داریم و روابط خود را تغییر دهیم 

      همیشه به خودمان یادآوری کنیم که:

      من در همه شرایط همانی هستم که خودم انتخاب می کنم پس شرایط خوب و مثبت انتخاب کنم و با افکار منفی در مورد دیگران فکر نکنم تا برایم اتفاق نیفتد.

      ما نباید با افرادی که دارای افکار منفی هستیم وارد گفتگو شویم بلکه باید از آن صحنه دور باشیم تا احساس ما را بد نکنند چون هر ارتباط و برخوردی قسمتی از زندگی ما است پس با برخورد بد زندگی خود را خراب نکنیم تا احساس ما بد نشود و احساس یاس و ناامیدی نکنیم و با مثبت اندیشی زندگی شاد و سراسر از آرامش را دراین دنیا تجربه کنیم و در هرشرایطی سپاسگذار خداوند متعال باشیم و استاد چقدر عالی گفتید هر چقدر به خودت احترام بگذاری به همان مقدار دیگران به تو احترام می گذارند و هرچقدر خود را تحقیر و سرزنش کنی دیگران هم به همان اندازه به تو بی احترامی می کنند پس در ابتدا در ذهن و روحت به خودت احترام بگذار تا دیگران هم به جایگاهت در جامعه احترام بگذارند و جرات نکنند به توبی احترامی کنند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      1402/11/13 12:55
      مدت عضویت: 1783 روز
      امتیاز کاربر: 20493 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 373 کلمه

      به نام خدای مهربان وعزیزم 

      سلام به همگی دوستان عزیزم 

      من امروز ناخودآگاه به این قسمت هدایت شدم ومطالب اونرو خوندم مطالب زیبایی در باره ارتباط با انسانها گفته شده بود من چند روز پیش یه کلیپی دیده بودم از یک هنرمندی که در مورد قضاوت نکردن آدمها یه حرفها وتمرین زیبایی گفته بودن گفتم همین قسمت بهترین جای ممکن برای ثبت این تمرین هست  تا دوستان عزیزم هم استفاده کنن 

      درون کلیپ خانمه گفت اگر می‌خواهید آدمها رو قضاوت نکنید وازشون کینه ونفرت نداشته باشید هروقت اونهارو دیدید یا از راه دور فرق نمیکنه پشت اونها یه فرشته زیبا ببینید که بالهای زیبایی داره اونو جزئی از وجود خداوند تصور کنید که خیلی زیباست وتکه ای از وجود خداست درمورد همه انسانها چه خوب بد این تمرین رو انجام بدین ببینید چقدر به صلح بادیگران بهتون کمک میکنه حتی به آرامش درونی خودتون کمک میکنه .

      کینه وقضاوت به نظرم بدترین احساست منفی رو برای اشخاص داره وخیلی از مریضی ها وبیماری هامنشاش کینه ونفرت وخودبزرگ بینی هست وبااین تمرین راحت آدم میتونه ادمهارو ببخشه ورها کنه بخشیدن به معنی نزدیک شدن ورفت وآمد کردن با اونها نیست خودتو درونت از نفرت  پاک  کردنه قلبتو از کینه رها کردن هست البته بخشش هم یکبار اتفاق نمییفته باید هرروز آدمها رو ببخشیم اینم تکامل میخواد زمان میبره 

      استاد خیلی عالی گفتن که هر جا  به خودت احترام بگذاری آدمها هم بهت احترام میزارن هرجا به خودت بی احترامی کردی آدمها هم بهت بی مهری وبی احترامی میکنن دست خودته همه چیز رفتار آدمها با تو دست خودته باید با خودت مهربان باشی به خودت عشق بدی تا آدمها بهت عشق بدن 

      ادمهارو با معیارهای خودت قضاوت نکن قضاوت کنی مطمئن باش تو هم قضاوت میشی جهان تورو هم قضاوت میکنه  باید به انسانها با دیده عشق وخلوص نگاه کنیم مثل یک فرشته ی پاک اونها رو ببینیم باید پیش فرض های ذهنی مونو خالی کنیم در مورد انسانها وبا دیده خداوند به انسانها هم  نگاه کنیم .خورشید برای همه ی انسانها یکسان میتابه هیچ وقت قضاوت نمیکنه خوب وبد براش فرقی نداره به همه یکسان نور وروانی وگرما میده 

      تو خودت رفتار آدمها رو باخودت تنظیم می‌کنی پس ناراحتیت از آدمها بی‌فایده هس سعی کن در مدار عشق وانرژی خوب باشی تا آدمها بهترین خودشون رو برات نشون بدن  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      1402/10/06 14:05
      مدت عضویت: 620 روز
      امتیاز کاربر: 15860 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 561 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیز 

      با این نوشته ی شما خیلی موافقم و خیلی در زمان های قبل برای من هم رفتار دیگران اهمیت داشت و بیشتر تمرکز خودم رو به این که دیگران چه رفتار یا حرفی میزنند یا میخواهند در ارتباط با من بزنند اختصاص میدادم و از اون فرد بیشتر حس بد و انرژی منفی جذب خودم میکردم ،

      در واکنش با انسان‌ها میخواستم همیشه از خودم دفاع کنم و بگم نه من مقصر نیستم ،

      و با توضیح از خودم و ذهنیت و طرز رفتارم بگم که در باره ی من اشتباه فکر میکنند و من اونچه اونا میگن نیستم ،

      اما دیدم فقط در اون لحظه و شرایط حس بد خودم رو بیشتر می‌کردم و در آخر هم دیگران هیچ تغییری در رابطه خودشون با من نمی‌کردند و من با احساس بد از دست خارج می‌شدم و دیدگاه بدی رو راجع به اون افراد داشتم،

      اما از زمانی که یاد گرفتم به خودم و افکار خودم آرامشم و زندگی جدیدم یعنی تغییر باورها و نگرشم احترام بزارم یادم نمیاد که با رفتار و یا گفتار هیچکس ناراحت شده باشم،

      من از رابطه با دوستان خودم خیلی خوشحالم و همیشه  می‌کنم که با انسان‌ها خوب باشم درست حرف بزنم و مهربان باشم،

      توی یک برهه‌ای از زمان تنها دوست صمیمی من بعد از مراسم عقد خودش تصوراتی اشتباه درباره من داشت و چون که سه چهار ماهی شده بود که اون رو ندیده بودم احساس دلخوری و ناراحتی داشت ،

      با رفتار های قضاوت کننده و رفتار و حرف و جملات بدی احساس و حرف‌های خودشون با من در میون گذاشت و از من گله و شکایت کرد که چرا در جواب دلتنگی اون من خودم رو درگیر و مهمون داشتیم زو براش گفتم و خیلی از رفتار اون متعجب شدم که همیشه با من با خوب و قشنگ صحبت می‌کرد کلاس می‌ذاشت و همیشه در آرامش بود اما چرا عصبانی که وارد یک زندگی جدید و یک باورهای اون متعجب شدم ،

      و این داستان رو می‌خوام به اینجا برسونم که الان که دو سه ماهی از عدم ارتباط من با بهترین دوست صمیمیم میگذره یاد گرفتم که در اون لحظه من نباید جواب می‌دادم و وارد صحنه می‌شدم تا از خودم دفاع کنم و اون رو توجیه کنم که طرز فکر درستی درباره من نداره،

      از اینکه به این موضوع تونستم پی ببرم که باید به خودم احترام بگذارم تا دیگران هم با رفتاری که من دوست دارم باهام برخورد کنند ارتباطم با دیگران خیلی موفق‌تر از گذشته هستم،

      و توضیح نمی‌دم خودم و افکارم و باورهامو برای انسان‌هایی که هم مسیر و هم عقیده با من نیستند و جهانی متفاوت در ذهن خودشون دارند،

      من یاد گرفتم که با واکنش نشون ندادم آرامش خودم رو به هم نریزم و ناراحتی خودم رو بالا نبرم و اصلاً ناراحت نشم و هر کس دهان خودش برای خودش است و رفتار خودش اول از همه برای خودش،

      اهمیتی نداره که حتماً باید از خودتان دفاع کنید نه فقط ارتباط خوبی با دیگران داشته باشیم و اگر کسی با ما در ارتباطات خودش ضعیف بود یا احساس خشم ناراحتی یا کینه داشت با واکنش ندادن به اون احساس خودم رو بد نکنم ،

      و تمام این تغییرات من که  یک انسان جدیدم رو مدیون خدای مهربونم هستم که همیشه دستم رو می‌گیره و برای بالا بردن من کمکم می‌کنه،

      و با تشکر از شما استاد عزیز که با حرف و اگاهی خوبتون ارامش رو به روح ما که دوست دارم تغییر کنیم می‌دین ،

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1402/07/04 22:09
      مدت عضویت: 535 روز
      امتیاز کاربر: 37651 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 715 کلمه

      سلام بر پروگارجهان کستر که همه چیز رو درحال کسترش نگه داشته که جهان همیشه‌ روبه کسترش باشه 

      سلام بر اسنادوهمه دوستان 

      اول برای داستن ابن مکتن ارام که احساس زیبایی به من میده کمال تشکررو دارم 

      من ازتاریخ ۳۰ ۵  بخش خدا هرگز دیر نمیکند رو شروع کردم‌توذهنم گفتم اون دورهام تمام بشه بعد ابن بخشهای که جا مونده  رو بیام وبینم ولی امروز دلم برای این بخص تنک شد به خودم گفتم هم زمان که دارای  اون  دورها  یادگیری داریی  تواین بخش هم‌ باش  شاید  کمک  بیشتری  رو دریافت  کردی 

      من توبخش چاقی همیسه تصویر که ازخودم توذهنم داشتم فردی چاقترازهمه بود خیلی سعی کردم‌که  این  تصویر  به واقعیت تبدیل نشه ولی شد  اون جیزی که نباید  مبشد 

      برای برکستهم اول اون تصویر ورذهنم دک تغییر دادم وشد اون چیزی که بای میشد زمان بازم‌لازم‌داره که به هدع خودم بریم کلی بازم شاکرخداوندهستم که شده وزن کم شده 

      دربخش ارتباط با دیگران همیشه فبل  ازحضورتو جمع زمانی که همسرم حضورنداشت باخانواده  خودم ‌تصورسازی امدنش اون استرس نگرانی به خودش میاورده که ازصحبت دیگران دلخورنشه حرفی زده نشه که اون ناراحت بشه 

      حساس رضایت ازحضور توابن حمع روداشتم دتا وفتی که همسرم نبود  واقعه به این شکل صورت میگرفت 

       ولی بعضی زمان که با همسرم‌قصد قرارگرفتن تویی مکانی کا اقوام همسرم بودن بدون دلیل کلی صحنه ناراحت کننده دربرخوردبا دیگران رو درذهنم تصور  میکردم ولی حالا که دقت میکنم اون بندهای  خدا اصلا به این  شکل  نبودن و دربرگشت به منزل انگارمنتظر یی حادثه هستم اون اتفاق رخ میدا ومن با همسرم دجارمشکل سو تفاهم میشدم باره هرچه سعی داشتم که این سو تفاهم‌رو برطرف کنم کارخراب ترمیشد بعضی زمان من خودم روبی کناه میدوستم‌هی میگفتم من که کاری نکردم چرا بامن این برخورد رو داره  ولی بعضی زمان دربرخوردبا دیگران هم همین مشکل روداشت وبازم داره بعنی اون مرورافکارمن این‌مشکل به وحوداورده 

      امروز دریافتم‌که اون تصویر رو اول من توذهنم ساختم اون اجراش میگردم واراین کارم حسابی خنده گرفت من بهش سنایور میدادم اون اجرا میکرد تازه همش میگفتم چرا من‌که کاری نکردم در حقیت با گفته شما اون درست کنده تنش خودم‌ بودم چه جالب پس ازاین زمان من باید روی افکارم دربرخورد باهمسرم‌کلی تغییر ایجادکنم کا اون تنش رو دیگه به این شکل نداشته باشم همسرم بخاطر قند خون خیلی به تازکی عصبی ترشده من دائم سعی میکنم‌که اون درادامش باسه چون تمرکزم رو روی این بخش گذاشتم عصبی بودنش تشدید شده به جای کم شدن  مقل چاقی که تمرکز رو رویلاغر 

      شدن میزاشتم‌کلی چون افکارم دایم توچاقی چرخ میزد درنهایت جاقی رو دریافت میکردم

       توابن بخش هم باید اصلاتمرکزم‌رو ازاین بخش عصبی همسرم بیرون بکشم   توحه رو بزارم روی بخش مثبت وخوب همسرم کمتر افکارمنفی درمرود عصبی بودتش رو مرورکنم‌تا جواب بگیرم به تارگی وفتی که عصبی میشه یی خنده به من دیت میده که ه اون مخفی نکنم شدت عصبانیت همسرم بیشار مبشه نمیدونم‌چرا به ابن شکل شدم فبلاکه عصبیمیشد سکوت میکردم‌ولی حالا هم یعی مبکنم سکوت کمم ولی اینخنده رو چه کارش کنم هی تودلم میگم‌اخه جرا ا ایین همه عصبی  مبشی مگه چی شده  حتی افراد خانوداش هم اراین موضوع ناراحت هستم میگنم که همسرم دربیرون همو بیسار عصبی میشه یعنی مرورافکارم من این وضعیت روبه وجود اورده  اقوام‌خودش هم وحتی دوستانش هم به این شکل شده فوری عصبی میشه کمی سر وصدا میکنه تا ارام بشه بعد انکار اصلا این همون‌کسی نیست که این همه سر وصدا کرده 

       ازیادش میره وارام ‌میشه  

      من روی خودم دادم کاره میکنم‌که به خودم اون احترام خوب رو  میزارم برای خودم‌کلی ارزش قرا دادم خیلی وفت بودکه خودم روادمفبلی دوست داشتن نمیدوستم حتی تصورنمیکردم چه بکه لایق بهترینهاباشم ولی به شکرخدا خیلی تواین بخش دوست داشتن خودم موفق شدم  چون خ دم رو میدا کردم‌دویت دارم اون احرام که بابد داشته باشم رو به دست بیارم این مشکل بین من وهمسرم‌باید برطرف بشه که کل پازل من  سرجای خودش قرابگیره 

      من برای جلوگیری ازاین مشکل اول باید مرو افکاررو قطع کنم توبخش مثبت خوبهای همسرم‌ زمان بزارم ‌بهش ارامش بدم کم گم شاید این عصبی شدن کمتربشه اگه بادیگران به اون شکل رفتار میکنه دربرخوربا من دبگه به این شکل  نباسه چون دوست دادم‌ابن بخش رو هم‌ترمیم کنم چون من میدونم برای تناسب خودم باید درچندجهت تغییرایجاد کنم که یی فرد متانسب بشم چون این بخس هم دچارمشکل هست باید اون ترمیم وباسازی کنم  اول یاد بگیرم وبعد دررفتاروعمل گردم‌یی تغییر خوب روداشته باشم 

      خدا پشت وپنا  هتون  یا حق  حق  نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      1402/03/08 15:08
      مدت عضویت: 620 روز
      امتیاز کاربر: 15860 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 721 کلمه

      باسلام خدمت شما 

      ارتباط با خداوند و جهان هستی و آنچه که از زندگی کردن در این جهان می خواهیم چیست؟

      از نظر من ارتباطی عمیق بین روح انسان و ذهن انسان وجود دارد زمانی که با عقل خود درباره یک موضوع به درستی فکر می کنید در واقع روح شما  هم مسیر فکرتان قرار میگیرد و احساس شما بر اساس فکر شما شکل می گیرد،

      برای مثال من مدت ها از تنهایی خودم  برای اینکه توی خونه یک فرد بیکار و تنها هستم گله و شکایت داشتم و یا از رفتار دیگران با خودم ناراحت بودم زیرا در ذهنم به این باور داشتم که اونها اصلا من رو دوست ندارن و حرف های من رو درک نمی کنند و من دوستی ندارم که با او درد و دل کنم یا با او به تفریح بروم همیشه تا مدت‌ها فکر میکردم برای احساس خوب داشتن یا خوشگذرانی باید حاضر شوم و از خانه بیرون  برم‌ و با دوستانم وقت بگذرانند تا احساس شادی یا خوشبختی و خوش گذرانی در من ایجاد شود اما در ارتباطم با آنها ضعف داشتم و همیشه زمانی که راجع به دوستم حرف میزدم اشک توی چشم های من حلقه میزد و احساس من بسیار بد میشد که حتی فکر میکردم دیگه اصلاً من نمی خواهم دوستی داشته باشم که اینقدر بدجنس باشد،

      مدتها گذشت و من به سایت تناسب فکری هدایت شدم البته از زمان های قبل تر هم می خواستم که تغییر کنم اما نمی دانستم که باید از کجا شروع کنم مدتها آرزوی آرامش درونی داشتم که یک انسان شاد باشم و حرف ها و افکار کسی من رو ناراحت نکند تا اینکه با این سایت آشنا شدم و با گوش دادن فایل های زندگی با طعم خداوند آگاهی لازم رو درباره خودم ارتباط با خداوند و شناخت واقعی آن چه در جهان هستی وجود دارد دریافت کردم،

       من که دیگه احساس بد که گذشته خودم رو به یاد نمی آورد و دیگه انسانی تازه متولد شده بودم که با حتی گوش دادن سه قسمت از این دوره ها تونستم طوری تغییر کنم که حتی خودم هم شگفت زده شده بودم،

      امروز با خوندن این نوشته های باورساز و ارتباط خودمان با خودمان فهمیدم که من از اونجایی که میخواستم که اول افکار خودم رو درست کنم برای همین زودتر به نتیجه رسیدم و بهتر هدایت شدم زیرا که نتونستم اعتماد کنم و باور داشته باشم که مسیری که من توی قرار دارم مسیر درستی هست و من می توانم توی این مسیر پیروز و موفق باشم،

      من امروز به بهترین ارتباط بین خودم با ذهن خودم جسم خودم و خودم رسیده ام من امروز میتونم به بهترین شکل با همه در ارتباط باشم دیگران رو به خاطر ذهن آگاه هم همیشه دوست داشته باشم و با زیبایی مهربانی و گسترش علم در ذهنم رفتار کنم زیرا که همیشه زیبایی و مهربانی صفات خداوند هستند که  میتواند قدرتمند ترین صفات یک انسان برای تغییر خوب می تواند در زندگی اش تاثیرگذار باشد،

      من امروز حتی دیگه با گفته ها و واکنش های مردم نسبت به جهان هستی ناراحت نمی‌شوم و مخالفتی ندارم من این روزا ارتباط واقعی رو احساس کردم و فهمیدم که ما بر اساس ذهن و رفتار و افکار خودمان ارتباط را بین انسان ها رقم می‌زنیم یعنی من اگر می خواهم که خانواده‌ام با من خوب رفتار کنند اول باید در ذهنم اونها رو جوری که هستند ببینم و احساس خوبی درباره آنها داشته باشم تا ارتباط بین ما خوب و به طور صحیح باشد،

      برای همین من تصمیم گرفتم که اول از همه ارتباط خودم رو با خودم درست کنم و بعد به سراغ دیگران بروم اول از همه خودم رو دوست داشته باشند تا بتوانم دیگران رو هم دوست داشته باشم خودم رو ببخشم و از اشتباهاتم بگذرانم تا بتوانم دیگران رو هم ببخشم و به حرف ها و اشتباهات و باورهای ذهنی شان احترام بگذارم من تصمیم گرفتم که به خودم ارزش بدهم تا برای دیگران هم ارزش قائل شوند و در ارتباط با آنها انسانی بهتر باشم من تصمیم گرفتم که با خودم مهربان تر باشم تا با انسان های دیگر و حتی اشیا و حیوانات که در زندگی من برای آرامش و آسایش من وجود دارند هم مهربان تر باشند و ارتباطات نهایی و بالاترین احساس خوب ارتباط داشتن با خدای مهربان است که همیشه به یاد او باشم و با قدرت اراده خداوند همسو باشم تا به خواسته های خودم برسم،

      موفق و پیروز باشید 

      باتشکرازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهره اقاپور
      1401/01/20 12:33
      مدت عضویت: 1781 روز
      امتیاز کاربر: 2394 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 50 کلمه

      خیلی خیلی عالی بود .از شدت شوق و کمکی که گرفتم دارم اشک میریزم💦😥 . امروز با این  مطالب استاد آشنا شدم و دارم قسمت  ۱ زندگی با اراده خداوند را جستجو میکنم . آیا میتونم پیدا کنم یا این برنامه خریدنی هست .از راهنمایی تان خیلی ممنون میشم .متشکرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 21 کلمه

        سلام و درود
        از اینکه احساس بهتری دارید خوشحالم
        تمام قسمت های زندگی با اراده خداوند را از طریق لینک زیر استفاده کنید
        https://tanasobefekri.ir/category/belief-building/gods-will/

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 16070 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,009 کلمه

      به نام خدای مهربون

      وقت بخیر دوستان

      من امروز دقیقا نیاز داشتم به شنیدن این فایل .در صورتیکه من از شما یاد گرفتم که به خوبی‌های دیگران توجه کنم ولی یه وقتایی با یه حرفی یه چیزی من خیلی بهم می ریزم یه چیزهای بی خودی خیلی‌ها انرژی منو می گیرن و طول می کشه تا حالم بهتر بشه من الان همه و می پذیرم همونطور ولی خلاصه حالم از دیروز بد شده بود تا امروز بعد از ظهر . خیلی همیشه روی حال خوبم کار می کنم اون نوشته که در قسمتهای قبلی بود زدم به ایینه و هر روز می خونم که من با همه بشریت یگانه ام و …. هر چیزی که من به من احساس بد می ده دروغه و با اراده خدا همسو نیست و من هر روز با شور و اشتیاق زندگی می کنم عشق می ورزم به خودم و دیگران این نشان از همسو بودنم با اراده خداوند است . 

      واقعا ارتباط تاثیر مستقیم بر افکار ما می گذارد و افکار بر احساس ما تاثیر گزار است .هر موضوعی که بر احساس ما تاثیر می زاره در شکل گیری سرنوشت ما اهمیت بسیار مهمی داره .ارتباط ما با قدرت اراده خداوند تاثیر مستقیم و تعیین کننده بر ار تباط ما با دیگران دارد .باید همیشه از خودمون شروع کنیم .همه در تلاشن که باید دیگران و تغییر بدن .دیگران به شیوه ای با شما رفتار می کنن که خودتان به آنها اموزش می دهید.

      من هم یه مدت همش فکر و ذکرم این بود که هیچ کی منو درک نمی کنه و…. همیشه می گفتم فلانی اگه اینطور باشه الان هم هر از گاهی می گم اگه کسی به من کاری نداشته باشه من خوبم همیشه .دوست دارم جوری باشم که دیگه هیچی روم اثر منفی نزاره .اتفاقا داشتم اینو به مربیم می گفتم صبح خیلی بهتر شدم یعنی حالم و می تونم بهتر کنم زود ولی در یکی دو مورد که خیلی طول می کشه .

      و اینجا می گین که باید بتونیم با تغییر افکار و نگرش از شر احساس بد رها بشیم .به گونه ای که دوست دارین دیگران با شما رفتار کنن باید با خودتان رفتار کنین .

      مثلا دوست دارین دیگران بهتون احترام بزارن باید به خودتون احترام بزارین .فکر کردن به دیگران و در گیر احساس بد شدن به خاطر گفتار دیگران نوعی بی احترامی نسبت به خودتان است .اگر به اونها پاسخ بدید در واقع بی احترامی آنها به خودتان را به شکل شدیدتری تکرار کرده اید و احساس بد بیشتری و تجربه می کنین مثلا دیروز من یه حرفی شنیدم ولی می خواستم توضیح بدم به این دلیل اینجوری شد ولی طرف  گفت دیگه کاری ندارم خدافظ . من داشتم فقط توجیه می کردم که دیگه نمی کنم فقط سکوت می کنم چون نمی خوام دیگه ارامشم بی خودی بهم بریزه و حالم بی خودی بد بشه .این افراد هر قدرتی داشته باشن خودمون بهشون دادیم .

      هر چی که از اون شخص انتظار داریم همون رفتار و نشون می ده شاید منم تو فکر این چیز بودم چند روز پیش .

      در هر شرایطی قرار دارید برای تغییر دادن آن باید از ذهن خود شروع کنید نه از تغییر انسان‌های اطراف خود.باید تصمیم بگیرید توجه درونی و انرژی زندگی خود را بر موضوعات متفاوت متمرکز کنید و به آنچه باعث اذیت و آزار شما می شود توجه نکنید .به اندازه ای که افکار و نگرش شما درباره روابطتان با اطرافیان تغییر کند کمتر از قبل مورد آزار و اذیت قرار می گیرید .

      می خواهم با اعضای خانواده‌ام در آرامش به سر ببرم و صادق باشم .سپس همین شرایط را تجربه خواهید کرد .حتی اگر آن شخص به روش گذشته خود ادامه دهد..

      هیچ کس بدون رضایت و اجازه خودتان نمی تواند شما را غمگین و ناراحت کند .

      وقتی تصمیم می گیرید آرامش داشته باشید به قرار گرفتن در انرژی های ضعیف رضایت نمی دهید.

      به جای واکنش نشان دادن قرار گرفتن در میدان آرامش را انتخاب می کنید .واکنش دادن به رفتار دیگران کمک نمی کند که شما در آرامش قرار بگیرید بلکه با سرعت باعث گرفتار شدن شما در امواج منفی و هجوم افکار تضعیف کننده می شود .مثل من که در حال توجیه کردن بودم دیروز بازم توجه می شه به اونی که دوست ندارم .

      این خیلی قشنگه ولی همه فکر می کنن اگه جواب ندن کم اوردن ولی من از اول اینطوری نبودم خیلی ولی اطرافم دیدم .نسبت به رفتار دیگران واکنش نشان ندهید به این معنی نیست که حق به جانب اوست و شما مقصر هستید بلکه به این معنی است که برای خود احترام قایل شدید و به مسیر انتخابی خود که آرامش و احساس خوب است ادامه دهید . و من از دیروز که اینجوری شدم و تا  نزدیک ظهر امروز بعدش خدا رو شکر حالم خوب شد و با طرف که امروز حرف زدم جالبه که اون یادش رفته بود ولی من بی خودی احساس بد و برای خودم انتخاب کرده بودم و من هم دیگه مسله و کش ندادم و راجبش حرف نزدم  .

      در قرآن هم خدا به پیامبر گفته بود که مقابله با انرژی ضعیف باعث از بین رفتن آن نمی شود بلکه اون و تشدید می کنه .

      من در همه شرایط همانی هستم که خودم انتخاب می کنم .و آرامش و انتخاب کنید که دیروز من نمی دونستم و احساس بد و انتخاب کرده بودم .قرار گرفتن در پرتو انرژی اطرافیان نباید باعث بهم خوردن شما برای بودن در وضعیت آرامش شود .آرامش داشتن یه انتخاب است در هر زمان که شرایط بهم خوردن آن فراهم می شود بار دیگر باید انتخاب کنید که می خواهید در آرامش باشید .

      برای جلوگیری از انرژی تضعیف کننده از ملحق شدن به آن باید خودداری کرد و این راهکارهای است که بسیاری از انسانها از آن اطلاع ندارند و برخلاف اون عمل می کنند .

      متاسفانه بسیاری از انسانها در مواجه شدن با افرادی که در حال گسترش انرژی منفی هستن به جای واکنش ندادن و دور شدن از صحنه وارد بحث و گفتگو می شوند تا فرد عصبانی و خشمگین و متقاعد کنن که اشتباه می کنه .

      بهترین کار باقی ماندن در حالت آرامش و مراقبت از خود برای قرار نگرفتم در دام اتش است .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم