در قسمت قبل درباره انتخاب احساس خوب، اهمیت آن و تاثیری که بر زندگی شما میگذارد توضیح داده شد. در این قسمت درباره حذف مقاومتهای ذهنی در مسیر تحقق آرزوها توضیح داده میشود.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.50 از 28 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام ب استاد عزیز من امروز برای حال خوب هدایت شدم ب این فایل از خدا کمکم خواستم وخدا هدایتم کرد ب این فایل اصلا تک تک این نوشته ها انگار خدا داشت برام حرف میزد اونقدر نیاز داشتم ب یکسی ب ی چیزیک ک اروم بشم از درون وواقعا این نوشته ها یجور امید یجور تصویر زیبا بود برام مثل قطره های اب بود قطر ه قطره ب وجودم رفت چقدر اروم شدم چقدر احساسم فرق کردم چقدر حس کردم یکیو دارم ک حرفهامو میشنوه براش مهمم وایمانم ب کمکم خدا بیشتر شدمن خدا رو با این کلمات دیدم لمس کردم اغوش گرمشو چشیدم ممنون از شما استاد عزیز ک این اگاهی ر وبا ما ب اشتراک میزارید شما قلبی زیبا وپر از عشق دارید وگرنه محاله چنینی گنجی رو رایگان ب اشتراک با ما بزارید ممنونم خیلی از تون ی دنیا ممنون ک بی دلیل عشق میورزید
امرزو اونقدر ذهنم رو افکار منفی ک از دیشب داشتم رو برام مرور کرد ک واقعا امروز ن انرژی دارم ن حس وحال فقط میخوام بگذره اونقدر بی رمق هستم از این افکار ک بخدا کل خونه رو بسابم اینجور نمیشم و خودم میبینم ک ب دنبال افکار مثبت ن اما شدت افکار منفی در من اونقدر زیاده ک بخودم میام میبینم غرقم جوری منو تحت تاثیر قرار داده باورتون نمیشه ک حس میکنم قفسه سینم سنگینه کلی این نوشته رو سعی میکنم چن بار تا شب بخونم میدونم ک خداوند عجیب هوامو داره عجیب دوستمه رفیقمه شکی ندارم توش پس میسپارم بخودش هدف لذت بردن زندگی کردنه چقدر لذت بخش بود این حرفتون ک گفتید شما برای رنج کشیدن نیومدید واقعا حرفهای بالاک ک گفتید احساستون ب زندگی دیگران بنده واقعا همسر من این چنین دقیقا همش ب فکر اطرافیانشه شاید بگم بمن ک همسرم اندازه خانوادش توجه نمیکنه دروغ نگفتم یجور عذاب وجدان توش موج میزنه انگار ک یبار گناهی رو حمل میکنه در اطرافم کسایی رو میبنم ک سالمند سلامتند هستند زنده اند اما ب تصویر سازی میکنند ک محتاج بقیه خواهند شد میبنم در اطرافم انسانهایی ک چشمون ب دیگرانه اصلا اگه بگم خدا رو نمیبینن دروغ نگفتم میبنم ک اطرافم کسایی ور دم از خدا میزنند اما فقط تو دورکعت نماز حجاب خدا رو میبیند تو بقیه مسائل همش روی دیگران حساب باز میکنند از دیگران انتظار دارند منت میکشند من دیدم ک همسرم از خودش میگذره ب خاطر دیگران بخاطر اینک فلانی خوش باشه ب فلانی خوش بگذره ومن از دیدن اینها عذاب میکشم واین باعث میشه خسته بشم اما من درستش میکنم چن این منم ک زندگی رو میسازم ن همسرم ن بقیه من مسیول احساس وتجربه همسرم وبقیه نیستم ن من تجربه های خودمو میسازم من سمت خودمو انجام میدم ومیدونم خدا کارشو بلده