0

لاغر شدن یا گرفتار شدن در چرخه‌ی اشتباه‌ها؟ (گام ۱)

اشتباه در انتخاب روش لاغری
اندازه متن

تا حالا شده با تمام وجود بخوای لاغر بشی، ولی هر بار که یه روش جدید رو امتحان می‌کنی، آخرش با یه حس بد، یه عالمه اضافه‌وزن و یه عالمه سرزنش خودت رو پیدا کنی؟

📍 این جلسه، گام اول دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است؛ اگه پیش‌نیازش رو هنوز نخوندی، بهتره اول از اونجا شروع کنی.

این داستان، داستان خیلی از ماهاست و ریشه‌ی ماجرا خیلی وقت‌ها به یه چیز ساده اما خطرناک برمی‌گرده:

«اشتباه در انتخاب روش لاغری» 💣

توی این جلسه، قراره بریم سراغ این اشتباه بزرگ و ببینیم چطور بارها و بارها فریب خوردیم و چرا وقتشه جور دیگه‌ای فکر کنیم.

پس کمربندت رو ببند، قراره سفری به دنیای ذهن، احساس و تناسب داشته باشیم. 🌱🧠

💡 اگه می‌خوای این مسیر رو با یه برنامه کامل و قدم‌به‌قدم ادامه بدی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً برای همین ساخته شده.

✍️ حالا بریم سراغ اولین اشتباه بزرگ؛ در ادامه هم توی گام ۲ سراغ «رهایی از چاقی با ذهن» می‌ریم.

🚪 اشتباه اول: وقتی ترس راهنمای انتخاب می‌شه، نه شناخت!

از خودت بپرس: آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی، دقیقاً چرا اون روش خاص رو انتخاب کردی؟

آیا چون عاشقش بودی؟ یا چون از بدن فعلی‌ت فراری بودی؟ 😟

بذار یه تصویر برات بسازم:

داری جلوی آینه لباس پرو می‌کنی. شکم کمی از زیپ بیرون زده. حس خجالت، عصبانیت و ناامیدی با هم قاطی می‌شن. توی ذهنت یه جمله تکرار می‌شه:

«بسه دیگه! باید یه کاری کنم!»

و درست توی همون حالت هیجانی، می‌ری سراغ اولین تبلیغی که می‌بینی:

🍵 یه دمنوش گیاهی!

🥗 یه رژیم پرطرفدار اینستاگرامی!

🏃‍♀️ یه چالش ۲۱ روزه‌ی سختگیرانه!

اینجا دقیقاً نقطه‌ایه که اشتباه در انتخاب روش لاغری رخ می‌ده.

انتخابت بر اساس شناخت از بدن و سبک زندگی‌ت نیست، بلکه بر اساس ترس، استیصال و تنفر از وضعیت فعلی‌ته.

👀 مثالی از مدرسه…

یادته تو مدرسه ریاضی سخت بود؟ اگه ازش بدت می‌اومد، آیا اجبار معلم باعث شد عاشقش بشی؟ نه! چون علاقه با زور ایجاد نمی‌شه.

تو دنیای لاغری هم همینه.

وقتی روشی رو فقط به‌خاطر ترس از چاقی انتخاب می‌کنی، نه به خاطر علاقه، نه براساس شناخت، نتیجه‌ش می‌شه:

⛔ شروع‌های پرانرژی

⛔ چند روز فشار و محدودیت

⛔ و بعدش، یه سقوط آزاد به سمت ناامیدی

🔬 نگاه علمی به اشتباه انتخاب از روی ترس

طبق تحقیقات انجمن ملی اختلالات خوردن، افرادی که با احساس شرم یا ترس از بدنشون رژیم می‌گیرن، بیشتر در معرض شکست رژیم و حتی پرخوری‌های جبرانی هستن.

چرا؟ چون انتخابشون از روی اضطرابه، نه آرامش. و ذهن مضطرب، هیچ وقت همراه خوبی برای تغییر نیست 🧠💥

✅ راه درست چیه؟

🔍 اول، باید خودتو بشناسی:

  • آدم انعطاف‌پذیری هستی یا ساختارمند؟
  • به تنهایی بهتر کار می‌کنی یا با همراه؟
  • از محدودیت خوشت میاد یا آزادی؟

بعد، روش‌هایی رو بررسی کن که با شخصیت، روحیه و سبک زندگی‌ت هماهنگ باشن.

مثلاً اگه از دیکته شدن بیزاری، شاید رژیم‌های عددی برات مناسب نباشه.

یا اگه آدم درون‌گرایی هستی، ممکنه روش لاغری با ذهن، که درونی و آرامه، نتیجه‌ی بهتری بده برات.

💡 اشتباه در انتخاب روش لاغری بیشتر وقت‌ها به‌خاطر اینه که عجله داریم و از خودمون نمی‌پرسیم:

«من واقعاً چی می‌خوام؟ چی برام جواب می‌ده؟»

پس الان که تصمیم گرفتی لاغر بشی، قبل از اینکه بری سراغ جلسه بعدی، یه نفس عمیق بکش و بپرس:

«آیا دارم این انتخابو از روی عشق و آگاهی انجام می‌دم، یا از روی ترس و اجبار؟» 🌱

🔑 چون همون لحظه است که می‌تونی از اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و مسیر جدیدی رو بسازی؛ مسیری که با خودت هماهنگه، نه با تیترهای فریبنده‌ی مجله‌ها و اینستاگرام.

کدام روش لاغری

🎭 اشتباه دوم: گول خوردن از تبلیغات، نه تجربه‌ی درونی

تا حالا شده آخر شب، وسط اسکرول اینستاگرام، یه تبلیغ ببینی که می‌گه:

✨ «فقط در ۱۰ روز، ۸ کیلو کم کن!»

یا یه خانم خوش‌هیکل با لیوان دمنوشی در دست، تو ساحل وایساده و می‌گه:

🌿 «رژیم ما تضمینیه… بدون بازگشت!»

تو اون لحظه، مغز خسته‌ت فقط همون یه جمله رو می‌فهمه:

«نجات!» 😵‍💫

و اینجاست که اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری اتفاق می‌افته… چون تصمیم‌گیری‌ت از روی تجربه‌ی واقعی خودت نیست، بلکه بر اساس ترس، عجله یا تقلید از دیگرانه.

🧠 ذهن وقتی ناامیده یا استیصال داره، دنبال راه‌حل سریع می‌گرده. این کاملاً طبیعیه. اما طبیعی بودنش، درست بودنش نیست!

🔬 از نظر علمی هم این موضوع حسابی بررسی شده. در یک مطالعه منتشرشده در Obesity Research Journal نشون داده شده که ۹۵٪ افرادی که با رژیم‌های سخت و سریع وزن کم می‌کنن، طی ۳ تا ۵ سال دوباره وزنشون برمی‌گرده!

یعنی چی؟ یعنی بیشتر مردم دچار همون اشتباه در انتخاب روش لاغری هستن:

انتخابی که از بیرون بهشون خورونده می‌شه، نه از درون جوشیده.

🌀 بدن ما یه چاپگر نیست که دکمه‌ی «لاغری فوری» داشته باشه! یه سیستم پیچیده‌ست که با هورمون‌ها، مغز، احساسات، باورها و عادت‌ها کار می‌کنه.

اگه فقط روی ظاهر تمرکز کنیم، مثل اینه که بخوایم با رنگ کردن دیوارای نم‌کشیده، مشکل ساختمون رو حل کنیم… فقط قشنگ‌تر خراب می‌شه!

✅ راه بهتر چیه؟

به‌جای دنباله‌روی کورکورانه از هر رژیمی که «فالوئر زیاد» داره، بشین یه قدم به خودت نزدیک‌تر شو. ببین تو از چی لذت می‌بری؟ با چه چیزی احساس امنیت می‌کنی؟ روش انتخابی‌ت قراره تو رو خسته‌تر کنه یا زنده‌تر؟

🧭 هر وقت به جای نگاه به بیرون، به درون خودت نگاه کردی، احتمال اینکه روش درستی برای لاغری انتخاب کنی خیلی بیشتر می‌شه.

اشتباه در انتخاب روش لاغری

⚠️ اشتباه سوم: سرزنش خودت، به‌جای اصلاح روش

یه سؤال ساده اما مهم:

وقتی رژیمی که انتخاب کردی جواب نمی‌ده، چی کار می‌کنی؟

  • الف: می‌گی این روش برای من مناسب نبوده، باید دنبال یه مسیر دیگه باشم.
  • ب: خودتو سرزنش می‌کنی که «بازم نتونستم… من هیچ‌وقت اراده ندارم!» 😔

واقع‌بین باشیم… اکثر ما ناخودآگاه می‌ریم سراغ گزینه‌ی «ب».

چرا؟ چون سال‌ها بهمون گفتن:

“لاغر نشدی؟ پس مقصری! تنبلی! بی‌اراده‌ای! خودتو کنترل نمی‌کنی!”

و این دقیقاً یکی از خطرناک‌ترین اشتباه در انتخاب روش لاغری؛ چون وقتی یک روش بهمون نمی‌سازه، به جای اینکه روش رو زیر سؤال ببریم، می‌زنیم تو سر خودمون!

📉 اما خبر بد اینه که با هر بار سرزنش، نه‌تنها عزت‌نفست افت می‌کنه، بلکه انگیزه و امید به تغییر هم کم‌رنگ‌تر می‌شه.

و خبر خوب اینه که اشکال از تو نیست! اشکال از اشتباه در انتخاب روش لاغری.

👗 تصور کن…

رفتی خرید، یه لباس خوشگل دیدی، پوشیدی، دیدی بهت نمیاد.

خب چیکار می‌کنی؟

می‌گی: «اوف! من چقدر زشتم!»

یا می‌گی: «این لباس برام مناسب نیست، باید یکی دیگه امتحان کنم؟»

اگه جواب دومت رو انتخاب کردی، آفرین! تو داری یاد می‌گیری که لاغری هم مثل لباسه.

همه‌ی روش‌ها برای همه مناسب نیستن.

🌿 بدن ما یه سیستم بی‌نهایت پیچیده‌ست، با تاریخچه‌ای از احساسات، باورها، ژن‌ها، عادت‌ها و خاطرات.

وقتی با یه رژیم یا برنامه جواب نمی‌گیری، به‌جای مچ‌گیری از خودت، بهتره بگی:

“من روش رو درست انتخاب نکردم… باید روشی پیدا کنم که با مغزم، روحیه‌م و سبک زندگیم هماهنگه.”

🧠 اشتباه چهارم: نادیده گرفتن قدرت ذهن

منم یکی از اون آدمایی بودم که سال‌ها توی دور باطل روش‌های جسمی افتاده بودم:

📉 رژیم پشت رژیم

🏋️‍♀️ ورزش تا مرز بی‌حالی

🍵 دمنوش لاغری تلخ‌تر از دارو

📦 قرص‌های گرون قیمت

💡 و البته دستگاه‌های عجیب و غریب که بیشتر شبیه ابزار شکنجه‌ی قرون وسطی بودن!

هر بار با هیجان شروع می‌کردم، و بعد از چند هفته با ناامیدی و اضافه‌وزن بیشتر تموم می‌شد.

در واقع، من به شکل ناخودآگاه درگیر یکی از رایج‌ترین اشتباه در انتخاب روش لاغری شده بودم:

نادیده گرفتن ذهن!

یعنی چی؟ یعنی فقط جسمم رو هدف گرفته بودم، در حالی که فرمانده کل بدنم، یعنی ذهنم رو اصلاً ندیده بودم.

🌪 وقتی ذهن نادیده گرفته بشه…

مثل اینه که بخوای ماشین رو هل بدی ولی ترمز دستی هنوز کشیده‌ست!

تو زور می‌زنی، عرق می‌ریزی، انرژی می‌ذاری… اما نمی‌دونی چرا جلو نمی‌ری.

🧠 ذهن همون ترمز دستی‌ایه که اگه آزادش نکنی، هیچ رژیمی و ورزشی کمکت نمی‌کنه.

🌟 وقتی ذهن رو وارد بازی کردم…

تازه فهمیدم چرا قبلاً موفق نمی‌شدم. من داشتم با جسم می‌جنگیدم، در حالی که مغزم هنوز فرمان «چاق بمون!» رو صادر می‌کرد.

تا زمانی که ذهن قانع نشه، بدن همکاری نمی‌کنه.

و این، همون نقطه‌ای بود که مسیر من تغییر کرد…

✅ نتیجه‌گیری:

یکی از بزرگ‌ترین اشتباه در انتخاب روش لاغری، نادیده گرفتن مغز و ذهنه.

لاغری پایدار، فقط با کار روی بشقاب غذا نیست؛ باید با ذهن هم‌دست بشی تا به صلح با غذا و بدن برسی.

پس این دفعه که می‌خوای یه روش جدید برای کاهش وزن رو امتحان کنی، اول از خودت بپرس:

«ذهن من تو این مسیر باهامه؟ یا دوباره قراره مقاومت کنه؟» 🧘‍♀️🌀

چاقی و لاغری

🔒 مزیت جادویی روش ذهنی: لاغر شدن بی‌صدا، اما عمیق!

وقتی رژیم می‌گیری، صدای بشقاب سالادت از طبقه بالا هم شنیده می‌شه!

🍽 مامان می‌پرسه: «باز کم خوردی؟»

👩‍💼 همکار می‌گه: «بازم رژیم گرفتی؟ نترکی یه‌وقت!»

👨‍👩‍👧‍👦 خانواده با نیش‌خند می‌پرسن: «این‌یکی رژیم‌ت با قبلیا فرق داره؟!»

حتی گربه‌ی دم پنجره هم قضاوتت می‌کنه 😿!

اما وقتی می‌ری سراغ روش ذهنی، یه اتفاق جادویی می‌افته: لاغر می‌شی، بی‌سروصدا. مثل شکفتن گل تو دل شب.

🧘‍♀️ نه قرصی روی میزته،

🏋️‍♂️ نه لباسی که داد بزنه «من باشگاه می‌رم»،

📱 نه اپی که صدای اعلانش همه‌جا بپیچه.

فقط تویی و ذهنت. تویی و خودت.

🎧 تجربه شخصی: وقتی کسی نفهمید، من رها شدم

اولین باری که تمرین ذهنی انجام دادم، حتی همسرم هم متوجه نشد!

نه خبری از “شروع رژیم” بود، نه نگرانی از شکستش. نه ترس از سوال‌های تکراری، نه خجالت از توضیح دادن روش جدید.

و همین سکوت، شد بزرگ‌ترین مزیتش.

چون تمرکزم کاملاً رفت روی درون خودم، نه روی دفاع کردن از تصمیمم یا ثابت کردن چیزی به دیگران.

🧠 چرا سکوت روش ذهنی کمک‌کننده‌ست؟

روش ذهنی تو رو از یکی از مهم‌ترین اشتباه در انتخاب روش لاغری دور می‌کنه:

وابستگی به تأیید و توجه بیرونی.

تو دیگه دنبال این نیستی که “ثابت کنی” می‌تونی لاغر شی. بلکه واقعاً داری در درونت تغییر می‌کنی.

تغییری که:

✅ بدون زور و فشار بیرونی اتفاق می‌افته

✅ از جنس شناخت و آگاهیِ درونیه

✅ و دقیقاً به همین دلیله که پایدار می‌مونه

🌱 یه مقایسه‌ی جالب:

روش‌های پرزرق‌وبرق بیرونی مثل گل مصنوعی‌ان:

تو رو سریع می‌برن بالا، ولی از ریشه خبری نیست.

اما روش ذهنی؟

مثل کاشتن دونه‌ست.

شاید مدتی طول بکشه تا نتیجه بده، ولی وقتی بده، ریشه‌دار، واقعی، و غیرقابل برگشته.

پس اگه تا حالا فکر می‌کردی که باید حتماً یه چیز عجیب‌غریب شروع کنی تا نتیجه بگیری، اینم بدون:

گاهی بهترین تغییرها، در سکوت‌ترین حالت ممکن اتفاق می‌افتن.

🔐 و این، شاید اون روشیه که تا حالا نادیده‌ش گرفتی… همون انتخابی که با ذهنت شروع می‌شه و با دلت می‌مونه ❤️

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 478 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.86 از 297 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11310

478 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

478 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار آرمیتا صدیقی
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۴ ۱۲:۵۲
      مدت عضویت: 1955 روز
      امتیاز کاربر: 277 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 822 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام به استاد و دوستان عزیزم.من چند روزی لیز خوردگی داشتم ولی اصلا برام بد نشد بلکه باعث شد با اطمینان بیشتر به سمت این روش کشیده بشم.الان هم میخوام این صد گام رو برای ارامش ذهنی خودم شروع کنم تا آرام تر بشم.

      امروز هم راهی سفر کوتاهی هستم اما نمیخوام امروز رو به فردایی بندازم که هیچوقت نمیاد،چون من میخوام در همه جنبه های زندگیم پیشرفت کنم و راکد نمونم و چقدر خوب که بتونم برای تناسب اندام همیشگیم هم گام بردارم‌‌.

      برای محک زدن خودم امروز این گام رو شروع کردم تا ببینم آیا من تعهدی نسبت به این قضیه دارم یا نه…

      فقط میخوام ثابت کنم که برای شروع دوباره هیچ وقت دیر نیست و چه بسا در این شروع دوباره من محکم تر هستم‌.

      نکات گام اول 

      من یافتم که هر روشی که از قبل برای لاغری به ما گفته شده برای منفعت خود کسی بوده که داشته اون محصول رژیم یا برنامه ورزشی رو به ما میفروخته..

      پس این دلیلی نمیشه که روش درست و صحیحی باشه،نیازی هم نیست هر روشی که از راه میرسه رو قبول کنیم و به بدن خودمون آسیب بزنیم.

      و اینکه لاغر شدن خیلی آسون تر از چاق شدنه(پاشنه آشیل همه ما) که گمان میکنیم اگر چند روزی بیشتر بخوریم سریع چاق میشیم اما طول میکشه تا لاغر بشیم..

      حالا چرا لاغر شدن آسون تره؟ چون وقتی داریم لاغر میشیم آرامش بیشتری داریم،با لذت هر روزمون رو میگذرونیم و انتظار لاغری بیشتر رو هم داریم

      و چرا چاق شدن سخت تره؟  وقتی داریم چاق میشیم احساس ترس داریم،هر روزمون با ترس میگذره و انتظار چاقی بیشتر رو هم داریم.

      من با تماشا این فایل به این نتیجه رسیدم یک فرق مهم بین افراد متناسب و افراد چاق اینه که هردو اونها دارن غذارو برای تامین انرژی بدنشون میخورن،منتهی یکی با ترس میخوره و یکی با ارامش و لذت. و نتیجه این میشه که کسی که با ترس خورده چاق تر میشه و کسی که با ارامش و لذت خورده لاغر میشه.

      از همین امروز به خودم قول میدم همون غذایی رو که الان دارم با ترس میخورم رو با ارامش و سپاسگزاری از خدا بخورم.همین نکته برای آرامش ذهنیم به تنهایی کافیه..

      طی این چند روز که سراغ سایت نیومدم،یک روز عصبی و ناراحت سمت ترازو رفتم و با ناامیدی گفتم هه من که میدونم بالای شصت کیلو شدم پس هرچی باشه میپذیرم

      در کمال تعجب عددی که روی ترازو میدیدم رو باور نمیکردم.چند باری ترازو رو عقب جلو کردم و دیدم بلههه..فقط با اون ۱۲ جلسه ای که تمرین کردم و نگاه کردم از ۵۹ کیلو بودم رسیدم به ۵۷ _در صورتی که من در این مدت همش احساس چاقی داشتم ولی نگو من داشتم لاغر هم میشدم.

      و این باور الان به صورت عملی در من شکل گرفته که با این روش حتی خیلی راحت و آسون تر میتونم لاغر بشم.

      با اینکه من در اون ۱۲ روز حتی غذا بیشتر هم خوروم ولی چاق که نشدم هیچ تازه لاغر ترم شدم.

      شاید برای شما دوست عزیزی که داری این متن رو میخونی خنده دار باشه که چرا من از وزن ۵۹ خودم ناراضی بودم،دلیلش این هست که من یک ماهه از رژیم سخت کتوژنیک بیرون اومدم و هر لحظه استرس چاقی همراه من هست 《بخاطر باوری که وقتی از رژیم جدا میشی چاق میشی》..

      ولی همه اونها رو به درک نازل میکنم و میخوام این صد گام رو هرطور شده شروع کنم،مطمئنم توی مسافرت هم زمانی برای کار روی سایت پیدا میکنم پس جای نگرانی نیست.💜

      ذهن ما کاری که سخت باشه رو انجام نمیده،برای همونه وقتی ما مواد غذایی رو توی ذهنمون برای خودمون محدود میکنیم بارها دیدیم که از همون مواد غذایی بیشتر هم خوردیم.‌ پس ذهن ما دنبال راه آسونه. و من باورم دارم که لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست …

      از روزی که وارد سایت شدم تا الان لاغر شدن برام باور پذیرتر شده و میدونم که میتونم لاغر و متناسب بمونم.

      به غیر از تمام حرف هایی که دوستان توی دیدگاه مینویسن و و استاد میگن،به این نتیجه رسیدم که عدد روی ترازو یا حتی خیلی خیلی لاغر شدن باعث اعتماد به نفس ما نمیشه،بلکه این اعتماد به نفس باید یک چیز درونی باشه.

      اگر ما الان در شرایط جسمی که میخوایم نیستیم باید هر قدمی که برمیداریم احساس کنیم توی اون جسم موردعلاقمون هستیم.در این صورتِ که عزت نفس سراغمون میاد.

      به حرف دیگران توجه نکنیم،خودم الان که دارم میرم سفر،در این سفر کسانی هستن که امروز قطعا درباره چاقی یا لاغری من دوباره نظر میدن.اما همون آدما واقعا براشون مهم نیست که من چاق باشم یا لاغر.فقط اونها در اون لحظه میخوان حال منو بگیرن و من این اجازه رو بهشون نمیدم و با یک لبخند جواب تمام اونها رو میدم.نه حرف های بد بهشون میزنم و نه خوب..فقط سکوت میکنم و اونها متوجه عزت نفس من خواهند شد.

      اگر کسی حرفی به من میزنه قطعا درون من چیزی میبینه که به خودش اجازه میده راجب جسم من نظر بده.

      اما برای من که نباید مهم باشه 

      در هرصورت با قدرت این صد گام رو شروع میکنم‌.😍💪🏻

      با سپاس فراوان از اقای عطارروشن💫

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار عسل سپهر
        ۱۴۰۰/۰۴/۲۸ ۲۱:۲۸
        مدت عضویت: 2598 روز
        امتیاز کاربر: 7064 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 31 کلمه

        چه قدر کامنتتون خوب بود. دقیقا در حین اینکه حس میکردی چاقتر شدی ولی لاغرتر شدی. اینو دقیقا تجربه کردم. چون آنقدر لاغری راحته که تجربه جسمی از روحی جلو می‌زنه👍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار moradiisomaih@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۰ ۰۱:۳۱
      مدت عضویت: 2070 روز
      امتیاز کاربر: 360 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 219 کلمه

      سلام گام  یک، من فهمیدم و درک کردم ودارم تمرین میکنم که دیگه از خوردن نترسم چون خوراکی ها هیچ نیرویی چاق کنندگی ندارن وتنها ذهن ماست که نیرومنده وبر خوراکیا تاثیر میزاره که چاق بشیم باوردنشون یانه و اونم حسی هست به نام ترس ،ترس یه احساسه یه واکنشه، یه ارتعاشه به سمت جهان که من اونو میخوام بیاد توزندگیم (چاقی،اضافه وزن)ما باید دیگه نترسیم از خوردن باید حسمون ارتعاشمون وواکنشمون به خوردنو تغییر بدیم و تبدیلش کنیم به ارامش ولذت ، ما افراد چاق خیلی گول راسانه ها. ، اطرافیان محیط، جامعه وخانواده و اقوام و اشنایان و دوستانو به واسطه باورهای محدود کننده مثل این موارد:بخوری چاق میشی، ورزش نکنی و عرق نریزی چاق میشی، گن، دستگاه های ورزشی، مثل تردمیل ، کمربند لاغری،چیزای ساده تری مثل طناب، هولاهوپ وغیره بخر لاغر بشی، دمنوش وهزاران روش دیگه لاغری تبلیغ میکنن تا مثلا ما بخریم و لاغر کنیم لاغری موقت ووابسته به خارج از ذهن 😂

      ، ولی ما دیگه اومدیم مسیر درست وحقیقی ودیگه گول نمیخوریم . ویه نکته خداوندی که عادله پس به ما اختیار لاغری و چاقیو داده که خودمون انتخاب کنیم . ممنون استاد عطار روشن و دوستانی که دیدگاه های زیبا نوشتین خیلی مفید بوده واسه من سپاس از خدای بزرگ ،واز خودمم تشکر میکنم که اومدم توی راه درست لاغری با ذهن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار elahe.shirzad0@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۸ ۲۰:۳۵
      مدت عضویت: 1950 روز
      امتیاز کاربر: 215 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      سلام عرض میکنم خدمت دوستان و استاد عزیز

      از تلویزیون و تبلیغات گفتید باید بگم الان که تبلیغ قرص و دمنوش لاغری رو میشنوم داره پخش میشه خندم میگیره و البته کمی هم لجم میگیره که یه دورانی خودمم گول خوردم 😀

      خداروشکر که شما هستید و مسیر کاملا واضح و روشنه برامون، از همین روزای اول احساس آرامش و خیال راحت عجیبی دارم و خوشحالم از این اتفاق

      شما معجزه زندگی من شدید سپاس دارم از حضورتون🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parham.63@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۷ ۱۵:۱۳
      مدت عضویت: 2139 روز
      امتیاز کاربر: 11113 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,115 کلمه

      سلااام و درود هم مسیری های لاغری من 😍👋

      امروز شروعی دوباره است برای من خدایا صدهزار مرتبه شکرت باید بگم برای بار دوم میخوام صدگام تا شگفتی ساز شدنم بر دارم انقدر این دوره پرمغز و پر محتوا بود که انگار هیچی نمی دونم …و اینها در صورتی است که طی این مدتی که با سایت تناسب فکری آشنا شدم و در مسیر صدگام تا لاغری قدم برداشتم حدود ۱۰کیلو از اضافه وزنم کم شده و خیلی تغییرات ذهنی داشته ام خیلی بهتر درک می کنم و خیلی بهتر مینویسم 🥰و می خوام از مدار ذهنی بالاتر به امید خدا دوباره شروع کنم حالا که انقدر ذهنم متناسب شده حالا که هر روز برنامه ای دارم برای زندگی بهترم حالا که در جمع دوستانی هستم که کمی می فهمم اونا رو و استادی که عاشقانه پای ما ایستاده تا به رویامون برسیم چرااااا که نه ⁉️خیلی جا ها تو سایت سرک کشیدم ولی یه حسی دوباره منو آورد اینجا  آخه من قبلا خیلی عجول بودم اما به لطف خداوند کمی آرامتر و صبورتر شدم واسه همین یک قدم هرروز داره خوب ذهنمو به تعادل می رسونه پذیرش و تسلیم و درک قانون تکامل و ..،،،اینبار حتماا بهتر عمل می کنم به خودم تعهد می دهم که بیشترین احترام را به خودم (روحم و ذهنم و جسمم)بگذارم و فقط و فقط مأمور تغییر خود باشم و بس🙏🏻😇

      خدایا به نام بی نامت و به امید لطف و فضل و کرمت 

      🎶🍃🌸🎶🍃🌸🎶🍃🌸🎶🍃🌸🎶🍃🌸

      لاغری رو یه جوری تو ذهن ما برامون سخت کردند که حالا اگر بیان به ما بگویند یه روشی هم هست آسون و ساده که به راحتی لاغر میشی نمی تونیم باور کنیم همین تبلیغات تلوزیونی خیلی تأثیر گزار بودند اول میان لاغر شدن  رو حسابی برامون سخت می کنند ما رو تحت فشار می زارند و داغونمون می کنند که شما متابولیسم بدنت اینه شما تیروئید داری شما بدنت چربی سازه و هزارو یک ننگ بهما می چسبونندو می گویند برای لاغر شدن بااید انقدر عرق بریزی و عرق بریزی و عرق بریزی بعد ماهم میبینیم که نمی تونیم عرق بریزیم و فقط کافیه ذهنمون اینو باور کنه و هر چقدر عرق بریزیم میگه کمه بیشتر بیشتر ‼️ اون وقت که حسابی ما را در نظر خودمون ناتوان کردند می گویند راهشو ما بلدیم بیا این کمربند لاغری رو بخر یا این دمنوش رو استفاده کن یا طبق این دستور و ساعت عمل کن ما هم ناآگاه میریم می خریم و دوباره در روش غیر صحیح دیگری از لاغری قرار میگیریم که در نهایت با سختی ودرد و رنج همراه میشه و ما شکست می خوریم و افسرده می شیم ولاغری برامون سخت تر  میشه و ما ناامید تر با احساس ناتوانی و اینطوری گول میخوریم‼️

      👌👗ولی لاااغری آسونترین کار دنیاست اولین نشونه اون اینه که وقتی داشتیم چاق می شدیم هرروز حرص می خوردیم و با ترس غذا می خوردیم اما وقتی در مسیر لاغری قرار می گیریم احساسمون خوبه 😍شوق داریم از غذاخوردنمون هم لذت میبریم و با آرامش زندگی می کنیم 🌟

      حالا که داریم هرروز غذا می خوریم حداقل با لذت بخوریم با آرامش، چه طوری؟!خیلی راااحت با حرکت در مسیرلاغری با ذهن مهارت لاغری رو یاد میگیریم یعنی نگرش ما نسبت به لاغری و مواد غذایی تغییر می کنه و وقتی فرمولهای ذهنی جدید در ذهنمون ایجاد کردیم وااکنشهای ذهنی ما و واکنش های رفتاری ما تغییر می کنه ما به راحتی لاغر میشیم 👌😊

      هر کاری اول برای ما سخته ولی اگر آموزش ببینیم ساده میشه مثل رانندگی که روز اول برامون سخت بود اما با آموزش و تکراربرامون لذت بخش شد یا خیاطی و یا هر مهارت دیگه ای .

      اصلا ذهن ما کارای آسون رو دوست داره هر کاری که سخت باشه همکاری نمی کنه یعنی دوست نداره حالا اگر خیلی لاغرشدن برامون سخت باشه باااید خیلی سختی بکشیم و آخرش هم لاغر نمیشیم ولی اگر اطمینان پیدا کنیم که لاغری آسونه و ما در حال یادگیری زبان لاغری هستیم به راحتی مثل آب خوردن لاغر میشیم .مگه ما چی می خواهیم از زندگی ؟!غذامون رو با خیال راحت بخوریم و ما و افراد متناسب همه هر روز غذا می خوریم اما چرا اونها با اینکه گاهی بیشتر از حجم غذایی ما مصرف می کنندمتناسبند⁉️

      چون افراد چاق با ترس غذا می خورند ولی افراد متناسب با آرامش و لذت اصلا به این چیزا فکر نمی کنند که چی بخورم و چقدر !!و هر چقدر بیشترهم بخورند باز متناسب هستند.

      میشه نسبت به روزهایی که میگذره خودمون رو محک بزنیم که من چه تغییری کردم باورم نسبت به لاغری چه طور شده یا ترس از خوردنم چنددرجه کاهش داشته و همین تغییرات جزئی قراره یک شگفتی بسازه مثلا همین الان که از روی نوشته خودم خوندم متوجه شدم که نوشتم چاقی سخته 😊و به طور ناخودآگاه اینطور نوشته بودم اونم چندجا یعنی فرمول ذهنی من تغییر کرده و نتوسته حتی برای توضیح دستور صادر کنه که به ما گفتند لاغری سخته …..شگفتا چقدر برنامه ریزی ذهن در زندگی میتونه مهم باشه 

      داستان هدایت من 🥰

      خیلی سال بود که در چاقی و لاغری در رفت و آمد بودم انواع رژیم و ورزش و دمنوش و …اما به یه جایی رسیدم که خسته شدم اون روز کلی با خدا دعوا کردم همش مقصرش کردم دیگه خواستم قبول کنم که چاقم با عصبانیت گفتم نه دیگه رژیم میگیرم نه ورزش می کنم هرچی می خواد بشه بشه‼️چون مدتی بود با قوانین جذب آشنا شده بودم کمی به شناخت خودم رسیدم دیدم بسیاری در رفتار و صحبت افراط و تفریط دارم یهو یه الهامی به من شد که حتما عدم این تعادل و میانه روی باعث چاقی منم هست (آنچه می بینید انعکاس درون شماست🤔)مدتی گذشت من هرروز با پذیرش اینکه من باید چاق باشم و خیلی افراد موفق هم هستند که چاق هستند زندگی می کردم بعد از مدتی خیلی چاقتر شدم باز ترس به جونم افتاد با کراهت و به زور رفتم برگه رژیم رو آوردم اما دیگه نمی تونستم رعاایت کنم نشد که نشد ‼️گفتم می روم تردمیل اما به صورت اتفاقی و عجیب تردمیل هم روشن نشد کمی بعد شنیدم یکی از اقوام جراحی بای پس معده انجام داده خیلی حسودیم شد گفتم خوش به حالش اما از طرفی هم می گفتم نباید تو خلقت خدا دستکاری کرد ناامید و تسلیم شدم …..

      در درون فریاد می زدم اگر تو خدایی منو لاغر کن معجزه فراتر از ذهنه …نزدیک شب یلدا بود و من از جلوتر منتظر سوپرایز خدا همش حس می کردم خبرهای خوبی بهم میرسه نمی دونستم در چه مورد ولی هدیه می خواستم از خدا ..،،

      ناگهان به ذهنم اومد که بزن لاغری با ذهن تو اینستا می خواستم تحقیق کنم که اساتید چه نظریه ای دارند و اینطوری با سایت تناسب فکری آشنا شدم اسمش همونی بود که من زودتر درون خودم کشف کرده بودم و اشتیاق و انگیزه در من زنده شد 🌸🍃🌸🍃🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار skjoker5858@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۵ ۰۹:۱۸
      مدت عضویت: 1954 روز
      امتیاز کاربر: 36731 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,591 کلمه

      به نام الله الصمد 

      با عرض سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیزم 

      امروز قراره یگ گام رو به جلو بردارم از کجا میدونم رو به جلوست اینو دیگه مطمئنم، آخه گام در جا و رو به عقب رو تجربه کردم ،تازه بعد از دوره به همتون ثابت می کنم ،گام من رو به جلو بوده 

      اولین چیزی که جلب توجه کرد نوشته ی استادم بود که روی میز دیدم ،آخه استاد قبل از من توی کلاس حاضر بود و جزوه رو برای همه روی میز گذاشته بود ،گفتند بخونید ،خوندنم مطلب اول این بود که مرور خاطرات گذشته شکست ها و حتی موفقیت هایی رو که از بیراهه رفتم رو برای خودم یادآوری کنم آخه اینکار باعث میشه که اعتماد به نفس پیداکنم که می تونم لاغر بشم 

      چون من برخلاف آدم های بزرگ که شکست براشون پله ی ترقیه متاسفانه در این مورد شکست برام همراه با کلی بدوبیراه بود مثل بی عرضگی، بی اراده بودن و….

      توی ذهنم برگشتم به عقب تا خاطراتم رو مرور کنم ،

      من توی زندگی سه بار اساسی رژیم داشتم که هر سه بار کاملا موفق بود و نه ماندگار 

      دقیقا مثل این بود که سوار ماشینم شدم و راه افتادم به سرزمین آرزوها روزها و ساعت ها رانندگی کردم با سختی و مشقت آخه راهش خراب بود و خاکی تازه دره و گودال آب  و باتلاق و خلاصه  یک راه جهنمی بود رسیدم یک جایی که بهم گفتند بفرما اینجا سرزمین آرزوی تواست دقیقا مثل شهربازی بود که پینوکیو رفته بود اولش خوب مثلا ولی آخرش رو هم که بلدین زشته بنویسم 😁😁

      شرمنده که باید خلاصه نویسی کنم و گرنه یک طومار طولانی  میشه و از حوصله ی شما دوستان خارج میشه 

      البته چند باری به جز سه بارم الکی تقلاهایی داشتم که خیلی مدتش زیاد نبوده بعدا جای دیگه بهشون اشاره می کنم 

      از افکارم که خارج شدم دیدم روی کاغذ نوشته اولین گام اینه که آیا من درباره ی مسیری که انتخاب کردم شناخت دارم ؟

      تو دلم جواب دادم بله ،آخه آخرین باری که شکسته شدم یا شکست خوردم فرقی نداره از سال ۹۶ تا ۹۸ توی جهنم دست و پا زدم از سال ۹۸ که دیگه داغون و له شده بودم شروع کردم به خوندن تا سال ۹۹ دقیقا تیر ماه که رسیدم به سایت البته بعدش رو براتون گفتم توی این زمان دقیقا ۱۶ ماه تمام راه های لاغری رو خوندم و بررسی کردم از رژیم های مختلف ،دمنوش،  قرص های لاغری ،…فقط خوندم چون دیگه اعتمادی وجود نداشت برای انجام دادنش و درست نبود دیگه باورشون نداشتم چون وقتی می خونی اشکالات رو پیدا می کنی چیزی که من دنبالشم بودم هیچ کدوم نداشتند یعنی پایداری ولی مطلب ماندگاری لاغری با ذهن منو اینجا آورده نه لاغری البته با آرامش 

      پایین تر صفحه نوشته بود آیا شما برای لاغری گول خورده اید ؟

      خیلی جلب توجه کرد البته که گول خوردیم اینهمه تقلا توی این سال‌های زیاد دلیلش گول خوردن بوده 

      استادم نوشته بود ما باید هنر لاغری رو یاد بگیریم تنها چیزی که توی ۴۲ سال زندگی هیچ جا نخونده بودم نه از کسی شنیده بود اینکه لاغری یاد گرفتنی است خیلی برام جذابه آخه وقتی چیزی رو یاد می گیری مطمئنم اگه تمرین تکرار کنی برای همیشه یادت میمونه مثل جدول ضرب ،مثل خوندن و نوشتن، این یعنی اون چیزی که من دنبالشم دیدید گفتم من راهم رو درست اومدم 

      پایین جزوه از نتایج مخرب راه های اشتباه نوشته که ناراحتی ،افسردگی ،غم و اندوه ،…

      و نتیجه ی این راه رو هم نوشته احساس آرامش ذهنی 

      بله درسته اینو دیگه از خودم در نیاوردم خداییش توی این چند روز منکه عالیم ،یعنی عالی کمترین عدد برای این روزامه درحال پروازم ،شما هم حتما همین طور احتیاجی نداره به خودمون ثابت کنیم 

      جزوه رو تموم کردیم سرمون رو بلند کردیم و استاد نشته بودن شروع کردن به صحبت کردن، از حرفهاشون برداشت کردم که ما بخاطر آرزومون برای بعضی از آدمها یا حتی شرکت های جهانی بزرگ، شدیم منبع پول اونم با چی با تبلیغات اونا از ما سواستفاده کردن ،از رنج و دردی که اینهمه سال با خودمون همراه داشتیم ما رنج کشيديم و دنبال راه نجات بودیم ولی متاسفانه اونا به ما مثل یک طعمه نگاه می کردن که جیبهاشون رو پراز پول کنند خیلی ناراحت شدم که چرا زودتر بهش فکر نکرده بودم 

      حتی همین دکتر تغذیه که می رفتم یعنی کوچک ترین بخش این دزدی بزرگ کلی پول ویزیت دادم تازه هر هفته باید می رفتم بعد کلی دارو به نام ویتامین و قرص لاغری و قرص پروتئین که اینا تک تکشون یعنی اینکه اگه ما نباشیم تو هیچی نیستی خودش که پول می گرفت ،نسخه رو هم برای داروخانه ی کناری می نوشت چون جای دیگه پیدا نمی کردی، این یعنی یک دزدی اونم از چی از ناراحتی و درد یک انسان 😔😔

      استاد بزرگوار مثالی برای فهمه بیشتر ما زدن ، گن هایی که به ما می گفت تو بدرد نمی خوری فقط اگه این گن ها رو داشته باشی به آرزوت می رسی 

      در واقع همش زدن تو سرمون ما هم قربون خودمون فقط گفتیم چشم درسته، ما کم کاری کردیم و بی فکری ولی وقتی آدم ناراحت است سعی می کنه تا خودشو از این منجلاب نجات بده اونا هم سو استفاده کردن از بی آگاهی ما 

      یادمه یک روز خونه ی خواهرم بودم اونم خیلی اهل ماهواره بود ،همیشه تو خونه اش روشن بود یکبار یک گن لاغری تبلیغ می کرد جالبه براتون بگم که خانوم که گن رو پوشیده بود خوب که خیس عرق نشونش دادن گن رو درآورد توی یک لیوان چلوندش نصف لیوان آب بود ،نصف لیوان روغن 🤭🤭

      این دیگه ته دروغ بود خواهرم می گفت ببین چقدر باحاله براش دلیل آوردم تا حالا شماشده  کلی از گرما عرق کنی بری دوش بگیری چرب باشی ،آخه مگه ما چربی از راه پوست تولید می کنیم واقعا ناراحتم البته حالا من گاهی فهمیده تر عمل کردم 

      مثلا قرص لاغری تبلیغ می کنند طرف خورده به جای اینکه لاغر بشه ورزشکار حرفه ای در اومده آخه بابا چی بگم ولش کنید حالم بد شد که اونا راجب ما چی فکر می کردن 

      استاد ادامه داد خوب نگاه کنید به انسان های متناسب اطرافتون چطورین ،هر روز عرق می ریزن ،قرص می خورن ،دمنوش مصرف می کنند یا چی 

      رفتم تو خودم باید بگردم و برای خودم مثال بیارم آخه حرف های استاد رو باید با دلیل برای خودم بگم که جای شکی و تردیدی نمونه فردا منفی باف بیاد حرفی بزنه منم که داغون ولی الان براش دلیل بیارم فردا بیاد جوابم رو آماده دارم بهش بدم میره رد کارش 

      الناز دختر جاریم لاغر اصلا تکان هم نمی خوره تازه مامانش آب میده دستش یا ریحانه دختر اون جاری دیگم اصلا اهل ورزش نیست با دوتا بچه هنوز متناسب است خواهر خودم تنبل اما متناسب نمونه زیاد دارم وقت شما رو نگیرم ببخشید 

      وای خدای من استاد روز اولی دستش رو گذاشت روی نقطه  ضعف ما فکرکنم  اولین خان جنگ با دیو سه سر باشه 

      باز دلشوره گرفتم ،دستم رو بالا کردم گفتم استاد عزیز آخه این خیلی سخته ما تمام طول زندگی این مورد رو داشتیم یعنی مثل دست و پا همراهمون بود الان من چطوری این خان رو پاس کنم 

      استادم میگه باید سعی کنیم و ادامه بدیم یادمه کلاس قبل گفته بودن اصلا حساب رو روی این بذارم که ده کیلو چاق تر بشم چی میشه ،ولی برای من سخته 

      این چند روزم رو بررسی کردم خیلی تغییر کردم خوردنم اصلا یک آدم دیگه هستم نه ولع دارم نه زیاد گرسنه میشم اصلا یک هلویی شدم بیاین و ببینین اما ترس دارم یک روز ظهر جاتون خالی ماکارونی خوردم (همسرم متناسب است همش به اون نگاه می کنم که می خوره ترسم کم بشه 😁😁 )، شب آبگوشت خوردم آخر شب بستنی یعنی توی یک روز سه تا ممنوعه بزرگ رژیم غذایی رو خوردم خوبیش اینه که وقتی می خورم با خودم میگم غذا چاق نمی کنه و بعدش حالم بد نیست فقط چون همش میاد تو ذهنم باید توضیح بدم پس من اینجا گیر دارم باید کم کم درستش کنم 

      (**پس یاد گرفتم برای تناسب باید بدون ترس خورد و برای چاقی با ترس **)می نویسم خیلی مهم 

      استاد ادامه میدن تنها تفاوت چاقی با لاغری فرمول های ذهنی است 

      استادم به ما خاطر نشان می کنند شما فقط باید فرمول ها رو تغییر بدید خودش بدون هیچ کار دیگه ای درست میشه ،همیشه میگن شما می تونید همین طور که می بینیم خودشون رو دوستان همراهمون رو 

      ولی متاسفانه جاهای دیگه حرفی از اینکه ما می تونیم وجود نداره ،حرف اینه که ما بدون اونا و محصولات اونا عرضه نداریم حتی فکر کنید میگن شما عرضه ی عرق کردن هم ندارید 😔😔

      خیلی اشتباه می کنند قراره حالی از همشون بگیریم که تو کتاب‌ها بنویسن یک کاری کنیم همشون کاسه ی گدایی دستشون بگیرن 

      استاد میگن ذهن کار سخت دوست نداره آسون باشه انجام میده خداییش الان من خیلی راحتم توی زندگی واقعا تغییر کردم و اصلا اذیت نیستم،

      دستم رو بالا کردم یک سوالی دارم ،استاد من فقط شبها از بس فکر می کنم به این موضوعات و کنکاش می کنم خوابم نمی‌بره دیشب ساعت چهار صبح به سختی و با مدیتیشن خوابم برد ذهنم درگیر کنکاش توی بحث های کلاسی است نمی دونم اینم نباید باشه یک وقت ذهنم خسته نشه ولش کنه ؟

      پایان کلاس قرارشد با خوندن مطالب دوستانمون به ذهن پذیرش بدیم که لاغری رو یاد بگیره 

      خلاصه ی کلاس امروز:

       اول: گول نخوردن است از تبلیغات و ورودی های دیگه مثل دوستان و خانواده و ….

      دوم :اینکه با ترس خداحافظی کنیم 

      سوم: به ذهن یاد بدیم  لاغری رو با تمرین و تکرار برای همیشه توش حک بشه و پایدار بمونه 

      ببخشید متنم طولانی میشه ❤❤

      زنگ کلاس به صدا دراومد باید بریم و برای تمرین امروز آماده بشیم با آرزوی موفقیت برای هممون 

      استاد بسیار سپاسگزارم کلاس فوق العاده ای بود 

      فردا میبینمتون در امان خدا 🙏🙏🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار redalat8@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۷ ۲۳:۰۴
      مدت عضویت: 1956 روز
      امتیاز کاربر: 22124 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 260 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی .من مدت کوتاهی بود که با قانون جذب وروشهای موفقیت آشنا شده بودم داشتم مطلب میخوندم که به ذهنم رسید آیا بااستفاده از این  قانون میشه به تناسب اندام رسید؟ 

      داخل یوتوب سرچ کردم با ویدوهای آقای عطار روشن آشنا شدم حس عجیبی به من می‌گفت این همون چیزی است که بدنبالش هستم.من از دوره نوجوانی اضافه وزن داشتم ولی اونموقعه خیلی برام مهم نبود البته در حد چند کیلو بود .وقتی بزرگ تر شدم همیشه به فکر تناسب بیشتر بودم یکی دوبار هم رژیم گرفتم .در کل اراده خوبی دارم ولی هیچ وقت به اندام ایده الم نرسیدم .چند سال گذشته رژیم کتوژنیک گرفتم واین رژیم در ذهن من به بت تبدیل شد اوایل خیلی عالی بود ولی بدلیل محدودیت زیادی که داشت ادامه دادنش سخت بود .من کلا شده بودم کسی که مدام در مورد رژیم میخوند وعوارض چیت توی رژیم رو برسی میکرد و هی ادامه کار برام سخت تر میشد که بعد از ماه رمضان شروع کردم به اضافه وزن .من دیگه عملا چیزی نمیخوردم وفقط استرس داشتم هر وروز خودمو وزن وسایز میکردم کسی متوجه این تغییرات نمیشد چون در حال حاضر اضافه وزن ندارم اما بشدت از چاقی وچاق شدن وغذا خوردن میترسم .این موضوع روی اعصابم اثر گذاشته بود .توی این چند روز که باروش لاغری با ذهن آشنا شدم هنوز ترس از خوردن رو دارم ولی احساس آرامش عجیبی رو دارم تجربه میکنم به امید خدا تصمیم دارم ادامه بدم و برای استاد عزیز وخوش قلب و سایر دوستان آرزوی موفقیت وپیشرفت در همه مراحل رو دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 20 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در جمع شگفتی سازان هستید خوشحالم
        خدا رو شکر احساس بهتری دارید
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سیده آمنه یاقوتی
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۷ ۰۱:۳۹
      مدت عضویت: 2056 روز
      امتیاز کاربر: 1221 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 464 کلمه

      سلام

      گام اول۶،۴،۱۴۰۰

      نکاتی که از متن فایل برداشت کردم👍💯لاغرشدن(متناسب شدن) یک هنر است و هنر آموختنی است، پس باید اول یادش بگیریم✅چطور؟ باآموزش های لاغری باذهن استادعزیزم رضا عطارروشن

      💯اگه میخوام متناسب بشم، باید تمام سعی من براین باشه که از تکنیک های ذهنی برای این تناسب استفاده کنم ونه از روش های مرسومی(کم خوردن، رژیم، ورزش، دمنوش، عمل های جراحی و…..) که امتحانشون رو پس دادن😁پس اگر مصمم هستم نباید توجه ام به نتیجه که همون جسمم هست باشه و فقط توجه ام به ذهنم و واکنش هاش باشه که منو آماده کنه تا تغییرات درجسمم پدیداربشه👍

      💯نکته ایی که واقعا مهمه آسون بودن این روشه و ساده راحت بودنش والبته کارآمدبودنشچون این روش مارو ازهمون راهی که چاق شدیم آهسته و پیوسته میبره و به متناسب شدن هدایت میکنه و میرسونه👌

      💯درهمه ی روش ها حس ما بد بوده و اعصابمون خراب و درگیر و ناراحت.چرا؟چون ما حتی اگه آب میخوردیم چاق میشدیم😭امامیدیدیم انسان هایی که کل سفره رو جارومیکردن و هیچ تغییری نمیکردن😱

      اما در روش لاغری باذهن اصلیترین قانون جهان بوضوح خودشو نشون میده و اون حس خوبه،آرامشه و یقین به این که میدونم به وزن ایده آلم میرسم💪

      پس حس خوب خیلی مهمه👌

      روش لاغری باذهن باعث میشه این نکته و قانون درمن نهادینه بشه که من میتوانم به خواسته ام برسم،فارق از اینکه خواسته هرچی میخواد باشه💪

      واین یعنی میخواهم میتوانم میشود

      فقط این امر مستلزم دو نکته اساسی و لازم الاجراست۱.صبر    ۲.استمرار وتکرار

      پس اگه میخوام به خواسته ام برسم باید باید باید استمرار و صبر داشته باشم و باایمان حرکت کنم

      نکات فایل😊

       من هم برای لاغری خیلی گول خوردم وخیلی زجر کشیدم باوجود اینکه مدت زمان کمی از عمرم چاق بودم(۲یا۳سال)اما اون سال ها که لاغرهم بودم استرس اینکه نخورم چاق میشم اینجور نشه چاق میشم و کلی باور دیگه که ازشون میترسیدم

      وهیچوقت از اون اندام و زیبایی هام لذتی نبردم وهمیشه توجهم به این بوده که واااای نکنه چاق شدموااااای پهلو درآوردم

      وهمیشه میشنیدم که لاغرشدن سخته محاله مگه اینکه بری باشگاه مگه اینکه کم بخوری یابقول استاد انقد ورزش کنی که عرق کنی و این باور تعریق واقعا اپیدمی شده وخیلی شنیدم که میگن عرق کنی لاغر میشی🤦‍♀

      وخیلی راحت گول خوردم و متوجه نشدم دارم تمام لحظات عمرمو با حسرت و ترس ثبت میکنم

      اول به ما میگن سخته،تواصلا چاق خلق شدی

      وبعد میگن اگه میخوای لاغر بشی راهش پیش ماست

      چاق شدن خیلی سختر از لاغر شدنه

      وقتی دارم چاق میشم همش استرس دارم ذهنم درگیره و مدام خودمو سرزنش میکنم و….

      ولی متناسب شدن(لاغرشدن)آسونه چون وقتی داری غذا میخوری آرومی حرص نمیزنی و آرامش داری

      واین کار امکان پذیره فقط باکار کردن روی ذهنمون👍☺️

      حالا خیلی خوشحالم که برگشتم و گام اول هستم خداجوووونم شکرررررت که میدونم باید ذهنم و لاغر کنم وبعد جسمم خودش بصورت خودکار تغییر میکنه و متناسب میشه😍

      من از حالا میدونم که دارم روی ذهنم کار میکنم و عجله ایی ندارم وفقط باصبر و عشق پیش میرم

      میخواهم میتوانم میشود😘😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۶ ۱۹:۲۰
      مدت عضویت: 1950 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 115 کلمه

      سلام من امروز آشنا شدم با این سایت دیروز بریده بودم تو خلوت خودم با خدا حرف زدم گفتم خدا جون من با هیچ کدوم از روش های لاغری راحت نیستم حس خوبی ندارم چند وقته کالری شماری میکنم و هزار کوفت دیگر ولی همیشه حسرت لاعری حسرت خوزدن راحت خوردن با ارامش بدون عذابو دارم ازش خواستم بهترین راه برام بده وبا این سایت آشنا شدم حرفهاتون خیلی زیبا است ما انسانها همیشه همه چیزو برا خودمون مشکل میکنیم در حالی ک واقعا همه چیز اسونه وانسان اشرف مخلوقاته و قادر به همه چیز با خدا برسه یاد گرفتم همیشه از خودش بخوام الان بسم الله میگم و شروع میکنم میدونم خدا کمکم میکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ladycook73@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۵ ۱۷:۴۵
      مدت عضویت: 1964 روز
      امتیاز کاربر: 233 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      به خداوند مهربان

      سلام

       من از این به بعد دیگ بدون استرس غذا میخورم و هرگز نگران چاقی نخواهم بود…

      لذت غذا رو حس میکنم و میفهمم که بدن من به اون میزان مواد غذایی برای سالم و زنده موندن نیاز داره و خوردن من ربطی به چاق شدنم نداره…

      بدون استرس غذا میخورم و لذت میبرم و هنگام خوردن غذا هرگز به چاق شدن فکر نخواهم کرد …

      خدایا شکرت که من رو با این روش آشنا کردی…

      از استاد عزیز کمال تشکر رو دارم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۰/۰۳/۳۰ ۱۰:۱۸
      مدت عضویت: 2265 روز
      امتیاز کاربر: 9475 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,209 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم

      یادمه زمانی که داشتم رانندگی یاد میگرفتم بسیار میترسیدم به طوری که خیلی مواقع جای پدال ترمز وگلاج با هم اشتباه میکردم وهمیشه ترسم این بود که به جای ترمز کلاج بگیرم ویا موقع پارک برم تو جوب آب ترس های دیگه ای هم داشتم مثلا بزنم به موتوری ها که بی هوا میان از کنار آدم رد میشن یا لاین عوض کردن یا چپ کردن سر پیچ ترس از پارک دراومدن ترس از سربالایی والا ماشالله اونقدر ترس داشتم که دوماه هر شب کابوس های وحشتناک میدیدم دیروز وقتی با ماشینم اومدم خونه ویه دستی پارک کردم یه لحظه یاد روزای اولم افتادم وخندم گرفت وفهمیدم که چقدر حرفه ای شدم با یک دست پارک دوبل میکنم اونم بدون کوچکترین فکر وزحمتی من الان بعد ۱۲ سال رانندگی خیلی ادعا دارم دررانندگی وبا مردهای فامیلمون که سنی ازشون گذشته اگه بهتر نباشم برابری میکنم طوری که پدرم وعموهام که رانندگی اکثر افراد قبول ندارن با خیال راحت سوییچشون میدن بهم وکنارم میشینن درمسافرت ها وحتی میخوابن ومیگن رسیدی بیدارمون کن وهمسرمم همیشه از دست فرمان من تمجید وتعریف میکنه 🥰🥰😍😍حالا جدای از این همه مهارت وقتی این فایل دیدم متوجه موضوع مهمی شدم من روز اول خیلی میترسیدم چی شد اون همه ترس وقتی خوب فکر میکنم باورهامو عوض کردم راجب ترس از رانندگی اولا اینکه من درخانواده ای بزرگ شدم که به شدت سنتی ومخالف رانندگی خانم ها اما من از بچگی رانندگی یواشکی پسر عمه هامو با ماشین باباشونو میدیدم وهمیشه به خودم میگفتم منم مثل اینا رانندگی یاد میگیرم خوب یادمه از پشت دیوار یواشکی نگاهشون میکردم وبا خودم میگفتم حتما رانندگی من بهتراز اینا میشه وقتی ۱۸ سالم شد دقیقا بعد از کنکور دادن به پدرم گفتم من میخوام رانندگی یاد بگیرم وبا مخالفت شدید پدرم بالاخره راضیش کردم که اگه کنکور قبول بشم حق شرکت دردوره آموزش رانندگی به عنوان جایزه کنکور دارم اتفاقا درتهران قبول شدم وپدرم بسیار خوشحال شد واجازه داد که برم ولی بازم میگفت ماشین بهت نمیدم چون معتقد بود خانم ها هیچ وقت راننده های خوبی نمیشن با این حال من رفتم وبا خودم بارها میگفتم که یا بهترین میشم یا میمیرم کسی که رانندگی بلد نیست همون بهتر بره بمیره البته این عقیده اون روز من بود خلاصه وقتی با کلی جنگیدن رفتم یادبگیرم تازه کلی ترس اومد سراغم وسختیش نمایان شد با اینکه خیلی ترسیده بودم اما به خودم گفتم به هر حال راه برگشتی ندارم یا تا ته خط میرم یا میمیرم از شدت ترسش این شد که تکرار کردم یادگیری رو مربیم خانم مهربان وجدی بود بهم میگفت نترس برو فقط حواستو جمع کن من اینجام که نگذارم بمیریم کم کم بهم گفت که پاشو از رو پدال ها برداشته واین خود منم که میرم به خودم اعتماد کردم اعتماد به نفسم بالا رفت وگفتم من مسئول جان مربیم هستم پس  حواسمو حسابی جمع کردم اوایلش از شدت جمع کردن حواسم چنان به خودم فشار میاوردم که تمام عضلات بدن میگرفت اما کم کم به خودم گفتم اینجور رانندگی که درست نیست ریلکس باش راحت باش نفس عمیق بکش این شد که با تشویق های مربیم واحساس راحتی بیشتر ترس هام ریخت وبهتر شدن خودمو دیدم هر روز بهتر هر دفعه مسلط تر یک روز که روزای آخر تمرینمون بود دریک ترافیک شدید گیر کرده بودیم وپشت چراغ وسربالایی جوری بود که اگه راه میگرفتیم میشد عبور کرد ولی اگه میخواستبم صبر کنیم حالا حالا ها راه باز نمیشد یه دفعه شجاعتشو پیدا کردم که یه لایی کوچک بکشم وعبور کنم از مربیم اجازه گرفتم واونم با ترس گفت میتونی گفتم بهم اعتماد کنید وسریع راهی که از کنار باقی مونده بود وراه گرفتم وبا سرعت از اون شرایط خلاص شدیم مربیم با تعجب بهم نگاهی کرد وگفت اصلا فکرشو نمیکردم بتونی همچین کاری انجام بدی برو تو نیاز به تمرین بیشتر نداری کسی که نمیترسه دررانندگی ماهر شده این شد که قبول شدم وتا الانم رانندگی میکنم وقتی با تناسب اندام مقایسه میکنم میبینم واقعا چقدر ترس هام بیمورد ترس از چاق شدن با غذا های خاص ترس از چاقی به خاطر کم تحرکی ترس از لاغر نشدن  وخلاصه کلی ترس دیگه دارم که باید رفع بشه اما از ابتدای دوره که به خودم نگاه میکنم میبینم خیلی بهتر شدم  اون موقع ها از خوردن وحشت داشتم ولی الان به لطف خدا ویادگیری این دوره دیگه مثلا قبلا صبحونه سه تا کفه دست نون میخوردم وحشت چاق شدن دارم اما الان گاهی یک نون یا نصفه نون میخورم وقتی سیر میشم کلی هم کیف میکنم که بدن من خودش متناسبم میکنه اتفاقا حالت سیری منو متناسب میکنه نه وزن کردن وسانت کردن مواد غذایی استرس چاق تر شدنم دیگه ندارم یعنی همون ترسشو یادمه اون روز ناخودآگاه به همسرم گفتم منکه دیگه چاق نمیشم حالا ممکنه لاغر شدنم طول بکشه اما خوبیش اینگه دیگه نمیتونم چاق بشم این یعنی ترس از چاق شدنم هم ریخته هنوز ترس لاغر شدنم نریخته ولی ترس از چاق تر شدنم ریخته یعنی راه به سمت چاقیم برای همیشه مسدود شده حالا یکم ترس دارم برای لاغر شدن که همینم کندش کرده به نظرم روندمو اما حدالق یک راه یک طرفه دارم که دارم میرم کم کم واین امیدوار کنندست 

      ترس بعدیم این بود که هر روز اگه همه انواع مواد غذایی رو نخورم مریض وچاق میشم اما به لطف خدا این ترسمم ریخته بعضی روزا میوه نمیخورم به راحتی بعضی روزا سبزیجات بعضی روزا شیرینی جات بعضی روزا لبنیات بعضی روزا پروتئین جات وبعضی روزا هم کربوهیدرات یعنی درواقع این طبقه بندی کنار گذاشتم وقتی داشتم مینوشتم فهمیدم چقدر مسخره است که غذاها تفکیک شدن همه چیز خوبه برای بدن من وفرقی نمیکنه چی بخورم همه انرژی مورد نیاز منو تامین میکنه البته ترس از کم تحرکیم ولاغر نشدنم هم کمتر شده چون خیلی مواقع که میخوام برم پیاده روی به خودم میگم الان واقعا اگه ۵۸ کیلو بودی وخیلی متناسب بودی میرفتی بازم پیاده روی یا این فعالیت انجام میدادی خوب که فکر میکنم متوجه میشم که نه وبرای لاغری دارم میرم ومیشینم سر جام یاد گلوله برفی استاد افتادم که برای دخترشون خریدن به خودم میگم آیا برای لذتش واینکه بهش علاقه داری این کارو انجام میدی ویا ترجیه میدادی مثلا الان یه کار دیگه انجام میدادی ومتوجه میشم که چقدر خانم منفی بافم زیرکانه داره گولم میزنه  قبلا هاهمش منفی بافی میکرد وحرف میزد وحرف میزد اما الان از راه دوستی ومهربونی ساختگی میاد جلو میگه برو پیاده روی کن چون دوست داری ولی ته قلبش اینکه برو پیاده روی کن وعرق بریز تا زودتر لاغر شی ودست از سر این دوره برداری برو پیاده روی کن وخسته شو وبیا یه عالم بخور وحالت بد بشه ومن کیف کنم منکه میدونم دردش چیه هی میگه پیاده روی کنم هی میگه برقص تو خونه میدونه هنوز باوهام کاملا اصلاح نشده میخواد داغونم کنه اما وقتی همه باورهام درست بشن دیگه نمیتونه تلنگرم بهم بزنه چه برسه حالم بد کنه جدیدا به خودن میگم هر کاری که دوست داری وخوشحالت میکنه رو انجام میدیم اگه خوابیدن دوست داشتی با آرامش وبدون استرس میخوابیم اگه بودن درخونه رو دوست داشتی میمونیم داخل خونه اگه دلت بیرون رفتن خواست میریم بیرون خلاصه بدن عزیزم هر چی توبگی من حرف تو روگوش میکنم تو هم درآرامش کامل کارتو انجام بده ومتناسبم کن ولذت ببر از زندگیت اینجوری من خوشحالم تو خوشحالی خداهم خوشحال 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار s99malekan
        ۱۴۰۰/۰۴/۰۱ ۱۲:۳۶
        مدت عضویت: 2253 روز
        امتیاز کاربر: 8365 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 93 کلمه

        سلام دوست متناسبمن…تبریک میگم بهت از این همه تغییر.منم چند وقتیه حدود یه سال که دیگه چاق که نشدم هیچ چند کیلویی ظاهرا کم شدم. یهو متوجه ش شدم‌ .با ذوق تموم به استاد هم پیام دادم و ایشون بهم تبریک گفت. میدونی من پارسال هر ماه دو کیلو زیاد میشدم طوری که حدود ششماه ده کیلو زیاد کردم.این برای من موفقیت بزرگیه‌ خدا رو شکر.و من میدونم. طبق اصول ذهنی اول چاق شدن متوقف میشه و بعدروند لاغری شروع میشه. لاغری ابدی.‌عشق ابدی. من دیگه چاق ن م ی ش م …….نمیشم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فرشته مهربانF.s
          ۱۴۰۰/۰۴/۰۱ ۲۳:۲۷
          مدت عضویت: 2265 روز
          امتیاز کاربر: 9475 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 35 کلمه

          سلام ملکان عزیز خیلی ممنونم بابت تبریکت عزیزم چقدر عالی که متناسب شدی دوست مهربونم این خیلی فوق العادست که هر روز بهتر از دیروز میشیم به امید رسید به قله تناسب اندام هر دوتامون😘😘🥰

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم