تا حالا شده با تمام وجود بخوای لاغر بشی، ولی هر بار که یه روش جدید رو امتحان میکنی، آخرش با یه حس بد، یه عالمه اضافهوزن و یه عالمه سرزنش خودت رو پیدا کنی؟
📍 این جلسه، گام اول دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است؛ اگه پیشنیازش رو هنوز نخوندی، بهتره اول از اونجا شروع کنی.
این داستان، داستان خیلی از ماهاست و ریشهی ماجرا خیلی وقتها به یه چیز ساده اما خطرناک برمیگرده:
«اشتباه در انتخاب روش لاغری» 💣
توی این جلسه، قراره بریم سراغ این اشتباه بزرگ و ببینیم چطور بارها و بارها فریب خوردیم و چرا وقتشه جور دیگهای فکر کنیم.
پس کمربندت رو ببند، قراره سفری به دنیای ذهن، احساس و تناسب داشته باشیم. 🌱🧠
در این جلسه میآموزیم:

💡 اگه میخوای این مسیر رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم ادامه بدی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً برای همین ساخته شده.
✍️ حالا بریم سراغ اولین اشتباه بزرگ؛ در ادامه هم توی گام ۲ سراغ «رهایی از چاقی با ذهن» میریم.
🚪 اشتباه اول: وقتی ترس راهنمای انتخاب میشه، نه شناخت!
از خودت بپرس: آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی، دقیقاً چرا اون روش خاص رو انتخاب کردی؟
آیا چون عاشقش بودی؟ یا چون از بدن فعلیت فراری بودی؟ 😟
بذار یه تصویر برات بسازم:
داری جلوی آینه لباس پرو میکنی. شکم کمی از زیپ بیرون زده. حس خجالت، عصبانیت و ناامیدی با هم قاطی میشن. توی ذهنت یه جمله تکرار میشه:
«بسه دیگه! باید یه کاری کنم!»
و درست توی همون حالت هیجانی، میری سراغ اولین تبلیغی که میبینی:
🍵 یه دمنوش گیاهی!
🥗 یه رژیم پرطرفدار اینستاگرامی!
🏃♀️ یه چالش ۲۱ روزهی سختگیرانه!
اینجا دقیقاً نقطهایه که اشتباه در انتخاب روش لاغری رخ میده.
انتخابت بر اساس شناخت از بدن و سبک زندگیت نیست، بلکه بر اساس ترس، استیصال و تنفر از وضعیت فعلیته.
👀 مثالی از مدرسه…
یادته تو مدرسه ریاضی سخت بود؟ اگه ازش بدت میاومد، آیا اجبار معلم باعث شد عاشقش بشی؟ نه! چون علاقه با زور ایجاد نمیشه.
تو دنیای لاغری هم همینه.
وقتی روشی رو فقط بهخاطر ترس از چاقی انتخاب میکنی، نه به خاطر علاقه، نه براساس شناخت، نتیجهش میشه:
⛔ شروعهای پرانرژی
⛔ چند روز فشار و محدودیت
⛔ و بعدش، یه سقوط آزاد به سمت ناامیدی
🔬 نگاه علمی به اشتباه انتخاب از روی ترس
طبق تحقیقات انجمن ملی اختلالات خوردن، افرادی که با احساس شرم یا ترس از بدنشون رژیم میگیرن، بیشتر در معرض شکست رژیم و حتی پرخوریهای جبرانی هستن.
چرا؟ چون انتخابشون از روی اضطرابه، نه آرامش. و ذهن مضطرب، هیچ وقت همراه خوبی برای تغییر نیست 🧠💥
✅ راه درست چیه؟
🔍 اول، باید خودتو بشناسی:
- آدم انعطافپذیری هستی یا ساختارمند؟
- به تنهایی بهتر کار میکنی یا با همراه؟
- از محدودیت خوشت میاد یا آزادی؟
بعد، روشهایی رو بررسی کن که با شخصیت، روحیه و سبک زندگیت هماهنگ باشن.
مثلاً اگه از دیکته شدن بیزاری، شاید رژیمهای عددی برات مناسب نباشه.
یا اگه آدم درونگرایی هستی، ممکنه روش لاغری با ذهن، که درونی و آرامه، نتیجهی بهتری بده برات.
💡 اشتباه در انتخاب روش لاغری بیشتر وقتها بهخاطر اینه که عجله داریم و از خودمون نمیپرسیم:
«من واقعاً چی میخوام؟ چی برام جواب میده؟»
پس الان که تصمیم گرفتی لاغر بشی، قبل از اینکه بری سراغ جلسه بعدی، یه نفس عمیق بکش و بپرس:
«آیا دارم این انتخابو از روی عشق و آگاهی انجام میدم، یا از روی ترس و اجبار؟» 🌱
🔑 چون همون لحظه است که میتونی از اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و مسیر جدیدی رو بسازی؛ مسیری که با خودت هماهنگه، نه با تیترهای فریبندهی مجلهها و اینستاگرام.

🎭 اشتباه دوم: گول خوردن از تبلیغات، نه تجربهی درونی
تا حالا شده آخر شب، وسط اسکرول اینستاگرام، یه تبلیغ ببینی که میگه:
✨ «فقط در ۱۰ روز، ۸ کیلو کم کن!»
یا یه خانم خوشهیکل با لیوان دمنوشی در دست، تو ساحل وایساده و میگه:
🌿 «رژیم ما تضمینیه… بدون بازگشت!»
تو اون لحظه، مغز خستهت فقط همون یه جمله رو میفهمه:
«نجات!» 😵💫
و اینجاست که اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری اتفاق میافته… چون تصمیمگیریت از روی تجربهی واقعی خودت نیست، بلکه بر اساس ترس، عجله یا تقلید از دیگرانه.
🧠 ذهن وقتی ناامیده یا استیصال داره، دنبال راهحل سریع میگرده. این کاملاً طبیعیه. اما طبیعی بودنش، درست بودنش نیست!
🔬 از نظر علمی هم این موضوع حسابی بررسی شده. در یک مطالعه منتشرشده در Obesity Research Journal نشون داده شده که ۹۵٪ افرادی که با رژیمهای سخت و سریع وزن کم میکنن، طی ۳ تا ۵ سال دوباره وزنشون برمیگرده!
یعنی چی؟ یعنی بیشتر مردم دچار همون اشتباه در انتخاب روش لاغری هستن:
انتخابی که از بیرون بهشون خورونده میشه، نه از درون جوشیده.
🌀 بدن ما یه چاپگر نیست که دکمهی «لاغری فوری» داشته باشه! یه سیستم پیچیدهست که با هورمونها، مغز، احساسات، باورها و عادتها کار میکنه.
اگه فقط روی ظاهر تمرکز کنیم، مثل اینه که بخوایم با رنگ کردن دیوارای نمکشیده، مشکل ساختمون رو حل کنیم… فقط قشنگتر خراب میشه!
✅ راه بهتر چیه؟
بهجای دنبالهروی کورکورانه از هر رژیمی که «فالوئر زیاد» داره، بشین یه قدم به خودت نزدیکتر شو. ببین تو از چی لذت میبری؟ با چه چیزی احساس امنیت میکنی؟ روش انتخابیت قراره تو رو خستهتر کنه یا زندهتر؟
🧭 هر وقت به جای نگاه به بیرون، به درون خودت نگاه کردی، احتمال اینکه روش درستی برای لاغری انتخاب کنی خیلی بیشتر میشه.

⚠️ اشتباه سوم: سرزنش خودت، بهجای اصلاح روش
یه سؤال ساده اما مهم:
وقتی رژیمی که انتخاب کردی جواب نمیده، چی کار میکنی؟
- الف: میگی این روش برای من مناسب نبوده، باید دنبال یه مسیر دیگه باشم.
- ب: خودتو سرزنش میکنی که «بازم نتونستم… من هیچوقت اراده ندارم!» 😔
واقعبین باشیم… اکثر ما ناخودآگاه میریم سراغ گزینهی «ب».
چرا؟ چون سالها بهمون گفتن:
“لاغر نشدی؟ پس مقصری! تنبلی! بیارادهای! خودتو کنترل نمیکنی!”
و این دقیقاً یکی از خطرناکترین اشتباه در انتخاب روش لاغری؛ چون وقتی یک روش بهمون نمیسازه، به جای اینکه روش رو زیر سؤال ببریم، میزنیم تو سر خودمون!
📉 اما خبر بد اینه که با هر بار سرزنش، نهتنها عزتنفست افت میکنه، بلکه انگیزه و امید به تغییر هم کمرنگتر میشه.
و خبر خوب اینه که اشکال از تو نیست! اشکال از اشتباه در انتخاب روش لاغری.
👗 تصور کن…
رفتی خرید، یه لباس خوشگل دیدی، پوشیدی، دیدی بهت نمیاد.
خب چیکار میکنی؟
میگی: «اوف! من چقدر زشتم!»
یا میگی: «این لباس برام مناسب نیست، باید یکی دیگه امتحان کنم؟»
اگه جواب دومت رو انتخاب کردی، آفرین! تو داری یاد میگیری که لاغری هم مثل لباسه.
همهی روشها برای همه مناسب نیستن.
🌿 بدن ما یه سیستم بینهایت پیچیدهست، با تاریخچهای از احساسات، باورها، ژنها، عادتها و خاطرات.
وقتی با یه رژیم یا برنامه جواب نمیگیری، بهجای مچگیری از خودت، بهتره بگی:
“من روش رو درست انتخاب نکردم… باید روشی پیدا کنم که با مغزم، روحیهم و سبک زندگیم هماهنگه.”
🧠 اشتباه چهارم: نادیده گرفتن قدرت ذهن
منم یکی از اون آدمایی بودم که سالها توی دور باطل روشهای جسمی افتاده بودم:
📉 رژیم پشت رژیم
🏋️♀️ ورزش تا مرز بیحالی
🍵 دمنوش لاغری تلختر از دارو
📦 قرصهای گرون قیمت
💡 و البته دستگاههای عجیب و غریب که بیشتر شبیه ابزار شکنجهی قرون وسطی بودن!
هر بار با هیجان شروع میکردم، و بعد از چند هفته با ناامیدی و اضافهوزن بیشتر تموم میشد.
در واقع، من به شکل ناخودآگاه درگیر یکی از رایجترین اشتباه در انتخاب روش لاغری شده بودم:
نادیده گرفتن ذهن!
یعنی چی؟ یعنی فقط جسمم رو هدف گرفته بودم، در حالی که فرمانده کل بدنم، یعنی ذهنم رو اصلاً ندیده بودم.
🌪 وقتی ذهن نادیده گرفته بشه…
مثل اینه که بخوای ماشین رو هل بدی ولی ترمز دستی هنوز کشیدهست!
تو زور میزنی، عرق میریزی، انرژی میذاری… اما نمیدونی چرا جلو نمیری.
🧠 ذهن همون ترمز دستیایه که اگه آزادش نکنی، هیچ رژیمی و ورزشی کمکت نمیکنه.
🌟 وقتی ذهن رو وارد بازی کردم…
تازه فهمیدم چرا قبلاً موفق نمیشدم. من داشتم با جسم میجنگیدم، در حالی که مغزم هنوز فرمان «چاق بمون!» رو صادر میکرد.
تا زمانی که ذهن قانع نشه، بدن همکاری نمیکنه.
و این، همون نقطهای بود که مسیر من تغییر کرد…
✅ نتیجهگیری:
یکی از بزرگترین اشتباه در انتخاب روش لاغری، نادیده گرفتن مغز و ذهنه.
لاغری پایدار، فقط با کار روی بشقاب غذا نیست؛ باید با ذهن همدست بشی تا به صلح با غذا و بدن برسی.
پس این دفعه که میخوای یه روش جدید برای کاهش وزن رو امتحان کنی، اول از خودت بپرس:
«ذهن من تو این مسیر باهامه؟ یا دوباره قراره مقاومت کنه؟» 🧘♀️🌀

🔒 مزیت جادویی روش ذهنی: لاغر شدن بیصدا، اما عمیق!
وقتی رژیم میگیری، صدای بشقاب سالادت از طبقه بالا هم شنیده میشه!
🍽 مامان میپرسه: «باز کم خوردی؟»
👩💼 همکار میگه: «بازم رژیم گرفتی؟ نترکی یهوقت!»
👨👩👧👦 خانواده با نیشخند میپرسن: «اینیکی رژیمت با قبلیا فرق داره؟!»
حتی گربهی دم پنجره هم قضاوتت میکنه 😿!
اما وقتی میری سراغ روش ذهنی، یه اتفاق جادویی میافته: لاغر میشی، بیسروصدا. مثل شکفتن گل تو دل شب.
🧘♀️ نه قرصی روی میزته،
🏋️♂️ نه لباسی که داد بزنه «من باشگاه میرم»،
📱 نه اپی که صدای اعلانش همهجا بپیچه.
فقط تویی و ذهنت. تویی و خودت.
🎧 تجربه شخصی: وقتی کسی نفهمید، من رها شدم
اولین باری که تمرین ذهنی انجام دادم، حتی همسرم هم متوجه نشد!
نه خبری از “شروع رژیم” بود، نه نگرانی از شکستش. نه ترس از سوالهای تکراری، نه خجالت از توضیح دادن روش جدید.
و همین سکوت، شد بزرگترین مزیتش.
چون تمرکزم کاملاً رفت روی درون خودم، نه روی دفاع کردن از تصمیمم یا ثابت کردن چیزی به دیگران.
🧠 چرا سکوت روش ذهنی کمککنندهست؟
روش ذهنی تو رو از یکی از مهمترین اشتباه در انتخاب روش لاغری دور میکنه:
وابستگی به تأیید و توجه بیرونی.
تو دیگه دنبال این نیستی که “ثابت کنی” میتونی لاغر شی. بلکه واقعاً داری در درونت تغییر میکنی.
تغییری که:
✅ بدون زور و فشار بیرونی اتفاق میافته
✅ از جنس شناخت و آگاهیِ درونیه
✅ و دقیقاً به همین دلیله که پایدار میمونه
🌱 یه مقایسهی جالب:
روشهای پرزرقوبرق بیرونی مثل گل مصنوعیان:
تو رو سریع میبرن بالا، ولی از ریشه خبری نیست.
اما روش ذهنی؟
مثل کاشتن دونهست.
شاید مدتی طول بکشه تا نتیجه بده، ولی وقتی بده، ریشهدار، واقعی، و غیرقابل برگشته.
پس اگه تا حالا فکر میکردی که باید حتماً یه چیز عجیبغریب شروع کنی تا نتیجه بگیری، اینم بدون:
گاهی بهترین تغییرها، در سکوتترین حالت ممکن اتفاق میافتن.
🔐 و این، شاید اون روشیه که تا حالا نادیدهش گرفتی… همون انتخابی که با ذهنت شروع میشه و با دلت میمونه ❤️
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.86 از 297 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدای مهربان
سلام استاد عزیز و دوستان دوست داشتنیام.
امشب بعد از کلی مشغله و با چشم های بسته این متن رو مینویسم.
اما انقدر انگیزه دارم که دوست ندارم ننویسم..
یادمه روزی که برای اولین بار دوچرخه سوار شدم کلی ترس داشتم،باید کارهایی رو میکردم که شجاعت زیاد میخواست.
بارها زخمی شدم بارها خسته شدم بارها افتادم.اما تمام کاری که نکردم این بود که ((کم نیاوردم))
و نتیجهاش این شد که یک هفته مکرر تمرین کردم و بعد از اون من به صورت حرفه اب مبتونستم دوچرخه سواری کنم و مسیر های طولانی رو بدون ذره ای ترس و دلهره رکاب بزنم.
سال ها گذشت و گیتار خریدم.جلسه اول مربیام بهم طرز صحیح گرفتن گیتار،نام نوت ها و..رو یاد داد و یک اهنگ کوچیک برای تمرین جلسه بعد هم برام حاضر کرد. چند هفته بعد میتونستم پیشرفت خودم رو که حاصل همون صبر و استمرار ها بود ببینم.
درسته که گیتار رو علاقه نداشتم و رها کردم،اما الان این یک مثال قشنگ برای شروع دوره مسیر لاغری من بود
ابتدا درباره ربط دوچرخه سواری به این موضوع میگم
چقدر خوب شد که یادم اومد وقتی سنم کمتر بود چقدر باورهای قوی تری داشتم و استمرارم توی کارها زیاد بود..
برای اینکه عاشق پرسه زدن توی خیابون ها با دوچرخه بودم خیلی سریع یاد گرفتگ و توش حرفهای شدم
پس الان باید با همون روحیه و باور قوی عاشق پرسه زدن توی دنیای متناسب ها بشم و سریع یاد بگیرم و حرفه ای بشم.
و بعد مثال کلاس گیتار..
استاد توی این فایل هم مثل مقدمه هر دوره و کار و هنری به ما یک تمرین کوجولو دادن
و گفتن فقط روی همین دو چیز کار کنین
۱_گول رژیم و ورزش و دمنوش و دیگر روش های اشتباه لاغری رو نخورین
۲_با ارامش و لذت غذا بخورین .
همین دو تا رو روش کار کنن میدونی چقدر من رو تغییر میده؟
درسته الان هنوزم گول روش های دیگه رو میخورم و گاهی از خوردن میترسم اما دلیل بر این نمیشه که تا ابد اینجوری بمونم..
همین الان مامانم اومد توی اتاق و گفت ارمیتا لُپ در اوردی
گفتن خب به درک! بزار چاق بشم.اما توی دلم گفتن کور خوندین که دوباره بخوام رژیم بگیرم یا هرچیز دیگه.
جالبه اصلا حرف مامانم رون تاثیر نذاشت چون خودم حس میکنم لاغرتر شدم و حرف بقیه هم مهم نیست
چون قدم بلنده هرچقدم چاق بشم خیلی خودش رو نشون نمیده
اصلا چرا دارم خودم رو قانع میکنم؟ مگه قراره چاق بشم.؟؟ هاهاهاهااااا😂😂
استاد از صبح سر کار بارها این فایل رو گوش کردم و خیلی توی سایت گشت زدم .. فایل خیلی پر بار و قشنگه.قبلا دیدگاه کاملم رو توی سایت گذاشتم پس گفتم زیاد تکراری نکنم.دوستان میتونن چند تا دیدگاه پایین تر بخونن و روی باورشون بیشتر کار کنن
مجدد از شما بابت این همه زحمتی که میکشین تشکر میکنم
موفق باشین
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
اینجا که گفتی مامانت بهت گفت لپ آوردی یاد حرف خواهرم افتادم که دوماه پیش اومد خونمون و من در حال شستن ظرف بودم وپشت به اون بودم .
با تعجب زیاد به مامانم گفت که من چرا اینجوری شدم یکدفعه ؟یعنی خیلی چاق از ناحیه پایین تنه .
وواقعا با اینکه حرف اون دقیقا به نقطه ضعفم اشاره کرد من لبخندی زدم و هیچی نگفتم و تو دلم گفتم بالاخره میبینی که با این آموزشهام چقدر لاغرمیشم .
یه ماه بعد دوباره اومد تو خونمون یهو با همون حس عجیب گفت تو چقدرلاغرشدی!!! انگار نصف شدی ومنم یاد حرف اون روزش افتادم و دوباره همون لبخند برصورتم نشست .وتمام خستگی این همه سال انگار از تنم بیرون رفت .
عزیزم همین که باهمت روی آموزشها وقت میزاری باهمون همت روی احساست وقت بزاری و اجازه ندی هیچی احساست رو خراب کنه بعد مدتی همون آدمها واکنش شون عوض میشه .
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به همه ی دوستان متناسب و استاد گرامی و عزیز
گام اول :بله استاد خوبم ما هم مثل بقیه ی افراد چاق گول خورده ایم
ان قدر متناسب شدن رو در ذهن ما سخت و سخت کرده بودند که دیگه قید متناسب شدن رو زده بودم و خودم رو قبول کرده بودم که تا اخر عمرم همین جور باقی (چاق)بمونم و برای همیشه باید سایزهای بزرگ بپوشم و از خودم متنفر باشم و رفتن جلوی اینه باعث میشد بیشتر و بیشتر از خودم متنفر بشم و همیشه افسوس میخوردم که چرا خداوند مارو چاق افریده
و بعضی ها رو با تناسب اندام افریده که وقتی افراد متناسب رو میدیدم حسرت میخوردم
و هر وقت به باشگاه میرفتم بهمون میگفتن هر چه بیشتر ورزش های سنگین تر انجام بدین بیشتر میتونید عرق بریزید و عرق کردن زیاد باعث میشه زودتر لاغر بشید و وزن بیشتری کم کنید
این چربی های بدنتونه که داره اب میشه
و یا ۱۰دور بدوید دور تا دور سالن باشگاه تا ضربان قلبتون بالا بره و هر چه ضربان قلبت بالاتر باشه و به نفس نفس بیفتید زودتر لاغر میشد
و خیلی خیلی سخت بود و همیشه مسیر خونه تا باشگاه رو با پیاده میرفتم اونم تو افتاب میرفتم که بیشتر عرق کنم و پلاستیک به شکمم می بستم تا بیشتر گرمم بشه و بیشتر عرق کنم
و همراه با ورزش پیاده روی هم میکردم که زودتر لاغر بشم
در منزل هم خیلی تحرک داشتم حالا بکو تحرکم به خاطر چه بود ؟
تحرک داشتم چون بهمون گفته بودند که تحرک داشتن باعث لاغری میشه و ادم هر جه بی تحرک باشه بیشتر چاق میشه
و از طرفی هم تحرک زیاد داشتم و عرق هم میکردم
هم تحرک و هم عرق کردن هر دوتاش باعث لاغری میشد و اما دریغ از یه گرم وزن کم کردن
و مادرم همسرم همیشه بهم میگفت افرین مریم تو خیلی زرنگی در کارهای منزل خیلی بهم کمک میکنی
نمیدونس که من به عشق لاغر شدن کمک میکردم
بیشترین شوق من لاغر شدن بود که تحرک داشته باشم و عرق کنم تا لاغر بشم
می رفتم تو باغچه ی خونه باغچه رو تمیز میکردم
و زمانی که این کار و میکردم خیلی عرق میکردم و خیلی خوشحال میشدم که با این کار لاغر میشم
یا بعد از ناهار چون خیلی پر خوری میکردم و دل درد میگرفتم تا پایین نشستن اون خوراک از تو اشپزخونه بیرون نمی اومدم
و بهش کمک میکردم خودم و مشغول کاری میکردم تا اون سنگینی رفع بشه و تا حدی اون سنگینی کم میشد
و همه این زرنگ بازی ها و تحرک داشتن به عشق لاغر شدن بود ولی هیج وقت این وزنه کم نمیشد
و نمیدونم چرا یه ذره فکر نمیکردم که اخه تو اینقد تحرک داری اینقد ورزش میکنی اینقد عرق میکنی جرا وزنت کم نمیشه
اینقدر به ذهنمون گفتیم که لاغر شدن سخته و سخته
که دیگه ذهن هم پذیرفته و هر کار سختی رو انجام بدم باعث لاغری نمیشه یعنی هر کار سخت تری انجام بدم باز هم میگه سخت تر
باید انجام بدی و قبول نمیکنه
خدا رو شکر میکنم که دیگه بیشتر از اینا گول این تبلیغ های تلویزیونی و برنامه های رژیمی های سخت و دمنوش ها و دکترا نخوردم
گول خوردم ولی نه به اون صورت
کلا گول خوردم سالیان سال و همیشه خسته و خسته تر از سال قبل بودم و از خودم بدم می اومده که خدایا چرا من لاغر نمیشم چرا هر چه پیاده روی ورزش تحرک زیاد و ……دارم اما باز وزن کم نمیکنم
دیگه از خدا هم گله میکردم و توبه توبه کفر میگفتم که دیگه خدا تو چه خدایی هستی
چرا من که بنده تو هستم و خودت میگی بنده هام رو دوست دارم چرا من از خودم راضی نیستم چرا از خودم بدم میاد چرا من اینقدر اندام زشتی دارم چرا نمیتونم هر چه دوست دارم بخرم
چرا نمیتونم لباس زیبای که دوست دارم بپوشم چرا اعتماد به نفس ندارم چرا از رفتن توی جمع خجالت میکشم چرا من اینقدر از خلق شدن خودم گله مندم چرا چرا
😭😭😭😭
خدای من منو ببخش من چند ساله که اشتباه فکر میکردم و اشتباه دریافت میکردم
و الان ۴/۵ساله که دیگه با این دوره ها هستم درست فکر میکنم و درست دریافت میکنم
و فرمول های اشتباه ذهنم رو جایگزین فرمول های صحیح کردم
و باور من اینه که هیچ راهی برای لاغر شدن وجود نداره به جز لاغری با ذهن
و اطمینان ۱۰۰درصد دارم که تنها روش لاغر شدن از طریق ذهن هستش
خدا رو شکر الان خیلی ازادم خیلی اسوده خیلی راحت هر چه که دوست دارم میخورم اونم به اندازه ی نیاز بدنم
و مثل قبل هر غذای مورد علاقه ام نیس
الان غذای مورد علاقه ندارم
فقط غذا رو برای رفع نیاز بدنم میخورم
هله هوله دوست ندارم میوه دوست ندارم
دست از پرخوری برداشتم
و دیگه ذهنم به هوش اومده و حالش خوبه.و دیگه باهوشه و میدونه قضیه از چه قراره
خدا رو شکر میکنم که ازاد ازادم
و سالیان سال در بند خودم اسیر بودم
و الان ازاد شدم ازاد ازاد
زندکی میکنم خدایا ممنونم ازت بابت این زندگی لذت بخش و ازاد و دست داشتنی
ممنونم و سپاس از استاد عزیزم 🌹🌹🌹🌹
سلام دوست عزیز خیلی خوشحالم که به این نتیجه عالی رسیدید
خیلی دوست دارم ببینم چند کیلو بودید و الان چند هستید و طی چه مدتی ممنونم
به نام خدای مهربان
متاسفانه متناسب شدن و لاغر شدن رو در ذهن ما اینقدر سخت و دشوار کردن که اگر روشی راحت بود ما باورش نمیکنیم در واقع اینقدر گفتن لاغر شدن با عرق کردن و فعالیت شدید کردن و نخوردن و سختی کشیدن همراه هست که دیگه ما باور کردیم لاغری سخت هست و ذهن ما با بارها شنیدن این حرفها دیگه نمیتونه لاغر بشه پس دقت کنید درمورد اضافه وزن چی رو باور میکنید .
مگر یک فرد چاق در این دنیا چه چیز میخواهد غیر از اینکه راحت بخوره و ترس و عذاب وجدان نداشته باشه آخه همه ی ما هر روز داریم غذا میخوریم ولی با ترس میخوریم باید یاد بگیریم بدون ترس بخوریم و این فرق یک ذهن متناسب و ذهن چاق هست اونی که با ترس غذا میخوره هی چاقتر میشه و اونی که با لذت میخوره هر چقدر بخوره چاق نمیشه .
فردی که اضافه وزن داره دوست داره با لذت بخوره و ترس از چاق شدن نداشته باشه و احساس خوب داشته باشه و سلامت و شاد باشه .
اگر الان از چاق شدن هراس داری بدون فقط تفاوت تو با یک متناسب در فرمولهای ذهنی شما هست پس به هر حرفی توجه نکن که میگه تو باید از فلان چیز بخوری یا بمالی و …. تا لاغر بشی خیلی از تبلیغات میان در ذهن ما لاغر شدن رو سخت میکنن ولی گول نخورید اینطور نیست لاغر شدن بسیار آسان هست .
پس تبلیغات اول ما رو تحت فشار فشار میزارن که تو نمیتونی لاغر بشی چون متابولیسم تو کم و یا سوخت و ساز تو کم و یا تیروییدت مشکل داره ووووووو بعد میگن بیا این کار روی بکن که من میگم تا لاغر بشی !!!.
شما وقتی چاقتر میشی هی حرص میخوری هی اذیتی .
یکی از مزایای لاغری با ذهن این هست که به شما اطمینان داده میشه که لاغر میشی .وقتی این رو باور کردی ذهن میپزیره و مسیر شروع میشه اگر باور کنی لاغر شدن سخته به همون اندازه که باور کنی سخته ذهن میپزیره و لاغر شدن به همون اندازه سخت میشه ذهن ما اصولا کاری که براش سخت باشه انجام نمیده .
افکار و نگرشت باید تغییر کنه وقتی یاد گرفتی چطور لاغر بشی اون همه ترس و نگرانی تموم مبشه و میگی که من میتونم لاغر بشم و بعدا خندت میگیره به این حرفها که میگفتی .
نوشته های بچه ها رو بخون تا ذهنت باور کنه و بپذیره لاغر شدن راحت هست .
الان در ذهن ما لاغری راحت و آسان هست خیلی باور پذیر تر شده به نسبت قبل از آشنایی چرا ؟؟چون داریم اطلاعات درست میدیم و وقتی ذهن این مساله رو پذیرفت در مسیرش قرار میگیری .
پس نگو لاغری سخت و دشوار هست باور کن لاغررشدن آسون هست و میشه زندگی جدیدی رو تجربه کرد .
برداشت من از فایل :
واقعا من یه عمر اشتباه فکر کردم و شنیدم و دیدم که لاغری سخت و دشوار هست که باید حتما زجر و سختی بکشم و پدرم در بیاد تا لاغر بشم و من همیشه به اطرافیانم میگفتم من باید ماه ها جون بکنم تا ۲۰۰ گرم کم کنم ولی خیلی راحت در عرض یک مدت کم من چندین کیلو اضافه میکنم چرا اخه اینطور هست ؟؟و هر چقدر بیشتر این حرفها رو باور میکردم و به زبون میاوردم لاغرشدن برام سخت تر میشد . و اما در کنار این باور غلط کلی باور غلط دیگه هم داشتم که جسممن با متناسب ها حتما یه فرقی داره که من چاقم و اون لاغر و یا باور داشتم من همیشه میل به عدا دارم و دست خودم نیست و اما متناسبها میل به غدا ندارن و خوش به حالشون هست و یا این اواخر باور داشتم که در بدن من کلی مسایل هست که من رو چاق میکنه مثل کم کاری تیرویید و من باید با اونها بجنگم که چاقی بر من علبه نکنه و کارم سخت تر از بقیه هست و از بعضی غداها خیلی وحشت داشتم و ترس از خوردن خیلی از اونها رو داشتم حتی ترس از ورزش نکردن و …. داشتم که میگفتم وای اگر من غدای سرخ شده و یا فست فود بخورم و ورزش نکنم کلی چاقتر میشم و من همیشه باید در محدودیت و فعالیت شدید باشم و اما نتیجه برای من برعکس شده بود و با وجود ورزش سنگین و رژیم شدید من هر روز چاقتر میشدم .
و این اواخر چاقی رو مثل یک غول بزرگ فرض میکردم که کل جسم من رو گرفته و من در مقابل اون بسیار ناتوانم و همش باید به خودم فشار بیارم تا شاید یکم کوچیکترش کنم و هلش بدم از تو جسمم بره عقب ولی این اواخر انگار زورم دیگه به اون نمیرسید و اون داشت روز به روز در من بیشتر میشد و من دیگه بسیار ناراحت و ناامید و ناتوان بودم و از خدا میخواستم تا کمکم کنه و خد اوند من رو به سایت تناسب فکری هدایت کرد و زمانی که وارد سایت شدم دیدم چقدر از سطح بالایی به این قضبه نگاه شده چقدر اگاهی های جالبی اینجا هست کلی پرده از جلوی چشمام کنار رفت و دیدم بابا همه چیز رو که من دخیل در چاقی و لاعری خودم میدونستم هیچ کاره هستن فقط خودمم که خودم رو چاق و یا لاغر میکنم با قدرت ذهنم و وقتی تعهد دادم خودم مسول چاقی و لاغری خودم هستم خیلی خوشم اومد انگار اطمینان داشتم حالا که اینطوره پس من میتونم دوباره به تنهایی بدون هیچ عامل بیرونی فقط با کمک فایلهای استاد دوباره لاغر بشم و احساس توانمندی و شادی و آرامش،و احساس خوب پیدا کردم و احساس اعتماد به نفس بهتری پیدا کر دم ووو و و هر وقت هر حرفی رو استاد در فایلها میگفتن بسیار از نظر من به جا و منطقی و درست بود و انگار از دل من حرف میزدن و من اون موقع از ۱۲ جلسه ی رایگان شروع کردم و چقدر همه چیز رو با گوشت و پوست تنم لمس کرده بودم و چقدر من از این موانع و باورهای غلط داشتم و همونجا بود که من این روش و حرفهای استاد رو مثل وحی منزل پذیرفتم و همون موقع بود که قبول کردم که لاغر شدن آسانترین کار دنیا هست یعنی در مقابلش مقاومتی نداشتم ولی کار برد تا در عمق ذهنم نفود کنه با یک دفعه نبود بسیار با خودم گفتم و خوندم و حرفهای استاد رو شنیدم و تکرار کردم و حتی یادممیاد نوشتم به در یخچال زدم تا دیگه خیلی برام این جمله طبیعی شد ولی هنوزم باید تکرار کنم تا بازم بیشتر برام طلیعی بشه که لاعری مثل نفس کشیدن من و صربان قلب من خیلی راحت در من جاری میشه و اصلا سخت نیست .
من الان بعد از چندین ماه بودن در سایت دیگه برعکس شدم اگه کسی بگه لاغری سخته تعجب میکنم اگر کسی بگه خوش به حال لاغر ها تعحب میکنم اگر کسی بگه از خوردن فلان چیز میترسم تعجب میکنم اگر کسی بگه برای لاغری باید زجر و سختی کشید و همیشه با چاقی جنگید تعجب میکنم واگر کسی بگه میخوام عمل کنم تا لاعر بشم تعجب میکنم و یا از هرروش دیگه مثل ورزش،و رژیم گرفتن حرف بزنه برای لاغری که لاغر بشه من تعجب میکنم چون تنها راه درست لاغری از طریق ذهن هست چون من میدونم خوردن یه دستور مغزی هست و باید از معز ما این دستور خوردن درست بشه و با فشار به جسم و هیچ چیز دیگه درست نمیشه اگر هم برای یه مقطعی کسی از راه غلط لاعر بشه جون همچنان دستور مغری غلط هست و درستش نکرده دوباره اون شخص به جای اولش برمیگرده ….
پس تو درست رفتار کن و به حرفها و تمرینات استاد عمل کن عاشق خودت و جسمت باش و یه سری کارها رو که استاد میگه انجام نده و یا یه سریها رو که استاد میگه انجام بده اونها رو انجام بده تا خود به خود و طبیعی لاغری وارد زنگیت و جسمت بشه و تو بیشتر لذت ببری .
خدا شاهده از وقتی وارد سایت شدم هیچ ورزشی حتی یک پیاده روی ساده رو هم ندارم و هیچ رژیمی و محدودیتی ندارم همین دیشب دیر وقت گرسنه بودم به اندازه نیازم خوردم و از خودم راضی بودم اونم برنج و جوجه چیزی که قبلا جرات نمیکردم برا شام بخورم حالا دیشب اخر وقت خوردم مگر من غیر از این که راحت بخورم با لذت بخورم حالم و احساسم خوب باشه و آرامش داشته باشم و تناسب اندام و سلامتی بیشتر داشته باشم و شادی داشته باشم دیگه چه چیزی میخوام این همه آزادی در خوردنم بسیار ارزشمند هست و من که یه مدت درگیر رژیم و ورزش شدید بودم و درد چاقی و این مسایل رو کشیدم حالا میدونم چقدر این آزادی ارزشمند هست و شکر گذار خدا هستم و من که قبلا چاق بودم میدونم چقدر تناسب اونم به این روش ذهنی ارزشمند هست و آزادی میاره و هر روز بیشتر از قبل شکر گذار خدای خودم هستم که در این مسیر و دوره ها هستم و یه فرد که از اول متناسب بوده قطعا مثل من این دید رو به خوردنش و اندام خودش نداره و خیلی براش چیز خاصی نیست و لی این چاقی و مشکلاتش در گذشته باعث شده که من الان خیلی از چیزها رو بهتر درک کنم و پیداشون کنم و حتی وجود خودم و خدای خودم رو بهتر پیدا کنم برای همین هیچ وقت به چاقیم به عنوان یه چیز بد نگاه نمیکنم و بارها میگم چه خوب شد که به این مشکلات بر خورم که حالا در این مسیر باشم و از دل اون تضاد چاقی به خوبیهاش نگاه میکنم و دیگه بهش تنفری ندارم و میدونم اونم به زودی از جسممن بیرون میره .
باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی
بسسسیار خوشحالم که از۳۷ روز قبل با این سایت پربار آشنا شدم دوره ۱۰۰گام رو شروع کردم اولش خوب پیش میرفتم .ولی از اونجایی که زیاد دوست ندارم بنویسم فایل مربوط به هر روز رو گوش میدادم ومطالب طلایی رو هم در کنارش مرور میکردم به گام ۳۲دوم رسیدم .خودم روی ذهنم وباورهای اشتباه فکر میکردم وکلی باور اشتباه پیدا میکردم .
توی این مدت رژیم کتوژنیک رو کنار گذاشتم .ترس از خوردن تاحدودی در من کاهش یافت ولع ریزه خواری خیلی کمتر شد .انرژی وآرامش بیشتری رو تجربه کردم اوایل احساس لاغری و آزاد شدن لباسهام رو هم داشتم .
ولی دوباره احساس کردم دارم وزن اضافه میکنم تصمیم گرفتم دوباره از اول شروع کنم.وتمرینات رو درست انجام بدم صحبتهای استاد در گام اول رو گوش دادم به نظرم حاوی مطالبی بود که سری اول متوجه اونها نشده بودم .
یکی از دوستان در نظرات نوشته بودن که با اینکه تصور میکردن چاق شدن ولی لاغر شده بودند منهم بعد از یک ماه خودمو سایز کردم وبا کمال تعجب دیدم که با سایز زمان رژیم برابر هستم خیییلی خوشحال شدم ومتوجه شدم هنوز چاقی در ذهن من داره زندگی میکنه .
امیدوارم من وهمه دوستان بتونند در این مسیر موفق عمل کنند و به آرزوشون برسند .باتشکر از جناب استاد .
سلام دوست عزیزم.چقدر کیف کردم وقتی خوندم که سایزت کم شده ولی تو خودت رو چاق میدیدی ..
دقیقا همینه…منم هزاران بار تجربه اش کردم
و میدونی چی خوشحالم کرد؟ اینکه این دوره رایگان و با ارزش حالا میدونم که نتیجه میده .همون ۱ درصد شکی که داشتم هم از بین رفت.
اگر تو و بقیه دوستان نتیجه گرفتین پس ممکنه و به قول استاد همه چیز به نگرش من بستگی داره..
مرسی که حست و نتایجت رو با ما به اشتراک گذاشتی تا یکی مثل من که هنوز شکی در دلش هست دیگه با اطمینان ادامه بده..!
همیشههه موفق باشی و ادامه بدی دوست گل
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و بچه های سایت تناسب فکری
منم قبلا دقیقا همین فرمول های ذهنی رو داشتم که عرق کردن رو اب شدن چربی های میدیدم و سعی و تلاش میکردم بیشتر عرق کنم یادم یه ژل خریده بودم میزدم به اطراف شکمم و یه پلاستیک هم می بستم تا محکم عرق کنم و چربی های بیشتری اب کنه یا اینکه یبار رفته بودم یه پلاستیک بزرگ خریده بودم و جای دست و سر رو بریده بودم و می پوشیدم چنان عرق میکردم و کیفِ دنیا رو میکردم که چربی هام داره مثل برف ذوب میشه ولی نگو اب بدنم داره کشیده میشه تو چند روز چنان فشار افتاد که کلا از هر چی وزن کم کردن بود پشیمون شدم نه فقط منی که وزنم بالا بود فکر میکردم باید عرق کنم اطرافیانم هم که لاغر بودن پیشنهاد میدادن که باید عرق کنی تا لاغر بشی وگرنه با تکون نخوردن لاغری وجود نداره قشنگ یادمه همون موقع میگفتم بالاخره یه راه پیدا میکنم که بدون تحرک فیزیکی لاغر شم بخورم و لاغر شم و الان هدایت شدم به این سایت .
در مورد ترس از غذا خوردن دقیقا همینطوریه که استاد میگه تو فک و فامیلم برادرم، برادر خانمم ،پسر خاله های خانمم، غذا میخورن در حد لالیگا فقط اینو بگم برادر خانمم وقتی ابگوشت تیلیت میکنه همون لقمه تیلیت کرده رو میزاره لای نون میخوره پسر خاله های خانمم هر کدومشون یک ران کامل مرغ میخورن و سه برابر من برنج یعنی یه دیس پلو خوری پر پر میخوره بعدشم من با خونوادم یعنی چهار نفریم یه ران میخوریم اخرشم کلی مرغ و برنج با اینکه ۴ نفره میخوریم اضافه میاد یعنی میخوام بگم خوراک من بهمراه چهار نفر اندازه یه نفر از فامیلمونه حالا تو همین خانوادمون فقط من ترس از خوردن دارم که بزرگترین پاشنه آشیلمه خانم بچه هام هر سه تاشون اندامشون اندازه اندازه هستن ولی من تقریبا ۲۰ تا ۲۵ کیلو وزن اضافه دارم اونم امیدوارم با این دوره بتونم پاشنه آشیلمو رفع کنم و فرمول های ذهنیمو تغییر بدم
سلام اقای شهبازی.میدونین چی بین ما مشترک بود؟ اینکه من هم یکروزی یقین داشتم که میتونم هرچی میخوام بخورم و لاغر شم و به قول شما هدایت شدم به این سایت .
هرکسی که الان اینجاست درون خودش میدونسته که مشکل در ما نیست بلکه یک عامل دیگه باعث چاقی ما میشه، اما بخاطر عوامل بیرونی و معلمانمون ذهنمون مقاومت داشت و باور نمیکرد به راحتی میشود لاغر شد.
همین که یک روزی فرکانسش رو فرستادیم خدا پاسخ مارو داده چقدر حس خوبیه!!! وقتی بدونی یک مسیری رو خودت خلق کردی . البته خوب و بدش فرقی نداره چون ما در هر لحظه داریم زندگیمون رو خلق میکنیم
چه در مورد ثروت چه سلامتی چه روابط و حتی تناسب..
کافیه فرکانس خوب و مثبت بدی قطعا جواب میده.
درود و خدا قوت
لاغری اسان ترین کار دنیاست
ما گول خورده ایم
یک فرد چاق فقط میخواد بدون ترس غذا بخوره
تفاوت بین فرد چاق و لاغر
کسی با ارامش و لذت غذا بخوره لاغره
کسی با ترس غذا بخوره چاق و چاق تر میشود
لاغر شدن هیچ زحمتی ندارد و کار خواصی هم قرار نیست انجام دهید فقط یک سری تکنیک ذهنی رو اموزش ببینیم
نباید گول خورد لاغری رو در ذهن خود سخت نکنید ذهن مقاوم است در برابر کار سخت انجام دادن
لاغر شدن راحتتراز چاق شدن است
وقتی در مسیر لاغری قرار بگیری ارامش کسب میکنی .
در لاغری با ذهن :
به این باور میرسید که میتوانید لاغر شوید
وقتی باور کردید در مسیر قرار میگیرید .
سلام استاد
ابتدا تشکر و قدردانی بابت زحمات شما به خاطر صد گام
و از خداوند مهربان به خاطر اینکه من در این دوره قرار داد خیلی ممنونم و ممنون که تا این حد من دوست داشت
بارها برای لاغر شدن گول خورده ام
سالها پیش دکتر تغذیه ای که در تهران خیلی هم معروف رفتم
رژیمش به قدری کم کالری بود که بعد رژیم نمیدونستم چه قدر باید بخورم حتی اگر دو قاشق هم میخوردم با خودم میگفتم خوب این زیاد چون تو رژیم سبزیجات بود این الان برنج و ادامه رژیم هم بعد شش ماه ممکن نبود دیگه قادر به خوردن غذاهای تکراری نبودم پس لاغر شدن برای من قله ای دست نیافتنی بود
لاغر شدن به قدری سخت بود که هر کس لاغر میشد میگفتم چه طوری و وقتی ورزش میرفتم بعد دو ساعت باشگاه رفتن پیاده روی هم میکردم تو خونه هم تردمیل و تازه احساس میکردم به جای لاغری بدنم باد کرده وای چه روزهایی بود لاغر شدن واقعا برام سخت شده بود و قرص های لاغری میخوردم که باید راه میرفتم و هر چی راه میرفتم برای لاغری من کم بود همه چیز کم بود تمام تلاشم کم بود و ناگهان رها میکردم و دوباره و رها و دوباره وای تمام زندگی من این بود اصلا انگار من خلق شده بودم تا برای لاغری بجنگم فکر کنم خدا هم خسته شد از وضعیتم که من تو دورا قرار داد
با سلام خدمت استاد عزیرم استاد من تا جلسه سی ودوم اموزش رو رفتم ولی حس کردم دوباره باید بر گردم وامروز یکم ماه مرداد دوباره از اول شروع کردم منکه اصلا لاعری بادهن برایم سخت نیست وحتما با این روس لاعر میشوم من تقریبا بعداز ماه رمصون دارم لاعری رایگان رو به طور جدی انجام میدم از چالش اینو نخوردم شروع کردم عجب چالشی بود به همه پیشنهاد میکنم کهگوش کنند خیلی عالیه البته امروز که با دوستم رفتم بیرون دوستم گفت چاق شدی ولی گفتم اصلا چاق نسدم واوگفت چرا راستش اول کمی توی خونه اذیت شدم ولی گفتم بلاخره این درخت بامبویی رو که دارم یواش یواش اب میدم سر از خاک بر میداره واگر اینطوری بسه دیگه تمام وخودش به طور خودبخود رشد میکنه اونهم زیاد والبته دوستم داره دوهفته است رژیم میگیره خدایی لاعر هم شده ولی من مطمینم که نمیتونه چون صبحها که میریم باهم پیاده روی اون همش ازمقدار غذاش مبگه واز نوع غذاش میگه وصحبت میکنه واز ابنکه طول روز همس به فکر همین چیزهاست ولی من نه وقتی اون صحبت میکنه من حرف رو عوص میکنم که ورودی استباهی وارد دهنم نکنه ولی در باطن خیلی مطمینم که من پیروز میدانم چون لاعری با ذهن اصلا شکست نداره طول میکشه ولی سوخت نداره خوردن مثل نفس کشیدن حق طبیعی بدن من است کلی من با فرمولهای اشتباه از خوردن ترس داشتم ولی الان نه واصلا میدونم که کار من درسته ولی تا رسیدن به هدف کلی ام راه زیادی دارم ونیاز به اموختن بیشتر واستمرار وتمرین ونا امید نشدن عمل کردن به تمرینهایم را سر لوحه خودم قرار دادم خدارو شکر که سالم هستم وخدا را دارم وخدایا سکرت که هستی وهوای من رو دادی که من رو هدایت کروی خدایا شکرت شکرت وسکرت
به نام خدای هادی
گام اول:
متناسب شدن را چگونه در ذهن ما سخت و دشوار شده است؟
به ما گفته شده لاغر شدن سخته،باید عرق بریزی و رژیم بگیری تا لاغر بشی،باید کمتر بخوری،کالری غذاهاتو بشماری،تنقلات رو از زندگیت حذف کنی و بیشتر مایعات و آب بخوری ، نون و برنج آدم رو چاق میکنه پس کمتر بخور یا اصلا نخور تا لاغر بشی،تحرک بیشتر داشته باش،کمتر بخواب تا چاق نشی.باید هزاران راه سخت و پر از رنج رو بری تا به نتیجه برسی وگرنه لاغر شدن که آسون نیست. بسیار هم سخته و جونت در میاد.و ذهن ما این حرف هارو از زبون هر کسی شنیده و باور کرده.و نتیجه اون باور های ذهنی شده جسم و روح نامتناسبی که داریم.
درباره اضافه وزن چه باور هایی دارم(داشتم)؟
من ارثی چاق هستماستخوان بندی درشتی دارمبازوهام و شکمم اصلا کوچیک نمیشهمن هیکلم مثل مامانمه و زود چاق میشمنون و برنج و تنقلات من رو چاق کرده غذا زیاد خوردن من رو چاق کرده برای لاغر موندن باید ورزش کنم و پیاده روی برم آب فراوان باعث لاغریم میشهو…این ها در صورتیست که اطرافم افراد زیادی رو میشناسم که :در خانواده چاق به دنیا اومدن اما کاملا متناسب هستند.بدون اینکه تلاش خاصی بکنن شکم و بازو ندارند.مادر نامتناسبی دارند ولی خودشون لاغراندام هستند.نون و برنج و تنقلات رو هرچقدر مصرف کنند نه چاق میشن و نه لاغر.غذا زیاد میخورن ولی اصلا چاق نمیشن.برای متناسب موندن نه ورزش میکنن و نه به پیاده روی میرن.آب فراوان هم نمیخورن تا بتونن لاغر بمونن.(مثال افراد رو در دفترم نوشتم)
تفاوت غذاخوردن افراد متناسب و نامتناسب چیست؟افراد متناسب با آرامش و لذت غذا میخورند.افراد نامتناسب با ترس از چاق تر شدن غذا میخورند.نتیجه= کسی که با آرامش غذا میخورد هرچقدر هم که بخورد چاق نمیشود در مقابل کسی که با استرس و ترس بخورد حتی اگر کم بخورد چاق میشود.
پس ما کم کم متوجه خواهیم شد که تنها تفاوت یک ذهن چاق و متناسب در فرمول های(اگاهیهای) ذهنی اونها است.
فردی که اضافه وزن داره یا ترس از اضافه وزن داره از دنیا چی میخواد؟
هرچی میخوره چاق نشه،با ارامش همون غذایی رو که ار روز میخوره بخوره،احساس خوب داشته باشه،برای یکبار هم که شده طعم غذارو با تمام وجودش بدون ترس بچشه و مهم تر از همه 》سلااااااامت》 باشه.چون حق طبیعی هر فردی که در این دنیا زندگی میکنه اینه که با لذت از نعمت های خداوند استفاده کنه.
اگر الان از خوردن میترسیم از چاق تر شدن هراس داریم و شادی و اعتماد به نفس نداریم مشکل فقط در فرمول های ذهنیست ولا غیر!!!!!
تا زمانی که استاد نگفته بودن متوجه نبودم که تبلیغات برای لاغری چقدر باعث خودباختگی و تخریب شخصیتی ما میشده!!اونها اول مارو از خودمون قطع امید میکردن،میگفتن مشکل از ماست،در ذهنمون مارو ناتوان میکردن و بعدددد در اخر محصول خود رو معرفی میکردن و به اصطلاح میگفتن حالا که تو انقد ناتوان و بدبختی بیا از محصول ما استفاده کن تا لاغر بشی!! و اکثر ما چقدر گول خوردیم…
میدونستید لاغر شدن خیلی آسون تر از چاقیه؟با ذکر یک مثال منطقی این جمله ثابت میشه:وقتی داریم چاق میشیم تمام احساسات بد رو تجربه میکنیم از جمله: کمبود اعتماد به نفس،ترس،تنفر از چاقی و …ولی در مقابل وقتی داریم لاغر میشیم ارامش داریم،با لذت هر روز زندگی میکنیم و اعتماد به نفس و شادی ما روز افزون میشه!
حالا به اندازه ای که لاغر شدن در ذهنمون سخت بشه میتونیم با سختی به لاغر شدن برسیم!چون اصولا ذهن ما کار سخت رو دوست ندارا کلی عااآشق راه های هموار و آسونه پس انقدر روی خودمون کار میکنیم یا لاغر شدن در ذهن ما آسون بشه و کم کم در مسیر لاغری قرار بگیریم..
استاد اگاهی های این جلسه فوق العادهاست از شما ممنونم بابت این همه اطلاعات قوی و عالی
با سلام خدمت استاد گرامی..سخنی که از دل بیاد حتما به دل می نشیند. وصحبت های شما بسیار امیدوارکننده است و بسیار به دل می نشیند و ذهن را به تفکر درست وامیدارد.
دقیقا چقدر به راحتی چاق شدیم و لحظه ای به ذهنمان نرسید که میشود به همان راحتی لاغر شد این جمله شما بسیار بسیار جای تفکر و کامل دارد.ازهمین الان به رسیدن به هدف شدیداامیدوارشدم