وقتی چاق بودم، فقط با دهنم غذا نمیخوردم. با چشمم هم میخوردم، با بینیم هم میخوردم و حتی با گوشم. ناهارم رو تا حالت خفگی خورده بودم، ولی تا یه جعبه شیرینی وارد خونه میشد، باز یکی دو تا برمیداشتم. اون روزها اسم این رفتار رو پرخوری عصبی میذاشتم و فکر میکردم دست خودم نیست. امروز میدونم اینها فرمولهایی بود که ذهنم یاد گرفته بود.
این نوشته جلسه ششم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه پنجم (دلیل چاق شدن من) دیدیم که مهمترین دلیل چاقی، باور کردن چاقیه. در این جلسه میخوام بگم مغز چطور با این فرمولها عادتهای ما رو تغییر میده و چطور میتونی ناظر رفتار غذایی خودت باشی.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🎯 پرخوری عصبی؛ عادتی که میشه تغییرش داد
خیلیها میگن «وقتی زندگی بهم فشار میاره و اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت خوراکی». انگار غذا براشون شده یه قرص آرامبخش یا سپر ایمنی در برابر احساسهای منفی.
ولی یه قانون ساده در لاغری با ذهن داریم: هر دلیلی وقتی درسته که برای همه یه نتیجه داشته باشه. اگه عصبی شدن باعث پرخوری میشد، همهی آدمهایی که عصبی میشن باید پرخوری میکردن. ولی خیلی از دوستان و فامیل و همکارهای ما در شرایط سخت عصبانی یا نگران میشن و باز هم متناسب میمونن. پس عصبی شدن بهتنهایی دکمهی پرخوری رو فشار نمیده.
خیلی از ما این رفتار رو از بچگی یاد گرفتیم. در خیلی از خانوادهها، وقتی بچه گریه یا بهانهگیری میکنه، یه خوراکی دستش میدن تا آروم بشه. بچه کمکم یاد میگیره که «هر وقت ناراحتم، باید یه چیزی بخورم تا حالم بهتر بشه». وقتی این الگو بارها تکرار بشه، سالها بعد همون بچه در بزرگسالی، موقع عصبانیت یا غم، ناخودآگاه سراغ غذا میره.
بنابراین در لاغری با ذهن، ما پرخوری عصبی رو به عنوان یک عادت که اونو یادگرفتیم میدونیم، نه یه چیزی که از درون بدن ما رو مجبور به خوردن کنه.

🔁 چاقی؛ اعتیاد به پرخوری
اعتیاد یعنی کاری که نمیتونیم انجامش ندیم. عادت هم همینه. چاقی هم در واقع نوعی اعتیاد به پرخوریه. شاید بگی «من که خیلی غذا نمیخورم». در ادامه میبینی که خوردن فقط اون چیزی نیست که سر سفره اتفاق میافته.
ریشهی هر عادتی که در بدن ما خودش رو نشون میده، در ذهنه. اگه دلیل چاقی بدن ما بود، میشد با فشار آوردن به بدن لاغر شد. ولی ما سالها با نتیجه، یعنی همین بدن، جنگیدیم و هیچوقت سراغ ذهنمون نرفتیم که ببینیم چرا داریم چاق میشیم.
شاید الان ناراحت بشی و بگی «من این همه سال به چاقیم توجه کردم، رژیم گرفتم، ورزش کردم، دیگه چه کار باید میکردم؟». حق داری. من هم همین کارها رو میکردم. ولی همهی این کارها یعنی جنگیدن با چاقی و فرار از اون، نه نظارت بر رفتاری که ما رو چاق میکرد.
از امروز میخوام دو نفر باشی. یه نفر همون آدم قبلیه که راه خودش رو میره. نفر دوم ذهن آگاه توئه که رفتار غذایی اون آدم رو زیر نظر میگیره. وقتی ناظر رفتار خودت بشی، میبینی در طول روز کجاها رفتارهای چاقکننده داری. باور کن تغییر دادن این رفتارها برای همه آسونه.
اعتقاد من اینه که لاغری با ذهن از چاقی با ذهن سادهتره. ما هر روز برای چاقتر شدن رنج میکشیم. وقتی میخوریم عذاب وجدان داریم و وقتی نمیخوریم هم ناراحتیم. ولی وقتی بدونی کدوم رفتار تو رو چاق کرده و اون رو تغییر بدی، آرامش میگیری و مطمئنی که راه درست رو انتخاب کردی.

🍽️ فرق شروع غذا خوردن ما و لاغرها
مغز یه آدم متناسب و مغز یه آدم چاق هیچ فرقی با هم ندارن. ولی ببین عملکردشون چقدر متفاوته. وقتی بدن یه آدم متناسب به انرژی نیاز داره، مغز فرمان خوردن میده. اون آدم هیجانزده نمیشه. از غذایی که دوست داره انتخاب میکنه، به اندازهی نیازش میخوره و سیر میشه. هر چقدر هم غذا متنوع و زیاد باشه، فرقی براش نمیکنه؛ چون سیر شده.
ولی آدم چاق تا حس کنه گرسنهست، هیجانزده میشه. مدام میگه «گرسنمه، بریم یه جا غذا بخوریم» و همهی کارها رو میذاره برای بعد از غذا. در حالی که اصلاً گرسنه نیست؛ فقط از حالت خفگی کمی پایینتر اومده.
آدم چاق معمولاً انتخاب هم نداره و هر چی باشه میخوره. از خیلی از آدمهای متناسب پرسیدم «اگه گرسنه باشی و غذای موجود رو دوست نداشته باشی چه کار میکنی؟». میگفتن «نمیخورم؛ یا غذایی که دوست دارم رو تهیه میکنم یا صبر میکنم». ولی من هر چی در یخچال بود، حتی غذای یکی دو هفته پیش، برمیداشتم و میخوردم.
یادمه به دوستی که سیر بود نون خامهای تعارف میکردم و اون میگفت «نمیتونم، از گلوم پایین نمیره». من اصلاً نمیفهمیدم یعنی چی. میگفتم «مگه راهش رو بستن؟ بذار تو دهنت!». چون من هیچ تجربهای از «میل ندارم» نداشتم. من همیشه میل داشتم. برای آدم متناسب، سیری یعنی رفع نیاز بدن. ولی برای من سیری یعنی خفگی.
👄 ما چاقها پنج تا دهن داریم!
یه نکتهای که هیچجا ندیدم و خودم بهش رسیدم: آدم متناسب فقط از راه دهانش غذا میخوره. ولی یه آدم چاق از چهار پنج راه غذا میخوره. انگار پنج تا دهن داره. راه اول همین دهانه که همهمون میشناسیم. حالا بقیهی راهها رو ببین.
خوردن با چشم
فرض کن غذات رو تا حالت خفگی خوردی و کنار گذاشتی. بعد مهمون میاد یا یکی یه جعبه شیرینی میاره خونه. تو فقط شیرینی رو میبینی و تصمیم میگیری بخوری. آیا گرسنه بودی؟ نه. آیا مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان داد؟ نه. چشمت تصویر شیرینی رو به مغز فرستاد. فرمول ذهنت هم میگه «هر وقت این تصویر رو دیدی، خوردی». بنابراین مغز فرمان خوردن میده و تو حتی یادت میره که سیری. یه آدم متناسب با چشمش غذا نمیخوره.
خوردن با بینی
کاملاً سیری و میری خونهی مادرت. غذای مادر معمولاً یه چیز دیگهست و بوی خیلی خوبی داره. هنوز غذا رو ندیدی و اصلاً تصمیم به خوردن نداری، ولی بوی قورمهسبزی رو حس میکنی. همین بو به مغزت میرسه و فرمول قبلی میگه «بوی این غذا یعنی خوردن». یهو حس میکنی دلت خالیه. یا از جلوی یه کبابی رد میشی و با اینکه سیری، گرسنهات میشه. آدم متناسب از راه بینی به خوردن تحریک نمیشه.
خوردن با گوش
دوستت تعریف میکنه «دیشب رفتیم یه رستوران جدید، غذاش عالی بود، زیاد بود، تازه تخفیف هم داشت!». این اطلاعات از راه گوش به مغزت میرسه و فرمول قدیمی فرمان میده. از همون لحظه فکر اون رستوران دیوونهات میکنه تا بری و امتحانش کنی. یا کسی که میخواد غذا بخوره، شروع میکنه به تعریف کردن از ادویه و گوشت تازه و سبزی تازهی غذاش و تو با اینکه سیری، هوس میکنی.
لمس و طعم؛ تشدیدکنندهها
یه راه دیگه هم هست که بهتنهایی راه جدایی نیست، ولی خوردن رو بیشتر میکنه. بارها پیش اومده بود که شیرینی تعارف میکردن و من تصمیم داشتم فقط یکی بردارم. ولی تا شیرینی دانمارکی رو در دستم میگرفتم و نرمیش رو حس میکردم، با خودم میگفتم «چقدر تازهست» و دو تا برمیداشتم. یا گاز اول رو که میزدم و طعمش رو حس میکردم، فوراً میرفتم سراغ دومی و سومی. آدم متناسب با لمس کردن یا چشیدن یه چیز خوشمزه تحریک نمیشه که بیشتر بخوره.

📺 تبلیغهای غذا برای ما ساخته میشن
جالبه بدونی که بخش بزرگی از صنعت غذا با همین رفتارهای ما میچرخه. ما آدمهای چاق خیلی بیشتر از نیاز بدنمون میخوریم. بنابراین بیشتر تبلیغهای غذا، تابلوهای رستورانها و عکسهای جذاب روی بستهها، در اصل برای ماست.
تبلیغهای غذا رو ببین: یه خانوادهی چهار نفره با لباسهای رنگی و آهنگ شاد که همه میخندن. بعد عکس غذا با بخار و دودش رو نشون میدن. چون نمیتونن بوی غذا رو منتقل کنن، با تصویر جاش رو پر میکنن. ما هم بعداً در رستوران ناخودآگاه سراغ همون چیزی میریم که تبلیغش رو دیدیم. ولی آدم متناسب اصلاً این تصویرها رو نمیبینه.
🌱 اولین جوانهها رو جشن بگیر
از امروز به رفتار غذایی خودت آگاه باش. بشین و صادقانه بنویس در طول روز چه بارهایی خوردی که مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان نداده بود؛ یعنی اول چشم یا بینی یا گوشت اطلاعات داد و بعد مغزت فرمان خوردن صادر کرد. این همون آگاهیه. وقتی این آگاهی رو پیدا کنی، کمکم حق انتخاب پیدا میکنی.
خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن بعد از چند روز برام مینویسن: «امروز رفتم خونهی مادرم. قبلاً اگه بود، کلی میخوردم. فلان غذایی که خیلی دوست داشتم هم بود، ولی میلم نکشید». خودشون هم تعجب میکنن. چون چند روزه روی ذهنشون کار کردن و فرمولها کمی تغییر کرده.
وقتی این تغییرها رو در خودت دیدی، فعلاً به بدنت نگاه نکن. اول باید فرمولها عوض بشن، بعد رفتارها و آخر سر بدن. بنابراین برای هر تغییر کوچیک به خودت آفرین بگو. نگو «حالا یه روز میلم نکشید، که چی؟». هر درختی که میوه میده، اول از یه جوانهی کوچیک شروع کرده. وقتی اولین تغییرها رو میبینی، یعنی جوانه زده. ادامه بده و تکرار کن تا رشد کنه.
در دورهی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد میگیرید چطور عادتهایی را که فکر میکنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، بهدرستی شناسایی و بازنویسی کنید.
✨ تمرین این جلسه: ناظر رفتار غذایی خودت باش ✨
جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات همین جلسه بنویس. نوشتن کمک میکنه ذهنت شفافتر بشه.
🌱 مرحله اول: پرخوری از نگاه تو
- 🍽 به نظرت پرخوری یعنی چی؟ از کجا به بعد خوردن، پرخوری حساب میشه؟
- 😞 پرخوری چه احساسی در تو ایجاد میکنه؟
- 🧠 به نظرت برای فهمیدن اینکه چقدر باید بخوریم، باید چطور عمل کنیم؟
🌟 مرحله دوم: پنج دهن خودت رو پیدا کن
از امروز چند روز ناظر رفتار غذایی خودت باش. هر بار که بدون گرسنگی واقعی غذا خوردی، بنویس از کدوم راه شروع شد:
- 👀 چشم: چیزی دیدی و هوس کردی؟
- 👃 بینی: بویی به مشامت رسید؟
- 👂 گوش: کسی از غذایی تعریف کرد؟
- ✋ لمس و طعم: با دست گرفتن یا چشیدن، بیشتر خوردی؟
برای هر مورد یه مثال واقعی از زندگی خودت بنویس. اگه روزی دیدی میلت به خوردن نکشید، اون رو هم بنویس و به خودت تبریک بگو.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 🌸
در جلسه بعد (قسمت هفتم: فرمولهای چاقی) میبینیم مغز ما چطور بدون اینکه بفهمیم، فرمولهای پنهان چاقی رو اجرا میکنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. پرخوری عصبی یعنی چی؟
یعنی وقتی عصبی، ناراحت یا خستهایم، سراغ غذا میریم. در لاغری با ذهن این رفتار رو یه عادت یادگرفته میدونیم؛ چون خیلیها عصبی میشن ولی پرخوری نمیکنن. بنابراین مثل هر عادت دیگهای قابل تغییره.
۲. چرا وقتی عصبی میشم دستم میره سمت یخچال؟
چون احتمالاً از بچگی یاد گرفتی غذا حال آدم رو بهتر میکنه؛ مثلاً هر وقت گریه میکردی، یه خوراکی دستت میدادن. این الگو با تکرار به یه فرمول ذهنی تبدیل شده که امروز ناخودآگاه اجرا میشه.
۳. منظور از «پنج دهن» چیه؟
آدم متناسب فقط وقتی بدنش نیاز داره از راه دهان غذا میخوره. ولی آدم چاق با دیدن، بو کردن، شنیدن تعریف یک غذا، یا لمس و چشیدنش هم تحریک به خوردن میشه؛ حتی وقتی سیره.
۴. چطور پرخوری عصبی رو تغییر بدم؟
اول ناظر رفتار خودت شو و بنویس هر بار از کدوم راه به خوردن تحریک شدی. این آگاهی کمکم بهت حق انتخاب میده. بعد با تغییر باورها و فرمولهای ذهنی، عادت پرخوری خودبهخود کمرنگ میشه.
امتیاز 3.97 از 240 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
سلام استاد دقیقا من از همه روش هایی که گفتین غذا و شیرینی میخورم ..فقط کافیه ببینم
اما یه سوال من این چند روزه غذام به اندازه کردم نمیدونم درسته.
به خودم همش میگم با همین مقدار سیر میشم.همین بسه ..ولی بازم ته ذهنم انگار بهم فشار بیاد که بخور مثل قبل بخور تا لذت ببری…همون لحظه میام فایل های شما گوش میدم بهتر میشه..نمیدونم به خوردنم از همین حالا برنامه داشته باشم یا همون منوال باشه و فقط تمرینات داشته باشم…البته برای بحث عادت واقعا از وقتی به عادت شیرنی خوردن فکر میکنم ازش بدم اومده..البته توی این سه روز نزاشتم چشمم بهش بخوره
سلام استاد گرامی
قبل هرچیز ازتون خیلی متشکرم برای زحمت هاتون، می دونم نباید ترازو بریم اما پیش اومد و رفتم، و خواستم این نوید رو بهتون بدم که طبق فرمایشاتتون، بدون هیچ رژیمی و ورزشی از سوم مرداد تا امروز دوازدهم مرداد 1.600 کاهش وزن داشتم
و اعتراف میکنم این چند روزی چندین رفتار اشتباه داشتم اما هربار هرلقمه ای که به دهنم گذاشتم با خودم گفتم این غذا دوای متناسب شدن منه و هدایتم میکنه به جاده تناسب اندام
خب با گوش دادن جلسه ششم پی بردم که توجه داشتن های من به چاقی و رژیم طی این سالیان بی راهه ای بوده که هربار به بن بست خورده و راه رو اشتباه می رفتم
من همیشه به همسرم گفتم چاقی هم جزو بدترین نوع اعتیاد هست چون خیلی وقت ها رفتارهای خوراکی بدون اراده داشتم برای لذت خوردن فقط
واقعا خیلی لذتبخش راحت هرجایی رفتن و هر لباس دلخواهی پوشیدن
از امروز سعی می کنم آگاهانه خوراکم رو انتخاب کنم و مصرف کنم
من هم جزو افرادی بودم،دیگه نمیخوام بگم هستم، پس میگم بودممم که از تمام حواس پنجگانه ام تحریک می شدم به خوردن و این حرفاتونو با تمام وجود لمس کردم و متشکرم که آگاهم کردین به این حقه های بدنی
من با فایل جلسه ششم تغییرات رو در خورنم دیدم، بذر رو روز اول کاشتم و امروز شاهد جوانه زدنش بودم و سپاسگزارتونم
و امیدوارم جملات و کلمات ما هنرجوها جرقه ای بزنه در ذهنتون برای مطالب مفید بیشتر
شاید روش شما گزینه آخر ما برای خاتمه چاقی باشه اما از طرف مقابل گزینه اول هست برای متناسب شدن و اولین ها هیچوقت فراموش نمیشن استاد عزیز
———————
ممنونم که در فایل دوم بهم نشون دادین من لایق متناسب شدنم و همه ی نیروی ذهنیم رو در راه این لیاقت داشتن بکار می گیرم
نشان های دریافت شده
تمرینات فایلهای 6و5،،.،،،،،،،،، بدلیل نبودن قسمت دیدگاه در فایل پنج وشش باهزاران درود و میلیونها پرانرژی باشید خدمت دوستان هم هدف و استاد گرانمایه عزیز جناب آقای عطار روشن.
وقتی صحبت از مغز و عملکرد اون میکنیم، از بذرهای اصلاح شده که همون ترمیم وتعمیر باورهای اشتباهه. واگر از بذر بی ثمر که تو مغز پاشیده میشه، که همون آب درهاون کوبیدنه که مغز بیچاره هر کار میکنه باورای اشتباه رو تغییر بده، فایده ای نداره که نداره، افراد متناسب باورشون رو یا اصلاح کردن ویا از روز اول فرمولای مغزیشون دست نخورده مونده، وشانس بیارن که یه شخص با ذهن منفی باف تومسیرشون قرار نگیره. من برای اضافه وزنم موقع خوردن اونقدر پرخور نبودم که به مرحله خفگی برسم، ولی تو فايل شماره 6 اون حرف قشنگ که،، ماها چندتا دهن داریم،، منم دهنم چشام بودن. ویک دهان نداشتم ، واقعا همینجوره تمام حواس ما دهان ما هستند و دست مارو میگیرند وسمت غذاهای مختلف و خوراکیهایی که یا با شخص عزیزی که باهاش خاطره داریم ویا بار اولمون بوده،، ویا خوراک زمان بچگیمونه، که جای خودشو داره، ، پس بنابراین وقتی بوی غذا اگراز جایی به مشاممون میخورد بی دست وپا سمت اون بو حرکت میکردیم،، اگرم اون لحظه دسترسی نداشتیم تواولین فرصت تهیه ش میکردیم،. به این صورت که بوی غذا با روح وروانمون بازی میکرد،و در وجود من روح وروانم، کاملاً خودمو از خودم میگرفت میگفتم زود میرم خونه بکوریه چشم اون خونه مثلا قورمه سبزیه مشتی میزنم وکنارشم یک پیاز جانانه میزنم به بدن ومیرم به فضا،، غذاهای مونده یا بقرمایش استاد فاسد که دوستسم داریم، دیگه معنی نداره وقتی که باورات وفرمولای بیچاره مغزمون دستکاری شدن، اصلا اینکه قبلا میگفتبم اون فاسده جاشو به یه مشت باورهای تعجب برانگیز میده ، البته من هیچوفت چاق نبودم وباور م همیشه این بود که من اصلا چاق نمیشم واسه همین منم حتی بعد از ازدواج اقلا چاق نشدم حتی بعداز زایمان دومم وزنم1 50،5 نهایت نيم تا یک کیلو اینو اونور میشد.، ، تا ابنکه باز تیروئید من واکنش نشان داد و من رفتم خدمت یه خانم دکتری که ایکاش حداقل اونجا نمیرفتم، چون تمام اونهمه باور زیبای لاغری وتناسب رو از ضمیر ناخودآگاه وخودآگاه من چنان زیروروکرد، که تا امروز جز اضافه رواضافه چبزی به ارمغان نتونسته بیاره، گفت،،،، که کم کاری باعث چاقیه مفرط میشه، قرصهای پیرامون اعصابم همه چاق کننده هستن،، تمام دیوار نامرئیه باورای قشنگم فروریخت و دیو زشت چاقی ازين خرابه ذهنم عبور کردو توذهن پاکم خونه کرد ونتیجش این شد که کلی اضافه وزن اومد سراغم ،،، ولی ازاونجاییکه ما ذاتمون از پاکیهاست، خدای آسمانها وزمین مارو رها نکرد ودستمون رو به دست امپراتوری سرزمین تناسب ولاغری ها جناب عطار روشن سپرد ،، بله چاق ها یک دهن ویک مسیر ندارن،، هر وقت از چیزی ترسیدم به سرم آمد، از چاقی بترسی، قطعاً چاق خواهی شد ، وواقعایاد گرفتیم که همونطور میشه . ، دنیاوتجربه نشون داده هرچی رو نخواهیم، جذبش کردیم، ومثلا اگر کسی یا بریده ی روزنامه ای، تبلیغات رسانه ای
ذهنمون رو با باور چاقی پر کرد میشه مسیر رو عکس رفت و جای باورها را عوض کردو جاش فرشته رو نشوند وباز دور این جنگل سوخته نهال تناسب کاشته، با باوری زیباتر وپایدارومانا،،،، جدا خدا خیلی دوستمون داره که تحت لوای استادی، در حال شاگردی هستیم،(جسارت نباشه، عذر خواهی میکنم) که اهل دوزو کلک و دروغ وریا نیستن، من چندتا سایت دیگه رو تحت همین عنوان یعنی،، لاغری با ذهن،، دنبال کردم ووقتی خوندمشون چیزی جز کپی و شبیه سازی از سایت استاد عزیزمون استاد عطار روشن نبود تازه خنده دار تر اینکه کتاب راز رو برداشتن وخلاصه نویسی کردند وچند جاش اسم لاغری رو بجای کلمات ارزشها و باورها جابجا کردند ویه عکس که معلوم نیست که از کدوم قاره واز چه کسیست برای بالاتر کشیدن سایتشون
ازش استفاده کردن،،،وبه اسم خودش چاپ کرده وذره ای حاضر نیست تو قسمت سوالات کسی رو راهنمایی کنه ونظرش رو پاسخگو باشند، مگر اینکه وجهی دریافت کنند، اونم معلوم نیست که چه قدر درست میگن. .نه که مهم باشه چون ، اعتقادم اینه که خدا بدها رو برای نشون دادن خوبان آفرید که چشمان تیزبین وزیبا بین تو مقایسه ایندو (خوب وبد) از قوه ی تشخیصش به خوبی استفاده کنه. “باور میفرمابید صبح های زود که واسه پیاده روی ورزش ودویدن که میرم از جلوی در خونه تاپارک وجنگل کنار خونمون ، با هندزفری صدای پراز موج مثبت شماروگوش میدم وواقعا حالم خیلی بهتر شده، با یه نگاه نو بدنیا وآدمها نگاه میکنم،وجالب اینکه باورهای اشتباه دیگران وحرفهای منفی بعضی بد خواهان یا حتی اقوام، گاهی اوقات باعث پیشرفت میشه چون مطمئن تر میشی که کارت وباورات درست ترند، و قدرت خدای جهانیان را آنقدر شاکرم که بجای ترس از چاقی باهاش یه برخورد صحیح میکنم، حالا دیگه از هیچی وهیچ باور عقب اندازی که منو به عقب برگر دونه وباز بذارم بیاد سراغم پیروی نمیکنم ازاستاد گلم کمال تشکر رو دارم وبرای هم هدفی ها مم آرزوی رسیدن به پیروزی رو دارم. شادو خوش هیکل وخوش تیپ و سلامت باشید.،، من باید،،،، من میتوانم ،
و
نشان های دریافت شده
استاد فایل جلسه ششم رو چندین بار گوش کردم .فایل این جلسه خیلی خیلی فوق العاده بود.من هم فهمیدم که غیر از خوردن از راه دهان خوردن از راه چشم هم دارم.
فهمیدم من لیاقت بهترین هارو دارم و دیگه خودمو سرزنش نمیکنم.
با شنیدن این فایل حس خیلی عالی در من پیدا شده و خیلی مشتاق تر از قبل به این مسیر ادامه میدم
نشان های دریافت شده
سلام به دوستان عزیزم و استاد بی نظیر
استاد این جلسه فوق العاده بود ……. این که ما فقط از طریق دهان غذا نمی خوریم از طریق چشم ، گوش، بویایی، و…. هم غذا می خوریم . چقدر جالب بود وقتی توضیح میدادین مواردی یادم می اومد که مثلا غذا خورده بودم ولی مامانم مثلا داشت یک غذایی درست می کرد اگر ان غذا غذایی بود که دوست داشتم چون شانس اورد که هر غذایی رو دوست ندارم ……. دوست داشتم بخورم ازش ……… یا مثلا بوده کسی از بیرون اگر غذایی اورده که دوست داشتم ازش خوردم …… با این که شام خورده بودم ……… و فایل دوم هم که بی نظیر بود بی نظیر دقیقا من هیچ وقت خودم لایق نمی دیدم با این که زیاد اضافه وزن نداشتم و خیلی ها حتی دوست داشتن اندامشون مثل من باشه اما من همش خودم سرزنش می کردم به خاطر اندامم الان که عکسام نگاه می کنم می بینم بابا چقدر خوشتیپ بودم و الکی با این احساس باعث شدم سه ،4 کیلو اضافه ورن پیدا کنم و همیشه کسی میدیم لاغر شده می گفتم نه بابا تو که نمی توانی ………. چرا نمی توانم چون خودم لایق نمی دونستممممم اره من مسئول چاقییمممم هستممممممممم فقط من ……… نه غذا ها ، نه ادم ها ، و نه هیچ کس و هیچ چیز دیگه ای …….. و الان هم خودم مسئول لاغریممممم هستممممممممم چون لایقققققققق بهترین انداممممممممم چون لایق پوشیدن لباس ها و شلوارهای رنگی رنگی گل گلیممممممممممممم ….. چون لایق زیباترین بهترین اندامممممم چون لایق بهترین زندکیمممممم چون لایقققق شادی و احساسسسسس خوبمممممممم ……. چون لایق ارامشممممممممممم
متشگرم استاد براتون بهترین زندگی ، سلامتی ، ثروت و شادی بی حد و نصاب رو آرزومندم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز
من امروز مسیولیت چاقی و عدم تناسب اندامم رو شخصا خودم به عهده میگیرم و هیچکسی یا چیزی جز خودم مقصر این قضیه نیست ولی اعتماد به نفسم رو از دست نمیدم چون لایق بهترین ها هستم من لایق بهترین بدن و مغز هستم.
من به غیر از تناسب اندام متناسب شدن و متعادل شدن عادت ها و روش های زندگیم هدفم شده الان هدفم لاغری نیست هدفم درست زندگی کردنه ،درست خوردن،درست خوابیدن،درست ورزش کردن و انجام صحیح هرکاری که باید در طول زندگیم صورت بگیره،من تازه فهمیدم چقدر با کارهای نادرست به بدنم ضرر زدم ،منظورم فقط خوردن نیست خیلی کارهای دیگه ست مثل ورزش نکردن،غذاهای سرخ کرده خوردن و……
الان تقریبا دو هفته ست که میلی به غذاهای ناسالم ندارم و فقط غذاهای سالم و آب پز میخورم و اینکه به حد سیری غذا میخورم و خیللللللی حالم خوبه ولی متوجه شدم از راه دیدن هم غذا میخورم و خیلی سریع با دیدن غذا خوردن دیگران تحریک به خوردن میشم لطفا ی راه حلی برای این مشکلم بدید .ممنون از همه کمکاتون استاد
سلام مهدیه عزیز
دوست من موضوع اینجاست که فرمول های ذهنی هستن که مغز توسط اونها داره به بدن ما فرمان میده. ما باید این فرمول ها رو با تکرار فایل ها و کاشتن بذرهای لاغری تغییر بدیم. یعنی وقتی فوکوس روی تغییر فرمول های ذهنی باشه به صورت خودکار دیگه مغز کمتر فرمان میده که بخور و سپس موضوع غذاخوردنت حل میشه. اما اگه بخوای همون مسیر قبلی رو بری یعنی بدون اینکه روی فرمول ها تمرکز کنی فقط بخوای نخوری که میشه همون رژیم سخت و درد آور. چرا سخت؟ چونکه مغز دستور میده بخور اما تو میخوای مقاومت کنی و نخوری. و این میشه درگیری ذهنی. بنابراین ما میخواهیم یادبگیریم فرمول ها رو عوض کنیم که مغز دستور نده بخور. و مغز دستورات متناسب کننده رو بده که در این حالت وقتی فرمول کمی تغییر کنه خودت متوجه میشی رفتارتم داره تغییر میکنه. بنابراین فرمول های ذهنی ما هستند که دارند رفتارهای ما رو ایجاد میکنند وقتی فرمول ها چاق کننده باشه هدایت میشویم به سمت رفتارها و عادت های چاق کننده و وقتی فرمول های ذهنی متناسب کننده باشه هدایت میشیم به سمت لاغری. دوست داشتم این نکته رو باهات به اشتراک بگذارم. عاشقتم.
سلام به استاد عزیز و همه دوستان خوبم
تمرین این جلسه در مورد رفتار های غذایی
وقتی این چند روز یکم بیشتر دقت کردم به چند مورد پی بردم
-موقعی که حوصله ندارم یا حالم زیاد خوب نباشه بیشتر به سمت غذا و تنقلات میرم و دوست دارم بخورم
-توی جمع گاهی بیشتر تحریک میشم برای خوردن وقتی همه در حال خوردنن
-وقتی خوراکی مثل چیپس و پفک تو خونه باشه نمیتونم نخورم
-در برابر اصرار ها ی دیگران برای خوردن مخصوصا مامانم گاهی نمیتونم مقاومت کنم
و همینطور بیشتر دقت میکنم تا متوجه رفتار های غذایی خودم بشم.
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی
استاد من ۴۰ روز پیش فایل جلسه ۶ رو گوش کردم و بهش فک کردم تو این مدت ۴۰ روزه من ب دلایلی نتونستم فایل ها رو گوش کنم و تمرینات رو انجام بدم اما حواسم به تمرینات قبلی بود ک وقتی سیر شدم بگم میل ندارم و درحده خفه شدن غذا نخورم.به نظرتون نیازه که از اول شروع کنم یا از همین مرحله ادامه بدم؟
امروز دوباره فایل ۶ رو گوش کردم،من از طریق چشم و گوش بیشتر از دهان غذا میخورم ولی من ب این باور رسیدم ک هیچ چیز جز ذهن من باعث چاقیه من نیست
تا همین دیشب وقتی که پسر کوچکم نمیتونست غذاش رو تموم کنه من میگفتم حیفه و اون باقیمانده غذا رو میخوردم اما حالا با شنیدن این فایل این سوال رو از خودم پرسیدم که آیا لیاقت من خوردن غذای اضافه فرد دیگریست ؟ من طی این سالها اینقدر خودم رو تحقیر میکردم؟ من نادانسته بارها و بارها خودم رو تحقیر کردم.
نه، من خیلی با ارزش هستم .
من لایق بهترینها هستم .
من لایق این هستم که دوباره تناسب اندامم رو بدست بیارم و از این به بعد با خودم مثل یک ملکه رفتار خواهم کرد.
نشان های دریافت شده
با سلام و احترام خدمت شما استاد ارجمند و گرامی
فایل شش واقعا برای من مفید وتاثیرگذار بود. در واقع جرقهای در من ایجاد کرد وباعث شد که جور دیگری به مساله چاقی نگاه کنم . من با تمام وجود مسولیت اضافه وزن خودم رو میپذیرم و از امروز خودم رو لایق پوشیدن لباسهای شیک و شادو رنگ روشن میبینم…. من خودم را لایق احساس خوب شیک پوشی میدانم… من خودم را لایق داشتن وزن ایده آل وخوش اندامی میدانم و خودم را لایق احساس شادی و آرامش و اعتماد به نفس بالا میدانم…. و مطمئن هستم که قطعا به زودی به تمامی این احساس ها خواهم رسید