وقتی چاق بودم، فقط با دهنم غذا نمیخوردم. با چشمم هم میخوردم، با بینیم هم میخوردم و حتی با گوشم. ناهارم رو تا حالت خفگی خورده بودم، ولی تا یه جعبه شیرینی وارد خونه میشد، باز یکی دو تا برمیداشتم. اون روزها اسم این رفتار رو پرخوری عصبی میذاشتم و فکر میکردم دست خودم نیست. امروز میدونم اینها فرمولهایی بود که ذهنم یاد گرفته بود.
این نوشته جلسه ششم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه پنجم (دلیل چاق شدن من) دیدیم که مهمترین دلیل چاقی، باور کردن چاقیه. در این جلسه میخوام بگم مغز چطور با این فرمولها عادتهای ما رو تغییر میده و چطور میتونی ناظر رفتار غذایی خودت باشی.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🎯 پرخوری عصبی؛ عادتی که میشه تغییرش داد
خیلیها میگن «وقتی زندگی بهم فشار میاره و اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت خوراکی». انگار غذا براشون شده یه قرص آرامبخش یا سپر ایمنی در برابر احساسهای منفی.
ولی یه قانون ساده در لاغری با ذهن داریم: هر دلیلی وقتی درسته که برای همه یه نتیجه داشته باشه. اگه عصبی شدن باعث پرخوری میشد، همهی آدمهایی که عصبی میشن باید پرخوری میکردن. ولی خیلی از دوستان و فامیل و همکارهای ما در شرایط سخت عصبانی یا نگران میشن و باز هم متناسب میمونن. پس عصبی شدن بهتنهایی دکمهی پرخوری رو فشار نمیده.
خیلی از ما این رفتار رو از بچگی یاد گرفتیم. در خیلی از خانوادهها، وقتی بچه گریه یا بهانهگیری میکنه، یه خوراکی دستش میدن تا آروم بشه. بچه کمکم یاد میگیره که «هر وقت ناراحتم، باید یه چیزی بخورم تا حالم بهتر بشه». وقتی این الگو بارها تکرار بشه، سالها بعد همون بچه در بزرگسالی، موقع عصبانیت یا غم، ناخودآگاه سراغ غذا میره.
بنابراین در لاغری با ذهن، ما پرخوری عصبی رو به عنوان یک عادت که اونو یادگرفتیم میدونیم، نه یه چیزی که از درون بدن ما رو مجبور به خوردن کنه.

🔁 چاقی؛ اعتیاد به پرخوری
اعتیاد یعنی کاری که نمیتونیم انجامش ندیم. عادت هم همینه. چاقی هم در واقع نوعی اعتیاد به پرخوریه. شاید بگی «من که خیلی غذا نمیخورم». در ادامه میبینی که خوردن فقط اون چیزی نیست که سر سفره اتفاق میافته.
ریشهی هر عادتی که در بدن ما خودش رو نشون میده، در ذهنه. اگه دلیل چاقی بدن ما بود، میشد با فشار آوردن به بدن لاغر شد. ولی ما سالها با نتیجه، یعنی همین بدن، جنگیدیم و هیچوقت سراغ ذهنمون نرفتیم که ببینیم چرا داریم چاق میشیم.
شاید الان ناراحت بشی و بگی «من این همه سال به چاقیم توجه کردم، رژیم گرفتم، ورزش کردم، دیگه چه کار باید میکردم؟». حق داری. من هم همین کارها رو میکردم. ولی همهی این کارها یعنی جنگیدن با چاقی و فرار از اون، نه نظارت بر رفتاری که ما رو چاق میکرد.
از امروز میخوام دو نفر باشی. یه نفر همون آدم قبلیه که راه خودش رو میره. نفر دوم ذهن آگاه توئه که رفتار غذایی اون آدم رو زیر نظر میگیره. وقتی ناظر رفتار خودت بشی، میبینی در طول روز کجاها رفتارهای چاقکننده داری. باور کن تغییر دادن این رفتارها برای همه آسونه.
اعتقاد من اینه که لاغری با ذهن از چاقی با ذهن سادهتره. ما هر روز برای چاقتر شدن رنج میکشیم. وقتی میخوریم عذاب وجدان داریم و وقتی نمیخوریم هم ناراحتیم. ولی وقتی بدونی کدوم رفتار تو رو چاق کرده و اون رو تغییر بدی، آرامش میگیری و مطمئنی که راه درست رو انتخاب کردی.

🍽️ فرق شروع غذا خوردن ما و لاغرها
مغز یه آدم متناسب و مغز یه آدم چاق هیچ فرقی با هم ندارن. ولی ببین عملکردشون چقدر متفاوته. وقتی بدن یه آدم متناسب به انرژی نیاز داره، مغز فرمان خوردن میده. اون آدم هیجانزده نمیشه. از غذایی که دوست داره انتخاب میکنه، به اندازهی نیازش میخوره و سیر میشه. هر چقدر هم غذا متنوع و زیاد باشه، فرقی براش نمیکنه؛ چون سیر شده.
ولی آدم چاق تا حس کنه گرسنهست، هیجانزده میشه. مدام میگه «گرسنمه، بریم یه جا غذا بخوریم» و همهی کارها رو میذاره برای بعد از غذا. در حالی که اصلاً گرسنه نیست؛ فقط از حالت خفگی کمی پایینتر اومده.
آدم چاق معمولاً انتخاب هم نداره و هر چی باشه میخوره. از خیلی از آدمهای متناسب پرسیدم «اگه گرسنه باشی و غذای موجود رو دوست نداشته باشی چه کار میکنی؟». میگفتن «نمیخورم؛ یا غذایی که دوست دارم رو تهیه میکنم یا صبر میکنم». ولی من هر چی در یخچال بود، حتی غذای یکی دو هفته پیش، برمیداشتم و میخوردم.
یادمه به دوستی که سیر بود نون خامهای تعارف میکردم و اون میگفت «نمیتونم، از گلوم پایین نمیره». من اصلاً نمیفهمیدم یعنی چی. میگفتم «مگه راهش رو بستن؟ بذار تو دهنت!». چون من هیچ تجربهای از «میل ندارم» نداشتم. من همیشه میل داشتم. برای آدم متناسب، سیری یعنی رفع نیاز بدن. ولی برای من سیری یعنی خفگی.
👄 ما چاقها پنج تا دهن داریم!
یه نکتهای که هیچجا ندیدم و خودم بهش رسیدم: آدم متناسب فقط از راه دهانش غذا میخوره. ولی یه آدم چاق از چهار پنج راه غذا میخوره. انگار پنج تا دهن داره. راه اول همین دهانه که همهمون میشناسیم. حالا بقیهی راهها رو ببین.
خوردن با چشم
فرض کن غذات رو تا حالت خفگی خوردی و کنار گذاشتی. بعد مهمون میاد یا یکی یه جعبه شیرینی میاره خونه. تو فقط شیرینی رو میبینی و تصمیم میگیری بخوری. آیا گرسنه بودی؟ نه. آیا مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان داد؟ نه. چشمت تصویر شیرینی رو به مغز فرستاد. فرمول ذهنت هم میگه «هر وقت این تصویر رو دیدی، خوردی». بنابراین مغز فرمان خوردن میده و تو حتی یادت میره که سیری. یه آدم متناسب با چشمش غذا نمیخوره.
خوردن با بینی
کاملاً سیری و میری خونهی مادرت. غذای مادر معمولاً یه چیز دیگهست و بوی خیلی خوبی داره. هنوز غذا رو ندیدی و اصلاً تصمیم به خوردن نداری، ولی بوی قورمهسبزی رو حس میکنی. همین بو به مغزت میرسه و فرمول قبلی میگه «بوی این غذا یعنی خوردن». یهو حس میکنی دلت خالیه. یا از جلوی یه کبابی رد میشی و با اینکه سیری، گرسنهات میشه. آدم متناسب از راه بینی به خوردن تحریک نمیشه.
خوردن با گوش
دوستت تعریف میکنه «دیشب رفتیم یه رستوران جدید، غذاش عالی بود، زیاد بود، تازه تخفیف هم داشت!». این اطلاعات از راه گوش به مغزت میرسه و فرمول قدیمی فرمان میده. از همون لحظه فکر اون رستوران دیوونهات میکنه تا بری و امتحانش کنی. یا کسی که میخواد غذا بخوره، شروع میکنه به تعریف کردن از ادویه و گوشت تازه و سبزی تازهی غذاش و تو با اینکه سیری، هوس میکنی.
لمس و طعم؛ تشدیدکنندهها
یه راه دیگه هم هست که بهتنهایی راه جدایی نیست، ولی خوردن رو بیشتر میکنه. بارها پیش اومده بود که شیرینی تعارف میکردن و من تصمیم داشتم فقط یکی بردارم. ولی تا شیرینی دانمارکی رو در دستم میگرفتم و نرمیش رو حس میکردم، با خودم میگفتم «چقدر تازهست» و دو تا برمیداشتم. یا گاز اول رو که میزدم و طعمش رو حس میکردم، فوراً میرفتم سراغ دومی و سومی. آدم متناسب با لمس کردن یا چشیدن یه چیز خوشمزه تحریک نمیشه که بیشتر بخوره.

📺 تبلیغهای غذا برای ما ساخته میشن
جالبه بدونی که بخش بزرگی از صنعت غذا با همین رفتارهای ما میچرخه. ما آدمهای چاق خیلی بیشتر از نیاز بدنمون میخوریم. بنابراین بیشتر تبلیغهای غذا، تابلوهای رستورانها و عکسهای جذاب روی بستهها، در اصل برای ماست.
تبلیغهای غذا رو ببین: یه خانوادهی چهار نفره با لباسهای رنگی و آهنگ شاد که همه میخندن. بعد عکس غذا با بخار و دودش رو نشون میدن. چون نمیتونن بوی غذا رو منتقل کنن، با تصویر جاش رو پر میکنن. ما هم بعداً در رستوران ناخودآگاه سراغ همون چیزی میریم که تبلیغش رو دیدیم. ولی آدم متناسب اصلاً این تصویرها رو نمیبینه.
🌱 اولین جوانهها رو جشن بگیر
از امروز به رفتار غذایی خودت آگاه باش. بشین و صادقانه بنویس در طول روز چه بارهایی خوردی که مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان نداده بود؛ یعنی اول چشم یا بینی یا گوشت اطلاعات داد و بعد مغزت فرمان خوردن صادر کرد. این همون آگاهیه. وقتی این آگاهی رو پیدا کنی، کمکم حق انتخاب پیدا میکنی.
خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن بعد از چند روز برام مینویسن: «امروز رفتم خونهی مادرم. قبلاً اگه بود، کلی میخوردم. فلان غذایی که خیلی دوست داشتم هم بود، ولی میلم نکشید». خودشون هم تعجب میکنن. چون چند روزه روی ذهنشون کار کردن و فرمولها کمی تغییر کرده.
وقتی این تغییرها رو در خودت دیدی، فعلاً به بدنت نگاه نکن. اول باید فرمولها عوض بشن، بعد رفتارها و آخر سر بدن. بنابراین برای هر تغییر کوچیک به خودت آفرین بگو. نگو «حالا یه روز میلم نکشید، که چی؟». هر درختی که میوه میده، اول از یه جوانهی کوچیک شروع کرده. وقتی اولین تغییرها رو میبینی، یعنی جوانه زده. ادامه بده و تکرار کن تا رشد کنه.
در دورهی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد میگیرید چطور عادتهایی را که فکر میکنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، بهدرستی شناسایی و بازنویسی کنید.
✨ تمرین این جلسه: ناظر رفتار غذایی خودت باش ✨
جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات همین جلسه بنویس. نوشتن کمک میکنه ذهنت شفافتر بشه.
🌱 مرحله اول: پرخوری از نگاه تو
- 🍽 به نظرت پرخوری یعنی چی؟ از کجا به بعد خوردن، پرخوری حساب میشه؟
- 😞 پرخوری چه احساسی در تو ایجاد میکنه؟
- 🧠 به نظرت برای فهمیدن اینکه چقدر باید بخوریم، باید چطور عمل کنیم؟
🌟 مرحله دوم: پنج دهن خودت رو پیدا کن
از امروز چند روز ناظر رفتار غذایی خودت باش. هر بار که بدون گرسنگی واقعی غذا خوردی، بنویس از کدوم راه شروع شد:
- 👀 چشم: چیزی دیدی و هوس کردی؟
- 👃 بینی: بویی به مشامت رسید؟
- 👂 گوش: کسی از غذایی تعریف کرد؟
- ✋ لمس و طعم: با دست گرفتن یا چشیدن، بیشتر خوردی؟
برای هر مورد یه مثال واقعی از زندگی خودت بنویس. اگه روزی دیدی میلت به خوردن نکشید، اون رو هم بنویس و به خودت تبریک بگو.
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 🌸
در جلسه بعد (قسمت هفتم: فرمولهای چاقی) میبینیم مغز ما چطور بدون اینکه بفهمیم، فرمولهای پنهان چاقی رو اجرا میکنه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. پرخوری عصبی یعنی چی؟
یعنی وقتی عصبی، ناراحت یا خستهایم، سراغ غذا میریم. در لاغری با ذهن این رفتار رو یه عادت یادگرفته میدونیم؛ چون خیلیها عصبی میشن ولی پرخوری نمیکنن. بنابراین مثل هر عادت دیگهای قابل تغییره.
۲. چرا وقتی عصبی میشم دستم میره سمت یخچال؟
چون احتمالاً از بچگی یاد گرفتی غذا حال آدم رو بهتر میکنه؛ مثلاً هر وقت گریه میکردی، یه خوراکی دستت میدادن. این الگو با تکرار به یه فرمول ذهنی تبدیل شده که امروز ناخودآگاه اجرا میشه.
۳. منظور از «پنج دهن» چیه؟
آدم متناسب فقط وقتی بدنش نیاز داره از راه دهان غذا میخوره. ولی آدم چاق با دیدن، بو کردن، شنیدن تعریف یک غذا، یا لمس و چشیدنش هم تحریک به خوردن میشه؛ حتی وقتی سیره.
۴. چطور پرخوری عصبی رو تغییر بدم؟
اول ناظر رفتار خودت شو و بنویس هر بار از کدوم راه به خوردن تحریک شدی. این آگاهی کمکم بهت حق انتخاب میده. بعد با تغییر باورها و فرمولهای ذهنی، عادت پرخوری خودبهخود کمرنگ میشه.
امتیاز 3.97 از 240 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عطارروشن و دوستان گرامی
من 1 ماه پیش تقریبا با این سایت اشنا شدم و به خاطر مشغله ای که داشتم تا الان تونستم تا فایل 6 رو گوش کنم و زیاد تکرارشون کردم و شاید بگم مرتب گوش دادم. هروقت که گرسنگی کاذب سراغم میومد صدای شمارو که گوش میدادم ناگهان گرسنگیم از بین می رفت. الان که دارم اینارو مینویسم چشمام خیس شدن. نمیدونم چی بگم. من پارسال با قدرت ذهن که همون راز بزرگ هست اشنا شده بودم و میدونستم که برای لاغری هم میشه ازاون استفاده کرد. ولی نمیدونستم چجوری!!! تلاش کرده بودم و مطمئن بودم که میشه و نتیجه نداد چون تمریناتم غلط بود. ولی به کمک شما تونستم یاد بگیرم چجوری از قدرت ذهنم استفاده کنم تا جلوی پرخوری رو بگیرم. منی که با یک بشقاب پر برنج سیر نمیشدم و گرسنه از کنار سفره میرفتم الان نهایتا با 5-6 قاشق برنج خود به خود سیر میشم.وقتی گوش دادن به فایلهارو شروع کردم 107 کیلو وزن داشتم. و تا الان خودمو وزن نکرده بودم. دیروز تصمیم گرفتم خودمو وزن کنم چون خیلی سبک تر شدم و همه میگن که لاغر شدم. روی وزنه رفتم و در کمال ناباوری 101 کیلو بودم بدوووون اینکه ذره ای ورزش کنم یا خودمو از خوردن چیزی که دوست دارم منع کنم. همه چی خوردم حتی شیرینی ولی یاد گرفتم که حرص و طمعمو کنترل کنم. الان یک ماه 6 کیلو وزن کم کردم شاید زیاد نباشه. ولی قبلا بخاطر همین 6 کیلو خیلی اذیت میشدمو عرق میریختم عصبی میشدم. ولی الان روزها گذشتو به هیچ عنوان عصبی نشدم و بینهاااااایتتت حس خوبی دارم خیلی سبک شدم لباسام برام گشاد شدن 4 سانت دور کمرم کم شده. نمیدونم چی بگم فقط میتونم بگم خدارو شکر و از خدا میخوام که به کمک شما استاد عزیزم بتونم این حس خوبو همیشه داشته باشم. واقعا اشک توی چشمام جمع شد. من هنوز دوره رو تهیه نکردم و دوره رایگان اینقدر روم اثر گذاشته و همینو ادامه میتونم بدم دیگه خودمو شناختم و میتونم خودمو کنترل کنم. فقط ترسم از اینه که یه روزی دوباره با چند قاشق برنج سیر نشم و به قبل برگردم. چون خودمو اصلا اذیت نمیکنم و بیشتر از این واقعااااا نمیتونم بخورم.از خدا میخوام که کمکم کنه….
استاد شما خیلی به من کمک کردید ازشما سپاسگذارم و نمیدونم چطور میشه این لطفتونو با این فایلهای رایگان جبران کرد… متشکرم
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد ودوستان خوبم
استادجان شماخیلی خیلی درست فرمودین آره من خودم مسئول چاقی خودم هستم واین منم که لیاقتش رو دارم که برنو به کول سر بلندترین قله کوه منتظر دوستام باشم که بهم برسن والان این تصویر جلوچشمامه.
استاد حالا که خوب به این فایل فکرمیکنم احساس میکنم من با چشم وگوش ولامسه وبینی بیشترغذامیخورم تا دهانم.وازالان بیشتربهشون توجه میکنم تا باعث نابودیم نشن خیلی خیلی سپاسگذارم.
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز
فایلتون عالیه.
تصویرسازی ذهنی نه تنها برای لاغرشدن بلکه بدرد زندگیمون میخوره. اگر ما آرزوهامونو باور داشته باشیم و اونارو انجام شده بدونیم در نهایت بهشون میرسیم.
انسان در نهایت شبیه رویاهایش میشود و به لیاقت هاش میرسه.
الان که فکر میکنم میبینم من شنا و خیلی دوست دارم ولی به خاطر چاقیم نمیرم استخر
مهمونی ها لباس تنگ و گلدار و کوتاه نمی پوشم
مجلس رسمی همیشه مشکی می پوشم تا لاغرتر معلوم بشم. جلوی آیینه وایمیستم میگم آخه این هیکل تو داری. خرید میرم طرف لباسهای سایز کوچک اصلا نمیرم.
بیشتر جاها گن می پوشم تا اندامم مشخص نشه. اصلا چاقی من باعث شده اعتماد به نفسم پایین بیاد همه جا میرم گوش میدم ببینم کسی در مورد چاقی و رژیم حرف میزنه که من وارد بحث بشم
ولی ازین لحظه دیگه در مورد چاقی حرف نمیزنم هرگز، هیج جا و با هیچکس
دیگه خودمو سرزنش نمی کنم و بدنی که دارم از اندامم لذت می برم و دوسش دارم
الان که من لاغرم هر روز میرم استخر و شنا و حرفه ای یاد گرفتم و لذت میبرم.
خریدکردنو بیشتر دوست دارم چون دیگه هرلباس و هر مدل و رنگی بخوام میتونم بپوشم
دیگه گن نمی پوشم و لباس مجلسی رنگ روشن می پوشم
باشگاه میرم تاپ و شلوارک می پوشم و از ورزش کردن لذت می برم چون بهم انرژی میده و سرحالم میکنه.
از همه مهمتر اعتماد به نفسم بالاتر رفته. خودمو خیلی دوست دارم. چه احساس قشنگیه.
خدایا شکرت بابت جسمی سالم و خوش اندامی بهم دادی. خدایا شکرت بابت ذهن و باور مثبتی که بهم دادی
نشان های دریافت شده
سلام
واقعا این فایل لیاقت عالیِ من الان چندین روز فقط دارم همین دوتا فایل جلسه ششم گوش میدم
واقعا حرفهای شما مثل ی تلنگر ی سیلی. که ادم به خودش میاد ی مرور میکنه کل زندگیش تلاشها شکست ها. پیروزی ها. خوبی ها بدیها همه و همه …….
من اول که به فایلهای شما برخوردم. فک کردم فقط لاغری
ولی نه اینا چیزی فراتر از تناسب اندام
تناسب فکر و ذهن. تناسب رفتار. تناسب زندگی
زندگی قانون باورها و لیاقت هاست
باور کنیم که لیاقت چیزی رو داریم. واقعا بدستش میاریم
من لایق بهترین هام
من لایق زندگی در وفور نعمت الهی و مملو از آرامشم
من لایق داشتن سلامتی و شادابی ام
من لایق داشتن دوستانی عالی و خانواده ای گرم و صمیمی ام
من لایق داشتن اخلاق عالی و قلبی مهربانم
و من لایق داشتن تناسب فکری و تناسب اندامم
با نهایت تشکر. از شما استاد عزیز
سلام پریسا. این خیلی خوبه که انقدر فرکانس های عالی به جهان ارسال میکنی. من لایق داشتن تناسب فکری و تناسب اندامم. این جمله خیلی قوی هست و تکرارش باعث میشه واقعا بهش برسی. هر روز به سمت زیبایی های بیشتر هدایت بشی.
نشان های دریافت شده
سلام …
استاد عزیز من طبق فرمایشاتتون طی این ۶ جلسه و انجام تمرینات تا حدودی موفق بودم اما در حال حاضر ذهن و احساسم بشدت در حال جدال باهم هستن و نمیدونم این خوبه یا ن ؟؟ میترسم از اینکه نکنه راه رو دارم اشتباه میرم
مثلا احساسم میگه بخور و چشمم دنبالشه و همینطور حس بویاییم اما ذهنم مانعم میشه و من موندم سر دوراهی و خدارو شکر تا اینجا ذهنم موفقتر بوده
دیگه ب اضافه وزنم فکر نمیکنم در واقع دیگه برام مهم نیست بیشتر ب تناسب اندامم فکر میکنم تا ب چاقی
و این رو مدیون راهنمایی شما هستم و الان هم ب راهنمایی شما بشدت نیازمندم…
نشان های دریافت شده
سلام .صبح همگی بخیر
استاد فایل لیاقت که فایل دوم این جلسه بود خیلی خیلی عالی بود
هرچی بگم کم گفتم از ارزش این حرفهایی که به گوشم رسید خیلی اتفاقی امروز
من هنوز فایل دوم دوره هستم.امروز اومدم فایل شش رو دانلد کنم تا در گوشیم داشته باشم.فایل دوم پلی شد
ومن دیدم وای که چه جذب فوق العاده ای داشتم امروز
درست میگید شما
اولین قدم برای رسیدن به لاغری یا حالا هر هدفی
داشتن احساس لیاقت نسبت به هدف وارزوتونو
اونجایی از فایل که گفتید هرچی رو که دور وبرتون میبیند
حس لیاقتش درون شماس ووقتی به چیزایی که ندارم نگاه کردم
دیدم کاملا درسته من ندارم چون لیاقتش رو درذهنم ایجاد نکردم ویا همون باورای نادرست بی لیاقتی درمن مانع رسیدن من به اهدافم شده
همونجور که شما فرمودید
قدم اول برای داشتن حس لیاقت قبول مسعولیته
من مسعول چاقی خودممم ن موادغذایی .ن ارث .ن شرایط زندگیم
هیچکدوم
ففط وفقط خودم .که همون فرمولای نادرست ذهن ناخوداگاه خودمه
من مسعولیتش رو درهمون تمرین جلسه ی ووم قبول کردم اینجاهم قبول میکنم وبا پرداختن به باور حس لیاقت وتمرین هر روزه ی اون متعهد میشم که با تکرار وتمرین این حس لیاقت رو بیشتر وبیشتر درخودم به وجود بیارم وخودم رو لایق لاغری وبعد به امید خدا اهداف دیگم در زندگیم بدونم
ممنونم از فایلای بی نظیر وعالی تون استاد عطار روشن عزیز
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت همه دوستان و مخصوصا استاد و راهنمای خوبم
استاد من تقریبا ده روزه ک با سایت شما اشنا شدم و کل این ده روز مدام دارم. فایلهای. رایگان تونا گوش میدم با جون و دل چون من از قبل ب قانون جذب علاقه فراونی داشتم وتقریبا تو بیشتر کارام از قانون جذب استفاده میکردم . وتاثیرات شگفت انگیزشو تو زندگیم. دیدم . الانم تو این ده روز کاملا دارم تاثیر حرفای شما رو تو رفتارم میبینم. و باید بگم ک من فوق العاد. و بطرز عجیبی اشتهام کم شده و حتی منی ک عاشق شیرینی بود دیگه مثل قبل اون ولعو ندارم. حتی طوری شده ک همسرم ک این چند روز موقع گوش دادن. فایلها منو مسخره میکرد خودش دو روز ک عضو کانالتون شده وداره فایلها و نوشته ها تونا میخونه و اونم. داره رفتارشو کنترل میکنه.
و در اخر خواستم بگم منم مثل همه دوستان خیلی خیلی راها رو رفتم و نتیجه نگرفتم ولی. من ب راه شما ایمان دارم و مطمئنم ک این را بی نقص ترین راه ممکنه . ازتون خیلی خیلی ممنونم ک برا ما وقت گذاشتین و تجربه خودتونا رایگان در اختیار ما گذاشتین. ی دنیا سپاس
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت شما استاد گرامی
من با گوش کردن این فایلتون فهمیدم که من نه تنها از طریق دهان بلکه از طزیق چشمم از طریق گوشم از طریق بینی از طریق لمس کردن غذا میخورم و اصلا هم نمیتونم خودمو کنترل کنم ولی سعی خودم رو باید بکنم که این بذری رو که کاشتم رو به ثمر برسونم و به یک درخت تنومند برسونم و از تجربیات شما نهایت استفاده رو ببرم و به هدف اصلیم که تناسب اندام هست برسم. هدف من 20 کیلو کاهش وزن هست و اینو میدونم که به هدفم میرسم و به همه ثابت میکنم که از این راه میشه که لاغر شد نه با دارو و دیگه چیز.با تشکر از شما استاد عزیز.
خدایا شکرت که منو به این راه هدایت کردی. و کمک کن که این راه رو تا آخر ادامه بدم و به آرزویم برسم. هم من و هم تمامی دوستان عزیزم
لاغری با ذهن تمرین جلسه ششم:
سلام به همه ی دوستان و جناب عطار روشن عزیز.
خیلی ممنونم برای صحبت های با ارزشتون در این فایل استاد.مثل همیشه آگاهی دهنده بود و حسابی من رو به فکر فرو برد.نمیدونم چندبار اما فکر کنم ۵باری گوش کردم.تمام مدت ذهنم درگیر هست با صحبت هاتون.وقتی دارم کار میکنم، وقتی دارم میخوابم ،وقتی وارد آشپزخونه میشم ،وقتی میرم فروشگاه برای خرید، وقتی میخوام غذا بخورم ،این صحبتها و نکته ها توی ذهنم در حال مرور شدن هست.کاملا حس میکنم که فهمیدم مشکلم چیه! احساس میکنم ذهنم داره بهم التماس میکنه برای تغییر..
اما حقیقتش رو بگم با همه ی احساس خوب و تکرار فایل ها و درک مثبت و عمیقی که دارم ازین دوره میگیرم نمیدونم چرا خیلی از مواقع دوباره به فرمول های قبلی تسلیم میشم!!!وقتی دارم به هر طریقی به خوردن تحریک میشم همزمان حرفها و افکار مثبتی که ازین دوره گرفتم با افکار و باورهای قبلی،با هم هجوم میاورند به ذهنم و من در جنگ با این دو هستم.
مواردی پیش اومده توی این دو هفته که من کاملا ناخودآگاه با یک فرمول ذهنی مثبت رفتار کردم و موارد زیادی هم هست که همچنان مثل قبل عمل میکنم و بعدش عذاب وجدان بیشتری نسبت به قبل دارم و با خودم میگم الان که آگاه هستی و متوجه شدی مشکل از ذهنت هست چرا دوباره تکرار میکنی!؟؟!
استاد عطار روشن عزیز اگر امکانش هست در این مورد راهنماییم کنید.
و اما چه رفتارهایی توی خودم میبینم که بر اساس باورهای قبلی ست و نشان دهنده ی فرمان های مغزی اشتباه:
بی دلیل و با دلیل به خوردن مشغول میشم.نه از روی میل و نیاز و گرسنگی،تحت تاثیر احساسم مشغول به خوردن میشم وقتی هیجان زده ام وقتی استرس دارم وقتی خوشحالم،دقت که میکنم میبینم احساساتم من رو به سمت خوردن هدایت میکنند.دوست دارم توضیح بیشتری بدهم اما نمیدونم چی بنویسم.نمیتونم حس درونیم رو بیان کنم.مدام بی قرارم و اولین چیزی که به سمتش میرم خوراکی هاست..
فرق من با یه آدم متناسب این هست که من کلا ذهنم درگیر خوردن هست،به غذا به عنوان رفع نیاز نگاه نمیکنم،اما دقیقا در نقطه ی مقابل این حرف ها دلایل زیادی دارم که با قطعیت میگم من لاغر میشم من ۶۵کیلو میشم.من به رویا و هدف چندین ساله م میرسم.من بارها شکست خوردم و بازهم ناامید نشدم.این راه،پله ی آخر من هست.من موفق میشم ،مطمئنم ..چون خدا من رو در این راه هدایت کرده و نشونه های زیادی هم برام گذاشته،من موفق میشم و به هدفم میرسم چون من لایق موفقیت هستم..من لایق زیبایی بیشتر هستم..من لایق سلامتی هستم..من لایق این هستم که از زندگیم بی نهایت لذت ببرم..من لایق این هستم که مادری سالم و شاد برای فرزندم باشم..من لایق بهترین ها هستم چون اشرف مخلوقات پروردگارم هستم..
نباید عجله کنم و آهسته و پیوسته باید در مسیر بمونم و به هدفم فکر بکنم..
نشان های دریافت شده
خیلی ممنونم از پاسختون استاد.چشم ،روی رفتارهای مثبت فوکوس میکنم و اونها رو تا جای ممکن تکرار میکنم.
استاد با تمام وجود میخوام این مسئله ذهنیم حل بشه