0

پرخوری عصبی چیست (قسمت ششم)

پرخوری عصبی
اندازه متن

وقتی چاق بودم، فقط با دهنم غذا نمی‌خوردم. با چشمم هم می‌خوردم، با بینیم هم می‌خوردم و حتی با گوشم. ناهارم رو تا حالت خفگی خورده بودم، ولی تا یه جعبه شیرینی وارد خونه می‌شد، باز یکی دو تا برمی‌داشتم. اون روزها اسم این رفتار رو پرخوری عصبی می‌ذاشتم و فکر می‌کردم دست خودم نیست. امروز می‌دونم این‌ها فرمول‌هایی بود که ذهنم یاد گرفته بود.

این نوشته جلسه ششم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه پنجم (دلیل چاق شدن من) دیدیم که مهم‌ترین دلیل چاقی، باور کردن چاقیه. در این جلسه می‌خوام بگم مغز چطور با این فرمول‌ها عادت‌های ما رو تغییر می‌ده و چطور می‌تونی ناظر رفتار غذایی خودت باشی.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🎯 پرخوری عصبی؛ عادتی که می‌شه تغییرش داد

خیلی‌ها می‌گن «وقتی زندگی بهم فشار میاره و اعصابم خرد می‌شه، ناخودآگاه دستم می‌ره سمت خوراکی». انگار غذا براشون شده یه قرص آرامبخش یا سپر ایمنی در برابر احساس‌های منفی.

ولی یه قانون ساده در لاغری با ذهن داریم: هر دلیلی وقتی درسته که برای همه یه نتیجه داشته باشه. اگه عصبی شدن باعث پرخوری می‌شد، همه‌ی آدم‌هایی که عصبی می‌شن باید پرخوری می‌کردن. ولی خیلی از دوستان و فامیل و همکارهای ما در شرایط سخت عصبانی یا نگران می‌شن و باز هم متناسب می‌مونن. پس عصبی شدن به‌تنهایی دکمه‌ی پرخوری رو فشار نمی‌ده.

خیلی از ما این رفتار رو از بچگی یاد گرفتیم. در خیلی از خانواده‌ها، وقتی بچه گریه یا بهانه‌گیری می‌کنه، یه خوراکی دستش می‌دن تا آروم بشه. بچه کم‌کم یاد می‌گیره که «هر وقت ناراحتم، باید یه چیزی بخورم تا حالم بهتر بشه». وقتی این الگو بارها تکرار بشه، سال‌ها بعد همون بچه در بزرگسالی، موقع عصبانیت یا غم، ناخودآگاه سراغ غذا می‌ره.

بنابراین در لاغری با ذهن، ما پرخوری عصبی رو به عنوان یک عادت که اونو یادگرفتیم می‌دونیم، نه یه چیزی که از درون بدن ما رو مجبور به خوردن کنه.

پرخوری عصبی و اعصاب

🔁 چاقی؛ اعتیاد به پرخوری

اعتیاد یعنی کاری که نمی‌تونیم انجامش ندیم. عادت هم همینه. چاقی هم در واقع نوعی اعتیاد به پرخوریه. شاید بگی «من که خیلی غذا نمی‌خورم». در ادامه می‌بینی که خوردن فقط اون چیزی نیست که سر سفره اتفاق می‌افته.

ریشه‌ی هر عادتی که در بدن ما خودش رو نشون می‌ده، در ذهنه. اگه دلیل چاقی بدن ما بود، می‌شد با فشار آوردن به بدن لاغر شد. ولی ما سال‌ها با نتیجه، یعنی همین بدن، جنگیدیم و هیچ‌وقت سراغ ذهنمون نرفتیم که ببینیم چرا داریم چاق می‌شیم.

شاید الان ناراحت بشی و بگی «من این همه سال به چاقیم توجه کردم، رژیم گرفتم، ورزش کردم، دیگه چه کار باید می‌کردم؟». حق داری. من هم همین کارها رو می‌کردم. ولی همه‌ی این کارها یعنی جنگیدن با چاقی و فرار از اون، نه نظارت بر رفتاری که ما رو چاق می‌کرد.

از امروز می‌خوام دو نفر باشی. یه نفر همون آدم قبلیه که راه خودش رو می‌ره. نفر دوم ذهن آگاه توئه که رفتار غذایی اون آدم رو زیر نظر می‌گیره. وقتی ناظر رفتار خودت بشی، می‌بینی در طول روز کجاها رفتارهای چاق‌کننده داری. باور کن تغییر دادن این رفتارها برای همه آسونه.

اعتقاد من اینه که لاغری با ذهن از چاقی با ذهن ساده‌تره. ما هر روز برای چاق‌تر شدن رنج می‌کشیم. وقتی می‌خوریم عذاب وجدان داریم و وقتی نمی‌خوریم هم ناراحتیم. ولی وقتی بدونی کدوم رفتار تو رو چاق کرده و اون رو تغییر بدی، آرامش می‌گیری و مطمئنی که راه درست رو انتخاب کردی.

پرخوری عصبی

🍽️ فرق شروع غذا خوردن ما و لاغرها

مغز یه آدم متناسب و مغز یه آدم چاق هیچ فرقی با هم ندارن. ولی ببین عملکردشون چقدر متفاوته. وقتی بدن یه آدم متناسب به انرژی نیاز داره، مغز فرمان خوردن می‌ده. اون آدم هیجان‌زده نمی‌شه. از غذایی که دوست داره انتخاب می‌کنه، به اندازه‌ی نیازش می‌خوره و سیر می‌شه. هر چقدر هم غذا متنوع و زیاد باشه، فرقی براش نمی‌کنه؛ چون سیر شده.

ولی آدم چاق تا حس کنه گرسنه‌ست، هیجان‌زده می‌شه. مدام می‌گه «گرسنمه، بریم یه جا غذا بخوریم» و همه‌ی کارها رو می‌ذاره برای بعد از غذا. در حالی که اصلاً گرسنه نیست؛ فقط از حالت خفگی کمی پایین‌تر اومده.

آدم چاق معمولاً انتخاب هم نداره و هر چی باشه می‌خوره. از خیلی از آدم‌های متناسب پرسیدم «اگه گرسنه باشی و غذای موجود رو دوست نداشته باشی چه کار می‌کنی؟». می‌گفتن «نمی‌خورم؛ یا غذایی که دوست دارم رو تهیه می‌کنم یا صبر می‌کنم». ولی من هر چی در یخچال بود، حتی غذای یکی دو هفته پیش، برمی‌داشتم و می‌خوردم.

یادمه به دوستی که سیر بود نون خامه‌ای تعارف می‌کردم و اون می‌گفت «نمی‌تونم، از گلوم پایین نمی‌ره». من اصلاً نمی‌فهمیدم یعنی چی. می‌گفتم «مگه راهش رو بستن؟ بذار تو دهنت!». چون من هیچ تجربه‌ای از «میل ندارم» نداشتم. من همیشه میل داشتم. برای آدم متناسب، سیری یعنی رفع نیاز بدن. ولی برای من سیری یعنی خفگی.

👄 ما چاق‌ها پنج تا دهن داریم!

یه نکته‌ای که هیچ‌جا ندیدم و خودم بهش رسیدم: آدم متناسب فقط از راه دهانش غذا می‌خوره. ولی یه آدم چاق از چهار پنج راه غذا می‌خوره. انگار پنج تا دهن داره. راه اول همین دهانه که همه‌مون می‌شناسیم. حالا بقیه‌ی راه‌ها رو ببین.

خوردن با چشم

فرض کن غذات رو تا حالت خفگی خوردی و کنار گذاشتی. بعد مهمون میاد یا یکی یه جعبه شیرینی میاره خونه. تو فقط شیرینی رو می‌بینی و تصمیم می‌گیری بخوری. آیا گرسنه بودی؟ نه. آیا مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان داد؟ نه. چشمت تصویر شیرینی رو به مغز فرستاد. فرمول ذهنت هم می‌گه «هر وقت این تصویر رو دیدی، خوردی». بنابراین مغز فرمان خوردن می‌ده و تو حتی یادت می‌ره که سیری. یه آدم متناسب با چشمش غذا نمی‌خوره.

خوردن با بینی

کاملاً سیری و می‌ری خونه‌ی مادرت. غذای مادر معمولاً یه چیز دیگه‌ست و بوی خیلی خوبی داره. هنوز غذا رو ندیدی و اصلاً تصمیم به خوردن نداری، ولی بوی قورمه‌سبزی رو حس می‌کنی. همین بو به مغزت می‌رسه و فرمول قبلی می‌گه «بوی این غذا یعنی خوردن». یهو حس می‌کنی دلت خالیه. یا از جلوی یه کبابی رد می‌شی و با اینکه سیری، گرسنه‌ات می‌شه. آدم متناسب از راه بینی به خوردن تحریک نمی‌شه.

خوردن با گوش

دوستت تعریف می‌کنه «دیشب رفتیم یه رستوران جدید، غذاش عالی بود، زیاد بود، تازه تخفیف هم داشت!». این اطلاعات از راه گوش به مغزت می‌رسه و فرمول قدیمی فرمان می‌ده. از همون لحظه فکر اون رستوران دیوونه‌ات می‌کنه تا بری و امتحانش کنی. یا کسی که می‌خواد غذا بخوره، شروع می‌کنه به تعریف کردن از ادویه و گوشت تازه و سبزی تازه‌ی غذاش و تو با اینکه سیری، هوس می‌کنی.

لمس و طعم؛ تشدیدکننده‌ها

یه راه دیگه هم هست که به‌تنهایی راه جدایی نیست، ولی خوردن رو بیشتر می‌کنه. بارها پیش اومده بود که شیرینی تعارف می‌کردن و من تصمیم داشتم فقط یکی بردارم. ولی تا شیرینی دانمارکی رو در دستم می‌گرفتم و نرمیش رو حس می‌کردم، با خودم می‌گفتم «چقدر تازه‌ست» و دو تا برمی‌داشتم. یا گاز اول رو که می‌زدم و طعمش رو حس می‌کردم، فوراً می‌رفتم سراغ دومی و سومی. آدم متناسب با لمس کردن یا چشیدن یه چیز خوشمزه تحریک نمی‌شه که بیشتر بخوره.

پرخوری عصبی

📺 تبلیغ‌های غذا برای ما ساخته می‌شن

جالبه بدونی که بخش بزرگی از صنعت غذا با همین رفتارهای ما می‌چرخه. ما آدم‌های چاق خیلی بیشتر از نیاز بدنمون می‌خوریم. بنابراین بیشتر تبلیغ‌های غذا، تابلوهای رستوران‌ها و عکس‌های جذاب روی بسته‌ها، در اصل برای ماست.

تبلیغ‌های غذا رو ببین: یه خانواده‌ی چهار نفره با لباس‌های رنگی و آهنگ شاد که همه می‌خندن. بعد عکس غذا با بخار و دودش رو نشون می‌دن. چون نمی‌تونن بوی غذا رو منتقل کنن، با تصویر جاش رو پر می‌کنن. ما هم بعداً در رستوران ناخودآگاه سراغ همون چیزی می‌ریم که تبلیغش رو دیدیم. ولی آدم متناسب اصلاً این تصویرها رو نمی‌بینه.

🌱 اولین جوانه‌ها رو جشن بگیر

از امروز به رفتار غذایی خودت آگاه باش. بشین و صادقانه بنویس در طول روز چه بارهایی خوردی که مغزت به خاطر نیاز بدن فرمان نداده بود؛ یعنی اول چشم یا بینی یا گوشت اطلاعات داد و بعد مغزت فرمان خوردن صادر کرد. این همون آگاهیه. وقتی این آگاهی رو پیدا کنی، کم‌کم حق انتخاب پیدا می‌کنی.

خیلی از هنرجوهای لاغری با ذهن بعد از چند روز برام می‌نویسن: «امروز رفتم خونه‌ی مادرم. قبلاً اگه بود، کلی می‌خوردم. فلان غذایی که خیلی دوست داشتم هم بود، ولی میلم نکشید». خودشون هم تعجب می‌کنن. چون چند روزه روی ذهنشون کار کردن و فرمول‌ها کمی تغییر کرده.

وقتی این تغییرها رو در خودت دیدی، فعلاً به بدنت نگاه نکن. اول باید فرمول‌ها عوض بشن، بعد رفتارها و آخر سر بدن. بنابراین برای هر تغییر کوچیک به خودت آفرین بگو. نگو «حالا یه روز میلم نکشید، که چی؟». هر درختی که میوه می‌ده، اول از یه جوانه‌ی کوچیک شروع کرده. وقتی اولین تغییرها رو می‌بینی، یعنی جوانه زده. ادامه بده و تکرار کن تا رشد کنه.

در دوره‌ی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد می‌گیرید چطور عادت‌هایی را که فکر می‌کنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، به‌درستی شناسایی و بازنویسی کنید.

✨ تمرین این جلسه: ناظر رفتار غذایی خودت باش ✨

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات همین جلسه بنویس. نوشتن کمک می‌کنه ذهنت شفاف‌تر بشه.


🌱 مرحله اول: پرخوری از نگاه تو

  • 🍽 به نظرت پرخوری یعنی چی؟ از کجا به بعد خوردن، پرخوری حساب می‌شه؟
  • 😞 پرخوری چه احساسی در تو ایجاد می‌کنه؟
  • 🧠 به نظرت برای فهمیدن اینکه چقدر باید بخوریم، باید چطور عمل کنیم؟

🌟 مرحله دوم: پنج دهن خودت رو پیدا کن

از امروز چند روز ناظر رفتار غذایی خودت باش. هر بار که بدون گرسنگی واقعی غذا خوردی، بنویس از کدوم راه شروع شد:

  • 👀 چشم: چیزی دیدی و هوس کردی؟
  • 👃 بینی: بویی به مشامت رسید؟
  • 👂 گوش: کسی از غذایی تعریف کرد؟
  • ✋ لمس و طعم: با دست گرفتن یا چشیدن، بیشتر خوردی؟

برای هر مورد یه مثال واقعی از زندگی خودت بنویس. اگه روزی دیدی میلت به خوردن نکشید، اون رو هم بنویس و به خودت تبریک بگو.

منتظر خوندن نوشته‌هات هستم! 🌸

در جلسه بعد (قسمت هفتم: فرمول‌های چاقی) می‌بینیم مغز ما چطور بدون اینکه بفهمیم، فرمول‌های پنهان چاقی رو اجرا می‌کنه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. پرخوری عصبی یعنی چی؟

یعنی وقتی عصبی، ناراحت یا خسته‌ایم، سراغ غذا می‌ریم. در لاغری با ذهن این رفتار رو یه عادت یادگرفته می‌دونیم؛ چون خیلی‌ها عصبی می‌شن ولی پرخوری نمی‌کنن. بنابراین مثل هر عادت دیگه‌ای قابل تغییره.

۲. چرا وقتی عصبی می‌شم دستم می‌ره سمت یخچال؟

چون احتمالاً از بچگی یاد گرفتی غذا حال آدم رو بهتر می‌کنه؛ مثلاً هر وقت گریه می‌کردی، یه خوراکی دستت می‌دادن. این الگو با تکرار به یه فرمول ذهنی تبدیل شده که امروز ناخودآگاه اجرا می‌شه.

۳. منظور از «پنج دهن» چیه؟

آدم متناسب فقط وقتی بدنش نیاز داره از راه دهان غذا می‌خوره. ولی آدم چاق با دیدن، بو کردن، شنیدن تعریف یک غذا، یا لمس و چشیدنش هم تحریک به خوردن می‌شه؛ حتی وقتی سیره.

۴. چطور پرخوری عصبی رو تغییر بدم؟

اول ناظر رفتار خودت شو و بنویس هر بار از کدوم راه به خوردن تحریک شدی. این آگاهی کم‌کم بهت حق انتخاب می‌ده. بعد با تغییر باورها و فرمول‌های ذهنی، عادت پرخوری خودبه‌خود کمرنگ می‌شه.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.97 از 240 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11437
262 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار نفس فیاض
      ۱۳۹۸/۰۹/۱۲ ۱۵:۴۸
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 471 کلمه

      ?بنام رب یکتا?
      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه سایت تناسب فکری.
      خیلی خوشحال و سپاسگذارم که مصمم راه زیبای تناسب انتخاب کردم.
      من با مرور کردن رفتارهای روزانه ام متوجه رفتارهایی در خودم شدم که برام جالب بود.یکی از رفتارم این بود که شاید بقول استاد که میگن افراد دارای اضافه وزن براشون فرقی نمیکنه چی تو یخچال و هر چی گیرشون بیاد میخورن من اینطور نبودم و اتفاقا غذاهای خاصی رو دوست داشتم که اگه اون تو یخچال بود بیخیالش نمی‌شدم که اگه یه هفته هم تو یخچال بود میخوردم و متوجه دو تا نکته از این رفتارم شدم. یکی اینکه نباید غذای مونده رو بخورم حتی اگه دوسش دارم چون با اینکار برای خودم ارزش قائل نیستم و این باعث میشه احساس لایق بودن رو از خودم صلب کنم و دوم اینکه غذای مورد علاقه من حتی اگه زیاد از حد مورد نیازم هم بود تا جایی که میتونستم میخوردم و این هم فرمول اشتباه بوده و حس چشایی و طعم غذا و خاطرات خوب اون غذا در ذهنم باعث بیشتر خوردنم می‌شده که مغزم دستور می‌داده بیشتر باید بخوری… گرچه من این فرمول رو تا جایی که تونستم در حال مهار کردن هستم و همیشه به ذهنم یادآوری میکنم که من برای جسمم ارزش قائل هستم و فقط به اندازه ی نیاز بدنم میخورم….
      یکی از رفتارهای دیگرم که خیلی فکر میکردم اصلاح شده شیرینی خوردن بود…من تو خونه شیرینی نمی‌خرم که بعدا تحریک بشم بخورم ولی تو جاهای دیگه هستش و وسوسه اون هم کار دستم میده.من شیرینی زبان تازه خیلی دوست دارم. چند شب پیش خونه ی مامانم رفته بودیم و من با این موجود خوشمزه رو به رو شدم و خیلی هم گرسنه بودم و سه تا خوردم و با خودم گفتم برای رفع گرسنگی میخورم و با خودم فکر کردم چقدر مقاومت کردن در مقابل علایق میتونه سخت باشه به این فکر کردم اگه شیرینی تازه نبود شاید همون یکی رو میخوردم پس گرسنگی بهانه بود…. ومن در مقابل تازگی شیرینی با حس لامسه و چشایی وسوسه شدم و نتونستم مقاومت کنم…اما خودم رو سرزنش نکردم چون نسبت به قبل خیلی بهتر شدم و اگه قبل از آشنایی من با استاد و حرفهای هیجان انگیزشون بود شاید نصف جعبه رو خورده بودم و به خودم آفرین گفتم چون بعدش میتونستم بخورم ولی نخوردم و به خودم گفتم من لایق متناسب شدنم و سعی من اینه که فرمول‌های اشتباه رو پیدا کنم و کم کم اونها رو پاکسازی کنم و زمان این مسأله رو حل خواهد کرد…???
      بی‌صبرانه منتظر رفتن به جلسات بعدی استاد هستم و مدام خدا رو شکر میکنم که همه ی ما انسانها میتونیم به تمام خواسته های خودمون برسیم اگه ایمان به توانایی های خودمون داشته باشیم که اونوقت می‌فهمیم خدایی که میپرسیم چقدر بزرگ و دانا و مهربونه. خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
      ?استاد ممنونتم?
      رب یکتا همراه همتون دوستان متناسب

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      ۱۳۹۸/۰۸/۱۵ ۰۲:۱۰
      مدت عضویت: 2556 روز
      امتیاز کاربر: 556 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 139 کلمه

      سلام اقای عطار روشن و ممنون از فایلهای رایگان ببخشید سوالم را اینجا مطرح می کنم می خواستم در قسمت از همفکری بپرس بنویسم انگار امکان طرح سوال در ان قسمت وجود نداره ببخشید من وقتی گشنه میشوم وطول می کشد تا غذا بخورم یا روزه میگیرم کلا گشنگی بکشم سر درد میگیرم این درد برام تولید ترس می کنه برای همین هنوز گشنم نیست یا اشتها ندارم هی درونم میگه غذا بخور تا گشنه نشی سردرد بگیری یا دارم میرم بیرون هنوز گشنه نیستم ترس از اینکه نکنه وقتی بیرونم گشنگی بکشم و سردرد بگیرم باعث میشه غذا بخورم چه طوری بر این ترسم غلبه کنم چون وقتی هم که سر درد میگیرم خیلی اذیت میشم و با سردرد هم هی میخورم فکر می کنم بخورم که سردردم خوب بشه لطفا منو راهنمایی کنید با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار مریم
        ۱۳۹۸/۰۸/۱۶ ۱۸:۲۲
        مدت عضویت: 2556 روز
        امتیاز کاربر: 556 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 20 کلمه

        خیلی ممنون اقای عطار منش از اینکه وقت گذاشتید و سوال من را به طور کامل جواب دادید سعادتمند باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار qazal.jahangiri.73
          ۱۳۹۹/۰۱/۰۸ ۱۱:۴۳
          مدت عضویت: 2417 روز
          امتیاز کاربر: 312 سطح ۱: کاربر مبتدی
          محتوای دیدگاه: 14 کلمه

          ایشون آقای عطار روشن هستن آقای عباس منش شخص دیگه ای هستن .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار M.s
      ۱۳۹۸/۰۸/۰۲ ۱۱:۲۶
      مدت عضویت: 2572 روز
      امتیاز کاربر: 3738 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 20 کلمه

      استاد اماهنوزم نمیتونم به خودم بگم‌توکه سیری به پیام چشمت یا بویاییت گوش نکن
      الان نباید این رفتارمن تغییرکرده باشه؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار M.s
      ۱۳۹۸/۰۸/۰۲ ۱۱:۲۳
      مدت عضویت: 2572 روز
      امتیاز کاربر: 3738 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 101 کلمه

      سلام استاد عزیز
      من ازدیروزکه فایلو گوش دادم تاالان هرچی خوردم باغیراز دهانم بوده واقعاخیلی جالبه برام
      اصلا ماچاقا شب بارویای فرداچی بخوریم میخوابیم صبم با رویای چی بخوریم بیدارمیشیم?
      فکرکنم باذهنمونم غذامیخوریم بغیرازاونایی که شمافرمودین
      واقعا هم نمیتونیم جلوی این خوردنهارو بگیریم من که تندتند فایلارو چندبارگوش میدم که بتونم برم‌فایل بعدی هی هم به خودم میگم زمان بده به خودت و عجله نکن که فایده نداره
      مرسی بخاطراین اگاهیای زیبایی که بامیدین
      من الان هزینه ی ثبت نام دوره رو ندارم امابخداگفتم به محضی که دوره ی رایگانم تموم شد پولش اماده تو خسابم باشه که رهاش نکنم
      سپاس بیکران ازشما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عالیه هاشمی
      ۱۳۹۸/۰۷/۲۳ ۰۰:۵۳
      مدت عضویت: 2615 روز
      امتیاز کاربر: 6475 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1,037 کلمه

      سلام خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی
      چقدر این فایل جالب بود استاد واقعا وقتی به رفتارهای خودم توجه کردم دیدم درسته ما تپلها غیر از دهان از راهای ‌دیگه هم غذا میخوریم هم خنده داره هم ناراحت کننده
      این فایل رو خواهرم هم که خیلی لاغر هستش با من گوش داد و تعجب کرد و میگفت عالیه تو واقعا از این طریق هم غذا میخوری و من با لبخند گفتم بععععععله ??
      خواهرم گفت ولی من اصلا اینطوری نیستم وقتی غذام رو خورده باشم انگار تمام راهها برای ورودی هام بسته میشه و انگاری تمام راهها یی که استاد میگه واسه من عصباش قطع میشه و خوشمزه ترین غذاها رو جلوم بزاری میلم نمی کشه بهش گفتم اگه اسرار کنن که یک لقمه بچش چکار میکنی گفت میگم اگه اشکال نداره یک مقداریشو می زارم واسه بعدا که گرسنه هستم میخورم
      با خودم گفتم چه فکر خوبی!
      خواهرم میگفت اگه من گشنه باشم و مثلا بوی کباب بیاد تحریک به خوردن میشم ولی اگه سیر باشم اصلا انگار بوی کباب رو حس نمیکنم
      و توجهی بهش نمیکنم
      من چندین روز روی عادتهام تمرکز کردم
      چند شب پیش من شامم رو کامل خورده بودم یک سر رفتیم خونه مامانم اینا قرمه سبزی داشتن وای چه بویی کرده بود قبل از اینکه با لاغری با ذهن آشنا بشم فوری یک بشقاب پر می کشیدم و بدون توجه به اینکه سیرم حسابی میخوردم ولی من اون شب فقط دو قاشق کشیدم و رفتم نشستم رو مبل خیلی آرام و با لذت مشغول خوردن شدم
      درسته که بازم از طریق بینی خوردم ولی نه به اندازه قبلا
      فقط دو لقمه و همون به من رضایت داد و خشنودم کرد و این یعنی پیشرفت یعنی باورهای چاقیم داره کم رنگ میشه و این واقعا باعث خوشحالی من هستش کلی به خودم آفرین گفتم
      عالیه آفرین به تو ، مرحبا ، تو در مسیر درست قرار داری و خوب داری پیش می ری من مطمئنم موفق میشی ?
      پریشب شوهرم پیتزا درست کرد آنچنان بویی راه انداخته بود که نگو و نپرس وقتی رفتم سراغ آشپزخونه دیدم عجب پیتزایی به نظر عالی میرسید یعنی هم بینیم پیام فرستاد به مغزم و هم چشمم
      شوهرم هم که در حال خوردن بود هی اسرار میکرد که بیا یک تکه بچش میگفت خیلی خوشمزه شده و هی میگفت امممممم عجب پیتزایی و از طریق گوش هم به مغزم پیام خوردن فرستاده شد یک لحظه تحریک شدم یک تکه بخورم ولی یک دفعه انگار دو نفر شدم عالیه دومی گفت تو که سیری بیخود چرا میخوای بخوری با خودم گفتم درست میگه و کمی فکر کردم تا راه حلی پیدا کنم که بتونم اشتیاقم به خوردن کم بشه
      به شوهرم گفتم من الان سیرم و دوست دارم موقعی که گشتم هست اینو بخورم تا لذت ببرم گفتم چند برش واسه من جدا کنین من هر وقت گشنه شدم میخورم و اینطوری به آرامش رسیدم و اشتیاقم به خوردن از بین رفت و فردا شبش پیتزا رو واسه شامم خوردم و چقدر هم لذت بردم کلی به خودم ذوق کردم و به خودم گفتم عالیه جونم بهت افتخار میکنم ، تو معرکه هستی ،عالی هستی مطمئن باش موفق میشی تو شگفتی سازی
      چند روز پیش واقعا من قضیه خوردن از طریق لمس کردن رو تجربه کردم البته اون موقع من هنوز شام نخورده بودم و گشنه بودم
      در حال درست کردن شام بودم شوهرم از بیرون آمد یک دفعه چشمم به پاکت نان شیر مال افتاد که خریده بود تصویر فرستاده شد و فرمان خوردن صادر شد با خودم فکر کردم نباید خودم رو در خوردن محدود کنم پس یک تکه کوچیک میخورم که بتونم شامم رو با گرسنگی و لذت بخورم ولی تا دست کردم و یک تکه نان شیر مال رو برداشتم خیلی نرم و تازه و لطیف بود فوری همون موقع تصمیم گرفتم بازم یک تکه دیگه بخورم واقعا قبلا این موضوع رو درست نمی فهمیدم که چرا این اتفاق می افته ولی الان خیلی واسم جالب بود یک دفعه دو نفر شدم در واقع خودم رو ناظر بر کارم می‌دیدم و این حالت واسم خیلی جذاب و جالب بود
      صبح هم که صبحانه خورده بودم و مشغول آشپزی و درست کردن غذا بودم برای برداشتن چیزی رفتم سراغ یخچال یکدفعه چشمم افتاد به بقیه نان شیر مال دیشب دوباره بی اختیار دستم رفت طرفش چون با چشم دعوت به خوردن شدم و فرمان صادر شد یک تکه برداشتم با اینکه سیر بودم و صبحانه کامل خورده بودم یک تکه خوردم و دوباره عالیه دومی ناظر بر کارم شد
      امشب با اینکه عصرانه خورده بودم و سیر بودم ولی تمایل به خوردن داشتم ولی متوجه نبودم چرا
      و چون نمیخواستم در خودم محدودیت در خوردن ایجاد کنم با خودم گفتم اشکال نداره و یک مقدار گندم برشته برداشتم و تند و تند مشغول خوردن شدم یک دفعه عالیه دومی ناظر بر کارم شد و متوجه شد که عالیه خیلی داره تند و تند گندم برشته ها رو بدون اینکه از طعمش لذت ببره در دهانش می ریزه و میخوره
      عالیه ناظر با خودش فکر کرد که چرا…
      متوجه شد عالیه استرس داره و داره بخاطر فرونشاندن استرس میخوره
      پس عالیه ناظر گفت کمی آرام تر بخور تا بتونی طعم رو حس کنی
      و گفت آرام باش تو استرس داری و متوجه هستی که داری به خاطر استرس این گندم برشته هارو بدون فهمیدن طعمش تند و تند میخوری؟؟
      یک لحظه مکث کردم و انگار تازه متوجه شده بودم داره چه اتفاقی می افته دیدم آره داره راست میگه و در اون لحظه تمایلم به خوردن گندم برشته از بین رفت و گذاشتمش کنار
      خیلی واسم جالب بود واقعا این روش واسه من داره کار میکنه کلی به خودم ذوق کردم و آفرین گفتم ❤❤❤❤❤
      عالیه جونم عزیز دلم و بهت افتخار میکنم تو بهترینی، تو عالی هستی، تو لایق لاغری و تناسب اندام هستی ، تو این روش لاغری رو داری عالی یاد می گیری، تو مسیر لاغری با ذهن داری معرکه پیش میری، مطمئنم موفق میشی ، روز به روز لاغر و لاغر تر میشی تا به ۶۰ کیلو برسی به زودیه زود
      خدایا شکرت جوانه لاغری من زده شده من عاشق جوانه ام هستم دوستش دارم و همه حواسم بهش هست تا هر روز و هر روز رشد کنه و درخت تنومندی بشه و من از میوه هاش لذت ببرم
      خدایا شکرت
      استاد ممنون????????????

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار saberizahra80
        ۱۳۹۹/۰۴/۲۲ ۱۱:۵۶
        مدت عضویت: 2511 روز
        امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 11 کلمه

        سلام دوست عزیز ناظر بودن برخودتون و تشویق خودتون خیلی عالیه،افرین👏👏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      ۱۳۹۸/۰۷/۲۱ ۱۱:۳۸
      مدت عضویت: 2578 روز
      امتیاز کاربر: 734 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 347 کلمه

      سلام برا توجه بیشتر قسمتهای 4 و5 رودوباره وقسمت 6روبرابارسوم بادقت گوش کردم واکثر مطالب این سه قسمت رو یاد داشت کردم همانطور که گفتید مابیشتربه چاق بودنمان توجه داشتیم نه اینکه چطور لاغر بمانیم تا چاق نشویم وناظر بررفتار غذایی روزانه چاق کننده مان نبودیم با گوش کردن به صحبتهایتان متوجه شدم منم تنها با دهانم غذا نمی خوردم واقعا وقتی شیرینی بر میداشتم چون نرم بود لذت برداشتن یکی دیگرو داشتم ووقتی میخوردم و طعم خوشمزه ان بیشتر جذب خوردن ان میشدم حتی اگه سیر بودم همینطور رنگ ولعاب وروش درست کردن غذاها وشیرینیها وحلواهایی که میدیدم در شبکه ها ویا میشنیدم وقتی روش درست کردن انرا میگفتن ترغیب برادرست کردن انها میشدم ودرنتیجه چشیدن وخوردن انها را بدنبال داشت وهمینطور که گفتید منهم اصلا گرسنگی رو نداشتم هنوز سیر بودم که ناخنک میزدم یا ریزه خواری تنلقات شکلات شیرینی وحتی میوه رو داشتم که اینها همه چاقی رو بدنبال داره الان سه ماهه که باسایت لاغری با ذهن همراهم تقریبا دوهفته هست که تونستم ریزه خواری وپر خوری وناخنک زدن رو کم کنم البته موفقیت کامل به دست نیاوردم ماه دوم که شروع کردم وقتی تمریناتروشروع کردم وقتی تمرینات رهروان لاغری باذهن رو خوندم که در مدت یک ماه توانسته بودن بین 6 تا 10کیلو کم کنند خیلی امیدوار نبودم چون نتونستم تا حالا نه سایز کم کنم نه وزن ولی قسمت ششم رو که گوش دادم که توجه به جسم نداشته باشیم والان تغییرات رفتار غذایی رو شروع کنیم بذر کاشته شده وباید تغییرات رو شروع کنیم امیدوارتر شدم وقتی که گفتید افراد متفاوت نتایج مختلف گرفتن حرفهاتون دلگرم کننده بود امید وارم بتونم بزودی نتیجه عالی بگیرم انقدر باتمام وجود صحبت میکنید و اشتیاق مطالب روبیان وانتقال میدید که مصمم تر در ادامه راه مبشویم ازخدا متشکرم که منو در مسیر لاغری قرارداد وازشما هم بسیار ممنونم که تجربیات گرانبهاتونو در اختیار همه قرار میدهید ومشتاق لاغری ومتناسب شدن همه هستیدحتما میتونم توجه به لاغر شدن داشته باشم وبزودی به نتیجه برسم باراهنماییهای شما استادگرامی وتوجه وعملکرد صحیح به انها متشکرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار saberizahra80
        ۱۳۹۹/۰۴/۲۲ ۱۱:۵۴
        مدت عضویت: 2511 روز
        امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 77 کلمه

        سلام دوست عزیز
        کلمه بزودی ناشی از فرمول اشتباه عجله برای لاغری هست،این کلمه رو بذارید کنار و با اینکار خودتون از سر راه تناسب کنار برید و بذارید مسیر به سادگی و با ارامش طی بشه.
        اینکه افراد مختلف نتایج متفاوتی میگیرن کاملا طبیعیه ومقایسه کردن خودمون با بقیه فقط ما رو نا امید میکنه وناامیدی یکی از تظاهرات ترس هست و ترس ما رو از مسیر اصلی خارج میکنه مسیر اصلی مسیری هست که با ارامش همراهه🙂

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azar mahboob
      ۱۳۹۸/۰۷/۱۷ ۱۷:۵۵
      مدت عضویت: 2587 روز
      امتیاز کاربر: 621 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 236 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم
      خدا رو شکر میکنم که در این مسیر درست قرار دارم
      تمرین قسمت ششم
      آگاهی نسبت به رفتار غذایی
      امروز نسبت به چند روز پیش ذهنم رو به چاقی بود و باز مثل قبل تمایل زیادی به خوردن داشتم و بدون فکر کردن مواد غذایی رو میخوردم تند و تند و بعد از خوردن ناراحت بودم که حالا که این آگاهی رو داری چرا داری تکرار میکنی استاد خدا رو شکر به خاطر آگاهی که به ما دادی و الان فهمیدم که این رفتار من به خاطر کم رنگ شدن هدفم بوده من باید متناسب شدن رو در ذهنم پررنگ کنم من باید متعهد باشم به هدفم که رسیدن به وزن ۶۰کیلو هستش من باید آگاه باشم نسبت به رفتارم. خودم رو ببخشم و ادامه بدم در مسیر تناسب البته با احساس خوب و اشتیاق باید تغییراتم روبنویسم .منی که تا چند وقت پیش با خوردن دو بشقاب برنج سیر نمیشدم حالا با خوردن چند قاشق برنج سیر میشم احساس سبکی میکنم از این مسیر لذت میبرم از اینکه هروز یه قدم به هدفم نزدیکتر میشم خیلی خوشحالم من تا به حال چندین بار پیاده روی رفتم تا لاغر شم ولی یک کیلو هم کم نکردم ولی با این مسیر فقط در عرض ۱۵روز ۵کیلو وزن کم کردم ذهن و جسمم هسو شدند و برای لاغری اشتیاق دارند من میتونم لاغر بشم فقط باید ادامه بدم
      ممنون از زحمات شما استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Arshiv6668
      ۱۳۹۸/۰۶/۲۸ ۱۵:۰۱
      مدت عضویت: 2620 روز
      امتیاز کاربر: 509 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 455 کلمه

      سلام به همگي
      فايل فوق العاده اي بود ممنونم استاد
      من چند مورد از اين ٥ روش خوردن رو ميخواهم مثال بزنم كه توجه كردم
      چشم : هرگاه تلويزيون خوردني و يا برنامه اي هست در رابطه با آشپزي ترغيب به خوردن ميشم
      تبليغات تلويزيون و اينترنت
      كانال هاي آشپزي در اينترنت
      اگر سفره و مهماني و پذيرايي رنگارنگي باشه
      در بيرون باشم و ويترين و يا غذايي رو ببينم
      خوردن غذاي كسي كه با اشتها غذا ميخوره
      بيني : بوي غذااي از رستوران نانوايي شيريني پزي
      بوي غذايي در خانه
      زمان بيرون بودن بوي غذايي از جايي
      بوي غذاي خانه كه موقع پختن ميرم پاي گاز ميخورم
      گوش : شنيدن صداي قاشق چنگال از دور و صحبت كسي از داخل آشپزخانه يعني غذايي در كار هست و سريع اونجا ميرم
      صداي غذاخوردن كسي و يا صحبت پاي تلفن با كسي كه داره تعريف ميكنه غذا ميپزه يا داره درست ميكنه و يا دوست داره
      صداي قل قل غذا و تحريك كردن من براي خوردن
      لمس كردن يا حس كردن : موقع كشيدن غذا هميشه تصميم و عملم متفاوت هست و بيشتر بر ميدارم
      با دست و لمس داغي نرمي و … تحريك به چندتا برداشتن ميشم
      حس كردن غذاي خوب صد در صد خيلي بيشتر ميخورم
      نظارت كردن و اعمال من :
      ناخنك زدن حين پخت غذا و حجم زيادي خوردن
      موقع گرسنگي همه چي سرد گرم مونده و غيره ميخورم ته بندي تا غذا حاضر شه
      حجم زيادي تا مرز خفگي خوردن
      بعد از كمي فعاليت به بهانه خستگي خيلي خوردن
      به بهانه سردرد و خستگي و … خوردن
      خيلي هيجان زده غذا خوردن
      براي تفريح و غم و … غذا تنها لذت غذا و تنها شادي غذا و تنها مرهم غذا و راه حل همه چي رو خوردن دونستن
      سرگمي غذا خوردن در زمان حوصله سر رفتن
      آرامش پيدا كردن مصادف با غذا خوردن
      جشن و شادي = غذا
      حتي غذايي كه بد شده هم ميخورم كه حيف نشه و همه غذاهارو پاك سازي كردن در يخچال روي ميز و …
      حجم زيادي غذا درست كردن كه بقيه اندازه ميخورن من چون ميخوام حيف نشه خيلي بيشتر ميخورم
      هر زمان بيرون ميخوام برم ترس از نبود غذا بيشتر ميخورم.
      بعد از ورزش و كار و خستگي و مريضي توجيه داشتن براي بيشتر خوردن
      در سفر مهماني تعطيلات رستوران بيشتر خوردن
      ريزه خواري بعد از كار روزانه
      شييريني زياد با چاي و تعداد بالا
      سر ساعت غذا نخورم ريزه خواري و بعد توجيه غذا نخوردن خيلي بيشتر خوردن
      مواد سالم و ميوه و سبزيجات نخوردن جاي تنقلات زياد مصرف كردن
      خيلي هيجاني و نجويده غذا خوردن
      غذاهاي سالم و توجيه كردن و زياد خوردن و هميشه تا مرز خفگي خوردن و توان نفس نكشيدن و بعد تا كمي كم ميشد دوباره خوردن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزیتا
      آزیتا
      ۱۳۹۸/۰۶/۱۳ ۰۹:۴۵
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      پرخوری عصبی
      محتوای دیدگاه: 171 کلمه

      سلام خدمت استادگرامی
      خوب که این فایل رو گوش دادم متوجه شدم که خوردن من قبلا از روش دهان تنها نبوده چون گاهی اوقات با اینکه سیر بودم ولی تا شیرینی یا بستنی می دیدم می خوردم.
      توی گروه دوستانه عضو بودم اونجا خانمها عکس غذاهاشونو توی گروه قرار می دادن ومنم وسوسه می شدم که حتما اون غذا رو درست کنم(البته الان دیگه عضو گروه نیستم)
      واقعا وقتی کسی از غذایی تعریف می کرد سعی می کردم هر طور شده وسایلش را تهیه کنم و اون غذا را امتحان کنم
      خیلی خوشحالم که این فایل رو چند بار گوش دادم
      چند روز قبل برای بچه هام پیتزا درست کردم ولی خودم هیچ میلی نداشتم با این که قبلا خیلی فست فود می خوردم
      یا دیشب همسرم دونات تازه خریده بود وهمه از این که من هیچ ولعی برای خوردن نداشتم تعجب کردن این برام خیلی زیبا بود ومطمئنم که به خاطر گوش دادن به فایل های شماست من الان واقعا احساس می کنم که گاهی میل ندارم را به راحتی میگم. سپاس از لطف شما

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سودابه
      سودابه
      ۱۳۹۸/۰۶/۰۲ ۱۶:۱۶
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      پرخوری عصبی
      محتوای دیدگاه: 224 کلمه

      با سلام
      تمرین جلسه ششم(جلسات قبل رو تو نُت مبایلم مینوشتم)
      یکی از رفتارهایی که داشتم این بود که حتی اگر سیرم بودم میخوردم مخصوصا موقعی که رژیم بودم و اخر هفته ها رو ازاد بودم چنان میخوردم که انگار قرار بود قحطی بیاد و بعدش عذاب وجدان داشتم بدون اینکه اصلا مزشون رو متوجه باشم و فقط میبلعیدم یا اینکه اگر خودم مکلف به خوردن یدونه شیرینی میکردم وارد دهانم که میشد دیگه کسی جلو دارم نبود و میکفتم حالا اینبارو میخورم ایشالا از شنبه و بعضی اوقات از عذاب وجدانایی که بعد خوردن به من دست میداد گریه میکردم در مورد شنوایی هم اگر کسی از غذایی پیش من تعریف کنه دهنم اب میفته و هوس اون غذا رو میکنم?
      و هیچوقت سبر نبودم همیشه جا داشتم و حتی مواقعی که تصمیم داشتم رژیم باشم و دیگه حالا اون مقدار غذای ناهار یا شامم رو خورده باشم و یکی پیتزا میورد یا شیرینی حتما میخوردم و سر اونطرف غر میزدم که چرا این غذا یا شیرینی رو اوردی که من الان بخورم یا بیرون که میرفتم تفریحم اون غذا خوردن بعد خرید بود و کلا غذا خوردن برای من یک لذت وصف نشدنیه و همیشه دوست داشتم بخورم و چاق نشم ولی الان تقریبا یکهفتست دارم به فایلای شما گوش میدم و احساس میکنم داره تاثیرشو رو من میزاره و تمریناتو مدام انجام میدم

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم