خیلیها که اضافه وزن دارن، یه دلیل تکراری رو دائم تکرار میکنن: پرخوری عصبی. 😖🍰
میگن: “وقتی زندگی فشار میاره، اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت یخچال!” 🧠➡️🧊
انگار غذا براشون شده یه پناهگاه موقت… 🛑🍫
جایی برای فرار از اون احساسات سنگینی که نمیدونن چطوری باید باهاش کنار بیان یا رهاش کنن… 😞💭
🎯 نقش اعصاب در چاقی چیست؟
هر موضوعی وقتی از نظر علمی یا منطقی معتبر شمرده میشود که نتیجهی آن برای همه انسانها یکسان باشد.

مثلاً نیروی جاذبه زمین را در نظر بگیرید. فرقی نمیکند شما در ایران باشید یا آمریکا 🌍؛ اگر چیزی را از دستتان رها کنید، بدون شک به سمت زمین سقوط خواهد کرد.
یا تصور کنید سوزنی به انگشتتان برخورد کند.
فرقی نمیکند زن باشید یا مرد، سیاهپوست یا سفیدپوست، چاق یا لاغر؛ در هر صورت واکنش طبیعی بدن، ایجاد احساس درد است. 😖🩹
اینجاست که یک قاعدهی مهم شکل میگیرد:
“اگر یک باور یا ادعا درباره شرایط ما صحیح باشد، باید برای همه انسانها در همان وضعیت، نتیجهی مشابهی ایجاد کند.”
حالا بیاییم به موضوع پرخوری عصبی نگاه کنیم.
اگر باور داریم که «عصبی بودن» باعث پرخوری و چاقی ما شده، باید این قاعده را هم بپذیریم که هر کسی که عصبی میشود، دچار پرخوری عصبی و در نتیجه چاقی میشود. 🤔
اما با یک نگاه ساده به اطرافمان میبینیم که اینطور نیست.
خیلی از دوستان، فامیلها یا همکاران ما در شرایط استرسزا عصبانی یا مضطرب میشوند، اما همچنان متناسب میمانند. بعضیها ممکن است دچار استرسهای شدید شوند، اما نه به سمت پرخوری کشیده میشوند، نه چاق میشوند. ✨
پس سوال بزرگ اینجاست:
چرا بعضیها عصبی میشوند ولی پرخوری نمیکنند؟
و چرا بعضی دیگر وقتی عصبی میشوند، مستقیم سراغ یخچال میروند؟
🔎 تحقیقات علمی درباره پرخوری عصبی چه میگویند؟
طبق مقاله منتشر شده در انجمن ملی پرخوری (NEDA)، پرخوری عصبی بیشتر زمانی رخ میدهد که فرد راهکار سالمی برای مدیریت هیجانات خود نداشته باشد.
به عبارت دیگر، همه در شرایط استرسزا قرار میگیرند، اما آنهایی که به پرخوری عصبی مبتلا میشوند، غذا را به عنوان راه فرار انتخاب کردهاند. 🍕🍫

تاثیر اعصاب بر افراد لاغر
🤔 چرا بعضی افراد متناسب حتی وقتی عصبی میشوند، پرخوری نمیکنند؟
بیایید با یک سوال ساده شروع کنیم:
آیا عصبی شدن، به طور مستقیم دکمهی پرخوری را در بدن انسان فشار میدهد؟
جواب کوتاه این است: نه!
🔵 همهی انسانها استرس و فشار روانی را تجربه میکنند، اما واکنش هر فرد به این احساسات، محصول یادگیریهای قبلی اوست.
کسی که در کودکی یاد گرفته با ناراحتی سراغ غذا برود 🍩🍔، احتمال بیشتری دارد که در بزرگسالی هم هنگام عصبی شدن، با پرخوری عصبی واکنش نشان دهد.
در حالی که فرد دیگری ممکن است آموخته باشد که احساساتش را از راههای دیگری مثل پیادهروی 🚶🏻♀️، گفتوگو، یا حتی نوشتن تخلیه کند.
👶🏻 شاید این ترفند رایج در بسیاری از خانوادهها که برای آرام کردن بهانهگیریها یا گریههای کودک، به او هلههوله میدهند 🍭 یا وعدهی خرید خوراکیهای خوشمزه میدهند، در ظاهر کار ساده و بیضرری باشد…
اما همین رفتار به ظاهر کوچک، میتواند تاثیر مستقیم و عمیقی بر شکلگیری باورها و عادتهای ذهنی کودک بگذارد.
📚 کودک به تدریج یاد میگیرد که:
“هر وقت ناراحت بودم، باید چیزی بخورم تا حالم بهتر شود.”
این الگو اگر بارها و بارها تکرار شود، به یک مسیر عصبی پایدار در مغز کودک تبدیل میشود.
نتیجه؟
سالها بعد، همان کودک بزرگسال ممکن است هنوز هم در واکنش به احساساتی مثل عصبانیت، غم یا استرس، ناخودآگاه سراغ غذا خوردن برود — حتی اگر سیر باشد! 🍔😣
🔵 به همین دلیل است که خیلی از ما، بدون اینکه آگاه باشیم، هنگام ناراحتی دلمان شکلات، بستنی یا فستفود میخواهد — نه به خاطر گرسنگی واقعی، بلکه چون مغزمان از کودکی اینطور شرطی شده است.
📚 طبق پژوهشی در Journal of Eating Disorders، افراد مبتلا به پرخوری عصبی معمولاً یک الگوی ذهنی دارند که احساسات منفی را به غذا خوردن گره زده است. یعنی مغزشان به آنها یاد داده: “وقتی ناراحتی، غذا بخور تا آروم بشی.”
در حالی که این تسکین، کوتاهمدت است و در درازمدت احساس گناه، نارضایتی از بدن، و حتی تشدید اضطراب را به دنبال دارد.
🌟 وقتشه پرخوری عصبی رو بذاری کنار!
دیگه وقتشه که با اشتهای بیموقع و پرخوریهای بیدلیل خداحافظی کنی! دورهی ویژهی «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» کمکت میکنه کنترل غذا خوردنت رو با قدرت ذهن به دست بگیری و آرومآروم به تناسبی که همیشه آرزوش رو داشتی برسی. 🧡🌿
با آموزشهای این دوره، بدون رژیم گرفتن، بدون استرس، و فقط با تغییرات سادهی ذهنی، راه رهایی رو یاد میگیری. 🌸

نقش باورها در پرخوری عصبی
بعضی وقتها باورها میتوانند راههای جدیدی را برای تغییرات بزرگ باز کنند و گاهی هم… مثل یک زنجیر به دستتان بسته میشوند.
باور «من پرخوری عصبی دارم» یکی از این باورهاست که میتواند مثل یک مانع بزرگ، جلوی شما را بگیرد و نه تنها از لاغر شدن شما جلوگیری کند، بلکه ممکن است حتی باعث چاقتر شدن شما شود. 😔
چرا من چاق شدم؟ 🤔
شاید این سوال همیشه توی ذهنتان چرخیده باشد. حقیقتش این است که بیشتر از هر چیز، عادتها هستند که تعیین میکنند چطور به سمت چاقی پیش میروید.
هر فردی که به طور منظم در زندگیاش عادات خاصی دارد، در مسیر خاصی از زندگی خود قرار میگیرد. به زبان ساده، این عادات، چه خوب و چه بد، میتوانند شکلدهنده وضعیت بدنی شما باشند.
پرخوری عصبی؛ یک عادت، نه اختلال 🍫
پرخوری عصبی را خیلیها به عنوان یک اختلال جدی میبینند، اما باید بگوییم که در حقیقت، این یک عادت است که وقتی عصبانی میشوید یا تحت استرس قرار میگیرید، به طور ناخودآگاه به سراغ غذا میروید.
یعنی این چیزی نیست که از درون بدنتان بخواهد شما را به پرخوری سوق دهد، بلکه رفتاری است که در شرایط خاص، تکرار شده و تبدیل به یک عادت میشود.
مثلاً تصور کنید که وقتی تلویزیون تماشا میکنید، همیشه به سراغ تخمه یا تنقلات میروید.
خب، این شما را در دسته “پرخوری تلویزیونی” قرار نمیدهد، بلکه فقط نشاندهنده یک عادت است که به خاطر لذت بیشتر از تماشای برنامه تلویزیونیتان ایجاد شده است.
عادتها، نه اختلالها 🧠
هر رفتاری که از ما سر میزند، یک نتیجه از عاداتی است که در طول زمان شکل گرفتهاند.
وقتی که مغز یک رفتار را تکرار میکند و آن رفتار به نوعی برای ما لذت یا آرامش به همراه دارد، به مرور زمان تبدیل به یک مسیر عصبی ثابت میشود.
در واقع، پرخوری عصبی هم به همین شکل، به عادت تبدیل شده و از آنجا که مغز همیشه از «لذت» خوشش میآید، این عادتها ممکن است گاهی از کنترل خارج شوند.
چطور میتوانیم عادتها را تغییر دهیم؟ 🔄
از آنجایی که این رفتارها عادت هستند و نه اختلالهای غیرقابل تغییر، میتوانیم با آگاهی و تمرین، آنها را از نو بسازیم.
به یاد داشته باشید که هیچ چیزی در بدن ما ثابت و غیرقابل تغییر نیست؛ حتی عادتی که شاید سالهاست با شما همراه بوده و از دوران کودکی شکل گرفته است. ✨
در دورهی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد میگیرید چطور عادتهایی را که فکر میکنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، بهدرستی شناسایی و بازنویسی کنید.
با شرکت در این دوره، نهتنها متوجه میشوید چرا برخی رفتارها همیشه شما را به سمت غذا هل میدهند، بلکه راهکارهای عملی برای اصلاح این عادتها و ساختن الگوهای تازه به دست میآورید.
✨ یادتان باشد: شما اسیر عادتها نیستید؛ بلکه میتوانید استاد و خالق عادتهای تازهای باشید که شما را به سمت اندامی متناسب و زندگی سالم هدایت میکنند.
🔑 همین امروز تصمیم بگیرید عادتهایی که سالها مانع شما شدهاند را تغییر دهید و با آگاهی، آیندهی تازهای برای خودتان بسازید.🌱 و بدانید که با هر انتخاب جدید، یک گام به سمت لاغری و سلامت واقعی نزدیکتر میشوید.
✨ تمرین طلایی برای تغییر پرخوری عصبی ✨
دوست خوبم 👋🏻
اگر دوست داری یک قدم واقعی و ماندگار برای درمان پرخوری عصبی برداری، این تمرین مثل یک پل نجاته! ⛅️
با نوشتن جوابها، ذهنت رو شفافتر و انگیزهات رو قویتر میکنی. قول میدهم که حس فوقالعادهای بعدش خواهی داشت! 💖
🌱 مرحله اول:
با دقت و به صورت شرح انشایی به سوالات زیر پاسخ بده:
- 🍽 به نظر شما پرخوری کردن چیست؟
- 😞 پرخوری چه احساسی در شما ایجاد میکند؟
- 🔗 چه ارتباطی بین پرخوری کردن و چاقتر شدن یا لاغر نشدن میبینید؟
- 📏 از نظر شما تا چه حد خوردن، پرخوری محسوب نمیشود و بعد از آن پرخوری به حساب میآید؟
- 🧠 به نظر شما برای اندازهگیری میزان غذایی که باید بخوریم، باید چگونه عمل کنیم؟
✍️ پاسخهای خودت رو در بخش نظرات همین جلسه با عشق ثبت کن!
🌟 مرحله دوم:
حالا وقتشه که دیدگاه خودت رو درباره غذا خوردن افراد لاغر و چاق با ما به اشتراک بذاری! 🍏🍔
- 🔍 انواع روشهای غذا خوردن افراد چاق را نام ببر.
- 📝 برای هر روش توضیح بده که آیا این رفتار در تو وجود داره یا نه، و اگه هست، یک مثال واقعی از زندگی خودت بیار.
یادت باشه دوست خوبم 🌈، همین لحظه که در حال فکر کردن، نوشتن و آگاهتر شدن هستی، قویترین قدم رو برای تغییر مسیر پرخوری عصبی و ساختن یک زندگی جدید برمیداری. 💪🏻💖
منتظر خوندن نوشتههای ارزشمندت هستم! 🌸✨
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضاعطارروشن
امتیاز 3.97 از 238 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
سلام من هم عادتهای اشتباه زیادی داشتم که از هم ازطریق چشم هم گوش هم بینی تحریک به خوردن غذا وهر چیز دیگری مثل شیرینی میشدم ولی به لطف خداوند متعال دراین دوره لاغری با ذهن توانستم بعضی ازرفتارهای اشتباهم رادرست کنم هفته گذشته که همسرم شیرینی خرید وشیرموزدرست کردم نخوردم گفتم سیرم و میل ندارم ودیشب هم که پسرم کیک باشیر کاکائو آورد نخوردم چونکه روضه بودم وسیر بودم درصورتی که قبلن این جور نبود ومیخوردم وبهش گفتم شب میخورم وبه نظر خودم دراین چند مدت لاغر هم شدم وخودم باور کردم ولی بچه هام میگن نه هنوز خیلی چاقی وبهشون میگم یک دفعه چاق نشدم که یک دفعه هم لاغر بشم به امید روزی که به اون تناسب اندام برسم چونکه من از اول فرد متناسبی بودم والان هم برای متناسب شدن تلاش میکنم وازاخرین باری که وزن کردم هفته گذشته که وزن کردم دیدم 90 شدم که قبلا 95 بودم به امید روزی که به 65کیلو برسم تلاش می کنم
نشان های دریافت شده
سلام
منم عادتهای اشتباهی که داشتم پرخوری در مهمانی یا گردش بود که بیشتر از حدمعمول غذا میخوردم .
همه غذاها نه بلکه بعضی غذاها رو تا حد خفگی میخوردم مثل آش یا کیک های خونگی
وخودم متوجه شدم که تمایلم به خوردن چیزهای شیرین بیشتر شد مثل شکلات نارگیلی یا فرنی یا مربا و…
وموقعی که ناراحت باشم یا مشکلی برام پیش اومده باشه اصلا نمیتونم غذا بخورم .
ولی موقعی که سیر بودم ولی کسی منو صدا میکرد بیا باهم غذا بخوریم منم برای اینکه هم صحبت بشیم و غذا خوردن لذت بیشتری بهم بده غذا زیاد میخوردم .
وقتی غذای میخاستم درست کنم از حواس پنجگانه آنقدر تحریک میشم که حتما بایستی یه کم از اون بخورم مثل اولویه تا سیب زمینی رو پوست بکنم چندتاشو میخوردم .
الانا خیلی بهتر شدم اما کاملا برطرف نشده . ودارم روی خودم کار میکنم .
وهمه این عادتها به خاطر فرمولهای اشتباهی هست که در ذهنم وارد کردم و شده باورمن .
نشان های دریافت شده
هر عقیده ای درباره شرایط خود در زندگی دارید اگر برای همه انسانها ب همان شکل است فکر و عقیده شما درست است
همیشه میگفتم چاقی من بخاطرپرخوری عصبیه بخاط ناراحتیمه ب خاطر عصبایتمه بخاطر استرس اظطراب
همیشه در این مواقع من پرخوری شدید داشتم طوری ک بعدشم تا چن روز مریض میشدم رفتار چندش اوری ک اولش لذت بخشه بعدش اون همه درد تحمل میکنی
اما کسایی هستن ک موقع عصبانیت غذا نمیخورن حالت تهوع دارن یادمه موقع ازدواجم سه روز اصلا میلی ب غذا نداشتم شدیدا بی میل بودم
پس منم میتونم
دختر خاله خودم در شرایط عصبی هستش بازم لاغر لاغر شده بود
یا خالم یا زندایی همش پر از فکر و خیال و غم غصه هر روز داره لاغر لاغر میشه
پس وقتی اونها برعکس من عمل میکنن نشون میدا رفتار من غیر عادیه و چیزی جز فرمول نیس
در لاغری باذهن ب این درک واگاهی میرسیم ک هر دلیلو توجیهی برای چاقی خود داریم با جستجوی اون در انسانهای اطرافمون ب یقین برسیم ک ایا این دلیل چاقی من باعث چاقی هما انسانها میشود یا فقط باعث چاقی من شده
چرا من چاق شدم
عادتها نقش اصلی درشکلگیری اضافه وزن دارده هر فردی بمیزان تنوع عادتهای غذایی ک دارددر شرایط چاقی متفاوتی ب سر میرود
شناسایی عادتهای چاق کننده میتونم تغییر بدیم رفتارهایی ک سبب چاقی ما میشن لاغری رو تجربه کنیم
مثلا من سیرم ولی بوی غذایی منو وسوسه میکنه بخوردن در حالی ک سیرم این ی عادته ک من در اثر بوییدن اون مغزم دستور خوردن میده
یا موقع بیماری میخورم
یل عصبانیت میخورم
یا مسافرت میخورم
ولی افرادی هستن ک میرن مسافرت ومتناسبن پس قضیه چیه
یا موقع بیماری لاغرتر میشن پس این نشون میده اینها عادتهایی هستن ک در مغز من هستن من باید اصلاحش کنم
مغز یک فردمتناسب بایک فردچاق کاملا مشابه هس
یک فرد متناسب میخوره برای تامین انرژی بدن ن برای تفریح سرگرمی لذت ن هیچ کدوم اما ی فرد چاق میخوره برای اینک عیده نیس پول داده حیفه نزره عروسیه کیکه تولده
یک فرد متناسب میخوره فقط از طریق ذهنش بارها دیدم خواهرم ک عاشق اش رشته هس یکم خورده ازش
اما شده من میلی نداشتم اما خوردم ک خرده باشم یا چشمم دیده گفته بخور یا بوش منو تحریک کرده
بارها شده ی شیرینی گرفتم اشتها نداشتم اما خوردم چن چشمم دیده یا دستم گرفتم دوباره خوردم
اما ی فرد متناسب اینطوری نیس
تو مهمونی بودم شیرینی ها تنوع هاش زیاد بود دخترداییم ک متناسبه گفتم اصلا دوس ندارم تنوع شیرینی زیاد باشه چرا چن دوس دارم از همشون بخورم اما اون گف ن من تنوع دوس دارم
این نشون میده اون از نگاه کردن تحریک نمیشه شکلات تعارف کردم نخورد چراچن که میلی ندارم
مهمونی
بودیم اش خورد هرچی تعارف کردن گف ن من اصلا میلی ندارم
این نشون میده اون از طریق دیدن بویدن خیلی چیزهای دیگه تحریک نمیشه و پس تفاوت بین منی ک چاقم واونی ک متناسبه در انتخابهای ماست در فرمولهای ماست عادتهای ماست باورهای ماست ن چیز دیگه پس منم میتونم با تغییر همونها مثل اون متناسب شم
سلام
من از وقتی اومدم تو این مسیر فکر میکردم عادت غذایی بد ندارم چون اضافه وزنم ۸ کیلو هست ودلیل چاقی خودم رو ترس از خوردن میدونستم الان فهمیدم همین تحریک شدن از راههای مختلف یعنی عادت غذایی و یه مورد دیگه اینکه من هیچ وقت برام فرقی نمیکرد عصبی هستم یا خوشحال یا عادی در هر صورت غذام را میخوردم چند روز پیش ناراحت بودم و غروب متوجه شدم من صبحانه و نهار نخوردم و میل نداشتم خیلی برام این تغییر جالب بود
نشان های دریافت شده
سلام عزیزان
من هم قبلا تاحدودی به پرخوری عصبی باور داشتم
ولی الان نه…
یه باور اشتباه که همیشه داشتم این بوده که مثلا بعضی روزها یا وقتها که چیزی جذاب و مورد علاقه ی من تو خونه نداشتیم پس نخوردم فوری میگم من که زیاد نمیخورم،
اما باید متوجه بشم تو زمانهای دیگه ای که چیزهای خوشمزه زیاده ،خوردم
جدا از این مشکل اصلیم این بوده به محز اینکه یه شیرینیه ۱۰۰گرمی خودم روز بعدش حد اقل ۱کیلو اضافه میکنم،
دلیلش همین باور اشتباهم بوده.
امیدوارم برای همیشه این طرز فکرم عوض بشه .
نشان های دریافت شده
سلام به همه
بعد اینکه فایل و گوش دادم اومدم بنویسم چشمم خورد به اسم فایل هنگ کردم، پرخوری عصبی یعنی این واقعا؟؟؟ پس من خوردن هام همه پرخوری عصبیه تا گرسنگی واقعی
من دیشب واقعا رفتار مناسبی با غذا نداشتم شما گفتین رفتار یک روزتونو نگاه کنین خودتون متوجه میشین میخوام عادات اشتباهم و که عمیقا بهش پی بردم بنویسم، من تا شب عالی عمل کردم ،غروب با خواهرم رفتم خرید و تا برگردیم گرسنم شده بود با اینکه مسمم بودم شامم رو هم درست بخورم به محض نشستن رو سفره دیگه نفهمیدم چقدر خوردم، علت؟؟؟ من بودن در جمع رو مساوی پرخوری میدونم، چه مهمان بیاد چه برم مهمانی مخصوصا در خانواده خودم من بیشتر از حدم میخورم، در صورتیکه مطمینم اگه شب خواهرم اینا نبودن من بهتر غذا میخوردم، این فرمول بودن در جمع خیلی برای من پر رنگه، لقمه اول و خوردم و مزش و دوست داشتم و دیگه تموم شد، لقمه های بعدی پشت سر هم، حس چشایی و لامسه خیلی پرقدرت تصمیمشو برای پرخوری گرفته بود، و تازه بعد اینکه تموم شد شام یادم اومد میخواستم امروز و عالی عمل کنم، در برابر شیرینی هزار بار این اتفاق افتاد، و من جزء آدمهایی هستم که فقط با دهنم غذا نمیخورم با چشمامم میخورم با گوشمم میخورم، تمام متال هایی که تعریف میکردین خود خود من بودم، یکی بگه فلان غذا من بااااااید ازش بخرم و بخورم، یا وقتی گرسنم بشه انقدددددر میگم تا وقتی به غذا رسیدم دیگه نفهمم چقدر خوردم، دارم یه لیست از عادت های اشتباهم تهیه میکنم تا بهتر خودمو بشناسم و راحت تر بتونم عادت هامو تغییر بدم و هر روز به این لیست اضافه میشه، پیشنهاد میکنم دوستای عزیزمم اینکارو انجام بدن برای شناخت بهتر عادتهای اشتباهشون، یادمه یبار سر کار از یه خانمی که اومده بود چند روز بهمون کمک کنه و خیلی هم متناسب بود پرسیدم وقتی گرسنت بشه چیکار میکنی گفت اگه چیزی اماده نباشه چایی میریزم میخورم، گفتم نه اگه خیییییلی گرسنت باشه گفت بازم همینکارو میکنم، برام قابل هضم نبود کارش، یا یبار فامیلمون تولد شوهرش بود شام و که خوردیم کیک و اوردن ولی اون از کیک نخورد، همه خوردیم غیر از اون و گفت شام خوردم سیرم و با خودم گفتم مگه یه ذره کیک چقدر میخواد جا بگیره تو معدش که نخورد، دلیل کارشو نمیفهمیدم، شاید به نظر اون ماها عجیب بودیم ولی به نظر من اون عجیب بود، ولی الان میفهمم اون داشت فقط با دهنش غذا میخورد و برای رفع گرسنگیش ولی من با چشمم کیک و دیدم مزش و به خاطر داشتم، یه تیکش رفت زیر زبونم و نرمیش و حس کردم و این شد من با تمام اعضای بدنم داشتم میخوردم برای تکمیل جشن برای اینکه امشب کیک و از دست ندم، برای اینکه تو جمع باید خورد و هزارتا دلیل مسخره دیگه ولی اون خانم خیلی راحت از کیک تولد همسرش گذشت و اصلا براش مهم هم نبود و اصلا برای خودش کنار هم نذاشت که بعدا بخوره، خوشم میاد واقعا از اینهمه رهایی از خوراکی و غذا، امیدوارم برسم به اون نقطه که ناخوداگاه رفتارهای درست بکنم و لذت ببرم از حس آزادی و اعتماد به نفس
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
ما همیشه خواستیم با چاقی مبارزه کنیم بجنگیم هیچ وقت فکر نکردیم دلیل اینکه چاق شدیم چیه والا قبل دوره واقعا فکر نمی کنم فقط من بودم فکر کنم هممون همینطور بودیم هیچ وقت به دنبال دلیلش نبودیم. چون ریشه چاقی در ذهنمونه جسمی نیست .
مغز هم مثل اعضای دیگه برای چاق ها و لاغره به یه شکله و فقط تفاوت چاق ها و لاغره در فرمولهای مغزیشونه . نتیجه فرمولهای ذهنیه که در جسم نشون داده می شه .
واقعا همینطوره می خوری عذاب وجدان می گیری نمی خوری ناراحتی .
در فرد متناسب از چه طریق انرژی جسم و تامین می کنه از طریق خوردن وقتی بدنش نیاز به انرژی داره فرمان صادر می شه که نیاز داره غذا بخوره هیجان زده نمی شه .
واقعا همینطوره الان نگاه می کنم می بینم دیروز من رفتم خونه مامانم البته از چند روز پیش بهم گفته بود اگه زبان پیدا کنم میخرم درست می کنم تو هم بیا که با هم بخوریم از چند روز پیش فقط حرفشو می زد و من هم که دیروز رفتم با هم خوردیم حالا یه چیزی دیروز فهمیدم که باز برام جالب بود فکر می کنم من جایی می رم هنوزم مثل اون موقع ها کمتر می خورم پر خوریهای من معمولا در خونه است .
فرد چاق وقتی گرسنشه دیگه نمی تونی صبر کنه منم واقعا عصبی می شدم اون موقع ها همسرم هم سر صبر مثلا جایی بودیم تو مسافرتی یا جایی تازه می خواست بگرده ببینه کجا غذای خوبی داره او مامی گآد الان همینی که شما گفتین فرد لاغر به دنبال انتخاب که چی بخوره ولی فرد چاق هر چی باشه فقط بخوره حالا . و من صبر نداشتم همش غر می زدم .
حالا این مثال فرد لاغر و چاق که لاغر ها فقط از دهان غذا می خورن من الان که اینو گوش دادم تو اشپزخونه نشستم و همسرم سرکار بود توی اتاقش بعد اومد یه قهوه بخوره منم شروع کردم به پرسیدن این سؤالها ازش برای اولین باره از شروع دوره که دارم می پرسم از طریق چشم تحریک نمی شه به خوردن گفت اگه سیر باشم امکان نداره بخورم خوب هست بعدا می خوره ولی ما چاقوها فکر می کنیم دیگه آخرین روز عمرمونه و یا می خواد قحطی بشه …. و باید بخوره.
از طریق بو داشتم سوال می کردم همسرم گفت خوب بوش خوبه آدم احساس خوبی می کنه ولی دلیلی نداره که حتما باید بخوره
ولی من خیلی می گم وای چه بویی میاد چه خوشبو یعنی الان هم هنوز می گم عادتم شده .
و اما راه گوش ، مثلا فلان رستوران چه غذای خوبی داره و اینا پرسیدم گفت خوب می زارم تو لیست هر وقت موقعش شد اره می رم امتحان می کنم ولی اینو. منم خیلی منو تحریک نمی کنه که حتما باید برم ببینم چطوریه .ولی مثلا مامانم همیشه از غذاهاش تعریف می کرد سبزشی تازهس و گوشتش فلان ولی دیروز اصلا تعریف نکرد خدا رو شکر .
لمس کردن دست می زنیم به شیرینی حالا می خواستیم یکی بخوریم دو تا می خوریم ولی همسرم گفت نه گرسنه نباشم هیچی تحریکم نمی کنه به خوردن .
حالا یه ساعت پیش برقمون رفت و من در حال نوشتن تمرین بودم و می خواستم غذا درست کنم همسرم هم می خواست راه بره شیطونه هم مشغول بود می گفت تو دیگه نرو پیاده روی وایسا غذا درست کن که نمی دونم چی شد من سبزی و گذاشتم تپ یخچال و منم خواستم برم با همسرم که برق رفت خوبم شد که وسط آشپزی نبودم چون گازهای اینجا همه برقیه و الان هم اومدیم و هنوز برق نیامده و . فعلا ناهار تعطیله .
نشان های دریافت شده
سلام
یک فرد چاق میگه پرخوری عصبی دارم
چیزی ک خود من ازش استفاده میکردم و هنوزم پررنگه برام
من کسایی رو میشناسم ک عصبی هستن ولی چاق نیستن پس چرا اونها پرخوری ندارن
عصبی بودن هم بهانه ای برای فرار از اون موقعیت و ارام کردن خودمون پناه میبریم ب غذا
و بدون این ک میلی باشه میخوریم
تا اروم بشیم
و هی این کارو تکرار کردیم تا تبدیل ب عادت شده
و الان من وقتی عصبی میشم میبینم ک میلی ندارم گرسنه نیستم ولی مغزم ب خوردن ادامه میده
یا سرماخوردم یا بیمارم هی مغزم دستور خوردن میده البته خیلی فرق کردم قبلا ک کل هفته دو روزشو سالم بودم
واون موقع اش میپختمو اونقدر میخوردم و معدم ورم میکرد
قبلا بیشتر پیچ های اشپزی دنبال میکردم بدون انک بپزشون از روی علاقه هی دنبال میکردم
وقتی اینجا یاد گرفتم ک کنارش بزارم
الان ب این نتیجه رسیدم ک واقعا اون موقع من از طریق چشم و گوش تحریک یشم ب خوردن
یاهمش درگیر این بودم ک چی درست کنم رژیمی باشه همش روز و شب ب غذا فک میکردم
من یک فرد متناسب میشناسم ک رفته بودیم مهمونی و اونجانشسته بود بدون اینو بگه گشنمه و فلان
مادرش گف ظهر ابگوشت درست کردم نخورد گفتیم چرا دوس نداره گف ن قرار بود قیمه درست کنم نکردم و اون نخورد و اون موقع گف گشنمه در اوج گرسنگی بود ولی نشسته بود هیجان زده و هول نبود ک غذا نخوردم یا گشنمه
یا دختر خودم اصلا نمیفهمه کی گشنشه میبینی میپرسم گشنته میگه اره ولی قبل اون اصلا نمیگه
یا خواهر خودم غذایی ک عاشقشه رو بپزیم میل نداشته باشه محاله بخوره یا من خیلی دیدم ک انتخاب میکنه اگه سوپ باشه پلو باشه خاگینه باشه اون از بین اینها پلو میخوره
از طریف دیدن بوییدن اینا تحریک نمیشه
مثلا نمیگه حیفه پول دادم بزار بخورم
نزریه بخورم
عیده بخورم
مثلا تو ماه رمضون میبینی بیدار شده سحری بخوره اگه غذای مورد علاقش نباشه نمیخورد دیگه هول نبود قرار روزه بگیرم باید بخورم یا زیاه روی نمیکرد
میبینی تولد شده خیلیا دارن کیک میخورن ولی این میگه شام خوردم میل ندارم نمیخوره
یعنی ن از چشم تحریک میشه ن خاطرات گوش ن لامسه ن بینی
میخوره فقط در اثر گرسنگی یا میل داشتن
همین خواهرم ازدواج کرده و یکم چاق شده چراچن خیلیابهش میگن مواظب باش چاق نشی یامیگن خیلی میری بیرون و رستوران میخوری یا معجون چاق میشی در حالی ک قبلا اون غذای فست و فود و هله هوله و شکلات و چیز شیرین خیلی میخورد
واین چیزی جز فرمول نبود
مثلا خود پدر من دوبشقاب برنج میخوره ولی ته دیگ ی ذره هم نمیخوره چرا
میگه چاقم میکنه
یا کوکو یاسرخ کردنی
یا شیرینی کیک
میگه نمیخورم اینا چاق میکنه و ترس از خوردن رو من میبینم وحس میکنم
من ب این باور رسیدم ک چاقی فقط از باورها و طرز فکر ما نشات میگیره و ما با خوردن خودمون اسیر حرص و ولع میکنیم با رژیم های مختلف ب ناتوانایی خودمون پی میبریم و محصول میشه چاقی
و لاغری باذهن چیزی جز ارامش نیس میخوری نخوری درگیرش نیستی البته ذهنهای سالم
من تغییر در خودم میبینم و تبریک میگم ب خودم ک خیلی فرق کردم رفتارهام خیلی تغییر کردن دیگه نمیخورم برا اینک خورده باشم برا اینک حیفه یا مامانم پخته یا نیس
و سپاسگزارم از خودم ک تو مسیرم و میدونم رفتارهای خیلی زیادو لاغر کنند ه در حال شکلگیری در من هستن و من قطعا یک شگفتی ساز خواهم بود
سلام بر متناسبین جذاب و زیبا و پولدار
من یه سوال برام پیش اومده . وقتی از نگاه رژیم به لاغری با ذهن نگاه کنیم رژیم راحتتر از لاغری با ذهنه . چون زمانش کمه . پس لاغری با ذهن میشه سختترین کار دنیا . چون کار رژیم فقط روی رفتاره اما کار لاغری با ذهن روی ذهنه و روی تمام لحظات .
وقتی از دید آزادی به لاغری با ذهن نگاه کنیم لاغری باذهن میشه رهایی و آزادی و هرچی هروقت هرطور از هرچی دلت میخواد میتونی بخوری و ذهنت رو درگیرش نکنی و بعد رهاش کنی و خودتو دوست داشته باشی و به خودت عشق بورزی و …. این نگاه میشه لاغری با ذهن آسانترین کار دنیا .
این نگاه به چاقی نزدیکتره .
به عادات ما نزدیکتره . برای همین لاغری با ذهن رو برامون راحتتر می کنه . چون لاغری با ذهن همون چاقی با ذهنه . فقط جهتش فرق کرده و آروم آروم از چاقی فاصله میگیره .
مثلا در چاقی با ذهن ما نگرشمون اینه پرخوری عصبی منو چاق می کنه . لاغری با ذهن میگه برگرد جهتتو عوض کن . پرخوری اتفاق نمیفته و تو هم چاق نمیشی .
پس این میشه فرمول نزدیک به اون فرمول اولیه .
حالا در این جهت حرکت کن . چه فرمولهای دیگه در این راستا میبینی .
غذایی که داری موقع عصبانیت میخوری رو بهش آگاه میشی آیا داره آرومت میکنه . اصلا چرا عصبانی هستی ؟
به نظر من لاغری با ذهن یعنی از ناخوداگاه خارج شدن و کم کم وارد آگاهی شدن .
چیکار داری می کنی ؟
آگاه شو .
نفس عمیق بکش .
دلیلی برای عصبانیت نیست .
چرا موقع عصبانیت میخوای بخوری به خاطر اینکه لذت خوردن تو رو از موضوعی که داره ذهنتو اذیت می کنه دور کنه .
اما حقیقتا بیشتر اعصابتو خورد میکنه . شاید لحظه ای ارومت کنه ولی این آرامش یعنی وابستگی . این آرامش رو تو از بیرون به دست آوردی و هی تکرارش میکنی و درست مثل مواد مخدر هی باید دوز مصرفتو بالاتر ببری تا به اون آرامشه برسی .
تو میخوای از غذا به لذت روحانی برسی . در حالیکه روح غذا کوچکتر از روح توست . نمیتونه روح و ذهن تو رو سیر کنه . واسه همینه هی میخوری . غذا کوچیکه نمیتونه تو رو راضی کنه . اما تو بزرگی . روحت بزرگه . به خودت پناه ببر به خودت که از ذهنت بزرگتری . با خودت حرف بزن . به خودت عشق بورز . آرامش رو در خودت جستجو کن تا بهش وصل بشی .
چون تو بزرگتر از خودتی . میتونی خودتو به رضایت برسونی .
به نظرم این دلیل کاملا منطقیه . روح غذا کوچکتر از روح ماست . بنابراین نمیتونه روح مارو به آرامش برسونه . برای همین ما بهش وابسته میشیم و هی میخوایم دوز مصرفیش رو بالا ببریم . پناه بردن به غذا روح ما رو سیراب نمیکنه بلکه مارو تشنه تر میکنه . ولی وقتی به خدای وجودت پناه ببری اون از تو بزرگتره . اون تورو سیراب می کنه . اون گرسنگی و تشنگی روح و ذهن تو رو پر می کنه . نیازت رو برطرف میکنه . نیاز تو متافیزیکیه نه فیزیکی . خداوند همه چیز میشود همه کس را .
پس بهترین الگوی جایگزین برای من اینه که از همونجایی که هستم به خودم آگاه بشم برگردم بعد ببینم چی میبینم . قطعا چیزهای دیدنی در انتظار منه . چون من وقتی برگردم خدا رو میبینم با کلی جلوه های متنوع و زیبا که ذهن مشتاق منو سیراب از حضورش می کنه . چقدر زیباست این آرامش . چقدر زیباست این رنگترنگی . چقدر زیباست این ملکوت . فقط کافیه برگردی و خودتو بندازی در دامن خدا . خدا بغلت می کنه و میبرتت به بیکرانه ها . چقدر پرواز در این سرزمین زیباست .
خدایا سپاسگزارم .
سلام و درود
دیدگاه خود را به اشتباه در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید
لطفا در نوشتن دیدگاه دفت کنید
باتشکر
سلام
این فایل تصویری یکی از جذاب ترین وبا مزه ترین فایل هایی بود که دیدم وشنیدم
راستش اواسط فایل بود که بلند بلند میخندیدم ولی یهو یادم افتاد، عه!!!! چقدر شبیه رفتار منه حرفهایی که دارم بهشون میخندم
این لحظه بود که غمی منو گرفت
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیز تر است
از بچگی یاد گرفتم وقتي ناراحتم، وقتي خسته ام، وقتي حوصلم سر رفته وقتي عصبی ام، استرس دارم، منتظرم وحتی خوشحالم با خوردن مواد غذایی مختلف مشکلمو برطرف کنم
شاید چون تو خانوادهی پر از بچه بودم مامان وبابام نمیتونستن به ما برسن وبرای اینکه ما آروم شیم، راه حلی بهتر از خوردن بهمون یاد ندادن 🙄
نشان های دریافت شده
سلام و صد سلام دوستان و معاشران مسیر سرسبز و مستقیم و پرنعمت الهی
من می خوام رها کنم !..،اضافه وزنم را 😄💯
تمام اضافه وزنم را رها می کنم و آزاد می شوم 🦋✨
همین الآن داشتم نیمه این فایل را می دیدم همسایمون یک بسته سوهان از شهرستان قم برامون سوغات آوردند پسرم درو باز کردو گرفت ازشون و دقیقا آورد جلوی چشمم درش را باز کرد و چرخوندش نگاهش نکردم ولی بوی اون مستم کرد منفی باف گفت تو که خیلی دوست داشتی و همیشه می خوردی بریم تست کنیم اما جالبه صداش ضعیف بود گفتم هرگز !…یعنی من مطمئن شدم عادتهای من از تحریک ۵دهانم نسبت به خوردنهای اضافه و الکی باعث رفتاری غیرصحیح شده که منجر به چاقی من شده است …خب امروز من از آخر فایل شروع کردم بریم بررسی کنیم
پرخوری عصبی چیست ؟!(بهانه ای بیش نیست)✨
قانون برای همه افراد یکسانه مثلا قانون جاذبه هر کجای این کره زمین تو هر کشوری که جسمی رها بشه روی زمین می افته یا اگر سوزنی به انگشت شخصی فرو بره تحریک عصبی میشه و درد را احساس می کنه اما افراد چاق دلایلی برای چاقی خودشون دارند که درواقع قوانین شخصی خودشون هست که برای خودشون و یا نزدیکانشون عمل می کنه و برای همه افراد به اینصورت نیست و باید نقض بشه
.افراد چاق یکی از دلایل پرخوری خود را عصبی بودن می دانند و میگونند وقتی به هم میریزم کششی به سمت خوردن پیدا می کنیم منم بارها شنیده بودم از مامانم که حرص می خورم و بیشتر می خورم و چاق می شوم و از اونجائیکه همیشه مسائلی هست که اعصاب ما را به هم بریزه فرد انتظار چاقی از خودش داره و این یک مانع بزرگ لاغریه که باید اصلاح بشه
اما یک فرد متناسب هم در روزمره زندگیش عصبی میشه ولی پرخوری نداره در واقع من دیدم خیلی ها به قول خودشون دیگه چیزی از گلوشون پایین نمیره یا ممکنه تپش قلب بگیرند یا نفس نفس بزنند یا تندتند پلک بزند اما یک فرد چاق خودش را با خوردن آروم می کنه البته در لحظه و بعد از خوردن یک احساس سنگینی و فشار یا عذاب وجدان هم به حال بد خودش اضافه می کنه …در تمام این سالهایی که چاق بودیم ما هیچ توجهی به چاق شدنمون نداشتیم یعنی وزن کردن خود و تلاش و فشار به جسممون یا تحقیق در مورد روشهای لاغری همه توجه به چاق شدن بیشتر بودند و نوعی فرار از چاقی یا مبارزه با چاقی یا نفرت از خودمون و همه این افکار و رفتار و احساسات تصویر چاقی را در ذهن ما واضح تر می کرد و ما باید بدونیم چاقی در ذهن ما ریشه داره انگار یک بذری کاشتیم و بهش رسیدگی و توجه زیادی داشتیم شده و یک باغ پر محصول چاقی به وزن بدنمون اضافه شده است !…
یکی از دلایل اصلی چاقی ما عادتهای ما هست و عادت اون رفتاری هست که بارها انجامش میدیم و احساس خوبی هم از انجامش نداریم ولی نمی تونیم کنارش بزاریم و باز تکرارش می کنیم !…عادتها اعتیاد ما هستند و باید درمان شوندکه دوره چالش من این نخوردم در همین سایت خیلی فوق العاده به موضوع عادتها و اصلاح آنها می پردازد .
سیری در یک فرد چاق مساوی است با احساس خفگی
و فشار یعنی اصلا گرسنگی را درک نکرده ولی در یک فرد متناسب سیری یعنی فقط رفع نیاز
فرد متناسب به اندازه نیاز بدنش غذا میخوره یعنی بدنش نیاز به انرژی داره و مغز فرمان میده به خوردن و فرد متناسب تا جاییکه رفع نیاز و واکنش بدنش بشه غذا میخوره و سیر میشه یک فرد متناسب تحمل گرسنگی را داره و از این احساس لذت میبره و البته برای علاقه مندیهاش بسیار ارزش قائله غذایی که دوست نداره را هرگز نمی خوره و حاضره گرسنه بمونه یا اینکه صبر میکنه تا غذای مورد علاقه اش آماده بشه و در خیلی از موقعیتها خیلی محکم و با اراده می گه میل ندارم یا سیر هستم.
ولی یک فرد چاق اصلا درکی از جمله من میل ندارم و یا سیر هستم نداره و همیشه گرسنه است و هر چیزی را دوست داره و می خوره (من یاد گرفته بودم که آدم باید سازگار باشه و همه چیزی بخوره شاید تو مهمونی بره و غذایی را دوست نداشته باشه و خیلی بده هم میزبان ناراحت میشه هم می گویند :چه بچه ی بی تربیتی و هم بچه گرسنه میمونه و اصلا این یک مدال و افتخاره تو خانواده مادری من که آدم هرچی گذاشتند جلوش بخوره و حتما با سفره همراه باشه یک رسمی هم تو دورهمی ها داشتیم باید سر ساعت سفره پهن بشه اگر زودتر گرسنه میشدی میتونستی با هله هوله یک کم خودتو سیر کنی تا وقت سرو غذای اصلی برسه اگر هم سر سفره سیر بودی که زشت بود و تنبیه می شدی و می گفتند دیگه غذا تا شب نیست همین الآن بخور (یعنی همش زور و ترس و همه هم ماشالله چاق ) فرد چاق به محض کوچکترین احساس گرسنگی فریادش بلند میشه و بی تابی میکنه ،که گرسنمه !؟چی بخوریم !؟و دست و پا میزنه که نیازش برآورده بشه و هرچیزی دم دستش بیاد میخوره فرقی نمیکنه غذای مانده باشه یا شور یا سوخته یا یخ زده فقط میخواد بخوره در واقع با تکرار یک سری از رفتارهای زشت و زننده فرمولهایی در ذهنش ایجاد شده که از تصویر چاقی در ذهنش نشأت میگیره …
یک فرد متناسب فقط از راه دهان غذا میخوره یعنی به وقت گرسنگی واقعی غذا را با دستش برمی داره و میزاره توی دهانش و می خوره ولی فرد چاق از طریق ۵دهان دیگرش هم می خورد …
دهان اولی فرد چاق مثل دهان فرد متناسب هست که از طریق دهان می خوره و دهان دوم از طریق چشم هست مثلا غذاخورده و به حالت خفگی هم رسیده اما همسرش با یک جعبه شیرینی میاد داخل یا همسایه تعارفی غذا میاره و چشمش غذا را میبینه و تحریک میشه و به مغز اطلاع رسانی می کنه و مغز با توجه به خاطرات و تجربیات دستور خوردن را صادر می کنه و دهان سوم بویایی فرد است فرد چاق غذاخورده و درحال خفگی است و از کنار رستورانی رد میشه و بوی قورمه سبزی مستش می کنه یا بوی کباب به دماغش می رسه و حتی بوی آبگوشت همسایه !….حس بویایی به مغز اطلاع رسانی می کنه و مغز هم دستور صادر میکنه وفرد گرسنه میشه و یهو معده اش خالی میشه و انگار هیچی توش نیست و دستور خوردن از مغز صادر میشه و دهان چهارم از طریق گوش هست ممکنه دوستی یا رفیقی برای ما تعریف کنه از رستورانی که رفته از کیفیت و تنوع غذاها از قیمت خوبش یا فضای دلنشینش آنجا و از طریق شنیدن تحریک میشیم و اون وقت دیگه خواب و خوراک ما را میگیره تا بریم اونجا ببینیم چه خبره!…دهان پنجم هم حس لامسه ما هست بارها شده میریم سوپر مارکت فروشنده میگه نون باگت ها تازه است ما هم اصلا لازم نداشتیم ولی دست میزنیم و میبینیم چقدر نرمه و از طریق حس لامسه تحریک میشیم و خرید میکنیم گاهی هم از تردی سوخاری ها یا بیسکوئیت ها یک فرد چاق از تموم خوراکی ها خاطره داره لطیف بودن شیرینی و دسر یا تردی و پوکی سوخاری ها در واقع موقع خوردن با چند دهان میخوره و لذتش زیر دندونش میمونه
مغز ما تصویری هست و اطلاعات پیرامون را از طریق حواس پنجگانه به صورت تصویری دریافت می کنه و فرمان ها را طبق تصاویر ذهن صادر میکنه ✨
من نسبت به قبل تغییرات خیلی خوبی داشتم ولی هنوز تحریک پذیری دارم یعنی یه مدتی خیلی بی توجهی کردم من از طریق چشم خیلی تحریک میشم و البته که پسرم اضافه وزن داره و ذهنش انبوه فرمولهای چاق هست و دائم میره سر یخچال و چیزی میاره و می خوره به منم تعارف می کنه و یا دخترم که ۴سالشه و خیلی متناسبه حجم کمی از غذا میخوره به اندازه نیازش ولی تعداد دفعات بیشتری درخواست خوردن غذا داره و هربار من با چشمم تحریک میشم و مواجه با غذاها میشم البته اینم دلیل ذهن چاق هست و در نهایت قدرت من هستم که باید آگاهانه بدونم که الآن من گرسنه نیستم و بدونم این تحریک پذیری صورت گرفته تا در این مورد مهارت لازم را به دست بیارم..
باید به تموم تغییرات بینش و احساسی خودمون در این مسیر احترام بزازیم و اینها یک معجزه هستند با تشویق و تبریک به خودمون اشتیاق بیشتری پیدا می کنیم برای یادگیری و آموزش ذهن باعث آزادی ما میشه لذت تجربه کردن لاغری و تمام پاداشهای آن باعث میشه با لذت در این مسیر حرکت کنیم و نتیجه کار عالی میشه
دوستان شاد و سلامت و همواره پیروز باشید🌷
خدایا سپاس از بی نهایت موهبتهای الهی و شکر وجود استاد عطار روشن عزیز که از جان و دل با شوق آموزش می دهند …بارها شنیدم استاد گفتند هرچیزی که تجربه کنم و بدونم باعث کمک کردن به شما میشه که راحت لاغر بشین را بهتون میگم و این نشونه سخاوتمندی ایشون هست که عاشقانه در مسیر رسالتشون در حرکت هستند و خیلی حس اعتماد و اطمینان در من ایجاد میشه متشکرم از شما خداقوت و طلب خیر نثار خانواده محترمتون
روح پدرو مادرتان شاد 🦋✨
سپاس سپاس سپاس
خدا حافظ و یارتان باشد 🍃🌸