خیلیها که اضافه وزن دارن، یه دلیل تکراری رو دائم تکرار میکنن: پرخوری عصبی. 😖🍰
میگن: “وقتی زندگی فشار میاره، اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت یخچال!” 🧠➡️🧊
انگار غذا براشون شده یه پناهگاه موقت… 🛑🍫
جایی برای فرار از اون احساسات سنگینی که نمیدونن چطوری باید باهاش کنار بیان یا رهاش کنن… 😞💭
🎯 نقش اعصاب در چاقی چیست؟
هر موضوعی وقتی از نظر علمی یا منطقی معتبر شمرده میشود که نتیجهی آن برای همه انسانها یکسان باشد.

مثلاً نیروی جاذبه زمین را در نظر بگیرید. فرقی نمیکند شما در ایران باشید یا آمریکا 🌍؛ اگر چیزی را از دستتان رها کنید، بدون شک به سمت زمین سقوط خواهد کرد.
یا تصور کنید سوزنی به انگشتتان برخورد کند.
فرقی نمیکند زن باشید یا مرد، سیاهپوست یا سفیدپوست، چاق یا لاغر؛ در هر صورت واکنش طبیعی بدن، ایجاد احساس درد است. 😖🩹
اینجاست که یک قاعدهی مهم شکل میگیرد:
“اگر یک باور یا ادعا درباره شرایط ما صحیح باشد، باید برای همه انسانها در همان وضعیت، نتیجهی مشابهی ایجاد کند.”
حالا بیاییم به موضوع پرخوری عصبی نگاه کنیم.
اگر باور داریم که «عصبی بودن» باعث پرخوری و چاقی ما شده، باید این قاعده را هم بپذیریم که هر کسی که عصبی میشود، دچار پرخوری عصبی و در نتیجه چاقی میشود. 🤔
اما با یک نگاه ساده به اطرافمان میبینیم که اینطور نیست.
خیلی از دوستان، فامیلها یا همکاران ما در شرایط استرسزا عصبانی یا مضطرب میشوند، اما همچنان متناسب میمانند. بعضیها ممکن است دچار استرسهای شدید شوند، اما نه به سمت پرخوری کشیده میشوند، نه چاق میشوند. ✨
پس سوال بزرگ اینجاست:
چرا بعضیها عصبی میشوند ولی پرخوری نمیکنند؟
و چرا بعضی دیگر وقتی عصبی میشوند، مستقیم سراغ یخچال میروند؟
🔎 تحقیقات علمی درباره پرخوری عصبی چه میگویند؟
طبق مقاله منتشر شده در انجمن ملی پرخوری (NEDA)، پرخوری عصبی بیشتر زمانی رخ میدهد که فرد راهکار سالمی برای مدیریت هیجانات خود نداشته باشد.
به عبارت دیگر، همه در شرایط استرسزا قرار میگیرند، اما آنهایی که به پرخوری عصبی مبتلا میشوند، غذا را به عنوان راه فرار انتخاب کردهاند. 🍕🍫

تاثیر اعصاب بر افراد لاغر
🤔 چرا بعضی افراد متناسب حتی وقتی عصبی میشوند، پرخوری نمیکنند؟
بیایید با یک سوال ساده شروع کنیم:
آیا عصبی شدن، به طور مستقیم دکمهی پرخوری را در بدن انسان فشار میدهد؟
جواب کوتاه این است: نه!
🔵 همهی انسانها استرس و فشار روانی را تجربه میکنند، اما واکنش هر فرد به این احساسات، محصول یادگیریهای قبلی اوست.
کسی که در کودکی یاد گرفته با ناراحتی سراغ غذا برود 🍩🍔، احتمال بیشتری دارد که در بزرگسالی هم هنگام عصبی شدن، با پرخوری عصبی واکنش نشان دهد.
در حالی که فرد دیگری ممکن است آموخته باشد که احساساتش را از راههای دیگری مثل پیادهروی 🚶🏻♀️، گفتوگو، یا حتی نوشتن تخلیه کند.
👶🏻 شاید این ترفند رایج در بسیاری از خانوادهها که برای آرام کردن بهانهگیریها یا گریههای کودک، به او هلههوله میدهند 🍭 یا وعدهی خرید خوراکیهای خوشمزه میدهند، در ظاهر کار ساده و بیضرری باشد…
اما همین رفتار به ظاهر کوچک، میتواند تاثیر مستقیم و عمیقی بر شکلگیری باورها و عادتهای ذهنی کودک بگذارد.
📚 کودک به تدریج یاد میگیرد که:
“هر وقت ناراحت بودم، باید چیزی بخورم تا حالم بهتر شود.”
این الگو اگر بارها و بارها تکرار شود، به یک مسیر عصبی پایدار در مغز کودک تبدیل میشود.
نتیجه؟
سالها بعد، همان کودک بزرگسال ممکن است هنوز هم در واکنش به احساساتی مثل عصبانیت، غم یا استرس، ناخودآگاه سراغ غذا خوردن برود — حتی اگر سیر باشد! 🍔😣
🔵 به همین دلیل است که خیلی از ما، بدون اینکه آگاه باشیم، هنگام ناراحتی دلمان شکلات، بستنی یا فستفود میخواهد — نه به خاطر گرسنگی واقعی، بلکه چون مغزمان از کودکی اینطور شرطی شده است.
📚 طبق پژوهشی در Journal of Eating Disorders، افراد مبتلا به پرخوری عصبی معمولاً یک الگوی ذهنی دارند که احساسات منفی را به غذا خوردن گره زده است. یعنی مغزشان به آنها یاد داده: “وقتی ناراحتی، غذا بخور تا آروم بشی.”
در حالی که این تسکین، کوتاهمدت است و در درازمدت احساس گناه، نارضایتی از بدن، و حتی تشدید اضطراب را به دنبال دارد.
🌟 وقتشه پرخوری عصبی رو بذاری کنار!
دیگه وقتشه که با اشتهای بیموقع و پرخوریهای بیدلیل خداحافظی کنی! دورهی ویژهی «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» کمکت میکنه کنترل غذا خوردنت رو با قدرت ذهن به دست بگیری و آرومآروم به تناسبی که همیشه آرزوش رو داشتی برسی. 🧡🌿
با آموزشهای این دوره، بدون رژیم گرفتن، بدون استرس، و فقط با تغییرات سادهی ذهنی، راه رهایی رو یاد میگیری. 🌸

نقش باورها در پرخوری عصبی
بعضی وقتها باورها میتوانند راههای جدیدی را برای تغییرات بزرگ باز کنند و گاهی هم… مثل یک زنجیر به دستتان بسته میشوند.
باور «من پرخوری عصبی دارم» یکی از این باورهاست که میتواند مثل یک مانع بزرگ، جلوی شما را بگیرد و نه تنها از لاغر شدن شما جلوگیری کند، بلکه ممکن است حتی باعث چاقتر شدن شما شود. 😔
چرا من چاق شدم؟ 🤔
شاید این سوال همیشه توی ذهنتان چرخیده باشد. حقیقتش این است که بیشتر از هر چیز، عادتها هستند که تعیین میکنند چطور به سمت چاقی پیش میروید.
هر فردی که به طور منظم در زندگیاش عادات خاصی دارد، در مسیر خاصی از زندگی خود قرار میگیرد. به زبان ساده، این عادات، چه خوب و چه بد، میتوانند شکلدهنده وضعیت بدنی شما باشند.
پرخوری عصبی؛ یک عادت، نه اختلال 🍫
پرخوری عصبی را خیلیها به عنوان یک اختلال جدی میبینند، اما باید بگوییم که در حقیقت، این یک عادت است که وقتی عصبانی میشوید یا تحت استرس قرار میگیرید، به طور ناخودآگاه به سراغ غذا میروید.
یعنی این چیزی نیست که از درون بدنتان بخواهد شما را به پرخوری سوق دهد، بلکه رفتاری است که در شرایط خاص، تکرار شده و تبدیل به یک عادت میشود.
مثلاً تصور کنید که وقتی تلویزیون تماشا میکنید، همیشه به سراغ تخمه یا تنقلات میروید.
خب، این شما را در دسته “پرخوری تلویزیونی” قرار نمیدهد، بلکه فقط نشاندهنده یک عادت است که به خاطر لذت بیشتر از تماشای برنامه تلویزیونیتان ایجاد شده است.
عادتها، نه اختلالها 🧠
هر رفتاری که از ما سر میزند، یک نتیجه از عاداتی است که در طول زمان شکل گرفتهاند.
وقتی که مغز یک رفتار را تکرار میکند و آن رفتار به نوعی برای ما لذت یا آرامش به همراه دارد، به مرور زمان تبدیل به یک مسیر عصبی ثابت میشود.
در واقع، پرخوری عصبی هم به همین شکل، به عادت تبدیل شده و از آنجا که مغز همیشه از «لذت» خوشش میآید، این عادتها ممکن است گاهی از کنترل خارج شوند.
چطور میتوانیم عادتها را تغییر دهیم؟ 🔄
از آنجایی که این رفتارها عادت هستند و نه اختلالهای غیرقابل تغییر، میتوانیم با آگاهی و تمرین، آنها را از نو بسازیم.
به یاد داشته باشید که هیچ چیزی در بدن ما ثابت و غیرقابل تغییر نیست؛ حتی عادتی که شاید سالهاست با شما همراه بوده و از دوران کودکی شکل گرفته است. ✨
در دورهی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد میگیرید چطور عادتهایی را که فکر میکنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، بهدرستی شناسایی و بازنویسی کنید.
با شرکت در این دوره، نهتنها متوجه میشوید چرا برخی رفتارها همیشه شما را به سمت غذا هل میدهند، بلکه راهکارهای عملی برای اصلاح این عادتها و ساختن الگوهای تازه به دست میآورید.
✨ یادتان باشد: شما اسیر عادتها نیستید؛ بلکه میتوانید استاد و خالق عادتهای تازهای باشید که شما را به سمت اندامی متناسب و زندگی سالم هدایت میکنند.
🔑 همین امروز تصمیم بگیرید عادتهایی که سالها مانع شما شدهاند را تغییر دهید و با آگاهی، آیندهی تازهای برای خودتان بسازید.🌱 و بدانید که با هر انتخاب جدید، یک گام به سمت لاغری و سلامت واقعی نزدیکتر میشوید.
✨ تمرین طلایی برای تغییر پرخوری عصبی ✨
دوست خوبم 👋🏻
اگر دوست داری یک قدم واقعی و ماندگار برای درمان پرخوری عصبی برداری، این تمرین مثل یک پل نجاته! ⛅️
با نوشتن جوابها، ذهنت رو شفافتر و انگیزهات رو قویتر میکنی. قول میدهم که حس فوقالعادهای بعدش خواهی داشت! 💖
🌱 مرحله اول:
با دقت و به صورت شرح انشایی به سوالات زیر پاسخ بده:
- 🍽 به نظر شما پرخوری کردن چیست؟
- 😞 پرخوری چه احساسی در شما ایجاد میکند؟
- 🔗 چه ارتباطی بین پرخوری کردن و چاقتر شدن یا لاغر نشدن میبینید؟
- 📏 از نظر شما تا چه حد خوردن، پرخوری محسوب نمیشود و بعد از آن پرخوری به حساب میآید؟
- 🧠 به نظر شما برای اندازهگیری میزان غذایی که باید بخوریم، باید چگونه عمل کنیم؟
✍️ پاسخهای خودت رو در بخش نظرات همین جلسه با عشق ثبت کن!
🌟 مرحله دوم:
حالا وقتشه که دیدگاه خودت رو درباره غذا خوردن افراد لاغر و چاق با ما به اشتراک بذاری! 🍏🍔
- 🔍 انواع روشهای غذا خوردن افراد چاق را نام ببر.
- 📝 برای هر روش توضیح بده که آیا این رفتار در تو وجود داره یا نه، و اگه هست، یک مثال واقعی از زندگی خودت بیار.
یادت باشه دوست خوبم 🌈، همین لحظه که در حال فکر کردن، نوشتن و آگاهتر شدن هستی، قویترین قدم رو برای تغییر مسیر پرخوری عصبی و ساختن یک زندگی جدید برمیداری. 💪🏻💖
منتظر خوندن نوشتههای ارزشمندت هستم! 🌸✨
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضاعطارروشن
امتیاز 3.97 از 238 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
سلام و احترام
من دقیقا محتوای این مبحث را باگوشت و پوست و استخوانم بارها تجربه کرده ام. اینکه شما گفتید چاقها علاوه بر دهانشان با چشم و گوش و بینی و لامسه شان هم می خورند خیلی جالب و خیلی درسته. همینه.
مثلا می خواهی با چایی یدونه ساقه طلایی بخوری ولی یکدفعه می بینی یک بسته کامل را خورده ای.
مثلا اسم یا وصف یک غذا یا خوراکی را می شنوی و هوس می کنی و تا همونو نخوری ول نمی کنی.
خیلی جالبه. خیلی
اتفاقی دیروز افتاد که اگر قبل از این ۵ جلسه بود جور دیگه ای پیش می رفت . داستان از این قرار بود که به منسبت عید نمایشگاهی برپا بود که دیروز روز آخرش بود و من برای بازدید رفتم. غرفه آخر محصولات خوراکی سنتی و جالبی بود. ولی من بدون اینکه توجه کنم تو ذهنم اومد من که میل ندارم برای چی بخرم. اگر الکی بخرم تحریک میشم که بخورم. ولش کن. حالا میل ندارم. نخریدم و رفتم. امروز صبح پیاده روی می کردم و در راه نانوایی بودم و گرسنه هم بودم و یاد نمایشگاه دیروز افتادم و پشیمون شدم که چرا نخریدم البته مطمینم اگر می خریدم همون لحظه می خوردم. این افکار توی ذهنم بود که داشتم فایل همین جلسه را گوش می کردم و آخرهای مبحث متوجه شدم این گام کوچک یک موفقیت بوده و باید به خودم تبریک بگم و نباید متاسف باشم. خوشحال شدم و با اینکه موقع پیاده روی نون خریدم و قبلش گرسنه بودم و فکر خوراکیهای روز قبل در سرم بود ولی با شنیدن این فایل واقعا دیگه میل نداشتم و طبق عادت همیشه در راه خانه از نان تازه نخوردم و بویش هم حتی تحریکم نکرد.
واقعا ممنونم از شما
سلام
صحبتاتون خیلی خوبه ولی تا الان که جلسه ی ششم هستش شما همش یکسری مطالب تکراری رو دارید مکررا میگید واینکه اصلا چیز جدیدی تو هر دوره نمیگید درسته دوره رایگان هست ولی زمان ووقت ما که ارزش داره شما تاالان ۵ ساعت وقت من رو گرفتید وفقط به اندازه ی نیم ساعتش مفید وغیرتکراری بوده
نشان های دریافت شده
سلام!
قبل اینکه این دوره رو شروع کنم دوبار شام میخوردم
یعنی بعدازظهر که برای عصرونه تقریباً ناهارم میشد چون ساعت 10/11بلند میشدم وتا 12سر سفره بودم
بعد کارای خونه وحدودای 3مشغول شام پختن و اینا بعدش هم ساعت 7دوباره شام دوم رو آماده میکردم و حدودا 12اینا میخوردم
اصلأ این شام دوم یک جور احساس خوب مثلاً وقتی با دوستام جمع میشدم و ی جور رسم خوشگذرونی بود برای ذهنم تداعی میکرد
درست میگین استاد عین معتاد تموم فکر و ذکرم خوردن بود
ولی الان که حدود 1ماه میشه دوباره شروع کردم وبه لطف خدا و راهنمایی های شما خیلی آرامش دارم
اصلأ این آرامش و استرس از چاقی و اضافه وزنم نمیذاشت درست رفتار کنم و من ناخودآگاه همیشه دم یخچال بودم
خیلی ممنونم استاد خوشحالم که میتونم اینجا وقت بگذرونم و با اطمینان خاطر و امنیت و سلامتی دارم از زندگیم لذت میبرم خیلی متشکرم که دوره های رایگان گذاشتین و باعث ایجاد احساس خوب شدین
ومن کاملاً قبول دارم که یک فرد چاق پنج دهان داره
مثل این میمونه که یک تانکر برای پرشدن از یک لوله آب استفاده کنی
وبرای تانکر دوم 5تا لوله آب وصل میکنی
ونتیجه کاملاً مشخص
من از طریق دیدن بیشترین تاثیر رو در خوردن انجام میدادم وقتی میرفتم خونه دوست ،آشنا، مادرم یا نزدیکانم اول میرم سریخچال و تا ببینم چی هست
یا وقتی برای خونه خرید میکردم کلا تموم فکرم برای برنامهریزی مصرف اون خوراکی ها بود بجز کله پاچه معمولاً همه نوع غذا میخوردم و فرقی نداشت که غذا چی باشه
دقیقاً همین هیجان برای خوردن رو داشتم خیلی خوب
یادمه وقتی میرفتم خرید اول درباره اینکه کجا غذا بخورم با دوستم حرف میزدم بجای لذت از خرید همش دنبال ساعت بودم تا موعد ناهار برسه و دلی از عزا دربیارم
ولی الان به لطف خدا
خیلی از رفتارهام تغییر کرده صبح ها زودتر بلند میشم تا فایل صبحگاهی و میثاق نامه م رو اجرا کنم حالت صورتم شاداب تر شده احساس میکنم جوونتر شدم سبک تر
مخصوصاً فایل پیاده روی خیلی کمکم میکنه تا بیشتر دراین مسیر قرار بگیرم
متعهد تر باشم و دوره اصلی رو با اشتیاق بیشتری طی کنم
خدایا ممنونم که منو به این سایت هدایت کردی
سلامو صد سلام ب همه دوستان عزیزم و به استادعزیزم ک انقد پرتلاش و بهترین مطالب رو به رایگان با در میان گذاشته
بله دقیقا حرفاش درسته من میزدم شبکه جم فود وای خدای من تصاویر با من حرف میزدن چه کیک هایی چه غذاهایی
ولی خب چون همیشه وسایل پختن در دسترس نبودن من فقط تماشا میکردم
خیلی کم پیش میومد ک اقدام به درست کردن چیزی ک میدیدم کنم
خب حالا بریم سراغ عادت های غذایی من در طول روز
من همیشه یه اندازه ای برا غذاهام تو ذهنم در نظر دارم مثلا دقیق میدونم چه اندازه از این کتلت ها منو سیر میکنه چ مقدار برنج و چ ی بشقاب آش یا سوپ
ولی همونطور ک قبلا هم گفتم بعد چند ساعت معدم میگه من گشنمه اگه توجه نکنم بعد نیم ساعت هی رفته رفته سوزش معده میگیرم و این منو خیلی اذیت میکنه من مجبور میشم ک یه چی بخورم تا ارومش کنم
در مورد شیرینی و کیک ها باید بگم
که چون دیر به دیر میخوریم یعنی اکثرا فقط برای مناسبت ها
من انگار ک دنبالم کرده باشن وقتی سیرم باشم میخورم اون اخرش سه تا ذهنم میگه بخور ک دیگه گیرت نمیاد😐🥲
از این به بعد جلو این ترس رو میگیرم
من خیلی دکتر معده رفتم ولی همشون بعد قطع داروها برگشتن
همشون میگفتن چیزیت نیس
الان بهترم ولی موقع غذام بگذره معدم سریع صداش در میاد😟
نشان های دریافت شده
سلام . من این فایل رو هم با چشم بسته انتخاب کردم .
پرخوری عصبی یک فرمول خود ساخته در ذهن است که ربطی به نیاز بدن ندارد . وقتی ما عصبی میشویم و از حالت تعادل خارج میشویم حالا چه عصبی مثبت چه عصبی منفی تمرکزمان از روی ذهنمان خارج شده و رفتاری که به آن عادت داشتیم را انجام میدادیم .
تمایل ما به خوردن با تمایل یک فرد متناسب به خوردن تفاوت دارد .
ما تعداد فرمول های ذهنی خوردنمان بیشتر ازفرمولهای ذهنی خوردن یک انسان متناسب است و چون در بیشتر ما تمام فرمولهای خوردن به چاقی منتهی میشوند در نتیجه ما هربار که فرمان خوردن صادر میشود همراه با آن فرمان چاقی هم صادر میشود .
حالا به تعداد دفعات خوردن احساس چاقی در ما شکل میگیرد .
اما تنها یک خوردن به تناسب منتهی میشود .
ما فقط باید همین یک الگوی خوردن را نگه داریم و مابقی هرچه به ذهنمان آمد را حذف کنیم .
خوردن بر اساس نیاز جسمی = متناسب شدن .
تنها و تنها این الگوی خوردن مارا متناسب می کند و متناسب نگاه میدارد .
با تکرار و تمرین روی ذهن خود تا جاییکه میتوانیم سایر الگوهای خوردن را حذف می کنیم و اجازه خلق شدن به آن نمیدهیم درست مثل افکار منفی .
و بعد اگر جایی ناآگاهانه الگویی جاری شد قطعا ابتدا خود را در احساس منتقل می کند به این ترتیب که میبینیم تمایل خوردن در ما پدید آمده . در این زمان
اول از معده مان میپرسیم که آیا سیر است . اگر گرسنه باشیم خب میل خوردن از طریق جسم به ما منتقل شده و خوردن آن مارا متناسب می کند و میتوانیم تا جاییکه خود جسم اعلام میکند بخوریم .
تا کجا به خوردن ادامه میدهیم . در سه سطح میتوانیم بررسی کنیم .
سیر شدن در ذهن (تنها براساس الگوی نیاز جسم )
سیر شدن در احساس
سیر شدن از طریق ذائقه و حس چشایی
سیر شدن در معده
سیر شدن تمایل مارا به مصرف مواد غذایی کم میکند و کم کم میبینیم میل ما کم شده . من از حس چشایی بیشتر میفهمم که سیر شدم . ذائقه من به هنگام سیری و به هنگام گرسنگی با هم متفاوت است . وقتی گرسنه هستم دو سه لقمه اول بسیار خوشمزه است کم کم که حالت سیری در من پدید می آید ذائقه ام دیگر مزه ی غذا را مثل اول حس نمی کند و اگر باز هم ادامه دهم فقط دارم عمل خوردن را بدون حس انجام میدهم و پرخوری بدون احساس لذت ادامه دار میشود .
جسم جواب کرده ولی ذهن چون اصلاح نشده دستور به ادامه ی خوردن میدهد اما خوردنی بدون میل و لذت فقط طبق الگوی ذهنی چاق شونده مخصوصا الگوهای عصبی بودن .
پرخوری عصبی الگوی پرتکراریست که یکی از علل تمایل ما به مصرف مواد غذاییست .
وقتی شاهد بیاوریم که انسانهای متناسب از این الگو استفاده نمیکنند میفهمیم این یک الگوی خودساخته است .
پس ما موقع عصبی شدن چه کار کنیم ؟
روانکاوی و بررسی علت عصبی شدن میتواند شرایط روحی مارا آرام کند . چون خود عصبی شدن هم بنا به دلیل الگوهای غلط ذهنیست وگرنه در زندگی روزمره نباید دلیل زیادی برای عصبی شدن وجود داشته باشد . چون زندگی سراسر زیباییست و حقیقتا چیزی برای عصبی شدن وجود ندارد .
اگر مثلا اتفاقات روزمره آنطور که ما میخواهیم پیش نمیرود و این موضوع عصبیمان می کند علتش فقط کم تمرین کردن است . وقت نگذاشتن . دل ندادن . و حل نکردن آن موضوع . وگرنه افکار درست + احساس عالی + انتخاب رفتار درست + تمرین و تکرار = نتیجه .
پس برای رسیدن به نتیجه دلخواه معمولا همه ی اینها در کنار هم نتیجه بخش است و اگر هر کدام نباشد نتیجه انطور که ما میخواهیم پیش نمیرود . حالا جالب است اگر در ۹۰ درصد کارها توکل را الگوی حرکت قرار دهیم تمام این مراحل به راحتی پیش میرود و نتیجه یه بهتری حاصل میشود .
توکل هم یعنی سپردن به نیروی عظیم ناخوداگاه .
من راه وروش کار را به مقدار فراوان یاد گرفته ام . برای تبدیل آن به عملکرد هم هر روز تمرین میکنم .
در حالت عادی من هیچ تمایلی به مصرف مواد غذایی ندارم و خوردن من تنها بر اساس نیاز بدن است اما فهمیدم که در شرایط عصبی من برای آرامشم میخوردم و این الگو امروز خودش را به من نشان داد . پس من این باور را هم اصلاح کردم که حتی در شرایط عصبی شدن هم نباید بخورم .
من یاد گرفته ام هنگام برانگیخته شدن تمایلم برای خوردن از خودم بپرسم علت خوردنت چیست ؟ اگر علت خوردنم گرسنگی باشد پس دلیل درستیست اگر هر چه غیر از آن باشد نخوردن را انتخاب می کنم و از احساسم میخواهم آرام شود . اگر آرامشد که میفهمم ذهنم دارد همکاری می کند اگر نپذیرفت و وسوسه خوردن همچنان در من بود باید بگردم دنبال الگوی ذهنی ایجاد کننده ی این میل .
امروز ما ناهار آش انار داشتیم .
جاتون خالی خیلی خوشمزه شده بود فقط سبزی آن یکم زیاد شده بود که اگر کمتر میزدم بهتر بود .
این موضوع یکم ذهنم را مشوش کرد و لحظه ای از خود غافل شدم و بااین که یک بشقاب خورده بودم باز هم چند قاشق خوردم . اما سریع به خودم اومدم و گفتم این خوردن جسمی نیستا سیر شدی این ولع از کجا اومده خب ذهنم گفت من به خاطر اینکه سبزی یکم زیاد شده بود ناراحتم کاش کمتر میریختم وگرنه باقی مواد و طعم و مزه عالی بود راضی بودم . گفتم تو به خاطر مقداری سبزی داری خودتو ناراحت میکنی بعدشم عذاب وجدان که چرا چند لقمه اضافه خوردم .
گفتم فقط به علت مقداری سبزی داری خودتو ناراحت می کنی . چیزی نشده . الگوی غلط ذهنی من اینه وقتی طبخ غذا آنطور که دلم نمیخواهد نمیشود عصبی میشوم .
خب این چه الگوییست . اصلا ارزش ناراحت شدن ندارد تو هربار تلاش میکنی بهتر عمل کنی اگر اینبار خوب نشد دفعه ی بعد یادت میمونه مثلا سبزیشو زیاد نزنی خب اوکی میشه دیگه غصه خوردن نداره . از طرفی این که این همه خوبیها رو ندیده میگیری و فقط به اون یه ایراد نگاه میکنی و احساستو درگیر اون یه بدی می کنی یعنی داری از الگوی توجه به منفی ها استفاده می کنی .
همان الگویی که کلاسهای ابتدایی معلمانمان در املاء یادمان دادند که زیر عبارتهای غلط خط قرمز میکشیدند و اگر کل متن یک صفحه بود و و مجموعه ای از تعداد زیادی کلمه همه نادیده انگاشته میشد و نمره ما بر اساس آن غلط به ما داده میشد نه بر مبنای پاسخ صحیح .
این دیدگاه از ان موقع در ذهن ما جاریست و امروز میتواند تغییر کند و به جای توجه به سایر قسمتهای خوب شود .
نخود و لوبیا وگندم و برنج و پیاز و رب انارو زردچوبه و نمک واقعا همه چیز عالی بود حتی خود سبزی چه عطر و طعمی داشت و رنگ فوق العاده ای انار به آش داده بود این همه خوبی را تو ندیدی و فقط به آن یکی چسبیدی که چرا سبزی اش زیاد شده بود . الگو را تغییر بده تا دفعات بعد بهتر بهتر بپزی . روی نکات مثبت توجه داشته باش تا اشتیاقت بیشتر شود . خوبیهای خود را ببین . خود را سرزنش نکن . واقعا ما چه ظلمی به خودمون می کنیم . ای خدا مارو ببخش . این همه خوبی های جاری شده را نمیبینیم . ای خدا خوشبینی را در من روزافزون کن . من با کمال میل تغییر جهت میدهم و میدانم که تو مثل همیشه حمایت و هدایتم میکنی . خدایا بازم توبه میکنم و به سمت تو برمیگردم از گناه بدبینی .
بدبینی گناه منه . و من واقعا دارم توی همین دنیا جزاش رو در همون قسمت که بدبینم میدم . خدایا منو ببخش و توبه ی منو بپذیر ای توبه پذیر مهربار . یا غفار الذنوب . من به گناهم آگاه شدم و اعتراف کردم و میدانم تو بهترینها را همواره سر راهم قرار میدهی .
خلاصه چیزی که میخواستم بگم این بود که اومدم سایت رو مرور کنم تا حالم خوب بشه بعد گفتم بیام فایلهای رایگان رو با دل انتخاب کنم که این قسمت که دقیقا همان الگوی ذهنی خودم بود چشم بسته دستمو گذاشتم روش و ناخوداگاهم انتخابش کرد و اتفاقا خیلی به جا بود و حال مرا خوب کرد که دقیقا همان الگویی که میخواستم جذبم شد و به راحتی حالت ولعی که دوساعت است با من و من نخوردن را در مقابل ان انتخاب کردم بر من آشکار شد و اکنون که پیدایش کردم آرام و خاموش شد
خدایا سپاسگزارم
سلام به عزیزان و استاد گرامی
من پرخوری عصبی ندارم وقتایی که ناراحتم یا عصبی یا باید بشینم یه جا یا اگه خونم باشم باید بلند شم تمیز کاری کنم این کار آرومم میکنه اصلا دنبال خوردن نمیرم خداروشکر
اما قبول دارم که فرد چاق چند دهان داره خیلی برام پیش اومده که خیلی غذا خوردم بعدش شیربنی یا کیک اوردم چشمم دیده گفتم حتما باید بردارم بخورم یا بوی غذای بهم خورده یا تبلیغات واقعا این اخریا هر چی تبلیغ میکردن باید میخریدم و میخوردم یا از طریق شنیدن کسی اگه تعریف میکرد حتما باید تهیه میکردم و میخوردم قبلا وقتی سیر بودم و میرفتم خونه مادرم یا خواهرم اگه بوی غذا میومد میرفتم یه بشقاب پر میکشیدم و میخوردم بعدش دراز میکشبدم میگفتم وای چرا خوردم سنگین شدم ولی چسبید وعذاب وجدان برای چاقی میگرفتم ولی الان که در این مسیرم خیلی راحت فقط با یه دهن غذا میخورم و سیر میشم
همسرم متناسبه یادمه اولای ازدواجمون سرسفره هی بهش میگفتم چرا کم میخوری چرا سالادنمیخوری یا از بقیه چیزای که به عنوان مزه بودشوهرمم فقط ماست یا خیارشور میخورد اونم خیلی کم و من همش غرمیزدم که چرا نمیخوری دوست نداری و اون همیشه میگفت نمیتونم اونا رو دوست ندارم یا الان میلم نمیکشه بیشتر بخورم میگفتم وا مگه میشه میلت نکشه اینهمه چیز خوشمزه سر سفرس میگفت اذیت میشم هی بهم میگی بخور بخور نمیتونم تو غذای خودتو بخور . الان که تو این مسیر هستم میدونم که واقعا نمیتونه و فرمول های مغزش دست نخوردس .مثلا بستنی کیلویی نمیخورد میگفت خیلی شیرینه دوست ندارم و قبلا من همش در حال تعجب بودم ولی الان نه همسرم تعجب میکنه که من یه سری چیزا رو میلم نمیکشه یا میگم دوست ندارم و خیلی خوشحالم که فرمول های مغزیم داره برمیگرده به 17 سالگیم و عادت های بدمو کنار گذاشتم و در این 3 ماه با روش لاغری با ذهن 9 کیلو کم کردم که یه سریا میگن خیلی خوب شدی یه سریا میگن بسه خیلی لاغر شدی خوب نیست قدت بلنده و…اما من عاشق اندامم هستم و خودم رو مسنول میدونم 6 کیلو دیگه هم کم میکنم تا به تناسب اندام دلخواهم برسم
سپاس از استاد عزیز و خدای مهربانم
سلام
در مورد فایل ششم واقعا باید بگم واقعا پر از فکر های گوناگون شدم ….
به رفتارها و عادت های غلطم فکر کردم و به ورودی ها و اینکه چقدر تحریک میشدم از طریقشون ..
یا به پر خوری عصبی و اینکه چقدر با این بهونه پرخوری کردم !
من بین ورودی ها بیشترین و اصلی ترین ورودی که تحریک میشم چشمم هست تو هفته ایی که خودمو چک کردم و ورودی هامو کنترل کردم متوجه شدم بیشترین میزان تحریکم به خوردن از طریق چشم هست مثلا اگه از غذا اضافه بمونه و رو گاز باشه چون من اونو دیدم تا زمانی که نخورمش تا تموم بشه ذهنم درگیرش هست اما وقتی اون رو از جلو چشمم بردارم دیگه تحریک به خوردنش نمیشم …
از طریق بویایی هم یه در صدی تحریک میشم البته وقتی گرسنه باشم ، در حالت سیری خوشبختانه تحریک به خوردن نمیشم و این یه امتیاز مثبته که میتونم ازش استفاده کنم و یه قدم جلوتر باشم ….
در مورد پر خوری عصبی هم توجه کردن به سیری و گرسنگی خیلی کمکم کرده مثلا وقتی عصبی میشم اگر سیر باشم دیگه نمیرم سراغ خوردن و فقط آب میخورم ، در کل توجه به زمان سیری و گرسنگی خیلی خیلی کمکم کرده ….
توجه به سیری و احتیاج بدنم حتی کمکم کرده که از ریزه خواری هام کمتر بشه مثلا من هرکاری میکردم نمیتونستم عادت آخر شب غذا خوردن رو ترک کنم فرقی نداشت شام خورده باشم یا نه کلا اخرشب حتما باید چیزی میخوردم البته هنوزم درگیرم اما کمتر شده ، چون به سیری توجه میکنم و مدام میگم من الان سیرم و خوردن یعنی ورودی اضافه و در نتیجه چاقی بیشتر ! نمیگم این عادت ترک شده اما توجه به سیری باعث شده کمتر بخورم یا بعضی وقتها اصلا نخورم این عادت درمن خیلی ریشه دار بوده و هست و باید خیلی روش کار کنم ! اما میدونم روزی که از بند رفتارهای غلط و عادت های غلط تر رها بشم حتما به تناسب اندام میرسم …
یاعلی
سلام به همگی
خیلی برام جالب بود که داخل این فایل استاد گفتن شما با رژیم و ورزش و نخوردن دارین فقط به چاقی توجه میکنید چون من کسی بودم که سالها به خاطر فرار از چاقی رژیم و ورزش سخت و سنگینی و داشتم و هر چیزی نمیخوردم خیلی وقتها از ترس اینکه مبادا چاق بشم خیلی از خوراکی هارو نمیخوردم ،خیلی از جاها رو مثل رستوران و فست فودی نمیرفتم و …..اما از وقتی که در مسیرم سعی کردم تنها دلیل نخوردن من سیری باشه و بی نیازی به غذا و هر وقت خواستم و تصمیم گرفتم که چیزی رو نخورم از خودم سوال میکنم که آیا واقعا سیرم و میل ندارم که نمیخورم یا ترس از چاقی دارم ؟؟ و اگر از روی ترس باشه که دارم چاقی بیشتر رو جذب میکنم و میدونم کارم غلطه و باید اصلاحش کنم برای همین داخل دل ترسها باید رفت و به سبک دیگه زندگی کرد .
چاقی هم یک اعتیاد هست اعتیاد به پرخوری ومصرف مواد غذایی بی رویه ،که هیچ جای دنیا برای اون جرمی در نظر گرفته نشده و مجازاتی نداره و چقدر راحت افراد چاق اعضای خانواده ی خود رو به دام این اعتیاد خانمان سوز میکشانند و اونها رو گرفتار چاقی میکنند
.
مغز ما فرمان دهنده ی تمام فعالیتهای جسم ما هست و مغز یک ادم چاق و مغز یک ادم لاغر مثل هم هست و هیچ فرقی نداره و تفاوت در ذهن آن دو هست و ما با فشار به جسم نمیتوانیم این چاقی رو از بین ببریم ما باید منشأ چاقی رو پیدا کنیم و اون رو کمرنگ کنیم .و این کار با آموزشهای سایت خیلی راحت انجام میشه و برای همین من که مدتها هست در مسیرم خیلی راحت میگم لاغر شدن با این راه آسون و راحت هست .وودیگه چاقی برای من زجر آور و سخت و غیر طبیعی شده و دیگه حتی نمیتونم برای یک لحظه به اون دوران گذشته ام برگردم .
اول اینکه اگر بخوام رفتارهای یک متناسب و چاق رو مقایسه کنم خیلی با هم متفاوت هستند من خودم به شخصه در این چند روز که حدودا چهار روز طول کشید مراسم عزاداری دایی عزیزم بود تا به خاک. سپرده شد بلخره هر روز ساعاتی رو در کنار خواهر بسیار لاغر خودم وافراد چاق و لاغر دیگه میگذروندم و اتفاقا در ماه رمضان هم هست که ما روزه بودیم و هر شب هم در مراسم زولبیا و بامیا و حلوا و شیرینی دانمارکی و ... میبود من که خودم خیلی علاقه به شیرینی ندارم. نه که نخورم میخورم اما به اندازه هر چند در این چند شب عزاداری اصلا نخوردم مگر یک شب که چند تکه کوچیک حلوا خوردم همین اما خواهر متناسب من که به قول خودش عاشق شیرینی بود و هست و هر شب کلی شیرین در یخچال خونش داره و حاضر غذا نخوره ولی شیرینی بخوره میدیدم به هر شیرینی برخورد میکرد که بخوره کلی ایراد میگیره که چقدر این شیرینی حلوا زیاد هست و یا چقدر این زولبیا و با میا بی کیفیت هست چقدر بوی بدی میده. چقدر طعمشون یه طوری هست خلاصه نمیدیدم روی هم رفته ایشون به شیرینی و یا چند تا زولبیا و با میا و یا چند تکه حلوا بخوره و فقط ایراد میگیره و نمیخوره و در کل میدونم ایشون در غذا خوردن هم همینطور هستن ولی برام جالب بود چون ایشون ادعا دارند من شیرینی خور هستم و دوست دارم شیرینی بخورم اما ندیدم یک بار ایشون از طریق رنگ و مدل و یا بو و مزه و یا لمس کردن و …. تحریک به خوردن بشن خیلی راحت میگفتن اصلا پسندشون نیست و نمیخوردن اما اگر این من بودم که به فلان مواد غذایی علاقه داشتم حالا هر چیزی بلاخره باید تا حدی که به فشار شکمی برسم بخورم و بعد دیگه نخورم و بو و تازگی و …. برام مهم نبود یادم میاد در گذشته که من عاشق چیبس و پفک و… بودم هر مدلی با هر طعمی و با هر کیفیتی که به دستم میرسید و در اطرافم بود باید میخوردم حتی خیلی وقتها همین خواهرم و یا بقیه میگفتن انگار این پفک افتاب زده هست و یا بد مزه هست ولی من حالیم نمیشد تا دونه آخر میخوردم و بعد دیگه ول کنش میشدم و یا حتی در گذشته بارها این تجربه رو با خواهر متناسبم داشتم که غذایی جلوی ما میگذاشتن و اما بازم ایشون کلی ایراد میگرفت و نمیخورد و غذا رو رها میکرد اما من اصلا اون ایرادها رو متوجه نمیشدم و نمیدیدم و تا لقمه ی آخر میخوردم و در آخر بهش میگفتم تو اصلا بلد نیستید بخوری انگار نمیتونی غذا بخوری و یا بهشون میگفتم خوش به حالت که اشتها نداری ولی باید بگم به لطف آموزشها و در سایت بودن شخصیتم تغییر کرده دیگه هر چیزی رو نمیخورم هر چیزی رو انتخاب نمیکنم هر اندازه جلوی من باشه من نمیخورم در واقع باید بگم من انتخاب میکنم از چه غذایی به چه اندازه ای در چه زمانی بخورم و در ضمن تعریف من ازسیری فرق کرده من الان غذا میخورم برای رفع نیازبدنم نه اینکه غذا بخورم تا خفه بشم من جدیدا مسلط هستم که هر چیزی در اطراف من هست برای خوردن من نیست من باید اول ببینم آیا گرسنه هستم و نیاز دارم که بخورم یا نه ؟
همین دیشب خونه مادرم کلی تنقلات بود و اتفاقا همشون رو هم من در گذشته و حالا دوست داشتم و دارم اما چون سیر بودم فقط سه دونه خوردم و رد کردم و گفتم نمیخوام میل ندارم سیرم و جا ندارم و دیگه به خوردن ادامه ندادم اصلا به جایی رسیدم که وقتی سیرم و مواد غذایی مصرف میکنم انگار اون به دهن من مزه نمیده و من از خوردنش لذت نمیبرم و خیلی راحت رهاش میکنم چون از طرفی هم از اون فشار شکمی بعد از پرخوری متنفرم پس هر گز دوست ندارم اون رو تجربه کنم .
من بارها به چشمم دیدم دختر و پسر متناسب من ا گر غذایی پسندشون نباشه خیلی راحت نمیخورن و میگن ما نمیخوریم و میگذرن ازاون غذا در حالی که در گذشته من این حرفها رو نداشتم همه چیز خور بودم و میخوردم و واقعا این تفاوت واضحی بین چاقها و لاغر ها هست .
به قول استاد افراد چاق از چند طریق به جز دهانشون غذا میخورند ولی افراد لاغر فقط ازطریق دهانشون غذا میخورند .من خودم بسیار خوب در مسیرم. و سعی میکنم فقط از طریق دهانم غذا بخورم و تا حدود زیادی هم عمل کردم چون در ماه رمضان هست خب من به اندازه نیازم افطار میخورم و اما چون کلی شیرینی و شکلات و پشمک و کوکی و کلوچه و .آجیل هست و حتی داخل سینی چایی میزارم برای همسرم ولی تا حدود زیادی درست رفتار کردم و با دیدن و یا لمس کردن و یا بوی اونها و … تحریک به خوردن نشم و خیلی راحت به اندازه نیازم از یکیشون جدا کردم وبا چایی خوردم و یا حتی شده من ازبین همه این شیرینی ها انجیر خشک و یا کشمش رو انتخاب کردم و خوردم و از بقیه نخوردم و این ها همه تغییر هستند که در من به وجود اومدن و بسیار ارزشمند هستند. و کم چیزی نیستند ختی همین دیشب که من سیر بودم رفتم خونه مادرم و سوسیس دیدم و برای بچه هام هم سرخ کردم اما خودم نخوردم اما اگر قبلاً بود دیدن این غذا مساوی بود با خوردن حتی اگر سیر باشم اما جدیدا با دیدن و یا فهمیدن بوش من تحریک به خوردن نشدم .
و یا اینکه من مدتها هست به صحبتهای افراد در مورد خوردن توجه نمیکنم و یا اگر ناخود آگاه دنبال کنم سریع به خودم میام که در مسیر غلطم و از پیگیری کردن و حرف زدن در مورد اون غذا اجتناب میکنم و اصلا دنبال نمیکنم و انگار برام مهم نیست که کجا چه غذایی داده میشه به چه قیمتی داده میشه و یا چی با چی قاطی بشه بهتر هست اصلا دنبال نمیکنم و ….اما در گذشته همیشه به دنبال آدرس گرفتن جاهای جدید برای خور ن و یا اینکه تجربه های افراد از مواد خوراکی و .. بودم و حتما باید میرفتم و اون رو امتحان میکردم .
.
من معتقدم این همه تبلیغ مواد خوراکی و این همه تصاویر و بسته بندی زیبای اون مواد خوراکی برای چاقها هست که اونها رو ترغیب به خوردن بکنند.و اما من نباید گول بخورم و آگاه باشم
من الان فردی هستم که آگاهم به رفتار غذایی خودم و به راحتی حق انتخاب دارم و خیلی جاها میلم نمیشه و نمیخورم چون دارم روی خودم کار میکنم و فرمولهای ذهنیم رو دستکاری کردم پس من مدتها هست بذر لاغری رو کاشتم و حالا بعد از مدتها جوانه زده و رشد کرده و من فقط ادامه میدم تا تبدیل به درخت تنومندی بشه و از ثمرات این درخت تنومند .لذت ببرم .
من هم جز افرادی بودم که واقعا ته خط بودم و دیگه کاری از دستم بر نمیومد و همه تلاشم رو میکردم که لاغر بشم اما نمیشدم و دیگه داشتم ناامید میشدم اما من وارد این سایت شدم و دارم هر روز با عشق روی خودم کار میکنم و نتایج عالی برای خودم رقم میزنم .
نشان های دریافت شده
بنام خدا
آموزش لاغری با ذهن فایل ششم
منم م۲ثل سایر دوستان عادتهای زیادی داشتم که الان خدا را شکر خیلی از آنها را انجام نمیدم
ذهن یا آدم متناسب با ذهن آدم چاق با هم تفاوت دارد یک متناسب از یک دهان غذا میخوره ولی یا آدم چاق از ۵ راه غذا میخوره یکی از طریق دهان هست که هم متناسب و هم چاق می خوریم اما آدم چاق از طریق بو مثلا من خودم میرفتم خونه مامان سر هم بودم اما بوی غذا را حس میکردم از اون غذا هم میخوردم یکی از طریق لمس که وقتی با یه جعبه شیرینی برخورد می کنیم وقتی یکی برداشتیم و نرمی آنرا لمس کردیم بلافاصله دوتا برمی داریم من گاهی روم نمیشد مثلا دوتا بردارم و تا چندین ساعت اون تصویر شی ینی تو ذهن من می ماند و حسرت میخوردم از طریق گوش هم هست که یه دوست میاد و از یه غذای یه رستوران تعریف میده و ما بلافاصله تحریک میشیم تا بریم اونجا و بخوریم
من خدا راشکر دیگه از این طریق تحریک نمی شم هر وقت سیرم حتی میوه هم تعارف کنن هم نمیخورم وقتی ما یاد بگیریم که چطور چاق شدیم خیلی راحت با شناسایی این فرمول ها میتونیم لاغر شویم .
نشان های دریافت شده
فایل ششم ما اگه چاقیم به این خاطره که به اضافه وزن توجه نکردیمما با رنج چاقی مبارزه با چاقی داشتیم بهش توجه می کردیم.باید بدونیم جاقی در ذهن ماست جسم ما نشان دهنده چاقی هست.تصمیم گیرنده نیست.اگه کسی اعتیاد داره اینو ذهن نش می کنه جسم فقط مثل یک سرباز اطاعت می کنهدر تعریف اعتیاد باید بگیم که رفتاری که نتوانیم انجامش ندیم.وقتی ذهن ما یک سری فرمولها را باور می کنه ذهن ناخودآگاه می یاد و تبدیل می کنه به فرمول مغزی و به عادت و وقتی ذهن عادت کرد دیگه کنترلش سخت می شه ولییی ممکنه.سوالفرمول مغزی چطوری رفتار ما را تغییر می ده؟مغز ما انسانه چه متناسب چه چاق به یک شکل عمل می کنه .ولی فرمولهای ما با هم فرق می کنه افراد لاغر یکسری فرمول دارند که کاملا با افراد چاق متفاوت هستند.بیاییم یک کمی بیشتر مساله را بازش کنیم.ببینید افراد لاغر فقط از یک کانال غذا می خورند و آن هم دهانشان هست همین ولییییی افراد چاق از چندین کانال برلی خوردن استفاده می کنند و وقتی گرسنه می شه خیلی هیجان زده می شه.معمولا هیچ انتخابی ندارن ولی افراد لاغر هستند که انتخاب می کنند.چون لاغرها هر چی رو نمی خورن ولی انسانهای چاق هرچی رو می خورن .ما از این به بعد ۲ نفر یکی مثل قبل می خوره.دومی ناظر هست.خوب یکی از کانالها افراد چاق چشمشون هست.ما سیریم ولی همین که یک خوردنی دیدیم که از قبل فرمولش تو ذهنمونه که اگر مثلا نون خامه ای دیدی =خوردن هست.چشم دعوت می کنه و پیغام تصویری را می فرسته.مغز اول فرمان خوردن نداد بلکه چشم اطلاعات را فرستاد که در آن فرمولش =خوردن هست.ولی فرد متناسب وقتی سیره هرچی رو می بینه نمی خوره چون فرمولی از قبل نداره.
بوییدن
بوی فلان غذا =خوردنما وقتی سیریم تا بوی یک غذایی مثل قرمه سبزی می شنویم می ریم می خوریم ولی افراد متناسب وقتی سیرن چیزی نمی خورن.شنیدنیکی میاد از یک خوراکی خوشمزه صحبت می کنه.ما اطلاعاتی نداشتیم یکی برامون تعریف می کنه اطلاعات با گوش به ذهن می رسد.فرمول هر خبری از غذای جدید=خوردن.لمس کردنمثلا وقتی ما یک شیرینی نرمی را لمس کردیم یکی می خوریم.ولی وقتی سیریم با لمس کردن دلمون می خواد یکی چندتای دیگه بخوریم.
حالا که ما هی می خوریم و انتخابی برای خودمان نذاشتیم تبلیغات هم می یاد فقط و فقط برای ما کار می کنه که هی ما بخوریم و جیب اونا پر بشه از پول……ما حق انتخاب نداریم چون از قبل اطلاعات را به مغزمان داریم.من خیلی تغییر کردم میلم کم شده به غذا اصلا اضطرابم به خوردن کم شده آفرین به من
من یکی از عادتهایی که داشتم این بود وقتی می خوردم باید تلویزیون روشن باشه و خیلی می خوردم یادمه یک روز یک قابلمه نیمه از ماکارونی بود و من کمی خورده بودم و داشتم سیر می شدم ولی رفتم تلویزیون را روشن کردم و بعد چند لحظا دیدم قابلمه داره خالی می شه.
ولی حالا هر چقدر فیلم جالبی باشه اصلا به تلویزیون نگاه نمی کنم و تمام نگاه و توجهم را به غذا م می دم خواهرام و مادرم از لاغر شدنم تعجب کرون هی می پرسن چیکار کردی که لاغر شدی.
خواهرم دیشب گفت خودت همینجوری حفظ کن و دوباره چاق نشی الان که به حرفش فک می کنم دارم می خندم چون مطمئنم هیچ وقت من دوباره چاق نمی شم.
من عادت داشتم وقتی تخمه می خورم تا آخرش تمومش کنم ولی الان کمی برمی دارم و می بینم که دیگه میلم نمی کشه.
الان اصلا استرس ندارم و خیلی راحت غذا را می خورم فقط وقتی چایی می خورم یک ندایی در ذهنم می گه با قند نخوری چاق می شی و من بهش جواب دادم نه این قند را به اندازه مصرف کنم اصلا چاق نمی شم ولی اگه به انرازه بخورمو و هنوز باورم این باشه که قند چاق کننده است فایده ای نداره .
من روی باورم باید کار کنم .
چطوری باتشویق هودم که بقیه غذا ها را به اندازه می خورم ولی ندایی در سرم نیست قند هم یکی از نعمتهای خداوند هست و نیامده که به ضربه بزنه بلکه آمده که حس منو خوب کنه و به من شیرینی را با خس خوب هدیه کنه
ممنونم استاد شما خیلی خوبید