0

پرخوری عصبی چیست (قسمت ششم)

پرخوری عصبی
اندازه متن

خیلی‌ها که اضافه وزن دارن، یه دلیل تکراری رو دائم تکرار می‌کنن: پرخوری عصبی. 😖🍰

می‌گن: “وقتی زندگی فشار میاره، اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت یخچال!” 🧠➡️🧊

انگار غذا براشون شده یه پناهگاه موقت… 🛑🍫

جایی برای فرار از اون احساسات سنگینی که نمی‌دونن چطوری باید باهاش کنار بیان یا رهاش کنن… 😞💭

🎯 نقش اعصاب در چاقی چیست؟

هر موضوعی وقتی از نظر علمی یا منطقی معتبر شمرده می‌شود که نتیجه‌ی آن برای همه انسان‌ها یکسان باشد.

مثلاً نیروی جاذبه زمین را در نظر بگیرید. فرقی نمی‌کند شما در ایران باشید یا آمریکا 🌍؛ اگر چیزی را از دستتان رها کنید، بدون شک به سمت زمین سقوط خواهد کرد.

یا تصور کنید سوزنی به انگشتتان برخورد کند.

فرقی نمی‌کند زن باشید یا مرد، سیاه‌پوست یا سفیدپوست، چاق یا لاغر؛ در هر صورت واکنش طبیعی بدن، ایجاد احساس درد است. 😖🩹

اینجاست که یک قاعده‌ی مهم شکل می‌گیرد:

“اگر یک باور یا ادعا درباره شرایط ما صحیح باشد، باید برای همه انسان‌ها در همان وضعیت، نتیجه‌ی مشابهی ایجاد کند.”

حالا بیاییم به موضوع پرخوری عصبی نگاه کنیم.

اگر باور داریم که «عصبی بودن» باعث پرخوری و چاقی ما شده، باید این قاعده را هم بپذیریم که هر کسی که عصبی می‌شود، دچار پرخوری عصبی و در نتیجه چاقی می‌شود. 🤔

اما با یک نگاه ساده به اطرافمان می‌بینیم که این‌طور نیست.

خیلی از دوستان، فامیل‌ها یا همکاران ما در شرایط استرس‌زا عصبانی یا مضطرب می‌شوند، اما همچنان متناسب می‌مانند. بعضی‌ها ممکن است دچار استرس‌های شدید شوند، اما نه به سمت پرخوری کشیده می‌شوند، نه چاق می‌شوند. ✨

پس سوال بزرگ اینجاست:

چرا بعضی‌ها عصبی می‌شوند ولی پرخوری نمی‌کنند؟

و چرا بعضی دیگر وقتی عصبی می‌شوند، مستقیم سراغ یخچال می‌روند؟

🔎 تحقیقات علمی درباره پرخوری عصبی چه می‌گویند؟

طبق مقاله منتشر شده در انجمن ملی پرخوری (NEDA)، پرخوری عصبی بیشتر زمانی رخ می‌دهد که فرد راهکار سالمی برای مدیریت هیجانات خود نداشته باشد.
به عبارت دیگر، همه در شرایط استرس‌زا قرار می‌گیرند، اما آنهایی که به پرخوری عصبی مبتلا می‌شوند، غذا را به عنوان راه فرار انتخاب کرده‌اند. 🍕🍫

پرخوری عصبی

تاثیر اعصاب بر افراد لاغر

🤔 چرا بعضی افراد متناسب حتی وقتی عصبی می‌شوند، پرخوری نمی‌کنند؟

بیایید با یک سوال ساده شروع کنیم:

آیا عصبی شدن، به طور مستقیم دکمه‌ی پرخوری را در بدن انسان فشار می‌دهد؟

جواب کوتاه این است: نه!

🔵 همه‌ی انسان‌ها استرس و فشار روانی را تجربه می‌کنند، اما واکنش هر فرد به این احساسات، محصول یادگیری‌های قبلی اوست.

کسی که در کودکی یاد گرفته با ناراحتی سراغ غذا برود 🍩🍔، احتمال بیشتری دارد که در بزرگسالی هم هنگام عصبی شدن، با پرخوری عصبی واکنش نشان دهد.

در حالی که فرد دیگری ممکن است آموخته باشد که احساساتش را از راه‌های دیگری مثل پیاده‌روی 🚶🏻‍♀️، گفت‌وگو، یا حتی نوشتن تخلیه کند.

👶🏻 شاید این ترفند رایج در بسیاری از خانواده‌ها که برای آرام کردن بهانه‌گیری‌ها یا گریه‌های کودک، به او هله‌هوله می‌دهند 🍭 یا وعده‌ی خرید خوراکی‌های خوشمزه می‌دهند، در ظاهر کار ساده و بی‌ضرری باشد…

اما همین رفتار به ظاهر کوچک، می‌تواند تاثیر مستقیم و عمیقی بر شکل‌گیری باورها و عادت‌های ذهنی کودک بگذارد.

📚 کودک به تدریج یاد می‌گیرد که:

“هر وقت ناراحت بودم، باید چیزی بخورم تا حالم بهتر شود.”

این الگو اگر بارها و بارها تکرار شود، به یک مسیر عصبی پایدار در مغز کودک تبدیل می‌شود.

نتیجه؟

سال‌ها بعد، همان کودک بزرگسال ممکن است هنوز هم در واکنش به احساساتی مثل عصبانیت، غم یا استرس، ناخودآگاه سراغ غذا خوردن برود — حتی اگر سیر باشد! 🍔😣

🔵 به همین دلیل است که خیلی از ما، بدون اینکه آگاه باشیم، هنگام ناراحتی دلمان شکلات، بستنی یا فست‌فود می‌خواهد — نه به خاطر گرسنگی واقعی، بلکه چون مغزمان از کودکی اینطور شرطی شده است.

📚 طبق پژوهشی در Journal of Eating Disorders، افراد مبتلا به پرخوری عصبی معمولاً یک الگوی ذهنی دارند که احساسات منفی را به غذا خوردن گره زده است. یعنی مغزشان به آنها یاد داده: “وقتی ناراحتی، غذا بخور تا آروم بشی.”

در حالی که این تسکین، کوتاه‌مدت است و در درازمدت احساس گناه، نارضایتی از بدن، و حتی تشدید اضطراب را به دنبال دارد.

🌟 وقتشه پرخوری عصبی رو بذاری کنار!

دیگه وقتشه که با اشتهای بی‌موقع و پرخوری‌های بی‌دلیل خداحافظی کنی! دوره‌ی ویژه‌ی «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» کمکت می‌کنه کنترل غذا خوردنت رو با قدرت ذهن به دست بگیری و آروم‌آروم به تناسبی که همیشه آرزوش رو داشتی برسی. 🧡🌿

با آموزش‌های این دوره، بدون رژیم گرفتن، بدون استرس، و فقط با تغییرات ساده‌ی ذهنی، راه رهایی رو یاد می‌گیری. 🌸

🚀 همین حالا شروع کن

پرخوری عصبی

نقش باورها در پرخوری عصبی

بعضی وقت‌ها باورها می‌توانند راه‌های جدیدی را برای تغییرات بزرگ باز کنند و گاهی هم… مثل یک زنجیر به دست‌تان بسته می‌شوند.
باور «من پرخوری عصبی دارم» یکی از این باورهاست که می‌تواند مثل یک مانع بزرگ، جلوی شما را بگیرد و نه تنها از لاغر شدن شما جلوگیری کند، بلکه ممکن است حتی باعث چاق‌تر شدن شما شود. 😔

چرا من چاق شدم؟ 🤔

شاید این سوال همیشه توی ذهن‌تان چرخیده باشد. حقیقتش این است که بیشتر از هر چیز، عادت‌ها هستند که تعیین می‌کنند چطور به سمت چاقی پیش می‌روید.

هر فردی که به طور منظم در زندگی‌اش عادات خاصی دارد، در مسیر خاصی از زندگی خود قرار می‌گیرد. به زبان ساده، این عادات، چه خوب و چه بد، می‌توانند شکل‌دهنده وضعیت بدنی شما باشند.

پرخوری عصبی؛ یک عادت، نه اختلال 🍫

پرخوری عصبی را خیلی‌ها به عنوان یک اختلال جدی می‌بینند، اما باید بگوییم که در حقیقت، این یک عادت است که وقتی عصبانی می‌شوید یا تحت استرس قرار می‌گیرید، به طور ناخودآگاه به سراغ غذا می‌روید.

یعنی این چیزی نیست که از درون بدن‌تان بخواهد شما را به پرخوری سوق دهد، بلکه رفتاری است که در شرایط خاص، تکرار شده و تبدیل به یک عادت می‌شود.

مثلاً تصور کنید که وقتی تلویزیون تماشا می‌کنید، همیشه به سراغ تخمه یا تنقلات می‌روید.
خب، این شما را در دسته “پرخوری تلویزیونی” قرار نمی‌دهد، بلکه فقط نشان‌دهنده یک عادت است که به خاطر لذت بیشتر از تماشای برنامه تلویزیونی‌تان ایجاد شده است.

عادت‌ها، نه اختلال‌ها 🧠

هر رفتاری که از ما سر می‌زند، یک نتیجه از عاداتی است که در طول زمان شکل گرفته‌اند.
وقتی که مغز یک رفتار را تکرار می‌کند و آن رفتار به نوعی برای ما لذت یا آرامش به همراه دارد، به مرور زمان تبدیل به یک مسیر عصبی ثابت می‌شود.

در واقع، پرخوری عصبی هم به همین شکل، به عادت تبدیل شده و از آنجا که مغز همیشه از «لذت» خوشش می‌آید، این عادت‌ها ممکن است گاهی از کنترل خارج شوند.

چطور می‌توانیم عادت‌ها را تغییر دهیم؟ 🔄

از آنجایی که این رفتارها عادت هستند و نه اختلال‌های غیرقابل تغییر، می‌توانیم با آگاهی و تمرین، آنها را از نو بسازیم.
به یاد داشته باشید که هیچ چیزی در بدن ما ثابت و غیرقابل تغییر نیست؛ حتی عادتی که شاید سال‌هاست با شما همراه بوده و از دوران کودکی شکل گرفته است. ✨

در دوره‌ی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد می‌گیرید چطور عادت‌هایی را که فکر می‌کنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، به‌درستی شناسایی و بازنویسی کنید.

با شرکت در این دوره، نه‌تنها متوجه می‌شوید چرا برخی رفتارها همیشه شما را به سمت غذا هل می‌دهند، بلکه راهکارهای عملی برای اصلاح این عادت‌ها و ساختن الگوهای تازه به دست می‌آورید.

✨ یادتان باشد: شما اسیر عادت‌ها نیستید؛ بلکه می‌توانید استاد و خالق عادت‌های تازه‌ای باشید که شما را به سمت اندامی متناسب و زندگی سالم هدایت می‌کنند.

🔑 همین امروز تصمیم بگیرید عادت‌هایی که سال‌ها مانع شما شده‌اند را تغییر دهید و با آگاهی، آینده‌ی تازه‌ای برای خودتان بسازید.🌱 و بدانید که با هر انتخاب جدید، یک گام به سمت لاغری و سلامت واقعی نزدیک‌تر می‌شوید.

✨ تمرین طلایی برای تغییر پرخوری عصبی ✨

دوست خوبم 👋🏻
اگر دوست داری یک قدم واقعی و ماندگار برای درمان پرخوری عصبی برداری، این تمرین مثل یک پل نجاته! ⛅️
با نوشتن جواب‌ها، ذهنت رو شفاف‌تر و انگیزه‌ات رو قوی‌تر می‌کنی. قول می‌دهم که حس فوق‌العاده‌ای بعدش خواهی داشت! 💖


🌱 مرحله اول:

با دقت و به صورت شرح انشایی به سوالات زیر پاسخ بده:

  • 🍽 به نظر شما پرخوری کردن چیست؟
  • 😞 پرخوری چه احساسی در شما ایجاد می‌کند؟
  • 🔗 چه ارتباطی بین پرخوری کردن و چاق‌تر شدن یا لاغر نشدن می‌بینید؟
  • 📏 از نظر شما تا چه حد خوردن، پرخوری محسوب نمی‌شود و بعد از آن پرخوری به حساب می‌آید؟
  • 🧠 به نظر شما برای اندازه‌گیری میزان غذایی که باید بخوریم، باید چگونه عمل کنیم؟

✍️ پاسخ‌های خودت رو در بخش نظرات همین جلسه با عشق ثبت کن!


🌟 مرحله دوم:

حالا وقتشه که دیدگاه خودت رو درباره غذا خوردن افراد لاغر و چاق با ما به اشتراک بذاری! 🍏🍔

  • 🔍 انواع روش‌های غذا خوردن افراد چاق را نام ببر.
  • 📝 برای هر روش توضیح بده که آیا این رفتار در تو وجود داره یا نه، و اگه هست، یک مثال واقعی از زندگی خودت بیار.

یادت باشه دوست خوبم 🌈، همین لحظه که در حال فکر کردن، نوشتن و آگاه‌تر شدن هستی، قوی‌ترین قدم رو برای تغییر مسیر پرخوری عصبی و ساختن یک زندگی جدید برمی‌داری. 💪🏻💖

منتظر خوندن نوشته‌های ارزشمندت هستم! 🌸✨

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضاعطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.97 از 238 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11437
260 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 525 کلمه

      به نام خداوند مهربان

      سلام

      خدا رو شاکرم که در این مسیر قرار گرفتم و به لطف خدا حالم خیلی خوبه و این هارو مدیون زحمات استاد عزیز هستم☺️

      من از نوجوانی اضافه وزن پیدا کردم توی چند روز اخیر بعد از گوش دادن این فایل خیلی خوب فکر کردم که علت چاقی من چیه و یکی از جواباشو جوابشو بدست آوردم 👇

      علت چاقی من کنترل نکردن و پیدا کردن عادت بدی که تکیه بر حسای چشایی،بویایی،لامسه و بخصوص بینایی و شنیداری. برای مثال همین امروز من هوس پیراشکی کردم و مادرم برام تعداد زیادی درست کرد من دو تا بعد نهار خوردم همین الان خواستم یکی دیگه هم بخورم ولی لحضه ای مکث کردم و فکر کردم الان که من میخوام بخورم آیا واقعا گرسنه هستم یا از روی هوس است و ذهنم دارد با توجه به فرمول های نادرست همیشگی اش این دستور را صادر می‌کند؟ و خوب به این نتیجه رسیدم که من اصلا گرسنه نیستم و بخاطر بو و طعم خوبش قصد خوردنش را داشتم پس دست نگه داشتم و هیچی نخوردم و منتظر ماندم تا واقعا گرسنه شوم بعد به سراغ خوردنش برم

      خوشبختانه توی این چند روز من رفتار خودم را نظارت کردم متوجه شدم که به راحتی کلمه میل ندارم و واقعا نمیتوانم بخورم را به زبان می آورم و واقعا از این تغیر بزرگ حیرت زده شدم چون تا قبل از این گفتن کلمه میل ندارم و سیرم نمیخورم بقدری برایم سخت بود که فتح کردن کوه یافته برایم سخت نبود و واقعا خوشحالم و انقدر این راه را ادامه می‌دهم که فقط برای رفع نیاز بدنم چیزی بخورم

      بزرگترین مشکل من تا به امروز این بود که وقتی ناراحت یا کلافه بودم بدون وقفه و دلیل میخوردم میخواستم کاری کنم اول باید چیزی میخوردم در صورتی که گرسنه نبودم باید حتما با فیلم ی چیزی میخوردم در اون صورت فیلم نگاه نمیکردم چون احساس می کردم لذتی نداره و بعد از پر خوری احساس ناراحتی میکردم که خیلی خوردم چاق میشم باز و بعد اون افسردگی میگرفتم و میگفتم دیگه از امروز /فردا نمیخورم لاغر بشم اما دوباره فردا همون آش همون کاسه دوباره میخوردم دوباره عذاب وجدان میگرفتم و این باعث مشکلات اعصابی بدی در من شد

      دختر خاله من عاشق لاغر بودن و مانکن بودنه و لاغره همش میره باشگاه رژیم میگیره رژيمای سخخت همش توی رژیمه دو روز پیش دیدمش همش به مامانم میگفتم خاله چند روزه شبا همش میخورم همش گرسنمه نگاش میکردم اونی که هیچی نمی‌خورد بر عکس همیشه داشت سه تا سه تا کیک می‌خورد میوه و هر چیزی که روی میز بود می‌خورد در صورتی که من قبلا زیاد میخوردم اون روز به خوردن یک کلوچه متوسط سریع سیر شدم و دیگه واقعا میل نداشتم و دیگه چیزی نخوردم ولی اون هنوز می‌خورد و استپ نمیکرد و کاملا علتش مشخصه چون همش همه فشار هارو روی جسمش میذاشت و تلاش داشت صورت مسئله رو پاک کند نه اینکه مسئله روی حل کنه و ريشش رو پیدا کنه خوب درسته لاغر میشه اما هیچوقت لاغر نمیمونه و نتیجه این همه خرج کردن و رژیم گرفتن پیامد خوبی نداره و رژیم به سلامتیش آسیب میرسونه

      خیلی خوشحالم که اینجا هستم و خدا رو شکر می‌گویم

      به امید آینده زیبا

      خداحافظ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار علیرضا معینی
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۴ ۱۶:۴۹
      مدت عضویت: 1847 روز
      امتیاز کاربر: 581 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 966 کلمه

      سلام خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی 

      پرخوری عصبی چیست ؟ 

      من تحلیلهایی در ذهنم از  فایل شما دریافت شد  که به نظر خودم منطقی هست . 

      پرخوری عصبی که ما تا حالا فکر می کردیم  این بود که 

      وقتی من عصبی هستم و کنترلی بر رفتارهای خودم ندارم برای رسیدن به آرامش به غذا پناه میبرم و غذا موقتا من رو آرام میکرد اما عذاب وجدان بعد از اون بر اون مشکل عصبی اضافه میشد و من نه تنها حالم خوب نمیشد تازه بدترم میشد . 

      من از این فایل فهمیدم پرخوری عصبی یعنی از  ورودی های حواس پنجگانه خوردن . 

      ببینید من اینجور تحلیل در ذهنم ایجاد میشه ما از طریق کانالهای ورودی در خواست ذهنی و بعد ولع خوردن رو در خودمون ایجاد می کنیم . یک میل کاذب . 

      ما با این کار میل خودمون رو از حالت  طبیعی خارج می کنیم و بی نهایت طلب میشیم   افراد چاق از طریق تمام حواس پنجگانه  ولع خوردن رو در خودشون ایجاد می کنند . در حالیکه انسان متناسب ذهنش فقط چند فرمول برای خوردن داره . غذایی که دوست داره زمانی که دوست داره و به قدری که میلش میکشه . بعد از اون دیگه بکشیمش هم نمیخوره . 

      چون میلش طبیعیست . ما هم این میل طبیعی رو داریم . پس باید میل طبیعی رو جایگزین حس ولع کنیم . 

       ما حتی با محدودیت و رژیمهای مختلف نیز  ولع رو در خودمون زیاد کردیم درست مثل خیلی از انسانها علی الخصوص انسانهای  مذهبی که با محدود کردن خودشون ولع جنسی در خودشون پدید آوردند . 

      پر خوری به نظر من از دو واژه تشکیل شده 

      پر + خوردن 

      پر یعنی استفاده ی زیاد از خوردن . 

      ما اگر میخواهیم رفتار پرخوردن در ما متعادل بشه باید دستورات ذهنی خودمون رو در مورد خوردن متعادل کنیم . 

      آیا اگر افکار و دستورات و درخواستهای ذهنی ما در مورد خوردن متعادل بشن و متعاقب اون رفتارهای خوردن در ما متعادل بشن آیا میل و شهوت خوردن ما نیز کم میشه . 

      از اونجایی که فرمولهای ذهنی سبب ایجاد میل خوردن میشن پس قاعدتا وقتی خوردن ذهن رو کمتر تحریک کنه و ما ورودیهای خوردن کمتر به خودمون بدیم کم کم میل خوردن هم در ما متعادل میشه . 

      در تجربه ای که در پدرم داشتم دیدم که پدر من همواره متناسب رفتار کرده و همیشه هم متعادل بوده از وزن بین وزن ۷۸ تا ۸۳ همیشه بوده چون رفتارهای غذایی ثابت داره . 

      اما من رفتار غذایی ثابت ندارم . برای همین نمیتونم وزنم رو ثابت نگه دارم . من یه زمان زیاد میخورم بعد عذاب وجدان میگیرم کم میخورم . 

      من باید بتونم رفتار غذایی که در وزن ایده آلم خواهم داشت رو در ذهنم به عنوان الگو در نظر بگیرم . 

      دوستی داشتم که وزن خودش رو آرام آرام پایین آورد . 

      بدون سر و صدا . 

      او فقط آرام آرام غذای خودش رو کم کرد . 

      قطعا او متقاعد شده بود برای رسیدن به اندام متناسبش باید بتونه متعادل غذا بخوره . 

      او گرسنگی نمی کشید . دوست داشت لاغر بشه . 

      او ولع خوردن نداشت . 

      به نظر من ما باید احساس ولع رو در خودمون خاموش کنیم . ما به احساس ولع نیازی نداریم . پس هر آنچه که باعث میشه ولع ما برانگیخته بشه اون فرمول غلطیست که در ذهن داریم . 

      من وقتی ولعم تحریک نشه پرخوری نمیکنم . 

      احساس گرسنگی ولع منو  برانگیخته می کنه 

      وزن کردن ولع منو  برانگیخته می کنه .

      عصبی شدن ولع منو  برانگیخته می کنه . 

      تنوع غذایی ولع منو برانگیخته می کنه . 

      دیدن غذا  شنیدن و تمام مواردی که شما در فایل بهش اشاره کردید ولع منو برانگیخته میکنه .

      مرور خاطرات خوردن ولع رو تحریک میکنه .

      تصور خوردن فلان مواد غذایی ولع رو برانگیخته میکنند.

      حتی من تجربه کردم دیدن غذاهای مختلف در اینستا ولع منو برانگیخته می کنه . 

      من باید ذهنم رو متقاعد کنم که هر خوردنی حال منو خوب نمیکنه . 

      خوردن = حال خوب نیست . 

      خیلی وقتها خوردن = حال بد و بسیار بد هست .

      تکرار درخواست خوردن مکرر = حال بد و بسیار بد 

      من برای اینکه میلم در حالت طبیعی جسمی بمونه باید بتونم درخواستهای ذهنی خوردن رو در ذهن کمرنگ کنم . بگم نمیخوام . پیشنهاد نده . درخواست نکن . 

      به قول شما باید با من ارادی من غیر ارادی برنامه بدم که تنها زمانی بخورم که جسمم گرسنه است . 

      گرچه گرسنگی هم حس ولع مرا برانگیخته میکند اما آن را ولع ندانم بلکه میل طبیعی بدانم . 

      گرسنگی = برانگیخته شدن میل طبیعی نه گرسنگی ذهنی . ذهن گرسنه از عزت نفس خالی شده است . غذای ذهن گرسنه عزت نفس است . 

      هرچقدر عزت نفس من بیشتر شود ولع من کمتر میشود .

      چیز دیگری که باید تغییر کند اینست که من باید وابستگی خودم به خوردن را کم کنم . 

      به قول شما برای خوردن بی تابی نکنم .من مثلا ساعت ۳ گرسنه ام بود اما تا غروب که به خانه برسم این حس را میتوانم تحمل کنم اما وقتی به خانه میرسم و غذا آماده نباشد خیلی بی تاب میشوم . چون چند ساعت گرسنه بودم و طاقتم از دست میرود و پرخوری هم میکنم . 

      تازه اگر آماده باشد هم باز پرخوری می کنم و اونقدر میخورم تا حد خفگی . 

      و بعد عذاب وجدان .

      پس زیاد گرسنه ماندن برای فرد چاق برابر با پرخوری و ولع میشود . 

      من باید ذهنم را متقاعد کنم که ولع احساس خوبی نیست . 

      من دوست دارم در طول روز چیزی نخورم و  فقط یک وعده غذا بخورم تا به وزن ایده الم برسم اما حس میکنم یک وعده کم است . نمیدانم من هنوز در مورد خوردن به فرمول دلخواه نرسیدم . فقط میدانم نباید ولع خود را با فرمولهای ذهنی برانگیخته کنم . 

      بلکه باید فرمولهایی به خود دهم که به ارامش ذهنی برسم .

      ولی من الان که غذا میخواهم و حس ولع دارم چگونه خود را ارام کنم . 

      با نفس عمیق کشیدن درخواستهای ذهنی متعادل میشود و من حس میکنم جریان درخواست ذهنی تغییر میکند . من به خودم مسلط میشوم و میتوان رفتار صحیح از خودم داشته باشم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۷/۱۸ ۱۹:۰۸
      مدت عضویت: 2502 روز
      امتیاز کاربر: 7740 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,376 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوبم 

       موضوع این جلسه :مغز من با استفاده  از فرمولهای ذهنی عادتهای من رو تغییر میدهد چطور ؟؟؟

      من در گذشته داشتم با چاقی مبارزه میکردم اما نمیتونستم اون رو شکست بدم چون ریشه ی چاقی در ذهن من بود  و جسم من نشانده ی اون چاقی بود و فرمولهای چاقی در ذهن من شکل گرفته بود  و با تکرار اون فرمولها چاقی در جسم من به وجود امده  بود .

      چاقی هم یک اعتیاد  به پرخوری و مصرف بی رویه  مواد غذایی هست و اما چقدر این اعتیاد بدون جرم و سر و صدا هست و مردم خیلی راحت همدیگه رو حتی عزیزانشون رو از سن کم  تشویق به این اعتیاد  خانمان سوز میکنن و اونها رو در دام اعتیاد به مواد غذایی میندازن  .

       این مغز چرا  در جسم شما باعث اضافه وزن شما میشه اما در متناسبها اینطور نمیشه ،؟؟؟

      چرا ما داریم چاق میشیم و چی میشه که ما چاق میشیم و چه عادتهایی داریم که باعث چاقی ما میشه ؟؟؟ما باید اینها رو بررسی کنیم و نظارت کنیم بر رفتار خودمون .

       ما  چاقی رو هر روز با رنج حس میکنیم در نشست و برخاستمون در خوردنمون که بخوریم عذاب وجدان داریم و نخوریم هم ناراحتیم اما بعد از مدتها در سایت بودن و یادگیری لاغری دارم لاغری رو با لذت حس میکنم و اگر ادامه بوم قطعا متناسب میشم .

       یک فرد متناسب برای چی میخوره  ؟ برای تامین انرژی جسمش غذا میخوره و از راه دهان میخوره و وقتی اون فرد متناسب گرسنه باشه  شروع به خوردن میکنه و خیلی راحت از اون غذا میخوره  و به اندازه نیازش  میخوره و وقتی  سیر باشه دیگه ادامه نمیده  اما یک فرد چاق به محض گرسنگی  (که گرسنه نیست کمی از حالت خفگی اومده پایین تر ) دیگه واویلا هیجان زده میشه برای خوردن 

      سیری در متناسب =رفع نیاز بدن اما سیری در چاق ها  =خفگی و پرخوری و اینکه  هر چه هست باید بخورم عجب آگاهی نابی همین یه مورد رو اگه همه  افراد چاق خوب اجرا کنن به جرات میگم زود لاغر میشن من خودم هنوز بعضی مواقع سیری رو با فشار شکمی تجربه میکنم ولی بسیار روزها دارم که با رفع نیاز گرسنگی در بدنم(به اندازه خوردن ) تجربه اش میکنم و همین کار بسیار ارزشمند هست و  کم کاری نیست من خودم در گذشته فکر میکردم هر چه در اطرافم هست باید بخورم و اصلا انتخابی  برام در کار نبود حتی اگر  اون غذا رو دوست نداشتم  من میخوردم  اصلا میخوردم چون لذت میبردم از خوردن میخوردم چون برام خوردن هم تفریح و هم سرگرمی هم حال خوب بود میخوردم که بدنم قویتر و سالمتر باشه میخوردم که اسراف نشه میخوردم که خستگیم دربیاد میخوردم که ضعف و لرز بدنم بره میخوردم که خستگیم و سر دردم و معده دردم از بین بره  …. اما الان بعد از مدتها در سایت بودن یاد گرفتم در موقع گرسنگی  عدا بخورم و فقط  به اندازه نیازم بخورم در واقع به محض گرفتن پیغام سیری دست از خوردن بردارم که هنوزم جای کار دارم چون خیلی وقتها فرمولهای گذشته بالا میاد که چون این غذا خوشمزه هست و یا دوست داری و یا دیگه گیرت نمیاد و …. یکم بیشتر بخور و بعضی وقتها با دو لقمه یا کمی  بیشتر از نیازم خوردن  به  فشار شکمی میرسم که واقعا حالت زشت و زننده ای و بسیار کار نادرستی هست و از سوی شیطان میاد اما من باید خیلی راحت با صدای بلند بهش بگم نه من الان سیرم ادامه نمیدم و هر وقت دلم خواست  تا شب کلی غذا هست بر میدارم و میخورم و هیچ کمبودی نیست و اما اگر بازم پرخوری کنم طبق حرفهای استاد دیگه خودم رو تنببه میکنم تا دوباره به سمت پرخوری نرم و معده ی خودم رو اذیت نکنم و جسمم رو بیمار نکنم اخه چرا ما با خودمون این کار رو میکنیم ؟؟؟چرا به قول یکی از دوستان ما روی هم روی هم کفش و یا لباس نمیپوشیم و بعد راه بریم اخه نمیشه سنگین میشیم و ادیت میشیم اما پس  چرا ما اینقدر روی هم عدا میخوریم تا سنگین بشیم و نتونیم تکون بخوریم ؟؟به خاطر فرمولهای چاقی هست که از گذشته در ذهن ما هست و ما را وادار به خوردن میکنن من الان خیلی بهتر شدم اما هنوزم جای کار دارم من در گذشته میگفتم چون کم کالری بزار بخورم چون مقوی بزار بخورم چون پولش رو دادم بزار بخورم چون در سفرم باید بخورم که خوش بگذره چون اومدم تفریح و دورهمی باید بخورم که خیلی خوش بگذره و خلاصه هر چیزی در اطرافم بود بدون دقت به نیاز جسمم میخوردم اما همین چند شب پیش خونه مادرم برای شام دعوت بودم که  ساندویچ الویه و آش رشته  بود و کلی چیپس و پفک و شیرینی و حلوای سنتی خواهر پز م و … بود اما من واقعا انتخاب کردم در حد چند قاشق الویه با یه نصف نون ساندویچ خوردم و دو عدد شیرینی کاک خوردم همین دیگه حلوا نخوردم چون جا نداشتم و چیپس و پفک بود اما من نخوردم چون واقعا سیر بودم و نخواستم  بخورم و گفتم میل ندارم و (تازه از خوردن بقیه هم حالم بد میشد )کاری که در گدشته محال ممکن بود  انجام بدم حالا به راحتی دارم انجام میدم خوب تمام اینها به خاطر تغییر فرمولهای ذهنی من در حین آموزشهای این سایت  هست و خدا رو بسیار سپاسگزارم که تونستم این همه تغییر کنم اصلا همینکه میتونم شبها از این مدل شامهای غیر رژیمی و غیر  آبپز  بخورم  و جرات خوردن شام سفره ی خونه رو  دارم و با لدت و بدون نگرانی  و محدودیت از هر چیزی که بخوام به اندازه نیازم میخورم اینم خودش یه تغییر بزرگه که به خاطر بودنم در این مسیر  دیگه  برام عادی شده  و گرنه در گذشته حسرت داشتم مثل خیلی از متناسبها هر چیزی که دلم میخواد بدون نگرانی بخورم و متناسب هم باشم و حالا خودم دارم تجربه اش میکنم  و اینها کم ارزشمند نیستن برای خودم و من همیشه قدر دان این ازادی و حال خوبم و آرامشم و تناسب جدیدم هستم  .

      من هم دختر و هم پسرم بسیار متناسب هستن  و بسیار کنکجاو رفتار اونها هستم بارها شده عذای خونه دلخواه اونها نیست و خیلی راحت دخترم میگه نه نمیخوام و با شکمم گرسنه میره میخوابه در صورتی که من در گذشته و شاید هنوزم  عمرا همچنین کاری میکردم  و بکنم هر چی بوده  به اندازه نیازم خوردم ولی حقیقتا مدتها هست منم  انتخاب میکنم منم به دنبال سلیقه ی خودم میرم و عدا میخورم و مثل قبل همه چیز به نظرم پرفکت و عالی برای خوردن نیست و اگر مزه اش خوب نباشه نمیخورم و  به خودم میگم چطور فلانی داره این همه از این غذای ناجالب  میخوره ؟؟

      پس باید آگاه باشیم همون اول کار بین خوردن متناسب و چاق فرق هست که اون فرد چاق  هر چی  باشه میخوره و اما متناسب نه اگه مورد علاقه اش نباشه نمیخوره صبر میکنه تا غذای دلخواهش رو بخوره .

      و تفاوت بعد ی چاقها و لاغرها این هست که   چاقها ۵ دهان دارن و اما متناسبها فقط از راه یک  دهان که در صورتشون هست  غذا میخورن که به مرور و با بودن در این مسیر ما باید توانایی تسلط بر عدا ها رو پیدا کنیم و با دیدن و بو کردن و دست گرفتن و حرفهای بقیه  تحریک به خوردن نشیم که من خودم الان در حدی هستم که اگر سیر باشم هر بویی هر مدلی  غذا رو ببینم و هر حرفی رو بشنوم سریع تحریک به خوردن نمیشم و اینم یه پیشرفت عالی هست برای من چون قبلا که این چیزها حالیم نبود کافی بود یه بویی و یا عدایی رو ببینم و یا تعریفی رو بشنوم از عذایی باید میرفتم و میخریدم و میخوردم  مثلا همین چند وقت پیش من به هایپر مارکت بزرگی  رفتم که درراونجا یه قسمت داره انواع غداهای اماده رو میفروشه و  من اوتها رو  دیدم اما چون سیر بودم اصلا هوس نکردم و یا از یه قسمتش که کلی شیرینی تازه و گرم پخت میشد رد شدم و کلی بو رو حس کردم اما چون سیر بودم تحریک به خریدن نشدم و اما در طبقه ی بالا که فود کورت بود کلی بوی غدای خوب بود و کلی آدم در حال خوردن رو دیدم ولی بازم وسوسه نشدم که عدا بخورم چون سیر بودم  بیشتر حواسم روی دیدن اجناس اون هایپر و خرید کردن مایحتاج خونه به همراه همسرم و رفتن طبقه ی بالا و دیدن شهر بازی و بازی فرزندانم بود و این کم تغییری برای من نیست و واقعا این تغییرات ارزشمند و قابل تحسین هست و خدا رو سپاسگزارم که عالی در مسیر تغییرم  .

      من هر شب تقریبا  خونه ی مادرم میرم و اونجا کلی غدا و دسرهای عالی پیدا میشه ولی من به خودم میگم اگر گرسنه هستی بخور اگر نیستی چرا بخوری ؟؟و من با اموزشهای این سایت و بودن در چالش من اینو نخوردم  هم این عادت و چند عادت دیگم که ریزه خوراری محسوب میشد خیلی بهتر شده و امکان نداره من سیر باشم و برم اونجا عدا بخورم مگر واقعا گرسنه باشم و برای شام برم اونجا  و بعد غدا  می خورم و اما  متاسفانه افرادچاقی در اطرافم هست که هنوز اقدام به لاعری نکردن و تصمیم به لاغری هم ندارن و همیشه  تمام بحث و حرفهای اونها در مورد این هست که چی رو با چی بخورم و از کجا چه غدایی رو تهییه کنم که عالی باشه و یا اینکه چه خوردنی خوشمزه هست که اگر حواسم رو ندم و با اونها وارد بحث بشم کلی ضرر کردم ولی حالا چون اگاهم یابحث رو عوض میکنم و یا خودم ادامه نمیدم و دقیقا پیجهای اشپزی و کانالهای آشپزی هم همینطور هستن ما رو تحریک به خوردن میکنن برای همین من اصلا اونها رو دنبال نمیکنم و نگاه نمیکنم چون میدونم من رو از هدفم دور میکنن پس منم اگاه تر  از قبل شدم و بسیار درست تر رفتار میکنم و انصافا نتیجه ی بهتری هم گرفتم.

       استاد میگن چاقها باعث گسترش صنایع مواد عدایی شدن هی که  مواد غدایی تولید بشه برای اونها کم هست .افراد متتاسب  اصلا اینطور نیستن من الان هم چاقی رو تجربه کردم هم تناسب به این روش رو تجربه کردم و حق رو به استاد میدم چطور ؟؟من در گذشته اگر با خانوادم به رستوران و یا فست فوی میرفتم همیشه از همسرم درخواست های زیادی داشتم ته ته اش این بود که بگم یه پرس کامل فلان عدا یا ساندویچ و یا پیتزا مال من هست و اگر همسرم که متناسبه پیشنهاد اشتراکی خوردن رو میداد هر گز قبول نمیکردم و میگفتم بعد از کلی اومدم فست فوی حالا اشتراکی بخورم نه من یکی برا خودم میخوام یه دونه  کامل میخوام و تازه اون رو هم که میخوردم سیر نمیشدم و از غدای بچه هام که اضافه میومد اون رو هم میخوردم و یا پیشنهاد دوباره سفارش دادن به همسرم میدادم اما حالا که دوسالی هست در مسیرم چنان تغییر کردم که نه تنها خودم بلکه اطرافیانم هم تعجب  میکن من دو یا سه اسلایس پیتزا میخورم یه پرس برنج برای من و دخترم با هم زیاده و اضافه میاد نصف ران مرغی رو به زور میخورم و یک سوم ساندویچ رو میتونم بخورم و ….. (البته این مقدارها شاید بعضی روزها تغییر کنه برای تفهیم بهتر مطلب  خودم گفتم شاید  بعضی روزها کمتر یا بیشتر بشه خلاصه در این حد هست )کلی،تغییر دیگه تازه با این مقدارها هم خیلی وقتها فشار شکمی رو حس میکنم یعنی باید کمتر بخورم تا جایی که همسرم در این سفر جدید میگفت انگار ما باید دو غدا برای چهار نفرمون سفارش بدیم که خورده بشن چون همیشه  غدا  ها زیاد بودن و اضاف میومدن و اصلا هزینه ای برای مواد خوراکی بین راه  نشد قبلا یه سبد تهییه میکردم پر از تنقلات جورواجور اما حالا حتی یه دونه نخریدم چون گفتم نیاز نیست اگه جایی خواستم راحت میخرم و انصافا میلمون نشد و نخریدیم   قبلا وقتی به رستورانی یا هتل سلف سرویس میرفتیم اینقدر میخوردم تا حالم بد میشد اما حالا خیلی راحت انتخاب میکنم و به اندازه نیازم میخورم پس تمام این تبلیغات  مواد غدایی برای ادمهای چاق هستن که اونها رو تحریک به خوردن کنن و چون افراد جاق  ذهنشون پر از  فرمولهای چاقی هست ناخود اگاه تحریک به خوردن میشن و اما متناسبها اینطور نیستن .

      خدا رو شکر که آگاهم به رفتار غدایی خودم  تقریبا مدتها هست من قبل از اینکه مغزم فرمان خوردن رو صادر کنه من از طریق یکی از کانلها تحریک به خوردن نشدم که دیده باشم و بگم اه این هست پس بزار بخورم و بعد فرمان خوردن بیاد ولی هنوزم جای کار دارم تا بهتر و بهتر بشم و حق انتخاب داشته باشم مثلا در همین سفر چند روزه همسرم چون میدونست من و بچه ها بلال کبابی دوست داریم برامون  تهییه کرد اونم بیشتر از تعداد ما که درست کنه و بخوریم اما من چون دیدم اون  تازگی و نرمی رو ندارن با وحود اینکه بود و زیاد بود من انتخاب کردم فقط همون یه دونه ی خودم رو بخورم و بیشتر نخوردم در حالی که قبلا دو تا سه تا  با هم میخوردم و یا در طول روز میخوردم چون وحشتناک دوست داشتم حالا بود اما من نخوردم و واقعا  انتخابهام تغییر کردن و خودم شگفت زده هستم از این همه تغییرات خودم که هر چقدر بگم بازم کم هست و میدونم  تمام این تغییرات به خاطر کار کردن روی خودم هست که در نهایت جسم منم هماهنگ با  ذهن جدیدم خواهد شد و من جسم جدیدی رو تجربه خواهم کرد .

      من واقعا خودم رو تحسین میکنم و تشویق میکنم که اینقدر عالی در مسیر تغییرم و تناسبم من به زودی جسم جدید ۵۹ کیلویی رو تجربه خواهم کرد چون واقعا میلم به پرخوری کردن نمیکشه و حالم بهتره که منم میتونم متناسب بشم و خودم رو باور دارم که میتونم به وزن دلخواهم برسم .

      من هدایت شده ی خدا هستم پس موفق میشم و به اموزشها عمل میکنم و مراحل  رو گام به گام طی میکنم تا موفق بشم .

      من میخوام لاعری رو در وجودم نهادینه کنم و پرورش بدم تا جوانه های لاغری  در وجود من تنومند بشن و من لدت تناسب اندام  ۵۹ کیلویی رو دوباره بچشم .

      منم جز افرادی بودم که تسلیم شدم در برابر چاقی جسمم  و ناامید شده بودم و با این راه اشنا شدم و اما حالا دارم به نحو احسن از این اموزشها  استفاده میکنم تا به اندام رویایی خودم برسم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ملکه عشق
        ۱۴۰۰/۱۰/۰۵ ۱۸:۴۴
        مدت عضویت: 2081 روز
        امتیاز کاربر: 10813 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 280 کلمه

        سلام و درود هم مسیر و دوست مجازی فوق العاده متعهد و پرانرژی و متناسبم 😍البته من با حقیقت وجود شما همراهم 😉

        دیدگاه شما بسیار پر محتوا و پرمغز بود و من بسیار لذت بردم و آگاهی کسب کردم .درود بر شما با تغییرات عالی که در جهت خلق رویاتون ایجاد کردین و پس از اون همه رنج ورزشها و رژیمها که از خوندن دیدگاههای قبلیتون دستگیرم شد والحق و الانصاف شما یک قهرمانی .

        اینکه هرروز به مامانتون سر می زنید و همنشین افراد چاق هستید و همچنان متعهد به مسیرتون هستید هم قابل ستایشه آفرین💕🌹….

        چقدر خوب تجربه های چاقی و لاغریتون رو به اشتراک گذاشتید اینکه چقدر سفارش غذا و درخواستها تغییر می کنه منم قبل از اینکه این آگاهی های ارزشمند را دریافت کنم درخواست پرس کامل غذا با سالاد و نوشابه و دسر کامل برای خودم داشتم اگر فردی هم یک قاشق به غذام می زد عصبانی می شدم اخمهام می رفت تو هم الآن با خودم میگم چقدر من شکمو بودم😋 ولی اگر کسی می گفت بهم برمی خورد 😡

        البته از نگاه یک فرد متناسب رفتار چاق عجیبه ولی الآن می دونیم که نتیجه فرمانهای مغزی هست که با قدرت و اراده  الهی که در وجودمون جاریست حتما در جایگاه صحیح خود که لاغری و طبیعی بودن هست قرار می گیریم …

        قشنگ احساس می کنم شما با قدمهای محکم و البته اشتیاق دارین در مسیرتون حرکت می کنیدو حتما نتیجه فوق العاده و مسرت بخشی در تمام ابعاد زندگیتون دریافت می کنید الهی آمین 🤲

        بسیار خوشحالم که هم مسیر دوستانی هدفمند هستم که از تجربیات خودشون ما را هم سهیم می کنند …

        همواره در مسیر تغییر کردن و خلق رویاهای خود تندرست و شاد باشید 😊🍃🌸

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار 77mrymdstjrdy@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۸ ۲۲:۲۹
      مدت عضویت: 1826 روز
      امتیاز کاربر: 215 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      به نام خالق زیبایی ها سلام .

      نتیجه مشاهده این چند روز قبل هر چی به خودم افرین میگم که توانستم از کلمه میل ندارم چند بار استفاده کنم اونم با وجود اسرار دیگران و واقعا هم میل نداشتم .

      اما راه های خوردن من : حس بویایی مامانم فسنجون درست کرده بود و من باید همش میزدم و پیاز سرخ میکردم میریختم داخلش انجام همین کار من به شدت گرسنه کرده بود ، بینایی : فسنجون داخل یخچال دیدم وقتی از خفگی یه خورده پایین اومده بودم بعد از کلنجار رفتن با خودم خوردم چند تا قاشق بعدش کنار گذاشتم اما تجربه دقایق پیش در ذهنم مرور میشد این سری رفتم با نان لواش ترد خوردم حتی خالی هم امتحان کردم اما هیچ کدوم از لقمه ها اون لذت دوقاشق اول برام نداشت پس وقتی تنها گشنه هستیم لذت میبره ، هلو جلو چشم بود این چند روز اما واقعا سیر بودم و نمیتوانستم بخورم اما امروز بعد خواب ظهر که پاشدم یه مقدار عصبی بودم به خاطر همین برداشتمش اما شکر خدا مثل قبل یه هلو کامل نتوانستم بخورم و با نصفش سیر شدم .

      امشب خوراک بادمجون درست کرده بودم گفتم که خودم فسنجون خوردم غذای دیروز ظهر بود اما احساس سرما و کردم در بدنم بعد همین که اولین لقمه رو دهنم گزاشتم گرم شدم می دونم این به خاطر تلقین به خودم . خلاصه چهار لقمه هم بادمجون خوردم .

      صبحانه می خواستم خیار و گوجه و پنیر بخورم اما همین که به کره فکر کردم انگار لذت خوردن تجارب قبلی بهم غلبه کرد و رفتم طرفش.

      برادرم نگاه کردم اصلا این طوری نیست تازه امروز کلی پیاده روی کرده بود گفت اول لباس عوض کنم بعد یه چیز بخورم . گفتم فسنجان هست با این که غذای مورد علاقش اما گفت نه خالی نمیشه خورد گفتم نون هست گفت نه صبر میکنم بعد رفت میوه خورد یه ساعت بعد هم با نان داغ و تازه شروع کرد به خوردن شام . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار hassanradin105@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۶ ۱۲:۵۲
      مدت عضویت: 1828 روز
      امتیاز کاربر: 578 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 471 کلمه

      گفتا ز که نالیم ؟ 

               که از ماست که بر ماست! 

      چطور مغز ما با استفاده از فرمولهای ذهنی عادت های ما رو تغییر میدهن؟🤔 

      رفتاری که زیاد تکرار بشه ،میشه عادت و این عادتها کم

      کم فرمولی میشه در ذهن ما که دیگه بدون اینکه ما ناظر اون باشیم اتوماتیک وار انجام میشه. و دیگه ما نمی‌توانیم اون رو کنترل کنیم و خود بخود مغزمون وادارمون می‌کنه که انجامش بدیم. 

      چند روزی هست که رفتار خودم رو زیر نظر دارم و فکر میکنم چه رفتارهای چاق کننده ای دارم و کلاً ناظر رفتارهام هستم .برای این که بهتر بتونم ،نظرات دوستان رو هم مطالعه کردم. 

      دیدم من از اون دسته آدم ها نیستم که وقتی عصبانی میشم زیاد بخورم ، یا وقتی بیرون میریم زیاد تنقلات بخرم . اتفاقا نه خودم و نه بچه هام اهل تنقلات زیاد نیستیم یعنی نذاشتم باشن😁

      ولی همین پسرم هر کی میبینه میگه زیاد تنقلات بهش ندین ،یا حتما زیاد فسفود  میخوره چاق شده .در صورتی که اصلا اینطور نیست خصوصا فسفود شاید سالی ۲، ۳ بار بخوره .

      ولی پس چرا هر دومون چاق هستیم؟🤔😩 

      الآن که دقت میکنم میبینم ما هردومون وقتی میشینیم سر سفره غذامون رو تا آخر میخوریم . من خودم به شخصه از او دسته آدم ها هم نیستم که مدام بگم گشنمه (ولی پسرم مدام میگه) و غذا میخوام، اتفاقاً برعکس تحمل گرسنه گیم خیلی هم زیاده ولی خیلی وقتا پیش میاد با خودم میگم خب  امشب شام من نمی‌خورم ولی به محض اینکه سفره پهن میشه ناخداگاه کشیده میشم طرف سفره و شروع میکنم به غذا خوردن و اونم چی تا آخرین لقمه .

      یا اگه کلوچه یا کیکی خودم برای بچه ها درست کنم با اینکه اصلا گرسنه نیستم ولی تا چشمم بهش میافته باز انگار کسی من و حل میده طرفشون و میگه بخور و من هم که حرف گوش کن بی اراده بر میدارم میخورم . 

      این همون تلاش برای تجربه لذت و احساس خوب از خوردن مواد غذایی است.

      ولی الآن دیگه آگاه تر شدم. باورتون نمیشه وقتی سر سفره میشینیم و غذا میخورم توجه میکنم ببینم کی سیر میشم و دیگه ادامه نمیدم.یا سعی میکنم زیاد تو بشقابم غذا نکشم تا بعد اگه خواستم دوباره بریزم بخورم. و دیگه تا واقعاً گرسنه ام نشده برای عصرونه چیزی نخورم و اگه بخوام بخورم هم سعی میکنم خیلی کم باشه. 

      این روش رو اونقدر می‌خوام ادامه بدم که برام عادت بشه و فرمولی بشه در ذهنم. دیگه نمی‌خوام بدنم رو اذیت کنم. می‌خوام دیگه به معده ام احترام بزارم و بهش توجه کنم که وقتی میگه سیرم دیگه میل ندارم بگم چشم عزیزم هرچی تو بگی .

      شاید هنوز خیلی زود باشه اینو بگم ولی باورتون نمیشه اگه بگم بدون این که فشاری به خودم و رفتار غذاییم و خوردنم آورده باشم احساس میکنم لاغر شدم 🤭 

      بدون این که رژیم گرفته باشم و گفته باشم نه این رو نمی‌خورم چاق میشم.

      وای من خیلی خوشحالم🥰🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6691 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 24 کلمه

        سلام و درود
        کلمه “چاق” در عبارت آخر این نوشته اگه اشتباه نوشته شده بخاطر تمرکز بر چاقی ذهنه که به مرور تغییر خواهد کرد.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۰ ۱۰:۳۷
      مدت عضویت: 1891 روز
      امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 286 کلمه

      سلام
      من خودم تلاش های زیادی کردم همیشه از خودم شاکی بودم عصبانی بودم سرزنش میکردم ک چرا منوموفق نمیشم بی عرضم بی ارادم و فلان
      نمیدونسم ک اینها در ذهن منه من یقه نتیجه جسم گرفته بودم و مدام خودمو پیش خودم کوچیک میکردم ب ناتوانایی هام هر روز اعتراف میکردم
      من الان هم اونقدر با خودم صمیمی نشدم
      من ایمان دارم ک همه چی در دهن منه همه چی باورها و افکار اشتباه منه ک من تو این وضعیت گیر انداخته واقعا خوشحالم ک الان ب اینها اگاهم
      اونقدر با خودم کلنجار رفتم ک از خوردن میترسم اونقدر ی ک از مرگ وحشت نداشتم ک از خوردن ازدیدن دارم
      من فک میکردم تو این شطرنج لاغری شاه خوردن هست ک در نقش یک وزیر ازش مراقبت کنم با سربازهام ک میشن همون محدودیت ها ورزشها رژیم ها در حالی ک باید میفهمیدم ک اون شاه همون ذهن منه و خوردن زیر مجموعه اس فقط منم ک بزرگش کردم
      من خودم از طریق چشم و بو و خاطره بتز۶ی اینا واقعا تحریک میشم
      ولی یک فرد متناسب براش فرقی نداره ک نون خامه باشه کباب باشه میگه من سیرم ولی ما تا اون حالت تهوع و دل درد میریم ولی بازم بگن بخور میخوریم
      من همسرم اصلا شیرینی نمیخوره حالا شاید یکی همیشه میگفتم اخه یعنی چی این جرا تحریک نمیشه از قیافه این
      ولی الان میفهمم چرا
      من اونقدر هیجان زده میشم ک اصلا مجال فک کردن ب خوردم نمیدم عین قحطی زده ها
      من دوس دلرم تعییر کنم اونقدر ک واقعا مثل یک متناسب رفتار تار کنم
      قبلا از خوردم لذت میبردم ولی الان از نخوردن
      هیچ اجباری در کار نیس این خود منم ک تصمیم میگرم کم کم تغییرات شکرفی میشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Jazab
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۹ ۰۰:۱۹
      مدت عضویت: 1844 روز
      امتیاز کاربر: 737 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 669 کلمه

      سلام استاد عزیزم دوستان هم مسیرم 

      وقتی شما استاد حرف میزدید کامل تصویر قبلا خودم در ذهنم نمایان شد و فهمیدم واقعا من خیلی تفاوت رفتاری با یک فرد متناسب داشتم 

      قبلا که چاق بودم فک میکردم این افراد متناسب نمیتونن غذا بخورند یا خودشان زیاد نمیخورند که چاق نشن ولی من چون هرچی گیر بیاد نهه نمیگم چاق هستم و هرکاری میکردم که جلو خوردنم بگیرم کلا از شر چاقی خلاص بشم حاضر بودم تصادف کنم برم کما تا لاغر بشم من چاقی جسمی میدونستم و اصل درکی از ذهن نداشتم و میخواستم زورکی لاغر بشم ولی نمیشد چون که چاقی ذهنی بود ولی من جسم بیچاره فشار میاوردم که باید لاغر بشی و نمیدونستم با این کارم دارم بیشتر در منجلاب چاقی فرو میرم و هرچی تلاش کنم بیشترغرق این چاقی خانمان سوز میشم و به خیال خودم داشتم با چاقی مبارزه میکردم ولی نمیدونستم دارم به چاقی خودم توجه میکنم و بیشتر غرق چاقی میشم و همیشه مینالیدم که چرا من متناسب نمیشم و هرباری خودم واسه دلایلی که واسه چاقی خودم داشتم خودم توجیح میکردم که اره تقصیر تو نیست تو عصبی هستی میخوری چاق میشی ارثی است کم تحرکی است شیرینی زیاد است مال اب نخوردن است و هربار خودم اینجور گول میزدم و قبلا شناختی از ذهن نداشتم که هرچی میکشم از دست ذهنم است 

      من قبلا هردقیقه میخوردم و برام عادت شده بود نمیتونستم چون از مغز دستور میگرفتم که بخور حالا مغز از کی از ذهن و ذهنم من با باورهام با اموزش هایی که داده بودم واسه چاقی پر کرده بودم و دیگه هدفم لاغر شدن که نبود فقط چاق تر نشم ولی ای دل غافل که ذهن کار حرف تصمیم من نداره ذهن هرچیزی رو اموزش ببینه گسترش میده کارش همینه کار نداره تو بخواهی یا نخواهی کار خودش میکنه 

      من با هدایتم به این مسیر فهمیدم شرایط زندگی در هر جنبه ای طبیعی نیست بلکه غیر طبیعی است این من خودم ساختم با ذهنم اگه طبیعی بود باید همه دخترا مث من بوده اند طبیعت وجود من شادی ثروت تناسب اندام ارامش کسب کار عالی ازدواج عالی رفاه سلامتی است وقتی اینها ندارم یعنی خودم ذهن رها کردم به حال خودش شیطانم بیکار نمونده هرچی افکار باور منفی وارد ذهنم کرده و من کنترلی نداشتم بر ذهنم و این شد شرایط ام حالا اگه میخوام تغییر کنم باید ذهنم باورهام تغییر بدم تا تصویر ذهنی من عوض بشه و در نهایت شرایط من تغییر کنه 

      با هدایتم به این مسیر با اینکه کمتر پرخوری میکنم کمتر تحریک میشم واسه خوردن ولی یدف هایی پیش میاد مخصوصا وقتی در جمع هستم یا مهمانی باز همان رفتار قبلا رو تکرار میکنم و از روی عادت از پنج دهانم استفاده میکنم و وقتی این اتفاق رخ میده که من باز کنترلی بر ذهنم ندارم یا در مسیرم سهل انگاری کردم شیطان منتڟره یک ذره توقف کنی از مسیر صحیح خارجت کنه و باز تو اون وضعیت نگهت داره تا اذیت بشی و این کار شیطان است 

      باید ادامه بدیم هر روز در مسیر باشیم ذهن کنترل کنیم تمرین انجام بدیم عمل کنیم تا به تناسب اندام برسیم واسه همیشه اگه الان لاغر نیستیم چون مسیر اشتباه رفتیم 

      باید باور کنیم که هیچ تفاوتی ذهن من که چاق با داداشم که لاغر است نداره ذهن برای همه انسان ها یکی است طبیعت وجود همه انسان ها یکی هست شادی سلامتی ازادی در خوردن در انتخاب لباس در ورزش کردن ازدواج موفق تناسب اندام این واسه همه هست فقط اگه ما نداریم بعضی ها دارند چون ما خودمان با باورها مخرب محدود کننده با اموزش ها اشتباه از نعمت ها خود درو شدیم و نداریم الان اون طبیعت وجود خودمان رو و افراد متناسب ذهن خودشان رو دست کاری نکردند و متناسب هستند همیشه این قانون است در همه جنبه ها یکی هست 

      باید نگاه کنی به چی توجه میکنی همان برات رخ میده این قانون جهان هستی هست 

      من تعهد میدم از این لحظه به بعد نظارت کنم بر رفتار خودم هنگام خوردن ببینم روی واکنش و عادت ها قبلا است یا واقعا گرسنه هستم و در حد نیازم بخورم همین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shimatajedin@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۸ ۰۸:۴۴
      مدت عضویت: 1839 روز
      امتیاز کاربر: 6441 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 76 کلمه

      من واقعا بعد از گوش دادن این فایل فهمیدم خیلی زیاد حتی همش از پنج دهان دیگم استفاده میکنم.

      مثلا همین شب قبل یکی از دوستان در مورد یه مدل پختن مرغ جدید برام گفت که درست کرده و خیلی خوشمزه بوده و منم درستش کردم و برای درست کردنش خیلی اشتیاق داشتم و خوب چون خوشمزه شد بیشترم خوردم و موارد دیگه که تو فایل گفته شد را دارم را به وضوح دیدم منم کامل دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shimatajedin@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۸ ۰۸:۴۲
      مدت عضویت: 1839 روز
      امتیاز کاربر: 6441 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      من واقعا بعد از گوش دادن این فایل فهمیدم خیلی زیاد از حتی همش از پنج دهان دیگم استفاده میکنم.

      مثلا همین شب قبل یکی از دوستان در مورد یه مدل پختن مرغ جدید برام گفت که درست کرده و خیلی خوشمزه بوده و منم درستش کردم و برای درست کردنش خیلی اشتیاق داشتم و خوب چون خوشمزه شد بیشترم خوردم و موارد دیگه که تو فایل گفته شد را دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار hediyemomeni83@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۵ ۱۹:۱۰
      مدت عضویت: 1839 روز
      امتیاز کاربر: 500 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 45 کلمه

      سلام و خسته نباشید

      من به شخصه خیلی به شیرینی جات علاقه دارم و چیز هایی مثل کیک ،کلوچه ،شیرینی رو که می بینم انگار  باید هر جور شده بخورم 

      و اگر عکس یا اسمش رو هم ببینم و بشنوم دیگه صد در صد به سمتش میرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم