0

دلیل چاق شدن من (قسمت پنجم)

دلیل چاق شدن من
اندازه متن

وقتی چاق بودم، فقط دو حالت رو می‌شناختم: سیر یا خفه. اصلاً نمی‌دونستم گرسنگی واقعی چه حسیه. اگه بعد از ناهار به حالت خفگی نمی‌رسیدم، به مادرم اعتراض می‌کردم که «غذا کم بود، سیر نشدم». سال‌ها بعد فهمیدم دلیل چاق شدن من نه شکمم بود و نه غذاهای مادرم؛ دلیلش باوری بود که از بچگی در ذهنم ساخته شده بود.

این نوشته جلسه پنجم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه چهارم (عادت‌های چاق‌کننده) دیدیم که عادت‌ها از باورها ساخته می‌شن. امیدوارم جلسه‌های قبل رو چند بار دیده باشی. چون هر بار که تکرارشون می‌کنی و به زندگی خودت فکر می‌کنی، مانع‌های متناسب شدن رو بهتر پیدا می‌کنی. در این جلسه می‌خوام از مهم‌ترین موضوع چاقی صحبت کنم: باور کردن چاقی.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🧠 مهم‌ترین دلیل چاق شدن: باور کردن چاقی

وقتی کسی باور کنه که چاق شدن براش طبیعیه، ذهنش فرمول‌هایی می‌سازه و بر اساس همون فرمول‌ها رفتارها و عادت‌هایی در اون ایجاد می‌کنه که به سمت چاقی می‌برنش. این کار اصلاً به تصمیم اون آدم ربطی نداره. همه‌اش ناخودآگاهه.

خیلی ساده‌ترش اینه که همین ذهنی که توانایی چاق کردن ما رو داشته، توانایی متناسب کردن ما رو هم داره. فقط باید همون‌طور که برای چاقی ازش استفاده کردیم، برای لاغری هم ازش استفاده کنیم. ولی اول باید بفهمیم این باور از کجا و چطور در ذهن ما شکل گرفته.

🛤️ چهار مسیری که آدم‌ها رو به چاقی رسونده

از نوشته‌ها و پیام‌های اعضای سایت، می‌شه آدم‌هایی رو که اضافه وزن دارن در چند گروه دید. مسیر هر گروه با بقیه فرق داره، ولی نتیجه یکیه: باور کردن اینکه چاق شدن طبیعیه.

۱. کسانی که از بچگی چاق بودن

من خودم از این گروهم. تا جایی که یادمه، حتی قبل از مدرسه، اضافه وزن داشتم و عکس‌های بچگیم هم همین رو نشون می‌ده. برای ما چاق شدن مثل یاد گرفتن زبان مادری بود. همون‌طور که حرف زدن و راه رفتن رو یاد گرفتیم، خیلی ساده چاق شدن رو هم یاد گرفتیم.

بچه رفتار پدر و مادرش رو می‌بینه و یاد می‌گیره. حتی اگه فقط یکی از والدین اضافه وزن داشته باشه، نقش زیادی در یاد گرفتن چاقی داره. گاهی هم پدر و مادر متناسبن، ولی مادر دوست داره بچه‌اش تپل باشه. چون خیلی از مادرها، مخصوصاً در گذشته، تپل بودن بچه رو نشونه‌ی مادر لایق بودن می‌دونستن. مادر من هم از همین مادرها بود.

ما بچه‌ها هم با دیدن رفتار پدر و مادر و شنیدن جمله‌هایی مثل «چاقی در خانواده‌ی ما ارثیه» یا «همه‌مون چاقیم و هر کاری کنیم چاق می‌مونیم»، باور کردیم که چاق شدنمون طبیعیه.

باور کردن چاقی دلیل چاق شدن

۲. لاغرهایی که خواستن کمی تپل بشن

گروه دیگه کسانی هستن که تا یه سنی خیلی لاغر بودن، طوری که گاهی مسخره‌شون می‌کردن. خیلی‌هاشون که برای مشاوره پیش من میان، می‌گن «ما فقط می‌خواستیم یه کم پرتر بشیم تا خوش‌لباس‌تر باشیم و بقیه هم خوششون بیاد». برای همین خودشون رو به پرخوری وادار کردن یا دارو خوردن.

مشکل اینجاست که هیچ‌کدومشون عدد مشخصی تعیین نکرده بودن. یعنی نگفته بودن «می‌خوام ۴ کیلو اضافه کنم». فقط می‌خواستن چاق‌تر بشن. وقتی ذهن فرمول چاق‌تر شدن رو ساخت، دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشه. امروز خیلی از همین آدم‌ها ۳۰ یا ۴۰ کیلو اضافه وزن دارن و از این بابت خیلی ناراحتن.

بنابراین اگه فکر می‌کنی خیلی لاغری و فقط به خاطر حرف مردم می‌خوای تپل بشی، در حالی که خودت با وضعیتت مشکلی نداری، اصرار نکن ذهنت رو در مسیر چاق شدن بذاری. وقتی این اتفاق بیفته، مهار کردنش ساده نیست.

۳. وقتی پزشک گفت «این دارو چاقت می‌کنه»

کسی به خاطر یه مشکل پیش پزشک می‌ره و پزشک دارویی تجویز می‌کنه و می‌گه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه و چاقت می‌کنه». چون همه‌ی ما به پزشک‌ها اعتماد داریم، همین یه جمله شاید به اندازه‌ی یک سال تکرار یه جمله در ذهن ما اثر بذاره.

از همون روز اون آدم، با اینکه نگرانه، در ذهنش منتظره که چاق بشه. چون با خودش می‌گه «دکتر گفته و من هم دارم قرص رو می‌خورم». کم‌کم رفتارهای غذاییش عوض می‌شه و اضافه وزن پیدا می‌کنه. جالبه که خیلی‌هاشون وقتی پیش من میان، دو ساله دارو رو کنار گذاشتن ولی هنوز چاقن. می‌گن «اون قرص تأثیرش رو گذاشته». در حالی که قرص نبود که اثر گذاشت؛ این خودشون بودن که با باور کردن اون جمله، فرمول چاقی رو در ذهنشون ساختن.

۴. اضافه وزن بعد از بارداری

خیلی از خانم‌ها تا قبل از بارداری اندام متناسبی دارن. ولی وقتی باردار می‌شن، چون تجربه‌ای ندارن، به حرف بزرگ‌ترها گوش می‌دن. هر کسی که چند بار بارداری رو تجربه کرده، یه توصیه می‌کنه: «این رو بخور تا بچه قوی بشه»، «این‌ها رو با هم قاطی کن و بخور تا بچه سالم باشه».

در این گروه، روند برعکسه. یعنی خودشون با بیشتر خوردن، اضافه کردن وعده‌ها و خوردن چیزهایی که قبلاً نمی‌خوردن، فرمول‌های ذهنیشون رو دستی عوض می‌کنن. چون این کار شش هفت ماه ادامه داره، این شکل غذا خوردن برای ذهنشون عادی می‌شه. بعد از زایمان هم خیلی‌ها باور دارن هر چی بیشتر بخورن، شیرشون بیشتر می‌شه. این باور اشتباه هم باعث می‌شه باز بیشتر بخورن.

من که از بچگی کم‌کم و گرم‌به‌گرم چاق شدم، فرصت داشتم خودم رو با چاقی تنظیم کنم. وقتی در نوجوانی حس کردم سنگین‌تر شدم، دیگه با بچه‌ها در کوچه نمی‌دویدم چون زود خسته می‌شدم. استخر نمی‌رفتم چون خجالت می‌کشیدم لباسم رو دربیارم. ولی کسی که در شش هفت ماه ۲۰ یا ۳۰ کیلو اضافه می‌کنه، اصلاً آمادگیش رو نداره. یهو هیچ‌کدوم از لباس‌هاش اندازه‌اش نیست و حال روحیش هم خیلی بد می‌شه.

۴- ازدواج، بلوغ و باورهای دیگه

من وقتی ۱۲ یا ۱۳ سالم بود، زیاد می‌شنیدم که «آدم وقتی ازدواج کنه، چاق‌تر می‌شه». پسر عموهام رو هم می‌دیدم که بعد از ازدواج چاق‌تر شده بود. این حرف و این نمونه اصلاً به من ربطی نداشت، چون هنوز سن ازدواجم نبود. ولی ذهنم همه‌ی این‌ها رو به‌عنوان مدرک ثبت کرد. بنابراین وقتی آدم ازدواج می‌کنه، این فرمولِ از قبل ساخته‌شده فعال می‌شه و رفتار غذاییش کم‌کم تغییر می‌کنه.

باور «بلوغ در دخترها باعث چاقی می‌شه» هم همین‌طور عمل می‌کنه. هیچ‌کدوم از این باورها دلیل علمی ندارن، ولی وقتی بارها شنیده بشن، ذهن باورشون می‌کنه.

📈 ذهن همیشه دنبال «بیشتره»

یکی از ویژگی‌های ذهن ما اینه که همیشه دنبال بیشتر شدنه. کسی که درس خوندن رو دوست داره، می‌خواد ادامه بده. کسی که کسب‌وکارش رو دوست داره، می‌خواد گسترشش بده. کسی که به یه هنر علاقه داره، می‌خواد در اون پیشرفت کنه.

مشکل اینجاست که برای ذهن فرقی نمی‌کنه چیزی که یاد گرفتیم به نفعمونه یا به ضررمون. بنابراین وقتی چاقی رو یاد گرفتیم، ذهن هر روز تلاش می‌کنه کمی بیشترش کنه. یعنی یه ذره چاق‌تر، باز یه ذره چاق‌تر.

دلیل چاق شدن

🧭 مغز فرمانده‌ی خوردن ماست

همه‌ی کارهای بدن ما زیر کنترل مغزه؛ نفس کشیدن، پلک زدن، ضربان قلب و گردش خون. رفتار غذایی ما هم همین‌طوره. خیلی‌ها فکر می‌کنن معده‌شون باعث چاقیشونه و می‌گن «معده‌ام گشاده». بعضی‌ها هم می‌گن «بدنم شیرینی می‌کشه». ولی بدن به‌تنهایی هیچ فرمانی صادر نمی‌کنه. تا وقتی اول در ذهنم تصمیم نگیرم، دستم حتی تکون نمی‌خوره.

بدن آدم‌ها از نظر نیاز به انرژی هم تقریباً فرقی با هم نداره. ورزشکارها با اینکه خیلی فعالیت می‌کنن، این‌طور نیست که خیلی بیشتر از ما غذا بخورن. ولی من وقتی چاق بودم، کافی بود یه روز چند صد متر پیاده‌روی کنم تا حس کنم «امروز خیلی فعالیت کردم و انرژی زیادی از دست دادم». بعد اون روز بیشتر غذا می‌خوردم. این‌ها همه فرمول‌های اشتباه ذهن من بود.

چرا آدم‌های لاغر وزنشون رو از قبل می‌دونن؟

اگه از یه آدم چاق بپرسن «شش ماه دیگه چند کیلو هستی؟»، معمولاً نمی‌تونه با اطمینان بگه همین وزنی که الان داره. ولی خیلی از آدم‌های متناسب رو دیدم که می‌گن «سی ساله هر وقت می‌رم روی ترازو، ۶۴ کیلو هستم».

دلیلش اینه که رفتار غذایی یه آدم متناسب مثل نفس کشیدن و ضربان قلبش خودکاره. ولی رفتار غذایی یه آدم چاق با بقیه‌ی رفتارهای بدنش فرق داره. چون خوردن تنها کاریه که در انتخابش آزادیم. خداوند ما رو در انتخاب غذا آزاد آفریده و برای همین فرمول‌های خوردن قابل تغییرن. هر بار هم که بر اساس یه فرمول عمل می‌کنیم، اون فرمول پررنگ‌تر می‌شه.

🖼️ تصویر ذهنی چاق و جنگ با رژیم

وقتی باور می‌کنیم چاق شدن برای ما طبیعیه، یه تصویر چاق از خودمون در ذهنمون شکل می‌گیره. مغز هم بر اساس همین تصویرها فرمول می‌سازه و فرمان می‌ده. ما فقط اجراکننده‌ی این فرمان‌ها هستیم.

به همین دلیل وقتی با رژیم سخت وزن کم می‌کردم، مطمئن بودم دوباره چاق می‌شم. چون تصویر ذهنیم با فشار به بدن عوض نشده بود. وقتی رژیم می‌گیری، داری با فرمان مغزت مقابله می‌کنی. مغز می‌گه بخور و تو که همیشه اطاعت کرده بودی، حالا نمی‌خوای فرمان رو اجرا کنی. این نافرمانی باعث درگیری ذهنی و عصبی شدن می‌شه و در این درگیری همیشه ذهن برنده است.

یادمه یه بار در برنامه‌ی رژیمم نوشته بودن «۶ قاشق برنج». من قاشق رو از ته دیس پر می‌کردم و آروم بالا می‌آوردم تا روی قاشق یه کوه برنج درست بشه. شش قاشق برمی‌داشتم، ولی اندازه‌ی دوازده قاشق! این یعنی ذهنم داشت فرمان خودش رو اجرا می‌کرد و من فقط ظاهر برنامه رو رعایت می‌کردم.

سیری و خفگی

😮‍💨 من فقط سیری و خفگی رو می‌شناختم

آدم‌های متناسب دو حالت رو می‌شناسن: گرسنگی و سیری. ولی من دو حالت دیگه رو می‌شناختم: سیری و خفگی. یعنی جایی که اون‌ها دست از خوردن می‌کشیدن، تازه شروع من بود. من فکر می‌کردم اون فشاری که در شکمم حس می‌کنم یعنی سیر شدن. بنابراین فرمول ذهن من این شده بود: «خوردن تا وقتی ادامه داره که به حالت خفگی برسم».

ساعت یک یا دو ظهر به حالت خفگی می‌رسیدم و چون سنگین می‌شدم، می‌خوابیدم. ساعت چهار و نیم بیدار می‌شدم و مادرم عصرها همیشه چایی با کلوچه‌های محلی که خودش خیلی خوب درست می‌کرد آماده می‌کرد. چون از حالت خفگی یه کم پایین‌تر اومده بودم، دوباره می‌خوردم. صادقانه بگم، سهم زیادی از چاقی من به خاطر همین کلوچه‌های عصر بود.

خیلی‌ها می‌گن «اشتهای من زیاده». ولی اشتها کجای بدنه؟ ما معده داریم و می‌دونیم کارش چیه. غده‌هایی داریم که آنزیم ترشح می‌کنن. ولی هیچ غده‌ای به اسم غده‌ی اشتها نداریم. اشتها فقط یه فرمول ذهنیه. ما چون پرخوری می‌کنیم فکر می‌کنیم اشتهامون زیاده. در حالی که اشتهامون زیاد نیست؛ فرمول چاق شدنمون قویه.

قدرت باور لاغری

🌳 اول ریشه رو پیدا کن

تا وقتی ریشه‌ی یه مشکل رو پیدا نکنیم، نمی‌تونیم برای همیشه حلش کنیم. اگه میوه‌های یه درخت آفت زده باشن، هر چقدر به میوه‌ها سم بزنی یا میوه‌ها رو بکنی، میوه‌ی بعدی هم آفت می‌زنه. باید سراغ ریشه رفت. چاقی هم همین‌طوره.

بنابراین در تمرین این جلسه باید بفهمی از چه زمانی و چرا اضافه وزن پیدا کردی. وقتی دلیل واقعی رو پیدا کنی، از سردرگمی و توجیه‌هایی مثل ارث و سوخت‌وساز بیرون میای. می‌فهمی داستان چاقی خودت چیه. بعد وقتی برای حلش اقدام کنی، حس توانایی در تو شکل می‌گیره و باور می‌کنی که واقعاً می‌شه متناسب شد.

📝 تمرین مهم: پیدا کردن دلیل چاق شدن خودت

🌟 مرحله اول: از کی و چرا اضافه وزن پیدا کردی؟

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • جزو کدوم گروهی؟ از بچگی چاق بودی، یا از یه زمانی به بعد چاق شدی؟
  • اگه از بچگی چاق بودی: عادت‌های غذاییت شبیه کیه؟ پدر؟ مادر؟ چقدر شبیه اون‌ها غذا می‌خوری؟
  • اگه از یه زمانی به بعد چاق شدی: اون زمان چه اتفاقی افتاد؟ پزشکی چیزی بهت گفت؟ ازدواج کردی؟ باردار شدی؟ یا جمله‌ای رو از دیگران شنیدی و باورش کردی؟
  • بر اساس این باور، چه عادت‌هایی در تو شکل گرفت؟

مثلاً: «من از بچگی اضافه وزن داشتم و رفتار غذاییم شبیه مادرمه.» یا «بعد از مصرف یه دارو و حرفی که پزشک زد، باور کردم چاق شدنم طبیعیه و کم‌کم به این وضعیت رسیدم.»


🌟 مرحله دوم: سیری یا خفگی؟

  • بعد از غذا واقعاً حس سیری داری یا حس سنگینی و خفگی؟
  • به نظرت نشونه‌های واقعی سیر بودن چیه؟
  • نشونه‌های خفگی و پرخوری چیه؟

✏️ صادقانه بنویس الان در چه وضعیتی هستی.

توصیه اکید: بعد از دیدن فایل آموزشی قسمت پنجم، این ویدیو را تماشا کنید.

در جلسه بعد (قسمت ششم: پرخوری عصبی چیست) می‌بینیم ذهن چطور فرمول‌ها رو گسترش می‌ده و این فرمول‌ها چطور عادت‌های پرخوری رو در ما می‌سازن.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. مهم‌ترین دلیل چاق شدن چیه؟

باور کردن چاقی. وقتی باور کنیم چاق شدن برای ما طبیعیه، ذهن فرمول‌هایی می‌سازه که رفتار و عادت‌های ما رو به سمت چاقی می‌بره، بدون اینکه خودمون تصمیمی گرفته باشیم.

۲. چرا بعد از قطع دارو هنوز چاقم؟

چون دارو نبود که اثر گذاشت؛ جمله‌ای که درباره‌ی چاق کردن دارو شنیدی و باورش کردی، فرمول چاقی رو در ذهنت ساخت. این فرمول با قطع دارو از بین نمی‌ره و باید در ذهن تغییر کنه.

۳. چرا بعد از بارداری چاق می‌شیم؟

چون در دوران بارداری با توصیه‌ی دیگران بیشتر و متنوع‌تر غذا می‌خوریم و بعد از زایمان هم فکر می‌کنیم غذای بیشتر یعنی شیر بیشتر. این رفتارها در چند ماه برای ذهن عادی می‌شن و بعد از بارداری هم ادامه پیدا می‌کنن.

۴. چرا باید بفهمم از کی چاق شدم؟

چون تا ریشه‌ی یه مشکل رو پیدا نکنی، نمی‌تونی برای همیشه حلش کنی. وقتی بدونی چاقیت از کجا شروع شده، از توجیه‌ها بیرون میای و می‌دونی باید کدوم باور رو تغییر بدی.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.02 از 265 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11431
306 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار saberizahra80
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۵ ۱۱:۵۴
      مدت عضویت: 2512 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,014 کلمه

      سلام🙂

      اول که میخوام تشکر کنم به خاطر اون فایل اول که امید و انگیزه مضاعف میده برای ادامه دادن و خاطر نشان میکنه تمام کسایی که به این مرحله رسیدن همون مشتاقان لاغری هستن و همون کسانی هستن که به خودباوری رسیدن و دیگه به هم خداوند و هم به خودشون و هم به این روش ایمان دارن و با تعهد دارن ادامه میده و اینها همون کسایی هستن که چه بخوان و چه نخوان لاغر میشن و در زمره شگفتی سازان قرار میگیرن😊

      وقتی نوشته های ابتدای فایل رو خوندم دیدم تمام دلایلی که شما عنوان کرده بود برای چاق شدن رو من قبلا همه رو داشتم و همه اینها دلایل چاق شدن من بودن و جالبه که بگم از زمان آشنایی من با این سایت در بسیاری از آدمهای اطرافم و حتی در مراجعین این باورها رو میبینم و بیشتر درک میکنم این حرف شما که میگین چاقی زبان مشترک بین ما است همین دیشب یه خانومی که در حال مصرفداردهای اعصاب هستن اضافه وزنشون رو داروهای اعصاب میدونستن و گفتن که در عرض بیست روز مانتویی که برای دوخت برده بودن و الان رفتن پرو کرده تنگ شده و خیاط با تعجب ازشون پرسیده بود که در عرض ۲۰ روز چاق تر شدی اونم گفته بود نمیدونم والا …‌ خلاصه یه جورایی این درسها برام مرور شد که اضافه وزن گرم به گرم و خیلی آرام بر ما اضافه میشه و وقتی ذهن ما چاقی رو بپذیره تمایل به گسترش اون داره بطوریکه میتونه در بیست روز لباس رو برای جسمت تنگ کنه….واقعا عجیب و شگفت آوره اینهمه توانایی و قدرت ذهن😮

      من از جمله کسایی بودم که کودکی لاغر بودم و بعد از بلوغ اضافه وزن پیدا کردم که البته اونم خیلی زیاد نبود و تا قبل از بارداری من ۶۲،۳بودم

      و در واقع اضافه ها در دوران بارداری اتفاق افتاد و من دقیق یادمه که حتی در همون ماههای اول من چاقیم شروع شد و این روند در ۹ ماه تا ۲۰،۲۵ کیلو اضافه وزن رسید و من هم بچه ای با وزن ۲۶۰۰ رو به دنیا آوردم و این اضافه ها با من موند و خیلی آروم آروم ۱۰،۱۲ کیلوش کم شد 

      در صورتیکه همزمان با من یکی از همکلاسیهام که حامله بود اتفاقا در ماههای اول به خاطر ویار شدید حدود ۴،۵ کیلو کم کرد و تازه بعد از ماه ۴ شروع به افزایش وزن کرد😬

      انقدر اضافه وزن من روندش سریع و افزایشی بود که در ماه ۴ به خاطر فشار خون بالا که دکترم گفت به خاطر وزن هست متخصص تغذیه مراجعه کردم و ایشون عم گفت که ما در دوران بارداری رژیم خاصی نداریم فقط پیاده روی کن و…. وبا اینجال یه برنامه خیلی ملو و ضعیف غذایی برام نوشت که من بگی نگی اجرا کردم و اون ماه اضافه نکردم و مامانم وقتی اینو فهمید ناراحت شد و گفت که بچه ات ضعیف میشه و کم جون میشه و….وخلاصه ما برنامه رو رها کردیم و پرخوری و چاق شدن و حتی فشار خون ۱۴/۹هم برام عادی شد …چون باور کرده بودم که من باردار برای بچم هم شده باید بیشتر بخورم عادی بود که چون پسر باردارم میلم به شیرینی بیشتره و چون باردارم هر چی هوس کردم باید بخورم و منم که فقط شیرینی جات هوس میکردم قشنگ یادمه با همین رفتارهای دستکاری شده کم کم صبحها از زور گرسنگی ۶ صبح دیگه خوابم نمیبرد و حتما صبحانه هم یا باید تخم مرغ میخورم یا خامه عسل چون با نون پنیر سیر نمیشدم یا زود گرسنه میشدم با همین صبحانه طرفای ۱۰ صبح دوباره دل ضعفه و گرسنگی و بوفه بیمارستان و یه شیر کاکائو بزرک با کیک صبحانه میخوردم ۱۲ و۱۲ونیم دوباره گرسنه بودم و یه بشقاب به قول شما تپه ای برنج میخوردم عصر بستنی سالار و…..همینطور پرخوری و اضافه وزن

      .در کتابهای ما علت افسردکی بعد از زایمان رو جدا شدن کودک از مادر بعد از ۹ ماه با هم بودن عنوان کردن و الان من این حرف شما رو هم کاملا قبول دارم که اینهمه اضافه وزن اونم در مدت کم هم یکی از دلایل افسردگی هست من خودم چاق شده بودم بعد ارز زایمان هم چاق مونده بودم در دوران شیردهی هم وزنم خوب کم نمیشد مانتوها و لباسهام تیره و با طرحهای ساده شده بودن از دیدن خودم درآینه بدم می اومد از پوشیدن لباسهای گشاد و زشت بدم می اومد از اینکه بچه باعث شده بود از درس و دانشگاه عقب بیوفتم ناراحت بودم توجه همسر و خانواده خودم و بقیه هم که فقط به بچه تازه متولد شده بود و حتی به خاطر شیر نداشتن و تپل نبودن بچه هم سرزنش میشدم و همه اینها باعث شده بود اون محبت رو به فرزندم نداشته باشم و مثل بقیه مادرا دوسش نداشته باشم و همین هم باعث عذاب وجدان من شده بود…..

      خدایی که چه دوران ناراحتی بود….افسردگی همینه دیگه ….

      الان دیگه میدونم که من چاقی رو یاد گرفتم مثل هر مهارت دیگه ای و با دیدن رفتارهای اطرافیانم و شنیده های اونا فرمولها در من شکل گرفتن و وقتی شاهد مثالش رو هم میدیدم بیشتر باور میکردم این فرمولها رو ووقتی خودم در اون شرایط قرار گرفتن اون فرمولها کار خودشون رو کردن و من رو به چاقی رسوندن 

      من بارها و بارها شنیده بودم که زن باردار باید به اندازه ۲ نفر غذا بخوره یا زن باردار هر چی هوسش شد باید براش تهیه کنن،یا زنی که پسر حامله اس بدنش شیرینی و گرمی رو میکشه،برای داشتن بچه سالم و تپل باید حسابی بخوری …..

      اطرافیانم رو هم دیده بودم که وقتی باردار میشدن چاق نیشدن که اینها هم شاهد مثالهای من بودن

      همین شد که من در دوران بارداری اینهمه چاق شدم با اینکه در کتابهامون خونده بودم که اضافه وزن طبیعی همون ۷،۸کیلو هست ولی اطلاعات پزشکی اینجا کاره ای نبود باورهای من کار خودشونو انجام میدادن….؛)

      خوب ذهنی که تونسته من رو چاق کنه میتونه من رو هم لاغر کنه چون قابلیت یادگیری داره و اطلاعات و آگاهی لاغر شدن هم از این سایت در اختیارشه پس فقط باید تکرار بشه تا شبکه سیناپسی قوی بشه و ذهن لاغر تشکیل بشه که کاملا ناخودآگاه رفتارهایی رو انجام بده و عادتهایی شکل بگیره که جسم رو متناسب میکنه و متناسب نگه میداره

      🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۲ ۱۰:۲۴
      مدت عضویت: 2218 روز
      امتیاز کاربر: 13888 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 287 کلمه

      بنام خدا 

      . سالها باورکردم که من سرنوشت  حتمی من  چاقیه. و حتما شماهم شنیدین که آدمابه خودشون. میگن که سرنوشت یعنی  چیزیکه نمیشه دوباره نوشت وازاین دست. حرف ها  باورهایی که به من ثابت میکردند که من باید به این دلایل چاق بمونم  تااخرعمر  مثل چاقی ماژنتیکیه  وباوراینکه من غصه میخورم وناراحتم بایدغذابخورم همیشه دلایل بود برای خوردن و همین دلایل هم باعث می‌شد که من چاق  بشم مثل دوره ی بلوغ باورهایی که باعث می‌شد من اسیر چاقی بشم ودرچاقی خودم غرق بشم باورکردم که من چاق هستم ومشکل دارم هرچقدرازچاقی فرار میکردم بیشتراسیرمیشدم من پذیرفته بودم وقتی باخودم مواجه شد و که چقدرچاق شدم بعداز مدتی همه ی شورونشاط واقعی من رفت باورهایی که به من اثبات میکردکه من حقمه چاق باشم وتااخرعمرم چاق بمونم  چاقی من به دلیل باورکردن چاقی وتکرارعادتهای چاقی ومسولیت پذیرنبودن  خودم دربرابر خودم   بود چاقی من به خاطر عادت‌هایی  بودکه خودم به عادت‌های چاق کننده  اضافه میکردم و درنهایت برای آروم کردن خودم  خودموتوجیه  می‌کردم که به این دلایل هست که من چاقم ولی واقعیت این بود که من به تصویرهای ذهنی خودم هم به نحواحسن عمل میکردم  هرچه به ذهنم رسید می‌خریدم ویامیخوردم  واین دربارداری بیشترشدومن بیشترین اضافه میکردم دربعدازازدواح هم به همین شکل قصه قصه ی رژیم و خوردن یا نخوردن چه غذاوچه فعالیتی نبودقصه  ی چاق شدن به ذهن برمیگرده وچیزهاییکه مدام در ذهن مرورمیشه  پس برای لاغری مسولیت بروزرسانی اطلاعات ذهن درموردچاقی ولاغری بازهم به عهده‌ی خودمه که الان می‌دونم چراچاق شدم و دوم مسول خودم  هستم سوم روشهای فیزیکی کارساز نیست برای لاغری روشی که بااحساس من منطبق نباشه پذیرفته نمیشه وچهارم اینکه مسول عادت‌هاورفتارهام خودم هستم واونیکه باورهاروتاییدمیکنه به صورت کاملاً واضح تجربه می‌کنه من هستم.پس بایدمسولیت کامل خودم روبه عهده بگیرم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۶ ۱۲:۲۷
      مدت عضویت: 1940 روز
      امتیاز کاربر: 7597 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,259 کلمه

      سلام به استاد عزیز ودوستان سایت💖💖🌹🌹

      لاغری باذهن قسمت پنجم

       موضوع :دلایل چاق شدن من

      جلسه امروز در مورد مهمترین موضوع در مورد چاق شدنه افراده، و  اون باور کردنه چاقیه، پذیرش چاقیه

       با توجه به موضوع که امروز مطرح میشه، شما به وضوح متوجه میشی که  چرا ذهن شما نقش اصلی رو در چاق شدن شما داره بازی میکنه. و به این نتیجه خواهید رسید که مطمئن ترین روش برای لاغری، به روش لاغری با ذهنه🥳

       چرا که همین ذهنی که توانایی چاق کردن شما رو داره، مطمئنا توانایی متناسب کردن شما رو هم داره.🌹 اگر که همونطور که برای چاقی ازش استفاده کردید، برای لاغری هم ازش استفاده کنید.

       موضوع باور چاقی یعنی چی؟؟ باورکردن چاقی به چه شکلی افراد رو به سمت چاق شدن هدایت میکنه؟؟🤔🤔 

       افرادی که اضافه وزن دارن به چند دسته تقسیم میشن دسته‌ای از آنها از کودکی اضافه وزن دارن و برای آنها به آسونی و به راحتی در اونها شکل گرفته، و مغزآنها چاق شدن رو یاد گرفته، همانطور که مغز آنها صحبت کردن رو یاد گرفته همانطور که راه رفتن رو یاد گرفته، همین طور هم به همین سادگی چاق شدن رو یاد گرفته🥴 و اینها از بچگی باور کردن که اضافه وزن و چاق شدنشون طبیعیه،

       در ذهن اینها این موضوع به چه شکل نقش بسته ؟؟ما وقتی کودک هستیم خیلی راحت تر رفتار پدر و مادرمون رو میبینیم همونجور که صحبت کردن رو از آنها یاد می‌گیریم و خیلی از عادت های دیگه رو هم از آنها یاد میگیریم، چاق شدن رو هم از آنها یاد مگیریم. حتی اگر یکی از والدین اضافه وزن داشته باشه، این نقش بسیار مهمی در یادگیری چاق شدن برای فرزندان داره. پس از افرادی که از بچگی اضافه وزن دارن خیلی راحت با دیدن رفتار پدر و مادر باور کردن که، چاق شدن طبیعیه😬

       با شنیدن حرف هایی که درباره چاقی زده شده، این که چاقی ارثیه، همه چاقیم، هر کاری کنیم بازم ما چاق خواهیم بود، اینها حرف‌های است که از اطرافیان شنیدن و وقتی باور می کنن که چاق شدن طبیعیه، اونوقته که ذهن اونها فرمولهای رو میسازه و بر اساس این فرمولها رفتارهایی رو در اونها ایجاد می کنه که به سمت چاقی هدایت میشن و اصلاً هم به تصمیم آنها ارتباطی نداره و همش نا خوداگاه چاق شدن رو یاد گرفتن، 

      ذهنشون یادگرفته، مغزشون باور کرده که طبیعیه چاق باشن بنابراین فرمولهای رو شکل می‌ده که بر اساس آن فرمولها، دستورات رفتار و عادت های آنها صادر میشه و آنها یواش یواش عادت های افراد چاق رو در خودشان ایجاد می‌کنن و با تکرارشون تشدید می‌کنن و دچار اضافه وزن میشن😧

       دسته دیگه اون هایی هستن که به واسطه حرف دیگران دچار اضافه وزن شدن، آنهایی که تا یک سنی لاغر بودن و مورد تمسخر دیگران قرار می‌گرفتن، خودشون از این وضعیت ناراحت بودن و خیلی تلاش کردند که چاق بشن، نه چاقی زیاد، فقط اینکه یکم بدنشون پر تر بشه.

       و سعی این افراد برای چاق شدن، حالا از طریق این که به اجبار خودشون رو به  پرخوری وادار می‌کنن در صورتی که کار خوشایند شون هم نیست، اما چون این کار رو تکرار می کنن دارو مصرف می‌کنن، و دنبال روشی هستن که بتونن چاق بشن، بالاخره ذهن‌ اونها میپذیره درخواست اونها رو برای چاق شدن، و مغز اونها قبول میکنه که این افراد باید چاق بشن، اما مشکل اینجاست که وقتی روند چاق شدن شروع میشه، دیگه نمیتونن کنترل کنن،

       همه این افراد موقعی که تصمیم گرفتن و خواستن که چاق تر بشن ،عددی رو مشخص نکردن و نگفتن من می خوام ۴ کیلو چاق بشم، فقط میخواستن چاق تر بشن ،پر تر بشن،

       و وقتی مغز ما فرمول هایی رو برای چاق تر شدن ایجاد میکنه و رفتارها بر اساس اون فرمولها شکل میگیره، دیگه اینکه تا کی اون افراد این ها رو تکرار کنن،دیگه مشخص نیست و خیلی از آنها که زمانی از لاغری رنج می‌بردن و خواستن اضافه وزن پیدا کنن، یا کمی تپل بشن، الان با اضافه وزن های سی،چهل کیلویی روبه‌رو شدن و خیلی هم ناراحتن، دست دیگه اون هایی هستند که به واسطه مصرف داروها اضافه وزن شان شروع میشه، طرف یه مشکلی براش پیش میاد به پزشکی مراجعه میکنه ،داروی براش تجویز میشه و پزشک تاکید میکنه که مراقب اضافه وزن باش، این دارو مشکلی که داره اینه که باعث چاقی میشه و اشتها رو زیاد میکنه، به دلیل اینکه فرد به پزشک اعتماد داره، این حرف پزشک شاید به اندازه‌ای که فرد خودش بخواد یک سال تلاش کنه که جمله ای رو در مغزش نهادینه کنه، تاثیر میذاره و این فرد باور میکنه که چون قرص مصرف میکنه پس طبیعیه که چاق بشه و از همون روز مغز شروع میکنه به ساخت فرمولهایی که فرد رو  دچار اضافه وزن کنه. چون که فرد منتظره 

      درسته یکم نگرانه، که میگه نکنه من چاق بشم، اما چون دارو رو مجبوره مصرف کنه ،در پس این مصرف دارو، در ذهنش منتظره که اضافه وزن پیدا کنه و می گه چون قرص مصرف می کنم طبیعیه که چاق بشم و متاسفانه این افراد هم یواش یواش رفتارها و عادت های غذایی اونها عوض میشه و بعد از مدتی دچار اضافه وزن میشن و بعد از مدتها که قرص رو مصرف نمی‌کنن، دیگه نمیتونن به حالت قبل برگردن،

       نه اینکه قرص تاثیرش  روروی فرد گذاشته باشه، این فرد بوده که روی مغز خودش تاثیر گذاشته،  فرمول ها ساخته شده و الان مغز داره با اون فرمول ها کار می کنه و فرمول ها ایجاد شده ،نه اینکه قرص این تاثیر رو گذاشته، خود فرد به واسطه اینکه قرص مصرف می‌کرد، برای ذهنش، برای مغزش طبیعی شد چاق شدن 🥺

      یک سری از افراد بعد از دوران بارداری دچار اضافه وزن میشن چون تا قبل از بارداری در اندام مناسبی هستن، وزنشون عالیه اما به واسطه بارداری و چون تجربه بارداری ندارن و شروع می‌کنن به گوش دادن به حرف بزرگترها و هر کسی براش تجویز انجام میده و تجربیات خودش رو میگه، که من این چیزها رو خوردم ،به خاطر اینکه بچه قوی بشه و سالم به دنیا بیاد و کلی دستورالعمل های غذایی، که به افراد باردار میدن و آنها هم یواش یواش مصرف می کنن و خودشون به صورت دستی، فرمولهای ذهنشون رو عوض می کنن،

       در سایر افراد اول ذهن آماده میشه برای چاقی، یعنی باور میکنه و شروع میکنه به چاق شدن، در افرادی که به واسطه بارداری چاق میشن، شرایط متفاوته، اونها خودشون شروع می‌کنن به بیشتر خوردن غذا و وعده‌ها رو بیشتر می‌کنن ترکیبات رو بیشتر می‌کنن و تنوع هایی ایجاد می‌کنن چیزهایی که تا حالا نخوردن رو می‌خورن

       خودشون برای مغزشون فرمول های جدید ایجاد می‌کنن که من دوست دارم به این شکل غذا مصرف کنم و بعد دیگه برای مغز اونها عادی میشه به این شکل رفتار کردن، و فرمولهای رفتاریشون میشه،🤨 و خیلی ها باورشون اینه، میزان غذایی که مصرف می کنن، تاثیر داره در میزان شیردهی اونها، در صورتی که باور اشتباهیه و خیلی هم خطرناکه، چون هرچقدر فرد بیشتر غذا مصرف میکنه، میبینه خیلی هم در میزان شیردهی تاثیری نداره، اما هی فکر میکنه که غذاش کمه و سعی میکنه با بیشتر خوردن این کمبود رو جبران کنه، که نتایج بدی در اضافه وزن به وجود میاره🧐

       یکی از خصوصیات ذهن ما اینه که، همیشه به دنبال بیشتر شدنه، شما در هر جنبه از زندگیتون ذهنتون به دنبال بیشتر شدنه، افرادی که تحصیل کردن رو دوست دارن، همیشه دوست دارن که ادامه بدن. برای ذهن ما فرقی نمیکنه که این چیزی که شما یاد گرفتید به نفعتونه یا به ضرر تون.🥺

       وقتی شما چاقی رو هم یاد می گیرید، هموار ذهنتون تلاش میکنه که یک ذره چاقی بیشتر، و متاسفانه این اشتیاق ذهن ما برای گسترش دادن موضوعات در مورد چاقی، باعث مشکلات فراوانی برای ما میشه، چطور این مغز داره این کار رو انجام میده؟؟؟ تمام فعالیت‌های بدنی ما تحت کنترل مغز ماست. نفس کشیدن، پلک زدن ،ضربان قلب، گردش خون همه اینها داره توسط مغز ما کنترل میشه ،بنابراین رفتار غذایی ما هم تحت کنترل مغز ماست. این تصور اشتباهیه که خیلی از افرادی که اضافه وزن دارن، فکر می‌کنن مثلاً معده آنها باعث میشه که چاق بشن.

       مثلاً یکی میگه معدم گشاده، باعث میشه زیاد بخورم. بعضی ها میگن بدنم میکشه، گرایش دارم به شیرینی. اینها همه تصورات اشتباهه. جسم ما به خودی خود هیچ نقشی در فرمان صادر کردن برای انجام یک حرکتی نداره، یعنی دستم را تا زمانی که اول بهش فکر نکنم، و درسته که این فرآیند اینقدر سریع که ما نمیتونیم بینش فاصله بیندازیم، 

      که ببینیم یا حس کنیم، که چطور اتفاق می افته که من تصمیم بگیرم دستم رو بلند کنم. چطور این فرمان به دست من صادر میشه و دست من بلند میشه. و همین مغز هم داره رفتار افراد رو کنترل می کنه، رفتار غذایی افراد رو کنترل میکنه دلیل اینکه یک فرد متناسب، رفتار غذایش درسته، ولی فرد چاق رفتار غذایی اشتباه داره، هیجان زده ست، پرخوری می کنه، اینها به خاطر تفاوت در فرمان های مغزیه، و گرنه جسم اونها که با هم تفاوتی نداره، جسم اونها از لحاظ میزان نیاز مصرف انرژی با هم تفاوتی نداره، اگر هم داشته باشه، خیلی جزئیه.

       افراد چاق وقتی کمی فعالیتشون از حالت عادی بیشتر میشه با غذای زیاد جبران می‌کن و تصورشون اینه که خیلی انرژی از دست دادن، اینها همه فرمولهای اشتباه مغز ماست.، که در نهایت رفتار غذایی ما رو به وجود میاره و رفتار غذایی ما که همون عادت های ماست، در نهایت جسم ما رو شکل میده ارتباط بسیار تنگاتنگی بین ذهن و جسم وجود داره، هر چیزی رو شما باور کردی، در جسمت اون رو میبینی، همه افرادی که اضافه وزن دارن، براشون طبیعیه چاق تر شدن،🧐

       فرد متناسب رفتار غذایش مثل سایر رفتارهای بدنش، مثل نفس کشیدن، مثل ضربان قلبشه، ولی یک فرد چاق نه،

       رفتار غذایش متفاوته با سایر رفتارهای بدنش، چون فرمول های مغزی ما برای خیلی از فعالیت‌ها، غیرقابل تغییره،

       مثل تنفس کردن، اما فرمول های مغزی، درباره خوردن دست ماست، میشه تغییرش داد. چرا میشه تغییرش داد؟؟؟🤔 چون ما در انتخاب مواد غذایی آزاد هستیم ،وقتی در انتخاب غذا آزاد باشی باید خودت بتونی فرمولها ر، اجرا کنی، باید خودت اقدام کنی، بنابراین با اقدام کردن‌ها، ما فرمول سازی هامون هم، انجام میشه.

       یعنی فرمولهایی که ساخته میشه، با اقدام کردن ما تایید میشه و پررنگ میشه. ما خودمون عامل به واقعیت رسوندن تصویرهای ذهنیمون هستیم. وقتی که ما باور می‌کنیم که طبیعیه چاق بشیم، یکسری تصویرهای  چاق از خودمون در ذهنمون شکل میگیره.

       یعنی همه افرادی که یک روزی متناسبن، ولی دوست دارن چاق بشن، یا دارو می خورن و بهشون گفته میشه چاق کننده است و هر چیزی که به اونها میگه که شما چاق میشی و براش طبیعی میشه،🤨

       بلافاصله تصویری از خودش به صورت چاق تر، در ذهن اون شکل می گیره و مغز ما بر اساس تصویرهای ذهنی ما عمل میکنه و فرمول سازی میکنه، اما وقتی رژیم های سختی می گیریم و مقداری از وزنمون رو کم می‌کنیم، یه جورایی مطمئن بودیم که بازم چاق میشیم 🥺

      چرا همه این تجربه رو داریم؟؟؟🤔 به خاطر اینکه تصویرها که عوض نمیشن ،با فشارهای جسمی تصویر ها هنوز سر جاش هستن، و مغز ما بر اساس این تصویرها داره کار میکنه بنابراین مغز ما میاد بر اساس تصویر، فرمان صادر میکنه و ما اجرا کننده هستیم، ما اجرا کننده فرمان های مغزیمون هستیم و به راحتی چاق میشیم

       و زمانهایی که از رژیم و هر روشی، شما میخوای استفاده کنی برای لاغری و میای دستکاری می‌کنی و مقابله می‌کنی با فرمان های مغزی، یعنی مغزت، داره فرمان میده این مقدار غذا بخور و شما روی برنامه غذایی میبینی نوشته ۷ قاشق غذا چرا اعصابمون خراب میشد؟؟

       چون مغز فرمان میده بخور، تو برخلاف همیشه، که همیشه اطاعت می کردی و فرمان رو اجرا می کردی، الان نمی خوای فرمان رو اجرا کنی ،

      ونافرمانی از مغز باعث ایجاد درگیری ذهنی میشه و همیشه هم ذهن ما پیروز میشه همیشه ما شکست می‌خوریم. چون این تداخل به وجود می‌آید.

       فرمول به این شکل عمل میکنه:: افرادی که اضافه وزن دارن یا در حالت خفگی بودن، یا سیری 

      وصلا چیزی به اسم گرسنگی رو تجربه نمی‌کنن، در افراد متناسب  آنها گرسنگی رو دارن با سیری، و ما یک پله از متناسب ها بالاتریم،

       یعنی پله استپ اونها، پله شروع ماست. و همین باعث چاقی میشه و همیشه فکر می‌کنن حالت خفگی یعنی سیر شدن و فشاری که در معده به وجود میاد، یعنی سیر شدن و چون مغز فرمان خوردن رو میده و شروع می کنیم به خوردن، و زمانی که فشار به شکم ومعده بیاد، یا حالت خفگی پیدا کنیم، دست می کشیم از خوردن.🥴

       پس جواب فرمول در مغز میشه، اقدام به خوردن، مساوی است با حالت خفگی. هیچ چیزی غیر از فرمول نیست. خیلی ها میگن اشتهام زیاده، اشتهاه یعنی چی؟ و کجاست؟

       مایک کلیه داریم، میدونیم کارش چیه، معده داریم میدونیم کارش چیه، غده هایی هستن که یکسری آنزیم ترشح میکنن غده اشتها کجاست؟؟🤔 که اشتها رو تعیین میکنه؟؟

       اشتها فقط یک فرمول ذهنیه که مغز ما بر اساس اون، میاد دستور میده به خوردن، و ما چون پرخوری می کنیم، فکر می کنیم اشتهامون زیاده.

       اشتهامون زیاد نیست، فرمول ما برای چاق شدن زیاده، و ما بر اساس فرمول عمل می‌کنیم که چاق میشیم، بنابراین خیلی مهمه که ببینید چرا اضافه وزن پیدا کردید؟ دلیلش رو پیدا کنید، که چه زمانی اضافه وزن پیدا کردید، تمرین این جلسه اینه که، پیدا کن که بر اساس پذیرش اضافه وزن، چه عادت هایی در شما شکل گرفته؟؟ ببینید از چه زمانی اضافه وزن گرفتید؟؟ آیا پزشکی به شما چیزی گفت، به خاطر شنیده‌هات از دیگران بود؟؟ ببین از چه زمانی اضافه وزنت شروع شده و بعد فرمول هاش رو پیدا کن،

       هدف از انجام این تمرین اینه که به این نتیجه برسیم که منشاء کجاست؟ ریشه از کجا شکل گرفته؟ که بتوانیم برطرف کنیم .وگرنه نمیتونیم.

       ما تا مسئله ای رو نتونیم ریشه یابی کنیم، که نمیتونیم برای همیشه حلش کنیم. باید ریشه شناسایی بشه و ترمیم شروع بشه

      💖💖💖💖💖💖💖🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۰ ۱۷:۲۷
      مدت عضویت: 2561 روز
      امتیاز کاربر: 10160 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,436 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام خدمت استاد عزیز و همراهان عزیزم  در این مسیر 

      با تکرار کردن و تامل کردن در مورد مطالب گفته شده ما موانع متناسب شدن رو شناسایی کرده و برطرف میکنیم و  و فرمولسازی برای تناسب   میکنیم   تا کفه ی ترازوی تناسب رو سنگین تر کنیم.

      پذیرش چاقی باعث چاق تر شدن شما میشه .

      همین ذهنی که توانایی چاق تر شدن  شما  رو داره توانایی متناسب شدن شما رو هم داره 

      موضوع باور چاقی به  چه شکل هست ؟

      افرادی که اضافه وزن دارن به  چند دسته تقسیم میشن :یک دسته اقرادی هستن که از طفولیت اضافه وزن داشتن و خیلی کارشون برای یاد گیری چاقی  راحت تر بوده مثل یادگیری زبان مادری از کودکی معز ما ارام و راحت چاقی رو یاد گرفته مثل یاد گرفتن راه رفتن و حرف زدن چاقی رو هم راحت یاد گرفتن و چاقی براشون طبیعی هست و تا زمانی که این افراد کودک هستن چاقی رو از  والدین یاد میگیرین و یا بعضیا هستن والدینشون متناسب هستن و اما  چون چاقی  رو در فرزندشون دوست داشتن و میخواستن که  فرزند تپل داشته باشن و فکر میکنن چاق بودن فرزند نشان از لیاقت اون فرد هست .و اون افراد فکر میکنن چاقی ارثی هست و باور میکنن چاق شدن طبیعی هست پس فرمولهایی شکل میگیره که بر اساس اونها دستورهایی صادر میشه که باعث اضافه وزن میشن و یک دسته افراد هستن که به واسطه ی حرف دیگران دچار اضافه وزن شدن یعنی همیشه لاغر بودن و بقیه اونها رو تمسخر میکردن و دوست داشتن یه مقدار وزنشون پر تر بشه که دیگران هم خوششون بیاد  وقتی نگاهشون میکنن و یا وقتی  لباسی میپوشن قشنگتر بشن در اون لباس .

      بلخره ذهن اونها میپذیره که این افراد باید چاق بشن و اما زمانی که این روند شروع بشه کنترلش سخت هست و دیگه این افراد دچار اضافه وزن میشن پس افراد خیلی لاغر که دیگران بهشون میگن خیلی لاغر هستین  ولی  خودشون با خودشون مشکلی ندارن خواهشا  اصرار به چاق شدن نکنید که خطرناک هست .

      بعضیا هستن که به خاطر داروها چاق شدن و میره پیش پزشک و پزشک دارویی میده و میگه این دارو اضافه وزن میاره مواظب باش و چون ما پزشک رو خیلی قبول داریم حرفهای ااون پزشک  خیلی در فرد تاثیر میزاره  و در مغز فرد فرمولهایی ایجاد  میشه که اون رو چاق کنه چون منتظر چاقی هست  چون پزشک گفته و طبیعی هست که چاق  بشیم و جالبه بعد از مدتی که قرص رو مصرف  نمیکنم  دیگه اون فرد عوض نمیشه چون فرمولهای ذهنیش  تغییر کرده .بعضی از خانمها به خاطر بارداری دچار اضافه وزن میشن چون کلی دستور العمل دارن که خیلی زیاد بخورن که بچه ی با بنیه قوی به دنیا بیارن و مراحل رشدش به خوبی صورت بگیره و یولش یواش خودشون شروع میکنن به بیشتر خوردن غذاها و دیگه برای مغز اونها عادی میشه  چاق شدن  و یا اینکه به اونها گفته میشه زیاد بخورید که شیر بیشتری داشته باشید و اونها خیلی بیشتر میخورن ولی هیچ تاثیری در شیر نداره و فقط اضافه وزن بیشتری  به بار میاره و برای همین بعد از زایمان این خانمها دچار  افسردگی میشن چون آماده این همه اضافه وزن نیستن  و در عرض ۶ ماه  این همه چاقی بهش تحمیل شده و دیگه این خانم نمیتونه خوب لباس بپوشه و یا  رنگ شاد و یا مدل دلخواه  بپوشه،و …. و فرد غمگین و افسرده میشه و این اتفاق بیشتر در ایران میفته و فرد دچار خیلی  از مشکلات  میشه یکی از خصوصیت ذهن ما به دنبال بیشتر کردن هست .مثلا اون فردی که تحصیل رو دوست داره همیشه دوست داره بیشترش کنه و یا اگر هنری رو دوست داری دوست داری اون رو گسترش بدی و اگر چاقی رو دوست داری ذهن همیشه میگه یکم چاقی بیشتر   یکم چاقی بیشتر .

      بعصیا میگن معده ی من گشاده و یا بدن من  شیرینی رو میکشه اما اینها همه تصورات غلطه جسم ما به خودی خود هیچ نقشی  برای انجام هیچ حرکتی نداره مثلا برای بلند کردن دستمون جسم ما هیچ کاره هست و فرمان اون از مغز ما میاد و همین داره رفتار افراد رو کنترل میکنه  پس اگر فردی مرتب در حال خوردن هست  و پرخوری میکنه به خاطر فرمانهای مغزی هست و تفاوت لاغر و چاقها در ذهن اونها هست و گرنه جسم اونها  که تفاوتی  با هم نداره و از لحاط میزان انرژی خیلی با هم تفاوت نداره حالا شاید با ورزشکاران یه تفاوت جزیی باشهولی زیاد نیست  و اما  کافیه فردی کمی پیاده روی کنه بلافاصله تصور میکنه انرژی از دست داده و گرسنه هست و بیشتر میخوره و این فرمولهای غلط عادتهای ما رو تشکیل میده و در نهایت جسم ما رو تشکیل میده .

      ارتباط تنگاتنگی بین ذهن و جسم ما وجود داره .

      اگر  در دوران چاقی از من سوال  میکردن  چند سال بعد چند کیلو هستی نمیدونستم چی بگم  ولی ا فرد لاعر سالها هست در وزن ثابتی هستن  چون خوردن اونها مثل نفس کشیدن و ضربان قلبشون هست و اتوماتیک هست و اما فرد چاق نه اینطور نیست  چون فرمولهای مغزی ما برای خیلی از دستورها رو  نمیشه تغییر داد و ثابت هستن  مثل ضربان قلب و … و اما فرمولهای ذهنی ما در خوردن تغییر میکنه چون انتخاب خوردن دست خودمون هست وقتی در انتخاب غدا ازاد هستی باید خودت اقدام کنی و فرمولسازی ها هم انجام میشه و پرررنگ میشه ما خودمون  عامل به واقعیت رسوندن تصویرهای ذهنی هستیم وقتی ما خودمو ن باور کنیم  طبیعی که چاق بشیم و تصاویر چاقی از خودمون داریم چون دارو میخوریم و برامون طبیعی میشه بلافاصله تصویری از خودمون به عنوان چاقی در ذهن ما شکل میگیره و هر وقت  من لاغر شدم با ورزش سنگین و رژیم خودم باور داشتم دوباره چاق میشم چون تصویرهای ذهنی من تغییر نکرده  بود و من اجرا کننده ی فرمانهای مغزی هستم . مثلا مغزت فرمان میده به این مقدار غدا بخور ولی ر ژیمت گفته نه ۷ قاشق برنج بخور و این تصاد باعث اعصاب خوردی و ناراحتی شما میشه و این نافرمانی باعث درگیری میشه و ذهن ما همیشه پیروز میشه و ما  شکست میخوریم .

       چاقها همیشه یا در حالت خفگی هستن و یا سیری یعنی اگر از خفگی کمی میومدن  پایین احساس نیاز به غدا میکردن اما متناسبها یا سیر هستن یا گرسنه پس همیشه چاقها یک پله بالاترن از متناسبها همیشه در حالت خفگی یا سییری هستن در واقع پله ی استپ اونها پله ی شروع ما هست و اگر عدا کم باشه اونها اعتراص میکنن که چرا من سیر نشدم یعنی احساس خفکی نکردم پس در ذهن من سیری مساوی هست با خفگی و من خودم این فرمول رو به ذهنم دادم  و چون زیاد میخوریم سریع هم میخوابیم و از خواب که پا میشدم باید سریع چایی با کلوچه و شیرینی و … بخورم و اینها همه فرمول هست بعضیا میگن اشتهام زیاده نه اصلا چیزی به نام اشتها نداریم ما  یک کلیه داریم  و یا یک غده داریم  و انزیم داریم که کارش رو بلدیم اما همچین اندامی  در بدن به نام اشتها در بدن نداریم و فقط فرمول ذهنی برای خوردن داریم 

      دلیل اصافه وزنت رو پیدا کن ببین از کحا چاق شدی ؟؟و بر اساس،پدیرش چاقی چه عادتهایی دررشما شکل گرفت و اگر از یک زمانی به بعد چاق شدی ببین چی شد پزشکی چیزی گفت و … و اینها همه باور هستن و دلیل علمی ندارن مثلا بارها شنیدیم بعد از ازدواج آدم چاق میشه و اینها همه میشه تصویر ذهنی و یا خیلیا میگن من از سن بلوع چاق شدم و یا من از زایمان به بعد چاق شدم و یا من بعد از تجویز فلان دارو چلق شدم وووو چون پذیرفتم چاقی حق من هست و در واقع میخواستم ریشه و منبع چاقی رو کشف کنیم تا مشکل رو از ریشه حل کنیم و اگر درختی افت داره هر جقدر به میوه ها سم  برنیم فایده نداره باید به ریشه سم بزنیم و افت رو بکشیم .

      پس ما میخواهیم ریشه یابی کنیم  و مشکل رو حل کنیم 

       با انجام این تمرینات من احساس توانایی میکنم  که میشه  مشکل رو حل کرد .

      برداشت من از فایل :

      چاقی و لاغری هیچ علتی ندارن مگر علت ذهنی در واقع هر فرد چاق ،  چاقی رو به خاطر یک سری از  دلایل پدیرفته و براش طبیعی  هست که چاق بشه و  چاق میشه و اما هر کس که  چاقی رو نپدیرفت و براش لاغری طبیعی بود لاعر میشه و اگر بپذیریم در ذهن ما اول  تصاویر  چاقی ایجاد میشه و بعد  فرمولهایی ایجاد میشه و عادتهایی دررما شکل میگیره  که  جسم ما رو چاق میکنه  پس  متوجه میشیم این جسم ما رابطه ی تنگاتنگی با ذهن ما داره  بستگی داره داخل ذهن ما چه تصاویر و چه فرمولها و  یا چه باورها ی هست به همون نسبت جسم ما تغییر میکنه و من خودم یادم میاد تا قبل از ازدواج بسیار لاعر بودم و اما چون خواهر بزرگترم  که بسیار هم لاغر بود دوسالی زودتر از خودم ازدواج کرد و همسر ایشون هم بسیار لاغر بودن در زمان ازدواج و اما بعد از ازدواج هر دوی ایشون  بسیار چاق شدن  طوری که اذیت بودن و خواهرم با کلی ورزش،و رژیم تو نست خودش رو دوباره  لاغر کنه اما همسرشون همچنان چاق هستن و  چون بارها هم من شنیده بودم افراد بعد از ازدواج چاق میشن  و نمونه  هم دیده بودم و علاوه بر اون بارها از زبان خانواده همسرم شنیده بودم که من در دوران مجردی لاعر بودم و بعد از ازدواج چاق شدم و عکسهای اونها رو دیده بودم  و خیلیا ی دیگه رو هم دیده بودم باور کردم که بعد از چاقی آدم چاق میشه و انصافا هم خودم  بعد از ازدواج با زیاد خوردن شروع به چاق شدن کردم و بسیار هم تشویق شدم که چقدر زیباتر شدی و اوایلش برام خوشایند بود تا دیگه به مشکل خریدن لباس  بر خوردم و دیدم واقعا دارم از اون سبک پوشش دلخواهم و اون نوع لباس پوشیدن و اون سبکی و و اون اندام دلخواهم  دارم دور میشم تصمیم به رژیم و ورز ش با هم برای لاعری گرفتم  و خوب هم وزن کم کردم و اما ماندگار نبود  .

      و اما کمی بعد از ازدواج باردار شدم که بازم خواهرم و اطرافیان رو و خانواده همسرم رو دیده بودم که در بارداری بسیار چاق میشدن و زیاد میخوردن منم دقیقا در هر دوبارداری کلی اضافه وزن شدید  در حد ۳۰ کیلو و چاقی اندام شدید پیدا کردم طوری که بعد از زایمان دومم اصلا حالم خوب نبود و خیلی غصه میخوردم و تا مدتها در حد یک سال  شب و روز من با شکم بند سفت که شکمم رو نبینم به سر میبردم و فکر میکردم چاره ای هست که شکمم کمتر بشه و سایزم حمع بشه طوری که  از اون همه بستن شکم بند حساسیت میزدم  اما هرگز درش نمیاوردم و از روی لباس میبستم به خودم و این دفعه برای لاعری خودم  مراجعه کردم به کارشناس تغذیه و از اون درخواست رژیم کردم که خیلی زودتر لاغر بشم و انصافا هم لاغر شدم و به وزن ۵۹ کیلو رسیدم اما ماندگار نبود .

      و بعد دراخرای رژیمم که در وزن ۵۹ کیلو بودم به خاطر مشکلاتی آزمایش دادم و متوجه شدم مشکل تیرویید و هورمونی دارم و اونجا بود که چند پزشک با هم به من گفتن که مصرف این داروها و این مشکل تو رو چاق میکنه و دچار اضافه وزن میکنه و من دیگه من  به جای لاغری و متناسب بودن بر عکس هر ماه داشتم وزن اصافه میکردم و میترسیدم از چاقی بیشتر و اطرافیان من میگفتن طبیعی چون تو این دو مشکل رو  با هم داری  که تو رو چاق میکنه پس دیگه خودت رو ادیت نکن و بپدیر ولی من هیچ وقت چاقی خودم رو چاق  نپدیرفتم و میخواستم باها چاقی  بجنگم و نزارم چاق بشم و کلی تلاش،میکردم و سراغ ورزشهای سنگین تر و رژیم های سخت تر رفتم اما مقطعی بازم کم میشد و دوباره بر میگشتم و این اواخر که به سختی کم میشد و یا اصلا  به اندازه تلاشم کم نمیشد و نتیجه نمیگرفتم و بسیار ناراحت بودم .

      پس باورهای غلطم برای چاقی که طبیعی چاق بشم  این بود :

      چون ازدواج کردم 

      چون باردار شدم 

      چون شیر میدم 

      چون کم کاری تیرویید دارم 

      چون مشکل هورمونی دارم 

      چون غدای چرب و سرخ شده و نون و برنج و شیرینی میخورم 

      چون فعالیت ندارم 

      چون سوخت و سازم پایین هست 

      چون استخوان بندیم درشته 

      چون اشتهام زیاده 

      چون …

      و اما حالا خوب میدانیم اینها میتونه چاقی رو برای من بدیهی کنن ولی نمیتونن طبیعی کنن و اینها دلیل برای توجیه پرخوری خودم بودن و گرنه چاقی برای جسم ما هیچ وقت طبیعی نیست و همیشه به عنوان یه مشکل هست و جسم ما دوست داره از چاقی به سمت للغری حرکت کنه و اون رو از بین ببره . 

       پس من در گذشته  کلی دلیل داشتم برای چاقیم و همیشه برای اینکه کمک خودم کنم که کمی از چاقی فاصله بگیریم ورزش سنگین میکردم و رزیم سخت میگرفتم که شاید از شر چاقی بیشتر رها بشم و حاقل  در وزنی که بودم دیگه ثایت بمونم اما هیچ وقت این اتفاق نیفتاد و شاهد افزایش وزن بودم چون طبق این روش ترس از چاقی و تفرت از چاقی داشتم و چاقی رو در خودم بسیار قوی میدیم که بر من علبه کرده و کاری از دست من بر نمیاد و در کل داشتم  همیشه به چاقی توجه میکردم و با حسرت به متناسبها نگاه میکردم و همیشه فکر میکردم بدن من و متناسب با هم از بدو خلقت یه فرقی داره که اونها هر چی دلشون بخواد میتونن بخورن و اما  ما  اینطور نیستیم و اما حالا میدونم فقط تفاوت یه فرد چاق و یه فرد لاغر در ذهن اونها هست نه در هیچ چیز  دیگه مثل جسم و انرزی و .. و هر دو مثل هم خلق شدن فقط در لاعرها خوردن هم مثل سایر فعالیتاشون اتوماتیک و درست هست اما در چاقها خوردن به صورت دستی انجام میشه و به درستی به این نیاز پاسخ نمیدیم و باعث ایجاد چربی در بدن ما میشه .

      و خیلی قشنگ گفتن استاد در چاقها فقط خفگی هست و سیری اما در لاعرها سیری هست و گرسنگی که این تفاوت کم چیزی نیست . 

      و تمام دلایل بالا رو من  خیلی وقته که دیگه  رد میکنم و  بعد از مدتها در سایت بودن هیچ دلیلی برای چاقی جسمم ندارم و خودم و فقط خودم و فقط خودم رو خالق جسمم میدونم و هیچ مواد غذایی و قرص،و دارو و هیچ ورزشی و هیچ چیز دیگه رو در  چاقی و لاغری بدنم دخیل نمیدونم و اگر هنوز به اندام ایده الم نرسیدم چون ذهنم کامل لاغر نشده و اگر تا حالا تونستم مقدار زیادی لاغر بشم چون ذهنم تا حدود زیادی تغییر کرده و لاعر شده که به مراتب با آموزشها و تکرار اونها ذهنم لاعری رو به بهتر یاد میگیره و من رو در بهترین حالت جسمی خودم قرار میده .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار shahrbanou1346
        ۱۴۰۰/۰۵/۰۶ ۰۱:۰۴
        مدت عضویت: 2301 روز
        امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 650 کلمه

           سلام فروغ جان ،

        وقتت بخیر و شادی ،

        مثل همیشه نوشته ات عالی بود خیلی لذت بردم  من می خوام‌از قسمتی از متنی که نوشتی یه میانبر بزنم  به چگونه لاغر شدن با قدرت ذهن.

        متن شما 👇

        پس باورهای غلطم برای چاقی که طبیعی چاق بشم  این بود :

        چون ازدواج کردم 

        چون باردار شدم 

        چون شیر میدم 

        چون کم کاری تیرویید دارم 

        چون مشکل هورمونی دارم 

        چون غدای چرب و سرخ شده و نون و برنج و شیرینی میخورم 

        چون فعالیت ندارم 

        چون سوخت و سازم پایین هست 

        چون استخوان بندیم درشته 

        چون اشتهام زیاده 

        چون …

        و اما حالا خوب میدانیم اینها میتونه چاقی رو برای من بدیهی کنن ولی نمیتونن طبیعی کنن .

        نتیجه گیری :

        ما در حال حاضر چاقیم و بخوبی هم‌ می تونیم دلایلشو  ردیف کنیم و بگیم. چون تجربه اش کردیم .قبل از این آگاهی ها هم می دونستیم چرا چاقیم و چی باعث شد چاق بشیم ولی طبق آموزه های اشتباه  ،واسه درمان تمام   چاقی ها از هر نوعی و با هر علتی  ،نسخه کم خوری و تحرک می نوشتن .دکترهامون  ناشی و نابلد بودن .

        وقتی به بیمارشون می گفتن شما به دلیل کم کاری تیروییدت اضافه وزن گرفتی راه حلش نخوری و زجر و شکنجه نبود ولی همین راهو  می ذاشتن جلو پای مریز .

        از طرفی بیمار ،به دلیل حرف پزشک ،‌چاقی رو واسه خودش طبیعی و بدیهی می کرد .بعدم می خواست با کم خوری و‌گشنگی کشیدن و تحرک و ورزش اجباری جبران‌مافات کنه  .که اینا  هر دو یک بیمار نا آگاهتر از خودشونو به سمت دره چاقی سوق می داد .

        حالا من می خوام از جملاتی که گفتی  یه چندتا جمله برای لاغری از توش استخراج کنم :

        قبل از بیان جملاتم ،این نکته ارو هم  عرض کنم‌که‌ما هنوز لاغر نشدیم و تجربه اش نکردیم‌ که بگیم  من لاغر شدم به این دلیل به اون دلیل  الان فقط می تونیم جمله ارو با    ما لاغر میشیم  شروع کنیم :

        من لاغر میشم چون یک‌جسم‌لاغر داشتن کاملا طبیعیه روح و جسم و ذهن منه .

        من لاغر میشم چون عاشقشم .

        من لاغر میشم چون خدا دوست داره بندگانش لاغر و چابک و سالم و شاد باشن .

        من لاغر میشم چون خواستن توانستن است .

        من‌لاغر میشم چون با هدایت خداوند به اینجا آورده شدم .

        من لاغر میشم چون بهاشو پرداختم  و همچنان در حال پرداخت بهای اون به شکل استمراری هستم.

        من‌لاغر میشم چون از جان و دلم می خوام که  متناسب و لاغر بشم .

        من لاغر میشم چون دکتر روان شناسم جناب عطار روشن  با همین‌روش براحتی ۴۰ کیلو کم کرده .

        من لاغر میشم چون ذهنم در حال متناسب و لاغر شدنه .

        من لاغر میشم چون شبانه روز دارم به ذهنم متناسب شدن از یک روش کاملا جدید رو یاد می دم .

        من لاغر میشم چون با اتفاق افتادن موارد بالا  خیلی بدیهی و طبیعیه که این اتفاق بیفته و اصلا خارج از انتظار نیست و نمی تونه باشه.

        من لاغر میشم چون دارم باور می کنم باقدرت ذهن میشه لاغر شد .

        من لاغر میشم چون خدا اینو برام می خواد که منو در این‌مسیر قرار داد.

        من لاغر میشم چون کسی که با قاطعیت تصمیم گرفته لاغر بشه و داره به وظیفه اش که خوندن و دیدن و گوش کردن و نوشتن و تلاش برای عمل کردن رو در برنامه خودش گذاشته منم نه هیچکس دیگه

        من‌لاغر میشم چون عاشق کمتر خوردنم و از اینکه کمتر بخورم و پرخوری نکنم لذت می برم .و کاری که با لذت همراه بشه ذهنم اونو می پذیره حتی اگر فرمولشو هنوز نساخته باشه .

        من لاغر میشم چون فقط به دلیل گرسنگی واقعی غذا مو به اندازه می خورم .

        من لاغر میشم  چون دیگه غذا برام ابزار رفع بی حوصلگی ، تنهایی ،اضطراب ،افسردگی ،خشم و ترس نیست .

        من لاغر میشم چون 

          من اگه با این اوصاف لاغر نشم پس چه کسی باید لاغر بشه ؟

        کلمه من لاغر میشم را به تکرار نوشتم که جمله ام کامل باشه و به شکل خلاصه نویسی نباشه تا در ذهن بتونه تثبیت بشه .

        والسلام .با آرزوی موفقیت برای فروغ عزیر.

        وعده دیدار ما    :  سرزمین لاغرها

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار razavikolsom@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۰ ۱۱:۰۲
      مدت عضویت: 1941 روز
      امتیاز کاربر: 206 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 106 کلمه

      سلام خدمت استادگرامی 

      تمرین قدم ۵

      من تاقبل ازازدواج تقریبا۵۸کیلوبودم ولی ازقبلش اطرافیانم میگفتن بعدازدواج حتماچاق میشی دیگه رفته رفته وزنم بالاتررفت تااینکه سربارداری اولم بشدت وزنم بالارفته بودبعداززایمان ب وزن ۷۵کیلورسیده بودم بازبارداری دومم رسیده بودم ۹۵کیلودیگه شروع کردم ب رژیم گرفتن وبازوزنم ب ۶۷کیلورسیدتا۱۱سال وزنموکنترل میکردم تقریبا تا۷۵کیلودیگه سربارداری سومم بازب وزن ۹۸کیلورسیدم متاسفانه وبعدااززایمان هرراهی امتحان کردم برای لاغری دیگه بدنم واقعاجواب نمیدادمنم خسته شده بودم ازبس رژیم گرفتم ویکی ازعلتهای چاقیم هم اینکه همش میگفتن ارثیه دیگه اینم ب ماارث رسیده ازخانواده مادریمون کاریش هم نمیشه کردومن جرات نداشتم یک وعده غذایی درست وحسابی غذابخورم یااکثراشام نمیخوردم چون میگفتن شام خوردن باعث چاقی میشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار marjanchavoshi96@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۵ ۰۱:۳۴
      مدت عضویت: 2035 روز
      امتیاز کاربر: 327 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 74 کلمه

      با سلام به دوستان من در این چند روز تمرین میل ندارم رو داشتم البته خیلی سخت بود همه می گفتند که تو میل نداری بیا بخور و بعضی مواقع موفق بودم و بعضی مواقع هم موفقیت چندانی نداشتم و تمرین دیگرم هم این بود که بنویسم البته در این مورد هم خیلی رعایت نمی کردم و می خوام در این مسیر استمرار داشته باشم و خداوند کمکم کنه به امید خدا موفق بشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamkhazaie0000@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۳ ۲۱:۳۹
      مدت عضویت: 2120 روز
      امتیاز کاربر: 658 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 585 کلمه

      بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب استاد عزیزم و دوستان گرامی گام ۴۵ دلیل چاق شدن من، من بعد از لیز خوردنم دوباره تصمیم گرفتم برگردم راستش تقریبا دو و سه هفته پیش بود من گام ۴۵ رو همین گام رو دیدم و فایل تکمیلیش منو دیوانه کرده بود از خوشحالی من پیش خودم گفتم دوران رایگان رو برم بعدش ی پول خیلی کم رو سرمایه گذاری کردم پیش خودم گفتم اون پولو باهاش دوره رو بخرم قبل این فایل همش می خواستم پولمو در بیارم ک دوره رو بخرم ولی ذهنم همش بهم میگف تو هیچ کاری رو نمی تونی ب سر انجام برسونی اینو نری نمی تونی دوره پولی ام بری خلاصه تا دو س هفته پیش ک رسیدم ب این گام پیش خودم گفتم خو ب استاد خودش گفته کسایی ک ب این گام رسیدن دیگه قبول کردن این روش رو و اشتیاق لازم رو دارن و……منم تصمیم گرفتم پولی رو ک سرمایه گذاری کردم و باهاش ارز دیجیتال خریدم و دست ی بنده خدایی بود و این کار رو برام انجام داده بود رو بفروشم وقتی بهش گفتم ارز هام و بفروش ،بهم ک   جلو حساب هارو بستن و نمیزارن ارز ها خرید فروش بشه و من ب جز اون پول پولی دیگه ندارم یعنی همسرم داره ولی اصلا ب این چیزا خندش میاد ک پول بده خلاصه این داستان لیز خوردن من بود واز اینکه دیگه نمی تونم دوره رو بخرم غمگین ترین بودم فک کنید من از گام ۴۵ قشنگ قِل خوردم رفتم رو پله اول تا پری شب ک اومدم تو سایت حالم خیلی بد بود و لایف خانم صبا روی سایت بود و گوشش کردم خیلی دوس داشتم و تعریف قشنگی ک از لیز خوردن کردن منم پیش خودم گفتم خدا بزرگه من برم بقیه راه مو برم ان شاالله خدا پولشو جور میکنه .حالا بریم توضیحات گام ۴۵  واسه برطرف کردن هر مشکلی ما اگه همون اولش بگردیم ببینم دلیل اون مشکل رو پیدا کنیم سریع تر اون مشکل رو حل میکنیم و دلیل اینکه ما از روش های لاغری ک قبلا استفاده میکردیم نتیجه نمی گرفتیم این بود ک ما دلیل چاقی مون رو نمی دونستیم و با این ک ی نتیجه ی ام میگرفتیم ولی ترس از دوباره چاق شدن داشتیم و این یعنی ک ما چاقی رو باور کرده بودیم دلیل چاقی الا ماشاالله ک جور میکردیم برا خودمون من خودم از سن بلوغ شروع کردم ب چاق شدن و هرماه و هر سال دلیلا اضافه میشدن  ک غذا خوردن زیادباعث چاقی میشه  ،سوخت و ساز پایین بدن ،ارثی بودن ،ورزش نکردن ،و هزاران دلیل دیگه رو برای خودم داشتم .بعدش ک ب آگاهی های رسیدم متوجه شدم ک من باور کردم ک سوخت ساز من حتما پایین است ک وزن کم نمی کنم ،باور کرده بودم ک غذا ها هستن ک منو چاق کرده بودن و جهان آینه از باورهای ماست و من همیشه خودم رو ک میدیم برآمدیگیا بیشتر شده می ترسیدم خودمو دوس نداشتم لباسام تنگ و تنگ تر میشدن اما غافل از این ک این حساما رو چاق تر میکنه و ما نمی دونیم ،دیروز یک کلیپی دیدم از بازیگر عزیزمون آقای غفوریان ک مث اینکه ک اسمشون ب عنوان اولین بازیگر ک ۵۴ کیلو با رژیم کم کردن و رکورد زدن و تو گینس ثبت شده و خیلی خوشحال بود و میگف خیلی گشنگی تشنگی کشیدم ک ب اینجا رسیدم خیلی ام ظاهرا راضی بود ولی من میدونم تو دلش چ ول ولیه اون لحظه گفتم خدایا شکرت شکرت ک دوسم داری خدایا شکرت ک دوست دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۳/۲۳ ۲۲:۴۸
      مدت عضویت: 2093 روز
      امتیاز کاربر: 37457 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,550 کلمه

                بنام خداوند مهربان وبخشنده 💖

      گام 45       دلیل چاقی شدن من 

      با سلام خدمت استاد بزرگوار ودوستان هم مسیرم 

      در این گام می خواهیم به  ریشه برویم به همان جایی که سر چشمه چاق شدن ماست 

      مهم ترین اقدام برای رهایی از چاقی اطلاع از دلیل چاق شدن است ✔️

      وقتی برای ما مشکلی پیش میاد اگه دلیل به وجود آمدن اون مشکل رو ندونیم هر راهی برای حل مشکل به کار ببریم چون باآزمون وخطاست هم خسته کنندس هم مارو سر درگم وکلافه می کنه اما اگه علت رو بدونیم راهتر برای بر طرف کردنش اقدام می کنیم ورودبه جواب درست می رسیم حالا این موضوع در چاقی هم صدق می کنه 

      همه ی افراد چاق از روش های مختلفی برای لاغر شدن استفاده می کنن در این روش ها از طریق عوامل بیرونی مثل کاهش میزان غذا یا بالا بردن سوخت وساز بدن با ایجاد کردن تعرق قصد داریم چاقی را برطرف کنیم این روش ها در واقع همان آزمون وخطا هستند

      دلیل ناکارآمد بودن روش های لاغری چیست؟؟ 

      روش های لاغری به این دلیل نا موفق هستند چون اطلاعی از دلیل چاق شدن ما ندارند یا اگر دنبال دلیل می گردن به اشتباه موضوعی نا بجا را مطرح می کنند مانند کم کاری یا پر کاری تیروئید یا بیماری 

                             باور🎊🎊🎊

      کلمه ی باور دارای بار معنایی زیادی است 

      ما از استاد سخادتمند وحکیم خود یاد گرفتیم که این قانون باورها هستند که سرنوشت ما رقم می زنند این باورها هستند جهان از قانون باورها تبعیت می کند 

      در گام های گذشته دانستیم مهم ترین راه رسیدم به تناسب اندام  خود باوری است  واما الان که بحث ریشه ی چاقی در میان است باز می گوییم 🤙

      مهم ترین دلیل چاق شدن همه کسانی که اضافه وزن دارند….. باور کردن چاقی است 

      هر شخصی به نحوی چاقی را باور کرده وعاملی را به چاقی خود ربط می ده مثل اینکه 🤙

      چاقی ارثی باشد یا از کم تحرکی باشد یا از پرخوری عصبی باشد یا بخاطر مصرف دارو باشد یا بخاطر بیماری باشد  اگر هرکدام از این موارد ☝️را  دلیل چاقی  خود بدانید   وبگویید چون یکی از این موارد در من هست وبا وجود این طبیعی است من چاق شوم همین  باور  به تنهایی قادر است تمام تلاش های تورا برای لاغری خنثی کند وتو تا ابد چاق بمانی 

      یک باور طی چه مراحلی به چاقی جسم ختم می شود؟؟؟ 

      وقتی به هر دلیلی باور کردی چاق شدن تو طبیعی 

      است  انتظار  چاقی ایجاد می شود این انتظار  تکرار  می شود  بعد در اثر این تکرارتصویر چاقی شکل می گیرد 

      چطور بفهمم تصویر چاقی در من شکل گرفته؟ 

      وقتی از چاق شدن ترسیدی وقتی به غذاها قدرت چاق کنندگی دادی وترسیدی وقتی از چاق تر شدن ترسیدی بدان تصویر چاقی در ذهنت ثبت شده 

      حالا تصویر چاقی اگر ثابت باشد باعث ایجاد فرمول های ذهنی برای چاق شدن می شود این فرمول ها به دستورات مغزی برای واکنش در مواجه شدن با مواد غذایی تبدیل می شود همین طور این فرمول به فرمان های مغزی برای  خیره چربی  افزایش وزن  افزایش سایز    تبدیل می شود در این هنگام جسم ما که تحت فرمان مغز است خیلی راحت وبه سادگی تغییر وضعیت می دهد وکم کم از حالت تناسب به چاقی می رسد ✔️

      ⛔به هر اندازه که شما باور کرده باشید فرد چاقی هستید شما در معرض چاقی بیشتر قرار می گیرید 

      استفاده از روش های مختلف برای لاغر شدن چون از بیراهه بودن با شکست مواجه شدن همین شکست ها در جواب تلاش های ما باعث شده ما چاقی رو برای خودمون همیشگی بدونیم وهمین موضوع کافی است تا روز به روز چاقی ما افزایش پیدا کند 

      🌷اگر می خواهید لاغر شوید وتا ابد لاغر وتناسب بمانید ذهن خود را کنترل کنید وتحت آموزش قرار بدید تا از مسیر درست به نتیجه برسید 

      💕اگر ذهن را وسیله ای کارآمد در نظر بگیریم می توانیم برای هر کاری از این وسیله استفاده کنیم. 

      سالهاست در جهت چاقی از اون استفاده کردیم حالا می تونیم برای لاغری از اون استفاده کنیم 

      🌹اگر این آگاهی را پیدا کنیم که به چه شکلی تو سط ذهنمون چاق شدیم این اطمینان رو کسب می کنیم که با همین ذهن هم می توانیم لاغر شویم  اگر این ذهن توانسته در طول چند سال این همه اضافه وزن برای ما به وجود بیاره می تونه در کمتر از اون مارو به لاغری برسونه چون پیش فرض وطبیعتش لاغری 

      یکی از نکاتی که می تونه به ما کمک کنه به تناسب برسیم واین نکته هرگز در هیچ کتابی گفته نشده 

      توجه کردن به رفتار افراد متناسب  است ما با توجه به رفتار این افراد می توانیم محتوای ذهن خودمون رو مانند آنها تغییر بدیم ودر شرایط جسمی اونها قرار بگیریم 

      چاقی به چند شکل در افراد ایجاد می شه 🤙

      یه دسته از افراد هستند که معمولا تعداشونم زیاده افرادی هستند که از بچگی چاق شدن اینها چاقی را از والدین چاق خود آموختن وبا تکرار رفتار چاق کننده آنها آموزش دیدن این افراد گرم به گرم چاق شدن برای همین بیشتر با چاقی ملموس هستند چون از کودکی با فراز نشیب های چاق ها آشنا هستند محدودیت های چاقی را می دانند 

      دسته بعدی افرادی هستند که پدرومادر متناسب دارند اما از بچگی بخاطر علاقه مادر به تپل بودن بچه در معرض چاقی قرار گرفتن چون بقیه داشتن بچه تپل رو از خوبی ورسبدگی زیاد مادر محسوب می کنن 

      دسته بعدی افرادی هستند که بخاطر حرف دیگران وخوش آیند بقیه خودشان به صورت آگاهانه رفتارهای چاق کننده انجام می دهند وبه مغزرا در معرض برای چاقی آموزش می هند اگر این آموزش ها توسط ذهن پذیرفته بشه چاق استارت می خوره وخدا می دونه تا کجا پیش می ره 

      توصیه 👈اسرار نکنید مغز شما در مسیر چاق شدن قرار بگیرد اگر این اتفاق بیفتد دیگر مهار شدنی نیست 

      دسته بعدی خانم ها هستند که  بارداری وشیر دهی را دلیل چاقی می دونن وچون اعتقاد دارند در بارداری باید به اندازه دو نفر غذا بخورند شروع به پر خوری می کنند وکلی اضافه وزن پیدا می کنند ووقتی بچه به دنیا میاد وزن ناچیزی را بخاطر بچه از دست می دن آنها می مانند وکلی اضافه وزن 

      علت افسردگی خانم ها زایمان نیست بلکه اضافه وزن بعد از زایمان است 

       در دوران شیردهی هم اعتقاد دارند بخاطر شیر بیشتر واینکه شیر پر چرب ومقوی باشه پرخوری می کنند وطبیعی می دونن در این دوران هم چاق باشن 

      یکی از موانع که ایجا بهش اشاره می کنیم اینکه 🤙

      برخی افراد  معده گشاد  یا اینکه بدنشون شیرینی را جذب می کند ومی خواهد را دلیل خوردن زیاد یا جاقیشون می دونن این یک فرمول اشتباه است 

      افراد بخاطر دستورات مغزی که منجر به رفتار می شه ورفتار در آنها به عادت تبدیل می شه واین عادات آنها را چاق می کند 

      تفاوت افراد متناسب با افراد چاق در سیستم بدن آنها نیست در رفتار آنهاست افراد چاق برای پرخوری هیجان زده هستند چون فرمان های مغزی آنها در برخورد با غذا این را ایجاد می کند ولی افراد متناسب این دستورات را ندارند. 

      چرا افراد متناسب همیشه یک وزن ثابت دارند 

        افراد متناسب چون در طول سال‌های متمادی رفتار مناسبی دارند والگ های رفتارشون مناسبه همیشه روی به وزن ثابتن وهر وقت ازشون بپرس چند کیلو هستی وزن خودشون رو می دونن مثل دونستن شماره شناسنامه اما افراد چاق هیچ وقت رو وزن  ثابتی نیستن نمی تونن بگن چند کیلو هستند همیشه در حال چاق تر شدن هستند چون رفتار غذایی نادرستی دارند وهمیشه این رفتار در اونها تکرار می شه 

      چرا در افراد چاق رفتار غذایی با سایر رفتارهای بدن متفاوته

      فرمان های ذهنی برای همه رفتارهای بدن متل ضربان قلب ونفس کشیدن و….. همیشههمیشه ثبت وغیر قابل تغییر است. اما این فرمول ها در خوردن تغییر می کنه چون ما در غذا خوردن آزاد هستیم فرمول های مغری با اقدامات ما تغییر پیدا می کنه ور واقع این خودمان هستیم که تصویرهای چاقی را در ذهن ایجاد می کنیم  مغز بر اساس تصویر های ذهنی عمل می کنه  وقتی تصویر ذهن چاق باشه دستورات مغز بر اساس اون تصویر صادر می شه وفرمول ها هم بر اساس اون تصویر ایجاد شدن 

      در رژیم ما می خوایم با نادیده گرفتن این تصویر چاق چاقی جسم را حذف کنیم که کاری نشدنی است 

      واما دلیل چاقی من از نگاه خودم 

      من از بچگی تا سن دوازده سالگی کاملا مناسب بودم متناسب رو به لاغر لاغر خانواده من تقریبا همه متناسب بودن  مقدار غذا خوردنم زیاد بود ولی هیچ وقت حرفی از چاق شدن در میان نبود راحت می خوردن حتی تلید آبگوشت رو هم با نون اضافه می خوردم 

      تا اینکه برای مدت یک سال رفتم یه شهر گرمسیری منزل عمه ودایی که شوهر عمم هم می شد. عمه ودایی من هر دو چاق بودن  وپر خوری هم داشتن جوری که با مجمه غذا می آوردن وسط سفره ومی خوردن من نگاه اونا می کردم رفتار اشتباه خودمم که داشتم (پرخوری) حالا وقتی اونا می گفتن چون زیاد می خورن چاق هستن رفته رفته منم می گفتم بابد منم چاق باشم چون زیاد می خورم مثل اونا چند ماهی گذشت بدون اینکه متوجه بشم دیدم چاق شدم وتا حالا در چاقی هستم قبل آشنایی با سایت تناسب فکری خیلی دلایل دیگم در بعد اون یک سال برای امتداد چاقی داشتم مثل بلوغ ژنتیک. بارداری اما همه رو رد کردم فقط وفقط می دونم من خودم رفتار اشتباه پر خوری رو داشتم با دیدن عمه ودایبم تصورم از خودم عوض شد تصویر چاقی ایجاد شد ومن چاق شدم 

      ببخشین آخراش عجله ای شد 

      ممنونم استاد بخاطر چیزی که الان در سرم هست خدارو هزار مرتبه شکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 23 کلمه

        سلام دوست عزیز
        چقدر عالی و کامل و زیبا نوشتید
        خوشحالم که با اشتیاق و احساس خوب در مسیر صحیح حرکت می کنید
        خدا رو شکر

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
          ۱۴۰۰/۰۳/۲۴ ۱۰:۳۵
          مدت عضویت: 2093 روز
          امتیاز کاربر: 37457 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 17 کلمه

          سلام استاد خوبم ممنونم شنیدن این حرف از شما یعنی پرواز روی ابرها خیلی خوشحالم کردین  💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖💖

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار f1362badremonir@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۳/۲۳ ۲۲:۴۳
      مدت عضویت: 2075 روز
      امتیاز کاربر: 333 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 404 کلمه

      به نام خدا سلام خدمت استاد بزرگوار و دوستان عزیزباور کردن چاقی چگونه صورت میگیرد؟باور کردن چاقی به این صورت است که وقتی میپذیرم چاقی ارثی است پس طبیعیه که چاق باشیم درصورتیکه ماارثی بودن را با دلایل متعدد رد کردیم پس یاد گرفتیم که ارث نقشی در چاقی افراد ندارد و تنها این باور اشتباه وپذیرفتن آن است که باعث تداخل در نحوه عملکرد مغز و مانع از متناسب بودن جسم می‌شود.من خود ازجمله افرادی بودم که اندامی متناسب داشتم به گونه ای که دیگران تناسب اندامم را تایید میکردن اما خودم منکر آن بودم واین باور اشتباه من از چاقی و اینکه دایما به مسأله چاقی فکر می کردم درحالیکه تناسب اندام داشتم باعث شد که مغز من دستورالعمل های مربوط به چاقی را بپذیرد و ذهن من براساس باور من جسمم را به سمت باور بکشاند و علاوه براین موضوع مهم موضوعاتی چون ازدواج و بارداری نیز به آن اضافه شد ودر نتیجه جسم من با وجود این که عادت غذایی سالم و درستی داشتم بدون اینکه کار خاصی انجام دهم به سمت چاقی پیش رفت اما امروز با شنیدن این فایل وخوب گوش دادن به حرف های استاد متوجه باور های غلط چاقی شدم و علت چاقی خود را یافتم.ازجمله عوامل دیگری که میتوانم برای چاقی خودم ذکر کنم این بود که هر روز خودرو جلوی آینه مشاهده می کردم و برجستگی های بیش از حد قسمت هایی از بدن وتنگ شدن لباسهای قبلی خود با فاصله زمانی کوتاه و گوش دادن به این نجوا های درونی که روز به روز داری چاق تر می‌شوی واینکه هیچ کاری نمی‌توانی انجام بدهی که جلوی پیشرفت آن را بگیری بیش از بیش ذهنم را درگیر خود کرده بود تا اینکه امروز فهمیدم با تکرار کردن همین جملاتی که عملاً نقشی در چاقی نداشتند ولی چون درذهنم بسیار پر رنگ جلوه داده شده بودند به سمت چاقی پیش رم اما به لطف خدا و آموزش های کامل استاد یاد گرفتم اگر باورهای چاق کننده را از ذهنم با فرمول های صحیح دور کنم طبیعتاً به تناسب اندام برای همیشه باز خواهم گشت.ازموارد دیگر باورهای چاقی میتوان به مصرف داروهای خاص،کم تحرکی،نداشتن سوخت و ساز کافی اشاره کرد.مثلا خود من مصرف ی سری از ویتامین ها و مکمل ها را به خاطر این که شنیده بودم باعث چاقی میشود را قطع کرده و کنار گذاشتم.مابایدبپذیریم که هیچ دلیلی برای چاقی وجود ندارد وماهمواره درحال تناسب اندام هستیم وجسم مانیز درحال برطرف کردن چاقیست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۳/۲۳ ۱۰:۰۶
      مدت عضویت: 2351 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 237 کلمه

      سلام بر همگی

      همانطور که ما با باورهای غلط  که از محیط پیرامون خود یاد گرفتیم و یقین حاصل کردیم که درست میگن چون هر چی باشه اونها چندتا پیرهن بیشتر از ما پاره کردند و یا خودشون این تجربه رو داشتن  که به ما میگن دراین کار نا ناآگاهانه استمرار داشتیم و وارد دنیای چاقی شدیم .

      حال که با عملکرد ذهن ومغز آشنا شدیم و فهمیدیم از کجا ضربه خوردیم تصمیم گرفتم حالا با همین ذهنم دنیای متناسب شدن  رو تجربه کنم و برای همیشه در اون دنیا بمونم . 

      باورهای غلط خودم که تا الان شناسایی کردم 

      اینکه پشت میز نشینی و عدم تحرک باعث چاقیم شد

      اینکه  اعتماد به نفس بالا رو در افراد چاق می دیدم چون اونها چهارشونه هستند و قامتشان صاف هستش .

      اینکه شبیه عمه هام شکمم بزرگ هست 

      استخوان بندیم درشته .

      در زمستان هوا سرده و غرق نمی کنم و چاق میشم.

      چون مرتب برنج و نون حتمن ت‌و وعده غذایی ام هست چاق شدم 

      بالارفتن سن باعث رشد عرضی بدن میشه

      چاق شدن باعث قوی بودن هستش مثل کشتی گیران مازندرانی که تو جهان اول هستند.

      حالا که باورهای اشتباه رو شناسایی کردم و همه رو با دلیل ردش کردم آرامش عجیبی گرفتم احساسم هر روز بهتر میشه و یه اتفاقاتی روزمره برام میافته که نشونه بالارفتن اعتمادبه نفسم هست . دیگه در زندگیم نه از رژیم خبری هست نه از ورزش .

      وبا صبر و اشتیاق این دوره رو ادامه میدم تا پیروزی خودم رو جشن بگیرم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم