در جلسه قبل (قسمت چهارم: عادتهای چاق کننده) فهمیدیم چاقی از عادتهای ذهنی میاد، نه ارث. حالا در این جلسه پنجم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن، دنبال دلیل واقعی چاق شدنِ خودمون میگردیم.❓ تا حالا به این فکر کردی که واقعاً دلیل چاق شدنت چیه؟
نه اون چیزی که همه میگن! نه فقط پرخوری یا کمتحرکی… بلکه یه دلیل ریشهای که توی ذهنت جا خوش کرده باشه 🧠💭
✅ وقتی دنبال حل یه مشکل هستیم، اولین قدم اینه که بفهمیم از کجا شروع شده. چاقی هم همینطوره!
اگه فقط رژیم بگیری یا ورزش سنگین انجام بدی، بدون اینکه دلیل چاق شدن رو بشناسی، مثل اینه که بخوای آبگرفتگی خونه رو با دستمال خشک کنی، ولی شیر آب هنوز بازه 🚿🙈
در این جلسه میآموزیم:
💡 دونستن دلیل چاق شدن، از نون شب واجبتره؟! 🍞😄
تا حالا شده دنبال کنترل تلویزیون بگردی، همه جا رو زیر و رو کنی، مبلارو جابهجا کنی، حتی تو یخچال (!) دنبالش بگردی، بعد یهو ببینی توی دستت بوده؟! 😅
آره… خیلی وقتا جواب درست جلو رومونه ولی چون دلیل رو نمیدونیم، میریم سراغ هزار راه اشتباه.

چاقی هم همچین حال و روزیه! تا وقتی ندونی دلیل چاق شدنت چیه، ممکنه کلی رژیم و ورزش و کارای عجیب و غریب انجام بدی، ولی به نتیجه نرسی… چون کنترل دستته، فقط باید بفهمی کجاست! 🎮✨
📌 خیلی از افرادی که اضافهوزن دارن، بارها روش های مختلف لاغری رو امتحان کردن، رژیم گرفتن، باشگاه رفتن، کالری شمردن، آب کرفس خوردن، حتی تا مرز گریه با ترازو درگیر شدن! 😭⚖️
ولی آخرش چی؟ هیچی. نتیجهای که موندگار باشه، نگرفتن. چون اصل قضیه، یعنی فهمیدن دلیل چاق شدنشون رو ندونستن.
🛠️ بیشتر روشهای لاغری فقط روی عوامل بیرونی تمرکز میکنن:
کالری کمتر، حرکت بیشتر، جویدن بیشتر (!) و کلی کار دیگه که بیشتر شبیه تقلای بیهدفه.
در حالیکه اگه ندونی چرا چاق شدی، هر تلاشی مثل اینه که بخوای با دمپایی کوه رو فتح کنی! 🩴🏔️
پس بیا باهم اولین قدم درست رو برداریم:
🎯 بفهمیم دقیقاً دلیل چاق شدنمون چی بوده؟!
وقتی دلیل بروز مشکل را بدانیم اقدام کردن برای برطرف کردن آن بسیار ساده تر از زمانی است که دلیل مشکل را ندانیم و بخواهیم از طریق آزمون و خطا برای رفع مشکل اقدام کنیم.
این اصل درباره چاقی نیز صادق است.

🎯 چرا اکثر روشهای لاغری جواب نمیدن؟
علت ناکارآمد بودم روش های لاغری اطلاع نداشن آنها ار دلیل چاق شدن فرد است.
تا حالا فکر کردی چرا با اینکه کلی رژیم گرفتی، ورزش کردی، حتی آب رو هم با ترس خوردی، اما هنوز اون عدد لعنتی روی ترازو تکون نخورده؟! 😩
جوابش سادهست: بیشتر روشهای لاغری چون دلیل چاق شدن تو رو نمیدونن، نمیتونن مشکل رو از ریشه حل کنن.
بعضیها فکر میکنن دلیل چاق شدنشون یه چیز جدیه، مثلاً کمکاری تیروئید، مصرف یه داروی خاص، یا یه بیماری خاص.
خب بله، طبیعیه که وقتی هزاران بار شنیدی که این موارد باعث چاقی می شن این نگرش در ذهن افراد شکل بگیره اما واقعیت اینه که خیلی از افراد متناسب هم با همین مشکلات مواجه هستند اما چاق نیستند.!
به این سوال فکر کنید: چرا خیلی از افراد چاق و متناسبی که به یک بیماری مبتلا می شن با مصرف داروهای مشابه بهبود پیدا می کنند ولی افراد چاق با وجود تمام رژیمها و راهکارهایی که امتحان کردن، نتیجهی پایدار نگرفتن؟
چون روشهایی که استفاده کردند به دلیل اصلی چاق شدن کاری نداشتن!
📌 راهکارهای بدون شناخت دلیل چاق شدن، مثل پانسمان کردن زخمی است که عفونتش درمان نشده؛ ظاهر را بهتر میکند اما درون همچنان آسیب دیده باقی میماند.
💥 مهمترین دلیل چاق شدن چیه؟
یه نفس عمیق بکش چون جوابش ممکنه غافلگیرت کنه:
باور چاقی. بله، درست خوندی! باور اینکه “من چاق هستم و باید چاق بمونم.”
حالا با خودت روراست باش و ببین کدومیکی از این جملهها رو توی ذهن یا حتی با صدای بلند گفتی:
- تو خونوادهی ما همه چاقن، منم از همونا هستم.
- من خیلی کمتحرکم، چاق شدنم طبیعیه.
- پرخوری عصبی دارم دیگه، دست خودم نیست.
- سوختوساز بدنم افتضاحه، هرچی میخورم تو بدنم باقی میمونه!
- بعد از بارداری دیگه نتونستم برگردم به وزن قبل.
- شغل من خیلی استرس داره، طبیعیه که چاق بشم.
اگه حتی یکی از این جملهها دربارهی تو صدق میکنه، یعنی تو باور کردی که چاق شدی چون چارهای جز این نداشتی. 😕
و خبر بد – یا بهتره بگیم واقعیت – اینه که همین باور، مثل یه قفل، تو رو توی چاقی نگه میداره.
هرچقدر هم تلاش کنی، رژیم بگیری یا ورزش کنی، اگه باورت این باشه که چاقی طبیعیه یا اجتنابناپذیره، مغزت نمیذاره لاغری رو تجربه کنی. 🧠🔒

وقتی شما به هر دلیلی باور کنید که چاق شدن یک امر طبیعی است، به طور ناخودآگاه انتظار و دلیل چاق شدن را در ذهن خود شکل میدهید.
با تکرار این باور، تصاویر چاقی از خودتان در ذهن شما نقش میبندد و این تصاویر معمولاً با احساس ترس از چاق شدن یا بیشتر چاق شدن همراه میشوند.
اگر این تصاویر در ذهن شما ثابت بمانند، به تدریج فرمولهایی برای چاق شدن در مغز شما ایجاد میشود. این فرمولها به فرمانهایی تبدیل میشوند که نحوه واکنش شما را در برابر غذاها تغییر میدهند.
این فرمولها همچنین به دستوراتی برای ذخیره چربی و افزایش سایز و وزن بدن تبدیل میشوند. چون بدن ما تحت فرمان مغز قرار دارد، به راحتی میتواند از وضعیت متناسب به وضعیت چاقی تغییر کند.
یک مطالعهی جالب که در مجلهی Milbank Quarterly منتشر شده، نشان داد که دیدگاه افراد درباره دلیل چاقی میتواند رفتار اجتماعی آنها را هم تغییر بدهد.
کسانی که باور دارند دلیل چاق شدن بیشتر به عوامل خارج از کنترل فردی مثل ژنتیک، گسترش مواد غذایی ناسالم، یا ماشینی شدن زندگی مربوط میشود، تمایل بیشتری دارند که از برنامه های مختلف برای لاغری استفاده کنند و ضمنا از تصمیات دولت برای مبارزه با عوامل تشدید کننده چاقی در جامعه حمایت می کنند.
در مقابل، افرادی که فکر میکنند دلیل چاق شدن فقط به خاطر کمبود اراده شخصی یا بیانضباطی در غذا خوردن ایجاد میشود، معمولاً کمتر از چنین سیاستهایی حمایت میکنند. چون به نظرشان راه حل چاقی فقط در تغییر رفتار فردی است و نیازی به مداخلات دولت نمیبینند.
این تحقیق اهمیت باورهای ذهنی را در درک ریشههای چاقی و در نتیجه نوع برخورد با این معضل اجتماعی به خوبی نشان میدهد.
تاثیر باور کردن چاقی
باور کردن چاقی، اصلیترین دلیل چاق شدن خیلی از ماهاست! 😳
هر چقدر بیشتر توی ذهنت قبول کرده باشی که “من آدم چاقی هستم”، به همون اندازه بیشتر در معرض چاق شدن یا چاقتر شدن قرار میگیری. 📈
حالا نکتهی جالبترش اینه:
وقتی هی میری سراغ رژیم و ورزش و انواع و اقسام روشهای لاغری، اما نتیجهی درست و حسابی نمیگیری، این باور در ذهنت قویتر میشه که:
“دیدی گفتم چاقم؟ دیدی کاریش نمیشه کرد؟” 🥲
همین افکار کمکم وزنت رو بالاتر میبره بدون این که خودت بفهمی.
پس اگه واقعاً تصمیم گرفتی لاغر بشی، و مهمتر از اون، برای همیشه متناسب بمونی، باید بدونی که کار از کنترل ذهن شروع میشه. 🧠✨
باید دلیل چاق شدنت رو بشناسی، باورهای اشتباه رو اصلاح کنی و راه درست رو یاد بگیری.

توانایی قدرت ذهن
وقتی بفهمی دلیل چاق شدن تو چی بوده و چطور ناخودآگاه سالها به نفع چاقتر شدن خودت عمل کردی، تازه یه نور امید قشنگ تو دلت روشن میشه! 🔥
چون دیگه میفهمی ارث و سوختوساز و تیروئید و … فقط بهونهست. 🎯
اگه تونستی تو این سالها چاقی رو یاد بگیری و هر سال یه کم وزن اضافه کنی، پس قطعاً میتونی لاغری رو هم یاد بگیری و با تمرین و استمرار، به اون اندام دلخواهت برسی. 🌟
👀 یه نگاهی هم بنداز به فرق بین فکرهای آدمای متناسب و آدمای چاق.
میبینی که فقط کافیه محتوای ذهنی خودتو عوض کنی تا رفتار و بدنت هم دنبالش تغییر کنه!
پس حتماً با دقت به فایل آموزشی امروز گوش بده 🎧
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین مهم: کشف دلیل چاق شدن خودت!
🌟 مرحله اول: تشخیص نوع چاقی!
اول باید بدونی تو کدوم گروه از افراد چاق هستی:
- چاقهای ناآگاه: آدمایی که از بچگی چاق بودن و اصلاً تصویر ذهنی لاغری از خودشون ندارن. (فرمولهای لاغری تو وجودشون هست ولی هرگز فعالش نکردن!)
- چاقهای آگاه: آدمایی که یه زمانی متناسب بودن، ولی به دلایلی تو یه دورهای تصمیم گرفتن چاق بشن. (مثلاً فکر کردن چاق بودن امنیت میاره یا مشکلاتشون رو حل میکنه.)
- افراد منتظر: اونایی که یه اتفاق خاص یا یه حرف از یه آدم معتبر باعث شده انتظار چاق شدن در ذهنشون شکل بگیره و کم کم چاق بشن.
✏️ حالا تکلیف چیه؟
دستهبندی خودت رو پیدا کن و چند خط دربارهی روش چاق شدنت بنویس. بعدش سعی کن یه نفر از دستههای دیگه پیدا کنی و وضعیتت رو با اون مقایسه کنی.
(هدف اینه که بفهمی مسیرها فرق میکنه ولی نتیجه یعنی همون فرمولهای چاق ذهنی یکیه!)
🌟 مرحله دوم: شناخت احساس سیر شدن
حالا وقتشه بری سراغ احساسات بعد از غذا خوردن:
- بعد از غذا حس میکنی واقعاً سیر شدی یا حس خفگی داری؟
- به نظرت نشونههای واقعی سیر بودن چیه؟
- نشونههای خفگی و پرخوری چی میتونه باشه؟
✏️ صادقانه بنویس الان تو چه وضعیتی هستی:
آیا بعد از غذا حس خوبی داری یا احساس خفگی و سنگینی؟
در جلسه بعد (قسمت ششم: پرخوری عصبی چیست) میبینیم که پرخوری عصبی یه اختلال نیست، بلکه یه عادته که میشه تغییرش داد.
توصیه اکید: بعد از دیدن فایل آموزشی قسمت پنجم، این ویدیو را تماشا کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.02 از 260 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت شما بخیر عزیزان
من هم از سر حاملگی به بعد چاق شدم و بعد از زایمان هی چاق و لاغر شدم ولی دیگه بهم موند من هم چاقی و باور کرده بودم چون این حرفها و شنیده بودم و باور کرده بودم که آدم بعد از زایمان چاق می شه بچه شیر بدی چاق می شی از زمان حاملگی من یادمه که می شنیدم باید همه چی بخوری به بچه برسه اینو بخوری اونو بخوری بعد از زایمان هم یادمه مادر بزرگم هم پلوی من بودن می گفتن به مامانم اینو درست کن اونو درست کن شیر می ده بچه رو من صبح که بلند می شدم از خواب مامانم با یه لیوان شیر موز توت فرنگی نمی دونم یه اسموتی به چه بزرگی درست کی کرد می داد به من خلاصه دستشون درد نکنه من که پشیمون نیستم دیگه اونها هم تجربه هاشون همین بوده اگه این کارا رو نمی کردن من هم الان اینجا نبودم در این مسیر و خیلی چیزها و یاد نمی گرفتم در کنار لاغر شدن خدا رو شکر . خلاصه این اواخر من هم واقعا تسلیم شده بودم و خداوند منو هدایت کرد.
این دارو خوردن هم شنیده بودم کورتون آدم و چاق می کنه و اثرش و روی خالم می دیدم هی مامانم می گفت چون کورتون می خوره چاق می شه . همه هم هم چیز و باور می کنن دیگه .من هم همینطور بودم ولی بعد از ازدواج هم چاق نشدم در صورتیکه اینو شنیده بودم زیاد ولی ۸ سال بعدازظهر ازدواج من بچه دار شدم تا اون موقع من چاق نبودم و خیلی متناسب بودم
و یادمه اون موقع ها مامانم می گفت اصلا ما ها هممون پاهامون چاقه و لاغر نمی شه ولی بالاتنمون لاغره هر کاری هم بکنیم لاغر نمی شه تو هم به عمه هات رفتی اونا هم پاهاشون چاقه… ولی به خدا الان می گم که من قبلا چقدر ورزش می کردم برای پاهام و دوست داشتم پاهام لاغر شه ولی الان خدا رو شکر خیلی لاغر تر شده هیچ وقت من با رژیم نتونسته بودم سایز شلوارک ۴ بپوشم و خودم واقعا دوست دارم دخترم هم که الان تابستون اومده پلومون هی می گه مامی چقدر کوچیک شدی …
مخصوصا یه وقتا می گه اشاره می کنه به پاهام . من هم تا قبل از دوره باورم این بود که من پاهام چاقه و لاغر نمی شه .
یکی از همسایهای ما ۴ تا بچه داره خودش هنوز عین دختر بچه هاست انگار نه انگار ماشالله
همیشه ذهن دنبال بیشتر کردنه من هم الان لاغر شدن و یاد گرفتم تا حدی خدا رو شکر انشالله همیشه و هر روز اینو گسترش بده .
تمام فعالیت های ما تحت کنترل مغز ماست از جمله رفتار غذایی ما . منم همه اینها رو شنیده بودم معدم گشاد شده ،شیرینی می کشه ….تفاوت در فرمانهای مغزیه افراد چاق و لاغر .
منم همینطور بودم یه خورده که فعالیت داشتم می گفتم گشنم شده باید بیشتر بخورم فرمولهای غلط که رفتار ما رو عوض می کنه به سمت چاقی
هر چیزی و باور کردی در جسمت می بینی . من یادم پدر خدا بیامرزم سالها همیشه وزنشون ثابت بود چون رفتار غذایش مثل رفتارهای دیگشه اوریجیناله عوض نشده خدا بیامرزه خیلی هم شیرینی دوست داشت ناپلونی اونجا هم که همیشه شیرینی هست تو خونه ها جعبه جعبه .مغز ما بر اساس تصویرها فرمان صادر می کنه و ما اجرا کننده هستیم.
موقع رژیم مغز فرمان می ده که انقدر غذا بخور ولی رژیمی به یه مقدار معین . شما نمی خوای فرمان و اجرا کنی و شکست می خوریم در رژیم .
من هم عادت هام شبیه مامانم بود تا قبل از ازدواج اصلا هر چی مامانم دوست داست منم همینطور .
بر اساس باورها فرمولها فعال می شه و رفتارها عوض می شه.
سلام بر استادعزیز ومشتاقان تناسب اندام
تو یه فایلی از استاد شنیدم که دیدن و شنیدن و صحبت کردن دریه موضوعی باعث تصویرسازی ذهنی اون موضوع میشه .
من چون خودم تقریبا تا سن ۲۵ سالگی متناسب بودم و هرچی دلم میخاست بدون ترس میخوردم شاید باورتون نشه بیشتراوقات ناهارمون ماست خامه ای بود که مامانم خامه ها رو جمع میکرد و برامون ماست خامه ای درست میکرد تقریبا میشه گفت صبحانمون هرصبح کره با مربا بود واصلا نمیدونستیم چاقی چیه ؟ برای ناهارمون هم اکثرا اردک محلی ومرغ محلی درست میکردیم . نمیدونم این اصطلاح که خوردن باعث چاقی میشه از کجا نشات گرفته و پخش شده .
آخه یادم میاد پدربزرگها و مادربزرگهامون هم مرتب کره . خامه و حیوانات محلی و… استفاده میکردن و یادم نمیاد دوربریهام به خاطر چربی خون . چربی کبد و… مریض یا مرده باشن . بگذریم .
بعد سن ۲۵ یادم میاد که یه پسر همسایه داشتیم که خیلی چاق بود و خیلی هم شر وشور داشت وقتی سروصدا نبود همه میفهمیدن که اون خونه نیست .
ازقضا اون تواون سالها درسش تموم شده بود و به قول خودش هرجا واسه کارمیرفت بهش به خاطر چاقی کارنمی دادن وهمش پیش همساده ها از وضعیت جسمی اش گله میکرد و… . همین باعث شد که یه همسادمون که شب کاربود وبایستی روز میخوابید یا پدرم که خسته میومد خونه ومیخاست بخوابه سرو صدای این پسره چون تن صداش بلند بود حواس همه رو به خودش جلب کنه و توخونه ما هم صحبت این پسره بود که چون سرکارنمیره چاق هست وتبله و تحرک نداره وهمش آژانس میگیره واسه رفت و آمد .
و تکرار همین حرفها کم کم باورهای غلطی رو توذهن ما بچه ها ایجاد کرد که کم تحرکی یعنی چاق شدن .
واز طرفی عموم هم چاق بود و تپل و سفید وخوش رو که همه دوسش داشتند و میدیدیم که وقتی میوه میخوره یه بشقاب رو پرمیکنه از میوه یا غذا به مقدار زیاد میخوره واین باور که خوردن زیاد باعث چاقی میشه توذهنم حک بشه .
ازطرفی خواهرم همش میگفت بچه پولدارها تپل اند وقشنگ چون غذای خوب میخورند و در رفاه هستندو همین باعث باور بعدی درذهنم شد .
حالا من که تا سن ۲۵ متناسب بودم وبعد فارغ التحصیلی شاغل شدم خوب کارم پشت میزنشینی و کم بودن تحرک بود این باورم باعث شد کم کم چاق بشم .
ازطرفی تو ذهنم بود پولدارها رفاه بیشتری دارند وچاق وتپل وزیبا هستند وقتی شاغل شدم و حقوق میگرفتم و بهترشدن وضع مالیم برابرشد با تحقق باور . و ازخونه ای که هیچ آزادی نداشتیم وارد محیط کاری شدیم و میتونستم بعضی چیزها رو که دلم میخواست بخرم و رفاه بیشتر بازتحقق باور وچاق تر شدن .
الان که فکرشو میکنم من داخل محیط کاریم کلی خانم دیگه بودند که کارشون مثل من پشت میزنشینی بود وحقوقشان مثل من ولی کاملا متناسب بودند .
پس تفاوت من با آنها در همین قدرت ذهن بود وذهنی که تونسته اونها رو متناسب کنه تونسته منو چاق کنه .
پس من هم به لطف الهی و با کمک استادعزیز وفایل های دوره و با اراده خودم تلاشم رومیکنم تا ذهنم رو برای متناسب شدن برنامه ریزی کنم .
بنام خداوند هدایتگر وهاب
سلام به دوستان زیبانگرشم
برای اینکه مشکلی رو حل کنیم اول باید ریشه یابی کنیم و ریشه اینکه چی شد و چطور شد که چاق شدم رو ریشه اش رو پیدا کنم تا بتونم خوده مسئله رو برای همیشه حل کنم برای اینکه ریشه رو پیدا کنیم و درستش کنیم باید برگردیم از زمانی که چاق شدیم و یاقبلترش که باعث شد فرمول چاقی و تصویرچاقی تو مغزمون ساخته بشه
من ازخودم بخوام ریشه چاقیم از سن ده سالگی به بعدچاق شدم چون یادمه مادرم همیشه میگفت من هم از بچگی تا الان چاق بودم و این تو ذهنم بود که پس منم چون مادرم چاقه منم چاق میشم و تو سن بلوغ چاقی من سرعت زیادی گرفت و غذاهای چرب و شبهاغذاهای سنگین و دیروقت شام میخوردیم رو هم عامل چاقم میدونستم چون اکثرا غذاهای سنگین ما در شام درست میشد تا پدرم میومد خونه دیرمیشد برای همین شام دیروقت میخوردیم و چون موقع مدرسه صبحها صبحانه نمیخوردم بجاش ابمیوه و بیسکویت میخوردم عامل دیگه چاقیم میدونستم و هم اینکه اره دیگه من استعداد چاقیم دارم نخورم یا بخورم بلاخره چاق میشم و این ترس چاقی تو ذهنم بود و حسرت خوردن اینکه خیلیا لاغرن من چاقم خیلی رو پایین اوردن اعتمادبنفسمم نقش داشت و خودمو ادم تنبل و کم تحرکی میدونستم و زیاد اهل فعالیت نیستم پس باید چاق باشم
پس ریشه چاقیم از کودکی
از خوردن شامهای سنگین و از غذاهای چرب از هله وهوله و کم تحرکی و داشتن استعدادم درچاقیم میدونستم چون همش دیگران بمن میگفتم تو هرکاریم کنی چون استعداد چاقی داری پس چاقی
و همه اینا باعث شدن در ذهنم فرمول چاقی ثبت بشه و چاقیم برای ذهنم طبیعی باشه و تصویر چاقیم در مغزم باشه و باورکنم که بخوام ونخوام من چاقم که همه اینها باعث باورهای من شدن که عادتهای در من شکل گرفت مثه اینکه تنبلم و کم تحرکم و زیاد حوصله فعالیت ندارم و زود خسته میشم و بخاطر اون تصویر تنبلیم این عادتها در رفتارم شکل گرفتن و هم بخاطر چاقیم همیشه غذا میخوردم حتی کم اون ترسه رو داشتم و گاهی باهیجان غذا میخوردم و خیلی وقتها تاخفگی میخوردم که بعد از دردمعده متوجه میشدم که زیادی خوردم گاهیم مثه استاد عصرونه بیسکویت و شیرینی و کلوچه با چای حتما باید میخوردم و گاهی این تنبلی و چاقی که تو ذهنم ثبت شده باعث میشه یه تصویر ذهنی که همش خوابم و خواب دوستم و یا انرژیم تحلیل میره و یافعالیت ندارم تو رفتارهام زیاده که بیشتر اینهارو عامل چاقیم میدونستم چون گاهی میشد واقعا غذا کم میخوردم اما این خواب زیادم ک کم تحرکیمو باعث و بانی چاقیم میدونستم که این باورم خودش باعث شده بود تو رفتار و جسمم اون عادت خستگی و تحلیل رفتن انرژی رو داشته باشم که الان متوجه شدم همه چی در ذهنم هست حتی این عادتهام در رفتار بخاطر اون باورهای که تو ذهنم ساختم شکل گرفته و با استفاده این دوره همش بخودم میگم من حتی اگه بخوابم یا فعالیتی نکنم چون مغزم و دستگاه های بدنم و گوارشم و کلی از سیستم بدنم از درون در حال فعالیتن اون غذای که الان یادگرفتم درحد نیاز و سیریم بخورم اونا رو تبدیل به انرژی میکنه و وارد سلولهام میکنه تا بدنم و مغزم از درون با انرژی بالا فعالیتشونا انجام بدن چون حتی اگه من خوابم باشم قلبم و نفس کشیدن و ریه هام و معده ام و کلیه هام و مغزم برای فرمانهای ک با سایر اعضای بدنم میده و رگهام و پوستم و هورمونهام و غده ها وتک تک سلولهای بدنم دارند فعالیت میکنند پس من بی تحرک نیستم بلکه همه اعضای بدنم کل شبانه روز درحال فعالیت هستند که فعالیت اینا خودشون باعث لاغری من میشه چون کلی انرژی باید مصرف کنند و غذای که من در حد نیازم میخورم در بدنم تبدیل به انرژی برای اعضای بدنم میشه پس الان میتونم باخیال راحت اون عامل غول خودمو که چاقی میدونستم یعنی کم تحرکی رو به کلی رد کنم و دیگه با اینکه همه چی تو ذهنمه من به ذهنم جسم لاغر که حق طبیعی من بوده و هست رو تصویرو فرمولشو میدم اونم با باورهای که ایجادمیکنم و عادتهای که در رفتارم شکل میگیره مثه رفتار وقتی سیرم بگم میل ندارم و یاد عادت رفتاری که به حدنیازم بخورم وقتی گرسنه هستم بخورم و وقتی سیرم نخورم که وقتی این فرمولهارو به ذهنم بده ذهنم تصویر لاغری رو در ذهنم شکل میده که باعث میشه باور به عادت تبدیل بشه و جسمم اون رفتارهارو انجام بده و جسمم لاغرومتناسب میشه و همه این مراحل درمسیر همراه با اگاهی و لذت بردنه
سلام همگی دوستان
گام چهل و پنجم دلیل چاق شدن من:
باور کردن و پذیرش چاقی مهمترین عامل چاقیه!! همین ذهنی که توانایی چاق کردن را داره مطمئنا توانایی لاغر کردن هم داره اگه همون طوری که برای چاق کردن ازش استفاده کردین برای لاغری هم ازش استفاده کنید!!
باور کردن چاقی افراد را به چه شکلی سمت چاق شدن هدایت میکنه؟! افرادی که اضافه وزن دارن چند دسته تقسیم میشن: یکی افرادی که از کودکی اضافه وزن دارن و خیلی آرام آرام مثل زبان فارسی به آسانی در ما شکل گرفته مثل یادگرفتن راه رفتن!! وقتی کودک هستیم رفتار پدر مادر را میبینیم و مثل خیلی رفتار دیگه چاق شدن را از اون ها یاد میگیریم، یه سری ممکنه پدر مادر چاق هم نداشته باشن اما مادر خانواده علاقه داشته که فرزندش تپل باشه و باعث افتخار باشه!!! وقتی باور کردیم که چاق شدن ما طبیعی است ذهن ما فرمول هایی میسازه و بر اساس اون ها رفتارهایی به وجود میاره که ما به سمت چاق شدن هدایت میشیم و اصلا به تصمیم ما ارتباطی نداره همش ناخودآگاهه و مغز ما باور کرده که ما طبیعیه که چاق بشیم و فرمول هایی رو شکل میده که براساس اون ها دستوراتِ رفتار و عادت های ما صادر میشه و ما رفتار های آدم های چاق را در خودمون ایجاد میکنیم و با تکرار تشدیدشون میکنیم و دچار اضافه وزن میشیم!!
یک دسته از افرادی که اضافه وزن دارن اونایی هستن که به واسطه حرف دیگران دچار اضافه وزن شدن، تا یه سنی خیلی لاغر بودن حتی مورد تمسخر قرار میگرفتن و چاق شدن جز رویاهاشون بوده البته فقط میخواستن یکم توپر بشن، سعی این افراد برای چاق شدن مثلا اجبار در پرخوری و مصرف دارو بالاخره ذهن اون ها میپذیره درخواست اون ها رو برای چاق شدن و مغز اون ها قبول میکنه که باید چاق بشن اما مشکل اینجاست که وقتی روند چاق شدن شروع میشه دیگه نمیتونن کنترلش کنن!!! این افراد عددی را برا چاق شدن مشخص نکردن مثلا ۴ کیلو فقط میخواستن هیکلشون پرتر بشه و وقتی مغز ما فرمول هایی را برای چاق شدن ایجاد میکنه و رفتارها براساس اون فرمول ها شکل میگیره دیگه که تا کی اون افراد اون ها رو تکرار کنن مشخص نیست!!!
توصیه: افراد لاغر اصرار نکنید که چاق بشید چون دیگه مهار کردنش دست خودتون نیست!!(。ŏ﹏ŏ)
دسته دیگه افراد اونایی هستن که به وسیله مصرف داروها اضافه وزن پیدا میکنن، طرف یه مشکلی براش پیش میاد به پزشک مراجعه میکنه و دارویی براش تجویز میکنه و میگه این دارو خیلی خوبه ولی یکی از مشکلاتش اینه که باعث چاقی میشه و اشتها رو زیاد میکنه، به دلیل اینکه فرد به پزشک خیلی اعتماد داره این حرفش شاید به اندازه اینکه بخواد یک جمله را طی یکسال در مغزش نهادینه کته تاثیر میذاره و اون فرد باور میکنه چون که داره قرص مصرف میکنه پس طبیعیه که چاق بشه و از همون روز مغزش شروع میکنه به ساخت فرمول هایی که فرد را دچار اضافه وزن کنه چون فرد منتظره درسته یکم نگران هست و میگه نکنه من چاق بشم ولی چون مجبوره دارو رو مصرف کنه در پس ذهنش منتظره که اضافه وزن پیدا کنه چونکه دکتر گفته!!!!!!(ꏿ﹏ꏿ;) و بعد از مدت ها که دیگه قرص مصرف نمیکنن دیگه نمیتونن به حالت قبل برگردن!! این فرد روی مغز خودش تأثیر گذاشته و فرمول ها ساخته شده والان داره براساس اون فرمول ها کار میکنه قرص تاثیر نذاشته و این خود فرد بوده که چاقی را طبیعی کرده!!!
یه سری افراد بعد از بارداری دچار اضافه وزن میشن و این افراد به حرف بزرگترها گوش میدن و هرکسی تجویزی میکنه که من فلانو خوردم تا بچه سالم باشه و اونا هم مصرف میکنن مواد غذایی را و به صورت دستی فرمول ها رو عوض میکنن در این افراد برعکس مورد های قبله و اول خودشون شروع میکنن به بیشتر خوردن غذاها تنوع ایجاد میکنن و چیزایی ک تالا نخوردن میخورن و برای مغزشون فرمول هایی ایجاد میکنن که من دوس دارم به این شکل رفتار کنم!!! بعد از بارداری هم بخاطر شیردهی یه سری مواد غذایی دیگه ای میخورن برای میزان شیردهی و هی میزان غذا رو بیشتر میکنه برای کمبود شیر!!! افسردگی بعد از زایمان اکثراً بخاطر اضافه وزنه مثلا طی ۵-۶ ماه ۲۰-۳۰ کیلو اضافه کرده و بدن در حالت یک شوک قرار میگیره چون بدن اون ها آمادگی این همه اضافه وزن را نداره!!!(ᗒᗩᗕ)
چطور مغز داره کار چاق شدن را انجام میده؟! تمام فعالیت های بدنی ما تحت کنترل مغز ماست بنابراین رفتار غذایی ما هم تحت کنترل مغزه و این تصور اشتباهیه که افرادی که اضافه وزن دارن فکر میکنن معده اون ها باعث شده مثلا میگن معده ام گشاده یا میگن بدن من میکشه گرایش داره به شیرینی ولی این اشتباهه جسم ما به خودی خود هیچ نقشی در فرمان صادر کردن برای انجام حرکتی نداره یعنی دست را تا زمانی که اول بهش فکر نکنم نمیتونم حرکت بدم درسته این فرایند خیلی سریعه که قابل درک نیست و خب همین مغز هم داره رفتار غذایی افراد را کنترل میکنه، دلیل اینکه یک فرد متناسب رفتار غذاییش صحیحه ولی یک فرد چاق رفتار غذایی اشتباه داره هیجان زده است و پرخوری میکنه اینا بخاطر تفاوت در فرمان های مغزیه وگرنه جسم انسان ها که باهم تفاوتی نداره جسم انسان ها از نظر میزان نیاز به مصرف انرژی تفاوتی نداره اگر هم داشته باشه خیلی جزئیه!!! یک فردی که ورزشکاره نیازش به انرژی بیشتر شاید خیلی جزئی باشه به نسبت فردی که ورزشکار نیست!!! یک فرد چاق کافیه یه چند صد متر پیاده روی کنه بیشتر از روزای قبل غذا میخوره و این فرمول های اشتباهه مغزه که رفتار های غذایی رو به وجود میاره و در نهایت جسم را شکل میده!!
ارتباط تنگاتنگی بین ذهن و جسم وجود داره هر چیزی را که باور کردی میتونی اون رو تو جسمت ببینی!
فرمول های مغزی ما برای خیلی از رفتارهامون غیرقابل تغییره مثل تنفس کردن با شروع دویدن تنفس تغییر میکنه اتوماتیک اما فرمول های غذایی دست ماست و میشه تغییرش داد چون ما در انتخاب مواد غذایی آزاد هستیم نمیشه سیستم اینطور بود که در انتخاب آزاد بودیم ولی فرمول ها قابل تغییر نبودن، باید خودت بتونی اقدام کنی و با اقدام کردن ها فرمول ها ساخته میشن و تایید و پررنگ میشن، ما خودمون عامل به واقعیت رسوندن تصاویر ذهنیمون هستیم وقتی باور کنیم که طبیعیه چاقی و تصاویر چاق درونمون شکل میگیره مغز ما براساس تصاویر ذهنیمون عمل میکنه و فرمول سازی میکنه!!! با رژیم و فشار جسمی تصاویر عوض نمیشن!!! مغز براساس تصویر فرمان صادر میکنه و ما اجراکننده هستیم و چاق میشیم و با رژیم مقابله با فرمان مغزی میکنیم و نافرمانی با مغز باعث ایجاد درگیری ذهنی میشه و در نهایت ذهن پیروز میشه چون تداخل به وجود میاد!!!
افرادی که اضافه وزن دارن یا در حالت خفگی هستن یا سیری و چیزی به نام گرسنگی را تجربه نکردن افراد متناسب گرسنگی را دارن و سیری و پله استوپ این ها پله شروع ماست و باید حتما به حالت خفگی و فشار برسیم تا سیر بشیم!!!!
اشتها اصلا کجاست؟! مثلا غده است چیه؟؟ اشتها فقط فرمول ذهنیه که بر اساس اون مغز دستور میده به خوردن!! خیلی مهمه که ببینید چرا اضافه وزن پیدا کردین اگر جز دسته کودکی هستین و بر اساس اون چه عادت هایی درونت شکل گرفته ببین شبیه چه کسایی هست شبیه پدر مادرته ؟! یا بعد ازدواج چاق شدی که این هم یک فرمول که با دیدن و شنیدن در سن کمتر بوده و در زمان خودش این فرمول فعال میشه و رفتار غذایی تغییر میکنه و چاقتر میشن!!! اینکار برای ریشه یابیه!!
من از بچگی تپل بودم و رفتار غذاییم شبیه مادرم بوده و از قدیم بچه تپل رو بیشتر دوست داشتن و من هم باور کردم که طبیعیه چاق باشم و واقعاً هم وقتی توجه میکنم خیلی رفتارهای اشتباهی داشتم که هیچکدوم دست خودم نبود و همه از فرمول هایی که از خانواده یاد گرفته بودم فرمان صادر میشدن و من هم مجبور به اطاعت بودم ولی الان با روش ذهنی در حال حک کردن فرمول های پاک نشدنی جدید در مغزم هستم که فرمان های متفاوتی صادر میکنن و رفتار درستی انجام میدهم!!
مه تاب متناسب در حال جایگزینی فرمولهای لاغری😍✌️
سلام سلام
گام ۴۵در مسیر لاغری من
مهمترین عامل چاقی باور کردن چاقی هست یعنی باورهای چاقی که باعث شده چاق شدن و چاق ماندن در ذهن ما طبیعی بشه و بگیم حق ماست چاق شدن چاق ماندن
ما از طریق ذهن و باورهای چاقی که اموزش دیدیم باور کردیم چاق شدیم پس الانم از روش ذهنی لاغر شدن صحیح ترین روش برای لاغر شدن است و ماندگارترین روش برای متناسب شدن است و راحت ترین مسیر
حالا ما افراد چاق از طریق ها مختلف و باورها مختلف چاق شدیم
از طریق دارو چاق شده اند بسیاری افرلد این افراد متناسب هستند میروند دکتر و دارو تجویز میکنه دکتر و تاکید میکنه این دارو ها چاق کننده هست و فرد از زمانی شروع میکنه به خوردن دارو انتظار چاق شدن دارد و باور میکنه که این دارو باید چاقش کنه ومنتظر چاقی هست و باور چاقی به وجود میاد چاق میشوند
عده ای از بچگی چاق شده اند از طریق والدین خود که ان ها تشویق کرده اند به خوردن بیشتر.برای قوی شدن سالم بودن بزرگ شدن و تشویق میکنن فرد به خوردن بیشتر واسه رسیدن به هدف ها دیگه و فرد اموزش چاقی مبینه و چاق میشه به مرور
عده ای براساس حرفی چاق میشوند مثلا کسی میگه فلانی دیدی بعد ازدواج چاق شده ازدواج باعث چاقی میشه و نمونه هایی هم میبینه و فرد متناسب هست تا زمانی که ازدواج میکنه و باور فرد به طور خودکار شروع میکنه و فرد انتظار چاق شدن دارد و به مرور رفتارهای فرد تغییر میکنه و تکرار تکرار میشه فرد چاق میکنه و فرد طبیعی میدونه این چاقی رو
بیشتر خانم ها براساس اینکه باور میکنن که بارداری چاقی میاره و وقتی باردار میشوند منتظر چاقی هستند و به مرور رفتارها تغییر میشه و تکرار تکرار و به مرور این افراد چاق میشوند و باور دارند این چاقی طبیعی هست چون بارداری چاقی به وجود میاره یا بصورت دستی خودشان چاق میکنن واسه اینکه پسر سالم قوی داشته باشند شروع میکنن به زیاد خوردن و غذا ها مقوی خوردن زیاد خوردن رفتار فرد تغییر میکنه وفرد چاق میشه
بعضی از افراد براساس تیروئید یا بیماری ها دیگه چاق میشوند چون این افراد باور دارند چاق میشوند چون که بیماری تیروئید دارند یا هر بیماری دیگه که ان ها منشا چاقی خود میدادنند
بعضی از افراد ورزش نکردن شیرینی برنج فست فود نوشابه بی تحرکی ارث دلیل چاقی خود میدانند و باور میکنن که چاقی ارث بهشان رسیده یا چون پدر یا مادر انها چاق هست پس طبیعی هست چاق بشوند
حالا ما افراد چاق به هر دلیلی هر حرفی باور کردیم و چاق شدن طبیعی کردیم پذیرفتیم که چاق شدن حق ماست طبیعی است که چاق بشیم و به مرور رفتارها تغییر کرد چاق شدیم
پس باور ها چاقی و طبیعی شدن چاقی در ذهن باعث به وجود امدن چاقی در جسم ما میشه و شرایط فیزیکی ما رو تغییر میدهد باورها ما
وقتی ما باور میکنیم که طبیعی هست چاق بشیم به هر دلیلی داریم تصویر ها ذهنی چاقی بیشتر از خودمان در ذهن مان ثبت میکنیم و مغز ما براساس تصویرها ذهنی فرمول سازی میکنه و دستور ها جدید میده و ما رو شبیه تصویرها ذهنی خودمان میکنه
مغز ما براساس تصویرهایی که خودمان در ذهن مان ثبت کردیم فرمان صادر میکنه و ما اجرا کننده هستیم و به راحتی چاق میشیم
ما افراد چاق همیشه در حالت خفگی بودیم یا سیری ولی افراد متناسب گرسنگی دارند با سیری همین تفاوت در خوردن باعث تفاوت در شکل ظاهری و جسمی ما شده
ماحالت خفگی سیری میدونستیم یعنی خوردن غذا رو برابر با خفگی میدونستیم اینقدر میخوردیم که دیگه به اون حالت درد خفگی برسیم و بگیم الان سیر شدیم که این حالت زشت زننده در حیوانات هم نیست ولی در ما انسان ها افراد چاق هست چون ذهن دست کاری کردیم فرمول ها ذهنی رو و تعریف ها از خوردن سیر شدن تغییر دادیم به این وضعیت جسمی رسیدیم
ولی در فرد متناسب چنین رفتار زشت زننده ای نیست چون که فرمول و باورها ذهنی خودشان تغییر نداده اند و یا سیر هستند یعنی به انداز نیاز بدن غذا خورده اند یا گرسنه هستند و میخواهند غذا بخورند به اندازه نیاز بدن واسه همین هم جسم این افراد متناسب هست چون فرمول ذهنی این افراد دست کاری نشده
من از زمان بچگی چاق شده ام چون از کوچیکی من تشویق کرده اند به خوردن واسه اینکه تپل قشنگ باشی قوی باشی بزرگ بشی و تحت تاثیر حرفها والدینم و تشویق ها و انگیزه خودم واسه تپل شدن قشنگ شدن شروع کردم به خوردن واسه اینکه چاق بشم و وقتی یکم بزرگ شده ام و متوجه شده ام که پدرم چاق هست و اطرافیان بهم میگفتند شبیه پدرت هستی همون جور چاق میشی یا شبیه مادرت هستی چون پهلو داری و چاق شدن ارثی میدونستم دیگه و بعد کم تحرکی خوردن غذاها چرب فست فود شیرینی ورزش نکردن عامل چاقی خودم میدونستم و باور کردم که چاق شدن حق من هست و طبیعی شد در ذهنم و چاق شده ام و رفتارهام بیشتر شبیه والدینم بود در خوردن و به همین روال ارام ارام با تکرار تکرار رفتارها چاق کننده که از تصویرها ذهنی من دستور گرفته بود بیشتر شد چاق چاق تر شدم
پس من از طریق باورها خودم که از طریق مختلف در ذهنم ثبت کردم و باعث به وجود امدن تصویر،ذهنی چاقی در من شد و دستورات رفتارها چاق کننده داد چاق شده ام الانم از طریق مسیرلاغری با ذهن باور ها خودم تغییر میدهم و تصویر ذهنی من از خودم تغییر میکنه و رفتارها جدیدی در من به وجود میاد و بعد جسم من تغییر میکنه من متناسب میشم به همین راحتی
پس باید بهانه رو کم کاری ها رو شکست ها قبل از مسیر اشتباه بزاریم کنار و با تعهد کامل و اشتیاق علاقه استمرار در مسیر صحیح قدم برداریم و ذهن اموزش بدیم باورها تغییر بدیم تا در نهایت جسم ما تغییر کنه و این راز موفق شدن و شگفتی ساز شدن و تا ابد متناسب شدن و متناسب ماندن هست ما فقط باورها تغییر بدیم دیگه بقیش خودش درست میشه جسم تغییر میکنه و ما متناسب میشیم و عکس ما در البوم شگفتی سازان قرار میگیره
به همین راحتی فقط باید باورها تغییر بدیم همین
شاد شادشاد باشید
نشان های دریافت شده
عرض سلام و وقت بخیر
موضوع این جلسه درباره باور چاقی و تاثیراتش در اضافه وزن بود .
___________________
من می خوام از درس امروز استفاده کنم و درباره باور لاغری و تاثیراتش در کاهش وزن صحبت کنم .یعنی می خوام فرمولهایی برای لاغری ازش استخراج کنم .
من حدود یکساله با این سایت آشنا شدم و سی ساله که ذهنم چاقه وپر از فرمولهای چاق کننده اس و نتیجه اش حدااقل ۱۵ کیلو و حداکثر ۲۰ کیلو اضافه وزنه . اواخر بهمن سال گذشته دوره ورود به سرزمین لاغرهارو با عشق زیاد تهیه کردم و از ۱۶ فروردین به طور جدی درسها و تمرینات این دوره ارو شروع کردم ….. هنوز تغییر چندانی از نظر جسمی نکردم و همچین انتظاری هم ندارم .من همچنان در حال آموزش متناسب شدن به ذهنم هستم .ذهنی که سی ساله چاقی رو یاد گرفته و بهش فکر کرده نمیشه انتظار داشت در عرض چند ماه یکجسم لاغر کهنه حتی لاغرتر تحویلم بده …..من فکر می کنم در دوره خیاطی شرکت کردم و تا دوره و نکات آموزشی همراه با تمرین و تکرار به پایان نرسه نمی تونم از خودم انتظار دوخت لباس مجلسی داشته باشم .من صبر می کنم و لاغری جسمم رو به مغزممی سپارم مغزی که تحت فرمان الگوها و فرمولهای تثبیت شده ی ذهن منه .
من باید همون مراحلی که برای چاق شدن طی کردم همون مراحلو برای لاغر شدن طی کنم تا خیلی آسون و راحت بدون اینکه بخوام به چگونگی لاغریم فکر کنم متناسب بشم .یعنی چی که می بایست از همونمسیر چاقی لاغر بشم ؟
یعنی اینکه چاقی من بر اثر اجرای فرمولها رقم خورده .فرمول از کجا اومده ؟ از دیده ها و شنیده ها همراه با دلیل و مدرک .محاسبات دو دوتا چهارتا .
مثلا بارها به ما گفته شد که ازدواج سبب چاقی و اضافه وزنه .
هر کی این شنیده هارو باور کرده بی بروبرگرد بعد ازدواجش چاق شده .چون نه تنها شنیده بلکه دیده .و اینجوری توی ذهنش سند سازی شده .
مثلا : من امروز پسر عمو یا ،دختر خاله امو که یکسال پیش ازدواج کردن دیدم که چاق شدن درصورتی که قبل ازدواجشون متناسب یا لاغر بودن . از اینجا به بعد این فرمول در ذهنم نقش می بنده و تثبیت میشه که : ازدواج = با چاقی . خوب حالا فرض کن من در موقعیت ازدواج نیستم اما این فرمول توو ذهن من میره .میشه یه پکیج غیر فعال تااااااااااااا زمانی کهمندر موقعیت ازدواج قرار بگیرم . حالا این پکیج فعال میشه .اول در سطح فکر : با خودم میگم من ازدواج کردم نکنه چاق بشم ؟ یاد همون دختر خاله متناسبم میفتم که بعد ازدواجش چاق شد …..دیگه این نکنه نکنه ها فایده ای نداره و اون فرمول برای به ظهور رسیدن به فعالیتش ادامه می ده .من قبول کردم که در موقعیت چاقی ام .وقتی باور دارم که چون ازدواج برابر است با چاق شدن و می بینم که خودمم ازدواج کردم این برام بدیهیه کهچاق بشم ….حالا که چاقی برام در این حالتی که هستم بدیهیه .محتویات ذهنیم که به شکل تصویرهایی از ازدواج کرده های چاقه به مغز منتقل میشه و مغز مطابق با تصاویر دریافتی فرمانهای چاق شونده صادر می کنه .و در اصل از ذهن داره فرمان می گیره .تصویرهای چاق در ذهن از طریق مغز تبدیل به واقعیت میشن و ما شاهد جسمی میشیم که به تدریج در حال چاق شدنه …دستور خوردن بیش از نیاز صادر میشه وما از این دستور خواه ناخواه تبعیت می کنیم و وقتی سطح انرژی دریافتی بیش از نیازه ، سیستم سلولها هم از قبل با همون باور و فکر چاق کننده آماده شده .پس سیستم ذخیره چربی فعال میشه و ما شاهد اضافه وزن میشیم .
خوب این یکمسیر ذهنیه که یک پروسه طی میشه و انتهای اینمسیر میشه چاقی .
حالا چطور فرمول لاغری از این در می آد ؟
فرمول لاغری : هر گاه لاغر شدن برای ما بدیهی بشه خیلی زود شاهد کاهش وزن خواهیم بود
یعنی باور لاغری = لاغرشدن
پذیرش اطلاعات دیداری و شنیداری در مورد چاق شدن = چاق شدن
پس پذیرش اطلاعات دیداری و شنیداری از سایت تناسب فکری و تمرین و تکرا این اطلاعات همراه با باور اینکه من می تونم لاغر بشم و این روش نتیجه میده = لاغر تر شدن و سپس در صورت ادامه متناسب شدن و در صورت ادامه = لاغری .
اول از همه که مهمترین بخش داستان لاغریه باور لاغریه .
هر گاه باور کنیم که به این دلیل به اون دلیل ،بدیهیه که لاغر بشیم خیلی زود لاغری رو تجربه خواهیم کرد .
ما در دوره سرزمین لاغرها ،با ساز و کار ذهن آشنا میشیم و بعد یاد می گیریم که چطور یک ذهن چاق رو به ذهنی لاغر تبدیل کنیم تا بعد از چندین ماه کار و تلاش نتیجه اشو در جسم خود به شکل کاهش وزن ببینیم .
این نیاز به گذشت زمان خاص خودشو داره . من خودم از سن ۲۰ تا سی رویام چند کیلو چاق شدن بود ۱۰ سال نا آگاهانه داشتم ذهنمو برای چاق شدن آماده می کردم و به خودم یاد می دادم که چطوری باید چاق بشم بعد از ۱۰ سال به تدریج چاق شدم تا پنج کیلو چاقی خوب بود راضی و خوشحال بودم به ۱۰ کیلو اضافه هم که رسیدم بازم بی خیالش بودم داشتم زندگی عادی خودمو می کردم ولی بعدش وقتی دیدم هر سال دارم چاقتر میشم و از تناسب دلخواه خارج میشم ترسیدم و به انواع روشهای اشتباه متداول متوسل شدم که هیچ نتیجه ای جز چاقتر شدن نداشت .
می خوام اینو بگم اول از همه من باید لاغر شدن با قدرت ذهنمو باور کنم .دلایلی که من با خودم درباره اش حرف می زنم تا این مسیله ارو برای خودم باورپذیر کنم ایناس :
من باور می کنم که با قدرت ذهن میشه لاغر شد چرا که استاده این روش جناب عطار روشن ،بدون هیچ رژیم خاص ،بدون گرسنگی و رنج ،بدون فعالیت باشگاهی و ورزشی ،فقط از طریق عوض کردن فرمولهای ذهنیش ،موفق شد در عرض دو سال ۴۰ کیلو وزنشو کاهش بده و هم اکنون بعد از چندین سال که از رسیدن به وزن دلخواهش گذشته در این وزن ثابت مونده و وزنش برنگشته .اینو که دارم با چشم خودم می بینم دلیل به این واضحی .آیا همین یک دلیل کافی نیست که من باور کنم می تونم با استفاده از این روش متناسب بشم ؟ اون چیزی که منو نا امید می کنه القای حس عجله کردن برای لاغر شدن از طریق ذهن منفی باف یا همان شیطان رجیمه .
اگر هنوز شکی داشته باشم ،این قدرت تخریب ذهن منفی باف منه که میشه بهش شیطان هم گفت. وقتی که من می خواستم با باورهای بی اساس خودمو برای چاقی آماده کنم نیومد منو وسوسه کنه شک به دلم بندازه و بگه نه باور نکن اینجوری نمیشه چاق شد .مگه چاق شدن الکیه .فلانی رو ببین ازدواج کرده ولی چاق نشده .فلانی رو ببین مادر پدرش چاقن ولی خودش لاغره پس باور نکن که چاقی ارثیه .
چرا اینجادوگر منفی باف نیومد اینارو بیخ گوش ما بگه که ما همینجور الکی الکی چاق نشیم .؟
به محض اینکه باور کردیم که فلانچیز مارو چاق می کنه دربست قبولش کردیم و بعدم بخاطر همین پذیرش براحتی چاق شدیم و از هیکل افتادیم و در معرض انواع بیماری ها و دردها قرار گرفتیم .
پس در نتیجه چاقی و چاق شدن راه شیطان و سقوط و بدبختیه و شیطان حسابی پشتیبانی می کنه .مثلا پرخوری رو در نظرمون یه کار بسیار لذت بخش تحت عنوان خوش اشتهایی جلوه می ده جوری که ما خیلی وقتا با یه دیس غذای دلخواهمون اصلا عشقبازی می کنیم .
خوب پس بیاییم به این دلایل بدیهی برای لاغر شدن با قدرت ذهن بیشتر فکر کنیم وباورش کنیم .
تا باورش نکنیم اتفاقی نمیفته حتی اگر ساعتها بشینیم فایل گوش بدیم و بنویسیم .
دومین مسیله بسیار مهم در گرفتن نتیجه از این راه و روش منطقی کردن ذهنه .یعنی چی ؟
یعنی اینکه همانطوری که یک هنرجوی دوره خیاطی تا دوره خاص آموزشی رو طی نکنه و بارها به شکل عملی دوخت و دوز نکنه و آزمون عملی پایان دوره ارو نده نمیشه بهش گفت خیاط و نمی تونه آموزشگاه یا کارگاه خیاطی بزنه و بهش مجوز اینکارو نمی دن .همینطور هم تا دوره آموزش هنر لاغری با ذهن به پایان نرسه و همه نکته ها همه باورها و افکار چاق کننده شناسایی نشن و یکسری از آموزه هارو به شکل عملی در متن زندگی پیاده نکنیم در حد ایده آل متناسب نخواهیم شد .
مثلا ما یاد می گیریم که تنها وقتی اقدام به خوردن کنیم که از درون به ما اعلام گرسنگی بشه نه به هر بهانه و دست آویزی . خوب حالا اگر بهش عمل نکنیم و از غذاها استفاده ابزاری کنیم مثلا برای فرو نشاندن خشم و استرس اقدام به خوردن کنیم در روند لاغر شدن اختلال ایجاد می کنیم .یعنی رفتار غذاییمون در کنار پاکسازی یکسری از افکار و باورها باید اصلاح بشه برای لاغر شدن باید همه جانبه پیش بریم تا نتیجه بگیریم .
اگر می خوایم در طول دوره آموزشی با آرامش جلو بریم باید بدونیم که هیچ ماده غذایی چاق نمی کنه الا وقتی که بیش از نیاز بخوریم یا روی سیری اضافه بر سازمان بخوریم.
حالا دیگه باید بشینیم ببینیم چه وقتهایی سیریم ولی می خوریم باید بهانه های پرخوری رو پیدا و حذف کنیم .
مسیله مهم بعدی که باید در این مسیر بهش خیلی توجه کنیم عجله نکردن و شک و تردید به خود راه ندادنه .
وقتی هنوز یکماه نشده داریم تمرین می کنیم و فایل گوش می دیم یا میریم روی ترازو که یکی از اشتباهات فوق العاده سنگین و با تبعات به شدت مخربه و می خوایم ببینیم حالا که بعد یکماه احساس سبک وزنی خاص می کنیم آیا وزن کم کردیم یا نه ؟ یا شروع می کنیم هر هفته با لباسهامون خودمونو سایز کردن .یا دایم جلوی آینه خودمونو چک کردن .اینا همه اش اشتباهه و حاکی از شکو تردید ما هم به توانایی خودمون در لاغر شدن و هم شک به تاثیرات تمرینات ذهنی در لاغر شدنه .
خوده شک و تردید ،یکی از موانع ذهنیه لاغریه .
نشان های دریافت شده
سلام🙂
اول که میخوام تشکر کنم به خاطر اون فایل اول که امید و انگیزه مضاعف میده برای ادامه دادن و خاطر نشان میکنه تمام کسایی که به این مرحله رسیدن همون مشتاقان لاغری هستن و همون کسانی هستن که به خودباوری رسیدن و دیگه به هم خداوند و هم به خودشون و هم به این روش ایمان دارن و با تعهد دارن ادامه میده و اینها همون کسایی هستن که چه بخوان و چه نخوان لاغر میشن و در زمره شگفتی سازان قرار میگیرن😊
وقتی نوشته های ابتدای فایل رو خوندم دیدم تمام دلایلی که شما عنوان کرده بود برای چاق شدن رو من قبلا همه رو داشتم و همه اینها دلایل چاق شدن من بودن و جالبه که بگم از زمان آشنایی من با این سایت در بسیاری از آدمهای اطرافم و حتی در مراجعین این باورها رو میبینم و بیشتر درک میکنم این حرف شما که میگین چاقی زبان مشترک بین ما است همین دیشب یه خانومی که در حال مصرفداردهای اعصاب هستن اضافه وزنشون رو داروهای اعصاب میدونستن و گفتن که در عرض بیست روز مانتویی که برای دوخت برده بودن و الان رفتن پرو کرده تنگ شده و خیاط با تعجب ازشون پرسیده بود که در عرض ۲۰ روز چاق تر شدی اونم گفته بود نمیدونم والا … خلاصه یه جورایی این درسها برام مرور شد که اضافه وزن گرم به گرم و خیلی آرام بر ما اضافه میشه و وقتی ذهن ما چاقی رو بپذیره تمایل به گسترش اون داره بطوریکه میتونه در بیست روز لباس رو برای جسمت تنگ کنه….واقعا عجیب و شگفت آوره اینهمه توانایی و قدرت ذهن😮
من از جمله کسایی بودم که کودکی لاغر بودم و بعد از بلوغ اضافه وزن پیدا کردم که البته اونم خیلی زیاد نبود و تا قبل از بارداری من ۶۲،۳بودم
و در واقع اضافه ها در دوران بارداری اتفاق افتاد و من دقیق یادمه که حتی در همون ماههای اول من چاقیم شروع شد و این روند در ۹ ماه تا ۲۰،۲۵ کیلو اضافه وزن رسید و من هم بچه ای با وزن ۲۶۰۰ رو به دنیا آوردم و این اضافه ها با من موند و خیلی آروم آروم ۱۰،۱۲ کیلوش کم شد
در صورتیکه همزمان با من یکی از همکلاسیهام که حامله بود اتفاقا در ماههای اول به خاطر ویار شدید حدود ۴،۵ کیلو کم کرد و تازه بعد از ماه ۴ شروع به افزایش وزن کرد😬
انقدر اضافه وزن من روندش سریع و افزایشی بود که در ماه ۴ به خاطر فشار خون بالا که دکترم گفت به خاطر وزن هست متخصص تغذیه مراجعه کردم و ایشون عم گفت که ما در دوران بارداری رژیم خاصی نداریم فقط پیاده روی کن و…. وبا اینجال یه برنامه خیلی ملو و ضعیف غذایی برام نوشت که من بگی نگی اجرا کردم و اون ماه اضافه نکردم و مامانم وقتی اینو فهمید ناراحت شد و گفت که بچه ات ضعیف میشه و کم جون میشه و….وخلاصه ما برنامه رو رها کردیم و پرخوری و چاق شدن و حتی فشار خون ۱۴/۹هم برام عادی شد …چون باور کرده بودم که من باردار برای بچم هم شده باید بیشتر بخورم عادی بود که چون پسر باردارم میلم به شیرینی بیشتره و چون باردارم هر چی هوس کردم باید بخورم و منم که فقط شیرینی جات هوس میکردم قشنگ یادمه با همین رفتارهای دستکاری شده کم کم صبحها از زور گرسنگی ۶ صبح دیگه خوابم نمیبرد و حتما صبحانه هم یا باید تخم مرغ میخورم یا خامه عسل چون با نون پنیر سیر نمیشدم یا زود گرسنه میشدم با همین صبحانه طرفای ۱۰ صبح دوباره دل ضعفه و گرسنگی و بوفه بیمارستان و یه شیر کاکائو بزرک با کیک صبحانه میخوردم ۱۲ و۱۲ونیم دوباره گرسنه بودم و یه بشقاب به قول شما تپه ای برنج میخوردم عصر بستنی سالار و…..همینطور پرخوری و اضافه وزن
.در کتابهای ما علت افسردکی بعد از زایمان رو جدا شدن کودک از مادر بعد از ۹ ماه با هم بودن عنوان کردن و الان من این حرف شما رو هم کاملا قبول دارم که اینهمه اضافه وزن اونم در مدت کم هم یکی از دلایل افسردگی هست من خودم چاق شده بودم بعد ارز زایمان هم چاق مونده بودم در دوران شیردهی هم وزنم خوب کم نمیشد مانتوها و لباسهام تیره و با طرحهای ساده شده بودن از دیدن خودم درآینه بدم می اومد از پوشیدن لباسهای گشاد و زشت بدم می اومد از اینکه بچه باعث شده بود از درس و دانشگاه عقب بیوفتم ناراحت بودم توجه همسر و خانواده خودم و بقیه هم که فقط به بچه تازه متولد شده بود و حتی به خاطر شیر نداشتن و تپل نبودن بچه هم سرزنش میشدم و همه اینها باعث شده بود اون محبت رو به فرزندم نداشته باشم و مثل بقیه مادرا دوسش نداشته باشم و همین هم باعث عذاب وجدان من شده بود…..
خدایی که چه دوران ناراحتی بود….افسردگی همینه دیگه ….
الان دیگه میدونم که من چاقی رو یاد گرفتم مثل هر مهارت دیگه ای و با دیدن رفتارهای اطرافیانم و شنیده های اونا فرمولها در من شکل گرفتن و وقتی شاهد مثالش رو هم میدیدم بیشتر باور میکردم این فرمولها رو ووقتی خودم در اون شرایط قرار گرفتن اون فرمولها کار خودشون رو کردن و من رو به چاقی رسوندن
من بارها و بارها شنیده بودم که زن باردار باید به اندازه ۲ نفر غذا بخوره یا زن باردار هر چی هوسش شد باید براش تهیه کنن،یا زنی که پسر حامله اس بدنش شیرینی و گرمی رو میکشه،برای داشتن بچه سالم و تپل باید حسابی بخوری …..
اطرافیانم رو هم دیده بودم که وقتی باردار میشدن چاق نیشدن که اینها هم شاهد مثالهای من بودن
همین شد که من در دوران بارداری اینهمه چاق شدم با اینکه در کتابهامون خونده بودم که اضافه وزن طبیعی همون ۷،۸کیلو هست ولی اطلاعات پزشکی اینجا کاره ای نبود باورهای من کار خودشونو انجام میدادن….؛)
خوب ذهنی که تونسته من رو چاق کنه میتونه من رو هم لاغر کنه چون قابلیت یادگیری داره و اطلاعات و آگاهی لاغر شدن هم از این سایت در اختیارشه پس فقط باید تکرار بشه تا شبکه سیناپسی قوی بشه و ذهن لاغر تشکیل بشه که کاملا ناخودآگاه رفتارهایی رو انجام بده و عادتهایی شکل بگیره که جسم رو متناسب میکنه و متناسب نگه میداره
🙂
نشان های دریافت شده
بنام خدا
. سالها باورکردم که من سرنوشت حتمی من چاقیه. و حتما شماهم شنیدین که آدمابه خودشون. میگن که سرنوشت یعنی چیزیکه نمیشه دوباره نوشت وازاین دست. حرف ها باورهایی که به من ثابت میکردند که من باید به این دلایل چاق بمونم تااخرعمر مثل چاقی ماژنتیکیه وباوراینکه من غصه میخورم وناراحتم بایدغذابخورم همیشه دلایل بود برای خوردن و همین دلایل هم باعث میشد که من چاق بشم مثل دوره ی بلوغ باورهایی که باعث میشد من اسیر چاقی بشم ودرچاقی خودم غرق بشم باورکردم که من چاق هستم ومشکل دارم هرچقدرازچاقی فرار میکردم بیشتراسیرمیشدم من پذیرفته بودم وقتی باخودم مواجه شد و که چقدرچاق شدم بعداز مدتی همه ی شورونشاط واقعی من رفت باورهایی که به من اثبات میکردکه من حقمه چاق باشم وتااخرعمرم چاق بمونم چاقی من به دلیل باورکردن چاقی وتکرارعادتهای چاقی ومسولیت پذیرنبودن خودم دربرابر خودم بود چاقی من به خاطر عادتهایی بودکه خودم به عادتهای چاق کننده اضافه میکردم و درنهایت برای آروم کردن خودم خودموتوجیه میکردم که به این دلایل هست که من چاقم ولی واقعیت این بود که من به تصویرهای ذهنی خودم هم به نحواحسن عمل میکردم هرچه به ذهنم رسید میخریدم ویامیخوردم واین دربارداری بیشترشدومن بیشترین اضافه میکردم دربعدازازدواح هم به همین شکل قصه قصه ی رژیم و خوردن یا نخوردن چه غذاوچه فعالیتی نبودقصه ی چاق شدن به ذهن برمیگرده وچیزهاییکه مدام در ذهن مرورمیشه پس برای لاغری مسولیت بروزرسانی اطلاعات ذهن درموردچاقی ولاغری بازهم به عهدهی خودمه که الان میدونم چراچاق شدم و دوم مسول خودم هستم سوم روشهای فیزیکی کارساز نیست برای لاغری روشی که بااحساس من منطبق نباشه پذیرفته نمیشه وچهارم اینکه مسول عادتهاورفتارهام خودم هستم واونیکه باورهاروتاییدمیکنه به صورت کاملاً واضح تجربه میکنه من هستم.پس بایدمسولیت کامل خودم روبه عهده بگیرم .
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز ودوستان سایت💖💖🌹🌹
لاغری باذهن قسمت پنجم
موضوع :دلایل چاق شدن من
جلسه امروز در مورد مهمترین موضوع در مورد چاق شدنه افراده، و اون باور کردنه چاقیه، پذیرش چاقیه
با توجه به موضوع که امروز مطرح میشه، شما به وضوح متوجه میشی که چرا ذهن شما نقش اصلی رو در چاق شدن شما داره بازی میکنه. و به این نتیجه خواهید رسید که مطمئن ترین روش برای لاغری، به روش لاغری با ذهنه🥳
چرا که همین ذهنی که توانایی چاق کردن شما رو داره، مطمئنا توانایی متناسب کردن شما رو هم داره.🌹 اگر که همونطور که برای چاقی ازش استفاده کردید، برای لاغری هم ازش استفاده کنید.
موضوع باور چاقی یعنی چی؟؟ باورکردن چاقی به چه شکلی افراد رو به سمت چاق شدن هدایت میکنه؟؟🤔🤔
افرادی که اضافه وزن دارن به چند دسته تقسیم میشن دستهای از آنها از کودکی اضافه وزن دارن و برای آنها به آسونی و به راحتی در اونها شکل گرفته، و مغزآنها چاق شدن رو یاد گرفته، همانطور که مغز آنها صحبت کردن رو یاد گرفته همانطور که راه رفتن رو یاد گرفته، همین طور هم به همین سادگی چاق شدن رو یاد گرفته🥴 و اینها از بچگی باور کردن که اضافه وزن و چاق شدنشون طبیعیه،
در ذهن اینها این موضوع به چه شکل نقش بسته ؟؟ما وقتی کودک هستیم خیلی راحت تر رفتار پدر و مادرمون رو میبینیم همونجور که صحبت کردن رو از آنها یاد میگیریم و خیلی از عادت های دیگه رو هم از آنها یاد میگیریم، چاق شدن رو هم از آنها یاد مگیریم. حتی اگر یکی از والدین اضافه وزن داشته باشه، این نقش بسیار مهمی در یادگیری چاق شدن برای فرزندان داره. پس از افرادی که از بچگی اضافه وزن دارن خیلی راحت با دیدن رفتار پدر و مادر باور کردن که، چاق شدن طبیعیه😬
با شنیدن حرف هایی که درباره چاقی زده شده، این که چاقی ارثیه، همه چاقیم، هر کاری کنیم بازم ما چاق خواهیم بود، اینها حرفهای است که از اطرافیان شنیدن و وقتی باور می کنن که چاق شدن طبیعیه، اونوقته که ذهن اونها فرمولهای رو میسازه و بر اساس این فرمولها رفتارهایی رو در اونها ایجاد می کنه که به سمت چاقی هدایت میشن و اصلاً هم به تصمیم آنها ارتباطی نداره و همش نا خوداگاه چاق شدن رو یاد گرفتن،
ذهنشون یادگرفته، مغزشون باور کرده که طبیعیه چاق باشن بنابراین فرمولهای رو شکل میده که بر اساس آن فرمولها، دستورات رفتار و عادت های آنها صادر میشه و آنها یواش یواش عادت های افراد چاق رو در خودشان ایجاد میکنن و با تکرارشون تشدید میکنن و دچار اضافه وزن میشن😧
دسته دیگه اون هایی هستن که به واسطه حرف دیگران دچار اضافه وزن شدن، آنهایی که تا یک سنی لاغر بودن و مورد تمسخر دیگران قرار میگرفتن، خودشون از این وضعیت ناراحت بودن و خیلی تلاش کردند که چاق بشن، نه چاقی زیاد، فقط اینکه یکم بدنشون پر تر بشه.
و سعی این افراد برای چاق شدن، حالا از طریق این که به اجبار خودشون رو به پرخوری وادار میکنن در صورتی که کار خوشایند شون هم نیست، اما چون این کار رو تکرار می کنن دارو مصرف میکنن، و دنبال روشی هستن که بتونن چاق بشن، بالاخره ذهن اونها میپذیره درخواست اونها رو برای چاق شدن، و مغز اونها قبول میکنه که این افراد باید چاق بشن، اما مشکل اینجاست که وقتی روند چاق شدن شروع میشه، دیگه نمیتونن کنترل کنن،
همه این افراد موقعی که تصمیم گرفتن و خواستن که چاق تر بشن ،عددی رو مشخص نکردن و نگفتن من می خوام ۴ کیلو چاق بشم، فقط میخواستن چاق تر بشن ،پر تر بشن،
و وقتی مغز ما فرمول هایی رو برای چاق تر شدن ایجاد میکنه و رفتارها بر اساس اون فرمولها شکل میگیره، دیگه اینکه تا کی اون افراد این ها رو تکرار کنن،دیگه مشخص نیست و خیلی از آنها که زمانی از لاغری رنج میبردن و خواستن اضافه وزن پیدا کنن، یا کمی تپل بشن، الان با اضافه وزن های سی،چهل کیلویی روبهرو شدن و خیلی هم ناراحتن، دست دیگه اون هایی هستند که به واسطه مصرف داروها اضافه وزن شان شروع میشه، طرف یه مشکلی براش پیش میاد به پزشکی مراجعه میکنه ،داروی براش تجویز میشه و پزشک تاکید میکنه که مراقب اضافه وزن باش، این دارو مشکلی که داره اینه که باعث چاقی میشه و اشتها رو زیاد میکنه، به دلیل اینکه فرد به پزشک اعتماد داره، این حرف پزشک شاید به اندازهای که فرد خودش بخواد یک سال تلاش کنه که جمله ای رو در مغزش نهادینه کنه، تاثیر میذاره و این فرد باور میکنه که چون قرص مصرف میکنه پس طبیعیه که چاق بشه و از همون روز مغز شروع میکنه به ساخت فرمولهایی که فرد رو دچار اضافه وزن کنه. چون که فرد منتظره
درسته یکم نگرانه، که میگه نکنه من چاق بشم، اما چون دارو رو مجبوره مصرف کنه ،در پس این مصرف دارو، در ذهنش منتظره که اضافه وزن پیدا کنه و می گه چون قرص مصرف می کنم طبیعیه که چاق بشم و متاسفانه این افراد هم یواش یواش رفتارها و عادت های غذایی اونها عوض میشه و بعد از مدتی دچار اضافه وزن میشن و بعد از مدتها که قرص رو مصرف نمیکنن، دیگه نمیتونن به حالت قبل برگردن،
نه اینکه قرص تاثیرش روروی فرد گذاشته باشه، این فرد بوده که روی مغز خودش تاثیر گذاشته، فرمول ها ساخته شده و الان مغز داره با اون فرمول ها کار می کنه و فرمول ها ایجاد شده ،نه اینکه قرص این تاثیر رو گذاشته، خود فرد به واسطه اینکه قرص مصرف میکرد، برای ذهنش، برای مغزش طبیعی شد چاق شدن 🥺
یک سری از افراد بعد از دوران بارداری دچار اضافه وزن میشن چون تا قبل از بارداری در اندام مناسبی هستن، وزنشون عالیه اما به واسطه بارداری و چون تجربه بارداری ندارن و شروع میکنن به گوش دادن به حرف بزرگترها و هر کسی براش تجویز انجام میده و تجربیات خودش رو میگه، که من این چیزها رو خوردم ،به خاطر اینکه بچه قوی بشه و سالم به دنیا بیاد و کلی دستورالعمل های غذایی، که به افراد باردار میدن و آنها هم یواش یواش مصرف می کنن و خودشون به صورت دستی، فرمولهای ذهنشون رو عوض می کنن،
در سایر افراد اول ذهن آماده میشه برای چاقی، یعنی باور میکنه و شروع میکنه به چاق شدن، در افرادی که به واسطه بارداری چاق میشن، شرایط متفاوته، اونها خودشون شروع میکنن به بیشتر خوردن غذا و وعدهها رو بیشتر میکنن ترکیبات رو بیشتر میکنن و تنوع هایی ایجاد میکنن چیزهایی که تا حالا نخوردن رو میخورن
خودشون برای مغزشون فرمول های جدید ایجاد میکنن که من دوست دارم به این شکل غذا مصرف کنم و بعد دیگه برای مغز اونها عادی میشه به این شکل رفتار کردن، و فرمولهای رفتاریشون میشه،🤨 و خیلی ها باورشون اینه، میزان غذایی که مصرف می کنن، تاثیر داره در میزان شیردهی اونها، در صورتی که باور اشتباهیه و خیلی هم خطرناکه، چون هرچقدر فرد بیشتر غذا مصرف میکنه، میبینه خیلی هم در میزان شیردهی تاثیری نداره، اما هی فکر میکنه که غذاش کمه و سعی میکنه با بیشتر خوردن این کمبود رو جبران کنه، که نتایج بدی در اضافه وزن به وجود میاره🧐
یکی از خصوصیات ذهن ما اینه که، همیشه به دنبال بیشتر شدنه، شما در هر جنبه از زندگیتون ذهنتون به دنبال بیشتر شدنه، افرادی که تحصیل کردن رو دوست دارن، همیشه دوست دارن که ادامه بدن. برای ذهن ما فرقی نمیکنه که این چیزی که شما یاد گرفتید به نفعتونه یا به ضرر تون.🥺
وقتی شما چاقی رو هم یاد می گیرید، هموار ذهنتون تلاش میکنه که یک ذره چاقی بیشتر، و متاسفانه این اشتیاق ذهن ما برای گسترش دادن موضوعات در مورد چاقی، باعث مشکلات فراوانی برای ما میشه، چطور این مغز داره این کار رو انجام میده؟؟؟ تمام فعالیتهای بدنی ما تحت کنترل مغز ماست. نفس کشیدن، پلک زدن ،ضربان قلب، گردش خون همه اینها داره توسط مغز ما کنترل میشه ،بنابراین رفتار غذایی ما هم تحت کنترل مغز ماست. این تصور اشتباهیه که خیلی از افرادی که اضافه وزن دارن، فکر میکنن مثلاً معده آنها باعث میشه که چاق بشن.
مثلاً یکی میگه معدم گشاده، باعث میشه زیاد بخورم. بعضی ها میگن بدنم میکشه، گرایش دارم به شیرینی. اینها همه تصورات اشتباهه. جسم ما به خودی خود هیچ نقشی در فرمان صادر کردن برای انجام یک حرکتی نداره، یعنی دستم را تا زمانی که اول بهش فکر نکنم، و درسته که این فرآیند اینقدر سریع که ما نمیتونیم بینش فاصله بیندازیم،
که ببینیم یا حس کنیم، که چطور اتفاق می افته که من تصمیم بگیرم دستم رو بلند کنم. چطور این فرمان به دست من صادر میشه و دست من بلند میشه. و همین مغز هم داره رفتار افراد رو کنترل می کنه، رفتار غذایی افراد رو کنترل میکنه دلیل اینکه یک فرد متناسب، رفتار غذایش درسته، ولی فرد چاق رفتار غذایی اشتباه داره، هیجان زده ست، پرخوری می کنه، اینها به خاطر تفاوت در فرمان های مغزیه، و گرنه جسم اونها که با هم تفاوتی نداره، جسم اونها از لحاظ میزان نیاز مصرف انرژی با هم تفاوتی نداره، اگر هم داشته باشه، خیلی جزئیه.
افراد چاق وقتی کمی فعالیتشون از حالت عادی بیشتر میشه با غذای زیاد جبران میکن و تصورشون اینه که خیلی انرژی از دست دادن، اینها همه فرمولهای اشتباه مغز ماست.، که در نهایت رفتار غذایی ما رو به وجود میاره و رفتار غذایی ما که همون عادت های ماست، در نهایت جسم ما رو شکل میده ارتباط بسیار تنگاتنگی بین ذهن و جسم وجود داره، هر چیزی رو شما باور کردی، در جسمت اون رو میبینی، همه افرادی که اضافه وزن دارن، براشون طبیعیه چاق تر شدن،🧐
فرد متناسب رفتار غذایش مثل سایر رفتارهای بدنش، مثل نفس کشیدن، مثل ضربان قلبشه، ولی یک فرد چاق نه،
رفتار غذایش متفاوته با سایر رفتارهای بدنش، چون فرمول های مغزی ما برای خیلی از فعالیتها، غیرقابل تغییره،
مثل تنفس کردن، اما فرمول های مغزی، درباره خوردن دست ماست، میشه تغییرش داد. چرا میشه تغییرش داد؟؟؟🤔 چون ما در انتخاب مواد غذایی آزاد هستیم ،وقتی در انتخاب غذا آزاد باشی باید خودت بتونی فرمولها ر، اجرا کنی، باید خودت اقدام کنی، بنابراین با اقدام کردنها، ما فرمول سازی هامون هم، انجام میشه.
یعنی فرمولهایی که ساخته میشه، با اقدام کردن ما تایید میشه و پررنگ میشه. ما خودمون عامل به واقعیت رسوندن تصویرهای ذهنیمون هستیم. وقتی که ما باور میکنیم که طبیعیه چاق بشیم، یکسری تصویرهای چاق از خودمون در ذهنمون شکل میگیره.
یعنی همه افرادی که یک روزی متناسبن، ولی دوست دارن چاق بشن، یا دارو می خورن و بهشون گفته میشه چاق کننده است و هر چیزی که به اونها میگه که شما چاق میشی و براش طبیعی میشه،🤨
بلافاصله تصویری از خودش به صورت چاق تر، در ذهن اون شکل می گیره و مغز ما بر اساس تصویرهای ذهنی ما عمل میکنه و فرمول سازی میکنه، اما وقتی رژیم های سختی می گیریم و مقداری از وزنمون رو کم میکنیم، یه جورایی مطمئن بودیم که بازم چاق میشیم 🥺
چرا همه این تجربه رو داریم؟؟؟🤔 به خاطر اینکه تصویرها که عوض نمیشن ،با فشارهای جسمی تصویر ها هنوز سر جاش هستن، و مغز ما بر اساس این تصویرها داره کار میکنه بنابراین مغز ما میاد بر اساس تصویر، فرمان صادر میکنه و ما اجرا کننده هستیم، ما اجرا کننده فرمان های مغزیمون هستیم و به راحتی چاق میشیم
و زمانهایی که از رژیم و هر روشی، شما میخوای استفاده کنی برای لاغری و میای دستکاری میکنی و مقابله میکنی با فرمان های مغزی، یعنی مغزت، داره فرمان میده این مقدار غذا بخور و شما روی برنامه غذایی میبینی نوشته ۷ قاشق غذا چرا اعصابمون خراب میشد؟؟
چون مغز فرمان میده بخور، تو برخلاف همیشه، که همیشه اطاعت می کردی و فرمان رو اجرا می کردی، الان نمی خوای فرمان رو اجرا کنی ،
ونافرمانی از مغز باعث ایجاد درگیری ذهنی میشه و همیشه هم ذهن ما پیروز میشه همیشه ما شکست میخوریم. چون این تداخل به وجود میآید.
فرمول به این شکل عمل میکنه:: افرادی که اضافه وزن دارن یا در حالت خفگی بودن، یا سیری
وصلا چیزی به اسم گرسنگی رو تجربه نمیکنن، در افراد متناسب آنها گرسنگی رو دارن با سیری، و ما یک پله از متناسب ها بالاتریم،
یعنی پله استپ اونها، پله شروع ماست. و همین باعث چاقی میشه و همیشه فکر میکنن حالت خفگی یعنی سیر شدن و فشاری که در معده به وجود میاد، یعنی سیر شدن و چون مغز فرمان خوردن رو میده و شروع می کنیم به خوردن، و زمانی که فشار به شکم ومعده بیاد، یا حالت خفگی پیدا کنیم، دست می کشیم از خوردن.🥴
پس جواب فرمول در مغز میشه، اقدام به خوردن، مساوی است با حالت خفگی. هیچ چیزی غیر از فرمول نیست. خیلی ها میگن اشتهام زیاده، اشتهاه یعنی چی؟ و کجاست؟
مایک کلیه داریم، میدونیم کارش چیه، معده داریم میدونیم کارش چیه، غده هایی هستن که یکسری آنزیم ترشح میکنن غده اشتها کجاست؟؟🤔 که اشتها رو تعیین میکنه؟؟
اشتها فقط یک فرمول ذهنیه که مغز ما بر اساس اون، میاد دستور میده به خوردن، و ما چون پرخوری می کنیم، فکر می کنیم اشتهامون زیاده.
اشتهامون زیاد نیست، فرمول ما برای چاق شدن زیاده، و ما بر اساس فرمول عمل میکنیم که چاق میشیم، بنابراین خیلی مهمه که ببینید چرا اضافه وزن پیدا کردید؟ دلیلش رو پیدا کنید، که چه زمانی اضافه وزن پیدا کردید، تمرین این جلسه اینه که، پیدا کن که بر اساس پذیرش اضافه وزن، چه عادت هایی در شما شکل گرفته؟؟ ببینید از چه زمانی اضافه وزن گرفتید؟؟ آیا پزشکی به شما چیزی گفت، به خاطر شنیدههات از دیگران بود؟؟ ببین از چه زمانی اضافه وزنت شروع شده و بعد فرمول هاش رو پیدا کن،
هدف از انجام این تمرین اینه که به این نتیجه برسیم که منشاء کجاست؟ ریشه از کجا شکل گرفته؟ که بتوانیم برطرف کنیم .وگرنه نمیتونیم.
ما تا مسئله ای رو نتونیم ریشه یابی کنیم، که نمیتونیم برای همیشه حلش کنیم. باید ریشه شناسایی بشه و ترمیم شروع بشه
💖💖💖💖💖💖💖🌹🌹
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیز و همراهان عزیزم در این مسیر
با تکرار کردن و تامل کردن در مورد مطالب گفته شده ما موانع متناسب شدن رو شناسایی کرده و برطرف میکنیم و و فرمولسازی برای تناسب میکنیم تا کفه ی ترازوی تناسب رو سنگین تر کنیم.
پذیرش چاقی باعث چاق تر شدن شما میشه .
همین ذهنی که توانایی چاق تر شدن شما رو داره توانایی متناسب شدن شما رو هم داره
موضوع باور چاقی به چه شکل هست ؟
افرادی که اضافه وزن دارن به چند دسته تقسیم میشن :یک دسته اقرادی هستن که از طفولیت اضافه وزن داشتن و خیلی کارشون برای یاد گیری چاقی راحت تر بوده مثل یادگیری زبان مادری از کودکی معز ما ارام و راحت چاقی رو یاد گرفته مثل یاد گرفتن راه رفتن و حرف زدن چاقی رو هم راحت یاد گرفتن و چاقی براشون طبیعی هست و تا زمانی که این افراد کودک هستن چاقی رو از والدین یاد میگیرین و یا بعضیا هستن والدینشون متناسب هستن و اما چون چاقی رو در فرزندشون دوست داشتن و میخواستن که فرزند تپل داشته باشن و فکر میکنن چاق بودن فرزند نشان از لیاقت اون فرد هست .و اون افراد فکر میکنن چاقی ارثی هست و باور میکنن چاق شدن طبیعی هست پس فرمولهایی شکل میگیره که بر اساس اونها دستورهایی صادر میشه که باعث اضافه وزن میشن و یک دسته افراد هستن که به واسطه ی حرف دیگران دچار اضافه وزن شدن یعنی همیشه لاغر بودن و بقیه اونها رو تمسخر میکردن و دوست داشتن یه مقدار وزنشون پر تر بشه که دیگران هم خوششون بیاد وقتی نگاهشون میکنن و یا وقتی لباسی میپوشن قشنگتر بشن در اون لباس .
بلخره ذهن اونها میپذیره که این افراد باید چاق بشن و اما زمانی که این روند شروع بشه کنترلش سخت هست و دیگه این افراد دچار اضافه وزن میشن پس افراد خیلی لاغر که دیگران بهشون میگن خیلی لاغر هستین ولی خودشون با خودشون مشکلی ندارن خواهشا اصرار به چاق شدن نکنید که خطرناک هست .
بعضیا هستن که به خاطر داروها چاق شدن و میره پیش پزشک و پزشک دارویی میده و میگه این دارو اضافه وزن میاره مواظب باش و چون ما پزشک رو خیلی قبول داریم حرفهای ااون پزشک خیلی در فرد تاثیر میزاره و در مغز فرد فرمولهایی ایجاد میشه که اون رو چاق کنه چون منتظر چاقی هست چون پزشک گفته و طبیعی هست که چاق بشیم و جالبه بعد از مدتی که قرص رو مصرف نمیکنم دیگه اون فرد عوض نمیشه چون فرمولهای ذهنیش تغییر کرده .بعضی از خانمها به خاطر بارداری دچار اضافه وزن میشن چون کلی دستور العمل دارن که خیلی زیاد بخورن که بچه ی با بنیه قوی به دنیا بیارن و مراحل رشدش به خوبی صورت بگیره و یولش یواش خودشون شروع میکنن به بیشتر خوردن غذاها و دیگه برای مغز اونها عادی میشه چاق شدن و یا اینکه به اونها گفته میشه زیاد بخورید که شیر بیشتری داشته باشید و اونها خیلی بیشتر میخورن ولی هیچ تاثیری در شیر نداره و فقط اضافه وزن بیشتری به بار میاره و برای همین بعد از زایمان این خانمها دچار افسردگی میشن چون آماده این همه اضافه وزن نیستن و در عرض ۶ ماه این همه چاقی بهش تحمیل شده و دیگه این خانم نمیتونه خوب لباس بپوشه و یا رنگ شاد و یا مدل دلخواه بپوشه،و …. و فرد غمگین و افسرده میشه و این اتفاق بیشتر در ایران میفته و فرد دچار خیلی از مشکلات میشه یکی از خصوصیت ذهن ما به دنبال بیشتر کردن هست .مثلا اون فردی که تحصیل رو دوست داره همیشه دوست داره بیشترش کنه و یا اگر هنری رو دوست داری دوست داری اون رو گسترش بدی و اگر چاقی رو دوست داری ذهن همیشه میگه یکم چاقی بیشتر یکم چاقی بیشتر .
بعصیا میگن معده ی من گشاده و یا بدن من شیرینی رو میکشه اما اینها همه تصورات غلطه جسم ما به خودی خود هیچ نقشی برای انجام هیچ حرکتی نداره مثلا برای بلند کردن دستمون جسم ما هیچ کاره هست و فرمان اون از مغز ما میاد و همین داره رفتار افراد رو کنترل میکنه پس اگر فردی مرتب در حال خوردن هست و پرخوری میکنه به خاطر فرمانهای مغزی هست و تفاوت لاغر و چاقها در ذهن اونها هست و گرنه جسم اونها که تفاوتی با هم نداره و از لحاط میزان انرژی خیلی با هم تفاوت نداره حالا شاید با ورزشکاران یه تفاوت جزیی باشهولی زیاد نیست و اما کافیه فردی کمی پیاده روی کنه بلافاصله تصور میکنه انرژی از دست داده و گرسنه هست و بیشتر میخوره و این فرمولهای غلط عادتهای ما رو تشکیل میده و در نهایت جسم ما رو تشکیل میده .
ارتباط تنگاتنگی بین ذهن و جسم ما وجود داره .
اگر در دوران چاقی از من سوال میکردن چند سال بعد چند کیلو هستی نمیدونستم چی بگم ولی ا فرد لاعر سالها هست در وزن ثابتی هستن چون خوردن اونها مثل نفس کشیدن و ضربان قلبشون هست و اتوماتیک هست و اما فرد چاق نه اینطور نیست چون فرمولهای مغزی ما برای خیلی از دستورها رو نمیشه تغییر داد و ثابت هستن مثل ضربان قلب و … و اما فرمولهای ذهنی ما در خوردن تغییر میکنه چون انتخاب خوردن دست خودمون هست وقتی در انتخاب غدا ازاد هستی باید خودت اقدام کنی و فرمولسازی ها هم انجام میشه و پرررنگ میشه ما خودمون عامل به واقعیت رسوندن تصویرهای ذهنی هستیم وقتی ما خودمو ن باور کنیم طبیعی که چاق بشیم و تصاویر چاقی از خودمون داریم چون دارو میخوریم و برامون طبیعی میشه بلافاصله تصویری از خودمون به عنوان چاقی در ذهن ما شکل میگیره و هر وقت من لاغر شدم با ورزش سنگین و رژیم خودم باور داشتم دوباره چاق میشم چون تصویرهای ذهنی من تغییر نکرده بود و من اجرا کننده ی فرمانهای مغزی هستم . مثلا مغزت فرمان میده به این مقدار غدا بخور ولی ر ژیمت گفته نه ۷ قاشق برنج بخور و این تصاد باعث اعصاب خوردی و ناراحتی شما میشه و این نافرمانی باعث درگیری میشه و ذهن ما همیشه پیروز میشه و ما شکست میخوریم .
چاقها همیشه یا در حالت خفگی هستن و یا سیری یعنی اگر از خفگی کمی میومدن پایین احساس نیاز به غدا میکردن اما متناسبها یا سیر هستن یا گرسنه پس همیشه چاقها یک پله بالاترن از متناسبها همیشه در حالت خفگی یا سییری هستن در واقع پله ی استپ اونها پله ی شروع ما هست و اگر عدا کم باشه اونها اعتراص میکنن که چرا من سیر نشدم یعنی احساس خفکی نکردم پس در ذهن من سیری مساوی هست با خفگی و من خودم این فرمول رو به ذهنم دادم و چون زیاد میخوریم سریع هم میخوابیم و از خواب که پا میشدم باید سریع چایی با کلوچه و شیرینی و … بخورم و اینها همه فرمول هست بعضیا میگن اشتهام زیاده نه اصلا چیزی به نام اشتها نداریم ما یک کلیه داریم و یا یک غده داریم و انزیم داریم که کارش رو بلدیم اما همچین اندامی در بدن به نام اشتها در بدن نداریم و فقط فرمول ذهنی برای خوردن داریم
دلیل اصافه وزنت رو پیدا کن ببین از کحا چاق شدی ؟؟و بر اساس،پدیرش چاقی چه عادتهایی دررشما شکل گرفت و اگر از یک زمانی به بعد چاق شدی ببین چی شد پزشکی چیزی گفت و … و اینها همه باور هستن و دلیل علمی ندارن مثلا بارها شنیدیم بعد از ازدواج آدم چاق میشه و اینها همه میشه تصویر ذهنی و یا خیلیا میگن من از سن بلوع چاق شدم و یا من از زایمان به بعد چاق شدم و یا من بعد از تجویز فلان دارو چلق شدم وووو چون پذیرفتم چاقی حق من هست و در واقع میخواستم ریشه و منبع چاقی رو کشف کنیم تا مشکل رو از ریشه حل کنیم و اگر درختی افت داره هر جقدر به میوه ها سم برنیم فایده نداره باید به ریشه سم بزنیم و افت رو بکشیم .
پس ما میخواهیم ریشه یابی کنیم و مشکل رو حل کنیم
با انجام این تمرینات من احساس توانایی میکنم که میشه مشکل رو حل کرد .
برداشت من از فایل :
چاقی و لاغری هیچ علتی ندارن مگر علت ذهنی در واقع هر فرد چاق ، چاقی رو به خاطر یک سری از دلایل پدیرفته و براش طبیعی هست که چاق بشه و چاق میشه و اما هر کس که چاقی رو نپدیرفت و براش لاغری طبیعی بود لاعر میشه و اگر بپذیریم در ذهن ما اول تصاویر چاقی ایجاد میشه و بعد فرمولهایی ایجاد میشه و عادتهایی دررما شکل میگیره که جسم ما رو چاق میکنه پس متوجه میشیم این جسم ما رابطه ی تنگاتنگی با ذهن ما داره بستگی داره داخل ذهن ما چه تصاویر و چه فرمولها و یا چه باورها ی هست به همون نسبت جسم ما تغییر میکنه و من خودم یادم میاد تا قبل از ازدواج بسیار لاعر بودم و اما چون خواهر بزرگترم که بسیار هم لاغر بود دوسالی زودتر از خودم ازدواج کرد و همسر ایشون هم بسیار لاغر بودن در زمان ازدواج و اما بعد از ازدواج هر دوی ایشون بسیار چاق شدن طوری که اذیت بودن و خواهرم با کلی ورزش،و رژیم تو نست خودش رو دوباره لاغر کنه اما همسرشون همچنان چاق هستن و چون بارها هم من شنیده بودم افراد بعد از ازدواج چاق میشن و نمونه هم دیده بودم و علاوه بر اون بارها از زبان خانواده همسرم شنیده بودم که من در دوران مجردی لاعر بودم و بعد از ازدواج چاق شدم و عکسهای اونها رو دیده بودم و خیلیا ی دیگه رو هم دیده بودم باور کردم که بعد از چاقی آدم چاق میشه و انصافا هم خودم بعد از ازدواج با زیاد خوردن شروع به چاق شدن کردم و بسیار هم تشویق شدم که چقدر زیباتر شدی و اوایلش برام خوشایند بود تا دیگه به مشکل خریدن لباس بر خوردم و دیدم واقعا دارم از اون سبک پوشش دلخواهم و اون نوع لباس پوشیدن و اون سبکی و و اون اندام دلخواهم دارم دور میشم تصمیم به رژیم و ورز ش با هم برای لاعری گرفتم و خوب هم وزن کم کردم و اما ماندگار نبود .
و اما کمی بعد از ازدواج باردار شدم که بازم خواهرم و اطرافیان رو و خانواده همسرم رو دیده بودم که در بارداری بسیار چاق میشدن و زیاد میخوردن منم دقیقا در هر دوبارداری کلی اضافه وزن شدید در حد ۳۰ کیلو و چاقی اندام شدید پیدا کردم طوری که بعد از زایمان دومم اصلا حالم خوب نبود و خیلی غصه میخوردم و تا مدتها در حد یک سال شب و روز من با شکم بند سفت که شکمم رو نبینم به سر میبردم و فکر میکردم چاره ای هست که شکمم کمتر بشه و سایزم حمع بشه طوری که از اون همه بستن شکم بند حساسیت میزدم اما هرگز درش نمیاوردم و از روی لباس میبستم به خودم و این دفعه برای لاعری خودم مراجعه کردم به کارشناس تغذیه و از اون درخواست رژیم کردم که خیلی زودتر لاغر بشم و انصافا هم لاغر شدم و به وزن ۵۹ کیلو رسیدم اما ماندگار نبود .
و بعد دراخرای رژیمم که در وزن ۵۹ کیلو بودم به خاطر مشکلاتی آزمایش دادم و متوجه شدم مشکل تیرویید و هورمونی دارم و اونجا بود که چند پزشک با هم به من گفتن که مصرف این داروها و این مشکل تو رو چاق میکنه و دچار اضافه وزن میکنه و من دیگه من به جای لاغری و متناسب بودن بر عکس هر ماه داشتم وزن اصافه میکردم و میترسیدم از چاقی بیشتر و اطرافیان من میگفتن طبیعی چون تو این دو مشکل رو با هم داری که تو رو چاق میکنه پس دیگه خودت رو ادیت نکن و بپدیر ولی من هیچ وقت چاقی خودم رو چاق نپدیرفتم و میخواستم باها چاقی بجنگم و نزارم چاق بشم و کلی تلاش،میکردم و سراغ ورزشهای سنگین تر و رژیم های سخت تر رفتم اما مقطعی بازم کم میشد و دوباره بر میگشتم و این اواخر که به سختی کم میشد و یا اصلا به اندازه تلاشم کم نمیشد و نتیجه نمیگرفتم و بسیار ناراحت بودم .
پس باورهای غلطم برای چاقی که طبیعی چاق بشم این بود :
چون ازدواج کردم
چون باردار شدم
چون شیر میدم
چون کم کاری تیرویید دارم
چون مشکل هورمونی دارم
چون غدای چرب و سرخ شده و نون و برنج و شیرینی میخورم
چون فعالیت ندارم
چون سوخت و سازم پایین هست
چون استخوان بندیم درشته
چون اشتهام زیاده
چون …
و اما حالا خوب میدانیم اینها میتونه چاقی رو برای من بدیهی کنن ولی نمیتونن طبیعی کنن و اینها دلیل برای توجیه پرخوری خودم بودن و گرنه چاقی برای جسم ما هیچ وقت طبیعی نیست و همیشه به عنوان یه مشکل هست و جسم ما دوست داره از چاقی به سمت للغری حرکت کنه و اون رو از بین ببره .
پس من در گذشته کلی دلیل داشتم برای چاقیم و همیشه برای اینکه کمک خودم کنم که کمی از چاقی فاصله بگیریم ورزش سنگین میکردم و رزیم سخت میگرفتم که شاید از شر چاقی بیشتر رها بشم و حاقل در وزنی که بودم دیگه ثایت بمونم اما هیچ وقت این اتفاق نیفتاد و شاهد افزایش وزن بودم چون طبق این روش ترس از چاقی و تفرت از چاقی داشتم و چاقی رو در خودم بسیار قوی میدیم که بر من علبه کرده و کاری از دست من بر نمیاد و در کل داشتم همیشه به چاقی توجه میکردم و با حسرت به متناسبها نگاه میکردم و همیشه فکر میکردم بدن من و متناسب با هم از بدو خلقت یه فرقی داره که اونها هر چی دلشون بخواد میتونن بخورن و اما ما اینطور نیستیم و اما حالا میدونم فقط تفاوت یه فرد چاق و یه فرد لاغر در ذهن اونها هست نه در هیچ چیز دیگه مثل جسم و انرزی و .. و هر دو مثل هم خلق شدن فقط در لاعرها خوردن هم مثل سایر فعالیتاشون اتوماتیک و درست هست اما در چاقها خوردن به صورت دستی انجام میشه و به درستی به این نیاز پاسخ نمیدیم و باعث ایجاد چربی در بدن ما میشه .
و خیلی قشنگ گفتن استاد در چاقها فقط خفگی هست و سیری اما در لاعرها سیری هست و گرسنگی که این تفاوت کم چیزی نیست .
و تمام دلایل بالا رو من خیلی وقته که دیگه رد میکنم و بعد از مدتها در سایت بودن هیچ دلیلی برای چاقی جسمم ندارم و خودم و فقط خودم و فقط خودم رو خالق جسمم میدونم و هیچ مواد غذایی و قرص،و دارو و هیچ ورزشی و هیچ چیز دیگه رو در چاقی و لاغری بدنم دخیل نمیدونم و اگر هنوز به اندام ایده الم نرسیدم چون ذهنم کامل لاغر نشده و اگر تا حالا تونستم مقدار زیادی لاغر بشم چون ذهنم تا حدود زیادی تغییر کرده و لاعر شده که به مراتب با آموزشها و تکرار اونها ذهنم لاعری رو به بهتر یاد میگیره و من رو در بهترین حالت جسمی خودم قرار میده .
نشان های دریافت شده
سلام فروغ جان ،
وقتت بخیر و شادی ،
مثل همیشه نوشته ات عالی بود خیلی لذت بردم من می خواماز قسمتی از متنی که نوشتی یه میانبر بزنم به چگونه لاغر شدن با قدرت ذهن.
متن شما 👇
پس باورهای غلطم برای چاقی که طبیعی چاق بشم این بود :
چون ازدواج کردم
چون باردار شدم
چون شیر میدم
چون کم کاری تیرویید دارم
چون مشکل هورمونی دارم
چون غدای چرب و سرخ شده و نون و برنج و شیرینی میخورم
چون فعالیت ندارم
چون سوخت و سازم پایین هست
چون استخوان بندیم درشته
چون اشتهام زیاده
چون …
و اما حالا خوب میدانیم اینها میتونه چاقی رو برای من بدیهی کنن ولی نمیتونن طبیعی کنن .
نتیجه گیری :
ما در حال حاضر چاقیم و بخوبی هم می تونیم دلایلشو ردیف کنیم و بگیم. چون تجربه اش کردیم .قبل از این آگاهی ها هم می دونستیم چرا چاقیم و چی باعث شد چاق بشیم ولی طبق آموزه های اشتباه ،واسه درمان تمام چاقی ها از هر نوعی و با هر علتی ،نسخه کم خوری و تحرک می نوشتن .دکترهامون ناشی و نابلد بودن .
وقتی به بیمارشون می گفتن شما به دلیل کم کاری تیروییدت اضافه وزن گرفتی راه حلش نخوری و زجر و شکنجه نبود ولی همین راهو می ذاشتن جلو پای مریز .
از طرفی بیمار ،به دلیل حرف پزشک ،چاقی رو واسه خودش طبیعی و بدیهی می کرد .بعدم می خواست با کم خوری وگشنگی کشیدن و تحرک و ورزش اجباری جبرانمافات کنه .که اینا هر دو یک بیمار نا آگاهتر از خودشونو به سمت دره چاقی سوق می داد .
حالا من می خوام از جملاتی که گفتی یه چندتا جمله برای لاغری از توش استخراج کنم :
قبل از بیان جملاتم ،این نکته ارو هم عرض کنمکهما هنوز لاغر نشدیم و تجربه اش نکردیم که بگیم من لاغر شدم به این دلیل به اون دلیل الان فقط می تونیم جمله ارو با ما لاغر میشیم شروع کنیم :
من لاغر میشم چون یکجسملاغر داشتن کاملا طبیعیه روح و جسم و ذهن منه .
من لاغر میشم چون عاشقشم .
من لاغر میشم چون خدا دوست داره بندگانش لاغر و چابک و سالم و شاد باشن .
من لاغر میشم چون خواستن توانستن است .
منلاغر میشم چون با هدایت خداوند به اینجا آورده شدم .
من لاغر میشم چون بهاشو پرداختم و همچنان در حال پرداخت بهای اون به شکل استمراری هستم.
منلاغر میشم چون از جان و دلم می خوام که متناسب و لاغر بشم .
من لاغر میشم چون دکتر روان شناسم جناب عطار روشن با همینروش براحتی ۴۰ کیلو کم کرده .
من لاغر میشم چون ذهنم در حال متناسب و لاغر شدنه .
من لاغر میشم چون شبانه روز دارم به ذهنم متناسب شدن از یک روش کاملا جدید رو یاد می دم .
من لاغر میشم چون با اتفاق افتادن موارد بالا خیلی بدیهی و طبیعیه که این اتفاق بیفته و اصلا خارج از انتظار نیست و نمی تونه باشه.
من لاغر میشم چون دارم باور می کنم باقدرت ذهن میشه لاغر شد .
من لاغر میشم چون خدا اینو برام می خواد که منو در اینمسیر قرار داد.
من لاغر میشم چون کسی که با قاطعیت تصمیم گرفته لاغر بشه و داره به وظیفه اش که خوندن و دیدن و گوش کردن و نوشتن و تلاش برای عمل کردن رو در برنامه خودش گذاشته منم نه هیچکس دیگه
منلاغر میشم چون عاشق کمتر خوردنم و از اینکه کمتر بخورم و پرخوری نکنم لذت می برم .و کاری که با لذت همراه بشه ذهنم اونو می پذیره حتی اگر فرمولشو هنوز نساخته باشه .
من لاغر میشم چون فقط به دلیل گرسنگی واقعی غذا مو به اندازه می خورم .
من لاغر میشم چون دیگه غذا برام ابزار رفع بی حوصلگی ، تنهایی ،اضطراب ،افسردگی ،خشم و ترس نیست .
من لاغر میشم چون
من اگه با این اوصاف لاغر نشم پس چه کسی باید لاغر بشه ؟
کلمه من لاغر میشم را به تکرار نوشتم که جمله ام کامل باشه و به شکل خلاصه نویسی نباشه تا در ذهن بتونه تثبیت بشه .
والسلام .با آرزوی موفقیت برای فروغ عزیر.
وعده دیدار ما : سرزمین لاغرها