0

دلیل چاق شدن من (قسمت پنجم)

دلیل چاق شدن من
اندازه متن

وقتی چاق بودم، فقط دو حالت رو می‌شناختم: سیر یا خفه. اصلاً نمی‌دونستم گرسنگی واقعی چه حسیه. اگه بعد از ناهار به حالت خفگی نمی‌رسیدم، به مادرم اعتراض می‌کردم که «غذا کم بود، سیر نشدم». سال‌ها بعد فهمیدم دلیل چاق شدن من نه شکمم بود و نه غذاهای مادرم؛ دلیلش باوری بود که از بچگی در ذهنم ساخته شده بود.

این نوشته جلسه پنجم از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. در جلسه چهارم (عادت‌های چاق‌کننده) دیدیم که عادت‌ها از باورها ساخته می‌شن. امیدوارم جلسه‌های قبل رو چند بار دیده باشی. چون هر بار که تکرارشون می‌کنی و به زندگی خودت فکر می‌کنی، مانع‌های متناسب شدن رو بهتر پیدا می‌کنی. در این جلسه می‌خوام از مهم‌ترین موضوع چاقی صحبت کنم: باور کردن چاقی.

📱 اپلیکیشن لاغری با ذهن
همه‌ی جلسه‌ها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن می‌تونی ویدیو و صوت جلسه‌ها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
دانلود اپلیکیشن اندروید

در این جلسه می‌آموزیم:

🧠 مهم‌ترین دلیل چاق شدن: باور کردن چاقی

وقتی کسی باور کنه که چاق شدن براش طبیعیه، ذهنش فرمول‌هایی می‌سازه و بر اساس همون فرمول‌ها رفتارها و عادت‌هایی در اون ایجاد می‌کنه که به سمت چاقی می‌برنش. این کار اصلاً به تصمیم اون آدم ربطی نداره. همه‌اش ناخودآگاهه.

خیلی ساده‌ترش اینه که همین ذهنی که توانایی چاق کردن ما رو داشته، توانایی متناسب کردن ما رو هم داره. فقط باید همون‌طور که برای چاقی ازش استفاده کردیم، برای لاغری هم ازش استفاده کنیم. ولی اول باید بفهمیم این باور از کجا و چطور در ذهن ما شکل گرفته.

🛤️ چهار مسیری که آدم‌ها رو به چاقی رسونده

از نوشته‌ها و پیام‌های اعضای سایت، می‌شه آدم‌هایی رو که اضافه وزن دارن در چند گروه دید. مسیر هر گروه با بقیه فرق داره، ولی نتیجه یکیه: باور کردن اینکه چاق شدن طبیعیه.

۱. کسانی که از بچگی چاق بودن

من خودم از این گروهم. تا جایی که یادمه، حتی قبل از مدرسه، اضافه وزن داشتم و عکس‌های بچگیم هم همین رو نشون می‌ده. برای ما چاق شدن مثل یاد گرفتن زبان مادری بود. همون‌طور که حرف زدن و راه رفتن رو یاد گرفتیم، خیلی ساده چاق شدن رو هم یاد گرفتیم.

بچه رفتار پدر و مادرش رو می‌بینه و یاد می‌گیره. حتی اگه فقط یکی از والدین اضافه وزن داشته باشه، نقش زیادی در یاد گرفتن چاقی داره. گاهی هم پدر و مادر متناسبن، ولی مادر دوست داره بچه‌اش تپل باشه. چون خیلی از مادرها، مخصوصاً در گذشته، تپل بودن بچه رو نشونه‌ی مادر لایق بودن می‌دونستن. مادر من هم از همین مادرها بود.

ما بچه‌ها هم با دیدن رفتار پدر و مادر و شنیدن جمله‌هایی مثل «چاقی در خانواده‌ی ما ارثیه» یا «همه‌مون چاقیم و هر کاری کنیم چاق می‌مونیم»، باور کردیم که چاق شدنمون طبیعیه.

باور کردن چاقی دلیل چاق شدن

۲. لاغرهایی که خواستن کمی تپل بشن

گروه دیگه کسانی هستن که تا یه سنی خیلی لاغر بودن، طوری که گاهی مسخره‌شون می‌کردن. خیلی‌هاشون که برای مشاوره پیش من میان، می‌گن «ما فقط می‌خواستیم یه کم پرتر بشیم تا خوش‌لباس‌تر باشیم و بقیه هم خوششون بیاد». برای همین خودشون رو به پرخوری وادار کردن یا دارو خوردن.

مشکل اینجاست که هیچ‌کدومشون عدد مشخصی تعیین نکرده بودن. یعنی نگفته بودن «می‌خوام ۴ کیلو اضافه کنم». فقط می‌خواستن چاق‌تر بشن. وقتی ذهن فرمول چاق‌تر شدن رو ساخت، دیگه معلوم نبود کجا متوقف بشه. امروز خیلی از همین آدم‌ها ۳۰ یا ۴۰ کیلو اضافه وزن دارن و از این بابت خیلی ناراحتن.

بنابراین اگه فکر می‌کنی خیلی لاغری و فقط به خاطر حرف مردم می‌خوای تپل بشی، در حالی که خودت با وضعیتت مشکلی نداری، اصرار نکن ذهنت رو در مسیر چاق شدن بذاری. وقتی این اتفاق بیفته، مهار کردنش ساده نیست.

۳. وقتی پزشک گفت «این دارو چاقت می‌کنه»

کسی به خاطر یه مشکل پیش پزشک می‌ره و پزشک دارویی تجویز می‌کنه و می‌گه «مراقب باش، این دارو اشتها رو زیاد می‌کنه و چاقت می‌کنه». چون همه‌ی ما به پزشک‌ها اعتماد داریم، همین یه جمله شاید به اندازه‌ی یک سال تکرار یه جمله در ذهن ما اثر بذاره.

از همون روز اون آدم، با اینکه نگرانه، در ذهنش منتظره که چاق بشه. چون با خودش می‌گه «دکتر گفته و من هم دارم قرص رو می‌خورم». کم‌کم رفتارهای غذاییش عوض می‌شه و اضافه وزن پیدا می‌کنه. جالبه که خیلی‌هاشون وقتی پیش من میان، دو ساله دارو رو کنار گذاشتن ولی هنوز چاقن. می‌گن «اون قرص تأثیرش رو گذاشته». در حالی که قرص نبود که اثر گذاشت؛ این خودشون بودن که با باور کردن اون جمله، فرمول چاقی رو در ذهنشون ساختن.

۴. اضافه وزن بعد از بارداری

خیلی از خانم‌ها تا قبل از بارداری اندام متناسبی دارن. ولی وقتی باردار می‌شن، چون تجربه‌ای ندارن، به حرف بزرگ‌ترها گوش می‌دن. هر کسی که چند بار بارداری رو تجربه کرده، یه توصیه می‌کنه: «این رو بخور تا بچه قوی بشه»، «این‌ها رو با هم قاطی کن و بخور تا بچه سالم باشه».

در این گروه، روند برعکسه. یعنی خودشون با بیشتر خوردن، اضافه کردن وعده‌ها و خوردن چیزهایی که قبلاً نمی‌خوردن، فرمول‌های ذهنیشون رو دستی عوض می‌کنن. چون این کار شش هفت ماه ادامه داره، این شکل غذا خوردن برای ذهنشون عادی می‌شه. بعد از زایمان هم خیلی‌ها باور دارن هر چی بیشتر بخورن، شیرشون بیشتر می‌شه. این باور اشتباه هم باعث می‌شه باز بیشتر بخورن.

من که از بچگی کم‌کم و گرم‌به‌گرم چاق شدم، فرصت داشتم خودم رو با چاقی تنظیم کنم. وقتی در نوجوانی حس کردم سنگین‌تر شدم، دیگه با بچه‌ها در کوچه نمی‌دویدم چون زود خسته می‌شدم. استخر نمی‌رفتم چون خجالت می‌کشیدم لباسم رو دربیارم. ولی کسی که در شش هفت ماه ۲۰ یا ۳۰ کیلو اضافه می‌کنه، اصلاً آمادگیش رو نداره. یهو هیچ‌کدوم از لباس‌هاش اندازه‌اش نیست و حال روحیش هم خیلی بد می‌شه.

۴- ازدواج، بلوغ و باورهای دیگه

من وقتی ۱۲ یا ۱۳ سالم بود، زیاد می‌شنیدم که «آدم وقتی ازدواج کنه، چاق‌تر می‌شه». پسر عموهام رو هم می‌دیدم که بعد از ازدواج چاق‌تر شده بود. این حرف و این نمونه اصلاً به من ربطی نداشت، چون هنوز سن ازدواجم نبود. ولی ذهنم همه‌ی این‌ها رو به‌عنوان مدرک ثبت کرد. بنابراین وقتی آدم ازدواج می‌کنه، این فرمولِ از قبل ساخته‌شده فعال می‌شه و رفتار غذاییش کم‌کم تغییر می‌کنه.

باور «بلوغ در دخترها باعث چاقی می‌شه» هم همین‌طور عمل می‌کنه. هیچ‌کدوم از این باورها دلیل علمی ندارن، ولی وقتی بارها شنیده بشن، ذهن باورشون می‌کنه.

📈 ذهن همیشه دنبال «بیشتره»

یکی از ویژگی‌های ذهن ما اینه که همیشه دنبال بیشتر شدنه. کسی که درس خوندن رو دوست داره، می‌خواد ادامه بده. کسی که کسب‌وکارش رو دوست داره، می‌خواد گسترشش بده. کسی که به یه هنر علاقه داره، می‌خواد در اون پیشرفت کنه.

مشکل اینجاست که برای ذهن فرقی نمی‌کنه چیزی که یاد گرفتیم به نفعمونه یا به ضررمون. بنابراین وقتی چاقی رو یاد گرفتیم، ذهن هر روز تلاش می‌کنه کمی بیشترش کنه. یعنی یه ذره چاق‌تر، باز یه ذره چاق‌تر.

دلیل چاق شدن

🧭 مغز فرمانده‌ی خوردن ماست

همه‌ی کارهای بدن ما زیر کنترل مغزه؛ نفس کشیدن، پلک زدن، ضربان قلب و گردش خون. رفتار غذایی ما هم همین‌طوره. خیلی‌ها فکر می‌کنن معده‌شون باعث چاقیشونه و می‌گن «معده‌ام گشاده». بعضی‌ها هم می‌گن «بدنم شیرینی می‌کشه». ولی بدن به‌تنهایی هیچ فرمانی صادر نمی‌کنه. تا وقتی اول در ذهنم تصمیم نگیرم، دستم حتی تکون نمی‌خوره.

بدن آدم‌ها از نظر نیاز به انرژی هم تقریباً فرقی با هم نداره. ورزشکارها با اینکه خیلی فعالیت می‌کنن، این‌طور نیست که خیلی بیشتر از ما غذا بخورن. ولی من وقتی چاق بودم، کافی بود یه روز چند صد متر پیاده‌روی کنم تا حس کنم «امروز خیلی فعالیت کردم و انرژی زیادی از دست دادم». بعد اون روز بیشتر غذا می‌خوردم. این‌ها همه فرمول‌های اشتباه ذهن من بود.

چرا آدم‌های لاغر وزنشون رو از قبل می‌دونن؟

اگه از یه آدم چاق بپرسن «شش ماه دیگه چند کیلو هستی؟»، معمولاً نمی‌تونه با اطمینان بگه همین وزنی که الان داره. ولی خیلی از آدم‌های متناسب رو دیدم که می‌گن «سی ساله هر وقت می‌رم روی ترازو، ۶۴ کیلو هستم».

دلیلش اینه که رفتار غذایی یه آدم متناسب مثل نفس کشیدن و ضربان قلبش خودکاره. ولی رفتار غذایی یه آدم چاق با بقیه‌ی رفتارهای بدنش فرق داره. چون خوردن تنها کاریه که در انتخابش آزادیم. خداوند ما رو در انتخاب غذا آزاد آفریده و برای همین فرمول‌های خوردن قابل تغییرن. هر بار هم که بر اساس یه فرمول عمل می‌کنیم، اون فرمول پررنگ‌تر می‌شه.

🖼️ تصویر ذهنی چاق و جنگ با رژیم

وقتی باور می‌کنیم چاق شدن برای ما طبیعیه، یه تصویر چاق از خودمون در ذهنمون شکل می‌گیره. مغز هم بر اساس همین تصویرها فرمول می‌سازه و فرمان می‌ده. ما فقط اجراکننده‌ی این فرمان‌ها هستیم.

به همین دلیل وقتی با رژیم سخت وزن کم می‌کردم، مطمئن بودم دوباره چاق می‌شم. چون تصویر ذهنیم با فشار به بدن عوض نشده بود. وقتی رژیم می‌گیری، داری با فرمان مغزت مقابله می‌کنی. مغز می‌گه بخور و تو که همیشه اطاعت کرده بودی، حالا نمی‌خوای فرمان رو اجرا کنی. این نافرمانی باعث درگیری ذهنی و عصبی شدن می‌شه و در این درگیری همیشه ذهن برنده است.

یادمه یه بار در برنامه‌ی رژیمم نوشته بودن «۶ قاشق برنج». من قاشق رو از ته دیس پر می‌کردم و آروم بالا می‌آوردم تا روی قاشق یه کوه برنج درست بشه. شش قاشق برمی‌داشتم، ولی اندازه‌ی دوازده قاشق! این یعنی ذهنم داشت فرمان خودش رو اجرا می‌کرد و من فقط ظاهر برنامه رو رعایت می‌کردم.

سیری و خفگی

😮‍💨 من فقط سیری و خفگی رو می‌شناختم

آدم‌های متناسب دو حالت رو می‌شناسن: گرسنگی و سیری. ولی من دو حالت دیگه رو می‌شناختم: سیری و خفگی. یعنی جایی که اون‌ها دست از خوردن می‌کشیدن، تازه شروع من بود. من فکر می‌کردم اون فشاری که در شکمم حس می‌کنم یعنی سیر شدن. بنابراین فرمول ذهن من این شده بود: «خوردن تا وقتی ادامه داره که به حالت خفگی برسم».

ساعت یک یا دو ظهر به حالت خفگی می‌رسیدم و چون سنگین می‌شدم، می‌خوابیدم. ساعت چهار و نیم بیدار می‌شدم و مادرم عصرها همیشه چایی با کلوچه‌های محلی که خودش خیلی خوب درست می‌کرد آماده می‌کرد. چون از حالت خفگی یه کم پایین‌تر اومده بودم، دوباره می‌خوردم. صادقانه بگم، سهم زیادی از چاقی من به خاطر همین کلوچه‌های عصر بود.

خیلی‌ها می‌گن «اشتهای من زیاده». ولی اشتها کجای بدنه؟ ما معده داریم و می‌دونیم کارش چیه. غده‌هایی داریم که آنزیم ترشح می‌کنن. ولی هیچ غده‌ای به اسم غده‌ی اشتها نداریم. اشتها فقط یه فرمول ذهنیه. ما چون پرخوری می‌کنیم فکر می‌کنیم اشتهامون زیاده. در حالی که اشتهامون زیاد نیست؛ فرمول چاق شدنمون قویه.

قدرت باور لاغری

🌳 اول ریشه رو پیدا کن

تا وقتی ریشه‌ی یه مشکل رو پیدا نکنیم، نمی‌تونیم برای همیشه حلش کنیم. اگه میوه‌های یه درخت آفت زده باشن، هر چقدر به میوه‌ها سم بزنی یا میوه‌ها رو بکنی، میوه‌ی بعدی هم آفت می‌زنه. باید سراغ ریشه رفت. چاقی هم همین‌طوره.

بنابراین در تمرین این جلسه باید بفهمی از چه زمانی و چرا اضافه وزن پیدا کردی. وقتی دلیل واقعی رو پیدا کنی، از سردرگمی و توجیه‌هایی مثل ارث و سوخت‌وساز بیرون میای. می‌فهمی داستان چاقی خودت چیه. بعد وقتی برای حلش اقدام کنی، حس توانایی در تو شکل می‌گیره و باور می‌کنی که واقعاً می‌شه متناسب شد.

📝 تمرین مهم: پیدا کردن دلیل چاق شدن خودت

🌟 مرحله اول: از کی و چرا اضافه وزن پیدا کردی؟

جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • جزو کدوم گروهی؟ از بچگی چاق بودی، یا از یه زمانی به بعد چاق شدی؟
  • اگه از بچگی چاق بودی: عادت‌های غذاییت شبیه کیه؟ پدر؟ مادر؟ چقدر شبیه اون‌ها غذا می‌خوری؟
  • اگه از یه زمانی به بعد چاق شدی: اون زمان چه اتفاقی افتاد؟ پزشکی چیزی بهت گفت؟ ازدواج کردی؟ باردار شدی؟ یا جمله‌ای رو از دیگران شنیدی و باورش کردی؟
  • بر اساس این باور، چه عادت‌هایی در تو شکل گرفت؟

مثلاً: «من از بچگی اضافه وزن داشتم و رفتار غذاییم شبیه مادرمه.» یا «بعد از مصرف یه دارو و حرفی که پزشک زد، باور کردم چاق شدنم طبیعیه و کم‌کم به این وضعیت رسیدم.»


🌟 مرحله دوم: سیری یا خفگی؟

  • بعد از غذا واقعاً حس سیری داری یا حس سنگینی و خفگی؟
  • به نظرت نشونه‌های واقعی سیر بودن چیه؟
  • نشونه‌های خفگی و پرخوری چیه؟

✏️ صادقانه بنویس الان در چه وضعیتی هستی.

توصیه اکید: بعد از دیدن فایل آموزشی قسمت پنجم، این ویدیو را تماشا کنید.

در جلسه بعد (قسمت ششم: پرخوری عصبی چیست) می‌بینیم ذهن چطور فرمول‌ها رو گسترش می‌ده و این فرمول‌ها چطور عادت‌های پرخوری رو در ما می‌سازن.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. مهم‌ترین دلیل چاق شدن چیه؟

باور کردن چاقی. وقتی باور کنیم چاق شدن برای ما طبیعیه، ذهن فرمول‌هایی می‌سازه که رفتار و عادت‌های ما رو به سمت چاقی می‌بره، بدون اینکه خودمون تصمیمی گرفته باشیم.

۲. چرا بعد از قطع دارو هنوز چاقم؟

چون دارو نبود که اثر گذاشت؛ جمله‌ای که درباره‌ی چاق کردن دارو شنیدی و باورش کردی، فرمول چاقی رو در ذهنت ساخت. این فرمول با قطع دارو از بین نمی‌ره و باید در ذهن تغییر کنه.

۳. چرا بعد از بارداری چاق می‌شیم؟

چون در دوران بارداری با توصیه‌ی دیگران بیشتر و متنوع‌تر غذا می‌خوریم و بعد از زایمان هم فکر می‌کنیم غذای بیشتر یعنی شیر بیشتر. این رفتارها در چند ماه برای ذهن عادی می‌شن و بعد از بارداری هم ادامه پیدا می‌کنن.

۴. چرا باید بفهمم از کی چاق شدم؟

چون تا ریشه‌ی یه مشکل رو پیدا نکنی، نمی‌تونی برای همیشه حلش کنی. وقتی بدونی چاقیت از کجا شروع شده، از توجیه‌ها بیرون میای و می‌دونی باید کدوم باور رو تغییر بدی.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.02 از 265 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11431
306 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار متناسب موفق
      ۱۴۰۰/۰۳/۲۱ ۱۳:۳۰
      مدت عضویت: 2063 روز
      امتیاز کاربر: 15689 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 896 کلمه

      گام ۴۵ دلیل چاق شدن من به نام خدا🌺🌺🌺 اطلاعات ازدلیل چاق شدن مهم ترین اقدام برای رهایی از چاقی و لاغر شدن است .برای برطرف کردن هر مشکلی ابتدا باید دلیل آن مشکل را پیدا کنیم این اصل درباره چاقی نیز صادق است .هر فردی که اضافه وزن دارد در مدت چاقی خود بارها برای لاغری اقدام کرده است و روش های مختلفی برای رهایی از چاقی استفاده کرده است و نتیجه مطلوب کسب نکرده است روش های ارائه شده برای لاغری بدون توجه به دلیل چاق شدن از طریق تغییر دادن عوامل بیرونی صورت می‌گیرد .علت اینکه این روش های لاغری ناکارآمد است اطلاع نداشتن آنها دلیل چاق شدن فرد است.✳✳ مهمترین دلیل چهار شدن هر فردی که اضافه وزن دارد باورکردن چاقی است.با آموزش هایی که در این مدت از فایل ها آموختم عکس و فیلم هایی  از از خودم دیدم . فهمیدم که تصویر ذهنی من همیشه  از خودم خیلی چاق تربود. وقتی عکس و فیلم ها رو میدیدم نگران و ناراحت می شدم و از خودم بدم می آمد ولی الان که میبینم حتی دیگران هم تایید می کنند آره چاق نبودم.ولی تصویر ذهنی من خیلی چاق بود . روند تصویرسازی چاقی من از ۲۰سالگی وقتی که بیشترین تناسب را داشتم شروع شد دوستان هم اتاقیم در خوابگاه مرتب رریم می گرفتند دونفر یک غذارا می‌خریدند اون موقع فکر می کردم به خاطر مسائل اقتصادی است این کار را میکنن . ولی کارهای آنها را دیدم و گفت وشنود آنها که این غذا چرب است ته دیگ چاق کننده است و نوشابه چاق کننده است را می‌شنیدم و در ذهنم تاثیر گذاشت و از وزن ۵۴به ۶۰ رسیدم .شنیده بودم که ازدواج باعث چاقی میشود حالا چرا؟  نمی دانم 🤕پس چرا شوهرم چاق نمی شد ؟ به طوری که از ۶۰رسیدم ۷۰😭 چون قدم بلنده کسی نمیگفت داری چاق میشی .بلکه میگفتند لباس بهت بهتر میاد . سربارداری اول ۸ کیلو اضافه کردم در بارداری دوم استراحت مطلق شدم و ۱۷ کیلو اضافه کردم بارداری سوم ۱۲ کیلو دیگه زنگ خطرم زده شد شروع به رژیم کردم ولی هرکار میکردم از ۷۳ پایین تر نمیشدم دراین میانه یک باور خطرناک رو کم داشتم  به خاطر وجود عواملی قرص افسردگی قوی دکتر بهم دادو گفت چاق کننده است فنر چاقی من دیگه ازدست دررفت و درمدت دوسال که قرص،خوردم به ۸۳رسیدم .و دیگه حالا واقعا تصویرهای من  باعث چاقی من شدند . قرص ها  را نخوردم و شروع به رژیم های مختلف گرفتم هیچ وقت دل سیر غذا نمیخوردم همیشه گرسنه بودم و در حال ناله چرا من نمیخورم ولی وزنم ثابت است با اضافه میشود؟همیشه باوزنم درگیر بودم چاقی را قبول نمیکردم. باور های زیادی پیدا کردم ✳چاقی من ارثی است✳ چون سوخت و ساز پایینه ✳چون عرق نمی کنم✳ چون یبوست هستم✳ چون کم کاری تیروئید دارم✳ چون باردار شدم ✳چون دارو مصرف کردم ✳و چون …….پس طبیعی است که چاق شوم وباید تا آخر چاق بمانم. وقتی که باور کردم چاق شدن برایم طبیعییه انتظار چاق شدن در من شکل گرفت و تکرار این انتظار چاق شدن⏪ تصاویر چاقی از من در ذهنم شکل گرفت که نشانه ایجاد این تصاویر احساس ترس از چاق شدن یا چاق تر شدن است .✅تصاویر چاقی در صورت ثابت بودن باعث ایجاد فرمول های چاق کننده می شود این فرمول های چاق کننده به فرمان های مغزی برای تغییر واکنش‌های فرد در مواجه با مواد غذایی تبدیل می‌شود و به فرمان های مغزی برای ذخیره چربی و افزایش سایز و وزن نفر تبدیل میشود. جسم ما که تحت فرمان مغز است به سادگی تغییر وضعیت می دهد از حالت متناسب به حالت چاق تغییر وضعیت می‌دهد .🔴باورکردن چاقی ،مهم ترین دلیل چاق شدن افراد است .به اندازه که شما باور کردید که فرد چاقی هستید شما در معرض چاقی بیشتر قرار می‌گیرد هر چه رژیم می‌گیریم وشکست میخوریم باور ما نسبت به چاق بودن و گرفتار چاقی ماندن پررنگ‌تر می‌شود و اگر می خواهید لاغر شوید و از آن مهمتر برای همیشه لاغر بمانید باید از طریق کنترل ذهن و یادگیری لاغری با ذهن اقدام کنیم تا به شکل عالی در مسیر تناسب اندام قراربگیریم.بااستفاده از فایل ها به یقین می‌رسیم که دلیل چاقی ما به خاطر فرمول های ذهنی ماست ‌❇❇❇ذهن خود را مانند یک وسیله کارآمد در نظر بگیرید که می‌تواند با آن هر کاری انجام دهید.تا امروز از ذهن خود برای چاق شدن استفاده کردیم اما می‌توانیم از ذهن خود برای لاغر شدن نیز استفاده کنید .توجه کردن به تفاوت عملکرد این افراد متناسب با افراد چاق به ما این آگاهی را می‌دهد که می‌شود با تغییر محتوای ذهنی خود مانند یک فرد متناسب رفتار کنیم. دلیل درست بودن رفتار غذای فرد متناسب با یک فردچاق بخاطر فرمول های مغزی است  ربطی به گشادی معده ندارد. وجسم ارتباط تنگاتنگی باذهن دارد. جالبه هر وقت با شوهرم می خواستم خودمون را وزن  کنیم با یقین می گفت می دونم ۶۵ کیلو هستم ولی من با ترس و نگرانی می گفتم معلوم نیست چقدر وزنم باشه.ایشون  خیلی بیشتر از من میخوره ولی باور داره که چاق نمیشه ولی من باور نداشتم که میتوانم کم کنم و یا ثابت باشم .برای رسیدن به این فایل باید به خودمون تبریک بگیم چون هرکسی به این مرحله نمیرسه مانند داستان سفر پرندگان برای یافتن هدف وغایتشون درداستان منطق الطیر عطار.درابتدا شروع این دوره افراد زیاد ی فقط شنیدن و دنبال نکردن و گروهی دنبال کردن ولی استمرار نداشتن .ولی ماشنیدیم درک کردیم باور کردیم و حس وحالمون خوب شده وبا توفیق خداوند تاآخر میمانیم تا هم سایز و هم زندگیمان را تغییر دهیم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zary.ahmadi
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۴ ۱۲:۵۶
      مدت عضویت: 2285 روز
      امتیاز کاربر: 12717 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 842 کلمه

      گام ۴۵:دلیل چاق شدن من چیست؟

      با سلام:من هیچ خاطره ای از جسم چاق ندارم چون از وقتی به خاطر می آورم متناسب بودم اما برای نگه داشتن تناسب خیلی راه ها را رفتم و همیشه در حال انجام دادن روش‌های مختلف و جدید برای متناسب شدنی که مد نظرم بود می رفتم همیشه با خود می اندیشیدم که مشکل کجاست ؟؟و نمی دانستم که راه را دارم  اشتباه می روم و نمی دانستم که چاقی در ذهن من است .!!چاقی در ذهن من بود ولی جسمم هیچ وقت چاق نشد و همون ذهن چاق همیشه مرا درگیر خود داشت و چون مشکل را تمی دانستم  از عوامل بیرون مثل میزان غذایی مصرفی —

      چه نوع غذا 

      تبایقات 

      سوخت و ساز 

      افزایش فعالیت بدنی 

      دمنوش ها 

      رژیمها

      سوخت و ساز و غیره استفاده می کردم 

      مهمترین دلیل چاق شدن ذهن من 

      چیست ؟

      باورر کردن تمام نکاتی که اشاره کردم 

      چاقی بخاطر زایمان و یا ازدواج ،بستگی به باور خودمون دارد

      چافی بخاطر ارثی

      چافی بخاطر سوخت و ساز 

      چاقی بخاطر تیرویید 

      چاقی بخاطر بعضی داروها و حتی ویتامین ها 

      همه را این ها را باور کرده بودم و همیشه نگران آن بودم و همین نگرانی و باور. کردن آنها در ذهن من بود درسته که چاقی در جسم من نمایان نشد چون همیشه در حال ورزش و رژیم بودم 

      وقتی ذهن چاق باشه فرمول های چاق کننده به فرمانهای مغزی برای تغییر واکنش ها در مواجه شدن با مواد غذایی تبدیل می شود که یکی از فرمانهای قوی مغز من  ترس از خوردن بود

      باور کردن چاقی مهم ترین دلیل است برای چاق شدن، و چون همیشه من در حال رژیم و ورزش و دنبال راهکار برای لاغر شدن بودم و نتیجه می داد ،ولی تا کمی استراحت دوباره یک مقدا. اضافه می شدم و روند همچنان ادامه داست و مرتب تکرار می شد برای همین باورمن نسبت به چاق شدن و چاق ماندن پر رنگ تر می شد و حالا که همه این ها را یاد گرفتم و متوجه شدم مشکل کجاست !!با یاری خداوند و به کمک آموزش های استاد و همت خودم به تناسبی که دوست دارم خواهم رسید

      همانطورژ که تا حالا از ذهن خودم برای چاق شدن استفاده کردم اکنون می توانم برای لاغر شدن استفاده کنم همانطور که چاق شدن را یاد گرفتم طی این همه سال —لاغر شدن را هم یاد می گیرم و با استمرار در عمل به یادگیری خود به تناسب اندام رویایی خود می رسم

      نکته مهم دیگه اینه که به منفی باف ذهن خود توجه ایی نکنم چون منف باف دوست دارد همیشه نجوا کند 

      با تکرار کردن و تحمل کردن و توجه کردن به مطالب در واقع موانع را شناسایی و آنها را بر طرف می کنیم 

      همین ذهنی که توانایی چاق شدن را دارد توانایی لاغر شدن را هم داردهمانطور که استاد فرمودند افراد چاق به چند دسته تقسیم می شوندیک عده افرادی هستند که از کودکی چاق بودند و مغز آنها از کودکی چاقی را یاد گرفته مثلا چاقی ارثی آست و هیچ راهی ندارد .

      یک عده افرادی هستند که به واسطه حرف دیگران چاق شدند یعنی تا یک سنی خیلی لاغر بودند که موردتمسخره دیگران واقع می شدند واین افراد رویای یک کم توپر  شدن را داشتند و برای چاق شدن راه و روش‌هایی را رفتند تا اینکه فرمولها در مغز ایجاد شده و فرمانهای چاق کننده صادر می کند و معلوم نیست تا کجا ادامه دارد چون مغز خوب و بد یا کم و زیاد را تشخیص نمی ده مغز آنچه را می گیرد به ما بر می گردانند 

      یک عده افرادی هستند که به واسطه مصرف دارو چاق می شوند .چطوری؟؟همه ما دکترها را قبول داریم وقتی دکتر می گوید خوردن این دارو باعث چاقیسست انجاست که باور می کنیم و منتظر چاقی هستیم چون دکتر را قبول و اعتماد داریم برای همین با مصرف دارو منتظر چاقی هستیم

      و یک عده افرادی هستند که معمولا خانم‌ها هستند  از بارداری چاق می شوند به خاطر خیلی دلایل که مصرف مواد غذایی به آنها توصیه می شه 

      یا عده افرادی هستند که ذهنی چاق اما جسمی لاغر دارند که من از آن دسته هستم تجربه جسم چاق را ندارم اما از وقتی با این دوره آشنا شدم متوجه شدم که ذهن چاقی دارم !!چرا!!!؟؟؟چون دز بالا ترین وزن خود ۵۸کیلو بودم و برای کم کردن فقط ۸کیلو این همه سال تلاش وتقلا داشتم و هیچوقت به وزن ایدهالم نرسیدم و حالا می فهم که مشکل از ذهن من بوده و جسم که  چاق نشده چون مرتب در حال ورزش ‌رژیم های مختلف بودم 

      مغز من همیشه فرمان ترس از خوردن را صادر می کرد و هنوز هم گاه گاهی به سراغم می اید

      مغز من نگران و مضطرب بود که اگر روزی از رژیم و ورزش خسته شدم چه اتفاقی برای جسم من پیش خواهد امد

      مغز من هر روز صبح من را به سوی ترازو هدایت می کرد و روزم را خراب  

      مغز من نگران بود که سنم بر بالا سوخت و ساز بدنم کم می شه و نتیجه !!جاقی

      مغز من دستور می داد که هر روز ورزش کنم تا حتی که خیس عرق بسم در غیر اینصورت نتیجه ندارد 

      می خوام بگم تمام اینها از ذهن چاق ساط می شه خدایا صرهزار بار شکر که با این روش آشنا شدم 

      اسناد خیلی ممنون🙏  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ainakaveh@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۱ ۱۱:۴۴
      مدت عضویت: 2079 روز
      امتیاز کاربر: 77954 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 368 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان با پشتکارم

      واقعا الان بخوبی متوجه حرف استادم میشوم.به دلیل اینکه گفتگوی ذهنم کاملا عوض شده.دیگه ذهنم برای من مثل یک دوست عمل میکنه.دیگه انتقاد نمیکنه اونم با صدای بلند وپر تکرار

      الان به لطف خدا وتلاش استاد نازنین برای تفهیم این فرمولها به ما….اونم در صورتی که بعضی از این فرمولها دقیقا برعکس چیزی بود که تا به امروز باور داشتیم.واقعا شکر گزار خداوند وممنون زحمات استاد باوجدان ومهربانم هستم.🙏🙏

      همونطور که استاد بارها فرمودند بعد از ناامیدی در لاغرشدن به کلاسهای ذهن رفتند وتمامی اون فرمولها رو در مورد لاغری پیاده کردند.منم امروز این جملات رو به این شکل تغییر دادم.🤗

      تصاویر لاغری در صورت ثابت ماندن باعث ایجاد فرمولهای لاغرکننده در مغز میشودوفرمولهای لاغر کننده به فرمانهای مغزی برای تغییرواکنشهای فرد در مواجه شدن با موادغذایی تبدیل میشود.

      همچنین این فرمولها به فرمانهای مغزی برای از بین بردن ذخیره چربی (به هر طریقی که خودش صلاح میدونه) وکم شدن سایزو وزن تبدیل میشود.واز آنجایی که جسم ما تحت فرمانروایی مغز است به سادگی تغییر وضعیت داده(به پیش فرض خودش باز میگردد.)واز حالت اضافه وزن به حالت متناسب تغییر وضعیت میدهد.🙏

      واقعا خوشحالم که در این مسیر هستم.از هر فرصتی برای دیدن فایلها.خواندن متنها..خواندن نوشته های دوستان مستقر در گروه وانجام تمرینها در دفترم استفاده میکنم وگاهی روزها ساعتها در این مسیر جذاب وپر از انرژی وخوش آیند.هستم.

      از لطف بیکران جناب استاد هرروز به یک کشف تازه دست پیدا میکنم یعنی یک فرمول اشتباه را شناسایی کرده ‘وبرروی فرمول جدید کار میکنم.تمرین زیاد انجام میدم واز همه جالبتر برام اینه که ذهنم بدون چک وچونه فرمول جدید رو قبول میکنه وهیچ بحث ونزاعی باهم نداریم.(خدا رو شکر).من با استمرار در این مسیر میمانم چون منبعد این راه درست وحقیقی برای زندگی آینده من است.تماما سعیم براین است که بعد از تناسب اندام از این فرمولها در جنبه های دیگر زندگیم نیز استفاده کنم وبه امید خدا به نتایج خوبی دست پیدا کنم چون من باور دارم که حقیقت اینجاست واز این  راه میتوانم انتظار رسیدن به آرزوهایم را داشته باشم.بازم خدا رو شکر میکنم که از این طریق از خواب غفلت بیدار شدم.وسپاس بینهایت از جناب استاد که همواره در مسیر همراه ومشوق ما هستند.

      باآرزوی سلامتی وتحقق آرزوها برای جناب استاد وتک.تک عزیزان در گروه🤲🏼🤲🏼🤲🏼

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamzadk
      ۱۴۰۰/۰۲/۲۹ ۰۹:۴۳
      مدت عضویت: 2443 روز
      امتیاز کاربر: 53283 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 328 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز 

      هر فایل استاد رو که گوش میدم و نوشته های دوستانم رو میخونم میبینم که زبان چاقی زبان مشترک بین ما آدمهای چاق هستش و زندگی همه ما شبیه هم هست .

      بعد از زایمان اولم که دخترم دو ونیم کیلو بود یکی از آشنایان بهم گفت چون شکمت چربی داشته بچه جای رشد نداشت و یادمه من شش ماه نه گوشت خوردم نه مرغ و نه ماهی از همشون بدم میومد ولی وزنم شد ۱۰۲ کیلو 😱

      ولی برای دختر دومم چون خودم چاق بودم تا ۴ ماه هیچکس نفهمید که حامله ام و همه چی هم میخوردم با اشتهای زیاد و بچه دومم ۴ونیم کیلو بود .

      یکی دیگر از باورهای اشتباه هم این بود که وقتی بچه شیر میدی باید بیشتر بخوری دختر اول من اصلا شیر مادر نخورد و با شیرخشک بزرگ شد ولی بازم من زیاد میخوردم چون شیرم کم بود هر چی که بزرگترا میگفتن شیر افزا هستن من میخوردم ولی تاثیر نداشت .

      برای ما آدمهای چاق به هر اندازه که از روش‌های مختلف لاغری شکست خورده باشیم ،لاغر شدن در نظرمون سخت و دست نیافتنی میشه چون یاد گرفته ایم که برای لاغری باید سخت ورزش کنیم رژیم بگیریم کالری بشماریم و سوخت وساز بدن رو زیاد کنیم . 

      به لطف خدا از زمانی که با این سایت آشنا شدم کلی باورهای اشتباه رو ترک کردم و در حال یاد گرفتن باورهای صحیح هستم یاد گرفتم که موادغذایی برای چاق شدن افراد نیست خوردن فقط برای تامین انرژی سلول‌های بدن فرد هست پس باید به اندازه نیاز بدن استفاده بشن .معده انسان جای ذخیره موادغذایی نیست .

      یاد گرفتم که نباید به برجستگی‌ها بدن توجه کنیم روی ترازو رفتن رو فراموش کنیم خودمون رو دوست داشته باشیم برچسب بی لیاقتی رو به خودمون نزنیم به گفته استاد ما آدمهای با اراده ای هستیم که هیچ کس اراده ما رو نداره من ایمان دارم که فقط با روش لاغر با ذهن میشه لاغر شد و لاغر موند برای همیشه 😊😊 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۲/۲۵ ۱۶:۵۴
      مدت عضویت: 2090 روز
      امتیاز کاربر: 64733 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 367 کلمه

      بنام خدا 

      عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز و،دوستان. 

      من چند ماهی هست که تو سایت هستم و از فایلهای رایگان و نکات طلایی را دنبال میکنم و خیلی هم رازی هستم .

      خداوند هیچ مشکلی را بدون راه حل آن مشکل به وجود نیاورده و ما باید بتوانیم با قدرت ذهن راه حل آن را پیدا کنیم .چاقی هم همین طور است برای بر طرف کردن آن باید راه حلش را بدانیم تا بهتر و آسانتر بتوانیم  ان را حل کنیم .

      من دلایل چاقی خودم را شناسایی کردم و الان مطمئن هستم که راحتتر میتونم به تناسب اندام ایده الم برسم .

      من از دوران جوانی متوجه اضافه وزن خودم شدم علتش را هم مصرف زیاد مواد غذایی میدانستم البته نه اون موقع بعدا ها و شاید چند سال بعد متوجه شدم که دارم یواش یواش چاق میشم میگفتم چون هر روز دارم برنج با نون میخورم یا غذاهای،دیگه را زیاد میخورم ،غذای چرب میخورم ، اشتهام زیاده تا ازدواج کردم و باردار شدم و شنیده بودم قبلا مادران در دوره بارداری چاق میشن و من هم اینو باور کرده بودم و تو دوران بارداری خیلی غذا میخوردم و هیچ توجهی هم به وزنم نداشتم چون میدانستم باید چاق بشم .بعد از،بارداری چند بار اقدام کردم برا لاغری چند کیلویی هم کم میکردم اما موقت بود و به محض اینکه،روش را کنار میزاشتم دوباره چاق میشدم و چون من انتظارش را داشتم که نکنه دوباره چاق بشم و با تکرار این فرمول ها در،ذهن خودم تصاویر چاقی در ذهنم شکل گرفته بود و این تصاویر در صورت ثابت ماندن باعث ایجاد فرمول های چاق کننده در مغز میشوند .

      به اندازه ای که ما باور کنیم فرد چاقی هستیم در معرض چاقی بیشتر قرار خواهیم گرفت .

      بنابراین از،وقتی که تصمیم گرفتم از مسیر درست لاغر شوم به طور اتفاقی که میدانم قطعا کار خدا بود که من با این سایت آشنا شدم و با اشتیاق دارم هر،روز ادامه میدم و میدانم که منم دیر یا،زود شگفتی ساز خواهم شد زمانش برام فرقی نداره همین که حالم خوبه و آرامش دارم و میدانم تهش لاغریه و من آخرش لاغر میشم پس مهم نیست کی و اصلا به جسمم توجه نمیکنم چون کاری باهاش ندارم جسم خود،بخود لاغر،میشه .

      ممنونم استاد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      ۱۴۰۰/۰۲/۲۵ ۰۶:۲۴
      مدت عضویت: 2276 روز
      امتیاز کاربر: 4675 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,514 کلمه

      فایل “گام چهل و پنجم “:

      الان که خوب فکر میکنم یادم میاید که مادرم سالهای زیاد به من ميگفت که تو به خانواده پدرت رفتی و چاق خواهی شد با اینکه من سالها ی زیادی در تناسب بودم حتی تا قبل از بارداریم.🙋🙋🙋

      متاسفم که مادرم این حرف را از روی نااگاهی به من مرتب میزد. با اینکه قبل از ازدواجم هم من کاملاً متناسب بودم ولی همیشه میدیدم که پدرم زیاد غذا میخورد چون ميگفت مرد باید قوی باشد.🙎

      پدر من غذای در بشقابش را باید تا جایی میخورد که چیزی در ان نماند. همیشه تند غذا میخورد.  هیچ وقت به غذایی نه نمیگفت حتی اگر سیر بود.🙍

      همه تعریفهای پدرم از لطف و احترام ديگران نوع پذیرایی انان از پدرم در اصرار به غذا بود.  متاسفانه الان میفهمم که با انکه من کاملاً متناسب بودم در سالهای قبل از ازدواجم ولی ذهن من در حال اموزش چاقی بوده است از طریق پدرم، مثل فارسی حرف زدن که بدون اینکه اموزش خاصی ببینم شروع کردم به حرف زدن. 👧👧👧

      من تا یکسال بعد از ازدواجم همچنان هم متناسب بودم یعنی موقع خرید اصلا لباسی را پرو نمیکردم فقط میخریدم. چقدر لذت بخش بود. 🙋🙋🙋

      همسرم خیلی خوشحال بود و راضی، چون ميگفت که از ان دسته اقایانی است که اصلا حوصله خرید ندارد و کلی ازم تعریف میکرد که چقدرعالی است که من سریع خرید میکنم ، وقت تلف نمیکنم ، لباس تنگ بهم میاد و خوش اندام هستم.🙋🙋🙋

      انگار استاد در این فایل داستان زندگی من را تعریف میکنند. من بعد از یکسال بعد از ازدواجم باردار شدم و بارداری ام را تا 4 ماه به کسی نگفتم و فقط مقدار کمی وزن اضافه کردم که با وزن بچه و خودم خیلی زیاد نبود وهمه چیز خوب بود ولی به محض برملا کردن ان به اطرافیان ،هر کسی پندی داد و همسر من هم ان مواد غذایی را که ديگران تجویز کردند برایم تهیه میکرد.🙅

      خوب یادمه  اطرافیان به زور و بیش ازحد ومقدار بهم غذا دادند تابچه ای سالم ، تپل و قوی به دنیا بیاورم.  من بسیار جوان بودم و فکر میکردم که چون تجربه ندارم ،حتماً انها درست میگویند و بهتر از من میدانند🙍.  

      ان موقع اگاهی الان را نداشتم. خوب یادمه که 2 تااز خواهرانم با خانواده همسرشان امده بودند خانه مادرم و همه دور هم ناهار داشتند سالاد اولویه میخوردند ولی چون من باردار بودند، به من گفتند که تو کنار سفره نیا چون سس مایونز برات بد است و برای بچه چرب است.🙎

      خیلی خوب یادمه که چقدر دلم میخواست که یک لقمه از الویه را بخورم ولی مجبورم کرده بودند که تخم مرغ بدون نمک با هویج بخورم.🙎

      در دوران بارداریم ،به محض ورود من به خانه اطرافیان همه میدویدند و نمکدانها را از جلوی دست من برمیداشتند، چون معتقد بودند که نمک باد میاورد ، بدن خانم باردار ورم میکند و برای بچه اش خطر دارد. 🙎

      باز هم یادمه همسرم ماهی تازه ساردین میخرید و ان را بخار پز میکرد و من را مجبور میکرد هر شب 15 تا 20 عددبخورم بدون نمک. 🙎

      دوستان ان بد مزه ترین غذایی بود که توی ان مدت خوردم. یادمه چند بار ميخواستم غذا را بالا بیارم ولی همسرم تهديد م کرد که به زور بهم خواهم داد.🙎

      باز هم یادمه که کندر به من دادندبخورم ولی بعد از جویدن نه نمیتوانستم قورتش بدم نه اینکه از دهانم خارجش کنم. انها معتقد بودند که بچه باهوش میشود.🙎

      فکر میکنم با پیچ گشتی یا وسیله ای دیگری بعد از مدت زمانی خارجش کردند. من متوجه اشتباهات و نااگاهیهای اطرافیانم میشدم و صدا ی فرشته درونم را میشنیدم ولی برای منهم خوب و عالی به دنیا امدن فزرندم خیلی مهمتر از حال و هوای خودم شده بود. 🙎

      الان که بهش فکر میکنم از همه دوستانی که از رژیمهای خود نوشته اند، من در دوران باردار ی ام بیشتر درد و رنج و زجر کشیده ام.🙅

      جالب است که همه ميگفتند تو ویار نداری که دلت غذای خاصی بخواهد ولی ویار احساسی داری و زود ناراحت میشی.🙍

      بازهم جالب است بعد از انهمه مواد غذایی عجیبی که انها به من دادند، بخورم برای من عجیب بود که باز انگشت اشاره انها به سمت من نشانه میرفت.🙍

      واقعا نادانی و نااگاهی بزرگترین و مهمترين عامل عدم موفقيت انسانها است. موقعی که پسرم به دنیا امد ،پسر من حدود 4 کیلو بود.🙍

      به محض به دنیا امدن بچه را تحویل مادرم دادند دادند ، قد پسرم بلند بود و زردی نداشت حتی زودتر از من فرزندم را به مادرم تحویل داده بودند تا کنار نوزادان دیگری که زردی داشتند قرار نگیرد.🙆🙆🙆

      من تلفنهای زیادی داشتم برای به دنیا اوردن پسرم.  همسرم گفت ببین چه خوبه که حرف گوش کردی ، بعد هم که تا 2 سال پسرم را شیر مادر دادم دوباره تجویرها شروع شد و بهتر بگویم ادامه داشت. 🙅

      خوب یادمه حالم بهم ميخورد از خوردن ولی اطرافیان مجبورم میکردند که بخورم.  پسرم فوق العاده باهوش و شیطون بود و همه ذوقش را میکردند ولی من خوشحال نبودم.🙎

      اخرهای 2 سالگی پسرم بود ،که یکروز که با همسرم در خيابان راه میرفتیم وقدم میزدیم ،همسرم گفت با من راه نیا یا جلوتر بیا یا عقب تر، دوست ندارم که مردم من را با تو که اینقدر چاق هستی ببینند.🙎

      من که یک مانتوبلند گشاد xlarge مشکی رنگ پوشیده بودم و حدود 2 سال و 9 ماه بارداریم ،به حرفهای همسرم فقط و فقط و فقط به خاطر  رشد پسرم گوش داده بودم ،احساس تنفر از همسرم و از خودم بهم دست داد.🙎

      من احساس میکردم که من فداکاری کردم با اینکه همیشه یک صدایی درونم ميگفت نکن ، نخور و به حرف ديگران گوش نده ، از زندگی بیزار شده بودم.🙎  

      حرف همسرم مثل یک کوه اب یخ روی من ریخته شد.  همسرم دست پسرم را گرفت و با سرعت از من دور شد. 🙍

      هنوزم احساس میکنم که حركت ان موقع همسرم نامردی و بی معرفتی بود ولی از همه مهمتر نااگاهی خود من بود. 🙍

      استاد دقيقاً در این فایل ،دارند داستان زندگي من را تعریف میکنند ،چون من و همسرم هر دو متناسب بودیم وحالا بعد از 2 سال که من پسرم را با رشد ی عالی و با بهترین تغذیه ممکن که شیر مادر بود به او تحویل داده بودم، همسرم مرا پس زد ورفت.🙍

      خیلی دردناك بود. از ان به بعد من افسرده شدم، دوست نداشتم در جمع قرار بگیرم انگار همه چشمها ی اطرافیان خیره به من بود ودلیلش زایمان نبود و فقط و فقط و فقط اضافه وزن من بود که مسیر زیبای زندگی مرا و ارتباط همسرم را با من تغییر داده بود. 🙍

      من با استاد کاملاً موافقم.  من دچار شوک شده بودم ، بدن من امادگی جسم جديد مرا نداشت.  من هنوزم که الان فکر میکنم بازهم بیشتر عمرم را متناسب بوده ام ودر تناسب کامل به سر برده ام. 🙍

      به نظرم شاید گاهی سر زدن به مشاوریا دکتر روانشناس برای بعضی مسایل درست باشد ،ولی مهمتر از همه این است که ما خودمون مسایل خودمون را حل کنیم.🙆🙆🙆

      خودمون بخواهيم تغییر کنیم و خودمون اقدام کنيم. وقتی وارد این سایت شدم در کنار تناسب ذهنی ،انگار دوره زیبای خودشناسی هم تدریس میشد و من هم ان را شروع کردم که مرا هر روز به خدا شناسی هم نزدیکتر است.🙋🙋🙋

      گذشته از موضوع لاغری و تناسب اندام، مهمترین مساله ما این است که ما احساس بی لیاقتی میکنیم و خودمون را دوست نداریم.🙎

      اگر بیاییم برعکس عمل کنيم و همیشه خودمون را هر روز با تمرینهای سایت مشغول کنیم و همینی که هستیم را دوست بداریم و احساس لیاقت برای هر انچه که میخواهیم را باور کنیم و فقط و فقط و فقط روی احساسات خود کار کنیم تا خوشحال بمانیم هم روح ما متعالی میشود و هم نهايتاً جسم ما تسلیم ذهن قوی ما میشود و ما متناسب میشویم.🙋🙋🙋

      برای من در حدود 8 یا 9 ماهی که در این سایت سکنی گزیده ام ،همیشه به دست اوردن انچه میخواهم زمانی اتفاق میافتد که من اول باورش کرد م.🙋🙋🙋

      مثل شغلی که پیدا کردم ،اول با تمرین زندگی با طعم خدا و فایلهای پیاده روی، روی باورم کار کردم، بعد از مصاحبه هم ان شغل را به رزومه خودم اضافه اش کردم  حتی قبل از انکه جواب مثبت را بشنوم.چرا؟🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔

      چون اطمینان قلبی داشتم که شغل را گرفته ام.بعد از چند روز رسماً شغل را گرفتم.🙋🙋🙋

      برای تناسب اندام هم به همین روش دارم عمل میکنم، اول با تمرینهای هر روزه سایت ، روی باورم کار میکنم بعد از عمل به تمرینها ، عکسهای زیبا و زیاد دوران تناسب خودم را که تقريبا در اطرافم و محل کار و خانه ام پر هستند را به خودم تلقین میکنم و خودم را به جای نگاه در اینه در ان جسم  تصور میکنم .

       چرا؟🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤔

      چون اطمینان قلبی دارم که به همان جسم  میرسم.  پس به راحتی متناسب میشوم و اصلا دلیلی و شکی برای نگرانیم وجود ندارد.🙋🙋🙋

      نجواهای منفی هنوز هم هستند که شاید متناسب نشوی ، اگر نشدی یا دیر شده خیلی وقته اینجایی ولی من هستم که انتخاب کنم که انها را بشنوم یا نه ، گاهی اینقدر نجواها بی صدا میشوم که حدس میزنم شاید نجواها ی ذهنی و درونی ام کرونا گرفته باشند. 🙆🙆🙆

      این فایل ،بسیار فایل جالبی بود و من به طور ریشه ای تونستم داستان چاق شدن خودم را از ان استخراج کنم.  مطالب خیلی اموزنده بود.  تجربه زیاد استاد قابل تقدیر است.استادسپلسگزارم. 🙋🙋🙋😇😇😇😇

      روز جمعه 24 اردیبهشت ماه سال 1400

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ainakaveh@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۳/۱۱ ۱۲:۱۴
        مدت عضویت: 2079 روز
        امتیاز کاربر: 77954 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 79 کلمه

        با سلام

        لاله جان عزیز..چقدر در فکر فرو رفتم ومتاثر شدم.

         واقعابراتون آرزوی خوشحالی وموفقیت میکنم.

        خدا رو شکر که در این مسیر بسیار موفق وبا پشتکار پیش میروید وبه امید خدا به اهدافتون میرسید.🤲🏼

        من همیشه نوشته های شما رو میخونم و از این عکسی  که از خودتون گذاشتید و پیشرفت شما رو در.روند لاغری ومتناسب شدن  نشون میده باورم به درست بودن این مسیر صددرصد میشه واز تمامی نوشته هاتون استفاده میکنم وازتون سپاسگزارم .به امید سلامتی.تناسب اندام ورسیدن به آرزوها

        😍🙏🙏🙏🙏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار Laleh
          ۱۴۰۰/۰۳/۱۲ ۰۵:۰۱
          مدت عضویت: 2276 روز
          امتیاز کاربر: 4675 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 20 کلمه

          خیلی لطف کردید که به این زیبایی دیدگاه خودتون را بیان کردید.هر حرفی ازدل برآید، بر دل نشیند. سپاس مجدد.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sana1367777@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۲/۱۷ ۱۱:۵۹
      مدت عضویت: 2011 روز
      امتیاز کاربر: 309 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 175 کلمه

      بنام خالق زیباییهاوجهان هستی دلیل چاقی من خیلی فکرکردم خیلی اینکه چرا واز زمانی وزن من بالارفت چران بااینکه کم خوراکم با اینکه پرهیزازشیرینیجات فست فود وشکلات و…دارم چراحتی یک گرم هم کم نمیشه البته سالیان سال من درهمان وزن ثابت ماندم حتی درماه رمضان هم همه روزهاروروزه میگیرم بازهم یک گرم هم کم نمیشه وهمه این موارد همیشه وسالیان ساله که درذهن من یک سوال چرا من چاقم همیشه ازاینکه اطرافیانم درمقابل چشمم همه چی میخورن حتی چندبرابر ولی تناسب اندام دارند حسودیم میشه من باورکردم ک همه چی ازدرون من وازافکارمن سرچشمه میگیره قبول کردم ک چاقی من ازخودمنه وعلا هیچکدام ازنعمتهای خدامن روچاق نمیکنه اینکه من همیشه فکرم دراین بوده ک چگونه لاغرشوم ودنبال روشهای لاغری اعم ازرژیم وورزش وکم خوردن وپرهیزازخوردن خیلی چیزهاوتنهااشتباه خودم راقبول میکنم ک فقط بدنبال راه حل لاغری بودم چرا بفکراین نبودم ک چرامن چاقم وبدنبال این باشم ک من بایدتمام فرمولهای ذهنیم رونسبت ب دلایل چاقی تغییربدم امیدوارم درادامه این راه ودکنارشمااستادگرامی ونظرات ودیدگاه های همراهان خداوند مرادر این مسیرهدایتم کنه بینهایت سپاسگزارم اول ازخداوبعدازشمااستادگرامی وهمراهان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sana1367777@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۲/۱۷ ۱۱:۵۴
      مدت عضویت: 2011 روز
      امتیاز کاربر: 309 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 175 کلمه

      بنام خالق زیباییهاوجهان هستی دلیل چاقی من خیلی فکرکردم خیلی اینکه چرا واز زمانی وزن من بالارفت چران بااینکه کم خوراکم با اینکه پرهیزازشیرینیجات فست فود وشکلات و…دارم چراحتی یک گرم هم کم نمیشه البته سالیان سال من درهمان وزن ثابت ماندم حتی درماه رمضان هم همه روزهاروروزه میگیرم بازهم یک گرم هم کم نمیشه وهمه این موارد همیشه وسالیان ساله که درذهن من یک سوال چرا من چاقم همیشه ازاینکه اطرافیانم درمقابل چشمم همه چی میخورن حتی چندبرابر ولی تناسب اندام دارند حسودیم میشه من باورکردم ک همه چی ازدرون من وازافکارمن سرچشمه میگیره قبول کردم ک چاقی من ازخودمنه وعلا هیچکدام ازنعمتهای خدامن روچاق نمیکنه اینکه من همیشه فکرم دراین بوده ک چگونه لاغرشوم ودنبال روشهای لاغری اعم ازرژیم وورزش وکم خوردن وپرهیزازخوردن خیلی چیزهاوتنهااشتباه خودم راقبول میکنم ک فقط بدنبال راه حل لاغری بودم چرا بفکراین نبودم ک چرامن چاقم وبدنبال این باشم ک من بایدتمام فرمولهای ذهنیم رونسبت ب دلایل چاقی تغییربدم امیدوارم درادامه این راه ودکنارشمااستادگرامی ونظرات ودیدگاه های همراهان خداوند مراد این مسیرهایی کنه بینهایت سپاسگزارم اول ازخداوبعدازشمااستادگرامی وهمراهان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۴۰۰/۰۲/۱۷ ۰۳:۱۹
      مدت عضویت: 2447 روز
      امتیاز کاربر: 3193 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,770 کلمه

      سلام سلام 😍😍

      در گام های اول متوجه شدیم که دلیل و مقصر اصلی چاقی مان، خودمان هستیم. و موضوع امروز هم دلیل چاقی من هستش. بریم ببینیم موضوع از چه قرارست🏃🏻‍♀️

      مهم ترین دلیل چاقی ، باور کردن چاقی است.

      برای من باور کردن چاقی یعنی اینکه نتوانم تصور کنم که میتوانم لاغر باشم، یعنی با نگاه کردن به بازوهایم بگویم یعنی لاغر می شوند؟ با نگاه کردن به تصاویر افراد متناسب بگویم یعنی من هم می توانم همچین جسمی را تجربه کنم؟ 

      من چاقی را بسیار عالی باور کردم چون اولا خیلی به آرامی بر من وارد شد طوریکه برایم عادی بود نه شوکه کننده و غیرقابل باور..

      اما چون روش های لاغری هم بر لاغری سریع و عجیب تاکید داشتند ،باور کردن لاغر شدن سخت و غیرقابل دستیابی شده بود.

      هیچ کدام از جملاتی که در متن نوشته شده است را الان دیگر باور ندارم ..باز به فایل چاقی هیچ چیز نیست اشاره میکنم که مثل بهمن تمام باورهای اشتباه را در خود حل کرده و از بین میبرد.

      الان در من انتظار چاق شدن خیلی خیلی کم شده است اما انتظار چاق ماندن هنوز وجود دارد و این همان باور کردن چاقی است.باید شرایطی جدید برای خودم ترسیم کنم؛

      شرایطی که بهتر از الان است و احساس هم بهتر است یک مثال میزنم ؛ من در دوره ی پاکسازی چاقی یاد گرفتم از خوردن هیچ ماده ی غذایی ترس نداشته باشم .امشب این تمرین را عملی کردم و دو تکه شکلات با چای خوردم ، قبلش منفی باف میگفت بخوری چاق شدی و همان لحظه شکلات را برداشتم و خیلی قاطع گفتم نه دیگه 👊🏻

      تمام شد دوران بخوری چاق میشی…

      جسم من تا الان ۲۳ تن را به راحتی و بدون اینکه من بفهمم تا تحت فشار و اذیت قرار بگیرم ، دفع کرده است پس دو تکه شکلات واقعا هیچی نیست و به راحتی جسم آن را یا به انرژی تبدیل می کند یا دفع می کند و احساس خیلی خوبی پیدا کردم..متوجه شدم من هم گاهی اوقات میترسم از خوردن اما انقدر پنهان است باید بگردم دنبالش.

      و خلاصه احساس خیلی خوبی دارم..من معمولا ساعت ۱۲ شب گرسنه میشدم و چیزی میخوردم اما الان ساعت ۱:۳۰ بامداد است و من سیر و سبک هستم ..و این یک تغییر است که فاطمه ی دیروز آن را تجربه نکرده بود و سپاسگزارم  و راضی هستم که امروز عالی رفتار کردم.همین توجه به تغییرات باعث می شود که این شرایط هم کم کم تغییر کند و من هرروز متناسب شدن ذهنی را تمرین کنم تابرای  همیشه متناسب شدن و متناسب  ماندن جسمی هم وارد زندگی من بشود.

      ✅ذهن خود را مانند یک وسیله کارآمد در نظر بگیرید که می توانید با آن هر کاری انجام دهید.

      هرکاری ، یعنی میتوانی چیزهایی که هیچ وقت بلد نبودی را هم یادبگیری .چه برسد به تناسب که تخصص و علاقه ی  ذهن و جسم است و رساندن ما به تناسب اندام برایش هیچ کاری ندارد و بسیار بسیار آسان است .😊👊🏻👌🏻💖

      هیچ موضوعی در جهان تک وجهی نیست، پس اگر من با ذهن چاق شدن را یادگرفته ام میتوانم لاغر شدن را هم یادبگیرم.

      فایل تصویری💻📖🎧✏💎:

      جلسه ی پنجم سمینار لاغری با قدرت ذهن؛

      ✅باور اضافه وزن از چه زمانی در من شکل گرفت؟

      فیلم هایی از ۴ -۵ سالگیم دارم که کاملا متناسب هستم .آخ از دیدنشون قند تو دلم آب میشه 😍😍 این ها سند متناسب بودن هستند ..قدم هم نسبت به سنم بلند بود و پیراهن های رنگارنگ و گل گلی دخترانه خیلی بهم می اومد . 🔴 اما با وجود این خیلی ها به من میگویند تو از اول چاق بودی.. خودم الان احساس میکنم که به خاطر تصاویری بوده که در ذهنم از خودم داشتم و خودم هم هیچ وقت خودم را متناسب قبول نکردم..حتی وقتی لاغر میشدم هم مطمئن بودم موقتی است و چاقی را حالت دائمی و عادی خودم می دانستم.🤦🏻‍♀️

      یادم میاد که وقتی ۷ ساله بودم و از مدرسه برمیگشتم برای رفع خستگی ، بیشتر غذا خوردن را انتخاب کرده بودم.و این موضوع در سال دوم دبستان وقتی ۸ سالم بود شدت گرفت و حرف های اطرافیان هم شروع شد که چاق میشی و… من دیگه عادت به پرخوری کرده بودم و ربطی نداشت که چه زمانی هست و دیگه محدود به وعده ی بعد از برگشتن از مدرسه نمیشد و در تمامی وعده ها زیاده روی میکردم.بعدش که از هم سن و سالان خودم متفاوت شدم حرف هایی چاقی ارثی شروع شد و من را به هفت جد انور تر و هفت پشت غریبه شبیه میدونستند و من ارثی از هرکدام برده بودم بنابر گفته های این و آن 😑🔴😧

      بعد ،سن بلوغ ، نشستن زیاد برای درس خواندن، استرس کنکور و سایر دلیل ها به عنوان دلایل چاقی من اضافه شد.

      ✅جسم‌ ما به خودی خود هیچ اختیاری برای انجام هیچ کاری ندارد.معده ی ما نقشی در خوردن، میزان خوردن و زمان خوردن ندارد… نقش معده هضم مواد غذایی آن هم با دستور مغز است.

      من هم با فعالیت انجام دادن و ورزش کردن یا روزه گرفتن خود را مجاز به پرخوری میدانستم 😅 و کاملا حق داشتم که هرچه قدر میخواستم غذا بخورم.

      و انگار با خوردن هر لقمه به وضوح  میدیدم که این لقمه داره من را چاق تر می کند.

      ✅نافرمانی از مغز ، باعث ایجاد درگیری ذهنی می شود.

      ذهن طبق فرمول های چاقی که در خودش ذخیره داشت فرمان پرخوری میداد به مغز ، مغز هم به جسم فرمان میداد ولی ما به عنوان جسم خلاف نظر مغز عمل می کردیم و این باعث می شد همه چیز بهم بریزد ..

      ریزش مو بوجود می آمد، اعصاب بهم میریخت ، مشکلات معده و گوارش سر و کله شان پیدا می شد و هزار سختی دیگر..

      ✅اشتها کجاست؟؟

      اشتها همان انتخابی است که نباید اتخاذ شود ..

      اشتها همان لقمه ای است که نباید خورده شود..

      اشتها همان بهانه ای است که نمی گذارد تناسب اندام به جسم بازگردد و شرایط ایده آل شود.

      اشتها همان فرمول ذهنی است که دستور به بیش از نیاز خوردن می دهد تا چاقی را تقویت کند.

      ✅عادت های من در زمان اضافه وزن و چاقی؛

      مصرف نان به همراه برنج، آش و کلا خوردن نان در هر وعده..این رفتار را از مادربزرگ و پدرم یاد گرفته بودم البته سال هاست که این رفتار را ندارم ولی در سال های چاقی یکی از عادات هرروزه ی من بوده است.

      سرگاز غذا خوردن..کار هرروزه ی من بود مخصوصا اگر غذای آن روز را خیلی دوست داشتم تا تمام نمیشد آرام و قرار نداشتم..این رفتار ابداع خودم بود 😅😅 و کسی را ندیده بودم که سرگاز برود ولی اشتیاق من به خوردن باعث میشد بعد از غذاخوردن هم دوباره میل به خوردن داشته باشم..معده پر می شد ولی چشمم پر نمی شد و حریص بود و انگار سیری نداشت..تا جاییکه حالم بد می شد اما انگار کنترلی برای نخوردن نداشتم.

      یک کشویی داشتیم به نام کشوی خوراکی ها..همیشه پر از چیپس و پفک و کیک و خوراکی های مختلف و متنوع ‌..و من وظیفه ی خودم می دانستم که به پاس قدردانی از زحمات پدرم برای خرید این خوراکی ها و جلوگیری از خراب شدن آنها ، هرروز مقدار زیادی از آنها را بخورم😑😁

      موضوع بعدی این بود که من هروقت بداخلاقی میکردم یا چیزی میخواستم که نباید، با غذا و خوراکی که بیشتر ماکارونی، پیتزا یا سیب زمینی سرخ کرده بود حواسم رو پرت میکردند و یجورایی راضی می شدم و دیگه نق نمیزدم.

      بعدی وقتی شروع شد که جناب مشاور دبیرستان چاق شدن در سال کنکور را مجاز و امری اجتناب ناپذیر معرفی کردند و پرخوری هم چون درس می‌خواندیم امری پسندیده و بسیار طبیعی بود و هیچ کس اعتراضی نمی کرد چون میگفتند درس میخونه دیگه انرژی لازم داره …ولی من به چشم خودم دیدم که چند تا از دوستانم اصلا چاق نشدند  و یکی شان که لاغرتر هم شد در سال کنکور، ولی من پت و پهن تر شدم..

      نشستن زیاد در سال کنکور به خاطر درس خواندن هم یکی از دلایلی بود که همگان چاقی بیشتر را برای من پیش بینی می کردند.

      فایل پیوست :

      ✅الان در بخش چاقی تقریبا در سکوت فکری به سر میبرم. ولی در بخش لاغری ، جشن برپاست ..افکار خوب،احساس های انرژی دهنده می آیند و بر وجود من می نشینند .. 

      ✅اطمینان بیشتر به خودت و خداوند .

      شیوه ی هدایتم به این مسیر ، اشتیاقم به ادامه دادن و حس و حال خوبم اثبات حضور خداوند در قدم به قدم این مسیر با من است.✅به خودت تبریک بگو و تعهد بده برای ادامه دادن .

      من،فاطمه تعهد میدهم که ادامه بدهم، آموزش ها و درک های خود را به عمل تبدیل کنم و در این مسیر استمرار داشته باشم و دوباره شگفتی خلق کنم.🥰👊🏻

      خدایا شکرت برای اینکه حمایتم کردی تا گام امروز را هم عالی بردارم.

      تغییر امروز من 😍😍:

      تغییر امروزم با حرف زدن با مادرم برای من روشن شد.مادرم بهم اعتراض کرد که تو قبلا بیشتر اهل دعا خواندن و گریه کردن بودی…قسمت گریه کردن برای من جالب توجه بود..درست میگفت ..من خیلی وقته گریه نکردم،غر نزدم، کمتر شکایت کردم ، مقصر کردن دیگران را متوقف کردم و مقصرین فرضی خودم را بخشیدم و دیگر به آنها فکر نکردم و بیشتر اوقات راضی هستم و شاد…یادم آمد که قبلا چه قدر گریه میکردم تا به زور و التماس چیزی از خدا بخوام نمیدونم برای شما چطور بوده ولی من تا حالا به هیچی نرسیده بودم که قبلش به خاطرش گریه کرده باشم و التماس کرده باشم..همیشه از خدا ناراضی بودم ولی جرئت نمی‌کردم بگم بنابراین پدربزرگ، پدر و مادر و بقیه را مقصر شرایط خودم می دانستم..گاهی احساس می کردم که از این با آن شرایط اصلا خوشم نمیاد و بهتره که اصلا نباشم…حداقل هفته ای یک بار به مامانم غر میزدم و‌گریه میکردم که چرا اینجوریه…از سال ۹۷ حتی یک بار این کار را نکردم.. من برای لاغری وارد این مسیر شدم ولی رفتاری در من تغییر کرد که اصلا فکرش را هم نمیکردم…بعد از آن پول راحت تر وارد زندگی من شد با اینکه کار نمیکنم ولی یجوری شده که پس انداز هایم برای خرید چیزهایی که میخواهم کافی است و بعدش دوباره پول وارد زندگی من میشود و جایگزین می شود..دو تا از دوره های لاغری و ۵ دوره ی دیگر را به راحتی خریداری کردم. گوشی نو هدیه گرفتم.دوتا هدفون بلوتوثی که همیشه میخواستم را الان دارم.

      بعد در ارتباطم با خداوند تحولی ایجاد شد . به خدای خودم علاقه مند شدم احساس کردم دوستش دارم و او هم مرا دوست دارد.دیگر برای درخواست چیزی گریه نکردم اما وارد زندگی من شد..من هنوز هم دعا میکنم اما با یک تفاوت که الان مطمئن هستم خدا میتواند و من لیاقتش را دارم.قبلا با احساس شک به توانایی خدا و اطمینان به لیاقتی خودم…من در هر لحظه با خداوند صحبت میکنم..و حضورش را احساس میکنم ‌. در مسیر لاغری من ، میدانم که با من است و حمایتم می کند..من این روزها، آرامش دارم آرامشی که هیچ تلاشی برای به دست آوردنش نکرده ام ،اما بسیار سپاسگزارم که دارمش.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۳/۲۲ ۰۵:۳۵
        مدت عضویت: 2093 روز
        امتیاز کاربر: 37457 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 49 کلمه

        سلام فاطمه خانم گل مثل همیشه دیدگاهتان عالی بود وعلاوه بر تغییرات جسمی در کل زندگیتون تغییر کردین واین باز هم نشان می ده شما به تناسب فکری رسیدین  در ارتباط با خدا چقدر خوب عمل کردین انشالا به همه خواسته هاتون می رسین حتما  موفق وسر بلند باشین

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار ainakaveh@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۳/۱۱ ۱۴:۴۵
        مدت عضویت: 2079 روز
        امتیاز کاربر: 77954 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        با سلام.

        فاطمه جان از خوندن نوشته شما چقدر لذت بردم.

        بهتون امیتاز عالی دادم.واقعا تبریک میگم از اینهمه تغییر خوب..اینهمه آگاهیهای درست واستفاده ازاین آگاهیها👌🏾👌🏾👏👏👏

        امیدوارم که بزودی زود به تمامی خواسته هاتون دست پیدا کنید.🙏🙏🙏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۰/۰۱/۳۰ ۱۵:۱۹
      مدت عضویت: 2607 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,216 کلمه

      سلام . 

      گام ۴۵ 

      دلیل چاقی من چیست ؟ 

      مهمترین دلیل چاق شدن هر فردی که اضافه وزن دارد باور کردن چاقی است.

      خواهر دوقلوی من یه فرد متناسب بود . یه فردی که هممون به اندامش غبطه میخوردیم . موقع ازدواج دور کمرش اونقدر باریک بود که همه با دیدنش میگفتن فقط زهره در بین شماها اندام عالیی داره . گرچه استخون بندیش درشت بود و من و اون حدودا ۱۵ کیلو با هم تفاوت داشتیم ولی اسم اون همیشه لاغر بود و اسم من همیشه چاق . 

      من خودم رو چاق میدونستم و زهره رو لاغر . 

      زهره تا قبل از بارداری تافته ی جدا بافته از ما بود . همیشه لاغر بود و سریع هم باردار شد . یعنی دو موردی که در خانواده ی ما شامل حال خواهرام یود شامل حال زهره نشده بود . یعنی تا حدود ۲۹ سالگی زهره ی متناسب خیلی راحت باردار شد و از زمان بارداریش تمام فرمولهای گذشته ی ما  در ذهن او شروع به تاثیر کرد . 

      چرا از زهره میگم چون او بیش از ما لاغر مونده بود ولی حتی قدرت چاقی عادتی خانوادگی ما روی باورهای متناسبش اثر گذاشت و در ایام بارداری و باورهای غلط مربوط به بارداری که اونم در خودش پذیرفته بود چاق و چاقتر شد . 

      چند روز  ازش پرسیدم زهره رمز چاق شدن و چاق موندن تو چی بود ؟  بعد از گفتگو و اوردن دلایلی مثل خوردن و کم تحرکی در ایام بارداری باز من گفتم قبلش زهره چی باعث شد تو چاق بشی . گفت خب هرکی حامله میشه چاق میشه دیگه . خب طبیعی بود منم چاق میشدم . هرکی بچه شیر میده چاق میشه دیگه طبیعی بود منم زمانی که بچه شیر میدادم چاق بشم دیگه . 

      فرمول اصلی رو پیدا کردم . او چاق شدن در ایام بارداری و شیردهی رو طبیعی میدونست و حتی حالا هم چاق موندن خودش رو طبیعی میدونه و اونقدرم به این اعتقاداتش پایبنده که حتی از اون زمان ما بدتر شده .  خواهران دیگه ام هم دقیقا همینن چاقی رو به عنوان پیشفرض زندگی پذیرفتن و با اینکه سه سال پیش که من با سایت تناسب فکری آشنا شدم خواهر دوم و خواهر سومم عالی کاهش وزن داشتن ولی باز فرمولهای چاقی بهشون غلبه کرد . خواهر اولم که اصلا چاقی رو پذیرفته و بهش کار نداره و فکرشو مشغولش نمیکنه . خواهر دوقلومم که باور لاغر بودن هنوز باهاشه می گه من دوباره برمیگردم به سمت لاغر شدن . 

      یعنی با اینکه باور چاق کننده زیاد داره ولی لاغر بودن خودشو باور داره و همین حالا هم با اینکه فکر میکنم بیش از ده کیلو از من چاقتر باشه ولی اون اندام قبلی خودش رو در ذهن داره و میگه اون اندام منه . 

      باور داره باید عاداتش تغییر کنه و سعی کنه از شخصیت لاغر خودش در امور روزمره استفاده کنه ولی عادات چاق کننده ای که در خودش ایجاد کرده هم در سرش هست و همونا مانع میشن به سمت لاغری حرکت کنه . این شرح مختصر از خواهرام رو دادم که بگم همین حالا دور من خواهرانی هستن که همگی چاقی رو پذیرفتن و حتی مامانم که در ایام بیماری به ۶۲ کیلو رسیده بود حالا با رغبت دوست داره چاق بشه و داره ناخوداگاه از فرمولهای چاق کننده استفاده می کنه . منم که دیگه کاری به کار اونا ندارم و دیگه تمایلی ندارم که بخوام در این موارد باهاشون صحبت کنم و بیشتر تمرکزم روی فرمولهای خودمه متوجه شدم که اصل باور چاقی در من به خاطر ژنتیکی بودن چاقیه . 

      در حالیکه ژنتیک بی معناست و ما عادت به چاقی رو در خانواده طبیعی می دونیم . 

      همونطور که عادت به سخت باردار شدن رو طبیعی دونستیم و خواهر دوقلوم الان دقیقا برای بچه ی دوم گرفتار این باور عادتی خانواده شده . 

      خب اما من حالا مدتیه دوباره اقدام کردم تا از طریق سایت تناسب فکری که بهش ایمان دارم دوباره محتویات ذهن خودم رو تغییر بدم تا زندگی دلخواهم رو تجربه کنم . 

      اون زمان حرکت من عمومی بود و من خیلیها رو با اینجا آشنا کردم ولی حالا دیگه هیچ تمایلی ندارم که دیگران هدایت بشن . چون اصلا به من ربطی نداره . همه خدا دارن و خدای وجودشون داره هر لحظه اونارو هدایت میکنه . 

      پس تا اینجا به چند تا باور اصلی رسیدیم 

      -باور کردن چاقی 

      -ژنتیک بودن چاقی 

      -عادت کردن به چاقی که منجر به طبیعی دانستن چاقی شد . 

      اما دلایل بعدی چاقی من که از این باورهای اصلی منشعب شد 

      باور خوردن = چاقی 

       کم تحرکی = چاقی 

      بالارفتن سن = چاقی 

      ازدواج = چاقی

      بارداری = چاقی 

      بچه شیر دادن = چاقی 

      اینا باورهای بعدیه که چاقی رو برای من نگه میدارن . 

      اما ما اینجا داریم آموزش میبینیم که این باورها رو با منطق  رد کنیم و دیگه ازشون در زندگی روزمره استفاده نکنیم و بعد از توقف چاقی  از همون راهی که اومدیم آروم آروم و مستمر برگردیم . 

      باور اول : باور کردن چاقی . من خودم دقیقا یادمه چاقی من از همینجا شروع شد وقتی ۱۱ سالم بود و خودم رو وزن کردم و دیدم ۴۰ کیلو هستم خواهرسومم  باور چاقی رو در سر من ایجاد کرد و گفت منم کلاس پنجم ۴۰ کیلو بودم و الان ۸۰کیلوام تو هم چاقی . ولی زهره لاغره چون زهره ۳۶ کیلو بود و فقط ۴ کیلو از من کمتر بود ولی اتیکت و برچسب چاقی به من زده شد و برچسب لاغری به زهره و همین برچسب رو ذهن من گرفت و تکرار کرد و من سالهای بیشتری از عمرم رو نسبت به زهره با برچسب چاقی زندگی کردم . خیلی از ما هنوزم برچسب چاقی رو با خودمون همراه داریم و غافلیم از اینکه چاقی اصلا وجود نداره . ما به چاقی هویت دادیم . ما چاقی رو معنا کردیم . مثلا یه فرد بزرگسال اگه ۴۰ کیلو باشه لاغره ولی یه نوجوان اگه ۴۰ کیلو باشه چاقه . وزن که تغییری نکرده پس این باور چاقیه که در فرد بزرگسال ۴۰ کیلویی نیست ولی در فرد نوجوان ۴۰ کیلویی ایجاد میشه اونم توسط اطرافیان وگرنه خودش که هنوز به قدرت تشخیص نرسیده فقط چاقی رو آموزش دید و باور کرد و پذیرفت و فکر کردم حقیقته . طبیعته . 

      خدارو شکر که به سایت تناسب فکری هدایت شدم تا بپذیرم این فقط یه باوره و هیچ قدرتی در زندگی من نداره و من صاحب این باور هستم  و این باور رو به راحتی میشه با باور تناسب جایگزین کرد و اونم این ایه خداوند هست که میفرماید و خلقنا الانسان فی احسن تقویم . ما انسان را در بهترین قامت استوار کردیم . تمام چیزهای خوب بر ما نوشته شده و در حافظه ی ما ذخیره است . برچسبهای اصلی ما الهیست . البته اونا  برچسب نیست او پرنامه های پیشفرضه که قابل حذف شدن نیست . حقیقت وجود ماست . یا ایه دیگر تبارک الله احسن الخالقین ما بهترین مخلوقات خداوند هستیم طوری که خداوند در افرینش ما به خودش تبریک گفت .خب پس تناسب ،  طبیعت اصلی ماست . تقدیر ما متناسب بودنه . چاقی رو خودمون برای خودمون نوشتیم . چیزی که خدا برای ما نوشته  و جزء پیشفرض های

      باور بعدی طبیعی دانستن چاقیه . ما چاقی رو در برهه ای از زمان برای خودمون طبیعی کردیم و اون رو استمرار دادیم . بله کار دیگه ای که ما کردیم استمرار در چاقی بود . یعنی ما چاقی رو باور کردیم و استمرارش دادیم تکرارش کردیم . چاقی رو برای خودمون ساده کردیم . ما مثل اب خوردن چاق میشدیم . 

      من الان سه ساله چاق نشدم و همین خیلی موفقیت بزرگیه که نشون میده چاقی طبیعت بدن من نیست چاقی تکرار آموزشهای چاقیه و وقتی در امور روزمره اون رو تکرار نکنیم چاقی متوقف میشه ولی خب من دوست دارم روند لاغریم بیشتر بشه . پس الانم باورهایی دارم که نگهداشتن چاقی رو برای خودم طبیعی دونستم . در حالیکه روند لاغری من از وقتی دوباره اومدم و به طور مستمر آموزه های سایت تناسب فکری رو تکرار میکنم روند لاغر شدن دوباره در من ایجاد شده و باور متناسب تر شدن دوباره در من داره کار می کنه و من دارم عملکردم رو مطابق این باور انجام میدم . پس تناسبه که طبیعت اصلی وجود ماست چرا که در تمام زمانهایی که چاقی داشته کار خودشو میکرده تناسب هم خیلی قویتر از اون داشته بدن مارو ترمیم میکرده . قدرت چاقی ما در مقابل قدرت تناسب ما هیچه . 

      باور بعدی خوردن = چاقی که در روزهای گذشته و آموزشهای پیشین دیدیم خوردن یه تجربه است که ما خودمون اون رو به چاقی اتصال دادیم . ثابت کردیم این یه باور اشتباهه و ما هر چی هم که پرخوری کنیم جسم ما قدرت ترمیم داره و قدرت ترمیم صدها برابر قدرت تخریبه . چون قدرت ترمیم پیشفرض برنامه های ماست اما قدرت تخریب رو ما ارادی ایجادش کردیم  و توجه کردن به قدرت ترمیم بدن خواه ناخواه قدرت تخریب رو کوچیک و کوچیکتر می کنه . 

      باور بعدی کم تحرکی = چاقی 

      در جایی میخوندم  عمل تنفس به تنهایی کلی انرژی میخواد چون یه فرایند دائمی هست . یه فرمول داده بودن که من وقتی  برای خودم رو محاسبه کردم دیدم فقط و فقط ۲۰۰۰ کالری برای تنفس من لازمه . حالا ببینید گردش خون دیدن شنیدن رشد موها عضله سازی حتی خود چربی سازی چربی سوزی ساخت استخوان خود فرایند ترمیم بدن سالم سازی عملکرد قلب مغز و تمام اندامهای داخلی حرکت دست و پا و …… چقدر داره انرژی مصرف میکنه . یعنی فکر کنم ما روزانه داریم حدودا پنجاه هزار کالری انرژی میسوزونیم . ایا واقعا این پنجاه هزار کالری رو  ما با راه رفتن داریم مصرف میکنیم نه طبیعت بدن ما خودش خودبخود انرزی تولید میکنه و انرژی مصرف میکنه وگرنه نه غذای ما در انرژی سازی ما موثره نه حرکت ما در انرژی سوزی ما . انرژی سازی و انرژی سوزی فرایندهای کاملا مستقل هستن که جزء طبیعت بدن هستن و اصلا این برنامه های مزخرفی که ما به دهنمون دادیم در مقابل این قدرت بیکران هیچه هیچ . 

      تناسب هر لحظه در بدن ما در حال انجامه و حذف چاقی و بیماری جزء ترمیمهای بدن ماست که هر لحظه داره انجام میشه . پس همه ی این دلایل نشون میده خوردن و کم تحرکی هیچ ربطی به چاقی ندارند و این فرمولها فقط ساخته و پرداخته ی ذهن هستن که با دلیل ثابت کردیم کاملا اشتباه هستند و طبیعت اصلی ما تناسب اندام دائمی هست . 

      اما باورهای بعدی ازدواج بچه دار شدن و بارداری هست . اینها هم کاملا باورهای منسوخ شده هستند که فقط و فقط باید کنار برن اونقدر دلیل هست واسه مردود دانستن اینها که اگه بخوایم بنویسیم کلی جزئیات داره که دونه دونه این باورها رو رد میکنه حالا یکی دوتاش رو میگم با  ازدواج کردن و بارداری و بچه شیر دادن انسان  لذتهایی رو تجربه میکنه که قبل از اون تجربه نکرده . برای انجام چنین فعالیتهایی قطعا انرژی زیادی لازمه  . خب ما این رو قبول داریم ولی فکر میکنیم خب برای اینکه ما انرزی لازم برای این فرایندها رو داشته باشیم نیاز هست بخوریم تا انرژی داشته باشیم و چون خوردن = چاقی هست پس در نتیجه ما مدتی بعد از ازدواج و در ایام بارداری و شیردهی چاقیم . در حالیکه اگر درست فکر کنیم میتونیم این باور رو پیدا کنیم که هر سه ی این موارد جزء طبیعت بدن هستند و  خودبخود هم انرژی زا هستند و هم انرژی  لازم رو  خودشون دارن . اونها خودشون انرژی هستند و تبادل انرژی در این فرایندها دقیقا مثل سایر اندامهای داخلی بدن خودبخود و جزء پیشفرضهای بدن ماست . بدن ما انرژی لازم رو خودبخود بدون دخالت ما رد و بدل می کنه واصلا نیازی نیست که ما این کارها رو با خوردن مرتبط بدونیم و حالا اگرم دوست داشتیم لذت خوردن رو در کنار اینها تجربه کنیم لزومی نداره با چاقی برابرش کنیم . یعنی حتی خود فرایندن خوردن هم مثل سایر کارهای جسم ما یک تجربه است (جویدن ، بلعیدن حرکت در طول روده هضم جذب و دفع ) تمامی اینها عمل بدنه و کلی انرژی میبره چرا باید مارو چاق کنه . 

      خلاصه اینا همه کاره و در تمام این حالات بدن در حال تبادل انرژی هست . هم انرژی میسازه و هم انرژی میسوزونه و اینا هیچ ربطی به چیزهای خنده داری که ما برای خودمون ساختیم نداره . واقعا وقتی نگرشمون تغییر کنه و در این نگرشها استمرار داشته باشیم اصلا میبینیم دلیلی برای چاقی وجود نداره و خیلی راحت جمله ی ایکه باور چاقی رو در خودش داره به این جمله تغییر داد که هیچ دلیلی برای چاقی وجود نداره و ما همواره در حال تناسب اندام هستیم و جسم ما همواره در حال برطرف کردن چاقیست . خورد و خوراک فقط یه لذته که ما دوست داریم تجربه اش کنیم  و سایر باورها نیز فقط تجاربی هستند که هیچ ربطی به چاقی ندارند و خیلی منطقی میشه همشوم رو رد کرد و با تکرار و استمرار تناسب  رو برای خودمون دائمی کنیم . 

      استاد با اجازتون من خیلی علاقه دارم که این گامها رو به اتمام برسونم و بعد برم سراغ فایلهای نکات طلایی شما که حدودا صدتا هستن و بعد سراغ چالش من اینو نخوردم و بعد سراغ دوره .  تازه تا اون زمانم کلی شما در حال اضافه کردن فایل به سایت هستید . من خودم شخصا تا ابد با شما همراهم و واقعا فایلهای شما چه رایگان و چه هزینه دار رو ستایش می کنم و ایمان دارم استمرار در مسیر تناسب فکری منو به درک و عمل بالاتری میرسونه و من روز به روز به تجارب بهتری دست پیدا می کنم . 

      در پناه خدا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم